جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
▫️حزب اتحاد ملت، حوزه‌ آریا‌شهر برگزار می‌کند: "سلسله نشست‌های "چه باید کرد"|این بار با موضوع: توسعه و سیاست خارجی|با سخنرانی سیدمصطفی تاج‌زاده|سه‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ساعت ۱۸|خیابان نجات‌الهی، نبش کوچه چلیپا، پلاک ۱۸۸
🆔 @jameeno
🔸بیش از 320 کارگر در معدن طلای آق‌دره باردیگر بیکار شدند

🔺زخم زمستانه آق‌دره

▫️جامعه نو / لیلارزاقی: کارفرمای معدن طلای آقدره در شهرستان تکاب در دو ماهه گذشته و در آستانه زمستان، بیش از ۳۲۰ کارگر این معدن را تعدیل کرده است. کارگران تعدیل شده می‌گویند؛ کارفرما با توجیه فصلی بودن کار، از تمدید قرارداد با آنها خودداری کرده است. اتفاقی که تقریبا هر سال تکرار می‌شود و کارگران برخی از واحدهای این شرکت معدنی را خانه نشین می‌کند. به گفته کارگران، با وجود بیکاری گسترده در سه روستای آقدره بالا، آقدره وسطی و آقدره پایین، همچنان تعداد نیروهای غیربومی شاغل در بخش‌های مختلف این معدن از تعداد نیروهای بومی بیشتر است و این مساله بازگشت به کار آنها در بهار سال آینده را با تردید مواجه کرده است.

حکایت همچنان باقیست..
نام معدن طلای آقدره تکاب در استان آذربایجان غربی، از چهار سال گذشته و از اعتراض دی ماه سال ۹۳ بر سر زبان‌ها افتاد. شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار اصلی معدن طلای آق‌ دره ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی این معدن را به دلیل تمام شدن مدت قرارداد کاریشان تعدیل کرد. در اعتراض به این اقدام کارفرما، تجمع گسترده‌ای از سوی کارگران اخراجی در مقابل نگهبانی معدن صورت گرفت که در نتیجه برخورد عوامل نگهبانی با معترضین، حوالی ساعت ۸ شب روز ششم دی ماه سال ۹۳ یکی از کارگران که تحت فشار روحی وارده شده قرار داشت در اعتراض به از دست دادن شغلش اقدام به خود کشی کرد. در آن زمان دستگاه قضایی با شکایت کارفرما به اتهام ایجاد اغتشاش علیه حدود ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد. کارگران به زندان، پرداخت جریمه و شلاق محکوم شدند. یک تجمع اعتراضی کاملا صنفی، امنیتی تعبیر شد و در اقدامی بی‌سابقه حکم شلاق علیه این کارگران به اجرا درآمد. از آن زمان به بعد وضعیت بازگشت به کار کارگران معترض با ابهامات زیادی همراه شد. هیات تحقیق و تفحصی از سوی مجلس مامور شد تا فعالیت این معدن را از نزدیک تحت نظر قرار دهد و گزارش آن را منتشر نماید. سرانجام با وساطت نمایندگان مجلس و بیش از آن، فشار افکار عمومی و رسانه‌ها بعد از دو سال کارگران بیکار شده به کار بازگشتند. با این حال بازهم در یکی دو سال گذشته آقدره آرام نبود. حجم بالای تخریب‌های محیط زیستی که به باور اهالی و فعالین محیط زیست ناشی از فعالیت این معدن در منطقه است، کار کشاورزی و دامداری را برای مردم این منطقه که تعدادی از آنها از کارگران معدن هستند و پیشتر از اینها در ایام بیکاری، به کشاورزی و دامداری مشغول بودند با مشکل مواجه کرده است. به همین دلیل در طی سالهای گذشته و در پی تعدیل نیروها، تجمعات صنفی و اعتراضی توسط کارگران بومی این منطقه در جریان بوده است. به طوریکه در یکی دو سال گذشته اعتراض صنفی کارگران آقدره وسطی نسبت بکارگیری نیروهای غیربومی و نداشتن امنیت شغلی کارگران فصلی به درگیری و آشوب کشیده شد. همین چند روز پیش بود که خبر بیکاری 320 کارگر این معدن، دوباره به سرتیتر خبرهای کارگری تبدیل شد. گزارشهای بیشتری نشان می‌دهد که مجددا حجم بالایی از تعدیل نیرو ، حداقل نسبت به سال گذشته رخ داده است. معضل قراردادهای یک ماهه، مشخص نبودن مفهوم کار فصلی برای کارگران معدن، استفاده از نیروهای غیربومی به جای نیروهای بومی و تردید در خصوص آینده شغلی با وجود از بین رفتن کلیه منابع تامین درآمد در این روستای دورافتاده از جمله مواردی است که کارگران تعدیل شده در گفتگو با جامعه نو به آن اشاره می‌کنند.

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/agh-01-08
#الف

🔻کاسه نجس نیست!

