جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸 عبدالصمد خرم‌آبادی: تلگرام طلایی راهی برای دور زدن فیلترینگ تلگرام


▫️جامعه نو: عبدالصمد خرم‌آبادی دبیرکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، در کانال شخصی خود در یکی از پیام‌رسان‌های داخلی، از تلگرام طلایی به عنوان راهی برای دور زدن فیلترینگ تلگرام یاد کرده و بدون نام بردن از دولت در این باره گفته: وقتی تلگرام در ایران فیلتر شد برخی به سرعت برای کمک به این پیام رسان دست‌به کار شدند. وعده پیام رسان بومی به مردم داده شد که تلگرام طلایی را مانند دامی بر سر این وعده قرار دادند و به آن ۲۰۰ سرور داده شده و به این وسیله تلگرام زنده مانده است.
پیش‌تر حسن بیکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به نقل از وزیر اطلاعات عنوان کرده بود که تلگرام طلایی متعلق به جمهوری اسلامی ایران است و فعالیت آن قانونی است.
وزیر ارتباطات نیز در ابتدای خرداد در پاسخ به ادعای اختصاص دادن سرور به نسخه‌های مشابه تلگرام گفته بود: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تاکنون هیچ گونه سروری در اختیار تلگرام و یا نسخه‌های غیررسمی آن قرار نداده است و آنچه از امکانات وجود داشته با ابلاغیه مرکز ملی فضای مجازی، در اختیار پیام‌رسان‌های بومی مجاز قرار گرفته است.

🆔 @jameeno
#الف

🔹توصیه لازم ندارد

▫️شورای سردبیری: در اوایل سال ۶۹ و در پی معلوم شدن اینکه متارکه جنگ با عراق در سالی پیش از آن حلال مشکلات جمهوری اسلامی نبوده، سید عطاالله مهاجرانی با انتشار یادداشتی در روزنامه اطلاعات، ترمی ماندگار را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد: مذاکره مستقیم. طبیعی است معنایش مذاکره با آمریکا و به صورت علنی بود. غیرعلنی و منتهی به یک معامله چرب را قبلا حدود نیم‌دهه پیش از آن انجام داده بودند؛ به واسطه آمیرام نیر، مشاور امنیتی مناحیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل، که به آمریکایی‌ها گفته بود کار بیخودی می‌کنید دنبال میانه‌روهای ایران می‌گردید، ما داریم با محافظه کارهایش معاملات کلان می‌کنیم.

اما حالا دیگر نیازی به این کار نبود. مهاجرانی تودهنی بزرگی دریافت کرد تا حرف خود را پس بگیرد. و پس از آن، طرفداری از مذاکره مستقیم می‌توانست یک جرم تلقی شود. بعد از آن دوران، البته شاید حدود ده بار مذاکره مستقیم (علنی و غیرعلنی) بین ایران و ایالات متحده برگزار شده و همه آنها نیز بنا به مصلحت حکومت بوده است. با سفیر آمریکا در عراق ساعتها علنی گفتگو کردیم تا "وظایف کشور اشغالگر نسبت به مردم محلی را به او یادآوری کنیم"! با وندی شرمن و جیک سالیوان و دیگران در مسقط مخفیانه به گفتگو نشستیم تا یکی شبیه برجام را مخفیانه تدارک کنیم، و این در حالی بود که اتهام و فحاشی‌ها علیه هر کسی که اسم مذاکره را می‌آورد، او را از صحنه سیاست پاک و مستحق عقوبت می‌کرد.در گرماگرم آن گفتگوی مخفیانه، روزنامه کذایی با بی‌شرمی از مبانی اعتقادی مردم برای اثبات حرام بودن مذاکره سوءاستفاده می‌کرد.

علت این رفتار که ظاهراً غیرمنطقی مینماید چیست؟ چرا ۳۰ سال است پیشنهاددهندگان مذاکره مستقیم را سرکوب و در خفا و علن با آمریکایی‌ها دیدار و مذاکره می‌کنیم؟ چرا از بین چندین مورد ابتکار عمل مذاکراتی که انجام شده، هیچکدام مسأله‌دار نیست، مگر آن موردی که روحانی و ظریف پیش بردند و به برجام رسیدند؟ چرا حکومت از همان ابتدا همدلی کافی با نتایج آخرین مذاکره ایران و ایالات متحده (در کنار پنج قدرت دیگر) نداشته است؟

برای همه این پرسش‌ها فقط یک پاسخ وجود دارد: به گروگان گرفتن مسأله آمریکا به عنوان یک اهرم تثبیت داخلی حکومت و توجیه ناکارآیی‌های نظری و عملی آن. حداقل استدلالی که برای اثبات این حرف می‌توان ارائه کرد بسیار ساده و پاسخ این پرسش است: چگونه می‌توان در یک جهان پر آشوب و تحول، در کشوری که ۴۰ سال است عمده‌ترین مسائلش در حیطه سیاست خارجی است و در حالی که در همه مسائل اساسی سیاست خارجی دیدگاه‌ها تغییر کرده، فقط در یک مورد، در مورد رابطه با ایالات متحده، نظر و سیاست رسمی ایستا و بلاتغییر داشت، در حالی‌که هرگاه لازم شده، از مسقط و لندن گرفته تا بغداد و آبادان (مذاکرات هر روزه فرماندهان ایرانی و آمریکایی در سال‌های اول پس از صدام برای حفظ هماهنگی در جنوب عراق و منطقه بصره) پشت میز می‌نشینیم؟ مصلحت مذاکره یا فقدان آن را براساس معیارهای شخصی تعیین می‌کنند؟

اگر کسانی نامه اخیر مبتنی بر تقاضا برای موافقت با مذاکره مستقیم را امضا نکرده باشند، از همین طریق به نتیجه رسیده‌اند: حکومت هیچ اعتقاد یا نهی ایدئولوژیک برای مذاکره با ایالات متحده ندارد و بدون توجه به تحلیل‌ها و استدلالهای توصیه‌کنندگان، هرگاه لازم بداند آن کار دیگر را خواهد کرد. مذاکره مستقیم نیز هم سری و هم علنی اتفاق خواهد افتاد و اصرار ما شاید اوضاع را به دلایل خصلتهای فردی بدتر و درنگ را بیشتر هم بکند.

نیازی به این کار نبود. به دلایل واضح: سیستم را عملکرد کلانش به سازش می‌کشاند و نه تحلیل منطقی بر اساس منافع ملی. نباید موضع مشوق یک حرکت مقدر ناخوشایند داشت، چون عادت بر این است که مسئولیت سازش‌ها پذیرفته نشود و به گردن دیگران بیفتد. زمانی هم که ترامپ می‌گوید فشار می‌آورم تا بیایی سر میز، مصلحت ما اظهارنظر تشویق‌آمیز نیست.

