#الف
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات:
✔️ روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش نخواهد بود
✔️ روحانیت هرچند لطمه دیده، اما هنوز آلترناتیوی ندارد
🔸 تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از این رو، با دکتر محمدرضا تاجیک از اساتید و صاحبنظران نامی علوم سیاسی و دانشيار دانشکده علوم اقتصادي و سياسی دانشگاه شهید بهشتی به گفتوگو نشستیم.
🔹 انقلاب ۵۷ یک انقلاب بود بهنام خدا که یک ایدئولوژی دینی در پسِ آن عمل میکرد؛ یک رهبر دینی کاریزما، با دم مسیحاییاش آن را هدایت مینمود و تودههای مردم را بهحرکت درمیآورد؛ یک گروه مرجع مقبول و مشروع بهنام روحانیت در بسیج و هدایت مردم نقش ایفا میکرد؛ و یک گروه روشنفکری عمدتاً دینی هم به ضمیمهٔ این گروه مرجع حرکت میکرد.
🔹 طبیعتاً بسیار سخت است که ما بخواهیم روحانیت را از انقلاب و انقلابی دینی و ایدئولویک که بهنام خدا انجام شد جدا کنیم. مضافاً اینکه در فردای انقلاب هم آنچه تحقق پیدا کرد نظامی بود که اراده روحانیت در آن غالب بود؛ گفتمان دینی، گفتمان مسلط شده بود. حتی در اوایل انقلاب که عمدتاً کار در دست روشنفکران و نواندیشان دینی بود، خیلی سریع تسلط تقریباً بلامنازع روحانیت را در فضای قدرت و تدبیر منزل جامعه شاهد بودیم.
🔹 این حرف که روحانیت بعد از انقلاب تلاش کرد فضا را قبضه کند، روایت درستی است. این روایتِ تمام انقلابهاست که فرزندان خود را میخورند. به تعبیر بزرگی، روایت انقلاب از ابتدا تا پیروزی یک روایت است و از پیروزی به بعد، روایتی دیگر. از همینرو روایت انقلاب، از آغاز تا پیروزی، متفاوت است با روایتِ بعد از آن. قبل از انقلاب، یک همبستگی میان گروههای متکثر وجود داشت که بعد از پیروزی، این همبستگی، کمرنگتر شد. بهقول رُزا لوکزامبورگ روایت قبل از انقلاب و پس از آن، عبارت است از یک نوع وفاق در عین شقاق.
❓مباحثات: روحانیت سنتی بر این باور است که قبل از انقلاب چون روحانیت در قدرت حضور نداشت، محبوب بود و الآن هم اگر به همان شکل در قدرت حضور نداشته باشیم و در زندگیِ مردم از موضع قدرت رسمی و حکومتی مداخله نکنیم، دوباره محبوب خواهیم شد و شاهد این مقدار از سقوط در رتبهبندی ـ که خودتان هم اشاره کردید ـ نخواهیم بود.
🔹دکتر تاجیک: بهنظرم این قشر از روحانیت دچار اشتباه تاریخیاند؛ زیرا زمان متحول شده و امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ امکان اینکه کسی بگوید من به زمانِ قبل برمیگردم و آنچه از مقبولیت و محبوبیت که در گذشته داشتم را دوباره بازیابی و بازآفرینی میکنم وجود ندارد؛ زیرا تاریخ ما ورق خورده و دیگر چنین اقتدار و قدرتی در هیچ گروهی وجود ندارد که بتواند تاریخ را برعکس ورق بزند. مناسبات سابق، استلزامات خاص خودش را داشت که دیگر در این زمان، آن استلزامات وجود ندارد و انکار اینِ مهم، توجیهی است برای ناکارکردی و انفعال. روحانیت باید با مردم، در مردم و جزوی از مردم باشد و این لزوماً بهمعنای ورود به عرصهٔ سیاستِ مرسوم نیست.
🔹 روحانیتی که خیلی رهگشا نیست، روحانیتی که نمیتواند به مثابه یک کلید نقشآفرینی کند و در اوج بحرانها وارد عرصه مشکلات مردم شود و دری را بگشاید و در عوض ترجیح میدهد به پستوها بخزد و به کتاب و درس بسنده کند و بهنامِ نامی جدایی دین از سیاست، رفتار خودش را توجیه کند، در لحظات تاریخی، فارغ از سرزنش نخواهد بود / مباحثات
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/FtR8C
🔹دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات:
✔️ روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش نخواهد بود
✔️ روحانیت هرچند لطمه دیده، اما هنوز آلترناتیوی ندارد
🔸 تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از این رو، با دکتر محمدرضا تاجیک از اساتید و صاحبنظران نامی علوم سیاسی و دانشيار دانشکده علوم اقتصادي و سياسی دانشگاه شهید بهشتی به گفتوگو نشستیم.
🔹 انقلاب ۵۷ یک انقلاب بود بهنام خدا که یک ایدئولوژی دینی در پسِ آن عمل میکرد؛ یک رهبر دینی کاریزما، با دم مسیحاییاش آن را هدایت مینمود و تودههای مردم را بهحرکت درمیآورد؛ یک گروه مرجع مقبول و مشروع بهنام روحانیت در بسیج و هدایت مردم نقش ایفا میکرد؛ و یک گروه روشنفکری عمدتاً دینی هم به ضمیمهٔ این گروه مرجع حرکت میکرد.
🔹 طبیعتاً بسیار سخت است که ما بخواهیم روحانیت را از انقلاب و انقلابی دینی و ایدئولویک که بهنام خدا انجام شد جدا کنیم. مضافاً اینکه در فردای انقلاب هم آنچه تحقق پیدا کرد نظامی بود که اراده روحانیت در آن غالب بود؛ گفتمان دینی، گفتمان مسلط شده بود. حتی در اوایل انقلاب که عمدتاً کار در دست روشنفکران و نواندیشان دینی بود، خیلی سریع تسلط تقریباً بلامنازع روحانیت را در فضای قدرت و تدبیر منزل جامعه شاهد بودیم.
🔹 این حرف که روحانیت بعد از انقلاب تلاش کرد فضا را قبضه کند، روایت درستی است. این روایتِ تمام انقلابهاست که فرزندان خود را میخورند. به تعبیر بزرگی، روایت انقلاب از ابتدا تا پیروزی یک روایت است و از پیروزی به بعد، روایتی دیگر. از همینرو روایت انقلاب، از آغاز تا پیروزی، متفاوت است با روایتِ بعد از آن. قبل از انقلاب، یک همبستگی میان گروههای متکثر وجود داشت که بعد از پیروزی، این همبستگی، کمرنگتر شد. بهقول رُزا لوکزامبورگ روایت قبل از انقلاب و پس از آن، عبارت است از یک نوع وفاق در عین شقاق.
❓مباحثات: روحانیت سنتی بر این باور است که قبل از انقلاب چون روحانیت در قدرت حضور نداشت، محبوب بود و الآن هم اگر به همان شکل در قدرت حضور نداشته باشیم و در زندگیِ مردم از موضع قدرت رسمی و حکومتی مداخله نکنیم، دوباره محبوب خواهیم شد و شاهد این مقدار از سقوط در رتبهبندی ـ که خودتان هم اشاره کردید ـ نخواهیم بود.
🔹دکتر تاجیک: بهنظرم این قشر از روحانیت دچار اشتباه تاریخیاند؛ زیرا زمان متحول شده و امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ امکان اینکه کسی بگوید من به زمانِ قبل برمیگردم و آنچه از مقبولیت و محبوبیت که در گذشته داشتم را دوباره بازیابی و بازآفرینی میکنم وجود ندارد؛ زیرا تاریخ ما ورق خورده و دیگر چنین اقتدار و قدرتی در هیچ گروهی وجود ندارد که بتواند تاریخ را برعکس ورق بزند. مناسبات سابق، استلزامات خاص خودش را داشت که دیگر در این زمان، آن استلزامات وجود ندارد و انکار اینِ مهم، توجیهی است برای ناکارکردی و انفعال. روحانیت باید با مردم، در مردم و جزوی از مردم باشد و این لزوماً بهمعنای ورود به عرصهٔ سیاستِ مرسوم نیست.
🔹 روحانیتی که خیلی رهگشا نیست، روحانیتی که نمیتواند به مثابه یک کلید نقشآفرینی کند و در اوج بحرانها وارد عرصه مشکلات مردم شود و دری را بگشاید و در عوض ترجیح میدهد به پستوها بخزد و به کتاب و درس بسنده کند و بهنامِ نامی جدایی دین از سیاست، رفتار خودش را توجیه کند، در لحظات تاریخی، فارغ از سرزنش نخواهد بود / مباحثات
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/FtR8C
Telegraph
دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات: روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش…
اشاره: تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از…
صدای نو | ۱۷ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۷ مهر ۹۷
چه در پیش روی اقتصاد ایران است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چه در پیش روی اقتصاد ایران است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: هر چند نه کاملاً اما اساساً دیدگاههای نویسنده مقالهای که در پست بعدی میخوانید به استراتژی پیشنهادی و موردحمایت جامعه نو موسوم به «استراتژی خارپشت» بسیار نزدیک و همسو است. نویسنده معتقد است تغییر شرایط در خاورمیانه پس از ظهور و سقوط وسیع تروریستها، زمان مناسبی برای رونمایی از انعطاف در سیاست خارجی ایران پدید آورده است. توجه همراهان کانال را به این مقاله جلب میکنیم.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹بازگشت به موازنه و خویشتنداری در سیاست منطقهای لازم است
🖌دیاکو حسینی
✅با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی، آوارگی و جنگ های نیابتی نجات دهد. امروز منطقه موسوم به خاورمیانه چندپارچه، فقیر و خشونت بار تر از هر زمانی پس از خاتمه یافتن جنگ داخلی لبنان است. برآوردی دقیق از خسارات وارده در جنگ های سوریه، عراق و یمن و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم آن آسان نیست اما به گفته گزارش های رسمی، برآوردهای امروز ما احتمالا چیزی بیش از قله کوه یخ را نشان نمی دهد.
✅خساراتی که فقط به زیرساخت ها در سوریه، عراق و یمن وارد شده به بیش از 257 میلیارد دلار یا بیشتر تخمین زده می شود. حجم اقتصاد سوریه به نصف مقدار خود در پیش از آغاز جنگ داخلی تنزل کرده و اقتصاد عراق نیز 28 درصد از حجم اقتصادی را دارد که در زمان سرنگونی صدام حسین از آن برخوردار بود. مطابق با استانداردهای بانک جهانی، 30 درصد از مردم یمن پیش از شعله ور شدن ناآرامی های داخلی، فقیر محسوب می شدند؛ این رقم اکنون از 80 درصد کل جمعیت فراتر می رود / فردای بهتر
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/بازگشت-به-موازنه-و-خویشتن-داری-در-سیاست-منطقه-ای-لازم-است-10-07
🔹بازگشت به موازنه و خویشتنداری در سیاست منطقهای لازم است
🖌دیاکو حسینی
✅با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی، آوارگی و جنگ های نیابتی نجات دهد. امروز منطقه موسوم به خاورمیانه چندپارچه، فقیر و خشونت بار تر از هر زمانی پس از خاتمه یافتن جنگ داخلی لبنان است. برآوردی دقیق از خسارات وارده در جنگ های سوریه، عراق و یمن و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم آن آسان نیست اما به گفته گزارش های رسمی، برآوردهای امروز ما احتمالا چیزی بیش از قله کوه یخ را نشان نمی دهد.
