جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹راه کاراکاس از دمشق می‌گذرد

▫️شورای سردبیری: بالکانیزه شدن، سوریه‌ای شدن‌، ونزوئلایی شدن. اینها الگوهایی برای پیش‌بینی تحولات آتی ایران بوده‌اند یا هستند که هر کس به فراخور اطلاعات یا تصورات خود آنها را پرورده و عرضه کرده و یا درست پنداشته است. از میان آنها، پیشرانه ابتلا به اولی، تعارضات قومی است، دومی دخالت خارجی، و سومی، اقتصاد نفتی بعلاوه حکومت رانتیر. به عقیده شما کدام الگو به ما نزدیکتر است؟

بدون شک سومی. ایران و ونزوئلا شباهت‌های بسیاری به یکدیگر دارند: اتکا به درآمد نفتی؛ وجود حکومت پوپولیستی؛ مردمسالاری نیم‌بند؛ و استفاده از خصومت ایالات متحده به عنوان ملات وحدت ملی. ....البته چند خصلت مشترک دیگر جا افتاد: تورم بالا ، بی‌ارزش شدن پول در بازار جهانی پول، و افلاس دولت. میتوانستیم صفات مشترک دیگری هم برشماریم، ولی کافی است. بنابراین محتمل هست ونزوئلایی بشویم .

همه داستانهایی که درباره وخیم بودن اوضاع ونزوئلا می‌گویند حقیقت ندارد، همانطور که درباره ما یا کره و یا حتی آمریکا. ولی روند هایی که اقتصاددان ها درباره برخی کشورها توصیف می‌کنند درست است ومبنای علمی دارد. ظرفیت و توان اقتصادها در زمینه شکنندگی و خارج شدن متغیرها از کنترل، محدود است و برخی سقوط‌ها را با گذشتن از یک آستانه، دیگر نمی‌توان جلو گرفت . رکود چنین خصلتی دارد و از نقطه‌ای به بعد حکم دومینو را پیدا می‌کند. کاهش ارزش پول نیز به همین‌سان .در واقع، دوره های رکود و رونق طبیعی اقتصاد، گاهی به دلایلی مانند بی واکنشی دولتها ممکن است به ایستایی دچار شده و تعمیق منجر به سقوط یابند. پدید آمدن چنین موقعیتی در اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران و ونزوئلا بسیار محتمل است. ما البته با ونزوئلا یک تفاوت هم داریم: وفاداری به پوپولیستها. ونزوئلا بیش از بیست سال است توسط پوپولیستها اداره میشود،ذولی ما تحمل احمدی‌نژاد دیگری را بعد از دوره ۸ ساله او نداشتیم. البته تفاوت عمده‌ای نیست ولی قابل توجه هست.

مسئولیت بستن راه کشور به سوی این سرازیری پرشیب به سمت ونزوئلایی شدن با دولت است. طی سه ماه گذشته البته چنین نبوده و مصالح اقتصادی دولت در این دوران پر خطر، با مصالح سیاسی- امنیتی حکومت (که با دانش کافی هم صورتبندی نشده بود) آمیخته شد. دولت باید بعد از این مقاومت کند. تصمیم اقتصادی را امنیتی‌ها نباید بگیرند. اگر با آنها باشد، گرفتاری‌های بازی در سوریه را آنقدر تعمیق میکنند که از دمشق، یکراست به کاراکاس برویم . باید مهار اقتصاد را از آنها بگیرید و به دست اقتصاددانها بدهید.

اوضاع اقتصادی، هم در عرصه کارکردهای دولت و هم دربخش گذران مردم به شدت بد و بی‌ریخت است، اما قرار نیست ما اعلام کنیم پایان جهان فرا رسیده است. تحولات دارند سرعت می‌گیرند ولی دولت هنوز مسلط است و سوار. دهنه و افسار این بی مهار را باید محکم بگیرد وگرنه حرف آنها که از ونزوئلایی شدن می‌گویند درست درمی‌آید.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔺صحنه آرایی های خطرناک ۲۳ خرداد ۹۷

🖌محمد احسانی


▫️جامعه نو: نه سال پیش میرحسین موسوی در ۲۳ خرداد ۸۸ گفت "تسلیم این صحنه آرایی های خطرناک نخواهم شد"
با گذشت آنهمه تب و تاب و به ویژه با شرایط ویژه کنونی لازم دانستم چند نکته را بنویسم:

نخست اینکه این جمله نه تنها یک مساله سیاسی و جناحی نبوده و نیست بلکه به مهمترین دکترین سیاست امنیتی جمهوری اسلامی اشاره دارد. مساله امنیت ملی که در آن گروههای داخلی به خودی و غیر خودی تقسیم میشوند و تمامی گروهها با معیار وفاداری سنجیده میشوند، مسلم مینماید که گروههای حاکم بر قدرت نسبت به صف بندی در مقابل همه آنچه غیر خودی و نا وفادار مینمایند، بپردازند.

