#قمر_الملوک_وزیری، اولین #بانوی آوازه خوان ایران
قمرالملوک وزیری (تولد:۱۲۸۴ در قزوین ـ درگذشت: ۱۴مرداد ۱۳۳۸ در۵۴سالگی) اولین #خواننده_زن ایرانی بود که صدایش ضبط شد و بدون حجاب به روی صحنه رفت و معروفترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران بود.
پدرش پیش از تولد او درگذشت و مادرش را نیز در ۱۸ماهگی ازدست داد و سرپرستی اش را مادر بزرگش خیرالنسا (افتخارالذاکرین) که روضه خوان حرم ناصرالدین شاه قاجار بود، به عهده گرفت. مادربزرگ گاه او را با خود به روضه خوانی می برد. قمر از همان کودکی مرثیه های سوگواری را پیش خود واگویه می کرد و در تنهایی آنها را می خواند. از همان کودکی شوق خوانندگی در دلش شکفت و وقتی اندکی بزرگتر شد از مادربزرگش خواست که او را به یک معلم آواز بسپارد تا نزد او تمرین خوانندگی کند. مادربزرگ ابتدا نپذیرفت زیرا در آن دوره خوانندگی زن رسم نبود و مردم این کار را ناپسند می دانستند.
اصرار قمر باعث شد که مادر بزرگ بپذیرد ...
#زنان_هنرمند
🔻 وصیتنامه قمرالملوک وزیری - 1338
من مرده ام اما خاطرات حیات هنری ام نمرده. وقتی که تو، این دردِ دل های مرا میخوانی، من زیر خروارها خاک سرد و سیاه خفته ام. دیگر از حنجره خشکم صوتی بر نمی خیزد و دنیایم تاریک و خاموش است، اما روحم عظمتش را از دست نداده و هنرم را بنده زور و زر و خیانت نکردم. مطمئنم کسی بعد از مرگم، از من بدگویی نمی کند.
من هیچ ثروتی ندارم، اما دل های یتیمانی را دارم که بخاطر مرگم از غم مالامال میشوند. چشمهائی را دارم که در فقدانم اشک می ریزند. همان هائی که با پولم پرورش یافتند، شوهر کردند، داماد شدند و به جای اینکه جایشان در مراکز فساد و زندان باشد، انسانهای خوشبختی هستند. بعضیها می گفتند: ما باید هر چه بیشتر پول بگیریم تا مثل قمر نشویم.
نمیدانند که کنسرتهایم با آن چنان استقبالی روبرو میشد که مردم از در و دیوارش بالا میرفتند و بلیط ها را به 10 برابر قیمت میخریدند. اما تمام آنچه را که میگرفتم به موسسات خیریه و دارالایتام میبخشیدم که برایم لذتی وصف نشدنی داشت.
شبی نزدیک خانه ام مردی را دیدم که به دیوار تکیه داده و چشمانش پر اشک است. گفتم مرا می شناسی ؟
اشک هایش را پنهان کرد و گفت: کیست که تو را نشناسد !
با زحمت و اصرار وادارش کردم درد دلش را بگوید.
گفت: زنم دو قلو زائیده، یکی مرده و حالا پس از خاکسپاری طفل، بخاطر بی پولی روی رفتن به خانه را ندارم. با سماجت راضی اش کردم تا مرا بخانه اش ببرد.
اطاقی نمناک که زیلوی پاره و رختخوابی پارهتر و نور شمعی که پت پت میکرد، تزئینات خانه اش بود. زن بی حال بود و طفلبیگناه سینه خشک مادرش را میمکید. دلم آنقدر به درد آمد که وصفنشدنی بود. پول دادم و مرد را راهی کردم چند پرس چلوکباب، تخم مرغ، شیر، خرما و اقلام دیگر بخرد. طفل را تروخشک و قنداق پاره را عوض کردم و تمام دستمزد آن شبم را لای قنداق طفل گذاشتم.
