جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹 فرقه و فرهنگ !

◽️ شورای سردبیری: یک حقوقدان جوان در یادداشتی در باره حمله طالبان به هرات آورده است: "...دارلافتاء طالبان در کویته ، هرات را بلد مباح و مستباح اعلام کرده ، این یعنی احتمال تصفیه های گسترده در هرات می رود ، هیچ بعید نیست که در صورت اشغال هرات به وسیله طالبان ، دگرگونی های جمعیتی گسترده ای در این سرزمین رخ دهد و در نتیجه هرات از یک سرزمین ایرانی نشان و امتداد فرهنگی و مدنی ایران به پایگاهی برای ایران ستیزی تبدیل شود ، ایران باید نسبت به چنین رخداد مهمی در بیخ گوش خود و در مرز خود حساس باشد ، چنین بی عملی و بی توجهی هیچ گونه توجیهی ندارد ، ساده لوحی و خوش بینی نسبت به طالبان و عدم درک ابعاد گسترده قدرت گیری طالبان در کنار مرزهای ایران و به ویژه در هرات حیرت آور است..."

این روزها از این نوع تقاضاها کم نیست، و برخی به تصریح و دیگرانی به تلویح خواستار مداخله ایران در پیشگیری از سلطه طالبان بر افغانستان و بویژه هرات میشوند. ایران سابقه مداخله در امور افغانستان بویژه در دوره اشغال شوروی را دارد، و به همین دلیل مخالفت وسیعی هم با درگیر شدن ایران با طالبان ملاحظه میشود. ماهی پیش، هنگامی که جامعه‌نو درباره لزوم اصلاح نگاه حکومت به طالبان و احتمال تحرکات مرزی توسط تروریستهای کلاس داعش مطلبی داشت("بیخ گوش" در ۱۲ جولای) یک خواننده نگران با تصور اینکه حکومت را به جای کنار آمدن با طالبان به جنگ با آنها ترغیب کرده‌ایم واکنش نشان داده بود.

واضح است که در شرایط کنونی کمتر آدم معقولی خواستار دخالت عملیاتی در افغانستان میشود،و خردمندی در آن است که نزدیک شدن به مساله افغانستان را در چارچوبی کلی در عرصه امور بین‌الملل توصیه کنیم. به عبارت دیگر، نگاه کنیم به اینکه یک استراتژی امنیت منطقه‌ای بهینه و دارای منطق درونی، برای ایران چه رویکردی در برابر تحولات افغانستان طرح و توصیه میکند.

استراتژی کنونی ایران در زمینه امنیت ملی و بویژه امنیت منطقه‌ای، بدون اینکه واضعانش نسبت به بنیان آن خودآگاه باشند، براین فرض بنا شده است که ایران تنهاست و به دو دلیل توسط کشورهای ذاتا متخاصم محاصره شده است: اینکه شیعه مذهب است، واینکه برخلاف دیگران هویت ملی تاریخی دارد. این مقدمه درست است، اما بر اساس این تلقی که بهترین دفاع حمله است، رویکرد اشتباهی از آن استخراج شده است: تحرک منطقه‌ای فرقه‌گرای شیعی، که به تشکیل شبکه‌ای پر هزینه تحت عنوان گروهای نیابتی انجامیده است. این امر ، درست مثل افزایش ظرفیتهای خاص هسته‌ای که به تضعیف کشور منجر شده ، قدرت مانور کلی کشور را کاهش داده است؛ در توهمی تحت عنوان عمق استراتژیک در شبه جزیره گیر افتاده، و به جای محاصره دشمنان فرضی توسط نیروهای نیابتی، توسط دشمنانی واقعی محاصره شده و به چاله افتاده است. حتی باوجود پذیرش فروض فوق، بنیان نظری خروج از این وضعیت را باید در باز تعریف همین عنوان عمق‌استراتژیک جستجو کرد . به زعم جامعه‌نو، عمق استراتژیک ایران حوزه تمدنی آن است که دامنه آن نه درشبه جزیره عربستان، که در شرق کشور قرار دارد ؛ تا جایی که زبان و ادب پارسی امپراطوری خود را گسترده است! برای تجدید قوا و بازیافت جایگاه تاریخی وتقویت امنیت ملی ایران ‌، حکومت باید سیاست خود را در غرب کشور تغییر دهد، به جای فرقه‌ها ، دولتهای رسمی مستقر عرب را طرف خود بداند، اعراب را به حال خود گذارد و با تنش زدایی، پیوندهای تجاری و همراهی منطقه‌ای را تقویت کند. آنگاه نظر خود را به شرق کشور معطوف کند. اگر بخواهیم مفهوم درستی از "نگاه به شرق" به دست دهیم، به جای تبدیل شدن به بازار و کارت بازی چین ، توسعه همه جانبه روابط با کشورهای آسیای میانه از آن استخراج میشود. درست مینماید که برای کاهش خطر طالبان و داعش، ابتدا با اعرابی که آنها را وهابی میدانیم و حامیان سلفی گری ، طالبانیسم و داعشیسم هستند به طریقی صلح کنیم. تازه ترین خطر در مرزهای شرقی را بدون توافق با سنیان عرب نمیتوان رفع کرد!

