🔴 مهسا؛ نامی که خودکامگی نتوانست خاموش کند
✍ علیرضا کفایی
مهسا امینی نه سیاستمدار بود، نه حزبی، نه عضو سازمانی و نه مخالف سیاسی حکومت. دختر جوانی بود با هزاران امید و آرزو؛ اما در سفری که قرار بود خاطرهای باشد، به سفری بیبازگشت رفت.
او را کشتند، اما نامش را نتوانستند بکشند.
مهسا، پیش از مرگ، یک شهروند عادی بود؛ اما پس از مرگ، به نماد یک اعتراض تاریخی تبدیل شد. نماد اعتراض به حکومتی که به جای اعتماد به مردم، بر کنترل مردم اصرار دارد؛ به جای آزادی، اجبار را مینشاند و به جای گفتوگو، از قدرت و زور استفاده میکند.
مرگ مهسا فقط یک حادثه نبود؛ آینهای بود که خودکامگی خود را در آن دید.
خودکامگی از جایی آغاز میشود که حاکم، خود را صاحب حقیقت مطلق بداند و مردم را نیازمند هدایت و اطاعت ببیند. از همانجا "ارشاد" به "ارعاب" نزدیک میشود، مأمور جای شهروند را میگیرد و حکومت به جای آنکه پاسدار حقوق مردم باشد، خود را قیم زندگی آنان میپندارد.
گشت ارشاد فقط یک نیرو نبود؛ نماد یک نگاه بود: نگاهی که میخواست درباره پوشش، سبک زندگی، انتخاب و حتی چگونگی زیستن مردم تصمیم بگیرد.
و هنگامی که قدرت پاسخگو نباشد، همین نگاه میتواند از دیوارهای خیابان عبور کند و تا حریم خصوصی مردم برسد؛ آزادی را تهدید بداند، نقد را دشمنی تلقی کند و هر صدای متفاوتی را با برچسب و فشار خاموش سازد.
این همان مسیری است که همه خودکامگیها طی میکنند:
هرچه بیشتر میترسند، بیشتر میبندند؛ و هرچه بیشتر میبندند، بیشتر از مردم دور میشوند.
اما تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی با سرکوب اعتماد عمومی نمیسازد.
مهسا نه برای سیاست به خیابان آمده بود و نه برای تغییر حکومت؛ اما مرگ او جامعهای را به پرسش واداشت: با انسان چه کردهایم؟ با زن چه کردهایم؟ با آزادی چه کردهایم؟ و چرا حکومت باید تا این اندازه در زندگی مردم دخالت کند؟
از همین پرسشها بود که "زن، زندگی، آزادی" سر برآورد؛ شعاری که فراتر از یک اعتراض سیاسی، مطالبه کرامت انسانی، حق انتخاب و آزادی بود.
مهسا رفت، اما به تاریخ پیوست؛ "ژینا" شد، "دختر ایران" شد و نامش در حافظه نسلی ماند که دیگر نمیخواهد کرامت و آزادیاش را با هیچ عنوان و توجیهی معامله کند.
ارشادیانِ گمگشته با گشتِ ارعاب، شاید بتوانند خیابانی را کنترل کنند، اما نمیتوانند یک اندیشه را بازداشت کنند.
چهار سال گذشته است و هنوز نام مهسا زنده است؛ زیرا مسئله فقط مهسا نیست. مسئله انسانی است که میخواهد آزاد زندگی کند، زنانی که حق انتخاب میخواهند و مردمی که نمیخواهند شهروند درجهدوِ تصمیمات قدرت باشند.
مهسا رفت، اما پرسشی بزرگ برجای گذاشت؛ پرسشی که با زور و زندان و تهدید پاسخ داده نمیشود.
آزادی را نمیتوان با گشت ارشاد به دست مردم داد و با گشت ارعاب از آنان گرفت.
در بهار عُمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ارغوان
یاد مهسا، یاد ژینا، و یاد همه جانهای عزیزی که قربانی خودکامگی شدند، گرامی باد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
برای مهسا و جنبش «زن، زندگی، آزادی»
در بهار عُمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ارغوان!
بازنشر در چهارمین سالگرد
✍ علیرضا کفایی
مهسا امینی نه سیاستمدار بود، نه حزبی، نه عضو سازمانی و نه مخالف سیاسی حکومت. دختر جوانی بود با هزاران امید و آرزو؛ اما در سفری که قرار بود خاطرهای باشد، به سفری بیبازگشت رفت.
او را کشتند، اما نامش را نتوانستند بکشند.
مهسا، پیش از مرگ، یک شهروند عادی بود؛ اما پس از مرگ، به نماد یک اعتراض تاریخی تبدیل شد. نماد اعتراض به حکومتی که به جای اعتماد به مردم، بر کنترل مردم اصرار دارد؛ به جای آزادی، اجبار را مینشاند و به جای گفتوگو، از قدرت و زور استفاده میکند.
مرگ مهسا فقط یک حادثه نبود؛ آینهای بود که خودکامگی خود را در آن دید.
خودکامگی از جایی آغاز میشود که حاکم، خود را صاحب حقیقت مطلق بداند و مردم را نیازمند هدایت و اطاعت ببیند. از همانجا "ارشاد" به "ارعاب" نزدیک میشود، مأمور جای شهروند را میگیرد و حکومت به جای آنکه پاسدار حقوق مردم باشد، خود را قیم زندگی آنان میپندارد.
گشت ارشاد فقط یک نیرو نبود؛ نماد یک نگاه بود: نگاهی که میخواست درباره پوشش، سبک زندگی، انتخاب و حتی چگونگی زیستن مردم تصمیم بگیرد.
و هنگامی که قدرت پاسخگو نباشد، همین نگاه میتواند از دیوارهای خیابان عبور کند و تا حریم خصوصی مردم برسد؛ آزادی را تهدید بداند، نقد را دشمنی تلقی کند و هر صدای متفاوتی را با برچسب و فشار خاموش سازد.
این همان مسیری است که همه خودکامگیها طی میکنند:
هرچه بیشتر میترسند، بیشتر میبندند؛ و هرچه بیشتر میبندند، بیشتر از مردم دور میشوند.
اما تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی با سرکوب اعتماد عمومی نمیسازد.
مهسا نه برای سیاست به خیابان آمده بود و نه برای تغییر حکومت؛ اما مرگ او جامعهای را به پرسش واداشت: با انسان چه کردهایم؟ با زن چه کردهایم؟ با آزادی چه کردهایم؟ و چرا حکومت باید تا این اندازه در زندگی مردم دخالت کند؟
از همین پرسشها بود که "زن، زندگی، آزادی" سر برآورد؛ شعاری که فراتر از یک اعتراض سیاسی، مطالبه کرامت انسانی، حق انتخاب و آزادی بود.
مهسا رفت، اما به تاریخ پیوست؛ "ژینا" شد، "دختر ایران" شد و نامش در حافظه نسلی ماند که دیگر نمیخواهد کرامت و آزادیاش را با هیچ عنوان و توجیهی معامله کند.
ارشادیانِ گمگشته با گشتِ ارعاب، شاید بتوانند خیابانی را کنترل کنند، اما نمیتوانند یک اندیشه را بازداشت کنند.
چهار سال گذشته است و هنوز نام مهسا زنده است؛ زیرا مسئله فقط مهسا نیست. مسئله انسانی است که میخواهد آزاد زندگی کند، زنانی که حق انتخاب میخواهند و مردمی که نمیخواهند شهروند درجهدوِ تصمیمات قدرت باشند.
مهسا رفت، اما پرسشی بزرگ برجای گذاشت؛ پرسشی که با زور و زندان و تهدید پاسخ داده نمیشود.
آزادی را نمیتوان با گشت ارشاد به دست مردم داد و با گشت ارعاب از آنان گرفت.
در بهار عُمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ارغوان
یاد مهسا، یاد ژینا، و یاد همه جانهای عزیزی که قربانی خودکامگی شدند، گرامی باد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
fa.wikipedia.org
🔴 برگهایی از کارنامه دولت جنگ
✍ قربان بهزادیاننژاد
علیرغم جنگ، دولت میرحسین موسوی توانست تا پایان سال ۱۳۶۷ تعداد خانههای بهداشت را از کمتر از ۱۵۰۰ به بیش از ۷۵۰۰ واحد افزایش دهد. همچنین میزان مرگومیر کودکان زیر یک سال از ۱۳۰ به ۵۷ مورد در هر هزار تولد و مرگومیر نوزادان زیر یک ماه از ۴۵ به ۳۱ مورد در هر هزار تولد کاهش یافت.
