دو هفته از بازداشت #ماشالله_کرمی گذشت
جرم ؟ به یاد فرزندان بودن /فدای خودت و گردنبند زیبات عمو #ماشالله_کرمی
فکر کن اصلا #سالگرد_مهسا فقط و فقط میای که همین یه مردو آزاد کنی، ارزششو نداره!؟#مادران_دادخواه
امروز مامان منیژه از همیشه تنهاتر شده...
آقا ماشالا
پدر ایران هنوز در بازداشت هست
صدایش باشیم
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
جرم ؟ به یاد فرزندان بودن /فدای خودت و گردنبند زیبات عمو #ماشالله_کرمی
فکر کن اصلا #سالگرد_مهسا فقط و فقط میای که همین یه مردو آزاد کنی، ارزششو نداره!؟#مادران_دادخواه
امروز مامان منیژه از همیشه تنهاتر شده...
آقا ماشالا
پدر ایران هنوز در بازداشت هست
صدایش باشیم
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
#احمد_حسنزاده پدر جاویدنام #محمد_حسنزاده بازداشت شد. محمد پیش از کشتهشدن نوشته بود؛
"شاید امشب آخرین شب زندگیم باشد برای خوشبختی ایران"در ادامه فشار نهادهای امنیتی و قضایی حکومت بر خانوادههای جانباختگان، #احمد_حسنزاده و #سولماز_حسنزاده، پدر و خواهر #محمد_حسنزاده از جانباختگان خیزش زن زندگی آزادی در بوکان پس از احضار به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر بازداشت شدند.بخشی از صحبتهای او: «زمانی اگر میخواستیم بە یک نفر بگیم خیلی انسانە،با غیرت، میگفتیم خیلی مرد، الان مردی اگر بخواد خیلی مرد باشد باید خیلی زن باشە، بەراستی کە غیرت زنان خیلی از مردان بیشترە»صدایش باشیم
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
"شاید امشب آخرین شب زندگیم باشد برای خوشبختی ایران"در ادامه فشار نهادهای امنیتی و قضایی حکومت بر خانوادههای جانباختگان، #احمد_حسنزاده و #سولماز_حسنزاده، پدر و خواهر #محمد_حسنزاده از جانباختگان خیزش زن زندگی آزادی در بوکان پس از احضار به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر بازداشت شدند.بخشی از صحبتهای او: «زمانی اگر میخواستیم بە یک نفر بگیم خیلی انسانە،با غیرت، میگفتیم خیلی مرد، الان مردی اگر بخواد خیلی مرد باشد باید خیلی زن باشە، بەراستی کە غیرت زنان خیلی از مردان بیشترە»صدایش باشیم
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
پدر #مهسا_امینی اعلام کرد که برای ژینای ایران سالگرد خواهیم گرفت.امجد امینی، پدر #مهسا_امینی : «برآنیم که مراسم سالگرد را برگزار کنیم اما با توجه به شرایط نمیتوانیم به صورت رسمی برای دعوت مردم فراخوان بدهیم و یا به مردم بگوییم در مراسم شرکت نکنند… همه میدانند که مهسا فقط متعلق به خانواده امینی نیست، او دختر ایران است»
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
#محمدمهدی_کرمی
#ماشالله_کرمی
#ماشالله_کرمی_کجاست؟#سالگرد_مهسا #جواد_روحى #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#همه_باهم_هستیم #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#محمد_مهدی_کرمی
#محمد_رضا_رهنورد
#مهرشاد_شهیدی
#محسن_شکاری
#نیکا_شاکرمی #سالگرد_مهسا https://t.me/khabargar
استقبال زنان زندانی در اوین از مقامات قضایی!!
روز چهارشنبه شش دیماه زمانی که قضات دادگاه انقلاب و مقامات قضائی به بند زنان آمدند و مواجهه و مقاومت زنان در مقابل سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام شکل گرفت، صحنههایی بهیاد ماندنی به تصویر کشیده شد.