🔻 ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید

🆔 @jameeno
🔺 ادامه یادداشت از پست قبل

واضح است مخالفان این نظرو خط‌مشی به سبقه و صبغه اقتدارگرای خود این استراتژی را نمیپذیرند و به شعارهای مخرب و هزینه تراش آن چسبیده‌اند. آن را مغایر تکلیف مذهبی، آرزوهای فرقه‌ای، و تبلیغات حکومتی می یابند و فقط تلاش در توجیه هزینه‌های سیاست خارجی حکومت دارند. بسیاری از روشنفکران و عقل‌کل‌های اصلاح طلب نیز میگویند باید در سوریه، یمن، عراق،...جای پایی پیدا و بعد بر سرش با غرب معامله‌کرد؛ چیزی مثل رویای رفسنجانی که به دنبال یک پیروزی برای خاتمه جنگ بود و هیچوقت آن را نیافت. بسیاری از اصلاح طلبان با همین خوشخیالی و بخشی از انهابه خاطر ترس از خشم حکومت جربزه نقد سیاست حکومت ندارند و به جای آن با رد کردن استراتژی مبتنی بر سازشهای سازنده منطقه‌ای، دنبال‌کننده اشتباهات آن میشوندو استراتژی یادشده را ساده‌‌سازی کرده تسلیم‌طلبانه ارزیابی میکنند.

استراتژی فعلی ناکارا ، زیانبار و سبب سرافکندگی بوده است. خطا دارد وحقوقدان ابتدای این مطلب که توقع کمک از ایران کنونی برای نجات هرات میکند پاسخی نخواهد گرفت.افلاس سیاست کنونی تاکنون حاصلی جز زیان و سرافکندگی نداشته است و هرات ، این‌مرکز و نقطه کانونی خراسان تاریخی بزرگ را، اگر بشود از شر شیاطین نجات داد فقط پایمردی اهالی آن حفظ میکند. متاسفانه ایران به دلیل خطاهای قبلی امکان هیچ کمکی به نجات افغانستان ندارد. اما آینده ایران را میتوان از شر اوهام فرقه گرایانه و آسیب‌زا رهاند؛ دلیل حداقلی برای حرکت در این مسیر ، ناکامی های همیشگی آن در انواع جبهه‌هایی است که استراتژی امنیتی خطا در غرب کشور برای ایران تراشیده است!

برای همراهان همیشگی ما آشکار است که نقدهای ما به استراتژی امنیت ملی فعلی ایران چیست و استراتژی جایگزین منطقی و وفق منافع ملی را به کرات و مشروح درسلسله مطالب با عنوان استراتژی #خارپشت شرح داده ایم. تکرار نمیکنیم و صرفا خوانندگان تازه خود را دعوت میکنیم مقاله "کانال زبان" (منتشر درسپتامبر ۲۰۱۹) را که بنیانهای نظری اتخاذ رویکرد مناسب نسبت به کشورهای مستقر در شرق کشور را بر اساس استراتژی یاد شده بطور خلاصه عرضه کرده مطالعه فرمایند.

