🔴 #پیام_مخاطب
این یادداشت دلنوشتهی پدری به تمام معناست که برای حق مسلم آموزش کودکش تا هر کجا که فکرش را کنید رفت اما نتیجهای نگرفت. لطفاً موقع خواندن خود را نه در جایگاه معلم که در جایگاه پدر یا مادر یا سرپرست دلسوز و دوستدار کودک تصور کنید. پس از تعمق و پرداختن به آن، در یادداشت دیگری از نگاه خودمان، معلمان، هم به این موضوع خواهم پرداخت.
🔴متن یادداشت از پدر امیر
✍محمد نعمتی
۳ آوریل ۲۰۱۴
🔻امیر پسرم، ۱۲ ساله، کودکی مبتلا به سندرم داون است. از ۳ سال پیش که آموزشناپذیر شناخته شده دیگر تنها همدمش تلویزیون و کامپیوتر است. حتی به علت عدم پذیرش در اجتماع و برخوردهای نامناسب نمیتواند از خانه بیرون برود. بعد از دو سال تحصیل در مدرسه به خاطر آنچه آموزشناپذیری خواندهاند ممنوعالتحصیل شد و به رغم تلاشهای بسیارمان که حتی صحبت با رئیس جمهور را هم شامل میشد همچنان از تحصیل و حضور در مدرسه محروم است.
🔻به خانه که وارد میشوم سلام گرمی میکند و با مهربانی از همسرم میخواهد برایم چای بیاورد. بعد هم از من میخواهد که با او کامپیوتر بازی کنم. پای کامپیوتر مینشینم و با انواع بازیهایی روبهرو میشوم که هیچ یک را بلد نیستم و امیر به من یاد میدهد چگونه پیش بروم. اگر این آموزشناپذیری است من نیز به ناحق از تحصیل بهره بردهام. چگونه میتوان به این خوبی بازیهای پیچیدهی کامپیوتر را آموخت ولی به علت آموزشناپذیری حق تحصیل نداشت؟!
اصل ۳ قانون اساسی بند ۳: "آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی" و این حداقل حقوق هر انسانی است، اما آیا واقعا چنین است؟! که اگر باشد با عنوان آموزشناپذیری منافات دارد؛ برچسبی که کودکان بسیاری را چون امیر خانهنشین کرده است. کودکانی که هرچند به علت کمتوانی ذهنی جامعه آنها را در خود نپذیرفته اما همچنان انسانند و نیازمند حداقل حقوق انسانی. سوال اصلی اینجاست: آموزشناپذیری صحت دارد یا تنها بهانهای است برای کم کردن بار هزینهها و مسئولیتهای دولت؟ آیا جز این است که این کودکان به خاطر عدم حضور در اجتماع بیش از سایرین نیازمند حضور در مدرسهاند؟! و اینکه آموزش تنها به معنای یادگیری خواندن و نوشتن نیست؟!
🔻آموزش میتواند به معنای یادگیری چگونه زیستن باشد و برای این کودکانِ همیشه در بندِ خانه، شاید آموزش میتواند تنها ساعتی در کنار همسالان خود بودن باشد.
🔻افسوس برای "چگونه هست" و امید برای رسیدن به "چگونه باید باشدها" به همینجا اگر ختم شود نتیجهای نخواهد داشت. فکری باید کرد تا مگر اندکی از درد این کودکان کاسته شود.
✍ سمیه شهرسیوند؛ معلمترویجگر
🔴متاسفانه باید بگویم علیرغم تلاشهای بسیار خانوادهی محترم نعمتی، امیر از تحصیل محروم شد و اینک در منزل منزوی و گوشهگیر شده است و به خاطر یکجانشینی زیاد دچار مشکلات جسمانی هم هست.
لطفاً اگر حتی اندکی این نوشته قلبتان را لمس کرد با سایرین به اشتراک بگذارید و در موردش گفتگو کنید. آموزش فراگیر و رایگان و باکیفیت حق بسیار اساسی و مهمی است که باید از زوایای متعددی به آن پرداخت.
#حق_آموزش_فراگیر_و_رایگان
#ژن_ژیان_ئازادی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
این یادداشت دلنوشتهی پدری به تمام معناست که برای حق مسلم آموزش کودکش تا هر کجا که فکرش را کنید رفت اما نتیجهای نگرفت. لطفاً موقع خواندن خود را نه در جایگاه معلم که در جایگاه پدر یا مادر یا سرپرست دلسوز و دوستدار کودک تصور کنید. پس از تعمق و پرداختن به آن، در یادداشت دیگری از نگاه خودمان، معلمان، هم به این موضوع خواهم پرداخت.
🔴متن یادداشت از پدر امیر
✍محمد نعمتی
۳ آوریل ۲۰۱۴
🔻امیر پسرم، ۱۲ ساله، کودکی مبتلا به سندرم داون است. از ۳ سال پیش که آموزشناپذیر شناخته شده دیگر تنها همدمش تلویزیون و کامپیوتر است. حتی به علت عدم پذیرش در اجتماع و برخوردهای نامناسب نمیتواند از خانه بیرون برود. بعد از دو سال تحصیل در مدرسه به خاطر آنچه آموزشناپذیری خواندهاند ممنوعالتحصیل شد و به رغم تلاشهای بسیارمان که حتی صحبت با رئیس جمهور را هم شامل میشد همچنان از تحصیل و حضور در مدرسه محروم است.
🔻به خانه که وارد میشوم سلام گرمی میکند و با مهربانی از همسرم میخواهد برایم چای بیاورد. بعد هم از من میخواهد که با او کامپیوتر بازی کنم. پای کامپیوتر مینشینم و با انواع بازیهایی روبهرو میشوم که هیچ یک را بلد نیستم و امیر به من یاد میدهد چگونه پیش بروم. اگر این آموزشناپذیری است من نیز به ناحق از تحصیل بهره بردهام. چگونه میتوان به این خوبی بازیهای پیچیدهی کامپیوتر را آموخت ولی به علت آموزشناپذیری حق تحصیل نداشت؟!
اصل ۳ قانون اساسی بند ۳: "آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی" و این حداقل حقوق هر انسانی است، اما آیا واقعا چنین است؟! که اگر باشد با عنوان آموزشناپذیری منافات دارد؛ برچسبی که کودکان بسیاری را چون امیر خانهنشین کرده است. کودکانی که هرچند به علت کمتوانی ذهنی جامعه آنها را در خود نپذیرفته اما همچنان انسانند و نیازمند حداقل حقوق انسانی. سوال اصلی اینجاست: آموزشناپذیری صحت دارد یا تنها بهانهای است برای کم کردن بار هزینهها و مسئولیتهای دولت؟ آیا جز این است که این کودکان به خاطر عدم حضور در اجتماع بیش از سایرین نیازمند حضور در مدرسهاند؟! و اینکه آموزش تنها به معنای یادگیری خواندن و نوشتن نیست؟!
🔻آموزش میتواند به معنای یادگیری چگونه زیستن باشد و برای این کودکانِ همیشه در بندِ خانه، شاید آموزش میتواند تنها ساعتی در کنار همسالان خود بودن باشد.
🔻افسوس برای "چگونه هست" و امید برای رسیدن به "چگونه باید باشدها" به همینجا اگر ختم شود نتیجهای نخواهد داشت. فکری باید کرد تا مگر اندکی از درد این کودکان کاسته شود.
✍ سمیه شهرسیوند؛ معلمترویجگر
🔴متاسفانه باید بگویم علیرغم تلاشهای بسیار خانوادهی محترم نعمتی، امیر از تحصیل محروم شد و اینک در منزل منزوی و گوشهگیر شده است و به خاطر یکجانشینی زیاد دچار مشکلات جسمانی هم هست.
لطفاً اگر حتی اندکی این نوشته قلبتان را لمس کرد با سایرین به اشتراک بگذارید و در موردش گفتگو کنید. آموزش فراگیر و رایگان و باکیفیت حق بسیار اساسی و مهمی است که باید از زوایای متعددی به آن پرداخت.
#حق_آموزش_فراگیر_و_رایگان
#ژن_ژیان_ئازادی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
👍44❤9💔8
#پیام_مخاطب
"مگر همهی مردم امکان تحلیل رفراندوم را دارند"
چرا در انتخابات شرکت کنند.
رای دادن به نفع کیست ؟
پلان اول :
با یک نگاه ساده به پروپاگاندای صدا و سیما
تریبون های نماز جمعه،
تلاش سپاه، بسیج و حوزههای علمیه به خوبی میتوان دریافت از قِبل رای دادن چه کسی نفع میبرد؟
به عبارتی رای دادن به نفع کیست؟
پاسخ کاملا روشن است.
پلان دوم: قهرمانان
مردم ایران همچون بزرگان خود از جمله: آرش، کاوه آهنگر، بابک، مزدک، گردآفرید، امیرکبیر، ستارخان و هزاران هزار جوان جان باختهی راه آزادی به خوبی میدانند که در حساسترین لحظات چگونه مسیر درست تاریخی را انتخاب نمایند تا در برابر قضاوت حتمی و سختگیر آینده، سرافراز و سربلند باشند.
پلان سوم:
پیشبینی حداکثر میزان مشارکت در استانهای مختلف
۱ - آذربایجان شرقی: کمتر از ۳۰ درصد
۲ -آذربایجان غربی: کمتر از ۲۵ درصد
۳ - اردبیل: حدود ۳۵ درصد
۴ - اصفهان: کمتر از ۲۰ درصد
۵ - البرز: زیر ۱۰ درصد
۶ - ایلام: حدود ۳۰ درصد
۷ -بوشهر: حدود ۲۰ درصد
۸ -تهران: حدود ۵ درصد
۹ -چهارمحال و بختیاری: حدود ۳۰ درصد
۱۰ -خراسان جنوبی: کمتر از ۳۰ درصد
۱۱ -خراسان رضوی: زیر ۱۵ درصد
۱۲ -خراسان شمالی: حدود ۲۰ درصد
۱۳ -خوزستان: زیر ۱۵ درصد
۱۴ -زنجان: حدود ۳۰ درصد
۱۵ -سمنان: حدود ۳۵ درصد
۱۶ -سیستان و بلوچستان: بطور یقین زیر ۵ درصد
۱۷ -فارس: حدود ۱۵ درصد
۱۸ -قزوین: حدود ۱۵ درصد
۱۹ -قم: حدود ۳۵ درصد
۲۰ - کردستان: بطور یقین زیر ۵ درصد
۲۱ -کرمان: حدود ۳۰ درصد
۲۲ -کرمانشاه: بطور یقین زیر ۱۵ درصد
۲۳ -کهگیلویه و بویراحمد: حدود ۴۰ درصد
۲۴ -گلستان: حدد ۳۰ درصد
۲۵ -گیلان: بطور یقین زیر ۱۰ درصد
۲۵ -لرستان: حدود ۳۵ درصد
۲۷ -مازندران: حدود ۳۰ درصد
۲۸ -مرکزی : زیر ۲۰ درصد
۲۹ -هرمزگان: زیر ۱۵ درصد
۳۰ -همدان: حدود ۲۵ درصد
۳۱ -یزد: حدود ۲۰ درصد
متوسط آراء کل کشور زیر ۲۰ درصد
پلان چهارم:
بیشترین اقشار شرکت کننده در انتخابات ۱۱ اسفند
آخوند؛ مداح؛ سپاهی؛ بسیجی؛ خانواده و برخی خویشاوندان و دوستان نامزدها، منصوبین رژیم و منتسبین به آنها، حدود ۲ میلیون رای دهندهی افغانستانی؛ مدیران دولتی، ۱۸۵ هزار معلم (مدیران و برخی از معلمان و تیم اجرایی انتخابات در مدارس)، سربازهای درون پادگان ها،برخی زندانیهای عادی با وعده تخفیف در مجازات، و حدود دو میلیون از مردم عادی.
کل آراء کمتر از ۲۰ درصد
و جای خالی مردم به ستوه آمده در انتخابات بخوبی چشمگیر است.
پلان پنجم: تقلب و چشم پوشی حکومت
در انتخابات ۱۱ اسفند
بالاترین آمار تقلب و بیشترین چشم پوشی حکومتی به روی تقلبات انتخاباتی را شاهد خواهیم بود.
تبصره پلان پنجم: نیروهای آتش به اختیار یعنی هر یک از بسیجیان؛ هر آخوند و هر سپاهی حق دارد تا ده بار یا به هر میزان که بخواهد و بتواند در صندوق انتخاباتی رای بیاندازد.
فلاش بک :
اعلام پیشاپیش مشارکت ۱۸۵ هزار معلم در فرآیند انتخابات
و خوشحالی وزیر متملق و دستبوس آموزش و پرورش با توسل به هزاران ترفند از تهدید تا تشویق معلمان برای حضور در حماسه پوشالی انتصابات
اختتامیه:
خرید و فروش آراء در ملاعام
و اعلام نادرست حضور ۴۲ درصدی در زیرنویس صدا و سیما تا پایان سیرک انتصابات ...
طراحان صحنه: جمعی از معلمان شاغل و پیشکسوتان بازنشسته
🆔 https://t.me/kashowra
"مگر همهی مردم امکان تحلیل رفراندوم را دارند"
چرا در انتخابات شرکت کنند.
رای دادن به نفع کیست ؟
پلان اول :
با یک نگاه ساده به پروپاگاندای صدا و سیما
تریبون های نماز جمعه،
تلاش سپاه، بسیج و حوزههای علمیه به خوبی میتوان دریافت از قِبل رای دادن چه کسی نفع میبرد؟
به عبارتی رای دادن به نفع کیست؟
پاسخ کاملا روشن است.
پلان دوم: قهرمانان
مردم ایران همچون بزرگان خود از جمله: آرش، کاوه آهنگر، بابک، مزدک، گردآفرید، امیرکبیر، ستارخان و هزاران هزار جوان جان باختهی راه آزادی به خوبی میدانند که در حساسترین لحظات چگونه مسیر درست تاریخی را انتخاب نمایند تا در برابر قضاوت حتمی و سختگیر آینده، سرافراز و سربلند باشند.
پلان سوم:
پیشبینی حداکثر میزان مشارکت در استانهای مختلف
۱ - آذربایجان شرقی: کمتر از ۳۰ درصد
۲ -آذربایجان غربی: کمتر از ۲۵ درصد
۳ - اردبیل: حدود ۳۵ درصد
۴ - اصفهان: کمتر از ۲۰ درصد
۵ - البرز: زیر ۱۰ درصد
۶ - ایلام: حدود ۳۰ درصد
۷ -بوشهر: حدود ۲۰ درصد
۸ -تهران: حدود ۵ درصد
۹ -چهارمحال و بختیاری: حدود ۳۰ درصد
۱۰ -خراسان جنوبی: کمتر از ۳۰ درصد
۱۱ -خراسان رضوی: زیر ۱۵ درصد
۱۲ -خراسان شمالی: حدود ۲۰ درصد
۱۳ -خوزستان: زیر ۱۵ درصد
۱۴ -زنجان: حدود ۳۰ درصد
۱۵ -سمنان: حدود ۳۵ درصد
۱۶ -سیستان و بلوچستان: بطور یقین زیر ۵ درصد
۱۷ -فارس: حدود ۱۵ درصد
۱۸ -قزوین: حدود ۱۵ درصد
۱۹ -قم: حدود ۳۵ درصد
۲۰ - کردستان: بطور یقین زیر ۵ درصد
۲۱ -کرمان: حدود ۳۰ درصد
۲۲ -کرمانشاه: بطور یقین زیر ۱۵ درصد
۲۳ -کهگیلویه و بویراحمد: حدود ۴۰ درصد
۲۴ -گلستان: حدد ۳۰ درصد
۲۵ -گیلان: بطور یقین زیر ۱۰ درصد
۲۵ -لرستان: حدود ۳۵ درصد
۲۷ -مازندران: حدود ۳۰ درصد
۲۸ -مرکزی : زیر ۲۰ درصد
۲۹ -هرمزگان: زیر ۱۵ درصد
۳۰ -همدان: حدود ۲۵ درصد
۳۱ -یزد: حدود ۲۰ درصد
متوسط آراء کل کشور زیر ۲۰ درصد
پلان چهارم:
بیشترین اقشار شرکت کننده در انتخابات ۱۱ اسفند
آخوند؛ مداح؛ سپاهی؛ بسیجی؛ خانواده و برخی خویشاوندان و دوستان نامزدها، منصوبین رژیم و منتسبین به آنها، حدود ۲ میلیون رای دهندهی افغانستانی؛ مدیران دولتی، ۱۸۵ هزار معلم (مدیران و برخی از معلمان و تیم اجرایی انتخابات در مدارس)، سربازهای درون پادگان ها،برخی زندانیهای عادی با وعده تخفیف در مجازات، و حدود دو میلیون از مردم عادی.
کل آراء کمتر از ۲۰ درصد
و جای خالی مردم به ستوه آمده در انتخابات بخوبی چشمگیر است.
پلان پنجم: تقلب و چشم پوشی حکومت
در انتخابات ۱۱ اسفند
بالاترین آمار تقلب و بیشترین چشم پوشی حکومتی به روی تقلبات انتخاباتی را شاهد خواهیم بود.
تبصره پلان پنجم: نیروهای آتش به اختیار یعنی هر یک از بسیجیان؛ هر آخوند و هر سپاهی حق دارد تا ده بار یا به هر میزان که بخواهد و بتواند در صندوق انتخاباتی رای بیاندازد.
فلاش بک :
اعلام پیشاپیش مشارکت ۱۸۵ هزار معلم در فرآیند انتخابات
و خوشحالی وزیر متملق و دستبوس آموزش و پرورش با توسل به هزاران ترفند از تهدید تا تشویق معلمان برای حضور در حماسه پوشالی انتصابات
اختتامیه:
خرید و فروش آراء در ملاعام
و اعلام نادرست حضور ۴۲ درصدی در زیرنویس صدا و سیما تا پایان سیرک انتصابات ...
طراحان صحنه: جمعی از معلمان شاغل و پیشکسوتان بازنشسته
🆔 https://t.me/kashowra
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
👍65👌9🤯3😐2🔥1
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 گزارشگر مدرسهی خود باشید. در راستای مطالبهی حق آموزشِ رایگان و در دسترس، معلمان، والدین و دانشآموزان میتوانند گزارش خود را از فقدان معلم در کلاسهای درس را با بیان «نام شهر یا روستا»،«نام مدرسه و مقطع تحصیلی » به آیدی 👇 @kashowranews ارسال…
#پیام_مخاطب
🔴 گزارشگر مدرسهی خود باشید
من در روستای نوروز آباد از توابع شهرستان جوانرود تدریس میکنم. روستایی مهاجرپذیر با شش کلاس کوچک که دو کلاس آنها کانکس است؛ کانکسهای درب و داغانی که نه تنها نمیتوان در آنها به اهداف آموزشی و اخلاقی رسید بلکه کیفیت آنها و سروصدا و کوچکی آنها خود دلیلی بر اختلال در روند یادگیری هستند.
همچنین بارها برای پروژکتور هم درخواست داده شده است که متاسفانه هنوز موجود نشده که این خود ظلمی آشکار در حق شاگردان کمتر برخوردار این روستا و مخصوصا کلاس ششم هست که کمترین امکانات آموزشی برای آنها در دسترس نیست
در حالی که بارها از تریبونهای رسمی شنیدهایم که کلاسهای کانکسی کاملا جمع آوری شده در حالی که همه ما معلمان میدانیم که اینطور نیست.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
🔴 گزارشگر مدرسهی خود باشید
من در روستای نوروز آباد از توابع شهرستان جوانرود تدریس میکنم. روستایی مهاجرپذیر با شش کلاس کوچک که دو کلاس آنها کانکس است؛ کانکسهای درب و داغانی که نه تنها نمیتوان در آنها به اهداف آموزشی و اخلاقی رسید بلکه کیفیت آنها و سروصدا و کوچکی آنها خود دلیلی بر اختلال در روند یادگیری هستند.
همچنین بارها برای پروژکتور هم درخواست داده شده است که متاسفانه هنوز موجود نشده که این خود ظلمی آشکار در حق شاگردان کمتر برخوردار این روستا و مخصوصا کلاس ششم هست که کمترین امکانات آموزشی برای آنها در دسترس نیست
در حالی که بارها از تریبونهای رسمی شنیدهایم که کلاسهای کانکسی کاملا جمع آوری شده در حالی که همه ما معلمان میدانیم که اینطور نیست.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسایل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
🔥6😢4👍1
#پیام_مخاطب
🔴 روایت یک شهروند از تهران؛ زندگی زیر سایه جنگ
این روایت را زنی ساکن غرب تهران در تاریخ ۲۰ اسفند، در لحظاتی کوتاه که اینترنت برای دقایقی وصل شده بود، نقل میکند. او میگوید این روزها نخستین پرسشی که میان مردم رد و بدل میشود این است که «بیرون از ایران چه خبر است؟» زیرا دسترسی به اطلاعات بسیار محدود شده و اینترنت اغلب قطع است و فقط گاهی برای لحظاتی کوتاه وصل میشود.
به گفته او، زندگی روزمره در تهران زیر سایه صدای جنگندهها و انفجارها میگذرد. صبح و شب صدای پرواز هواپیماهای نظامی و انفجارها شنیده میشود و مردم در فضایی آکنده از اضطراب زندگی میکنند. او میگوید شرایط به حدی دشوار شده که بسیاری از مردم فقط آرزو میکنند جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
او از تورم شدید، کمبود برخی داروها و دشواری دسترسی به خدمات درمانی سخن میگوید و معتقد است فشار اقتصادی نسبت به قبل بسیار بیشتر شده است. به گفته او، فضای شهر سنگین است و حضور نیروهای مسلح در خیابانها افزایش یافته است؛ بهگونهای که بسیاری از مردم ترجیح میدهند کمتر در خیابانها حضور داشته باشند یا درباره مسائل سیاسی صحبت نکنند.
این شهروند تهرانی میگوید در میان افرادی که در این روزها با آنها در ارتباط بوده، نگاهها نسبت به ادامه جنگ تغییر کرده است. به گفته او، در آغاز درگیریها برخی تصور میکردند شاید این وضعیت به تغییرات سیاسی منجر شود، اما با گسترش حملات و تأثیر مستقیم آن بر زندگی مردم، اکنون بسیاری از افراد خواهان پایان جنگ هستند.
او درباره زندگی روزمره در شهر میگوید بانکها همچنان باز هستند و برخی ادارات به صورت نیمهفعال کار میکنند. فروشگاههای مواد غذایی هنوز کالا دارند، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، مردم کمتر خرید میکنند. به گفته او، سهمیه بنزین نیز کاهش یافته و فشار معیشتی بر خانوادهها بیشتر شده است.
این شهروند در پایان میگوید: «نگرانی دائمی بخشی از زندگی مردم شده است؛ شبها با صدای جنگندهها و انفجارها میگذرد و کسی نمیداند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. به گفته او، خواسته بسیاری از مردم در این روزها ساده است: پایان جنگ و بازگشت به همان “یک ذره” زندگی قبلی؛ زندگیای که خود نیز پر از دشواریها و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بوده، اما حالا جنگ نهتنها کمکی به حل آن مشکلات نکرده، بلکه بار رنج و ناامنی را بر زندگی مردم بیشتر کرده است.»
📌 اخبار مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند و صرفا جهت اطلاعرسانی است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
🔴 روایت یک شهروند از تهران؛ زندگی زیر سایه جنگ
این روایت را زنی ساکن غرب تهران در تاریخ ۲۰ اسفند، در لحظاتی کوتاه که اینترنت برای دقایقی وصل شده بود، نقل میکند. او میگوید این روزها نخستین پرسشی که میان مردم رد و بدل میشود این است که «بیرون از ایران چه خبر است؟» زیرا دسترسی به اطلاعات بسیار محدود شده و اینترنت اغلب قطع است و فقط گاهی برای لحظاتی کوتاه وصل میشود.
به گفته او، زندگی روزمره در تهران زیر سایه صدای جنگندهها و انفجارها میگذرد. صبح و شب صدای پرواز هواپیماهای نظامی و انفجارها شنیده میشود و مردم در فضایی آکنده از اضطراب زندگی میکنند. او میگوید شرایط به حدی دشوار شده که بسیاری از مردم فقط آرزو میکنند جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
او از تورم شدید، کمبود برخی داروها و دشواری دسترسی به خدمات درمانی سخن میگوید و معتقد است فشار اقتصادی نسبت به قبل بسیار بیشتر شده است. به گفته او، فضای شهر سنگین است و حضور نیروهای مسلح در خیابانها افزایش یافته است؛ بهگونهای که بسیاری از مردم ترجیح میدهند کمتر در خیابانها حضور داشته باشند یا درباره مسائل سیاسی صحبت نکنند.
این شهروند تهرانی میگوید در میان افرادی که در این روزها با آنها در ارتباط بوده، نگاهها نسبت به ادامه جنگ تغییر کرده است. به گفته او، در آغاز درگیریها برخی تصور میکردند شاید این وضعیت به تغییرات سیاسی منجر شود، اما با گسترش حملات و تأثیر مستقیم آن بر زندگی مردم، اکنون بسیاری از افراد خواهان پایان جنگ هستند.
او درباره زندگی روزمره در شهر میگوید بانکها همچنان باز هستند و برخی ادارات به صورت نیمهفعال کار میکنند. فروشگاههای مواد غذایی هنوز کالا دارند، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، مردم کمتر خرید میکنند. به گفته او، سهمیه بنزین نیز کاهش یافته و فشار معیشتی بر خانوادهها بیشتر شده است.
این شهروند در پایان میگوید: «نگرانی دائمی بخشی از زندگی مردم شده است؛ شبها با صدای جنگندهها و انفجارها میگذرد و کسی نمیداند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. به گفته او، خواسته بسیاری از مردم در این روزها ساده است: پایان جنگ و بازگشت به همان “یک ذره” زندگی قبلی؛ زندگیای که خود نیز پر از دشواریها و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بوده، اما حالا جنگ نهتنها کمکی به حل آن مشکلات نکرده، بلکه بار رنج و ناامنی را بر زندگی مردم بیشتر کرده است.»
📌 اخبار مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند و صرفا جهت اطلاعرسانی است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
👍5❤2👎1😱1