#الف
🔸زندگی یک موجود زیرک!
▫️شورای سردبیری : برای آنها که در روستا زندگی میکنند #خارپشتهای کوچک که به انها جوجه تیغی هم گفته میشود جانوران مفیدی محسوب میشوند. حشره خوارند و بنا بر این ضد آفات کشاورزی اند. این علاقه وجود دارد که #خارپشتها در باغهایمان زندگی کنند . بی آزار و مفید و با نمک هستند و باوجود کوچکی جثه توانایی مواظبت از خودشان را دارند . به گمانم بیشترین تلفاتشان در جاده هاست :شناختی از اتومبیل و سرعت و قدرتش ندارند و در عبور از جاده ها کشته میشوند .
نخستین بار که یکی از انها را در کنار جاده یافتیم در کارتنی گذاشته و به باغ بردیم . چند برگ کاهو برایش انداختیم و منتظر روز بعد شدیم تا در باغ رهایش کنیم . فردا صبح که در کارتن را گشودیم اندکی از کاهو را خورده و در کنج جعبه موضع گرفته بود. اندکی گرد تر در حالت نیمه دفاعی ، و البته غیر تهاجم آمیز . پوزه تماشایی و چشمان نسبتا درشت خود را از میان خارها بیرون گذاشته وبا نگاهی پرسشگر به ما خیره شده بود . راستش نگاهی بیشتر حاکی از ذکاوت داشت تا ترس و هراس . تکان نمیخورد و معلوم بود منتظر است ببیند چه پیش می آید.
او را به محوطه بردیم و روی زمین گذاشتیم تا از استرس تکانهای جعبه در هنگام حمل رها شود . از کنج جعبه تکان نمیخورد . نگاه میکرد و منتظر تغییر بعدی بود . سپس جعبه را برگرداندیم تا راهش به بیرون باز شود . به اهستگی چرخید و در همان کنج و با همان نگاه پرسشگر تامل کرد. اندکی بعد که مطمئن شده بود راه گشوده است با طمانینه راه افتاد و از جعبه بیرون آمد. ایستاد و در حالیکه پشتش را بالا داده ، تیغ هایش را برجسته تر کرده و گوشه چشمش به ما بود اطراف را نگاه کرد و کاوید. سپس به طرف نزدیکترین حصار راه افتاد .دو سه متری رفت، برگشت ، و انگار مطمئن شده باشد پشت سرش راه نیفتاده ایم ، با اطمینان و سرعت بیشتر راه افتاد، از حصار سیمی گذشت، و لابلای بوته ها ناپدید شد .
بعدا او را گاهی در همان اطراف بیرون از حصار می دیدیم. در آستانه شب بیرون میزد و روزها به ندرت دیده میشد .یکبار توله سگی او را بیرون از لانه اش گیر انداخت . سعی میکرد وارسی اش کند ، اما نمیتوانست . به بوته خار گردی شبیه شده بود که گاهی تکان میخورد و جابجا میشد و توله سگ با هر بار دست زدن به ان به عقب میپرید ، ظاهرا تیغها به پنجه اش فرو میرفت.
#خارپشتها هنگامی برای ما جالب و قابل مطالعه شدند که هر بار یکی از انها را پیدا میکردیم و به باغ میبردیم همان داستان ابتدایی تکرار میشد : در مقابل وضع ناشناخته ای که با ان روبرو میشدند و ممکن بود خطرداشته باشد رفتاری کاملا محتاط با موضعی نیمه دفاعی در پیش میگرفتند . معلوم بود به طریقی در حال وارسی ماهیت موضع ما هستند که تاچه حد خصمانه یا بی تفاوت است. در اسارت نمیماندند، و به جایی میرفتند که لابد امن میپنداشتند . بعدا فهمیدیم لانه هایی که حفر میکنند دو ورودی دور از هم دارد که با استراتژی دفاعی آنها همخوان است. مطالعه بیشتر نشان داد دشمنان طبیعی انها که روباه ها و شغالها هستند غالبا در دستیابی به بخش قابل دریدن بدن آنها ناکام میمانند . علت آن همان تیغهای تهدید بار هستند که بر خلاف تصور عامه قدرت پرتاب شدن ندارند اما سلاح دفاعی خوبی محسوب میشوند . سازمان ملل در مطالعات خود آنها را در شمار جانوران دور از خطر انقراض به حساب آورده و در گروه تحت عنوان" کمترین نگرانی "جای داده است. این در حالی است که پرندگان بزرگ بال هم دشمن آنها محسوب میشوند . احتمالا راز در خطر انقراض نبودن انها این است که از درگیری میگریزند و در صورت گیرافتادن در فضای خطر خیز میلشان به در رفتن است و نه درگیر شدن . در باره رفتار آنها بسیار کنجکاوی کردیم که ایا ترسوهستند یا عاقل . معلوم شد هر چند هرکدام یک منطقه شکاردارند که #خارپشت دیگری را در ان شریک نمیکنند، اما در مجموع در کنار یکدیگر به مسالمت زندگی میکنند . خشونتشان را فقط میشد در فیلمهاوهنگام حمله به مارهای کوچکی که بخشی از خوراک انها را تشکیل میدهند شاهد بود . سازمان ملل نیازی به نگرانی در باره انها ندیده و برای بقای انها تلاشی نمیکند ، و ما علتی برای ان یافته ایم: #خارپشتها موجوداتی عاقل و زیرکند.
🆔 @jameeno
🔸زندگی یک موجود زیرک!
▫️شورای سردبیری : برای آنها که در روستا زندگی میکنند #خارپشتهای کوچک که به انها جوجه تیغی هم گفته میشود جانوران مفیدی محسوب میشوند. حشره خوارند و بنا بر این ضد آفات کشاورزی اند. این علاقه وجود دارد که #خارپشتها در باغهایمان زندگی کنند . بی آزار و مفید و با نمک هستند و باوجود کوچکی جثه توانایی مواظبت از خودشان را دارند . به گمانم بیشترین تلفاتشان در جاده هاست :شناختی از اتومبیل و سرعت و قدرتش ندارند و در عبور از جاده ها کشته میشوند .
نخستین بار که یکی از انها را در کنار جاده یافتیم در کارتنی گذاشته و به باغ بردیم . چند برگ کاهو برایش انداختیم و منتظر روز بعد شدیم تا در باغ رهایش کنیم . فردا صبح که در کارتن را گشودیم اندکی از کاهو را خورده و در کنج جعبه موضع گرفته بود. اندکی گرد تر در حالت نیمه دفاعی ، و البته غیر تهاجم آمیز . پوزه تماشایی و چشمان نسبتا درشت خود را از میان خارها بیرون گذاشته وبا نگاهی پرسشگر به ما خیره شده بود . راستش نگاهی بیشتر حاکی از ذکاوت داشت تا ترس و هراس . تکان نمیخورد و معلوم بود منتظر است ببیند چه پیش می آید.
او را به محوطه بردیم و روی زمین گذاشتیم تا از استرس تکانهای جعبه در هنگام حمل رها شود . از کنج جعبه تکان نمیخورد . نگاه میکرد و منتظر تغییر بعدی بود . سپس جعبه را برگرداندیم تا راهش به بیرون باز شود . به اهستگی چرخید و در همان کنج و با همان نگاه پرسشگر تامل کرد. اندکی بعد که مطمئن شده بود راه گشوده است با طمانینه راه افتاد و از جعبه بیرون آمد. ایستاد و در حالیکه پشتش را بالا داده ، تیغ هایش را برجسته تر کرده و گوشه چشمش به ما بود اطراف را نگاه کرد و کاوید. سپس به طرف نزدیکترین حصار راه افتاد .دو سه متری رفت، برگشت ، و انگار مطمئن شده باشد پشت سرش راه نیفتاده ایم ، با اطمینان و سرعت بیشتر راه افتاد، از حصار سیمی گذشت، و لابلای بوته ها ناپدید شد .
بعدا او را گاهی در همان اطراف بیرون از حصار می دیدیم. در آستانه شب بیرون میزد و روزها به ندرت دیده میشد .یکبار توله سگی او را بیرون از لانه اش گیر انداخت . سعی میکرد وارسی اش کند ، اما نمیتوانست . به بوته خار گردی شبیه شده بود که گاهی تکان میخورد و جابجا میشد و توله سگ با هر بار دست زدن به ان به عقب میپرید ، ظاهرا تیغها به پنجه اش فرو میرفت.
#خارپشتها هنگامی برای ما جالب و قابل مطالعه شدند که هر بار یکی از انها را پیدا میکردیم و به باغ میبردیم همان داستان ابتدایی تکرار میشد : در مقابل وضع ناشناخته ای که با ان روبرو میشدند و ممکن بود خطرداشته باشد رفتاری کاملا محتاط با موضعی نیمه دفاعی در پیش میگرفتند . معلوم بود به طریقی در حال وارسی ماهیت موضع ما هستند که تاچه حد خصمانه یا بی تفاوت است. در اسارت نمیماندند، و به جایی میرفتند که لابد امن میپنداشتند . بعدا فهمیدیم لانه هایی که حفر میکنند دو ورودی دور از هم دارد که با استراتژی دفاعی آنها همخوان است. مطالعه بیشتر نشان داد دشمنان طبیعی انها که روباه ها و شغالها هستند غالبا در دستیابی به بخش قابل دریدن بدن آنها ناکام میمانند . علت آن همان تیغهای تهدید بار هستند که بر خلاف تصور عامه قدرت پرتاب شدن ندارند اما سلاح دفاعی خوبی محسوب میشوند . سازمان ملل در مطالعات خود آنها را در شمار جانوران دور از خطر انقراض به حساب آورده و در گروه تحت عنوان" کمترین نگرانی "جای داده است. این در حالی است که پرندگان بزرگ بال هم دشمن آنها محسوب میشوند . احتمالا راز در خطر انقراض نبودن انها این است که از درگیری میگریزند و در صورت گیرافتادن در فضای خطر خیز میلشان به در رفتن است و نه درگیر شدن . در باره رفتار آنها بسیار کنجکاوی کردیم که ایا ترسوهستند یا عاقل . معلوم شد هر چند هرکدام یک منطقه شکاردارند که #خارپشت دیگری را در ان شریک نمیکنند، اما در مجموع در کنار یکدیگر به مسالمت زندگی میکنند . خشونتشان را فقط میشد در فیلمهاوهنگام حمله به مارهای کوچکی که بخشی از خوراک انها را تشکیل میدهند شاهد بود . سازمان ملل نیازی به نگرانی در باره انها ندیده و برای بقای انها تلاشی نمیکند ، و ما علتی برای ان یافته ایم: #خارپشتها موجوداتی عاقل و زیرکند.
🆔 @jameeno