جامعه نو
#الف 🔹جشن تندروها ▫️شورای سردبیری : یک جمهوریخواه اندکی کمتر تندرو دیگر هم از طریق رفتاری همچون صدور اردنگی، تیم ترامپ را ترک کرد. حتی اگر سیاست فاقد انسجام و مغشوش ترامپ در مقابل معامله بین المللی برجام دلیل جدایی تیلرسون از رئیس جمهور غیر قابل پیش…
Audio
#الف
🔸برخی میمیرند، کسانی زنده میمانند !
🔺شورای سردبیری : سالها پیش، حکیم ناظری بر رفتار عمومی ایرانیان، گفته بود یکی از نشانه های بلوغ سیاسی ایرانیان این خواهد بود که ساخت مجسمه افراد و نامیدن مکانها به نام آنها را به مدتها بعد از مرگ آنها و تصویب افکار عمومی و آراء نهاد های مدنی موکول کنند. براساس این نگره، اگر تدارک برای حفظ یاد افراد وابسته به حکومتهای مستقردر حافظه جامعه توسط دولت هاصورت گیرد، به احتمال زیاد در مقطعی از تاریخ، ان نماد حافظ یاد ،چه مجسمه ای باشد یا تابلوی نام یک خیابان، سرنگون ولگد کوب میشود. فرقی نمیکند که رضاخان باشی یا کس دیگر . پایین کشیده خواهی شد.
قوانینی نانوشته بر این پدیده حاکم است: مردم هیچگاه به نام هموطنان برجسته خود در عرصه فرهنگ و علم جسارت نمیکنند. چه مرده باشند و چه هنوز نفس بکشند. نام رودکی و فردوسی و حافظ و ابوریحان و ابن سینا و فارابی و دکتر حسابی و.......تقریبا در همه شهرهای ایران بر تابلوها نقش بسته، و تا ابد محترم خواهد ماند . اما اهل سیاست و حکومت حساب جدایی دارند. از میان آنها که شاه و وزیر و وکیل بوده اند نیز نامهایی مانده است . نام شاه عباس روی دهها پل و کاروانسرا و هتل ، و کریمخان روی مکانهایی بسیار . آمد و رفت رژیمها نیز سبب تغییر ، یا مجوز اسائه ادبی به این نامهای پر افتخار نشده است (تغییر موقت برخی نامهای ابدی به نام نمادهای میرنده و زورکی دولتها، البته رخ داده است ) بقیه نامهای ماندگار البته نه نام پادشاهان و حکام بلکه عمدتا نام قربانیان دولت ها و حکام و پادشاهان بوده است: امیر کبیر ، قائم مقام فراهانی، ستارخان، فرخی یزدی ، دکتر حسین فاطمی و..........و بالاخره محمد مصدق.
بالاخره اکثریت ایرانی ها توانستند این را به اقلیت هموطن خود تحمیل کنند که مصدق برای مردم ایران نمیمیرد و نماد این زندگی ابدی را خیابانی به نام او قرار میدهند. نمونه او از سایر موارد آموزنده تر است : وقتی قرار است نام کسی در تاریخ یک کشور به نیکی بماند، نه رژیمی که براو کینه آشکار و عمل تبعید و حصر داشته، و نه حتی حکومت جانشین و خصم ان رژیم پیشین اگر کینه ای در دل خود از او داشته ، نمیتوانند او را از ذهن تاریخی جامعه بزدایند. متاسفانه حکومت کنونی نمیتوانست کینه خود به محمد مصدق را بروزندهد و در زمینه عناد به این عنصر برجسته تاریخ سیاسی ایران گرایشی همچون سلف خود داشت. حریف ملت و قواعد آمره تاریخ ، البته نشد.
میتوانیم برای مردم و عقلای حکومت نصیحت و وصیتی داشته باشیم . مردم و نمایندگان آنهادر نهادهای مدنی نباید تسلیم روندی شوند که نام بیگانگان درد سر ساز بر پیشانی خیابانها مینشاند، و حکومت نیز اگر نامی را صاحب َشان و در خور احترام میابد ، در برنشاندن آن بر منظر توده درنگ کند. برای نیکنام ماندن در تاریخ ، باید در صف قضاوت منصفانه آن انتظار کشید .
🆔 @jameeno
🔸برخی میمیرند، کسانی زنده میمانند !
🔺شورای سردبیری : سالها پیش، حکیم ناظری بر رفتار عمومی ایرانیان، گفته بود یکی از نشانه های بلوغ سیاسی ایرانیان این خواهد بود که ساخت مجسمه افراد و نامیدن مکانها به نام آنها را به مدتها بعد از مرگ آنها و تصویب افکار عمومی و آراء نهاد های مدنی موکول کنند. براساس این نگره، اگر تدارک برای حفظ یاد افراد وابسته به حکومتهای مستقردر حافظه جامعه توسط دولت هاصورت گیرد، به احتمال زیاد در مقطعی از تاریخ، ان نماد حافظ یاد ،چه مجسمه ای باشد یا تابلوی نام یک خیابان، سرنگون ولگد کوب میشود. فرقی نمیکند که رضاخان باشی یا کس دیگر . پایین کشیده خواهی شد.
قوانینی نانوشته بر این پدیده حاکم است: مردم هیچگاه به نام هموطنان برجسته خود در عرصه فرهنگ و علم جسارت نمیکنند. چه مرده باشند و چه هنوز نفس بکشند. نام رودکی و فردوسی و حافظ و ابوریحان و ابن سینا و فارابی و دکتر حسابی و.......تقریبا در همه شهرهای ایران بر تابلوها نقش بسته، و تا ابد محترم خواهد ماند . اما اهل سیاست و حکومت حساب جدایی دارند. از میان آنها که شاه و وزیر و وکیل بوده اند نیز نامهایی مانده است . نام شاه عباس روی دهها پل و کاروانسرا و هتل ، و کریمخان روی مکانهایی بسیار . آمد و رفت رژیمها نیز سبب تغییر ، یا مجوز اسائه ادبی به این نامهای پر افتخار نشده است (تغییر موقت برخی نامهای ابدی به نام نمادهای میرنده و زورکی دولتها، البته رخ داده است ) بقیه نامهای ماندگار البته نه نام پادشاهان و حکام بلکه عمدتا نام قربانیان دولت ها و حکام و پادشاهان بوده است: امیر کبیر ، قائم مقام فراهانی، ستارخان، فرخی یزدی ، دکتر حسین فاطمی و..........و بالاخره محمد مصدق.
بالاخره اکثریت ایرانی ها توانستند این را به اقلیت هموطن خود تحمیل کنند که مصدق برای مردم ایران نمیمیرد و نماد این زندگی ابدی را خیابانی به نام او قرار میدهند. نمونه او از سایر موارد آموزنده تر است : وقتی قرار است نام کسی در تاریخ یک کشور به نیکی بماند، نه رژیمی که براو کینه آشکار و عمل تبعید و حصر داشته، و نه حتی حکومت جانشین و خصم ان رژیم پیشین اگر کینه ای در دل خود از او داشته ، نمیتوانند او را از ذهن تاریخی جامعه بزدایند. متاسفانه حکومت کنونی نمیتوانست کینه خود به محمد مصدق را بروزندهد و در زمینه عناد به این عنصر برجسته تاریخ سیاسی ایران گرایشی همچون سلف خود داشت. حریف ملت و قواعد آمره تاریخ ، البته نشد.