درنگ کنیم وبگذاریم این میوه پخته شود.

🆔 @jameeno


🔹شب خنجرهای بلند نزدیک است؟

شورای سردبیری: در تاریخ نازی‌های آلمان شبی به نام شب خنجر‌های بلند وجود دارد. در آن شب، یک دستگاه امنیتی حکومت هیتلری (اس‌اس) بر سر یک سرویس امنیتی دیگر (اس‌آ) ریخت و یک تسویه‌حساب درون‌حکومتی رخ داد. قبل از آن، تحریکات اشخاص قدرت‌طلبی مثل هیملر، به ارسال نامه‌های تهدیدآمیز برای تحریک اعضای اس‌آ به بروز نیات فرضی‌شان صورت گرفته بود تا ببینند آیا رقیب به فکر کودتا می‌افتد یا نه. نتیجه‌ای نگرفتند و عاقبت دست به عمل مستقیم زدند: دستگیری و اعدام.

داستان پیام‌های کوتاه برای نمایندگان نافرمان، شباهتی به ماجرای شب خنجرهای بلند دارد. گروهی که تنها مفهوم قابل درکش از کشورداری و سیاست توطئه و دسیسه است و متاسفانه در ساختار قدرت ایران دستی قوی دارد، به تحرکات بنیان‌کنی مشغول است: بازی ویرانگر با اقتصاد، توطئه تحریک در اجتماعات و دسیسه‌های روانی در مجلس. تهدید به مرگ و در اسید و بتن انداختن نماینده مجلس و مقامات دولت، پله‌ای بالاتر از دسیسه چینی‌های معمول است. ناحق نیست اگر آن را مقدمه‌چینی یک تسویه درون‌حکومتی و مورد حمایت بخش موثری از حکومت بدانیم. قاعدتا باید سه قوه در پیگیری آن درگیر می‌شدند که اثری از آنها نیست: رئیس مجلس به عنوان مدعی اول، وزارت اطلاعات به عنوان سازمانی که باید عناصر ثبات‌زدا را ردیابی و بی‌اثر کند، و دادستانی که در حال تماشای جرم مشهود است و شاکی نیز لازم ندارد اما به نظاره ایستاده است...

چرا ؟

🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: حسن صدر حاج‌ سیدجوادی، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه تهران و سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات درگذشت.
🍀حسن صدر حاج سیدجوادی؛ صاحب‌نام اما ناشناخته

🖌پژمان موسوی

▫️جامعه نو: امروز روزنامه‌نگاری رخ در نقاب خاک کشید که به قول سید فرید قاسمی پژوهشگر ارشد مطبوعات، طراز روزنامه‌نگاری ایران با وجود چهره‌هایی چون او، یک سر و گردن بالاتر رفت. سخن از حسن صدر حاج‌سیدجوادی است؛ روزنامه‌نگاری صاحب‌نام که کمتر کسی از نسل امروز روزنامه‌نگاری ایران با نام و خدماتش آشناست و اگر نبود گفتگوی فرید قاسمی با او در کتاب «پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران» که در بهار 76 منتشر شد، معلوم نیست آن همه تجربه و خاطره چه سرنوشتی پیدا می‌کرد و کجا ثبت و ضبط می‌شد.
حسن صدر حاج سید‌جوادی فعالیت مطبوعاتی خود را با سردبیری هفته‌نامه «صدای قزوین» آغاز کرد و پس از سفری که برای ادامه تحصیل به پاریس کرد و به ایران بازگشت، همکاری خود را با روزنامه «شاهد» آغاز کرد و خیلی زود پایش به تحریریه روزنامه «اطلاعات» باز شد و به پیشنهاد عباس مسعودی مدیر این روزنامه، سردبیری «اطلاعات هوایی» را در دهه 30 شمسی بر عهده گرفت. همکاری او در مجموعه اطلاعات پس از چندی پایدار شد و او در فاصله سال‌های دهه 30 تا 58 که به پیشنهاد خود از این روزنامه بازخرید شد، سردبیری اطلاعات هوایی، اطلاعات جوانان، دبیری سرویس اجتماعی و فرهنگی روزنامه اطلاعات، سردبیری روزنامه اطلاعات و در نهایت ریاست آرشیو و کتابخانه این روزنامه را بر عهده داشت. او همچنین دکترای ادبیات فارسی داشت و سال ها هم به عنوان استاد دانشگاه، دانشجویان زیادی را تربیت کرد.
حسن صدر حاج‌سیدجوادی روزنامه‌نگاری شریف و فروتن بود، نه اهل سر و صدا بود و نه اهل یکی به میخ و یکی به نعل زدن. او زمانی عضو فعال جریان موسوم به «نیروی سوم» بود و البته تا پایان عمر طرفدارِ پروپاقرص دکتر مصدق. تا زمانی که فکر می کرد می‌تواند در روزنامه کاری را پیش ببرد در سپهر رسانه‌ای ایران فعالیت کرد و زمانی هم که تشخیص داد دیگر نمی‌تواند به ادامه فعالیت حرفه‌ای بپردازد، روزنامه را ترک کرد و حاضر نشد به هر قیمتی در مطبوعات قلم بزند. در دوره‌ای از زندگی هم به تالیف و ترجمه کتاب روی آورد و «داستان‌هاى شگفت‌انگیز»، «گنجینه‏ نثر فارسى»، «مقایسه سعدى و حافظ» از نظر غزل‌سرایى و سبك از جمله آثار او در این دوره از زندگی اوست.
از کارنامه حسن صدر حاج سید جوادی پیداست که بیشتر سوابق و تجارب او در روزنامه اطلاعات رقم خورده است؛ روزنامه‌ای که اینک 90 سالگی انتشار را هم پشت سر گذاشته و درست به همین دلیل، خود به یک نماد بدل شده است. در جامعه‌ای که فرهنگ شفاهی آن همواره بر فرهنگ مکتوبش چربیده است و نوشتن و خواندن اساسا یک فرع بر اصل بوده است، انتشار یک روزنامه در بیش از 90 سال مدام، بی‌شک یک اتفاق است؛ اتفاقی که توانسته است ضمن افزایش آگاهی مردم در این سال‌ها، فرهنگ مکتوب را هم تقویت کرده و جامعه را نه یک که چند سر و گردن بالا بکشد. در این مسیر روزنامه‌نگارانی چون حسن صدر حاج‌سید‌جوادی بی‌شک نقش اصلی را داشته‌اند. در واقع روزنامه‌های «اطلاعات» و «کیهان» و روزنامه‌نگارانش مثل یک دومینو عمل کرده اند. از یک سو در تمام طول این سال‌ها و به ویژه در سال‌هایی که نه دانشگاهی برای تربیت روزنامه‌نگاران وجود داشت و نه محفلی آکادمیک، اطلاعات و کیهان کوشیدند تا با تربیت یک نسل روزنامه‌نگار، نه تنها به نیازهای خود در این حوزه پاسخ گویند که نسل‌های بعد از خود را نیز از دانش آموخته‌شده توسط خود مطلع سازند و به تداوم آموزش‌های آکادمیک در کنار آموزش‌های تجربی تاکید ورزند. از سوی دیگر این روزنامه‌نگاران این دو موسسه بزرگ مطبوعاتی بودند که به آن «اعتبار» و «هویت» بخشیدند و آنها را در آن سال‌ها به روزنامه‌هایی «مهم» و «قابل تامل» بدل کردند...
یادِ حسن صدر حاج سیدجوادی تا همیشه با ما...