▫️شورای سردبیری: در تاریخ ایران دو شخص کاملا متفاوت وجود دارند که منتقدان طنزپرداز با آنها برخورد یکسانی داشته اند: امیر عباس هویدا و حسن حبیبی.
به تمایزات آنها که صد رسن فاصله دارند کاری نداریم، چراکه جذابیت مقایسه شان در مشابهت موقعیت آنهاست. در دهه چهل و پنجاه، کاریکاتوریستهای مجله فکاهی توفیق، عباس هویدا را سیبل همه انتقادها از رژیم شاهنشاهی ساخته بودند و با آنکه آشکار بود مسئول مستقیم بسیاری از نارسایی های کشور محمدرضا شاه است، اما "فضا" اجازه کشیدن کاریکاتور شاه و خانواده اش را نمیداد. پس برای طرح هر مشکلی، هویدا و پیپ و عصایش به میان می آمد. بدبخت، بلاگردان استبداد بود.

بعد از انقلاب، در سالهایی که انتقاد از حتی یک مدیر کل نادان میتوانست آواری از اتهام بر سر منتقد بریزد، مرحوم کیومرث صابری که دوستی قدیمی با اشخاص مهم داشت این اقبال را یافت که با کمک آقای دعایی مدیر روزنامه اطلاعات جریان طنز مکتوب را در رسانه های جمهوری اسلامی پدید آورد. او سپس هفته نامه طنز گل آقا را تاسیس کرد که قاعدتا باید کاریکاتور هم میداشت. اینجا بود که پای حسن حبیبی، یک سیاستمرد آرام متمایل به ملیون و طبعا عاقل و بی فساد، به میان آمد. معاون اول روسای جمهوری بود و صابری هم مجبور شده بود به صراحت بگوید "نمیخواهد" (فقط خدا میداند که آیا میخواست بگوید "نمیتواند" یا نه) کاریکاتور روحانیون را بکشد. بنابراین حسن حبیبی باید جور همه را میکشید. هویدا البته جز مسئولیت اعمال خودش، فقط پاسخگوی خطاهای شاه هم بود، ولی حسن حبیبی باید سوژه همه کاریکاتورهایی میشد که در باره اعمال همه روحانیون مستقر در ارکان و اریکه مشغول تصمیم سازی و فرماندهی بودند. گل آقا گفته بود کاریکاتوری از لباس روحانیت نمیکشد.

اما اوضاع تغییرات شگرفی یافت. وقتی اینترنت و رسانه های مجازی توسعه پیدا کردند، نیاز به پیدا کردن سیبل برای بلاگردانی "بالا" از بین رفت. نه از این بابت که حکومت رفتار عاقلانه ای داشت، بلکه از آنجا که خودش کاریکاتور خودش شد. هروز مجموعه ای از گزیده آثار کلامی و فکری اجزای حکومت مثل نقل و نبات در شبکه اینترنت جابجا میشود که تاثیری شگرفتر از کاریکاتور دارد و نه سبب نقد و اصلاح، که ریشخند و تخطئه کل سیستم میشود. دیگر نیازی نیست کاریکاتوریستها معاون اول را نماد کل حکومت بگیرند؛ کل حکومت کاریکاتور خودش شده است. خودش، و اجزا و منصوبان و منسوبانش. امثال صادق زیباکلام میتوانند با هرجمله ای در باره هر ماجرایی به چندین نفر از بالا و پایین حکومت متلک بگویند. کل سیستم مضحکه خاص و عام است.

پدید آمدن این فضاهای جدید، گسترده تر از موضوع کاریکاتور این و آن و موجد تحولاتی شگرف است: فضای مجازی حریمی برای کسان نمی گذارد و مردمان قرار گرفته در معرض آراء و حرفها و اعمال حکمرانان آنها را زیر چکش نقد و تمسخر خود له میکنند. خطر این است که آنچه در نهایت این روند حاصل میشود نه فقط تخطئه و نفی مسئولان حکومت و نصب شدگان آنها، که کل سازمان اجتماعی و سازوکارهای اداره جامعه است. معنای نفی این سازو کارها این است که در ذهن جمعی، جایی برای اصلاح حکومت باقی نمیماند و انقلاب و برافکندن همه چیز، در ذهن جامعه امری طبیعی میشود. در این شرایط، ناقد سیاسی فکور و جدی در فضای حقیقی باید چه کند؟