میتوانیم برای مردم و عقلای حکومت نصیحت و وصیتی داشته باشیم . مردم و نمایندگان آنهادر نهادهای مدنی نباید تسلیم روندی شوند که نام بیگانگان درد سر ساز بر پیشانی خیابانها مینشاند، و حکومت نیز اگر نامی را صاحب َشان و در خور احترام میابد ، در برنشاندن آن بر منظر توده درنگ کند. برای نیکنام ماندن در تاریخ ، باید در صف قضاوت منصفانه آن انتظار کشید .
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹مصائب فرهیخته نبودن
🖌امیرحسین خالقی
▫️دیروز تلفظ نادرست "لوور" در مجلس مضمون طنز اهل دل شد، رندان گفتند البته اشتباه لفظی و "سهو زبان" چیز غریبی نیست، ولی خوبیت ندارد ادمی که در هیئت علمی فلان دانشگاه مملکت است تا به حال آن اسم آن موزه معروف را نشنیده باشد و آبروی خودش را ببرد.
از این مورد خاص که بگذریم، تجربه شخصی من در برخورد با بسیاری از این دوستان سیاسی خیلی متفاوت نیست، خیلیهایشان آدمهایی به شدت متوسطاند که دست بر قضا تدریس در دانشگاه را در رزومه خودشان دارند و بعد از بازنشستگی شغلشان هیئت علمی دانشگاه میشود! البته انتظار همه چیز دان بودن از افراد نداریم، ولی فرهیخته نبودن بسیاری از اهالی سیاست بدجوری توی ذوق میزند.
دوستی نازنین نقل میکرد آدرین زکا هتلدار معروف در جلسهای میگفت که قبل از انقلاب یک بار به ایران آمدم تا جلسهای با مقامات ایرانی در کیش داشته باشم، دیدم ایرانیهای حاضر همه فارغالتحصیل دانشگاههای مطرح جهاناند و انگلیسی را به خوبی صحبت میکنند. آدابدانی و پرنسیب آنها زکا را تحت تاثیر قرار داده بود و میگفت چنان سوالهای دقیق و خوبی میپرسیدند که تا سالها هرجای دنیا میرفتم میگفتم آینده مال ایرانیهاست، اینها کسانیاند که دنیا را تکان میدهند. ظاهرا او چند سال پیش هم دوباره به ایران آمده بود، ولی این بار قضیه متفاوت بود، از ناتوانی در تکلم به زبان کفار که بگذریم، ایرانیها چنان پرت عمل کرده بودند که مرد هتلدار به کلی ناامید شده بود!
مشکل خیلیها این نیست که فلان وکیل مجلس تلفظ این یا آن کلمه را نمیداند، قضیه اساسیتر از اینهاست. در واقع آدمهایی که علیالقاعده ویترین یک ملتاند، بیش از اندازه پرتاند. عامه مردم انتظار دارند کسانی که برای امور آنها تصمیم میگیرند یک شایستگی حداقلی داشته باشند، ولی این را نمیبینند. بحث تبار و شهری و روستایی بودن هم نیست، رسیدن به درجاتی از فرهیختگی کار پرزحمتی است، کسی که میخواهد حرفهایش جدی گرفته شود، باید شب بیداری بکشد و بخواند و زحمت بکشد، فرهیختگی نوعی سبک زندگی است و باید هزینههایش را پرداخت. صرف حضور در دانشگاه آن هم با فشار سیاسی باعث نمیشود ادم را جز میوهجات به حساب بیاورند.
افلاطون در توصیف آرمانشهر خود گفته است اهالی سیاست که برای امور عمومی تصمیم میگیرند، از همان کودکی (حداکثر تا سن 12 سالگی) باید آموزشی جامع در حوزه ذهن و بدن بگذرانند و بعد از آن هم آموزشهای جدی ببینند، در سن 20 سالگی باز غربال میشوند و خوبها برگزیده میشوند، سپس تا سی سالگی ریاضی و علم را میآموزند و بعد از ان مرحله دوم غربال آنهاست و آنها که میمانند باید 5 سال فلسفه بیاموزند، بعد از این 35 سال تازه دوره کارآموزی آنها شروع میشود، ابتدای کار هم به سراغ سیاست نمیروند، بلکه 15 سال به امور نظامی مشغولند و تازه در 50 سالگی است که صلاحیت ورود به سیاست را مییابند. میبینید درست شبیه روالی است که رجال سیاسی ما گذراندهاند! والله اعلم.
کانال راهبرد
🆔 @jameeno
🔹مصائب فرهیخته نبودن
🖌امیرحسین خالقی
▫️دیروز تلفظ نادرست "لوور" در مجلس مضمون طنز اهل دل شد، رندان گفتند البته اشتباه لفظی و "سهو زبان" چیز غریبی نیست، ولی خوبیت ندارد ادمی که در هیئت علمی فلان دانشگاه مملکت است تا به حال آن اسم آن موزه معروف را نشنیده باشد و آبروی خودش را ببرد.
از این مورد خاص که بگذریم، تجربه شخصی من در برخورد با بسیاری از این دوستان سیاسی خیلی متفاوت نیست، خیلیهایشان آدمهایی به شدت متوسطاند که دست بر قضا تدریس در دانشگاه را در رزومه خودشان دارند و بعد از بازنشستگی شغلشان هیئت علمی دانشگاه میشود! البته انتظار همه چیز دان بودن از افراد نداریم، ولی فرهیخته نبودن بسیاری از اهالی سیاست بدجوری توی ذوق میزند.
دوستی نازنین نقل میکرد آدرین زکا هتلدار معروف در جلسهای میگفت که قبل از انقلاب یک بار به ایران آمدم تا جلسهای با مقامات ایرانی در کیش داشته باشم، دیدم ایرانیهای حاضر همه فارغالتحصیل دانشگاههای مطرح جهاناند و انگلیسی را به خوبی صحبت میکنند. آدابدانی و پرنسیب آنها زکا را تحت تاثیر قرار داده بود و میگفت چنان سوالهای دقیق و خوبی میپرسیدند که تا سالها هرجای دنیا میرفتم میگفتم آینده مال ایرانیهاست، اینها کسانیاند که دنیا را تکان میدهند. ظاهرا او چند سال پیش هم دوباره به ایران آمده بود، ولی این بار قضیه متفاوت بود، از ناتوانی در تکلم به زبان کفار که بگذریم، ایرانیها چنان پرت عمل کرده بودند که مرد هتلدار به کلی ناامید شده بود!
مشکل خیلیها این نیست که فلان وکیل مجلس تلفظ این یا آن کلمه را نمیداند، قضیه اساسیتر از اینهاست. در واقع آدمهایی که علیالقاعده ویترین یک ملتاند، بیش از اندازه پرتاند. عامه مردم انتظار دارند کسانی که برای امور آنها تصمیم میگیرند یک شایستگی حداقلی داشته باشند، ولی این را نمیبینند. بحث تبار و شهری و روستایی بودن هم نیست، رسیدن به درجاتی از فرهیختگی کار پرزحمتی است، کسی که میخواهد حرفهایش جدی گرفته شود، باید شب بیداری بکشد و بخواند و زحمت بکشد، فرهیختگی نوعی سبک زندگی است و باید هزینههایش را پرداخت. صرف حضور در دانشگاه آن هم با فشار سیاسی باعث نمیشود ادم را جز میوهجات به حساب بیاورند.
