#یادداشت_مهمان
🔹فقط یک روز علیه استثمار کودکان
🖌 علیاکبر اسماعیلپور، مدیرعامل مؤسسه توانمندسازی آوای ماندگار
▫️جامعه نو: 22 خرداد، روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان، یک بار دیگر فرا رسید. تمامی شواهد و قرائن نشان میدهد که کودکان ایران در وضعیت دشوار بهسر میبرند و بهتبع کودکان کار هم وضعیت مطلوبی ندارند. شرایط وخیم اقتصادی و تورم و گرانی و فراتر از آن، وضع تحریمهای مختلف پس از خروج آمریکا از برجام این نگرانی را ایجاد کرده که با کوچکتر شدن سفره زحمتکشان و خانوادههای فرودست جامعه، مطابق همیشه، نخستین گزینه حذف هزینههای مربوط به آموزش و تغذیه این خانواده ها است و چه بسا کودکان بیشتری از چرخه آموزش و پرورش کشور خارج شده و درگیر اشتغال زودهنگام شوند. آمارها و مشاهدات حکایت از آن دارد که درصد بالاتری از کودکان شاغل را کودکان مهاجرا افغانستانی تشکیل میدهند و به دلیل برخوردار نبودن کارگران افغانستانی از بیمه و خدمات اجتماعی و بیمه درمانی و خدمات رفاهیای از این دست، انتظار میرود در سال پیش رو تعداد بیشتری از کودکان خانواده های مهاجر جذب بازار کار شوند.
ایران در سال 1373 پیماننامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و متعهد به اجرای مفاد آن است و بر اساس ماده 32 این پیماننامه هرگونه بهرهکشی و استثمار کودکان ممنوع است. همچنین جمهوری اسلامی ایران در سال 1380 مقاولهنامه 182 سازمان جهانی کار (ممنوعيت و اقدام فوري براي محو بدترين اشكال كار كودك) را پذیرفته است. بر اساس ماده یک این مقاولهنامه «هر يك از كشورهاي عضو كه به اين مقاوله نامه ملحق ميشوند بايد تدابير فوري و مؤثري را براي تأمين ممنوعيت و حذف بدترين اشكال كار كودك به عنوان يك فوريت اتخاذ نمايد.» وزیر کار و هیئت همراه هر ساله در اجلاس جهانی کار در حالی از بهبود وضعیت کودکان کار و نحوه صحیح اجرای این مقاولهنامه گزارش میدهند که متاسفانه تا کنون مقدمات اجرای این مقاولهنامه تنها در حد مصوبه هیئت وزیران بوده است. هیئت دولت در جلسه 27 اردیبهشت 83 و تنها یک ماه مانده به اجلاس جهانی کار، به صورت فرمالیته ودر حد گزارش به اجلاس پیش رو در آن زمان در ILO، پیشنهادِ مربوط به سال 81 وزارت کار و امور اجتماعی وقت را تصویب کرد که بر اساس آن 36 عنوان شغلی به عنوان بدترین اشکال کار کودکان نام برده شده که بهرهگیری از کودکان زیر 18 سال در آنها ممنوع است. نکته قابل توجه، نوع مجازاتی است که برای بنگاههای اقتصادی بهکارگیرنده کودکان کار تعیین کردهاند: از سه ماه تا یک سال لغو پروانه اشتغال.
هرچند حداقل مجازات تعیینشده هم در تعارض مصوبه مجلس ششم قرار گرفت که کارگاههای زیر 10 نفر را از شمول قانون کار خارج کرد. بر اساس بررسیهای انجامشده، اغلب کارگاههایی که از نیروی کار کودکان بهره می برند، کارگاههای کوچک زیر 10 نفر هستند.
یکی از موارد مهم این مقاولهنامه 8 مادهای، بند 2 از ماده 7 آن است که بر اهمیت بسیار زیاد «آموزش و پرورش» در حذف کار کودک تاکید دارد: «تامین دسترسی به آموزش و پرورش پایهای رایگان و در صورت امکان و اقتضا، آموزش حرفهای برای کلیه کودکان که طبق این مقاولهنامه از بدترین اشکال کار کودک دوری میجویند...»
این در حالی است که با تفسیر غلط اصل 44 مراکز آموزشی و فنی و حرفه ای هم با سرعت و شدت به سمت خصوصی شدن پیش میروند که تبعات بسیار مخربی برای خانواده های فرودست جامعه داشته است. علیرغم «طرح فرمان رهبری» مبنی بر آموزش کودکان مهاجر افغانستانی در مدارس، حتی مدارس دولتی هم برای تحصیل کودکان مهاجر از آنها مبالغ زیادی برای شهریه ثبت نام طلب میکنند که همین عامل هم در افزایش آمار کودکان کار میان کودکان مهاجر موثر بوده است.