در شرایطی که کشور با آشفتگیهای سیاسی، مهاجرت گسترده کادر درمان و دشواریهای ناشی از جنگ روبهرو بود، دولت مهندس موسوی توانست ابتدا نگاه منفی نسبت به این حوزه را تغییر دهد، همراهی مردم و مدیران را جلب کند و با وجود شرایط جنگی، بهداشت و درمان را در اولویت قرار دهد. نتیجه این رویکرد، بهبود چشمگیر شاخصهای سلامت و توسعه انسانی در کشور بود.
برگرفته از کتاب «برگهایی از کارنامه دولت جنگ»
مشاهده کتاب
@Kaleme
✍ قربان بهزادیاننژاد
علیرغم جنگ، دولت میرحسین موسوی توانست تا پایان سال ۱۳۶۷ تعداد خانههای بهداشت را از کمتر از ۱۵۰۰ به بیش از ۷۵۰۰ واحد افزایش دهد. همچنین میزان مرگومیر کودکان زیر یک سال از ۱۳۰ به ۵۷ مورد در هر هزار تولد و مرگومیر نوزادان زیر یک ماه از ۴۵ به ۳۱ مورد در هر هزار تولد کاهش یافت.
در شرایطی که کشور با آشفتگیهای سیاسی، مهاجرت گسترده کادر درمان و دشواریهای ناشی از جنگ روبهرو بود، دولت مهندس موسوی توانست ابتدا نگاه منفی نسبت به این حوزه را تغییر دهد، همراهی مردم و مدیران را جلب کند و با وجود شرایط جنگی، بهداشت و درمان را در اولویت قرار دهد. نتیجه این رویکرد، بهبود چشمگیر شاخصهای سلامت و توسعه انسانی در کشور بود.
برگرفته از کتاب «برگهایی از کارنامه دولت جنگ»
مشاهده کتاب
@Kaleme
نشر روزنه
کارنامه دولت جنگ
در کتاب کارنامه دولت جنگ تلاش شده تنها به یکی از ابعاد جنگ تحمیلی پرداخته شود که همانا معرفی و بررسی کارنامه دولت ایران در آن دوران است . شایان ذکر است که نویسندگان این مجموعه که برخی از آنها در آن زمان خود عهده دار مسئولیتهای اجرایی بودند، در انتخاب رویکرد…
🔴 قیمتها کجا میایستند!
✍ رحیم قمیشی
رفتهام رستوران.
از منویی که به دیوار زدهاند عکس میگیرم و برای خانواده میفرستم تا سفارش بدهند.
سفارش را که میگیرم، میروم صندوق.
میگویند قیمتها عوض شده!
میپرسم:
«چرا قیمتهای منو را عوض نکردهاید؟ آدمها غافلگیر نشود.»
میگوید:
«این منو برای دیروز است. امروز سی درصد به قیمتها اضافه شده. نرسیدهایم عوضش کنیم! هر روز که نمیشود تابلو را تغییر داد.»
سی درصد، در یک روز!
از کجا بیاوریم؟
رفتم روغن ماشین را عوض کنم.
چهار لیتر روغن معمولی، با دو فیلتر ساده، میشود هفتونیم میلیون تومان.
چقدر دارایی بفروشیم؟
چقدر بگوییم این دیگر آخرش است و از این بیشتر نمیشود؟
چقدر به حقوق کارگر و معلم، و کارمند و بازنشسته اضافه شده که باید این افزایش قیمتها را تحمل کنند؟
لطفاً چند میوه نام ببرید که کیلویی کمتر از دویست هزار تومان باشند.
قیمتها چند برابر باید بشوند تا بگوییم گرانی از حد گذشته؟
چقدر فقیرتر شویم؟
چقدر بگوییم «بهزودی درست میشود»؟
و اصلاً... آیا کسی به فکر هست؟
میگویند شرایط جنگی است.
وضعیت حساس است.
دشمن سوءاستفاده میکند.
محاصره و تحریم هستیم.
باشد!
قناعت میکنیم.
کمتر میخوریم.
لباس نمیخریم.
میهمانی نمیگیریم.
مسافرت نمیرویم.
اما در همین حال، عدهای را میبینیم که پول پارو میکنند و ثروت روی ثروت میگذارند.
و ما باز هم چیزی نباید بگوییم.
میبینیم عده زیادی حتی توان یک زندگی معمولی را ندارند.
باز هم چیزی نمیگوییم.
تا کجا؟
در جنگ هشتساله هم مشکلات اقتصادی داشتیم.
کمبود و سختی بود.
اما کمبود، برای همه بود.
نان بود، دارو بود، غذا بود.
لوازم ضروری و مایحتاج زندگی بود.
همه کمبود داشتیم و همه کمبود را تحمل میکردیم.
اما امروز مسئله فقط کمبود نیست.
مسئله، فاصله است.
فاصلهای فاحش میان کسانی که دارند و کسانی که ندارند.
عدهای اندک که میخورند و انباشته میکنند و به مردم میخندند؛
و عدهای بسیار زیاد که دیگر حتی توان زندگی زیر خط فقر را هم ندارند.
مستأجرها اجاره را چه کنند؟
بیماران داروهای گران را چه کنند؟
مادران لوازمالتحریر بچهها را چه کنند؟
کرایه ماشین را
نان را چه کنند؟
برنج و روغن و حبوبات و لبنیات را چه کنند؟
گوشت که از زندگی بسیاری حذف شده
قبض آب و برق و گاز را چه کنند؟
و سؤال مهمتر:
آنها که در مراکز تصمیمگیری نشستهاند، واقعاً میدانند مردم با چه درآمدی زندگی میکنند؟
حقوق ماهیانه خودشان چقدر است؟
همان متوسط حقوق جامعه!؟
یا ما داریم به جامعهای تبدیل میشویم که عدهای اندک بر عدهای بسیار زیاد و گرسنه و درمانده حکومت میکنند؟
حواسمان هست؟
ما داریم به سوژههای تاریخی تبدیل میشویم.
به نمونههایی برای آیندگان که بگویند:
«چطور شد که چنین شد؟»
فرعون چگونه فرعون شد؟
اتحاد جماهیر شوروی، آن ابرقدرت، چرا از درون فروپاشید؟
چرا مردم رومانی ناگهان به پا خاستند؟
چرا مردم تونس یکباره شوریدند؟
چرا چین با مرگ مائو تغییر کرد؟
و چه شد که ایران آنطور...
قرار است ما هم فقط سکوت کنیم؟
مردم بترسند و اعتراض نکنند؟
باور کنند که مدتی دیگر همهچیز درست خواهد شد؟
جنگ که تمام شود...
تحریم که برداشته شود...
وقتی نتوانید حداقل زندگی را برای مردم فراهم کنید، وقتی نتوانید هزینهها را با درآمد مردم متناسب کنید، آن روز چه خواهید کرد؟
مردم، کشورهای همسایه را میبینند.
سطح زندگی مردم جهان را میبینند.
و زندگی خودشان را هم.
حقوق ماهیانه بسیاری از مردم، به صد دلار هم نمیرسد.
با هزینههای دلاری
چطور میشود زندگی کرد؟
مردم تحملشان تمام شده.
یکبار مردانگی کنید.
و به مردم بگویید:
قیمتها کجا قرار است بایستند؟
یکبار مردانگی کنید و بگویید:
نتوانستید.
بلد نبودید.
از اولش هم، اینکاره نبودید...
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ رحیم قمیشی
رفتهام رستوران.
از منویی که به دیوار زدهاند عکس میگیرم و برای خانواده میفرستم تا سفارش بدهند.
سفارش را که میگیرم، میروم صندوق.
میگویند قیمتها عوض شده!
میپرسم:
«چرا قیمتهای منو را عوض نکردهاید؟ آدمها غافلگیر نشود.»
میگوید:
«این منو برای دیروز است. امروز سی درصد به قیمتها اضافه شده. نرسیدهایم عوضش کنیم! هر روز که نمیشود تابلو را تغییر داد.»
سی درصد، در یک روز!
از کجا بیاوریم؟
رفتم روغن ماشین را عوض کنم.
چهار لیتر روغن معمولی، با دو فیلتر ساده، میشود هفتونیم میلیون تومان.
چقدر دارایی بفروشیم؟
چقدر بگوییم این دیگر آخرش است و از این بیشتر نمیشود؟
چقدر به حقوق کارگر و معلم، و کارمند و بازنشسته اضافه شده که باید این افزایش قیمتها را تحمل کنند؟
لطفاً چند میوه نام ببرید که کیلویی کمتر از دویست هزار تومان باشند.
