#الف
🔹 قربانی صلح
شورای سردبیری: در تیر ماه سال ۹۴ که هنوز دولت اوباما روی کار بود، توماس کانتریمن معاون وزارت خارجه آمریکا یک" باید" صادر کرد: کشورها باید تلاش کنند ایران روابط خود را با کره شمالی قطع کند.
حالا بازی طرفه روزگار آغاز شده است: دیگر لازم نیست کشورهای دیگر برای قطع روابط ایران با کره شمالی تلاش کنند. احتمالا کره شمالی بزودی خودش این کار را میکند.
روابط ایران و کره شمالی که تقریبا دو دهه است خیلی گرم شده بر دو پایه است. فروش نفت ایران به کره و واردات فناوری نظامی از آن. حسنش هم این بوده که این وسط پای دلار ملعون در میان نبوده است. البته راستش را بخواهید خبر هست که به علت تراز نبودن معامله، کره شمالی این وسط مقدار زیادی هم ارز ارزشمند به دست میآورده است.
روند رخدادهای کنونی در سرزمین کره به گونهای است که میتوان انتظار داشت حداقل بخشی از این معامله روی هوا برود و علت آن این است که کره شمالی به هر دلیلی، تغییر رویه میدهد. امتیازاتی میدهد و امتیازاتی میگیرد. مشکل میتوان تصور کرد چیزی ارزانتر از روابط با ایران داشته باشد که بتواند آن را به بهای خوبی بفروشد. منتظر بمانیم اندکی.
سوخت و سوز ندارد. نه در کره شمالی و نه در سوریه و نه در یمن. سرشت روابطی که ما با برخی کشورهای برقرار میکنیم قابلیت فروخته شدن در بازار سیاست جهانی است. اگر کسی بگوید همین روزها و پیش از بیشتر حساس شدن اسرائیل، بشار اسد عذر ما را خواهد خواست، البته ممکن است توی دهنش بزنند، یا اگر گفته شود اولین قربانی تجدید مذاکره در یمن سیاست ایران خواهد بود شاید گوینده به دردسر بیفتد، ولی اینها واقعیت خواهند یافت، درست مانند صلح بین دوکره یا آشتی پسر کیم با ترامپ که بهایش عنقریب مشخص خواهد شد.
🆔 @jameeno
🔹 قربانی صلح
شورای سردبیری: در تیر ماه سال ۹۴ که هنوز دولت اوباما روی کار بود، توماس کانتریمن معاون وزارت خارجه آمریکا یک" باید" صادر کرد: کشورها باید تلاش کنند ایران روابط خود را با کره شمالی قطع کند.
حالا بازی طرفه روزگار آغاز شده است: دیگر لازم نیست کشورهای دیگر برای قطع روابط ایران با کره شمالی تلاش کنند. احتمالا کره شمالی بزودی خودش این کار را میکند.
روابط ایران و کره شمالی که تقریبا دو دهه است خیلی گرم شده بر دو پایه است. فروش نفت ایران به کره و واردات فناوری نظامی از آن. حسنش هم این بوده که این وسط پای دلار ملعون در میان نبوده است. البته راستش را بخواهید خبر هست که به علت تراز نبودن معامله، کره شمالی این وسط مقدار زیادی هم ارز ارزشمند به دست میآورده است.
روند رخدادهای کنونی در سرزمین کره به گونهای است که میتوان انتظار داشت حداقل بخشی از این معامله روی هوا برود و علت آن این است که کره شمالی به هر دلیلی، تغییر رویه میدهد. امتیازاتی میدهد و امتیازاتی میگیرد. مشکل میتوان تصور کرد چیزی ارزانتر از روابط با ایران داشته باشد که بتواند آن را به بهای خوبی بفروشد. منتظر بمانیم اندکی.
سوخت و سوز ندارد. نه در کره شمالی و نه در سوریه و نه در یمن. سرشت روابطی که ما با برخی کشورهای برقرار میکنیم قابلیت فروخته شدن در بازار سیاست جهانی است. اگر کسی بگوید همین روزها و پیش از بیشتر حساس شدن اسرائیل، بشار اسد عذر ما را خواهد خواست، البته ممکن است توی دهنش بزنند، یا اگر گفته شود اولین قربانی تجدید مذاکره در یمن سیاست ایران خواهد بود شاید گوینده به دردسر بیفتد، ولی اینها واقعیت خواهند یافت، درست مانند صلح بین دوکره یا آشتی پسر کیم با ترامپ که بهایش عنقریب مشخص خواهد شد.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹در ستایش شفافیت ▫️شورای سردبیری: هر چند گفته میشود علتهای ارائه شده در توضیح خروج آخرین مقام کنار گذاشته شده در قالب استعفا متعدد است و ردگم کن، اما شفاف سازی عملکرد شهرداری میتواند مهمترین علت رفتن نجفی باشد. حکومت به دلایلی واضح از شفافیت خوشش…
Audio
🔹هشتاد و سومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: در ستایش شفافیت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: در ستایش شفافیت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸"گفتمان تحول و توتالیتاریسم پوشش"
▫️شهرام جمالی (فعال صنفی معلمان): فوئر باخ فیلسوف آلمانی در جایی گفته : « کفر امروز، ایمان فرداست.» جمله فوئرباخ بیش از هر چیز ناظر بر گفتمان و تغییر نگرش است؛ تغییری که فرد و جامعه به ناچار هر دو متاثر از یکدیگر آن را شکل میدهند.
فوکو قدرت را در گفتمان میداند و به باور او قدرت در دست صاحبان قدرت متمرکز نیست، بلکه در سطوح گسترده اجتماع پخش شده است و هر کس بتواند آن را خوب جمعوجور نماید، قدرت در دست اوست. بر همین اساس هر سرکوب منتهی به ایستایی و ماندگاری در جامعه و فرد مبدل به نیروی مخالف پویایی میشود که گفتمان جدیدی را شکل میدهد. گفتمان جدید جامعه یا گفتمان عمومی در ابتدا مشروعیت گفتمان رسمی را که مقبولیت یافته است به چالش و سقوط میکشاند و پس از آن «سقوط فیزیکی» را - به زعم آنتونیو گرامشی - در پی میآورد. ایستادگی و استقامت در برابر این گفتمان و انرژی اجتماعی نیز تنها شاید بتواند آن را به تاخیر بیاندازد اما در اصل، آن را حجیمتر، متورم تر و انرژیکتر میسازد و از حالت مدنی و مسالمتآمیز امروز به روش و رفتار رادیکال و انقلابی فردا تبدیل مینماید زیرا دیگر مقاومت در برابر تغییر شکستخورده و نتیجه نمیدهد و بنابراین باید پذیرای این قدرت و حرکت تازه و عظیم اجتماعی شد. در این صورت هنجارها و ارزشها تغییر یافتهاند و جامعه تصمیم خود را گرفته است و این رویکرد نشاندهنده این است که آنچه در مرحلهای هنجار است در مرحله دیگر اسباب بروز بیماری است.
برای بررسی بیشتر این موضوع میتوان نمونه های بسیاری را ذکر کرد که موضوع «پوشش زنان» یکی از آنهاست. جلوگیری و برخورد با گفتمانی که در مراحل اولیه، به صورت مُد و تنوع پوشش بر اساس سلیقههای شخصی و حتا با رعایت حداقلهایی از پوشش مورد نظر گفتمان رسمی، خود را نشان میداد، فقط زمان ماندگاری آن را طولانیتر کرد و این گفتمان را به مبارزهای مسالمتآمیز در قالب نافرمانی مدنی و کشف حجاب مبدل ساخت. از این رو آنچه تعرض به زنان جامعه به نام مبارزه با بدحجابی خوانده میشود نه تنها حتی در شکل خشونتآمیز و مجازاتکننده خود، نقش بازدارندگی پیدا نکرد، بلکه در شکلی عریانتر به پدیده جدیدی موسوم به «دختران خیابان انقلاب» نیز منجر شد.