شبی دیگر که از کنسرت بخانه برمیگشتم تا درشکه چی لاله زار مرا بخانه ببرد. درشکه چی مرا نشناخت و زبان شکوه از وضع ناگوارش کرد. گفت: فردا عروسی پسرم است، شرمنده رویش که نمی توانم جشن مفصلی برایش بگیرم.
فردایش با پرس و جوی فراوان بدون اینکه درشکهچی بوئی ببرد، آدرس منزلش را یافتم و کلیه اقلام و امکانات را برایش فراهم و خانه اش را چراغانی کردم و در مجلس عروسی با افتخار خواندم، شوقی که آن لحظه در چهره آن مرد دیدم، بالاترین شادی و افتخار برایم بود و احساس عظمت کردم. انگار فرشتگان و ارواح مقدس زیر گوشم زمزمه میکردند: قمر تو بهتری زن دنیائی.
ای بد خواهان بدانید که قمر با افتخار و بزرگی، باهنر زیست. امروز که زیر خروارها خاک خفته ام، نه دلی را شکسته ام و نه کسی از من کینه به دل دارد. می دانم دلهای عاشقان هنرم در غمم شکسته. ما رفتیم، اما شما که این هنر ملی و فاخر را به مادیات می فروشید و آلوده می کنید و نقطه روشنی در زندگی ندارید، گناهتان نابخشودنی است.
#زنان_مشروطه
#هنر_پیشرو
https://t.me/khabargar
قمرالملوک وزیری (تولد:۱۲۸۴ در قزوین ـ درگذشت: ۱۴مرداد ۱۳۳۸ در۵۴سالگی) اولین #خواننده_زن ایرانی بود که صدایش ضبط شد و بدون حجاب به روی صحنه رفت و معروفترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران بود.
پدرش پیش از تولد او درگذشت و مادرش را نیز در ۱۸ماهگی ازدست داد و سرپرستی اش را مادر بزرگش خیرالنسا (افتخارالذاکرین) که روضه خوان حرم ناصرالدین شاه قاجار بود، به عهده گرفت. مادربزرگ گاه او را با خود به روضه خوانی می برد. قمر از همان کودکی مرثیه های سوگواری را پیش خود واگویه می کرد و در تنهایی آنها را می خواند. از همان کودکی شوق خوانندگی در دلش شکفت و وقتی اندکی بزرگتر شد از مادربزرگش خواست که او را به یک معلم آواز بسپارد تا نزد او تمرین خوانندگی کند. مادربزرگ ابتدا نپذیرفت زیرا در آن دوره خوانندگی زن رسم نبود و مردم این کار را ناپسند می دانستند.
اصرار قمر باعث شد که مادر بزرگ بپذیرد ...
#زنان_هنرمند
🔻 وصیتنامه قمرالملوک وزیری - 1338
من مرده ام اما خاطرات حیات هنری ام نمرده. وقتی که تو، این دردِ دل های مرا میخوانی، من زیر خروارها خاک سرد و سیاه خفته ام. دیگر از حنجره خشکم صوتی بر نمی خیزد و دنیایم تاریک و خاموش است، اما روحم عظمتش را از دست نداده و هنرم را بنده زور و زر و خیانت نکردم. مطمئنم کسی بعد از مرگم، از من بدگویی نمی کند.
من هیچ ثروتی ندارم، اما دل های یتیمانی را دارم که بخاطر مرگم از غم مالامال میشوند. چشمهائی را دارم که در فقدانم اشک می ریزند. همان هائی که با پولم پرورش یافتند، شوهر کردند، داماد شدند و به جای اینکه جایشان در مراکز فساد و زندان باشد، انسانهای خوشبختی هستند. بعضیها می گفتند: ما باید هر چه بیشتر پول بگیریم تا مثل قمر نشویم.
نمیدانند که کنسرتهایم با آن چنان استقبالی روبرو میشد که مردم از در و دیوارش بالا میرفتند و بلیط ها را به 10 برابر قیمت میخریدند. اما تمام آنچه را که میگرفتم به موسسات خیریه و دارالایتام میبخشیدم که برایم لذتی وصف نشدنی داشت.