🆔 @jameeno
#گزارش_مهمان

🔹دو سال از کلاهبرداری بزرگ در سیستان و بلوچستان گذشت
🔸واسطه‌ها به روستاهای اطراف پناه برده‌اند

▫️جامعه نو | خلیل رییسی‌مهر: با گذشت دومین سالگرد کلاهبرداری تاریخی خودرو در استان سیستان و بلوچستان مالباختگان همچنان بلاتلکیف مانده و چشم انتظار بررسی این پرونده هستند.
حدود دو سال پیش شخصی به‌ نام احمد میرمحمدی با وعده ثبت نام و فروش خودرو زیر قیمت بازار و تحویل چهل و پنج روزه توانست هزاران نفر از مردم این استان را به سمت خود بکشد. مال‌باختگان از طریق نمایندگان استان، نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری و دیگر افراد موثر کمک گرفتند. اما تا زمانی که مقامات قضایی بر به شدت فشارها بر متهم نیفزایند این شخص پول بر باد رفته بلوچستان را نمی‌دهد.
میرمحمدی پس از حدود هشت سال فعالیت و ثبت نام خودرو زیر قیمت رسمی کارخانه و بازار در شانزدهم خرداد ماه ۹۵ متواری و از کشور خارج شد.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/jameeno-06-18
🔹یک نماینده مجلس استعفا کرد

▫️جامعه نو: محمدجواد فتحی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی در اعتراض به تصویب اجرای دائمی قانون آیین دادرسی کیفری در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس استعفا کرد | ایلنا


🔹به‌مناسبت سالروز تولد توران میرهادی
🔸قصه یک راه دراز

▫️نرگس جودکی | جامعه نو: نگهبان قبرستان می‌گفت بارها و بارها با دسته‌گلی آمد اینجا نشست. ساعت‌ها در سکوت قبرستانِ امامزاده عبدالهِ شهرری خیره مانده به درختچه‌ها و بوته‌های انگور. نگهبان می‌نشیند کنار قبر و دست می‌کشد به سنگ تازه سرد. از وقتی نگهبان پسر کوچکی بود توران خانم به قبرستان سر می‌زد. دو عشق را به این خاک سپرده بود و مادرش را و پسر کوچکش را. نگهبان دنبال کلمه می‌گردد برای تعریف از توران خانم. «آدم بزرگی بود. مادر کودکان بود. خیلی خدمت کرد.»
نگهبان زندگی پرفراز توران میرهادی را در این جمله‌های کوتاه خلاصه می‌کند. توران خانم 89 سال زندگی کرد و راهی را بنیان گذاشت که قرن‌ها ادامه خواهد داشت. اگر باز هم قراری باشد برای دوباره زندگی کردن باز همین مسیر را انتخاب می‌کند. زندگی‌اش باز با نهاد کودکی، ادبیات کودکان، شورای کتاب کودک، فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان و هر موضوعی مربوط به کودکان ایران پیوند می‌خورَد. با سرگرد جعفر وکیلی ازدواج می‌کند و طعم عشق را می‌چشد. پیروز را به دنیا می‌آورد. برای از دست دادن جعفر اشک می‌ریزد. مدرسه‌ی فرهاد را می‌سازد. به احترام عشق محسن خمارلو برمی‌خیزد. مراسم عقد را ساده برگزار می‌کنند، کوله‌پشتی‌هایشان را برمی‌دارند و می‌روند در شهرستان چادر می‌زنند. روزهایی به طعم عسل. مدرسه‌ی فرهاد پروبال خواهد گرفت و آوازه‌اش به همه‌جا خواهد رسید. وقتی سیل بیاید محسن پیروز، فرزند توران و سرگرد وکیلی را نجات خواهد داد اما کاوه برای همیشه گم خواهد شد. غم از دست دادن پسرک را با تولد دلاور تحمل خواهند کرد. بعد از مرگ همراه زندگی باز هم زندگی ادامه خواهد داشت. کتاب «جست‌وجو در راه‌ها و روش‌های تربیت» حاصل ۲۵ سال سرپرستی مدرسه‌ی فرهاد را خواهد نوشت. مربیان زیادی تربیت خواهد کرد. شورای کتاب کودک متولد خواهد شد و فرهنگنامه که اولین کتاب مرجع ایرانی برای کودکان و نوجوانان است.
فرهنگنامه کارستانی بود در میان دستاوردهای ریز و درشت توران خانم و چه خوب که در پنج، شش سال آخر زندگی‌اش مجتبا میرتهماسب و رخشان بنی‌اعتماد لحظه‌هایی از این کار را ثبت کردند تا ما هم ببینیم که چرا توران خانم خسته نمی‌شود از این همه تجربه کردن، آموختن و آموزش ‌دادن و چگونه غم‌های بزرگش را تبدیل می‌کند به کارهای بزرگ.
در روزهایی که ناامیدی در جوی‌های شهر در جریان است دیدن فیلم توران خانم به ما یادآوری می‌کند که می‌شود با استمرار و کار مشترک روزنه‌های امیدی برای آیندگان گشود.
توران میرهادی، معلم بزرگ کودکان، ۲۵ خرداد ۱۳۰۶ به‌دنیا آمد و راه پرپیچ‌وخمی را در حوزه‌ی آموزش کودکان پیش‌ برد. حالا دو سالی است در گورستان امامزاده عبداله آرمیده. جسم او هرگز دوباره به‌پا نخواهد خواست، سیستم رسمی آموزش و پرورش هرگز او را در جایگاهی که در این حوزه داشت به ما نشناساند اما شاید وقت آن است که ما قدمی برای شناخت او برداریم.

