🔴گزارش «شبکه شرق» از درخواست عجیب برخی مدیران از اولیا دانش آموزان کمدرآمد
پول ندارید، مدرسه تمیز کنید
✍هدی هاشمی
روز گذشته در شبکههای اجتماعی خبری منتشر شد که مادری چون هزینه ثبتنام فرزندش در مدرسهای دولتی در شهر قدس را نداشت، مجبور شده تمام کلاسها را نظافت کند. خبر آنقدر تلخ و دردناک بود که کاربران شبکههای مجازی به آن واکنش نشان دادند و از مسئولان آموزش و پرورش خواستند تا موضوع را بررسی کنند. مسئولان آموزشی هم در واکنش به این مطلب اظهار داشتند، آنچه تاکنون محرز شده، با مطلب منتشر شده در فضای مجازی فاصله معناداری دارد. با این همه خبرنگار «شبکه شرق» با مادر این دانشآموز گفتوگویی انجام داده است. این مادر اعلام کرده، چون پول خرید مانتو مدرسه دخترش را نداشته کلاس درس مدرسه را همراه با سرایدار تمیز کرده است.
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-945887
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
🔥11👍9😢3🤯2
🔴 بیانیه اعتراضی انجمن فرهنگیان هرسین در مورد صدور حکم زندان #محمد_حبیبی
برهوتِ مطلقِ شب نشان، قبلهگاه ستمگرانی است که در آن خشونت پیشگی قاعده مینماید. بیداد، سنت جاویدان. قلع و قمع، قانون خدایگان. آزادی اسیرتر، برابری به مرگ نزدیکتر، عشق خونینتر، و خرد سُرخِ از شرم.
در این جهان پُر از شب و ستم، زبان یا در گلوگاه مچاله می باید، یا اگر بگوید، از کام بَر کَنند.
ایدئولوژی رسمی قدرت، در آموزش و پرورش خشکسار، مغلوب گامهای صلب و بداندیشانه خود شده، توان برساختن انسانِ قالبی را از کف داده، گزارههای سُربی در ذهن نا آرام و عاصی از عدم منطق و شور و زیبایی، جایگاه ندارد.
در این وادادگی محض، قیام #ژینا رخدادی است که سوژه خود را در دقیقه صفر به صورت انبوه، خلق میکند، و جهان را مسحور خویش میسازد.
در این هنگام، ترسِ قدرت، خشونت و سرکوب میزاید، جوانان را نشانه میگیرد، چشمان باز را بر نمیتابد. سرکوب شکست میخورد، قیام در سطوحی خاص و حساس عینیت مییابد و به استمرار خویش در اذهان آگاه امید میبخشد و خود را در این جمله #آرمیتا_گراوند، کشته راه آزادی مجسم میسازد. که نوشت: حتی تاریکترین شب نیز پایان خواهد یافت و خورشید خواهد درخشید.
ناگهان مدارس به پادگان تبدیل میشوند و #مسموم_سازی سریالی دانش آموزان چنان گسترش می یابد که " تاریخ" می شود.
تداوم، اهمال و سکوت نهادهای امنیتی، اعتراض جمعی مردم، نهادهای صنفی، سیاسی و فعالین صنفی را برانگیخت که سکوت، مشارکت در این جریان تلقی میشد.
و #محمد_حبیبی، سخت گفت، سرشت زبان را از زندان قدرت رهانید. رنج دیگران را ترسیم کرد، سرپیچی از رویه ستمکاره را رویه خویش ساخت.
اعتراض انسانی، اخلاقی و صنفی #محمد_حبیبی
در مسمومسازی دانشآموزان خصوصا دختران، چگونه میتواند مصداق جرم تلقی شود، حال آنکه مقامات حاکمیت هم سخت متعرض بودند.
یا اعتراض آنان فقط برای اقناع اذهان عمومی و پیچاندن مردم بوده است؟
ما بر این باوریم، حکم زندان این فعال صنفی متعهد و کوشا از نظر مردم به مثابه تایید، به حاشیه راندن و عدم شفافسازی آن اعمال شنیع ضدبشری است، مگر خلاف آن ثابت شود.
بر تن عدالت، انصاف و عقلانیت زخمهای عمیقی وارد شده، بر مداوای آن ارادهای نیست!!.
انجمن فرهنگیان هرسین
بیست و پنجم مهر ماه ۱۴۰۳
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
برهوتِ مطلقِ شب نشان، قبلهگاه ستمگرانی است که در آن خشونت پیشگی قاعده مینماید. بیداد، سنت جاویدان. قلع و قمع، قانون خدایگان. آزادی اسیرتر، برابری به مرگ نزدیکتر، عشق خونینتر، و خرد سُرخِ از شرم.
در این جهان پُر از شب و ستم، زبان یا در گلوگاه مچاله می باید، یا اگر بگوید، از کام بَر کَنند.
ایدئولوژی رسمی قدرت، در آموزش و پرورش خشکسار، مغلوب گامهای صلب و بداندیشانه خود شده، توان برساختن انسانِ قالبی را از کف داده، گزارههای سُربی در ذهن نا آرام و عاصی از عدم منطق و شور و زیبایی، جایگاه ندارد.
در این وادادگی محض، قیام #ژینا رخدادی است که سوژه خود را در دقیقه صفر به صورت انبوه، خلق میکند، و جهان را مسحور خویش میسازد.
در این هنگام، ترسِ قدرت، خشونت و سرکوب میزاید، جوانان را نشانه میگیرد، چشمان باز را بر نمیتابد. سرکوب شکست میخورد، قیام در سطوحی خاص و حساس عینیت مییابد و به استمرار خویش در اذهان آگاه امید میبخشد و خود را در این جمله #آرمیتا_گراوند، کشته راه آزادی مجسم میسازد. که نوشت: حتی تاریکترین شب نیز پایان خواهد یافت و خورشید خواهد درخشید.
ناگهان مدارس به پادگان تبدیل میشوند و #مسموم_سازی سریالی دانش آموزان چنان گسترش می یابد که " تاریخ" می شود.
تداوم، اهمال و سکوت نهادهای امنیتی، اعتراض جمعی مردم، نهادهای صنفی، سیاسی و فعالین صنفی را برانگیخت که سکوت، مشارکت در این جریان تلقی میشد.
و #محمد_حبیبی، سخت گفت، سرشت زبان را از زندان قدرت رهانید. رنج دیگران را ترسیم کرد، سرپیچی از رویه ستمکاره را رویه خویش ساخت.
اعتراض انسانی، اخلاقی و صنفی #محمد_حبیبی
در مسمومسازی دانشآموزان خصوصا دختران، چگونه میتواند مصداق جرم تلقی شود، حال آنکه مقامات حاکمیت هم سخت متعرض بودند.
یا اعتراض آنان فقط برای اقناع اذهان عمومی و پیچاندن مردم بوده است؟
ما بر این باوریم، حکم زندان این فعال صنفی متعهد و کوشا از نظر مردم به مثابه تایید، به حاشیه راندن و عدم شفافسازی آن اعمال شنیع ضدبشری است، مگر خلاف آن ثابت شود.
بر تن عدالت، انصاف و عقلانیت زخمهای عمیقی وارد شده، بر مداوای آن ارادهای نیست!!.
انجمن فرهنگیان هرسین
بیست و پنجم مهر ماه ۱۴۰۳
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
👍29👌6😁1
#پیام_مخاطبان
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان و همکاران
از وضعیت خوابگاه دانشگاه فرهنگیان بنتالهدیصدر سنندج و شهیدمدرس این استان به شدت گلهمند هستیم. چراکه با وجود هوای سرد و ساختمان قدیمی و بلوکهای مجزا و دارای مشکلات ساختمانی باز با هوای سردی که در محیط وجود دارد هنوز که هنوزه شوفاژهای ما روشن نیست و مسئولین هم دلیلی جز اینکه باید به سراسر کشور ابلاغیه ارسال شود از طریق تهران و بعد آن ما میتونیم شوفاژ روشن کنیم؛ ولی ما خوابگاهی ها از ساعت ۱۱ شب تا ۶ و ۷ صبح از سرما میلرزیم.
مورد دوم که مشکلات اساسی ماست وضعیت بد غذا و نبود بهداشت اونه.
روز نیست که توی غذا مو پیدا نکنیم و دلیل مسئولین هم اینه که غذای ۲۰۰۰ نفر هم دیگه احتمال داره این چیزا توش باشه و واقعا دیگه خسته شدیم و از اینکه شورای صنفی هم دیگه کاری نمیتونن بکنن چون با دلایل بیمنطق مسئولین شرمسار هم خوابگاهیهای خودشون میشن.
ممنون میشم لاقل یه پیگیری از سازمان مرکزی انجام بشه
بخدا ما هم هیچ فرقی با دانشجویان دیگر دانشگاههای فرهنگیان شهرهای دیگه نداریم، دیگه درخواست تامین نیازهای اولیه زندگی یعنی غذا و مسکن برای دانشجو لازمه.
ممنون میشم پیگیری اساسی انجام بِدَن
هدف من هم فقط بهبود وضعیت دانشجوئه نه مچگیری مسئولینمون
فقط میخوایم که وضعیتمون خوب بشه.
سپاسگزارم
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان و همکاران
از وضعیت خوابگاه دانشگاه فرهنگیان بنتالهدیصدر سنندج و شهیدمدرس این استان به شدت گلهمند هستیم. چراکه با وجود هوای سرد و ساختمان قدیمی و بلوکهای مجزا و دارای مشکلات ساختمانی باز با هوای سردی که در محیط وجود دارد هنوز که هنوزه شوفاژهای ما روشن نیست و مسئولین هم دلیلی جز اینکه باید به سراسر کشور ابلاغیه ارسال شود از طریق تهران و بعد آن ما میتونیم شوفاژ روشن کنیم؛ ولی ما خوابگاهی ها از ساعت ۱۱ شب تا ۶ و ۷ صبح از سرما میلرزیم.
مورد دوم که مشکلات اساسی ماست وضعیت بد غذا و نبود بهداشت اونه.
روز نیست که توی غذا مو پیدا نکنیم و دلیل مسئولین هم اینه که غذای ۲۰۰۰ نفر هم دیگه احتمال داره این چیزا توش باشه و واقعا دیگه خسته شدیم و از اینکه شورای صنفی هم دیگه کاری نمیتونن بکنن چون با دلایل بیمنطق مسئولین شرمسار هم خوابگاهیهای خودشون میشن.
ممنون میشم لاقل یه پیگیری از سازمان مرکزی انجام بشه
بخدا ما هم هیچ فرقی با دانشجویان دیگر دانشگاههای فرهنگیان شهرهای دیگه نداریم، دیگه درخواست تامین نیازهای اولیه زندگی یعنی غذا و مسکن برای دانشجو لازمه.
ممنون میشم پیگیری اساسی انجام بِدَن
هدف من هم فقط بهبود وضعیت دانشجوئه نه مچگیری مسئولینمون
فقط میخوایم که وضعیتمون خوب بشه.
سپاسگزارم
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
👍26
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#پیام_مخاطبان 🔴هفت خوان ورود به دانشگاه فرهنگیان 🔹 از وقتی که قانون جدید فرهنگیان تصویب شد شروع به درس خوندن برای قبولی در دانشگاه فرهنگیان کردم؛ میخواستم تغییری توی جامعه ایجاد کنم، و در تغییرات خوب سهیم باشم. تمام فامیل و خانواده مطمئن بودن سال آینده…
#پیام_مخاطبان
مسائل گزینشی دانشگاه فرهنگیان ، تنها یک چالش جدی نیست، بلکه یک فاجعه هولناک و عمیقی است که منجر به آسیب و صدمه جدیدی به آموزش و پرورش و اعتماد عمومی مردم شده است. مسئله دردناکترش این هست که دانشجویان ورودی دانشگاه فرهنگیان که چند ترم را هم در این دانشگاه گذرانده بودند نیز بخاطر تنگنظریها و سلایق شخصی نیز از این دانشگاه اخراج شدهاند.این دانشجو معلمان اخراجی از نظر رتبه علمی از بهترینهای کنکور سراسری سالهای ۹۸ و ۹۹ و ۴۰۰ و ۴۰۱ بودهاند که صرفا بخاطر مسائل جزیی از این دانشگاه اخراج شده و اکنون در کنج خانهها دچار افسردگی و نومیدی و چالشهای جدی در زندگی شدهاند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
مسائل گزینشی دانشگاه فرهنگیان ، تنها یک چالش جدی نیست، بلکه یک فاجعه هولناک و عمیقی است که منجر به آسیب و صدمه جدیدی به آموزش و پرورش و اعتماد عمومی مردم شده است. مسئله دردناکترش این هست که دانشجویان ورودی دانشگاه فرهنگیان که چند ترم را هم در این دانشگاه گذرانده بودند نیز بخاطر تنگنظریها و سلایق شخصی نیز از این دانشگاه اخراج شدهاند.این دانشجو معلمان اخراجی از نظر رتبه علمی از بهترینهای کنکور سراسری سالهای ۹۸ و ۹۹ و ۴۰۰ و ۴۰۱ بودهاند که صرفا بخاطر مسائل جزیی از این دانشگاه اخراج شده و اکنون در کنج خانهها دچار افسردگی و نومیدی و چالشهای جدی در زندگی شدهاند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
💔17
🔴 ادامه و تشدید سیاست سرکوب دولت پزشکیان در هیأت تخلفات اداری استان گیلان علیه فعالان صنفی معلمان
🔸 در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه #هیأت_تخلفات_اداری آموزش و پرورش، در اقدامی عجیب، #شهرزاد_علمباز را به اتهامات واهی و بی اساس متهم نموده که اغلب آن به لحاظ حقوقی کمترین ارتباطی به حوزه تخلفات ندارد. درحالیکه طبق آیین نامه اداری هیأتهای تخلفات، تنها مواردی که محاط بر محیط آموزشی است، در حیطه تخلفات تعریف شده، این نهاد در اقدامی عجیب با فهرست کردن اتهاماتی چون: «تشویق به تحریم انتخابات در گروه واتساپی، دفاع از محکومین امنیتی، اقدام به مشارکت در صدور بیانیه در دفاع از شریفه محمدی محکوم به اعدام، بارگذاری عکس توماج صالحی به عنوان پروفایل گروه، انتشار مطالب تمسخر آمیز در ارتباط با سقوط بالگرد رییس جمهور شهید، تشویق و تبلیغ گسترده برای تحصن و اعتصابهای سراسری غیر صنفی» علیه خانم شهرزاد علمباز اقدام نموده است.