شبی نزدیک خانه ام مردی را دیدم که به دیوار تکیه داده و چشمانش پر اشک است. گفتم مرا می شناسی ؟
اشک هایش را پنهان کرد و گفت: کیست که تو را نشناسد !
با زحمت و اصرار وادارش کردم درد دلش را بگوید.
گفت: زنم دو قلو زائیده، یکی مرده و حالا پس از خاکسپاری طفل، بخاطر بی پولی روی رفتن به خانه را ندارم. با سماجت راضی اش کردم تا مرا بخانه اش ببرد.
اطاقی نمناک که زیلوی پاره و رختخوابی پارهتر و نور شمعی که پت پت میکرد، تزئینات خانه اش بود. زن بی حال بود و طفلبیگناه سینه خشک مادرش را میمکید. دلم آنقدر به درد آمد که وصفنشدنی بود. پول دادم و مرد را راهی کردم چند پرس چلوکباب، تخم مرغ، شیر، خرما و اقلام دیگر بخرد. طفل را تروخشک و قنداق پاره را عوض کردم و تمام دستمزد آن شبم را لای قنداق طفل گذاشتم.
شبی دیگر که از کنسرت بخانه برمیگشتم تا درشکه چی لاله زار مرا بخانه ببرد. درشکه چی مرا نشناخت و زبان شکوه از وضع ناگوارش کرد. گفت: فردا عروسی پسرم است، شرمنده رویش که نمی توانم جشن مفصلی برایش بگیرم.
فردایش با پرس و جوی فراوان بدون اینکه درشکهچی بوئی ببرد، آدرس منزلش را یافتم و کلیه اقلام و امکانات را برایش فراهم و خانه اش را چراغانی کردم و در مجلس عروسی با افتخار خواندم، شوقی که آن لحظه در چهره آن مرد دیدم، بالاترین شادی و افتخار برایم بود و احساس عظمت کردم. انگار فرشتگان و ارواح مقدس زیر گوشم زمزمه میکردند: قمر تو بهتری زن دنیائی.
ای بد خواهان بدانید که قمر با افتخار و بزرگی، باهنر زیست. امروز که زیر خروارها خاک خفته ام، نه دلی را شکسته ام و نه کسی از من کینه به دل دارد. می دانم دلهای عاشقان هنرم در غمم شکسته. ما رفتیم، اما شما که این هنر ملی و فاخر را به مادیات می فروشید و آلوده می کنید و نقطه روشنی در زندگی ندارید، گناهتان نابخشودنی است.
#زنان_مشروطه
#هنر_پیشرو
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
🪧 آیا انقلاب مشروطه دستاوردی برای زنان داشت؟
✍ منصوره اتحادیه| انسانشناس و نویسنده
🔺بله داشت. آنچه در زمان مشروطه مطرح شد و بهتر است بگوییم زنان مطرح کردند و حق و اجازه داشتند مطرح کنند، حق تحصیل بود که هنوز هم با وجود این اتفاقها، مخالفینی داشت. بااینهمه، این امر دیگر امری برگشتناپذیر بود. البته وقتی از زنان صحبت میکنیم، باید متوجه باشیم عدهای که فعال بودند محدود به چند شهر و چند خانواده بودند. زنانی که پدران و شوهران فرهیخته، باسواد و روشنفکر داشتند، اجازه داده بودند دختران و زنانشان تحصیل کنند. این امکانات بهصورت محدود در آن زمان وجود داشت.
▫️ تعدادی معدود مدارس خارجی وجود داشت و برخی نیز در خانه درس میخواندند. با مشروطه اما این تقاضا مطرح شد که تحصیل حق زنان است، ولی مردان اجازه نمیدهند این حق ادا شود. این در مشروطه طرح و تثبیت شد و به امری بازگشتناپذیر بدل شد. در دوره رضاشاه نیز این حق و تقاضا به اجرا درآمد. البته زنها به فعالیت در روزنامه و روزنامهنگاری هم با وجود مخالفتها ادامه دادند. حتی بعدتر که در دوره رضاشاه زنها به مدرسه، دبیرستان و دانشگاه میرفتند، باز افرادی مخالفتشان را ابراز میکردند.