به نظر میرسد پذیرش کنوانسیونها و مقاولههای بینالمللی نظیر پیماننامه جهانی حقوق کودک و مقاولهنامه 182 سازمان جهانی کار و وضع قوانین داخلی مثل آنچه در ماده 79 قانون کار جمهوری اسلامی آمده است (ممنوعیت بهکارگیری کودکان زیر 15 سال) بهتنهایی تاثیری در وضعیت کودکان کار نداشته و عزم جدی و تعهد و مسئولیت اجتماعی مسئولان و متولیان امور را میطلبد وگرنه این روزها و مناسبتهای خاص در هر سال تکرار می شود و متأسفانه تغییری در جهت کاهش آلام و مشقتهای بیشمار کودکان کار، کودکان در وضعیت دشوار و کودکان تهیدست مشاهده نمیشود.
🆔 @jameeno
🔹فقط یک روز علیه استثمار کودکان
🖌 علیاکبر اسماعیلپور، مدیرعامل مؤسسه توانمندسازی آوای ماندگار
▫️جامعه نو: 22 خرداد، روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان، یک بار دیگر فرا رسید. تمامی شواهد و قرائن نشان میدهد که کودکان ایران در وضعیت دشوار بهسر میبرند و بهتبع کودکان کار هم وضعیت مطلوبی ندارند. شرایط وخیم اقتصادی و تورم و گرانی و فراتر از آن، وضع تحریمهای مختلف پس از خروج آمریکا از برجام این نگرانی را ایجاد کرده که با کوچکتر شدن سفره زحمتکشان و خانوادههای فرودست جامعه، مطابق همیشه، نخستین گزینه حذف هزینههای مربوط به آموزش و تغذیه این خانواده ها است و چه بسا کودکان بیشتری از چرخه آموزش و پرورش کشور خارج شده و درگیر اشتغال زودهنگام شوند. آمارها و مشاهدات حکایت از آن دارد که درصد بالاتری از کودکان شاغل را کودکان مهاجرا افغانستانی تشکیل میدهند و به دلیل برخوردار نبودن کارگران افغانستانی از بیمه و خدمات اجتماعی و بیمه درمانی و خدمات رفاهیای از این دست، انتظار میرود در سال پیش رو تعداد بیشتری از کودکان خانواده های مهاجر جذب بازار کار شوند.
ایران در سال 1373 پیماننامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و متعهد به اجرای مفاد آن است و بر اساس ماده 32 این پیماننامه هرگونه بهرهکشی و استثمار کودکان ممنوع است. همچنین جمهوری اسلامی ایران در سال 1380 مقاولهنامه 182 سازمان جهانی کار (ممنوعيت و اقدام فوري براي محو بدترين اشكال كار كودك) را پذیرفته است. بر اساس ماده یک این مقاولهنامه «هر يك از كشورهاي عضو كه به اين مقاوله نامه ملحق ميشوند بايد تدابير فوري و مؤثري را براي تأمين ممنوعيت و حذف بدترين اشكال كار كودك به عنوان يك فوريت اتخاذ نمايد.» وزیر کار و هیئت همراه هر ساله در اجلاس جهانی کار در حالی از بهبود وضعیت کودکان کار و نحوه صحیح اجرای این مقاولهنامه گزارش میدهند که متاسفانه تا کنون مقدمات اجرای این مقاولهنامه تنها در حد مصوبه هیئت وزیران بوده است. هیئت دولت در جلسه 27 اردیبهشت 83 و تنها یک ماه مانده به اجلاس جهانی کار، به صورت فرمالیته ودر حد گزارش به اجلاس پیش رو در آن زمان در ILO، پیشنهادِ مربوط به سال 81 وزارت کار و امور اجتماعی وقت را تصویب کرد که بر اساس آن 36 عنوان شغلی به عنوان بدترین اشکال کار کودکان نام برده شده که بهرهگیری از کودکان زیر 18 سال در آنها ممنوع است. نکته قابل توجه، نوع مجازاتی است که برای بنگاههای اقتصادی بهکارگیرنده کودکان کار تعیین کردهاند: از سه ماه تا یک سال لغو پروانه اشتغال.