به دوستان علاقمند به مسائل سیاست خارجی ایران بویژه دغدغه‌داران مساله افغانستان نیز توصیه میکنیم دو مطلب زیر را در همین کانال ملاحظه کنند.
استراتژی خارپشت(۲۲سپتامبر۲۰۱۹)
کانال زبان (۳۰سپتامبر ۲۰۱۹)

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹خانه بیداران

🖌محمد کوراوند

▫️جمهوری اول تداوم تلاش های ناموفق بود.
(از منظر جامعه شناسی تاریخی همه واکنش های غریزی ملت ایران برای قد راست کردن پس از تاراج بزرگ و تاریخی قرن نوزدهم _ مصیبت های ترکمانچای و گلستان و آخال و پاریس و تقلیل یافتن وطن_ و همه تلاش ها اجتماعی برای نوزایی ایران نافرجام بوده است)

در جمهوری اول پس رفتیم. در کنار شکافهای فعال، شکافهای خفته نیز بیدار شد، ایدئولوژی متجسد شد و کار به شکاف عمیق بین دو ایران رسید. آشتی و همراهی بین سنت و تجدد و فرهنگ خردگرای ملی امکانپذیر نشد. جمهوری که در خلا آگاهی ملی شکل بگیرد می تواند به عصر وحشت ختم شود.( دریغ بر ملتی که عمل می کند اما فکر منجر به عملش معیوب است...)

بنظر می رسد تجربه دویست ساله با ما سخن می گوید. قبل از عزیمت بسوی سامانه ی دیگر باید مدام بر آگاهی ملی افزود و بر شور توده ها خرد افزود. اولویت توسعه و نوزایی فرهنگی بر سامانه سیاسی یعنی برای رهایی از تکرار روزگاران تنزل و انحطاط، آگاهی و فرهنگ ملی لازم است و آگاهی بخشی موثر، بر دوش روشنفکران ملی و فیلسوفان و اهل فرهنگ است و پس آنگاه جامعه ای که سرنوشت خویش را به دست آگاهترین های اجتماع سپارد.

در این عزیمت دشوار روشنفکران و فیلسوفان بزرگ هنوز در راهند. قبل از رسیدن به مقصد باید در نقطه ای گرد هم آیند. آنجا خانه بیداری است...

🆔 @jameeno
#الف

📎این مطلب قبل ازشروع کار شورای جدیدشهرتهران تحریرشده است

🔸 خاندان‌شهروندان!

▫️تحریریه جامعه‌نو: دستورکارفعالان توسعه مدنی‌جامعه برای آینده شورای شهرچه بایدباشد؟
این پرسش مهمی است که برخی دیگرمیل به گفتگودرباره آن ندارند. علت واضحی دارد: شوراها درتقریبا همه شهرها برای چهار سال ازدست نیروهای ترقی‌خواه خارج شده و باسلطه شیوه‌های کهنه اصلاحطلبان ورفتاراستبدادی حکومت درکنترل شوراها، امید به آینده هم ازبین رفته است.حکومت بدون رودربایستی درحال چیدن سازوکارهایی است که سنگرهای پیشین مصلحان کشوردوباره دراختیار آنها قرارنگیرد. نه مجلس، نه شورا، نه ریاست جمهوری . از بین این سه ، مهمترین آنها شوراهاهستند.

می‌پذیریم جز معدودی اشخاص پاکدامن وجوانانی آرمانخواه که به مهره کاسبان سیاسی درمسیر دستیابی‌شان به قدرت سیاسی فایده محورتبدیل نشده اند، آنچه به عنوان تشکیلات وسازمانهای اصلاحطلبان میشناسیم قابل اعتمادنیست: بخش اعظم آن نردبان اصلاحات رابرای بالا رفتن ازدیوارموقعیت شغلی ودستیابی به مزایای رانتی مورداستفاده قرار میدهد و در توسعه فساد اداری و اجتماعی از اقتدارگرایان کم ندارد. نمونه تازه، کثافتکاری روابط عمومی شهرداری حناچی ، زیردماغ شورای شهری است که گزینه های برتر اصلاح‌طلب درآن جای داشتند. البته اکنون دنبال طرح وبحث این گندکاریها نیستیم و مساله مهمتری مطرح است: چه باید کرد که نظام انتخاب شوراهای شهر وبه تبع آن شهرداران از چارچوب حزبی به در آید. اگر احزاب اصلاح طلب نهادی برای انتخاب نامزد دارند وحق هم دارندداشته باشند، چرانهادهای کمتر سیاسی وبیشتر اجتماعی، نهادهایی که خلوص مدنی آنهابالاست(مثل شورایاریها)این حق رابه تمام و کمال مورداستفاده قرار ندهند؟ حضور زنان ومردانی که از فعالیت مدنی درمحله خود شروع کرده و جز به همشهریان وامدارگروه ودسته‌ای نیستند بهتر از نمایندگان احزاب نیست؟

