جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔺بدهی آمریکا به GDP از گذشته تا کنون
▫️بدهی فعلی آمریکا نزدیک بدهی رکود بزرگ 1930 است
منبع: کانال بورس 365
🆔 @jameeno
⁣⁣⁣#یادداشت_مهمان

🔸داغی کره زمین ادامه دارد


▫️عبدالرضا اعتمادیان – کارشناس ارشد آب: واشنگتن‌پست نیمکره شمالی را در طی هفته گذشته از گرم‌ترین روزها نسبت به گذشته اعلام کرد. این خبر نشان می‌دهد توطئه و پدیده هارپ یک بلوف سیاسی و غیرطبيعى است.
آنچه ابر و باران را از بالای سرزمین‌هاى نیمکره شمالی (از کانادا تا سیبری) دور می‌کند افزایش دمایى است که به آن پدیده گرمایش زمین گفته می‌شود. پدیده‌های گرمایش زمین نتیجهٔ سوختن مواد فسیلی و نیروهای حرکتی، انفجارات مخرب انسانی و تخریب منابع طبیعی به خصوص جنگل‌ها و قطع درختان مناطق کوه‌پایه‌ای، استخراج معادن که از آن به نام گازهای گلخانه‌ای یاد می‌كنند، است. از میان آن گازها، حجم دی کسید کربن است که در هر ثانیه افزایش می‌یابد و با سوداگری‌های متناوب، از نواحی گوناگون (ملت هاى قوی و ضعیف، هر قوم و مذهبی) به کره خاکی تحمیل می‌شود.

بدین سبب، پیش کشیدن پدیده‌هايى مانند هارپ و کشورهای منطقه نشان از عدم آگاهی علمی از وضعیت کلی پدیده‌های نوظهور دارد. متأسفانه، کل بشر و طبیعت دست‌به‌دست هم داده‌اند تا داده‌های متوسط گرمای زمین را، هرسال جابه جا کنند و رکودی جدید را به ثبت رسانند. بدین‌جهت، در طی چند سال پی‌درپی، رکودهای جدیدی از گرمایش زمین اعلام می‌شود و هرسال دریغ از پارسال را نشان می‌دهد.
متأسفانه آنچه مشکلات را نسبت به پارسال بغرنج‌تر می‌کند دامنه تغییرات دمايى است که هر سال به مدارهای بالای کره زمین (کانادا و سیبری) صعود می‌کند و ظاهراً نقطه تمرکز آن، در مدار ۳۰ درجه جمع شده و خود را نمایان ساخته است. به گزارش واشنگتن‌پست اثرات آن در سال ۹۶ در شهرهای اهواز و توربات ایران و پاکستان به اوج رسید (به ترتیب ۵۳/۷ و ۵۳/۵ درجه سانتی‌گراد).
این بدان معنی است هوا از آنچه هست گرم‌تر خواهد شد، خشک شدن آب سدها و تالاب‌ها بیشتر از حد معمول خواهد شد، حتی تخلیه مخازن زیر زمینی همچنان به‌صور گوناگون، با سوءمدیریت ادامه خواهد داشت؟!

ایران جزو ۱۰کشور تولیدکننده گازهای گلخانه اى است اما هشدارها و راهکارهاى دردمندان جدی گرفته نمی‌شود. متأسفانه دو وزارتخانه پرمصرف آب (وزارت خانه محترم نیرو و جهاد کشاورزی) و وزارت نفت و صنایع و معادن و شهرداری‌ها گوش‌شان به این حرف‌ها بدهکار نیست و آنچه البته به‌جایی نرسد فریاد است. این گوش‌ها زمانی (در تقسیم بودجه) برای دزدیدن لحاف ملانصرالدين تیز می‌شود تا منابع مالی را به همان مدیرانی که در طول ۴۰ سال بر کرسی هدایت منابع تکیه زدند و نتوانستند از منابع کشور حفاظت کنند، برسانند. ولی تنها توانستند ناله سر کنند، شام ملت را تاریک سازند، پولی را که با هزاران درد و رنج در شرایط تحریم ۴۰ ساله به دست آمده از منابع ملی و ارزی و استقراضی، به اسم فن آورى نوین به چنگ زنند تا تمام هست و نیست آب را با داده‌هایى مانند تولید بیش از ۱۲۰ میلیون تن محصولات کشاورزی، رفع بیکاری و پر كردن كنار خیابان‌ها با محصولات آب به تاراج دهند. در سوی دیگر نیز فرسودگی ماشین‌آلات دمار از روزگار طبیعت درآورده است.
در جهانی به سر می‌بریم که فریاد کنشگران محیط‌زیست و آب و منابع طبیعی با اتهام روبروست و در سوی دیگر پدیده نوظهورى مانند ترامپ کنفرانس پاریس را به چالش می‌کشد، هشدارها را نمى پذيرند فریادها را در گلو خفه مى‌كنند و تاراج منابع کره زمین برای گرم کردن آن، روز بروز ادامه خواهد داشت؛ همچنین نابودی همگانی با دگرگونى تازه زمین هم‌داستان خواهد شد.

در سایت جامعه نو بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno
#الف

🔺روحانی روی لبه تیغ نیست!

▫️شورای سردبیری: روحانی از چه راهی می‌رود و مواظب چه باید باشد؟ این پرسشی است که اگر به درستی به آن پاسخ داده نشود، بزودی برخی فعالان سیاسی مدعی اصلاح‌طلبی و پیروان آنها او را سکه یک پول خواهند کرد و به آغوش اقتدارگرایانی خواهند انداخت که اهمیت نمی‌دهند برای اثبات درستی توهمات ایدئولوژیک خود دمار از گرده مردم درآید. چه کرده که مدعیان تازه‌اش او را افتاده به دام تندروها می‌دانند و تندروها برایش کف می‌زنند؟

از ایستادگی در مقابل ایالات متحده حرف زده و به خاطر آن خواستار وحدت شده و ... دیگر چه کرده؟ گفته‌اند ممکن است کسی مثل قالیباف را به دولتش راه دهد. سرداری که آینده‌ای در سوریه برای خودش نمیبیند به خاطر اشاره به بستن هرمز برایش کف زده....

در مقابل اینها خیلی دستاوردها را هم می‌توان در هفته‌های اخیر برای روحانی برشمرد و بعد کفه‌های ترازوی این رئیس‌جمهوری اعتدالی را سنجید. مواردی مثل جاانداختن یک گام بیشتر در زمینه شفاف‌سازی فعالیتهای اقتصادی، قبولاندن لزوم پذیرش معاهدات بین المللی، و پس زدن توصیه بگیر و ببند در حوزه اقتصاد از کارهای مثبتی است که طی همین مدت داشته، ولی به اینها اهمیت ندهیم. مهم کارهایی است که کرده و تندروهای آن طرف را به شوق آورده است و تندروهای حذف شده این‌طرف را به موضع حقانیت انداخته تا او را سرهنگ، دنباله احمدی نژاد ، واداده در مقابل فشار نمایندگان فرصت‌طلب مجلس، در سایهٔ ننگ برادر و.... معرفی کنند .