اریک فروم در این خصوص نظریهای با عنوان «ناهشیاری اجتماعی» دارد که بر اساس آن میگوید « این جامعه است که تصمیم میگیرد کدام افکار و احساسات به سطح آگاهی اجتماعی برسند و کدام یک به صورت ناهشیار اجتماعی باقی بمانند »
«دختران خیابان انقلاب» همان ناخودآگاه اجتماعی است که به سطح میآید و باید بتوان آن را پذیرفت و هضم کرد چرا که به زعم فوکو « قدرتهای متکثر و تکه تکه به هم میپیوندند و گفتمان پرقدرتی را ایجاد میکنند» گفتمانی که شاید برخوردهای خشونتآمیز و مجازاتکننده برای مقابله و سرکوب آن دیگر اثربخش نباشد.
🆔 @jameeno
🔸"گفتمان تحول و توتالیتاریسم پوشش"
▫️شهرام جمالی (فعال صنفی معلمان): فوئر باخ فیلسوف آلمانی در جایی گفته : « کفر امروز، ایمان فرداست.» جمله فوئرباخ بیش از هر چیز ناظر بر گفتمان و تغییر نگرش است؛ تغییری که فرد و جامعه به ناچار هر دو متاثر از یکدیگر آن را شکل میدهند.
فوکو قدرت را در گفتمان میداند و به باور او قدرت در دست صاحبان قدرت متمرکز نیست، بلکه در سطوح گسترده اجتماع پخش شده است و هر کس بتواند آن را خوب جمعوجور نماید، قدرت در دست اوست. بر همین اساس هر سرکوب منتهی به ایستایی و ماندگاری در جامعه و فرد مبدل به نیروی مخالف پویایی میشود که گفتمان جدیدی را شکل میدهد. گفتمان جدید جامعه یا گفتمان عمومی در ابتدا مشروعیت گفتمان رسمی را که مقبولیت یافته است به چالش و سقوط میکشاند و پس از آن «سقوط فیزیکی» را - به زعم آنتونیو گرامشی - در پی میآورد. ایستادگی و استقامت در برابر این گفتمان و انرژی اجتماعی نیز تنها شاید بتواند آن را به تاخیر بیاندازد اما در اصل، آن را حجیمتر، متورم تر و انرژیکتر میسازد و از حالت مدنی و مسالمتآمیز امروز به روش و رفتار رادیکال و انقلابی فردا تبدیل مینماید زیرا دیگر مقاومت در برابر تغییر شکستخورده و نتیجه نمیدهد و بنابراین باید پذیرای این قدرت و حرکت تازه و عظیم اجتماعی شد. در این صورت هنجارها و ارزشها تغییر یافتهاند و جامعه تصمیم خود را گرفته است و این رویکرد نشاندهنده این است که آنچه در مرحلهای هنجار است در مرحله دیگر اسباب بروز بیماری است.
برای بررسی بیشتر این موضوع میتوان نمونه های بسیاری را ذکر کرد که موضوع «پوشش زنان» یکی از آنهاست. جلوگیری و برخورد با گفتمانی که در مراحل اولیه، به صورت مُد و تنوع پوشش بر اساس سلیقههای شخصی و حتا با رعایت حداقلهایی از پوشش مورد نظر گفتمان رسمی، خود را نشان میداد، فقط زمان ماندگاری آن را طولانیتر کرد و این گفتمان را به مبارزهای مسالمتآمیز در قالب نافرمانی مدنی و کشف حجاب مبدل ساخت. از این رو آنچه تعرض به زنان جامعه به نام مبارزه با بدحجابی خوانده میشود نه تنها حتی در شکل خشونتآمیز و مجازاتکننده خود، نقش بازدارندگی پیدا نکرد، بلکه در شکلی عریانتر به پدیده جدیدی موسوم به «دختران خیابان انقلاب» نیز منجر شد.
اریک فروم در این خصوص نظریهای با عنوان «ناهشیاری اجتماعی» دارد که بر اساس آن میگوید « این جامعه است که تصمیم میگیرد کدام افکار و احساسات به سطح آگاهی اجتماعی برسند و کدام یک به صورت ناهشیار اجتماعی باقی بمانند »
«دختران خیابان انقلاب» همان ناخودآگاه اجتماعی است که به سطح میآید و باید بتوان آن را پذیرفت و هضم کرد چرا که به زعم فوکو « قدرتهای متکثر و تکه تکه به هم میپیوندند و گفتمان پرقدرتی را ایجاد میکنند» گفتمانی که شاید برخوردهای خشونتآمیز و مجازاتکننده برای مقابله و سرکوب آن دیگر اثربخش نباشد.
🆔 @jameeno
🔸حمله اینترنتی به حسابهای اعضای جمعیت امامعلی در شبکههای اجتماعی
▫️جامعه نو: حساب توییتری جمعیت امامعلی طی اطلاعیهای خبر از حمله اینترنتی به حسابهای گروهی از اعضای این موسسه خیریه داد.
آنها در پیامی توییتری خطاب به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار داشتند که، ۶ اردیبهشت ۹۷، ایمیلها، تلگرام، فیسبوک و لیندکین اعضای جمعیت امامعلی و سازنده کانال تلگرام این موسسه به صورت گسترده مورد حمله سایبری قرار گرفتند.
به گفته این موسسه، هک حسابهای اعضا تنها از طریق شنود پیامکها در میانه راه، امکان پذیر بوده است. زیرا اعضا در زمان هک به اینترنت متصل نبوده در نتیجه احتمال حمله از طریق بدافزار اینترنتی وجود نداشته. همچنین از طرف تلگرام و گوگل برای سیمکارتهایشان، کد احراز هویت پیامک شده است. یکی از حسابهای هک شده نیز مربوط به تلفنی خاموش بوده که تنها راه هک آن شنود پیامک در میانه راه بوده است.
این موضوع واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشت. آنها ضمن اشاره به این موضوع، امنیت پیامرسانهای داخلی را به چالش کشیدند و قول و قرارها برای حفظ حریم شخصی در سرویسهای داخلی را امری ناممکن خواندند.
جمعیت امامعلی با اشاره به سخنان رهبری درخصوص حفظ حریم شخصی شهروندان در سرویسهای داخلی و حرام شمردن نقض آن و با اشاره به قانون اساسی کشور و منشور حقوق شهروندی از وزیر ارتباطات خواستار پیگیری و توضیح در این باره شدند.
محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات، شب گذشته در پاسخ به درخواست این موسسه در توییتر اعلام کرد: برای پیگیری و بررسی این موضوع، عصر امروز خواستم کمیتهای با مسئولیت حراست وزارتخانه تشکیل و نتیجه بررسیها را منتشر نماید. وی همچنین به اعضای این موسسه پیشنهاد کرد که در این خصوص شکایتی نزد مراجع قضایی ثبت و پیگیری حقوقی نیز انجام دهند.
پیشتر نیز آذریجهرمی در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان اعتماد مردم را در استفاده از پیامرسانهای داخلی جلب کرده، گفته بود که [مسوولان] کاری نکنند که اعتماد مردم خدشه دار شود. وزیر ارتباطات، ناگفته وجود حملات هکرهایی که به اساماسهای مخابرات دسترسی دارند را تایید میکند، اما آنها را افرادی خارج از دولت میداند. شاید دلیل مخالفت دولت با فیلترینگ سرویسهای خارجی همین دسترسییهای فراقانونی باشد. حال باید دید که دولت چگونه از عهدهی احقاق حقوق شهروندان خود برمیآید.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: حساب توییتری جمعیت امامعلی طی اطلاعیهای خبر از حمله اینترنتی به حسابهای گروهی از اعضای این موسسه خیریه داد.
آنها در پیامی توییتری خطاب به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار داشتند که، ۶ اردیبهشت ۹۷، ایمیلها، تلگرام، فیسبوک و لیندکین اعضای جمعیت امامعلی و سازنده کانال تلگرام این موسسه به صورت گسترده مورد حمله سایبری قرار گرفتند.
به گفته این موسسه، هک حسابهای اعضا تنها از طریق شنود پیامکها در میانه راه، امکان پذیر بوده است. زیرا اعضا در زمان هک به اینترنت متصل نبوده در نتیجه احتمال حمله از طریق بدافزار اینترنتی وجود نداشته. همچنین از طرف تلگرام و گوگل برای سیمکارتهایشان، کد احراز هویت پیامک شده است. یکی از حسابهای هک شده نیز مربوط به تلفنی خاموش بوده که تنها راه هک آن شنود پیامک در میانه راه بوده است.