🔸 #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن اعتراض به تشدید و استمرار سیاستهای سرکوبگرانه علیه کنشگران صنفی خواستار توقف روند پرونده سازیها علیه معلمان و پایان دادن به احکام ناعادلانه علیه فرهنگیان در سراسر کشور است.
https://bit.ly/3NqLEa3
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
🔸 در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه #هیأت_تخلفات_اداری آموزش و پرورش، در اقدامی عجیب، #شهرزاد_علمباز را به اتهامات واهی و بی اساس متهم نموده که اغلب آن به لحاظ حقوقی کمترین ارتباطی به حوزه تخلفات ندارد. درحالیکه طبق آیین نامه اداری هیأتهای تخلفات، تنها مواردی که محاط بر محیط آموزشی است، در حیطه تخلفات تعریف شده، این نهاد در اقدامی عجیب با فهرست کردن اتهاماتی چون: «تشویق به تحریم انتخابات در گروه واتساپی، دفاع از محکومین امنیتی، اقدام به مشارکت در صدور بیانیه در دفاع از شریفه محمدی محکوم به اعدام، بارگذاری عکس توماج صالحی به عنوان پروفایل گروه، انتشار مطالب تمسخر آمیز در ارتباط با سقوط بالگرد رییس جمهور شهید، تشویق و تبلیغ گسترده برای تحصن و اعتصابهای سراسری غیر صنفی» علیه خانم شهرزاد علمباز اقدام نموده است.
🔸 #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن اعتراض به تشدید و استمرار سیاستهای سرکوبگرانه علیه کنشگران صنفی خواستار توقف روند پرونده سازیها علیه معلمان و پایان دادن به احکام ناعادلانه علیه فرهنگیان در سراسر کشور است.
https://bit.ly/3NqLEa3
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
Telegraph
ادامه و تشدید سیاست سرکوب دولت پزشکیان در هیئت تخلفات اداری استان گیلان علیه فعالان صنفی معلمان
در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه هیئت تخلفات اداری آموزش و پرورش، در اقدامی عجیب، شهرزاد علمباز را به اتهامات واهی و بی اساس متهم نموده که اغلب آن به لحاظ حقوقی کمترین ارتباطی به حوزه تخلفات ندارد. درحالیکه طبق آیین نامه اداری هیئت های تخلفات، تنها مواردی که…
👍14🔥9
🔴 بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در محکومیت ادامه روند سرکوب فعالان صنفی با آغاز سال تحصیلی
با شروع سال تحصیلی جدید شاهد رشد روزافزون روند سرکوب معلمان و فعالان صنفی هستیم. در آستانه سال تحصیلی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر #محسن_عمرانی، #اصغر_حاجب، #محمود_ملاکی، #عبدالرضا_امانیفر، اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان بوشهر را به پرداخت ۹۶۰ میلیون ریال در ازای احکام حبسی که پیشتر از طرف دادگاه انقلاب استان بوشهر برای این فعالین صنفی صادر شده بود، محکوم کرد. چند روز بعد حکم یک سال حبس محسن عمرانی را به میزان شش ماه تایید کرد.
با شروع مهر هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان اداره کل آموزشوپرورش شهرستانهای استان #تهران آقای #احمد_حیدری_نصرت دبیر ناحیهی یک شهرستان #بهارستان و فعال صنفی فرهنگی را به بازنشستگی بر اساس سنوات خدمت دولتی با تقلیل دو گروه محکوم کرد. در اقدامی سرکوبگرانه دیگر #کوکب_بداغی_پگاه فعال صنفی فرهنگیان خوزستان/ ایذه برای اخذ آخرین دفاع به شعبه ۱۳ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اهواز احضار شد و دو هفته بعد آخرین جلسه دفاع کوکب بداغی در شعبه ۱۳ دادسرای دادگاه انقلاب خوزستان برگزار شد.
در مشهد شعبه ۲۵ تجدید نظر دیوان عدالت اداری با رد اعتراض #محمدحسین_سپهری حکم اخراج این #معلم_زندانی از آموزشوپرورش را پس از ۲۶ سال سابقه تدریس تأیید کرد و #حسین_واحدی فعال صنفی معلمان در خراسان شمالی به دادگاه انقلاب احضار شد. در کردستان هیأت تجدیدنظر وزارت آموزشوپرورش، #سمیه_اخترشمار فعال صنفی معلمان مریوان را از کار اخراج کرد. معلمان استان البرز هم از سرکوب دولت پزشکیان بینصیب نماندند و #مهدی_معرف مشاور مدارس ناحیه ۴ استان البرز بازخرید و از کار اخراج شد. در سنندج مأموران اداره اطلاعات سنندج به منزل شخصی #رضا_شریفه فعال صنفی معلمان یورش بردند و منزل وی را مورد تفتیش قرار دادند.
همزمان با روز جهانی معلم #اسماعیل_عبدی عضو هیأتمدیره #كانون_صنفی_معلمان_تهران با رأی هیأت تخلفات اداره آموزشوپرورش شهرستانهای تهران با ۲۴ سال سابقه بازخرید و از کار اخراج شد. اتهامات وی «شرکت در تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیر قانونی، تحریک به برپایی تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال اشارهای گروهی برای تحصیل به مقاصد غیر قانونی از طریق عضویت در کانون صنفی معلمان و سرپرستی اعتراضات کشوری معلمان و... منجر به بازداشت و محکومیت» عنوان شده است. هدف از صدور این احکام، ارسال یک پیام روشن به معلمان است که حاکمیت در کنار زندان و تبعید و اخراج معیشت خانوادهها را نیز هدف گرفته است و در این سرکوب بین دولتهای رئیسی و پزشکیان فرقی وجود ندارد.
در آخرین اقدام سرکوبگرانه، حکم محکومیت #محمد_حبیبی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تأیید شد. این محکومیت مربوط به اعتراض محمد حبیبی به مسمومیتهای سریالی مدارس در اسفندماه ۱۴۰۱ است. در فروردین ماه ۱۴۰۲ این فعال صنفی در حالی که فقط دو ماه از زمان آزادیاش از زندان میگذشت، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و تا خرداد ماه همان سال در بند امنیتی ۲۰۹ بازداشت بود. نکته مهم در ارتباط با قطعی شدن حکم سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، اقدام به تخریب ایشان توسط اکانتهای مرتبط با جریانات فاشیستی و امنیتی قبل از ابلاغ حکم به وکیل وی است. این اقدام توسط اکانتهایی صورت گرفت که پیش از این در اسفند ۱۴۰۰ با برگزاری برنامههای مجازی اقدام به تخریب جنبش معلمان نمودند. آنها مدعی بودند که معلمان خیابان را مصرف میکنند و تشکلهای صنفی و شورای هماهنگی عامل حفظ وضع موجود هستند و همسو با رسانههای امنیتی به تخریب معلمان پرداختند و با ادبیاتی فاشیستی از پشت اکانتهای مجازی، خود را در موضع رهبری قیام مردم قرار دادند. رویکردی که بعد از قیام ژینا در راستای تخریب جنبش معلمان ادامه یافت؛ اما از اردیبهشت تا تیر ۱۴۰۱ وقتی فعالان صنفی در سراسر ایران آماج حمله قرار گرفتند و بازداشت، تبعید و اخراج شدند، متأسفانه کسی از این باندهای فاشیستی سؤال نکرد چرا ۳۰۰ نفر از کسانی که به قول آنها خیابان را به سود حاکمیت مصرف میکنند، بازداشت و با احکام سنگین روبرو شدهاند؟
بیشک آمار سرکوبها منحصر به این موارد نیست. متأسفانه هنوز برخی معلمان از رسانهای شدن اخبار خود هراس دارند. همچنین تعداد قابل توجهی از دانشجویان در دانشگاه فرهنگیان از تحصیل محروم شدهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران کلیه احکام احضار، اخراج، بازداشت و زندان و هر نوع برخورد با معلمان شاغل و بازنشسته و دانشجویان را شدیداً محکوم میکند و به حاکمیت هشدار میدهد که در صورت تداوم این روند برای دفاع از همکارانمان دست به تجمعات گسترده و سراسری خواهیم زد.
🔹🔹🔹
🆔 @kashowra
با شروع سال تحصیلی جدید شاهد رشد روزافزون روند سرکوب معلمان و فعالان صنفی هستیم. در آستانه سال تحصیلی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر #محسن_عمرانی، #اصغر_حاجب، #محمود_ملاکی، #عبدالرضا_امانیفر، اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان بوشهر را به پرداخت ۹۶۰ میلیون ریال در ازای احکام حبسی که پیشتر از طرف دادگاه انقلاب استان بوشهر برای این فعالین صنفی صادر شده بود، محکوم کرد. چند روز بعد حکم یک سال حبس محسن عمرانی را به میزان شش ماه تایید کرد.
با شروع مهر هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان اداره کل آموزشوپرورش شهرستانهای استان #تهران آقای #احمد_حیدری_نصرت دبیر ناحیهی یک شهرستان #بهارستان و فعال صنفی فرهنگی را به بازنشستگی بر اساس سنوات خدمت دولتی با تقلیل دو گروه محکوم کرد. در اقدامی سرکوبگرانه دیگر #کوکب_بداغی_پگاه فعال صنفی فرهنگیان خوزستان/ ایذه برای اخذ آخرین دفاع به شعبه ۱۳ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اهواز احضار شد و دو هفته بعد آخرین جلسه دفاع کوکب بداغی در شعبه ۱۳ دادسرای دادگاه انقلاب خوزستان برگزار شد.
در مشهد شعبه ۲۵ تجدید نظر دیوان عدالت اداری با رد اعتراض #محمدحسین_سپهری حکم اخراج این #معلم_زندانی از آموزشوپرورش را پس از ۲۶ سال سابقه تدریس تأیید کرد و #حسین_واحدی فعال صنفی معلمان در خراسان شمالی به دادگاه انقلاب احضار شد. در کردستان هیأت تجدیدنظر وزارت آموزشوپرورش، #سمیه_اخترشمار فعال صنفی معلمان مریوان را از کار اخراج کرد. معلمان استان البرز هم از سرکوب دولت پزشکیان بینصیب نماندند و #مهدی_معرف مشاور مدارس ناحیه ۴ استان البرز بازخرید و از کار اخراج شد. در سنندج مأموران اداره اطلاعات سنندج به منزل شخصی #رضا_شریفه فعال صنفی معلمان یورش بردند و منزل وی را مورد تفتیش قرار دادند.
همزمان با روز جهانی معلم #اسماعیل_عبدی عضو هیأتمدیره #كانون_صنفی_معلمان_تهران با رأی هیأت تخلفات اداره آموزشوپرورش شهرستانهای تهران با ۲۴ سال سابقه بازخرید و از کار اخراج شد. اتهامات وی «شرکت در تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیر قانونی، تحریک به برپایی تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال اشارهای گروهی برای تحصیل به مقاصد غیر قانونی از طریق عضویت در کانون صنفی معلمان و سرپرستی اعتراضات کشوری معلمان و... منجر به بازداشت و محکومیت» عنوان شده است. هدف از صدور این احکام، ارسال یک پیام روشن به معلمان است که حاکمیت در کنار زندان و تبعید و اخراج معیشت خانوادهها را نیز هدف گرفته است و در این سرکوب بین دولتهای رئیسی و پزشکیان فرقی وجود ندارد.