صحنهای که مقابل چشمانم بود تصویری واضح و قدرتمند از برپاییِ یک” داد”گاه و” داد”خواهی مردمی علیه عوامل قضائیِ دخیل در جنایتها بود که احکام ضد بشری را صادر و اجرا کرده بودند.
زنانی که در داخل زندان با شجاعت و شهامت در مقابل قضات صادر کننده احکامشان ایستاده بودند و تنها خواستهشان توقف سرکوب و خشونت علیه مردم ایران بود.
آنها فریاد میزدند و از مقامات میخواستند که اعدام و شکنجه را متوقف کنند.
قضات و مقاماتی که در میان دهها نیروی امنیتی جرات بیرون آمدن از در اتاق یا پذیرفتن ورود ما زنان به اتاقهایشان را نداشتند.
این لحظه همان لکنت زبان جنایتکار در مقابل دادخواه است.
صحنه عجیبی بود. ما زندانیان جلوی در ایستاده بودیم و تکان نمیخوردیم. نیروهای امنیتی و زندانبانها ما را به اینطرف و آنطرف میکشیدند. یکی دو بار زمین خورده اما دوباره بلند شدیم و ایستادیم. دستهایمان را به شکل قلاب زنجیر کردیم و شعار و سرود خواندیم.
یک لحظه در راهروی بند هیچ نبود جز فریاد طنینانداز زنان : “محسن شکاری” “محسن شکاری” “محسن شکاری”.. و تصویر عموزاد از لای نردههای پنجره افسرنگهبانی که سرش پائین و پائینتر میافتاد، تصویری به یاد ماندنی شد در خاطرمان.
ای کاش عکاسی از آن لحظه عکس میگرفت.
این شکوه فریاد دادخواهی علیه بیدادگر و ظالم است. این زیبایی سر برآوردن عدالتخواهی در بارگاه ظلم بیامان، در بند زنان است.
در آن لحظه #گلرخ را میبینم که با یکی از ماموران بحث میکند و میگوید به جای عقب راندن ما یک بار رو به سوی آنان بگیر و به آنان بگو جنایت بس است. قتل و کشتار بس است. به جای ما آنان را متوقف کن که دستشان در خون است.
صدای فریاد دیگری را میشنوم. #سپیده سرش را از لای میلههای پنجره جلو میبرد و خطاب به عموزاد میگوید چرا محسن را کشتی؟ چرا محمد مهدی کرمی را کشتید؟
بیاختیار دیگری فریاد میکشد #ماشالله_کرمی کجاست؟ چرا آزادش نمیکنید؟
#محبوبه با لهجه جنوبی فریاد میزند کیان را خودتان کشتید. حالا میخواهید مجاهد کورکور را اعدام کنید؟
صدای #سروناز را از پشت در قفل شده و صورت پر حرارتش را از دریچه کوچکش میبینم و میشنوم فریاد میزند: “ محسن شکاری زنده است.” “ خون سرد نمیشه.”
از پشت درِ قفل شده، کمی دورتر از ما زنان فریاد میزنند رضا رسائی را نکشید و با مشت بر در می کوبند.
به نظرم میآید این باشکوهترین “داد”گاه است.
صدایم بلند میشود و به جمع سخنرانان میپیوندم.” این یک دادخواهی مردمی است . جلوه و تصویری از “ داد” گاه شما قضاتِ دادگاه انقلاب و مقامات قضائیست که دست به اِعمال شکنجه و اعدام زدهاید. خوب احساس کنید.
احساس کنید زمانی که در مقابل مردم رنجکشیده ایران با این پرسش مواجه خواهید شد “که چرا فرزندان این سرزمین را کشتهاید؟ چرا جوانان را اعدام کردهاید؟ چرا زنان و مردان را شکنجه و زندان کردهاید به چه حالی خواهید افتاد؟ شما الان که هنوز در مسند قدرتید و در داخل زندان جمهوریاسلامی در میان گارد مسلح محافظت میشوید، جرات ندارید که به میان ما نُه زن زندانی بیائید یا درِ اتاق را باز کنید و در مقابل ما بایستید و پاسخگوی رفتارتان باشید.
