سایت خبری-تحلیلی کلمه
47.9K subscribers
6K photos
2.29K videos
183 files
9.2K links
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com

ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin

📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/
Download Telegram
‍ 🟰 شریف چون میرحسین و نجیب، چون دخترانش

میرحسین سال‌ها حصر را به جان خرید تا در سمت درست تاریخ بایستدسمت مردم
داستان او، داستان صبر است، صبری از جنس بغض‌های چندساله که گذر زمان، حقانیت آن را در پس سال‌ها تحریم، انزوا و تلاطم‌های سیاسی به اثبات رساند. قضاوت عملکرد او و نقش آن هاله نور معروف در اتفاقات دو دهه اخیر را به تاریخ می‌سپاریم
اما آنچه امروز در برابر دیدگان ماست، ایستادگی و سلامت این خانواده است.

دختران میرحسین، میراث‌دار شرافت پدرند. نه از رانت بهره بردند، نه به واسطه نامش برصندلی مدیریتی تکیه زدند و نه در تلاطم ثروت‌اندوزی و نمایش‌های پرهزینه در خارج از مرزها، آلوده شدند. آنان همچون مردم عادی زیستند و زیستن شرافتمندانه را معنا کردند. شایعه اخیر مرگ میرحسین، تلنگری بود تا بار دیگر یادمان بیاید که یاحسین مردم، نه در هیاهوی قدرت، که در قلب کسانی طنین‌انداز است که آقازادگی را نه در انحصار و رانت، که در نجابت بی‌ادعا یافتند
در روزگاری که واژه آقازاده با رانت و انحصار گره خورده، دختران میرحسین موسوی تعریفی متفاوت از شرافت ارائه دادند. آقازاده‌های بی‌ادعا بودن، میراثی است که از پدری شریف به ارث برده‌اند.

منبع: کانال تلگرام فردای بهتر

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 چه خوب که قانون "جرم سیاسی" اجرا نمی‌شود!

✍ عیسی سحرخیز

تجمع‌های بدون مجوز، همراه با شعار علیه یک یا دو رئیس قوای کشور، از جمله تظاهرات سازماندهی شده اخیر عده ای در خیابون پاستور، بدون شک از مصادیق "جرم سیاسی" است.

نمونه‌ی بارز آن همین تجمع بدون مجوز زنان محجبه است که خبر، عکس و فیلم آن به صورت گسترده منتشر شده و محوریت شعارها هم علیه پزشکیان و قالیباف بوده است:

«پزشکیان و قالیباف رو میدیم، اورانیوم نمیدیم»


اگر اصل بر اجرای قانون باشد، آن هم
"قانون جرم سیاسی" مصوب ۲۰ اردیبهشت ۹۵ مجلس شورای اسلامی، طبیعتا مدعی‌العموم یا رئیس قوه قضائیه باید آمرین، عاملین و حاضرین در این نوع گردهم‌آیی‌هایی را دستگیر، محاکمه و مجازات کنند.

چون "ماده ۱" این قانون صراحت دارد:
"هر یک از جرائم مصرح در ماده (۲) این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه‌زدن به اصل نظام را داشته باشد جرم سیاسی محسوب می‌شود."

منظور از جرائم "ماده ۲" هم از جمله "توهین یا افتراء به روسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و... است که مصداق آن در تجمع خیابان پاستور می‌شود روسای قوای مجریه و مقننه، پزشکیان و قالیباف.

نگارنده که خود نامش به عنوان اولین "مجرم سیاسی"، به دلیل توهین به رئیس قوه قضائیه وقت، صادق لاریجانی، ثبت شده است، بر خلاف بسیاری که معتقدند این نوع تظاهرات را باید جمع کرد، باور دارد که اتفاقا باید از این موارد استقبال  هم کرد، چون  زمینه سازی‌های لازم را برای گسترش "گردهم‌آیی‌های مسالمت‌جویانه" فراهم می‌کنند؛ به ویژه بدون ضرورت کسب مجوز از وزارت کشور.

باید توجه داشت که "آزادی" و "دموکراسی" در کشور از همین‌جاها شروع می‌شود، پس ضرورت دارد دوستان اصلاح‌طلب، به ویژه حامیان دولت از هرگونه مخالفت‌خوانی‌، حتی با این نوع "تجمع‌های جنگ‌طلبانه" و ضدِ "صلح و آشتی" دست بردارند و برای برگزارکنندگان این نوع تظاهرات هم دست هم بزنند!

منبع: کانال تلگرام علیرضا کفایی

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
‍ 🟰 از آب هم‌ مضایقه کردند کوفیان!

✍ فخر السادات محتشمی پور

برخی مضامین آن‌چنان در گوش و جان انسان می‌نشیند که فراموش کردنش ممکن نیست.

مثل همین جمله‌ی خبری بالا در مورد یک نبرد نابرابر بین ظالم و مظلوم در گذشته‌ای تاریخی که هنوز هم اشک به چشم مردمانی می‌آورد که صحنه را در ذهن خویش بازسازی و مقابل چشمانشان تصویر می‌کنند.

این مقدمه تاریخی را نوشتم تا بگویم ظلم ظلم است هرچند اعدام‌های شتابزده و بدون دادرسی‌ دقیق و عادلانه و جنایات بی‌محاکمه‌ی باعث و‌بانی، که هیچ کمیته حقیقت یابی هم برای آن تشکیل نشده، آتش به جگر و دل و جان آدم می‌زند، اما بی تفاوتی نسبت به سلامت زندانیان سیاسی که در دهه هفتاد و هشتاد عمر گرفتار محبس ستمی شده‌اند که دست بر قضا دهه‌های قبل برای خراب کردن آن انقلاب کرده بودند هم کم از مضایفه‌ی آب توسط کوفیان ندارد.

آقای قدیانی را امروز هم علیرغم پیگیری‌ها و هماهنگی‌ها توسط خانواده، برای درمان مشکل دندان اعزام نکردند، همانطور که آقای تاج‌زاده را با این که مکاتبات و پیگیری‌های قبلی برای اعزام به بیمارستان صورت گرفته بود، روز گذشته اعزام نکردند.

آن‌چه نگرانی‌ها را تشدید می‌کند این نکته است که وقتی با این دو بزرگوار که هردو شناخته شده هستند و اولی زندانی سیاسی دو رژیم است و دومی با ۱۱ سال و ۴ ماه حبس ظالمانه کم‌کم دارد رکورد می‌شکند، چنین برخورد می‌شود وای به حال زندانیان گمنام و بی‌کس و‌کار.
خدا به دادشان برسد

پ.ن: از واکسن آنفولانزا هم خبری نیست!