در آخرین اقدام سرکوبگرانه، حکم محکومیت #محمد_حبیبی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تأیید شد. این محکومیت مربوط به اعتراض محمد حبیبی به مسمومیتهای سریالی مدارس در اسفندماه ۱۴۰۱ است. در فروردین ماه ۱۴۰۲ این فعال صنفی در حالی که فقط دو ماه از زمان آزادیاش از زندان میگذشت، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و تا خرداد ماه همان سال در بند امنیتی ۲۰۹ بازداشت بود. نکته مهم در ارتباط با قطعی شدن حکم سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، اقدام به تخریب ایشان توسط اکانتهای مرتبط با جریانات فاشیستی و امنیتی قبل از ابلاغ حکم به وکیل وی است. این اقدام توسط اکانتهایی صورت گرفت که پیش از این در اسفند ۱۴۰۰ با برگزاری برنامههای مجازی اقدام به تخریب جنبش معلمان نمودند. آنها مدعی بودند که معلمان خیابان را مصرف میکنند و تشکلهای صنفی و شورای هماهنگی عامل حفظ وضع موجود هستند و همسو با رسانههای امنیتی به تخریب معلمان پرداختند و با ادبیاتی فاشیستی از پشت اکانتهای مجازی، خود را در موضع رهبری قیام مردم قرار دادند. رویکردی که بعد از قیام ژینا در راستای تخریب جنبش معلمان ادامه یافت؛ اما از اردیبهشت تا تیر ۱۴۰۱ وقتی فعالان صنفی در سراسر ایران آماج حمله قرار گرفتند و بازداشت، تبعید و اخراج شدند، متأسفانه کسی از این باندهای فاشیستی سؤال نکرد چرا ۳۰۰ نفر از کسانی که به قول آنها خیابان را به سود حاکمیت مصرف میکنند، بازداشت و با احکام سنگین روبرو شدهاند؟
بیشک آمار سرکوبها منحصر به این موارد نیست. متأسفانه هنوز برخی معلمان از رسانهای شدن اخبار خود هراس دارند. همچنین تعداد قابل توجهی از دانشجویان در دانشگاه فرهنگیان از تحصیل محروم شدهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران کلیه احکام احضار، اخراج، بازداشت و زندان و هر نوع برخورد با معلمان شاغل و بازنشسته و دانشجویان را شدیداً محکوم میکند و به حاکمیت هشدار میدهد که در صورت تداوم این روند برای دفاع از همکارانمان دست به تجمعات گسترده و سراسری خواهیم زد.
🔹🔹🔹
🆔 @kashowra
👍22🔥7💔2😐1
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران pinned «🔴 بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در محکومیت ادامه روند سرکوب فعالان صنفی با آغاز سال تحصیلی با شروع سال تحصیلی جدید شاهد رشد روزافزون روند سرکوب معلمان و فعالان صنفی هستیم. در آستانه سال تحصیلی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر #محسن_عمرانی،…»
🔴 کانون صنفی معلمان ایران یا کانون صنفی معلمان تهران؟
✍️ #عزیز_قاسم_زاده
🔸 #کانون_صنفی_معلمان_تهران یکی از ستونهای سترگ کانونهای صنفی در جنبش صنفی معلمان است. در اواخر دهه هفتاد مؤسسان این کانون، تلاشهای مضاعفی در جهت شکل گیری جریان مطالبه گری انجام دادهاند. در تبیین مبانی صنفی و کنشگری، چهرههای شاخصی از این کانون ظهور کردهاند و دیگر اینکه چند تن از چهرههای اثر گذار این کانون سالها تجربه زندان را به واسطه کنشگری صنفی از سر گذراندهاند. این نکات از آن رو یاد آور شد که نقد حاضر هرگز معطوف به نادیده انگاشتن این تلاشهای ارزنده و ماندگار نیست. اما چندی است که کانون صنفی معلمان تهران در تیترهای اصلی صدور بیانیه عنوان «کانون صنفی معلمان» را برای متن بیانیههای خود انتخاب میکند و در میانه متن بیانیه نیز از همین عنوان استفاده میکند و در پایان کانون صنفی معلمان ایران (تهران) را در پای امضا میآورد. در این رابطه ملاحظه چند نکته ضروری است:
🔸کانون صنفی معلمان تهران یکی از تشکلهای ۲۳ گانه کانونهای سراسری است که در ذیل #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران فعالیت میکند و این کانون به سان کانونهای دیگر در شورا دارای یک حق رای میباشد. بنابراین تا زمانی که این تشکل تحت جریان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران فعالیت میکند، استفاده از عنوان کانون صنفی معلمان این شائبه را ایجاد میکند که در کنار شورای هماهنگی یکی از تشکلهای عضو، هم زمان و به صورت موازی مرجع رسیدگی به مطالبات معلمان است. تا زمانی که این کانون در ذیل شورا فعالیت دارد، استفاده از این عنوان شائبه موازی سازی را تقویت میکند اما اگر این کانون تصمیم بگیرد به صورت مستقل و جدا از شورای هماهنگی فعالیت کند و به عضو گیری سراسری معلمان و تکثیر شعبه در سراسر کشور مبادرت ورزد و اساسنامهای مستقل از فعالیتهای شورای هماهنگی ارائه دهد، مسلما این نقد سالبه به انتفای موضوع تلقی میشود و از قضا میتواند به بسط جنبش مدنی معلمان و تقویت آن منجر گردد و نتایج مبارک و خجستهای به بار آورد.
🔸 #رسول_بداقی در استفاده از عنوان کانون صنفی معلمان ایران و یا کانون صنفی معلمان پیش از این در پارهای از نوشتههایش نقدی بر استفاده از این عنوان مطرح کرده بود، اما برخی از اعضای این کانون معتقدند عنوان کانون صنفی معلمان ایران مصوب مجمع عمومی بوده است و طبق اساسنامه، این بیانیهها صادر میشود. بر فرض صحت و درستی این ادعا، تا زمانی که این کانون در کنار ۲۲ تشکل دیگر یک حق رای در شورای هماهنگی دارد، استفاده از این عنوان ولو با تصویب در مجمع و اساسنامه نمیتواند وجاهتی برای اجرا داشته باشد. در این صورت کانونهای دیگر نیز با همین منطق میتوانند با انتخاب عنوانی مشابه، به شائبه رقابت با شورای هماهنگی در حین عضو بودن در این شورا دامن زنند. ضمن اینکه گفته میشود در مجمع عمومی سال ۹۵ تهران که نمایندگان برخی از تشکلهای دیگر هم حضور داشتهاند، اذعان میدارند که این تشکل مصوب کرده پس از این تاریخ فقط از عنوان کانون صنفی معلمان تهران برای صدور بیانیهها و مواضع خود استفاده کند.
🔸پیش از شکل گیری شورای هماهنگی، در کنار تشکلهای استانی و شهرستانی، کانون تهران در برخی از شهرستانها به صورت محدود عضو گیری کرده است. این موضوع میبایست با شکل گیری چتر واحدی به نام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، خاتمه یافته تلقی میشد اما گویا برخی از اعضای کانون صنفی معلمان تهران با استناد به مصوبه پیش از سال ۹۵ خود را کانون صنفی معلمان ایران میخوانند...
📎 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/4eFUY5Z
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
✍️ #عزیز_قاسم_زاده
🔸 #کانون_صنفی_معلمان_تهران یکی از ستونهای سترگ کانونهای صنفی در جنبش صنفی معلمان است. در اواخر دهه هفتاد مؤسسان این کانون، تلاشهای مضاعفی در جهت شکل گیری جریان مطالبه گری انجام دادهاند. در تبیین مبانی صنفی و کنشگری، چهرههای شاخصی از این کانون ظهور کردهاند و دیگر اینکه چند تن از چهرههای اثر گذار این کانون سالها تجربه زندان را به واسطه کنشگری صنفی از سر گذراندهاند. این نکات از آن رو یاد آور شد که نقد حاضر هرگز معطوف به نادیده انگاشتن این تلاشهای ارزنده و ماندگار نیست. اما چندی است که کانون صنفی معلمان تهران در تیترهای اصلی صدور بیانیه عنوان «کانون صنفی معلمان» را برای متن بیانیههای خود انتخاب میکند و در میانه متن بیانیه نیز از همین عنوان استفاده میکند و در پایان کانون صنفی معلمان ایران (تهران) را در پای امضا میآورد. در این رابطه ملاحظه چند نکته ضروری است:
🔸کانون صنفی معلمان تهران یکی از تشکلهای ۲۳ گانه کانونهای سراسری است که در ذیل #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران فعالیت میکند و این کانون به سان کانونهای دیگر در شورا دارای یک حق رای میباشد. بنابراین تا زمانی که این تشکل تحت جریان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران فعالیت میکند، استفاده از عنوان کانون صنفی معلمان این شائبه را ایجاد میکند که در کنار شورای هماهنگی یکی از تشکلهای عضو، هم زمان و به صورت موازی مرجع رسیدگی به مطالبات معلمان است. تا زمانی که این کانون در ذیل شورا فعالیت دارد، استفاده از این عنوان شائبه موازی سازی را تقویت میکند اما اگر این کانون تصمیم بگیرد به صورت مستقل و جدا از شورای هماهنگی فعالیت کند و به عضو گیری سراسری معلمان و تکثیر شعبه در سراسر کشور مبادرت ورزد و اساسنامهای مستقل از فعالیتهای شورای هماهنگی ارائه دهد، مسلما این نقد سالبه به انتفای موضوع تلقی میشود و از قضا میتواند به بسط جنبش مدنی معلمان و تقویت آن منجر گردد و نتایج مبارک و خجستهای به بار آورد.
🔸 #رسول_بداقی در استفاده از عنوان کانون صنفی معلمان ایران و یا کانون صنفی معلمان پیش از این در پارهای از نوشتههایش نقدی بر استفاده از این عنوان مطرح کرده بود، اما برخی از اعضای این کانون معتقدند عنوان کانون صنفی معلمان ایران مصوب مجمع عمومی بوده است و طبق اساسنامه، این بیانیهها صادر میشود. بر فرض صحت و درستی این ادعا، تا زمانی که این کانون در کنار ۲۲ تشکل دیگر یک حق رای در شورای هماهنگی دارد، استفاده از این عنوان ولو با تصویب در مجمع و اساسنامه نمیتواند وجاهتی برای اجرا داشته باشد. در این صورت کانونهای دیگر نیز با همین منطق میتوانند با انتخاب عنوانی مشابه، به شائبه رقابت با شورای هماهنگی در حین عضو بودن در این شورا دامن زنند. ضمن اینکه گفته میشود در مجمع عمومی سال ۹۵ تهران که نمایندگان برخی از تشکلهای دیگر هم حضور داشتهاند، اذعان میدارند که این تشکل مصوب کرده پس از این تاریخ فقط از عنوان کانون صنفی معلمان تهران برای صدور بیانیهها و مواضع خود استفاده کند.
🔸پیش از شکل گیری شورای هماهنگی، در کنار تشکلهای استانی و شهرستانی، کانون تهران در برخی از شهرستانها به صورت محدود عضو گیری کرده است. این موضوع میبایست با شکل گیری چتر واحدی به نام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، خاتمه یافته تلقی میشد اما گویا برخی از اعضای کانون صنفی معلمان تهران با استناد به مصوبه پیش از سال ۹۵ خود را کانون صنفی معلمان ایران میخوانند...
📎 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/4eFUY5Z
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
Telegraph
کانون صنفی معلمان ایران یا کانون صنفی معلمان تهران؟
🔸کانون صنفی معلمان تهران یکی از ستونهای سترگ کانونهای صنفی در جنبش صنفی معلمان است. در اواخر دهه هفتاد مؤسسان این کانون، تلاشهای مضاعفی در جهت شکل گیری جریان مطالبه گری انجام دادهاند. در تبیین مبانی صنفی و کنشگری، چهرههای شاخصی از این کانون ظهور کردهاند…
👍36🤔4👌3👎1👏1🙏1
بازی کنکور، دانش آموزان بازیچه و معلمان کارشناسان اصلی درحاشیه ؟!
بیانیه #انجمنصنفی_فرهنگیان_خراسانشمالی پیرامون دغدغه ای بنام کنکور
پس از سالها سوءاستفاده مافیای کنکور و مؤسسات آزاد و غیرانتفاعی، و استرسها و اضطراب کنکور یک روزه تصمیم برین شد که سوابق تحصیلی و آموزشی نوجوانان در سرنوشت آینده تحصیلی شان تاثیر مستقیم و بیشتری داشته باشد.
هنوز تاثیر قطعی امتحانات نهایی دوره متوسطه دوم به اولین سال اجرایش نرسیده می رود تا به تیغ سلیقه و به پای منافع به خطر افتاده گروهی ذبح گردد.
با زمزمه و تایید و تکذیب شروع شد پای خواسته های مردم را به میان کشیدند، تریبونها و برنامه ها ساختند در فضای مجازی تولید محتوا کردند تا اینکه امروز شورای انقلاب فرهنگی در یک قدمی تغییر قانونی باشد که عمر اجرایش به شش ماه هم نمی رسد.
این قانون از همان روز اول گرفتار هجمه ها و فضاسازیهای اقلیتی قرار گرفت که همه امکانات و انگیزه های لازم را برای ابتر کردن آن داشتند کسانی که منافع عظیم مالی خود را در خطر جدی می دیدند بیکار ننشستند برای خود همراه ساختند از سلبریتی غوغا سالار فضای مجازی تا کاربدستانی در دل ادارات کل و وزارت خانه و تا شورای انقلاب فرهنگی و نمایندگان مجلس و صدا و سیما!