افلاطون در توصیف آرمانشهر خود گفته است اهالی سیاست که برای امور عمومی تصمیم میگیرند، از همان کودکی (حداکثر تا سن 12 سالگی) باید آموزشی جامع در حوزه ذهن و بدن بگذرانند و بعد از آن هم آموزشهای جدی ببینند، در سن 20 سالگی باز غربال میشوند و خوبها برگزیده میشوند، سپس تا سی سالگی ریاضی و علم را میآموزند و بعد از ان مرحله دوم غربال آنهاست و آنها که میمانند باید 5 سال فلسفه بیاموزند، بعد از این 35 سال تازه دوره کارآموزی آنها شروع میشود، ابتدای کار هم به سراغ سیاست نمیروند، بلکه 15 سال به امور نظامی مشغولند و تازه در 50 سالگی است که صلاحیت ورود به سیاست را مییابند. میبینید درست شبیه روالی است که رجال سیاسی ما گذراندهاند! والله اعلم.
کانال راهبرد
🆔 @jameeno
🔺چهرههای پشت پرده ای که تیلرسون را از صحنه بیرون راندند
🔹جامعۀ نو: به گزارش خبرگزاری "آمریکن کنسرواتیو" اقدام ترامپ برای عزل تیلرسون از سوی اغلب مقامات سیاسی واشنگتن ستوده شد. به ندرت می توان نقدهایی تندتر از گفتههاى الیوت کوهن، استراتژیست و رایزن سیاسی آمریکا، علیه تیلرسون سراغ داشت. تعبیر وی دربارۀ تیلرسون با عنوان "بدترین وزیری که میتوان به یاد آورد"، در نوع خود فریادی بر سر سیاستگذاریهای واشنگتن بود.کوهن در دسامبر پیشنهاد جایگزینی تیلرسون با رئیس سیا را مطرح کرد. وی پومپئو را مناسبترین فرد برای کابینۀ ترامپ دانست و گفت: «حتی تندروترین مخالفان دولت باید برای انتخاب پومپئو هورا بکشند، چون او یک افسر کهنه کار نظامی، یک سیاستمدار موفق، و سرکردۀ یک سازمان بوروکراتیک عظیم یعنی سیا است. بنابراین او بخوبی از عهدۀ کسانی برمی آيد که تیلرسون قادر به عزل یا حتی تحریک آنها با پول نبود.» کوهن در رأس چهره های غیرمحافظه کار واشنگتن و روزنامه نگارانی از واشنگتن پست، نیویورکر، MSNBC، ویکلی استاندارد و... بود که گفتار و نوشتار خود را برای ترسیم سیمایی زننده از تیلرسون به کار بردند. همین ضدیت با تیلرسون این افراد را در قطب مخالف راست گرایان قرار داد. در میان این دسته، چنین افرادی به چشم می خورند: فرانک گافنی، رئیس اسلام ستیز مرکز برنامه ریزی امنیتی آمریکا، جان بولتون که مخالف صددرصدی توافق هستهای با ایران بوده(و مدام در حال آمد و رفت به کاخ سفید است تا در آنجا برای خود شغلی دست و پا کند)، استیو بنون که اعتراف کرده بارها در طول خدمت به ترامپ، مانع برگزاری برخی دیدارها با تیلرسون شده، و یکی از هواداران بنون یعنی سباستین گورکا که در سخنرانی عمومی علیه تیلرسون بدزبانی کرده. به زعم این افراد، مشکل تیلرسون در ناآشنایی با دیپلماسی نیست، بلکه در ناباوری او به امر دیپلماتیک است.
در مقایسه با این افراد دستۀ دیگری از مخالفان حضور دارند که از اعضای بنیاد حمایت از دموکراسی (FDD) هستند.FDD سازمانی غیرمنتفع و مستقل از جناحهای سیاسی است که توسط هواداران اسرائیلی راست گرا شکل گرفته و طی دو دهه ای که از برپایی آن میگذرد علاوه بر حمایت از جنگ عراق، مشوق حمله به سوریه، و از مخالفین مذاکرات هستهای دولت اوباما با ایران به شمار میرفت، همچنین در اوایل دهۀ کنونی در قطر جنگی مذهبی به راه انداخت. استراتژیست این جنگ، جاناتان شانزر، نائب رئیس FDD و برنامه ریز مالی مبارزه با تروریسم در خزانه داری آمریکا بود که بارها ضمن مقالات خود، قطر را به دلیل ارتباط با ایران مورد انتقاد شدید قرار دادو آن را متهم به ارتباط با طالبان و نیروهای جهادگرا در سوریه و حزب الله در غزه کرد. در ژوئن 2017 گروهی ناشناس ایمیلهای متعلق به افراد FDD را هک کردند که از دیداری سه روزه میان مقامات این سازمان با برخی کارشناسان امور خاورمیانه در امارات متحدۀ عربی نشان داشت و هدف از آن "تضعیف اهرم فشار قطر خصوصاً بر پادگان هوایی العدید بود." این مطالبه از سوی سازمانی شکل می گرفت که خود را مستقل از جناحهای سیاسی میدانست. لذا عجیب نبود که تیلرسون در موضوع تحریم قطر توسط امارات، کاری از پیش نبرد و متمسک جیمز ماتیس، وزیر دفاع امریکا شود. تیلرسون در موضوع تحریم نه تنها از آنچه پشت پرده میگذشت غافل بود، بلکه جرد کوشنر را نیز متهم کرد که از طرحهای امارات علیه قطر مطلع بوده، و به جای آگاهی بخشی به او، ترامپ را واداشته تا به تشویق هرچه بیشتر امارات در این مسیر اقدام کند. به گفتۀ یکی از دستیاران تیلرسون، وی شاهد بود که چطور کوشنر در خارج از حیطۀ کاخ سفید، بر عرصۀ سیاست خارجی سایه می اندازد؛ یوسف العتیبه، سفیر امارات در آمریکا، بر کوشنر نفوذ داشت و کوشنر هم نفوذ خود را بر ترامپ اعمال میکرد. از آن پس تیلرسون به امید رفع تحریم قطر سفرهای متعددی به خاورمیانه داشت که چندان مثمرثمر واقع نشد. یکی از مقامات ارشد پنتاگون میگوید: «همۀ آنچه در بارۀ غیردیپلمات بودن تیلرسون گفته میشود کذب است. سفرهای مداوم تیلرسون برای رفع تحریم، بهترین نمونۀ رفتار دیپلماتیک بود.» تلاشهای تیلرسون در ماه جولای به امضای تفاهمنامه اى بین آمریکا و قطر برای مبارزه با تروریسم انجامید.
مساعی تیلرسون از سوی کاخ سفید به رسمیت شناخته نشد، چه بسا میان مخالفین او همبستگی ایجاد کرد. به استناد برخی ایمیلهای هک شده متعلق به الیوت برودی، از حامیان کمپین انتخاباتی ترامپ که روابط تجاری عمیقی با محمد بن زاید، شاهزادۀ امارات دارد، این فرد ضمن دیداری با ترامپ در اکتبر 2017 از وی خواسته تا تیلرسون را به خاطر بی کفایتی عزل کند.