آنها خیلی مشعوفند، ولی موضع تهاجمی روحانی در واقع نسبت به تندروها و سرورانی است که حیات سیاسی‌شان گنده‌گویی‌های بدون پذیرش مسئولیت است. لازم بوده در زمانی که همه ناظران بی‌طرف سیاسی و مشاوران همسو با او توصیه به عدم کوتاه آمدن در مقابل ایالات متحده میکنند، او محکم و سازش‌ناپذیر حرف بزند. عقل هم حکم می‌کند حتی برای زمینه‌چینی مذاکره احتمالی مخفی یا علنی آینده باید محکم صحبت کرد و در مقابل پیمان‌شکن ضعف نشان نداد. و باز همین عقل حکم می‌کند برای عبور از بحران سیاسی که ترامپ مسببش بوده و بحران اقتصادی که از حکومت ناشی شده، رئیس‌جمهور منادی وحدت و یکپارچگی سیستم باشد.

در واقع روحانی تا این لحظه کاری خلاف مشی یا ناخوان با مواضع قبلی‌اش نداشته که شایسته این هجمه غیرعقلانی از سوی مدعیان همراهی‌اش باشد. استقبالی که تندروهای آن طرف از او کرده‌اند بسیار مشروط است. برداشت کیهان به عنوان دستگاه مانیتورینگ و اعلام موضع تندروها این است که "چند سخنرانی اخیر رئیس جمهوری از تغییراتی در ادبیات او حکم می‌کند" چرا که او از "لزوم ایستادگی و عدم تسلیم مقابل آمریکا و حفظ عزت ملی" حرف زده است، اما این پیکان تبلیغاتی تندروها معتقد است باید روحانی را راستی‌آزمایی کرد، زیرا از این حرفها قبلا هم گفته و بعداً طور دیگری عمل کرده است .

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Alef-07-06
🔻تعیین گزارشگر جدید سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران

جاوید رحمان حقوقدان پاکستانی- بریتانیایی گزارشگر جدید سازمان ملل برای حقوق بشر ایران شد
جاوید رحمان، ۵۱ ساله، متولد شهر فیصل‌آباد پاکستان است و دارای مدرک دکترای حقوق بین‌الملل است.
او که تابعیت بریتانیا را نیز دارد، در زمینه آزادی ادیان، قوانین جهانی حقوق بشر و قوانین اسلامی تحصیل و پژوهش کرده و پیش از این استاد دانشگاه برونل لندن بود.
رحمان جانشین «اسماء جهانگیر» می‌شود که به طور ناگهانی بهمن ماه گذشته، بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
خانم جهانگیر خود در تابستان ۹۵ جانشین احمد شهید سیاستمدار و فعال حقوق بشر اهل مالدیو شد که از سال ۲۰۱۰ به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران انتخاب شد.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️جامعه نو: این فیلم، نیمی از برگشتی‌های مجلات همشهری در طول ۶ ماه را نشان می‌دهد. 🆔 @jameeno
🔻روزنامه، قدرت و مسلخ روزنامه‌نگاری

▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: فیلمی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود با تصویری تلخ از برگشتی‌های مجلات همشهری. تلقی اول، نوعی گل به خودی است؛ احتمال می‌رود که این تصاویر برای تسویه‌حساب‌های شخصی و درونی در مجموعه بزرگ همشهری تهیه و منتشر شده و حالا مدعی و متهم پیدا کرده است. تصور دوم، رجعت به دوره‌ای ست که «به شوشتر زدن گردن مسگری»؛ همشهری در حال تلاطم تازه‌ای ست. بر اساس اخباری که در میان روزنامه‌نگاران گوش به گوش می‌گردد، با رفتن نجفی و آمدن شهردار جدید، بزرگترین کمپانی خصولتی مطبوعات در ایران (که از بودجه شهرداری ارتزاق می‌کند) برای بار دوم بعد از رفتن قالیباف، دچار زلزله شده و بعید نیست که مدیران برای انداختن بار گناه اخراج و تعدیل و تغییر تحریریه گروه مجلات وابسته به شهرداری تهران، این فیلم را تهیه و توزیع کرده باشند. گزینه سوم نیز مجددا به دنبال یافتن مقصر است و به نظر می‌رسد در این فقره، برای هر فردِ مرتبط با حوزه مطبوعات، مقصر دقیقا کسی ست که این فیلم را تهیه و به رودخانه بی‌صاحب فضای مجازی سپرده است.
پرده بر افتاده. آنچه خانواده‌ای در پستوخانه مخفی کرده بود، حالا - درست یا غلط- پیش روی مردمی ست که نه تنها دیگر در سبد کالایشان، برای مطبوعات جایی ندارند بلکه اصولا به ما و شغل ما نیازی ندارند. کشور در حال عبور از تنگ‌ترین تنگه‌ای است که نتوانسته با تهدید و تحدید، آن را پیشاپیش نادیده بیانگارد یا لااقل ببندد. در این عبور خراش‌انگیز و نفرت‌پراکن نیز، بین مردم و مطبوعات فاصله‌ای فراخ است و از این فراخی، دود در چشم مردم و مطبوعات و البته آن رکنِ چندم دمکراسی می‌رود.
اما حال که تقدیر بالاخره شرایطی را فراهم کرده و پستوخانه همشهری بارعام داده، بد نیست پرسش هایی درباره روزنامه‌نگاری و به طور اکید، رابطه روزنامه‌داری و قدرت مطرح شود؛ پرسش‌هایی که اگر این بار هم از طرحِ پاسخی برای آن، طفره برویم، شاید دیگر فردا آنقدر دیر و دور باشد که سیل حوادث، بنیان این خانه را از بیخ بکند و به همان رودخانه پرتاب کند.
اصلی‌ترین پرسش، درباره روزنامه‌داریِ دولت‌ها، شهرداری‌ها و ارکان قدرت است؛ اینکه تا چه زمانی قرار است گلِ سرسبدِ تیراژ مطبوعاتی کشور در گروی روزنامه‌ها و رسانه‌هایی باشد که از بیت‌المال دوپینگ می‌کنند و ناچارند در پیچ‌های تند، فرمان را به همان سمتی بچرخانند که از «بالا» گفته شده و نه خواسته مخاطب و اقتصاد بازار نشریه. در سالی که گذشت، جام‌جم، ایران و همشهری (و البته شهروند) که به کمپانی‌های درشت اندام مطبوعات ایران بدل شده‌اند، با تصمیمات اشتباه در تحریریه‌های خود، نشان دادند که این اندام پرورده، بیش از هر چیز حاصل هورمون‌هایی است که به بدنه آن تزریق می‌شود تا انجام ورزش‌های سخت و نفسگیر فیزیکی. مسئولان وقت هم راضی از این عرض اندام در دکه‌ها و «گیشه»ها، سرگرم معادلات خود در بدنه قدرت شده‌اند، کاغذ دست به دست می‌کنند یا برای رفتنِ این و آن ژن خوب از/به لایه‌های قدرت، سرمقاله به نامشان چاپ می‌زنند.
در این میان طبیعی‌ترین تصویر، همان انباشت مجله‌ها، نشریه‌ها، بولتن‌ها، ویژه‌نامه‌ها، فصلنامه‌ها، گاهنامه‌ها و چه نامه‌ها در پستوخانه مطبوعات ایران است چرا که اولین درس در باشگاه‌های پرورش اندام این است که «وقتی روی قرص افتادی، چشم از آینه برندار».
مقصر برگشتی‌های یک نشریه، بیش از آن که اعضای تحریریه‌اش باشند، مدیرانی هستند که بودجه‌های دولتی و وسوسه نفوذ در قدرت و سری در سرها درآوردن، راه‌شان را به سوی مطبوعات کشور، «کج» کرده است. فرمول کار هم ساده است؛ بحمدالله همه مدیران کشوری، نمایندگان مجلس، شهرداران و ... در خاطرات خود دوره‌ای «خبرنگار» بوده‌اند، می‌دانند که مردم آنچه را منتشر می‌شود نمی‌خوانند و برایشان مهم نیست و از همه مهمتر، آگاه به کوتاه‌دیوارِ خبرنگاران هستند. بنابراین هر روز از تعداد نشریات و روزنامه‌هایی که قرار است برای زنده ماندن روی دکه‌ها بجنگند کاسته می‌شود و بر تعداد حجره‌های کاغذ بازیافتی دور میدان امام حسین افزوده.
در این چرخه بیمار، مدیری که از یک روزنامه دولتی یا وابسته به دولت بیرون می‌آید، حالا رزومه‌ای قابل اعتناتر دارد، روزنامه‌نگارانی که توانسته‌اند نان خود را دربیاورند، حالا راه نجاتی در بیرون از مطبوعات جسته‌اند و نیروهای مازاد تا قرارداد بعدی در مخفیگاه‌های خود می‌مانند و آفتابی نمی‌شوند. اما روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری و روزنامه، دقیقا آن چیزی ست که در این میان به مسلخ رفته و هنوز به طور کامل سر بریده نشده است. تا فرصت هست باید برای این زخمِ باز فکری کرد؛ قطع تمام وابستگی‌ها و روبه‌رو شدن با واقعیت روزنامه‌نگاری و روزنامه‌داری، شاید اولین و اصلی‌ترین اقدام باشد.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸چرا در شرایط فعلی اقتصادی، سهام شرکت‌های بورسی ارزنده‌اند؟