این موضوع واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشت. آنها ضمن اشاره به این موضوع، امنیت پیامرسانهای داخلی را به چالش کشیدند و قول و قرارها برای حفظ حریم شخصی در سرویسهای داخلی را امری ناممکن خواندند.
جمعیت امامعلی با اشاره به سخنان رهبری درخصوص حفظ حریم شخصی شهروندان در سرویسهای داخلی و حرام شمردن نقض آن و با اشاره به قانون اساسی کشور و منشور حقوق شهروندی از وزیر ارتباطات خواستار پیگیری و توضیح در این باره شدند.
محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات، شب گذشته در پاسخ به درخواست این موسسه در توییتر اعلام کرد: برای پیگیری و بررسی این موضوع، عصر امروز خواستم کمیتهای با مسئولیت حراست وزارتخانه تشکیل و نتیجه بررسیها را منتشر نماید. وی همچنین به اعضای این موسسه پیشنهاد کرد که در این خصوص شکایتی نزد مراجع قضایی ثبت و پیگیری حقوقی نیز انجام دهند.
پیشتر نیز آذریجهرمی در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان اعتماد مردم را در استفاده از پیامرسانهای داخلی جلب کرده، گفته بود که [مسوولان] کاری نکنند که اعتماد مردم خدشه دار شود. وزیر ارتباطات، ناگفته وجود حملات هکرهایی که به اساماسهای مخابرات دسترسی دارند را تایید میکند، اما آنها را افرادی خارج از دولت میداند. شاید دلیل مخالفت دولت با فیلترینگ سرویسهای خارجی همین دسترسییهای فراقانونی باشد. حال باید دید که دولت چگونه از عهدهی احقاق حقوق شهروندان خود برمیآید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹مرگ عباس عطار در غربت؛ آینهای از جایگاه هنر معاصر در ایران ▫️سعید برآبادی/ جامعه نو: ایران، بخش دیگری از تاریخ معاصر خود را در غربت از دست داد. مرگ عباس عطار، عکاس و هنرمندی که سی و هفت سال مداوم نام ایران را با یکی از مهمترین و حرفهایترین آژانسهای عکس…
🔹بهروز مهری: عطار در شهری مُرد که عاشقش بود/ نقدی بر گزارش جامعه نو درباره مرگِ عباس عطار
▫️جامعه نو: گزارش دو روز پیش #جامعه_نو درباره وضعیت تراژیک مرگ #عباس_عطار در پاریس با واکنش های متعددی رو به رو شد. فارغ از آن که برخی از اهالی فن و عکاسان به نام معاصر، این نوشته را مورد پسند خود دانسته و در نشر آن کوشیده بودند، برخی از عکاسان نیز نسبت به آن واکنش دیگری نشان داده تا جایی که #بهروز_مهری، آن را متنی دانسته که عامدانه از یک مرگ سواستفاده سیاسی کرده است. در ادامه نقدِ بهروز مهری به گزارش جامعه نو را که از توئیتر این عکاس معاصر ایرانی برداشته شده می خوانید:
امروز متنی از سعید برآبادی در کانال تلگرام جامعه نو خواندم درباره عکاس فقید، عباس. متن را بیش تر یک استفاده (یا سو استفاده) سیاسی از یک مرگ دیدم. عباس در کودکی و سال ها پیش از انقلاب از ایران مهاجرت کرد، او آدم جهان وطنی بود و قائل به مرز نبود.
او هیچ گاه نمی خواست در ایران زندگی کند، چون پاریس را دوست داشت، برای گالری گردی هایش و دیدن کار های جدید هنرمندان (به همین سادگی و از قول خودش). قطعا عباس دوست داشت بتواند دوباره به ایران بیاید و عکاسی کند که روزنامه کیهان سال ها پیش زیرآبش را زد.
اما نوشته مذکور، مرگ او را در پاریس (به قول نویسنده، غربت!) بهانه ای برای دادن یک بیانیه ی سیاسی کرد که از نظر من اشتباه و بی ربط است. عباس در شهری مرد که عاشقش بود و این هیچ ربطی به ایرانی بودن یا نبودن او ندارد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: گزارش دو روز پیش #جامعه_نو درباره وضعیت تراژیک مرگ #عباس_عطار در پاریس با واکنش های متعددی رو به رو شد. فارغ از آن که برخی از اهالی فن و عکاسان به نام معاصر، این نوشته را مورد پسند خود دانسته و در نشر آن کوشیده بودند، برخی از عکاسان نیز نسبت به آن واکنش دیگری نشان داده تا جایی که #بهروز_مهری، آن را متنی دانسته که عامدانه از یک مرگ سواستفاده سیاسی کرده است. در ادامه نقدِ بهروز مهری به گزارش جامعه نو را که از توئیتر این عکاس معاصر ایرانی برداشته شده می خوانید:
امروز متنی از سعید برآبادی در کانال تلگرام جامعه نو خواندم درباره عکاس فقید، عباس. متن را بیش تر یک استفاده (یا سو استفاده) سیاسی از یک مرگ دیدم. عباس در کودکی و سال ها پیش از انقلاب از ایران مهاجرت کرد، او آدم جهان وطنی بود و قائل به مرز نبود.
او هیچ گاه نمی خواست در ایران زندگی کند، چون پاریس را دوست داشت، برای گالری گردی هایش و دیدن کار های جدید هنرمندان (به همین سادگی و از قول خودش). قطعا عباس دوست داشت بتواند دوباره به ایران بیاید و عکاسی کند که روزنامه کیهان سال ها پیش زیرآبش را زد.
اما نوشته مذکور، مرگ او را در پاریس (به قول نویسنده، غربت!) بهانه ای برای دادن یک بیانیه ی سیاسی کرد که از نظر من اشتباه و بی ربط است. عباس در شهری مرد که عاشقش بود و این هیچ ربطی به ایرانی بودن یا نبودن او ندارد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹مردم را چه کسی به خیابان میآورد؟
▫️شورای سردبیری: چه کسی مردم را به خیابان میکشد؟ پاسخی مطایبهآمیز برای این پرسش وجود دارد: کسی که نمیخواهد مردم به خیابان بیایند! به زبان ساده، حکومتها میل به داشتن شهروندانی آرام و سر به زیر دارند اما مرتکب اعمالی میشوند که نارضایتی تولید میکند و مردم را برای اعتراض به خیابان میکشاند.
شاید این حرف در خیلی از نقاط جهان مصداق چندانی نداشته باشد ولی در کشور ما، مردم به خیابان نمیآیند مگر حکومت آنها را وادار کرده باشد. مردم ما معمولا برای همراهی با کمپینهای جهانی به خیابان نمیآیند و حضورهایی نیز که با تبلیغات دولتی و با بسیج نیروهای تحت امر حکومت رخ میدهند، هدف تبلیغاتی دولتی را دارند. بنابراین در کشور ما، به خیابان آمدن شهروندان بر اساس اراده خودشان، فقط برای اعتراض به نتایج رفتار حکومت صورت میگیرد.
فهرست این رفتار بالا بلند است: مردم به کلاهبرداری موسسات مالی موسوم به بدون مجوز اعتراض دارند. علت ان این است که حکومت مجوز این اقدام بدون مجوز را به نزدیکانی داده بود که این موسسات را تاسیس کنند. اینها نزدیکان روسای جمهوری نادلخواهی مثل هاشمی و خاتمی و روحانی نیستند وگرنه تابه حال این افراد هزار بار به خاطرش توبیخ و رسوا شده بودند. بنابراین در ته ذهن مردم، این حکومت است که مسئول این کلاهبرداری است.
مردم به تصمیمات کشوری مانند تقسیمات استانی اعتراض دارند و به خیابان میآیند زیرا تصمیم را کسانی در مراکزی با درهای بسته میگیرند، بدون زمینهچینی و مشورت با شهروندان مناطق.
کشاورزان به خیابان میآیند، چون حکومت نمیتواند در برابر یک دوره خشکسالی در یک کشور نیمه صحرایی سیاست درستی اتخاذ کند و تقسیم آب را به شکل منطقی و با اقناع شهروندان ذینفع انجام دهد.