✅خساراتی که فقط به زیرساخت ها در سوریه، عراق و یمن وارد شده به بیش از 257 میلیارد دلار یا بیشتر تخمین زده می شود. حجم اقتصاد سوریه به نصف مقدار خود در پیش از آغاز جنگ داخلی تنزل کرده و اقتصاد عراق نیز 28 درصد از حجم اقتصادی را دارد که در زمان سرنگونی صدام حسین از آن برخوردار بود. مطابق با استانداردهای بانک جهانی، 30 درصد از مردم یمن پیش از شعله ور شدن ناآرامی های داخلی، فقیر محسوب می شدند؛ این رقم اکنون از 80 درصد کل جمعیت فراتر می رود / فردای بهتر
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/بازگشت-به-موازنه-و-خویشتن-داری-در-سیاست-منطقه-ای-لازم-است-10-07
Telegraph
بازگشت به موازنه و خویشتن داری در سیاست منطقه ای لازم است
عوامل موثر در قدرت اول شدن منطقه ای ایران ✍🏼 دیاکو حسینی، مدیر برنامه مطالعات جهانی در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری دیپلماسی ایرانی: با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی،…
🔻چرا دلار ارزان نشد؟
🖌 سيامك قاسمى
▫️ دیروز پس از تصویب الحاق ایران به کنوانسیون CFT در مجلس و تصویب چهارمین کنوانسیون لازم برای خروج ایران از ليست سياه گروه ویژه اقدام مالی FATF، تصور عمومی بر این بود که قیمت دلار در بازار غیررسمی ایران در ادامه کاهش های هفته اخیر باز هم کاهش خواهد یافت اما پس از کاهشی مقطعی در روز گذشته دلار امروز دوباره وارد کانال ۱۳ هزار تومان و حتی در برخی ساعات ۱۴ هزار تومان شد و انتظار کاهش شکل گرفته در جامعه محقق نشد.
🔹به نظرمی رسد موارد زیر از مهمترین دلایل کاهش قیمت دلار در شرایط کنونی است :
1️⃣ تقاضای سفته بازی در بازار ارز همچنان بالاست. کاهش شدید هفته گذشته درست است که سبب خروج برخی سرمایه های خرد از بازار شد، اما برخی سرمایه های خرد که از افزایش قبل جامانده بودند با فرض احتمال افزایش قیمت در آینده، تازه وارد بازار شدند . این نکته بسیار مهم است که سفته بازی تنها با ثبات نسبی قیمت ارز در یک محدوده قیمتی در یک بازه زمانی چند ماهه در بازار ارز کمرنگ می شود و نه شوک های کاهشی شدید در بازار، كه اين شوك ها تنها سبب خروج برخی از بازار و ورود تازه واردین می شود.
2️⃣ تصویب FATF بیشتر سبب شکل نگرفتن یک موج افزایشی شدید در بازار ارز شد تا سبب شکل گیری موج کاهشی شود . واضح است که حباب سیاسی و نگرانی شکل گرفته در بازار ارز در طی ماههای قبل نه به دلیل FATF که به دلیل تحریم های اقتصادی همه جانبه بر ایران شکل گرفته بود. لذا تا دلیل اصلی حباب سیاسی ارز پر قدرت حضور دارد و روز به روز به اعمال مرحله اصلى آن نزدیک می شویم، تصویب FATF بیشتر از آنکه مولد یک موج کاهش باشد می تواند عاملی برای جلوگیری از یک رشد سریع باشد.
3️⃣ نشانه های زیادی از دخالت بانک مرکزی در بازار ارز ایران در هفته گذشته وجود دارد. این دخالت در هفته گذشته در کنار کمپین رسانه ای خبری شکل گرفته سبب آغاز یک موج کاهشی شدید ارز شد. اما اگر بپذیریم که به دلیل کمبود منابع ارزی، امکان استمرار دخالت بانك مركزى در بازار محدود است، پس می شود انتظار داشت که قیمت با همان شدت کاهش هفته گذشته کاهش نیابد.
4️⃣ به نظر می رسد بازار ارز غیررسمی ایران از نظر حجم و عمق بازار ، بازار کوچکی است . سایز کوچک بازار سبب می گردد همانطور که با ایجاد یک کمپین رسانه ای و ترساندن سرمایه های خرد و دخالت توامان در بازار، می توان سبب کاهش چند هزار تومانی آن شد، هجوم موج تازه ای از سرمایه های خرد تازه نیز به دلیل عمق کم بازار می تواند مانع کاهش قیمت مى گردد.
5️⃣ يكى از مهمترين دلايل عدم كاهش ارز ، بلاتكليفي بازارهاى موازي است . كاهش قابل توجه بازار بورس و ترديد در ادامه رشد بازار مسكن و نگرانى از سيستم بانكى سبب مى گردد با توجه وجود مستمر نگرانى ها و حباب سياسي در بازار ارز، برخى از سرمايه ها به سادگى از بازار خارج نگردد.
6️⃣ واكنش سخت سياسي گروههاى مخالف تصويب FATF و ترديدها در زمينه واكنش شوراى نگهبان به اين لايحه هم اجازه تخليه كامل اثر مثبت تصويب اين لايحه را هم در بازار نداده است.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
🖌 سيامك قاسمى
▫️ دیروز پس از تصویب الحاق ایران به کنوانسیون CFT در مجلس و تصویب چهارمین کنوانسیون لازم برای خروج ایران از ليست سياه گروه ویژه اقدام مالی FATF، تصور عمومی بر این بود که قیمت دلار در بازار غیررسمی ایران در ادامه کاهش های هفته اخیر باز هم کاهش خواهد یافت اما پس از کاهشی مقطعی در روز گذشته دلار امروز دوباره وارد کانال ۱۳ هزار تومان و حتی در برخی ساعات ۱۴ هزار تومان شد و انتظار کاهش شکل گرفته در جامعه محقق نشد.
🔹به نظرمی رسد موارد زیر از مهمترین دلایل کاهش قیمت دلار در شرایط کنونی است :
1️⃣ تقاضای سفته بازی در بازار ارز همچنان بالاست. کاهش شدید هفته گذشته درست است که سبب خروج برخی سرمایه های خرد از بازار شد، اما برخی سرمایه های خرد که از افزایش قبل جامانده بودند با فرض احتمال افزایش قیمت در آینده، تازه وارد بازار شدند . این نکته بسیار مهم است که سفته بازی تنها با ثبات نسبی قیمت ارز در یک محدوده قیمتی در یک بازه زمانی چند ماهه در بازار ارز کمرنگ می شود و نه شوک های کاهشی شدید در بازار، كه اين شوك ها تنها سبب خروج برخی از بازار و ورود تازه واردین می شود.
2️⃣ تصویب FATF بیشتر سبب شکل نگرفتن یک موج افزایشی شدید در بازار ارز شد تا سبب شکل گیری موج کاهشی شود . واضح است که حباب سیاسی و نگرانی شکل گرفته در بازار ارز در طی ماههای قبل نه به دلیل FATF که به دلیل تحریم های اقتصادی همه جانبه بر ایران شکل گرفته بود. لذا تا دلیل اصلی حباب سیاسی ارز پر قدرت حضور دارد و روز به روز به اعمال مرحله اصلى آن نزدیک می شویم، تصویب FATF بیشتر از آنکه مولد یک موج کاهش باشد می تواند عاملی برای جلوگیری از یک رشد سریع باشد.
3️⃣ نشانه های زیادی از دخالت بانک مرکزی در بازار ارز ایران در هفته گذشته وجود دارد. این دخالت در هفته گذشته در کنار کمپین رسانه ای خبری شکل گرفته سبب آغاز یک موج کاهشی شدید ارز شد. اما اگر بپذیریم که به دلیل کمبود منابع ارزی، امکان استمرار دخالت بانك مركزى در بازار محدود است، پس می شود انتظار داشت که قیمت با همان شدت کاهش هفته گذشته کاهش نیابد.
4️⃣ به نظر می رسد بازار ارز غیررسمی ایران از نظر حجم و عمق بازار ، بازار کوچکی است . سایز کوچک بازار سبب می گردد همانطور که با ایجاد یک کمپین رسانه ای و ترساندن سرمایه های خرد و دخالت توامان در بازار، می توان سبب کاهش چند هزار تومانی آن شد، هجوم موج تازه ای از سرمایه های خرد تازه نیز به دلیل عمق کم بازار می تواند مانع کاهش قیمت مى گردد.
5️⃣ يكى از مهمترين دلايل عدم كاهش ارز ، بلاتكليفي بازارهاى موازي است . كاهش قابل توجه بازار بورس و ترديد در ادامه رشد بازار مسكن و نگرانى از سيستم بانكى سبب مى گردد با توجه وجود مستمر نگرانى ها و حباب سياسي در بازار ارز، برخى از سرمايه ها به سادگى از بازار خارج نگردد.
6️⃣ واكنش سخت سياسي گروههاى مخالف تصويب FATF و ترديدها در زمينه واكنش شوراى نگهبان به اين لايحه هم اجازه تخليه كامل اثر مثبت تصويب اين لايحه را هم در بازار نداده است.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ مهر ۹۷
لاریجانی کجا ایستاده است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
لاریجانی کجا ایستاده است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸در خانه دیگران!
▫شورای سردبیری: در حاشیه رود مکونگ در شرق آسیا پنج کشور هست که ژاپن هر سال بین ۷ تا۱۰ میلیارد دلار کمک به آنها میدهد. کسانی که با نظامات سیاسی کشورهای ویتنام، برمه، لائوس، کامبوج و تایلند آشنا هستند میدانند علت این کمک نمیتواند ایدئولوژیک یا رفاقت با رژیمهای سیاسی مستقر در این کشورها باشد. با وجود اینکه این کشورها نسبت به اقتصاد ژاپن بسیار ضعیفتر هستند، علت این کمکها، بشردوستانه هم نیست. سیاستمداران ژاپن کتمان نمیکنند علت این کمکها کاملاً سیاسی است: ژاپن در رقابت با چین و برای حفظ نفوذ در منطقه آسیای جنوب شرقی به کشورها کمک میکند، هرچند چین و ژاپن اختلاف حاد با یکدیگر ندارند. برخلاف ما که نفوذمان در کشورهای منطقه خودمان انواع جنجالها و دردسرها را به دنبال دارد، ژاپن بدون هایوهوی و رجزخوانی به نفوذ خود میافزاید و بهرههایش را هم میبرد. ما با آنها چه تفاوتی داریم؟
اول باید ببینیم الزامات توسعه نفوذ منطقهای کشورها چیست و برای توسعه نفوذ منطقهای باید چه کیفیتی داشت.
اولین خصلت نفوذ از نوعی که آن را در ژاپن سراغ کردیم تاثیرناپذیری آن از تغییر دولتها در کشور مورد نظر است. برای ژاپن فرقی نمیکند در برمه یک ژنرال نخستوزیر باشد یا یک برنده نوبل صلح. حالا فرض کنید خدای ناکرده خانواده آقای اسد به دلیل غیرمترقبهای از بین برود و یک افسر سوری طرفدار غرب جای او را بگیرد. بر سر روابط ما با سوریه و نفوذی که باد غرور در حلق ما میاندازد چه میآید؟ فقط خدا میداند.