🔺این مخالفان معتقد بودند، زنان باید خانهداری بیاموزند و برای مثال میپرسیدند فیزیک به چهکار آنها میآید. نمونه قابلتوجهی از زنان فعال آن دوره، مریم عمید است که پدرش طبیب و وکیل مجلس بود. مریم عمید نشریه «شکوفه» را در حوالی سال 1292 چاپ میکرد که روزنامه مهمی بود. همسر او حسینقلی میرزا عمادالسلطنه سالور که از شاهزادگان قاجار بود، بدون اشاره مستقیم به همسرش، فعالیت زنان را نمیپسندید و بعدتر نیز او را طلاق داد.
▫️زنان بهخصوص در زمینه حضور در عرصه سیاسی، خواستهای مطرح نمیکردند زیرا میدانستند خواسته مداخله در سیاست، فایده و ثمری ندارد. در همین دوران، روزنامه صدیقه دولتآبادی بهنام «زبان زنان» را توقیف کردند زیرا به قرارداد 1919 اعتراض کرده بود.
🔺 بنابراین زنان در روزنامه از حوزه بحث بهداشت، فرهنگ، تحصیل و مسائل زنان خارج نمیشدند و به سیاست ورود نمیکردند. در کنار این، اهداف و آرمانهای زنان نیز که در عصر مشروطه مطرح شد، پس از آن هیچگاه بهطور کامل محقق نشد زیرا زنان به هر روی «حق رأی» نیز میخواستند. این خواسته بعد از مدتی مطرح شد و درنهایت در اوایل دهه 1340 پذیرفته شد. با همین حق رأی نیز جریانهای زیادی مخالفت داشتند. در کل پیشرفتی که سنگبنای آن در مشروطه گذاشته شد، در دوره پهلوی اجرا شد زیرا در این دوره بود که در مدرسه، دبیرستان و دانشگاه به روی زنان باز شد و اندکاندک زنان توانستند تحصیلات عالی کنند و بعد نیز وارد اجتماع و بازار کار شوند.
▫️در دوره مشروطه تعداد زنان فعال، اما خیلی کم است و اگرچه مدارس، روزنامه و انجمنهایی شکل میگیرد اما با دوره پهلوی که با حمایت دولت فعالیتها صورت میگرفت و در تمام شهرها مدارس تاسیس شدند، قابل مقایسه نیست. البته در همین دوره نیز تحصیلات دانشگاهی زنان با دشواریهایی همراه بود. برای نمونه مهرانگیز منوچهریان برای جلب موافقت دانشگاه برای تحصیل رشته حقوق مجبور شد به دربار نامه بنویسد. دربار، موافقت کرد و بعد دوباره تحصیل او در مقطع دکتری با موانعی مواجه شد./هممیهن
#زنان_مشروطه
#حق_تحصیل_دختران
https://t.me/khabargar
✍ منصوره اتحادیه| انسانشناس و نویسنده
🔺بله داشت. آنچه در زمان مشروطه مطرح شد و بهتر است بگوییم زنان مطرح کردند و حق و اجازه داشتند مطرح کنند، حق تحصیل بود که هنوز هم با وجود این اتفاقها، مخالفینی داشت. بااینهمه، این امر دیگر امری برگشتناپذیر بود. البته وقتی از زنان صحبت میکنیم، باید متوجه باشیم عدهای که فعال بودند محدود به چند شهر و چند خانواده بودند. زنانی که پدران و شوهران فرهیخته، باسواد و روشنفکر داشتند، اجازه داده بودند دختران و زنانشان تحصیل کنند. این امکانات بهصورت محدود در آن زمان وجود داشت.