منبع: صفحه اینستاگرام نگارنده

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 پیام تسلیت دبیرکل مجمع ایثارگران به حسن اسدی زیدآبادی

اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون

جناب آقای حسن اسدی زیدآبادی

با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت می‌گویم.

می‌دانم از دست دادن پدری که سال‌ها با افتخار در راه دفاع از میهن ایستاد و در روزهای دشوار، پشتیبان و همراه شما در مسیر دفاع از آزادی، کرامت انسانی و حقوق مردم بود، چه اندوه سنگینی بر دل می‌گذارد. بی‌تردید یاد و خاطره ایشان برای شما و همه کسانی که از نزدیک با منش و فداکاری‌هایشان آشنا بودند، همواره زنده و ماندگار خواهد ماند.

از خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت و مغفرت و آرامش ابدی، و برای شما و همه بازماندگان، صبر، شکیبایی و سلامتی آرزومندم.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

جواد امام
دبیرکل مجمع ایثارگران


منبع: تحکیم ملت

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 اصرار بر استمرار سرکوب؛ بهاره آقایی، وکیل دادگستری، به ۲۰ سال حبس محکوم شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بهاره آقایی، وکیل دادگستری که اکنون در زندان قرچک ورامین نگهداری می‌شود، مجموعاً به ۲۰ سال حبس محکوم شده است. تبلیغ علیه نظام، شرکت در اعتراضات و کمک به خانواده‌های قربانیان اعتراضات دی‌ماه از جمله اتهامات این وکیل دادگستری است.

شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، مأموران امنیتی وارد منزل بهاره آقایی شدند و ضمن تفتیش خانه، تلفن‌های همراه و دیگر وسایل الکترونیکی او را ضبط کردند و با خود بردند.

خانوادهٔ بهاره آقایی تا دو هفته از وضعیت و محل نگهداری او اطلاعی نداشتند.

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 وقتی قدم‌ زدن هم «رفتار مشکوک» می‌شود

جرم تازه کشف شد: قدم‌زدن بی‌هدف!راه برو، اما دلیلش را بگو!


✍ حمید آصفی

در کشوری که پلیس باید امنیت خیابان را تأمین کند، حالا خودِ قدم‌زدن در خیابان به موضوع نظارت و تذکر تبدیل شده است. اصطلاح «دور دور پیاده» که رئیس پلیس اماکن تهران درباره رفت‌وآمد جوانان در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر به کار برده، فقط یک تعبیر عجیب نیست؛ نشانه‌ای از تغییر نگاه حاکمیت به خیابان و شهروند است.

در این منطق، شهر دیگر فضای عمومی مشترک مردم نیست؛ فضایی است که باید دائماً کنترل شود و هر رفتار عادی، اگر توجیه مورد پسند نهاد نظارتی نداشته باشد، می‌تواند «مسئله» تلقی شود.
جمهوری اسلامی نشان داده که متخصصِ ساختن «زندان بزرگ» است. حالا در این زندان بزرگ، حتی راه رفتن هم باید با مجوز باشد. شاید روزی برسد که برای قدم‌زدن، علاوه بر کارت ملی، ارائه «علت موجه» و تعیین تعداد دورهای مجاز هم لازم شود!

قدم‌زدن، حرف‌زدن، نوع پوشش، دسترسی به اینترنت، استفاده از ماهواره، ارتباط با رسانه خارجی و حتی گردهم‌آمدن چند جوان در یک خیابان، وقتی از فیلتر نگاه امنیتی عبور کند، دیگر رفتارهای معمول اجتماعی نیستند؛ به موضوعات قابل کنترل تبدیل می‌شوند.

عبارت «آنها نمی‌دانند برای چه آمده‌اند» از خودِ «دور دور پیاده» مهم‌تر است و شکاف عمیق ادراکی میان حاکمیت و نسل جدید را نشان می‌دهد. حاکمیت امنیتی نمی‌تواند بفهمد که «بودن در فضای عمومی»، خود یک کنش اجتماعی و زیستی است. انسان همیشه برای هر قدم خود هدف سیاسی، اقتصادی یا اداری ندارد. گاهی فقط راه می‌رود؛ چون انسان است.

در منطق حکمرانی جمهوری اسلامی، شهروند ظاهراً باید در یکی از دو قالب تعریف شود: «مطیع فعال» یا «مطیع منفعل»؛ یا در صحنه‌های رسمی و حکومتی حاضر باشد، یا در خانه بماند و سرگرم امور روزمره باشد. حضور فراتر از این دو تعریف، می‌تواند از نگاه ساختار امنیتی «تهدید» تلقی شود.

حالا حتی قدم‌زدن جوانان در خیابان، که نه‌تنها یک حق بدیهی مدنی بلکه بخشی از هویت شهری هر جامعه‌ای است، به‌عنوان نوعی «ناهنجاری امنیتی» بازتعریف می‌شود.

از همین‌جا یک پرسش ساده اما بنیادی شکل می‌گیرد: انسان از چه زمانی برای راه رفتن نیازمند توضیح شد؟ آیا شهروند باید به پلیس بگوید برای چه آمده، کجا می‌رود و چرا دوباره از همان مسیر برمی‌گردد؟ اگر قرار باشد هر رفتار شهروند نیازمند «علت قابل قبول» باشد، مرز میان تأمین امنیت و کنترل زندگی کجاست؟

جامعه طبیعی با خیابان زنده است. مردم برای خرید، دیدن دوست، قرار گذاشتن، وقت‌گذرانی، فکر کردن، ورزش کردن یا حتی بی‌دلیل قدم زدن از خانه بیرون می‌آیند. اتفاقاً یکی از نشانه‌های سلامت اجتماعی همین است که انسان بتواند بخشی از وقت خود را بدون گزارش‌دادن به نهاد قدرت در فضای عمومی بگذراند.
مسئله فقط یک اظهار نظر پلیسی نیست. پشت این نگاه، بی‌اعتمادی ساختاری به شهروند قرار دارد. شهروند پیشاپیش مظنون فرض می‌شود و به‌جای آنکه آزادی اصل و محدودیت استثنا باشد، کنترل به قاعده تبدیل می‌شود.

حکومتی که مدام به زندگی مردم اضافه می‌کند که چه نباید بکنند، دیر یا زود به جایی می‌رسد که باید برای توضیح‌دادن آزادی‌های باقیمانده‌اش پاسخگو باشد.
شاید فهرست ممنوعیت‌ها دیگر آن‌قدر طولانی شده باشد که بد نباشد یک‌بار هم فهرست چیزهایی را که مردم حق دارند آزادانه انجام دهند منتشر کنند؛ از پوشیدن و دیدن و شنیدن گرفته تا همین جرم تازه‌ای که ظاهراً کشف شده است: قدم‌زدن بی‌دلیل در خیابان.