بدیهی است نباید به دنباله روی از رویه های عوام و مسیر مطایبه و حتی صدور جملات قصار و نغز در توییتر بیفتد. بلکه لازم است رویکرد خود در انعکاس اخبار (در جایی که در جریان آن موثر است)، تفسیر و تحلیل، نقد و به دنبال آن خطاب و مخاطب را مورد تجدید نظر قرار دهد که الزاما منتج به درشت گویی و تعرض تند و تخطئه های بی پایه نمیشود و بیشتر تدقیق نظری مسئولیت مقامات ارشد در کارکرد سلسله مراتب حکمرانی و معنای آن برای جامعه، فارغ از خرابکاری های اجزای حکومت، پذیرش قضاوتهای عاقلانه تر درباره مسئولیت اشخاص است. در واقع تغییری در گفتمان نیروهای سیاسی کشور لازم است. تغییری که هدفش جدا کردن سازمان اداره کشور از عاملان مسئول در آن است. مثلا ارزشهای نهفته در ساختار خلق قوانین، ارزش اطمینان از وجود یک سازوکار دفاعی و ارزش تشکیلات و مقررات گردش مالی، فارغ از اینکه چه کسی وکیل یا سردار یا وزیر است به عنوان سرمایه های ملی باید حفظ شوند و "سازمان ها" اسباب سرکوب و سیطره حکومت فرض نشوند. مردم باید از این گفتمان تازه بیاموزند که خوب است مسئولان ناصالح، کم دانش، قلیل العقل و ناکارا را تغییر دهند، اما همه چیز را نباید نفی کنند و به راه انقلاب بروند. ساختارهای اداره کشور حاصل توسعه کشور است نه ابزار سلطه حکومت، هر چند در ظاهر چنین نماید.

مهمترین کار اهل فکر برای فردا، یافتن راه جلوگیری از آمدن طوفان است؛ طوفانی که کاسه را هم به زمین میکوبد و در هم میپیچد.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۹ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ دی ۹۷

هدف اسرائیل از حملات هوایی به سوریه چیست ؟

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸پرونده خشونت و شکنجه هنوز باز است


🔺بعد از دادنامه اسماعیل بخشی، گفتگوی #محمد_حبیبی هم منتشر شد

▫️لیلارزاقی / جامعه نو: نامه دادخواهانه اسماعیل بخشی فعال کارگری نیشکر هفت تپه که طی آن وزیر اطلاعات دولت دوازدهم را به مناظره فراخواند، گرچه از زوایای مختلف و به خصوص نقد ساحت و کارکرد آن در گستره فعالیت صنفی و تشکیلاتی قابل بررسی کارشناسانه است اما از دیدگاه تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی حاوی نکات مهمی است که نمی­توان از کنار آن به راحتی گذر کرد. واکاوی و بیان آنچه در روزهای بازداشت بر او گذشته است، آن هم به زبان ساده و قابل فهم برای آنهایی که دادنامه او را خواندند و شنیدند، بازخوانی یک پرونده قدیمی اما باز، از وضعیت برخورد با فعالان صنفی، عقیدتی،سیاسی و اجتماعی است. با وجود تکذیبه های و انکارهای مقامات مسول پیرامون ادعاهای اسماعیل بخشی، در یک هفته ای که از انتشار این نامه گذشته، بسیاری، از ضرورت بازخوانی تجربه های شکنجه در زندانهای ایران نوشته اند. از شکنجه های روانی که در ادبیات شکنجه به "شکنجه های سفید" معروفند تا شکنجه های فیزیکی که بدن را، آماج درهم شکستن زندانی قرار می­دهند. این بازخوانی ها، کهنه و تازه شد. گروهی از فعالین کارگری مثل رضا شهابی یا فعالین دانشجویی مثل مجید توکلی که سابقه سالها بازداشت را داشتند از تجربه های شکنجه در زندانهای ایران گفتند و نوشتند. در تازه ترین مورد روز گذشته، کانال صنفی معلمان ایران گفتگویی منتشر نشده از محمد حبیبی معلم و فعال صنفی را منتشر کرد که طی آن این معلم زندانی از خشونتهایی که علیه او در هنگام بازداشت به کار رفته، سخن گفته است. محمد حبیبی بیش از 245 روز است که در زندان است و این گفتگو اتفاقا در خردادماه ۹۷، یعنی درست یک ماه بعد از بازداشت او انجام شده است. حبیبی در ماههای ابتدایی بازداشت در زندان تهران بزرگ زندانی بود و پس از آن به زندان اوین منتقل شد. این فعال صنفی، چندی پیش و در دادگاه تجدیدنظر به ده‌سال‌و‌نیم زندان، هفتادوچهارضربه شلاق و ممنوعیت فعالیت اجتماعی و خروج از کشور محکوم شده است.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/hab-01-09
صدای نو | ۲۰ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۰ دی ۹۷

وقتی در ذهن جمعی جایی برای اصلاح حکومت باقی نمی‌ماند چه باید کرد؟

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_منتخب

🖌 سید مصطفی تاجزاده

▫️سیاست خارجی باید در خدمت توسعه اقتصادی کشور قرار گیرد نه اینکه درآمد نفتی ایران صرف بلندپروازی منطقه‌ای حکومت شود.

در خاورمیانه کنونی چه در درون تک تک کشورها و چه بین آنها، احزاب و دولت‌ها جز انتخاب ستیز و جنگ و انجام بازی باخت/باخت یا سازش و کنارآمدن با هم و راهبرد برد/برد راهی ندارند.

اگر در جامعه ما همه‌پرسی شود، به نظر من بالای ۵۰درصد مردم به آزادی حجاب رای می‌دهند ولی این رای به معنای آن نیست که بیشتر از ۵۰درصد بی‌حجاب خواهند شد.