دوم آنکه با وجود تاکید مصرح قانون اساسی در عدم دخالت نیروهای نظامی در امور سیاسی، گروههای بسیار زیادی تحت عنوان حفاظت و صیانت از اصل انقلاب؛ تاب تحمل نظرات مخالف را نداشته و با شدیدترین برخوردها نسبت به مخالفان عمل مینمایند. شاهد این مدعا نیز در دی ماه ۹۶ نیز با صف بندی عظیم نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی مشهود بود.

سومین تاکید این گزاره کمی انتزاعی است. بر اساس نظریات جامعه شناسی سیاسی یکی از نشانه های توتالیتاریسم این است که تمامی گروههای اجتماعی و سیاسی در کشوری پس از مدتی فعالیت، نقش برانداز به خود میگیرند. در شکل دهی جنبشهای اجتماعی سالهای اخیر ایران از قبیل زنان دانشجویان معلمین کارگران و .... بسیاری گروهها نقش داشتند اما مهمترین عامل سوق دهنده این گروهها به سوی مخالفت و تقابل، همین دکترین امنیتی نظام بوده و هست. دکترین امنیتی که با صحنه آرایی های خطرناک همه گروهها را برانداز، اپوزسیون و فریب خورده خارجی ها میداند.

اما چهارمین نتیجه سخن؛ نتیجه ای عرضی است که به سبب گذشت بیش از نه سال امروز شاهد آنیم که ایران به دلیل سیاست های امنیتی در داخل و خارج به حکومتی تنها، منزوی و شکننده تبدیل شده است.
واقعیت آن است که از دی ۹۶ تا امروز علنا مرز روشنی میان مردم و حکومت برقرار شده و از آن روز که ترامپ از برجام خارج شد روز به روز ایران از کشورهای بیشتری جدا شد و می شود.
امنیت ملی ما نه با حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد تامین میشود نه با انزوای بین المللی. ما صحنه های امنیتی خود را مکررا اشتباه می آراییم. طرحی نو باید درانداخت.

🆔 @jameeno
🔸در نقد و حاشیه های یک نامه با صد امضا

🖌صدرا آقاسی؛ دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تبریز

▫️جامعه نو: اخیرا جمعی از کنشگران اصلاح‌طلب در نامه‌ای به سید محمد خاتمی، از او به عنوان شخص محوری اصلاح‌طلبان خواسته‌اند که به ضعف‌های ساختاری جبهه اصلاحات توجه و درصدد رفع آنان برآید.
با اتکا به شناخت نزدیک از قسم قابل توجهی از دوستانی که نامه را امضا کرده‌اند شکی بر احساس مسئولیت مدنی و اعتقاد بر مرام دموکراسی‌خواهی آنان وارد نیست. اکنون سوال این است که اصلاحات در کدام سمت و سو در حرکت است که جمعی مجبورا صدای نقدهای آرام درون گروهی را بلندتر می‌کنند تا با نامه‌ای‌ سرگشاده طنین‌انداز شود‌. چندی قبل نیز جمعی اصلاح‌طلبان سرشناس آذربایجان با محتوای مسایل منطقه‌ای در نامه‌ای به آقای خاتمی، نقدهای خود را مطرح کرده بودند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/reform-06-13


🔹سیل بند نظام کجاست؟

شورای سردبیری: اگر کسی می‌خواهد دنبال مدرکی برای اثبات بی‌پشم بودن کلاه دولت بگردد، لازم نیست راه دوری برود. مدت‌هاست در هریک از محلات تهران دفتری کوچک باز شده است که به طور رسمی نمی‌گوید دفتر فروش شرکت‌های خودروساز است، اما وقتی سازوکار فروش و تحویل خودرو را در آنها نگاه می‌کنی، شکی باقی نمی‌ماند که دفتر فروش کارخانه ها هستند؛ به قیمت بازار!
می‌توان با این مشکلی نداشت. درستش همین است که کارخانه‌های تولیدکننده کالاهای غیرحیاتی، چه دولتی و چه خصوصی در قیمت گذاری محصولات خود آزاد باشند و تعادل عرضه و تقاضا و قیمت گذاری بازار را تنظیم کند. مسأله این است که دولت نمی‌تواند این اصل ساده را در بخش خودرو و رابطه آن با مصرف کننده جاری سازد و دولت نمی‌تواند اصل ساده ممنوعیت دور زدن دولت و اعتبارش را جاری سازد، و دولت نمی‌تواند در مقابل وسوسه و تقاضای کنترل و قیمت‌گذاری مقاومت کند و دولت نمی‌تواند کارخانه‌هایی را که در آنها دست برتر را دارد کنترل کند و...
جالب این است که قانونگذار هم نمی‌تواند از وسوسه کشیدن فریاد "لنگش کن" از کنار گود بگذرد. امروز نمایندگان مجلس"کلهم اجمعین" یعنی با ۲۷۰ امضا به دولت فرمودند قیمت خود رو را کنترل کن. فقط مانده دادستان تهران یا یک مقام قضایی دیگر که بیاید وسط و سهم آن یکی قوه را هم ادا کند. کشور را دارد سیل ترس از آینده می‌برد، دولت (که آن هم دیروز جلسه مبسوطی در این باره داشت) و سایر قوا بازیچه مدیرانی هستند که خودشان در صنایع کاشته‌اند و اکثرا هم در شمار ارادتمندان خالص و خودی حکومت هستند.
پرسشی می‌توان کرد. سیستمی که در میانه این وضعیت از پس دست نشاندگانش بر نمی‌آید، چگونه می‌تواند میلیونها کنش‌گر اقتصادی خرد و صاحب منافع و ده‌ها میلیون شهروند ترسیده از فردا و نگران کم شدن دارایی‌هایش را به رفتار درست و نابحران‌زای اقتصادی و معیشتی هدایت کند؟ واقعا کار سختی است.