دومین پیششرط لازم برای توسعه نفوذ منطقهای داشتن اقتصاد قوی و نسبت به کشورهای منطقه، توسعهیافته است. بدون قدرت اقتصادی و سطح بالاتری از توسعه، نمیتوان به کشوری دیگر کمکی ارسال و بر آن نفوذ پیدا کرد، زیرا بزرگترین کانال و اهرم نفوذ کمک مالی مستقیم و یا ارائه انواع خدمات است. در منطقه ما، عربستان نمونهای است از کسب نفوذ از طریق توانایی مالی، در حالی که مصر به عنوان مهمترین کشور عرب، بر کشورهای دیگر نفوذی ندارد.
سومین لازمه توسعه نفوذ منطقهای کشورها، برخورداری از حمایت سیاسی داخلی به صورت اجماعی است. این اجماع فقط در سطح احزاب نیست و باید ملی باشد. حتی اگر جناحهای رقیب در یک کشور سیاست خارجی و منطقهای واحدی داشته باشند، ممکن است در سطح جامعه مخالفت با کمک به کشورهای دیگر زیاد باشد. در ایالات متحده، کمک به کشورهای دیگر مانند پاکستان، ترکیه، اسرائیل و مصر یک سیاست ملی موردحمایت اکثریت است. و هرچند ممکن است تظاهرات زیادی در گباره سیاستهای همه دولتها رخ دهد، اما کسی فریاد نمیزند "پاکستان را رها کن، فکری به حال ما کن!" البته در کشورهایی مانند عربستان که حکومت مطلقه اجازه اظهار نظر به مردم آنها را نمیدهد، مشخص نیست که آیا اجماعی در کمک به دیگر کشورها وجود دارد یا نه.
چهارمین شرط افزایش امکان نفوذ در کشورها، خالی بودن آن از ابعاد نظامی و درگیر شدن در کشمکشهای داخلی کشورهاست. نفوذی که با سوگیری همراه شود، غیر از آن که از همان ابتدا برچسب "مداخله" میگیرد و با آن مقابله میشود، با گذشت زمان دشمنی و مقاومت برمیانگیزد و عاقبت ناخوش دارد. نمونه بارز اینگونه حضور، کمک عربستان به دولت بحرین برای مقابله با شیعیان از طریق گسیل نیروی نظامی است. البته اکثر اقدامات و ابتکارعملهای کشور خودمان در مناطقی مانند عراق و سوریه نیز همین کیفیت را دارند. مثلاً در کشوری با ساختار سیاسی فرقهای مانند عراق که حتی حفظ توازن فرقهای در روابط سیاسی با آن کاری مشکل است، ناچیزترین تحرک دارای ماهیت نظامی، زمینه نفوذ موثر را بهکلی نابود میکند. هرچند کشورهای بزرگ و دارای قدرت بالا مانند آمریکا و روسیه میتوانند فارغ از هر نوع توازن قوا و تغییرات سیاسی بسیاری کشورها پایگاههای نظامی خود را در آنها حفظ کنند، اما آنها در موقعیت "سلطه" قرار دارند و نه "نفوذ" که اساساً بر تفوق قدرت نظامی اتکا ندارد.
حالا دیگر نیازی به مقایسه با ژاپن نیست و میتوانیم نفوذ خودمان را در منطقه محک بزنیم: در مناطقی ادعای نفوذ داریم که در آنها درگیری فرقهای در جریان است؛ مجبوریم کمکهای ارسالی را از چشم جهان پنهان کنیم؛ از چشم مردم خودمان هم پنهان کنیم چون وفاق ملی درباره کل روابط خارجی و بویژه کمک به دیگران نداریم؛ و از چشم مردم پنهان میکنیم، زیرا اقتصاد قوی دارای مازادی نداریم و هر روز میشنویم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. همه اینها هم دلیلی افزونتر بر این است که کشور ما ظرفیت نفوذ منطقهای از نوعی که هر روز در تبلیغات دیده میشود ندارد و بهتر است #خارپشت را به لانهاش برگردانیم و امکاناتش را به تقویت جوجهها و ضخیم و تیز کردن خارها اختصاص دهیم.
🆔 @jameeno
🔸در خانه دیگران!
▫شورای سردبیری: در حاشیه رود مکونگ در شرق آسیا پنج کشور هست که ژاپن هر سال بین ۷ تا۱۰ میلیارد دلار کمک به آنها میدهد. کسانی که با نظامات سیاسی کشورهای ویتنام، برمه، لائوس، کامبوج و تایلند آشنا هستند میدانند علت این کمک نمیتواند ایدئولوژیک یا رفاقت با رژیمهای سیاسی مستقر در این کشورها باشد. با وجود اینکه این کشورها نسبت به اقتصاد ژاپن بسیار ضعیفتر هستند، علت این کمکها، بشردوستانه هم نیست. سیاستمداران ژاپن کتمان نمیکنند علت این کمکها کاملاً سیاسی است: ژاپن در رقابت با چین و برای حفظ نفوذ در منطقه آسیای جنوب شرقی به کشورها کمک میکند، هرچند چین و ژاپن اختلاف حاد با یکدیگر ندارند. برخلاف ما که نفوذمان در کشورهای منطقه خودمان انواع جنجالها و دردسرها را به دنبال دارد، ژاپن بدون هایوهوی و رجزخوانی به نفوذ خود میافزاید و بهرههایش را هم میبرد. ما با آنها چه تفاوتی داریم؟
اول باید ببینیم الزامات توسعه نفوذ منطقهای کشورها چیست و برای توسعه نفوذ منطقهای باید چه کیفیتی داشت.
اولین خصلت نفوذ از نوعی که آن را در ژاپن سراغ کردیم تاثیرناپذیری آن از تغییر دولتها در کشور مورد نظر است. برای ژاپن فرقی نمیکند در برمه یک ژنرال نخستوزیر باشد یا یک برنده نوبل صلح. حالا فرض کنید خدای ناکرده خانواده آقای اسد به دلیل غیرمترقبهای از بین برود و یک افسر سوری طرفدار غرب جای او را بگیرد. بر سر روابط ما با سوریه و نفوذی که باد غرور در حلق ما میاندازد چه میآید؟ فقط خدا میداند.
دومین پیششرط لازم برای توسعه نفوذ منطقهای داشتن اقتصاد قوی و نسبت به کشورهای منطقه، توسعهیافته است. بدون قدرت اقتصادی و سطح بالاتری از توسعه، نمیتوان به کشوری دیگر کمکی ارسال و بر آن نفوذ پیدا کرد، زیرا بزرگترین کانال و اهرم نفوذ کمک مالی مستقیم و یا ارائه انواع خدمات است. در منطقه ما، عربستان نمونهای است از کسب نفوذ از طریق توانایی مالی، در حالی که مصر به عنوان مهمترین کشور عرب، بر کشورهای دیگر نفوذی ندارد.
سومین لازمه توسعه نفوذ منطقهای کشورها، برخورداری از حمایت سیاسی داخلی به صورت اجماعی است. این اجماع فقط در سطح احزاب نیست و باید ملی باشد. حتی اگر جناحهای رقیب در یک کشور سیاست خارجی و منطقهای واحدی داشته باشند، ممکن است در سطح جامعه مخالفت با کمک به کشورهای دیگر زیاد باشد. در ایالات متحده، کمک به کشورهای دیگر مانند پاکستان، ترکیه، اسرائیل و مصر یک سیاست ملی موردحمایت اکثریت است. و هرچند ممکن است تظاهرات زیادی در گباره سیاستهای همه دولتها رخ دهد، اما کسی فریاد نمیزند "پاکستان را رها کن، فکری به حال ما کن!" البته در کشورهایی مانند عربستان که حکومت مطلقه اجازه اظهار نظر به مردم آنها را نمیدهد، مشخص نیست که آیا اجماعی در کمک به دیگر کشورها وجود دارد یا نه.
چهارمین شرط افزایش امکان نفوذ در کشورها، خالی بودن آن از ابعاد نظامی و درگیر شدن در کشمکشهای داخلی کشورهاست. نفوذی که با سوگیری همراه شود، غیر از آن که از همان ابتدا برچسب "مداخله" میگیرد و با آن مقابله میشود، با گذشت زمان دشمنی و مقاومت برمیانگیزد و عاقبت ناخوش دارد. نمونه بارز اینگونه حضور، کمک عربستان به دولت بحرین برای مقابله با شیعیان از طریق گسیل نیروی نظامی است. البته اکثر اقدامات و ابتکارعملهای کشور خودمان در مناطقی مانند عراق و سوریه نیز همین کیفیت را دارند. مثلاً در کشوری با ساختار سیاسی فرقهای مانند عراق که حتی حفظ توازن فرقهای در روابط سیاسی با آن کاری مشکل است، ناچیزترین تحرک دارای ماهیت نظامی، زمینه نفوذ موثر را بهکلی نابود میکند. هرچند کشورهای بزرگ و دارای قدرت بالا مانند آمریکا و روسیه میتوانند فارغ از هر نوع توازن قوا و تغییرات سیاسی بسیاری کشورها پایگاههای نظامی خود را در آنها حفظ کنند، اما آنها در موقعیت "سلطه" قرار دارند و نه "نفوذ" که اساساً بر تفوق قدرت نظامی اتکا ندارد.
حالا دیگر نیازی به مقایسه با ژاپن نیست و میتوانیم نفوذ خودمان را در منطقه محک بزنیم: در مناطقی ادعای نفوذ داریم که در آنها درگیری فرقهای در جریان است؛ مجبوریم کمکهای ارسالی را از چشم جهان پنهان کنیم؛ از چشم مردم خودمان هم پنهان کنیم چون وفاق ملی درباره کل روابط خارجی و بویژه کمک به دیگران نداریم؛ و از چشم مردم پنهان میکنیم، زیرا اقتصاد قوی دارای مازادی نداریم و هر روز میشنویم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. همه اینها هم دلیلی افزونتر بر این است که کشور ما ظرفیت نفوذ منطقهای از نوعی که هر روز در تبلیغات دیده میشود ندارد و بهتر است #خارپشت را به لانهاش برگردانیم و امکاناتش را به تقویت جوجهها و ضخیم و تیز کردن خارها اختصاص دهیم.
🆔 @jameeno
👍1
صدای نو | ۱۹ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ مهر ۹۷
صدای جمعه: به مبارکباد میلاد شفیعی کدکنی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه: به مبارکباد میلاد شفیعی کدکنی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸ابله و آبزیرکاه!
▫️شورای سردبیری : آیا رفتار ترامپ برای ایران مفید بوده و با بلاهت در چارچوب منافع ایران بازی کرده است؟ از منظری بله، به شرط آنکه ایران بتواند در آنچه ترامپ برای ایران شر میپندارد، خیر جستجو کند. رفتار تیم ترامپ یک درگیری همهجانبه با اروپا و سایر کشورهای مهم پدید آورده ، که بخشهایی قدرتمند از جهان را به تحرک در جهت منافع درازمدت ایران واداشته است. باید از این فرصت استفاده هشیارانه کرد نه کوتهنگرانه. ایران درست مانند #خارپشت که درمیانه درگیری و پنجهدرپنجه شدن عقابها فرصت گریز پیدا میکند، باید از صحنه در برود.