هرچند حداقل مجازات تعیینشده هم در تعارض مصوبه مجلس ششم قرار گرفت که کارگاههای زیر 10 نفر را از شمول قانون کار خارج کرد. بر اساس بررسیهای انجامشده، اغلب کارگاههایی که از نیروی کار کودکان بهره می برند، کارگاههای کوچک زیر 10 نفر هستند.
یکی از موارد مهم این مقاولهنامه 8 مادهای، بند 2 از ماده 7 آن است که بر اهمیت بسیار زیاد «آموزش و پرورش» در حذف کار کودک تاکید دارد: «تامین دسترسی به آموزش و پرورش پایهای رایگان و در صورت امکان و اقتضا، آموزش حرفهای برای کلیه کودکان که طبق این مقاولهنامه از بدترین اشکال کار کودک دوری میجویند...»
این در حالی است که با تفسیر غلط اصل 44 مراکز آموزشی و فنی و حرفه ای هم با سرعت و شدت به سمت خصوصی شدن پیش میروند که تبعات بسیار مخربی برای خانواده های فرودست جامعه داشته است. علیرغم «طرح فرمان رهبری» مبنی بر آموزش کودکان مهاجر افغانستانی در مدارس، حتی مدارس دولتی هم برای تحصیل کودکان مهاجر از آنها مبالغ زیادی برای شهریه ثبت نام طلب میکنند که همین عامل هم در افزایش آمار کودکان کار میان کودکان مهاجر موثر بوده است.
به نظر میرسد پذیرش کنوانسیونها و مقاولههای بینالمللی نظیر پیماننامه جهانی حقوق کودک و مقاولهنامه 182 سازمان جهانی کار و وضع قوانین داخلی مثل آنچه در ماده 79 قانون کار جمهوری اسلامی آمده است (ممنوعیت بهکارگیری کودکان زیر 15 سال) بهتنهایی تاثیری در وضعیت کودکان کار نداشته و عزم جدی و تعهد و مسئولیت اجتماعی مسئولان و متولیان امور را میطلبد وگرنه این روزها و مناسبتهای خاص در هر سال تکرار می شود و متأسفانه تغییری در جهت کاهش آلام و مشقتهای بیشمار کودکان کار، کودکان در وضعیت دشوار و کودکان تهیدست مشاهده نمیشود.
🆔 @jameeno
⚡️ساندرو برگشت!
▫️جامعه نو: خبری که همراه بایک نامه رسمی سایپا به نمایندگی ها متولد شده بود با ارسال یک تکذیب نامه رسمی و اکید این شرکت مرد.
اخیراً، سایپا طی نامه ای به نمایندگی ها اعلام کرده بود به جای خودروهای ثبت نامی ساندرو، به آنها تندر ۹۰ تحویل دهند. خبری که چون یک بمب در محافل خودرویی منفجر شد . اما چند ساعت بعد در اواخر وقت، سایپا خبر مندرج در نامه خودش را تکذیب و اعلام کرد این جایگزینی به دلخواه مشتریان بستگی دارد و اجباری نیست .
کارشناسان ریشه ماجرا را چیزی فراتر از اشتباه در برداشت از نامه و به خروج شرکت های خودروسازی فرانسه به خاطر بازگشت تحریم های ایالات متحده مربوط میدانند .
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: خبری که همراه بایک نامه رسمی سایپا به نمایندگی ها متولد شده بود با ارسال یک تکذیب نامه رسمی و اکید این شرکت مرد.
اخیراً، سایپا طی نامه ای به نمایندگی ها اعلام کرده بود به جای خودروهای ثبت نامی ساندرو، به آنها تندر ۹۰ تحویل دهند. خبری که چون یک بمب در محافل خودرویی منفجر شد . اما چند ساعت بعد در اواخر وقت، سایپا خبر مندرج در نامه خودش را تکذیب و اعلام کرد این جایگزینی به دلخواه مشتریان بستگی دارد و اجباری نیست .
کارشناسان ریشه ماجرا را چیزی فراتر از اشتباه در برداشت از نامه و به خروج شرکت های خودروسازی فرانسه به خاطر بازگشت تحریم های ایالات متحده مربوط میدانند .
