کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
17.6K subscribers
12.9K photos
3.15K videos
226 files
5.42K links
منبع مستند اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها، فراخوان‌ها و نامه‌های سرگشاده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، این کانال می‌باشد.
مقالات و نوشته‌های افراد، گرو‌ه‌ها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
Download Telegram
🔴 شوق انتظار در وعدە دیدار


✍🏼 نسرین کریمی؛ بازنشستە اجباری و همچنان معلم

حدود هفت سال پیش همراه دانش‌آموزان پایه نهم یک روز را به عنوان روز تجدید دیدار مشخص کردیم. روز انتخاب شده ١٤٠٥/٥/٥ ساعت ٥ عصر در عمارت خسروآباد/خەسراوا، پرسیدم چرا این تاریخ ؟ چند نفر گفتند: چون این تاریخ و این اعداد شبیه قلب هستند، درست می‌گفتند چە چیزی موجەتر از نزدیکی قلب‌های دانش آموزان و معلم‌شان می‌تواند اشتیاق آمدن بە کلاس و وعدەای چند سالە را در آتیەای نە چندان معلوم، محقق کند جز قلب‌های مشتاقمان؟! در طی سالهای بعدی تدریس علوم اجتماعی دانش‌آموزان جدیدم را دعوت به این دیدار در تاریخ مقرر کردم.
در طی این سالها (و حتی بعد از بازنشستگی اجباریم با ۲۶ سابقە و تقلیل دو گروە توسط هیات‌های تخلفات اداری بە جرم عشق معلمی و دفاع از حقوق معلمان و دانش‌آموزان) لحظەای شوق‌انتظار این وعدە دیدار رهایم نکرد.

دوشنبە روز موعود فرا رسید و به محل قرار (عمارت خسرو آباد/خەسراوا) رفتم؛ عمارتی آشنا برای مردم کوردستان و سنندج، یادآور مستورە اردلان از اولین تاریخ نویسان زن در کوردستان و ایران، این دانش‌آموزان همان مستورەهای آیندە این سرزمین‌اند (من همیشە آنان را چنین سرمایەهای ارزشمندی دیدەام) بە محل حکومت خسروخان رسیدم با جمعیتی انبوه مواجه شدم و یاد شعر استاد هێمن موکریانی افتادم "لە ناو کورد‌دا نەبوو پەیمان شکاندن/ در بین کوردها عهدشکنی محال است". با جمعیت انبوهی از خانم‌های کوچک دیروز کلاس‌هایم روبرو شدم کە امروز بزرگ شدە و قد کشیدە بودند اما دغدغەها و شرایط سخت این روزها باعث نشدە بود این وعدە دیدار را فراموش کنند. همە بر عهدشان وفادار آمدە بودند و شوق دیدار در نگاهشان موج می‌زد، با دستەهای زیبای گل چون روی زیبایشان دورم حلقه زدند.

یکی از زیباترین روزهای زندگیم پس از گذشت یکسال از اخراجم در این روز و با دیدار این عزیزانم رقم خورد. اکنون نه من معلمم-بە حرفە و شغل- و نه آنان دانش‌آموز، اما من همچنان معلم خواهم ماند با همان عشق و مهر معلمی، عشقی کە کلاس درس را از یک فضای خشک کسل‌کنندە بە یک اشتیاق رهایی‌بخش تبدیل می‌کند. بعضی پیوندها از جنس دانش و آگاهی است و زمان آنها را کمرنگ نمی‌کند، بلکه به آنها عمق می‌بخشد. دیدن دانش‌آموزانم برای من نه یک تجدید دیدار ساده، بلکه بە تماشا نشستن ثمرە زندگیم و رشد کسانی است که روزی در کلاس‌های درس من بودند.

هدف از نوشتن این سطور این بود که یادآور شوم درک نسل نو، احترام و عطوفت و نگاە فارغ از تبعیض یک معلم می‌تواند چنین صحنەهای ماندگاری خلق کند کە در هیاهوی ارقام و اعداد و لابه‌لای خطوط کتاب‌های درس و زیر فشار تکالیف سنگین ممکن نیست. آموزش بیش از آن که فرآیندی ذهنی باشد، تجربه‌ای قلبی است. ارتباط عاطفی سالم و حرفه‌ایی میان معلم و دانش‌آموز یکی از پایه‌های اصلی آموزش موثر و پرورش انسان‌هایی با اعتماد به نفس و مسئولیت‌پذیر است. اینجاست کە دیگر معلم فقط انتقال‌دهنده معلومات نیست؛ بلکه می‌تواند پناهی امن برای ذهن و قلب دانش‌آموزان باشد. یک نگاه مهربان، یک جمله دلگرم‌کننده یا توجهی صادقانه ممکن است مسیر زندگی یک کودک یا نوجوان را تغییر دهد.
معلمی که رابطەاش با دانش‌آموزانش بر مبانی درست انسانی و حرفە ظریف معلمی باشد دانش‌آموزانش معمولا راحت‌تر سوال می‌پرسند، اشتباهاتشان را می‌پذیرند و با شجاعت بیشتری در کلاس حضور پیدا می کنند؛ ایجاد چنین فضایی می‌تواند نه تنها دانش، بلکه احساس ارزشمندی و امید را به آنها منتقل کند، چیزی که گاهی تاثیر آن از خود درس ماندگارتر است. این تجربەی من از سال‌های تدریسم بود و نتایجش را بارها دیدەام و این دیدار شگفت‌انگیز هم مهر تائیدی بود بر ارتباط عاشقانە من و دانش‌آموزانم.

خواستم این تجربە شخصی را با همکاران عزیزم در این روزها بە اشتراک بگذارم و بگویم ما همدیگر را داریم، ما دانش‌آموزان‌مان را داریم درکشان کنیم و ارتباطی صمیمی و حرفەایی با آنها بر قرار کنیم و بە دانش‌آموزانم هم بگویم هرگز نیمکت‌های کلاس را خالی از حضورشان تصور نخواهیم کرد.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
❤26🔥2🤔1😐1
🔴«رنج مضاعف یا شکنجه»

✍فرامرز خدا شناس

زندانی وقتی حکم می گیرد و در حال گذراندن حکم است، مسئولان زندان حق ندارند به هر اسم و دلیلی، حتا تنبیه انضباطی، زندانی را به انفرادی انتقال داده یا ملاقات او با خانواده را کنسل نمایند ویا مکالمه تلفنی اش را قطع کنند؛و از همه بدتر زندان نمیتواند زندانی را پنهان نموده و خانواده و جامعه را در استرس و اضطراب قرار دهد.اینها با آیین نامه اداره زندان های کشور که در دسترس است تعارض دارد؛ چرا که پرونده یک زندانی از ابتدا تا انتها در جاهای دیگر تعیین شده و زندان نقشی جز محل نگهداری یک زندانی بر حسب احکام صادر شده نیست.
متاسفانه در نظام جمهوری اسلامی اینگونه اعمال در مورد زندانیان بسیار اتفاق می افتد. تا جایی که زندان آن را حق خود می داند. در حالی که این عمل مصداق بازر شکنجه است.

تنبیه انضباطی که زندان کرج در مورد آقای مسعود فرهیخته انجام داده است، نیز شکنجه به حساب می آید.
و هیچ قانون و اساسنامه و آیین نامه ای نیست که زندان برای اجرای اینگونه کارها به آن متوسل شود.
به همین دلیل در پیگیریها برای پیدا کردن جناب فرهیخته، زندان،بجز تکرار عبارت تنبیه انضباطی جهت نوشتن بیانیه که آن را برهم زدن نظم زندان وجامعه می خواند،توان ارائه هیچ دلیلی در پاسخ خانواده نداشت.
امید است که حداقل مسئولان زندان، قوانین جمهوری اسلامی را رعایت نموده و دست از اینگونه کارهای غیر قانونی که موجب شکنجه زندانی و خانواده و دوستان و جامعه است، بردارند.
مسئولان زندان باید بدانند مسئولیت و عواقب این کارها به عهده آنها و در نهایت مراجع بالاتری است؛ که برای زندانی حکم بریده اند و او را به امان خدا رها کرده اند.
روسای زندان و قوه ی قضائیه که بالاترین مرجع صدور احکام علیه معترضان و ناراضیان هستند ،مسئولیت اصلی اینگونه قانون شکنی ها متوجه آنهاست.نگهداری مسعود فرهیخته در مکانی نامعلوم و قطع ارتباط و تلفن او با خانواده و محرومیت از ملاقات، هم کاری غیر انسانی و هم غیر قانونی است.
به این سیره نامبارک پایان دهید.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤6👏1
🔴مسعود_فرهیخته سلوک نهادینه شده همگرایی

✍حمیدقندی

به دادسرای انقلاب کرج که رسیدم، اولین تصویری که در چشمانم قفل شد، تصویر دختربچه ای حدودا یکساله بود که پاها را به دور کمر و دست هایش را به گردن مردی جوان و لاغر اندام گره زده و سر بر شانه ی آن مرد و در آن شلوغی در جستجوی آرامش بود!
پس از احوالپرسی با همکاران، متوجه شدم که آن دو پدر و دخترند و پسر و نوه ی مسعود فرهیخته!!

یاد مسعود و گَرد گذشته در ذهنم به گردش درآمد، هر دوستی ای خصلت خاص خودش دارد و خصوصیت دوستی با مسعود آرامش اوست.

با تمام اختلاف نظرهایی که بعضا با او داشته ام، در کنارش حس آشتی عمیق و سبکی روح را تجربه می کردم و این ژن وراثتی دَربَرکشیدن را که به نوه اش هم منتقل شده بود را در ذهنم مرور می کردم و تصویر دست های بازِ در آغوش کشیدن هایش در پس هر دیدارمان با هر گذشته ای، روشنی بخش پرده ی ذهنم شد.

مسعود بسیار متواضع و برخوردار از سعه ی صدر و شجاعتی است که اطرافیانش را در بزنگاه ها تحت تأثیری عمیق قرار می دهد. درست مثل داستان فرماندهی که در عده و ادوات در شرایط ضعف است، اما در شب رزم خیمه به خیمه راه می افتد و با تک تک سربازان حرف زده و دلداری می دهد و حضور این فرمانده در شب تاریک قبل از جنگ موج را به حرکت در آورده و تک تک سربازان شمه ای از حضورش را احساس می کنند و راقم پیروزی در پس آن شب می شوند، مسعود نیز در جمع دوستان چنین است، حضوری مواج، که با تمام وجود حس می شود.
مسعود در زندان هم با حضوری نافذ، بر همان عهد و پیمان است و دور کردن از سایر زندانیان و به انفرادی فرستادن گاه و بیگاه او مبارزه با سلوک نهادینه شده ی همگرایی با اوست.

چو شب تیره باشد، امید سحر
نباید بریدن ز گردونِ بر

با تمام وجود منتظر آزادی و در آغوش کشیدنش هستم.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28😐1
🔴احضار آزاده سالکی، معلم و فعال صنفی خواف، برای اجرای حکم یک سال حبس؛ رد درخواست استفاده از پابند الکترونیکی

🔸بر اساس اطلاعات رسیده به شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران و تصویر ابلاغیه موجود، آزاده سالکی، معلم و فعال صنفی فرهنگیان شهرستان خواف در استان خراسان رضوی، برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری احضار شده است. در ابلاغیه صادرشده از شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان خواف، برای مراجعه جهت اجرای حکم، مهلت ده‌روزه تعیین شده و تأکید شده است که عدم حضور می‌تواند به جلب وی منجر شود.
🔸اتهام مندرج در این پرونده، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده است. بنا بر گزارش رسیده، خانم سالکی با توجه به شرایط زندگی و بیماری قلبی درخواست استفاده از پابند الکترونیکی به جای تحمل حبس در زندان را مطرح کرده بود، اما این درخواست مورد موافقت قرار نگرفته است.
🔸آزاده سالکی پیش‌تر نیز در دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت و حدود یک ماه در بازداشت و زندان نگهداری شد و سپس با تودیع وثیقه سه میلیارد تومانی به‌طور موقت آزاد شد. همچنین وی در سال ۱۴۰۱، زمانی که در تربت‌حیدریه مشغول به کار بود، در پی فعالیت‌های صنفی و اظهاراتش در کلاس درس، با یک ماه تعلیق از کار مواجه و پس از آن به شهرستان خواف منتقل شده بود.
🔸احضار این معلم برای تحمل حبس در حالی صورت می‌گیرد که فعالان صنفی در شهرهای کوچک، به دلیل محدودیت شبکه‌های حمایتی و رسانه‌ای، با فشار مضاعفی مواجه‌اند و صدای آنان کمتر به فضای عمومی راه پیدا می‌کند. استمرار پرونده‌سازی و صدور احکام زندان برای معلمانی که فعالیت‌هایشان در حوزه مسائل صنفی، آموزشی و اجتماعی بوده است، بخشی از روند نگران‌کننده افزایش فشار بر فعالان مستقل فرهنگیان است.
🔻شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران صدور و اجرای حکم زندان علیه آزاده سالکی را محکوم می‌کند و تأکید دارد که فعالیت صنفی، بیان دیدگاه و دفاع از حقوق معلمان و دانش‌آموزان نباید با پرونده‌های امنیتی و مجازات حبس پاسخ داده شود.
شورا همچنین رد درخواست استفاده از پابند الکترونیکی با وجود گزارش بیماری قلبی خانم سالکی را اقدامی غیرقابل‌قبول می‌داند و مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی به سلامت وی را متوجه نهادهای مسئول می‌داند.
شورای هماهنگی خواهان توقف اجرای حکم، لغو محکومیت آزاده سالکی و پایان دادن به پرونده‌سازی و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی معلمان است. هیچ معلمی نباید به دلیل فعالیت صنفی و مدنی راهی زندان شود.

#آزاده_سالکی
#معلمان_زندانی
#فعالان_صنفی

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
🔥15❤5👏1
🔴 صدور حکم بازنشستگی اجباری برای علی‌حسن بهامین، فعال صنفی معلمان یاسوج

🔸بر اساس اسناد رسیده به شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، علی‌حسن بهامین، معلم و فعال صنفی فرهنگیان یاسوج، با رأی هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان آموزش‌وپرورش استان کهگیلویه و بویراحمد، به «بازنشستگی با تقلیل دو گروه» محکوم شده است.
🔸در متن رأی، فعالیت‌های صنفی آقای بهامین از جمله حضور در تجمعات صنفی فرهنگیان در یاسوج و شیراز، حضور در تجمع مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد، فعالیت در فضای مجازی، بازنشر بیانیه فعالان صنفی و عضویت و فعالیت در کانون صنفی فرهنگیان، از جمله موارد استنادی پرونده ذکر شده است.
🔸در بخش دیگری از مستندات پرونده، از دعوت از همکاران برای حضور در تجمعات صنفی، حمایت از مطالبات فرهنگیان و انتشار مطالب مرتبط با فعالیت‌های صنفی به عنوان مصادیق تخلف یاد شده است. هیأت بدوی نیز با استناد به همین موارد، رأی به بازنشستگی اجباری وی با تقلیل دو گروه داده است.

🔻شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، صدور حکم بازنشستگی اجباری برای علی‌حسن بهامین را محکوم می‌کند.
آنچه در این پرونده به عنوان مستندات صدور حکم ذکر شده، در بخش قابل توجهی چیزی جز فعالیت صنفی، شرکت در تجمعات مطالبه‌محور، دعوت و همراهی با همکاران و بیان و انتشار دیدگاه‌های صنفی نیست. تبدیل چنین فعالیت‌هایی به پرونده تخلفات اداری و استفاده از موقعیت شغلی و معیشتی معلمان به عنوان ابزار فشار، ادامه همان رویکردی است که می‌کوشد هزینه فعالیت مستقل صنفی را هر روز سنگین‌تر کند.
شورای هماهنگی تأکید می‌کند بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید، تنزل رتبه و دیگر مجازات‌های اداری علیه معلمان، نمی‌تواند مطالبه‌گری جامعه فرهنگیان را متوقف کند. حق تشکل‌یابی، تجمع مسالمت‌آمیز، بیان اعتراض و دفاع از حقوق معلمان و دانش‌آموزان، حقوقی بنیادی است و نباید به بهانه‌ای برای مجازات شغلی تبدیل شود.
شورای هماهنگی خواهان لغو فوری رأی صادرشده علیه علی‌حسن بهامین، توقف برخوردهای اداری و امنیتی با فعالان صنفی و پایان دادن به سیاست پرونده‌سازی علیه معلمان مطالبه‌گر است.

#علی_حسن_بهامین
#یاسوج
#فعالان_صنفی

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
🔥13👏1
🔴 موافقت دادگاه تجدیدنظر کرمان با آزادی مشروط محمدرضا بهزادپور و حسین رشیدی

🔸بر اساس گزارش رسیده به شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران و رأی صادرشده از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، با درخواست آزادی مشروط محمدرضا بهزادپور و حسین رشیدی، از معلمان و فعالان صنفی استان کرمان، موافقت شده است.
🔸این دو فعال صنفی پس از تحمل یک‌سوم دوران محکومیت خود مشمول آزادی مشروط شده‌اند. در رأی دادگاه نیز با اشاره به سپری شدن بیش از یک‌سوم مدت حبس و احراز شرایط قانونی، با آزادی مشروط آنان موافقت شده است.
🔸محمدرضا بهزادپور و حسین رشیدی پیش‌تر در ارتباط با فعالیت‌های صنفی و پرونده‌های تشکیل‌شده برای فعالان فرهنگیان استان کرمان به حبس محکوم و برای اجرای حکم روانه زندان شده بودند.

🔸شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن استقبال از آزادی مشروط این دو همکار، تأکید می‌کند که اساساً فعالیت صنفی و مطالبه‌گری معلمان نباید با تشکیل پرونده، صدور حکم و زندان پاسخ داده شود. آزادی مشروط نمی‌تواند اصل ناعادلانه بودن حبس معلمان به دلیل فعالیت‌های صنفی و مدنی را تحت‌الشعاع قرار دهد.
شورای هماهنگی بار دیگر خواهان آزادی بی‌قیدوشرط تمامی معلمان و فعالان صنفی زندانی، لغو احکام صادرشده و پایان دادن به پرونده‌سازی علیه فعالان مستقل صنفی است.

#محمدرضا_بهزادپور
#حسین_رشیدی
#کرمان
#فعالان_صنفی
#شورای_هماهنگی


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
❤21👌1😐1
🔴با مدیران دشوار چه کنیم؟
بخش اول

✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان

بیشتر ما با مدیرانی پرچالش که گاه تا مرز آسیبهای جدی به روانمان پیش میروند یا کار کرده‌ایم یا بالاخره روزی کار خواهیم کرد چون در سیستم آ.پ آنقدر کم‌تعداد نیستند.
بخشی از آنچه می‌نویسم حاصل تجربه‌های زیسته‌ای است که به بهای سنگینی به‌دست آورده‌ام، بخشی حاصل آزمون و خطاهای ساده یا یادگیری از سایر همکاران و بخشی هم نتیجه مطالعه و جستجوی عمیق‌تر که تلاش می‌کنم با مثالهای ملموس روشن‌ترش کنم‌.
حجم مطلب زیاد شد و ناچارم در چند بخش ارسال کنم. پس اگر نکته‌ای مدنظرتان بود لطفاً اندکی صبوری کنید شاید در بخشهای بعدی باشد.
در پایان هم موقعیتهای دیگری که مطرح می‌کنید را به بحث می‌گذاریم و راه‌حلهای شما را هم درکنار هم در یک مطلب جداگانه منتشر خواهم کرد.
راستی منظور از این محتوا مواجهه با تمام کادر مدیریت مدرسه است.


مقدمه: پژوهشهای متعددی نشان می‌دهد آنچه باعث استعفا و تغییر شغل اکثریت می‌شود نه حقوق و مزایاست و نه رفاه محیط کار بلکه مدیران، عامل اصلی این پدیده‌اند. حدود پنجاه درصد افراد به خاطر مدیرانی که تحملشان دشوار است کار خود را تغییر می‌دهند.

مدیران بد باعث استرس مزمن، افسردگی و اضطراب کارکنان می‌شوند. آنها می‌توانند باعث تضعیف سیستم ایمنی کارکنان یا افزایش حمله قلبی و حتی سکته شوند. به طور میانگین ۲۲ ماه طول می‌کشد تا فرد بتواند از لحاظ عاطفی و جسمی اثرات مخرب کار کردن با مدیر بد را فراموش کند. هرچند که تجربه شخصی من زمانی حدود ده سال بود!

و اما انواع مدیر بد و راهکارها:

۱- ریزمدیران: اینها همانهایی هستند که در تمام امور جزئی کارتان دخالت می‌کنند ولی خودشان ایرادهای کمی در کار ندارند. به جای بازخورد دادن به مشکلات و ضعفهای مدیر یا پاسخ دادن مداوم به ایرادهایی که می‌گیرد روی خواسته‌های خودتان تمرکز و آنها را شفاف بیان کنید.
مثال: به جای اینکه بگویید من کارم را بلدم یا این پیشنهاد شما درست نیست و بحث به دعوا و اختلاف بکشد با لحنی دوستانه و در عین حال مودبانه و مقتدر بگویید من در حوزه کلاس‌داری مطالعه و تسلط خوبی دارم و در روش من صبوری و زمان نقش مهمی دارد و مایلم به روش خودم کلاسم را اداره کنم تا پایان سال مثل گذشته نتیجه خوب و پایداری بگیرم. اگر به کمک نیاز داشته باشم حتماً درخواست می‌کنم.


۲- مدیران برخط: بعضی مدیرها وقت‌وبی‌وقت پیام می‌دهند، تماس می‌گیرند، بخشنامه می‌فرستند، فهرست می‌خواهند و به نظر می‌رسد درکی از زمان کار و استراحت ندارند.
شعار من این است: دیوارهای محکم و زیبا، همسایه‌ی محترم و بی‌مزاحمت می‌سازد.
کارتان را حرفه‌ای و به‌موقع انجام دهید اما روشن کنید کارهای خارج از شرح وظایف یا خارج از زمان مدرسه توقع نابجاست و انجام ندهید. شاد را در روزهای تعطیل چک نکنید. در زمانهای خارج از عرف تماسها را پاسخ ندهید. پیامهای بی‌مورد را یا بی‌پاسخ بگذارید یا با جمله‌های روشن و کوتاه مرزتان را روشن کنید؛ مثلاً امروز در کنار خانواده‌ام، فردا در مدرسه در موردش صحبت می‌کنیم.
اگر لازم شد در فرصتی مناسب حتی قبل از رخ دادن چنین رویدادهای توضیح دهید که چون کارتان را حرفه‌ای و دقیق انجام می‌دهید نیاز به استراحت عمیقی هم دارید و وقتی منزل هستید وقتتان در خدمت خانواده و تجدید توان خودتان است و انتظار دارید چنین توقع بجایی درک شود.
البته که همیشه استثناهایی وجود دارد ولی ما در مورد رفتارهای پرتکرار و مشکل‌دار حرف می‌زنیم.

۳- مدیران مو از ماست بکش: تجربه‌اش را دارید که برای کوچکترین کارهایتان پاسخگو باشید؟ چرا نمره فلانی این شده؟ چرا انضباط بهمانی را کم داده‌ای؟ چرا جواب مادر بیساری را نداده‌ای یا بد داده‌ای؟ چرا بهمان دوره را شرکت نکرده‌ای؟
تنها راه کوتاه کردن دست آنها، مستندسازی است. مستندسازی نجات‌بخش رابطه‌های پرچالش و تناقضات و تضاد منافع است. در دفتری ثبت کنید دانش‌آموزانتان چه کرده‌اند؟ چه واکنشی نشان داده‌اید؟ چندبار تکرار شده است؟ به کجا رسیده‌اید؟
با والدین چندبار گفتگو کرده‌اید؟ در چه مواردی حرف زده‌اید؟ چه گفته‌اند؟ برای پیگیری چه اقداماتی انجام داده‌اند؟
در خانه چقدر مطالعه می‌کنید؟ در چه مواردی کتاب یا مقاله می‌خوانید؟ چقدر وقت برای طراحی کلاس درس می‌گذارید؟ چقدر وقت صرف تصحیح برگه کرده‌اید؟ چه دوره‌هایی خارج از سیستم شرکت می‌کنید؟ برای بازآموزی و رشد خودتان چقدر هزینه می‌کنید؟
و تمام اینها تاریخ داشته باشد.
بگذارید نه تنها مدیران، که حتی دنیا بداند ما معلمها چقدر جسم و روان و درآمدمان را خرج بهبود کار می‌کنیم.


#چالش‌های‌معلمی
#مدیر
#کادراجرایی
#سیستم‌آموزشی
#فرسودگی‌شغلی
#مهارت‌های‌زندگی
#مسئولیت‌پذیری
#سلامت‌روان
#تاب‌آوری
#خودمراقبتی

منبع : کانال لیمو ترش

@limotorsh403


📌 یادداشت های مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی کند و‌صرفا جهت اطلاع رسانی است.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍4
بحران گسترش مصرف مواد مخدر در میان کودکان و نوجوانان ایران


شیوع مصرف مواد مخدر در میان دانش‌آموزان و نوجوانان، به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اجتماعی و بهداشتی ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که نه‌تنها سلامت جسمی و روانی یک نسل را تهدید می‌کند، بلکه آینده فردی و اجتماعی میلیون‌ها کودک و نوجوان را نیز در معرض خطر قرار داده است. آنچه این پدیده را نگران‌کننده‌تر می‌سازد، کاهش سن آغاز مصرف و گسترش آن به فضاهایی است که تا چندی پیش از این آسیب مصون تلقی می‌شدند؛ از مدارس ابتدایی و محله‌های کم‌برخوردار گرفته تا خانواده‌هایی که نوزادان در آن‌ها از همان بدو تولد با پیامدهای اعتیاد مواجه می‌شوند.

بر اساس گزارش‌های میدانی مسئولان سازمان بهزیستی در برخی شهرستان‌های استان خراسان، یکی از عوامل اصلی گرایش دانش‌آموزان به مصرف مواد، ماده‌ای به نام «ناس» است. به دلیل خلأهای قانونی، خرید و فروش این ماده در بسیاری از موارد جرم محسوب نمی‌شود و در نتیجه، به‌راحتی در فروشگاه‌های اطراف مدارس در دسترس کودکان و نوجوانان قرار دارد. بنا بر این گزارش‌ها، مصرف ناس در برخی مناطق از دوره دوم ابتدایی آغاز می‌شود و در دوره اول متوسطه به شکل گسترده‌ای در میان دانش‌آموزان رواج یافته است. هرچند این وضعیت در استان خراسان بیشتر مورد توجه قرار گرفته، اما مسئولان تأکید کرده‌اند که این مسئله محدود به یک استان نیست و در مناطق مختلف کشور، با شدت‌های متفاوت، مشاهده می‌شود.

ابعاد این بحران تنها به محیط مدارس محدود نمی‌شود. مسئولان بهزیستی از تولد نوزادانی خبر داده‌اند که به دلیل مصرف مواد مخدر توسط مادر در دوران بارداری، با وابستگی به مواد متولد می‌شوند. همچنین در خانواده‌هایی که هر دو والد با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، کودکانی که سال‌های نخست زندگی خود را در محیطی آلوده به دود مواد مخدر سپری می‌کنند، در معرض پدیده‌ای قرار می‌گیرند که از آن با عنوان «دودخور شدن» یاد می‌شود. قرار گرفتن مداوم در معرض دود مواد می‌تواند پیامدهای جدی برای سلامت جسمی و روانی کودک داشته باشد و در برخی موارد با بروز علائم وابستگی همراه باشد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بخش قابل توجهی از کودکانی که به دلیل شرایط خانوادگی از والدین خود جدا شده‌اند، کودکانی زیر ده سال بوده‌اند که در محیطی آلوده به مواد مخدر زندگی کرده و با پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم اعتیاد مواجه بوده‌اند.


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
💔7❤2👍2🔥1
نخستین بار او را جلوی ساختمان معاونت ارتباطات مردمی قوه قضاییه در خیابان جامی تهران دیدم .صدایش را از طریق تلفن شنیده بودم و پست‌هایش را در حمایت از معلمان به ویژه معلمان زندانی بارها در فضای مجازی خوانده بودم اما هنوز خودش را از نزدیک ندیده بودم . مرا که دید با نام کوچک صدا زد و با خوشرویی در آغوش کشید گویی سال‌هاست یکدیگر را می‌شناسیم با وقت قبلی که گرفته بودیم فقط یک نفرمان می‌توانست وارد اداره شود کیف و موبایل من را گرفت و دستی به پشتم زد و گفت:« تو برو بالا» و در تمام مدتی که من نامه‌ای را که در حمایت از چند معلم زندانی آن زمان به امضای تعدادی از فعالین صنفی رسیده بود ثبت می کردم به تلفن‌های من صمیمانه جواب داده بود و با مخاطبین هم ارتباط برقرار کرده بود.
مسعود زاده مرداد ۴۵ در شهر دورود و کارشناس ارشد مدیریت اقتصادی است و فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی‌اش را از سال ۷۰ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کرده است.
در زلزله رودبار و بم به کمک هم‌وطنان زلزله زده‌اش شتافت و در زلزله افغانستان هم به کمک کودکان افغان رفت. او ۱۰ سال پایان خدمات عام المنفعه‌اش را در آموزش و پرورش سپری نمود و از ابتدای ورودش در کنار تدریس به فعالیت‌های صنفی مشغول شد. از جمله خدمات او مدیرعاملی تعاونی مسکن فرهنگیان نصر ۲ شهرستان دورود و سال‌ها تلاش مستمر برای احقاق حقوق تضیع شده اعضای این تعاونی و صاحب‌خانه کردن آنها بود.
مشارکت مستمر در تجمعات صنفی معلمان و دفاع از مطالبات برحق آن‌ها منجر به بارها دستگیری وی در کردستان، گیلان، لرستان، تهران و البرز و انتقال به زندان شد و آخرین بار در شهریور ۱۴۰۴ در مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی در شهرضای اصفهان بازداشت و به زندان مرکزی کرج منتقل و به سه سال و شش ماه و یک روز حبس محکوم شد. در طول مدت تحمل این حکم ناعادلانه به دلایل واهی هفت بار به انفرادی منتقل شده و زندان در زندان را تجربه کرد.
به گواهی همه دوستان یا حتی کسانی که آشنایی مختصری با وی دارند او یکی از صادق‌ترین فعالین صنفیست که تمام هم و غمش ارتقا کیفیت آموزش دانش آموزان و معیشت معلمان بوده و هست.
ارتباط خوب او در سطح کشور به دور از مرزبندی‌های استانی و قومی و سیاسی و اعتقادی او را به حلقه اتصال فعالین صنفی در سراسر کشور در سال‌های اخیر بدل کرده است.
سفرهای شهر به شهر و دیدار وی با همکارانش از او سرمایه‌ای بی‌بدیل اجتماعی و صنفی ساخته است که نگهداری وی در زندان مصداق بارز محروم نمودن جامعه فرهنگی از خدمات ارزنده یک کنشگر واقعی است.
بر قوه قضاییه است که با تجدید نظر در حکم و نحوه برخورد با او در زندان نشان دهد که هنوز کسانی هستند که اندک تفاوتی میان خادم و خائن قائل هستند.
مشق امشب دانش آموزان: ۱۰ بار بنویس:
«مسعود، فرهیخته است»
« او در زندان است»

✍مسعود زینال زاده

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
❤26👍2😐2
🔴 معلمان در میانه جنگ و فشارهای امنیتی؛
✍لیلا رزاقی / امتداد

محمد حبیبی: با مرحله‌ای تازه از سرکوب سازمان‌یافته تشکل‌های مستقل معلمان مواجهیم.

🔸در گزارشی که «امتداد» درباره افزایش فشار بر فعالان صنفی معلمان منتشر کرده، محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، می‌گوید برخوردهای ماه‌های اخیر را نمی‌توان صرفاً ادامه سیاست‌های گذشته دانست. به گفته او، همزمان با جنگ و تشدید فضای امنیتی، برخورد با جامعه مدنی و به‌ویژه تشکل‌های مستقل معلمان وارد مرحله تازه‌ای شده و بازداشت، احضار، پرونده‌سازی و صدور احکام قضایی و اداری شتاب بیشتری گرفته است.

🔸حبیبی با اشاره به آمارهای منتشرشده درباره دست‌کم ۶۰ مورد بازداشت، محاکمه یا زندانی شدن معلمان و فعالان صنفی از دی‌ماه ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ تأکید می‌کند که این آمار تنها بخش قابل مشاهده سرکوب است. در بسیاری از شهرهای کوچک، بازداشت و احضار معلمان رسانه‌ای نمی‌شود و خانواده‌ها نیز به دلیل نگرانی از فشارهای امنیتی سکوت می‌کنند. محدودیت اینترنت نیز مستندسازی موارد سرکوب را
دشوارتر کرده است.

🔸سخنگوی شورای هماهنگی می‌گوید مسئله فقط افزایش تعداد پرونده‌ها نیست؛ بخش قابل توجهی از کسانی که هدف برخورد قرار گرفته‌اند، اعضای هیأت‌مدیره کانون‌های صنفی، فعالان تشکل‌های استانی و اعضای شورای هماهنگی هستند. از این منظر، هدف برخوردها تنها افراد نیستند؛ ظرفیت سازمان‌یابی و تشکل‌یابی مستقل معلمان نیز هدف قرار گرفته است.

🔸به گفته حبیبی، فشار بر فعالان صنفی حتی پس از زندانی شدن نیز متوقف نمی‌شود:
«
مسعود فرهیخته از زمان بازداشت بارها به سلول انفرادی منتقل شده است. ابوالفضل خوران، با وجود نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده و رضا امانی‌فر، بازرس شورای هماهنگی، از فروردین‌ماه در زندان بوشهر بلاتکلیف است و با وجود بیماری، هنوز از رسیدگی مناسب پزشکی و تعیین تکلیف پرونده خود محروم مانده است.»
🔸حبیبی در پاسخ به ادعای ارتباط نداشتن این پرونده‌ها با فعالیت صنفی می‌پرسد: «اگر چنین است، چرا تقریباً همه کسانی که امروز با پرونده‌های امنیتی روبه‌رو هستند، همان افرادی‌اند که سال‌ها برای بهبود وضعیت آموزش، حقوق معلمان، آموزش رایگان و عدالت آموزشی فعالیت کرده‌اند؟» به باور او، امنیتی کردن فعالیت صنفی بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، نشان‌دهنده ناتوانی در پاسخ‌گویی به مطالبات مشروع جامعه است.

🔸او همچنین نسبت به گسترش برخوردهای اداری در آموزش‌وپرورش، از اخراج و انفصال تا بازنشستگی اجباری و تنزل رتبه، هشدار داده و می‌گوید: «هیچ نظام آموزشی با سرکوب معلمان اصلاح نمی‌شود. معلمی که هر لحظه نگران احضار، زندان یا امنیت شغلی خود باشد، چگونه می‌تواند با آرامش به آموزش نسل آینده بپردازد؟»

🔻سخنگوی شورای هماهنگی در پایان بر مطالبات جریان صنفی معلمان تأکید کرده است: آزادی فوری و بی‌قیدوشرط تمامی معلمان و فعالان صنفی زندانی، لغو احکام صادرشده، پایان پرونده‌سازی‌های امنیتی و برخوردهای اداری و قضایی، به‌رسمیت‌شناختن حق تشکل‌یابی و آزادی بیان معلمان و دفاع از آموزش رایگان، عدالت آموزشی و حقوق دانش‌آموزان.
او تأکید می‌کند:

«صدای معلمان را می‌توان برای مدتی محدود کرد، اما نمی‌توان آن را برای همیشه خاموش ساخت.»

📍متن کامل این مصاحبه را اینجا بخوانید

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥9👌5❤4😢3👍2😐2
📍توجه توجه

برای عضویت در گروه حامیان شورا و تبادل نظر و گفتگو با اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران از طریق لینک زیر به گروه بپیوندید

👇

https://t.me/+iTHpMiNrW3k0YTRk

🙏با انتشار این لینک در گروه های مختلف ما را در ارتباط منسجم با همکاران فرهنگی یاری نمایید🙏

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔
@kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡
تلگرام؛ 🌐 سایت
📸
اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲
واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
چرا فمینیست‌ها باید با مجازات اعدام مخالفت کنند؟

نویسنده: سیلویا فدریچی
برگردان: طه رادمنش
 
بر بالای دار، نگون‌بختی آویزان بود
آن‌چنان آلوده، حتی برای جهنمی که می‌رفت
 قانون برایش حُکم کرده بود
 چون پردۀ طبیعت فروافتاد و شب فرارسید
 آن‌که او را زاده بود، لرزان قدم گذاشت
 چراکه او پسرِ زنی بود
 نفس‌نفس‌زنان می‌گفت: «این تمام چیزی بود که داشتم»
 آه، که چه مصیبت بزرگی
 امیلی دیکنسون
 
«من هرگز چنان دردی را که آن شب کشیدم، تجربه نکرده بودم؛ شبی که پسرم ... مُرد. فکر نمی‌کردم بتوانم آن را تاب بیاورم، و حتی مطمئن نیستم که می‌خواستم زنده بمانم ... از صمیم قلب آرزو می‌کنم، هیچ مادرِ دیگری هرگز مجبور نباشد آن نوع درد را، دوباره تجربه کند...»
 مادرِ یک زندانی اعدام‌شده
 
موضوعاتِ معاصرِ اندکی وجود دارند که فمینیست‌ها به آن‌ها نپرداخته باشند. فقر، تبعیض نژادی، نابودی محیط‌زیست و جنگ، تنها چند مورد از مسائلی هستند، که همگی در ادبیات فمینیستی جایی به خود اختصاص داده‌اند. در مقابل، اما اگر همان آثار فمینیستی را زیر‌و‌رو کنیم، حتی در یافتنِ یک مقاله دربارۀ مجازات اعدام ناکام خواهیم ماند. برای مثال، در یک شمارۀ ویژه که اخیراً از مجلۀ «هیپاتیا» (یک نشریۀ مهم در حوزۀ فلسفی فمینیستی) با عنوان «زنان و خشونت» منتشر شده (دورۀ ۱۱، شمارۀ ۴، پاییز ۱۹۹۶) چندین مقاله را به مسئلۀ جنگ اختصاص داده‌اند. اما در این نشریه، تنها یک اشارۀ گذرا به مجازات اعدام شده است، که همان نیز در مقاله‌ای از کلودیا کارت است، که نویسنده به شیوه‌ای غیرمتعهدانه و تا حدودی دوپهلو، امکان وضع مجازات اعدام را به‌عنوان مجازاتی برای تجاوز جنسی در جنگ متصور می‌شود و سپس، به این نتیجه می‌رسد (که متأسفانه دلایل و پیامدهای آن را بررسی نمی‌کند) که زنان احتمالاً از چنین اقدامی حمایت نخواهند کرد:
«مجازاتی که مردان برای تجاوز جنسی در جنگ وضع کرده‌اند، اغلب مرگ بوده؛ مجازاتی که تقریباً هرگز در جاهایی که هیچ قتلی رخ نداده، اجرا نشده است، مگر اینکه انگیزه‌ای نژادپرستانه وجود داشته باشد، و در آن صورت، اتهام تجاوز ممکن است صرفاً جنبۀ تحریک‌آمیز داشته باشد و سببِ آشوب شود. وضع مجازات اعدام برای تجاوز جنسی، روشی مطمئن برای تضمین این است که این مجازات اِعمال نخواهد شد، مگر اینکه دلیل دیگری (مانند نژادپرستی) وجود داشته باشد. من تردید دارم که زنان بیشتر از مردان تمایل داشته باشند که مجازات اعدام را اِعمال کنند.»
 اینکه چرا فمینیست‌ها در مورد مسئلۀ مجازات اعدام این‌قدر سکوت کرده‌اند، موضوعی نیست که بخواهم در این مقاله به آن بپردازم. هدف من در اینجا فقط شکستنِ این سکوت است. به‌طور خاص، هدف من استدلال بر این امر است که دلایل زیادی وجود دارد که چرا فمینیست‌ها باید با مجازات اعدام مخالفت کنند. برخی از این دلایل، از سیستمِ ارزشیِ ضمنی و نهفته در چند‌و‌چونِ کاربستِ فمینیسم سرچشمه می‌گیرند. منظورم تعهدی است که فمینیست‌ها باید به‌جهتِ ارتقای ارزش زندگی انسان‌ها در آن مشارکت داشته باشند، از رنجِ دیگران برای خود منبع رضایت نسازند، و تعهد متقابلِ خود و دیگری را به رسمیت بشناسند؛ تعهد به اینکه هرگونه آسیب و تحمیلِ حقارت به دیگری را، به زخمی بر خودِ آدمی تبدیل می‌کند. منظورم همچنین کارکرد سیاست فمینیستی چونان فعالیتی‌ست که وظیفه‌اش زیر سؤال بردنِ تمامِ اَشکالِ سلطه است و در نتیجه، باید آن سیستمِ آپارتاید هستی‌شناختی که مجازات اعدام را نهادینه می‌سازد، محکوم کند. مرادم از «آپارتاید هستی‌شناختی»، این واقعیت است که مجازات اعدام وجودِ دو انسانیتِ به‌لحاظ هستی‌شناختی متفاوت را فرض می‌گیرد: از یک‌سو، «شهروندانِ عاقل»، که گویا ظاهراً اعدام‌ها به نفعِ آن‌ها انجام می‌شود، و از سوی دیگر، «جنایتکارانِ وحشی» که می‌توان هر کاری با آن‌ها انجام داد، زیرا به ما گفته می‌شود که آن‌ها با اَعمال خود، خود را از حدود و مرزهای انسانیتِ ما بیرون گذاشته‌اند. با این وجود، دلایل دیگری نیز وجود دارد که چرا فمینیست‌ها باید در حمایت از جامعه‌ای عاری از چوبه‌های‌ دار، صندلی‌های الکتریکی و تزریقات مرگبار سخن بگویند.

ادامه‌ی یاداشت را در این لینک بخوانید.

منبع: سایت "دیدبان آزار"

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔
@kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡
تلگرام؛ 🌐 سایت
📸
اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲
واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👏8🔥3👌2
🔴 بیانیه کانون صنفی معلمان ایران( تهران ) در مخالفت با مجازات اعدام

در هفته‌های اخیر شاهد اوج‌گیری مجدد صدور و اجرای احکام اعدام با عنوان‌های مختلف بوده‌ایم. حضور اعتراضی خانواده‌های زندانیان و شهروندان در برخی نقاط با شعار «#نه_به_اعدام»، نشانه‌هایی روشن از گسترش مخالفت اجتماعی در برابر سیاست مرگ و سرکوب است. این حضور اعتراضی و موج تنفری که نسبت به این احکام در جامعه مشاهده می‌شود نه تنها واکنش به اعدام و خطر اعدام‌های بیشتر زندانیان است، بلکه بیانگر شکاف عمیق میان باور جامعه و حاکمان و نشانه‌ای از شکل‌گیری هسته‌های اولیه همبستگی گسترده‌ای است که صرف نظر از نوع اتهامات و باورپذیر بودن اصل اتهامات وارده، در برابر خشونت سازمان‌یافته، درحال شکل گیری است.

حق حیات، بنیادی‌ترین حق انسانی و سنگ‌بنای همه حقوق و آزادی‌های دیگر است. بر همین اساس، مجازات اعدام از منظر حقوق بشر و حقوق مبتنی بر ادیان الهی، شدیدترین شکل سلب حق حیات به دست حکومت است؛ مجازاتی برگشت ناپذیر که در صورت خطای قضایی، هیچ امکان جبران ندارد و کرامت ذاتی انسان را نقض می‌کند. تجربه جهانی نیز نشان داده اعدام نه عامل مؤثری در کاهش جرم است و نه امنیت پایدار ایجاد می‌کند، بلکه چرخه خشونت را تداوم می‌بخشد.
تاریخ مجازات، تاریخ تحول اندیشه بشر درباره عدالت نیز هست. در جوامع پیشامدرن، مجازات‌ها عمدتاً بر انتقام، ارعاب و نمایش قدرت استوار بودند؛ اعدام، شکنجه، قطع عضو و مجازات‌های بدنی ابزارهایی برای تثبیت اقتدار حکومت‌ها محسوب می‌شدند. اما با گسترش اندیشه‌های روشنگری، شکل‌گیری نظام حقوق بشر و تحول حقوق کیفری مدرن، این نگرش به چالش کشیده شد.
امروزه در بسیاری از نظام‌های حقوقی پیشرو، هدف عدالت، نه انتقام بلکه پیشگیری از جرم، اصلاح و بازپروری، جبران خسارت بزه دیده و بازسازی روابط آسیب‌دیده اجتماعی است. «عدالت ترمیمی» بر این اصل استوار است که پاسخ به جرم باید به ترمیم آسیب، مسئولیت پذیری مرتکب، حمایت از قربانی و بازگشت انسان به جامعه بینجامد، نه حذف فیزیکی او.
اصرار بر مجازات اعدام، در واقع استمرار منطقی الگوهای کیفری ماقبل مدرن است؛ الگویی که دولت را مالک جان انسان‌ها می‌پندارد و خشونت را ابزار مشروع حفظ قدرت می‌داند.
جامعه‌ای که در پی آزادی، عدالت و کرامت انسانی است، نمی‌تواند بر چنین بنیانی استوار باشد.
متاسفانه حاکمان، به جای بازنگری در رویه‌های خشن و نادرست گذشته، با اقدام به موج جدید و فزاینده‌ای از اعدام‌ها صراحتا اعلام می نمایند که خشونت، نه یک انحراف یا واکنش مقطعی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق و شیوه حکمرانی است.
در این ساختار، اعدام، زندان، شکنجه، جنگ، سرکوب ملیت‌ها و نابودی تشکل‌های مستقل مردمی، اقداماتی پراکنده یا استثنایی نیستند، بلکه تجلی ماهیت اقتدارگرایانی است که بقای خود را بر انحصار، خشونت، سرکوب سازمان‌یافته و سلب آزادی‌های بنیادین بنا کرده‌اند.
در این میان هجوم تجاوزکارانه متجاوزان بین‌المللی، فرصت مغتنمی را در اختیار حاکمیت قرار داده تا هم‌زمان با شدت یافتن فضای جنگی، امنیتی‌سازی جامعه و گسترش اعدام‌ها را نیز شدت بخشیده، می‌کوشد هرگونه اعتراض، سازمان‌یابی و مقاومت اجتماعی را درهم بشکند تا تداوم سلطه خود را تضمین کند. در چنین شرایطی،

نخستین قربانیان؛ #کودکان، #آموزش، #آزادی‌های_مدنی، #حق_اعتراض، #حق_تشکل‌یابی و #حق_حیات شهروندان هستند. از این رو، می توان گفت جنگ و سرکوب داخلی، دو روی یک سیاست واحد هستند.
امروزه مخالفت با اعدام، صدای مشترک زندانیان، خانواده‌های دادخواه، دانشجویان، زنان، جوانان، معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و همه نیروهای آزادی‌خواهی است که برای کرامت انسانی، آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند.

کانون صنفی معلمان ایران براساس رسالت معلمی خود بر این باور است که مبارزه برای لغو مجازات اعدام، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای کاهش خشونت و تاکید بر وجه رحمانی دین، استقلال دستگاه قضایی، آزادی‌های مدنی، برابری، عدالت اجتماعی و صلح پایدار است.
دفاع از حق حیات، دفاع از کرامت انسان و دفاع از آینده‌ای است که در آن عدالت نه با مرگ، بلکه با حقیقت، مسئولیت پذیری، آزادی و برابری معنا می‌یابد.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۵/۵/۱۵

#نه_به_اعدام

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👌7👍6
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
🔴با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش اول ✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان بیشتر ما با مدیرانی پرچالش که گاه تا مرز آسیبهای جدی به روانمان پیش میروند یا کار کرده‌ایم یا بالاخره روزی کار خواهیم کرد چون در سیستم آ.پ آنقدر کم‌تعداد نیستند. بخشی از آنچه…
🔴با مدیران دشوار چه کنیم؟
بخش دوم

✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان

۴- مدیران آزارگر: این بخش بیشتر به درد معلمان زنی می‌خورد که با مدیران مرد کار می‌کنند.
اگر در محیط کار احساس ناامنی دارید و رفتارهای مدیرتان از دید شما به آزارجنسی شباهت دارد ولی دوپهلو است، به درک و شناخت خودتان شک نکنید. ما زنها آنقدر از این تجربه‌ها داریم که تا کنون من ندیده‌ام زنی به اشتباه رفتاری سالم را آزار احساس کند. همیشه با گذر زمان آن فرد ماهیت واقعی خودش را نشان می‌دهد. برخی مدیران به خاطر تحصیلات و جایگاه اجتماعی بلدند چطور رفتار کنند که نه آرامش داشته باشید و نه علناً بتوانید بگویید از مرزها عبور کرده است. بنابراین نه می‌توانید مثل یک مزاحم خیابانی حرف تندی نثارش کنید و بروید و نه اجبار محیط کار اجازه می‌دهد ارتباط را محترمانه قطع کنید. آنها دائم شما را در وضعیتی بلاتکلیف و سردرگم نگه می‌دارند و گاه حتی به درک و شعور خودتان شک می‌کنید ولی تصور می‌کنید شاید بدبین شده‌اید ولی اطمینان می‌دهم اینگونه نیست.
هروقت کسی رفتارهایی دارد که نیتش نامعلوم است حق دارید با صراحت تمام و قاطعیت مرزهایتان را اعلام کنید. حرف شما در مورد مرزهای خودتان است نه شخصیت او پس حق ندارد از آنها عبور کند.
مثال: ساعت ده شب است و پس از ردوبدل کردن چند پیام کاری ضروری در شاد، مدیر برای شما ایموجی قلب می‌فرستند و ناگهان از ضمیر جمع به مفرد جابجا می‌شود و می‌گوید شبت خوش!
شک نکنید این رفتار بی‌منظور نیست.
پیشنهاد می‌کنم در فضای مجازی وارد بحث با او نشوید چون اغلب این همان چیزی است که دنبالش هستند. فردا در محیط کار خیلی روشن بگویید حدس می‌زنم شاید قصد بدی نداشتید ولی این نوع پیام دادن در روابط رسمی و کاری برای من خوشایند نیست و لطفاً از این به بعد به مرزهای من احترام بگذارید و همانطور که در جمع رفتار می‌کنید پیام بدهید. وارد بحث یا شنیدن توجیهاتش هم نشوید. پیامتان را بدهید و بروید.
اگر هم مدیر پا را فراتر از مرزها گذاشت و مثلاً گفت خوب می‌تونیم رابطه رو صمیمی کنیم، به صراحت اعلام کنید نه تنها تمایلی به این کار ندارید بلکه اگر تکرار شود به هیات تخلفات گزارش خواهید داد و همچنین به بقیه معلمهای خانم هم هشدار می‌دهید که در ارتباط با او مراقب باشند.
مسئله گزارش رفتارهای آزارگرانه را جدی بگیرید و همچنین هشدار به هم‌جنسان خودمان در مورد چنین افرادی. آزارگری حفظ حریم خصوصی و رازداری ندارد. اینجا جایی نیست که نگران آبروی فرد باشید، اینجا جایی است که باید نگران امنیت روانی زنان و سلامت محیط کار باشید.

۵- مدیران غاصب: برخی مدیران دزد اعتبار زحمتهای کارکنانشان هستند. در مقابل چنین افرادی از مطالبه حقتان خجالت نکشید. کارهای خارج از وظیفه را رایگان و بی‌چشمداشت برای سازمان نپذیرید. عمداً گفتم برای سازمان که بدانید حساب کودکان از سازمان جداست. شما می‌توانید به خواست خود برای بچه‌ها کارهای مختلفی انجام دهید ولی هیچ کاری را داوطلبانه و بی‌دستمزد برای سازمان انجام ندهید. برای دستمزد، پاداش، تشویقی یا حتی مرخصی تشویقی درخواست دهید. اجازه ندهید زحمت را شما بکشید و مدیر و معاون پاداشش را بگیرند. کارهای رایگان برای سازمان فقط باعث عقب کشیدن دولتها از انجام وظیفه‌شان می‌شود و روزبه‌روز مسئله آموزش را بیشتر به حاشیه می‌برد.

۶- مدیران تنش‌زا: برخی مدیران عادت دارند با تکرار مدوام خواسته‌هایی ریز و درشت و گرفتن اجباری تایید معلمان و خشمگین کردن آنها، فضای مدرسه را پرتنش کنند. بعد با کوچکترین مخالفتی قشقرق راه می‌اندازند و چنان بحرانی در دفتر به وجود می‌آورند که حتی گاه به برخورد فیزیکی و ناسزا گفتن می‌کشد.
نیاز نیست برای تمام خواسته‌های نامعقول این دسته استدلال نفی بیاورید یا علناً جواب رد بدهید. گاهی هنر کار در محیط‌های آسیب‌زا توانایی ندیدن و نشنیدن و عبور کردن است. گاه می‌توان سکوت کرد. گاه می توان فقط یک بله یا درست است گفت و رفت و در کلاس درس همان ایده‌های خود را اجرا کرد. این اشتباهی بود که من سالهای اول تدریس زیاد مرتکب می‌شدم چون دائم در تلاش بودم به مدیر اثبات کنم چرا روشی که اصرار دارد استفاده کنیم نادرست است. دوستم زهرا گفت سمیه بگو چشم و برو در کلاس کار خودت را بکن. ناگهان فکر کردم چرا به ذهن خودم نرسید؟ بعد از آن هم راحت شدم و کسی هم کاری به روشم نداشت. او فقط می‌خواست قدرتش را به ما ثابت کند وگرنه نه دغدغه آموزش داشت و نه حال پیگیری دستوراتش را.



#خودمراقبتی
#تاب‌آوری
#سلامت‌روان
#مسئولیت‌پذیری
#مهارت‌های‌زندگی
#فرسودگی‌شغلی
#سیستم‌آموزشی
#کادراجرایی
#مدیر
#چالش‌های‌معلمی

📍منبع : کانال لیمو ترش

@limotorsh403

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌6❤1
#کتابخانه_معلم
معرفی کتاب(۸)
ساختن بهشت در جهنم
نویسنده: ربکا سولنیت
ترجمه: زهرا زارعی
نشر رایبد

یکی از رایج‌ترین روایت‌ها درباره بحران‌ها و بلایا این است که انسان‌ها در شرایط سخت، به موجوداتی هراسان، خودخواه و خشونت‌طلب تبدیل می‌شوند. از فیلم‌های آخرالزمانی گرفته تا بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای، بارها این تصویر تکرار شده است که با وقوع زلزله، سیل، جنگ یا فروپاشی نظم اجتماعی "هر کس برای خودش" به قاعده‌ای عمومی تبدیل می‌شود؛ گویی در لحظه بحران، همکاری جای خود را به رقابت و اعتماد جای خود را به بدگمانی می‌دهد.

اما پرسش بنیادین این است:
آیا بحران‌ها واقعاً انسان‌ها را به "جنگ همه علیه همه" می‌کشانند؟
یا آنچه در بسیاری از بلایا رخ می‌دهد، برعکس، آشکار شدن ظرفیت‌هایی از همبستگی و همکاری است که در زندگی عادی کمتر مجال ظهور پیدا می‌کنند؟
کتاب "ساختن بهشت در جهنم" نوشته ربکا سولنیت، تلاشی است برای پاسخ دادن به همین پرسش؛ پاسخی نه بر پایه خوش‌بینی اخلاقی، بلکه بر اساس بررسی تجربه‌های تاریخی و روایت‌های مستند از فجایع بزرگ.
سولنیت با مطالعه رویدادهایی مانند زلزله ۱۹۰۶ سان‌فرانسیسکو، انفجار هالیفاکس، زلزله ۱۹۸۵ مکزیکوسیتی، حملات ۱۱ سپتامبر و طوفان کاترینا، نشان می‌دهد که در بسیاری از این رخدادها، نخستین و مؤثرترین واکنش‌ها نه از دل سازوکارهای رسمی، بلکه از میان همسایگان، داوطلبان و شبکه‌های محلی پدید آمده است. انسان‌هایی که بدون انتظار برای دستور یا پاداش، برای نجات یکدیگر دست به کار شده‌اند.
کتاب در عین حال، نقدی است بر یکی از ریشه‌دارترین پیش‌فرض‌های اندیشه سیاسی؛ این تصور که جامعه، بدون اقتدار متمرکز، ناگزیر به هرج‌ومرج فرو می‌غلتد. سولنیت انکار نمی‌کند که خشونت، غارت یا آشوب می‌توانند در برخی بحران‌ها رخ دهند؛ اما نشان می‌دهد که این تنها روایت ممکن نیست. تجربه‌های تاریخی بارها از امکان دیگری نیز خبر داده‌اند: شکل‌گیری اعتماد، همکاری، همیاری و خودسازمان‌دهی در دل فاجعه.
در این میان، بحث تنها بر سر بلایا نیست؛
بر سر اعتماد، همبستگی اجتماعی، کنش جمعی و ظرفیت جامعه برای سازمان‌یابی از پایین است.
کتاب یادآوری می‌کند که بحران‌ها فقط نقاط ضعف یک جامعه را آشکار نمی‌کنند؛ گاهی توانایی‌های فراموش‌شده آن را نیز نمایان می‌سازند. از این منظر، بلایا صرفاً لحظه‌های ویرانی نیستند؛ می‌توانند لحظه‌هایی باشند که امکان‌های تازه‌ای برای همکاری، مسئولیت‌پذیری و بازسازی زندگی جمعی در آن پدیدار می‌شود.

در جامعه‌ای که سال‌های اخیر تجربه بحران‌های گوناگون- از فشارهای اقتصادی و تنش‌های سیاسی گرفته تا جنگ و نااطمینانی نسبت به آینده ـ را از سر گذرانده است، پرسش‌های این کتاب اهمیتی دوچندان پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، امید را نمی‌توان صرفاً در انتظار مداخله نهادهای رسمی یا نیروهای بیرونی جست‌وجو کرد؛ بلکه باید از خود پرسید جامعه تا چه اندازه از ظرفیت همبستگی، اعتماد و کنش جمعی برخوردار است.

بنابراین، پرسشی که سولنیت پیش می‌کشد، صرفاً درباره بلایا نیست؛ پرسشی درباره آینده زندگی جمعی ماست:
آیا در روزهای سخت، تنها باید چشم به نهادهای رسمی و قدرت‌های بیرونی دوخت؟
یا جامعه می‌تواند با اتکا به پیوندهای انسانی، اعتماد متقابل و همکاری، امکان‌های تازه‌ای برای عبور از بحران بیافریند؟
خواندن "ساختن بهشت در جهنم"دعوتی است به بازاندیشی در یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های زندگی جمعی: آیا در دل ویرانی، امکان ساختن شکل دیگری از جامعه نیز وجود دارد؟ شاید در روزگاری که افق پیش روی بسیاری از ما با سختی و دشواری همراه است، این کتاب بیش از هر چیز یادآور آن باشد که یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه، نه صرفا نهادهای رسمی، بلکه ظرفیت مردم برای همیاری، اعتماد و ساختن امید در دل بحران است.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👌8❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴برای #عبدالرضا_امانی‌فر که قلبش جز به عشق خندیدن کودکان نمی‌تپد

✍️محسن عمرانی

نلفن زنگ خورد
با بی‌رغبتی گوشی جواب دادم
رضا بود،
گفت کجایی محسن؟
بوشهرم چطور مگه!؟
هیچی دخترم آوردم کلاس موسیقی، گفتم ببینمت
با بداخلاقی گفتم حوصله هیچکی ندارم!
گفت اما من لب‌جو نشستم دارم گریه می‌کنم و به تو احتیاج دارم
گفتم باشه الان میام
ده دقیقه‌ای خودم رساندم خیابان باهنر
کناری درختی مچاله نشسته بود
بدون جواب سلام شروع کرد
محسن دارم منفجر میشم
میدونم تو هم ناراحتی اما تو دختر نداری، بچه نداری
نمی‌تونی تمام احساس مادر و پدرای میناب درک کنی
بعد چند لحظه‌ گریه‌ی تلخ
سرش بلند کرد و می‌گفت
خجالت می‌کشم
به دخترم هم گفتم خجالت می‌کشم از خودم
من دست دخترم رو در دست دارم و می‌چرخم و آن دیگری داره دنبال تکه‌های بدن دخترش می‌گرده

رهگذران متوجه گریه‌های رضا شده بودند
منم فقط بهش گوش میدادم
یباره اخ بلندی گفت
و ادامه داد
محسن میدونی
یکیش اصلا هیچش پیدا نشده (ماکان منظورش بود)
و بازم گریه و چوبی که دستش بود پای درخت روی خاک می‌کشید
انگار داخل خاک دنبال چیزی می‌گشت
محسن میدونی!
کودک فرقی نداره کجا اسیب ببینه
داخل خیابان یا داخل جنگ
هر دوتاش جنایته
اما نگرانی من این هست که این جنگ زندگی تمام کودکان ساکن این سرزمین رو نابود کنه

دخترش که از درب آموزشگاه امد بیرون، رضا صورتش و پاک کرد و رفت
چند روز بعدش خبر امد که رضا زندان هست

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😢20🔥4❤2👍1
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
🔴با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش دوم ✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان ۴- مدیران آزارگر: این بخش بیشتر به درد معلمان زنی می‌خورد که با مدیران مرد کار می‌کنند. اگر در محیط کار احساس ناامنی دارید و رفتارهای مدیرتان از دید شما به آزارجنسی شباهت دارد ولی…
🔴با مدیران دشوار چه کنیم؟
بخش سوم

✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان

۷- مدیران منفی‌نگر: برخی‌ها صدبار کار مثبتی از شما می‌بینند ولی کوچکترین بازخوردی نمی‌دهند و درعوض با اولین اشتباه تذکر می‌دهند. در مدیریت هم برخی این‌گونه‌اند. تا وقتی کارتان را به بهترین شکل پیش می‌برید کسی نمی‌گوید چقدر منظمی یا دانش‌آموزان راضی‌اند یا اولیا تماس گرفته و تشکر کرده‌اند و میانگین نمرات کلاست بالا است ولی با اولین شکایت طوری شما را بازخواست می‌کنند که به نظر می‌آید نارضایتی از کارتان روال بوده است‌.
شما نیاز دارید عملکرد و دستاوردهایتان را مطرح کنید. این خودنمایی یا فخرفروشی نیست. به تجربه‌ی من محیط کار ایران برونگرا و ظاهربین است و تا وقتی توانایی‌هایتان را عرضه نکنید کسی آنها را نمی‌بیند. این نحوه بیان و عرضه است که شما را تبدیل به فردی باتجربه و سخاوتمند در ارائه رایگان تجربیاتش نشان می‌دهد یا آدمی فخرفروش که موفقیتش را به رخ همکاران می‌کشد.
مثال: فرض کنید شما حل چالش یکی از دانش‌آموزان دشوار موفق بوده‌اید؛ می‌توانید وقتی در دفتر هستید در حضور مدیر و همکاران سر بحث را باز کنید و بگویید چون توانسته‌اید فلان مورد را بعد از چندین‌بار آزمون و خطا و مطالعه و مشاوره بالاخره به نتیجه برسانید احتمال داده‌اید این تجربه به بقیه هم کمک کند تا ناچار نباشند تمام این مسیر را دوباره و به تنهایی طی کنند و روش کارتان را توضیح دهید و از بقیه هم بخواهید تجربه‌های مشابه را به اشتراک بگذارند چون باعث کاهش فرسودگی شغلی و افزایش همدلی در جمع می‌شود. صداقت در این نوع بیان مهمترین عاملی است که نگاه‌ها را مثبت و دوستانه خواهد کرد.

۸- مدیران قشقرقی: مدیری که با کوچکترین اختلافها دادوفریاد راه می‌اندازد، اشیا را به سمت کارکنان پرت می‌کند، معلم را جلوی دانش‌آموز تحقیر می‌کند، از الفاظ ناپسند استفاده می‌کند و... . عجیب اما واقعی است!
فکر کنم اینها بدترین نوع مدیران هستند و برخورد مناسب با آنها واقعاً دشوار است. در این مواقع باید هرچه راهبرد حفظ آرامش بلدید مرور و استفاده کنید. از نفس عمیق کشیدن تا انتقال تمرکز به برگهای درخت پشت پنجره و ناشنوایی موقتی و..‌. بعد باید با بدنی که زبانی محکم و مقتدر اما غیرتهاجمی دارد جملاتی مشابه این بگویید: به نظر میاد شما الان عصبانی هستید و امکان گفتگوی محترمانه و مفیدی وجود نداره، من از اینجا بیرون می‌رم و وقتی آماده بودید در یه فضای سالم حرف بزنید و بشنوید می‌تونید صدام کنید تا صحبت کنیم. سپس محیط را ترک کنید. نمانید و بحث نکنید.
حتی اگر کنترل واکنش در همان ابتدا دشوار بود بدون صحبت محیط را ترک کنید.
می‌توانید بعد از کمی آرام شدن، خودتان یا با واسطه‌ی معاون یا همکاری پیامتان را منتقل کنید.
و تا وقتی مدیر به آداب یک گفتگوی محترمانه پایبند نیست وارد بحث نشوید و ادامه ندهید. این نوع مرزگذاری‌های قاطع و محترمانه یکی از بهترین ابزارهای کار در آرامش در چنین محیط‌هایی است.

۹- مدیرهای مرزی: برخی افراد نه واقعاً با شما محترمانه رفتار می‌کنند و نه علناً مرزهای احترام را می‌شکنند تا بتوان پاسخ مناسبی داد. جایی روی خط های مرزی و اغلب آگاهانه و عمدی حرکت می‌کنند تا کنترل نیروی انسانی را در دست داشته باشند. شوخی‌های گاه توهین‌آمیز، متلکها، یادآوری وظایف اما با لحنی نه چندان مناسب و چیزهایی از این قبیل عامل فرسودگی روزمره کارکنان می‌شود. گاهی حتی کارکنان نمی‌دانند دقیقاً چه چیزی آزارشان می‌دهد و فقط از فضای ناخوشایند و حس منفی محیط می گویند.
پیشنهاد می‌کنم در این موارد مدتی روی ثبت رفتارهایی که با شما می‌شود تمرکز داشته باشید و بادقت مستند کنید. هرچه از فایده‌های مستندسازی بگویم کم است. تازه بعد از این کار می‌فهمید چه بلایی سرتان می‌آید.
وقتی مطمئن شدید آن احساس ناخوشایند چه منشائی دارد با زبان ارتباط بدون خشونت یا NVC حرفتان را بزنید.
مثال: تو یک ماه گذشته این سومین باره که شما از عبارت به شما مربوط نیست استفاده می‌کنید.(مشاهده)
وقتی با من اینطور صحبت می‌کنید ناراحت و عصبانی می‌شم.(احساس)
برای اینکه بتونم کارم رو درست انجام بدم و رفتار محترمانه‌ای تو محیط کار داشته باشم نیاز دارم متقابلاً با من محترمانه رفتار بشه.(نیاز)
پس توقع دارم دیگه هیچ‌وقت تو صحبت با من از این جمله استفاده نکنید.(تقاضا)
حتی در مواردی که اشتباه می‌کنید نپذیرید که با شما توهین‌آمیز یا با تحقیر صحبت کنند. اگر هدف از تذکر اصلاح باشد باید با زبانی مودبانه و با رویکردی اصلاحی بیان شود نه تحقیر و سرزنش.

بخش چهارم آخرین قسمت از این مطلب خواهد بود.


#چالش‌های‌معلمی
#مدیر
#کادراجرایی
#سیستم‌آموزشی
#فرسودگی‌شغلی
#مهارت‌های‌زندگی
#مسئولیت‌پذیری
#سلامت‌روان
#تاب‌آوری
#خودمراقبتی

📍منبع : کانال لیمو ترش

@limotorsh403

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤6
#همراهان_شورا

🔴هشدار به جامعه فرهنگیان: ممنوعیت ورود نابینایان به دانشگاه فرهنگیان

به نام خدا

اینجانب رضا کاشفی، داوطلب نابینای معلمی هستم. سال گذشته در کنکور سراسری شرکت کردم و با وجود نابینایی، تمام مراحل ثبت‌نام را با ارائه کارت معلولیت طی کردم. همچنین از بهزیستی تقاضای منشی حضوری داشتم و در جلسات کنکور نیز از این تسهیلات بهره بردم؛ بنابراین سیستم کاملاً از وضعیت من مطلع بوده است.

پس از قبولی در آزمون کتبی، مصاحبه‌های عمومی و تخصصی را با موفقیت پشت سر گذاشتم. اما هنگام مراجعه به درمانگاه، اعلام شد که بخشنامه‌ای از آموزش‌وپرورش، ورود نابینایان به دانشگاه فرهنگیان را ممنوع کرده است. این در حالی است که در سال‌های پیش، نابینایان در این دانشگاه تحصیل می‌کردند و پس از فارغ‌التحصیلی در مدارس استثنایی به تدریس اشتغال داشتند.

پرسش اینجاست: چرا هنگام ثبت‌نام با کارت معلولیت و حتی استفاده از منشی در کنکور، هیچ مانعی مطرح نشد؟ و چرا تا مرحله مصاحبه، کسی این موضوع را گوشزد نکرد؟

برای پیگیری، ابتدا نامه‌ای از نماینده استان دریافت کردم و با آن به دانشگاه فرهنگیان تهران مراجعه نمودم. اما رئیس دانشگاه اعلام کرد که بخشنامه از سوی وزارت آموزش‌وپرورش صادر شده و اختیار تغییر آن را ندارد. سپس به اداره آموزش‌وپرورش استان حضوری مراجعه و نامه کتبی ارسال کردم. همچنین از دیوان عدالت اداری درخواست رسیدگی کردم که برای پیگیری حقوقی آن، هزینه‌های سنگینی متحمل شدم؛ اما دیوان رأی به شکایت از آموزش‌وپرورش داد و همچنان پاسخی از وزارتخانه دریافت نشده است.

من در کلاس پنجم نابینا شدم و دو سال ترک تحصیل کردم. با همه محرومیت‌ها، دوباره درس خواندم تا به این مرحله برسم. هدفم معلمی بود تا نابینایان مناطق محروم دیگر ترک تحصیل نکنند. اما به خاطر این بخشنامه و فشار روحی ناشی از تبعیض، باقیمانده بینایی‌ام را که تا چند ماه پیش حس می‌کردم، از دست دادم. این بخشنامه نه فقط تبعیض، بلکه جنایتی علیه کرامت انسانی است.

این اقدام با کنوانسیون حقوق معلولان، قانون جامع حمایت از معلولان، اصل سوم قانون اساسی و سهمیه سه‌درصدی استخدام معلولان در دستگاه‌های اجرایی مغایرت آشکار دارد.

از وزیر آموزش‌وپرورش می‌خواهم:
۱. پاسخ دهد چرا در سال‌های قبل نابینایان پذیرفته می‌شدند، اما امروز ممنوع شده‌اند؟
۲. علت مغایرت این بخشنامه با قوانین بالادستی را شفاف کند.
۳. برای رفع این تبعیض، دستور اقدام فوری صادر نماید.
۴. یا این بخشنامه را لغو کند، یا پاسخ دهد چرا قانون را نادیده گرفته است.

از شما به عنوان کانون فرهنگیان می‌خواهم این نامه را برای آگاهی جامعه معلمان و مطالبه پاسخ از وزیر، منتشر کنید. امید که صدای یک داوطلب نابینای معلمی، به گوش عدالت برسد.

شماره تماس: ۰۹۹۰۷۱۱۴۸۱۲
رضا کاشفی

من به عدالت و انصاف روزنامه‌نگاری شما ایمان دارم.
شاید نابینا باشم، اما تبعیض را می‌بینم؛ کمک کنید این دیده شود.

📌مطالب ارسالی همراهان شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤6🤔3