جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
جامعه نو pinned «📌جامعه نو قصد دارد از امروز با ستون تازه‌ای مخاطبان گرانمایه خود را همراهی کند. این ستون در ایام هفته به موضوعات متنوع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی می‌پردازد. در پست بعدی، نخستین یادداشت ستون #ب را تقدیم همراهان جامعه نو می‌کنیم. 🆔 @jameeno»
🔹‏گزارش ماهانه اوپک منتشر شد:
فروش نفت ایران افزایش یافت

▫️جامعه نو: براساس اعلام منابع ثانویه بازار، تولید نفت ایران در ماه می (ماه گذشته میلادی) ۳میلیون و ۸۲۹ هزار بشکه در روز بوده که حدود ۵ هزار بشکه در روز بیش از ماه قبل است. تولید نفت عربستان هم به ۹میلیون و ۹۸۷ هزاربشکه در روز رسیده که ۸۵ هزار بشکه رشد کرده است.
🆔 @jameeno
#الف

🔹گوشه پارک، عرصه مجلس

▫️شورای سردبیری: اجبار رفتن به زیر سقف، یکی از بدترین اتفاق‌هایی است که می‌تواند برای سیاستمداران کاسبکار و رنود عوام‌گرا بیفتد. در کف خیابان، نیازی به اثبات هیچ ادعایی نیست. کافیست از ته حنجره فریاد بکشی و کار نامعمول و نظرگیر کنی. به اندازه کافی و بسیار بیش از آنچه وزن توست دیده خواهی شد. اگرخوب کار کنی می‌توانی هیتلر را صدراعظم کنی، برگزیت خلق کنی و ...(سانسورکردیم).

ولی وقتی به زیر سقف می‌رویم (مثلا مجلس) دیگر جای فریاد کشیدن نیست. مثل کف خیابان نمی‌توان با جنجال تایید گرفت و هر حرف بی‌پایه‌ای را زد، بیش از سهم قانونی و به اختیار نمی‌توان تریبون گرفت و اگر خارج از موضوع حرف بزنی لاریجانی یا کروبی یا هاشمی میکروفونت را قطع می‌کنند. زیر سقف جای کفتر رها کردن و پاشنه ورکشیدن نیست و به همین دلیل دموکراسی بنیادین از دل نعره‌های وسط خیابان درنمی‌آید. جای لات‌های سیاسی هم همان خیابان است.

پریروز و دیروز دو اتفاق تقریبا هم‌زمان و مرتبط افتاد. آن بازی نمایندگان طومارباز (که لزومی هم به آن نبود چون تعویق بررسی پیوستن به آن نهاد بین‌المللی تصمیم نظام و کاری اندیشیده بود) که فضای مجلس را بانمک کرد، همزمان شد با اعلام محل‌های مجاز گردهمایی‌های اعتراضی شهروندان در تهران و دستور ایجاد این محل‌ها در شهرستان‌ها. این اتفاق میمونی است که ایرانی‌ها هم حداقل یک هاید پارک کرنری داشته باشند اگر خیابان‌ها را نخواهند داشت (کی تصمیم می‌گیرد؟!). این امتیاز هنوز در حد آزادی‌های عرفی کشورهای دارای قوانین دموکراتیک نیست، هرچند ۴۰ سال است که بخش خاصی از جامعه، کل خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، استادیوم‌ها، مناسبت‌ها و جمعیت‌های وسیع آنها را همراه با کل دستگاه تبلیغاتی و سخن‌پراکنی کشور در اختیار دارد که دیگران از آن محروم هستند. سلطه آن بخش خاص و عدم نیاز آن به فضاهای اعطایی را می‌توان در همه جا دید. سلطه و انحصار در حدی است که مساله ما هنوز این است که آن بخش در زیر سقف هم کارهایی را می‌کند که ماهیت بسیار شدید پیشادموکراتیک دارد: اقلیت در ایران، حدود ۴۰ سال است کار خود را در کف خیابان با فریاد، جماعت خشمگین کف برلب، موتورسیکلت، پیش کشیدن باورهای مذهبی جمعیت و طومار پیش برده و حتی وقتی انتخابات را باخته سکان را از دست ننهاده و قدرت واقعی را حفظ کرده است. نیازی هم به گوشه پارک‌ها ندارد.