▫️ تعدادی معدود مدارس خارجی وجود داشت و برخی نیز در خانه درس میخواندند. با مشروطه اما این تقاضا مطرح شد که تحصیل حق زنان است، ولی مردان اجازه نمیدهند این حق ادا شود. این در مشروطه طرح و تثبیت شد و به امری بازگشتناپذیر بدل شد. در دوره رضاشاه نیز این حق و تقاضا به اجرا درآمد. البته زنها به فعالیت در روزنامه و روزنامهنگاری هم با وجود مخالفتها ادامه دادند. حتی بعدتر که در دوره رضاشاه زنها به مدرسه، دبیرستان و دانشگاه میرفتند، باز افرادی مخالفتشان را ابراز میکردند.
🔺این مخالفان معتقد بودند، زنان باید خانهداری بیاموزند و برای مثال میپرسیدند فیزیک به چهکار آنها میآید. نمونه قابلتوجهی از زنان فعال آن دوره، مریم عمید است که پدرش طبیب و وکیل مجلس بود. مریم عمید نشریه «شکوفه» را در حوالی سال 1292 چاپ میکرد که روزنامه مهمی بود. همسر او حسینقلی میرزا عمادالسلطنه سالور که از شاهزادگان قاجار بود، بدون اشاره مستقیم به همسرش، فعالیت زنان را نمیپسندید و بعدتر نیز او را طلاق داد.
▫️زنان بهخصوص در زمینه حضور در عرصه سیاسی، خواستهای مطرح نمیکردند زیرا میدانستند خواسته مداخله در سیاست، فایده و ثمری ندارد. در همین دوران، روزنامه صدیقه دولتآبادی بهنام «زبان زنان» را توقیف کردند زیرا به قرارداد 1919 اعتراض کرده بود.
🔺 بنابراین زنان در روزنامه از حوزه بحث بهداشت، فرهنگ، تحصیل و مسائل زنان خارج نمیشدند و به سیاست ورود نمیکردند. در کنار این، اهداف و آرمانهای زنان نیز که در عصر مشروطه مطرح شد، پس از آن هیچگاه بهطور کامل محقق نشد زیرا زنان به هر روی «حق رأی» نیز میخواستند. این خواسته بعد از مدتی مطرح شد و درنهایت در اوایل دهه 1340 پذیرفته شد. با همین حق رأی نیز جریانهای زیادی مخالفت داشتند. در کل پیشرفتی که سنگبنای آن در مشروطه گذاشته شد، در دوره پهلوی اجرا شد زیرا در این دوره بود که در مدرسه، دبیرستان و دانشگاه به روی زنان باز شد و اندکاندک زنان توانستند تحصیلات عالی کنند و بعد نیز وارد اجتماع و بازار کار شوند.
▫️در دوره مشروطه تعداد زنان فعال، اما خیلی کم است و اگرچه مدارس، روزنامه و انجمنهایی شکل میگیرد اما با دوره پهلوی که با حمایت دولت فعالیتها صورت میگرفت و در تمام شهرها مدارس تاسیس شدند، قابل مقایسه نیست. البته در همین دوره نیز تحصیلات دانشگاهی زنان با دشواریهایی همراه بود. برای نمونه مهرانگیز منوچهریان برای جلب موافقت دانشگاه برای تحصیل رشته حقوق مجبور شد به دربار نامه بنویسد. دربار، موافقت کرد و بعد دوباره تحصیل او در مقطع دکتری با موانعی مواجه شد./هممیهن
#زنان_مشروطه
#حق_تحصیل_دختران
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
🙏2
خبرگر
#تاریخ_زنان #زنان_مشروطه #دختران_قوچان #زن_زندگی_آزادی https://t.me/khabargar
📝 حکایت دختران قوچان: تاریخنگاریِ جنسیتی
✍ منصوره شجاعی | نویسنده، پژوهشگر و فعال حقوق زنان
🔺افسانه نجم آبادی، درجست وجو برای نوشتارهای زنانه در دوران مشروطه، مطالعه دقیق تاریخ این دوران را با رویکردی جنسیتی آغاز میکند. از چنین منظری است که حکایت دختران قوچان را در برگ برگ اسناد و مدارک به دست آمده دنبال میکند.