▫️سینا سلیمانی: امروز فشار عرضه و فروش هيجاني رو در بسياري از سهم‌هاي بازار شاهد بوديم كه حتي بر سهم‌هايي مثبت بودند يا در آستانه بالاي قيمتي بودند هم تاثير گذاشت.
بدون در نظر گرفتن سهم یا صنعت خاصي ، معتقد هستم در چرخه اقتصادي "سركوب" هرگز جواب نخواهد داد.
نزديك ترين مثال‌، روند رشد نرخ ارز و تورم از ابتداي دوره رياست جمهوري جناب روحاني بود. نرخ ارز و تورم مدتها دستكاري و سركوب شد اما در نهايت تمام آن چيزي كه مدتها در دل اقتصاد بود رها شد و نتيجه رشد ٢-٢.٥ برابري نرخ ارز و احتمالا تورم بيش از ١٥٪؜ سال ٩٧ خواهد بود كه به ظاهر و بر اساس امار و اطلاعات دولتي حدود ٢ برابر تورم ٨-٩٪؜ سال قبل خواهد بود.

اتفاقي كه در حال حاضر با آن روبه‌رو هستيم اين است كه تقريبا تمام محصولات، كالا‌ها، خدمات و دارايي‌ها ارزش خود را با دلار آزاد (٦-٧ هزار تومان ) تطبيق دادند بنابراين از نظر ريالي همه چيز افزايش داشته است. اما ارزش کل مارکت، قبل از رشد اخیر دلار حدود ۱۰۳ میلیارد دلار بود که بر مبنای دلار ۴۲۰۰ تومانی در سطح ۴۳۲۲۸۳۶ میلیارد ریال قرار داشت و امروز هم با اندکی افزایش روبه‌رو شده اما تغییر قابل توجهی نداشته است.
به عبارتی ارزش کل مارکت ما با فرض دلار آزاد ۷۰۰۰ تومانی و عدم افزایش ارزش واقعی شرکت‌ها، باید در سطح ۷۲۱۰۰۰۰ میلیارد ریال قرار داشته باشد در حالی که ارزش کل مارکت ما امروز ۴۹۴۴۱۷۵ میلیارد ریال بود !‌
حتی با دلار ۵۰۰۰ تومانی هم ارزش مارکت امروز، اختلاف ۲۰۵۸۲۵ میلیارد ریالی با ارزش واقعی خود دارد که اختلاف قابل‌توجهی است. در حالی که حتی با دلار ۴۲۰۰ تومانی هم بسیاری از شرکت‌ها روند رشد سودآوری خود در سال ۱۳۹۷ را حفظ خواهند کرد لذا ارزش واقعی مارکت نیز رو به رشد خواهد بود. بنابراین بازار سرمایه هنوز فاصله قابل توجهی نسبت به ارزش واقعی خود دارد.

به همین دلیل نسبت Market Cap به GDP نه تنها افزایش قابل توجهی نداشته بلکه بطور محسوسی کاهش یافته و از سطح ۰.۶۵ به رقم ۰.۵۳ رسیده که نشان‌دهنده عقب‌ماندگی بازار سرمایه به دلیل سیاست‌های غلط دولت و تیم اقتصادی دولت است.

اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم ، این امکان وجود ندارد که وضعیت ارزی شرکت‌ها در حالت فعلی باقی بماند چون یا منجر به کاهش GDP میشود و یا با گذر زمان و عدم مطابقت درآمد شرکت‌ها با رشد سایر کالاها شرایطی ایجاد خواهد شد که شرکت‌های بزرگ بورسی با مشکلات عدیده تولید و فروش و افت سودآوری جدی مواجه خواهند شد که در نهایت دولت را مجبور به بالا بردن نرخ ارز دستوری ۴۲۰۰ تومانی خواهد کرد.