🆔 @jameeno
📎این یادداشت پیرو بازنشر نامه فعالان اصلاح طلب به سیدمحمد خاتمی در مورد "ضرورت اصلاح اصلاحات" منتشر می‌شود.

🔺بازنشستگی؛ سرنوشت دایمی اصلاح‌طلبان

🖌ساسان آقایی

▫️جامعه نو: در ایران 76 دو پارادایم فکری، سیاسی، عملی، جدی و گسترده وجود داشت؛ محافظه‌کاران «خواهان وضع موجود» و مدافعان «تغییر وضع موجود» که بعدها اصلاح‌طلبان نام گرفتند. نزاع اصلی سیاست میان این دو نگرش رخ داد و به پیروزی ناگهانی گروه دوم انجامید. سیاست اما پیوسته در تغییر و دگردیسی‌ست؛ اتحادها موقتی، ائتلاف‌ها ناپایدار و دوستی‌ها و دشمنی‌ها در آن سینوسی‌ست، هیچ قانونی در آن عمری جاودان ندارد، پس نادیده‌گرفتن این واقعیت که صف‌بندی ۲ دهه پیش سیاست ایران به کار تحلیل امروز نمی‌آید یک اشتباه گزاف و راهبردی اما به نظر تعمدی‌ست. آن دسته‌بندی اکنون سال‌هاست از اعتبار افتاده و تهی از هر حقیقت، جعلی‌ست. نه دیگر رقیب محافظه‌کار ۷۶ آن «دیو دوسر مولد وحشت» است و نه اصلاح‌طلبان دیروز، امروز به «تغییر وضع موجود» باور دارند؛ آن‌ها اکنون خود جزیی از پارادایم «حفظ وضع موجود» و حتی بلندترین بلندگوی بیرونی آن هستند. مرزبندی آن‌ها با دیگر مدافعان وضع موجود تنها در این چکیده شده که «وضع موجود» چگونه باید حفظ شود تا دوام بیش‌تری یابد، دامنه‌ی تغییری که می‌جویند نیز به‌شدت «دفرمه‌شده» و خالی از هر محتوا و اصالت است، با مطالبه‌های حقیقی مردم هم نسبتی برقرار نمی‌کند؛ یک انتزاع تقلیل‌گرای گاه ذلت‌بار. به همین دلیل تنها اهرم در تمام سال‌های اخیر برای برتری در رقابت سیاسی، ترساندن مردم است و بس. از بین رفتن این اهرم دست‌کم در میان مدت به افزایش نرخ بیکاری در اردوگاه اصلاحات خواهد انجامید. در سوی دیگر نیز مرزهای کم‌رنگ و خودساخته‌ی تمایز سیاسی آن‌ها با بخش مهمی از رقبای گذشته‌شان در اردوگاه محافظه‌کاران، چنان بی‌مایه و نخ‌نماست که در عمل از میان رفته و بر جایش یک ائتلاف نانوشته و نامرئی نشسته. الگویی که آن‌ها برای حفظ وضع موجود پیشنهاد می‌دهند، به شکلی پراگماتیستی‌تر و کارآمدتر از سوی چهره‌های معتمدتر در حاکمیت مانند ناطق‌نوری و علی لاریجانی عملیاتی می‌شود؛ چهره هایی که کمابیش الگوی «روحانی» شدن را دنبال می‌کنند؛ به نظر نمی‌آید اصلاح‌طلبان حتی با وجود تجدیدنظرطلبی بی‌مرز در مبانی اصلاحات -که در سال ۷۶ به آن باور داشتند- و خود را به کف مرداب تقلیل‌گرایی کوفتن، حتی از سوی حاکمیت، و چه بسا از سوی هم‌پیمان «فرضی» خود یعنی دولت به بازی گرفته شوند؛ آن‌ها بازیگرانی بدون مهره و زمین بازیند!
در شرایطی چنین فلاکت‌بار، آشکار است که اصلاح‌طلبان از بن‌بست سیاسی گرفتار در آن به هراس افتاده‌اند. اگر در گذشته این مزیت نسبی را داشتند که دست‌کم بلندگوی بخشی از مطالبه‌های مردم باشند، امروز حتی از حرف زدن درباره‌ آن وحشت دارند؛ حالا کسانی مانند علی مطهری پیدا شده‌اند که این نقش را هم ایفا می‌کنند. سردرگمی در برابر رویدادهای بزرگ این روزهای ایران مانند اعتراض‌های دی‌ماه، جنبش زنان، وضع نابه‌سامان اقتصاد، دیپلماسی فشل، برجام پرپر و ... به آشکار شدن ماهیت «وضع موجودطلب» اصلاح‌طلبان انجامیده که نمود بارزی در موضع‌گیری‌هاشان دارد؛ برخی از اینان در وضع موجودطلبی تا آن‌جا پیش رفته‌اند که گاه حتا از صاحبان وضع موجود نیز پیشی گرفته‌اند! به این ترتیب هرچند نمی‌توان کتمان کرد که وضع‌موجودطلبان ریش‌تراشیده و تکنوکرات هنوز سازمان اجتماعی موثری در اختیار دارند که تنفسی مصنوعی به این بیمارِ دارای حیات نباتی می‌بخشد اما با تبدیل اصلاح‌طلبانِ دیروز به هواخواهانِ استمرار وضع موجود، این جریان آخرین کارویژه‌ها‌‌ی خود را از دست داده است. شاید برای نخستین بار نشانه‌های احتضار این بیمار بر چهره‌ی آبله‌گون و شرمگین آن‌ هویدا شده و حیات سیاسی این جریان به‌راستی به خطر افتاده مگر نوش‌دارویی پیش از مرگ سهراب کارگر افتد. این نوش‌داروی موثر شاید این باشد که دیگربار مرزهای رادیکالیسم در سیستم چنان فزونی و قدرت گیرند که فاصله‌ معنادار تاکتیکی میان الگوهای «حفظ وضع موجود» پدیدار شود، در غیر اینصورت اگر معدل عقل معاش سیستم در حدود همین شش سال اخیر حفظ شود، بازنشستگی سیاسی و دایمی، تنها سرنوشت اصلاح‌طلبان است.