بنابراین عجیب نیست وقتی ترامپ، در خروجی کاخ سفید را به تیلرسون نشان میداد، مقامات کشورهای خلیج از این برکناری اظهار خرسندی کردند. این خشنودی در میان مقامات FDD نیز مشهود بود.
🆔 @jameeno
🔹جامعۀ نو: به گزارش خبرگزاری "آمریکن کنسرواتیو" اقدام ترامپ برای عزل تیلرسون از سوی اغلب مقامات سیاسی واشنگتن ستوده شد. به ندرت می توان نقدهایی تندتر از گفتههاى الیوت کوهن، استراتژیست و رایزن سیاسی آمریکا، علیه تیلرسون سراغ داشت. تعبیر وی دربارۀ تیلرسون با عنوان "بدترین وزیری که میتوان به یاد آورد"، در نوع خود فریادی بر سر سیاستگذاریهای واشنگتن بود.کوهن در دسامبر پیشنهاد جایگزینی تیلرسون با رئیس سیا را مطرح کرد. وی پومپئو را مناسبترین فرد برای کابینۀ ترامپ دانست و گفت: «حتی تندروترین مخالفان دولت باید برای انتخاب پومپئو هورا بکشند، چون او یک افسر کهنه کار نظامی، یک سیاستمدار موفق، و سرکردۀ یک سازمان بوروکراتیک عظیم یعنی سیا است. بنابراین او بخوبی از عهدۀ کسانی برمی آيد که تیلرسون قادر به عزل یا حتی تحریک آنها با پول نبود.» کوهن در رأس چهره های غیرمحافظه کار واشنگتن و روزنامه نگارانی از واشنگتن پست، نیویورکر، MSNBC، ویکلی استاندارد و... بود که گفتار و نوشتار خود را برای ترسیم سیمایی زننده از تیلرسون به کار بردند. همین ضدیت با تیلرسون این افراد را در قطب مخالف راست گرایان قرار داد. در میان این دسته، چنین افرادی به چشم می خورند: فرانک گافنی، رئیس اسلام ستیز مرکز برنامه ریزی امنیتی آمریکا، جان بولتون که مخالف صددرصدی توافق هستهای با ایران بوده(و مدام در حال آمد و رفت به کاخ سفید است تا در آنجا برای خود شغلی دست و پا کند)، استیو بنون که اعتراف کرده بارها در طول خدمت به ترامپ، مانع برگزاری برخی دیدارها با تیلرسون شده، و یکی از هواداران بنون یعنی سباستین گورکا که در سخنرانی عمومی علیه تیلرسون بدزبانی کرده. به زعم این افراد، مشکل تیلرسون در ناآشنایی با دیپلماسی نیست، بلکه در ناباوری او به امر دیپلماتیک است.
در مقایسه با این افراد دستۀ دیگری از مخالفان حضور دارند که از اعضای بنیاد حمایت از دموکراسی (FDD) هستند.FDD سازمانی غیرمنتفع و مستقل از جناحهای سیاسی است که توسط هواداران اسرائیلی راست گرا شکل گرفته و طی دو دهه ای که از برپایی آن میگذرد علاوه بر حمایت از جنگ عراق، مشوق حمله به سوریه، و از مخالفین مذاکرات هستهای دولت اوباما با ایران به شمار میرفت، همچنین در اوایل دهۀ کنونی در قطر جنگی مذهبی به راه انداخت. استراتژیست این جنگ، جاناتان شانزر، نائب رئیس FDD و برنامه ریز مالی مبارزه با تروریسم در خزانه داری آمریکا بود که بارها ضمن مقالات خود، قطر را به دلیل ارتباط با ایران مورد انتقاد شدید قرار دادو آن را متهم به ارتباط با طالبان و نیروهای جهادگرا در سوریه و حزب الله در غزه کرد. در ژوئن 2017 گروهی ناشناس ایمیلهای متعلق به افراد FDD را هک کردند که از دیداری سه روزه میان مقامات این سازمان با برخی کارشناسان امور خاورمیانه در امارات متحدۀ عربی نشان داشت و هدف از آن "تضعیف اهرم فشار قطر خصوصاً بر پادگان هوایی العدید بود." این مطالبه از سوی سازمانی شکل می گرفت که خود را مستقل از جناحهای سیاسی میدانست. لذا عجیب نبود که تیلرسون در موضوع تحریم قطر توسط امارات، کاری از پیش نبرد و متمسک جیمز ماتیس، وزیر دفاع امریکا شود. تیلرسون در موضوع تحریم نه تنها از آنچه پشت پرده میگذشت غافل بود، بلکه جرد کوشنر را نیز متهم کرد که از طرحهای امارات علیه قطر مطلع بوده، و به جای آگاهی بخشی به او، ترامپ را واداشته تا به تشویق هرچه بیشتر امارات در این مسیر اقدام کند. به گفتۀ یکی از دستیاران تیلرسون، وی شاهد بود که چطور کوشنر در خارج از حیطۀ کاخ سفید، بر عرصۀ سیاست خارجی سایه می اندازد؛ یوسف العتیبه، سفیر امارات در آمریکا، بر کوشنر نفوذ داشت و کوشنر هم نفوذ خود را بر ترامپ اعمال میکرد. از آن پس تیلرسون به امید رفع تحریم قطر سفرهای متعددی به خاورمیانه داشت که چندان مثمرثمر واقع نشد. یکی از مقامات ارشد پنتاگون میگوید: «همۀ آنچه در بارۀ غیردیپلمات بودن تیلرسون گفته میشود کذب است. سفرهای مداوم تیلرسون برای رفع تحریم، بهترین نمونۀ رفتار دیپلماتیک بود.» تلاشهای تیلرسون در ماه جولای به امضای تفاهمنامه اى بین آمریکا و قطر برای مبارزه با تروریسم انجامید.
مساعی تیلرسون از سوی کاخ سفید به رسمیت شناخته نشد، چه بسا میان مخالفین او همبستگی ایجاد کرد. به استناد برخی ایمیلهای هک شده متعلق به الیوت برودی، از حامیان کمپین انتخاباتی ترامپ که روابط تجاری عمیقی با محمد بن زاید، شاهزادۀ امارات دارد، این فرد ضمن دیداری با ترامپ در اکتبر 2017 از وی خواسته تا تیلرسون را به خاطر بی کفایتی عزل کند.
بنابراین عجیب نیست وقتی ترامپ، در خروجی کاخ سفید را به تیلرسون نشان میداد، مقامات کشورهای خلیج از این برکناری اظهار خرسندی کردند. این خشنودی در میان مقامات FDD نیز مشهود بود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹آب و امنیتی ها
🔺 آخرین اختراع شگفت انگیز روزنامه معروف اقتدار گرا، به تعیین تکلیف مشکل آب و حل مساله محیط زیست برای حکومت اختصاص دارد. روزنامه چاره ساز و راه دررو آفرین، دوروز پیش کشف کرد توطئه وسیعی توسط بیگانگان (و طبق معمول گروهی خود فروخته )طراحی شده تا کشاورزی ایران به بهانه کمبود آب نابود شود.