شهروندان در اعتراض به بسته شدن یک مرز به خیابان میآیند، زیرا حکومت در تصمیمات سیاسی خود وقعی به اوضاع اقتصادی و ویرانی معیشت شهروندان وابسته به مراوده مرزی نمیگذارد. علت ان این است که تصمیمها دفعتا و بدون مشورت و بحث ناشده در رسانهها اعلام میشوند و توجیهی برای آنها مشاهده نمیشود.
کارگران واحدهای صنعتی به خیابانها میریزند، چون حکومت و دولت عاجزند از مدیریت یک خصوصیسازی سنجیده که به حل مشکل صنایع بینجامد و نه به تعمیق بحران آن. نکته جالب این است که کارگران علیرغم قرار داشتن در آستانه بیرون آمدن از کارخانهها، در رویارویی با شورشهای کور شهری تحریک نمیشوند و به این گونه تحرکات (مانند شورش دی ماه گذشته) نمیپیوندند: همه ایرانیها به شکایت از حکومت به خیابان میآیند، اما شورشگرانه رفتار نمیکنند. قاعدتا حکومت هم باید در برابر این امتناع هوشمندانه، ظرفیتهای خود را افزایش دهد.
نمونههای ذکر شده، فقط مواردی را در بر میگیرد که طی سال جدید روی دادهاند. و هر کدام ممکن بوده به زنجیرهای از حوادث ناخوشایند منتهی شود. حوادثی که مدتهاست همه در ایران از آنها هراس دارند. حکومت رقیب سیاسی خود یعنی اصلاحطلبان را بهرهبردار خرابکاریهای خود میداند و در رویارویی با این حضورهای خیابانی دنبال ردپایی جز عملکرد خودش میگردد. اما هیچکس از نفت ریختن به آتشهایی که رفتار حکومت پدید میآورد سود نمیبرد. اصلاحطلبان همواره بر لزوم عقلانیت حکومت در تصمیمگیری و واکنش در برابر مسائل و رخدادها تاکید دارند. این سیاستی تغییرناپذیر است.
🆔 @jameeno
🔹مردم را چه کسی به خیابان میآورد؟
▫️شورای سردبیری: چه کسی مردم را به خیابان میکشد؟ پاسخی مطایبهآمیز برای این پرسش وجود دارد: کسی که نمیخواهد مردم به خیابان بیایند! به زبان ساده، حکومتها میل به داشتن شهروندانی آرام و سر به زیر دارند اما مرتکب اعمالی میشوند که نارضایتی تولید میکند و مردم را برای اعتراض به خیابان میکشاند.
شاید این حرف در خیلی از نقاط جهان مصداق چندانی نداشته باشد ولی در کشور ما، مردم به خیابان نمیآیند مگر حکومت آنها را وادار کرده باشد. مردم ما معمولا برای همراهی با کمپینهای جهانی به خیابان نمیآیند و حضورهایی نیز که با تبلیغات دولتی و با بسیج نیروهای تحت امر حکومت رخ میدهند، هدف تبلیغاتی دولتی را دارند. بنابراین در کشور ما، به خیابان آمدن شهروندان بر اساس اراده خودشان، فقط برای اعتراض به نتایج رفتار حکومت صورت میگیرد.
فهرست این رفتار بالا بلند است: مردم به کلاهبرداری موسسات مالی موسوم به بدون مجوز اعتراض دارند. علت ان این است که حکومت مجوز این اقدام بدون مجوز را به نزدیکانی داده بود که این موسسات را تاسیس کنند. اینها نزدیکان روسای جمهوری نادلخواهی مثل هاشمی و خاتمی و روحانی نیستند وگرنه تابه حال این افراد هزار بار به خاطرش توبیخ و رسوا شده بودند. بنابراین در ته ذهن مردم، این حکومت است که مسئول این کلاهبرداری است.
مردم به تصمیمات کشوری مانند تقسیمات استانی اعتراض دارند و به خیابان میآیند زیرا تصمیم را کسانی در مراکزی با درهای بسته میگیرند، بدون زمینهچینی و مشورت با شهروندان مناطق.
کشاورزان به خیابان میآیند، چون حکومت نمیتواند در برابر یک دوره خشکسالی در یک کشور نیمه صحرایی سیاست درستی اتخاذ کند و تقسیم آب را به شکل منطقی و با اقناع شهروندان ذینفع انجام دهد.
شهروندان در اعتراض به بسته شدن یک مرز به خیابان میآیند، زیرا حکومت در تصمیمات سیاسی خود وقعی به اوضاع اقتصادی و ویرانی معیشت شهروندان وابسته به مراوده مرزی نمیگذارد. علت ان این است که تصمیمها دفعتا و بدون مشورت و بحث ناشده در رسانهها اعلام میشوند و توجیهی برای آنها مشاهده نمیشود.
کارگران واحدهای صنعتی به خیابانها میریزند، چون حکومت و دولت عاجزند از مدیریت یک خصوصیسازی سنجیده که به حل مشکل صنایع بینجامد و نه به تعمیق بحران آن. نکته جالب این است که کارگران علیرغم قرار داشتن در آستانه بیرون آمدن از کارخانهها، در رویارویی با شورشهای کور شهری تحریک نمیشوند و به این گونه تحرکات (مانند شورش دی ماه گذشته) نمیپیوندند: همه ایرانیها به شکایت از حکومت به خیابان میآیند، اما شورشگرانه رفتار نمیکنند. قاعدتا حکومت هم باید در برابر این امتناع هوشمندانه، ظرفیتهای خود را افزایش دهد.
نمونههای ذکر شده، فقط مواردی را در بر میگیرد که طی سال جدید روی دادهاند. و هر کدام ممکن بوده به زنجیرهای از حوادث ناخوشایند منتهی شود. حوادثی که مدتهاست همه در ایران از آنها هراس دارند. حکومت رقیب سیاسی خود یعنی اصلاحطلبان را بهرهبردار خرابکاریهای خود میداند و در رویارویی با این حضورهای خیابانی دنبال ردپایی جز عملکرد خودش میگردد. اما هیچکس از نفت ریختن به آتشهایی که رفتار حکومت پدید میآورد سود نمیبرد. اصلاحطلبان همواره بر لزوم عقلانیت حکومت در تصمیمگیری و واکنش در برابر مسائل و رخدادها تاکید دارند. این سیاستی تغییرناپذیر است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹مردم را چه کسی به خیابان میآورد؟ ▫️شورای سردبیری: چه کسی مردم را به خیابان میکشد؟ پاسخی مطایبهآمیز برای این پرسش وجود دارد: کسی که نمیخواهد مردم به خیابان بیایند! به زبان ساده، حکومتها میل به داشتن شهروندانی آرام و سر به زیر دارند اما مرتکب اعمالی…
Audio
🔹هشتاد و چهارمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را چه کسی به خیابان میآورد؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را چه کسی به خیابان میآورد؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
#الف
🔹عاقبت بیطرفی
▫️شورای سردبیری: حدود دوسال پیش، هنگامی که استفاده روسها از پایگاه های نظامی ایران آشکار شد، همه نظرها به اصل ۱۴۶ قانون اساسی معطوف شد که چنین استفاده ای را منع میکند. نارضایتی ایران از افشای این موضوع و جمع کردن سریع آن باعث شد بحث های صورت گرفته در باره این حضور تعمیق پیدا نکنند. دروواقع موضوع فقط از جنبه حقوقی و سیاست بین الملل مورد بررسی قرار گرفت و علل بنیادین بروزاین واقعه و ماهیت آن مغفول ماند و بررسی نظری نشد. .
به لحاظ تاکتیکی، این همکاری که در اوج جنگ علیه داعش صورت گرفت کار درست و موجهی در چارچوب سیاست خارجی کشور بود. اما از جنبه نظری و استراژی کلان(یعنی, فارغ از دوره جنگ با داعش و ضرورتهای آن)، نه توجیهی وجود داشت و نه کسی تلاش کرد در باره نتایج روندی که به آن همکاری منتهی شد و یا منتهی میشد ارزیابی های نظری ارائه دهد. این کار را فراموش کرده ایم.