🆔 @jameeno
🔺نقدی بر نامه ۱۰۰ نفره به آقای خاتمی

🖌ابوالحسن علی‌قارداشی

▫️جامعه نو: نفس انتشار چنین نامه‌هایی در عرصه عمومی و بیان دغدغه‌های مبتلابه نسل جدید اصلاح طلبان و تحول خواهان (خود را یکی از آنها میدانم) که همگی سابقه مشخص سیاسی و شفاف اصلاح‌طلبی دارند و در این راه هزینه‌های زیادی متحمل شده اند قطعاً به تنویر افکار عمومی ، شفاف‌سازی صف بندی‌های سیاسی موجود کمک زیادی خواهد کرد .
نقد و تکمله نگارنده بدون اینکه بخواهد راهکاری ارائه شده در متن نامه را تخطئه کند قصد دارد راهکارهای دیگری پیشنهاد کند .
1- اولین گام شفاف سازی وضع موجود است. ترکیب شورای عالی سیاستگزاری چگونه است؟ افراد نهادها و احزاب عضو این شورا چه کسانی هستند؟ مکانیسم انتخاب اشخاص و نهاد ها سیاسی و مدنی در این شورا چگونه است ؟ وزن سیاسی افراد و نهادهای سیاسی در این شورا چگونه سنجیده می‌شود؟
بی شک پاسخ به این پرسش‌ها و اعلام آنها سبب افزایش اعتماد عمومی می شود از طرفی اعلام آنها در عرصه عمومی کاستی‌های این شورا را عیان ومباحثه عمومی سبب کاهش کاستی‌ها می‌شود .
2- دربیانه آمده است که "عملکرد شورا ، ساختار و ترکیب آن " دچار نقص و ضعف جدی است . اما مشخصاً اشاره نشده است که چه نقایصی دارد و یا ضعف هایش چیست ؟ در این مورد به کلی گویی بسنده شده است . انتظار این است که ضعف‌ها و نقایص این شیوه‌ها بدون پرده‌پوشی و رودربایستی اعلام گردد تا دیگران در اصلاح فرآیند آن مشارکت کنند . به نظر می رسید ساختار غیر دموکراتیک و انتخابات مبتنی بر شیخوخیت آفتی است بر این ساختار. ناگفته پیداست اگر این ساختار مشمول اصلاحات جدی نشود علاوه برهدر رفت اعتبار اجتماعی در انتخابات 98 مجلس و 1400 رایست جمهوری دچار خسارات جدی خواهیم شد .
3- جرات داشته باشیم و برای اولین بار از شیخوخیت و ریش‌سفیدی به نهادسازی و شفاف‌سازی و سیستم‌باوری عبور کنیم . با نهایت احترام و امتنان برای همه بزرگان اصلاح طلب از صدر دوم خرداد 76 تا ذیل انتخابات ریاست جمهوری 96 به اطلاع میرساند که این وضعیت دیگر جوابگو نیست . در نامه به ساختار جبهه ای اشاره شده است اما هنوز معلوم نیست این جبهه حول اشخاص می گردد یا حول اهداف؟ به عنوان اولین گام اعلام اصول، اهداف و محورهای مورد توافق این جبهه بدون هرگونه ملاحظه‌ای خاص الزامی است. این روش قطعا در بازگشت اعتماد متزلزل شده مردم موثر خواهد بود.