ببینیم موقعیت چیست، ترامپ کجا خیمه زده و ایران باید کجا سنگر بگیرد؟
۱ - پس از نقطهعطف برجام، آشکار بود چند نقطه داغ درگیری در رابطه ایران با دولتهای غربی باقی مانده که بزودی کشمکش بر سر آنها شروع میشود. ترامپ با خروج از برجام اتحاد قدرتمند دوسوی اطلس بر سر این مناطق درگیری را به هم زد و ایران با فشار جهانی برای کاهش توان موشکی و تغییر رفتار در خاور میانه روبرو نشد. ترامپ با خروج از برجام و سایر ناسازگاریهایش با اروپاییها و سایر قدرتهای جهان، احتمال هرگونه وحدت عمل برای فشار به ایران را از بین برد. حالا ایران باید از تجدید پدید آمدن فضایی که فشار اجماعی را بازتولید کند بپرهیزد.
۲ - تحریمهای ترامپ نیز آثار ناخواستهای پدید آوردهاند که میتواند اهرمهای مثبت فرض شود. به تحرک افتادن جهان برای کنار زدن سلطه دلار بر مبادلات تجاری جهان و پدید آوردن کانالهای انتقال مالی خارج از کنترل خزانهداری ایالات متحده٬ تأثیراتی بینالمللی، بویژه برای ایران دارد که قدرت ایالات متحده را در جهان تضعیف میکند. سیاستمداران عوامفریب ایران از اوایل دهه ۶۰ شعار حذف دلار از مبادلات خارجی ایران دادند و البته نه اراده واقعی و نه توانش را داشتند و در آخر هم مشخص شد یکی از درخواستهای ایران این است که اجازه مبادلات دلاری داشته باشد و این ایالات متحده است که اجازه نمیدهد! حالا اروپاییها دارند از فرصت بلاهت ترامپ در خروج از برجام استفاده میبرند تا سایه دلار را از سر اقتصادهای خود کوتاه کنند. اخرین خبرها حاکی است مقاماتی در آمریکا درخواست کردهاند استفاده از کانال مبادلاتی سوئیفت برای ایران تحریم نشود، زیرا حس کردهاند اروپا با ایجاد کانال جدید مبادلات مالی، دارد دلار را واقعاً حذف میکند. ایران بدون تلاش و درگیری به آرزوی قدیمیاش میرسد و حالا اگر اراده واقعی بدست آوردن قدرت تأثیرگذاری حقیقی بر معادلات قدرت در جهان و منطقه را دارد باید به بهانه قصد شوم ترامپ درباره تحریم نفت ایران، بورس جهانی معاملات نفتی به یورو و یک ارز معتبر آسیایی را به هر قیمتی در کیش راه بیندازد. به هر قیمتی، و با هر سرعتی.
۳ - ایالات متحده احتمالاً بزودی درگیر بحرانی داخلی خواهد شد، زیرا تیم ترامپ این کشور را به منزویترین موقعیتی که برای تنها ابرقدرت جهان از ۱۹۹۰ به این سو میتغوان تصور کرد رانده است، نظامات داخلی ایالات متحده را نیز به اغتشاش کشانده و آینده مبهم جنگ تجاریاش با کل جهان نیز بعید است آقتصاد ایالات متحده را روی ریل نگه دارد. معقول آن است که رقبای اقتصادی و مخالفان سیاسی ایالات متحده آمریکا به جای تصور اینکه زمان لگد زدن به غول ضعیف رسیده خود را از دسترسش دور کنند و اجازه دهند ترامپ به خرابکاریهای خود ادامه دهد. به قول شخصیتی تاریخی، وقتی میبینی دشمنت دارد قبر خودش را میکند، هیچ کاری نکن!
۴ - بسیاری از ناظران در پیشبینی آینده ترامپ به این نقطه رسیدهاند که اگر به نقطه بحرانی حفظ کاخ سفید برسد، به تحرک خطرزایی مانند ایجاد درگیری خارجی رو خواهد آورد . هر چند برخی ژنرالهای موثر ارتش ایالات متحده به وضوح گفتهاند اجازه چنین کاری به این شخص مخبط نخواهند داد، ولی احتمال کم را هم نباید دست کم گرفت، بویژه برای ایران که در ذهن نزدیکان ترامپ هدف مناسبی است و هزینه در گیری با آن را هم میتوان از عربها گرفت. ایران همانطور که در واکنش به خروج ایالات متحده از برجام رفتار قربانی و مظلوم از خود نشان داد، منطقی است ضمن تشدید بیسرو صدای تسلیح خود، کمترین میل به در گیری و میلیتاریزه کردن روابط خارجی خود نشان دهد. عربها با ما دوست نخواهند بود و میل خود به نابودی ما را در مقابل هیچ کنشی کنار نمیگذارند، ولی همراهی بقیه جهان با ایران در احوالی که ایران موضع دفاعی را در خاک خود تحکیم کند احتمالا تضمین شده است. به عبارت دیگر، ایران باید دندانهای تیز را پشت لبخند ظریف پنهان سازد، سنگربندی خود را پشت قدرت اقناع او سازمان دهد و موشکهایش را پشت نفوذ کلام روحانی ردیف کند.
🆔 @jameeno
🔸ابله و آبزیرکاه!
▫️شورای سردبیری : آیا رفتار ترامپ برای ایران مفید بوده و با بلاهت در چارچوب منافع ایران بازی کرده است؟ از منظری بله، به شرط آنکه ایران بتواند در آنچه ترامپ برای ایران شر میپندارد، خیر جستجو کند. رفتار تیم ترامپ یک درگیری همهجانبه با اروپا و سایر کشورهای مهم پدید آورده ، که بخشهایی قدرتمند از جهان را به تحرک در جهت منافع درازمدت ایران واداشته است. باید از این فرصت استفاده هشیارانه کرد نه کوتهنگرانه. ایران درست مانند #خارپشت که درمیانه درگیری و پنجهدرپنجه شدن عقابها فرصت گریز پیدا میکند، باید از صحنه در برود.
ببینیم موقعیت چیست، ترامپ کجا خیمه زده و ایران باید کجا سنگر بگیرد؟
۱ - پس از نقطهعطف برجام، آشکار بود چند نقطه داغ درگیری در رابطه ایران با دولتهای غربی باقی مانده که بزودی کشمکش بر سر آنها شروع میشود. ترامپ با خروج از برجام اتحاد قدرتمند دوسوی اطلس بر سر این مناطق درگیری را به هم زد و ایران با فشار جهانی برای کاهش توان موشکی و تغییر رفتار در خاور میانه روبرو نشد. ترامپ با خروج از برجام و سایر ناسازگاریهایش با اروپاییها و سایر قدرتهای جهان، احتمال هرگونه وحدت عمل برای فشار به ایران را از بین برد. حالا ایران باید از تجدید پدید آمدن فضایی که فشار اجماعی را بازتولید کند بپرهیزد.
۲ - تحریمهای ترامپ نیز آثار ناخواستهای پدید آوردهاند که میتواند اهرمهای مثبت فرض شود. به تحرک افتادن جهان برای کنار زدن سلطه دلار بر مبادلات تجاری جهان و پدید آوردن کانالهای انتقال مالی خارج از کنترل خزانهداری ایالات متحده٬ تأثیراتی بینالمللی، بویژه برای ایران دارد که قدرت ایالات متحده را در جهان تضعیف میکند. سیاستمداران عوامفریب ایران از اوایل دهه ۶۰ شعار حذف دلار از مبادلات خارجی ایران دادند و البته نه اراده واقعی و نه توانش را داشتند و در آخر هم مشخص شد یکی از درخواستهای ایران این است که اجازه مبادلات دلاری داشته باشد و این ایالات متحده است که اجازه نمیدهد! حالا اروپاییها دارند از فرصت بلاهت ترامپ در خروج از برجام استفاده میبرند تا سایه دلار را از سر اقتصادهای خود کوتاه کنند. اخرین خبرها حاکی است مقاماتی در آمریکا درخواست کردهاند استفاده از کانال مبادلاتی سوئیفت برای ایران تحریم نشود، زیرا حس کردهاند اروپا با ایجاد کانال جدید مبادلات مالی، دارد دلار را واقعاً حذف میکند. ایران بدون تلاش و درگیری به آرزوی قدیمیاش میرسد و حالا اگر اراده واقعی بدست آوردن قدرت تأثیرگذاری حقیقی بر معادلات قدرت در جهان و منطقه را دارد باید به بهانه قصد شوم ترامپ درباره تحریم نفت ایران، بورس جهانی معاملات نفتی به یورو و یک ارز معتبر آسیایی را به هر قیمتی در کیش راه بیندازد. به هر قیمتی، و با هر سرعتی.
۳ - ایالات متحده احتمالاً بزودی درگیر بحرانی داخلی خواهد شد، زیرا تیم ترامپ این کشور را به منزویترین موقعیتی که برای تنها ابرقدرت جهان از ۱۹۹۰ به این سو میتغوان تصور کرد رانده است، نظامات داخلی ایالات متحده را نیز به اغتشاش کشانده و آینده مبهم جنگ تجاریاش با کل جهان نیز بعید است آقتصاد ایالات متحده را روی ریل نگه دارد. معقول آن است که رقبای اقتصادی و مخالفان سیاسی ایالات متحده آمریکا به جای تصور اینکه زمان لگد زدن به غول ضعیف رسیده خود را از دسترسش دور کنند و اجازه دهند ترامپ به خرابکاریهای خود ادامه دهد. به قول شخصیتی تاریخی، وقتی میبینی دشمنت دارد قبر خودش را میکند، هیچ کاری نکن!
۴ - بسیاری از ناظران در پیشبینی آینده ترامپ به این نقطه رسیدهاند که اگر به نقطه بحرانی حفظ کاخ سفید برسد، به تحرک خطرزایی مانند ایجاد درگیری خارجی رو خواهد آورد . هر چند برخی ژنرالهای موثر ارتش ایالات متحده به وضوح گفتهاند اجازه چنین کاری به این شخص مخبط نخواهند داد، ولی احتمال کم را هم نباید دست کم گرفت، بویژه برای ایران که در ذهن نزدیکان ترامپ هدف مناسبی است و هزینه در گیری با آن را هم میتوان از عربها گرفت. ایران همانطور که در واکنش به خروج ایالات متحده از برجام رفتار قربانی و مظلوم از خود نشان داد، منطقی است ضمن تشدید بیسرو صدای تسلیح خود، کمترین میل به در گیری و میلیتاریزه کردن روابط خارجی خود نشان دهد. عربها با ما دوست نخواهند بود و میل خود به نابودی ما را در مقابل هیچ کنشی کنار نمیگذارند، ولی همراهی بقیه جهان با ایران در احوالی که ایران موضع دفاعی را در خاک خود تحکیم کند احتمالا تضمین شده است. به عبارت دیگر، ایران باید دندانهای تیز را پشت لبخند ظریف پنهان سازد، سنگربندی خود را پشت قدرت اقناع او سازمان دهد و موشکهایش را پشت نفوذ کلام روحانی ردیف کند.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: شنوندههای عزیز «صدای نو»، فصل نخست «صدای نو»، پس از 52 قسمت، نوزدهم مهرماه 1397، به پایان رسید. اکنون برای ارتقای فنی برنامه نیاز به اندکی زمان داریم.