ریشه های ضرورتی که برای بررسی موضوع از جنبه نظری وجود دارد به لحاظ تاریخی کاملا مشخص هستند. رقابت های انگلیسی ها، پرتغالی هاو فرانسوی ها بر سر ایران و مواضع و رفتار های شاهان ایران از دوران صفویه دربرابر این رقابت، در دوره قاجار ابعاد ملی پیدا کرد و رقابت بین روسیه و بریتانیا با تقسیم شدگی ایرانی ها همراه شد. اصطلاحاتی مثل آنگلوفیل و روسوفیل در توصیف همین دوپارگی باب شد و البته با معنای بد. آنهایی که با این شیوه از دیدن جهان مخالف بودند آنرا به عنوان یکی از مسائل اصلی سیاست ایران می یافتند که جامعه و سیاستمداران ایرانی با آن روبرویند.
در نهایت،راه حل این مساله و رفع دوپارچگی ملی در آغاز دوران جنگ سرد توسط محمد مصدق نخست وزیر " ملی بالذات" ایران یافته شد: بیطرفی مثبت . چیزی در حد فاصله و نزدیکی توامان با دو جناح قدرتمند بین المللی که زاده شرایط پس از جنگ جهانی دوم بودند. این تز فارغ از درستی یا نادرستی در آزمون زمان خوردگی، سیاست ملی دوران مصدق را شکل داد و ایرانی ها آن را موثر و رضایت بار مییافتند .
در دوران پس از انقلاب ،به دلایلی آشکاربرای اهل تاریخ ، این تز با ماهیت موازنه منفی و شعار " نه غربی، نه شرقی" سیاست خارجی را ساختار داد و بنیان نظری آن همان بود که از دوران قاجار تغییر نکرده بود : سایه هراس آور روسیه را با رفتن به زیر بیرقش نمیتوان دور کرد، با دشمن او نیز نمیتوان متحد شد. ایران به علت موقعیت سوق الجیشی خود باید نوعی موازنه مرکب با ماهیت همزیستی باقدرتمندان جهان برقرار کند تا استقلال خودرا در دراز مدت ایمن بیابد. شواهد کنونی نشان میدهد از این مسیر فاصله گرفته ایم.
باتوجه به این مبانی و سوابق، برای موقعیت و مسیری که در آن قرار داریم باید توصیفی مبتنی بر نظریه داشته باشیم. شاید دیگر موقعیتی مثل رویارویی با تهدید داعش پیش نیاید و نیازی به این بحث ها نباشد، شاید تهدیدی بزرگتر پدید آید و فرصت امتحان ما ومتحدین ما فراهم شود. میخواهیم چه کنیم؟ جمهوری اسلامی دریک بلوکبندی محتمل تازه کجا خواهد ایستاد تا گامی خلاف منافع ملی ناشی از موقعیت ژئو پولتیک کشور بر ندارد؟
🆔 @jameeno
🔹عاقبت بیطرفی
▫️شورای سردبیری: حدود دوسال پیش، هنگامی که استفاده روسها از پایگاه های نظامی ایران آشکار شد، همه نظرها به اصل ۱۴۶ قانون اساسی معطوف شد که چنین استفاده ای را منع میکند. نارضایتی ایران از افشای این موضوع و جمع کردن سریع آن باعث شد بحث های صورت گرفته در باره این حضور تعمیق پیدا نکنند. دروواقع موضوع فقط از جنبه حقوقی و سیاست بین الملل مورد بررسی قرار گرفت و علل بنیادین بروزاین واقعه و ماهیت آن مغفول ماند و بررسی نظری نشد. .
به لحاظ تاکتیکی، این همکاری که در اوج جنگ علیه داعش صورت گرفت کار درست و موجهی در چارچوب سیاست خارجی کشور بود. اما از جنبه نظری و استراژی کلان(یعنی, فارغ از دوره جنگ با داعش و ضرورتهای آن)، نه توجیهی وجود داشت و نه کسی تلاش کرد در باره نتایج روندی که به آن همکاری منتهی شد و یا منتهی میشد ارزیابی های نظری ارائه دهد. این کار را فراموش کرده ایم.
ریشه های ضرورتی که برای بررسی موضوع از جنبه نظری وجود دارد به لحاظ تاریخی کاملا مشخص هستند. رقابت های انگلیسی ها، پرتغالی هاو فرانسوی ها بر سر ایران و مواضع و رفتار های شاهان ایران از دوران صفویه دربرابر این رقابت، در دوره قاجار ابعاد ملی پیدا کرد و رقابت بین روسیه و بریتانیا با تقسیم شدگی ایرانی ها همراه شد. اصطلاحاتی مثل آنگلوفیل و روسوفیل در توصیف همین دوپارگی باب شد و البته با معنای بد. آنهایی که با این شیوه از دیدن جهان مخالف بودند آنرا به عنوان یکی از مسائل اصلی سیاست ایران می یافتند که جامعه و سیاستمداران ایرانی با آن روبرویند.
در نهایت،راه حل این مساله و رفع دوپارچگی ملی در آغاز دوران جنگ سرد توسط محمد مصدق نخست وزیر " ملی بالذات" ایران یافته شد: بیطرفی مثبت . چیزی در حد فاصله و نزدیکی توامان با دو جناح قدرتمند بین المللی که زاده شرایط پس از جنگ جهانی دوم بودند. این تز فارغ از درستی یا نادرستی در آزمون زمان خوردگی، سیاست ملی دوران مصدق را شکل داد و ایرانی ها آن را موثر و رضایت بار مییافتند .
در دوران پس از انقلاب ،به دلایلی آشکاربرای اهل تاریخ ، این تز با ماهیت موازنه منفی و شعار " نه غربی، نه شرقی" سیاست خارجی را ساختار داد و بنیان نظری آن همان بود که از دوران قاجار تغییر نکرده بود : سایه هراس آور روسیه را با رفتن به زیر بیرقش نمیتوان دور کرد، با دشمن او نیز نمیتوان متحد شد. ایران به علت موقعیت سوق الجیشی خود باید نوعی موازنه مرکب با ماهیت همزیستی باقدرتمندان جهان برقرار کند تا استقلال خودرا در دراز مدت ایمن بیابد. شواهد کنونی نشان میدهد از این مسیر فاصله گرفته ایم.
باتوجه به این مبانی و سوابق، برای موقعیت و مسیری که در آن قرار داریم باید توصیفی مبتنی بر نظریه داشته باشیم. شاید دیگر موقعیتی مثل رویارویی با تهدید داعش پیش نیاید و نیازی به این بحث ها نباشد، شاید تهدیدی بزرگتر پدید آید و فرصت امتحان ما ومتحدین ما فراهم شود. میخواهیم چه کنیم؟ جمهوری اسلامی دریک بلوکبندی محتمل تازه کجا خواهد ایستاد تا گامی خلاف منافع ملی ناشی از موقعیت ژئو پولتیک کشور بر ندارد؟
🆔 @jameeno
🔻به مناسبت اول ماه می، روز جهانی کارگر
🔹فعالیت سندیکایی "غیرقانونی" نیست...
واکاوی چالشهای فراروی فعالیت صنفی کارگران ایران، در گفتگو با کاظم فرجاللهی فعال صنفی کارگری
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: موضوع فعالیت آزادنه تشکلهای کارگری و چالشهای فراروی فعالیت آنان در ایران سالهاست مورد توجه فعالین کارگری است. در این میان آنچنان که قوانین بینالمللی تاکید میکنند، اصول آزادی انجمن، بخش مهم همکاریهای سهجانبه میان کارفرمایان، کارگران و دولت به شمار میرود که در اساسنامه سازمان بینالمللی کار و در ساختارهای مربوط به آن مطرح شده است. بر این اساس قوانین و مقررات داخلی کشورهای عضو سازمان بینالمللی کار (ILO) باید با اصول مقاولهنامههای بنیادین و سایر مقاولهنامههای بینالمللی پذیرفته شده از سوی آن کشورها منطبق شود. با این حال خودداری ایران از پیوستن به مقاولهنامههای 87 و 98 سازمان بینالمللی کار که ناظر بر آزادی تشکلهای کارگری و پیمانهای دستهجمعی است و همچنین روند ناظر بر فعالیت تشکلهای صنفی مستقل کارگران نشان میدهد، فعالیت صنفی کارگران در ایران با چالشهایی روبروست. جامعه کارگری به صورت رسمی عملا به سه تشکل شورای اسلامی کار، انجمن اسلامی و انجمن صنفی محدود شدهاند که اقتضائات قانونی ، آنها را به تشکلهایی دولت ساخته تبدیل کرده است.