برای نوشتن این الف نگاهی به سوابق اعضای فعلی شورای شهر انداختیم. جالب است که خاستگاه هیچیک از آنهایی که سوابقشان دردسترس بود شوراهای محلی نبود: فعال درحزب فلان، نویسنده کتاب، همکار نیمه وقت روزنامه ، چند یادداشت در روزنامه کار کرده ، مهندس عمران، استاد دانشگاه ، فعال مذهبی،و...... مرتبط ترینهاشان سابقه شهرداری داشتند که معلوم نمیکرد قبل از شهردار فلان منطقه، درکجاکارمند بوده‌اند. وقتی شرکت سهامی احزاب لیست میبندد بهتر ازاین درنمی آید.

چاره چیست؟ به باورماریشه این وضعیت نه درحق احزاب برای دادن لیست که دروضعیت سلطه ذهنی احزاب و سیاستمداران بر نهادهاوفعالان مدنی است. میخواهیم ادعا کنیم احزاب سیاسی مشارکت کننده در مکانیسمهای تقسیم قدرت، ذیل تشکل های مدنی قرار میگیرند نه در فوق آنها؛ جامعه سیاسی درختی نیست که حزب تنه آن باشد و تشکل های اجتماعی شاخه های آن. داستان وارونه است ؛ نهادهای کوچکی چون تشکل صنفی،انجمن فکری، گروههای منافع، اتحادیه های شغلی،...که در بطن و کف جامعه وجود دارند درواقع ریشه‌اند که ممکن است در پیوستگی منافع خودحزبی سیاسی راچون یک تنه نتیجه دهند. اتفاقاحزب ریشه داربه همین سان پدیدمی آیدو عمردراز می یابد. معروف است که حزب کارگربریتانیا پیکره‌ای است بنا شده بر روی اتحادیه‌های کارگری. اما در ایران نوعی پدرسالاری و صاحب حق بودن برای منتسبان عرصه سیاست وجود داردکه نسبت به شهروندان ونهادهای مدنی به آنهابرتری حقوقی میبخشد. رئیس شورای شهر اصلاحطلبان به واسطه پسر هاشمی رفسنجانی بودن کسی شده ورئیس شورای شهراصولگرایان به مناسبت اخویت مصطفی چمران .و بگیر و برو جلو! اگربحث کنید، معمولااستدلال میتراشندکه ریاست شورای شهری مثل تهران یک پست عمدتاسیاسی است، که تازه اگر حرفی درست باشد، توضیح دهنده الزام حضور خانواده هاشمی یا چمران نیست. شورای شهرراکه یک نهادمدنی غیردولتی توصیف میشود کرده‌اند آخوراحزاب و هرچهارسال یکبار معرکه‌گاه یقه‌گیری !

علت اینکه دفعه پیش هر۲۱ نفر شورای شهرتهران اینطرف بودند و این بار ۲۱ نفراز آنطرفند، همین سلطه است که درسایه قانون نامناسب حفظ میشود. منفردان شانسی برای حضور ندارندو نهادهای مدنی فراوان در محله ها ومناطق، جمعیتهای فعال درامور عمومی، و درس‌خوانده های ناوابسته به احزاب راکسی به بازی نمیگیرد. احزاب درصف خود دنبال شخص مناسبند وحتی اصلاحطلبان به فکرشان نرسیده یکبار چند شخص مستقل راکه صرف حمایت حزب را پشت خود ندارند درلیست خود جای دهند. سابقه بی‌مایه، غیر مرتبط ، بازحمت جفت وجور شده، و شرم‌آورنامزدهای دوره پیشین ، میگوید بایدبه این وضع خاتمه داد.

آنهاکه به‌اصلاح این وضع علاقه دارند بایدسالهای آتی را به تفکر و تدبر برای اصلاح مقررات شرایط نامزدها اختصاص دهند. البته درمقابل هر پیشنهادی که بازی منفعت‌دارکنونی را به هم بزندمقاومت خواهد شد، اما درنهایت روزی رویه‌های درست و عادلانه را پذیرفته خواهیم یافت!