و اگر قرار باشد روزی برای قدم‌زدن هم مجوز صادر شود، احتمالاً باید فرم مخصوصی هم طراحی شود: «علت مراجعه به خیابان؟»؛ «تعداد دفعات رفت و برگشت؟»؛ «آیا قصد ایستادن دارید؟»؛ و البته مهم‌تر از همه: «آیا هنگام راه رفتن، قصد فکر کردن هم دارید؟»
طنز ماجرا اینجاست که شاید در پایان، تنها چیزی که برای شهروند باقی بماند، این باشد که در خانه بنشیند و از پشت پنجره به خیابانی نگاه کند که دیگر حتی راه رفتن در آن هم باید برای حاکمیت قابل فهم باشد.

منبع: کانال تلگرام نگارنده

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 این امید است که آینده ما را می سازد

✍ مرضیه حاجی هاشمی

اعدامی دیگر واقع شد، در حالی که اینبار فقط مسأله «نه به اعدام» یا ظالمانه دانستن حکم اعدام نیست. «علیرضا سپاهی» اعدام شد، درحالی که پیمان عقد دائمش را به صورت غیابی و وکالتی یک روز پیش از آن با نامزد در بندش «مهشاد» بسته بود. اهمیت این ماجرا، زمانی آشکار می‌شود که از سطح یک تراژدی شخصی به سویه های فراتر برویم. سوی دو انسانی که در برابر مرگ ایستاده‌اند و سوی جامعه‌ای که شاهد این ایستادن و سپس حسرت آخرین دیدار آنها است.

ازدواج اساساً پیمانی درباره آینده و زندگی مشترک است؛ نه تحمل رنج دوری؛ اما مهشاد در شرایطی به روی آینده «بله» می گوید که می‌داند ممکن است تنها چند ساعت بعد، پیش از آنکه آینده مشترکش با شوهرش آغاز شود، او برای همیشه برود. در ظاهر و مطابق واقعیت تلخ موجود این «بله» به یک رخت عزاست نه لباس عروسی؛ اما انسان همیشه مطابق واقعیت ها بله نمی گوید؛ بلکه با عشق و به امید تغییر آن واقعیت ها؛ ولو به گونه ای معجزه آساست که تصمیماتی شگرف می گیرد.

اینجاست که عظمت تصمیم مهشاد آشکار می‌شود. او اجازه نداد محاسبه واقعیت، معنای انتخابش را تعیین کند. منطق محاسبه می‌گفت، وقتی فردا او وجود ندارد، ازدواج چه معنایی دارد؟ مهشاد نشان داد اتفاقا چون ممکن است فردا نباشد، امروز باید پیوند خود را ثبت کنیم. این تصمیم را می‌توان در سطح شخصی، تصمیمی از سر عشق دانست و اینکه شاید زندانبانان دیندار! حالا دیگر اجازه ملاقات زن و شوهر رسمی را صادر کنند، عروس و دامادی برای چند ساعت و آخرین دیدار شب اعدام.

اما در سطح اجتماعی، معنایی فراتر پیدا می‌کند. کنش مهشاد و علیرضا، واجد معنایی سیاسی و نمادین است. او در شرایطی که قدرت سیاسی مرگ را به آینده زندگی تحمیل کرده بود، آینده‌ای را انتخاب کرد که ظاهراً دیگر وجود نداشت. قدرت می‌تواند زمان مرگ یک انسان را تعیین کند؛ اما نمی‌تواند الزاماً معنایی را که او در آخرین ساعات زندگی خود به حیات می‌دهد، تعیین کند. از این منظر، عقد مهشاد و علیرضا نوعی بازپس‌گیری عاملیت است. آنها نمی‌توانستند حکم را تغییر دهند؛ اما می‌توانستند تصمیم بگیرند آخرین ساعات زندگی علیرضا فقط «شب پیش از اعدام» نباشد. آن شب، شب ازدواجشان نیز بود. مرگ قرار بود آخرین واقعه زندگی باشد که توسط قدرت سیاسی تحمیل شده بود؛ ولی آنها تلاش کردند عشق را به آخرین واقعه‌ای تبدیل کنند که خودشان انتخاب کرده‌اند.

سوی دیگر تراژدی، جامعه است. جامعه ایران فقط شاهد اعدام یک انسان نبود. شاهد مجموعه‌ای از آخرین تلاش‌های انسانی بود، تلاش برای جلوگیری از اعدام، تلاش برای ثبت عشق و سپس تلاش برای آخرین دیدار، دیداری که حسرتی ابدی شد و تا ابد در تاریخ عشاق این سرزمین ماندگار. علیرضا سرانجام اعدام شد، بی‌آنکه بتواند همسر تازه‌عقدشده‌اش را برای آخرین بار ببیند.

اینجا اتفاقی مهم در سطح جامعه‌شناختی رخ می‌دهد. جامعه فقط با «مرگ» مواجه نمی‌شود، با بی‌ثمر ماندن آخرین کنش‌های انسانی در برابر مرگ مواجه می‌شود. وقتی جامعه می‌بیند دو انسان در آخرین ساعات زندگی می‌کوشند عشق خود را ثبت کنند و سپس حتی امکان یک دیدار کوتاه و وداع نیز فراهم نمی‌شود، مسئله از سطح حقوقی به سطح اخلاقی و عاطفی منتقل می‌شود. جامعه فقط نمی پرسد «چرا او اعدام شد؟». می پرسد چرا حتی آخرین دیدار ممکن نشد؟ چه کسی با این دیدار آسیب می دید؟

این پرسش برای وجدان جمعی بسیار سنگین است؛ زیرا آخرین دیدار یکی از قدیمی‌ترین و انسانی‌ترین آیین‌های مواجهه با مرگ است. انسان‌ها حتی در برابر دشمن خود، حتی در برابر محکوم و زندانی، برای وداع، خداحافظی و آخرین دیدار معنا قائل‌اند. وقتی این امکان نیز از انسان گرفته می‌شود، جامعه  آن را نه به عنوان یک ضرورت امنیتی (چون علیرضا در محبس و مرگ برایش محتوم بود) بلکه به عنوان امتناع از اعطای یک حداقل انسانی تجربه میکند.

و اینجاست که سوگ می‌تواند به خشم تبدیل شود. حتی اگر شرایط دادرسی و محاکمه نیز عادلانه بود، جامعه این رنج مضاعف در شب اعدام را برنمی تافت؛ چرا که انسان می تواند  برای مرگ یک نفر گریه می‌کند؛ اما وقتی احساس کند بخشی از رنج او قابل اجتناب بوده است، از خود می‌پرسد: «چرا؟» و این «چرا» منشأ خشم است. حال چه رسد به وقتی که جامعه در بهتِ بی ثمر ماندن تلاش هایش نیز باشد، تلاش هایی در «نه به اعدام» و جلوگیری از اعدامی دیگر که عادلانه نمی داند.