🆔 @jameeno
#الف

🔹ترک کشتی شکسته!

▫️شورای سردبیری: هنگامی که ناخدا آخرین نگاه را به پشت سر می‌کند و به عنوان نفر آخر به قایق نجات سوار می‌شود، باید از یک چیز اطمینان داشت: به این نتیجه رسیده که کشتی غرق می‌شود.

احتمالا مسعود نیلی (مشاور اقتصادی ارشد رئیس‌جمهور) هم بریده و عنقریب جان خود را برداشته و خواهد رفت. منشاء این رخداد احتمالی را خودش در جدیدترین یادداشتی که امروز صبح منتشر کرد به روشنی نشان داده است: ناتوانی بخش کارشناسی و سیاستگذاری اقتصاد، در برابر بخش حجیم و قدرتمند سیاسی، که امیال و اتوپیا و اراده خود را به صورت صلب و انعطاف‌ناپذیر در مقابل مصالح کلان و راه‌حل‌های "ابرچالش‌ها" (به قول خود نیلی) همچون سد سکندر استوار نگه می‌دارد.

البته ادبیات او چنین سخت و خشن نیست. نجبای دانشگاهی از قبیل مسعود نیلی ادبیات به شدت نرم و البته محافظه‌کارانه (از نوع علمی‌اش) دارند. خود او مساله را پس از مقدمه توصیفی موضوعات سیاسی و سیاستی و سخت‌سری بخش سیاسی در مقابل بخش سیاستی و کارشناسی چنین طرح میکند: عرصه سياسي از طريق محدوديت‌هايي كه وضع مي‌كند، مي‌تواند به گونه‌اي بر كيفيت راه‌حل‌هاي سياستي اثر بگذارد كه حتي در برخي موارد راه‌حل‌هاي سياستي، تمسخرآميز هم به نظر برسند. يك پيامد مهم رابطه يكطرفه سياست با سياستگذاري، تهي شدن عرصه سياستي از كيفيت است. عرصه سياستگذاري به‌شدت وابسته به كيفيت نيروي انساني از نظر علمي و نيز منش كارشناسي است. به‌طور طبيعي هر چه افراد از توان و كيفيت بالاتري برخوردار باشند، عرصه وسيع‌تر و متنوع‌تري را براي ارایه پيشنهاد طلب مي‌كنند. وقتي از طرف سياستمداران ميدان بازي بسيار كوچكي براي آنان تعيين مي‌شود و عرصه كار به جاي اتكاي به دانش و خلاقيت‌هاي علمي، به حوزه‌هايي كاملا مكانيكي تنزل پيدا مي‌كند، خود‌به‌خود افراد توانمند، ضرورتي براي حضور خود در حوزه‌هاي سياستگذاري نمي‌بينند و با از دست دادن انگيزه به تدريج يا به افرادي منفعل تبديل مي‌شوند يا اين عرصه را ترك مي‌كنند....

هر چند ممکن است کسانی حتی از دعایی که نیلی در آخر یادداشت خود آورده است نیز چنین برداشتی نکنند، اما احتمال دارد او بالاخره حتی از یک دولت اعتدالی اهل گوش دادن به دیدگاه‌های اقتصادددانان نیز ناامید شده باشد. تن دادن دولت روحانی به امر و نهی‌های حکومتی و همراهی او در قربانی کردن اقتصاد در پیشگاه سیاست (که در ستون الف جمعه گذشته درباره آن نوشتیم) می‌تواند تشدیدکننده این ناامیدی نهایی باشد. سیاست امنیت محور داخلی و سیاست خارجی تنازع‌طلب حکومت در حال حاضر به اعلا درجه خود از نظر تاًثیر منفی بر موقعیت اقتصاد رسیده است. دور نیست که نیروهای کارشناسی غیرحکومتی کشور که صرفا از روی میهن‌دوستی توان و حیثیت کارشناسی خود را در اختیار دولت‌های ناکارا یا مسلوب‌الاختیار جمهوری اسلامی قرار می‌دهند تاب این همه نابخردی سیاسی را نیاورند و بروند. این خودش به قول نیلی "انگیزه از‌دست‌دادگی، انفعال و ترک عرصه" پدید می‌آورد.

البته کسانی و از جمله اقتصاددانانی، به دلایلی رندانه یا رقابتی از ترک عرصه امثال نیلی شادمان می‌شوند، ولی فارغ از اختلاف آکادمیک بر سر مسائل بینشی و نظری اقتصاد، مساله‌ای که نیلی طرح کرده است از عمق بحران پیچیده سیاسی و سپس اقتصادی و اجتماعی ایران خبر می‌دهد. برای هزارمین بار باید حکومت را نصیحت کرد به هوش باشد.

🆔 @jameeno
🔺گفت‌وگو با راشین خیریه، طراح لوگوی ایرانی گوگل برای جام‌جهانی

🔹ورزشگاه را از طرحم حذف کردم چون زنان ایرانی اجازه حضور در آن را ندارند


▫️صادق زنگنه | جامعه نو: چند ماه پیش از طرف گوگل ایمیلی به من ارسال شد که در آن پیشنهاد همکاری برای جام‌جهانی مطرح شده بود. آنها گفتند اول باید قراردادی را امضا کنم که آن پیشنهاد محرمانه بماند. بعد با من تماس گرفتند و گفتند می‌خواهند با ۳۲گرافیست و تصویرگر از ۳۲ کشور کار کنند و برای تیم‌های حاضر در جام‌جهانی لوگوهایی اختصاصی داشته باشند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/zanganeh-06-19
🔺رونمایی واشنگتن از متهم آخرین حمله در سوریه

▫️جامعه نو : یک مقام آمریکایی روز دوشنبه با اشاره به حمله هوایی اخیر به مواضع نیروهای دولتی سوریه در نزدیکی مرز عراق، عامل حمله را کشور اسرائیل معرفی کرد.
این مقام آمریکایی که نامش فاش نشده، در گفتگو با شبکه خبری سی ان ان، مواضع بمباران‌شده در روز یکشنبه را، محل استقرار بسیاری از شبه‌نظامیان حامی بشار اسد و متحد با ایران عنوان کرد.
اسرائیل هنوز نسبت به این خبر واکنشی نشان نداده است.
بنا بر این گزارش، در حالیکه اسرائیل معمولا نواحی غربی سوریه را مورد حمله قرار داده، مواضع تازه بمباران شده در شرق سوریه قرار دارند.
در پی وقوع حمله هوایی اخیر، گروه شبه نظامی حشد الشعبی ضمن متهم کردن ائتلاف به رهبری آمریکا به دست‌داشتن در این عملیات نظامی، از کشته شدن ۲۲ نفر و مجروح شدن ۱۲ تن دیگر از نیروهایش خبر داد. ائتلاف تحت رهبری آمریکا،‌انجام این حمله را رد کرده است.
🆔 @jameeno
🔸آنچه لیبرال‌ها درک نمی‌کنند؛ پوپولیسم با شخصیت سوسیالیست