🆔 @jameeno
1
جامعه نو pinned «#الف 🔹 فرقه و فرهنگ ! ◽️ شورای سردبیری: یک حقوقدان جوان در یادداشتی در باره حمله طالبان به هرات آورده است: "...دارلافتاء طالبان در کویته ، هرات را بلد مباح و مستباح اعلام کرده ، این یعنی احتمال تصفیه های گسترده در هرات می رود ، هیچ بعید نیست که در صورت اشغال…»
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸دفاع از حداد عادل و یاسر جبرائیلی

🖌اسداله شمائی

▫️چندی پیش کلیپی از گفتگوی همسر آقای حداد عادل پخش شد که در آن به حق می گفت چون به علوم انسانی بها داده نمی شد و مدارس خوبی برای تحصیل فرزندمان در این رشته نیافتیم تصمیم گرفتیم مدارس فرهنگ را ایجاد کنیم.
رمز توسعهٔ غرب در همین جاست.شهروندان در دولت مدرن نیست ها را می‌آفرینند.
ایرادی به خانوادهٔ آقای حدادعادل نیست.درستش هم همین است.شهروندان نباید از خواسته‌های خود کوتاه بیایند.
به قول قیصر امین‌پور«حتی اگر نباشی،
می‌آفرینمت/چونانکه التهاب بیابان سراب را»
ایراد به نظام آموزشی،سیاسی،اقتصادی،اداری و قضائی وارد است که چرا این میزان اعتماد به نفس را دیگر شهروندان ندارند؟چرا تبعیض چنان است که بقیه جرأت نمی کنند حتی در خیال خود به تحقق رؤیاهایشان در وطن فکر کنند و برای تحقق رؤیاها و برآوردن خواسته‌هایشان مهاجرت می کنند و به ترکیه و کانادا و آمریکا و قبرس و نروژ و هزار غربت دیگر پناهنده می شوند؟
مشکل از آقای حداد‌عادل و خانوادهٔ ایشان نیست.اتفاقاً کار درست را آن‌ها می‌کنند.ما یک وطن بیشتر نداریم و نباید از آن دست بکشیم و به غربت برویم.باید وطن وطن شود.
این روزها آقای یاسر جبرائیلی هم خواستار پخش با تأخیر سریال مورد علاقه فرزندش شده تا بتواند نماز اول وقت بخواند.او هم کار درستی کرده و خواسته اش را آشکار کرده و به آن رسیده است.
این که ما عرضه نداریم روی خواسته‌های خود بایستیم آن‌ها بی تقصیرند.
جبران خلیل جبران درباره‌ی آزادی مطلبی به این مضمون دارد که ما برای این که آزاد باشیم و در زندان نباشیم حاضر می شویم به هر حقارتی تن بدهیم و هر خفتی را می‌پذیریم تا کسی نتواند ما را بگیرد و بهانه پیدا کند در زندانمان کند غافل از این که آزادی یعنی به حقارت تن ندادن به تبعیض و بی عدالتی و ظلم تن ندادن.نه این که از ترس گرفتاری هر ظلمی را پذیرا باشیم.آزادی نباید هدف باشد،یعنی برای رسیدن به آزادی کوتاه بیایم و تن به خفت و تحقیر و بردگی بدهیم.آزادی راه درست و انسانی زیستن است.آزادی یعنی نپذیرفتن ظلم.
اگر من نوعی از خواسته‌هایم کوتاه می آیم تا آزاد باشم ‌و آسایشم لطمه نخورد،کسی گیر ندهد،بهانه دست کسی نداده باشم، معلوم است که اوضاع تغییر نمی کند.تقصیر خودمان است.آن‌ها حق خود را می‌شناسند و پیگیر تحقق آن‌ها هستند‌.کار خوبی هم می‌کنند.هر شهروندی حق دارد در وطنش به رؤیاهایش برسد.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸در دفاع از فرصت های برابر