بنابراین صف فروش و حراج سهامی که عملا با لحاظ رشد اخیر با نرخ ارز ۴۶۰۰-۴۷۰۰ تومان ارزش‌گذاری شده اند پشتوانه علمی و منطقی ندارد و این وضعیت بطور قطع پایدار نخواهد بود.
با افزایش ثبات بازار ارز و شفاف‌تر شدن نرخ ارز آزاد ، خواسته یا ناخواسته دولت نیز تن به نزدیک شدن به واقعیت اقتصاد خواهد داد.
منبع: کانال شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
❇️ پیگیری شکایت جمعی از روزنامه‌نگاران در جلسه هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران


در جلسه امروز هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، موضوع پیگیری حقوقی انتشار عکسی بدون منبع در یکی از روزنامه‌های سراسری، پیگیری حقوق معوقه جمعی از روزنامه‌نگارانِ مستعفی دو روزنامه و پیگیری شکایت یکی از خبرنگاران درخصوص برخورد فیزیکی و تحقیر‌آمیز مدیر مسوول با او مورد بحث و بررسی قرار گرفت. هیات مدیره مقرر کرد در هر سه موردِ یاد شده، پیگیری‌های لازم به عمل آید تا این روزنامه‌نگاران بتوانند به حقوق خود دست یابند.
برگزاری مراسم روز خبرنگار از سوی انجمن نیز یکی دیگر از دستوراتی بود که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
#الف

♦️کار شما نیست!

◽️شورای سردبیری: آیا برای اینکه عبور نفت از تنگه هرمز را همه یا هیچ کنیم به نظامیان خود نیاز داریم؟ آیا بستن همه تنگه‌ها در همه جا سرباز و ناو می‌خواهد؟ چرا از اشاره رئیس‌جمهور به ناتوانی دیگران در صدور نفت در صورت صفر کردن صادرات ایران بلافاصله برداشت عملیات نظامی کردیم و نظامیان به شوق آمده اند؟ تلاش می‌کنیم به این پرسشهاپاسخ دهیم.

حتی اگر مذاکرات با خانم اشتون و نشست‌های استانبول و آلماتی را به حساب نیاوریم، ایران پنج سال است در حال پیگیری یک دیپلماسی فشرده بر سر حادترین مسأله خارجی خود پس از دوران جنگ هشت ساله است. این مذاکرات برخلاف تبلیغات داخلی مبتنی بر رقابت‌های حقیر سیاسی، دستاورد بزرگ و نجات‌بخشی داشته است: برجام! هرچند تحولی کاملاً نامرتبط با ما آن را به ناکامی دچار ساخت: روی کار آمدن ترامپ. سنگی آسمانی که اتفاقاً زمان و مکان ورودش بر سر بزرگترین دستاورد سیاسی ایران در چهل سال گذشته صرفاً از روی اقبال ناهمراه بود نه اشتباه ایرانی‌ها.

در جریان رویارویی تازه ما با این دارودسته لات سیاسی در ایالات متحده، امیدی به موفقیت دیپلماسی نرم یعنی مذاکره منطقی و مبتنی بر معامله مسالمت‌جویانه نیست. طرف مقابل، دیپلماسی آمریکا را برای خودش زور بازو تعریف کرده و نه ما و نه حتی متحدین اروپایی‌اش (که زبان هم را بهتر می‌فهمند) نمی‌توانیم از او رفتار مبتنی بر مذاکره برابر و احترام به حقوق بین‌الملل داشته باشیم. علنا از محاصره تا سقوط حرف می‌زند و به صفر رساندن صادرات نفت ایران.

در مقابل چنین کسی، زبان دیپلماسی را نباید کنار گذاشت، بلکه باید آن را ارتقا بخشید و اشاره روحانی درباره تنگه هرمز، هنوز در حوزه دیپلماسی است، هرچند دیپلماسی سخت: اگر من نتوانم، تو هم نمیتوانی.

به فرض آنکه کسی حریف این اوباش سیاست و همراهانشان نشود، به فرض آنکه این لاتها از مرحله فشار اقتصادی به شرکای تجاری ایران طرف چندانی نبندند، و به محاصره دریایی دست بزنند، حتی در آن هنگام که لازم می‌شود ما تنگه هرمز را به جبران ببندیم و سیاست همه یا هیچ را بکار بگیریم، به دخالت نظامیان نیازی نداریم؛ به مهندسانی نیاز داریم که خیلی معصومانه یکی دو کشتی بزرگ کهنه را در دهانه خلیج غرق کنند. از همین الان باید تصمیم بگیریم که به اقدام احتمالی در هرمز، اصلا رنگ و بوی نظامی ندهیم. درک آن کار سختی نیست و نظامیان ما نباید این تلقی را دامن بزنند که مترصد فرصتی برای بالا زدن آستین هستند.

باید هوشیار باشیم و به خودمان اجازه پرگویی ندهیم. باید بدانیم روحانی در اروپا رجز نخواند که ما ادامه‌اش بدهیم. او به خوبی تشخیص داده است ما تا حدودی می‌توانیم از شکاف واقعی بین اروپا با نادولت آمریکا استفاده کنیم و به همین دلیل در مقابل اروپا باید در موضع دیپلماتیک خود استوار بمانیم، هر چند باید جواب ترامپ گنده‌گو را هم بدهیم. روحانی «هل من مبارز» نگفته است. حرف او نه مجوز استارت قایق تندروست و نه حتی علامت برای رجزخوانی یا بازونمایی. برای ما، دوران شعارنویسی روی موشک گذشته و به تاریخ پیوسته است، و اگر عاقل باشیم، هیچگاه فرمان سیاست خارجی را به دستی غیر وزارت خارجه نمی‌دهیم در این دوران میدان‌داری فاشیست‌مسلکان تشنه سلطه بر دنیا در بزرگترین قدرت نظامی جهان. زنگیان مست تیغ به دست .

🆔 @jameeno
شرکت توزیع نیروی برق تهران برنامه زمان‌بندی احتمالی قطع برق در مناطق محتلف تهران را اعلام کرده:

http://tbtb.ir/uploads/barname17.pdf

🆔 @jameeno
#الف

🔸انکار اقتصاد آزاد و سرکشی بازارها: چه باید کرد؟

▫️علی محسنی: اسحاق جهانگیری در گفتگو با شماره 9 تیرماه روزنامه سازندگی در یک جمله استراتژی فعلی اقتصادی کشور را تشریح کرده است: «هیچ‌کس نیست که بگوید کشوری که در شرایط جنگ است،اقتصادش باید اقتصاد آزاد باشد.»
داوری ارزشی در باب این گفته نفر دوم دولت، شاید کمی دشوار به نظر برسد. با تحریم های شدیدی که رییس جمهور آمریکا برای کشورمان در نظر گرفته، اوضاع عادی نیست و در اوضاع غیرعادی نیز نمی توان به شیوه های معمول در اداره کشور تن داد. در این شرایط، افزایش محدودیت ها و کنترل ها قابل قبول به نظر می رسد و شاید نتوان تنظیم بازارها را به نیروهای عرضه و تقاضای درونی شان سپرد.
اما آیا می توان از زاویه ای دیگر نیز به موضوع نگریست و سخن معاون اول رییس جمهور را به نقد کشید؟ از دید نگارنده، می توان در قالب سه پرسش، حکم به «لغو آزادی اقتصادی در شرایط جنگی ترسیم شده» را نپذیرفت:
پرسش نخست: آیا اقتصاد ایران در شرایط غیرجنگی، آزاد بوده است؟
عموم اقتصاددانان دخالت دولت و نهادهای حکومتی در اقتصاد ایران را بسیار بالا می دانند. فعال بخش خصوصی زیر تیغ قیمت گذاری کالا و خدمات تولیدی خود است و نحوه تخصیص منابع و حضور دولت در بازارها به نحوی است که آزادی تصمیم گیری را تا حد بسیاری از او می ستاند. سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، تعزیرات حکومتی و حتی واحدهایی در داخل تشکل های صنفی به طور مرتب بر بازارها نظارت دارند و نقطه تمرکز خود را بر تثبیت قیمت نهایی کالاها قرار داده اند. بنابراین اقتصاد ایران در شرایط عادی نیز به اصول پذیرفته شده اقتصاد بازار چندان پایبند نیست و نتیجه این رویه را در نرخ پایین سرمایه گذاری، نرخ بیکاری بالا و حتی مواجهه مصرف کننده با کالاها و و خدمات گران می بیند. در یک کلام، اقتصاد ایران در دهه های اخیر با احتیاط فراوان و با کندی به سوی پذیرش و اجرای اصول اقتصاد آزاد حرکت کرده است.
پرسش دوم: در صورت پذیرش وضعیت جنگی برای روزگار کنونی، دایره دخالت دولت تا کجا تعریف می شود؟
دولت با نرخ گذاری رسمی برای ارز به شرایط فعلی پا گذاشته که تصور شرایط غیرعادی و جنگی از آن را دارد. این دخالت آشکار حتی در بازار کالاهای غیرضروری نیز ورود کرده است. به گفته دولت، ارز ارزان در دسترس همگان است و پس رشد قیمت کالا و خدمات توجیهی ندارد. دولت در برابر درخواست تشکل های اقتصادی و اصناف برای افزایش قیمت کالاها در واکنش به تورم موجود، مقاومت می کند و در نهایت تنها چند درصد رشد قیمت را مجاز می داند. دولت عنان حداکثری تمامی بخش های اقتصادی را در دست گرفته تا به زعم خود، اقتصاد کشور را در برابر طوفان سیاسی و اقتصادی بیرون مرزها و تحمیل انزوای بیرونی مصون نگاه دارد. دایره دخالت گسترده است و بسیاری چنین گستردگی را زیر سوال می برند.
پرسش سوم: دخالت دولت چقدر فایده داشته است؟
در عالم واقع و در مراجعه مصرف کننده به بازارها اما نرخ کالاهای غیرضروری با قیمت بازار غیررسمی ارز همسان شده و نرخ ها در بسیاری از کالاها و خدمات ضروری نیز با رشد قابل توجه همراه است. بنابراین نتیجه آن شده: دولت دخالتی گسترده برای ثبات بخشی به بازارها داشته، جامعه چنین رویه ای را درست می داند اما بازارها به این دخالت ها تمکین نکرده اند. دولت و مردم اما ضعف نظارت و کارآیی پایین دخالت دولت را مقصر می دانند و کمتر کسی اصل «دخالت» را زیر سوال می برد.
و اما چه می توان پیشنهاد داد؟
فارغ از این که به واقع شرایط جنگی است یا خیر، دولت نیاز به تصحیح نگاه خود دارد. بهتر است دولت صرفا بر نیازهای ضروری مردم تمرکز کند. تامین معیشت حداقلی، حفظ سطح یا گسترش آموزش، درمان و امنیت عمومی وظیفه دولت است. خارج از این دایره، دخالت ضرورتی ندارد. خرید خودرو شخصی، سفر رفتن، خرید کالاهای لوکس و نیازهای دیگری که از نظر شهرنشینان ضروری است – همانند گوشی همراه – و دولت نباید آن ها را ضروری بداند، بهتر است حتی در شرایط جنگی بر عهده بازارها باشد.
دولت بهتر است اصل را بر اقتصاد بازار بگذارد و مطمئن باشد عدم تکمین به اصول اقتصاد آزاد است که آسیب پذیری ما را در شرایط کنونی افزایش داده است. در این صورت، مدیریت بخش هایی که جزء وظایف انکارناپذیر دولت است نیز آسان تر خواهد بود.

🆔 @jameeno
🔸از نظر شرعی لزومی ندارد توریست ها حجاب را رعایت کنند

▫️محسن غرویان در گفتگو با ایلنا: همان‌طور که ما به کشورهای دیگر می‌رویم و طبق قوانین خودمان عمل می‌کنیم، باید به توریست‌ها هم اجازه داده شود در کشور ما طبق قوانین خودشان عمل کنند.

باید به توریست‌ها گفته شود فرهنگ ایران مذهبی است اما اجباری در اجرای آن برای شما نیست. توریست‌ها از نظر شرعی و فقهی جبری در اجرای موازین دینی ما ندارند، آنها می‌توانند خودشان حجاب را اختیار کنند و از نظر مذهبی اجباری برای آنها وجود ندارد.

فقه ما با مسیحیان در مواردی همچون معاملات مغایرت‌هایی با یکدیگر دارند اما احکام فقه و حتی ازدواج آنها برای ما محترم است.

این مباحث جنجالی است که باید به مجلس برود و باید صاحب‌نظران هم در خصوص آن نظر بدهند، اما به نظر من بهتر است، این مسئله را به اختیار خود توریست‌ها بگذاریم.
منبع: کانال نامه‌های حوزوی

🆔 @jameeno
🍀درگذشت محمد بسته‌نگار در ۷۷ سالگی

▫️جامعه نو: محمد بسته‌نگار، فعال سیاسی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی و داماد آیت‌الله طالقانی درگذشت.
وی که بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی را در کارنامه دارد، در مقطعی عضو جبهه ملی، در مقطعی عضو نهضت آزادی ایران و تا پایان زندگی عضو شورای نیروهای ملی-مذهبی بود.
گفتنی است او در هنگام مرگ، ۷۷ سال سن داشت.
🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Ba-07-09
#الف

🔺زمینه‌چینی یک اقدام نامقدر

▫️شورای سردبیری: حدود دو دهه بعد از به حکومت رسیدن کمونیستها در چین، مائو تسه تونگ مقام ارشد حزب بساطی راه انداخت که به انقلاب فرهنگی معروف شد: کودتایی خزنده علیه هم حزبی‌هایی که مائو احساس می‌کرد قافیه را در برابر آنها باخته است. به تحریک او و تندروهایی همچون همسرش جوانان دانشجو و محصل را بسیج کردند و در قالب دهان‌پرکن گارد سرخ به میدان‌ آمدند تا عرصه اجتماع را در کنترل بگیرند. سپس در حالی‌که قدرت کور این جوانان خام جامعه را منکوب اعمال آنها ساخته بود، طی یکی دو سال بعد به سرکوب کمونیستهای اصلاح‌جوی درون حزب پرداختند.