به زودی با فصل دوم «صدای نو» باز خواهیم گشت و باز خواهیم کوشید بدانیم که «خبرها چه میگویند؟»
پخش «صدای جمعه» در این مدت همچنان ادامه خواهد داشت.
همراه ما بمانید و خبرهای بعدی را از «کانال جامعه نو» پی بگیرید.
🆔 @jameeno
به زودی با فصل دوم «صدای نو» باز خواهیم گشت و باز خواهیم کوشید بدانیم که «خبرها چه میگویند؟»
پخش «صدای جمعه» در این مدت همچنان ادامه خواهد داشت.
همراه ما بمانید و خبرهای بعدی را از «کانال جامعه نو» پی بگیرید.
🆔 @jameeno
🔻بازگشت نژاده
▫️تحریریه جامعه نو: ده روز از اعلام انتصاب پسر آقای عارف به شغلی در کمیته ملی المپیک میگذرد. علیرغم آنکه توده مردم عطف به ماجرای گذشته موسوم به ژن خوب واکنشهای فراوانی داشتهاند، شخصیتهای اصلاحطلب و رسانههای آنها این تحول تازه درباره این نجیبزاده نیکاختر را درخور واکنش ندانستهاند و شاید هم ترجیح دادهاند به اصطلاح معروف، زیرسبیلی رد کنند. اما سبک گرفتن موضوع احتمالاً به سود اصلاحطلبان و روند اصلاحات نخواهد بود. به نظر میرسد این انتصاب هدفمند بوده و نوعی سونداسیون برای سنجش میزان فراموششدگی ماجرای ژن خوب و موقعیت کنونی آقای عارف در افکار عمومی بوده است. علت این گمانهزنی در وهله اول این است که قاعدتاً با توجه به ابعاد و عوارض آن ماجرای ملی کشف ژن خوب در پسر آقای عارف، این بزرگزاده برای کاهش تأثیر آن اشتهار بر سرنوشت سیاسی پدر باید رخت از هر سازمانی که به دستگاه دولت و نظام متصل بود میکشید و به بخش خصوصی میرفت و حاصل ژن خوب را در آنجا برداشت میکرد.
علت دوم این گمانه، کوچک بودن پست اعطایی نسبت به اعتبار و ارزش پسر آقای عارف (که متأسفانه حتی نامش نیز به ذهن کسی نیست و به پسر عارف اشتهار دارد) است. درست است که جناح آقای عارف اکنون در امور اجرایی سهمی که برای وابستگان مناصب مناسب عرضه کند در دست ندارد، اما بالاخره عارف ذخیرهای برای نظام هم هست و مناسب است بازخورد در خور بگیرد.
به این ترتیب، چنانچه هدفمند بودن این انتصاب را بپذیریم، قاعدتاً خاندان و دوستان رئیس فراکسیون اصلاحطلبان در مجلس بازخورد خوبی گرفته است. شخصیتهای اهل زدوبند اصلاحطلب که هیچ، رسانههای اصلاحطلبان هم مشکلی با حفظ آقای عارف در پیکره خود نشان ندادهاند و ایشان میتواند برای انتخابات آینده کفش و کلاه کند. به قاعده، این بهترین نتیجهای است که میتوان از سکوت گسترده بر این جبهه گرفت.
اما آیا اگر تفسیر این سکوت و بیواکنشی را وجود شانس دوباره برای تداوم حیات سیاسی عارف فرض کنند نتیجه درستی گرفتهاند؟ این یک را باید پذیرفت بعید است، حتی اگر آقای خاتمی تکرار کند و دوبار هم تکرار کند. ولی نباید این را انجام دهد و حیات اجتماعی یک گرایش سیاسی را به بقای عزت خاندان اصیلی که عزیزش میدارد بفروشد. بهتر است همه و از جمله آقای خاتمی نگاهی به بازخوردهای اخیر توده مردم در شبکهها بیندازند. حتی یک لشگر توجیهگر هم نمیتواند حریف حرف حق توده مردم درباره این ماجرا باشد.
این سبو شکسته و پیمانه آقای عارف نزد جامعه ریخته است. متأسفانه بوی ناخوشایند گرایش نژادپرستانه نازیمآب، هنوز از این پیمانه واژگون نجیبزادگی میآید و مشام توده، بویژه جوانان را آکنده از نفرت ساخته است. اصلاحطلبان قاعدتاً باید برای نگه داشتن توده رأیدهنده روی ریل اصلاحات، با این گوهری نژاده فاصلهگذاری میکردند، اما نکردند و ظاهرا به غفلت دوباره هم دچار آمدهاند، اگر در این سونداسیون خانوادگی شریک نباشند.
🆔 @jameeno
▫️تحریریه جامعه نو: ده روز از اعلام انتصاب پسر آقای عارف به شغلی در کمیته ملی المپیک میگذرد. علیرغم آنکه توده مردم عطف به ماجرای گذشته موسوم به ژن خوب واکنشهای فراوانی داشتهاند، شخصیتهای اصلاحطلب و رسانههای آنها این تحول تازه درباره این نجیبزاده نیکاختر را درخور واکنش ندانستهاند و شاید هم ترجیح دادهاند به اصطلاح معروف، زیرسبیلی رد کنند. اما سبک گرفتن موضوع احتمالاً به سود اصلاحطلبان و روند اصلاحات نخواهد بود. به نظر میرسد این انتصاب هدفمند بوده و نوعی سونداسیون برای سنجش میزان فراموششدگی ماجرای ژن خوب و موقعیت کنونی آقای عارف در افکار عمومی بوده است. علت این گمانهزنی در وهله اول این است که قاعدتاً با توجه به ابعاد و عوارض آن ماجرای ملی کشف ژن خوب در پسر آقای عارف، این بزرگزاده برای کاهش تأثیر آن اشتهار بر سرنوشت سیاسی پدر باید رخت از هر سازمانی که به دستگاه دولت و نظام متصل بود میکشید و به بخش خصوصی میرفت و حاصل ژن خوب را در آنجا برداشت میکرد.
علت دوم این گمانه، کوچک بودن پست اعطایی نسبت به اعتبار و ارزش پسر آقای عارف (که متأسفانه حتی نامش نیز به ذهن کسی نیست و به پسر عارف اشتهار دارد) است. درست است که جناح آقای عارف اکنون در امور اجرایی سهمی که برای وابستگان مناصب مناسب عرضه کند در دست ندارد، اما بالاخره عارف ذخیرهای برای نظام هم هست و مناسب است بازخورد در خور بگیرد.
به این ترتیب، چنانچه هدفمند بودن این انتصاب را بپذیریم، قاعدتاً خاندان و دوستان رئیس فراکسیون اصلاحطلبان در مجلس بازخورد خوبی گرفته است. شخصیتهای اهل زدوبند اصلاحطلب که هیچ، رسانههای اصلاحطلبان هم مشکلی با حفظ آقای عارف در پیکره خود نشان ندادهاند و ایشان میتواند برای انتخابات آینده کفش و کلاه کند. به قاعده، این بهترین نتیجهای است که میتوان از سکوت گسترده بر این جبهه گرفت.
اما آیا اگر تفسیر این سکوت و بیواکنشی را وجود شانس دوباره برای تداوم حیات سیاسی عارف فرض کنند نتیجه درستی گرفتهاند؟ این یک را باید پذیرفت بعید است، حتی اگر آقای خاتمی تکرار کند و دوبار هم تکرار کند. ولی نباید این را انجام دهد و حیات اجتماعی یک گرایش سیاسی را به بقای عزت خاندان اصیلی که عزیزش میدارد بفروشد. بهتر است همه و از جمله آقای خاتمی نگاهی به بازخوردهای اخیر توده مردم در شبکهها بیندازند. حتی یک لشگر توجیهگر هم نمیتواند حریف حرف حق توده مردم درباره این ماجرا باشد.
این سبو شکسته و پیمانه آقای عارف نزد جامعه ریخته است. متأسفانه بوی ناخوشایند گرایش نژادپرستانه نازیمآب، هنوز از این پیمانه واژگون نجیبزادگی میآید و مشام توده، بویژه جوانان را آکنده از نفرت ساخته است. اصلاحطلبان قاعدتاً باید برای نگه داشتن توده رأیدهنده روی ریل اصلاحات، با این گوهری نژاده فاصلهگذاری میکردند، اما نکردند و ظاهرا به غفلت دوباره هم دچار آمدهاند، اگر در این سونداسیون خانوادگی شریک نباشند.
🆔 @jameeno
🔹نسخه و ادعیه!
▫️جامعه نو: اختلاف بین اقتصاددانان ایرانی و برجسته شدن وجود دو نحله نظریهپردازی در میان آنان، در سالهای اخیر بسیار موردتوجه قرارگرفته است. این اختلاف که باید در حوزه نظر میماند و حاصلی میداد، متأسفانه به نقار و اتهام و کشمکشهای شخصی نیز انجامید. کمتر مطلبی است که به بررسی ریشههای نظری و یا نتایج عملی این دو روش تحلیلی از اقتصاد بپردازد اما خالی از کشمکش غیرعلمی و شخصی و غیرآکادمیک باشد. دیروز، دکتر مسعود نیلی به بهانه پاسخگویی به یکی از همکاران خودش در جناح نظری مقابل، مقاله مشروحی عرضه کرد که به عنوان سرمقاله روزنامه بازتاب یافت. هر چند دکتر نیلی هم نتوانسته است در نوشته بلندش درمقابل وسوسه کوبیدن بر سر حریف مقاومت کند و مثلاً نوشته «شما در هزاره سوم حاشیههایی به بدیهیات علم اقتصاد زدهاید که در مجامع علمی دنیا حتی امکان مطرح کردن آنها وجود ندارد»، اما در مجموع دیدگاههای خودش را به خوبی مرور و تجدید عرضه کرده و همراه آن مخالفان را نواخته است. در جایی خطاب به مخالفان نظریاش مینویسد: «سیاستمداران ما از صمیم قلب، شیفته نظرات سلبی شما هستند. شما آرزوهای آنها را بیان میکنید. شما دنیایی را ترسیم میکنید که هر سیاستمداری به دنبال آن میگردد. شما میگویید اکسیری بهنام اقتصاد نهادگرا وجود دارد که میتوان با آن، بدون انجام اصلاحات قیمتی در بازارهای مختلف، فساد را کنترل کرد. میتوان با آن بدون انجام اصلاح قیمت انرژی، مصرف انرژی را کنترل کرد. شما میگویید میتوان دنیایی داشت که در آن، آب مجانی عرضه میشود اما بحران آب نداشته باشیم. اکسیر دیگری هست که میگوید میتوان با پایین نگاه داشتن نرخ ارز، واردات را کنترل کرد بدون آنکه مشکلاتی از قبیل قاچاق، فساد و رانت وجود داشته باشد. شما همه تناقضات را در یک دنیای خیالی که سیاستمداران در آرزوی آن هستند حل کردهاید...»