▫️چرا در تاریخنگاریهای پس از مشروطه توجه چندانی به واقعه فروش دختران قوچان نشده؟ چنین انگیزهای در مؤلف موجب میشود که خنثی دیدن تاریخ را با توجه به مناسبات قدرت به چالش کشد و حذف نقش تاریخی زنان در تاریخنگاری مورخان پس از مشروطه را مورد پرسش قراردهد.
🟨 حکایت دختران قوچان چیست؟
🔺فروش دختران قوچانی به ترکمانان و اسیر شدن زنان باشقانلو در خراسان درزمان حکومت حاج غلامرضا خان آصف الدوله در سال ۱۳۲۳ ه. ق مصادف با ۱۹۰۵ میلادی روی داد. خراسان که خطهای حاصلخیز بود و از اهمیتی سوق الجیشی برخوردار بود حکومتی بسیار پر خرج داشت که بخشی از هزینههای خود را با اخذ مالیات از رعایای خراسان تامین کرد. هرچند بخشهایی از خراسان از طریق قراردادهای مفتضحی چون ترکمانچای به تسلط دولت روسیه درآمده بود، اما دولت برای حفظ باقی آن خطه، از یک سو به کرنش درمقابل نیروهای روسیه به دلیل منابع مالی ادامه میداد و از سوی دیگر به رعایای تهیدست برای اخذ مالیات بیشتر فشارهای مرگبار میآورد.
▫️مصیبت طبیعیِ هجوم ملخ به خراسان و به ویژه در قوچان دلیلی افزون بر تنگدستی و سیاهروزی رعایا گشت به حدی که دیگر قادر به تامین رزق و روزی خود نبودند چه برسد به پرداخت مالیات! از آنجا که ظلم و استبداد راه به رحم و شفقت نمیبرد، پس فروش دختران رعایای قوچان به ترکمانان و تجار عشقآباد برای پرداخت مالیات به عنوان راه حل حکومتی به کار گرفته شد. در همان سال براثر تاخت وتاز آلامان ترکمان، زنان باشقانلو نیز به اسارت گرفته میشوند. این دو واقعه، به ویژه فروش دختران قوچان به ترکمانان یک بار دیگر، زخم قرارداد ترکمانچای را در میان ملت تازه کرد و جرقههای انقلاب مشروطه بدان داغ پر شرر شد.
🔺 پرونده این فاجعه در چندین و چند جلسه مکرر در مجلس اول مورد بررسی قرار گرفت و افکار عمومی جامعه را در مقیاسی بسیار وسیع جلب کرد. دادخواهی ملت از دولت تا به دو سال در مجلس طول کشید اما درنهایت دادستانی نشد که نشد!
▫️عدم مجازات عادلانه آصف الدوله از سوی وزارت عدلیه، عدم استرداد دختران قوچان با ملاحظات و توجیهاتی چون بچهدار شدن آنها بعد از دو سال و ناروا بودن جدا کردن فرزند از مادر و خودداری کردن از رفتار جبری با ترکمانان برای استرداد اسرا با توجیه امنیت کشور، نه تنها سرنوشت دختران قوچان را معلوم نکرد که موجب بخشیدن آصف الدوله و حتی انتصاب او به منصب وزیر داخله شد. زخم حکایت دختران قوچان بر دل خراسان کهنه شد.