تقسیم کار انجام شده و همه را به پای کار آوردند تا همین قانون و اجرای نیم بندش را به محاق ببرند
البته که ناگفته پیداست شوربختانه ضعف در برگزاری آزمون نهایی در خرداد امسال و مشکلات تصحیح اوراق منفعت طلبان را در موضع حق به جانب تری قرار داد
تا تصمیم سازان را به نقطه ای برسانند که به جای حل اشکالات اجرا و رفع موانع و مشکلات شروع به پاک کردن صورت مسئله نمایند.
به نظر می اید طراحان سناریو موفق شده اند و قانونگذار قول بازنگری و کار کارشناسی مجدد داده و حتی زمزمه حذف پایه دهم از امتحانات نهایی هم شنیده می شود.
نکته مهم اینجاست حال که به ظاهر صحبت از بررسی و نظر کارشناسی است چرا از سزاوارترین و لایق ترین گروه کارشناسی که در این زمینه می تواند صاحب رای و نظر باشد چیزی نمی پرسند؟ چرا در مورد اینچنین موضوعی بدون در نظر گرفتن نظر فرهنگیان قرار است تصمیم گیری شود؟
حقیقتا نظر و رای چه کسی در این زمینه می تواند معیار و ارزش نظر جمعی معلمان را داشته باشد؟
متاسفانه هرگز و در هیچ سطحی از معلم پرسیده نشد که نظرش در رابطه با تاثیر قطعی امتحانات نهایی در ورود به دانشگاه چیست؟
امروز صدای بلند سلبریتیهای مجازی تا نمایندگان سیاسی مافیاهای کنکور انقدر بلند و فراگیر است که جایی برای صدای فرهنگیان و معلمان نمانده!
ولی ما معلمان از حق مسلم خود که همانا ابراز نظری کارشناسانه است کوتاه نیامده و مشخصا از شورای انقلاب فرهنگی و رییس جمهوری که شعارش شنیدن نظر کارشناسان بود به جد درخواست داریم تا قبل از هر تغییری ابزار و بستری ایجاد کنند و نظر و رای معلمان را بپرسند و هر گونه تغییر را منوط به نتیجه وخروجی نظر جمعی معلمان نمایند که در این موردنظر و رای هیچ کسی شایسته تر از رای معلم نیست.
هشدار می دهیم اگر چنین کاری انجام نشود و بدون نظر خواهی از معلمان (بویژه معلمان مشغول در دوره متوسطه دوم ) و با فشار گروههایی خارج از مجموعه آموزش و پرورش تصمیم به تغییر قانون نمایند نه تنها نبایستی انتظار همراهی و همکاری بدنه عظیم معلمان را داشته باشند بلکه باید پیشاپیش مسئولیت پیامدها، و نافرمانی های حاصل از تصمیمات و تغییرات خلق الساعه خود و نتایج ویرانگر آن را بر عهده بگیرند.
از تمامی تشکلهای صنفی فرهنگیان و صاحب نظران و دلسوزان واقعی سرنوشت و سرگذشت دانش آموزان انتظار میرود پیرامون این موضوع اظهار نظر کنند.
#انجمنصنفی_فرهنگیان_خراسانشمالی
🆔 https://t.me/kashowra
بیانیه #انجمنصنفی_فرهنگیان_خراسانشمالی پیرامون دغدغه ای بنام کنکور
پس از سالها سوءاستفاده مافیای کنکور و مؤسسات آزاد و غیرانتفاعی، و استرسها و اضطراب کنکور یک روزه تصمیم برین شد که سوابق تحصیلی و آموزشی نوجوانان در سرنوشت آینده تحصیلی شان تاثیر مستقیم و بیشتری داشته باشد.
هنوز تاثیر قطعی امتحانات نهایی دوره متوسطه دوم به اولین سال اجرایش نرسیده می رود تا به تیغ سلیقه و به پای منافع به خطر افتاده گروهی ذبح گردد.
با زمزمه و تایید و تکذیب شروع شد پای خواسته های مردم را به میان کشیدند، تریبونها و برنامه ها ساختند در فضای مجازی تولید محتوا کردند تا اینکه امروز شورای انقلاب فرهنگی در یک قدمی تغییر قانونی باشد که عمر اجرایش به شش ماه هم نمی رسد.
این قانون از همان روز اول گرفتار هجمه ها و فضاسازیهای اقلیتی قرار گرفت که همه امکانات و انگیزه های لازم را برای ابتر کردن آن داشتند کسانی که منافع عظیم مالی خود را در خطر جدی می دیدند بیکار ننشستند برای خود همراه ساختند از سلبریتی غوغا سالار فضای مجازی تا کاربدستانی در دل ادارات کل و وزارت خانه و تا شورای انقلاب فرهنگی و نمایندگان مجلس و صدا و سیما!
تقسیم کار انجام شده و همه را به پای کار آوردند تا همین قانون و اجرای نیم بندش را به محاق ببرند
البته که ناگفته پیداست شوربختانه ضعف در برگزاری آزمون نهایی در خرداد امسال و مشکلات تصحیح اوراق منفعت طلبان را در موضع حق به جانب تری قرار داد
تا تصمیم سازان را به نقطه ای برسانند که به جای حل اشکالات اجرا و رفع موانع و مشکلات شروع به پاک کردن صورت مسئله نمایند.
به نظر می اید طراحان سناریو موفق شده اند و قانونگذار قول بازنگری و کار کارشناسی مجدد داده و حتی زمزمه حذف پایه دهم از امتحانات نهایی هم شنیده می شود.
نکته مهم اینجاست حال که به ظاهر صحبت از بررسی و نظر کارشناسی است چرا از سزاوارترین و لایق ترین گروه کارشناسی که در این زمینه می تواند صاحب رای و نظر باشد چیزی نمی پرسند؟ چرا در مورد اینچنین موضوعی بدون در نظر گرفتن نظر فرهنگیان قرار است تصمیم گیری شود؟
حقیقتا نظر و رای چه کسی در این زمینه می تواند معیار و ارزش نظر جمعی معلمان را داشته باشد؟
متاسفانه هرگز و در هیچ سطحی از معلم پرسیده نشد که نظرش در رابطه با تاثیر قطعی امتحانات نهایی در ورود به دانشگاه چیست؟
امروز صدای بلند سلبریتیهای مجازی تا نمایندگان سیاسی مافیاهای کنکور انقدر بلند و فراگیر است که جایی برای صدای فرهنگیان و معلمان نمانده!
ولی ما معلمان از حق مسلم خود که همانا ابراز نظری کارشناسانه است کوتاه نیامده و مشخصا از شورای انقلاب فرهنگی و رییس جمهوری که شعارش شنیدن نظر کارشناسان بود به جد درخواست داریم تا قبل از هر تغییری ابزار و بستری ایجاد کنند و نظر و رای معلمان را بپرسند و هر گونه تغییر را منوط به نتیجه وخروجی نظر جمعی معلمان نمایند که در این موردنظر و رای هیچ کسی شایسته تر از رای معلم نیست.
هشدار می دهیم اگر چنین کاری انجام نشود و بدون نظر خواهی از معلمان (بویژه معلمان مشغول در دوره متوسطه دوم ) و با فشار گروههایی خارج از مجموعه آموزش و پرورش تصمیم به تغییر قانون نمایند نه تنها نبایستی انتظار همراهی و همکاری بدنه عظیم معلمان را داشته باشند بلکه باید پیشاپیش مسئولیت پیامدها، و نافرمانی های حاصل از تصمیمات و تغییرات خلق الساعه خود و نتایج ویرانگر آن را بر عهده بگیرند.
از تمامی تشکلهای صنفی فرهنگیان و صاحب نظران و دلسوزان واقعی سرنوشت و سرگذشت دانش آموزان انتظار میرود پیرامون این موضوع اظهار نظر کنند.
#انجمنصنفی_فرهنگیان_خراسانشمالی
🆔 https://t.me/kashowra
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
❤17👍7
💢بیانیه انجمن صنفی معلمان فارس در محکومیت حکم اخراج اسماعیل عبدی
🔸اسماعیل عبدی معلم کنشگر و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان #تهران
پس از گذراندن ٨ سال و ٨ ماه حبس در زندانهای اوین، رجایی شهر کرج و کچویی با داشتن ٢۴ سال سابقه تدریس، ناباورانه پس از دیدن ناملایمتی ها و بی عدالتی های بسیار در بیدادگاه های نظام، از ادامه کار در آموزش و پرورش با رای نهایی دیوان عدالت اداری در پی رای بدوی هیات تخلفات اداری (که این سالها به اهرم نیروهای سرکوبگر تبدیل شده و کمر همت به از بین بردن فهیم ترین معلمان کشور بسته است) منع و اخراج شد.
حکم اخراج اسماعیل عبدی از دید جامعه فرهنگیان ایران مدال شجاعتی است که بر گردن این بزرگ مرد عرضه کنشگری و مطالبه گری آویخته شده همچنانکه بیداد دستگاه قضا و عوامل دست نشانده اش در هیات تخلفات اداری و نوچه هایش در آموزش و پرورش چونان لکه سیاهی همیشه در اذهان خواهد ماند.
🔸انجمن صنفی معلمان فارس ضمن محکومیت شدید این حکم قرون وسطایی، حمایت خود و فرهنگیان فارس را از آقای #اسماعیل_عبدی و تمامی #معلمان_اخراجی و #زندانی و #بازنشستگان_اجباری و #انفصال_از_خدمت و تمامی معلمانی که #احکام_ناعادلانه دریافت نموده اند، ابراز می دارد و خواهان توقف این رویه بیدادگری می باشد.
انجمن صنفی معلمان فارس
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی 👇
🆔 @kashowranews
اخراج معلمان اندیشمند، سرکوب اندیشه آزاد در نظام آموزشی سرتاپا ایدئولوژیک است
🔸اسماعیل عبدی معلم کنشگر و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان #تهران
پس از گذراندن ٨ سال و ٨ ماه حبس در زندانهای اوین، رجایی شهر کرج و کچویی با داشتن ٢۴ سال سابقه تدریس، ناباورانه پس از دیدن ناملایمتی ها و بی عدالتی های بسیار در بیدادگاه های نظام، از ادامه کار در آموزش و پرورش با رای نهایی دیوان عدالت اداری در پی رای بدوی هیات تخلفات اداری (که این سالها به اهرم نیروهای سرکوبگر تبدیل شده و کمر همت به از بین بردن فهیم ترین معلمان کشور بسته است) منع و اخراج شد.
حکم اخراج اسماعیل عبدی از دید جامعه فرهنگیان ایران مدال شجاعتی است که بر گردن این بزرگ مرد عرضه کنشگری و مطالبه گری آویخته شده همچنانکه بیداد دستگاه قضا و عوامل دست نشانده اش در هیات تخلفات اداری و نوچه هایش در آموزش و پرورش چونان لکه سیاهی همیشه در اذهان خواهد ماند.
🔸انجمن صنفی معلمان فارس ضمن محکومیت شدید این حکم قرون وسطایی، حمایت خود و فرهنگیان فارس را از آقای #اسماعیل_عبدی و تمامی #معلمان_اخراجی و #زندانی و #بازنشستگان_اجباری و #انفصال_از_خدمت و تمامی معلمانی که #احکام_ناعادلانه دریافت نموده اند، ابراز می دارد و خواهان توقف این رویه بیدادگری می باشد.
انجمن صنفی معلمان فارس
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی 👇
🆔 @kashowranews
👍19🔥7👌2
🔴بیانیه انجمن صنفی معلمان مریوان در اعتراض به حکم ناعادلانه زندان #محمد_حبیبی
محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، بار دیگر قربانی بیتدبیری نظام شده است. حبیبی به خاطر ایستادگی شجاعانهاش در برابر بیعدالتی و دفاع از حقوق دانشآموزان، دانشجویان، معلمان، زنان* و همهی دیگر آحاد تحتستم، به ویژه دختران دانشآموز، به زندان محکوم شده است. محمد نماد ارادهای است که در برابر ظلم سر تسلیم فرود نخواهد آورد و محکومیتهای مکرر او نمایانگر مقاومت جنبش آزادیخواهانهای است که با هر سرکوب، شعلهورتر میشود.
جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» تحت رهبری زنان* و دانشآموزان، به انتقام کور مزدورانی انجامید که با مسمومسازی عمدی مدارس دخترانه سعی کردند این نسل شجاع را به عقب برانند. اما با افزایش فشار افکار عمومی، نظام به جای مجازات جنایتکاران، به انکار و تحریف ماجرا پرداخت. و در این راستا، معترضان و مدافعان حقیقت، از جمله معلمان و دانشجویان شجاع مانند محمد حبیبی، به زندان محکوم شدند؛ تنها به دلیل شجاعتشان در اعتراض به ظلم و دفاع از حقوق همگان.