قیمتها چند برابر باید بشوند تا بگوییم گرانی از حد گذشته؟
چقدر فقیرتر شویم؟
چقدر بگوییم «بهزودی درست میشود»؟
و اصلاً... آیا کسی به فکر هست؟
میگویند شرایط جنگی است.
وضعیت حساس است.
دشمن سوءاستفاده میکند.
محاصره و تحریم هستیم.
باشد!
قناعت میکنیم.
کمتر میخوریم.
لباس نمیخریم.
میهمانی نمیگیریم.
مسافرت نمیرویم.
اما در همین حال، عدهای را میبینیم که پول پارو میکنند و ثروت روی ثروت میگذارند.
و ما باز هم چیزی نباید بگوییم.
میبینیم عده زیادی حتی توان یک زندگی معمولی را ندارند.
باز هم چیزی نمیگوییم.
تا کجا؟
در جنگ هشتساله هم مشکلات اقتصادی داشتیم.
کمبود و سختی بود.
اما کمبود، برای همه بود.
نان بود، دارو بود، غذا بود.
لوازم ضروری و مایحتاج زندگی بود.
همه کمبود داشتیم و همه کمبود را تحمل میکردیم.
اما امروز مسئله فقط کمبود نیست.
مسئله، فاصله است.
فاصلهای فاحش میان کسانی که دارند و کسانی که ندارند.
عدهای اندک که میخورند و انباشته میکنند و به مردم میخندند؛
و عدهای بسیار زیاد که دیگر حتی توان زندگی زیر خط فقر را هم ندارند.
مستأجرها اجاره را چه کنند؟
بیماران داروهای گران را چه کنند؟
مادران لوازمالتحریر بچهها را چه کنند؟
کرایه ماشین را
نان را چه کنند؟
برنج و روغن و حبوبات و لبنیات را چه کنند؟
گوشت که از زندگی بسیاری حذف شده
قبض آب و برق و گاز را چه کنند؟
و سؤال مهمتر:
آنها که در مراکز تصمیمگیری نشستهاند، واقعاً میدانند مردم با چه درآمدی زندگی میکنند؟
حقوق ماهیانه خودشان چقدر است؟
همان متوسط حقوق جامعه!؟
یا ما داریم به جامعهای تبدیل میشویم که عدهای اندک بر عدهای بسیار زیاد و گرسنه و درمانده حکومت میکنند؟
حواسمان هست؟
ما داریم به سوژههای تاریخی تبدیل میشویم.
به نمونههایی برای آیندگان که بگویند:
«چطور شد که چنین شد؟»
فرعون چگونه فرعون شد؟
اتحاد جماهیر شوروی، آن ابرقدرت، چرا از درون فروپاشید؟
چرا مردم رومانی ناگهان به پا خاستند؟
چرا مردم تونس یکباره شوریدند؟
چرا چین با مرگ مائو تغییر کرد؟
و چه شد که ایران آنطور...
قرار است ما هم فقط سکوت کنیم؟
مردم بترسند و اعتراض نکنند؟
باور کنند که مدتی دیگر همهچیز درست خواهد شد؟
جنگ که تمام شود...
تحریم که برداشته شود...
وقتی نتوانید حداقل زندگی را برای مردم فراهم کنید، وقتی نتوانید هزینهها را با درآمد مردم متناسب کنید، آن روز چه خواهید کرد؟
مردم، کشورهای همسایه را میبینند.
سطح زندگی مردم جهان را میبینند.
و زندگی خودشان را هم.
حقوق ماهیانه بسیاری از مردم، به صد دلار هم نمیرسد.
با هزینههای دلاری
چطور میشود زندگی کرد؟
مردم تحملشان تمام شده.
یکبار مردانگی کنید.
و به مردم بگویید:
قیمتها کجا قرار است بایستند؟
یکبار مردانگی کنید و بگویید:
نتوانستید.
بلد نبودید.
از اولش هم، اینکاره نبودید...
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
دلنوشته ها - رحیم قمیشی
تماس با نویسنده:
@Rahim_Ghomeishi
@Rahim_Ghomeishi
🔴 دیدار جمعی از معلمان و فعالان صنفی با احمدرضا حائری
جمعی از معلمان شاغل و بازنشسته و فعالان صنفی، امروز دوشنبه، با احمد رضا حائری زندانی سیاسی که به تازگی آزاد شده است دیدار کردند.
احمدرضا حائری از فعالان حقوقبشر است که بعد از سه سال و شش ماه حبس هفته گذشته از زندان قزلحصار آزاد شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن شادباش به احمدرضا حائری و خانواده محترمشان، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی و پایان بخشیدن به پروندهسازیهای امنیتی است.
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
جمعی از معلمان شاغل و بازنشسته و فعالان صنفی، امروز دوشنبه، با احمد رضا حائری زندانی سیاسی که به تازگی آزاد شده است دیدار کردند.
احمدرضا حائری از فعالان حقوقبشر است که بعد از سه سال و شش ماه حبس هفته گذشته از زندان قزلحصار آزاد شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن شادباش به احمدرضا حائری و خانواده محترمشان، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی و پایان بخشیدن به پروندهسازیهای امنیتی است.
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
🔴 گزارشی تجمیعی از سرکوب در دانشگاه بهشتی؛ یک زندانی، شش ماه حبس، سه دانشجوی اخراجی و یازده ترم تعلیق
به گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، علیمحمد باغشاهی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی، روز یکشنبه مورخ ۱۵ شهریور سال ۱۴۰۴، پس از آن که جهت رسیدگی به اتهامات اقدام رسانهای علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام و توهین به مقام معظم رهبری، به شعبه ششم بازپرسی دادسرای یزد احضار شد، بازداشت و به زندان یزد منتقل گردید.
مسئولان دانشگاه شهید بهشتی با وجود اطلاع از بازداشت این دانشجو تا کنون برای آزاد شدن او تلاشی نکردند.
علی مختاری، وکیل، پژوهشگر و دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی با حکم دادگاه تجدیدنظر به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری، شنبه مورخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ به شش ماه حبس محکوم شد. از این شش ماه دو ماه آن قابل اجراست.
مصداق تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری برای او، گزارشی از سوی پیام رسان بله از چتهای شخصی علی مختاری بود! ...
ادامه متن کامل گزارش
منبع: دانشجویان متحد
@Kaleme
به گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، علیمحمد باغشاهی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی، روز یکشنبه مورخ ۱۵ شهریور سال ۱۴۰۴، پس از آن که جهت رسیدگی به اتهامات اقدام رسانهای علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام و توهین به مقام معظم رهبری، به شعبه ششم بازپرسی دادسرای یزد احضار شد، بازداشت و به زندان یزد منتقل گردید.
مسئولان دانشگاه شهید بهشتی با وجود اطلاع از بازداشت این دانشجو تا کنون برای آزاد شدن او تلاشی نکردند.
علی مختاری، وکیل، پژوهشگر و دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی با حکم دادگاه تجدیدنظر به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری، شنبه مورخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ به شش ماه حبس محکوم شد. از این شش ماه دو ماه آن قابل اجراست.
مصداق تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری برای او، گزارشی از سوی پیام رسان بله از چتهای شخصی علی مختاری بود! ...
ادامه متن کامل گزارش
منبع: دانشجویان متحد
@Kaleme
🔴 یاد مهسا و مناقشه ای که نباید بازتولید شود
✍ آذر منصوری
چهار سال از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که نام مهسا امینی با یکی از عمیقترین مناقشه های اجتماعی و سیاسی سالهای اخیر ایران گره خورد. چهار سال گذشته است، اما پرسشهایی که آن حادثه پیش روی ما گذاشت، همچنان پابرجاست؛ پرسشهایی درباره حق انتخاب، کرامت انسان، نسبت حکومت و جامعه و شیوه حکمرانی در جامعهای که دیگر نمیتوان آن را با نسخههای گذشته اداره کرد.
نام مهسا یادآور این واقعیت است که وقتی میان سیاستهای رسمی و واقعیتهای اجتماعی فاصلهای عمیق ایجاد شود، اصرار بر تحمیل آن سیاستها نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز فرسوده کند. …
ادامه متن یادداشت
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ آذر منصوری
چهار سال از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که نام مهسا امینی با یکی از عمیقترین مناقشه های اجتماعی و سیاسی سالهای اخیر ایران گره خورد. چهار سال گذشته است، اما پرسشهایی که آن حادثه پیش روی ما گذاشت، همچنان پابرجاست؛ پرسشهایی درباره حق انتخاب، کرامت انسان، نسبت حکومت و جامعه و شیوه حکمرانی در جامعهای که دیگر نمیتوان آن را با نسخههای گذشته اداره کرد.
نام مهسا یادآور این واقعیت است که وقتی میان سیاستهای رسمی و واقعیتهای اجتماعی فاصلهای عمیق ایجاد شود، اصرار بر تحمیل آن سیاستها نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز فرسوده کند. …
ادامه متن یادداشت
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Audio
🔴 پادکست در امتداد عدالت: مخاطرات تبدیل شدن یک طرح امنیتی به قانون
بخش سوم
امتداد هر دو هفته یک بار در روزهای دوشنبه اقدام به انتشار پادکست در امتداد عدالت میکند. در این برنامهها کوشش میشود تا بررسی بعضی مسائل حقوقی و قضایی به مشکلات شهروندان بپردازد.
منبع: امتداد
@Kaleme
بخش سوم
نقدی بر مصوبه تازه مجلس "مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور
امتداد هر دو هفته یک بار در روزهای دوشنبه اقدام به انتشار پادکست در امتداد عدالت میکند. در این برنامهها کوشش میشود تا بررسی بعضی مسائل حقوقی و قضایی به مشکلات شهروندان بپردازد.
منبع: امتداد
@Kaleme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دروغ و تهمت کارشناس مذهبی به حکومت امیرالمومنین
امام علی محبوبیتش در حکومت خودش بسیار پایین بود
در حکومت امام هم دزد، فاسد، اختلاسگر و فقیر وجود داشت و با جنگیدن و شمشیر زدن نگذاشت اصل نظام اسلامی از بین برود.
پ ن: توجیه فساد حکومت خامنه ای با خراب کردن حکومت پاک امام علی (ع)
چه وقت امام فرمود فساد را کش ندهید و برای رسیدن به قله فساد مهم نیست ؟
چه وقت امام ۷۰ درصد اقتصاد حکومت را برای خود و بیتش قرار داد و مردم رافقیر ومفلوک کرد؟
شرم کنید از بی شرفی و بی دینی خود که یک ارزش یک موی حکام شوروی از شما که ظاهر دینی دارید اما پیرو معاویه و یزید هستید بیشتر بود.
منبع: سهامنیوز
@Kaleme
امام علی محبوبیتش در حکومت خودش بسیار پایین بود
در حکومت امام هم دزد، فاسد، اختلاسگر و فقیر وجود داشت و با جنگیدن و شمشیر زدن نگذاشت اصل نظام اسلامی از بین برود.
پ ن: توجیه فساد حکومت خامنه ای با خراب کردن حکومت پاک امام علی (ع)
چه وقت امام فرمود فساد را کش ندهید و برای رسیدن به قله فساد مهم نیست ؟
چه وقت امام ۷۰ درصد اقتصاد حکومت را برای خود و بیتش قرار داد و مردم رافقیر ومفلوک کرد؟
شرم کنید از بی شرفی و بی دینی خود که یک ارزش یک موی حکام شوروی از شما که ظاهر دینی دارید اما پیرو معاویه و یزید هستید بیشتر بود.
منبع: سهامنیوز
@Kaleme
🔴 سلب حق حیات مهساها و نیکاها
✍ مرضیه حاجی هاشمی
چهار سال از بازداشت ظالمانه و جان باختن مظلومانه «مهسا (ژینا) امینی» گذشته است. در این چهار سال، یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی ایران در برابر چشم ما رخ داده است به گونه ای که الزام عملی حجاب، بهویژه در بخشهای زیادی از فضاهای عمومی شهری، بهشدت تضعیف شده است. زنان بسیاری بدون پوشش سر در این فضاها ظاهر میشوند، بیآنکه آن فروپاشی اخلاقی و اجتماعی که حکومت سالها برای جلوگیری از آن حجاب اجباری را ضروری میدانست، رخ داده باشد. اگر حذف الزام حجاب الزاماً به فروپاشی نظم اجتماعی مورد ادعای حکومت منجر نمیشود، چرا جمهوری اسلامی برای حفظ آن چنین هزینه عظیمی پرداخت؟
در اینجا پرسش اساسی جامعه شناختی این است که چگونه یک هنجار دینی از حوزه ایمان و اخلاق فردی خارج شد و به یکی از شاخصهای نظم سیاسی- اجتماعی تبدیل شد؟ در جمهوری اسلامی، حجاب بهتدریج چیزی بیش از یک پوشش و به نشانهای مرئی از «اسلامی بودن» فضای عمومی تبدیل شد و سپس به آزمونی برای میزان اطاعت شهروند از دولت. از اینجا بود که یک تغییر اساسی رخ داد، حکومت تنها دیگر نمیخواست زنان حجاب داشته باشند؛ بلکه میخواست نشان دهد که حق دارد از آنان بخواهد حجاب داشته باشند.
در نگاه فوکویی زن محجبه فقط زنی نیست که یک حکم یا توصیه دینی را رعایت کرده است. در یک نظام ایدئولوژیک، بدن او میتواند حامل این پیام سیاسی باشد که این فضای عمومی، تحت قواعد جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، برداشتن پوشش سر برای بسیاری از زنان پس از ۱۴۰۱ نیز از یک انتخاب پوششی فراتر رفت. این عمل به نمادی از امتناع از پذیرش اقتدار دولت بر بدن تبدیل شد. از سوی دیگر با دولتی روبرو بودیم که در ادبیات «ارزش های مقدس» یک هنجار دینی به بخشی از هویت اخلاقی و سیاسی آن تبدیل شده بود و از منطق هزینه- فایده پیروی نمی کرد.
این جا بود که یک زن جوان به دلیل پوشش بازداشت شد و مرگ او به جنبشی گسترده انجامید که شعار اصلیاش «زن، زندگی، آزادی» بود. در اینجا حجاب از موضوعی مذهبی به مسئلهای درباره آزادی، کرامت و اختیار فردی تبدیل شد. تراژدی در این بود که حکومت برای دفاع از نظمی که قرار بود نظم اخلاقی و دینی جامعه باشد، از خشونتی استفاده کرد که خودِ مشروعیت آن نظم را زیر سؤال برد. مهسا امینی در این معنا فقط قربانی یک سیاست حجاب نبود؛ جان باختن او نقطهای شد که در آن تعارض میان اقتدار دولت و خودمختاری فرد بر بدن خویش به سطح ملی و جهانی آمد.
حال که پس از چهار سال، الزام عملی حجاب در بخش بزرگی از فضای عمومی کاهش یافته است، اکنون میتوان پرسید، آیا جامعه بدون اجرای گسترده این الزام از کار افتاده است؟ آیا خیابانها بهطور عمومی به عرصه بینظمی جنسی تبدیل شدهاند؟ آیا خانواده ایرانی به دلیل کنار رفتن پوشش سر از هم فروپاشیده است؟ آیا شهرها دیگر قادر به ادامه زندگی عادی نیستند؟
گرچه هنوز هم نمی توان پوشش توصیه شده دینی را بدون کارکرد تلقی کرد یا آنانی را که هنوز پوشش خود را با باور بر اختیاری بودن آن رعایت می کنند، سرزنش کرد؛ اما وقتی جامعه بدون اجبار به زندگی ادامه میدهد، آنچه شکسته نه مرزهای اخلاق و ایمان، بلکه تصورِ ضرورتِ اجبار است. اگر برای حفظ این تصور، مرزهای انسانیت درهم نوردیده می شود، مسئله دیگر حجاب به عنوان ارزشی انسانی نیست؛ بلکه حدود قدرت سیاسی و ارزش سیاسی است که حکومت برای زندگی انسان قائل است و این پرسش پاسخ می گیرد که اگر نبودِ حجاب اجباری به آن فاجعه اجتماعی که حکومت از آن سخن میگفت منجر نشد، چرا اجبار آن تا این اندازه حیاتی تلقی شد که به سلب حق حیات مهساها و نیکاها انجامید؟
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ مرضیه حاجی هاشمی
چهار سال از بازداشت ظالمانه و جان باختن مظلومانه «مهسا (ژینا) امینی» گذشته است. در این چهار سال، یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی ایران در برابر چشم ما رخ داده است به گونه ای که الزام عملی حجاب، بهویژه در بخشهای زیادی از فضاهای عمومی شهری، بهشدت تضعیف شده است. زنان بسیاری بدون پوشش سر در این فضاها ظاهر میشوند، بیآنکه آن فروپاشی اخلاقی و اجتماعی که حکومت سالها برای جلوگیری از آن حجاب اجباری را ضروری میدانست، رخ داده باشد. اگر حذف الزام حجاب الزاماً به فروپاشی نظم اجتماعی مورد ادعای حکومت منجر نمیشود، چرا جمهوری اسلامی برای حفظ آن چنین هزینه عظیمی پرداخت؟
در اینجا پرسش اساسی جامعه شناختی این است که چگونه یک هنجار دینی از حوزه ایمان و اخلاق فردی خارج شد و به یکی از شاخصهای نظم سیاسی- اجتماعی تبدیل شد؟ در جمهوری اسلامی، حجاب بهتدریج چیزی بیش از یک پوشش و به نشانهای مرئی از «اسلامی بودن» فضای عمومی تبدیل شد و سپس به آزمونی برای میزان اطاعت شهروند از دولت. از اینجا بود که یک تغییر اساسی رخ داد، حکومت تنها دیگر نمیخواست زنان حجاب داشته باشند؛ بلکه میخواست نشان دهد که حق دارد از آنان بخواهد حجاب داشته باشند.
در نگاه فوکویی زن محجبه فقط زنی نیست که یک حکم یا توصیه دینی را رعایت کرده است. در یک نظام ایدئولوژیک، بدن او میتواند حامل این پیام سیاسی باشد که این فضای عمومی، تحت قواعد جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، برداشتن پوشش سر برای بسیاری از زنان پس از ۱۴۰۱ نیز از یک انتخاب پوششی فراتر رفت. این عمل به نمادی از امتناع از پذیرش اقتدار دولت بر بدن تبدیل شد. از سوی دیگر با دولتی روبرو بودیم که در ادبیات «ارزش های مقدس» یک هنجار دینی به بخشی از هویت اخلاقی و سیاسی آن تبدیل شده بود و از منطق هزینه- فایده پیروی نمی کرد.
این جا بود که یک زن جوان به دلیل پوشش بازداشت شد و مرگ او به جنبشی گسترده انجامید که شعار اصلیاش «زن، زندگی، آزادی» بود. در اینجا حجاب از موضوعی مذهبی به مسئلهای درباره آزادی، کرامت و اختیار فردی تبدیل شد. تراژدی در این بود که حکومت برای دفاع از نظمی که قرار بود نظم اخلاقی و دینی جامعه باشد، از خشونتی استفاده کرد که خودِ مشروعیت آن نظم را زیر سؤال برد. مهسا امینی در این معنا فقط قربانی یک سیاست حجاب نبود؛ جان باختن او نقطهای شد که در آن تعارض میان اقتدار دولت و خودمختاری فرد بر بدن خویش به سطح ملی و جهانی آمد.
حال که پس از چهار سال، الزام عملی حجاب در بخش بزرگی از فضای عمومی کاهش یافته است، اکنون میتوان پرسید، آیا جامعه بدون اجرای گسترده این الزام از کار افتاده است؟ آیا خیابانها بهطور عمومی به عرصه بینظمی جنسی تبدیل شدهاند؟ آیا خانواده ایرانی به دلیل کنار رفتن پوشش سر از هم فروپاشیده است؟ آیا شهرها دیگر قادر به ادامه زندگی عادی نیستند؟
گرچه هنوز هم نمی توان پوشش توصیه شده دینی را بدون کارکرد تلقی کرد یا آنانی را که هنوز پوشش خود را با باور بر اختیاری بودن آن رعایت می کنند، سرزنش کرد؛ اما وقتی جامعه بدون اجبار به زندگی ادامه میدهد، آنچه شکسته نه مرزهای اخلاق و ایمان، بلکه تصورِ ضرورتِ اجبار است. اگر برای حفظ این تصور، مرزهای انسانیت درهم نوردیده می شود، مسئله دیگر حجاب به عنوان ارزشی انسانی نیست؛ بلکه حدود قدرت سیاسی و ارزش سیاسی است که حکومت برای زندگی انسان قائل است و این پرسش پاسخ می گیرد که اگر نبودِ حجاب اجباری به آن فاجعه اجتماعی که حکومت از آن سخن میگفت منجر نشد، چرا اجبار آن تا این اندازه حیاتی تلقی شد که به سلب حق حیات مهساها و نیکاها انجامید؟
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
مرضیه حاجی هاشمی
جامعه شناسی انقلاب، جامعه شناسی سیاسی، جامعه شناسی تاریخی، تاریخ عقاید سیاسی، اندیشه سیاسی و اندیشه های الهیاتی
🔴 محرومیت ۱۳ هزار معلول از کمکهزینه لوازم بهداشتی
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، با اعلام اینکه ۱۳ هزار معلول از کمکهزینه لوازم بهداشتی محروم شدند، گفت: این افراد به دوران استفاده از «کهنهپارچه» بازگشتهاند.
وی از قطع ناگهانی و بدون اطلاع قبلی کمکهزینه اقلام بهداشتی ۱۳ هزار فرد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید توسط سازمان بهزیستی خبر داد و گفت: این اقدام در حالی انجام شده که آمار مرگومیر ناشی از عدم دسترسی معلولان به لوازم بهداشتی محرمانه است و ابعاد واقعی این فاجعه انسانی همچنان پنهان مانده است.
منبع: خبرآنلاین
@Kaleme
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، با اعلام اینکه ۱۳ هزار معلول از کمکهزینه لوازم بهداشتی محروم شدند، گفت: این افراد به دوران استفاده از «کهنهپارچه» بازگشتهاند.
وی از قطع ناگهانی و بدون اطلاع قبلی کمکهزینه اقلام بهداشتی ۱۳ هزار فرد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید توسط سازمان بهزیستی خبر داد و گفت: این اقدام در حالی انجام شده که آمار مرگومیر ناشی از عدم دسترسی معلولان به لوازم بهداشتی محرمانه است و ابعاد واقعی این فاجعه انسانی همچنان پنهان مانده است.
منبع: خبرآنلاین
@Kaleme
گزیده ای از پیام مهر ۱۴۰۱ میرحسین موسوی از حصر:
دختر ایران، دختر کردستان، دختر انسان
مهسا امینی که از آرزوهایش گرفته شد، با مرگ دلخراش خود، تاریخ را در زمین و آسمان ورق میزند.
نیروهای مسلح! تواناییهایی که به شما محول شده برای دفاع از مردم است نه سرکوب؛ برای حراست از مظلومان است نه نوکری قدرتمندان و جباران؛ امید آنکه در سمت حقیقت، در سمت ملت بایستید.
@Kaleme
دختر ایران، دختر کردستان، دختر انسان
مهسا امینی که از آرزوهایش گرفته شد، با مرگ دلخراش خود، تاریخ را در زمین و آسمان ورق میزند.
نیروهای مسلح! تواناییهایی که به شما محول شده برای دفاع از مردم است نه سرکوب؛ برای حراست از مظلومان است نه نوکری قدرتمندان و جباران؛ امید آنکه در سمت حقیقت، در سمت ملت بایستید.
@Kaleme
🔴 سلب حق حیات مهساها و نیکاها
✍ مرضیه حاجیهاشمی
چهار سال از بازداشت ظالمانه و جان باختن مظلومانه «مهسا (ژینا) امینی» گذشته است. در این چهار سال، یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی ایران در برابر چشم ما رخ داده است به گونه ای که الزام عملی حجاب، بهویژه در بخشهای زیادی از فضاهای عمومی شهری، بهشدت تضعیف شده است. زنان بسیاری بدون پوشش سر در این فضاها ظاهر میشوند، بیآنکه آن فروپاشی اخلاقی و اجتماعی که حکومت سالها برای جلوگیری از آن حجاب اجباری را ضروری میدانست، رخ داده باشد. اگر حذف الزام حجاب الزاماً به فروپاشی نظم اجتماعی مورد ادعای حکومت منجر نمیشود، چرا جمهوری اسلامی برای حفظ آن چنین هزینه عظیمی پرداخت؟ …
ادامه یادداشت
@Kaleme
✍ مرضیه حاجیهاشمی
چهار سال از بازداشت ظالمانه و جان باختن مظلومانه «مهسا (ژینا) امینی» گذشته است. در این چهار سال، یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی ایران در برابر چشم ما رخ داده است به گونه ای که الزام عملی حجاب، بهویژه در بخشهای زیادی از فضاهای عمومی شهری، بهشدت تضعیف شده است. زنان بسیاری بدون پوشش سر در این فضاها ظاهر میشوند، بیآنکه آن فروپاشی اخلاقی و اجتماعی که حکومت سالها برای جلوگیری از آن حجاب اجباری را ضروری میدانست، رخ داده باشد. اگر حذف الزام حجاب الزاماً به فروپاشی نظم اجتماعی مورد ادعای حکومت منجر نمیشود، چرا جمهوری اسلامی برای حفظ آن چنین هزینه عظیمی پرداخت؟ …
ادامه یادداشت
@Kaleme
🔴 ابوالفضل قدیانی: تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دههاهزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند.