🆔 @jameeno
#ب
🔹درباره بازتاب رسانهای دو حادثه تلخ این روزهای ما
🔺 روزنامهنگار، مجازیکار نیست
▫️پژمان موسوی، روزنامهنگار/ جامعه نو: هر روزنامهنگاری در قبال مخاطبانش یک سری تعهدات دارد، تعهد دارد که جز حقیقت را نگوید، تعهد دارد که دروغ نگوید و با اعتبار افراد بازی نکند، تعهد دارد که کار حرفهای کند و به روزنامهنگاری نه به عنوان حرفهای صرفا برای گذران امور که به صورت حرفهای تماما مسئولیتآور و در خدمت جامعه نگاه کند، تعهد دارد که «شنیدهها» را به عنوان «خبر» منتشر نکند و با آنها موج سواری نکند، تعهد دارد که افکار و اندیشههایش را در کار حرفهای دخیل نکند و بر اساس آن کینهورزی نکند، تعهد دارد که جز از برای «آزادی» نکوشد و بالاخره هم اینکه تعهد دارد که به همه لوازم این حرفه «متعهد» باشد. و مگر جز تعهد و اخلاق است حرفهای که هویت و خاستگاهش را اخلاق حرفهای شکل داده است و خمیرمایه آن را حقیقتجویی؟
در روزهای گذشته دو رویداد جدا از هم اما به شدت مشابه از منظر رسانهای، افکار عمومی ایران را تحت تاثیر خود قرار دادهاند: یکی مسئله مدرسهای در غرب تهران و دیگری موضوع تعرض به یک افغان در یکی از شهرستانهای استان اصفهان. در هر دو موضوع رسانهها و رسانهنگاران کم گذاشتند؛ یک کلاغ چهل کلاغ کردند، بدون یک بررسی جامع و مانع، جمعبندی و نتیجهگیری کردند و حتی حکم نهایی هم صادر کردند! این موضوع در فضای مجازی با شدت و حدت بیشتری در جریان بود و میتوان اینطور برداشت کرد که خیلی از روزنامهنگاران و رسانههای حرفهای هم برای آنکه از قافله عقب نمانند و به اصطلاح «خبر نخورند»، بدون آنکه تصويري درست و واقعي از حادثه داشته باشند، شایعات تصدیق نشده را به عنوان خبر منتشر کردند و بر دامنه موضوع افزودند. شعلهها که زبانه کشید، کم کم برخی پیدا شدند و از این روند خبر رسانی، انتقاد کردند، بعد هم مشخص شد برخی جنبههای حادثه اساسا آن چیزی نبود که در رسانهها منتشر شده بود. اما چه میشد کرد؟ کلی نام مطرح بود و شایعاتی که دیگر خبر شده بودند و با آنها نمیشد کاری کرد. اما راه چاره چه بود و چه شد که اینگونه شد؟ خلاصهاش میشود همین «تعهد»؛ تعهد همه آن چیزی است که ما به آن مینازیم؛ روزنامهنگاری که تعهد ندارد و کار حرفهای میکند، مانند پزشکی است که تخصص ندارد و به اتاق عمل میرود؛ حتی میتوان گفت تبعات کارش از یک پزشک غیرمتخصص نیز بیشتر است زیرا آن پزشک با یک نفر سرو کار دارد و یک روزنامهنگار با فرد فرد اعضای جامعه و اعتباری که فرو میریزد. روزنامهنگار حرفهای بر خلاف برخی ادمینهای کانالهای تلگرامی یا برخی فعالین سایر فضاهای مجازی، نباید شنیدهها را خبر کند، نباید بدون یک بررسی جامع از ابعاد حادثه، حکم صادر کرده و با آبروی افراد و رسانه متبوعش بازی کند، نباید بدون بررسی میدانی موضوع یا گفتگو با منابع معتبر، گزارشش را از حادثه منتشر نماید، روزنامهنگار حرفهای نباید...
این نبایدها اما در بیشتر موارد محقق نشد و خیلی از روزنامهنگارانِ حرفهای به همان دلایلی که در بالا ذکرش رفت، ترجیح دادند شایعات و اخبار تایید نشده را را به اسم خبر منتشر کنند و فضا را بیش از آنچه بود غبارآلود نمایند. نمیدانم چقدر سخت است عمل به قواعد «تعهد»، خیلی هم پیچیده نیست این کلمه چهار حرفی...
🆔 @jameeno
🔹درباره بازتاب رسانهای دو حادثه تلخ این روزهای ما
🔺 روزنامهنگار، مجازیکار نیست
▫️پژمان موسوی، روزنامهنگار/ جامعه نو: هر روزنامهنگاری در قبال مخاطبانش یک سری تعهدات دارد، تعهد دارد که جز حقیقت را نگوید، تعهد دارد که دروغ نگوید و با اعتبار افراد بازی نکند، تعهد دارد که کار حرفهای کند و به روزنامهنگاری نه به عنوان حرفهای صرفا برای گذران امور که به صورت حرفهای تماما مسئولیتآور و در خدمت جامعه نگاه کند، تعهد دارد که «شنیدهها» را به عنوان «خبر» منتشر نکند و با آنها موج سواری نکند، تعهد دارد که افکار و اندیشههایش را در کار حرفهای دخیل نکند و بر اساس آن کینهورزی نکند، تعهد دارد که جز از برای «آزادی» نکوشد و بالاخره هم اینکه تعهد دارد که به همه لوازم این حرفه «متعهد» باشد. و مگر جز تعهد و اخلاق است حرفهای که هویت و خاستگاهش را اخلاق حرفهای شکل داده است و خمیرمایه آن را حقیقتجویی؟
در روزهای گذشته دو رویداد جدا از هم اما به شدت مشابه از منظر رسانهای، افکار عمومی ایران را تحت تاثیر خود قرار دادهاند: یکی مسئله مدرسهای در غرب تهران و دیگری موضوع تعرض به یک افغان در یکی از شهرستانهای استان اصفهان. در هر دو موضوع رسانهها و رسانهنگاران کم گذاشتند؛ یک کلاغ چهل کلاغ کردند، بدون یک بررسی جامع و مانع، جمعبندی و نتیجهگیری کردند و حتی حکم نهایی هم صادر کردند! این موضوع در فضای مجازی با شدت و حدت بیشتری در جریان بود و میتوان اینطور برداشت کرد که خیلی از روزنامهنگاران و رسانههای حرفهای هم برای آنکه از قافله عقب نمانند و به اصطلاح «خبر نخورند»، بدون آنکه تصويري درست و واقعي از حادثه داشته باشند، شایعات تصدیق نشده را به عنوان خبر منتشر کردند و بر دامنه موضوع افزودند. شعلهها که زبانه کشید، کم کم برخی پیدا شدند و از این روند خبر رسانی، انتقاد کردند، بعد هم مشخص شد برخی جنبههای حادثه اساسا آن چیزی نبود که در رسانهها منتشر شده بود. اما چه میشد کرد؟ کلی نام مطرح بود و شایعاتی که دیگر خبر شده بودند و با آنها نمیشد کاری کرد. اما راه چاره چه بود و چه شد که اینگونه شد؟ خلاصهاش میشود همین «تعهد»؛ تعهد همه آن چیزی است که ما به آن مینازیم؛ روزنامهنگاری که تعهد ندارد و کار حرفهای میکند، مانند پزشکی است که تخصص ندارد و به اتاق عمل میرود؛ حتی میتوان گفت تبعات کارش از یک پزشک غیرمتخصص نیز بیشتر است زیرا آن پزشک با یک نفر سرو کار دارد و یک روزنامهنگار با فرد فرد اعضای جامعه و اعتباری که فرو میریزد. روزنامهنگار حرفهای بر خلاف برخی ادمینهای کانالهای تلگرامی یا برخی فعالین سایر فضاهای مجازی، نباید شنیدهها را خبر کند، نباید بدون یک بررسی جامع از ابعاد حادثه، حکم صادر کرده و با آبروی افراد و رسانه متبوعش بازی کند، نباید بدون بررسی میدانی موضوع یا گفتگو با منابع معتبر، گزارشش را از حادثه منتشر نماید، روزنامهنگار حرفهای نباید...
این نبایدها اما در بیشتر موارد محقق نشد و خیلی از روزنامهنگارانِ حرفهای به همان دلایلی که در بالا ذکرش رفت، ترجیح دادند شایعات و اخبار تایید نشده را را به اسم خبر منتشر کنند و فضا را بیش از آنچه بود غبارآلود نمایند. نمیدانم چقدر سخت است عمل به قواعد «تعهد»، خیلی هم پیچیده نیست این کلمه چهار حرفی...