انجمن صنفی معلمان مریوان، قاطعانه از مواضع حقطلبانه و شجاعانهی محمد حبیبی حمایت میکند. صدور حکم زندان برای او و اخراج ناعادلانهی سمیه اخترشمار، اسماعیل عبدی و دیگر معلمان، نشاندهندهی بحران عمیق در نهادهای قدرتی است که تنها به حفظ منافع خود میاندیشند. تلاشهای مکرر این رژیم برای خاموش کردن صدای آزادیخواهان، تنها شکاف میان آنان و مردم معترض را عمیقتر کرده است.
حکومت باید بداند که معلمان، دانشآموزان و دیگر گروههای تحت ستم، بهویژه زنان* و دانشآموزان، در برابر بیعدالتی سکوت نخواهند کرد. ما به عنوان نمایندگان این جنبش، به مبارزه خود ادامه خواهیم داد و صدای آزادیخواهی را به عنوان نیرویی تحولآفرین در جامعه تقویت خواهیم کرد. زمان تغییر فرا رسیده است؛ باید راه را برای برقراری عدالت و آزادی هموار کنیم. تا رسیدن به این اهداف از پای نخواهیم نشست.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، بار دیگر قربانی بیتدبیری نظام شده است. حبیبی به خاطر ایستادگی شجاعانهاش در برابر بیعدالتی و دفاع از حقوق دانشآموزان، دانشجویان، معلمان، زنان* و همهی دیگر آحاد تحتستم، به ویژه دختران دانشآموز، به زندان محکوم شده است. محمد نماد ارادهای است که در برابر ظلم سر تسلیم فرود نخواهد آورد و محکومیتهای مکرر او نمایانگر مقاومت جنبش آزادیخواهانهای است که با هر سرکوب، شعلهورتر میشود.
جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» تحت رهبری زنان* و دانشآموزان، به انتقام کور مزدورانی انجامید که با مسمومسازی عمدی مدارس دخترانه سعی کردند این نسل شجاع را به عقب برانند. اما با افزایش فشار افکار عمومی، نظام به جای مجازات جنایتکاران، به انکار و تحریف ماجرا پرداخت. و در این راستا، معترضان و مدافعان حقیقت، از جمله معلمان و دانشجویان شجاع مانند محمد حبیبی، به زندان محکوم شدند؛ تنها به دلیل شجاعتشان در اعتراض به ظلم و دفاع از حقوق همگان.
انجمن صنفی معلمان مریوان، قاطعانه از مواضع حقطلبانه و شجاعانهی محمد حبیبی حمایت میکند. صدور حکم زندان برای او و اخراج ناعادلانهی سمیه اخترشمار، اسماعیل عبدی و دیگر معلمان، نشاندهندهی بحران عمیق در نهادهای قدرتی است که تنها به حفظ منافع خود میاندیشند. تلاشهای مکرر این رژیم برای خاموش کردن صدای آزادیخواهان، تنها شکاف میان آنان و مردم معترض را عمیقتر کرده است.
حکومت باید بداند که معلمان، دانشآموزان و دیگر گروههای تحت ستم، بهویژه زنان* و دانشآموزان، در برابر بیعدالتی سکوت نخواهند کرد. ما به عنوان نمایندگان این جنبش، به مبارزه خود ادامه خواهیم داد و صدای آزادیخواهی را به عنوان نیرویی تحولآفرین در جامعه تقویت خواهیم کرد. زمان تغییر فرا رسیده است؛ باید راه را برای برقراری عدالت و آزادی هموار کنیم. تا رسیدن به این اهداف از پای نخواهیم نشست.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
👍35🔥5👌3😁1
بیانیه کانون صنفی معلمان مازندران در خصوص اخراج اسماعیل عبدی
اخراج اسماعیل عبدی و بار دیگر زخمی بر پیکر عدالت خواهی معلمان دگر اندیش این سرزمین.
آموزش و پرورش اگر در مسیر تغییر و تحول باشد تبدیل به سیستم پویا میشود. داشتن چنین سیستم پویایی احتیاج به معلمان بزرگی دارد که تابع شرایط تعیین شده نباشند، بلکه خالق شرایط جدید بوده و سعی در برطرف کردن کاستی های فرهنگی و آموزشی باشند. واقعیت آموزش در کشور ما،واقعیت دردناکیست که متاسفانه فقط و فقط نیروهای ایدیولوژیک و سیاسی بر این نهاد چنبره انداخته و تحت فرمان عوامل حکومتی هستند و بدون هیچ بنمایه یی، با نمایش پوپولیستی سعی در نشان دادن بهبود اوضاع هستند.
معلمان تحول خواه زمان بسیار درازیست که به این امر پیبرده، بی تفاوت از آن نگذشته و چه بسا هزینه های گزافی هم بابت آن پرداخت کردهاند.
اسماعیل عبدی دغدغهای جز ارتقای آموزش درسر ندارد. این همه عمر خود را پشت میلههای زندان گذراند تا بگوید نمیتوان معلم را دستبهسر و با تهدید، مطیع کرد.
مطیع نبودن در برابر این همه تضاد، نشانه پویایی معلم است.
قرار نیست و نخواهد بود کسی که به دیگران علم میاموزد، تابع افکار کسانی شود که بویی از تحولخواهی و روشنگری نبرده اند.
عبدی و امثال عبدی اتفاقاً معلمان بزرگ و باجسارت این جامعهی زخمخورده هستند که با فدا کردن آزادی و عمرشان سعی در انجام رسالت معلمی دارند. دیدن معضلات و دمبرنیاوردن رواج بیتفاوتی است و احتیاج به نقد و محاکمه و محرومیت دارد. اعتراض به آموزش پولی، نابرابری آموزشی و معیشت معلمان،نشانه عمق شناخت معلمانیست که در این وادی گام بر میدارند و چه بسا اعتراض به نابرابری اجتماعی، فشار تورم ،وضعیت اقتصادی، آزادیهای فردی ،حقوق شهروندی هم میتواند به موارد بالا اضافه شود.
اسماعیل عبدی در قامت یک معلم آگاه با مسایل برخورد میکند و از هیچ هزینهیی هم هراس نداشته و ندارد. زیبنده کلاس و سرمشقی برای نسل آینده است،کلاس و مدرسه شدیدا به او احتیاج دارد. اخراج اسماعیل و محروم کردن ایشان از کمک به رفع نواقص اموزشی خیانت بزرگیست که نابخشونی است .
ما معلمان کانون مازندران این عمل بزدلانه را شدیداً محکوم کرده و خواستار برگشت جناب اسماعیل عبدی به کلاس هستیم تا آبشخوری برای رفع نیازهای این نسل تشنه به آگاهی باشد.
کانون صنفی معلمان مازندران
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
اخراج اسماعیل عبدی و بار دیگر زخمی بر پیکر عدالت خواهی معلمان دگر اندیش این سرزمین.
آموزش و پرورش اگر در مسیر تغییر و تحول باشد تبدیل به سیستم پویا میشود. داشتن چنین سیستم پویایی احتیاج به معلمان بزرگی دارد که تابع شرایط تعیین شده نباشند، بلکه خالق شرایط جدید بوده و سعی در برطرف کردن کاستی های فرهنگی و آموزشی باشند. واقعیت آموزش در کشور ما،واقعیت دردناکیست که متاسفانه فقط و فقط نیروهای ایدیولوژیک و سیاسی بر این نهاد چنبره انداخته و تحت فرمان عوامل حکومتی هستند و بدون هیچ بنمایه یی، با نمایش پوپولیستی سعی در نشان دادن بهبود اوضاع هستند.
معلمان تحول خواه زمان بسیار درازیست که به این امر پیبرده، بی تفاوت از آن نگذشته و چه بسا هزینه های گزافی هم بابت آن پرداخت کردهاند.
اسماعیل عبدی دغدغهای جز ارتقای آموزش درسر ندارد. این همه عمر خود را پشت میلههای زندان گذراند تا بگوید نمیتوان معلم را دستبهسر و با تهدید، مطیع کرد.
مطیع نبودن در برابر این همه تضاد، نشانه پویایی معلم است.
قرار نیست و نخواهد بود کسی که به دیگران علم میاموزد، تابع افکار کسانی شود که بویی از تحولخواهی و روشنگری نبرده اند.
عبدی و امثال عبدی اتفاقاً معلمان بزرگ و باجسارت این جامعهی زخمخورده هستند که با فدا کردن آزادی و عمرشان سعی در انجام رسالت معلمی دارند. دیدن معضلات و دمبرنیاوردن رواج بیتفاوتی است و احتیاج به نقد و محاکمه و محرومیت دارد. اعتراض به آموزش پولی، نابرابری آموزشی و معیشت معلمان،نشانه عمق شناخت معلمانیست که در این وادی گام بر میدارند و چه بسا اعتراض به نابرابری اجتماعی، فشار تورم ،وضعیت اقتصادی، آزادیهای فردی ،حقوق شهروندی هم میتواند به موارد بالا اضافه شود.
اسماعیل عبدی در قامت یک معلم آگاه با مسایل برخورد میکند و از هیچ هزینهیی هم هراس نداشته و ندارد. زیبنده کلاس و سرمشقی برای نسل آینده است،کلاس و مدرسه شدیدا به او احتیاج دارد. اخراج اسماعیل و محروم کردن ایشان از کمک به رفع نواقص اموزشی خیانت بزرگیست که نابخشونی است .
ما معلمان کانون مازندران این عمل بزدلانه را شدیداً محکوم کرده و خواستار برگشت جناب اسماعیل عبدی به کلاس هستیم تا آبشخوری برای رفع نیازهای این نسل تشنه به آگاهی باشد.
کانون صنفی معلمان مازندران
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
👍47😢3🔥2😁2❤1👌1
💢 به بهانه بازنشستگی اجباری ام
✍ #احمد_حیدری / فعال صنفی معلمان
در مسیر مدرسه بودم که از کارگزینی تماس گرفتند که بروم خدمتشان. رفتم و رای نهایی را گذاشتند در طبقی از جنس میز.
مرقوم فرموده بودند: به اتهام فلان کار و بهمان عمل غیر قانونی، برای شما مجازات #بازنشستگی_اجباری صادر کرده ایم و جنابتان ضرر مادی، و معنوی وارد کرده اید به دستگاه منزّه آموزش و پرورش و خاصّه به نظام مقدس لطمه وارد نموده اید لاکن به سبب امتیاز تاهّل و سابقه بالای کاری، مشمول #رأفت_اسلامی گردیده اید.
بلی، رأفت اسلامی. درست شبیه رأفت هایی که شامل همه مجرمان و متهمان می شود لابد. همه دزدان و مختلسان و مفسدینی که عفو و لطف نظام قدسی یک جورهایی سیاه مشق های تخلفاتشان را لاک گرفت یا چند برگ از دفترچه قطور پرونده شان را گم و گور کرد که خدای ناکرده معدوم و محبوس ابد و طویل مدت نشوند و چند صباحی در اتاق های دل باز اوین بگذرانند و بعد بی صدا خلعت عفو بگیرند و بروند سراغ زندگی شریفشان. از جنس کرور کرور رأفتی که شامل متهمان بانام و بی نام شد که نگذاشت به تیر غیب کشته شوند، آویخته شوند، زندانی شوند، اخراج شوند و باقی که همگان دانند.
من رأفت اسلامی را خیلی سال پیش به عین الیقین دیدم.
وقتی شریف ترین و دغدغه مندترین همکارانم را #زندانی کردید، #منفصل کردید و #اخراج نمودید.
من رافت اسلامی را در مدارس کپری مناطق محروم دیدم و درد آنجا بود که مکرر تکرار کردید :
"این مدارس تناسب با فرهنگ آن مردمان دارد."
رافتی که مارها و عقربها وقتی کودکان را نیش می زنند لحاظ نمی کنند.
ما می دانیم و شما هم، که حق طلبی، چیزی شبیه بی آبرویی ناموسی است، رگ گردن متورم میکند و خونتان را به جوش می آورد. معلمی را که مطالبه حق کند نمی خواهید.
همه می دانند برای شما کیفیت آموزشی و سواد و انگیزه بالا و دل سوزی و تدریس و آموزشِ از صمیم دل محلی از اعراب ندارد. شما معلمانی را پسند می کنید که ترجمان آرمان های خودبافته و دست نیافتنی خودتان باشند و طرفه آن که تشت رسوایی زود از بام بی تدبیری می افتد و صدای نکره اش را نمی شود گم کرد.
میان هیچ هیاهویی.
دانش آموزان معلمان مطلوب شما را دوست نمی دارند، نمی پذیرند و زود در می یابند. شما اقلیتی هستید که درمانده مانده اید در گوشه دهشتناک بلاتکلیفی و چاره را همین می دانید که " برخورد کنید" .
با رعب به نصر رسیدن اگر شدنی بود:
" پیش از شما به سان شما ، بی شمارها، با تارعنکبوت نوشتند روی باد که: این دولت خجسته جاوید زنده باد"
مهرماه هزار و چهار سد و سه / تا ریشه در آب است امید ثمری هست
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
✍ #احمد_حیدری / فعال صنفی معلمان
در مسیر مدرسه بودم که از کارگزینی تماس گرفتند که بروم خدمتشان. رفتم و رای نهایی را گذاشتند در طبقی از جنس میز.