یقین دارم در پیشگاه مردم در روز دادخواهی نیز نخواهید توانست حتا یک کلمه بر زبان برانید. اینجا دادگاه مردمی در قلب زندان اوین در بند زنان سیاسی-عقیدتی برای امر دادخواهیست.
این تاریخ را به ذهنتان بسپارید.
صدای اعتراض بلندتر از قبل در تمام زوایای ساختمان میپیچد. “دست از صدور احکام اعدام بردارید. ماشین مرگ، اعدام و شکنجه را متوقف کنید. دلیل به اینجا آمدنمان نه احکامیست که علیه خودمان صادر شده است و نه زندانیست که با افتخار تحمل میکنیم. ما اینجا آمدهایم که بگوییم خشونت علیه مردم را متوقف کنید. آمدهایم بگوئیم مقاومت و اعتراض ادامه دارد و جنبش “زن، زندگی، آزادی” زنده است.”
موج فریاد رسای زنان در فضای زندان پیچیده بود . ای کاش صدابرداری بود و سکوت محض خفت الود مقامات و قضات را که قادر به براوردن یک کلمه از همان دهانهایی که احکام مرگ و زندان را پشت میزهایشان بلند میخوانند، نبودند، ضبط می کرد. این سکوت برای تاریخ شنیدنی است و قطعا تکرار خواهد شد.
گرچه این تصویر به دوربین هیچ عکاسی راه نیافت اما در روح و روان ما و ذهن جنایتکاران ثبت تاریخی شد. زنده باد مقاومت و امید
#نرگس_محمدی
۶ دی ۱۴۰۲
زندان اوین
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد https://t.me/khabargar
روز چهارشنبه شش دیماه زمانی که قضات دادگاه انقلاب و مقامات قضائی به بند زنان آمدند و مواجهه و مقاومت زنان در مقابل سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام شکل گرفت، صحنههایی بهیاد ماندنی به تصویر کشیده شد.
صحنهای که مقابل چشمانم بود تصویری واضح و قدرتمند از برپاییِ یک” داد”گاه و” داد”خواهی مردمی علیه عوامل قضائیِ دخیل در جنایتها بود که احکام ضد بشری را صادر و اجرا کرده بودند.
زنانی که در داخل زندان با شجاعت و شهامت در مقابل قضات صادر کننده احکامشان ایستاده بودند و تنها خواستهشان توقف سرکوب و خشونت علیه مردم ایران بود.
آنها فریاد میزدند و از مقامات میخواستند که اعدام و شکنجه را متوقف کنند.
قضات و مقاماتی که در میان دهها نیروی امنیتی جرات بیرون آمدن از در اتاق یا پذیرفتن ورود ما زنان به اتاقهایشان را نداشتند.
این لحظه همان لکنت زبان جنایتکار در مقابل دادخواه است.
صحنه عجیبی بود. ما زندانیان جلوی در ایستاده بودیم و تکان نمیخوردیم. نیروهای امنیتی و زندانبانها ما را به اینطرف و آنطرف میکشیدند. یکی دو بار زمین خورده اما دوباره بلند شدیم و ایستادیم. دستهایمان را به شکل قلاب زنجیر کردیم و شعار و سرود خواندیم.
یک لحظه در راهروی بند هیچ نبود جز فریاد طنینانداز زنان : “محسن شکاری” “محسن شکاری” “محسن شکاری”.. و تصویر عموزاد از لای نردههای پنجره افسرنگهبانی که سرش پائین و پائینتر میافتاد، تصویری به یاد ماندنی شد در خاطرمان.
ای کاش عکاسی از آن لحظه عکس میگرفت.
این شکوه فریاد دادخواهی علیه بیدادگر و ظالم است. این زیبایی سر برآوردن عدالتخواهی در بارگاه ظلم بیامان، در بند زنان است.