زیر سقف مجلس هم همین کار را می‌کند. اخیرا رئیس مجلس مجبور شد به بخش عملیاتی آنها بگوید از مجلس حقوق می‌گیرند تا بنشینند حرف بزنند نه اینکه مجلس را به هم بریزند. حرف دقیقی زد. عمله دیوان یا قوه عاقله یا مستوفیان، یا مقامات یا هرچه اسمش را بگذارید، خیر و شر کشور را در کف خود می‌گیرند و بویژه آنجا که کارشان تولید قانون است، نباید منویات تبلیغاتی حزب خود را به میانه بحث حقوقی بکشند و معرکه بگیرند. باید آنرا به همان پارک‌هایی ببرند که جای استفاده از حنجره و خطاب قرار دادن عوام است.

امتیازی که دولت به جامعه داده خیلی لازم بوده، اما هنوز در قیاس با رهاشدگی ریشه‌دار حکومت کافی نیست. اگر آن را نمی‌توانیم محدود کنیم، برای مردم هم گوشه پارک و استادیوم کفایت نمی‌کند. خودشان آن را به کفایت می‌رسانند.

🆔 @jameeno
🔺نامه جمعی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به سید محمد خاتمی در مورد ضرورت اصلاح اصلاحات

▫️جامعه نو: جمعی از جوانان اصلاح‌طلب در نامه‌ای به سیدمحمد خاتمی خواستار اصلاح جریان اصلاحات شدند. متن این نامه که به امضای ۱۰۰نفر مرقوم شده است، بدین شرح است:

به نام خدا
حجت‌‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
با سلام و احترام
همچنانکه مستحضرید دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی از اصلاح‌طلبی در ایران بود که امید به اصلاح ساختار و رفتار مدیریت نظام سیاسی را در دل‌ میلیون‌ها ایرانی زنده کرد. امروز اما همزمان با ۲۱ امین سالگرد دوم خرداد، جریان اصلاحات از هر سو در تنگنا و فشار قرار گرفته است. شدت این فشارها از یک سو و برخی ناکارآمدی‌های درونی جریان اصلاحات از سوی دیگر منجر به آن شده است که در میان بخش‌هایی از مردم این تصور ایجاد شود که اصلاحات دیگر توان ایجاد تغییر در زیست اجتماعی ایشان را نداشته و باید در جستجوی راه‌های دیگری برای تغییر بود. راه‌هایی که به زعم ما در این شرایط پرمخاطره داخلی و خارجی احتمالا هزینه‌های فراوانی را به ملک و ملت تحمیل خواهد کرد.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/jameeno-06-12-2
#جام_جهانی 🇷🇺

🏆 حضور هواداران تیم‌‌ملی فوتبال ایران در میدان سرخ مسکو

📸 عکس ها: سهیل سراییان

🆔 @jameeno
#الف

🔹راه کاراکاس از دمشق می‌گذرد

▫️شورای سردبیری: بالکانیزه شدن، سوریه‌ای شدن‌، ونزوئلایی شدن. اینها الگوهایی برای پیش‌بینی تحولات آتی ایران بوده‌اند یا هستند که هر کس به فراخور اطلاعات یا تصورات خود آنها را پرورده و عرضه کرده و یا درست پنداشته است. از میان آنها، پیشرانه ابتلا به اولی، تعارضات قومی است، دومی دخالت خارجی، و سومی، اقتصاد نفتی بعلاوه حکومت رانتیر. به عقیده شما کدام الگو به ما نزدیکتر است؟

بدون شک سومی. ایران و ونزوئلا شباهت‌های بسیاری به یکدیگر دارند: اتکا به درآمد نفتی؛ وجود حکومت پوپولیستی؛ مردمسالاری نیم‌بند؛ و استفاده از خصومت ایالات متحده به عنوان ملات وحدت ملی. ....البته چند خصلت مشترک دیگر جا افتاد: تورم بالا ، بی‌ارزش شدن پول در بازار جهانی پول، و افلاس دولت. میتوانستیم صفات مشترک دیگری هم برشماریم، ولی کافی است. بنابراین محتمل هست ونزوئلایی بشویم .