🔺سرانجام صدایی زنانه از سوی اتحادیه غیبی نسوان تعلل در امر دادخواهی و استرداد اسرا و سهلانگاری مجلس در دیگر امور کشور را به چالش میکشد: «مدت چهارده ماه است که اوضاع مشروطه برپا شده، شب و روز عمر شریف خودمان را صرف خواندن روزنامهها که بفهمیم مجلس دارالشورای ملی چه گفت و چه کرد…جواب و نتیجه چه شد؟ هیچ! معلوم میشود که وکلای ما مجلس را برای تفنن خودشان برپا کردهاند پس کو قانون شما؟ پس چه شد مجلس سنای شما؟ کو عدلیه شما؟ شما وکلا زورتان بر ما ملت است چرا قانون به دست ما نمیدهید که هر کس در هر کجا که هست تکلیف خود بداند همینقدر عرض می کنم که اگرچه زن هستم و به قول آقایان ناقص عقل و ردیف بشر محسوب نمیشویم و از مرحمت پدرانمان هم که فضل و کمالی نداریم. امروز بر احدی پوشیده نیست که هر بیوه زنی به این مجلس دارالشورای ملی حق دارد و ما امروزحقوق خودمان را میخواهیم اگر وکلای محترم ما توانستد یا میتوانند تا سلخ رمضان قانون را تمام کرده و در سایر کارها ترتبیبی دهند که آسایش خلق فراهم شود، زهی شرف و سعادت والا اگر در خود چنین پیشرفت نمیبینند.
▫️ما به توسط همین عریضه خبر میدهیم که همه استفعا از کار خود بدهند و رسما به توسط روزنامه ندای وطن به ما خبر داده چهل روزی هم کار را به دست ما زنها واگذارند و به شرط آنکه عار نداشته باشند ما وکلا انتخاب میکنیم، وزرا انتخاب میکنیم خزانههای ورزا را که از خون خلق جمع و در سردابها گرو کردهاند بیرون میآوریم. بانک ملی برپا میکنیم، عثمانی راعقب مینشانیم، اسرای قوچان را عودت به خانههای خود میکنیم والا اگر تا سلخ رمضان خودتان اسباب آسایش حال عموم را فراهم نکردید و به ما هم واگذار نکردید، همینقدر عرض میکنم زنها میتوانند آنچه که میخواهند.»
#تاریخ_زنان
#زنان_مشروطه
#دختران_قوچان
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
✍ منصوره شجاعی | نویسنده، پژوهشگر و فعال حقوق زنان
🔺افسانه نجم آبادی، درجست وجو برای نوشتارهای زنانه در دوران مشروطه، مطالعه دقیق تاریخ این دوران را با رویکردی جنسیتی آغاز میکند. از چنین منظری است که حکایت دختران قوچان را در برگ برگ اسناد و مدارک به دست آمده دنبال میکند.
▫️چرا در تاریخنگاریهای پس از مشروطه توجه چندانی به واقعه فروش دختران قوچان نشده؟ چنین انگیزهای در مؤلف موجب میشود که خنثی دیدن تاریخ را با توجه به مناسبات قدرت به چالش کشد و حذف نقش تاریخی زنان در تاریخنگاری مورخان پس از مشروطه را مورد پرسش قراردهد.
🟨 حکایت دختران قوچان چیست؟
🔺فروش دختران قوچانی به ترکمانان و اسیر شدن زنان باشقانلو در خراسان درزمان حکومت حاج غلامرضا خان آصف الدوله در سال ۱۳۲۳ ه. ق مصادف با ۱۹۰۵ میلادی روی داد. خراسان که خطهای حاصلخیز بود و از اهمیتی سوق الجیشی برخوردار بود حکومتی بسیار پر خرج داشت که بخشی از هزینههای خود را با اخذ مالیات از رعایای خراسان تامین کرد. هرچند بخشهایی از خراسان از طریق قراردادهای مفتضحی چون ترکمانچای به تسلط دولت روسیه درآمده بود، اما دولت برای حفظ باقی آن خطه، از یک سو به کرنش درمقابل نیروهای روسیه به دلیل منابع مالی ادامه میداد و از سوی دیگر به رعایای تهیدست برای اخذ مالیات بیشتر فشارهای مرگبار میآورد.