🖌احسان آزاد

▫️به تازگی مطلبی در بخش "دیدگاه همراهان جامعه نو" با عنوان " دفاع از حداد عادل و یاسر جبرائیلی" انتشار یافت که نویسنده ی محترم آنچنانکه از عنوان پیداست، ذیل مبحث " پا فشاری بر مطالبات" به دفاع و یا به بیان بهتر، "توجیه" استدلالی که برای تاسیس مدارس زنجیره ای علوم انسانی و نیز عکس العمل سریع صدا نسبت به یک انتقاد پرداخته است. صرف نظر از گرایش سیاسی نگارنده ی محترم ( که از آن اطلاعی ندارم ) و دو مصادق خاصی که به آن اشاره کرده اند، ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
۱. بر اساس اصل سی ام قانون اساسی "دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازدو وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد". لذا تحصیل در رشته علوم انسانی در مقطع متوسطه نیز از این وظیفه مستثنی نیست. شهروندان نیز با پرداخت مالیات و واگذاری سهم خود از منابع و ثروت ملی، منابع لازم برای اجرای این وظیفه را در اختیار دولت قرار می دهند و البته با مقایسه با سایر کشورها که بدون بهره مندی از ثروت های طبیعی و تنها با تکیه بر مالیات، آموزش رایگان و با کیفیت به شهروندان ارائه می دهند( برای مثال آلمان)، این منابع کافی به نظر می رسد. بر این مبنا انتظار داشتن از شهروندان برای انجام وظایفی که به دولت واگذار کرده اند و هزینه اجرای آنرا نیز پرداخت می کنند به بهانه ی ناتوانی و قصور دولت در انجام وظیفه، فلسفه وجودی دولت را زیر سوال می برد.
۲. تاسیس مدارس خصوصی بر مبنای تفاسیر خاص از متن صریح قانون اساسی، و ارائه خدمات خاص آموزشی در ازای شهریه های کلان به دانش آموزان خاص از خانواده های برخوردار و مرفه که اغلب بر مبنای شاخص های ایدئولوژیک(میزان خودی بودن) گزینش می شوند و بطور خلاصه بنگاه سازی مراکز اموزشی، علاوه بر آنکه حداقل با روح قانون اساسی مغایرت دارد، خود اعمال یک نوع تبعیض میباشد و لذا ارزشی محسوب نمی گردد.
۳. قطعا افراد بسیاری بوده اند که بدنبال "تحقق رویاهایشان" فارغ از داشتن همه ی صلاحیت های اقتصادی، دانشی و مهارتی، بدلیل عدم دسترسی به فرصت های برابر و به دلیل خارج بودن از دایره ی خودی ها، علی رغم تلاش و ایستادگی بر خواستهایشان امکان تحقق رویاهایشان را در " وطن " از دست داده اند. بعنوان مثال آیافرصت اخذ مجوز تاسیس چنین مدارسی برای همه ی شهروندان بدون تبعیض مهیاست؟

۴. قطعا انتقاد از عملکرد سازمان ها و پاسخگو کردن آنها یک رفتار مدنی و از وظایف هر شهروند آگاهی ست. اما رفتار بدون تبعیض در قبال این انتقادها صرف از نظر اینکه منتقد کیست نیز از وظایف حکومت است. بر این مبنا اعمال تبعیض برای رسیدگی به این انتقادها و پاسخ به آنها، شهروندان را به اجرای این وظیفه قطعا ترغیب نمی کند. بعنوان مثال آیا صدا و سیما در خصوص سایر انتقادها به عملکردش از طرف سایر شهروندان که غیر خودی محسوب شوند صرف از نظر ماهیت آن انتقاد، با همین دقت و سرعت عمل می کند؟

عدم وجود فرصت های برابر بر مبنای ساختار ها و روش های تبعیض آمیز، شهروندان را نه تنها از بیان و اشتراک انتقادات خود مایوس میدارد بلکه آنها را از تحقق رویاهایشان باز میدارد. تجربه ی زیسته و نشانه های بسیار در جامعه کنونی نشان می دهد که در این زمینه نمی شود با فرمول " مردم مقصرند!" ، به سرزنش مردم در پیگیری مطالباتشان پرداخت.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

#تلخند_سیاسی

🖌محمد کوراوند

▫️انسان عادی:
صندلی آمریکا وسط صندلی روس و انگلیس در باغ سفارت خالی است.

▫️انسان خردمند:
چرا صندلی چین وسط صندلی روس و انگلیس خالی است!؟

🆔 @jameeno
🔺همراهان ارجمند جامعه‌نو

▫️از این پس‌، تحریریه و سردبیری جامعه‌نو به پرسشهای غیرخصوصی‌ و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود می‌توانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.

🆔 @jameeno