فضای مجازی و جهانی شدن ارتباطات و اقتصاد، دیکتاتوری را بسیار پرهزینه و دشوار کرده است.

در ایران امروز نیز بازی برد/باخت منتفی است. همه نیروهای سیاسی و نیز ملت ایران خواهند باخت یا همگی با گفت و گو و انتخابات آزاد سود خواهند برد.

در ۴۰ سال گذشته چین ۷۵۲ میلیون نفر، یعنی ۱۰ برابر جمعیت ایران را از زیر خط فقر خارج کرده است. آن وقت در ایران ثروتمند روز به روز قشرهای بیشتری زیر خط فقر می‌روند.

جامعه زنده و متکثر ما دو راه بیشتر ندارد، نزاع همه علیه همه یا پذیرش دیگری و تن دادن به دموکراسی. این موضوعی است که سال‌هاست با تعبیر لبنانیزه‌شدن منطقه از آن نام می‌برم.

در لبنان امکان دیکتاتوری وجود ندارد چون همه جناح‌ها قوی هستند؛ تشکیلات، پول، رسانه، سلاح و حامی داخلی و خارجی دارند و حذف کامل هیچ طرفی ممکن نیست. در این کشور یا تن به دموکراسی می‌دهند یا گرفتار جنگ داخلی خواهند شد.

تاریخ ایران برپایه دوگانه استبداد/هرج‌ومرج استوار بود و مردم برای دوری از هرج و مرج، همواره تن به استبداد می‌دادند. انقلاب مشروطه راه سومی پیش پای ایرانیان گذاشت.

نسل انقلاب تمامیت خواه بود و حتی
آزاداندیش‌ترین سیاست ورز صدرانقلاب یعنی مهندس بازرگان نیز در این زمینه با ما فرق اساسی نداشت.

وظیفه اصلی دولت روحانی شکستن تحریم‌هاست نه دعوت به مقاومت ۲ یا ۶ ساله در مقابل تحریم‌های ظالمانه ترامپ.

این سخن که ما با این دولت امریکا مذاکره نمی‌کنیم اشتباه است. درست آن است که تهران پیشنهادهای دقیق و عملی در برابر اعلام‌های واشنگتن بدهد.

ایرانیان در ماجرای اشغال سفارت، جنگ تحمیلی و پرونده هسته‌ای خسارات اجتناب‌پذیر زیادی بابت تاخیر در اتخاذ تصمیم به مذاکره دادند. این خطا نباید دوباره تکرار شود بویژه آنکه گذشت زمان در حال حاضر بیشتر به زیان ماست.

بیشترین واژه‌ای که در گفتار و نوشتار آیت‌الله خمینی تکرار شد، مردم است. این واژه حتی بیش از اسلام به کار رفت.

در حکومت اصل بر مردم و مطالبات آنهاست. علت دین گریزی قشرهای وسیعی از ایرانیان این است که جمهوری اسلامی از این گفتمان فاصله گرفته است. / فردای بهتر

🆔 @jameeno

https://bit.ly/2C5HJu4
#الف

🔹درباره استقلال

▫️شورای سردبیری : اخیرا برای گروهی از دوستان همراه کانال جامعه نو این پرسش پیش آمده که آیا گروه جامعه نو پیوندی با گرایشهای سیاسی موجود کشور دارد یا نه، و رابطه اش با احزاب موجود چگونه است. از جمله عزیزی با امضای دا نوشته است "اخیرا در یاد از روزنامه تان به عدم گرایش اشاره کرده اید. واقعا مطالبتان فراجناحی نیست . مخاطبان فقط گوش نمیکنند، بلکه تحلیل میکنند." به نظر میرسد باید این موضوع را بشکافیم و در باره ویژگی های حرفه و موقعیت خودمان مشروحتر صحبت کنیم .

اول ببینیم رابطه ژورنالیسم با دنیای سیاست چیست و چگونه تنظیم میشود. کار روزنامه تگاری دوبخش اطلاع رسانی و تفسیر و تحلیل دارد و مخاطب آن عموم افراد جامعه است. جامعه مایل است اخبار و اطلاعاتی که دریافت میکند مطابق واقع، همه جانبه و فاقد بار تبلیغاتی باشد و بین اطلاع رسانی روزنامه نگار و تفسیرش از واقعه مرز روشنی وجود داشته باشد. این نیاز مخاطب، زیربنای کدهای اخلاقی ژورنالیسم و تعریف وظایف، مسئولیتها و حقوق روزنامه نگاران است. این کد ها به دقت از سوی مدیران ارشد رسانه های معتبر اعمال میشود زیرا رعایت آنها رابطه مستقیم با بی طرفی، اعتبار و حیثیت رسانه دارد. اصل بی طرفی در این حرفه اهمیتی بنیادین دارد.علت را توضیح خواهیم داد.

🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/al-01-11-2
تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقه‌ای کشور در گفتگو با صدای نو


نسخه کامل گفت‌وگو را از لینک زیر بشنوید.
https://soundcloud.com/sedayenow/hqishydrf6fk


🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲۳ دی ۹۷

با وجود تکذیب‌های قبلی چه شده‌ که تهران تماس‌هایش با طالبان را علنی کرده‌است؟


صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۳ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۳ دی ۹۷

با وجود تکذیب‌های قبلی چه شده‌ که تهران تماس‌هایش با طالبان را علنی کرده‌است؟

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
گفت‌وگو با مصطفی تاجزاده.mp3
19.9 MB
🔻تاجزاده: #بیایید_بیرون!

▫️تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقه‌ای کشور در گفتگو با صدای نو

🆔 @jameeno
🔹بیمه، چتر آرامش؟!

🖌رضا داودی "فعال صنفی معلمان"

▫️ارائه خدمات بیمه‌ای که قرار بود چتر آرامش را برای اقشار مختلف اجتماعی فراهم کند، سالهاست که استرس و فشارهای عصبی بسیاری را به جامعه فرهنگیان کشور تحمیل کرده و همچنان نیز ادامه دارد. در ادامه روند سالهای گذشته امسال هم، تشریح جزییاتی پیرامون قرارداد جدید آموزش و پرورش در ارتباط با بیمه تکمیلی درمان، معلمان را در بهت و نگرانی فرو برد.

بی‌مهری‌هایی که فرهنگیان در طول سالیان گذشته از وزارت آموزش و پرورش دیده‌اند بسیار است. وزارتخانه‌ای که ظاهرا باید به دفاع از حقوق فرهنگیان به عنوان تاثیرگذارترین و بزرگترین نهاد اجتماعی بپردازد، متاسفانه جفای جدیدی را در حق فرهنگیان اعمال کرده که زمینه‌ساز دامن زدن به تبعیض هر چه بیشتر علیه آنها شده است. قرارداد جدید بیمه تکمیلی درمان که شامل دو طرح "الف" و "ب" است در ابتدا بیانگر عدم توجه به مشکلات معیشتی و سطح دستمزدهای موجود در آموزش و پرورش و سپس تشدید فاصله طبقاتی بین جامعه فرهنگیان است.

عدم توجه به سطح دستمزدها و تشدید فاصله طبقاتی بین معلمان رسمی، شرکتی، پیمانی و .... سلامت معلمان با دستمزدهای پایین‌تر و دارای مشکلات اقتصادی مضاعف را نشانه گرفته و زمینه را برای گریبانگیر شدن هر چه بیشتر این قبیل معلمان با مشکلات درمانی مهیا ساخته است. بی‌شک سلامتی به عنوان رکن اول و پایه‌ای‌ترین نیاز انسان از ضروری‌ترین نیازهای معلمان برای ادامه فعالیت در فضای آموزشی کشور و پرورش نسلی پویا و ماهر است. معلم بیمار و ناتوان از پرداخت هزینه‌های درمان نمیتواند در جهت تحقق اهداف بلند و عالی آموزش و پرورش تلاش کند، چراکه پایه‌ای‌ترین نیاز وی مورد تهدید قرار گرفته است.

مشاهده جامعه آماری فرهنگیان نشان‌دهنده این امر است که آموزش و پرورش بزرگترین نهاد اجتماعی به لحاظ تعداد کارکنان است. با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که آموزش و پرورش با این تعداد جمعیت م‌یتواند سالانه صدها میلیارد ریال پرتفوی (کل مبلغی که شرکت بیمه‌گر از بیمه‌گذار دریافت می‌کند) برای شرکت‌های بیمه‌ای فراهم کند.

به جرات می‌توان ادعا کرد حجم پرتفوی آموزش و پرورش برای شرکت‌های بیمه در زمینه بیمه تکمیل درمان، بزرگترین حجمی است که تاکنون یک نهاد توانسته برای شرکت‌های بیمه فراهم آورد. حال با توجه به این پرتفوی عظیم سوال اساسی که باقی میماند اینست که چرا با این حجم پرتفوی، قراردادهای آموزش و پرورش در زمینه تکمیل درمان در قیاس با سایر نهادها بسیار غیر منصفانه است و حاوی خدمات بسیار ضعیفی است؟!

دلیل پرداخت‌ها طولانی‌مدت چند ماهه در طرح "ب" قرارداد جدید بیمه تکمیلی با توجه به این پرتفوی زیاد چیست؟! چرا برخی خدمات در طول چند سال گذشته یا حذف شده‌اند و یا هزینه پرداختی تقبل شده توسط شرکت "آتیه‌سازان حافظ" با لحاظ تورم موجود ثابت مانده است؟! و سوال مهمتر؛ چرا سهم دولت از پرداخت درصدی از حق بیمه در قرارداد جدید حذف شده است؟! آیا حذف سهم دولت نشانه نگاه مصرفی به آموزش و پرورش نیست؟! آیا نگاه مصرفی به آموزش و پرورش متاثر از سیاست‌های نئولیبرال‌ مبتذل نیست؟!