▫️مصیبت طبیعیِ هجوم ملخ به خراسان و به ویژه در قوچان دلیلی افزون بر تنگدستی و سیاهروزی رعایا گشت به حدی که دیگر قادر به تامین رزق و روزی خود نبودند چه برسد به پرداخت مالیات! از آنجا که ظلم و استبداد راه به رحم و شفقت نمیبرد، پس فروش دختران رعایای قوچان به ترکمانان و تجار عشقآباد برای پرداخت مالیات به عنوان راه حل حکومتی به کار گرفته شد. در همان سال براثر تاخت وتاز آلامان ترکمان، زنان باشقانلو نیز به اسارت گرفته میشوند. این دو واقعه، به ویژه فروش دختران قوچان به ترکمانان یک بار دیگر، زخم قرارداد ترکمانچای را در میان ملت تازه کرد و جرقههای انقلاب مشروطه بدان داغ پر شرر شد.
🔺 پرونده این فاجعه در چندین و چند جلسه مکرر در مجلس اول مورد بررسی قرار گرفت و افکار عمومی جامعه را در مقیاسی بسیار وسیع جلب کرد. دادخواهی ملت از دولت تا به دو سال در مجلس طول کشید اما درنهایت دادستانی نشد که نشد!
▫️عدم مجازات عادلانه آصف الدوله از سوی وزارت عدلیه، عدم استرداد دختران قوچان با ملاحظات و توجیهاتی چون بچهدار شدن آنها بعد از دو سال و ناروا بودن جدا کردن فرزند از مادر و خودداری کردن از رفتار جبری با ترکمانان برای استرداد اسرا با توجیه امنیت کشور، نه تنها سرنوشت دختران قوچان را معلوم نکرد که موجب بخشیدن آصف الدوله و حتی انتصاب او به منصب وزیر داخله شد. زخم حکایت دختران قوچان بر دل خراسان کهنه شد.
🔺سرانجام صدایی زنانه از سوی اتحادیه غیبی نسوان تعلل در امر دادخواهی و استرداد اسرا و سهلانگاری مجلس در دیگر امور کشور را به چالش میکشد: «مدت چهارده ماه است که اوضاع مشروطه برپا شده، شب و روز عمر شریف خودمان را صرف خواندن روزنامهها که بفهمیم مجلس دارالشورای ملی چه گفت و چه کرد…جواب و نتیجه چه شد؟ هیچ! معلوم میشود که وکلای ما مجلس را برای تفنن خودشان برپا کردهاند پس کو قانون شما؟ پس چه شد مجلس سنای شما؟ کو عدلیه شما؟ شما وکلا زورتان بر ما ملت است چرا قانون به دست ما نمیدهید که هر کس در هر کجا که هست تکلیف خود بداند همینقدر عرض می کنم که اگرچه زن هستم و به قول آقایان ناقص عقل و ردیف بشر محسوب نمیشویم و از مرحمت پدرانمان هم که فضل و کمالی نداریم. امروز بر احدی پوشیده نیست که هر بیوه زنی به این مجلس دارالشورای ملی حق دارد و ما امروزحقوق خودمان را میخواهیم اگر وکلای محترم ما توانستد یا میتوانند تا سلخ رمضان قانون را تمام کرده و در سایر کارها ترتبیبی دهند که آسایش خلق فراهم شود، زهی شرف و سعادت والا اگر در خود چنین پیشرفت نمیبینند.
▫️ما به توسط همین عریضه خبر میدهیم که همه استفعا از کار خود بدهند و رسما به توسط روزنامه ندای وطن به ما خبر داده چهل روزی هم کار را به دست ما زنها واگذارند و به شرط آنکه عار نداشته باشند ما وکلا انتخاب میکنیم، وزرا انتخاب میکنیم خزانههای ورزا را که از خون خلق جمع و در سردابها گرو کردهاند بیرون میآوریم. بانک ملی برپا میکنیم، عثمانی راعقب مینشانیم، اسرای قوچان را عودت به خانههای خود میکنیم والا اگر تا سلخ رمضان خودتان اسباب آسایش حال عموم را فراهم نکردید و به ما هم واگذار نکردید، همینقدر عرض میکنم زنها میتوانند آنچه که میخواهند.»
#تاریخ_زنان
#زنان_مشروطه
#دختران_قوچان
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
🕊1