همه داستانهایی که درباره وخیم بودن اوضاع ونزوئلا می‌گویند حقیقت ندارد، همانطور که درباره ما یا کره و یا حتی آمریکا. ولی روند هایی که اقتصاددان ها درباره برخی کشورها توصیف می‌کنند درست است ومبنای علمی دارد. ظرفیت و توان اقتصادها در زمینه شکنندگی و خارج شدن متغیرها از کنترل، محدود است و برخی سقوط‌ها را با گذشتن از یک آستانه، دیگر نمی‌توان جلو گرفت . رکود چنین خصلتی دارد و از نقطه‌ای به بعد حکم دومینو را پیدا می‌کند. کاهش ارزش پول نیز به همین‌سان .در واقع، دوره های رکود و رونق طبیعی اقتصاد، گاهی به دلایلی مانند بی واکنشی دولتها ممکن است به ایستایی دچار شده و تعمیق منجر به سقوط یابند. پدید آمدن چنین موقعیتی در اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران و ونزوئلا بسیار محتمل است. ما البته با ونزوئلا یک تفاوت هم داریم: وفاداری به پوپولیستها. ونزوئلا بیش از بیست سال است توسط پوپولیستها اداره میشود،ذولی ما تحمل احمدی‌نژاد دیگری را بعد از دوره ۸ ساله او نداشتیم. البته تفاوت عمده‌ای نیست ولی قابل توجه هست.

مسئولیت بستن راه کشور به سوی این سرازیری پرشیب به سمت ونزوئلایی شدن با دولت است. طی سه ماه گذشته البته چنین نبوده و مصالح اقتصادی دولت در این دوران پر خطر، با مصالح سیاسی- امنیتی حکومت (که با دانش کافی هم صورتبندی نشده بود) آمیخته شد. دولت باید بعد از این مقاومت کند. تصمیم اقتصادی را امنیتی‌ها نباید بگیرند. اگر با آنها باشد، گرفتاری‌های بازی در سوریه را آنقدر تعمیق میکنند که از دمشق، یکراست به کاراکاس برویم . باید مهار اقتصاد را از آنها بگیرید و به دست اقتصاددانها بدهید.

اوضاع اقتصادی، هم در عرصه کارکردهای دولت و هم دربخش گذران مردم به شدت بد و بی‌ریخت است، اما قرار نیست ما اعلام کنیم پایان جهان فرا رسیده است. تحولات دارند سرعت می‌گیرند ولی دولت هنوز مسلط است و سوار. دهنه و افسار این بی مهار را باید محکم بگیرد وگرنه حرف آنها که از ونزوئلایی شدن می‌گویند درست درمی‌آید.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔺صحنه آرایی های خطرناک ۲۳ خرداد ۹۷

🖌محمد احسانی


▫️جامعه نو: نه سال پیش میرحسین موسوی در ۲۳ خرداد ۸۸ گفت "تسلیم این صحنه آرایی های خطرناک نخواهم شد"
با گذشت آنهمه تب و تاب و به ویژه با شرایط ویژه کنونی لازم دانستم چند نکته را بنویسم:

نخست اینکه این جمله نه تنها یک مساله سیاسی و جناحی نبوده و نیست بلکه به مهمترین دکترین سیاست امنیتی جمهوری اسلامی اشاره دارد. مساله امنیت ملی که در آن گروههای داخلی به خودی و غیر خودی تقسیم میشوند و تمامی گروهها با معیار وفاداری سنجیده میشوند، مسلم مینماید که گروههای حاکم بر قدرت نسبت به صف بندی در مقابل همه آنچه غیر خودی و نا وفادار مینمایند، بپردازند.