🖌میکل اورنشن / برگردان: مجتبی رحیمی

▫️جامعه نو: کسانی که در مورد دموکراسی در لهستان، مجارستان و دیگر نقاط اروپا و فراتر از آن نگرانند، باید اذعان کنند که بسیاری از رأی‌دهندگان خریدار احزاب ناسیونالیستی با یک دیدگاه سوسیالیستی هستند که اولویت‌های ملی را بهبود می‌بخشد، نگران فقرا است و از خانواده‌ها حمایت می‌کند. و ایشان باید برنامه‌های خود را مطابق با آن تنظیم کنند. محققین و روزنامه‌نگاران به طور خستگی‌ناپذیر اخبار افزایش ملی‌گرایی پوپولیستی در اروپا و به ویژه دولت‌های تندرو در مجارستان و لهستان را پوشش می‌دهند. با چند ساعت وقت گذاشتن و کمی گوگلینگ، می‌توانید مطالب زیادی بیابید در مورد اینکه چگونه دولت‌های این کشورها به رسانه‌های عمومی حمله می‌کنند، دادرسی‌های قانون اساسی را تضعیف می‌کنند، به مهاجران حمله میکنند، سخنان نفرت انگیز علیه یهودیان، مسلمانان، و گروه های اقلیت دیگر را آزاد می‌کنند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/lib-06-19
🔹حضور خانواده‌ها در ورزشگاه آزادی

▫️جامعه نو: مجوز تماشای خانوادگی بازی ایران و اسپانیا در ورزشگاه آزادی از سوی استانداری تهران صادر شد.
علاقه‌مندان به فوتبال می‌توانند همراه با اعضای خانواده‌شان از فردا هم‌زمان با بازی ایران مقابل اسپانیا، بازی‌های جام جهانی ۲۰۱۸ را در ورزشگاه ۱۰۰ هزار نفری آزادی تماشا کنند.

🆔 @jameeno


🔹سلسله رخدادهایی امیدبخش: اقتصاد در مسیر تحول؟

▫️علی محسنی | جامعه نو: رییس سابق اتاق بازرگانی ایران اواسط اردیبهشت ماه در کانال تلگرامی خود از اتفاقی مهم خبر داد: «شنیده شده در سطوح عالی کشور، تصمیم‌های مهمی درباره حل و فصل ابرچالش‌های اقتصادی گرفته شده است ... سران قوا و نیروهای مؤثر سیاسی کشور برای یک تصمیم مهم فراخوانده شده‌ و مأموریت یافته‌اند که در سریع‌ترین زمان ممکن برای ابرچالش‌های کشور چاره اندیشی کنند.»
محسن جلال پور توضیح چندان بیشتری درباره یادداشت خود نداد. گفته های این فعال مشهور بخش خصوصی بر تحولات بازار ملتهب آن روزهای ارز بی تاثیر نبود گرچه فضای یاس آلود بسیاری را به «تاثیر» هر اتفاقی بدبین کرده بود. جلال پور چندی بعد در توضیح یادداشت خود، از تشکیل شورایی به نام «شورای عالی اقتصاد» خبر داد که روسای قوا عضو آن هستند و هدف آن، رسیدن تصمیم گیران کشور به تقریب ذهنی و اجماع راه حلی عنوان شده است.
5 خرداد اولین جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی با حضور سران قوا برگزار شد که از سوی محافل اقتصادی، بی سابقه ارزیابی شد. نظام گویی متوجه ابرچالش های موجود اقتصادی شده و نقطه کانونی حل و فصل موضوع را رفع ناهماهنگی در بین سطوح کلان می داند. از محتوای جلسه نخست اما چندان خبری منتشر نشد اما گویا چاره اندیشی برای ابرچالش هایی چون «کسری بودجه دولت»، «کسری صندوق‌های بازنشستگی»، «بحران نظام بانکی»، «فقر و نابرابری» و «اشتغال» علت تشکیل چنین جلساتی است.
به باور نگارنده، نکته ای مهم در تشکیل این شورا وجود دارد که اگر مورد دقت کافی واقع نشود، موفقیت خروجی کار را تحت الشعاع قرار خواهد داد:
ابرچالش ها نیاز به اجماع دارند چون حل آن ها نیازمند سازوکارهایی است که نمی تواند به تنهایی توسط دولت تصمیم گیری شود و به اجرا گذاشته شود. حل چالش هایی چون کسری بودجه و اوضاع نامناسب بانک ها و صندوق های بازنشستگی هزینه های اجتماعی به بار می آورد که تمامی قوا باید برای پیشبرد آن بسیج شوند. تجربه های گذشته نشان داده که ورود دولت به حل برخی چالش ها و استفاده رقباء از نارضایتی های اجتماعی ایجاد شده، حل و فصل مشکلات را پیچیده و حتی ناممکن می کند. این بار اما امید می رود همه قوا در جهت حل مسائل در یک جهت قرار گیرند.
سوال اصلی اما این جاست: تنها همین اجماع کفایت می کند؟ قابل انکار نیست که کشور در شش ماه اخیر دست کم با سه حادثه مهم اجتماعی «ناآرامی های دی ماه گذشته»، اقتصادی «جهش قیمت ارز» و سیاسی «خروج آمریکا از برجام» روبرو شده و این سه رویداد، شرایط را برای اصلاحات بعضا پرهزینه اقتصادی بیش از پیش دشوار کرده است. تنها اجماع قوا نمی تواند اعتماد به نفس لازم برای آغاز این اصلاحات یا پیشبرد بیشتر آن ها را ایجاد کند. در حقیقت، این شورا نمی تواند شورایی با خروجی تصمیم هایی باشد که جامعه یکسره آن ها را «هزینه» ببیند. نیاز به اعلام تصمیم هایی مثبت وجود دارد.
به نظر می رسد تنها یک تصمیم می تواند اثر مثبت داشته باشد و دست کم موازنه ای در برابر آثار منفی دیگر تصمیم ها ایجاد کند: «رشد سرمایه گذاری در کشور» آن هم به گونه ای که افزایش ملموس اشتغال را به همراه داشته باشد. در شرایط پیچیده اقتصادی و سیاسی کنونی اما این مسئله بسیار دشوار است. کسری بودجه دولت، اوضاع بد بانک ها و دشواری جذب سرمایه گذاری خارجی، سه مسیر جذب سرمایه گذاری برای توسعه را یا مسدود و یا با سختی همراه کرده است. تنها دو مسیر باقی می ماند: «جذب سرمایه بخش خصوصی داخلی» و «جذب سرمایه ایرانیان خارج کشور»! به نظر می رسد شورای عالی شکل گرفته می باید در ابتدای کار، بر این دو هدف متمرکز شود.
در روزهای اخیر، برخی نمایندگان مجلس از طرحی خبر داده اند که مسیر بازگشت ایرانیان خارج کشور را هموارتر می کند. طرح هنوز در ابتدای راه است اما شاید بتوان میان تشکیل شورای عالی هماهنگی اقتصادی و این طرح مجلس رابطه ای امیدبخش برقرار کرد.
کشور نیاز به تحول جدی در فضای کسب و کار دارد تا بخش خصوصی جان بگیرد و نرخ سرمایه گذاری رشد معنادار یابد. این روزها می توان علی رغم رخدادهای ناگوار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به تصمیم های سطوح عالی نظام با نگاهی خوش بین تر نگریست.
چالش ها قابل رفع اند اگر عقلانیت چاشنی کار شود...