ابوالفضل قدیانی، با انتشار بیانیهای از زندان اوین ، در آستانه سالگرد جنبش « زن، زندگی، آزادی روایت رسمی نظام درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشید و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شد.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی به شرح زیر است:
۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند. ...
ادامه متن کامل بیانیه
@Kaleme
ابوالفضل قدیانی، با انتشار بیانیهای از زندان اوین ، در آستانه سالگرد جنبش « زن، زندگی، آزادی روایت رسمی نظام درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشید و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شد.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی به شرح زیر است:
۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند. ...
ادامه متن کامل بیانیه
@Kaleme
🔴 تعلیق فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی دانشگاه شیراز از ۲۸ شهریورماه
شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز در اطلاعیهای رسمی به تاریخ ۲۴ شهریورماه، از تعلیق کلیه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی این دانشگاه از روز شنبه ۲۸ شهریورماه تا اطلاع ثانوی خبر داد.
بر اساس این اطلاعیه، تصمیم مذکور در پی پیگیریهای مکرر درباره احکام و حقوق قانونی اعضای هیأت علمی دانشگاههای کشور و عدم حل مشکلات مربوطه اتخاذ شده است. شورای صنفی اعلام کرده که سازمان برنامه و بودجه کشور بنایی بر حل این مسئله ندارد و این تعلیق بر اساس مصوبه جلسه عمومی خردادماه اجرا میشود.
در بخش دیگری از بیانیه، به موضع کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران اشاره شده که اخیراً اطلاعیهای مبنی بر تعلیق فعالیتها از آغاز ترم جدید صادر کرده است. شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز نیز حمایت کامل خود را از این اقدام مجدداً اعلام کرده است.
این شورا از هیأت رئیسه دانشگاه شیراز خواسته است به مفاد تفاهم صورتگرفته با اعضای شورای مرکزی پایبند بوده و وعدههای دادهشده را عملی سازند.
@Kaleme
شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز در اطلاعیهای رسمی به تاریخ ۲۴ شهریورماه، از تعلیق کلیه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی این دانشگاه از روز شنبه ۲۸ شهریورماه تا اطلاع ثانوی خبر داد.
بر اساس این اطلاعیه، تصمیم مذکور در پی پیگیریهای مکرر درباره احکام و حقوق قانونی اعضای هیأت علمی دانشگاههای کشور و عدم حل مشکلات مربوطه اتخاذ شده است. شورای صنفی اعلام کرده که سازمان برنامه و بودجه کشور بنایی بر حل این مسئله ندارد و این تعلیق بر اساس مصوبه جلسه عمومی خردادماه اجرا میشود.
در بخش دیگری از بیانیه، به موضع کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران اشاره شده که اخیراً اطلاعیهای مبنی بر تعلیق فعالیتها از آغاز ترم جدید صادر کرده است. شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز نیز حمایت کامل خود را از این اقدام مجدداً اعلام کرده است.
این شورا از هیأت رئیسه دانشگاه شیراز خواسته است به مفاد تفاهم صورتگرفته با اعضای شورای مرکزی پایبند بوده و وعدههای دادهشده را عملی سازند.
@Kaleme
🔴 و اما حکایت انتظار در مقابل اوین!
✍ فخرالسادات محتشمیپور
قصه از این قرار بود که من مثل همان هفتسال حبس قبلی همسرجان که باوجود در قرنطینه و ایزوله و انفرادی بودنش حداقل سالی چند روز مرخصی داشت، طی این سالها نیز برای مرخصی اقدام میکردم.
اقدام اخیرم با پیگیریهای مکرر دوستان منجر به موافقت رئیس قوهقضائیه و موضوع از طریق دادستانی دنبال شد تا اینکه دادیار ناظر زندان چند روز پیش موضوع موافقت را بهطور ضمنی به اطلاع همسرجانمیرساند.
روز گذشته هم دو سهبار از دفتر دادیار ناظر زندان با من و وکیل همسرجان تماس گرفته خواستند به ساعت هشت صبح برای مرخصی تأمین وثیقه کرده به زندان مراجعه کنیم. البته من تأکید کردم که تاجزاده تاکنون همهی مرخصی هایش با کفالت بوده و قرار شد وکیل در این زمینه اقدام کرده مرا در جریان نتیجه کار بگذارد.
آنگاه که من و دخترم آماده میشدیم که برای آوردن یار دربند راهی اوین شویم آقای پوربابایی، که علیرغم بیماری همسرعزیزشان، در زمان مقرر به دفتر دادیار رفته بودند با من تماس گرفته گفتند که من مدارک را دادم و کار انجام و به زندان اعلام شد اما لحظه آخر در سیستم مشاهده شد که موکل پرونده باز دیگری با اتهام تبلیغ علیه نظام دارد که مربوط به مردادماه سال جاری، یک ماه پیش بوده و در آن پانصد میلیون وثیقه تعیین شده است. بنابراین خروج ایشان قبل از مراجعه به دادگاه و اقدامات بعدی ممکن نیست.
من به سرعت قبل از تعطیلشدن کادر اداری خودم را به اوین رساندم. به سختی موفق به حضور در دفتر دادیار شدم و همان صحبتهایی که با وکیل عزیز شده بود به من هم منتقل شد.
در تماس با حفاظت اوین هم بر آنچه شنیده بودم صحه گذاشته شد و من درخواست دیدار با همسرجان را کردم تا از خود ایشان برای ادامه فرایند کار کسب تکلیف کنم. طبیعی بود که بهدلیل پایان ساعت ملاقات این کار انجام نشود اما به هرحال ملاقات ما اجتناب ناپذیر بود و پست قبلی من مربوط به همان زمان است که من مقابل اوین در انتظار دیدار یار بودم. و طی این مدت تحصن مربوط به درخواست مرخصی به دلیل فوت برادر عزیز همسرجان برایم تداعی شد. ساعات سختی که همهی خانواده سوگوار از من انتظار داشتند که در شرایط اندوهبار موجود مصطفی را به نزد مادرش ببرم و خدا خواست و نهایتا چنین شد.
باری با حسننظر و همکاری مسئولین زندان بالاخره توانستم ملاقاتی اورژانسی با همسرجان داشته باشم. آرامش و متانت او مثل همیشه مرا آرام کرد. اکنون تصمیم دارم، با توجه به تعطیلی آخرهفته، روز شنبه برای پیگیری مسئلهی تازه مراجعه کنم به این امید که همهی تلاشهایی که طی این مدت برای رسیدن به حقی طبیعی صورت گرفته نتیجه دهد.
منبع: فردای بهتر
@Kaleme
✍ فخرالسادات محتشمیپور
قصه از این قرار بود که من مثل همان هفتسال حبس قبلی همسرجان که باوجود در قرنطینه و ایزوله و انفرادی بودنش حداقل سالی چند روز مرخصی داشت، طی این سالها نیز برای مرخصی اقدام میکردم.
اقدام اخیرم با پیگیریهای مکرر دوستان منجر به موافقت رئیس قوهقضائیه و موضوع از طریق دادستانی دنبال شد تا اینکه دادیار ناظر زندان چند روز پیش موضوع موافقت را بهطور ضمنی به اطلاع همسرجانمیرساند.
روز گذشته هم دو سهبار از دفتر دادیار ناظر زندان با من و وکیل همسرجان تماس گرفته خواستند به ساعت هشت صبح برای مرخصی تأمین وثیقه کرده به زندان مراجعه کنیم. البته من تأکید کردم که تاجزاده تاکنون همهی مرخصی هایش با کفالت بوده و قرار شد وکیل در این زمینه اقدام کرده مرا در جریان نتیجه کار بگذارد.
آنگاه که من و دخترم آماده میشدیم که برای آوردن یار دربند راهی اوین شویم آقای پوربابایی، که علیرغم بیماری همسرعزیزشان، در زمان مقرر به دفتر دادیار رفته بودند با من تماس گرفته گفتند که من مدارک را دادم و کار انجام و به زندان اعلام شد اما لحظه آخر در سیستم مشاهده شد که موکل پرونده باز دیگری با اتهام تبلیغ علیه نظام دارد که مربوط به مردادماه سال جاری، یک ماه پیش بوده و در آن پانصد میلیون وثیقه تعیین شده است. بنابراین خروج ایشان قبل از مراجعه به دادگاه و اقدامات بعدی ممکن نیست.
من به سرعت قبل از تعطیلشدن کادر اداری خودم را به اوین رساندم. به سختی موفق به حضور در دفتر دادیار شدم و همان صحبتهایی که با وکیل عزیز شده بود به من هم منتقل شد.
در تماس با حفاظت اوین هم بر آنچه شنیده بودم صحه گذاشته شد و من درخواست دیدار با همسرجان را کردم تا از خود ایشان برای ادامه فرایند کار کسب تکلیف کنم. طبیعی بود که بهدلیل پایان ساعت ملاقات این کار انجام نشود اما به هرحال ملاقات ما اجتناب ناپذیر بود و پست قبلی من مربوط به همان زمان است که من مقابل اوین در انتظار دیدار یار بودم. و طی این مدت تحصن مربوط به درخواست مرخصی به دلیل فوت برادر عزیز همسرجان برایم تداعی شد. ساعات سختی که همهی خانواده سوگوار از من انتظار داشتند که در شرایط اندوهبار موجود مصطفی را به نزد مادرش ببرم و خدا خواست و نهایتا چنین شد.
باری با حسننظر و همکاری مسئولین زندان بالاخره توانستم ملاقاتی اورژانسی با همسرجان داشته باشم. آرامش و متانت او مثل همیشه مرا آرام کرد. اکنون تصمیم دارم، با توجه به تعطیلی آخرهفته، روز شنبه برای پیگیری مسئلهی تازه مراجعه کنم به این امید که همهی تلاشهایی که طی این مدت برای رسیدن به حقی طبیعی صورت گرفته نتیجه دهد.
منبع: فردای بهتر
@Kaleme
🔴 بیانیهی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی/ ژن_ژیان_ئازادی
چهار سال گذشت.
چهار سال از آن لحظهی تلخ و تاریخی که ژینا/مهسا امینی، دختر جوان کرد ایرانی، قربانی سیاست زنستیز و سرکوبگر حاکمیت شد؛ و جان باختن او، خشم فروخورده و مطالبهی سرکوبشدهی میلیونها انسان را به یکی از فراگیرترین جنبشهای اجتماعی ایران معاصر بدل کرد.
جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظهای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بیتردید از مهمترین و اثرگذارترین جنبشهای اجتماعی تاریخ معاصر ایران است؛ جنبشی که ردّ آن نهفقط در روزهای اعتراض، بلکه در تغییرات پایدار زندگی روزمره، حضور اجتماعی زنان، زبان اعتراض و عقبنشینی عملی حاکمیت در مسئله کنترل پوشش دیده میشود.
چهار سال پس از آغاز این جنبش، چهرهی شهرها، خیابانها، دانشگاهها، مدرسهها و حتی روستاهای ایران دگرگون شده است. حضور آزادانهتر زنان در فضای عمومی، ایستادگی روزمره آنان در برابر تحمیل و تبعیض، و تداوم مطالبهی آزادی و برابری نشان میدهد که زن، زندگی، آزادی یک رخداد گذرا نبود؛ این جنبش افقی تازه در جامعه ایران گشود. انکار این دگرگونی، چشم بستن بر واقعیتی آشکار است.
در چهارمین سالگرد این جنبش، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، یاد و خاطرهی ژینا/مهسا امینی و همهی جانباختگان راه آزادی را گرامی میدارد و بر حق زنان، دختران، دانشآموزان و همه شهروندان برای زندگی آزاد، برابر و انسانی تأکید میکند.
شورای هماهنگی، بهعنوان نهادی صنفی و مدنی، باور دارد که رسیدن به آموزش رهاییبخش، مدرسهی آزاد و جامعهای عاری از بی عدالتی، بدون برابری جنسیتی، آزادی پوشش، کرامت انسانی و پایان دادن به تبعیض ممکن نیست و دفاع از حقوق معلمان، دانشآموزان و مردم ایران، از دفاع از آزادی و برابری زنان جدا نیست. ما دستاوردهای جنبش زن، زندگی، آزادی را بخشی از حافظهی جمعی و سرمایهی اجتماعی مردم ایران میدانیم و پاسداشت آن را وظیفهی همهی نیروهای مدنی، صنفی، دادخواه و آزادیخواه میشماریم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در کنار زنان، دختران، دانشآموزان، خانوادههای دادخواه و همهی مردم آزادیخواه ایران، بر ادامه ی مسیر دفاع از آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی تأکید میکند و به حاکمیت اعلام میدارد که تلاشهای عقیم این روزها که افراد و گروههایی در بعضی تریبونها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق میکنند سعی بیهودەای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت.
شورای هماهنگی نیز در مسیر دفاع از مطالبات برحق زنان و مردان این سرزمین ذرهای عقب نخواهد نشست.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
چهار سال گذشت.
چهار سال از آن لحظهی تلخ و تاریخی که ژینا/مهسا امینی، دختر جوان کرد ایرانی، قربانی سیاست زنستیز و سرکوبگر حاکمیت شد؛ و جان باختن او، خشم فروخورده و مطالبهی سرکوبشدهی میلیونها انسان را به یکی از فراگیرترین جنبشهای اجتماعی ایران معاصر بدل کرد.
جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظهای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بیتردید از مهمترین و اثرگذارترین جنبشهای اجتماعی تاریخ معاصر ایران است؛ جنبشی که ردّ آن نهفقط در روزهای اعتراض، بلکه در تغییرات پایدار زندگی روزمره، حضور اجتماعی زنان، زبان اعتراض و عقبنشینی عملی حاکمیت در مسئله کنترل پوشش دیده میشود.
چهار سال پس از آغاز این جنبش، چهرهی شهرها، خیابانها، دانشگاهها، مدرسهها و حتی روستاهای ایران دگرگون شده است. حضور آزادانهتر زنان در فضای عمومی، ایستادگی روزمره آنان در برابر تحمیل و تبعیض، و تداوم مطالبهی آزادی و برابری نشان میدهد که زن، زندگی، آزادی یک رخداد گذرا نبود؛ این جنبش افقی تازه در جامعه ایران گشود. انکار این دگرگونی، چشم بستن بر واقعیتی آشکار است.
در چهارمین سالگرد این جنبش، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، یاد و خاطرهی ژینا/مهسا امینی و همهی جانباختگان راه آزادی را گرامی میدارد و بر حق زنان، دختران، دانشآموزان و همه شهروندان برای زندگی آزاد، برابر و انسانی تأکید میکند.
شورای هماهنگی، بهعنوان نهادی صنفی و مدنی، باور دارد که رسیدن به آموزش رهاییبخش، مدرسهی آزاد و جامعهای عاری از بی عدالتی، بدون برابری جنسیتی، آزادی پوشش، کرامت انسانی و پایان دادن به تبعیض ممکن نیست و دفاع از حقوق معلمان، دانشآموزان و مردم ایران، از دفاع از آزادی و برابری زنان جدا نیست. ما دستاوردهای جنبش زن، زندگی، آزادی را بخشی از حافظهی جمعی و سرمایهی اجتماعی مردم ایران میدانیم و پاسداشت آن را وظیفهی همهی نیروهای مدنی، صنفی، دادخواه و آزادیخواه میشماریم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در کنار زنان، دختران، دانشآموزان، خانوادههای دادخواه و همهی مردم آزادیخواه ایران، بر ادامه ی مسیر دفاع از آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی تأکید میکند و به حاکمیت اعلام میدارد که تلاشهای عقیم این روزها که افراد و گروههایی در بعضی تریبونها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق میکنند سعی بیهودەای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت.
شورای هماهنگی نیز در مسیر دفاع از مطالبات برحق زنان و مردان این سرزمین ذرهای عقب نخواهد نشست.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پیام امجد امینی در چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی
همزمان با چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی، امجد امینی، پدر او، با انتشار پیامی از همراهی مردم ایران، کردستان و تمامی کسانی که در این سالها یاد دخترش را گرامی داشتهاند، قدردانی کرد.
امینی با اشاره به تنگناهای اقتصادی، دست کشیدن مردم از کار و تعطیلی مغازهها را برای همراهی با خانواده اقدامی بسیار ارزشمند دانست. او تاکید کرد که با وجود گذشت چهار سال، داغ فرزندشان برای لحظهای کهنه نشده اما محبت مردم مانع از احساس تنهایی آنها شده است. وی خاطرنشان کرد که گرچه یک دختر را از آنها گرفتند، اما محبت مردم هزاران عزیز دیگر به خانواده آنان اضافه کرده است.