🆔 @jameeno
#پخش_زنده
حضور هواداران تیمملی فوتبال ایران در میدان سرخ مسکو
برای تماشا روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.pscp.tv/w/be_qyjQ3Mzc1Mjl8MW1yR21ub3daUk1KefFokQiDaWEN-8_EfP6G9YpC3cTQRDHSPUQviQwarv1a
حضور هواداران تیمملی فوتبال ایران در میدان سرخ مسکو
برای تماشا روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.pscp.tv/w/be_qyjQ3Mzc1Mjl8MW1yR21ub3daUk1KefFokQiDaWEN-8_EfP6G9YpC3cTQRDHSPUQviQwarv1a
Periscope
جامعه نو @JameenoDaily
پخش زنده از میدان سرخایرانی ها در مسکو — Москва, Россия
🔹گزارش ماهانه اوپک منتشر شد:
فروش نفت ایران افزایش یافت
▫️جامعه نو: براساس اعلام منابع ثانویه بازار، تولید نفت ایران در ماه می (ماه گذشته میلادی) ۳میلیون و ۸۲۹ هزار بشکه در روز بوده که حدود ۵ هزار بشکه در روز بیش از ماه قبل است. تولید نفت عربستان هم به ۹میلیون و ۹۸۷ هزاربشکه در روز رسیده که ۸۵ هزار بشکه رشد کرده است.
🆔 @jameeno
فروش نفت ایران افزایش یافت
▫️جامعه نو: براساس اعلام منابع ثانویه بازار، تولید نفت ایران در ماه می (ماه گذشته میلادی) ۳میلیون و ۸۲۹ هزار بشکه در روز بوده که حدود ۵ هزار بشکه در روز بیش از ماه قبل است. تولید نفت عربستان هم به ۹میلیون و ۹۸۷ هزاربشکه در روز رسیده که ۸۵ هزار بشکه رشد کرده است.
🆔 @jameeno
#الف
🔹گوشه پارک، عرصه مجلس
▫️شورای سردبیری: اجبار رفتن به زیر سقف، یکی از بدترین اتفاقهایی است که میتواند برای سیاستمداران کاسبکار و رنود عوامگرا بیفتد. در کف خیابان، نیازی به اثبات هیچ ادعایی نیست. کافیست از ته حنجره فریاد بکشی و کار نامعمول و نظرگیر کنی. به اندازه کافی و بسیار بیش از آنچه وزن توست دیده خواهی شد. اگرخوب کار کنی میتوانی هیتلر را صدراعظم کنی، برگزیت خلق کنی و ...(سانسورکردیم).
ولی وقتی به زیر سقف میرویم (مثلا مجلس) دیگر جای فریاد کشیدن نیست. مثل کف خیابان نمیتوان با جنجال تایید گرفت و هر حرف بیپایهای را زد، بیش از سهم قانونی و به اختیار نمیتوان تریبون گرفت و اگر خارج از موضوع حرف بزنی لاریجانی یا کروبی یا هاشمی میکروفونت را قطع میکنند. زیر سقف جای کفتر رها کردن و پاشنه ورکشیدن نیست و به همین دلیل دموکراسی بنیادین از دل نعرههای وسط خیابان درنمیآید. جای لاتهای سیاسی هم همان خیابان است.
پریروز و دیروز دو اتفاق تقریبا همزمان و مرتبط افتاد. آن بازی نمایندگان طومارباز (که لزومی هم به آن نبود چون تعویق بررسی پیوستن به آن نهاد بینالمللی تصمیم نظام و کاری اندیشیده بود) که فضای مجلس را بانمک کرد، همزمان شد با اعلام محلهای مجاز گردهماییهای اعتراضی شهروندان در تهران و دستور ایجاد این محلها در شهرستانها. این اتفاق میمونی است که ایرانیها هم حداقل یک هاید پارک کرنری داشته باشند اگر خیابانها را نخواهند داشت (کی تصمیم میگیرد؟!). این امتیاز هنوز در حد آزادیهای عرفی کشورهای دارای قوانین دموکراتیک نیست، هرچند ۴۰ سال است که بخش خاصی از جامعه، کل خیابانها، دانشگاهها، استادیومها، مناسبتها و جمعیتهای وسیع آنها را همراه با کل دستگاه تبلیغاتی و سخنپراکنی کشور در اختیار دارد که دیگران از آن محروم هستند. سلطه آن بخش خاص و عدم نیاز آن به فضاهای اعطایی را میتوان در همه جا دید. سلطه و انحصار در حدی است که مساله ما هنوز این است که آن بخش در زیر سقف هم کارهایی را میکند که ماهیت بسیار شدید پیشادموکراتیک دارد: اقلیت در ایران، حدود ۴۰ سال است کار خود را در کف خیابان با فریاد، جماعت خشمگین کف برلب، موتورسیکلت، پیش کشیدن باورهای مذهبی جمعیت و طومار پیش برده و حتی وقتی انتخابات را باخته سکان را از دست ننهاده و قدرت واقعی را حفظ کرده است. نیازی هم به گوشه پارکها ندارد.