🆔 @jameeno
#الف

🔺تو را باور نمی‌کنند

▫️شورای سردبیری: دیروز در بخش‌های خبری و تفسیری شبکه‌های فارسی‌زبان خارج کشور غوغایی بر پابود. شادمان از وجود موضوعات داغ خبری، مانورهای معمول خود را در بسترهایی پردامنه ونافذ اجرا می‌کردند. سه سوژه خبری داشتند: ادعای قاتلی که میگفت محل رها کردن قربانی را در زمانی که هنوز زنده بوده به کلانتری اطلاع داده است؛ قاتل دیگری که اعتراف پس گرفته بود و وکلایش می‌گفتند اگر اجازه تجدید دادرسی داده شود مدارک مهمی عرضه خواهند کرد؛ و گفته‌های یک مقام ارشد قضایی که مدعی بود افشاکننده تجاوز سریالی به زنان دروغ گفته و تحت تعقیب قرار می‌گیرد.

همین‌ها برای پر کردن ساعتها برنامه داغ و تبلیغات زیرکانه علیه حکومت ایران کافی بود. ملات و دستمایه همه آنها، دعاوی متکی به عدم اعتماد مردم ایران به دستگاه‌های حفظ نظم و عدالت. این از جایی نشات میگیرد؛ به جایی رسیده‌ایم که افکار عمومی ادعای قاتل را به راحتی بر قضاوت قاضی برتری میدهد و انکار سران قضارا در مقابل ارقام اثبات نشده مردود می‌داند. هلاک‌آور مصیبتی است این بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی.

مسبب این وضع را می‌توان در بسیاری از گردنه‌ها و گودال‌های ناگزیر ولی گریز پذیر حکومتگری جستجو و پیدا کرد. یکی از این گودال‌ها، بخش روابط عمومی حکومت و دیگری گردنه مصون‌پروری عمال و کارگزاران حکومتی است. چون حکومت به علت ماهیت خود نمیتواند راس خود را از بدنه‌اش مستقل و هرکس را مسئول رفتار خود بداند، سالهاست مسئولیت بدکرداری‌های عمله جات حکومت را میپذیرد. از سعید مرتضوی گرفته تا ضارب حجاریان و مداح هفت‌تیرکش و از تلفنچی کلانتری گرفته تا نهی از منکرکننده پارک‌ها، زیر کنف حمایت سیستم فرض میشوند و این استثنا ندارد. به همین علت، روابط عمومی دستگاه حکومتی نیز در بدترین موقعیت انفعالی قرار دارد. نمیتوان در باره معلم فاسد تندی تبلیغاتی نشان داد، چون افکار عمومی بلافاصله میپرسد چرا سعید طوسی مصون بود و نمیتوان در فلان حکم درنگ تاخیری حقوقی نشان داد، چون تاکید بر جدی و سریع بودن انتقام‌کشانه از محکوم علنی شده است. حکومت ما، رموز و الزامات حکومتگری باثبات و ماندگار را بلد نیست و هزینه‌ای که می‌دهد سر به آسمان میزند. اگر در رابطه ناسالم یک مامور درجه پایین امنیتی با یک زن، کسی به قتل برسد، دستگاه حکومت‌شان خود را تا حد اعمال نظر در پرونده‌اش پایین میاورد و حاضر است هزینه‌اش را بدهد.این کار را هم در نهایت زمختی انجام میدهد.


البته علت این الطاف خاص روشن است و تا به حال چندین بار در جامعه نو طرح شده است. حکومت‌ها برای تداوم و حفظ ثبات حکومت خود دو راه بیشتر ندارند: یا پذیرش یک جامعه باز و قانونمند و برابر که به آزادی و رضایت به دستگاه حکومت اختیار اعطا میکند تا جامعه را به صورت معقول، بهینه و عادلانه مدیریت کند و یا حذف جامعه آزاد و آگاه و تکیه بر دستگاه‌های کنترل، که رویکردشان حفظ حکومت به هرشکل است و دغدغه پاسخگویی بجز به ولی‌نعمتان خود درراس حکومت ندارند. ما متاسفانه دچار انتخاب راه دوم شده‌ایم، فارغ از اینکه چهره ما هر روز در افکار عمومی تیره‌تر می‌شود. اهل سیاست از مدتها پیش، از دورانی که مرتضوی پهلوان این میدان بود، به دستگاه قضایی کشور بی‌اعتماد بوده‌اند، اما این ماجرا امروز دیگر اهمیتی ندارد؛ این بی باوری و بی‌اعتمادی جامعه به دستگاه عدالت است است که سرنوشت شهروندان و حکومت‌ها را رقم می‌زند.

نه فقط به خاطر آنکه بی‌بی‌سی را دچار تهی شدن کیسه خبری کنیم (که وجودش به لطف تعدد کانال‌های اطلاع‌رسان مثل تلگرام! اهمیتی ندارد) بلکه به دلیل آنکه حساب اعتباری حکومت نزد شهروندانش تقریبا به کلی خالی است و عنقریب روز گفتگویی رودرروتر بین حکومت و مردم در پیش است، باید دستگاه قضایی و حافظ نظم را قضا کنیم.