4- در متن نامه به درستی اشاره شده است که "اصلاح‌طلبی" به اصلاح‌طلبان بوروکرات جذب قدرت تقلیل پیدا کرده است . انگار "اصلاح‌طلبی" به برداشت قطعه‌ای از کیک قدرت بسنده کرده و راضی شده و از هدف غایی‌اش که تغییر مدام و حرکت به سوی جامعه ای مبتنی بر دمکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون ، تقویت جامعه مدنی و تساوی حقوق همه آحاد ملت دور شده است و مفاهیمی از این دست نزد این افراد کابردی ابزارنگارانه دارد نه غایت گرایانه.
با صدای بلند به بورکرات ها و مجریان مجذوب قدرت بایست گفت تا مکانیسمی شفاف و مبتنی بر انتخاب اصلاح طلبان فعال (فارغ از سن و سال) بوجود نیاید ، این دولت ، دولت مستعجل است و مردم چک سفید امضا و عقد اخوت دائمی با شما نبسته‌اند . اگر کوچکترین خطا و فسادی در شما یا مجموعه اصلاح طلب ببینند از شما عبور خواهند کرد و نیز اصلاح‌طلبان .
شرط لازم برای اینکه مدیران و صاحبان قدرت برآمده از رای ملت احساس بی نیازی نکنند و از بدنه جامعه ایزوله نشوند، این است که نظارت مستمر توسط احزاب و نهاد های مدنی که سازوکار آن کاملاً تعریف شده، شفاف شده، اعلام شده و اهداف آن مشخص شده صورت گیرد .
این نهادها و احزاب به هیچ عنوان نباید به اشخاص فروکاسته شوند چرا که اگر این اتفاقات رخ دهد فاشیسم ، فساد، یکه سالاری و خویشاوند سالاری نتایج بلافصلش خواهد بود .
با توجه به موارد فوق پیشنهاد می‌شود:

- احزاب مدعی اطلاح‌طلبی مانیفست دقیق خود را منتشر کنند و نسبت خود را با وقایع جاری و بعضاً غامض روشن کنند. (وقایعی نظیر جنبش سبز، اعتراضات دی ماه96 و... )
- اعضا و وزن احزاب و اشخاص در جبهه اصلاح‌طلبان کاملا شفاف اعلام شود.
- سازوکار انتخاب اعضای شورای سیاست گزاری در معرض افکار عمومی قرار گیرد و از حالت محفلی خارج شود.
- سیاست انتخاب افراد برای نامزدی انتخابات ادوار مختلف توسط شورای سیاستگزاری دقیقا اعلام عمومی شود. (مردم نامحرم نبودند و نیستند یادمان باشد!)
- از افراد، اشخاص ، نهادها و احزاب ساکن و ساکت که جز صفت اصلاح‌طلبی هیچ کنش سیاسی مشخص ندارند یا در معرض افکار قرار نداده اند استفاده نشود .
- رسیدن به قدرت سیاسی فلسفه وجودی همه احزاب است اما رسیدن به قدرت بدون برنامه و مانیفست مشخص وبا هر ترفندی ولو استحاله غایات اصلاح‌طلبانه چه در حوزه کنش چه در حوزه روش مطلقاً اصلاح‌طلبی محسوب نمی‌شود.