مرقوم فرموده بودند: به اتهام فلان کار و بهمان عمل غیر قانونی، برای شما مجازات #بازنشستگی_اجباری صادر کرده ایم و جنابتان ضرر مادی، و معنوی وارد کرده اید به دستگاه منزّه آموزش و پرورش و خاصّه به نظام مقدس لطمه وارد نموده اید لاکن به سبب امتیاز تاهّل و سابقه بالای کاری، مشمول #رأفت_اسلامی گردیده اید.
بلی، رأفت اسلامی. درست شبیه رأفت هایی که شامل همه مجرمان و متهمان می شود لابد. همه دزدان و مختلسان و مفسدینی که عفو و لطف نظام قدسی یک جورهایی سیاه مشق های تخلفاتشان را لاک گرفت یا چند برگ از دفترچه قطور پرونده شان را گم و گور کرد که خدای ناکرده معدوم و محبوس ابد و طویل مدت نشوند و چند صباحی در اتاق های دل باز اوین بگذرانند و بعد بی صدا خلعت عفو بگیرند و بروند سراغ زندگی شریفشان. از جنس کرور کرور رأفتی که شامل متهمان بانام و بی نام شد که نگذاشت به تیر غیب کشته شوند، آویخته شوند، زندانی شوند، اخراج شوند و باقی که همگان دانند.
من رأفت اسلامی را خیلی سال پیش به عین الیقین دیدم.
وقتی شریف ترین و دغدغه مندترین همکارانم را #زندانی کردید، #منفصل کردید و #اخراج نمودید.
من رافت اسلامی را در مدارس کپری مناطق محروم دیدم و درد آنجا بود که مکرر تکرار کردید :
"این مدارس تناسب با فرهنگ آن مردمان دارد."
رافتی که مارها و عقربها وقتی کودکان را نیش می زنند لحاظ نمی کنند.
ما می دانیم و شما هم، که حق طلبی، چیزی شبیه بی آبرویی ناموسی است، رگ گردن متورم میکند و خونتان را به جوش می آورد. معلمی را که مطالبه حق کند نمی خواهید.
همه می دانند برای شما کیفیت آموزشی و سواد و انگیزه بالا و دل سوزی و تدریس و آموزشِ از صمیم دل محلی از اعراب ندارد. شما معلمانی را پسند می کنید که ترجمان آرمان های خودبافته و دست نیافتنی خودتان باشند و طرفه آن که تشت رسوایی زود از بام بی تدبیری می افتد و صدای نکره اش را نمی شود گم کرد.
میان هیچ هیاهویی.
دانش آموزان معلمان مطلوب شما را دوست نمی دارند، نمی پذیرند و زود در می یابند. شما اقلیتی هستید که درمانده مانده اید در گوشه دهشتناک بلاتکلیفی و چاره را همین می دانید که " برخورد کنید" .
با رعب به نصر رسیدن اگر شدنی بود:
" پیش از شما به سان شما ، بی شمارها، با تارعنکبوت نوشتند روی باد که: این دولت خجسته جاوید زنده باد"
مهرماه هزار و چهار سد و سه / تا ریشه در آب است امید ثمری هست
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
👏44👍16😢5👌4❤3
#یادداشت
🔴 برای #منوچهر_فلاح
✍️ #هومن_طاهری
با پرترهای از منوچهر فلاح اثر #عیسی_چولاندیم
🔸 روز سوم بازداشتی که تمام مدت، دستبند و پابند داشتم و ضربوشتم با تأیید بازپرس پرونده، محسن سلطانیفر انجام میشد: دستبند را از پشت به پابند زنجیر کردهبودند و چون توانایی نشستن نداشتم، به صندلی عقب ماشین پرتاب شدم. به محض خروج ماشین از اداره اطلاعات، ضربوشتم و توهین و تعرض شروع شد و با منحرف شدن در جادههای روستایی تا یک ساعت بعد ادامه یافت.
با ورود به زندان، به اتاق انفرادی که در کنار تعدادی اتاق چند نفره قرار داشت منتقل شدم. اینجا که تازه از شوک بیرون آمده و متوجه کبودی گردن و شکستگی دندان نیش راستم شدم، دو نفر از زندانیان که در حال پیادهروی در راهرو مشترک بودند توجهم را جلب کردند. در اولین ارتباط چشمی، یکیشان میپرسد جرمت چیست؟ و همین زندانی در مسیر برگشت، یک بسته پیچیده در دستمال کاغذی به داخل پرتاب میکند. داخل دستمال، یک بسته سیگار بیستون و فندک است.
🔸 حتی همین اتفاق هم میتوانست خاطرهی منوچهر را برایم ابدی کند. مواجهات بعدی در بند عمومی و آشنایی بیشتر با او، به این ابدیت عمق بیشتری بخشید.
منوچهر از آن دست دههشصتیهایی است - البته مانند اغلب آنها - که کودکیاش در سالهای وحشت دههی شصت سپری شد؛ در کلاسهای بی امکانات چهل پنجاه نفره پایین شهر درس خواند، وقتی به سن دانشگاه رسید با خیل عظیم داوطلبان و ظرفیت پایین دانشگاهها و امکانات پایینتر خود نسبت به همسالانش مواجه شد و از تحصیل باز ماند و بدون پشتوانهی خانوادگی و بهرهمندی از رانت حکومتی که اغلب شرط کافی هر ترقی است، سالها کارگری کرد و جبر جغرافیایی زمانه و این سیر مداوم دویدن و نرسیدن بر تمام زندگیاش سایه انداخت.
🔸منوچهر فلاح شاید نتواند ساعتها درباره شکل مطلوب حکومت و یا مزایای دموکراسی، عدالت و آزادی سخنرانی کند؛ اما شرایط پرپیچ و خم زندگی و آگاهی به همسرنوشتی با میلیونها نفری که از آموزش، بهداشت، کار و زندگی آبرومندانه محروم بودهاند به او بهتر از خیلی از ماها - در درجه اول خودم - آموخته است که رهایی فردی ممکن نیست.
این تجربه زیستهی غنی به منوچهر یاد داده که برای تغییر سرنوشت تنها دخترش، صرفاً تلاش فردی برای فرزندش نه امکان پذیر و نه مطلوب است و از پی آن دست به عمل برای تغییر سرنوشت جامعه زده است.
🔸 منوچهر کارگر زندانیای که محروم از پدر و مادر و بیش از ۱۵ ماه بی ملاقات و بلاتکلیف در زندان به سر میبرد، در زندان هم به این شکل به زندگی متعهدانه خود ادامه داده است.
با توجه به اینکه بخش بزرگی از زندانیان جنبش ژینا افراد کم سن و سالی بودند که اغلب تجربهی زندگی مستقل کمی داشتند، منوچهر با سخت گرفتن بر خودش سعی در آسایش این زندانیان داشت. قبول مسئولیت آشپزی، خیاطی، اصلاح مو و... در کنار پشتیبانی روحی و روانی آنها، تنها بخش کوچکی از کارهایی است که باعث ماندگاری تصویر منوچهر در ذهن هم بندیهایش شده است.
اگر اینجا هم حکومت سعی میکرد با محرومیت منوچهر از مهر پدری نسبت به هم دخترش او را مجازات کند، او همین مهر را با ابراز بی دریغ به همبندیهایش تبدیل به سلاح موثری علیه وضعیت میکرد.
🔸 منوچهر فلاح فرزند مردم است و در داخل و خارج زندان وظیفه فرزندی خود را نسبت به مردم به کمال به جا آورده است؛ اینک وظیفه ما در داخل زندان و شما در بیرون است تا به وظیفه خود عمل کنیم و صدای منوچهر باشیم.
بند میثاق زندان لاکان رشت
این یادداشت در زمان اعتصاب غذای منوچهر نوشته شده و اکنون در حالی انتشار مییابد که این کارگر زندانی همچنان بلاتکلیف در زندان لاکان رشت به سر میبرد.
https://bit.ly/3Yb3BOQ
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
🔴 برای #منوچهر_فلاح
✍️ #هومن_طاهری
با پرترهای از منوچهر فلاح اثر #عیسی_چولاندیم
🔸 روز سوم بازداشتی که تمام مدت، دستبند و پابند داشتم و ضربوشتم با تأیید بازپرس پرونده، محسن سلطانیفر انجام میشد: دستبند را از پشت به پابند زنجیر کردهبودند و چون توانایی نشستن نداشتم، به صندلی عقب ماشین پرتاب شدم. به محض خروج ماشین از اداره اطلاعات، ضربوشتم و توهین و تعرض شروع شد و با منحرف شدن در جادههای روستایی تا یک ساعت بعد ادامه یافت.
با ورود به زندان، به اتاق انفرادی که در کنار تعدادی اتاق چند نفره قرار داشت منتقل شدم. اینجا که تازه از شوک بیرون آمده و متوجه کبودی گردن و شکستگی دندان نیش راستم شدم، دو نفر از زندانیان که در حال پیادهروی در راهرو مشترک بودند توجهم را جلب کردند. در اولین ارتباط چشمی، یکیشان میپرسد جرمت چیست؟ و همین زندانی در مسیر برگشت، یک بسته پیچیده در دستمال کاغذی به داخل پرتاب میکند. داخل دستمال، یک بسته سیگار بیستون و فندک است.
🔸 حتی همین اتفاق هم میتوانست خاطرهی منوچهر را برایم ابدی کند. مواجهات بعدی در بند عمومی و آشنایی بیشتر با او، به این ابدیت عمق بیشتری بخشید.
منوچهر از آن دست دههشصتیهایی است - البته مانند اغلب آنها - که کودکیاش در سالهای وحشت دههی شصت سپری شد؛ در کلاسهای بی امکانات چهل پنجاه نفره پایین شهر درس خواند، وقتی به سن دانشگاه رسید با خیل عظیم داوطلبان و ظرفیت پایین دانشگاهها و امکانات پایینتر خود نسبت به همسالانش مواجه شد و از تحصیل باز ماند و بدون پشتوانهی خانوادگی و بهرهمندی از رانت حکومتی که اغلب شرط کافی هر ترقی است، سالها کارگری کرد و جبر جغرافیایی زمانه و این سیر مداوم دویدن و نرسیدن بر تمام زندگیاش سایه انداخت.
🔸منوچهر فلاح شاید نتواند ساعتها درباره شکل مطلوب حکومت و یا مزایای دموکراسی، عدالت و آزادی سخنرانی کند؛ اما شرایط پرپیچ و خم زندگی و آگاهی به همسرنوشتی با میلیونها نفری که از آموزش، بهداشت، کار و زندگی آبرومندانه محروم بودهاند به او بهتر از خیلی از ماها - در درجه اول خودم - آموخته است که رهایی فردی ممکن نیست.
این تجربه زیستهی غنی به منوچهر یاد داده که برای تغییر سرنوشت تنها دخترش، صرفاً تلاش فردی برای فرزندش نه امکان پذیر و نه مطلوب است و از پی آن دست به عمل برای تغییر سرنوشت جامعه زده است.
🔸 منوچهر کارگر زندانیای که محروم از پدر و مادر و بیش از ۱۵ ماه بی ملاقات و بلاتکلیف در زندان به سر میبرد، در زندان هم به این شکل به زندگی متعهدانه خود ادامه داده است.
با توجه به اینکه بخش بزرگی از زندانیان جنبش ژینا افراد کم سن و سالی بودند که اغلب تجربهی زندگی مستقل کمی داشتند، منوچهر با سخت گرفتن بر خودش سعی در آسایش این زندانیان داشت. قبول مسئولیت آشپزی، خیاطی، اصلاح مو و... در کنار پشتیبانی روحی و روانی آنها، تنها بخش کوچکی از کارهایی است که باعث ماندگاری تصویر منوچهر در ذهن هم بندیهایش شده است.
اگر اینجا هم حکومت سعی میکرد با محرومیت منوچهر از مهر پدری نسبت به هم دخترش او را مجازات کند، او همین مهر را با ابراز بی دریغ به همبندیهایش تبدیل به سلاح موثری علیه وضعیت میکرد.
🔸 منوچهر فلاح فرزند مردم است و در داخل و خارج زندان وظیفه فرزندی خود را نسبت به مردم به کمال به جا آورده است؛ اینک وظیفه ما در داخل زندان و شما در بیرون است تا به وظیفه خود عمل کنیم و صدای منوچهر باشیم.
بند میثاق زندان لاکان رشت
این یادداشت در زمان اعتصاب غذای منوچهر نوشته شده و اکنون در حالی انتشار مییابد که این کارگر زندانی همچنان بلاتکلیف در زندان لاکان رشت به سر میبرد.
https://bit.ly/3Yb3BOQ
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
Telegraph
برای منوچهر فلاح
۱. روز سوم بازداشتی که تمام مدت، دستبند و پابند داشتم و ضربوشتم با تأیید بازپرس پرونده، محسن سلطانیفر انجام میشد: دستبند را از پشت به پابند زنجیر کردهبودند و چون توانایی نشستن نداشتم، به صندلی عقب ماشین پرتاب شدم. به محض خروج ماشین از اداره اطلاعات، ضربوشتم…
💔24👍16❤4🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 جای خالی دانشآموزی که در فقدان امکانات و تبعیض غرق شد!
🔸مردم روستای ذوالفقار شهرستان دهلران در استان #ایلام به دلیل مجبور هستند با خریدن مخازن آب با ظرفیت بالا آب ذخیره کنند.
🔸کليپ بالا مربوط میشود به دانش آموز کلاس دوم ابتدایی روستای ذوالفقار بنام #میثم_خوش_نظر که متأسفانه چند روز پیش بهعلت افتادن در مخزن ۳۰۰۰ لیتری آب خانهاش غرق شد و بهجای اینکه در کلاس بین همکلاسیهایش باشد جان خودش را از دست داد.
🔸کمبود امکانات و فقر تحمیلی به جامعه هر روز به اشکال گوناگون قربانی میگیرد، اگر دانشآموزی به دلیل فقر ترک تحصیل نکرده باشد، ممکن است با سوءتغذیه و یا خطراتی چون غرق شدن در #هوتک در #بلوچستان یا #تانکر آب در #ایلام جان خود را از دست دهد، یا در مسیرهای صعبالعبور خانه تا مدرسه آسیب ببیند.
🔸#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن عرض تسلیت به خانوادهی محترم این دانشآموز عزیز، خواهان رسیدگی فوری و رفع کمبودهای آموزشی و برقراری عدالت تحصیلی در مناطق محروم و دور از مرکز کشور است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍ارتباط 👇
🆔 @kashowranews
🔸مردم روستای ذوالفقار شهرستان دهلران در استان #ایلام به دلیل مجبور هستند با خریدن مخازن آب با ظرفیت بالا آب ذخیره کنند.
🔸کليپ بالا مربوط میشود به دانش آموز کلاس دوم ابتدایی روستای ذوالفقار بنام #میثم_خوش_نظر که متأسفانه چند روز پیش بهعلت افتادن در مخزن ۳۰۰۰ لیتری آب خانهاش غرق شد و بهجای اینکه در کلاس بین همکلاسیهایش باشد جان خودش را از دست داد.
🔸کمبود امکانات و فقر تحمیلی به جامعه هر روز به اشکال گوناگون قربانی میگیرد، اگر دانشآموزی به دلیل فقر ترک تحصیل نکرده باشد، ممکن است با سوءتغذیه و یا خطراتی چون غرق شدن در #هوتک در #بلوچستان یا #تانکر آب در #ایلام جان خود را از دست دهد، یا در مسیرهای صعبالعبور خانه تا مدرسه آسیب ببیند.
🔸#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن عرض تسلیت به خانوادهی محترم این دانشآموز عزیز، خواهان رسیدگی فوری و رفع کمبودهای آموزشی و برقراری عدالت تحصیلی در مناطق محروم و دور از مرکز کشور است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍ارتباط 👇
🆔 @kashowranews
😢23💔13👍4🔥3❤2😱2
🔴 یادداشتهای یک نو معلم ( ۱)
🔻مشکلات کاری یک نو معلم در تهران
✍ هانی امیدوار
پس از یکی دو بار رد شدن در مصاحبة آزمون استخدامی آموزش و پرورش بالاخره تصمیم گرفتم با توجه به سهمیههای پایین استخدام در شهرستان کوچک زادگاهم عطای اشتغال در دیار پدری را به لقایش ببخشم و شانس خود را در تهران امتحان کنم. با توجه به میانگین بالای نمرههایم در سالهای گذشته این تصمیم انتخاب معقول به نظر میرسید. بعد از گذراندن مصاحبه و تحقیرهای گزینش در نهایت موفق شدم به عنوان معلم استان تهران استخدام شوم. برنامهریزی و نوع برخورد کارمندان درمانگاه فرهنگیان در هنگام گذراندن آزمایشهای بدو استخدام شیرینی قبولی را برایم کمرنگ کرد؛ هیچ نوع امکانات رفاهی برای پذیرفتهشدگان در نظر گرفته نشده بود و هدف اول مسولان درمانگاه کسب درآمد از پذیرفته شدگان از قِبل آزمایشات مختلف بود. با چند بار پیمودن مسافت چندصد کیلومتری تهران-شهرستان بالاخره به موعد آغاز سال تحصیلی رسیدم. با اینکه همه از کمبود نیرو در آموزش و پرورش مینالیدند اما ظاهراً مدیران مدارس مناطق مختلف تهران رغبتی برای به کارگیری نومعلمان نداشتند و همه از کارشناسان اداره تا همدورهایهایی که در فواصل انجام کارهای اداری با هم همسخن شده بودیم، توصیه میکردند که نباید بگویی بیتجربه هستم؛ مدیران مدارس و بالاخص والدین دوست ندارند که نومعلمان به دانشآموزانشان تدریس کنند. بعد از یکی دو بار سرزنش و نصیحت از طرف کارشناسان اداره و مدیران مدارس بالاخره یکی از مدیران مدارس با اکراه و منت پذیرفت که من را به کار گیرد. مدیر مدرسه که از ظاهرش پیدا بود یکی دو سال از بازنشسته شدنش میگذرد بعد از اینکه با حالتی ملامتگرانه چرایی معلم شدنم در تهران را جویا شد به شیوهای رئیس مابانه کمی دربارة سختیهای کار در تهران و توقعات والدین و ... حرف زد، برنامة یک کلاس با چهل دانشآموز را به دستم داد. بعد از تعیین مدرسه و کلاس حالا نوبت پیدا کردن خوابگاه بود. در حین صحبت با دیگر همکاران پی بردم که به علت بالا بودن اجاره و ودیعة مسکن باید قید خانه گرفتن حتی به صورت دستهجمعی را بزنم پس تنها انتخاب، گرفتن خوابگاه خودگردان بود. بعد از دیدن و بررسی وضعیت امکانات و بهداشت چندین خوابگاه در مرکز شهر در نهایت تختی را با ماهیانه در حدود شش میلیون اجاره کردم که با احتساب حقوق نه میلیونی ام چیزی برای بقیة مخارج باقی نمیماند، تازه آموزش و پرورش چند ماه اول هم حقوقی پرداخت نمیکند و تمام مخارج را باید با چندرغاز حقوق کارمندی همسرم بپردازم. شب قبل از شروع سال تحصیلی در این فکر بودم که آیا ارزش داشت چند سال از عمرم را برای این کار تلف کنم؟ این سوال در چند روز گذشته مدام به ذهنم برمیگشت.
مشکلات آموزش و پرورش فقط مختص به من و دیگر نومعلمان نیست؛ افتتحصیلی بیسابقه، آموزش طبقاتی و شکاف میان امکانات در دسترس طبقات بالا و پایین، جا ماندن تعداد زیادی از کودکان از تحصیل، منحل کردن مدارس و ادغام آنها در هم، کلاسهای پرجمعیت چهل و حتی پنجاه نفره حتی در کلاسهای پایین ابتدایی، آموزش ایدئولوژیکی، رفتارهای نژادپرستانه و غیرانسانی با کودکان و والدین افغانستانی، معلمانی که حقوق ناچیز آنها را وادار میکند شغل دوم اختیار کنند و با مشکلات روحی و اجتماعی فشار کاری و غیاب از خانوده هم برای خود و هم برای عزیزانشان دست و پنجه نرم کنند، گریبان اکثریت معلمان و والدین دانشآموزان را گرفته است. در این میان هزاران نومعلمی چون من به ویژه باید در کنار این مشکلات دیرپا به صورت روزمره بخش عمدهای از توان ذهنیمان را صرف نگرانی برای خانوادهای کنیم که پشت سر جا گذاشتهایم و مشکلاتی را به جان بخریم که این جدایی پیش خواهد آورد. علیرغم لفاظی های ایدئولوژیک گفتار حاکم دربارة اهمیت جایگاه خانواده و زن، نومعلمان بیشترین آسیب را از نظامی خوردهاند که سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و اقتصادی جاری اش پیاپی ضربات متعددی را به سپهر خانواده و جایگاه زن در آن زده است. تا کردن با دهها مشکل ساختاری تجربة روزانة هزاراران معلم این کشور است.
این صرفاً ما نومعلمان نیستیم که در همان بدو کار گرفتار مشکلات و دچار شک و تردید دربارة شغل خود میشویم. مدتهاست عدة زیادی از جوانان دریافتهاند با وضعیت حقوق شاغلین و مخارج آنها رفتن در پی شغل تغییری کیفی در سرنوشت آنها ایجاد نمیکند. آماری که مرکز آمار ایران مهرماه امسال با استفاده از داده های سرشماری سال ۱۴۰۲ اعلام کرد موید این نکته است؛
ادامه یادداشت را اینجا بخوانید
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
🔻مشکلات کاری یک نو معلم در تهران
✍ هانی امیدوار
پس از یکی دو بار رد شدن در مصاحبة آزمون استخدامی آموزش و پرورش بالاخره تصمیم گرفتم با توجه به سهمیههای پایین استخدام در شهرستان کوچک زادگاهم عطای اشتغال در دیار پدری را به لقایش ببخشم و شانس خود را در تهران امتحان کنم. با توجه به میانگین بالای نمرههایم در سالهای گذشته این تصمیم انتخاب معقول به نظر میرسید. بعد از گذراندن مصاحبه و تحقیرهای گزینش در نهایت موفق شدم به عنوان معلم استان تهران استخدام شوم. برنامهریزی و نوع برخورد کارمندان درمانگاه فرهنگیان در هنگام گذراندن آزمایشهای بدو استخدام شیرینی قبولی را برایم کمرنگ کرد؛ هیچ نوع امکانات رفاهی برای پذیرفتهشدگان در نظر گرفته نشده بود و هدف اول مسولان درمانگاه کسب درآمد از پذیرفته شدگان از قِبل آزمایشات مختلف بود. با چند بار پیمودن مسافت چندصد کیلومتری تهران-شهرستان بالاخره به موعد آغاز سال تحصیلی رسیدم. با اینکه همه از کمبود نیرو در آموزش و پرورش مینالیدند اما ظاهراً مدیران مدارس مناطق مختلف تهران رغبتی برای به کارگیری نومعلمان نداشتند و همه از کارشناسان اداره تا همدورهایهایی که در فواصل انجام کارهای اداری با هم همسخن شده بودیم، توصیه میکردند که نباید بگویی بیتجربه هستم؛ مدیران مدارس و بالاخص والدین دوست ندارند که نومعلمان به دانشآموزانشان تدریس کنند. بعد از یکی دو بار سرزنش و نصیحت از طرف کارشناسان اداره و مدیران مدارس بالاخره یکی از مدیران مدارس با اکراه و منت پذیرفت که من را به کار گیرد. مدیر مدرسه که از ظاهرش پیدا بود یکی دو سال از بازنشسته شدنش میگذرد بعد از اینکه با حالتی ملامتگرانه چرایی معلم شدنم در تهران را جویا شد به شیوهای رئیس مابانه کمی دربارة سختیهای کار در تهران و توقعات والدین و ... حرف زد، برنامة یک کلاس با چهل دانشآموز را به دستم داد. بعد از تعیین مدرسه و کلاس حالا نوبت پیدا کردن خوابگاه بود. در حین صحبت با دیگر همکاران پی بردم که به علت بالا بودن اجاره و ودیعة مسکن باید قید خانه گرفتن حتی به صورت دستهجمعی را بزنم پس تنها انتخاب، گرفتن خوابگاه خودگردان بود. بعد از دیدن و بررسی وضعیت امکانات و بهداشت چندین خوابگاه در مرکز شهر در نهایت تختی را با ماهیانه در حدود شش میلیون اجاره کردم که با احتساب حقوق نه میلیونی ام چیزی برای بقیة مخارج باقی نمیماند، تازه آموزش و پرورش چند ماه اول هم حقوقی پرداخت نمیکند و تمام مخارج را باید با چندرغاز حقوق کارمندی همسرم بپردازم. شب قبل از شروع سال تحصیلی در این فکر بودم که آیا ارزش داشت چند سال از عمرم را برای این کار تلف کنم؟ این سوال در چند روز گذشته مدام به ذهنم برمیگشت.
مشکلات آموزش و پرورش فقط مختص به من و دیگر نومعلمان نیست؛ افتتحصیلی بیسابقه، آموزش طبقاتی و شکاف میان امکانات در دسترس طبقات بالا و پایین، جا ماندن تعداد زیادی از کودکان از تحصیل، منحل کردن مدارس و ادغام آنها در هم، کلاسهای پرجمعیت چهل و حتی پنجاه نفره حتی در کلاسهای پایین ابتدایی، آموزش ایدئولوژیکی، رفتارهای نژادپرستانه و غیرانسانی با کودکان و والدین افغانستانی، معلمانی که حقوق ناچیز آنها را وادار میکند شغل دوم اختیار کنند و با مشکلات روحی و اجتماعی فشار کاری و غیاب از خانوده هم برای خود و هم برای عزیزانشان دست و پنجه نرم کنند، گریبان اکثریت معلمان و والدین دانشآموزان را گرفته است. در این میان هزاران نومعلمی چون من به ویژه باید در کنار این مشکلات دیرپا به صورت روزمره بخش عمدهای از توان ذهنیمان را صرف نگرانی برای خانوادهای کنیم که پشت سر جا گذاشتهایم و مشکلاتی را به جان بخریم که این جدایی پیش خواهد آورد. علیرغم لفاظی های ایدئولوژیک گفتار حاکم دربارة اهمیت جایگاه خانواده و زن، نومعلمان بیشترین آسیب را از نظامی خوردهاند که سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و اقتصادی جاری اش پیاپی ضربات متعددی را به سپهر خانواده و جایگاه زن در آن زده است. تا کردن با دهها مشکل ساختاری تجربة روزانة هزاراران معلم این کشور است.
این صرفاً ما نومعلمان نیستیم که در همان بدو کار گرفتار مشکلات و دچار شک و تردید دربارة شغل خود میشویم. مدتهاست عدة زیادی از جوانان دریافتهاند با وضعیت حقوق شاغلین و مخارج آنها رفتن در پی شغل تغییری کیفی در سرنوشت آنها ایجاد نمیکند. آماری که مرکز آمار ایران مهرماه امسال با استفاده از داده های سرشماری سال ۱۴۰۲ اعلام کرد موید این نکته است؛
ادامه یادداشت را اینجا بخوانید
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
Telegraph
یادداشت های یک نو معلم
هانی امیدوار پس از یکی دو بار رد شدن در مصاحبة آزمون استخدامی آموزش و پرورش بالاخره تصمیم گرفتم با توجه به سهمیه های پایین استخدام در شهرستان کوچک زادگاهم عطای اشتغال در دیار پدری را به لقایش ببخشم و شانس خود را در تهران امتحان کنم. با توجه به میانگین بالای…
👍28❤6🔥5😢1
نمونهای از مجازات مضاعف
خلاصه روند صدور احکام در پرونده یک متهم:
۱- آقای #عزیز_قاسم_زاده معلم گیلانی و عضو و سخنگوی #کانون_صنفی_فرهنگیان_گیلان که از چهرههای هنری گیلان نیز هست، در تاریخ مهر ماه ۱۴۰۰ در منزل خود در #رودسر بازداشت شد و با شکایت اداره اطلاعات شهرستان رودسر به اتهام نشر اکاذیب از طریق سامانههای رایانه و مخابراتی در دادگاههای انقلاب و کیفری رودسر پروندهای برای او تشکیل شد و شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری ۲ شهرستان رودسر به پرونده رسیدگی کرد و به دو سال حبس محکوم شد ولی با در نظر گرفتن جهات تخفیف، این حبس به یک سال تقلیل یافت که از این یک سال نیز سهچهارم به مدت دو سال تعلیق شد و در واقع فقط سه ماه و یک روز قابل اجرا بود.
۲- پس از آن در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ در تجمعی صنفی به همراه چند نفر از فرهنگیان بازنشسته جلوی آموزش و پرورش گیلان بازداشت و به خاطر همین تجمع دو پرونده دیگر برای او تشکیل شد؛ یکی به اتهام تبلیغ علیه نظام و دیگری تمرد از مأمورین و اخلال در نظم عمومی. پرونده تبلیغ علیه نظام به شعبه ۳ دادگاه انقلاب #رشت ارجاع شد... شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت در تاریخ ۱۴۰۱/۷/۳۰ بابت تبلیغ علیه نظام مجازات یک سال حبس را صادر کرد که این دادنامه عینا با تأیید دادگاه تجدید نظر استان گیلان قطعی شد. بنابراین تا اینجا دو حکم مجازات سه ماه و یک روز برای اتهام نشر اکاذیب در پرونده رودسر و نیز یک سال حبس برای اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه رشت قطعی شد.
۳- از آنجا که طبق قانون، دو رأی قطعیشده، تجمیع میشود و مجازات اشد قابل اجراست و به همین دلیل دادنامه صادره شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به تاریخ ۱۴۰۳/۲/۱۸ یک سال حبس بابت تبلیغ علیه نظام را قابل اجرا دانسته، بدیهی است که مجازات مدنظر یک سال حبس است نه یک سال و سه ماه و یک روز.
۴- در خصوص پرونده دیگری که در رشت همزمان با پرونده تبلیغ علیه نظام بابت تمرد از مأمورین و مشارکت در اخلال در نظم عمومی تشکیل شد و بررسی این دو اتهام به دادگاه کیفری ۲ ارجاع شده بود، پس از کش و قوسها بابت اختلاف در صلاحیت دادگاه در نهایت با نظر دیوان عالی کشور به شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت ارجاع شد که این شعبه با تغییر عناوین اتهامی صرفا با اتهام اخلال در نظم و امنیت جامعه از طریق مقابله با حکومت به نحو غیرگسترده (منظور همان تجمع صنفی مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ به همراه چند نفر دیگر از معلمان بازنشسته است) به تحمل دو سال و یک روز حبس و منع عضویت در احزاب و گروهها و دستجات سیاسی یا اجتماعی به مدت دو سال محکوم شد که این حکم در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۱۳ در شعبه ۲۰ دادگاه تجدیدنظر نقض و با اصلاح عنوان اتهامی به فعالیت تبلیغی علیه نظام، حکم قطعی مبنی بر پرداخت مبلغ ۳۳میلیون ریال صادر شد.
۵- با این حال ناگهان شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر که با استدلال در دادنامه صادره سال ۱۴۰۱ مجازات نشر اکاذیب را سه ماه و یک روز تعیین کرده و در دادنامه تجمیعی نیز به آن اشاره داشته در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۱۷ (سه ماه بعد از صدور دادنامه تجمیعی و حدود دو سال پس از صدور دادنامه مربوط به نشر اکاذیب) مبادرت به صدور دادنامهای مبنی بر مجازات ۱۳ ماه و ۱۶ روز با موضوع رفع ابهام اتهام نشر اکاذیب کرده است.
۶- ... روند رسیدگی پروندهها از لحاظ قانونی خالی از اشکال نبوده از جمله اینکه بابت یک اتهام آن هم با ادلههای اتهامی یکسان همزمان در دو شهر مختلف مورد محاکمه واقع شده و دو حکم مجازات جداگانه بابت یک اتهام صادر شده است یا اینکه در دو پرونده متشکله در یک روز با اصلاح عنوان اتهامی یکی از آنها در دادگاه تجدیدنظر و انتساب همان اتهام پرونده دیگر به متهمین، صدور حکم مجازات مجدد فاقد وجاهت قانونی است...
این مورد نمونهای از تحمل حبس غیرقانونی بر اثر آشفتگی در محاکم است که در صورت توجه به لوایح وکیل و زندانی و خانوادهاش این حبس اضافه رخ نمیداد و اگر حادثهای برای زندانی با توجه به بیماری او پیش میآمد، چه کسی پاسخگو بود؟
👈 متن کامل را در این لینک بخوانید
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
یادداشت عمادالدین باقی پیرامون مجازات های مضاعف در پروندههای پیشین عزیز قاسمزاده منتشر شده در روزنامهی شرق ۲۹ مهر ۱۴۰۳در قوانین ایران و اسناد حقوق بشر و شریعت، مجازات مضاعف و نیز اعمال مجازات بیش از حکم ممنوع است، اما در مواردی خلاف آن رخ میدهد که در اینجا نمونهای ذکر میشود. ممکن است گفته شود چرا این بحثها را به جای اینکه به قوه قضائیه منعکس کنید تا رسیدگی شود، به مطبوعات میکشید؟
خلاصه روند صدور احکام در پرونده یک متهم:
۱- آقای #عزیز_قاسم_زاده معلم گیلانی و عضو و سخنگوی #کانون_صنفی_فرهنگیان_گیلان که از چهرههای هنری گیلان نیز هست، در تاریخ مهر ماه ۱۴۰۰ در منزل خود در #رودسر بازداشت شد و با شکایت اداره اطلاعات شهرستان رودسر به اتهام نشر اکاذیب از طریق سامانههای رایانه و مخابراتی در دادگاههای انقلاب و کیفری رودسر پروندهای برای او تشکیل شد و شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری ۲ شهرستان رودسر به پرونده رسیدگی کرد و به دو سال حبس محکوم شد ولی با در نظر گرفتن جهات تخفیف، این حبس به یک سال تقلیل یافت که از این یک سال نیز سهچهارم به مدت دو سال تعلیق شد و در واقع فقط سه ماه و یک روز قابل اجرا بود.
۲- پس از آن در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ در تجمعی صنفی به همراه چند نفر از فرهنگیان بازنشسته جلوی آموزش و پرورش گیلان بازداشت و به خاطر همین تجمع دو پرونده دیگر برای او تشکیل شد؛ یکی به اتهام تبلیغ علیه نظام و دیگری تمرد از مأمورین و اخلال در نظم عمومی. پرونده تبلیغ علیه نظام به شعبه ۳ دادگاه انقلاب #رشت ارجاع شد... شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت در تاریخ ۱۴۰۱/۷/۳۰ بابت تبلیغ علیه نظام مجازات یک سال حبس را صادر کرد که این دادنامه عینا با تأیید دادگاه تجدید نظر استان گیلان قطعی شد. بنابراین تا اینجا دو حکم مجازات سه ماه و یک روز برای اتهام نشر اکاذیب در پرونده رودسر و نیز یک سال حبس برای اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه رشت قطعی شد.
۳- از آنجا که طبق قانون، دو رأی قطعیشده، تجمیع میشود و مجازات اشد قابل اجراست و به همین دلیل دادنامه صادره شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به تاریخ ۱۴۰۳/۲/۱۸ یک سال حبس بابت تبلیغ علیه نظام را قابل اجرا دانسته، بدیهی است که مجازات مدنظر یک سال حبس است نه یک سال و سه ماه و یک روز.
۴- در خصوص پرونده دیگری که در رشت همزمان با پرونده تبلیغ علیه نظام بابت تمرد از مأمورین و مشارکت در اخلال در نظم عمومی تشکیل شد و بررسی این دو اتهام به دادگاه کیفری ۲ ارجاع شده بود، پس از کش و قوسها بابت اختلاف در صلاحیت دادگاه در نهایت با نظر دیوان عالی کشور به شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت ارجاع شد که این شعبه با تغییر عناوین اتهامی صرفا با اتهام اخلال در نظم و امنیت جامعه از طریق مقابله با حکومت به نحو غیرگسترده (منظور همان تجمع صنفی مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ به همراه چند نفر دیگر از معلمان بازنشسته است) به تحمل دو سال و یک روز حبس و منع عضویت در احزاب و گروهها و دستجات سیاسی یا اجتماعی به مدت دو سال محکوم شد که این حکم در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۱۳ در شعبه ۲۰ دادگاه تجدیدنظر نقض و با اصلاح عنوان اتهامی به فعالیت تبلیغی علیه نظام، حکم قطعی مبنی بر پرداخت مبلغ ۳۳میلیون ریال صادر شد.
۵- با این حال ناگهان شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر که با استدلال در دادنامه صادره سال ۱۴۰۱ مجازات نشر اکاذیب را سه ماه و یک روز تعیین کرده و در دادنامه تجمیعی نیز به آن اشاره داشته در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۱۷ (سه ماه بعد از صدور دادنامه تجمیعی و حدود دو سال پس از صدور دادنامه مربوط به نشر اکاذیب) مبادرت به صدور دادنامهای مبنی بر مجازات ۱۳ ماه و ۱۶ روز با موضوع رفع ابهام اتهام نشر اکاذیب کرده است.
۶- ... روند رسیدگی پروندهها از لحاظ قانونی خالی از اشکال نبوده از جمله اینکه بابت یک اتهام آن هم با ادلههای اتهامی یکسان همزمان در دو شهر مختلف مورد محاکمه واقع شده و دو حکم مجازات جداگانه بابت یک اتهام صادر شده است یا اینکه در دو پرونده متشکله در یک روز با اصلاح عنوان اتهامی یکی از آنها در دادگاه تجدیدنظر و انتساب همان اتهام پرونده دیگر به متهمین، صدور حکم مجازات مجدد فاقد وجاهت قانونی است...
این مورد نمونهای از تحمل حبس غیرقانونی بر اثر آشفتگی در محاکم است که در صورت توجه به لوایح وکیل و زندانی و خانوادهاش این حبس اضافه رخ نمیداد و اگر حادثهای برای زندانی با توجه به بیماری او پیش میآمد، چه کسی پاسخگو بود؟
👈 متن کامل را در این لینک بخوانید
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
Telegraph
نمـونهای از مجـازات مضـاعـف
یادداشت عمادالدین باقی پیرامون مجازات های مضاعف در پروندههای پیشین عزیز قاسمزاده منتشر شده در روزنامهی شرق ۲۹ مهر ۱۴۰۳ در قوانین ایران و اسناد حقوق بشر و شریعت، مجازات مضاعف و نیز اعمال مجازات بیش از حکم ممنوع است، اما در مواردی خلاف آن رخ میدهد که در…
👍20👌3🔥2😁2