در گفتگوی پیشرو ضمن بررسی ابعاد مختلف چالشهای فراروری فعالیت صنفی تشکلهای کارگری در ایران، با کاظم فرجاللهی فعال صنفی و صاحبنظر در حوزه کارگری به شناسایی راهکارها و ظرفیتهای قانونی پیشبرد فعالیتهای صنفی و مستقل کارگران پرداختهایم. او ضمن نقد سازوکار قانونی تشکیل انجمنهای صنفی دولت ساخته، به ظرفیتهای قانونی تشکیل سندیکاها یا اتحادیهها اشاره میکند و میگوید: سندیکاها، به لحاظ عرف بینالمللی، خارج از حوزه نفوذ و دخالت دولت و کارفرماها هستند پس میتوانند به طور بالقوه نمایندگان کارگران باشند به شرط آنکه سازو کار درونیشان بر مبنای اصول دموکراتیک باشد.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Razzaghi-04-30
🔹فعالیت سندیکایی "غیرقانونی" نیست...
واکاوی چالشهای فراروی فعالیت صنفی کارگران ایران، در گفتگو با کاظم فرجاللهی فعال صنفی کارگری
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: موضوع فعالیت آزادنه تشکلهای کارگری و چالشهای فراروی فعالیت آنان در ایران سالهاست مورد توجه فعالین کارگری است. در این میان آنچنان که قوانین بینالمللی تاکید میکنند، اصول آزادی انجمن، بخش مهم همکاریهای سهجانبه میان کارفرمایان، کارگران و دولت به شمار میرود که در اساسنامه سازمان بینالمللی کار و در ساختارهای مربوط به آن مطرح شده است. بر این اساس قوانین و مقررات داخلی کشورهای عضو سازمان بینالمللی کار (ILO) باید با اصول مقاولهنامههای بنیادین و سایر مقاولهنامههای بینالمللی پذیرفته شده از سوی آن کشورها منطبق شود. با این حال خودداری ایران از پیوستن به مقاولهنامههای 87 و 98 سازمان بینالمللی کار که ناظر بر آزادی تشکلهای کارگری و پیمانهای دستهجمعی است و همچنین روند ناظر بر فعالیت تشکلهای صنفی مستقل کارگران نشان میدهد، فعالیت صنفی کارگران در ایران با چالشهایی روبروست. جامعه کارگری به صورت رسمی عملا به سه تشکل شورای اسلامی کار، انجمن اسلامی و انجمن صنفی محدود شدهاند که اقتضائات قانونی ، آنها را به تشکلهایی دولت ساخته تبدیل کرده است.
در گفتگوی پیشرو ضمن بررسی ابعاد مختلف چالشهای فراروری فعالیت صنفی تشکلهای کارگری در ایران، با کاظم فرجاللهی فعال صنفی و صاحبنظر در حوزه کارگری به شناسایی راهکارها و ظرفیتهای قانونی پیشبرد فعالیتهای صنفی و مستقل کارگران پرداختهایم. او ضمن نقد سازوکار قانونی تشکیل انجمنهای صنفی دولت ساخته، به ظرفیتهای قانونی تشکیل سندیکاها یا اتحادیهها اشاره میکند و میگوید: سندیکاها، به لحاظ عرف بینالمللی، خارج از حوزه نفوذ و دخالت دولت و کارفرماها هستند پس میتوانند به طور بالقوه نمایندگان کارگران باشند به شرط آنکه سازو کار درونیشان بر مبنای اصول دموکراتیک باشد.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Razzaghi-04-30
Telegraph
Razzaghi
به مناسبت اول ماه می، روز جهانی کارگر فعالیت سندیکایی “غیرقانونی” نیست.. واکاوی چالش های فراروی فعالیت صنفی کارگران ایران، در گفتگو با کاظم فرج اللهی فعال صنفی کارگری؛ لیلارزاقی: موضوع فعالیت آزادنه تشکل های کارگری، و چالشهای فراروری فعالیت آنان در ایران…
#خبر_فوری
دادسرای فرهنگ و رسانه: کلیه ارائهدهندگان خدمات دسترسی به #اینترنت کشور خصوصاً شرکت ارتباطات زیرساخت و اپراتورهای تلفن و دارندگان پروانه ارائه خدمات ارتباطات ثابت مکلفند از تاریخ ۹۷/۰۲/۱۰ نسبت به اعمال #مسدودسازی کامل سایت و اپلیکیشن #تلگرام اقدام نمایند. / میزان
🆔 @jameeno
دادسرای فرهنگ و رسانه: کلیه ارائهدهندگان خدمات دسترسی به #اینترنت کشور خصوصاً شرکت ارتباطات زیرساخت و اپراتورهای تلفن و دارندگان پروانه ارائه خدمات ارتباطات ثابت مکلفند از تاریخ ۹۷/۰۲/۱۰ نسبت به اعمال #مسدودسازی کامل سایت و اپلیکیشن #تلگرام اقدام نمایند. / میزان
🆔 @jameeno
جامعه نو
#خبر_فوری دادسرای فرهنگ و رسانه: کلیه ارائهدهندگان خدمات دسترسی به #اینترنت کشور خصوصاً شرکت ارتباطات زیرساخت و اپراتورهای تلفن و دارندگان پروانه ارائه خدمات ارتباطات ثابت مکلفند از تاریخ ۹۷/۰۲/۱۰ نسبت به اعمال #مسدودسازی کامل سایت و اپلیکیشن #تلگرام اقدام…
همراهان گرامی جامعۀ نو، نظر به انتشار اخباری پیرامون مسدود شدن قریب الوقوع تلگرام طی ساعات آتی، از شما عزیزان دعوت میکنیم در صورت عدم دسترسی به کانال جامعۀ نو، از طریق سایت جامعۀ نو به نشانی:
www.jameeno.com
و توئیتر به آدرس:
http://Twitter.com/JameenoDaily
ما را دنبال کنید. همچنین یادآور میشویم کانال جامعۀ نو کماکان، و تا زمانی که مقدور باشد، به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
🆔 @jameeno
www.jameeno.com
و توئیتر به آدرس:
http://Twitter.com/JameenoDaily
ما را دنبال کنید. همچنین یادآور میشویم کانال جامعۀ نو کماکان، و تا زمانی که مقدور باشد، به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
🆔 @jameeno
Twitter
جامعه نو (@JameenoDaily) | Twitter
The latest Tweets from جامعه نو (@JameenoDaily). رسانه روزنامهنگاران مستقل ایران. Islamic Republic of Iran
#الف
🔹مانیفست زنده است ؟
▫️شورای سردبیری: دوماه پیش، مدیر اکسفام نتایج یک بررسی را اعلام کرد: ۸۲ در صد از ثروت جهان در اختیار فقط یک درصد از جمعیت جهان است . هرچند تعداد دستمزد بگیران جهان مشخص نیست، اما از همین رقم میتوان نتیجه گرفت سرمایه هایی که از طریق ترکیب با نیروی انسانی به تولید ثروت مشغولند در دست نسبت بسیار ناچیزی از جمعیت جهان است و حجم نیروی دستمزد بگیر جهان ، اعم از کارگران و کارمندان(یقه آبی ها و یقه سفید ها ،بقول ادبیات اقتصادی)در حال افزایش است. آنها در حال فتح جهانند ، به سبب نسبت جمعیتی خود !