این داستان فقط داستان یک اعدام نیست. داستان لحظه‌ای است که عشق خصوصی به حافظه عمومی، سوگ به خشم، و ترس به امید تبدیل می‌شود و شاید در نهایت، مسئله همین باشد، قدرت می‌تواند مرگ را تحمیل کند؛ اما انسان، حتی در آستانه مرگ، هنوز می‌تواند معنای آخرین لحظه زندگی خود را انتخاب کند و این امید است که آینده ما را می سازد.

منبع: کانال تلگرام نگارنده

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 جرم و جرمشناسی تراستی‌ها

✍ کامبیز نوروزی

قانون که از اقتصاد حذف شود، فساد جایش را پر می‌کند. درآمدهای نفتی مهم‌ترین درآمدهای ارزی ایران است. تراستی‌ها ظاهرا کارگزارانی هستند که برای دورزدن تحریم‌ها و صدور نفت، به‌ویژه از سال 1397 فعالیت می‌کنند. رئیس پیشین بانک مرکزی می‌گوید تراستی‌ها از افراد «مورد وثوق» انتخاب شده‌اند. عبدالناصر همتی گفته است اگر حجم تجارت خارجی کشور حدود ۱۳۰ میلیارد دلار باشد، ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار در این فرایند (تراستی‌ها) دچار نشتی می‌شود؛ بخشی از این هزینه‌ها ناشی از مسیرهای غیرشفاف انتقال پول، کارمزدهای بالا، واسطه‌گری و... است. مدیرعامل پیشین شرکت بازرگانی نفت ایران اعلام کرده است از بهمن سال 1402 مبلغ 11 میلیارد دلار از پول نفت ایران برنگشته است. مشکلات ناشی از عملکرد تراستی‌ها چنان شده‌ که برای آنها پرونده‌های قضائی نیز تشکیل شده است. تمام یا بخش اعظم درآمد نفتی کشور باید از طریق تراستی‌ها وارد کشور شود. تخلفات آنها هرچه باشد، در اقتصاد کشور اخلال ایجاد می‌کند.
علت توسل دولت و سایر دستگاه‌های مرتبط به تراستی‌ها را وجود تحریم‌هایی می‌دانند که به‌ویژه از سال 97 علیه ایران شروع شد. قرار بود ارتباط تراستی‌ها با حکومت ایران معلوم نشود تا آنها نیز مشمول تحریم نشوند؛ بنابراین همه مسائل تراستی‌ها پنهان ماند. به گفته عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، آنها توسط دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انتخاب می‌شدند و بانک مرکزی نیز اطلاعات کاملی از وضعیت آنها نداشت. بگذریم از این نکته که صلاحیت قانونی دبیرخانه شعام برای اتخاذ چنین تصمیمی به‌جد‌ محل تردید است. فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرای این روش و عملکرد تراستی‌ها غیرقانونی بوده و به‌طور کلی بیرون از نظامات حقوقی تجارت نفت ایران و نظارت بر آن صورت می‌گرفته است.

آمار دقیقی از عملکرد مالی تراستی‌ها وجود ندارد، اما ظاهرا‌ در طول هر سال واسطه جابه‌جایی ده‌ها میلیارد دلار از پول ملت ایران بوده‌اند؛ بدون آنکه مقررات محکم و نظارت روشنی بر آنها وجود داشته باشد. در طول این جابه‌جایی، گفته شده چیزی بین 15 تا 20 درصد از ارزش واقعی درآمد کشور «نشت» کرده است. به عبارت روشن‌تر، این مقدار از پول ملت به فنا رفته است.

از نگاه جامعه‌شناسی کیفری، وقتی در محیط پنهان، ارزش‌های مالی فراوان و هنگفت نهفته باشد، احتمال وقوع جرم افزایش می‌یابد. اگر در یک اتومبیل که درهایش باز و شیشه‌هایش پایین است و در خیابانی خلوت توقف کرده‌ و کسی هم در آن نیست، یک جعبه جواهر وجود داشته باشد، احتمال سرقت بسیار زیاد است. در این مثال، سارق مجرم است، اما مقصر اصلی صاحب آن خودرو است که همه درها را برای سارق باز گذاشته است. آنگاه که موقعیتی پنهان و غیرقانونی شکل می‌گیرد و در آن چند نفر عهده‌دار جابه‌جایی ده‌ها میلیارد دلار پول کشور می‌شوند، محیط پنهان و ارزش مالی هنگفت و بی‌نظیر، هرکسی حتی آدم‌های مورد وثوق را به ارتکاب جرم تشویق می‌کند. جرائم معروف به جرائم یقه‌سفیدها، همیشه جرائم همین آدم‌های مثلا مورد وثوق بوده است. چرا نظام تصمیم‌گیری و اجرائی برای مقابله با تحریم، راهی مغایر قانون و جرم‌زا را طی می‌کند؟ آیا تاجری که از واردات و صادرات کالا محروم می‌شود، مجاز است برای حفظ درآمدش به راه‌های غیرقانونی مانند قاچاق کالا رو بیاورد؟ چرا نظام تصمیم‌گیری و اجرائی کشور باید خود را در موقعیتی قرار دهد که برای حل بحران تحریم، ناگزیر از اتخاذ روش‌های غیرقانونی و مخربی شود که شاید در کوتاه‌مدت با تحمل زیان‌هایی درآمد کشور را حفظ کند، اما غدد سرطانی کشنده در اقتصاد کشور بکارد؟

سال‌هاست نظم حقوقی اقتصاد ایران در هزارتوی نظام بده‌بستان غیرقانونی مدیریت پنهان‌کار رانتی شکسته است. با سپردن پنهانی و غیرقانونی بخش بزرگی از تجارت منبع اصلی درآمد ارزی کشور، یعنی نفت، اقتصاد غیرقانونی‌تر می‌شود و گروه‌های ذی‌نفع غیرقانونی بیش از نهادهای قانونی مهار آن را در دست می‌گیرند.