ذکر داستان مائو البته این دفعه بدون رودربایستی برای هشدار است، چون الگوبرداری کامل و بدون پرده پوشی آن کودتای داخل نظام قابل مشاهده است. از درون نظام، خواب کودتای بدون درد و خونریزی علیه جامعه می‌بینند.

اینکه جوانان باید به صحنه بیایند و جوانان نیروی سازنده‌اند و از توانایی‌های آنها استفاده خواهد شد و از این قبیل شعارها البته از مدتها پیش در کشور ما رواج داشته است. همه از این شعارها می‌دهند و کسی هم اهمیت نمی‌دهد بپرسد مگر دولتها در کشورهای پیشرفته و به شدت مشارکت‌پذیر و کاملاً دموکرات و دارای بهره‌وری بسیار بالا از نیروی انسانی اختیار و سرنوشت خود را به دست دانشجویان و تازه‌فارغ‌التحصیلان می‌دهند تا ما هم از این راه برویم؟ در ایران اکثر سیاستمدارها این شگرد عوام‌فریبانه را هنگام انتخابات به کرات به کار می‌گیرند و نوعی کرنش و دلربایی از نسل جوان و بویژه دانشجویان برای جمع‌آوری رأی است. گاهی هم در مقابل کابینه‌ها و مقامات دارای سن بالا به عنوان وسیله تخریب به کار می‌رود. آخرین کاربرد هم همان سودجویی کودتایی مائویی و تسویه‌حساب حکومتی است. نمونه جدی‌اش را دو روز است دستگاه تبلیغاتی حکومت در بوق کرده است.

یک نامه خواندنی از سوی تعدادی مقام موقعیت‌ازدست‌داده که اکنون در دانشگاه‌های تصفیه شده پناه گرفته‌اند و عده‌ای از افراد ساده‌لوح منتشر شده و دو روز است در رادیو و تلویزیون وسیله زمینه‌سازی آشوب در نظام اداری به اندازه کافی مشکل‌دار کشور است. توصیه می‌کنیم آن را بخوانید، بویژه نام امضاکنندگان را که احتمالاً تعدادی از آنها که از ماهیت روند پیش رو آگاه نبوده‌اند امضای خود را پس خواهند گرفت. در ابتدا بخشی تحریک‌کننده خطاب به مردم دارد و سپس لحن تهدیدآمیز خود را متوجه روحانی می‌کند. بعد تعارفاتی با رئیس قوه قضائی دارد، و سپس به هشدارهای تهدیدکننده به علی لاریجانی رئیس مجلس می‌رسد که برای همراهی با "جریان" آدم مطمئنی به نظر نمی‌رسد. نقل عباراتی از آن به درازا می‌کشد و به این اکتفا می‌کنیم که نویسندگان به مردم تأکید کرده‌اند که جوان هستند و از چپ و راست نیستند (پوشاندن هویت سیاسی که شگرد فاشیستها و عمله‌جات آنهاست)، از همه رسانه‌ها، تریبون‌ها و جلسات استفاده خواهند کرد (بدیهی است از تریبون‌های مجوزدار راست. به این می‌گویند پیدا بودن دم!) و خواهند خواست جوانان به جای چهره‌ها و نگاه‌های فسیل و بی انگیزه به صحنه بیایند. از روحانی خواسته‌اند رئیس بانک مرکزی و معاونش را فوراً برکنار و کابینه را با مدیران جوان، باانگیزه، یکدست، شجاع و متخصص ترمیم کند. از خریداران سکه مالیات بگیرد، از خریدوفروش‌کنندگان کلان مسکن مالیات بگیرد، برای اجاره‌نشینها در عرض یک ماه برنامه حمایتی عرضه کند و از کاسبهای خرد مالیات نگیرد (با فرض کردن عوام کم‌اطلاع به عنوان مخاطب خود‌، درخواست‌های مردم‌رنگ‌کنی ردیف کرده‌اند). از رئیس قوه قضائیه هم خواستار تشکیل دادگاه جنگی اقتصادی و اعدام در ملاءعام شده‌اند. چگونگی تهدید ظریف علی لاریجانی در اختصار نمی‌گنجد باید خودتان مشروحش را بخوانید.

حتی اگر بدبینی پیشه نکنیم، مجموعه رخدادها و بویژه تعارفات و "بفرما"های اخیری که به نظامیان زده می‌شود، حاکی از پیداشدن نام نوشدارو برای صاحبان احساس مالکیت خداداده این کشور است. البته کار صعبی است که یک‌شبه نمی‌توان آنرا به انجام رساند بویژه که با کنار زدن روحانی و چند نفر دیگر به انجام نمی‌رسد. برخلاف تصور، این زمینه‌چینی برای عمل علیه روحانی نیست. علیه مردم و دیدگاهها و مطالبات آنهاست. ضد گذشته نظام است با این فرض که نفی گذشته، هم پدید آوردن امکان فرار از مسئولیت است و هم شانس تازه‌ای برای بقا بر دوش یک ساختار تازه‌. بساط این زمینه‌چینی را باید به هم زد.

🆔 @jameeno
؛

🔹محمد بسته‌نگار؛ از تبار اصالت و فروتنی


پژمان موسوی - روزنامه‌نگار: چهره‌ی درد کشیده‌اش خیلی بیشتر از ۷۷سال را نشان می‌داد؛ پیرمرد، ۶۰سال از ۷۷سال زندگی‌اش را صرف فعالیت‌های سیاسی کرده بود و طبیعی هم بود که از سایر ۷۷ساله‌های دیگر، تکیده‌تر و سالخورده‌تر باشد. ۶۰سالگی که بارها در آن طعم زندان و تبعید و سختی را چشید، اما خم به ابرو نیاورد و تا روزهای پایانی زندگی خود، همواره در اندیشه‌ی فردای بهتر برای ایران بود. در جوانی، حتی پیش از آنکه با پیرِ مرادش سید محمود طالقانی آشنا شود، با محافل سیاسی و عقیدتی در رفت و آمد بود. با طالقانی که محشور شد، فعالیت‌های پراکنده‌اش جهت گرفت، ابتدا به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و جبهه ملی درآمد و سپس، مرامِ نهضت آزادی را برگزید و به عضویت در این تشکل سیاسی درآمد. در آن سال‌ها و در خلال فعالیت های سیاسی، آنقدر به طالقانی نزدیک شد که در سال ۵۰ با دختر او ازدواج کرد. این، ۴ سال بعد از بازگشت او به تهران، از پسِ چند سال زندان و تبعیدش به برازجان و تحمل شرایط سختِ آن سال‌ها بود. پیش از تبعید هم چند باری به زندان افتاده بود و خاک زندان خورده بود، اما تبعید، آن هم به برازجان، چیزِ دیگری بود.

او که پس از زندانِ آخرش، از ادامه تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم منع شده بود، به فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود بین سال‌های ۵۰ تا ۵۷ ادامه داد. انقلاب که پیروز شد، با آنکه او از فعالین و همراهانِ همیشگی نهضت آزادی ایران بود، از قبول هر پست دولتی حتی در کابینه مهندس بازرگان هم اجتناب کرد و فعالیت‌های خود را در جامعه مدنی پی گرفت. او همواره در سال‌های پس از انقلاب هم چهره‌ای بود که دغدغه توسعه و پیشرفت ایران را داشت، برای دغدغه‌اش هزینه داد و از راهی که برگزیده بود، ذره‌ای عقب ننشست.
او در کنار فعالیت‌های سیاسی، یک فعال فرهنگی و نویسنده و محققی تمام عیار هم بود؛ هم کتب بسیار نوشت و هم دغدغه‌هایش را در روزنامه‌ها و مجلات با مردم در میان می‌گذاشت؛ به کارِ فرهنگی و مطبوعاتی اعتقاد ویژه‌ای داشت و در انتشار و تداوم حیات برخی مجلات چون «ایران فردا» هم نقشی بی‌بدیل داشت.«حقوق بشر از منظر اندیشمندان»، «سیری در اندیشه حاکمیت در اسلام و ایران»، «برخورد سنت و تجدد در ایران»، «حاکمیت مردم از دیدگاه اسلامی و قرآنی» و مهم‌تر از همه «گردآوری و تدوین مجموعه مقالات آیت‌الله طالقانی» که با نام مناره‌ای در کویر منتشر شد، تنها برخی از آثارِ این مردِ نیکِ روزگارِ ما بود.
با رفتنِ محمد بسته‌نگار، تنها یک فرد از میانِ ما نرفته است، بخشی از راه و رسمی دارد جهان را ترک می‌کند و ایران را تنها می‌گذارد که هم «شریف» است و هم «مستحکم»؛ هم «اصیل» است و هم «فروتن»...

🆔 @jameeno
#الف

🔸فرصتی برای جشن نیست

▫️شورای سردبیری: از اخبار ی که دستگاه تبلیغات حکومت پخش می‌کند چنین برمی‌آید که تدارکات وسیعی برای برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در جریان است. جلسات عریض و طویل و پرشمار تدارکاتی برگزار می‌کنند و اینطور که می‌گویند، قرار است جشن بزرگی همراه با نمایش و بیان دستاوردهای انقلاب برای مردم برپا شود و از سالهای پیش بسیار چشمگیرتر باشد.

بدیهی است در کشوری که از نگاه حکومت آن شاد بودن مردم در اکثر موارد جرم است کسی نمی‌تواند با تدارک جشن و شادی از سوی حکومت مخالف باشد اما واقعیتش این است که شادی سالگرد انقلاب اسلامی سالهاست به شادی‌ بخش کوچکی از ما تبدیل شده است که در آن انقلاب حضور داشتیم. درست مانند انقلاب مشروطیت که هر چه از وقوع آن گذشت توجه کمتری را در اذهان نسل بعد به خود اختصاص داد و اکنون سالگردش که در گذشته از معدود تعطیلات سالانه ایران بود نه تنها تعطیل نیست، بلکه صرفاً در حد انتشار مقاله‌ای در برخی مطبوعات پاس داشته می‌شود. درباره انقلاب ۲۲بهمن نیز نسل‌های بعد از آن انقلاب فقط میراث آن را دیده‌اند و واقعیت ملموس این است که رضایتی هم از ماترک پدران خود ندارند. آنقدر ناراضی هستند که با پرسش‌هایی درباره انبوه ناکارایی، بی‌خردی و فساد حکومت مدعی میراث‌داری آن انقلاب از پدران و مادران خود، هر روز آنها را شرمنده‌تر از روز پیش می‌سازند.

به این ترتیب‌، تدارک وسیع برای تبدیل دهه فجر به چند ماه، کار عبثی است و زحمتی پر هزینه که دستاورد مناسبی ندارد. آشکار است که هدف دستگاه حکومت از این زحمت آن‌هم در دوره‌ای که کشور دچار مشکلات فراوان است تبلیغات بیشتر و ثبات‌نمایی است که می‌تواند در شرایط مختلفی به ضد خود بدل شود. به یاد بیاوریم که سال گذشته دهه فجر در شرایطی برگزار شد که تنها چند هفته از شورش‌های دی ماه می‌گذشت و همه هنوز در شوک آن بودند. عده‌ای عزادار، عده‌ای زندانی، گروهی دلزده، سلطنت‌طلبان مشغول پایکوبی و حکومتیان مشغول بافتن ریسمان به آسمان برای توضیح چرایی برپایی تظاهرات علیه خود بودند. تنها چیزی که به کشور نمی‌آمد شادی برای ۳۹ سالگی انقلاب بود. آیا مطمئن هستیم تا فرا رسیدن بهمن و یا حتی در ماه بهمن دوباره ده‌ها شهر کشور شاهد تظاهرات، آشوب، بلوا، و درگیری حکومت و مردم نخواهیم بود؟ آیا به مصلحت نزدیکتر نیست به جای تدارک جشن گسترده، به تدارک مقابله با تحریم گسترده برویم؟ تحریمی که از الان تا ماهی پیش از جشن معهود گره‌های تنگ‌کننده آن هر روز محکم‌تر خواهد شد.

زمان جشن برای حکومت ما روزی‌ست که توانسته باشد گریبان خود را از دست سیاستمداران لات ایالات متحده در آورد، پای کشور را از میان درگیری‌هایی که به مردم ما مربوط نیست بیرون بکشد، شر فساد و وابستگان فاسد حکومت را از سر مردم کم کند و به چنان حدی از بلوغ حکمرانی رسیده باشد که مردم دامان حکومت را حریم امن برای آزادی و رفاه خود ببینند و نه ‌سایه‌ای که باید از آن گریخت.

🆔 @jameeno
📌سه جلد کتاب در حوزه روزنامه‌نگاری اقتصادی منتشر شد

🔹از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری

▫️جامعه نو: در شرایطی که انتشار کتاب‌های آموزشی حوزه روزنامه‌نگاری به‌طور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامه‌نگاری اقتصادی منتشر شده است.