اما جهان از نظر دارایی و سرمایه کماکان در حال افزایش نابرابری قرار دارد. دستمزد بگیران از یکسو بابرخورداری از منافع پیشرفتهای فناوری و افزایش بهره وری نیروی کار از سطح رفاه بیشتری برخوردار میشوند و نسلهای سعادتمندتری به جا میگذارند، و از سوی دیگراز منافع تولید ثروت و رفاه به شکل ناعادلانه تری برخوردار میشوند. بدینسان است که تاریخ در حال باز تولید خود در هزاره سوم است : سرقت ارزش افزوده ادامه دارد ، و.... آیا آن مانیفست معروف هنوز زنده نیست؟
زنده است و متحد شدن حاصل از تپیدن نبض ان را میتوان نه در اهتزاز پرچمهای سرخ و اعتصاب هاو راهپیمایی های شورشگرانه خیابانی، که در اوجگیری مطالباتی بسیار فراتر از افزایش دستمزد و کاهش ساعات فعالیت نیروی کار جستجو کرد و دید: در تمنای برابری شهروندی، در مطالبه آزادی فردی و حکومت مصلحانه، در درخواست شان اجتماعی، و البته در تقاضای افزایش دستمزد. حتی در تقاضای صلح و توقف غارت محیط زیست. اقشار مختلف یک جبهه جهانی،(مرکب از لایه کارگر، زحمتکشان روستایی، و کارمندان شهری) در هزاره سوم یک طبقه اند شامل ۹۹ در صد مردم جهان، که بخش خرده مالک آن فقط۱۸ درصد از دارایی ها را در اختیار دارد، در برابر یک درصدی که ۸۲ درصد ثروت جهان را مالک شده است. حالا، این موقعیت قانونی اما نا عادلانه ، در مبارزه ای آشکار، فزاینده وهوشمندانه در سطحی جهانی به چالش کشیده شده است. مانیفست ، در نسخه قرن بیست و یکمی خود زنده است.
🆔 @jameeno
🔹مانیفست زنده است ؟
▫️شورای سردبیری: دوماه پیش، مدیر اکسفام نتایج یک بررسی را اعلام کرد: ۸۲ در صد از ثروت جهان در اختیار فقط یک درصد از جمعیت جهان است . هرچند تعداد دستمزد بگیران جهان مشخص نیست، اما از همین رقم میتوان نتیجه گرفت سرمایه هایی که از طریق ترکیب با نیروی انسانی به تولید ثروت مشغولند در دست نسبت بسیار ناچیزی از جمعیت جهان است و حجم نیروی دستمزد بگیر جهان ، اعم از کارگران و کارمندان(یقه آبی ها و یقه سفید ها ،بقول ادبیات اقتصادی)در حال افزایش است. آنها در حال فتح جهانند ، به سبب نسبت جمعیتی خود !
اما جهان از نظر دارایی و سرمایه کماکان در حال افزایش نابرابری قرار دارد. دستمزد بگیران از یکسو بابرخورداری از منافع پیشرفتهای فناوری و افزایش بهره وری نیروی کار از سطح رفاه بیشتری برخوردار میشوند و نسلهای سعادتمندتری به جا میگذارند، و از سوی دیگراز منافع تولید ثروت و رفاه به شکل ناعادلانه تری برخوردار میشوند. بدینسان است که تاریخ در حال باز تولید خود در هزاره سوم است : سرقت ارزش افزوده ادامه دارد ، و.... آیا آن مانیفست معروف هنوز زنده نیست؟
زنده است و متحد شدن حاصل از تپیدن نبض ان را میتوان نه در اهتزاز پرچمهای سرخ و اعتصاب هاو راهپیمایی های شورشگرانه خیابانی، که در اوجگیری مطالباتی بسیار فراتر از افزایش دستمزد و کاهش ساعات فعالیت نیروی کار جستجو کرد و دید: در تمنای برابری شهروندی، در مطالبه آزادی فردی و حکومت مصلحانه، در درخواست شان اجتماعی، و البته در تقاضای افزایش دستمزد. حتی در تقاضای صلح و توقف غارت محیط زیست. اقشار مختلف یک جبهه جهانی،(مرکب از لایه کارگر، زحمتکشان روستایی، و کارمندان شهری) در هزاره سوم یک طبقه اند شامل ۹۹ در صد مردم جهان، که بخش خرده مالک آن فقط۱۸ درصد از دارایی ها را در اختیار دارد، در برابر یک درصدی که ۸۲ درصد ثروت جهان را مالک شده است. حالا، این موقعیت قانونی اما نا عادلانه ، در مبارزه ای آشکار، فزاینده وهوشمندانه در سطحی جهانی به چالش کشیده شده است. مانیفست ، در نسخه قرن بیست و یکمی خود زنده است.
🆔 @jameeno
🔹وزیر ارتباطات در واکنش به فیلترینگ تلگرام:
دسترسی شهروندان به منابع اطلاعات، توقفناپذیر است
▫️صادقزنگنه / جامعه نو: آذریجهرمی در پاسخ به فیلترینگ تلگرام خود تحريمی از دنيای نوين را، موجب عقب عقبماندگی دانست و اظهار داشت: نرمافزارهای جایگزین، شناسايی و جريان آزاد اطلاعات، مجدداً فعال و در گردش خواهد بود.
پس از ماهها انتظار بالاخره تلگرام فیلتر شد. تلاشها برای ماندن یا راندن این پیامرسان محبوب بالا و پایین بسیار داشت. در آخرین واکنشها حسن روحانی، رئیسجمهوری، بدون نام بردن از تلگرام، تلویحا به عدم فیلترینگ، این پیامرسان اشاره کرده و گفته بود: رفع انحصار و کمک به تقویت پیامرسانهای داخلی به معنای محدودسازی سایر شبکههای اجتماعی نیست. مردم حق انتخاب دارند و میتوانند توأمان در شبکههای مختلف اجتماعی فعالیت داشته باشند.
او همچنین گفته بود: دولت دوازدهم از فضای مجازی و امکان دسترسی و برقراری ارتباط مردم، حراست خواهد کرد.
اما تلگرام فیلتر شد، آن هم نه به دست بالاترین مقام مسوول قوای دیگر، بلکه به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تهران. یعنی زیرمجموعهای از قوه قضاییه. گویا فیلترکنندگان میخواهند این پیام را منتقل کنند که بخشهای پاییندستی ما قویتر از دولت و وزارتخانههای آن است.
همچنین فیلترینگ، نه بهصورت درخواست از وزارت ارتباطات بلکه بهشکل تهدیدآمیز به شرکتهای زیر نظر این وزارتخانه نیز ابلاغ شده است که این موضوع هم امری غیرمعمول و خارج از عرف است.
در پاسخ به این موضوع، وزیر ارتباطات، طی پیامی شماتتآمیز در توییتر، خطاب به فیلترکنندگان گفت: دسترسی شهروندان به منابع اطلاعات، توقف ناپذير است؛ هر چند استفاده از يك نرمافزار متوقف شود. نرمافزارهای بديل، شناسايی و جريان آزاد اطلاعات، مجدداً فعال و در گردش خواهد بود. اين خاصيت و لازمهی دسترسی آزاد به اطلاعات در عصر ارتباطات است.
او افزود: فناوری، به خودی خود، نه مجرم است نه مفسد و نه منحرف؛ اين بشر است كه با استفاده نادرست از آن، جرم يا فساد در فضای زندگی مجازی را ترویج میکند؛ چندان كه در فضای واقعی نيز چنين میكند كه امريست گريزناپذير و علیحده.
توسعه فناوری نيز پيوسته و توقف ناپذیر است، چرا که مكث در اين مسير پرجنب و جوشِ لايتناهی، آنهم در روزگار سرعت تكنولوژی، بس سخت و مستصعب است و خود تحريمی از دنيای نوين عقبماندگی را بهدنبال خواهد داشت.
آذریجهرمی در این پیام سیاستگذاری برای رسانههای نوین و به رسمیت شناختن آنها در جهت پاسداشت حقوق شهروندان، نيازمند اقدامی عاجل دانست و اظهار داشت كه این سیاستگذاری تعارض کشور با شبکههای اجتماعی را کاهش و باعث وحدت عمومی و مانع سلب اعتماد خواهد شد
وی اظهار داشت: در این میان نباید از عدم وجود استانداردی جهانی برای حفظ حاکمیت کشورها در نرمافزارهای فضای مجازی گذشت، این تعارضی است که برای اکثر کشورها وجود دارد.
حال باید منتظر ماند و دید که رئیسدولت دوازدهم چگونه از قول خود دربارهی حراست از فضایمجازی و امکان دسترسی و برقراری ارتباط، دفاع میکند.