تمدید قرارداد بیمه تکمیلی طی سالیان گذشته با یک شرکت؛ اعتراضات جامعه فرهنگیان به شرایط قرارداد بیمه‌ای و عدم برگزاری مناقصه شفاف از سوی وزرات آموزش و پرورش؛ تقویت‌کننده این شک است که در پشت این قرارداد چه کسی یا کسانی قرار دارند و چه منافعی از عقد این نوع قرارداد با توجه به پرتفوی بزرگ این قرارداد می‌برند؟!

🆔 @jameeno
🔺اعتراض معلمان به "بیمه ناکارآمد" همچنان ادامه دارد؛

🔹"دولت سهمش را بپردازد"

▫️لیلارزاقی / جامعه نو: با گذشت چند روز از پایان مهلت ثبت نام طرح جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان، اعتراضها به سیاستگذاری‌های پرحاشیه آموزش و پرورش در خصوص ارائه طرحهای بیمه‌ای ادامه دارد. بیش از 30 هزار معلم به کمپین "نه به بیمه ناکارآمد" پیوستند و با این ایده که "چالش بیمه تکمیلی" میتواند به مرگ خاموش فرهنگیان منجر شود، تلاش کردند سیستم درمان کشور را از فاجعه‌ای آگاه کنند که عواقب آن دیر یا زود گریبان نظام آموزش و پرورش کشور و سیاستگذاران آن را خواهد گرفت.. « حجم مطالبات انباشته شده در بین طیف‌های مختلف معلمان در حال گسترش است و جامعه فرهنگی در حال انفجار.. اما بحث بیمه مستقیما با سلامت افراد مرتبط است. طبیعی است که هیچ بیمه‌گری با 40 هزار تومان یا 70 هزار تومان، همین خدمات حداقلی را هم به ما نمی‌دهد. اعتراض ما این است که چرا دولت، سهم خودش را نمی‌پردازد که خدمات بیمه‌ای با کیفیت بهتری به فرهنگیان ارائه شود. اگر همانگونه که برای نهاد ریاست جمهوری ردیف بودجه میگذارند، برای هر معلم 100 هزار تومان سهم بیمه کنار بگذارند، آنوقت معلمان هم سهم خود را از بیمه درمان تکمیلی پرداخت میکنند و تجمیع این دو با هم موجب ارائه خدمات بهتر درمانی به معلمان میشود.»

🔸نقشه آموزش و پرورش برای بیمه تکمیلی

اوایل دی ماه 97 بود که گودرز کریمی فر، مدیرکل تعاون و پشتیبانی آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری‌ها، شرایط جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان را اعلام کرد. طرحی که به نظر میرسید در سیاستگذاری و اجرا تفاوتی با سالهای گذشته ندارد و به همین دلیل منجر به واکنشهایی از سوی معلمان شد. قراداد جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان که با شرکت آتیه‌سازان حافظ منعقد شده، دو روش بیمه‌ای به روش بیمه‌گری و صندوقی (طرح الف و ب) را در دستور کار خود قرار داده که فرهنگیان می‌توانند یکی از این دو روش را برای بیمه درمان تکمیلی خود انتخاب کنند.

آموزش و پرورش برای طرح "الف" بیمه تکمیلی مزایایی چون "بازپرداخت هزینه‌کرد بیمه‌شدگان در کوتاه‌ترین زمان، پرداخت فرانشیز خدمات به میزان 20 درصد توسط بیمه شده، ارائه خدمات به همراه تضمین در پرداخت اسناد هزینه‌شده به صورت آنلاین توسط شرکت طرف قرارداد" را در نظر گرفته است. در طرح "ب" نیز که بیمه تکمیلی به روش صندوق درمان ارائه خواهد شد، پرداخت سقف بیمه با جدول تعهدات سال گذشته مشابه خواهد بود. در طرح «الف» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی، قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت می‌شود، مبلغ  ۶۸۵ هزار و ۹۰۲ ریال است. حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت می‌شود مبلغ ۳۹۰هزار ریال است و حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت می‌شود، مبلغ ۴۹۰هزار ریال است.

در یک نگاه کلی هزینه‌های اختصاص داده شده به این طرح‌ها، ناچیز برآورد شود اما کیفیت ارائه خدماتی از این دست چگونه است؟! معلمان دقیقا به همین مساله اعتراض دارند. "خرید ارزان خدمات درمانی از جیب معلمان توسط آموزش و پرورش، منجر به دریافت خدمات محدود و بی‌کیفیت می‌شود. آنهم در شرایطی که معلمان با چالشهای متعددی در زمینه حقوق و دستمزد مواجه‌اند"... فعالان صنفی معلمان میگویند دولت میتواند با پرداخت سهم خود به این روند پایان دهد و خدمات درمانی بهتری را به فرهنگیان ارائه دهد.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/As-01-13
#الف

♦️راه پیش، راه پس!

◽️شورای سردبیری: "...حال این سوال پیش می آید که آیا در شرایط کنونی ما باید با رویکرد انفعالی با برنامه‌های جدید آمریکا در عراق تعامل کنیم، یا اینکه با حکمت و درایت، تهدیدهای موجود را از محیط منطقه‌ای خود دور کنیم و تا حد ممکن آنها را به فرصتی برای خود در جهت اضمحلال هر جه بیشتر این گروه تروریستی تبدیل کنیم."