دوم آنکه با وجود تاکید مصرح قانون اساسی در عدم دخالت نیروهای نظامی در امور سیاسی، گروههای بسیار زیادی تحت عنوان حفاظت و صیانت از اصل انقلاب؛ تاب تحمل نظرات مخالف را نداشته و با شدیدترین برخوردها نسبت به مخالفان عمل مینمایند. شاهد این مدعا نیز در دی ماه ۹۶ نیز با صف بندی عظیم نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی مشهود بود.

سومین تاکید این گزاره کمی انتزاعی است. بر اساس نظریات جامعه شناسی سیاسی یکی از نشانه های توتالیتاریسم این است که تمامی گروههای اجتماعی و سیاسی در کشوری پس از مدتی فعالیت، نقش برانداز به خود میگیرند. در شکل دهی جنبشهای اجتماعی سالهای اخیر ایران از قبیل زنان دانشجویان معلمین کارگران و .... بسیاری گروهها نقش داشتند اما مهمترین عامل سوق دهنده این گروهها به سوی مخالفت و تقابل، همین دکترین امنیتی نظام بوده و هست. دکترین امنیتی که با صحنه آرایی های خطرناک همه گروهها را برانداز، اپوزسیون و فریب خورده خارجی ها میداند.

اما چهارمین نتیجه سخن؛ نتیجه ای عرضی است که به سبب گذشت بیش از نه سال امروز شاهد آنیم که ایران به دلیل سیاست های امنیتی در داخل و خارج به حکومتی تنها، منزوی و شکننده تبدیل شده است.
واقعیت آن است که از دی ۹۶ تا امروز علنا مرز روشنی میان مردم و حکومت برقرار شده و از آن روز که ترامپ از برجام خارج شد روز به روز ایران از کشورهای بیشتری جدا شد و می شود.
امنیت ملی ما نه با حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد تامین میشود نه با انزوای بین المللی. ما صحنه های امنیتی خود را مکررا اشتباه می آراییم. طرحی نو باید درانداخت.

🆔 @jameeno
🔸در نقد و حاشیه های یک نامه با صد امضا

🖌صدرا آقاسی؛ دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تبریز

▫️جامعه نو: اخیرا جمعی از کنشگران اصلاح‌طلب در نامه‌ای به سید محمد خاتمی، از او به عنوان شخص محوری اصلاح‌طلبان خواسته‌اند که به ضعف‌های ساختاری جبهه اصلاحات توجه و درصدد رفع آنان برآید.
با اتکا به شناخت نزدیک از قسم قابل توجهی از دوستانی که نامه را امضا کرده‌اند شکی بر احساس مسئولیت مدنی و اعتقاد بر مرام دموکراسی‌خواهی آنان وارد نیست. اکنون سوال این است که اصلاحات در کدام سمت و سو در حرکت است که جمعی مجبورا صدای نقدهای آرام درون گروهی را بلندتر می‌کنند تا با نامه‌ای‌ سرگشاده طنین‌انداز شود‌. چندی قبل نیز جمعی اصلاح‌طلبان سرشناس آذربایجان با محتوای مسایل منطقه‌ای در نامه‌ای به آقای خاتمی، نقدهای خود را مطرح کرده بودند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/reform-06-13