آموزه‌های جرم‌شناسی به ما یادآوری می‌کند که ساختار بسیار پیچیده و پنهان واسطه‌گری تراستی‌ها و سنگینی مبالغی که در دست آنها قرار می‌گیرد، لاجرم اقتضا می‌کند‌ دایره بسیار وسیعی از افراد و گروه‌های ذی‌نفع در داخل دستگاه‌های رسمی و بیرون از آن برای حراست از منافع آنها ایجاد شود. با گذشت زمان، این دایره بزرگ‌تر می‌شود و ریشه‌ای فاسد در نهادهای مرتبط می‌دواند و در واقع شبکه‌ای نهادینه می‌شود که فقط بر اساس فساد و جرم زندگی می‌کند و شاهرگ‌های اقتصاد کشور را در دست می‌گیرد.

حذف فساد و احیای قانون در اقتصاد کشور نیازمند اراده‌ای مقتدر و بزرگ است. این اراده می‌تواند با اجرای قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی علیه تراستی‌های متخلف توسط دستگاه قضا و قاطعیت دولت در سازماندهی مبادلات نفتی کشور محقق شود. تأخیر در درمان سرطان، مرگ‌آور است.

منبع

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 ادامه احکام‌ اعدام‌؛ حکم اعدام برای محمدامین ماندنی و محسن بابائیان

محمدامین ماندنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به اعدام و در مجموع به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. حکم صادرشده روز سه‌شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ به وکیل او ابلاغ شد و خبر آن چهار روز بعد، در ۱۱ مهرماه، به انتشار رسید.

دادگاه ماندنی را بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» به اعدام محکوم کرده است.

او همچنین بابت اتهام‌هایی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «دعوت دیگران به جنگ و کشتار به قصد برهم‌زدن امنیت کشور»، در مجموع به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

محسن بابائیان، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه نیز به اعدام محکوم شد.

محسن بابائیان، زندانی سیاسی و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۵ محبوس در زندان تهران بزرگ، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم اخیراً در زندان به او ابلاغ شده است.

جلسه رسیدگی به پرونده او در تیرماه برگزار شده بود؛ با این حال، هنوز جزئیات روشنی درباره مستندات دادگاه برای انتساب اتهام محاربه، دفاعیات او و روند دادرسی منتشر نشده است.

هه‌نگاو به نقل از یک منبع مطلع مدعی شده که او در دوره بازداشت تحت شکنجه و فشار قرار گرفته است؛ ادعایی که به‌طور مستقل قابل تأیید نیست و مقام‌های رسمی نیز در این‌باره توضیحی نداده‌اند.

منبع: کانال تلگرامی مهدی محمودیان

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟰 همگام با معلمان؛ ۶۰ سال پشتیبانی از معلمی، ارتقای جایگاه حرفه‌ای آن و هم‌آفرینی فرداهای‌مان

گزیده ای از برنامه های کانون صنفی معلمان ایران ( تهران ) به مناسبت روز جهانی معلم


روز جهانی یا ملی معلم، روزی برای بزرگداشت عموماً صوری و کلیشه‌ای معلمان نیست، فرصتی است برای بازاندیشی به مفهوم و ماهیت حرفه معلمی، سخن گفتن از ویژگی‌ها، دشواری‌ها و زیبایی‌های آن، باهم بودن برای هم‌اندیشی، هم‌سخنی و آموختن از تجربیات برای ترسیم آینده‌ای اندکی مطلوب‌تر؛ و شاد بودن در کنار هم حتی برای دقایقی.

«تغییرات بزرگ همیشه با کارهای بزرگ شروع نمی‌شوند. گاهی با معلمی شروع می‌شوند که حاضر نیست سکوت کند، با پدر و مادری که کنار معلم بچه‌شان می‌ایستند، یا کسی که نام یک زندانی را فراموش نمی‌کند.

هیچ کنشی آن‌قدر کوچک نیست که بی‌اثر باشد. وقتی هزاران کار کوچک کنار هم قرار بگیرند، دیواری می‌سازند که هیچ زندانی نمی‌تواند پشتش پنهان شود.»

(با الهام از کتاب کنش های کوچک ایستادگی)


منبع : کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران )

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 پارک‌ جنگلی چیتگر که درسال ۱۳۴۷ احداث شده بود در دوره شهرداری زاکانی به طور کامل نابود شد

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 احتمال تشدید فیلترینگ در کشور؛ روش‌های دور زدن محدودتر می‌شوند

به گزارش اسکان نیوز،گروه «وُید وِرج»، که تغییرات فنی شبکه و روش‌های عبور از فیلترینگ در ایران را رصد می‌کند، مدعی شده تغییرات اخیر در زیرساخت اینترنت کشور می‌تواند زمینه را برای محدودیت گسترده‌تر ابزارهای دسترسی به اینترنت آزاد فراهم کرده باشد.

این گروه از روش‌هایی مانند سرویس‌های مبتنی بر کلاودفلر، Xray، سایفون، DNS و تور به‌عنوان گزینه‌هایی نام برده که ممکن است هدف محدودیت‌های بیشتر قرار بگیرند.

داده‌های مستقل نیز در روزهای اخیر اختلال‌هایی در دسترسی به برخی ابزارهای دور زدن فیلترینگ و همچنین نوسان در ترافیک اینترنت ایران ثبت کرده‌اند. داده‌های پایش شبکه برای ۵ و ۶ اکتبر نیز چند رخداد اختلال در سطح کشور نشان می‌دهد.

با این حال، این داده‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که زیرساخت لازم برای مسدودسازی کامل این ابزارها آماده شده است. پایش‌های فعلی تنها از وجود اختلال و تغییر در الگوی دسترسی حکایت دارند.

«وُید وِرج» پیش‌تر نیز درباره تلاش برای محدودکردن DNSهای عمومی و روش‌های عبور از فیلترینگ گزارش‌هایی منتشر کرده بود.

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 قانونی که با وجدان جمعی جامعه مغایرت دارد قانون نیست، ابزار خشونت است. سخنرانان تجمعات شبانه هیچ مرجعیتی ندارند تا برای جامعه تعیین تکلیف کنند.

کاظمی، سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به تکالیف قانونی در مورد حجاب اختیاری گفت: در جلسه اخیر رئیس قوه قضاییه با برخی سخنرانان میادین و تجمعات نیز این امر به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مشترک مطرح شد.

🔻سخنگوی قوه قضائیه: بی حجابی جرم مشهود است و ضابطین در صورت مشاهده مکلف به برخورد هستند

وی افزود: در آن جلسه ۱۸ نفر صحبت کردند و همه آنها بر این موضوع تأکید داشتند.

او افزود: موضوع بی‌حجابی به موجب قانون مجازات اسلامی جرم است و در صورت مشاهده جرم مشهود، ضابطان مکلف هستند طبق قانون فرد را به مرجع قضایی هدایت کنند.