🆔 @jameeno
دسترسی شهروندان به منابع اطلاعات، توقفناپذیر است
▫️صادقزنگنه / جامعه نو: آذریجهرمی در پاسخ به فیلترینگ تلگرام خود تحريمی از دنيای نوين را، موجب عقب عقبماندگی دانست و اظهار داشت: نرمافزارهای جایگزین، شناسايی و جريان آزاد اطلاعات، مجدداً فعال و در گردش خواهد بود.
پس از ماهها انتظار بالاخره تلگرام فیلتر شد. تلاشها برای ماندن یا راندن این پیامرسان محبوب بالا و پایین بسیار داشت. در آخرین واکنشها حسن روحانی، رئیسجمهوری، بدون نام بردن از تلگرام، تلویحا به عدم فیلترینگ، این پیامرسان اشاره کرده و گفته بود: رفع انحصار و کمک به تقویت پیامرسانهای داخلی به معنای محدودسازی سایر شبکههای اجتماعی نیست. مردم حق انتخاب دارند و میتوانند توأمان در شبکههای مختلف اجتماعی فعالیت داشته باشند.
او همچنین گفته بود: دولت دوازدهم از فضای مجازی و امکان دسترسی و برقراری ارتباط مردم، حراست خواهد کرد.
اما تلگرام فیلتر شد، آن هم نه به دست بالاترین مقام مسوول قوای دیگر، بلکه به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تهران. یعنی زیرمجموعهای از قوه قضاییه. گویا فیلترکنندگان میخواهند این پیام را منتقل کنند که بخشهای پاییندستی ما قویتر از دولت و وزارتخانههای آن است.
همچنین فیلترینگ، نه بهصورت درخواست از وزارت ارتباطات بلکه بهشکل تهدیدآمیز به شرکتهای زیر نظر این وزارتخانه نیز ابلاغ شده است که این موضوع هم امری غیرمعمول و خارج از عرف است.
در پاسخ به این موضوع، وزیر ارتباطات، طی پیامی شماتتآمیز در توییتر، خطاب به فیلترکنندگان گفت: دسترسی شهروندان به منابع اطلاعات، توقف ناپذير است؛ هر چند استفاده از يك نرمافزار متوقف شود. نرمافزارهای بديل، شناسايی و جريان آزاد اطلاعات، مجدداً فعال و در گردش خواهد بود. اين خاصيت و لازمهی دسترسی آزاد به اطلاعات در عصر ارتباطات است.
او افزود: فناوری، به خودی خود، نه مجرم است نه مفسد و نه منحرف؛ اين بشر است كه با استفاده نادرست از آن، جرم يا فساد در فضای زندگی مجازی را ترویج میکند؛ چندان كه در فضای واقعی نيز چنين میكند كه امريست گريزناپذير و علیحده.
توسعه فناوری نيز پيوسته و توقف ناپذیر است، چرا که مكث در اين مسير پرجنب و جوشِ لايتناهی، آنهم در روزگار سرعت تكنولوژی، بس سخت و مستصعب است و خود تحريمی از دنيای نوين عقبماندگی را بهدنبال خواهد داشت.
آذریجهرمی در این پیام سیاستگذاری برای رسانههای نوین و به رسمیت شناختن آنها در جهت پاسداشت حقوق شهروندان، نيازمند اقدامی عاجل دانست و اظهار داشت كه این سیاستگذاری تعارض کشور با شبکههای اجتماعی را کاهش و باعث وحدت عمومی و مانع سلب اعتماد خواهد شد
وی اظهار داشت: در این میان نباید از عدم وجود استانداردی جهانی برای حفظ حاکمیت کشورها در نرمافزارهای فضای مجازی گذشت، این تعارضی است که برای اکثر کشورها وجود دارد.
حال باید منتظر ماند و دید که رئیسدولت دوازدهم چگونه از قول خود دربارهی حراست از فضایمجازی و امکان دسترسی و برقراری ارتباط، دفاع میکند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹مانیفست زنده است ؟ ▫️شورای سردبیری: دوماه پیش، مدیر اکسفام نتایج یک بررسی را اعلام کرد: ۸۲ در صد از ثروت جهان در اختیار فقط یک درصد از جمعیت جهان است . هرچند تعداد دستمزد بگیران جهان مشخص نیست، اما از همین رقم میتوان نتیجه گرفت سرمایه هایی که از…
Audio
🔹هشتاد و پنجمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: مانیفست زنده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: مانیفست زنده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸حمله به خودرو وزیر خارجه در دانشگاه امیرکبیر!
▫️جامعه نو: محمدجواد ظریف در دانشگاه امیرکبیر با انتقاد از برخی رسانهها گفت: «نباید اعتماد به نفس مردم را هر روز توسط برخی از رسانهها نابود کنیم. باید به مردم امید و اعتماد بدهیم. دونالد ترامپ در زمان تبلیغات انتخاباتی بارها تاکید کرد، اولین کارش این است که برجام را نابود کند ولی اکنون دو سال است که نتوانسته این کار را بکند.»
وزیر امور خارجه در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به سخنان بنیامین نتانیاهو در ارتباط با فعالیتهای هستهای ایران و ادعاهای او گفت: «نتانیاهو تئاتر مسخرهای را اجرا کرد و آمریکاییها نیز تاکنون هر نوع تئاتر مسخرهای که میتوانستند اجرا کنند، اجرا کردند ولی تاکنون نتوانستند کاری را انجام دهند.»
ظریف با بیان اینکه این مردم هستند که آینده را تعیین میکنند، افزود: «چرا به مردم میگویید کدام دیوانهای است که بیاید در ایران سرمایهگذاری کند؟ چرا زمینه فرار سرمایه از کشور را فراهم میکنید؟ چرا به مردم عزت نفس نمیدهید؟ این دعواهای سیاسی داخلی چه فایده و چه ارزشی دارد جز ضعف اعصاب و فشار، چرا عدهای به خاطر آن منافع ملی را زیر پا میگذارند؟»
به گزارش"جامعه نو"برخی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر پس از پایان سخنرانی وزیر خارجه به اتومبیل ظریف حمله کرده اند.یکی از دانشجویان در توییتر خود می نویسد "عوامل نزدیک به انجمن مستقل و بسیج دانشجویی با حرمت شکنی با مشت و لگد به خودرو وزیر آسیب رسانده اند"حملات سازمان یافته در روزهای حساس تصمیم گیری ترامپ درباره برجام نسبت به ظریف به شکل قابل توجهی افزایش داشته است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: محمدجواد ظریف در دانشگاه امیرکبیر با انتقاد از برخی رسانهها گفت: «نباید اعتماد به نفس مردم را هر روز توسط برخی از رسانهها نابود کنیم. باید به مردم امید و اعتماد بدهیم. دونالد ترامپ در زمان تبلیغات انتخاباتی بارها تاکید کرد، اولین کارش این است که برجام را نابود کند ولی اکنون دو سال است که نتوانسته این کار را بکند.»
وزیر امور خارجه در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به سخنان بنیامین نتانیاهو در ارتباط با فعالیتهای هستهای ایران و ادعاهای او گفت: «نتانیاهو تئاتر مسخرهای را اجرا کرد و آمریکاییها نیز تاکنون هر نوع تئاتر مسخرهای که میتوانستند اجرا کنند، اجرا کردند ولی تاکنون نتوانستند کاری را انجام دهند.»
ظریف با بیان اینکه این مردم هستند که آینده را تعیین میکنند، افزود: «چرا به مردم میگویید کدام دیوانهای است که بیاید در ایران سرمایهگذاری کند؟ چرا زمینه فرار سرمایه از کشور را فراهم میکنید؟ چرا به مردم عزت نفس نمیدهید؟ این دعواهای سیاسی داخلی چه فایده و چه ارزشی دارد جز ضعف اعصاب و فشار، چرا عدهای به خاطر آن منافع ملی را زیر پا میگذارند؟»
به گزارش"جامعه نو"برخی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر پس از پایان سخنرانی وزیر خارجه به اتومبیل ظریف حمله کرده اند.یکی از دانشجویان در توییتر خود می نویسد "عوامل نزدیک به انجمن مستقل و بسیج دانشجویی با حرمت شکنی با مشت و لگد به خودرو وزیر آسیب رسانده اند"حملات سازمان یافته در روزهای حساس تصمیم گیری ترامپ درباره برجام نسبت به ظریف به شکل قابل توجهی افزایش داشته است.
🆔 @jameeno