زیر سقف مجلس هم همین کار را میکند. اخیرا رئیس مجلس مجبور شد به بخش عملیاتی آنها بگوید از مجلس حقوق میگیرند تا بنشینند حرف بزنند نه اینکه مجلس را به هم بریزند. حرف دقیقی زد. عمله دیوان یا قوه عاقله یا مستوفیان، یا مقامات یا هرچه اسمش را بگذارید، خیر و شر کشور را در کف خود میگیرند و بویژه آنجا که کارشان تولید قانون است، نباید منویات تبلیغاتی حزب خود را به میانه بحث حقوقی بکشند و معرکه بگیرند. باید آنرا به همان پارکهایی ببرند که جای استفاده از حنجره و خطاب قرار دادن عوام است.
امتیازی که دولت به جامعه داده خیلی لازم بوده، اما هنوز در قیاس با رهاشدگی ریشهدار حکومت کافی نیست. اگر آن را نمیتوانیم محدود کنیم، برای مردم هم گوشه پارک و استادیوم کفایت نمیکند. خودشان آن را به کفایت میرسانند.
🆔 @jameeno
🔹گوشه پارک، عرصه مجلس
▫️شورای سردبیری: اجبار رفتن به زیر سقف، یکی از بدترین اتفاقهایی است که میتواند برای سیاستمداران کاسبکار و رنود عوامگرا بیفتد. در کف خیابان، نیازی به اثبات هیچ ادعایی نیست. کافیست از ته حنجره فریاد بکشی و کار نامعمول و نظرگیر کنی. به اندازه کافی و بسیار بیش از آنچه وزن توست دیده خواهی شد. اگرخوب کار کنی میتوانی هیتلر را صدراعظم کنی، برگزیت خلق کنی و ...(سانسورکردیم).
ولی وقتی به زیر سقف میرویم (مثلا مجلس) دیگر جای فریاد کشیدن نیست. مثل کف خیابان نمیتوان با جنجال تایید گرفت و هر حرف بیپایهای را زد، بیش از سهم قانونی و به اختیار نمیتوان تریبون گرفت و اگر خارج از موضوع حرف بزنی لاریجانی یا کروبی یا هاشمی میکروفونت را قطع میکنند. زیر سقف جای کفتر رها کردن و پاشنه ورکشیدن نیست و به همین دلیل دموکراسی بنیادین از دل نعرههای وسط خیابان درنمیآید. جای لاتهای سیاسی هم همان خیابان است.
پریروز و دیروز دو اتفاق تقریبا همزمان و مرتبط افتاد. آن بازی نمایندگان طومارباز (که لزومی هم به آن نبود چون تعویق بررسی پیوستن به آن نهاد بینالمللی تصمیم نظام و کاری اندیشیده بود) که فضای مجلس را بانمک کرد، همزمان شد با اعلام محلهای مجاز گردهماییهای اعتراضی شهروندان در تهران و دستور ایجاد این محلها در شهرستانها. این اتفاق میمونی است که ایرانیها هم حداقل یک هاید پارک کرنری داشته باشند اگر خیابانها را نخواهند داشت (کی تصمیم میگیرد؟!). این امتیاز هنوز در حد آزادیهای عرفی کشورهای دارای قوانین دموکراتیک نیست، هرچند ۴۰ سال است که بخش خاصی از جامعه، کل خیابانها، دانشگاهها، استادیومها، مناسبتها و جمعیتهای وسیع آنها را همراه با کل دستگاه تبلیغاتی و سخنپراکنی کشور در اختیار دارد که دیگران از آن محروم هستند. سلطه آن بخش خاص و عدم نیاز آن به فضاهای اعطایی را میتوان در همه جا دید. سلطه و انحصار در حدی است که مساله ما هنوز این است که آن بخش در زیر سقف هم کارهایی را میکند که ماهیت بسیار شدید پیشادموکراتیک دارد: اقلیت در ایران، حدود ۴۰ سال است کار خود را در کف خیابان با فریاد، جماعت خشمگین کف برلب، موتورسیکلت، پیش کشیدن باورهای مذهبی جمعیت و طومار پیش برده و حتی وقتی انتخابات را باخته سکان را از دست ننهاده و قدرت واقعی را حفظ کرده است. نیازی هم به گوشه پارکها ندارد.
