خبرگر
1.92K subscribers
26K photos
19.9K videos
171 files
36.6K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
🔴سپاه پاسداران ایران از ارائه 'خدمات رفاهی' به زائران پاکستانی #اربعین خبر داد!

سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران ایران در نامه ای به فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان دستور داد تا "تسهیلات خدماتی و رفاهی زائرین پاکستانی" که از طریق ایران عازم مراسم اربعین در خاک عراق هستند را فراهم کند.


سپاه نیوز" نوشته : در این ابلاغیه تاکید شده تا "نهادهای دولتی و مردمی با بسیج امکانات و اسرع وقت به ارائه خدمات رفاهی به زائران عزیز و مخلص پاکستان" بپردازند.

حالا ببینید تو این رفت و آمدها چقدر بیماریهای ویروسی وارد کشور میشه ...ازاین زائرین مخلص ..چقدرهم به زنای ایرانی تعرض کنن این بیشرفا
http://t.me/khabargar
🎋 #ایران -مردم #بابل برای شهردار و عضو شورای شهر بنر‌ خوش آمد گویی از سفر زیارتی نصب کرده اند.
آنها #اربعین را در #کربلا بوده اند! 😳😜😂
#براندازم

@khabargar
🔴 ۴۶ زائر ایرانی #اربعین جان خود را از دست دادند.

@khabargar
خبرگر
Photo
راهپیمایی اربعین؛ قدم‌هایتان بر خون امیر

در طول سال‌ها بارها از مظلومیت جاویدنام امیر جوادی‌فر گفته‌ام اما این بار می‌خواهم داستانش را خطاب به شما بازگو کنم؛
شماهایی که هر سال با پای پیاده به کربلا می‌روید، به امید گرفتن حاجت.

این یادآوری برای شماست که به نیت پر کردن شکم، نمایش ریاکارانه، قدرت‌نمایی رژیم، پاچه‌خواری و خدمت به حاکمیت و باورهای هلال شیعی در این مراسم شرکت می‌کنید؛ البته اگر هنوز بتوان شما را ایرانی نامید.

عکسی که می‌بینید متعلق به امیر جوادی‌فر است؛ جوانی از شهر لنگرود، ایرانی اصیل.سال ۱۳۸۸ برای زندگی بهتر، آزادی وطن، کرامت انسانی و رهایی از ظلم و ستم به خیابان آمد.او نه شمشیر داشت، نه تیر و کمان، نه نیزه و نه سپر و نه مجهز به سلاح. تنها سلاحش دستان خالی و صدای آزادی‌ خواهانه‌اش بود.

اما یزیدیان زمانه به رهبری خونخوار علی خامنه‌ای در خیابان با شدیدترین خشونت به جانش افتادند؛ فک، بینی، گردن و دنده‌هایش شکست، یکی از چشمانش به شدت آسیب دید. پیش از بهبودی او را از بیمارستان به جهنمی به نام کهریزک بردند. کسی نمی‌داند در مسیر چه بلایی بر سرش آوردند که حالش بدتر شد و بینایی یکی از چشمانش را از دست داد.

در کهریزک با صدایی لرزان، مادرش را صدا می‌زد و چشم‌هایش را می‌خواست؛ همان مادری که سال‌ها پیش بر اثر سرطان از دنیا رفته بود. دردش روز به روز بیشتر می‌شد و ناله‌هایش فضا را پر می‌کرد.

روز آخر پیش از انتقال ما به اوین یزید و شمر زمانه سرهنگ کمیجانی ، رئیس بازداشتگاه کهریزک به جرم آنکه امیر در سایه‌ای روی زمین افتاده و بی‌جان نفس می‌کشید و همراه دیگران پا برهنه روی آسفالت داغ نبود، محکم با لگد پوتین بر سر و صورت و سینه‌اش کوبید.

وقتی ما را با اتوبوس از کهریزک به اوین بردند، هوا نزدیک به ۶۰ درجه بود؛ در دل بیابان‌های سمت بهشت زهرا. امیر در آن اتوبوس سوزان به لحظه پروازش نزدیک شده بود. با التماس به مأموران امنیتی خواستیم به او آب بدهند، اما حتی یک قطره هم دریغ کردند. امیر مظلوم با لب‌های خشک و ترک‌خورده در حالی که خون بالا می‌آورد در حسرت جرعه‌ای آب به سوی مادرش پر کشید. این تراژدی تا ابد در حافظه ما زنده خواهد ماند.

حالا بروید و برای حسین و حسن گریه کنید که مظلومانه و تشنه جان دادند؛
اما به یاد داشته باشید که فرزندان همین سرزمین، برای آزادی و عدالت، شکنجه شدند، چشمانشان را گرفتند و حتی پیش از مرگ، یک قطره آب هم به آنان ندادند تا از تشنگی جان بدهند.

masoudalizadeh___✍️
#بازداشتگاه_کهریزک
#امیر_جوادی_فر
#اربعین
👍5