پدر مهسا با اشاره به مسدود شدن مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی از سوی کسانی که یک سوگواری ساده را روا نمیدانند، نوشت که مردم از اشنویه تا کرند ثابت کردند «راه قلب این مردم به هیچکس مسدود شدنی نیست».
وی در پایان از مردم سقز، شهرهای مختلف ایران و افرادی که در خارج از کشور با پیام، یاد، شاخه گل یا لحظهای همدلی کنار آنها بودند تشکر کرد.
@Kaleme
همزمان با چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی، امجد امینی، پدر او، با انتشار پیامی از همراهی مردم ایران، کردستان و تمامی کسانی که در این سالها یاد دخترش را گرامی داشتهاند، قدردانی کرد.
امینی با اشاره به تنگناهای اقتصادی، دست کشیدن مردم از کار و تعطیلی مغازهها را برای همراهی با خانواده اقدامی بسیار ارزشمند دانست. او تاکید کرد که با وجود گذشت چهار سال، داغ فرزندشان برای لحظهای کهنه نشده اما محبت مردم مانع از احساس تنهایی آنها شده است. وی خاطرنشان کرد که گرچه یک دختر را از آنها گرفتند، اما محبت مردم هزاران عزیز دیگر به خانواده آنان اضافه کرده است.
پدر مهسا با اشاره به مسدود شدن مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی از سوی کسانی که یک سوگواری ساده را روا نمیدانند، نوشت که مردم از اشنویه تا کرند ثابت کردند «راه قلب این مردم به هیچکس مسدود شدنی نیست».
وی در پایان از مردم سقز، شهرهای مختلف ایران و افرادی که در خارج از کشور با پیام، یاد، شاخه گل یا لحظهای همدلی کنار آنها بودند تشکر کرد.
@Kaleme
🔴 دستور بازپرس هم مقابل نهاد امنیتی چیزی بیش از یک نامه نیست
✍ مهدی محمودیان
بیش از ۸ ماه پیش، در آخرین بازداشت، همراه عبدالله مومنی و ویدا ربانی بازداشت شدیم. نیروهای امنیتی نیمهشب با بیش از ۲۰نیروی مسلح به محل اقامتمان یورش آوردند و ۶ دستگاه تلفن همراه و بخشی از وسایل شخصیمان را توقیف کردند.
از آن زمان بازپرس پرونده بارها، کتبی و تلفنی، دستور بازگرداندن اموال را داده است؛ بازپرس هم میگوید: جز نامهزدن کاری نمیتوانم بکنم؛ نهادهای امنیتی خودمختارند.
طنز تلخ ماجرا اینکه یکی از گوشیهای توقیفی که بدون رمز بود، هنوز روشن و در اختیار فردی است؛ گاهی موقعیتش را میبینم و متوجه میشوم مال توقیفی من کجاها گردش میکند.
گویا در ساختار جمهوری اسلامی دستور بازپرس هم مقابل نهاد امنیتی چیزی بیش از یک نامه نیست؛ لذا ظاهرا مالکیت مردم هم فقط تا وقتی محترم است که یک نهاد امنیتی وسیلهشان را نپسندیده باشد.
وقتی نهاد امنیتی اموال مردم را میبرد و دستور قضایی برای پسدادنش را هم به هیچ میگیرد، توقیف فقط اسم محترمانهای برای تصرف اموال مردم است.
قوه قضائیه هم ظاهراً اختیارش برای اجرای همین قانون، از سخنرانیهای خوشآبورنگ رئیسش فراتر نمیرود؛ رئیس قوه از قانونی میگوید، که فقط برای مردم بی پناه لازم الاجراست.
منبع: حساب ایکس مهدی محمودیان
@Kaleme
✍ مهدی محمودیان
بیش از ۸ ماه پیش، در آخرین بازداشت، همراه عبدالله مومنی و ویدا ربانی بازداشت شدیم. نیروهای امنیتی نیمهشب با بیش از ۲۰نیروی مسلح به محل اقامتمان یورش آوردند و ۶ دستگاه تلفن همراه و بخشی از وسایل شخصیمان را توقیف کردند.
از آن زمان بازپرس پرونده بارها، کتبی و تلفنی، دستور بازگرداندن اموال را داده است؛ بازپرس هم میگوید: جز نامهزدن کاری نمیتوانم بکنم؛ نهادهای امنیتی خودمختارند.
طنز تلخ ماجرا اینکه یکی از گوشیهای توقیفی که بدون رمز بود، هنوز روشن و در اختیار فردی است؛ گاهی موقعیتش را میبینم و متوجه میشوم مال توقیفی من کجاها گردش میکند.
گویا در ساختار جمهوری اسلامی دستور بازپرس هم مقابل نهاد امنیتی چیزی بیش از یک نامه نیست؛ لذا ظاهرا مالکیت مردم هم فقط تا وقتی محترم است که یک نهاد امنیتی وسیلهشان را نپسندیده باشد.
وقتی نهاد امنیتی اموال مردم را میبرد و دستور قضایی برای پسدادنش را هم به هیچ میگیرد، توقیف فقط اسم محترمانهای برای تصرف اموال مردم است.
قوه قضائیه هم ظاهراً اختیارش برای اجرای همین قانون، از سخنرانیهای خوشآبورنگ رئیسش فراتر نمیرود؛ رئیس قوه از قانونی میگوید، که فقط برای مردم بی پناه لازم الاجراست.
منبع: حساب ایکس مهدی محمودیان
@Kaleme
X (formerly Twitter)
mehdi mahmoudian (@MahmoudianMe) on X
بیش از ۸ ماه پیش، در آخرین بازداشت، همراه عبدالله مومنی و ویدا ربانی بازداشت شدیم. نیروهای امنیتی نیمهشب با بیش از ۲۰نیروی مسلح به محل اقامتمان یورش آوردند و ۶ دستگاه تلفن همراه و بخشی از وسایل …
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 وقتی برچسبزنی جای علم و نظر کارشناسی را میگیرد
دکتر فرشاد مومنی با انتقاد از گرفتار شدن فضای عمومی در دوگانههای «چپ و راست» و دعواهای حیدری ـ نعمتی، تأکید میکند که بسیاری از این برچسبها نسبتی با علم و منافع ملی ندارند و باید به جای آن، مسئله «تسخیرشدگی ساختار قدرت» توسط رباخوارها، دلالها و واردکنندگان بزرگ را مورد توجه قرار داد.
او با اشاره به مطالعاتی درباره آثار واردات کالاهای ساختهشده و قابل تولید در داخل، نسبت میان واردات، اشتغال و تولید ملی را مورد توجه قرار میدهد و همچنین به پژوهشهای محمد نقیزاده درباره پیامدهای اشتغالزدای واردات و خامفروشی استناد میکند.
مومنی در پایان از حکومت و رسانهها میخواهد به جای بیاعتنایی به کانونهای اصلی تهدیدکننده نظام ملی، با افزایش سطح کارشناسی و پرهیز از برچسبزنی، زمینه گفتوگویی علمی درباره منافع ملی، استقلال ملی و عدالت اجتماعی را فراهم کنند.
منبع: موسسه مطالعات دین و اقتصاد
@Kaleme
دکتر فرشاد مومنی با انتقاد از گرفتار شدن فضای عمومی در دوگانههای «چپ و راست» و دعواهای حیدری ـ نعمتی، تأکید میکند که بسیاری از این برچسبها نسبتی با علم و منافع ملی ندارند و باید به جای آن، مسئله «تسخیرشدگی ساختار قدرت» توسط رباخوارها، دلالها و واردکنندگان بزرگ را مورد توجه قرار داد.
او با اشاره به مطالعاتی درباره آثار واردات کالاهای ساختهشده و قابل تولید در داخل، نسبت میان واردات، اشتغال و تولید ملی را مورد توجه قرار میدهد و همچنین به پژوهشهای محمد نقیزاده درباره پیامدهای اشتغالزدای واردات و خامفروشی استناد میکند.
مومنی در پایان از حکومت و رسانهها میخواهد به جای بیاعتنایی به کانونهای اصلی تهدیدکننده نظام ملی، با افزایش سطح کارشناسی و پرهیز از برچسبزنی، زمینه گفتوگویی علمی درباره منافع ملی، استقلال ملی و عدالت اجتماعی را فراهم کنند.
منبع: موسسه مطالعات دین و اقتصاد
@Kaleme