زیر سقف مجلس هم همین کار را میکند. اخیرا رئیس مجلس مجبور شد به بخش عملیاتی آنها بگوید از مجلس حقوق میگیرند تا بنشینند حرف بزنند نه اینکه مجلس را به هم بریزند. حرف دقیقی زد. عمله دیوان یا قوه عاقله یا مستوفیان، یا مقامات یا هرچه اسمش را بگذارید، خیر و شر کشور را در کف خود میگیرند و بویژه آنجا که کارشان تولید قانون است، نباید منویات تبلیغاتی حزب خود را به میانه بحث حقوقی بکشند و معرکه بگیرند. باید آنرا به همان پارکهایی ببرند که جای استفاده از حنجره و خطاب قرار دادن عوام است.
امتیازی که دولت به جامعه داده خیلی لازم بوده، اما هنوز در قیاس با رهاشدگی ریشهدار حکومت کافی نیست. اگر آن را نمیتوانیم محدود کنیم، برای مردم هم گوشه پارک و استادیوم کفایت نمیکند. خودشان آن را به کفایت میرسانند.
🆔 @jameeno
🔺نامه جمعی از فعالان سیاسی اصلاحطلب به سید محمد خاتمی در مورد ضرورت اصلاح اصلاحات
▫️جامعه نو: جمعی از جوانان اصلاحطلب در نامهای به سیدمحمد خاتمی خواستار اصلاح جریان اصلاحات شدند. متن این نامه که به امضای ۱۰۰نفر مرقوم شده است، بدین شرح است:
به نام خدا
حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
با سلام و احترام
همچنانکه مستحضرید دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی از اصلاحطلبی در ایران بود که امید به اصلاح ساختار و رفتار مدیریت نظام سیاسی را در دل میلیونها ایرانی زنده کرد. امروز اما همزمان با ۲۱ امین سالگرد دوم خرداد، جریان اصلاحات از هر سو در تنگنا و فشار قرار گرفته است. شدت این فشارها از یک سو و برخی ناکارآمدیهای درونی جریان اصلاحات از سوی دیگر منجر به آن شده است که در میان بخشهایی از مردم این تصور ایجاد شود که اصلاحات دیگر توان ایجاد تغییر در زیست اجتماعی ایشان را نداشته و باید در جستجوی راههای دیگری برای تغییر بود. راههایی که به زعم ما در این شرایط پرمخاطره داخلی و خارجی احتمالا هزینههای فراوانی را به ملک و ملت تحمیل خواهد کرد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-06-12-2
▫️جامعه نو: جمعی از جوانان اصلاحطلب در نامهای به سیدمحمد خاتمی خواستار اصلاح جریان اصلاحات شدند. متن این نامه که به امضای ۱۰۰نفر مرقوم شده است، بدین شرح است:
به نام خدا
حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
با سلام و احترام
همچنانکه مستحضرید دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی از اصلاحطلبی در ایران بود که امید به اصلاح ساختار و رفتار مدیریت نظام سیاسی را در دل میلیونها ایرانی زنده کرد. امروز اما همزمان با ۲۱ امین سالگرد دوم خرداد، جریان اصلاحات از هر سو در تنگنا و فشار قرار گرفته است. شدت این فشارها از یک سو و برخی ناکارآمدیهای درونی جریان اصلاحات از سوی دیگر منجر به آن شده است که در میان بخشهایی از مردم این تصور ایجاد شود که اصلاحات دیگر توان ایجاد تغییر در زیست اجتماعی ایشان را نداشته و باید در جستجوی راههای دیگری برای تغییر بود. راههایی که به زعم ما در این شرایط پرمخاطره داخلی و خارجی احتمالا هزینههای فراوانی را به ملک و ملت تحمیل خواهد کرد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-06-12-2
Telegraph
نامه جمعی از فعالان سیاسی اصلاحطلب به سید محمد خاتمی در مورد ضرورت اصلاح اصلاحات
به نام خدا حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی با سلام و تقدیم احترام؛ همچنانکه مستحضرید دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی از اصلاحطلبی در ایران بود که امید به اصلاح ساختار و رفتار مدیریت نظام سیاسی را در دل میلیونها ایرانی زنده کرد. امروز اما همزمان…
#جام_جهانی 🇷🇺
🏆 حضور هواداران تیمملی فوتبال ایران در میدان سرخ مسکو
📸 عکس ها: سهیل سراییان
🆔 @jameeno
🏆 حضور هواداران تیمملی فوتبال ایران در میدان سرخ مسکو
📸 عکس ها: سهیل سراییان
🆔 @jameeno