قاعدتاً باید انتظار داشته باشیم نحله مقابل ضدحملهای داشته باشد، ولی تا آن وقت، شما را به مرور دیدگاههای دکتر نیلی دعوت میکنیم.
🆔 @jameeno
🔻برای دسترسی به متن کامل سرمقاله، به لینک زیر مراجعه کنید
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3451297
▫️جامعه نو: اختلاف بین اقتصاددانان ایرانی و برجسته شدن وجود دو نحله نظریهپردازی در میان آنان، در سالهای اخیر بسیار موردتوجه قرارگرفته است. این اختلاف که باید در حوزه نظر میماند و حاصلی میداد، متأسفانه به نقار و اتهام و کشمکشهای شخصی نیز انجامید. کمتر مطلبی است که به بررسی ریشههای نظری و یا نتایج عملی این دو روش تحلیلی از اقتصاد بپردازد اما خالی از کشمکش غیرعلمی و شخصی و غیرآکادمیک باشد. دیروز، دکتر مسعود نیلی به بهانه پاسخگویی به یکی از همکاران خودش در جناح نظری مقابل، مقاله مشروحی عرضه کرد که به عنوان سرمقاله روزنامه بازتاب یافت. هر چند دکتر نیلی هم نتوانسته است در نوشته بلندش درمقابل وسوسه کوبیدن بر سر حریف مقاومت کند و مثلاً نوشته «شما در هزاره سوم حاشیههایی به بدیهیات علم اقتصاد زدهاید که در مجامع علمی دنیا حتی امکان مطرح کردن آنها وجود ندارد»، اما در مجموع دیدگاههای خودش را به خوبی مرور و تجدید عرضه کرده و همراه آن مخالفان را نواخته است. در جایی خطاب به مخالفان نظریاش مینویسد: «سیاستمداران ما از صمیم قلب، شیفته نظرات سلبی شما هستند. شما آرزوهای آنها را بیان میکنید. شما دنیایی را ترسیم میکنید که هر سیاستمداری به دنبال آن میگردد. شما میگویید اکسیری بهنام اقتصاد نهادگرا وجود دارد که میتوان با آن، بدون انجام اصلاحات قیمتی در بازارهای مختلف، فساد را کنترل کرد. میتوان با آن بدون انجام اصلاح قیمت انرژی، مصرف انرژی را کنترل کرد. شما میگویید میتوان دنیایی داشت که در آن، آب مجانی عرضه میشود اما بحران آب نداشته باشیم. اکسیر دیگری هست که میگوید میتوان با پایین نگاه داشتن نرخ ارز، واردات را کنترل کرد بدون آنکه مشکلاتی از قبیل قاچاق، فساد و رانت وجود داشته باشد. شما همه تناقضات را در یک دنیای خیالی که سیاستمداران در آرزوی آن هستند حل کردهاید...»
قاعدتاً باید انتظار داشته باشیم نحله مقابل ضدحملهای داشته باشد، ولی تا آن وقت، شما را به مرور دیدگاههای دکتر نیلی دعوت میکنیم.
🆔 @jameeno
🔻برای دسترسی به متن کامل سرمقاله، به لینک زیر مراجعه کنید
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3451297
روزنامه دنیای اقتصاد
یک پاسخ به حملههای بیشمار
تلاطم در محیط اقتصاد کلان، به ویژه افزایش قابل توجه نرخ ارز و سطح عمومی قیمتها، پس از یک دوره ثبات، سوالات زیادی را درباره چرایی بروز چنین شرایطی در اذهان عمومی بهوجود آورده و صاحبنظران مختلفی به ارائه نظرات خود پیرامون این تحولات
پرداختهاند.
پرداختهاند.
🔺تحصّن معلمان برای نجات «نظام آموزشی»
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: "ما مجبوریم... ما مجبوریم برای یک مدرسه عاری از خشونت تلاش کنیم. برای یک مدرسه استاندارد... برای کیفیت آموزشی، برای آزادی معلمانی که به خاطر فعالیت صنفی در بازداشت به سرمیبرند، برای محو کالاییسازی آموزش و از طرفی برای بحرانی شدن وضعیت اقتصادی معلمان که بخشی از همین جامعه هستند.."
بحرانیتر شدن نرخ تورم و کاهش قدرت خرید معلمان از یک سو و پایین آمدن کیفیت ارائه خدمات آموزشی از سوی دیگر، موجب شد که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسرکشور، از معلمان بخواهد در اعتراض به ادامهدار شدن روند موجود، برای دو روز متوالی در روزهای 22 و 23 مهرماه با تحصن در مدارس از رفتن به کلاسهای درس خودداری کنند. این اعتصاب صنفی در روز نخست یعنی یکشنبه 22 مهرماه با استقبال جمع زیادی از معلمان در شهرهای مختلف کشور همراه شد. عکسها و تصاویر ارسالی به شبکههای اجتماعی فرهنگیان نشان میداد که معلمان، با نشستن در دفاتر مدارس از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند و با در دست داشتن پلاکاردهایی ضمن حمایت از این حرکت صنفی، اعتراض خود را نسبت به شرایط به گفته آنها نامطلوب آموزشی اعلام کردند. آنچنان که برخی فعالان صنفی میگویند، گرچه کارشکنیها و اعمال محدودیتهایی هم در برخی مدارس برای جلوگیری از برگزاری اعتراض صنفی انجام شده اما در پارهای از موارد مدیران مدارس هم با اعتراض صنفی معلمان همراه شدهاند.
🔻یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ref-10-14-2
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: "ما مجبوریم... ما مجبوریم برای یک مدرسه عاری از خشونت تلاش کنیم. برای یک مدرسه استاندارد... برای کیفیت آموزشی، برای آزادی معلمانی که به خاطر فعالیت صنفی در بازداشت به سرمیبرند، برای محو کالاییسازی آموزش و از طرفی برای بحرانی شدن وضعیت اقتصادی معلمان که بخشی از همین جامعه هستند.."
بحرانیتر شدن نرخ تورم و کاهش قدرت خرید معلمان از یک سو و پایین آمدن کیفیت ارائه خدمات آموزشی از سوی دیگر، موجب شد که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسرکشور، از معلمان بخواهد در اعتراض به ادامهدار شدن روند موجود، برای دو روز متوالی در روزهای 22 و 23 مهرماه با تحصن در مدارس از رفتن به کلاسهای درس خودداری کنند. این اعتصاب صنفی در روز نخست یعنی یکشنبه 22 مهرماه با استقبال جمع زیادی از معلمان در شهرهای مختلف کشور همراه شد. عکسها و تصاویر ارسالی به شبکههای اجتماعی فرهنگیان نشان میداد که معلمان، با نشستن در دفاتر مدارس از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند و با در دست داشتن پلاکاردهایی ضمن حمایت از این حرکت صنفی، اعتراض خود را نسبت به شرایط به گفته آنها نامطلوب آموزشی اعلام کردند. آنچنان که برخی فعالان صنفی میگویند، گرچه کارشکنیها و اعمال محدودیتهایی هم در برخی مدارس برای جلوگیری از برگزاری اعتراض صنفی انجام شده اما در پارهای از موارد مدیران مدارس هم با اعتراض صنفی معلمان همراه شدهاند.
🔻یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ref-10-14-2
Telegraph
تحصّن معلمان برای نجات «نظام آموزشی»
جامعه نو: "ما مجبوریم.. ما مجبوریم برای یک مدرسه عاری از خشونت تلاش کنیم. برای یک مدرسه استاندارد.. برای کیفیت آموزشی، برای آزادی معلمانی که به خاطر فعالیت صنفی در بازداشت به سرمی برند ، برای محو کالایی سازی آموزش و از طرفی برای بحرانی شدن وضعیت اقتصادی…
🔻دیوان محاسبات حق آگاهی از ارقام سری بانک مرکزی را ندارد
▫️جامعه نو: امروز خبری هست خیلی مهم که اغلب رسانهها آن را قابل توجه ندیدهاند: ارقام پرداختهای بانک مرکزی به مثابه مقر اطلاعات پولی و مالی کشور و همچنین حیات خلوت مالی حکومت آنقدر سری است که دیوان محاسبات حق ندارد به آنها دسترسی داشته باشد. این را ولیالله سیف، رئیس کل سابق بانک مرکزی اعلام و افشا میکند که چند ماه پیش برکنار شده، او را ممنوعالخروج کردهاند و طبق رویه، ممکن است به عنوان کسی که تلاطم ارزی در کشور پدید آورده به محاکمه دچار شود. حالا او که خود را در معرض محاکمه به خاطر مسائل ارزی میداند افشا کرد که حکم انفصالش مربوط به قبل از تلاطم ارزی و به علت اجازه ندادن به کارکنان دیوان محاسبات برای دسترسی به ارقام سری بانک مرکزی بوده است .
سیف در نامه خود ادعا کرده اینکه آیا دیوان محاسبات حق دارد به ارقام حیات خلوت مالی حکومت دسترسی داشته باشد یا نه هم در شورای پول و اعتبار دوبار مطرح شده و هم طبق تفسیر شورای نگهبان است و چنین حقی از این نهاد سلب شده است .
سیف نوشته است: طی ۱۰ سال اخیر اختلاف نظرهایی درخصوص حدود و ثغور صلاحیت دیوان برای ورود و دسترسی به اطلاعات بعضاً سری و محرمانه در بانک مرکزی یا تعاملات پولی بانکهای کشور با توجه به مبانی قانونی مربوط وجود داشته است.
سیف در بخشی دیگر از نامه خود مینویسد: معاون محترم رئیسجمهور در پاسخ بانک مرکزی ضمن استناد به نظریات تفسیری شورای نگهبان، ارائه اطلاعات فراتر از آنچه در نظریه تفسیری شورای نگهبان آمده را منطبق بر قانون اساسی ندانسته و عملا مدیران بانک مرکزی را از برقراری رابطهای فراتر از مرزهای قانونی منع کرد. بنابراین شوربختانه این اعلام نظر قانونی و حقوقی نیز مورد قبول دیوان محاسبات قرار نگرفت و شرایط و فضای حاکم کماکان ادامه یافت.
سیف در بخش دیگری مینویسد: دقت نظر اینجانب و همکارانم در بانک مرکزی برای پرهیز از ارائه بیضابطه و حد و حصر اطلاعات به کارشناسان دیوان، نه بهدلیل تخطی و تخلف از قوانین و مقررات و خوف افشای آنها در صورت ارائه اطلاعات بوده است؛ بلکه با توجه به اهمیت و حجم بینظیر اطلاعات موجود در سامانههای جامع بین بانکی و حاکمیتی کشور که عملیات مالی مراودات بانکی تمام اشخاص حقیقی، حقوقی و حاکمیتی کشور از طریق آن صورت میپذیرد، تفکیک دقیق وظایف و دسترسیها در سطح کلیه کارکنان انجام شده است، بهگونهای که نهتنها مدیران ارشد بانک مرکزی بلکه حتی کارکنان یک واحد به تمام اطلاعات دسترسی ندارند. این به آن مفهوم است که بانک مرکزی امانتدار خصوصیترین اطلاعات مالی و تبادلات پولی در کشور است و باید با جدیت و تلاش در حفظ و حراست از این امانت کوشش کند.