🆔 @jameeno


🔹ماجرای یک شطرنج ناتمام / به‌مناسبت سالروز درگذشت ماکسیم گورکی

🖌ایمان پاکنهاد

▫️جامعه نو: فقط یکی‌دو عکس از آن روز نسبتاً سرد، در نخستین روز سال 1908 باقی است. ولادیمیر لنین یک‌طرف میز شطرنج نشسته است و الکساندر بوگدانف، نظریه‌پرداز، فیلسوف و نویسنده‌ روس، طرف دیگر. یک نفر دیگر هم در عکس دیده می‌شود. مردی با بینی پهن و سبیلی پرپشت که به سر طاس لنین خیره شده. نام او ماکسیم گورکی، نویسنده نامدار روسیه است و مکان عکس، خانه‌ رؤیایی گورکی در جزیره‌ کاپری ایتالیا. نقشه‌ها در سر دارند. بازی شطرنج میان لنین و بوگدانف تمام می‌شود و نوبت بازی میان لنین و گورکی، دو رفیق دیرپاست. فرمانده لشکر سیاه گورکی است و فرمانده لشکر سفید لنین. بازی با حرکت سرباز لنین آغاز می‌شود و گورکی اسبش را به جنگ می‌فرستد. پس از 55 حرکت، پیش از آنکه گورکی آخرین حرکت‌ها را بکند، لنین که از مات خود مطمئن است، از بازی دست می‌کشد. بازی نیمه‌تمام می‌ماند. شطرنجی که تا آخر عمر لنین ادامه داشت و بعدها میان گورکی و استالین شکل گرفت.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Gorky-06-19
🔹عربستان فرودگاه حدیده را به تصرف درآورد

▫️جامعه نو: سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان از تصرف فرودگاه حدیده در یمن خبر داد.
به گزارش خبرگزار رویترز، ترکی المالکی، سخنگوی نیروهای ائتلاف عربستان گفته فرودگاه حدیده به تصرف نیروهای ائتلاف درآمده است.
او درگفتگو با تلویزیون العربی گفت: ما اکنون استحکامات حوثی‌ها در نزدیکی فرودگاه را نابود کرده‌ایم.

🆔 @jameeno
🔸با وجود شرایط جسمانی نامناسب؛ #محمد_حبیبی به تیپ 4زندان تهران بزرگ منتقل شده است

▫️جامعه نو: «حبسی‌ها اسمش را گذاشته اند قَرَن 1 و قَرَن 2 .. محمد حبیبی 20 روز در قرنطینه دو زندان تهران بزرگ بود. روزهای آخر در قرنطینه با کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها یکجا نگهداری می‌شد. آنها می‌گفتند از وقتی یک معلم آمده اینجا اوضاعشان بهتر شده.. خیلی به آنها می‌رسید. در آن بی‌نظمی، یک نظمی حاکم کرده بوده، اما حالا بعد از 40 روز منتقلش کرده‌ند به تیپ 4 زندان... جایی که مجرمان جرائم سنگین نگهداری می‌شوند. محمد حال جسمی خوبی ندارد...»
اینها روایت جعفرابراهیمی، فعال صنفی و بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از وضعیت محمد حبیبی است. معلمی که روز 20 اردیبهشت ماه و پس از شرکت در تجمع بزرگ صنفی معلمان با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شد و بعد از مدتی با وجود اینکه قرار بود با وثیقه آزاد شود، به ناگاه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. با وجود پیگیری‌های مداوم خانواده، تشکل‌های صنفی معلمان و فعالان صنفی هنوز تغییری در وضعیت محمد حبیبی حاصل نشده و او کماکان در زندان تهران بزرگ و در شرایط سختی به سر می‌برد. این در حالیست که به گفته جعفر ابراهیمی، در طول بیش از 40 روز گذشته هیچ پیگیری عملی از سوی آموزش و پرورش یا سایر نهادهای مرتبط در خصوص آزادی محمد حبیبی صورت نگرفته است.
جعفر ابراهیمی فعال صنفی و بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در گفتگو با جامعه نو با تشریح آخرین وضعیت پرونده محمد حبیبی گفت: پرونده آقای حبیبی در حال حاضر در شعبه 26 دادگاه انقلاب است. با توجه به اینکه وکیل ایشان به فک وثیقه اعتراض کرده‌اند، پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده و هنوز جوابی در این خصوص داده نشده است.
ابراهیمی همچنین به تغییر محل نگهداری محمد حبیبی در زندان تهران بزرگ اشاره کرد و گفت: امروز (چهارشنبه) بعد از 42 روز بازداشت، این معلم زندانی را از قرنطینه 2 زندان تهران بزرگ به تیپ 4 این زندان منتقل کرده‌اند که به لحاظ شرایط نگهداری یکی از بدترین تیپ‌های این زندان است.
او تاکید می‌کند، گرچه زندان تهران بزرگ به لحاظ امکانات عمومی در همه بخش‌ها با مشکلات عدیده‌ای روبروست اما تیپ 4، یکی از بدترین بخش‌های نگهداری زندانیان در این زندان است.
ابراهیمی در این رابطه گفت: بسیاری از افرادی که جرائم سنگین دارند در این بند نگهداری می‌شوند و این مساله باعث شده همه نگران وضعیت آقای حبیبی باشند.
بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران همچنین حال جسمی محمد حبیبی را نامساعد توصیف کرد و گفت: شب گذشته باخبر شدیم که ایشان مجددا در اثر ضرباتی که در پی ضرب‌وشتم زمان بازداشت به قفسه سینه‌اش وارد شده بود، دچار تنگی نفس و آریتمی قلبی شده‌اند که به بهداری زندان منتقل شده است. از چهل روز پیش که برای بار اول این حالت برای محمد حبیبی پیش آمد هم وکیل و هم خانواده ایشان از مسولین زندان خواستند که او را به بیمارستان خارج از زندان منتقل کنند که این درخواست پذیرفته نشد.
ابراهیمی اضافه کرد: خانواده محمد حبیبی در نامه‌های جداگانه‌ای خطاب به قوای سه‌گانه، وضعیت محمد حبیبی و شرایط نگهداری او را تشریح کرده‌اند و در این نامه‌ها نسبت به خطری که وضعیت جسمانی ایشان را تهدید می‌کند، ابراز نگرانی کرده‌اند.
ابراهیمی همچنین به عدم پیگیری آموزش و پرورش و سایر نهادهای مرتبط در این خصوص اشاره کرد و گفت: تاکنون از سوی آموزش و پرورش هیچ پیگیری عملی انجام نشده است. خانم مولاوردی و خانم سعیدی از مجلس گفته‌اند که ما پیگیریم اما واقعا در عمل هیچ اقدام قابل ملاحظه‌ای ندیده‌ایم.
این فعال صنفی تاکید کرد: خواسته ما این است که وزیر و آموزش و پرورش در حالیکه یکی از بهترین معلمانش با آن وضعیت ضرب و شتم شده و بازداشت شده، نسبت به محکومیت بازداشت او و آزادی هرچه سریعتر او اقدام جدی انجام دهد.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

💠اتهام دیروز، گفتمان امروز

دکتر میثم رادپور

در کتاب پنج گفتار، افلاطون به شرح دفاعیه‌ی سقراط در دادگاه آتن، و وقایع پس از آن می‌پردازد.