این پرسش آکنده از گنگی را خبرگزاری متمایل به رویکرد میلیتاریستی در گزارشی مطرح کرده که خودش سرشار از اطلاعات گنگ است : امریکا میخواهد در مرحله خروج از سوریه گروهک تروریستی منافقین (رجوی) را مورد استفاده قرار دهد ، یک نماینده عراقی گفته آمریکا اعضای این گروه را به عراق باز گردانده ، امریکا میخواهد نیروهای ۱۴ پایگاه عراقی را علیه ایران به کار گیرد، امریکا میخواهدعناصرباقیمانده داعش و نقشبندی را در مرزهای ایران به کار گیرد، امریکا تلاش دارد "حیاط خلوت ایران که همان عراق است"را به هر نحوممکن از ایران بگیرد، ..و دعاوی دیگر .

در لزوم پیش بینی وقوع بسیاری از این رخدادهای محتمل شکی نیست . به عبارت دیگر ، آمریکاییها در بکار گیری هیچیک ازاهرمهای ضد ایران درنگ نخواهند کرد. فقط آنها هم نبستند که چنین میکنند: اسرائیل ،بسیاری از دولتهای عرب ، و نیروهایی در ایران هم علاقمند به پدیدار شدن یک نیروی قابل توجه شبه نظامی در مرزها و درگیر کردن کشور در یک جنگ نا منظم با نیروهایی شبح وار و بدون هویت مشخص هستند. شعبه ای از داعش، دارودسته ای از کردهای فاقد دوربینی سیاسی، بازماندگان واخورده و بیمار گروه رجوی، و بدون شک مزدوران فاقد شناسه‌ای از سراسرمنطقه که جیب سعودی ها آنها را سازمان میدهد. خاک عراق هم که به عنوان تنها مسیر زمینی دسترسی شبه نظامیان به غرب ایران، در اختیار سرهنگان آمریکایی است.

اما این فقط نیمی از مساله است. نیمه دیگرش چگونگی واکنش ایران است. حالا می‌توانید جمله نقل شده در ابتدای این مطلب را بخوانید که واکنش پیشنهادی محافل شبه نظامی است وشاید حالا از گنگی درآمده باشد. البته کماکان گنگ است. نه مثل سالهای قبل میگوید باید برویم در خاک عراق،سوریه، و احتمالاً اردن، عربستان و امارات(ستادهای عملیات مشترک علیه ایران ) تا مجبور نباشیم در کنار مرزها با مزدوران روبروشویم، و نه در این بررسی تحلیلی طولانی شیوه دیگری برای "دورکردن تهدیدهای موجوداز محیط منطقه ای خود" ارائه می‌کند. خالی از شعاری که داده، فاقد توانایی در ارائه استراتژی است. درست مثل این جمله که" باران خواهد آمد و باید کاری کنیم که خرمن راخیس نکند".

علت روشنی دارد: نظامیان فقط میتوانند استراتژی مقابله با یک تهدید نظامی عینی که طول و عرض و پتانسیل آن را تعیین کرده باشند طراحی کنند و به عمل در آورند، اما پیش از ان سیاست‌ورزان، رهبران سیاسی، و دیپلماتها هستند که کارشان سنجش موقعیت جهانی کشور است ودر باره چگونگی مقابله با تهدید ها فکر و طراحی می‌کنند. جنگ و عملیات نظامی اساسا ادامه سیاست ودیپلماسی و بخشی از آن است و البته در مرحله ای دیپلماسی هم ادامه عملیات جنگی . طراحی چگونگی برآمدن از پس تهدیدهای ملی که غبار پیشرویشان در افق دیده میشود، کار سیاسیون است نه نظامیان. وقتی ترکیه حدود بیست سال پیش در زمان اربکان به یک روستای ایران حمله و آن را با خاک یکسان کرد، یا زمانی که طالبان در مزار شریف ماموران دولت ایران را قتل عام کردند، این نظامیان نبودند که بر اساس تحلیل‌هایی تصمیم به صبوری و نشان ندادن واکنش نظامی گرفتند. رهبران سیاسی بودند. متأسفانه شرایط نامنطقی سیاست داخلی در ایران سبب شده، محافل نظامی جلو بیفتند و در زمینه سیاست خارجی دیپلماتها و مقامات ارشد سیاسی را پشت سرشان ببینند.