🔻سخنرانان تجمعات شبانه حاضر در جلسه مشترک با رئیس قوه قضائیه بر این امر تاکید کردند


وی ادامه داد: رئیس قوه قضاییه در جلسه شورای عالی قوه قضاییه در این خصوص دستوری به دادستان کل کشور صادر کرد تا این موضوع از طریق دادستانی‌های سراسر کشور پیگیری شود.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: دادستان کل کشور نیز در مکاتبه‌ای با برخی دستگاه‌های مرتبط، از جمله وزارت کشور، خواستار اجرای تکالیف و وظایف این دستگاه‌ها در خصوص امر حجاب شده است.

کاظمی اضافه کرد: برخی واحدهایی که از دولت مجوز دریافت کرده و خدمات عمومی ارائه می‌کنند نیز مکلف هستند در محدوده تحت مدیریت خود، موازین و قوانین را رعایت کنند و از دستگاه‌های ناظر بر این واحدها نیز خواسته شده است نظارت‌های لازم را انجام دهند.

وی تأکید کرد: قوه قضاییه ضمن تأکید بر ضرورت انجام کار فرهنگی در این حوزه، در خصوص هنجارشکنی و اقدامات سازمان‌یافته در این زمینه اقدامات خاصی را آغاز کرده و نتایج این اقدامات در آینده به اطلاع مردم خواهد رسید.

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰هشدار محسن آرمین نسبت به «عطش قدرت جریان افراطی» و خطر تعمیق بحران‌ها

نایب رئیس جبهه اصلاحات خواستار راهبرد دوگانه حاکمیت برای تقویت انسجام ملی، پیشبرد دیپلماسی و ترمیم فوری کابینه شد


محسن آرمین، نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران، با هشدار نسبت به فشارهای سهمگین اقتصادی و تحرکات سازمان‌یافته جریان افراطی برای تصاحب کامل قدرت، تاکید کرد که تاب‌آوری جامعه خسته نیازمند ایجاد چشم‌اندازی امیدبخش و تغییر شیوه حکمرانی است. وی تنها راه برون‌رفت از بحران‌های موجود را اتخاذ یک راهبرد دوگانه از سوی حاکمیت شامل «پاسخگویی به مطالبات داخلی برای تقویت انسجام ملی» و «دیپلماسی فعال برای پایان دادن به شرایط جنگی» دانست.

ریشه‌های نارضایتی و لزوم تغییر شیوه حکمرانی
آرمین با اشاره به وقایع تلخ دی‌ماه، تقلیل این حوادث به نقش‌آفرینی عوامل خارجی را نادیده گرفتن واقعیت دانست. به گفته وی، عدم پاسخ مثبت به مطالبات جامعه پس از جنگ ۱۲ روزه و تداوم شیوه‌های گذشته، موجب گسترش نارضایتی‌ها و سوءاستفاده بیگانگان شد. وی تصریح کرد که صدور احکام سنگین، احکام ناظر به سلب حیات و مصادره اموال در شرایط بحران شدید اقتصادی، خشم و اعتراض پنهان جامعه را تشدید کرده و احتمال بروز وقایع ناگوار در آینده را افزایش می‌دهد.

پروژه یکدست‌سازی و تلاش برای سقوط دولت
این فعال سیاسی با تحلیل حملات تبلیغاتی علیه دولت مسعود پزشکیان اظهار داشت که جریان تمامت‌خواه پس از تحولات اخیر احساس می‌کند محدودیت‌های گذشته از بین رفته و مسیر برای تصاحب کامل قدرت هموار است. وی افزود عطش این جریان زیاده‌خواه به حدی است که بدون توجه به سایه جنگ، با طرح شایعه استعفا و عدم کفایت رئیس‌جمهور، درصدد تعبیر رؤیای خود است. آرمین با یادآوری هزینه‌های سنگین پروژه یکدست‌سازی در اوایل دهه ۱۴۰۰ هشدار داد که اگر عطش قدرت این فرقه مهار نشود و تبلیغات علیه مذاکره ادامه یابد، کشور با بحران‌های سیاسی و اجتماعی به‌مراتب شدیدتری مواجه خواهد شد.

ضرورت حمایت نیروهای تحول‌خواه و اقدام قاطع رئیس‌جمهور
نایب رئیس جبهه اصلاحات با تاکید بر لزوم اهتمام نیروهای اصلاح‌طلب و تحول‌خواه در حمایت از دولت و دستگاه دیپلماسی برای عبور از شرایط جنگی، راهکارهایی را به مسعود پزشکیان پیشنهاد کرد. وی گفت: گفت‌وگوی مستمر با مردم، بی‌اعتنایی به فضاسازی‌های افراطیون و قاطعیت در پیشبرد برنامه خارجی، این جریان را ناامید خواهد کرد. آرمین همچنین با انتقاد شدید از عملکرد ضعیف و غیرحرفه‌ای شورای اطلاع‌رسانی دولت و سکوت برخی وزرا، خواستار ترمیم کابینه و استفاده از نیروهای شجاع، کارآمد و وفادار بدون هراس از اقلیت افراطی مجلس شد.

منبع: هم‌میهن

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟰 گسترش ⁧ آلودگی نفتی⁩ در جزیره ⁧ قشم⁩

۳.۲ هکتار از سواحل و ۹ هکتار از آب‌های ساحلی از جمله محدوده ⁧ جنگل های حرا⁩ آلوده شده‌اند.

عملیات پاکسازی در ساحل شیب‌دراز با حساسیت ویژه برای حفظ زیستگاه ⁧ لاک‌پشت‌های دریایی⁩ در جریان است. ⁧

منبع: سایت خبری محیط زیست ایران

@Kaleme⁩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 زیرکی را گفتم این احوال بین