مجموعه کتاب‌های «روزنامه‌نگاری اقتصادی» با رویکرد توسعه دانش میان‌رشته‌ای و به منظور ایجاد پلی میان دانش اقتصاد و روزنامه‌نگاری از سوی انتشارات «عملکرد برتر» با ترجمه «محسن ایلچی و سینا رویایی» منتشر شد.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Journalism-07-11
#یادداشت_مهمان

🔹جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی

🖌زهرا طوفانی


▫️جامعه نو: رویدادهای بزرگ منطقه‌ای و جهانی، آنچنان برای ما دوست‌داشتنی و نداشتنی‌اند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم می زنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین فوتبال و سودهایی که شرکت های بزرگ به جیب می زنند و گاه شاید جیب تماشاچیان، بینندگان تلویزیونی و یا هر مخاطبی که با رسانه های جدید و یا اصلی این رویدادها را دنبال می کنند، را نیز می زنند. قطعا هیچ شخصی نیست که از عواید و سودهایی که در این بازی های بین المللی حاصل می شود، بی‌اطلاع باشد. اما این بازی ها و به ویژه فعالیت های رسانه ای آن به حدی جذاب است که شاید حواس همگان را از تأثیرات مثبت و منفی آن پرت کند و ما را به ورطه بازی فوتبال صرف بیاندازد؛ به عنوان شخصی که فوتبال برای او یک تفریح همیشه جذاب بوده است، باید بگویم که برگزاری رویدادهایی از این قبیل آن هم در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی اوضاع مطلوبی ندارند، انتخابی است از نوع بندبازی و راه‌رفتن روی لب تیغ. اگر تصمیمات فیفا را سیاست‌های توسعه‌ای بدانیم، باید با وجود تمام علایق‌مان به این رویدادها کمی با دیده تردید بنگریم؛ یا آن‌گونه که نلسون رودریگرز، نویسنده و نمایشنامه‌نویس برزیلی می‌گوید «در فوتبال بدترین نابینایی این است که فقط توپ را ببینیم»، این جمله شاید موجزترین و در یک کلام سرراست‌ترین توصیف از جام جهانی یا فوتبال باشد؛ حال آنکه رویدادهای بزرگ چیزی بیش از یک رویداد هستند آنگونه که رسانه‌ها آن را برایمان به تصویر می کشند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno

http://telegra.ph/jameeno-07-11
#الف

♦️قاپ زدن کاسه خالی، ربودن اسلحه بی‌خشاب!

◽️شورای سردبیری: در دوران دولت دوم خاتمی، یک گمانه‌زنی در برخی محافل سیاسی شنیده می‌شد: کودتا علیه خاتمی به خاطر ذخایر انباشته ارزی. در آن دوران، باوجود آنکه قیمت نفت هیچگاه از ۲۴ دلار بالاتر نرفت، به علت سیاست اقتصادی سنجیده‌ای که به تشکیل صندوق ذخیره ارزی انجامید، میراث خوبی برای دولت جانشین باقی می‌ماند. در مقابل، احمدی‌نژاد با اقتصاد چنان رفتار کرد که احمد توکلی یکی از متحدان سابقش او را به در پیش گرفتن سیاست باقی گذاشتن زمین سوخته متهم کرد. در ایران، همیشه اینکه دولت جانشین و قاپ‌زننده قدرت اجرایی به چه ذخایری دست می‌یابد موضوع مطرحی بوده است. اما داستان ایران یک مشخصه دیگر هم دارد: در دوران افزایش قیمت نفت، عطش در اختیار گرفتن قدرت اجرایی و کنترل درآمد ارزی معمولاً افزایش می‌یابد.

از دوران روحانی، در صورتی که به هر علتی از عرصه سیاست کنار رود، جز کاسه‌ای خالی برجا نمی‌ماند، آخرین پرده غارت را در چند ماه اخیر که به علت ردیابی جابجایی پولهای قابل غارت توسط سیستم بین المللی، انتقال پول بی‌نشان به خارج از کشور ناممکن بود در توزیع مقدار هنوز نامشخص اما کلانی از منابع بانک مرکزی در قالب و پوشش تخصیص ۴۲۰۰ تومانی شاهد بوده‌ایم. به نسبت جمعیت و نیازهایش، اوضاع ناهمراه خارجی و ظهور ابرهای تیره در در افق اقتصاد، چشم‌انداز منابع مالی موجود و درآمدهای قابل استحصال آتی مناسب نیست و کاسه فردا خالی و مشکلات حاصل از مطالبات انباشته و غیر قابل نفی بسیار ترسناک است. بعید است عقل سلیم به کنار، حتی عقل متوسطی نیز بخواهد این کاسه را از دست روحانی بقاپد.

در عرصه سیاسی وضع بدتر است. هرچند عطش سیاسی بویژه در دل تندروهایی که برای اثبات درستی توهمات خود حاضرند هرچیزی را قربانی کنند، عقل را تعطیل می‌کند اما فرجام قاپیدن اختیارات سیاسی دولت بویژه در عرصه خارجی مانند قاپ زدن نارنجک از ضامن خارج شده است. ایران از نظر بین‌المللی در وضعیتی است که دیر یازود باید یا وارد جنگ همه‌جانبه (اقتصادی فرساینده و نظامی بدون افق) شود و یا به نوعی مصالحه نادلخواه و بسیار غیرقهرمانانه تن در دهد. حداکثر عقلی که تندروها در این روزهای قیمتی قبل از روز سخت به خرج داده‌اند نمایشِ کنار نیامدن با آمریکا زیر فشار، حتی به قیمت ابراز آمادگی برای برگشتن به دوران کنسرسیوم زیر بیرق روسیه و چین و هند است. با این سطح ازقدرت تحلیلی و توانایی تاکتیکی، چشم‌انداز فاجعه‌باری در حوزه تنظیم روابط با جهان در انتظار ماست. ربودن اسلحه بی‌خشاب از دست روحانی و ظریف اوج بی‌خردی کسانی است که به تصویر رفتار خود در چشم تحلیلگران میان‌مایه دولت ترامپ نیندیشیده‌اند.

نمایش‌ها که تمام شد، باید به عمل عاقلانه واقعی و بحران‌زدا فکر کرد. واضح است که باید کسب آمادگی همه‌جانبه رابرای شرایط سخت اقتصادی پیشه کرد، و نباید در مقابل لات‌بازی بین‌المللی تیم ترامپ تسلیم شد، اما باید به درون خزید و گارد دفاعی گرفت. درست است که بهترین دفاع حمله است، اما گاهی هم بهترین حمله دفاع است. دژ دفاعی ما در مقابل قلدرآمریکایی، سیاست خارجی عملی ماست و نه کلامی که پشت تریبونها یا در دیدارها عرضه می‌کنیم. باید از خودمان بپرسیم آیا مواضعی که اکنون در دست داریم آنقدر ارزش دارند که کسی برای خرید آنها پشت میز بنشیند و مذاکره کند، یا اینکه رها کردن آنها بار ما را روی دوشمان کم و توان ما را در عرصه بین‌المللی زیاد می‌کند. یادمان باشد برخی از این مواضع قابلیت معامله ندارند زیرا طرف مقابل از میزان هزینه‌ای که برای حفظ آنها می‌پردازیم آگاه است.

🆔 @jameeno
▫️عباس امیر انتظام، سخنگوی دولت مهدی بازرگان و از اعضای جبهه ملی که از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی در دوران بعد از انقلاب به شمار می‌رود امروز از دنیا رفت.
🆔 @jameeno
🔹مقایسه بودجه نظامی کشورهای عضو ناتو در سال ۲۰۱۷
▫️ تنها ۵ کشور از ۲۹ کشور هزینه‌کرد ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی را رعایت می‌کنند.
برگرفته از کانال کامودیتی

🆔 @jameeno