شخصی به‌نام ملیتوس، و دو تن از رجال بانفوذ سیاسی یونان باستان به‌نام‌های آنیتوس و لایکون، از سقراط شکایت کرده‌اند.

🔻دادگاه رسمیت می‌یابد؛ خیل بزرگی از هواداران سقراط از جمله کریتو، افلاطون، آپولو و ... در دادگاه حضور دارند. سقراط در جایگاه متهم قرار می‌گیرد، و تفهیم اتهام می‌شود. او طی خطابه‌ای طولانی به دفاع از خود می‌پردازد. دادگاه آتن در جلسه‌ی اول سقراط را گناهکار تشخیص می‌دهد، و ملیتوس از دادگاه تقاضای اشد مجازات می‌کند.

🔻جلسه‌ی دوم در همان روز تشکیل می‌شود. دادگاه از سقراط می‌خواهد در مورد مجازاتش، پیشنهاداتی ارائه کند . او با زبانی طنزگونه از دادگاه می‌خواهد که در قبال خدماتش، به او غذای مجانی دهند. سقراط در ادامه از دادگاه تقاضا می‌کند که او را تبعید کنند، و در نهایت به اصرار هوادارانش به دادگاه پیشنهاد می‌دهد که جزای نقدی برای او تعیین کنند. داوران به پیشنهادهای او اعتنایی نمی‌کنند، و در نهایت هیأت منصفه‌ی ۵۰۱ نفره‌ی دادگاه آتن، رأی به اعدام سقراط می‌دهد.

🔻از آن‌جا که محاکمه‌ی سقراط مقارن با فستیوال خدایان است، او پیش از اجرای حکم، مدتی طولانی در حبس می‌ماند. روز پیش از اجرای حکم، کریتو نزد سقراط می‌آید، و به او خبر می‌دهد مقدمات لازم برای فرار او را تدارک دیده است. کریتو به سقراط التماس می‌کند که از آتن فرار کند. سقراط چنین کاری را معادل لگدمال کردن قانون می‌داند. او نمی‌پذیرد.

🔻در روز اجرای حکم، دوستان نزدیک سقراط در زندان حضور می‌یابند. او با شاگردانش به بحث فلسفی می‌پردازد. زندانبان از دوستان سقراط می‌خواهد دست از مباحثه با او بردارند. او توضیح می‌دهد که صحبت کردن باعث گرم‌شدن بدن می‌شود، و اثربخشی زهر را کاهش می‌دهد، و در این‌صورت، سقراط ممکن است مجبور شود دو یا سه مرتبه جام زهر بنوشد، و این وضعیت برای او دردناک خواهد بود. سقراط اعتنا نمی‌کند، و از زندانبان می‌خواهد که به‌اندازه‌ی کافی زهر برای اجرای حکم آماده کند.

🔻غروب آفتاب نزدیک می‌شود. زندانبان خبر می‌دهد موعد اجرای حکم نزدیک شده است. او ناله‌کنان از سقراط می‌خواهد که بر او خشم نگیرد و او را ببخشد. سقراط از زندانبان نزد شاگردانش تمجید می‌کند، و او را جوانمرد می‌خواند. کریتو به سقراط می‌گویند هنوز پاسی تا غروب آفتاب مانده است، و از او تقاضا می‌کند دمی بیش‌تر نزد آن‌ها بماند. سقراط پاسخ می‌دهد که با این کار گویی خود را مسخره کرده است، و علاقه‌ی خود را به چیزی ( زندگی) که نزد او هیچ است، نشان داده است.

🔻سقراط جام زهر را به‌دست می‌گیرد، وبه‌سادگی تمام آن را سرمی‌کشد. شاگردان با دیدگان اشکبار به نظاره می‌نشینند. سقراط آن‌ها را به آرامش فرامی‌خواند، و خود در آرامش دیده فرومی‌بندد.

⁉️اما اتهام سقراط چه بود:

"سقراط به موجب انجام کارهای ناشایست، گناهکار است. او به مطالعه‌ی چیزهایی می‌پردازد که در آسمان‌ها و زیر زمین است؛ او گزاره‌های غلط را درست جلوه می‌دهد، و این چیزها رو به سایر مردم هم یاد می‌دهد."

شاکیان پرونده این‌گونه اذعان می‌کنند: "سقراط می‌خواهد با این کارها جوانان ما را فاسد کند!"

🔹سقراط با همین گفتمان به مرگ محکوم می‌شود، و از بد روزگار بیش از این تفهیم اتهام نمی‌شود.

🔹بعد از گذشت ۲۴۰۰ سال از مرگ سقراط، هنوز هم این گفتمان، چارچوب اصلی سخنان رجال سیاسی ما را تشکیل می‌دهد:

" یک عده می‌خواهند با ... (فلان کار) به ... (فلان هدف) برسند." و عموما نمی‌گویند چه کسانی، با چه سازوکاری و چگونه قرار است به هدف خود نایل شوند.

⚠️بدتر این‌که این جنس از گزاره‌ها به‌گونه‌ای افراطی به محافل علمی ما نیز تسری یافته است. بدیهی است که متخصصان علوم انسانی بیش از کارشناسان سایر علوم از این جنس گفتمان استفاده می‌کنند؛ گفتمانی که بزرگترین فیلسوف تمام دوران را که متخصص علوم انسانی بود، به کام مرگ فرستاد.

⚠️اقتصاددانان کشورمان در گفتمان " یک عده می‌خواهند ..." ید طولا دارند. یکی می‌گوید فلان طرفدار نظام سرمایه‌داری قصد دارد حقوق مستضعفان را به نفع ثروتمندان مصادره کند؛ آن یکی می‌گوید فلان هوادار نهادگرا می‌خواهد از رانت‌های دولتی به‌نفع خود استفاده کند؛ این یکی می‌گوید یک عده سودجو قصد دارند بازار ارز کشور را آشفته کنند؛ آن دگر می‌گوید ...

🚩امان از اتهام دیروز که گفتمان امروز است.

منبع: کانال قلمرو مالی

🆔 @jameeno