عادلآذر رئیس دیوان حدود دو هفته پیش در یک مصاحبه تلویزیونی درباره تلاطم ارزی ادعا کرد سیف در جریان تلاطم از کار برکنار شده، ولی حکم او برای جلوگیری ازالتهاب اعلام نشده است. به نظر میرسد سیف این افشاگری را برای آن صورت داده تا نشان دهد در جریان تلاطم ارزی جرمی را متوجه او نکردهاند و به خاطر مساله ارزی بر کنار نشده است
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: امروز خبری هست خیلی مهم که اغلب رسانهها آن را قابل توجه ندیدهاند: ارقام پرداختهای بانک مرکزی به مثابه مقر اطلاعات پولی و مالی کشور و همچنین حیات خلوت مالی حکومت آنقدر سری است که دیوان محاسبات حق ندارد به آنها دسترسی داشته باشد. این را ولیالله سیف، رئیس کل سابق بانک مرکزی اعلام و افشا میکند که چند ماه پیش برکنار شده، او را ممنوعالخروج کردهاند و طبق رویه، ممکن است به عنوان کسی که تلاطم ارزی در کشور پدید آورده به محاکمه دچار شود. حالا او که خود را در معرض محاکمه به خاطر مسائل ارزی میداند افشا کرد که حکم انفصالش مربوط به قبل از تلاطم ارزی و به علت اجازه ندادن به کارکنان دیوان محاسبات برای دسترسی به ارقام سری بانک مرکزی بوده است .
سیف در نامه خود ادعا کرده اینکه آیا دیوان محاسبات حق دارد به ارقام حیات خلوت مالی حکومت دسترسی داشته باشد یا نه هم در شورای پول و اعتبار دوبار مطرح شده و هم طبق تفسیر شورای نگهبان است و چنین حقی از این نهاد سلب شده است .
سیف نوشته است: طی ۱۰ سال اخیر اختلاف نظرهایی درخصوص حدود و ثغور صلاحیت دیوان برای ورود و دسترسی به اطلاعات بعضاً سری و محرمانه در بانک مرکزی یا تعاملات پولی بانکهای کشور با توجه به مبانی قانونی مربوط وجود داشته است.
سیف در بخشی دیگر از نامه خود مینویسد: معاون محترم رئیسجمهور در پاسخ بانک مرکزی ضمن استناد به نظریات تفسیری شورای نگهبان، ارائه اطلاعات فراتر از آنچه در نظریه تفسیری شورای نگهبان آمده را منطبق بر قانون اساسی ندانسته و عملا مدیران بانک مرکزی را از برقراری رابطهای فراتر از مرزهای قانونی منع کرد. بنابراین شوربختانه این اعلام نظر قانونی و حقوقی نیز مورد قبول دیوان محاسبات قرار نگرفت و شرایط و فضای حاکم کماکان ادامه یافت.
سیف در بخش دیگری مینویسد: دقت نظر اینجانب و همکارانم در بانک مرکزی برای پرهیز از ارائه بیضابطه و حد و حصر اطلاعات به کارشناسان دیوان، نه بهدلیل تخطی و تخلف از قوانین و مقررات و خوف افشای آنها در صورت ارائه اطلاعات بوده است؛ بلکه با توجه به اهمیت و حجم بینظیر اطلاعات موجود در سامانههای جامع بین بانکی و حاکمیتی کشور که عملیات مالی مراودات بانکی تمام اشخاص حقیقی، حقوقی و حاکمیتی کشور از طریق آن صورت میپذیرد، تفکیک دقیق وظایف و دسترسیها در سطح کلیه کارکنان انجام شده است، بهگونهای که نهتنها مدیران ارشد بانک مرکزی بلکه حتی کارکنان یک واحد به تمام اطلاعات دسترسی ندارند. این به آن مفهوم است که بانک مرکزی امانتدار خصوصیترین اطلاعات مالی و تبادلات پولی در کشور است و باید با جدیت و تلاش در حفظ و حراست از این امانت کوشش کند.
عادلآذر رئیس دیوان حدود دو هفته پیش در یک مصاحبه تلویزیونی درباره تلاطم ارزی ادعا کرد سیف در جریان تلاطم از کار برکنار شده، ولی حکم او برای جلوگیری ازالتهاب اعلام نشده است. به نظر میرسد سیف این افشاگری را برای آن صورت داده تا نشان دهد در جریان تلاطم ارزی جرمی را متوجه او نکردهاند و به خاطر مساله ارزی بر کنار نشده است
🆔 @jameeno
#ب
🔸۱۲ دقیقه تا نابودی یک کشور!
▫️جامعه نو: اخیراً دونالد ترامپ که آمار دروغگوییهای روزانهاش منتشر شده است، اعلام کرد ایران میتواند در عرض ۱۲ دقیقه خاورمیانه را زیر کنترل خود بگیرد. این ادعای او مانند ادعای تونی بلر نخستوزیر بریتانیا است که در سپتامبر ۲۰۰۳ گفت صدام میتواند سلاح کشتارجمعی خود را در عرض ۴۵ دقیقه شلیک کند، هرچند عراق ادعای بلر را رد کرد، اما ادعای ترامپ در ایران رد نشد. یک سردار مشعوف از اینکه ترامپ هم به ابوابجمعی دستگاه تبلیغاتی میلیتاریسم ادعایی ایران تبدیل شده است گفت این زمان الان از ۱۲ دقیقه هم کمتر شده است و ایران میتواند در زمانی کمتر آمریکا را از منطقه بیرون کند. به خاطر عواقب چنین رجزهای غیرعاقلانهای، خدا باید به مردم ایران رحم کند.
در ۲۰۰۳، هنگامی که بوش و بلر برای حمله و تسخیر عراق به تصمیم و توافق رسیدند، موجی از ادعاهای گزاف بیپایه درباره توان نظامی عراق به راه انداختند. برای توجیه مردم کشور خود و نمایندگان مجلس به انتشار گزارشهای دروغ ایجادکننده وحشت از سلاحهای کشتار جمعی شیمیایی و بویژه میکروبی عراق رو آوردند. بلر به مجلس بریتانیا گفت خبر دارد که عراق میتواند در عرض ۴۵ دقیقه سلاحهای کشتار جمعی خود را به سوی اروپا روانه کند. دعاوی مانند این زمینه حمله به عراق را برای آمریکا و انگلیس فراهم کرد. بعد از ظهر این دروغ افشا شد و دستیار بلر با این جمله به دروغ بلر اشاره و اعتراف کرد که "موضوع ۴۵ دقیقه را برای سکسیتر کردن گزارش تسلیحات عراق در آن گنجاندیم."
حالا تاریخ دارد تکرار میشود. واضح است موضوع ۱۲ دقیقه از شگردهای تبلیغاتی پیشپاافتاده است که امثال بولتون خلق کردهاند و آنقدر ابلهانه و آشکارا جعل است که کسی در رسانههای غربی آن را حتی قابل اعتنا ندانسته است. اما در ایران برخی به این دروغ همچون میوه شیرین فروافتاده از آسمان نگاه کردند. واضح است که باز هم مثل همیشه، استقبال و استفاده از دروغ ترامپ با هدف مصرف داخلی انجام شده است و منظور این است که مردم بدبخت تورمزده حداقل شاد شوند که کشورشان چه قدرت بالا و عظیمی از نظر نظامی دارد. اما این استفاده بیتوجه به آن صورت میگیرد که اگر روزی لاتهای سیاست بینالملل نیاز پیدا کنند، استفاده از این رجزهای سرداران ایرانی را فراموش نخواهند کرد.
🆔 @jameeno
🔸۱۲ دقیقه تا نابودی یک کشور!
▫️جامعه نو: اخیراً دونالد ترامپ که آمار دروغگوییهای روزانهاش منتشر شده است، اعلام کرد ایران میتواند در عرض ۱۲ دقیقه خاورمیانه را زیر کنترل خود بگیرد. این ادعای او مانند ادعای تونی بلر نخستوزیر بریتانیا است که در سپتامبر ۲۰۰۳ گفت صدام میتواند سلاح کشتارجمعی خود را در عرض ۴۵ دقیقه شلیک کند، هرچند عراق ادعای بلر را رد کرد، اما ادعای ترامپ در ایران رد نشد. یک سردار مشعوف از اینکه ترامپ هم به ابوابجمعی دستگاه تبلیغاتی میلیتاریسم ادعایی ایران تبدیل شده است گفت این زمان الان از ۱۲ دقیقه هم کمتر شده است و ایران میتواند در زمانی کمتر آمریکا را از منطقه بیرون کند. به خاطر عواقب چنین رجزهای غیرعاقلانهای، خدا باید به مردم ایران رحم کند.
در ۲۰۰۳، هنگامی که بوش و بلر برای حمله و تسخیر عراق به تصمیم و توافق رسیدند، موجی از ادعاهای گزاف بیپایه درباره توان نظامی عراق به راه انداختند. برای توجیه مردم کشور خود و نمایندگان مجلس به انتشار گزارشهای دروغ ایجادکننده وحشت از سلاحهای کشتار جمعی شیمیایی و بویژه میکروبی عراق رو آوردند. بلر به مجلس بریتانیا گفت خبر دارد که عراق میتواند در عرض ۴۵ دقیقه سلاحهای کشتار جمعی خود را به سوی اروپا روانه کند. دعاوی مانند این زمینه حمله به عراق را برای آمریکا و انگلیس فراهم کرد. بعد از ظهر این دروغ افشا شد و دستیار بلر با این جمله به دروغ بلر اشاره و اعتراف کرد که "موضوع ۴۵ دقیقه را برای سکسیتر کردن گزارش تسلیحات عراق در آن گنجاندیم."
حالا تاریخ دارد تکرار میشود. واضح است موضوع ۱۲ دقیقه از شگردهای تبلیغاتی پیشپاافتاده است که امثال بولتون خلق کردهاند و آنقدر ابلهانه و آشکارا جعل است که کسی در رسانههای غربی آن را حتی قابل اعتنا ندانسته است. اما در ایران برخی به این دروغ همچون میوه شیرین فروافتاده از آسمان نگاه کردند. واضح است که باز هم مثل همیشه، استقبال و استفاده از دروغ ترامپ با هدف مصرف داخلی انجام شده است و منظور این است که مردم بدبخت تورمزده حداقل شاد شوند که کشورشان چه قدرت بالا و عظیمی از نظر نظامی دارد. اما این استفاده بیتوجه به آن صورت میگیرد که اگر روزی لاتهای سیاست بینالملل نیاز پیدا کنند، استفاده از این رجزهای سرداران ایرانی را فراموش نخواهند کرد.
🆔 @jameeno
🔸آیا سیاست فیلترینگ در ایران تغییر میکند؟
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: در ابتدای هفته یکی از مسوولان دستگاه قضا که در طی فعالیتش همواره با فضای مجازی و دسترسی آزاد به گردش اطلاعات در تضاد بود جای خود را به دیگری داد و نام خود را در تاریخ اینترنت ایران به فیلترینگ و انسداد اینترنت آمیخت و رفت.
فیلتر تلگرام آخرین دستاورد جنجالی او و همکارانش در دورهی صدارتش بر معاونت امور فضای مجازی قوه قضاییه بود. مسدود شدن اینستاگرام نیز مطلوب دیگری بود که به سرانجام نرسید. از دیگر خدمات او تلاش برای جلوگیری از رفعفیلتر سرویسهای فیلترشده بود. مقاومت در برابر رفعفیلتر یوتوب و توییتر نمونهای از این خدمات است. وی واتساپ و مسیریاب ویز را نیز نواخت و جیمیل نیز از تهدید او به فیلترینگ بینصیب نماند.
اما این جابهجایی و آمدن نیرویی تازهنفس به چه معناست؟ نشانهی تساهل است یا مصداق تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف؟
جواد جاویدنیا، قاضی دادگستری و معاون سابق دادستان مشهد در امور فضای مجازی بوده است. او که اکنون بر صندلی عبدالصمد خرمآبادی تکیه زده، پیشتر منتقد شورای عالی فضای مجازی بوده و در مصاحبهای در سال ۹۵ با سایت "ایران هشدار" در این باره گفته: «در حال حاضر شورای عالی فضای مجازی نتوانسته است منویات مقام معظم رهبری و انتظارات دلسوزان فضای مجازی کشور را برآورده سازد که امید است با تشکیل زیر مجموعه های کارشناسی و بهره گیری از نیروهای جوان و کارآمد موجود در کشور هر چه سریعتر خلأهای موجود فنی و قانونی شناسایی و مرتفع شود.»
منتظری، دادستان کل کشور نیز در مراسم معارفهی او گفته: «برای اینکه رویکرد حوزه معاونت فضای مجازی تغییر نکند، با همکاری آقای خرمآبادی، یک فرد متخصص در این زمینه را به عنوان معاونت امور فضای مجازی انتخاب کردیم.»
این سخنان مخاطب را نهیب میزند که دل به امید به تساهل و مدارا نبندد و منتظر چهرهی تازهای از فیلترینگ باشد. جاویدنیا در مصاحبه با سایت "ایران هشدار"، از شبکههای اجتماعی به عنوان مهمترین تهدید کمرنگ کردن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به خانواده یاد میکند. او معضل دیگر را قراردادن عکسهای شخصی در پروفایل شبکههای اجتماعی میداند و میگوید: حتی عکس کاملا پوشیده را میتوان با فتوشاپ روی عکسهای غیر اخلاقی قرار داد.
اما جواد جاویدنیا پیش از مصاحبهی سختگیرانهاش علیه فضای مجازی، عقاید عملی متفاوت خود دربارهی فیلترینگ را طی مقالهای در دوفصلنامه علمی پژوهشی دین و ارتباطات (پاییز و زمستان ۹۴) بیان کرده که به نظر موضعی معقولتر و قانونگراتر از آنچه از آن گفته شد دارد یا دست کم پیش از آن داشته. او در مقالهاش تحت عنوان «واکاوی سیاستهای پالایش محتوای مجرمانه (فیلترینگ) از منظر فقهی» سعی میکند از با استناد به مبانی فقهی این سطح از فیلترینگ را غیر شرعی و ناکارآمد جلوه دهد. او در این مقاله سیاست پالایش (فیلترینگ) محتوای مجرمانه در کشور با اصول سیاستهای کلی دفاعی فضای مجازی مستخرج از مبانی شرعی در این زمینه مطابق نمیداند و دلیل آن را «عدم وجود ادله شرعی بر این حد از اعمال پالایش (فیلترینگ) یکسان نسبت به تمامی اقشار جامعه»، میداند و میگوید: این حجم از فیلترینگ ثمرهای جز هزینه فراوان و کندی سرعت دسترسی به اطلاعات در کشور، تشویق هر چه بیشتر افراد به عبور از پالایش (فیلترینگ) ندارد. او هشدار میدهد: نباید از قدر متیقن مواردی که ادله شرعی بر جواز آن داریم، تجاوز نمود. در غیر این صورت دولت در قبال مردم به لحاظ ضررهای وارده از این حیث و محدود کردن محدوده آزادیهای فردی بدون دلیل شرعی مسئول شناخته خواهد شد.
او در ادامه اظهار میکند: «برای حل معضلات فرهنگی کشور در زمینه پالایش باید فاکتورهایی چون شخصی کردن اینترنت و برنامهریزی برای دسترسی سطحبندی شده به اینترنت بر مبنای سن، توانایی فکری، نیازمندی برای تحقیق و امثال آن را در نظر گرفت.» این ایدهی او بیشباهت به راهحل وزارت ارتباطات برای کمرنگ کردن فیلترینگ برای افراد بالغ و تحصیلکرده نیست.
جاویدنیا فیلترینگ را امری نسبی میداند و معتقد است میتوان دسترسی به وبگاهای به اصطلاح او مخرب و ارتقا از یک سطح دسترسی به سطح دسترسی آزادتر را بهصورت مشروط، باز گذاشت.
نسخهی او هرچند علاجی بر همهی کاربران فیلتر زده در ایران نیست، اما دستکم روش سلبی آن، بهجای نگاهی صرفا دستوری و خودمحورانه، برپایهی منطقی است که شاید اندک نشانهای از مدارا باشد و پذیرش نیاز به تغییر..!
اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا جواد جاویدنیا بخاطر آن عقاید فقهیاش بر این کرسی تکیه زده یا همنشینی با مخالفان گردش آزاد اطلاعات، موجب سرکوب آن منطق میشود و به راه سلف خویش هدایت.
🆔 @jameeno
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: در ابتدای هفته یکی از مسوولان دستگاه قضا که در طی فعالیتش همواره با فضای مجازی و دسترسی آزاد به گردش اطلاعات در تضاد بود جای خود را به دیگری داد و نام خود را در تاریخ اینترنت ایران به فیلترینگ و انسداد اینترنت آمیخت و رفت.
فیلتر تلگرام آخرین دستاورد جنجالی او و همکارانش در دورهی صدارتش بر معاونت امور فضای مجازی قوه قضاییه بود. مسدود شدن اینستاگرام نیز مطلوب دیگری بود که به سرانجام نرسید. از دیگر خدمات او تلاش برای جلوگیری از رفعفیلتر سرویسهای فیلترشده بود. مقاومت در برابر رفعفیلتر یوتوب و توییتر نمونهای از این خدمات است. وی واتساپ و مسیریاب ویز را نیز نواخت و جیمیل نیز از تهدید او به فیلترینگ بینصیب نماند.
اما این جابهجایی و آمدن نیرویی تازهنفس به چه معناست؟ نشانهی تساهل است یا مصداق تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف؟
جواد جاویدنیا، قاضی دادگستری و معاون سابق دادستان مشهد در امور فضای مجازی بوده است. او که اکنون بر صندلی عبدالصمد خرمآبادی تکیه زده، پیشتر منتقد شورای عالی فضای مجازی بوده و در مصاحبهای در سال ۹۵ با سایت "ایران هشدار" در این باره گفته: «در حال حاضر شورای عالی فضای مجازی نتوانسته است منویات مقام معظم رهبری و انتظارات دلسوزان فضای مجازی کشور را برآورده سازد که امید است با تشکیل زیر مجموعه های کارشناسی و بهره گیری از نیروهای جوان و کارآمد موجود در کشور هر چه سریعتر خلأهای موجود فنی و قانونی شناسایی و مرتفع شود.»
منتظری، دادستان کل کشور نیز در مراسم معارفهی او گفته: «برای اینکه رویکرد حوزه معاونت فضای مجازی تغییر نکند، با همکاری آقای خرمآبادی، یک فرد متخصص در این زمینه را به عنوان معاونت امور فضای مجازی انتخاب کردیم.»
این سخنان مخاطب را نهیب میزند که دل به امید به تساهل و مدارا نبندد و منتظر چهرهی تازهای از فیلترینگ باشد. جاویدنیا در مصاحبه با سایت "ایران هشدار"، از شبکههای اجتماعی به عنوان مهمترین تهدید کمرنگ کردن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به خانواده یاد میکند. او معضل دیگر را قراردادن عکسهای شخصی در پروفایل شبکههای اجتماعی میداند و میگوید: حتی عکس کاملا پوشیده را میتوان با فتوشاپ روی عکسهای غیر اخلاقی قرار داد.
اما جواد جاویدنیا پیش از مصاحبهی سختگیرانهاش علیه فضای مجازی، عقاید عملی متفاوت خود دربارهی فیلترینگ را طی مقالهای در دوفصلنامه علمی پژوهشی دین و ارتباطات (پاییز و زمستان ۹۴) بیان کرده که به نظر موضعی معقولتر و قانونگراتر از آنچه از آن گفته شد دارد یا دست کم پیش از آن داشته. او در مقالهاش تحت عنوان «واکاوی سیاستهای پالایش محتوای مجرمانه (فیلترینگ) از منظر فقهی» سعی میکند از با استناد به مبانی فقهی این سطح از فیلترینگ را غیر شرعی و ناکارآمد جلوه دهد. او در این مقاله سیاست پالایش (فیلترینگ) محتوای مجرمانه در کشور با اصول سیاستهای کلی دفاعی فضای مجازی مستخرج از مبانی شرعی در این زمینه مطابق نمیداند و دلیل آن را «عدم وجود ادله شرعی بر این حد از اعمال پالایش (فیلترینگ) یکسان نسبت به تمامی اقشار جامعه»، میداند و میگوید: این حجم از فیلترینگ ثمرهای جز هزینه فراوان و کندی سرعت دسترسی به اطلاعات در کشور، تشویق هر چه بیشتر افراد به عبور از پالایش (فیلترینگ) ندارد. او هشدار میدهد: نباید از قدر متیقن مواردی که ادله شرعی بر جواز آن داریم، تجاوز نمود. در غیر این صورت دولت در قبال مردم به لحاظ ضررهای وارده از این حیث و محدود کردن محدوده آزادیهای فردی بدون دلیل شرعی مسئول شناخته خواهد شد.
او در ادامه اظهار میکند: «برای حل معضلات فرهنگی کشور در زمینه پالایش باید فاکتورهایی چون شخصی کردن اینترنت و برنامهریزی برای دسترسی سطحبندی شده به اینترنت بر مبنای سن، توانایی فکری، نیازمندی برای تحقیق و امثال آن را در نظر گرفت.» این ایدهی او بیشباهت به راهحل وزارت ارتباطات برای کمرنگ کردن فیلترینگ برای افراد بالغ و تحصیلکرده نیست.
جاویدنیا فیلترینگ را امری نسبی میداند و معتقد است میتوان دسترسی به وبگاهای به اصطلاح او مخرب و ارتقا از یک سطح دسترسی به سطح دسترسی آزادتر را بهصورت مشروط، باز گذاشت.
نسخهی او هرچند علاجی بر همهی کاربران فیلتر زده در ایران نیست، اما دستکم روش سلبی آن، بهجای نگاهی صرفا دستوری و خودمحورانه، برپایهی منطقی است که شاید اندک نشانهای از مدارا باشد و پذیرش نیاز به تغییر..!
اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا جواد جاویدنیا بخاطر آن عقاید فقهیاش بر این کرسی تکیه زده یا همنشینی با مخالفان گردش آزاد اطلاعات، موجب سرکوب آن منطق میشود و به راه سلف خویش هدایت.
🆔 @jameeno