در آن لحظه #گلرخ را میبینم که با یکی از ماموران بحث میکند و میگوید به جای عقب راندن ما یک بار رو به سوی آنان بگیر و به آنان بگو جنایت بس است. قتل و کشتار بس است. به جای ما آنان را متوقف کن که دستشان در خون است.
صدای فریاد دیگری را میشنوم. #سپیده سرش را از لای میلههای پنجره جلو میبرد و خطاب به عموزاد میگوید چرا محسن را کشتی؟ چرا محمد مهدی کرمی را کشتید؟
بیاختیار دیگری فریاد میکشد #ماشالله_کرمی کجاست؟ چرا آزادش نمیکنید؟
#محبوبه با لهجه جنوبی فریاد میزند کیان را خودتان کشتید. حالا میخواهید مجاهد کورکور را اعدام کنید؟
صدای #سروناز را از پشت در قفل شده و صورت پر حرارتش را از دریچه کوچکش میبینم و میشنوم فریاد میزند: “ محسن شکاری زنده است.” “ خون سرد نمیشه.”
از پشت درِ قفل شده، کمی دورتر از ما زنان فریاد میزنند رضا رسائی را نکشید و با مشت بر در می کوبند.
به نظرم میآید این باشکوهترین “داد”گاه است.
صدایم بلند میشود و به جمع سخنرانان میپیوندم.” این یک دادخواهی مردمی است . جلوه و تصویری از “ داد” گاه شما قضاتِ دادگاه انقلاب و مقامات قضائیست که دست به اِعمال شکنجه و اعدام زدهاید. خوب احساس کنید.
احساس کنید زمانی که در مقابل مردم رنجکشیده ایران با این پرسش مواجه خواهید شد “که چرا فرزندان این سرزمین را کشتهاید؟ چرا جوانان را اعدام کردهاید؟ چرا زنان و مردان را شکنجه و زندان کردهاید به چه حالی خواهید افتاد؟ شما الان که هنوز در مسند قدرتید و در داخل زندان جمهوریاسلامی در میان گارد مسلح محافظت میشوید، جرات ندارید که به میان ما نُه زن زندانی بیائید یا درِ اتاق را باز کنید و در مقابل ما بایستید و پاسخگوی رفتارتان باشید.
یقین دارم در پیشگاه مردم در روز دادخواهی نیز نخواهید توانست حتا یک کلمه بر زبان برانید. اینجا دادگاه مردمی در قلب زندان اوین در بند زنان سیاسی-عقیدتی برای امر دادخواهیست.
این تاریخ را به ذهنتان بسپارید.
صدای اعتراض بلندتر از قبل در تمام زوایای ساختمان میپیچد. “دست از صدور احکام اعدام بردارید. ماشین مرگ، اعدام و شکنجه را متوقف کنید. دلیل به اینجا آمدنمان نه احکامیست که علیه خودمان صادر شده است و نه زندانیست که با افتخار تحمل میکنیم. ما اینجا آمدهایم که بگوییم خشونت علیه مردم را متوقف کنید. آمدهایم بگوئیم مقاومت و اعتراض ادامه دارد و جنبش “زن، زندگی، آزادی” زنده است.”
موج فریاد رسای زنان در فضای زندان پیچیده بود . ای کاش صدابرداری بود و سکوت محض خفت الود مقامات و قضات را که قادر به براوردن یک کلمه از همان دهانهایی که احکام مرگ و زندان را پشت میزهایشان بلند میخوانند، نبودند، ضبط می کرد. این سکوت برای تاریخ شنیدنی است و قطعا تکرار خواهد شد.
گرچه این تصویر به دوربین هیچ عکاسی راه نیافت اما در روح و روان ما و ذهن جنایتکاران ثبت تاریخی شد. زنده باد مقاومت و امید
#نرگس_محمدی
۶ دی ۱۴۰۲
زندان اوین
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999