🔹سیل بند نظام کجاست؟

شورای سردبیری: اگر کسی می‌خواهد دنبال مدرکی برای اثبات بی‌پشم بودن کلاه دولت بگردد، لازم نیست راه دوری برود. مدت‌هاست در هریک از محلات تهران دفتری کوچک باز شده است که به طور رسمی نمی‌گوید دفتر فروش شرکت‌های خودروساز است، اما وقتی سازوکار فروش و تحویل خودرو را در آنها نگاه می‌کنی، شکی باقی نمی‌ماند که دفتر فروش کارخانه ها هستند؛ به قیمت بازار!
می‌توان با این مشکلی نداشت. درستش همین است که کارخانه‌های تولیدکننده کالاهای غیرحیاتی، چه دولتی و چه خصوصی در قیمت گذاری محصولات خود آزاد باشند و تعادل عرضه و تقاضا و قیمت گذاری بازار را تنظیم کند. مسأله این است که دولت نمی‌تواند این اصل ساده را در بخش خودرو و رابطه آن با مصرف کننده جاری سازد و دولت نمی‌تواند اصل ساده ممنوعیت دور زدن دولت و اعتبارش را جاری سازد، و دولت نمی‌تواند در مقابل وسوسه و تقاضای کنترل و قیمت‌گذاری مقاومت کند و دولت نمی‌تواند کارخانه‌هایی را که در آنها دست برتر را دارد کنترل کند و...
جالب این است که قانونگذار هم نمی‌تواند از وسوسه کشیدن فریاد "لنگش کن" از کنار گود بگذرد. امروز نمایندگان مجلس"کلهم اجمعین" یعنی با ۲۷۰ امضا به دولت فرمودند قیمت خود رو را کنترل کن. فقط مانده دادستان تهران یا یک مقام قضایی دیگر که بیاید وسط و سهم آن یکی قوه را هم ادا کند. کشور را دارد سیل ترس از آینده می‌برد، دولت (که آن هم دیروز جلسه مبسوطی در این باره داشت) و سایر قوا بازیچه مدیرانی هستند که خودشان در صنایع کاشته‌اند و اکثرا هم در شمار ارادتمندان خالص و خودی حکومت هستند.
پرسشی می‌توان کرد. سیستمی که در میانه این وضعیت از پس دست نشاندگانش بر نمی‌آید، چگونه می‌تواند میلیونها کنش‌گر اقتصادی خرد و صاحب منافع و ده‌ها میلیون شهروند ترسیده از فردا و نگران کم شدن دارایی‌هایش را به رفتار درست و نابحران‌زای اقتصادی و معیشتی هدایت کند؟ واقعا کار سختی است.

🆔 @jameeno
📎این یادداشت پیرو بازنشر نامه فعالان اصلاح طلب به سیدمحمد خاتمی در مورد "ضرورت اصلاح اصلاحات" منتشر می‌شود.