✍علیرضا کفایی

این روزگار پر از رنج و اضطراب، روزگاری که مردم زیر فشار گرانی، فقر، بیکاری و بی‌اعتمادی نفس می‌کشند و در همان حال، صدای شعارهای جنگ و تقابل بلندتر از صدای سفره‌های خالی به گوش می‌رسد.
نخست باید حقیقت را دید؛ هیچ ملتی با پنهان کردن دردهایش درمان نمی‌شود، سال‌هاست بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما به جای پاسخ روشن به مطالبات مردم، گاه شاهد افزایش فضای امنیتی، محدود شدن گفت‌وگو و فاصله گرفتن از خواسته‌های واقعی جامعه هستیم.
کشوری که مردمش دغدغه نان، مسکن، درمان و آینده دارند، بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که زندگی مردم را محور قرار دهد، نه سیاستی که هزینه‌های سنگین آن بر دوش همان مردمی گذاشته شود که باید تحمل‌کننده پیامدهای تصمیم‌ها باشند.
شعارهای خیابانی، چه از سر خشم و چه از سر هیجان سیاسی، بازتاب شکاف‌هایی است که در جامعه وجود دارد، نمی‌توان صدای اعتراض و نارضایتی را فقط با برخورد امنیتی پاسخ داد
اعدام‌ها، زندانیان سیاسی و برخورد با منتقدان، از جمله پرونده‌هایی که درباره چهره‌هایی مانند مصطفی تاج‌زاده مطرح شده است و همچنین ادامه حصر میرحسین موسوی، از موضوعاتی است که سال‌هاست در فضای سیاسی ایران محل بحث و انتقاد بوده است؛ ادامه این وضعیت، به باور منتقدان، به جای حل اختلافات بر عمق شکاف‌های سیاسی و اجتماعی می‌افزاید.
هیچ جامعه‌ای با حذف صداهای مخالف به آرامش پایدار نمی‌رسد؛ امنیت واقعی از مسیر اعتماد، عدالت، قانون و امکان گفت‌وگوی آزاد میان جامعه و حاکمیت می‌گذرد؛ نه از مسیر ترس، فشار و خاموش کردن اعتراض.
جامعه ایران نیازمند شکستن چرخه خشونت است؛ نیازمند آن است که خیابان، تهاجمی و صدای جنگ و انتقام نشود؛ چرخه‌ای که در آن خشونت، خشونت بیشتری تولید می‌کند و فاصله‌ها را بیشتر می‌سازد،..... راه عبور از بحران، بازگشت به مردم و پذیرش این حقیقت است که آینده کشور بدون مشارکت واقعی شهروندان ساخته نخواهد شد.
از همین رو، پیشنهاد مراجعه به آرای عمومی و برگزاری رفراندوم، به عنوان یکی از راه‌های مطرح‌شده برای سنجش خواست جامعه در سال‌های اخیر از سوی برخی جریان‌های سیاسی و چهره‌هایی مانند میرحسین موسوی مطرح شده است؛ مسئله اصلی، نه فقط شکل یک همه‌پرسی، بلکه پذیرفتن اصل مهمی است: اینکه سرنوشت یک کشور باید با اراده و انتخاب آگاهانه مردم تعیین شود.
کشوری که صدای مردم را نشنود، روزی ناچار خواهد شد صدای بحران‌ها را بشنود، خرد سیاسی آن است که پیش از رسیدن به نقطه‌های سخت، راه گفت‌وگو و اصلاح را باز کند.
 
ایران نه با جنگ، نه با زندان و نه با حذف مخالفان به نجات و آرامش نمی رسد؛ ایران با مردم ایران، با احترام به کرامت آنان و با شجاعت در پذیرش حقیقت نجات خواهد یافت و با این اوضاع و میدان دادن به خیابانی ها بوالعجب کاری است.
 
زیرکی را گفتم این احوال بین؛ خندید و گفت؛ صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

منبع: کانال تلگرام نگارنده

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 تلاش عربستان برای عبور دائمی از سایه تنگه هرمز

عربستان سعودی در حال حاضر در حال مذاکره با مشتریان خود در مورد امکان رسمی کردن قراردادهای بلندمدت برای محموله‌های نفتی است که برای سال آینده در خارج از تنگه هرمز برنامه‌ریزی شده‌اند.

پیشینه: به گفته بلومبرگ، این اقدام با هدف تداوم سیستم حمل و نقل کشتی به کشتی که قبلاً در طول جنگ ایران و عراق برای تضمین صادرات خود استفاده می‌شد، انجام می‌شود.

هدف استراتژیک: این پادشاهی به دنبال افزایش سهم بازار خود و ارائه جایگزینی برای خریدارانی است که با خطرات ژئوپلیتیکی و هزینه‌های بالای ترانزیت در تنگه هرمز مواجه هستند.

جدول زمانی: مذاکرات در حال انجام است و انتظار می‌رود قبل از پایان سال برای اجرا در سال ۲۰۲۷ نهایی شود.

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 واگذاری خاک کشور به بیگانه!!!؟

✍ کامبیز نوروزی

محسن زنگنه نماینده مجلس ایران در گفتگو با تلویزیون سحر افغانستان اعلام کرد که پیرو مذاکرات انجام‌شده با وزیر صنعت و تجارت طالبان، مقرر شده است حدود ۱۰ هکتار زمین در حاشیه آب‌های بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در مرحله نخست در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر به افغانستان اختصاص یابد تا دولت افغانستان با سرمایه‌گذاری در این اراضی، زیرساخت‌های لازم برای ترانزیت کالاهای خود به سمت دریا را ایجاد کند. او گفت: «در گفتگو با وزیر صنعت [طالبان] توافق کردیم که افغانستان بتواند در بندر چابهار در منطقه آزاد، یک سرزمین متعلق به خودش داشته باشد.»

در مملکت چه می‌گذرد؟
مگر ممکن است خاک کشور را به دولت بیگانه واگذار کرد.
این‌ نماینده بر چه پایه‌ای بر خلاف قانون اساسی و حق حاکمیت ملی و حتی بدون درک معنای کلمات می‌گوید " با دولت افغانستان توافق کردیم که افغانستان بتواند در منطقه آزاد چابهار سرزمین متعلق خودش را داشته باشد.

این جمله یعنی ایران در حالی که در دفاع از تجاوز آمریکا و اسرائیل به سرزمین خونهای شریف می‌دهد، دودستی خاک کشور را به دولت بیگانه واگذار کند.
آیا حساب و کتابی در مملکت وجود دارد؟
جالب اینجاست که مدیرعامل منطقه آزاد چابهار در توئیتی در شبکه X از چنین توافق کلا اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

این نماینده نمی‌داند که چنین توافقی مطلقا غیرقانونی و مردود است.
از باغ نظارت استصوابی هر دم میوه تازه‌تری می‌رسد.
کسی از مقامات مملکت باید باشد که حرف این نماینده روشن کند.
اگر این حرف او کذب است، مصداق بارز ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی استوار و اگر راست است که هزار بار وای بر ما که با سرزمین و خاک کشور چنین می‌کنند.

منبع: کانال تلگرام نگارنده

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 احمدرضا حائری برنده جایزه مدافعان حقوق بشر در معرض خطر شد

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی سابق و از آغازگران کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، به‌عنوان برنده جایزه سال ۲۰۲۶ سازمان «فرانت لاین دیفندرز» در بخش خاورمیانه و شمال آفریقا معرفی شد.

به گزارش ایران‌وایر، نام حائری روز پنجشنبه ۱۶ مهر در مراسم اهدای جایزه سالانه «مدافعان حقوق بشر در معرض خطر» در کالج ترینیتی دوبلین اعلام شد. او که پس از سه سال و نیم حبس، ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ از زندان آزاد شده، به دلیل شرایط امنیتی نتوانست برای دریافت جایزه به ایرلند سفر کند.