نیاز به این تئوری تازه توطئه از مدتها پیش پدید آمده بود.جمعیتهای مدنی زیست محیطی و مدافع حفظ سلامت کالبد طبیعی کشور، دیر زمانی است به عنوان مخالفان ذاتی خکمرانی غیر عقلانی محافظه کاران شناسایی شده اند و برخورد با آنها شروع شده است. در باره مساله آب هم ، از همان زمان که عیسی کلانتری مدیر وقت خانه کشاورز در مقابل فرمان صد و پنجاه میلیونی شدن جمعیت کشور موضع گرفت و با جسارت اعلام کرد اقلیم این سرزمین نه حتی برای هشتاد میلیون ، که فقط برای حد اکثر چهل و پنج میلیون نفر قابلیت توسعه پایدار دارد، معلوم بود به آنجا خواهیم رسید که موضوع امنیتی میشود و دستگاه تولید امنیت به دنبال پیدا کردن رد پای نفوذ میافتد.
این گرایش البته از جنبه نظری دارای مبانی مشخصی است.یکی از خرده گرایشهای توتالیتاریسم توسعه ترس از وابستگی و میل شدید به خودبسندگی اقتصادی بویژه در حوزه های غذا، انرژی و فلزات است. به همین دلیل راه ورود سازمانهای امنیتی به نهادهای برنامه ریزی اقتصادی در این نوع حکومتها بسیار هموار است. در باره ما، وقتی حکومت قضاوت و تصمیم گیری در باره استراتژی اقتصاد کشاورزی را به دست عوامل ناکاردان و شکست خورده امنیتی می سپرد، خیلی سریع به این نتیجه نائل میشود که محصولات تراریخته توطئه بین المللی بر ضد کشاورزی ایران، تولید کشاورزی فراسرزمینی توطئه مشترک دولتهای بیگانه و وطن فروشان، نگرانی در باره آبهای فسیلی سیاه نمایی معاندان، و....و....است. از نظر این گروه ، اینکه روسها هم اکنون سرمایه گذاری های وسیعی برای تولید گوجه فرنگی در ایران در قالب کشت فراسرزمینی میکنند و هم بهره خوب از سرمایه گذاری میبرند و هم به کشاورزان ایرانی کمک میکنند برای ما قابل الگو برداری نیست، اما سیاست شکست خورده و فاقد توجیه اقتصادی برای خودکفایی نمایشی گندم به قیمت نابودی منابع آبی غیر قابل تجدید، در دورانی که هرسال آسمان کشور بخیل تر و بارندگی کمتر میشود ،الگویی غیر قابل تجدید نظر است .
شاید به خاطر گرایش سطوح بالایی حکومت به امنیتی دیدن همه چیز نتوان دستگاه های امنیتی را از ورود به مسائلی که توانایی علمی ورود به آنها را ندارند مانع شد، و بنابراین باید امکان نفی سلطه این دیدگاه های انحرافی را از طریق تقویت جبهه مقابل آنها فراهم ساخت. این جبهه متشکل است از کارشناسان صاحب علم آکادمیک در زمینه هایی که حکومت در آنها به خاکی میزند، نهادهای مدنی خاص همان زمینه ها که نیروی اجتماعی تغییر و مقاومت را پدید می آورند، و اقشار و اشخاصی که سیاستهای انحرافی یاد شده بر منافع و زندگی آنها تاثیر مستقیم می گذارد. در باره مساله آب و کشاورزی ، این جمع بسیار گسترده و جبهه ای واقعا ملی است : گسترده از کرانهای کارون تا ورزنه اصفهان و از کشتزارهای شمال تا بستر خشک هامون .
🆔 @jameeno
🔹آب و امنیتی ها
🔺 آخرین اختراع شگفت انگیز روزنامه معروف اقتدار گرا، به تعیین تکلیف مشکل آب و حل مساله محیط زیست برای حکومت اختصاص دارد. روزنامه چاره ساز و راه دررو آفرین، دوروز پیش کشف کرد توطئه وسیعی توسط بیگانگان (و طبق معمول گروهی خود فروخته )طراحی شده تا کشاورزی ایران به بهانه کمبود آب نابود شود.
نیاز به این تئوری تازه توطئه از مدتها پیش پدید آمده بود.جمعیتهای مدنی زیست محیطی و مدافع حفظ سلامت کالبد طبیعی کشور، دیر زمانی است به عنوان مخالفان ذاتی خکمرانی غیر عقلانی محافظه کاران شناسایی شده اند و برخورد با آنها شروع شده است. در باره مساله آب هم ، از همان زمان که عیسی کلانتری مدیر وقت خانه کشاورز در مقابل فرمان صد و پنجاه میلیونی شدن جمعیت کشور موضع گرفت و با جسارت اعلام کرد اقلیم این سرزمین نه حتی برای هشتاد میلیون ، که فقط برای حد اکثر چهل و پنج میلیون نفر قابلیت توسعه پایدار دارد، معلوم بود به آنجا خواهیم رسید که موضوع امنیتی میشود و دستگاه تولید امنیت به دنبال پیدا کردن رد پای نفوذ میافتد.
این گرایش البته از جنبه نظری دارای مبانی مشخصی است.یکی از خرده گرایشهای توتالیتاریسم توسعه ترس از وابستگی و میل شدید به خودبسندگی اقتصادی بویژه در حوزه های غذا، انرژی و فلزات است. به همین دلیل راه ورود سازمانهای امنیتی به نهادهای برنامه ریزی اقتصادی در این نوع حکومتها بسیار هموار است. در باره ما، وقتی حکومت قضاوت و تصمیم گیری در باره استراتژی اقتصاد کشاورزی را به دست عوامل ناکاردان و شکست خورده امنیتی می سپرد، خیلی سریع به این نتیجه نائل میشود که محصولات تراریخته توطئه بین المللی بر ضد کشاورزی ایران، تولید کشاورزی فراسرزمینی توطئه مشترک دولتهای بیگانه و وطن فروشان، نگرانی در باره آبهای فسیلی سیاه نمایی معاندان، و....و....است. از نظر این گروه ، اینکه روسها هم اکنون سرمایه گذاری های وسیعی برای تولید گوجه فرنگی در ایران در قالب کشت فراسرزمینی میکنند و هم بهره خوب از سرمایه گذاری میبرند و هم به کشاورزان ایرانی کمک میکنند برای ما قابل الگو برداری نیست، اما سیاست شکست خورده و فاقد توجیه اقتصادی برای خودکفایی نمایشی گندم به قیمت نابودی منابع آبی غیر قابل تجدید، در دورانی که هرسال آسمان کشور بخیل تر و بارندگی کمتر میشود ،الگویی غیر قابل تجدید نظر است .
شاید به خاطر گرایش سطوح بالایی حکومت به امنیتی دیدن همه چیز نتوان دستگاه های امنیتی را از ورود به مسائلی که توانایی علمی ورود به آنها را ندارند مانع شد، و بنابراین باید امکان نفی سلطه این دیدگاه های انحرافی را از طریق تقویت جبهه مقابل آنها فراهم ساخت. این جبهه متشکل است از کارشناسان صاحب علم آکادمیک در زمینه هایی که حکومت در آنها به خاکی میزند، نهادهای مدنی خاص همان زمینه ها که نیروی اجتماعی تغییر و مقاومت را پدید می آورند، و اقشار و اشخاصی که سیاستهای انحرافی یاد شده بر منافع و زندگی آنها تاثیر مستقیم می گذارد. در باره مساله آب و کشاورزی ، این جمع بسیار گسترده و جبهه ای واقعا ملی است : گسترده از کرانهای کارون تا ورزنه اصفهان و از کشتزارهای شمال تا بستر خشک هامون .
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹آب و امنیتی ها 🔺 آخرین اختراع شگفت انگیز روزنامه معروف اقتدار گرا، به تعیین تکلیف مشکل آب و حل مساله محیط زیست برای حکومت اختصاص دارد. روزنامه چاره ساز و راه دررو آفرین، دوروز پیش کشف کرد توطئه وسیعی توسط بیگانگان (و طبق معمول گروهی خود فروخته )طراحی…
Audio
🔹شصت و پنجمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: آب و امنیتیها
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: آب و امنیتیها
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺ترامپ هرکس را که بخواهد مانع جنگ با ایران شود، برکنار خواهد کرد
🔸جامعه نو: اسپلینترنیوز ضمن گزارشی با عنوان "ترامپ هر کس را که بخواهد مانع جنگ با ایران شود، برکنار خواهد کرد" نوشته ترامپ در صدد عزل ایچ. آر. مک مستر، مشاور امنیت ملی آمریکاست. مک مستر در موضوع توافق هسته ای با ایران، همچون تیلرسون موضعی موافق برای حفظ برجام داشت. بنابر این گزارش، جانشین احتمالی مک مستر، جان بولتون خواهد بود که از مخالفان سرسخت توافق هسته ای با ایران به شمار می رود.
🆔 @jameeno
https://splinternews.com/trump-is-firing-everyone-who-could-stop-a-war-with-iran-1823819905
🔸جامعه نو: اسپلینترنیوز ضمن گزارشی با عنوان "ترامپ هر کس را که بخواهد مانع جنگ با ایران شود، برکنار خواهد کرد" نوشته ترامپ در صدد عزل ایچ. آر. مک مستر، مشاور امنیت ملی آمریکاست. مک مستر در موضوع توافق هسته ای با ایران، همچون تیلرسون موضعی موافق برای حفظ برجام داشت. بنابر این گزارش، جانشین احتمالی مک مستر، جان بولتون خواهد بود که از مخالفان سرسخت توافق هسته ای با ایران به شمار می رود.
🆔 @jameeno
https://splinternews.com/trump-is-firing-everyone-who-could-stop-a-war-with-iran-1823819905
Splinter
Trump Is Firing Everyone Who Could Stop a War With Iran
National Security Advisor H.R. McMaster, a favorite of the D.C. foreign policy establishment and one of the White House’s few top advisers left who could potentially stop Donald Trump from starting a war with Iran, is apparently a dead man walking.
🔺جامعه نو: به گزارش خبرگزاری رویترز انگلستان، فرانسه و آلمان تحریم های تازه ای علیه ایران وضع کردند تا بدین وسیله، واشنگتن را به حفظ توافق هسته ای با ایران ترغیب کنند. بنا به این گزارش، دولت های مذکور در پی جلب موافقت کشورهای اتحادیه اروپا برای این طرح تازه هستند.
https://www.reuters.com/article/us-usa-trump-iran-eu-exclusive/exclusive-britain-france-germany-propose-new-sanctions-on-iran-document-idUSKCN1GS2A7
🆔 @jameeno
https://www.reuters.com/article/us-usa-trump-iran-eu-exclusive/exclusive-britain-france-germany-propose-new-sanctions-on-iran-document-idUSKCN1GS2A7
🆔 @jameeno
#الف
🔹بیمهای بزرگ و امید به عقلانیت بیشتر
◽️علی محسنی: فراز و نشیبهای اقتصاد سال 96 ایران را میتوان در سه پرده خلاصه کرد. دو ناکامی بزرگ و یک تصمیم امیدبخش:
نخست آن که، امید به جذب سرمایه از آن سوی مرزها همانند سال قبلتر به یاس نسبی بدل شد. اگر سال 95 در میان شوق ورود هیاتهای خارجی و اخبار جذب سرمایههای خارجی آغاز شده بود، سال 96 با امید جذب فاینانسها شروع شد. کامیابی بسیار کمتر از تصور در جذب سرمایههای خارجی و دشواری بیش از حد تصور در جذب فاینانسها اما به تغییر ساکن کاخ سفید و سختی پیشبرد اهداف برجام مربوط بود. به این ترتیب، اقتصاد ایران که افزایش سرعت رشد اقتصادی، بازگشت جدی رونق و جبران کاهش تولید ثروت را دغدغهای مهم و فوری فرض میکرد، طرف چندانی از نگاه به خارج در دو سال اخیر نبسته است.
دوم آن که، برگزاری انتخابات و دورنمای ترسناک تبعات اجتماعی، سرعت اصلاحات اقتصادی را کندتر از قبل کرد. اقتصاد اما اثبات کرد که اصلاحات گریزناپذیر است و هر تاخیری تنها خسارات را افزایش میدهد. بانک مرکزی در نیمه سال موفق به کاهش نرخ سود بدون ریسک شد اما عدم تعادلهای شدید در متن اقتصاد، غول نقدینگی را راهی بازارهای موازی کرد که گرچه موفق به تحرک جدی در بازاری چون مسکن نشد اما ارز را با رشدی بیسابقه در پنج سال اخیر روبرو کرد. سال در حالی پایان مییابد که نه تنها سود بدون ریسک به ناچار افزایش یافته که تعادل واقعی به بازار ارز نیز بازنگشته است و دولت ناچار از کنترل بسیار شدید بازار برای توقف رشد قیمت ها شده است. دولت در سال 96 در اصلاح نظام بانکی و ارز جدی نبود و هزینه سنگینی بابت آن پرداخت.
سوم آن که، تصمیمی مهم در زمستان اتخاذ شد تا بارقههایی از امید در سال ناکام 96 ایجاد شود. تصمیم به خروج نهادهای نظامی از اقتصاد و جدیتر شدن خروج دولت و حاکمیت از بنگاهداری، واگذاری گسترده مدیریتها و مالکیتها به بخش خصوصی را نوید داد. انتشار لیست واگذاریهای گسترده البته فراتر از توان بخش خصوصی برای جذب عرضهها است اما آن قدر این تغییر و این تصمیم بااهمیت است و جدیت در اجرای آن به سود اقتصاد نحیف از آسیب مدیریتهای ناکارآمد است که امید بسیاری را برای میانمدت ایجاد کند.
اما سال 1397 را در تداوم این بیم و امیدها میتوان دید: واگذاری بنگاهها را میتوان با مفروضات امروزی، مهمترین رویداد دانست. چالش حفظ برجام و جلوگیری از آسیب بیشتر تجارت و مراودات بینالمللی از رویدادهای حوزه سیاست خارجی، دغدغه مهمی است و پیگیری جدیتر اصلاحات اقتصادی گریزناپذیر است. دورنمای اقتصاد 97 شیرین و کاملا امیدبخش نیست اما دورنمایی است که میتواند حرکتی جدیتر در جهت عقلانیت بیشتر باشد. سال 97 با چالشهایی فراوان روبرو است اما نگارنده به یاد ندارد که شروع هیچ سالی با چنین رویکردهای عاقلانه ای همراه بوده باشد. پس میتوان امیدوار بود و حتی عقلانیت بیشتر را طلب کرد ...
🆔 @jameeno
🔹بیمهای بزرگ و امید به عقلانیت بیشتر
◽️علی محسنی: فراز و نشیبهای اقتصاد سال 96 ایران را میتوان در سه پرده خلاصه کرد. دو ناکامی بزرگ و یک تصمیم امیدبخش:
نخست آن که، امید به جذب سرمایه از آن سوی مرزها همانند سال قبلتر به یاس نسبی بدل شد. اگر سال 95 در میان شوق ورود هیاتهای خارجی و اخبار جذب سرمایههای خارجی آغاز شده بود، سال 96 با امید جذب فاینانسها شروع شد. کامیابی بسیار کمتر از تصور در جذب سرمایههای خارجی و دشواری بیش از حد تصور در جذب فاینانسها اما به تغییر ساکن کاخ سفید و سختی پیشبرد اهداف برجام مربوط بود. به این ترتیب، اقتصاد ایران که افزایش سرعت رشد اقتصادی، بازگشت جدی رونق و جبران کاهش تولید ثروت را دغدغهای مهم و فوری فرض میکرد، طرف چندانی از نگاه به خارج در دو سال اخیر نبسته است.
دوم آن که، برگزاری انتخابات و دورنمای ترسناک تبعات اجتماعی، سرعت اصلاحات اقتصادی را کندتر از قبل کرد. اقتصاد اما اثبات کرد که اصلاحات گریزناپذیر است و هر تاخیری تنها خسارات را افزایش میدهد. بانک مرکزی در نیمه سال موفق به کاهش نرخ سود بدون ریسک شد اما عدم تعادلهای شدید در متن اقتصاد، غول نقدینگی را راهی بازارهای موازی کرد که گرچه موفق به تحرک جدی در بازاری چون مسکن نشد اما ارز را با رشدی بیسابقه در پنج سال اخیر روبرو کرد. سال در حالی پایان مییابد که نه تنها سود بدون ریسک به ناچار افزایش یافته که تعادل واقعی به بازار ارز نیز بازنگشته است و دولت ناچار از کنترل بسیار شدید بازار برای توقف رشد قیمت ها شده است. دولت در سال 96 در اصلاح نظام بانکی و ارز جدی نبود و هزینه سنگینی بابت آن پرداخت.
سوم آن که، تصمیمی مهم در زمستان اتخاذ شد تا بارقههایی از امید در سال ناکام 96 ایجاد شود. تصمیم به خروج نهادهای نظامی از اقتصاد و جدیتر شدن خروج دولت و حاکمیت از بنگاهداری، واگذاری گسترده مدیریتها و مالکیتها به بخش خصوصی را نوید داد. انتشار لیست واگذاریهای گسترده البته فراتر از توان بخش خصوصی برای جذب عرضهها است اما آن قدر این تغییر و این تصمیم بااهمیت است و جدیت در اجرای آن به سود اقتصاد نحیف از آسیب مدیریتهای ناکارآمد است که امید بسیاری را برای میانمدت ایجاد کند.
اما سال 1397 را در تداوم این بیم و امیدها میتوان دید: واگذاری بنگاهها را میتوان با مفروضات امروزی، مهمترین رویداد دانست. چالش حفظ برجام و جلوگیری از آسیب بیشتر تجارت و مراودات بینالمللی از رویدادهای حوزه سیاست خارجی، دغدغه مهمی است و پیگیری جدیتر اصلاحات اقتصادی گریزناپذیر است. دورنمای اقتصاد 97 شیرین و کاملا امیدبخش نیست اما دورنمایی است که میتواند حرکتی جدیتر در جهت عقلانیت بیشتر باشد. سال 97 با چالشهایی فراوان روبرو است اما نگارنده به یاد ندارد که شروع هیچ سالی با چنین رویکردهای عاقلانه ای همراه بوده باشد. پس میتوان امیدوار بود و حتی عقلانیت بیشتر را طلب کرد ...
🆔 @jameeno
🔸معاون دادستان کل کشور از مسدود شدن تلگرام و دیگر رسانههای اجتماعی خبر داد
🔹بهار با فیلتر میآید
▫️صادق زنگنه: پس از آرام گرفتن اعتراضات سراسری دیماه، اعتراض مسوولان نظام به فضای مجازی، بهخصوص تلگرام بالا گرفت. از امامان جمعه تا علما و سرداران سپاه و قوه قضاییه، به اتفاق تلگرام را عامل بر هم زدن نظم کشور و به خیابان آمدن مردم روستا و شهرهای کوچک میدانستند. دولت در مقابل این فشارها مقاومت کرد و تلگرام را از یوغ فیلترینگ بیرون کشید، اما دیری نپایید که دوباره زمزمه فیلترینگ تلگرام به گوش رسید و به گفتوگویی علنی بدل شد. در این میان وزیر ارتباطات خوشبینانه خبر از رایزنی برای رفع فیلتر توییتر داد. میشد حدس زد که در پس پرده دستی قویتر برای فیلتر کردن تلگرام به حرکت درآمده که دولت برای گردش صحیح اطلاعات، در تلاش است که فیلتر توییتر را به عنوان جایگزینی برای تلگرام بردارد.
انا عبدالصمد خرمآبادی، معاون دادستان کل کشور با انتشار مطلبی در کانال شخصی خود در پیامرسان سروش، آب پاکی را نه تنها بر تلگرام، بلکه بر هر چه آن را فضای مجازی میخوانیم ریخت و گفت: با تمهیداتی که به عمل آمده و در حال انجام است، انشاءالله بهزودی زود شاهد تحولی عظیم در خصوص نجات فضای مجازی کشور از سلطه و نفوذ برخی از شبکههای اجتماعی بیگانه و مهاجرت مردم از شبکههای خارجی به شبکههای داخلی خواهیم بود.
او در ادامه اظهار داشت: این روزها خبرنگاران محترم مکررا سئوال میکنند، آیا قرار است موضوع رفع فیلتر توییتر و یوتیوب به تازگی در کارگروه تعیین مصادیق و یا شورای عالی فضای مجازی مطرح شود؟ پاسخ این است که توییتر و یوتیوب در اجرای دستور مراجع قضایی فیلتر شدهاند و مراجع دیگر نمیتوانند در اموری که توسط مراجع قضایی تعیینتکلیف شدهاند، دخالت نمایند.
دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دلیل فیلتر توییتر و یوتیوب را عدم تبعیت آنها از قوانین کشور و جلوگیری از انتشار میلیونها محتوای مجرمانه و سد کردن راه جاسوسی، نفوذ و تسلط بیگانگان بر فضای مجازی کشور عنوان کرده است.
وی در ادامه آورده است که: نه تنها توییتر و یوتیوب رفع فیلتر نخواهند شد، بلکه در آستانه ورود به سال ۹۷، اتفاقنظر بینظیری بین مسئولین برای قطع تسلط و نفوذ دشمن بر فضای مجازی کشور ایجاد شده است.
معاون دادستان کل کشور تلاش دولت برای رفع فیلتر توییتر را موضوعی انحرافی عنوان کرد و افزود: باید هشیار بود چرا که اندک اشخاصی که این اتفاقنظر مبارک منافع آنها را به خطر انداخته، با مطرح کردن موضوع انحرافی رفع فیلتر توییتر، میخواهند فضای مجازی کشور را از چاله نفوذ برخی از شبکهها خارجی به چاه ویل توییتر و سایر شبکههای صهیونیستی هدایت نمایند.
او همچنین به سایر اعضای شورای عالی فضای مجازی گوشزد کرد: قطعا مسئولین ذیربط و اعضای انقلابی و بابصیرت شورای عالی فضای مجازی، از دخالت غیرقانونی در اموری که تکلیف آنها توسط مراجع قضایی تعیین شده است، خودداری خواهند کرد و در این موقعیت حساس اجازه نخواهند داد بحث انحرافی رفع فیلتر توییتر و یوتیوب به عنوان دستور جلسات آن شورا مطرح شود.
از چنین اظهاراتی برمیآید که برخی از مسوولان، ریشه اعتراضات مردمی را در نه در فقر و فساد و ناکارآمدی مسئولان، بلکه در تلگرام میبینند و گمان دارند با بسته شدن فضای مجازی و جلوگیری از گردش اطلاعات، آرامش و رفاه و اشتغال به زندگی مردم باز میگردد. غافل از آنکه عدهای از جوانان که از همین فضای مجازی، کسبوکاری برای خود دست و پا کردهاند نیز ممکن است به خیل معترضان بپیوندند.
عجیب آنکه پویایی تکنولوژی بر مسوولان پوشیده نیست! ایشان که تجربه ناکام مسدود کردن رسانههای قبل از تلگرام را در کارنامه دارند، چگونه دوباره فاتحانه از فیلترینگ سخن میگویند! مگر نه آنکه بعد از اعتراضات دیماه، به اتفاق با لحنی متنبه میگفتند باید به مردم اجازه اعتراض و تجمع داد و مکانی فیزیکی را برای آن تدارک داد، چگونه همین روزنه محدود فیلترزده تاب نمیآورند؟ حافظه تاریخی مسوولان کشور چگونه است؟
🆔 @jameeno
http://yon.ir/VLo88
🔹بهار با فیلتر میآید
▫️صادق زنگنه: پس از آرام گرفتن اعتراضات سراسری دیماه، اعتراض مسوولان نظام به فضای مجازی، بهخصوص تلگرام بالا گرفت. از امامان جمعه تا علما و سرداران سپاه و قوه قضاییه، به اتفاق تلگرام را عامل بر هم زدن نظم کشور و به خیابان آمدن مردم روستا و شهرهای کوچک میدانستند. دولت در مقابل این فشارها مقاومت کرد و تلگرام را از یوغ فیلترینگ بیرون کشید، اما دیری نپایید که دوباره زمزمه فیلترینگ تلگرام به گوش رسید و به گفتوگویی علنی بدل شد. در این میان وزیر ارتباطات خوشبینانه خبر از رایزنی برای رفع فیلتر توییتر داد. میشد حدس زد که در پس پرده دستی قویتر برای فیلتر کردن تلگرام به حرکت درآمده که دولت برای گردش صحیح اطلاعات، در تلاش است که فیلتر توییتر را به عنوان جایگزینی برای تلگرام بردارد.
انا عبدالصمد خرمآبادی، معاون دادستان کل کشور با انتشار مطلبی در کانال شخصی خود در پیامرسان سروش، آب پاکی را نه تنها بر تلگرام، بلکه بر هر چه آن را فضای مجازی میخوانیم ریخت و گفت: با تمهیداتی که به عمل آمده و در حال انجام است، انشاءالله بهزودی زود شاهد تحولی عظیم در خصوص نجات فضای مجازی کشور از سلطه و نفوذ برخی از شبکههای اجتماعی بیگانه و مهاجرت مردم از شبکههای خارجی به شبکههای داخلی خواهیم بود.
او در ادامه اظهار داشت: این روزها خبرنگاران محترم مکررا سئوال میکنند، آیا قرار است موضوع رفع فیلتر توییتر و یوتیوب به تازگی در کارگروه تعیین مصادیق و یا شورای عالی فضای مجازی مطرح شود؟ پاسخ این است که توییتر و یوتیوب در اجرای دستور مراجع قضایی فیلتر شدهاند و مراجع دیگر نمیتوانند در اموری که توسط مراجع قضایی تعیینتکلیف شدهاند، دخالت نمایند.
دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دلیل فیلتر توییتر و یوتیوب را عدم تبعیت آنها از قوانین کشور و جلوگیری از انتشار میلیونها محتوای مجرمانه و سد کردن راه جاسوسی، نفوذ و تسلط بیگانگان بر فضای مجازی کشور عنوان کرده است.
وی در ادامه آورده است که: نه تنها توییتر و یوتیوب رفع فیلتر نخواهند شد، بلکه در آستانه ورود به سال ۹۷، اتفاقنظر بینظیری بین مسئولین برای قطع تسلط و نفوذ دشمن بر فضای مجازی کشور ایجاد شده است.
معاون دادستان کل کشور تلاش دولت برای رفع فیلتر توییتر را موضوعی انحرافی عنوان کرد و افزود: باید هشیار بود چرا که اندک اشخاصی که این اتفاقنظر مبارک منافع آنها را به خطر انداخته، با مطرح کردن موضوع انحرافی رفع فیلتر توییتر، میخواهند فضای مجازی کشور را از چاله نفوذ برخی از شبکهها خارجی به چاه ویل توییتر و سایر شبکههای صهیونیستی هدایت نمایند.
او همچنین به سایر اعضای شورای عالی فضای مجازی گوشزد کرد: قطعا مسئولین ذیربط و اعضای انقلابی و بابصیرت شورای عالی فضای مجازی، از دخالت غیرقانونی در اموری که تکلیف آنها توسط مراجع قضایی تعیین شده است، خودداری خواهند کرد و در این موقعیت حساس اجازه نخواهند داد بحث انحرافی رفع فیلتر توییتر و یوتیوب به عنوان دستور جلسات آن شورا مطرح شود.
از چنین اظهاراتی برمیآید که برخی از مسوولان، ریشه اعتراضات مردمی را در نه در فقر و فساد و ناکارآمدی مسئولان، بلکه در تلگرام میبینند و گمان دارند با بسته شدن فضای مجازی و جلوگیری از گردش اطلاعات، آرامش و رفاه و اشتغال به زندگی مردم باز میگردد. غافل از آنکه عدهای از جوانان که از همین فضای مجازی، کسبوکاری برای خود دست و پا کردهاند نیز ممکن است به خیل معترضان بپیوندند.
عجیب آنکه پویایی تکنولوژی بر مسوولان پوشیده نیست! ایشان که تجربه ناکام مسدود کردن رسانههای قبل از تلگرام را در کارنامه دارند، چگونه دوباره فاتحانه از فیلترینگ سخن میگویند! مگر نه آنکه بعد از اعتراضات دیماه، به اتفاق با لحنی متنبه میگفتند باید به مردم اجازه اعتراض و تجمع داد و مکانی فیزیکی را برای آن تدارک داد، چگونه همین روزنه محدود فیلترزده تاب نمیآورند؟ حافظه تاریخی مسوولان کشور چگونه است؟
🆔 @jameeno
http://yon.ir/VLo88