🔺بازنشستگی؛ سرنوشت دایمی اصلاح‌طلبان

🖌ساسان آقایی

▫️جامعه نو: در ایران 76 دو پارادایم فکری، سیاسی، عملی، جدی و گسترده وجود داشت؛ محافظه‌کاران «خواهان وضع موجود» و مدافعان «تغییر وضع موجود» که بعدها اصلاح‌طلبان نام گرفتند. نزاع اصلی سیاست میان این دو نگرش رخ داد و به پیروزی ناگهانی گروه دوم انجامید. سیاست اما پیوسته در تغییر و دگردیسی‌ست؛ اتحادها موقتی، ائتلاف‌ها ناپایدار و دوستی‌ها و دشمنی‌ها در آن سینوسی‌ست، هیچ قانونی در آن عمری جاودان ندارد، پس نادیده‌گرفتن این واقعیت که صف‌بندی ۲ دهه پیش سیاست ایران به کار تحلیل امروز نمی‌آید یک اشتباه گزاف و راهبردی اما به نظر تعمدی‌ست. آن دسته‌بندی اکنون سال‌هاست از اعتبار افتاده و تهی از هر حقیقت، جعلی‌ست. نه دیگر رقیب محافظه‌کار ۷۶ آن «دیو دوسر مولد وحشت» است و نه اصلاح‌طلبان دیروز، امروز به «تغییر وضع موجود» باور دارند؛ آن‌ها اکنون خود جزیی از پارادایم «حفظ وضع موجود» و حتی بلندترین بلندگوی بیرونی آن هستند. مرزبندی آن‌ها با دیگر مدافعان وضع موجود تنها در این چکیده شده که «وضع موجود» چگونه باید حفظ شود تا دوام بیش‌تری یابد، دامنه‌ی تغییری که می‌جویند نیز به‌شدت «دفرمه‌شده» و خالی از هر محتوا و اصالت است، با مطالبه‌های حقیقی مردم هم نسبتی برقرار نمی‌کند؛ یک انتزاع تقلیل‌گرای گاه ذلت‌بار. به همین دلیل تنها اهرم در تمام سال‌های اخیر برای برتری در رقابت سیاسی، ترساندن مردم است و بس. از بین رفتن این اهرم دست‌کم در میان مدت به افزایش نرخ بیکاری در اردوگاه اصلاحات خواهد انجامید. در سوی دیگر نیز مرزهای کم‌رنگ و خودساخته‌ی تمایز سیاسی آن‌ها با بخش مهمی از رقبای گذشته‌شان در اردوگاه محافظه‌کاران، چنان بی‌مایه و نخ‌نماست که در عمل از میان رفته و بر جایش یک ائتلاف نانوشته و نامرئی نشسته. الگویی که آن‌ها برای حفظ وضع موجود پیشنهاد می‌دهند، به شکلی پراگماتیستی‌تر و کارآمدتر از سوی چهره‌های معتمدتر در حاکمیت مانند ناطق‌نوری و علی لاریجانی عملیاتی می‌شود؛ چهره هایی که کمابیش الگوی «روحانی» شدن را دنبال می‌کنند؛ به نظر نمی‌آید اصلاح‌طلبان حتی با وجود تجدیدنظرطلبی بی‌مرز در مبانی اصلاحات -که در سال ۷۶ به آن باور داشتند- و خود را به کف مرداب تقلیل‌گرایی کوفتن، حتی از سوی حاکمیت، و چه بسا از سوی هم‌پیمان «فرضی» خود یعنی دولت به بازی گرفته شوند؛ آن‌ها بازیگرانی بدون مهره و زمین بازیند!
در شرایطی چنین فلاکت‌بار، آشکار است که اصلاح‌طلبان از بن‌بست سیاسی گرفتار در آن به هراس افتاده‌اند. اگر در گذشته این مزیت نسبی را داشتند که دست‌کم بلندگوی بخشی از مطالبه‌های مردم باشند، امروز حتی از حرف زدن درباره‌ آن وحشت دارند؛ حالا کسانی مانند علی مطهری پیدا شده‌اند که این نقش را هم ایفا می‌کنند. سردرگمی در برابر رویدادهای بزرگ این روزهای ایران مانند اعتراض‌های دی‌ماه، جنبش زنان، وضع نابه‌سامان اقتصاد، دیپلماسی فشل، برجام پرپر و ... به آشکار شدن ماهیت «وضع موجودطلب» اصلاح‌طلبان انجامیده که نمود بارزی در موضع‌گیری‌هاشان دارد؛ برخی از اینان در وضع موجودطلبی تا آن‌جا پیش رفته‌اند که گاه حتا از صاحبان وضع موجود نیز پیشی گرفته‌اند! به این ترتیب هرچند نمی‌توان کتمان کرد که وضع‌موجودطلبان ریش‌تراشیده و تکنوکرات هنوز سازمان اجتماعی موثری در اختیار دارند که تنفسی مصنوعی به این بیمارِ دارای حیات نباتی می‌بخشد اما با تبدیل اصلاح‌طلبانِ دیروز به هواخواهانِ استمرار وضع موجود، این جریان آخرین کارویژه‌ها‌‌ی خود را از دست داده است. شاید برای نخستین بار نشانه‌های احتضار این بیمار بر چهره‌ی آبله‌گون و شرمگین آن‌ هویدا شده و حیات سیاسی این جریان به‌راستی به خطر افتاده مگر نوش‌دارویی پیش از مرگ سهراب کارگر افتد. این نوش‌داروی موثر شاید این باشد که دیگربار مرزهای رادیکالیسم در سیستم چنان فزونی و قدرت گیرند که فاصله‌ معنادار تاکتیکی میان الگوهای «حفظ وضع موجود» پدیدار شود، در غیر اینصورت اگر معدل عقل معاش سیستم در حدود همین شش سال اخیر حفظ شود، بازنشستگی سیاسی و دایمی، تنها سرنوشت اصلاح‌طلبان است.

🆔 @jameeno