🆔 @jameeno
#یادداشت‌منتخب

مباحثات/یادداشت وارده

✔️ عید فطر و رؤیت هلال؛ ماجرای بی‌پایان

«مرتضی اکبری»

🔹 همیشه در آغاز و پایان ماه رمضان بحث امکان و عدم امکان رؤیت هلال ماه نو و آغاز ماه جدید داغ می‌شود. اما چه چیزی باعث این همه اختلاف نظر و عدم توان تعیین آغاز ماه می‌شود؟ بسیاری می‌پرسند چرا با وجود پیشرفت علم نجوم، مؤمنین به داده‌های نجومی استناد نمی‌کنند؟ بسیاری از فقها فتوا داده‌اند که اگر با داده‌های نجومی یقین به آغاز ماه حاصل شود، می‌تواند معیار عمل قرار گیرد؛ پس چرا این مشکل همچنان پابرجاست و همچنان در تعیین آغاز ماه دچار مشکلیم؟

🔹 ریشه این مشکل برمی‌گردد به معیار تعیین آغاز ماه. معیار تعیین آغاز ماه رؤیت و یا حداکثر امکان رؤیت هلال ماه است؛ نه حلول و تولد ماه نو؛ و چون مؤلفه‌های متعدد و متغیری چون فاصله و جدایی زاویه‌ای خورشید و ماه، ارتفاع از افق، فاصله غروب خورشید تا غروب ماه و سن و ضخامت هلال در بررسی امکان رؤیت‌پذیری هلال دخیل هستند، پیش‌بینی قطعی امکان رؤیت هلال در هلال‌های بحرانی( یعنی هلال‌هایی که سن و ضخامت آن‌ها بسیار پایین است) تقریباً ممکن نیست. بنابراین امکان استناد به گفته منجمین در این امر ممکن نیست.

🔹 با توجه به تعدد و تغییر مؤلفه‌های مؤثر در امکان رؤیت‌پذیری هلال، ممکن است هلالی در سن ۸ ساعت و حتی کم‌تر هم رؤیت شود، ولی هلال دیگری با سن بالای ۲۴ ساعت رؤیت نشود. مثلاً همین امروز در بیست و هشتم رمضان ۱۴۳۹ ساعت ۱۲ ظهر که این یادداشت را می‌نویسم، هلال ماه شوال متولد شده است؛ ولی به‌علت غروب ماه پیش از غروب خورشید، نه‌تنها امکان رؤیت آن در غروب امشب وجود ندارد، حتی ممکن است فرداشب نیز رؤیت نشود. پس تا معیار آغاز ماه بر اساس رؤیت باشد، این اختلافات پابرجا خواهد بود و باعث رنجش مؤمنین و وهن دین.

🔹 اما علت و چاره کار در چیست؟ علت در یک نکته است؛ معیار فقها در تعیین آغاز ماه، سنت دینی سلف است که آغاز ماه را با رؤیت تعیین می‌کردند. اما پرسش این‌جاست که آیا مؤمنین سلف در قرون گذشته، امکاناتی جز چشم و رؤیت برای تعیین اول ماه داشتند؟ پاسخ واضح است؛ رؤیت تنها امکان و ابزار تعیین آغاز ماه بود. پس امروز می‌توان از امکانات و ابزارهای جدید و از داده‌های علم نجوم در تعیین آغاز ماه استفاده کرد. بدین ترتیب که حلول و تولد ماه نو را معیار قرار داد و هر قسمت از کره زمین که وارد شب شد، در آن‌جا آغاز ماه محسوب شود؛ بدین ترتیب هم وحدت رویه حاکم می‌شود و هم از تعیین روزهای مختلف برای آغاز و پایان ماه جلوگیری می‌شود و در عرض ۲۴ ساعت تمام مناطق کره زمین وارد ماه جدید می‌شود.

🔹 در پایان تذکر چند نکته برای تایید و استحکام بحث لازم است:
۱. از آن‌جا که تقویم قمری با غروب خورشید و آغاز شب شروع می‌شود، حلول یا رؤیت صبحگاهی نمی‌تواند معیار عمل قرار گیرد (در حالی‌که اخیراً برخی فقها هلال صبحگاهی را نیز معتبر دانسته‌اند)؛
۲. این‌که برخی فقها اشتراک افق و اشتراک شب را برای آغاز ماه معتبر می‌دانند، مطابق مبنای رؤیت‌پذیری مورد قبول خودشان، نادرست است؛ چرا که اولاً حلول یا رؤیت در مناطقی که غروب آن بعد از غروب ما اتفاق می‌افتد، نمی‌تواند عطف بما سبق شده و معیار عمل ما باشد. ثانیاً به‌علت انحراف و زاویه محور زمین، امکان رؤیت‌پذیری هلال ماه بر روی نقشه‌های رؤیت‌پذیری کره زمین، بر روی خطی منحنی و مورب سیر می‌کند و معیار قراردادن نصف النهارها، و اشتراک افق خورشید، در مبنای رؤیت‌پذیری هلال کاملاً غلط است. در واقع در نقشه‌های رؤیت‌پذیری هلال، به علت زاویه محور زمین، نصف‌النهارها تعیین‌کننده نیستند؛ بلکه مختصات مجموعه نصف‌النهار و مدار تعیین‌کننده است.

🔹 پس در شرایط امروزین و با توجه به پیشرفت‌های علم نجوم و امکانات در دسترس، و بر اساس مبنای تقویم قمری در تاریخ‌گذاری بر اساس غروب آفتاب، باید به داده‌های قطعی علم نجوم در تولد ماه جدید اعتنا کرد و هر قسمت از کره زمین که بعد از تولد ماه جدید وارد شب شد، از ماه جدید محسوب شود.

🆔 @jameeno

http://mobahesat.ir/16330
🔻🔻🔻
@mobahesatmagz
#گزارش_روزنامه‌نگار_مهمان

🔹در پی تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانش‌آموزان باز هم این مسئله مطرح شده است:

🔸گزینش سیاسی و عقیدتی مهم‌تر است یا سلامت روان و کارآیی تخصصی

🖌سارا جمال‌آبادی / روزنامه‌نگار

▫️ جامعه نو: هر زمان که در مورد کادر آموزشی در مدارس، مشکلی چون تعرض ناظم مدرسه پسرانه­ در تهران به دانش‌آموزان، یا معاون پرورشی در آبادان و... پیش می‌آید این سؤال برای بسیاری، خصوصاً افرادی که در گزینش آموزش وپرورش رد شده‌اند – و البته بارها اعلام‌شده تعدادشان بسیار کم و در حد ۲ درصد مردودی است!- مطرح می­شود که واقعاً گزینش­های صورت گرفته برای مدارس چه سهمی در شناسایی صلاحیت و عدم صلاحیت روانی و علمی افراد دارند؟ گزینش­هایی که عمدتاً عقیدتی و سیاسی است و گذشته از فلسفه درست و غلط بودنشان، حتی در همین دو زمینه هم نمی­توانند به‌درستی و کامل ادعای شناسایی افراد را داشته باشند.

قصه طولانی است، تکراری است اما آشنا؛ آشنایی که مزه زخم می‌دهد. هر بار که پای حادثه‌هایی چون تعرض به دانش‌آموزان – در هر سطحی و هر شیوه‌ای- مطرح می‌شود؛ این سؤال را به وجود می‌آورد که واقعاً نیازی به‌گزینش درست معلم و مربی مطرح نیست؟! و واقعاً آن عده از کسانی که در آموزش‌و‌پرورش به رویشان بسته می‌شود با مهر گزینش، جایشان را چه کسانی پر می‌کنند با چه مهرهای تأییدی؟!

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/School-06-14-2
▫️طرح‌جلد شماره اخیر #اکونومیست: کیم‌جونگ پیروزشد

🔺اکونومیست: ترامپ در نشست اخیر نشان داد پیش‌ازهرچیز یک شومن است

پ.ن: خطای تعمدی کاربرد Won بجای Un در نام رهبرکره‌شمالی قابل‌تأمل‌ است
🆔 @jameeno
▫️جامعه‌نو: تیم‌ملی روسیه در بازی افتتاحیه جام‌جهانی، تیم عربستان را با نتیجه ۵ بر ۰ مغلوب کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: ‏برای هواداران تیم‌های ملی که در استادیوم‌ها حضور ندارند، جایگاهی برای تماشای بازی فراهم شده است. حضور هواداران تیم‌ملی ایران در جایگاه طرفداران، در مقابل دانشگاه مسکو چشم‌گیر است.
🍀جامعه نو درگذشت دکتر محمدامین قانعی‌راد، رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران را به جامعه علمی و دانشگاهی تسلیت می‌گوید.

راهش استوار

یادش سبز
🆔 @jameeno
#الف

♦️موشکها را بفروشید به دانالد!

▫️شورای سردبیری: بسیار پیش از آنکه کره‌شمالی رفتار خود را تغییر دهد و شیوه دیگری پیش گیرد، الگوی ما بوده است. بعید است هیچ کشوری در جهان آن را الگوی خود قرار دهد، ولی برای کشور ما الگو بوده است. برای محافظه‌کاران اقتدارگرا الگوی مبارزه با ایالات متحده و برای اصلاح‌طلبان آینه عبرت.

حالا و پس از تحولات بسیار قابل توجه در رویکرد کره شمالی، موقعیت این کشور برای اصلاح‌طلبان کماکان همان آینه عبرت است، ولی شیوه توجه رسانه‌های اقتدارگرای انعکاس‌دهنده دیدگاه‌های حکومت به این کشور به شدت دچار نوسان و تناقض و تعارض است. قبلا نماد مقاومت و خودکفایی و سابقه ایستادگی و از همه مهمتر مظهری از توان یک حکومت برای نگه داشتن توده روی ریل وفاداری بی‌قید و شرط به خود بود و پس از تکامل بمب هسته‌ای و افزایش برد موشکهای آن به مدرک تائید چیزی تبدیل شد که ته دل اقتدارگرایان برای آن غنج میزد: گذاشتن یک بمب هسته‌ای و چند موشک دوربرد روی میز و بعد پرسیدن احوال جهان. فردای روزی که کیم جونگ اون برای مذاکره با ایالات متحده ابراز آمادگی کرد، تیتر صفحه اول یک نشریه به اصطلاح اصولگرا این بود: "رهبر کره شمالی با بمب هسته‌ای به میز مذاکره بازگشت". سایر رسانه‌های هم‌خط نیز کمابیش همین مفهوم را القا میکردند: برای موفقیت در برابر قدرتهای جهانی، باید قوی باشی (که حکم درستی است) و بمب اتم روی میز بگذاری (که برداشت خطایی است).

با گذشت زمان و عمیق شدن گرایش کیم تا حد ملاقات با ترامپ، این ترس که لابد می‌خواهد بمبش را در برابر لغو تحریمها بفروشد و به جایش پذیرش جهانی و توسعه اقتصادی بخرد، رسانه‌نویس‌ها و پیشوایان آنها را به اندیشه چگونگی برخورد با این پدیده تازه فرو برد. اول ناباوری و متوسل شدن به این پیش‌بینی که ملاقاتی در کار نخواهد بود، کیم به دانالد اطمینان نمیکند، ترامپ حرفی برای گفتن ندارد و...

حالا که ملاقات انجام شده‌، اغتشاش تحلیلی به اوج رسیده. از یک طرف درباره اینکه کره شمالی برنده مذاکره است حرف می‌زنند و از طرف دیگر درباره اینکه هیچ چیز به دست نیاورده و در آخر ادعا می‌کنند "هسته سخت قدرت هسته‌ای" خود راحفظ کرده و....همین‌طور می‌بافند و می‌بافند و می‌بافند. هیچ کس به خودش نمی‌گوید اصلا مگر ما مجبوریم رفتار آقای کیم را توجیه کنیم؟ علت دیگری دارد؟

این زور زدن تحلیلی در واقع کلنجار ذهنی اقتدارگرایان با خودشان است. رفتار الگویشان در جهتی تغییرات سریع یافته که نادلخواه است. قابل هضم نیست: بمب و موشک را که ساختیم، آخرش باید بدهیم آمریکا که در سواحلمان هتل بسازد و مزاحم توسعه اقتصادی ما نشود؟! مخ آنها در این نقطه داغ می‌کند. کشور را به آستانه سقوط آزاد اقتصادی و انفجار و پاشیدگی اجتماعی کشیده‌اند و حالا می‌بینند کره حتی در موقعیت برابر با ایالات متحده، مانند یک گدای محترم محتاج کمک آن است. از خودشان می‌پرسند ما آخرش چه خواهیم کرد؟ گیج می‌زنند.

می‌توان نصیحتی به آنها داشت و البته به برخی ناظران و رسانه‌های اصلاح‌طلب که آنها نیز آنچه بر کره رفته را با تفسیر به رأی، به پایه نظری تحلیل‌های خود درباره آینده سیاست خارجی کشور قرار می‌دهند. هیچ لزومی ندارد ما سیاست خود را در زمینه هسته‌ای و روابط با ایالات متحده براساس تجربه دیگران قرار دهیم. شرط عقل آن است که در حیات ملی خویش به شرایط خود نگاه کنیم: به آمال و اهداف کلان ملی، به امکانات و توانایی‌ها و شرایط خاص خود در جامعه جهانی، ساختار منطقه‌ای و ژئوپلتیکی که مسلط بر دنیاست و به تجربه‌های بد و منفی و هزینه‌زای پیشین خود. شرط خرد و فرهمندی، جز این نیست.

🆔 @jameeno
#جام_جهانی

▫️جامعه نو: همزمان با آغاز مسابقات جام جهانی 2018، نشریه آتلانتیک مجموعه‌ای عکس منتشر کرده که تصویری از محبوبیت این بازی در سرزمین‌ها و اقلیم‌های مختلف جهان به دست می‌دهد. عکسها به سالهای 2014 تا 2018 تعلق دارند و تصاویری از بازی فوتبال در قطب شمال، جزیره‌ای در سوئیس، زمینی پوشیده به کاه در استاوروپول روسیه، مدرسه‌ای ویران شده در طول آشوبهای سومالی، محلاتی در وانواتو، کنگو، کابل افغانستان، رم ایتالیا، منطقه‌ای ساحلی در تایلند، بام یک برج در ژاپن، جنگلی در آمازون، محله‌ای در هائیتی (در ایام تظاهرات ضددولتی) را نشان می‌دهند. در پست بعدی بینندۀ این عکس‌ها باشید.

🆔 @jameeno