فرانت لاین دیفندرز در معرفی حائری، فعالیت‌های او را بر دفاع از حقوق زندانیان و مخالفت با مجازات اعدام متمرکز دانسته و اعلام کرده است که او در دوران حبس با حملات فیزیکی، حبس انفرادی و فشارهای قضایی مواجه بوده است.

حائری در پیامی به مناسبت دریافت این جایزه گفت: «آن‌ها مرگ می‌خواهند، در حالی که ما برای زندگی مبارزه می‌کنیم. من مطمئنم که در مبارزه ما برای حق حیات، شکستی در کار نخواهد بود.»

این سازمان همچنین از حائری به‌عنوان یکی از آغازگران کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» یاد کرده است؛ کارزاری که زندانیان شرکت‌کننده در آن با اعتصاب غذای هفتگی به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران اعتراض می‌کنند.

منبع: تحکیم ملت

@Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟰 ایران را به یاد آوریم!
 
شجریان؛ نوای اندیشه
محمّدرضا شجریان(۱ مهر ۱۳۱۹ – ۱۷ مهر ۱۳۹۹)


✍ افسانه نجاتی

مهر برای ما ماه عجیبی است؛ ماهی که در آن، نام محمدرضا شجریان دو بار در تقویم ظاهر می‌شود: یک‌بار در زادروز و بار دیگر در سالروز درگذشتش. میان این دو تاریخ، یک زندگی ایستاده است؛ زندگی هنرمندی که برای چند نسل، تنها صاحب یک صدای شناخته‌شده نبود. نام او، به تدریج، با شعر فارسی، موسیقی ایرانی و بخشی از تجربه‌ی فرهنگی ما گره خورد.

اما شاید پرسش مهم‌تر این باشد که چگونه یک صدا از محدوده‌ی موسیقی فراتر می‌رود؟ چه اتفاقی می‌افتد که شنیدن یک خواننده، دیگر فقط شنیدن یک آواز نیست و حضور او را باید در جایی وسیع‌تر از صحنه‌ی موسیقی جست‌وجو کرد؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در جنس صدا، وسعت حنجره یا مهارت تکنیکی یافت. شجریان، پیش از آنکه به «صدای شجریان» بدل شود، سال‌ها با زبان فارسی، شعر کلاسیک، موسیقی دستگاهی و سنتی که از استادان خود آموخته بود زندگی کرد. او وارث سنت بود، اما در آن متوقف نماند. شاید یکی از وجوه اهمیت او همین نسبت ظریف با سنت باشد: سنت برایش چیزی نبود که صرفاً تکرار شود؛ ماده‌ای بود که باید آن را شناخت، آزمود و دوباره به زندگی سپرد.

در آواز او، شعر نیز از جایگاه یک متن ادبی جدا نمی‌شود تا صرفاً بر موسیقی بنشیند. کلمه، وزن، معنا و حتی سکوت‌های میان کلمات در شکل‌گیری آواز نقش دارند. وقتی حافظ را می‌خواند، ما فقط با اجرای شعری از حافظ روبه‌رو نیستیم؛ با نوعی تفسیر شنیداری از شعر مواجهیم. آواز، در اینجا، ادامه‌ی خواندن است با ابزار صدا.

شاید به همین دلیل است که نسبت شجریان با شعر فارسی را نمی‌توان یک رابطه‌ی تزئینی دانست. او شعر را برای موسیقی انتخاب نمی‌کرد؛ در بسیاری از موارد، موسیقی را چنان در خدمت شعر قرار می‌داد که کلمه فرصت می‌یافت دوباره شنیده شود. گویی آواز می‌توانست گوش ما را به چیزی در شعر باز کند که در خواندن خاموش می‌ماند.

از این منظر، شجریان فقط خواننده‌ی مجموعه‌ای از تصنیف‌ها و آوازها نیست. او بخشی از تاریخ شنیدنِ زبان فارسی است.

این «شنیدن» البته تنها به تالار کنسرت یا محفل اهل موسیقی محدود نماند. صدای او از رادیو و تلویزیون به خانه‌ها رفت، در نوارهای کاست دست‌به‌دست شد، در سفرها و خلوت‌ها شنیده شد، در مناسبت‌های مذهبی و ملی حضور پیدا کرد و گاه در جایی پخش شد که حتی شنونده نام دستگاه یا گوشه‌ای را که می‌شنید نمی‌دانست. همین‌جا بود که موسیقی تخصصی می‌توانست به فرهنگ عمومی راه پیدا کند.

این نکته درباره‌ی شجریان مهم‌تر از میزان شهرت اوست. بسیاری از هنرمندان مشهورند، اما شهرت الزاماً به معنای حضور فرهنگی نیست. حضور فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که اثر هنرمند از محدوده‌ی مخاطبان حرفه‌ای خود بیرون بیاید و در شیوه‌ی شنیدن، سخن گفتن و حتی احساس کردن یک جامعه جایی پیدا کند.

شجریان چنین مسیری را طی کرد.

او در عین حال، هنرمندی نبود که بخواهد خود را در یک تصویر ثابت نگه دارد. کارنامه‌اش را که دنبال کنیم، با هنرمندی روبه‌رو می‌شویم که در تمام طول فعالیتش در حال آزمودن نسبت خود با موسیقی بود؛ از همکاری با استادان بزرگ موسیقی ایرانی تا تجربه‌های تازه‌تر، از آوازهای سنتی تا تصنیف‌هایی که به بخشی از فرهنگ عمومی بدل شدند. حتی در انتخاب شعر نیز نمی‌توان او را به یک سلیقه‌ی ثابت فروکاست.

اینجاست که «اندیشه» در کار شجریان برای ما اهمیت پیدا می‌کند.

اندیشه الزاماً در قالب جمله‌های فلسفی یا نظریه‌های مکتوب ظاهر نمی‌شود. گاهی یک هنرمند با انتخاب‌هایش می‌اندیشد؛ با اینکه چه چیزی را می‌خواند، چگونه می‌خواند، چه چیزی را نمی‌پذیرد و تا کجا حاضر است شکل‌های آشنا را دوباره بیازماید. شجریان از این حیث، نمونه‌ی قابل تأملی است: اندیشه‌ی هنری او را باید در خودِ کارش، در وسواسش نسبت به کیفیت، در رابطه‌اش با شعر و موسیقی و در تلاشش برای گشودن راه‌های تازه در دل یک سنت دیرپا جست‌وجو کرد....
 
 
متن کامل

 
منبع: ایران فردا

 @Kaleme
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM