خبرگر
1.92K subscribers
26K photos
19.9K videos
171 files
36.6K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
زندگی کارگری #فرزاد_انصاری‌فر را تاب نیاوردند و او که نان‌آور خانواده بود را کشتند، سپس تاکسیِ خواهرش فرزانه را سوزاندند و ده‌ها بار او را ربودند و بازجویی کردند، پدرش امین و برادرهایش را زندانی کردند و برای تمام خانواده پرونده امنیتی باز کردند.
۲۷ساله و مجرد بود با قلبی مهربان، کار میکرد تا باری از روی دوش پدر جانبازش بردارد، پدرش از کربلای ۴ تا حالا جانباز و خانه نشین است، روزها سرامیک کار بود و‌ عصرها و‌ تا پاسی از شب در سوپر محل ، می‌گفت زحمت میکشم تا بالاخره به آرزوهایم برسم سهمش از این دنیا پنج گلوله‌ای شد که مزدوران جمهوری اسلامی در #آبان_خونین_۹۸ بر قلبش نشاندند.
حالا مادرش مدام در قبرستان پرسه میزند و میگوید: بچه‌ام سردشه، تنها و گرسنه است، باران و برف که می‌آید مادرش می‌رود و روی پسرش پلاستیک می‌کشد که بچه‌‌اش خیس نشه!
چه کسی پاسخ او و ویرانی‌‌اش را خواهد داد؟
مادر #فرزاد_انصاری_فر این روزها سخت در بستر بیماری است،برای او‌ آرزوی صحت و سلامتی داشته باشیم.
#علیه_فراموشی
1😭1
خبرگر
زندگی کارگری #فرزاد_انصاری‌فر را تاب نیاوردند و او که نان‌آور خانواده بود را کشتند، سپس تاکسیِ خواهرش فرزانه را سوزاندند و ده‌ها بار او را ربودند و بازجویی کردند، پدرش امین و برادرهایش را زندانی کردند و برای تمام خانواده پرونده امنیتی باز کردند. ۲۷ساله و مجرد…
کدام پاسدار فرزاد را از پشت زد؟ کسی می‌داند؟
شهید قهرمان فرزاد انصاری‌فر 🌹
۲۷ ساله، سرامیک‌کار و جوانی شجاع از #بهبهان .
ظهر ۲۵ آبان ۹۸، پس از پایان کار و تعویض لباس، برای دیدن دو برادر کوچک‌ترش به کوچه رفت… اما از پشت هدف گلو.له قرار گرفت.
همراه او، سه نفر دیگر نیز از پشت گلو.له خوردند، از جمله یک دختر ۱۳ ساله و دو برادر دشتی.
خواهرش می‌گوید: «تا نفس دارم، دادخواه خو.ن به‌ناحق ریختهٔ برادرم هستم…»
فرزاد ادامه‌دهنده راه آزادی‌خواهان بهبهان و نسل مقاوم این دیار بود؛ از دوران علی‌مردان خان تا قیام خونین آبان ۹۸، مبارزه برای آزادی ادامه دارد.

#فرزاد_انصاری_فر
#بهبهاني
#دادخواهی
👍1
Forwarded from سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
animation.gif
11.5 KB
بازتاب اعتصاب کارگران آلومینیوم سازی اراک در سایت فدراسیون جهانی اینداستریال!

۴۰۰۰ کارگر ایرالکو در اعتصاب غذای
۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵ حدود ۴۰۰۰ کارگر شرکت آلومینیوم اراک (ایرالکو) از ۵۰ روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برند. این اقدام شدید پس از آن صورت گرفت که مالک کارخانه از انجام گفتگوی معنادار یا رسیدگی به خواسته‌های مشروع کارگران خودداری کرد و کارگران چاره‌ای جز توسل به این شکل افراطی از اعتراض نداشتند.
مقامات به جای رسیدگی به شکایات، سرکوب را تشدید کردند. در ۱۵ آگوست، حکم بازداشت برای پنج کارگر صادر شد، در حالی که سی و یک نفر دیگر به اخلال در نظم عمومی و صلح متهم شدند. اتحادیه جهانی اینداستریال خواستار لغو فوری احکام بازداشت و مختومه شدن تمام پرونده‌های حقوقی علیه سی و یک کارگر دیگر است.
اتحادیه کارگران فلزکار و مکانیک ایران (UMMI)، یکی از اعضای وابسته به IndustriALL، به طور فعال از این اعتصاب حمایت کرده و خواسته‌های کارگران برای شرایط کاری ایمن‌تر و احترام به حقوق اساسی کار را منعکس کرده است. UMMI تأکید می‌کند که این اعتصاب نه تنها برای رسیدگی به شکایات فوری، بلکه برای تضمین کرامت و انصاف در محل کار نیز هست
1
⁨ بچه‌ها! هر وقت احساس انزوا و تنهایی کردید، در هر کجای جهان که هستید، به یاد‌ بیاورید که ما یک آرزوی خیلی بزرگ و مشترک داریم و هر بلایی هم که در زندگی به سر‌مان بی‌آید و هر رنجی که طاقت‌فرسا شود، آن آرزو، آنقدر باشکوه است که می‌ارزد ما را سرپا نگه دارد.
.
یک سال گذشت ❤️‍🩹
.
#کیانوش_سنجری
1
Forwarded from سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
با خط فقر ۵۵ میلیون تومانی، اعلام جنگ به زندگی ما

صبح، حسن مثل همیشه با صدای زنگ ساعت بیدار می‌شود؛ اما امروز یک چیز فرق دارد:
خبر خط فقر ۵۵ میلیون تومانی درست وسط صورتش می‌کوبد — مثل سیلی‌ای که سال‌ها منتظرش مانده بودیم تا شاید بیدار شویم.
حسن زیر لب می‌گوید:«یعنی من که ۱۰ میلیون می‌گیرم، رسمن زیر پا له شده‌ام؟»
نه.
سیستم دقیقن همین را می‌خواست:
یک کارگرِ زنده اما تهی؛ یک نیروی کار ارزان، قابل‌تغییر، بدون قدرت چانه‌زنی.

زهرا صبحانه را می‌گذارد.
می‌گوید:«برنج خوب دیگه تموم شد؛ این یکی، برنج هندی ست…»
نه برنج، نه گوشت، نه لبنیات.
سلامت؟
یک شوخی تلخ.
رفتن پیش دکتر؟
از سر اجبار
درمان معدهٔ حسن؟
غیرممکن.

وقتی فقر این‌قدر فراگیر می‌شود، بیماری فقط یک اتفاق نیست؛ سیاست است.

در راه کارخانه
مینی‌بوس پر از کارگر است. همه خبر ۵۵ میلیونی را بلندبلند برای هم می‌خوانند، نه برای اطلاع، برای خالی‌کردن بغض.
عباس آقا داد می‌زند: «اگه خط فقر ۵۵ تومنه، پس حقوق ما توهینه، نه حقوق! یعنی ما رو با برنامه بردن زیر خاکِ فقر.»
حسن چیزی نمی‌گوید.
از خشم، زبانش خشک شده.

بخش غذاخوری
کارگرها دور میز ناهارخوری فلزی نشسته‌اند.
لقمه‌هایی که طعم کار زیاد و طعم لذت زندگی را اندک می‌دهد. رضا، جوان‌تر و خشمگین‌تر، می‌گوید:«اونا می‌گن کارگر باید با ۱۰ میلیون زنده بمونه. یعنی یا حساب کتاب بلد نیستن یا دارن به ما دروغ می‌گن. که البته معلومه: دارن دروغ می‌گن.»

حسن: و این همان نقطهٔ مهم است:
خط فقر ۵۵ میلیونی یعنی دستمزد رسمیِ ما با دقتِ علمی تنظیم شده تا فقیر بمانیم.
نه فقر تصادفی؛ فقر برنامه‌ریزی‌شده!

شب، در خانه
حسن برمی‌گردد. خبر کامل را می‌خواند:«خط فقر کلان‌شهرها: ۸۰ میلیون تومان.»
۸۰ میلیون.
چهار برابر حقوق او.
چهار برابر نفس‌کشیدن.
چهار برابر فاصله با زندگی.
رو می‌کند به زهرا:«این یعنی چی؟ یعنی ما رو عمدن تو فقر نگه می‌دارن. یعنی می‌خوان کارگرا که زنده بمونن، ولی زندگی نکنن.»

زهرا آرام می‌گوید:«تا وقتی تنها باشیم همین می‌مونه.»
این جمله مثل چکش روی آهن داغ فرود می‌آید.
ماجرا فقط یک عدد نیست
۵۵ میلیون یعنی:
کارگری که چرخ اقتصاد را می‌چرخاند و سفره‌اش خالی است.
زنی که با دست‌های پینه‌بسته خانه را اداره می‌کند و هر شب حساب می‌کند «چه چیزی را حذف کنیم؟»
سالمندی که ۳۰ سال بیمه داده، امروز توان رفتن به دندان‌پزشکی ندارد.
بچه‌هایی که رشدشان در گرو قیمت گوشت است.
این عدد یعنی یک تصمیم سیاسی:
کارگر باید فقیر بماند تا سود بماند.
اما این عدد، یک چیز دیگر هم می‌گوید—
چیزی که قدرت دارد:
«وقتی فاصلهٔ زندگی و دستمزد این‌قدر زیاد می‌شود، سکوت دیگر ممکن نیست.»
ترس آن‌ها از همین است
از کارگری که بفهمد فقرش تصادفی نیست.
از سفره‌ای که بفهمد چرا خالی شده.
از کارگرانی که کنار هم بایستند، نه تنها در یک کارخانه، که در همهٔ کارگاه‌ها، بیمارستان‌ها، انبارها. مدارس و دانشگاه ها
وقتی خط فقر ۵۵ میلیون اعلام می‌شود، سیستم ناخواسته اعتراف می‌کند: «ما سال‌ها حقوق کارگران را زیرِ هزینهٔ زندگی تعیین کرده‌ایم.»
و این اعتراف یعنی یک چیز:
مشروعیت دستمزد رسمی فرو ریخته.

حسن می‌گوید:«اگه این عدد حقیقت داره، پس تنها راه اینه که ما همدیگه رو پیدا کنیم. تشکل، جمع، شورا… هرچی هست. تنها بمونیم، له می‌شیم.»
و این‌جا، درست در تاریکی شب، همان‌جایی که اخبار تلخ می‌ریزد روی سرت،
یک نور کوچک روشن می‌شود.
نور آگاهی و همبستگی زحمتکشان!

راه چاره در اتحاد و همبستگی و متشکل شدن در سندیکاهای کارگری و مبارزهٔ مشترک جمعی برای کسب حقوق از دست رفته است.

ناصر اسالو عضو سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران



ارتباط با ادمین
@S_felezkar

کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)

#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران

🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸

 
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرزیدنت ترامپ: ابر سیاه خاورمیانه فرو ریخته — جمهوری اسلامیِ ضعیف امروز مجبور به تسلیم است، نه شریک صلح

در مصاحبه‌ شبکه فاکس‌نیوز با پرزیدنت ترامپ، یک پیام استراتژیک و بی‌سابقه درباره خاورمیانه به‌روشنی شنیده شد: ریشه اصلی جنگ، بحران و بی‌ثباتی در منطقه، جمهوری اسلامی است — نه حماس، نه حزب‌الله؛ همه آن‌ها ابزارهای جمهوری اسلامی هستند.

وقتی خبرنگار درباره طرح صلح غزه و امتناع حماس از زمین گذاشتن سلاح پرسید، ترامپ پاسخ را هوشمندانه از «حماس» به تهران منتقل کرد و توضیح داد که اکنون صلح «در دسترس» است، زیرا حماس و حزب‌الله به‌شدت تضعیف شده‌اند و مهم‌تر از همه، «ابر سیاه خاورمیانه» یعنی جمهوری اسلامی کوچک و بی‌قدرت شده و توان هسته‌ای‌اش از بین رفته است. او تأکید کرد که «آنها می‌خواهند معامله کنند»؛ عبارتی که معنای واقعی آن روشن است: رژیم مجبور است معامله کند، چون در ضعیف‌ترین و بی‌ثبات‌ترین وضعیت تاریخ خود قرار دارد و باید شرایط تسلیم را بپذیرد—یا کنار گذاشته خواهد شد.
👍2
خبرگر
پرزیدنت ترامپ: ابر سیاه خاورمیانه فرو ریخته — جمهوری اسلامیِ ضعیف امروز مجبور به تسلیم است، نه شریک صلح در مصاحبه‌ شبکه فاکس‌نیوز با پرزیدنت ترامپ، یک پیام استراتژیک و بی‌سابقه درباره خاورمیانه به‌روشنی شنیده شد: ریشه اصلی جنگ، بحران و بی‌ثباتی در منطقه،…
این موضع، بازتاب مستقیم تغییر موازنه قدرت در منطقه و نشانه‌ای از نزدیک شدن پایان رژیمی است که دهه‌ها موتور جنگ و تروریسم در خاورمیانه و جهان بوده است.

🔴سؤال خبرنگار:

«سفیر شما در سازمان ملل توانست کاری انجام دهد که من قبلاً ندیده بودم. مایک والتز گفت رأی ۱۵–۰ گرفته شد و شورای امنیت طرح صلح ترامپ در غزه را تصویب کرد. من خواندم که یک واحد مشترک هم تشکیل شده؛ طبقه اول اسرائیلی‌ها هستند، طبقه دوم آمریکایی‌ها و همچنین نمایندگانی از مصر تا قطر. آن‌ها دارند برای ایجاد صلح کار می‌کنند.
اما حماس می‌گوید سلاحش را زمین نمی‌گذارد. برای رسیدن به مرحله دومِ این روندِ صلح چه کاری می‌توانید انجام دهید؟»


☀️پاسخ پرزیدنت ترامپ:
«باید ببینیم. بیایید نگاه کنیم ببینیم حماس چه می‌کند، چون ما تازه این روند را آغاز کرده‌ایم. باید صبر کنیم و ببینیم چه پیش می‌آید.

این را می‌توانم بگویم: ما اکنون در خاورمیانه صلح داریم. کشورهایی هستند که توافق کرده‌اند، و هر روز کشورهای بیشتری اضافه می‌شوند. چنین دوره‌ای در خاورمیانه سابقه نداشته است. شما امروز صلح را در خاورمیانه دارید.

الان حماس به‌شدت شکست خورده است. جمهوری اسلامی هم به‌شدت شکست خورده و توان هسته‌ای‌اش از بین رفته. و آن‌ها می‌خواهند معامله کنند، احتمالاً ما با جمهوری اسلامی یک توافق انجام خواهیم داد.

برای نخستین بار شما صلح واقعی در خاورمیانه دارید. حزب‌الله در لبنان هنوز وجود دارد که خوب نیست، اما یک وضعیت نسبتاً کوچک است—بد است اما کوچک. امّا یک سال پیش را نگاه کنید: شما با تهدید هسته‌ای مواجه بودید. جمهوری اسلامی قدرتش را به رخ می‌کشید.

امروز خاورمیانه کاملاً متفاوت است. کشورهای منطقه می‌خواهند صلح کنند، درحالی‌که قبلاً اصلاً چنین تصوری وجود نداشت. ما ابر تاریک را از روی منطقه برداشتیم، چون جمهوری اسلامی را سر جای خودش نشاندیم.»
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مارکو ربیو یک جمله گفت و تمام ماجرا را جمع کرد:
با حکومت اسلامی نمی‌شود توافق کرد ،فقط می‌شود مهارشان کرد.
دنیا کم‌کم همان حقیقتی را می‌بیند که ملت ایران سال‌هاست با خون و زخم تجربه کرده است.
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هفته گذشت…
ستاره حیدری، دختر ۱۷ ساله آبادانی، هنوز برنگشته.
با وجود ده‌ها دوربین مداربسته و پلاک‌خوان در محل ربایش، دستگاه‌های انتظامی و امنیتی نتوانستند او را پیدا کنند.
سؤال ساده است: چطور ممکن است در شهری با این همه امکانات نظارتی بر زندگی خصوصی مردم، دختری بی‌صدا ناپدید شود؟ #ستاره_کجاست #آبادان #بی‌عدالتی
🔥3😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به ۱۰ پرونده قتل مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور در بک دهه ؛ بازه زمانی اواسط دهه شصت تا اوایل دهه هفتاد خورشیدی.
#قتلهای_زنجیره_ای #ترورهای_دهه_شصت #ترور_حکومتی #سربازان_بدنام_امام_زمان
1👍1
بازداشت خودسرانه و پنج ماه بلاتکلیفی مسعود ملک‌پور پس از اعتراض به ربودن حیوانات خانگی‌اش

مسعود ملک‌پور، شهروند ۳۸ ساله گیلک اهل رشت، بیش از پنج ماه است بدون رسیدگی قضایی شفاف در بند میثاق زندان لاکان نگهداری می‌شود. پیش‌تر نظامیان حکومتی حیوانات خانگی او را ضبط کرده بود و ملک‌پور نتوانسته بود هیچ اطلاعاتی از سرنوشت آن‌ها به دست آورد.

بر اساس گزارش‌ها، پس از یک درگیری لفظی با نظامیان، ملک‌پور طی تماسی با اطلاعات نیروی انتظامی به آنها گفته است: «شما که این‌قدر درباره عدل و انصاف صحبت می‌کنید، چرا حیوانات خانگی من را بردید و نمی‌گویید چه بلایی سرشان آورده‌اید؟» روز بعد مزدوران رژیم به خانه‌اش رفته و او را بازداشت کردند.

اتهامات مطرح‌شده علیه ملک‌پور شامل «توهین به رهبری»، «ارتباط با دول متخاصم» و «شرب خمر» است. او بابت شرب خمر به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده و از بابت سایر اتهامات همچنان بلاتکلیف باقی مانده‌اند.

منابع خبری می‌گویند توقیف وسایل و بازداشت او بدون حکم قضایی صورت گرفته و این شهروند آرام و درون‌گرا پنج ماه است در وضعیت نامشخص به سر می‌برد.
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 مادر ابراهیم کتابدار، از جانباختگان اعتراضات آبان سال ۱۳۹۸ با انتشار این ویدیو در سالگرد تولد فرزندش نوشت: «اگر تورو با بی‌رحمی تموم از ما نمیگرفتن،امروز سی و شش ساله میشدی، امروزم مثل شش سال گذشته نبودی تا شعماتو فوت کنی، هنوز سی ساله نشده بودی که تن تو به خاک سپردیم، تن ابراهیمی رو که جلوی مغازه‌ش ايستاده بود و دستاش توی جیبش بود، روی وجب به وجب این خاک رد خون جوونای بی‌گناه مونده، همه‌ی ما میدونیم که پایان شب ایران طلوعی پر از روشناییه، داغ نبودت هر روز داره برامون سنگین تر میشه و ما تنها به امید آزادیِ که سرپاییم.»
مادر #ابراهیم_کتابدار می‌گوید: بچه مرا بی گناه کشتند. پسرم که در دنیا تک بود. با غیرت بود. حق هیچ کسی را نخورد و زور به کس نگفت، نترس بود و حالا دیگر نیست. کشتند و یک نفر هم نیامد دم در من بگوید اقلا بچه اش کشته شده دو یتیم دارد. شب ها بچه ها را بغل می کنم راه می افتم توی خیابان ها و لالایی می خوانم. دو بچه ۴ ساله و ۲ ساله. همسر محمد هم ۲۴ سال دارد و مانده ام به او چه بگویم که در این سن کم شوهرش را کشتند و بچه هایش را یتیم کردند. چه کسی می خواهد جواب پس بدهد؟
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوهر عشقی مادر دادخواه: اگر یکی نشویم همین است، ما را، فرزندان‌مان را خواهند کشت و ایران را نیز نابود خواهند کرد

بانو گوهر عشقی، مادر دادخواه جانفشان ایران ستار بهشتی، در دورانی که جنایت‌های رژیم جمهوری اسلامی بر مردم و این سرزمین افزایش پیدا کرده، با انتشار این فایل ویدیویی در صفحه اینستاگرامی خود نوشت:
آب_نیست
برق_نیست
نان_نیست
جنگلها_آتش_گرفتند

روزی نیست که فرزندان کارگرم برایم از اوضاع بد اقتصادی‌شان نگویند. روزی نیست که من برای خرید نان بیرون بروم و کارگری از وضع بد اقتصادی‌اش نگوید.

فرزندانم، تا زمانی جمهوری اسلامی هست، وضع بدتر خواهد شد، اما بهتر نخواهد شد.
تنها راه نجات ، یکی شدن ماست. اگر یکی نشویم، یکی‌یکی کشته می‌شویم.

جنگل‌ها آتیش گرفتند، آب نیست، برق نیست، فرزندان کارگرم شرمنده زن و بچه‌شان هستند.
فرزاد را در زندان کشتند، امید را کُشتند.
اگر یکی نشویم همین است. ما را خواهند کشت، فرزندان‌مان را خواهند کشت. ایران را نیز نابود خواهند کرد.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#همبستگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه سیاوش محمودی و تاکید بر ادامه دادخواهی بر علیه قاتلان فرزند ۱۶ ساله‌اش

لیلا مهدوی مادر دادخواه زنده‌یاد سیاوش محمودی ضمن انتشار این ویدپو در صفحه‌ی اینستاگرامی خود نوشت:
چه شب‌ها و چه روزهایی پشت آن درها نشستم… روزهایی که مرا از رفتن کنار فرزندم منع می‌کردند، محدودم می‌کردند، نفس کشیدن را هم برایم سخت کرده بودند.
خبرگر
مادر دادخواه سیاوش محمودی و تاکید بر ادامه دادخواهی بر علیه قاتلان فرزند ۱۶ ساله‌اش لیلا مهدوی مادر دادخواه زنده‌یاد سیاوش محمودی ضمن انتشار این ویدپو در صفحه‌ی اینستاگرامی خود نوشت: چه شب‌ها و چه روزهایی پشت آن درها نشستم… روزهایی که مرا از رفتن کنار فرزندم…
روزهای اول، مزار سیاوش را گم می‌کردم… شوک عجیبی که به من وارد شده بود نمی‌گذاشت تمرکز کنم. سنگ مزارش جلوی چشمم بود، اما من نمی‌دیدم. همان‌جا می‌ایستادم، بغض‌زده فریاد می‌زدم: «مامان… سیاوش… کجایی؟» و وقتی کمی آرام می‌شدم تازه می‌فهمیدم که تمام مدت کنارش بوده‌ام.

چه روزهایی که در بهشت زهرا ساعت‌ها کنار مزار سیاوش نشستم… زمان می‌گذشت، مزارها پر می‌شد، و من از اطرافم بی‌خبر بودم. یادم هست گاهی برای اینکه مأمورها اذیتم نکنند، در مزارهای خالی اطراف دراز می‌کشیدم تا بروند… بعد دوباره برمی‌گشتم، کنار مزار سیاوش می‌خوابیدم. از تاریکی هیچ ترسی نداشتم؛ تنها چیزی که می‌خواستم این بود که «کنارش باشم».

چه روزهایی را دیدم… روزهایی که با پاهای کثیفشان روی مزار سیاوش می‌رفتند، گل‌ها را جلوی چشمانم لگدمال می‌کردند. پوتین‌هایشان را روی عکسش می‌گذاشتند… اما من می‌ایستادم، سکوت می‌کردم، بغضم را قورت می‌دادم و فقط سرم را بالا می‌گرفتم.

چند بار مرا با تهدید از کنار مزارش بلند کردید… از سرما می‌لرزیدم، جلوی در نگه‌ام می‌داشتید، اجازهٔ استفاده از مترو نمی‌دادید. بعد که تمام وجودم از سرما کرخت می‌شد، بیرونم می‌کردید و من مجبور بودم تا مترو کهریزک از کنار بزرگراه پیاده بروم… تا به آخرین خط مترو برسم و سوار شوم.

چه شب‌های سخت… چه روزهای دردناک و طاقت‌فرسایی بر من گذشته… اما هنوز ایستاده‌ام.

برای سیاوش.
برای فرزند دلیرم.
برای پسری که شما ناجوانمردانه گلوله را در سرش نشاندید… پسری که فقط ۱۶ سال داشت.

و شما… شما آن‌قدر پست و حقیر هستید که حتی نامتان را لایق کنار نام فرزندم نمی‌دانم. شما از ما نیستید…

من ایستاده‌ام. هنوز. و تا آخرین نفس برای سیاوشم می‌ایستم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش کاملیا سجادیان مادر دادخواه، به آتش سوزی جنگل‌های روستای الیت: سالهاست که قوم فاسد، با فریب و حیله، خاک وطنمان را تصاحب کرده و به فکر غارت و به خاکستر نشاندن، هویت میلیون‌ها ایرانی‌اند
خبرگر
واکنش کاملیا سجادیان مادر دادخواه، به آتش سوزی جنگل‌های روستای الیت: سالهاست که قوم فاسد، با فریب و حیله، خاک وطنمان را تصاحب کرده و به فکر غارت و به خاکستر نشاندن، هویت میلیون‌ها ایرانی‌اند
کاملیا سجادیان مادر دادخواه زنده یاد محمدحسن ترکمان، از جان فشانان راه آزادی در جریان خیزش سراسری مردم ایران در سال ۱۴۰۱، در واکنش به آتش سوزی گسترده در روستای الیت مرزن‌آباد چالوس، ضمن انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامی خود، نوشت:
وطنم در آتش بی تدبیری ها، بی کفایتی ها، بی لیاقتی ها،، بی خردی ها،، د،،،،ز،،،،،د،،،،ی،،،،ها، خیانت ها،،، چپاول ها،،،،در حال سوختن است، ما چهل و هفت سال است که تنهاییم،، ما مردمی درد کشیده و رنج دیده ، سالهاست که در خاک و سرزمین مادری مان، تنها و غریب شده ایم، وطنم سالهاست که دلسوز و غم خواری ندارد،، سالهاست که قوم فاسد ، با فریب و حیله، خاک وطن را تصاحب کرده و به فکر غارت و به خاکستر نشاندن ،هویت میلیون ها ایرانی اند،،، وطنم، پاره ی تنم، مظلوم وطنم، چاره‌ای باشیم برای این سرزمین مظلوم و بی دفاع، چاره‌ای باشیم برای ریشه ها و هویت و قدمت چندین هزار ساله ی مان،،، چاره‌ای باشیم برای، ایرانی که به اصالت ایرانی به شدت نیازمند است، اجازه ندهید که گذشته‌ ی مان را هم بسوزانند،،،،، من یک ایرانی با غیرتم،، این خاک و سرزمین، ریشه و اصالت من است،،
1