🔴 تاثیر قانون تغییر سن بازنشستگی بر بحرانی صندوقهای بازنشستگی
هادی کحالزاده، پژوهشگر مرکز مطالعات دانشگاه برندیس در مصاحبه با فرانک جواهری (روزنامه شرق) عنوان میکند که ما عموما سه دسته اصلاحات در نظامهای بازنشستگی داریم:
💢 اصلاحات پارامتریک
💢 اصلاحات سیستمی
💢 اصلاحات پارادایمیک
⭕️ آنچه در موضوع اصلاح سن بازنشستگی در #برنامه_هفتم مطرح شده است، به باور من #هیچ_نسبتی با هیچیک از این #اصلاحات ندارد. ولو اینکه افزایش سن را نوعی اصلاح پارامتریک در نظام بازنشستگی کشور بگیریم، بههیچوجه نسبتی با میزان بحران و مسئله ندارد. به عبارتی میزان فاصله میان منابع و مصارف صندوقها آنقدر بالاست که دستکاریهای پارامتریک مثل تغییر سن، تغییر سنوات و نرخ جایگزینی بههیچوجه پاسخگوی این حجم از مشکل نیست. درثانی ما با یک سونامی سالمندی در دو دهه آینده روبهرو هستیم که اساسا این نظام بازنشستگی با ساختاری کنونی، بههیچوجه توان پاسخگویی به آن را ندارد.
⭕️ بنابراین اگر تغییراتی را که اخیرا در قانون رخ داد با اغماض اصلاحات بدانیم، بسیار ناکافی و ناتوان برای حل بحران نظام بازنشستگی در ایران است. وجه نگرانکننده این تغییرات این بود که هیچیک از لوازم ایجاد اصلاحات را رعایت نکرده بود. ما برخلاف این دستکاریهای ناکافی نیازمند تغییرات پارادیمیک هستیم نه پارامتریک. یعنی پارادایمی که به مسئله رفاه اجتماعی ایران نگاه میکنیم، باید تغییر کند. باید نظام چندلایه تأمین اجتماعی شکل بگیرد و دولت متولی ارائه خدمات حمایتی برای بخشی از جامعه شود که توان مالی ندارند و صندوقهای بیمهای کارکرد بیمهای پیدا کنند و بالای این حمایت پایه قرار بگیرند. کسانی که توان مالی دارند، باید برایشان امکاناتی مهیا شود تا بتوانند سرمایهگذاری کنند تا اگر بخواهند بالاتر از بیمه پایه از منافع دوره سالمندی استفاده کنند، دسترسیهای مالی داشته باشند. کسانی که توان مالی دارند، بازارهای مالی در اختیارشان باشد تا بتوانند سرمایهگذاری کنند و در آینده بیش از منافعی که بیمه پایه یا تأمین اجتماعی میدهد، از سرمایهگذاریشان استفاده کنند. خلق چنین سازوکاری الزاماتی میخواهد، نیازمند ثبات سیاسی و اقتصادی است. به عبارتی باید این اصلاح پارادامیک در سایه حل بحران تولید و توزیع ثروت ملی مورد توجه قرار بگیرد. شرایطی لازم داردغ برای مثال در تحریم نباشیم و فشار خارجی رویمان نباشد و رشد اقتصادی و منابع مناسب داشته باشیم و از همه مهمتر باید بین جامعه و نهاد دولت گفتوگو شکل بگیرد. توانایی نهاد دولت به لحاظ تحلیلی، تکنیکی و هماهنگی باید در سطحی باشد که توان طراحی و اجرای این تغییرات پارادایمیک را در یک دوره طولانی داشته باشد. دولتی که هم منابع مالی و هم منابع پشتیبانی مثل نظام آماری دقیق و مناسب را در اختیار داشته باشد و یک نظام مالیات انفرادی بتواند طراحی و اجرا کند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-923649
#یکسان_سازی_حقوق_بازنشستگان_و_شاغلین
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
🔹نشانی ارتباط با کانال:
🆔 @kashowranews
هادی کحالزاده، پژوهشگر مرکز مطالعات دانشگاه برندیس در مصاحبه با فرانک جواهری (روزنامه شرق) عنوان میکند که ما عموما سه دسته اصلاحات در نظامهای بازنشستگی داریم:
💢 اصلاحات پارامتریک
💢 اصلاحات سیستمی
💢 اصلاحات پارادایمیک
⭕️ آنچه در موضوع اصلاح سن بازنشستگی در #برنامه_هفتم مطرح شده است، به باور من #هیچ_نسبتی با هیچیک از این #اصلاحات ندارد. ولو اینکه افزایش سن را نوعی اصلاح پارامتریک در نظام بازنشستگی کشور بگیریم، بههیچوجه نسبتی با میزان بحران و مسئله ندارد. به عبارتی میزان فاصله میان منابع و مصارف صندوقها آنقدر بالاست که دستکاریهای پارامتریک مثل تغییر سن، تغییر سنوات و نرخ جایگزینی بههیچوجه پاسخگوی این حجم از مشکل نیست. درثانی ما با یک سونامی سالمندی در دو دهه آینده روبهرو هستیم که اساسا این نظام بازنشستگی با ساختاری کنونی، بههیچوجه توان پاسخگویی به آن را ندارد.
⭕️ بنابراین اگر تغییراتی را که اخیرا در قانون رخ داد با اغماض اصلاحات بدانیم، بسیار ناکافی و ناتوان برای حل بحران نظام بازنشستگی در ایران است. وجه نگرانکننده این تغییرات این بود که هیچیک از لوازم ایجاد اصلاحات را رعایت نکرده بود. ما برخلاف این دستکاریهای ناکافی نیازمند تغییرات پارادیمیک هستیم نه پارامتریک. یعنی پارادایمی که به مسئله رفاه اجتماعی ایران نگاه میکنیم، باید تغییر کند. باید نظام چندلایه تأمین اجتماعی شکل بگیرد و دولت متولی ارائه خدمات حمایتی برای بخشی از جامعه شود که توان مالی ندارند و صندوقهای بیمهای کارکرد بیمهای پیدا کنند و بالای این حمایت پایه قرار بگیرند. کسانی که توان مالی دارند، باید برایشان امکاناتی مهیا شود تا بتوانند سرمایهگذاری کنند تا اگر بخواهند بالاتر از بیمه پایه از منافع دوره سالمندی استفاده کنند، دسترسیهای مالی داشته باشند. کسانی که توان مالی دارند، بازارهای مالی در اختیارشان باشد تا بتوانند سرمایهگذاری کنند و در آینده بیش از منافعی که بیمه پایه یا تأمین اجتماعی میدهد، از سرمایهگذاریشان استفاده کنند. خلق چنین سازوکاری الزاماتی میخواهد، نیازمند ثبات سیاسی و اقتصادی است. به عبارتی باید این اصلاح پارادامیک در سایه حل بحران تولید و توزیع ثروت ملی مورد توجه قرار بگیرد. شرایطی لازم داردغ برای مثال در تحریم نباشیم و فشار خارجی رویمان نباشد و رشد اقتصادی و منابع مناسب داشته باشیم و از همه مهمتر باید بین جامعه و نهاد دولت گفتوگو شکل بگیرد. توانایی نهاد دولت به لحاظ تحلیلی، تکنیکی و هماهنگی باید در سطحی باشد که توان طراحی و اجرای این تغییرات پارادایمیک را در یک دوره طولانی داشته باشد. دولتی که هم منابع مالی و هم منابع پشتیبانی مثل نظام آماری دقیق و مناسب را در اختیار داشته باشد و یک نظام مالیات انفرادی بتواند طراحی و اجرا کند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-923649
#یکسان_سازی_حقوق_بازنشستگان_و_شاغلین
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
🔹نشانی ارتباط با کانال:
🆔 @kashowranews
شرق
آینده در واهمه سیل سالمندان و بازنشستگان
نظام بازنشستگی کشور ایران، یکی از قدیمیترین و متنوعترین برنامههای بازنشستگی در منطقه ماست و آن را یکی از نمادهای ساخت و شکلگیری دولت مدرن در ایران میدانند. اما ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی، در شرایطی که هنوز سونامی سالمندی پیشبینیشده آغاز نشده است،…
👍26❤1
⛔️سایهی شوم جنگ و سرنوشت جامعهی مدنی: تأملی بر جایگاه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران⛔️
✍️ محسن عمرانی
جنگ، صرفنظر از نیت آغازکنندگان آن، در عمل همواره شر مطلق بوده است . شرّی که در سطوح مختلف مادی و معنوی زندگی انسانها رخنه میکند. اگرچه جنگ از نظر فیزیکی مرگ و ویرانی بههمراه دارد، اما پیامدهای عمیقتر آن در حوزههای اجتماعی و سیاسی، بهویژه در جوامعی با ساختار مدنی شکننده، خود را نمایان میسازد.
یکی از اولین قربانیان جنگ، نهادهای مدنی و فرآیندهای دموکراتیک است ، چراکه منطق جنگ، منطق خشونت، تمرکز قدرت و سرکوب است، نه گفتوگو، مشارکت و قانونمداری.
در تجربهی معاصر ایران، جامعهی مدنی بهعنوان یکی از مسیرهای بدیل تحقق دموکراسی پس از افول #اصلاحات در دههی هفتاد و اوایل دههی هشتاد شمسی، با انگیزه و انرژی نوینی پا به عرصه گذاشت. ناکامی در اصلاح ساختارهای سیاسی از بالا، بسیاری از نیروهای اجتماعی را به سمت سازماندهی از پایین و تقویت بنیانهای جامعهی مدنی سوق داد. در این مسیر، تشکلهای صنفی و سازمان های مردمنهاد بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مشارکت و مطالبهگری مدنی مورد توجه قرار گرفتند.
🟢 تشکلهای صنفی فرهنگیان و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بهعنوان نهاد فراگیر آنها، یکی از شاخصترین نمونههای موفق نهادسازی مدنی در ایران پسااصلاحات محسوب میشوند. این شورا از دل کنشگری خودجوش و سازمانیافته معلمان در استانهای مختلف پدید آمد و توانست با رعایت اصول دموکراتیک، شفافیت، و پرهیز از خشونت، مطالبات صنفی را در قالبی مدنی و کارآمد طرح و پیگیری کند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با تأکید بر
🔺استقلال صنفی
🔺بهرهگیری از مشارکت افقی اعضا
🔺و مقاومت در برابر نفوذ ساختارهای امنیتی و تشکلهای زرد، توانست در بازهای نسبتاً طولانی، هویتی متمایز و اثرگذار برای خود تعریف کند.
این شورا نهفقط در حوزهی آموزش، بلکه در نهادینهسازی ارزشهای مشارکتی، دموکراتیک و مبارزه مدنی نیز نقشی مؤثر ایفا کرده است.
💣💣 در صورت بروز یا تشدید جنگ در ایران، اولین حوزهای که در معرض تهدید مستقیم قرار میگیرد، جامعهی مدنی و نهادهای آن است. تجربهی جهانی نشان داده است که دولتها در شرایط جنگی، با توجیه «امنیت ملی»، فضا را برای فعالیت نهادهای مدنی محدود میکنند و صدای تشکلها را یا خاموش یا همسو میسازند. جنگ، با منطق تمرکزگرایی و امنیتیسازی، عملاً امکان گسترش دموکراسی و توسعهی پایدار را به محاق میبرد.
در چنین شرایطی، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان نیز مستثنا نخواهد بود. این نهاد مدنی در صورت بروز فضای جنگی، یا با خطر تضعیف یا با فشار برای همسویی اجباری با گفتمان رسمی مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی، نهتنها برای فرهنگیان، بلکه برای کلیت جامعهی مدنی ایران، زیانبار و برگشتناپذیر است.
با درک این واقعیت که جنگ تهدیدی چندوجهی برای بنیانهای دموکراتیک و ساختارهای صنفی مستقل است، امروز بیش از هر زمان دیگر، حمایت فعال از نهادهای مدنی ضرورت دارد. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بهعنوان یکی از مظاهر موفق جامعهی مدنی، نیازمند پشتیبانی روشنفکران، فعالان مدنی، نهادهای بینالمللی و بطور ویژه جامعهی فرهنگیان است.
تقویت این شورا، نهتنها به حفظ استقلال صنفی معلمان کمک میکند، بلکه در سطح کلانتر، از تخریب کامل جامعهی مدنی در شرایط بحرانی جلوگیری خواهد کرد. امید آنکه، با عقلانیت جمعی و مقاومت مدنی، بتوان در برابر سایهی شوم جنگ ایستاد و راه گفتوگو و دموکراسی را هموار نگاه داشت.
✍️محسن عمرانی (عضوکانون صنفی معلمان استان بوشهر)
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ محسن عمرانی
جنگ، صرفنظر از نیت آغازکنندگان آن، در عمل همواره شر مطلق بوده است . شرّی که در سطوح مختلف مادی و معنوی زندگی انسانها رخنه میکند. اگرچه جنگ از نظر فیزیکی مرگ و ویرانی بههمراه دارد، اما پیامدهای عمیقتر آن در حوزههای اجتماعی و سیاسی، بهویژه در جوامعی با ساختار مدنی شکننده، خود را نمایان میسازد.
یکی از اولین قربانیان جنگ، نهادهای مدنی و فرآیندهای دموکراتیک است ، چراکه منطق جنگ، منطق خشونت، تمرکز قدرت و سرکوب است، نه گفتوگو، مشارکت و قانونمداری.
در تجربهی معاصر ایران، جامعهی مدنی بهعنوان یکی از مسیرهای بدیل تحقق دموکراسی پس از افول #اصلاحات در دههی هفتاد و اوایل دههی هشتاد شمسی، با انگیزه و انرژی نوینی پا به عرصه گذاشت. ناکامی در اصلاح ساختارهای سیاسی از بالا، بسیاری از نیروهای اجتماعی را به سمت سازماندهی از پایین و تقویت بنیانهای جامعهی مدنی سوق داد. در این مسیر، تشکلهای صنفی و سازمان های مردمنهاد بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مشارکت و مطالبهگری مدنی مورد توجه قرار گرفتند.
🟢 تشکلهای صنفی فرهنگیان و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بهعنوان نهاد فراگیر آنها، یکی از شاخصترین نمونههای موفق نهادسازی مدنی در ایران پسااصلاحات محسوب میشوند. این شورا از دل کنشگری خودجوش و سازمانیافته معلمان در استانهای مختلف پدید آمد و توانست با رعایت اصول دموکراتیک، شفافیت، و پرهیز از خشونت، مطالبات صنفی را در قالبی مدنی و کارآمد طرح و پیگیری کند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با تأکید بر
🔺استقلال صنفی
🔺بهرهگیری از مشارکت افقی اعضا
🔺و مقاومت در برابر نفوذ ساختارهای امنیتی و تشکلهای زرد، توانست در بازهای نسبتاً طولانی، هویتی متمایز و اثرگذار برای خود تعریف کند.
این شورا نهفقط در حوزهی آموزش، بلکه در نهادینهسازی ارزشهای مشارکتی، دموکراتیک و مبارزه مدنی نیز نقشی مؤثر ایفا کرده است.
💣💣 در صورت بروز یا تشدید جنگ در ایران، اولین حوزهای که در معرض تهدید مستقیم قرار میگیرد، جامعهی مدنی و نهادهای آن است. تجربهی جهانی نشان داده است که دولتها در شرایط جنگی، با توجیه «امنیت ملی»، فضا را برای فعالیت نهادهای مدنی محدود میکنند و صدای تشکلها را یا خاموش یا همسو میسازند. جنگ، با منطق تمرکزگرایی و امنیتیسازی، عملاً امکان گسترش دموکراسی و توسعهی پایدار را به محاق میبرد.
در چنین شرایطی، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان نیز مستثنا نخواهد بود. این نهاد مدنی در صورت بروز فضای جنگی، یا با خطر تضعیف یا با فشار برای همسویی اجباری با گفتمان رسمی مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی، نهتنها برای فرهنگیان، بلکه برای کلیت جامعهی مدنی ایران، زیانبار و برگشتناپذیر است.
با درک این واقعیت که جنگ تهدیدی چندوجهی برای بنیانهای دموکراتیک و ساختارهای صنفی مستقل است، امروز بیش از هر زمان دیگر، حمایت فعال از نهادهای مدنی ضرورت دارد. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بهعنوان یکی از مظاهر موفق جامعهی مدنی، نیازمند پشتیبانی روشنفکران، فعالان مدنی، نهادهای بینالمللی و بطور ویژه جامعهی فرهنگیان است.
تقویت این شورا، نهتنها به حفظ استقلال صنفی معلمان کمک میکند، بلکه در سطح کلانتر، از تخریب کامل جامعهی مدنی در شرایط بحرانی جلوگیری خواهد کرد. امید آنکه، با عقلانیت جمعی و مقاومت مدنی، بتوان در برابر سایهی شوم جنگ ایستاد و راه گفتوگو و دموکراسی را هموار نگاه داشت.
✍️محسن عمرانی (عضوکانون صنفی معلمان استان بوشهر)
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍18❤3👎1🙏1😐1