اکنون پومپئو و بولتون ، دو جنگ‌طلب وحشی کابینه ترامپ دارند به همه جای خاورمیانه سرک میکشند و با این و آن می‌بندند، خطری که گزارش تسنیم به آن اشاره داده در حال پدیدار شدن است. اما فعلا (واین مهم است؛ فعلا و تا اطلاع ثانوی) درباره نقشه ای که آمریکا ممکن است از طریق کشورهای عربی علیه ایران پیاده کند، عنان تحلیل، تصمیم و مذاکره را باید به بخش سیاسی سپرد. فقط در این صورت است که مفسران و استراتژیستهای دارای رگ و ریشه نظامی (و نه متوهمانی که عراق را حیاط خلوت ایران می‌پندارند) می‌توانند پس از روشن شدن ماهیت آنچه در پیش است درباره فرمول رویارویی با آن بدون گنگی حرف بزنند. البته... اگر سیاست خارجی کشور کماکان در فاز فعلی خوددارانه، صبوری، سازش‌طلبانه و همچون #خارپشت گریزان از درگیری نماند، و لزوم رویارویی نظامی پدیدآمد، آنوقت، و فقط آن وقت است که نوبت بیرون آوردن شمای محوی از محاسبات و طرح‌ها از پشت میزهای ستادهای حفاظت‌شده نظامی به نزد جامعه است . تا ان هنگام، باید کمتر مکنونات را بیرون بریزیم. این یک اصل ابتدایی نظامی است.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۴ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
راه پیش، راه پس
فرمان را به دست چه کسی باید داد؟

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔺یادداشتی از #اوین

🔸اسماعیل بخشی و مناظره ای برای تمام فصول!

🖌#محمد_حبیبی ؛ فعال صنفی معلمان

▫️اسماعیل بخشی کارگری است که در این سال ها بارها، همراه با هم صنفانش برای مطالبه حقوق انسانی خود به خیابان آمده و بعضا پاسخ مطالبه گری اش ،فشار و تهدید و زندان بوده است.
اسماعیل بخشی مدعی است شکنجه شده و برای اثبات ادعای خود وزیر اطلاعات را به مناظره طلبیده است . مناظره ای که به فرض انجام، پاسخش همانی است که استاندار خوزستان داده است .انجا که منکر هر گونه شکنجه ای شده و می گوید:
"رویه ما با مسئله آقای بخشی بصورت اجتماعی و کارگری است و اگرچنین نبود که برخوردهای دیگری با وی صورت می گرفت." (1)
این نتیجه مناظره با "دیگری" است. دیگری پاسخش همواره چنین است. موضعی توام با تکبر و طلبکارانه. به عبارت دیگر ، اسماعیل بخشی باید سپاسگزار باشد که برخوردهای "دیگری" با وی صورت نگرفته است.
حاصل جمع مناظره "ما" با "آنها" همواره منفی است. ما یعنی اکثریت جامعه ایرانی که این روزها ریز فشارهای فزاینده اقتصادی و مشکلات اجتماعی و سیاسی دیگر رمقی برایش نمانده و آنها یا دیگری ، یعنی اقلیت صاحبان سرمایه های هزاران میلیاردی و قدرت لایزالی. نتیجه چنین مذاکره ای بدهکاری مطلق برای ماست. بیش از آن ، چنین مناظره ای بازی در زمینی است که برون دادش اختگی و انفعال امروز جامعه مدنی است.
اما مناظره واقعی ، اثربخش و کارآمد رویارویی صریح با جامعه ایرانی است مواجهه ای چالشی و طرح پرسش های بنیادی .

اسماعیل بخشی بایدروشنفکران،نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره ، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد . وظیفه انهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را اشکار کنند . یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش نا ممکن است .
از سوی دیگر اسماعیل بخشی باید تشکل ها و فعالان کارگری را مخاطب قرار دهد که بر مبنای کدام مشی و استراتژی سال هاست به جای همنوایی با "ما" و پیگیری مطالبات ، ساز تفرقه و جدایی را کوک میکنند؟!
او باید حتی پا را فراتر بگذارد و همکارانش را نیز به پاسخگویی دعوت کند .پاسخی درخور به این سوال که چرا در شرایطی که بخشی ار کارگران هفت تپه زیر فشار اخراج ، تهدید و زندان هستند گزینه بازگشت به کار را بر می گزینند؟!
با طرح چنین پرسش هایی است که مناظره حقیقی شکل می گیرد و در شرایطی که "دیگری" مشغول خلق دوگانه سازی های کاذب بعنوان امر سیاسی ماجرایی تازه است، جامعه با جامعه رودرو می شود و به دیگری و آن چیزی که تئودور ادرنو فرهنگ سازمان یافته می نامد پشت می کند . فرهنگی که به زعم ادورنو آخرین احتمال را برای اینکه مردم بتوانند با خودشان رودرو شوند را از بین می برد.(2)
در این مواجهه حقیقی است که جامعه از پذیرش و تسلیم در برابر تناقض ها سرباز زده و به مقایسه اجتناب ناپذیر دیروز و امروزش دست می زند . و این ستیزی حقیقی است . چنانکه کوندرا می گوید ، ستیز با قدرت ستیز حافظه با فراموشی است .(3)

زندان #اوین، دی ماه ۹۷

1- روزنامه ایران 1397/10/16
2- اخلاق صغیر - تئودور آدورنو
3- خنده و فراموشی - میلان کوندرا

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲۵ دی ۹۷

چرا پنتاگون طرح حمله به ایران را لو داد؟

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno