شوهرم میخواهد از مهریه فرار کند
موسی برزین، وکیل خانه امن
سوال:
سلام! خسته نباشید!
من خانمی هستم ۴۱ ساله و صاحب دو فرزند که ۱۸ سال قبل ازدواج کردهام. در این ۱۸ سال مشکلات خیلی زیادی با شوهرم داشتهام. من شاغل هستم اما تمام حقوقم دست ایشان بوده و هر طور خواسته خرج کرده است. با وجود این همیشه هم از من طلبکار بوده.
من مجبور هستم علاوه بر کار در بیرون، تمام کارهای خانه را هم انجام بدهم. ایشان به دلیل اینکه من کس و کاری ندارم و فقط مادرم هست که ایشان هم به دلیل پیری نمیتواند از من حمایت کند، من را مورد سوء استفاده قرار داده است. وقتی میگویم چرا حقوقم را میگیری، میگوید این کار را من برای تو پیدا کردم و من مسئول خانواده هستم.
ایشان به هر بهانه کوچکی به من فحش میدهد و بیاحترامی میکند. تا حالا بیشتر از ۱۰ بار جلوی بچهها من را کتک زده است طوری که صورتم کبود شده.
من به خاطر بچههایم و اینکه جایی برای رفتن ندارم تحمل کردهام اما دیگر تصمیم خود را برای طلاق گرفتهام. بچههایم دختر هستند و بیشتر از ۱۲ سال دارند. آنها هم میخواهند با من باشند. مهریه من ۱۲۴ سکه بهار آزادی است. چند وقت پیش به ایشان گفتم که میخواهم طلاق بگیرم. حقوق این ۱۸ سالی را که به تو دادم برگردان و توافقی طلاق بگیریم اما گفت که امکان ندارد. تهدیدش کردم که اموالت را توقیف میکنم اما ایشان گفت اگر مهریهات را به اجرا بگذاری اموالم را به نام شخص دیگری میکنم.
واقعیتش من الان هیچ پول و اموالی ندارم و اگر جدا بشوم با مشکلات اقتصادی زیادی روبهرو خواهم شد و به همین دلیل میخواهم مهریهام را بگیرم.
آیا ایشان میتواند اموالش را به نام دیگری بکند و مهریه من را ندهد؟ میخواستم بدانم چه کار میتوانم بکنم تا ایشان نتواند اموالش را به نام دیگری بکند؟
جواب:
سلام خانم محترم!
بر اساس قانون مدنی ایران زن به محض وقوع عقد مالک مهریه میشود و میتواند آن را مطالبه کند. قوانین هم برای چگونگی مطالبه مهریه راهکارهایی را پیشبینی کردهاند. از جمله این راهکارها این است که اگر شوهر با وجود مطالبه از طرف زن مهریه را پرداخت نکند، زن میتواند اموال شوهر را معرفی کرده و خواستار توقیف آنها شود. در صورتی که این اموال بلا مانع بوده و از مستثنیات دین محسوب نشود، دادگاه اموال را به مقدار مهریه زن توقیف میکند.
در این میان ممکن است شوهر برای عدم پرداخت مهریه اموال خود را به فرد دیگری منتقل کند تا زن نتواند آنها را توقیف کند که اگر ثابت شود این انتقال صوری بوده و به قصد فرار از دین صورت گرفته، باطل بوده و انتقال دهنده به مجازات محکوم میشود.
بر اساس ماده ۲۱۸ قانون مدنی ایران، «هر گاه معلوم شود معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده، آن معامله باطل است».
بر این اساس از آنجا که مهریه نیز نوعی دین است، اگر ثابت شود که شوهر به دلیل فرار از پرداخت مهریه به طور صوری اموال خود را به دیگری منتقل کرده است، آن معامله باطل خواهد بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YdArO3
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://bit.ly/2YeIvOB
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین، وکیل خانه امن
سوال:
سلام! خسته نباشید!
من خانمی هستم ۴۱ ساله و صاحب دو فرزند که ۱۸ سال قبل ازدواج کردهام. در این ۱۸ سال مشکلات خیلی زیادی با شوهرم داشتهام. من شاغل هستم اما تمام حقوقم دست ایشان بوده و هر طور خواسته خرج کرده است. با وجود این همیشه هم از من طلبکار بوده.
من مجبور هستم علاوه بر کار در بیرون، تمام کارهای خانه را هم انجام بدهم. ایشان به دلیل اینکه من کس و کاری ندارم و فقط مادرم هست که ایشان هم به دلیل پیری نمیتواند از من حمایت کند، من را مورد سوء استفاده قرار داده است. وقتی میگویم چرا حقوقم را میگیری، میگوید این کار را من برای تو پیدا کردم و من مسئول خانواده هستم.
ایشان به هر بهانه کوچکی به من فحش میدهد و بیاحترامی میکند. تا حالا بیشتر از ۱۰ بار جلوی بچهها من را کتک زده است طوری که صورتم کبود شده.
من به خاطر بچههایم و اینکه جایی برای رفتن ندارم تحمل کردهام اما دیگر تصمیم خود را برای طلاق گرفتهام. بچههایم دختر هستند و بیشتر از ۱۲ سال دارند. آنها هم میخواهند با من باشند. مهریه من ۱۲۴ سکه بهار آزادی است. چند وقت پیش به ایشان گفتم که میخواهم طلاق بگیرم. حقوق این ۱۸ سالی را که به تو دادم برگردان و توافقی طلاق بگیریم اما گفت که امکان ندارد. تهدیدش کردم که اموالت را توقیف میکنم اما ایشان گفت اگر مهریهات را به اجرا بگذاری اموالم را به نام شخص دیگری میکنم.
واقعیتش من الان هیچ پول و اموالی ندارم و اگر جدا بشوم با مشکلات اقتصادی زیادی روبهرو خواهم شد و به همین دلیل میخواهم مهریهام را بگیرم.
آیا ایشان میتواند اموالش را به نام دیگری بکند و مهریه من را ندهد؟ میخواستم بدانم چه کار میتوانم بکنم تا ایشان نتواند اموالش را به نام دیگری بکند؟
جواب:
سلام خانم محترم!
بر اساس قانون مدنی ایران زن به محض وقوع عقد مالک مهریه میشود و میتواند آن را مطالبه کند. قوانین هم برای چگونگی مطالبه مهریه راهکارهایی را پیشبینی کردهاند. از جمله این راهکارها این است که اگر شوهر با وجود مطالبه از طرف زن مهریه را پرداخت نکند، زن میتواند اموال شوهر را معرفی کرده و خواستار توقیف آنها شود. در صورتی که این اموال بلا مانع بوده و از مستثنیات دین محسوب نشود، دادگاه اموال را به مقدار مهریه زن توقیف میکند.
در این میان ممکن است شوهر برای عدم پرداخت مهریه اموال خود را به فرد دیگری منتقل کند تا زن نتواند آنها را توقیف کند که اگر ثابت شود این انتقال صوری بوده و به قصد فرار از دین صورت گرفته، باطل بوده و انتقال دهنده به مجازات محکوم میشود.
بر اساس ماده ۲۱۸ قانون مدنی ایران، «هر گاه معلوم شود معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده، آن معامله باطل است».
بر این اساس از آنجا که مهریه نیز نوعی دین است، اگر ثابت شود که شوهر به دلیل فرار از پرداخت مهریه به طور صوری اموال خود را به دیگری منتقل کرده است، آن معامله باطل خواهد بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YdArO3
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://bit.ly/2YeIvOB
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
شوهرم میخواهد از مهریه فرار کند
موسی برزین، وکیل خانه امن سوال: سلام! خسته نباشید! من خانمی هستم ۴۱ ساله و صاحب دو فرزند که ۱۸ سال قبل ازدواج کردهام. در این ۱۸ سال مشکلات خیلی زیادی با شوهرم داشتهام. من شاغل هستم اما تمام حقوقم دست ایشان بوده و هر طور خواسته خرج کرده است. با وجود این…
بدون اینکه بگوید متاهل است مرا صیغه کرد
پرسشگر: سلام خسته نباشید. من خانم ۳۲ ساله ای هستم که ۴ سال پیش از شوهرم جدا شدم. دلیل آن هم این بود که شوهرم رفتار خوبی با من نداشت و مرتبا من را اذیت می کرد. همچنین با یک خانم در ارتباط بود. گرچه خانو.اده ام با جدا شدنم مخالف بودند ولی با مشکلات بسیار توانستم جدا شوم. البته شوهرم راضی به جدا شدن بود و می گفت مهریه ات را ببخش و من طلاقت دهم. آخر سر هم همینطور شد. به هر حال طلاق گرفتم و پیش مادرم رفتم. پدرم فوت کرده است. وضعیت مالی مان خوب نبود. یک برادر بزرگ نیز دارم که خودش متاهل است و نمی تواند کمک مالی کند.
از آنجا که در شهرستان کوچکی زندگی میکردم نمیتوانستم کار پیدا کنم. همچنین اطرافیانم در شهرستان نگاه خوبی به من نداشتند و این مرا آزار میداد. به همبن دلیل با پیشنهاد دختر عمهام به تهران آمدم و در یک تولیدی پوشاک مشغول به کار شدم. تقریبا یک سال و نیم پیش با مردی آشنا شدم. ایشان در آن کارگاه کار میکردند. پس از گذشت مدتی از آشنایی مان، به من پیشنهاد داد که ازدواج کنیم و گفت که چون وضعیت مالی اش خوب نیست صیغه بخوانیم و پس از مدتی ازدواج کنیم. به یک روحانی مراجعه کردیم و ایشان صیغه خواند. مدت آن هم دو سال تعیین کردیم. من چند ماه بعد متوجه شدم که ایشان متاهل هستند در صورتی که به من گفته بودند که مجردند. بسیار ناراحت شدم. ایشان در جواب گفتند که با خانمش اختلاف دارد و سالهاست که جدا زندگی میکنند و قصد جدایی دارند. الان نمیدانم چه کار باید بکنم. خیلی ناراحت هستم. اعتمادم به ایشان سلب شده است چرا که مرا فریب داده و خود را مجرد معرفی کرد. من به این دلیل راضی به صیغه شدم که بعدها همسر دائم وی شوم. اما با این وضعیت ممکن است از همسرش جدا نشود. لطفا مرا راهنمایی کنید؟ چه کار باید بکنم؟
پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید:
https://soundcloud.com/khanehamn/lcddkqg0ue7s?in=khanehamn/sets/3ozafn3vhbml
@KhanehAmnTelegram
پرسشگر: سلام خسته نباشید. من خانم ۳۲ ساله ای هستم که ۴ سال پیش از شوهرم جدا شدم. دلیل آن هم این بود که شوهرم رفتار خوبی با من نداشت و مرتبا من را اذیت می کرد. همچنین با یک خانم در ارتباط بود. گرچه خانو.اده ام با جدا شدنم مخالف بودند ولی با مشکلات بسیار توانستم جدا شوم. البته شوهرم راضی به جدا شدن بود و می گفت مهریه ات را ببخش و من طلاقت دهم. آخر سر هم همینطور شد. به هر حال طلاق گرفتم و پیش مادرم رفتم. پدرم فوت کرده است. وضعیت مالی مان خوب نبود. یک برادر بزرگ نیز دارم که خودش متاهل است و نمی تواند کمک مالی کند.
از آنجا که در شهرستان کوچکی زندگی میکردم نمیتوانستم کار پیدا کنم. همچنین اطرافیانم در شهرستان نگاه خوبی به من نداشتند و این مرا آزار میداد. به همبن دلیل با پیشنهاد دختر عمهام به تهران آمدم و در یک تولیدی پوشاک مشغول به کار شدم. تقریبا یک سال و نیم پیش با مردی آشنا شدم. ایشان در آن کارگاه کار میکردند. پس از گذشت مدتی از آشنایی مان، به من پیشنهاد داد که ازدواج کنیم و گفت که چون وضعیت مالی اش خوب نیست صیغه بخوانیم و پس از مدتی ازدواج کنیم. به یک روحانی مراجعه کردیم و ایشان صیغه خواند. مدت آن هم دو سال تعیین کردیم. من چند ماه بعد متوجه شدم که ایشان متاهل هستند در صورتی که به من گفته بودند که مجردند. بسیار ناراحت شدم. ایشان در جواب گفتند که با خانمش اختلاف دارد و سالهاست که جدا زندگی میکنند و قصد جدایی دارند. الان نمیدانم چه کار باید بکنم. خیلی ناراحت هستم. اعتمادم به ایشان سلب شده است چرا که مرا فریب داده و خود را مجرد معرفی کرد. من به این دلیل راضی به صیغه شدم که بعدها همسر دائم وی شوم. اما با این وضعیت ممکن است از همسرش جدا نشود. لطفا مرا راهنمایی کنید؟ چه کار باید بکنم؟
پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید:
https://soundcloud.com/khanehamn/lcddkqg0ue7s?in=khanehamn/sets/3ozafn3vhbml
@KhanehAmnTelegram
SoundCloud
بدون اینکه بگوید متاهل است مرا صیغه کرد
پرسشگر: سلام خسته نباشید. من خانم 32 ساله ای هستم که 4 سال پیش از شوهرم جدا شدم. دلیل آن هم این بود که شوهرم رفتار خوبی با من نداشت و مرتبا من را اذیت می کرد. همچنین با یک خانم در ارتباط بود. گرچه خ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشارکت کودکان در کار خانه؟
مرز بین مسئولیت و کار خانگی کودکان بسیار باریک است. در ادامه با هم چند مورد را بررسی میکنیم. به نظر شما کدام کارخانگی یرای کودکان محسوب میشود و میتواند باعث رنج آن شود و کدام میتواند مسئولیتی برای کودک باشد و در راه رشد کودک او را کمک کند.
http://www.khanehamn.org/archives/27985
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YgCS2p
#مسئولیت #کار_خانگی_کودک #مسئولیت_پذیری
@KhanehAmnTelegram
مرز بین مسئولیت و کار خانگی کودکان بسیار باریک است. در ادامه با هم چند مورد را بررسی میکنیم. به نظر شما کدام کارخانگی یرای کودکان محسوب میشود و میتواند باعث رنج آن شود و کدام میتواند مسئولیتی برای کودک باشد و در راه رشد کودک او را کمک کند.
http://www.khanehamn.org/archives/27985
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YgCS2p
#مسئولیت #کار_خانگی_کودک #مسئولیت_پذیری
@KhanehAmnTelegram
حمایت کیفری از آسیب دیدگان در خشونت خانگی
معین خزائلی
بر اساس آماری که در سال ۱۳۹۳ در ایران منتشر شده است، میزان مرگ و میر ناشی از خشونت در میان زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال با میزان مرگ و میر ناشی از بیماری سرطان در میان آنها برابری میکند.
اِعمال این خشونتها که غالبا به صورت ضرب و شتم فیزیکی است و تبعات مخرب روانی به همراه میآورد، در حالی است که نتایج یک پژوهش انجام شده در سال ۹۷ در استان قزوین، نشان میدهد عدم وجود حمایتهای کیفری از زنان آسیب دیده در خشونت خانگی از اصلیترین علل تکرار این نوع از خشونتورزی از سوی فرد خشونتگر (در اینجا شوهر) است.
بنا بر یافتههای این تحقیق، نزدیک ۴۰ درصد از زنانی که به دلیل دیدن آزار و خشونت فیزیکی از سوی همسران خود درخواست طلاق دادهاند، تا پیش از آن که درخواست طلاق بدهند، دستکم پنج بار یا بیشتر هدف ضرب و شتم و آزار قرار گرفتهاند.
نتایج این پژوهش همچنین نشان میدهد تنها ۱۴ درصد از این زنان به دلیل ضرب و شتم از همسران خود شکایت کردهاند و بقیه آنها صرفا با هدف ارائه دادخواست طلاق به دادگاهها مراجعه کردهاند.
در این میان اما علاوه بر تکرار خشونت از سوی خشونتگر، عدم وجود حمایت کیفری مورد نیاز از خشونتدیده در خشونت خانگی، خود سبب میشود که این افراد از گزارش موارد وقوع خشونت به پلیس خودداری کرده و در نتیجه در چرخه بی پایان خشونت گرفتار شوند. چرخهای که در بسیاری از موارد تا زمان جاری شدن طلاق ادامه دارد و گاهی حتی بعد از آن هم به پایان نمیرسد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YnoO7u
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27977
#خشونت_خانگی #حمایت_از_قربانی #جرم_انگاری
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
بر اساس آماری که در سال ۱۳۹۳ در ایران منتشر شده است، میزان مرگ و میر ناشی از خشونت در میان زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال با میزان مرگ و میر ناشی از بیماری سرطان در میان آنها برابری میکند.
اِعمال این خشونتها که غالبا به صورت ضرب و شتم فیزیکی است و تبعات مخرب روانی به همراه میآورد، در حالی است که نتایج یک پژوهش انجام شده در سال ۹۷ در استان قزوین، نشان میدهد عدم وجود حمایتهای کیفری از زنان آسیب دیده در خشونت خانگی از اصلیترین علل تکرار این نوع از خشونتورزی از سوی فرد خشونتگر (در اینجا شوهر) است.
بنا بر یافتههای این تحقیق، نزدیک ۴۰ درصد از زنانی که به دلیل دیدن آزار و خشونت فیزیکی از سوی همسران خود درخواست طلاق دادهاند، تا پیش از آن که درخواست طلاق بدهند، دستکم پنج بار یا بیشتر هدف ضرب و شتم و آزار قرار گرفتهاند.
نتایج این پژوهش همچنین نشان میدهد تنها ۱۴ درصد از این زنان به دلیل ضرب و شتم از همسران خود شکایت کردهاند و بقیه آنها صرفا با هدف ارائه دادخواست طلاق به دادگاهها مراجعه کردهاند.
در این میان اما علاوه بر تکرار خشونت از سوی خشونتگر، عدم وجود حمایت کیفری مورد نیاز از خشونتدیده در خشونت خانگی، خود سبب میشود که این افراد از گزارش موارد وقوع خشونت به پلیس خودداری کرده و در نتیجه در چرخه بی پایان خشونت گرفتار شوند. چرخهای که در بسیاری از موارد تا زمان جاری شدن طلاق ادامه دارد و گاهی حتی بعد از آن هم به پایان نمیرسد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YnoO7u
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27977
#خشونت_خانگی #حمایت_از_قربانی #جرم_انگاری
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
حمایت کیفری از آسیب دیدگان در خشونت خانگی
معین خزائلی بر اساس آماری که در سال ۱۳۹۳ در ایران منتشر شده است، میزان مرگ و میر ناشی از خشونت در میان زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال با میزان مرگ و میر ناشی از بیماری سرطان در میان آنها برابری میکند.(۱) اِعمال این خشونتها که غالبا به صورت ضرب و شتم فیزیکی است و…
عدم اجرای تعهدات پس از طلاق، چطور میتوان پیگیری قانونی کرد؟
موسی برزین خلیفهلو- پژوهشگر حقوقی
یکی از مشکلات رایجی که معمولا بین زوجهای جدا شده ایجاد می شود، عدم پایبندی یک طرف به تعهدات خود است. به هنگام جدایی چه از طریق طلاق توافقی و یا چه از طریق الزام زوج به طلاق، دادگاه در حکم جدایی تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر را ذکر میکند. همچنین ممکن است زوجین جدا شده طی یک سند رسمی نسبت به یکدیگر انجام اقداماتی را متعهد شوند. این تعدات ممکن است مالی باشد از جمله پرداخت نفقه فرزند، دادن کرایه خانه، پرداخت مهریه و غیره و ممکن است غیر مالی باشد از جمله ملاقات با فرزند یا نگاهداری از آنها.
بیشترین موارد عدم انجام تعهد مربوط به پرداخت مهریه و نفقه زن و سپس ممانعت از ملاقات فرزند است.
عدم انجام تعهدات یکی از زوجین جدا شده، مشکلاتی را برای طرف مقابل به وجود میآورد. به خصوص در مواردی که پای فرزندی در میان باشد. اگر حضانت فرزند به مادر واگذار شده باشد، پدر باید مخارج فرزند را تامین کند. این مخارج شامل خوراک و پوشاک و مسکن و غیره است. اگر این هزینهها توسط پدر متقبل نشود مادر با سختی و مشقت مواجه میشود و زندگی کودک نیز به مخاطره میافتد، همچنین است در مورد مهریه.
از آنجا که در اغلب موارد دادگاهها حکم به تقسیط مهریه میدهند، لازم است مرد محکوم به پرداخت مهریه تا سالها پس از جدایی اقدام به پرداخت آن کند. از طرف دیگر معمولا دادگاهها در حکم خود تعیین میکنند که مسئول حضانت باید امکان ملاقات فرزند با طرف مقابل را فراهم کنند. اگر این حکم مورد توجه قرار نگیرد بدون شک حقوق یکی از طرفین محدود میشود.
در این نوشته سعی می کنیم ضمانت اجراهای عدم انجام تعهدات پس از جدایی را بررسی کنیم.
ادامهی مطلب را بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24494
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفهلو- پژوهشگر حقوقی
یکی از مشکلات رایجی که معمولا بین زوجهای جدا شده ایجاد می شود، عدم پایبندی یک طرف به تعهدات خود است. به هنگام جدایی چه از طریق طلاق توافقی و یا چه از طریق الزام زوج به طلاق، دادگاه در حکم جدایی تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر را ذکر میکند. همچنین ممکن است زوجین جدا شده طی یک سند رسمی نسبت به یکدیگر انجام اقداماتی را متعهد شوند. این تعدات ممکن است مالی باشد از جمله پرداخت نفقه فرزند، دادن کرایه خانه، پرداخت مهریه و غیره و ممکن است غیر مالی باشد از جمله ملاقات با فرزند یا نگاهداری از آنها.
بیشترین موارد عدم انجام تعهد مربوط به پرداخت مهریه و نفقه زن و سپس ممانعت از ملاقات فرزند است.
عدم انجام تعهدات یکی از زوجین جدا شده، مشکلاتی را برای طرف مقابل به وجود میآورد. به خصوص در مواردی که پای فرزندی در میان باشد. اگر حضانت فرزند به مادر واگذار شده باشد، پدر باید مخارج فرزند را تامین کند. این مخارج شامل خوراک و پوشاک و مسکن و غیره است. اگر این هزینهها توسط پدر متقبل نشود مادر با سختی و مشقت مواجه میشود و زندگی کودک نیز به مخاطره میافتد، همچنین است در مورد مهریه.
از آنجا که در اغلب موارد دادگاهها حکم به تقسیط مهریه میدهند، لازم است مرد محکوم به پرداخت مهریه تا سالها پس از جدایی اقدام به پرداخت آن کند. از طرف دیگر معمولا دادگاهها در حکم خود تعیین میکنند که مسئول حضانت باید امکان ملاقات فرزند با طرف مقابل را فراهم کنند. اگر این حکم مورد توجه قرار نگیرد بدون شک حقوق یکی از طرفین محدود میشود.
در این نوشته سعی می کنیم ضمانت اجراهای عدم انجام تعهدات پس از جدایی را بررسی کنیم.
ادامهی مطلب را بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24494
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
عدم اجرای تعهدات پس از طلاق، چطور میتوان پیگیری قانونی کرد؟ | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
زنان برای زنان (بخش اول)
معین خزائلی
یکی از دلایلی که همواره از سوی وکیلان دادگستری و فعالان حقوق زنان به عنوان دلیلی بر عدم تمایل آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، در مراجعه به پلیس و گزارش خشونت واقع شده مطرح میشود، نامناسب بودن برخورد نیروهای پلیس با خشونت دیدگان و به دنبال و در نتیجه آن، عدم توجه به شکایت آنان از طریق بی توجهی، عادی جلوه دادن خشونت و سرزنش خشونت دیده است.
در همین زمینه یافتههای یک پژوهش که در سال ۱۳۹۰ در تهران انجام شده حکایت از اعتماد نداشتن آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، به پلیس و در نتیجه عدم تمایل به گزارش موارد وقوع خشونت دارد.
بر اساس این پژوهش تنها بخش کوچکی از این خشونت دیدگان اقدام به گزارش خشونت علیه خود به پلیس کرده و باقی ترجیح دادهاند مشکل خود را به طریق و از راه دیگری حل کنند. ضمن اینکه آسیب دیدگانی هم که اقدام به گزارش خشونت واقع شده به پلیس کردهاند از عدم رسیدگی و بی توجهی پلیس به اظهارات خود ناراضی بودهاند. (۱)
از سوی دیگر پژوهش دیگری نیز نشان میدهد تنها ۳۵ درصد از موارد وقوع خشونت خانگی در ایران به پلیس گزارش شده و ۶۵ درصد دیگر اساسا حتی به مرحله رسیدگی پلیس به عنوان مرحله پیش از رسیدگی قضایی نمیرسند.
بر اساس این پژوهش از میان ۱۸۰ مورد شکایت خشونت خانگی، در ۱۲۸ مورد خشونت دیدگان حاضر به پیگرد قانونی فرد خشونتگر نشدهاند. (۲)
در این میان جدای از اعتماد نداشتن به پلیس به دلیل باور به ناتوانی این نیرو در حمایت از خشونت دیدگان در خشونت خانگی که خود ناشی از وجود قوانین ناکارآمد حمایتی از جمله جرم انگاری نشدن مستقل خشونت خانگی است، به تجربه ثابت شده که ساختار مردسالارانه این نیرو در ایران نیز یکی از دلایل اصلی عدم تمایل زنان آسیب دیده در خشونت خانگی برای مراجعه به پلیس و گزارش خشونت است. ساختاری که به ویژه در جامعه ایران، با توجه به تفکیک جنسیتی آن با تاکید بر بعد مذهبی و دینیاش، به مراتب زنان خشونت دیده را در جایگاه آسیب پذیری بیشتر قرار میدهد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YiAhFe
ادامه در لینک زیر:
http://www.khanehamn.org/archives/27987
#زنان_برای_زنان #زنان_خشونت_دیده #حمایتگری #خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
یکی از دلایلی که همواره از سوی وکیلان دادگستری و فعالان حقوق زنان به عنوان دلیلی بر عدم تمایل آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، در مراجعه به پلیس و گزارش خشونت واقع شده مطرح میشود، نامناسب بودن برخورد نیروهای پلیس با خشونت دیدگان و به دنبال و در نتیجه آن، عدم توجه به شکایت آنان از طریق بی توجهی، عادی جلوه دادن خشونت و سرزنش خشونت دیده است.
در همین زمینه یافتههای یک پژوهش که در سال ۱۳۹۰ در تهران انجام شده حکایت از اعتماد نداشتن آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، به پلیس و در نتیجه عدم تمایل به گزارش موارد وقوع خشونت دارد.
بر اساس این پژوهش تنها بخش کوچکی از این خشونت دیدگان اقدام به گزارش خشونت علیه خود به پلیس کرده و باقی ترجیح دادهاند مشکل خود را به طریق و از راه دیگری حل کنند. ضمن اینکه آسیب دیدگانی هم که اقدام به گزارش خشونت واقع شده به پلیس کردهاند از عدم رسیدگی و بی توجهی پلیس به اظهارات خود ناراضی بودهاند. (۱)
از سوی دیگر پژوهش دیگری نیز نشان میدهد تنها ۳۵ درصد از موارد وقوع خشونت خانگی در ایران به پلیس گزارش شده و ۶۵ درصد دیگر اساسا حتی به مرحله رسیدگی پلیس به عنوان مرحله پیش از رسیدگی قضایی نمیرسند.
بر اساس این پژوهش از میان ۱۸۰ مورد شکایت خشونت خانگی، در ۱۲۸ مورد خشونت دیدگان حاضر به پیگرد قانونی فرد خشونتگر نشدهاند. (۲)
در این میان جدای از اعتماد نداشتن به پلیس به دلیل باور به ناتوانی این نیرو در حمایت از خشونت دیدگان در خشونت خانگی که خود ناشی از وجود قوانین ناکارآمد حمایتی از جمله جرم انگاری نشدن مستقل خشونت خانگی است، به تجربه ثابت شده که ساختار مردسالارانه این نیرو در ایران نیز یکی از دلایل اصلی عدم تمایل زنان آسیب دیده در خشونت خانگی برای مراجعه به پلیس و گزارش خشونت است. ساختاری که به ویژه در جامعه ایران، با توجه به تفکیک جنسیتی آن با تاکید بر بعد مذهبی و دینیاش، به مراتب زنان خشونت دیده را در جایگاه آسیب پذیری بیشتر قرار میدهد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YiAhFe
ادامه در لینک زیر:
http://www.khanehamn.org/archives/27987
#زنان_برای_زنان #زنان_خشونت_دیده #حمایتگری #خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
زنان برای زنان (بخش اول)
معین خزائلی یکی از دلایلی که همواره از سوی وکیلان دادگستری و فعالان حقوق زنان به عنوان دلیلی بر عدم تمایل آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، در مراجعه به پلیس و گزارش خشونت واقع شده مطرح میشود، نامناسب بودن برخورد نیروهای پلیس با خشونت دیدگان و به دنبال…
حمایت از شریک جدید زندگی که قربانی خشونت بوده است
ترجمه: خانه امن
اگر شریک فعلی زندگی شما نجاتیافته خشونت خانگی است، ممکن است از خودتان بپرسید که چگونه میتوانید از او حمایت کنید و در عین حال رابطهای سالم با او ایجاد کنید.
داشتن رابطهای سالم پس از یک موقعیت خشونت خانگی امکانپذیر است، اما نیازمند فرایندی است و نکاتی را باید در نظر گرفت.
به علت خشونت قبلی (اعم از جسمی، عاطفی، کلامی، جنسی، و یا مالی)، به احتمال زیاد شریک زندگی شما تا اندازهای استرس پس از سانحه را تجربه خواهد کرد. استرس پس از سانحه شرایطی از سلامت ذهنی است که علت بروز آن، یک واقعه آسیبزا یا مجموعهای از رویدادهایی است که شخص آنها را تجربه میکند یا شاهد آنها است.
نشانههای آن ممکن است شامل یادآوری خاطرات گذشته و اضطراب شدید و همچنین افکار غیرقابل کنترل درباره تجربهها باشد. از نظر نجاتیافتگان خشونت، شاید حتی پس از پایان یک رابطه خشونتآمیز، بسیار مشکل باشد که بتوانند احساس “عادی” داشته باشند، زیرا ذهن و جسم آنها ممکن است با وجود شرایط جدید نیز تجربههای گذشته را دوباره تجسم کند.
آگاهی از این مسئله میتواند به شما کمک کند که به ضربه روحی گذشته آنها حساس باشید و در عین حال متوجه باشید که این ضربه روحی نه ارتباطی با شما دارد و نه علت آن شما هستید.
در زیر، توصیههایی به شما ارائه میشود که میتوانید برای کمک به شریک زندگی خود به کار بگیرید:
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
http://bit.ly/2YoWOQJ
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19927
@KhanehAmnTelegram
ترجمه: خانه امن
اگر شریک فعلی زندگی شما نجاتیافته خشونت خانگی است، ممکن است از خودتان بپرسید که چگونه میتوانید از او حمایت کنید و در عین حال رابطهای سالم با او ایجاد کنید.
داشتن رابطهای سالم پس از یک موقعیت خشونت خانگی امکانپذیر است، اما نیازمند فرایندی است و نکاتی را باید در نظر گرفت.
به علت خشونت قبلی (اعم از جسمی، عاطفی، کلامی، جنسی، و یا مالی)، به احتمال زیاد شریک زندگی شما تا اندازهای استرس پس از سانحه را تجربه خواهد کرد. استرس پس از سانحه شرایطی از سلامت ذهنی است که علت بروز آن، یک واقعه آسیبزا یا مجموعهای از رویدادهایی است که شخص آنها را تجربه میکند یا شاهد آنها است.
نشانههای آن ممکن است شامل یادآوری خاطرات گذشته و اضطراب شدید و همچنین افکار غیرقابل کنترل درباره تجربهها باشد. از نظر نجاتیافتگان خشونت، شاید حتی پس از پایان یک رابطه خشونتآمیز، بسیار مشکل باشد که بتوانند احساس “عادی” داشته باشند، زیرا ذهن و جسم آنها ممکن است با وجود شرایط جدید نیز تجربههای گذشته را دوباره تجسم کند.
آگاهی از این مسئله میتواند به شما کمک کند که به ضربه روحی گذشته آنها حساس باشید و در عین حال متوجه باشید که این ضربه روحی نه ارتباطی با شما دارد و نه علت آن شما هستید.
در زیر، توصیههایی به شما ارائه میشود که میتوانید برای کمک به شریک زندگی خود به کار بگیرید:
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
http://bit.ly/2YoWOQJ
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19927
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
حمایت از شریک جدید زندگی که قربانی خشونت بوده است
ترجمه: خانه امن اگر شریک فعلی زندگی شما نجاتیافته خشونت خانگی است، ممکن است از خودتان بپرسید که چگونه میتوانید از او حمایت کنید و در عین حال رابطهای سالم با او ایجاد کنید. داشتن رابطهای سالم پس از یک موقعیت خشونت خانگی امکانپذیر است، اما نیازمند فرایندی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازدواج سفید
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس ایران حدود دو سال پیش اعلام کرده بود که مدتی است با مردی زندگی میکند بدون این که ازدواجش را با او ثبت کرده باشد. این نخستین بار است که یک زن شناخته شده ایرانی رسما اعلام می کند که خارج از چارچوب سنتی و به صورت آزاد و بدون ثبت ازدواج با مردی زندگی می کند . ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است.
در این سری از برنامههای «قانون به زبان ساده»، نرگس توسلیان، کارشنای حقوقی به سوالات سپیده عبدی، روزنامهنگار پیرامون ازدواج سفید پاسخ میدهند. این برنامه در مرکز حامیان حقوق بشر تهیه شده است.
منبع: کانال تلگرام آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس ایران حدود دو سال پیش اعلام کرده بود که مدتی است با مردی زندگی میکند بدون این که ازدواجش را با او ثبت کرده باشد. این نخستین بار است که یک زن شناخته شده ایرانی رسما اعلام می کند که خارج از چارچوب سنتی و به صورت آزاد و بدون ثبت ازدواج با مردی زندگی می کند . ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است.
در این سری از برنامههای «قانون به زبان ساده»، نرگس توسلیان، کارشنای حقوقی به سوالات سپیده عبدی، روزنامهنگار پیرامون ازدواج سفید پاسخ میدهند. این برنامه در مرکز حامیان حقوق بشر تهیه شده است.
منبع: کانال تلگرام آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
زنان چگونه با خشونت خانگی مقابله میکنند؟
نعیمه دوستدار
«چرا هیچکاری نمیکنی؟» این نخستین واکنش اطرافیان به فرد قربانی خشونت است. برای افراد بیرونی، واکنش نشان ندادن به خشونت عجیب است و اغلب از اینکه قربانیان نمیتوانند تغییری در وضعیت خود ایجاد کنند، عجیب است. اما این برخورد عجیب، نادر نیست. اغلب کسانی که در معرض انواع خشونت خانگی قرار دارند، یا هرگز برخوردی با آن نمیکنند، یا واکنشششان دیرهنگام و با تاخیر است.
برای شناختن دلیل این عدم واکنش باید ریشههای آن را شناخت. اتخاذ هر نوع استراتژی به عوامل مختلفی چون سن، طبقه و پایگاه اجتماعی، سطح تحصیلات، استقلال مالی و شغلی، برخورداری از حمایتهای خانوادگی، قانونی و از همه مهمتر نوع خشونت و جدیت آن بستگی دارد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Yrk14T
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24311
@KhanehAmnTelegram
نعیمه دوستدار
«چرا هیچکاری نمیکنی؟» این نخستین واکنش اطرافیان به فرد قربانی خشونت است. برای افراد بیرونی، واکنش نشان ندادن به خشونت عجیب است و اغلب از اینکه قربانیان نمیتوانند تغییری در وضعیت خود ایجاد کنند، عجیب است. اما این برخورد عجیب، نادر نیست. اغلب کسانی که در معرض انواع خشونت خانگی قرار دارند، یا هرگز برخوردی با آن نمیکنند، یا واکنشششان دیرهنگام و با تاخیر است.
برای شناختن دلیل این عدم واکنش باید ریشههای آن را شناخت. اتخاذ هر نوع استراتژی به عوامل مختلفی چون سن، طبقه و پایگاه اجتماعی، سطح تحصیلات، استقلال مالی و شغلی، برخورداری از حمایتهای خانوادگی، قانونی و از همه مهمتر نوع خشونت و جدیت آن بستگی دارد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Yrk14T
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24311
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
زنان چگونه با خشونت خانگی مقابله میکنند؟
نعیمه دوستدار «چرا هیچکاری نمیکنی؟» این نخستین واکنش اطرافیان به فرد قربانی خشونت است. برای افراد بیرونی، واکنش نشان ندادن به خشونت عجیب است و اغلب از اینکه قربانیان نمیتوانند تغییری در وضعیت خود ایجاد کنند، عجیب است. اما این برخورد عجیب، نادر نیست. اغلب…
وقتی پول ابزار قدرت و کنترل میشود
کاترین رابینسن
ترجمه: یاسمن علایی
پول تو جیبی را که در کودکی میگرفتید به خاطر بیاورید؛ آن را برای خریدن چیز مهمی پسانداز میکردید و یا در همان لحظه با بیقراری تا مغازه میدویدید و همه آن را یکجا خرج میکردید و بعد هم دچار شوک قندی از خرید آن همه شکلات میشدید.
حالا تصور کنید که در بزرگسالی این خرجی را بگیرید. اما اینبار نه از طرف والدینتان که از شریک زندگیتان. این خرجی نه تنها برایتان احساس لذت و هیجان نمیآورد بلکه با حس زندانی بودن، ناامیدی و شاید خشم و انزجار همراه باشد. شاید این خرجی برای خرید اقلام روزانه کافی باشد، اما ممکن است اینطور نباشد و شریک زندگیتان هم همیشه رسید خریدهایتان را چک کند.
پول در یک رابطه میتواند یک عامل اضطراببرانگیز باشد. وقتی پای مشکلات مالی، قبضهای پرداخت نشده و ملاحظات و صرفهجوییهای لازم برای جمع کردن اندوخته برای آینده در میان باشد، پول میتواند به یک منبع مناقشه و کشمکش تبدیل شود. در یک رابطه سالم، هر یک از طرفین رابطه احساس میکند که در هر تصمیمگیری نظر او هم مهم تلقی میشود، حتی وقتی این تصمیمگیری در مورد پول باشد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YqQpo3
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19973
@KhanehAmnTelegram
کاترین رابینسن
ترجمه: یاسمن علایی
پول تو جیبی را که در کودکی میگرفتید به خاطر بیاورید؛ آن را برای خریدن چیز مهمی پسانداز میکردید و یا در همان لحظه با بیقراری تا مغازه میدویدید و همه آن را یکجا خرج میکردید و بعد هم دچار شوک قندی از خرید آن همه شکلات میشدید.
حالا تصور کنید که در بزرگسالی این خرجی را بگیرید. اما اینبار نه از طرف والدینتان که از شریک زندگیتان. این خرجی نه تنها برایتان احساس لذت و هیجان نمیآورد بلکه با حس زندانی بودن، ناامیدی و شاید خشم و انزجار همراه باشد. شاید این خرجی برای خرید اقلام روزانه کافی باشد، اما ممکن است اینطور نباشد و شریک زندگیتان هم همیشه رسید خریدهایتان را چک کند.
پول در یک رابطه میتواند یک عامل اضطراببرانگیز باشد. وقتی پای مشکلات مالی، قبضهای پرداخت نشده و ملاحظات و صرفهجوییهای لازم برای جمع کردن اندوخته برای آینده در میان باشد، پول میتواند به یک منبع مناقشه و کشمکش تبدیل شود. در یک رابطه سالم، هر یک از طرفین رابطه احساس میکند که در هر تصمیمگیری نظر او هم مهم تلقی میشود، حتی وقتی این تصمیمگیری در مورد پول باشد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YqQpo3
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19973
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
وقتی پول ابزار قدرت و کنترل میشود
کاترین رابینسن ترجمه: یاسمن علایی پول تو جیبی را که در کودکی میگرفتید به خاطر بیاورید؛ آن را برای خریدن چیز مهمی پسانداز میکردید و یا در همان لحظه با بیقراری تا مغازه میدویدید و همه آن را یکجا خرج میکردید و بعد هم دچار شوک قندی از خرید آن همه شکلات…
خشونت علیه جنینی که متولد نشده است
در ایالات متحده آمریکا تخمین زده می شود که از هر شش زن، یک زن و از هر پنج زن باردار، یک زن خشونت را تجربه کرده اند. همچنین از هرچهار زن آلمانی، یک زن مورد خشونت قرار گرفته، اما هنوز خشونت علیه زنان باردار در آلمان مورد بررسی آماری دقیق قرار نگرفته است.
این آمار در ایران، بیش از ۶۰ درصد گزارش شده است. حدود ۲۰ درصد از مراجعات زنان به اورژانس مربوط به تاثیرات ناشی از خشونت خانگی بوده و بیش از یک سوم قتل زنان توسط شریک جنسی آنها صورت می گیرد.
از سوی دیگر؛ بیش از ۸۰ % زنان در طول دوران بارداری دچار درجاتی از استرس های روانی- اجتماعی می شوند و در ۲۰ % زنان، این استرس ها شدید بوده است.
از آن جایی که زنان باردار، آسیب پذیری بیشتری نسبت به زنان دیگر دارند؛ هراس و تردیدشان از صحبت درباره خشونت اعمال شده علیه آنان؛ موجب افزایش میزان صدمات به مادر و جنین می شود. از این رو در برخی از کشورهای جهان با توجه به تعهدات اخلاقی برای کمک به قربانیان خشونت، به پزشکان و پرستاران نشانه شناسی و اثرات زنان باردار تحت خشونت آموزش داده می شود، که برای اقوام، دوستان و آشنایان نزدیک یا دور یک زن باردار نیز قابل استفاده است.
دکتر مینو عزیزی متخصص زنان و زایمان که در موسسه مشاور زنان باردار برلین فعالیت می کند، ابتدایی ترین اثرات خشونت خانگی (فیزیکی) بر زنان باردار را اینگونه بیان می کند: نشانه های واضح و تردید ناپذیر خشونت در زنان باردار؛ اغلب زخم، کبودی، سوختگی، و یا شکستگی استخوان و دندان است همچنین نشانه های خشونت فیزیکی که به طور معمول با لباس قابل مشاهده است بیشتر در قسمت بالای بدن، بازوها، سر (معمولا پوست سر) و پاها وجود دارد.
او کوچک ترین نشانه های خشونت دیدگی در زنان باردار را مراجعه بیش از حد معمول به پزشک و یا فراموش کردن مکرر قرار ملاقات با پزشک می داند و می گوید: درجه تحریک پذیری زیاد، بی حوصلگی، خستگی مفرط و شکایت زیاد از جنین؛ دیگر نشانه های مورد خشونت واقع شدن است که هنگام مراجعه به پزشک قابل شناسایی و دریافت است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YsFpXe
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/10092
#خشونت_خانگی #بارداری
@KhanehAmnTelegram
در ایالات متحده آمریکا تخمین زده می شود که از هر شش زن، یک زن و از هر پنج زن باردار، یک زن خشونت را تجربه کرده اند. همچنین از هرچهار زن آلمانی، یک زن مورد خشونت قرار گرفته، اما هنوز خشونت علیه زنان باردار در آلمان مورد بررسی آماری دقیق قرار نگرفته است.
این آمار در ایران، بیش از ۶۰ درصد گزارش شده است. حدود ۲۰ درصد از مراجعات زنان به اورژانس مربوط به تاثیرات ناشی از خشونت خانگی بوده و بیش از یک سوم قتل زنان توسط شریک جنسی آنها صورت می گیرد.
از سوی دیگر؛ بیش از ۸۰ % زنان در طول دوران بارداری دچار درجاتی از استرس های روانی- اجتماعی می شوند و در ۲۰ % زنان، این استرس ها شدید بوده است.
از آن جایی که زنان باردار، آسیب پذیری بیشتری نسبت به زنان دیگر دارند؛ هراس و تردیدشان از صحبت درباره خشونت اعمال شده علیه آنان؛ موجب افزایش میزان صدمات به مادر و جنین می شود. از این رو در برخی از کشورهای جهان با توجه به تعهدات اخلاقی برای کمک به قربانیان خشونت، به پزشکان و پرستاران نشانه شناسی و اثرات زنان باردار تحت خشونت آموزش داده می شود، که برای اقوام، دوستان و آشنایان نزدیک یا دور یک زن باردار نیز قابل استفاده است.
دکتر مینو عزیزی متخصص زنان و زایمان که در موسسه مشاور زنان باردار برلین فعالیت می کند، ابتدایی ترین اثرات خشونت خانگی (فیزیکی) بر زنان باردار را اینگونه بیان می کند: نشانه های واضح و تردید ناپذیر خشونت در زنان باردار؛ اغلب زخم، کبودی، سوختگی، و یا شکستگی استخوان و دندان است همچنین نشانه های خشونت فیزیکی که به طور معمول با لباس قابل مشاهده است بیشتر در قسمت بالای بدن، بازوها، سر (معمولا پوست سر) و پاها وجود دارد.
او کوچک ترین نشانه های خشونت دیدگی در زنان باردار را مراجعه بیش از حد معمول به پزشک و یا فراموش کردن مکرر قرار ملاقات با پزشک می داند و می گوید: درجه تحریک پذیری زیاد، بی حوصلگی، خستگی مفرط و شکایت زیاد از جنین؛ دیگر نشانه های مورد خشونت واقع شدن است که هنگام مراجعه به پزشک قابل شناسایی و دریافت است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YsFpXe
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/10092
#خشونت_خانگی #بارداری
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
خشونت علیه جنینی که متولد نشده است
آزاده کریمی – روزنامه نگار افسردگی کمترین و سرطان بیشترین تاوان خشونت علیه زنان باردار است. خشونت علیه زنان، بار سنگینی بردوش سیستم بهداشت جهانی گذاشته است که در ظرفیت کاری زنان، کیفیت زندگی و امید آنها به زندگی اخلال ایجاد می کند. در این بین باردار بودن…
سالمندانی که احساس بیحرمتی میکنند
ماهرخ غلامحسین پور
در کتاب کمتر خوانده شده «شب یک، شب دو»، اثر«بهمن فرسی» شخصیتی وجود دارد به نام «حافظ»، مرد هنرمندی که عاشق سکس با زنان پا به سن گذاشته و دارای مشکلات جسمی – حرکتی است.
همین که پردازش چنین کارکتری به ذهن نویسنده باهوشی همچون فرسی رسیده نشان از واقعی بودنش در دنیای بیرون از کلمات دارد.
بارها از احتمال بروز خشونت، آزار و حتی تجاوز به سالمندان به عنوان گروه در معرض خطر شنیده ام،درگزارش های مختلف سازمان های حمایتگر نسبت به آزار و خشونت و تجاوز به سالمندانی که قادر به محافظت از خودشان نیستد هشدار داده شده، چرا که سالمندان یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه هستند که کمتر از افراد عادی توانایی حمایت و محافظت از خودشان را دارند و بسیاری شان به خاطر ابتلا به فراموشی یا نقص در حرکت، امکان دفاع یا حتی اطلاع رسانی را هم از دست می دهند، و به گفته ی کارشناسان، غالبا خشونت بر علیه سالمندان اثرات جبران ناپذیر و غیر قابل درمانی بر روح و روان آنان به جای می گذارد ،خصوصا این که در برخی موارد، خشونتگر یا متجاوز نه از دنیای بیرون که ممکن است سرپرست، پرستار یا از اعضای خانواده فرد سالمند باشد. دقیقا کسی که به او پناه برده است.
ادامه را بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/19412
#سالمندان
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسین پور
در کتاب کمتر خوانده شده «شب یک، شب دو»، اثر«بهمن فرسی» شخصیتی وجود دارد به نام «حافظ»، مرد هنرمندی که عاشق سکس با زنان پا به سن گذاشته و دارای مشکلات جسمی – حرکتی است.
همین که پردازش چنین کارکتری به ذهن نویسنده باهوشی همچون فرسی رسیده نشان از واقعی بودنش در دنیای بیرون از کلمات دارد.
بارها از احتمال بروز خشونت، آزار و حتی تجاوز به سالمندان به عنوان گروه در معرض خطر شنیده ام،درگزارش های مختلف سازمان های حمایتگر نسبت به آزار و خشونت و تجاوز به سالمندانی که قادر به محافظت از خودشان نیستد هشدار داده شده، چرا که سالمندان یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه هستند که کمتر از افراد عادی توانایی حمایت و محافظت از خودشان را دارند و بسیاری شان به خاطر ابتلا به فراموشی یا نقص در حرکت، امکان دفاع یا حتی اطلاع رسانی را هم از دست می دهند، و به گفته ی کارشناسان، غالبا خشونت بر علیه سالمندان اثرات جبران ناپذیر و غیر قابل درمانی بر روح و روان آنان به جای می گذارد ،خصوصا این که در برخی موارد، خشونتگر یا متجاوز نه از دنیای بیرون که ممکن است سرپرست، پرستار یا از اعضای خانواده فرد سالمند باشد. دقیقا کسی که به او پناه برده است.
ادامه را بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/19412
#سالمندان
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
سالمندانی که احساس بی حرمتی می کنند | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ارزش کار خانگی زنان چقدر است؟!
اجبار به کار خانگی، شکلی از خشونت است
http://www.khanehamn.org/archives/21262
کار خانگی زنان، بیمزد بود و منت!
bit.ly/2Lk7B9m
خشونت پنهان در زنانه پنداشتن کار خانگی
bit.ly/2IVdZ8Z
کار خانگی زنان
bit.ly/2s3vUzE
#کارـخانگی
#کار_خانگی_زنانه_نیست
#خانه_داری_زنانه_نیست
@KhanehAmnTelegram
اجبار به کار خانگی، شکلی از خشونت است
http://www.khanehamn.org/archives/21262
کار خانگی زنان، بیمزد بود و منت!
bit.ly/2Lk7B9m
خشونت پنهان در زنانه پنداشتن کار خانگی
bit.ly/2IVdZ8Z
کار خانگی زنان
bit.ly/2s3vUzE
#کارـخانگی
#کار_خانگی_زنانه_نیست
#خانه_داری_زنانه_نیست
@KhanehAmnTelegram
خشونت خانگی از طریق نقض حریم خصوصی
موسی برزین خلیفهلو، پژوهشگر حقوقی
یکی از مواردی که فعالان حوزه خشونت خانگی بسیار با آن برخورد میکنند، کنترل همسر و نقض حریم خصوصی او است. تعداد قابل توجهی از تماسگیرندگان با مرکز مشاوره خانه امن نیز از مشکلات خود در ارتباط با بیتوجهی همسر به حریم خصوصی خود سخن میگویند. به عنوان مثال چندی پیش خانمی جوان با تماس با خانه امن اظهار کرده که شوهرش دائما او را تحت کنترل قرار میدهد و تمامی مکالمات و ارتباطات مخابراتی و اینترنتی او را تحت نظر دارد. این خانم گفته که شوهرش حتی مکالمات او با اقوام نزدیکش را نیز کنترل میکند. او چندینبار پیرامون این موضوع با شوهرش مشاجره و حتی یکبار خانه را ترک کرده و به خانه پدرش رفته است. در یک مورد دیگر تماسگیرنده اظهار داشت که خانمش مرتبا تمامی حسابهای اینترنتی و مکالمات تلفنی و حتی حساب بانکی او را کنترل میکند. این خانم شدیدا نگران این است که شوهرش با شخص دیگری ارتباط عاطفی نداشته باشد. این مرد جوان گفته که این رفتار همسرش باعث شده آشنایان و دوستان ارتباط خود را با آنها قطع کنند.
نقض جدی حریم خصوصی همسر بدون شک با آزادیهای فردی در تعارض و نوعی خشونت خانگی است. این نوع از خشونت که میتواند ناشی از بیاعتمادی به طرف مقابل، شک و تردید نسبت به او، جاسوسی و موارد دیگر باشد، بدون شک زندگی را برای قربانی تنگ کرده و آسیبهای روحی و روانی را متوجه او خواهد ساخت. عقاید مذهبی و یا فرهنگ حاکم بر جامعه در گسترش این نوع خشونت، تاثیر معناداری دارد اما خصوصیات فردی نیز میتواند از عوامل گرایش یک فرد به این نوع از خشونت خانگی باشد. البته قابل ذکر است این پدیده منحصر به رابطه بین زوجین نیست و ممکن است دیگر اعضای خانواده نیز با چنین مشکلی مواجه شوند. مثلا کنترل بیش از حد ممکن است در رابطه پدر و دختر یا برادر و خواهر نیز اتفاق افتد هرچند به نظر میرسد شایعترین نوع کنترل و نقض حریم خصوصی، بین زوجین است.
پرسش این است که آیا زن و شوهر میتوانند رفتارهای یکدیگر را کنترل کنند و حریم خصوص همدیگر را نادیده بگیرند؟ اگر این چنین است حد و مرز این کنترل کجاست؟ حقوق در این مورد چه رویکردی دارد؟ آیا لازم است چنین خشونتی جرمانگاری شود؟ قوانین ایران چه تدابیری در این مورد پیشبینی کردهاند؟ در این نوشته سعی میکنم به این پرسشها پاسخ دهم:
http://telegra.ph/Privacy-08-28
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/20806
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفهلو، پژوهشگر حقوقی
یکی از مواردی که فعالان حوزه خشونت خانگی بسیار با آن برخورد میکنند، کنترل همسر و نقض حریم خصوصی او است. تعداد قابل توجهی از تماسگیرندگان با مرکز مشاوره خانه امن نیز از مشکلات خود در ارتباط با بیتوجهی همسر به حریم خصوصی خود سخن میگویند. به عنوان مثال چندی پیش خانمی جوان با تماس با خانه امن اظهار کرده که شوهرش دائما او را تحت کنترل قرار میدهد و تمامی مکالمات و ارتباطات مخابراتی و اینترنتی او را تحت نظر دارد. این خانم گفته که شوهرش حتی مکالمات او با اقوام نزدیکش را نیز کنترل میکند. او چندینبار پیرامون این موضوع با شوهرش مشاجره و حتی یکبار خانه را ترک کرده و به خانه پدرش رفته است. در یک مورد دیگر تماسگیرنده اظهار داشت که خانمش مرتبا تمامی حسابهای اینترنتی و مکالمات تلفنی و حتی حساب بانکی او را کنترل میکند. این خانم شدیدا نگران این است که شوهرش با شخص دیگری ارتباط عاطفی نداشته باشد. این مرد جوان گفته که این رفتار همسرش باعث شده آشنایان و دوستان ارتباط خود را با آنها قطع کنند.
نقض جدی حریم خصوصی همسر بدون شک با آزادیهای فردی در تعارض و نوعی خشونت خانگی است. این نوع از خشونت که میتواند ناشی از بیاعتمادی به طرف مقابل، شک و تردید نسبت به او، جاسوسی و موارد دیگر باشد، بدون شک زندگی را برای قربانی تنگ کرده و آسیبهای روحی و روانی را متوجه او خواهد ساخت. عقاید مذهبی و یا فرهنگ حاکم بر جامعه در گسترش این نوع خشونت، تاثیر معناداری دارد اما خصوصیات فردی نیز میتواند از عوامل گرایش یک فرد به این نوع از خشونت خانگی باشد. البته قابل ذکر است این پدیده منحصر به رابطه بین زوجین نیست و ممکن است دیگر اعضای خانواده نیز با چنین مشکلی مواجه شوند. مثلا کنترل بیش از حد ممکن است در رابطه پدر و دختر یا برادر و خواهر نیز اتفاق افتد هرچند به نظر میرسد شایعترین نوع کنترل و نقض حریم خصوصی، بین زوجین است.
پرسش این است که آیا زن و شوهر میتوانند رفتارهای یکدیگر را کنترل کنند و حریم خصوص همدیگر را نادیده بگیرند؟ اگر این چنین است حد و مرز این کنترل کجاست؟ حقوق در این مورد چه رویکردی دارد؟ آیا لازم است چنین خشونتی جرمانگاری شود؟ قوانین ایران چه تدابیری در این مورد پیشبینی کردهاند؟ در این نوشته سعی میکنم به این پرسشها پاسخ دهم:
http://telegra.ph/Privacy-08-28
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/20806
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
Privacy
خشونت خانگی از طریق نقض حریم خصوصی
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلامت روان فرزندان در دوره طلاق
اختلافات بین والدین میتواند باعث استرس و اضطراب برای کودکان شود. شرایط کودکانی که والدینشان به فکر طلاق هستند، ممکن است بسیار سخت و پر از استرس شود. از این رو توجه به بعضی نکات از سوی والدین بسیار ضروری است.
جدایی حق شماست و گاهی میتواند تصمیم درستی برای خانواده و فرزندتان باشد. در این دوران توجه به سلامت روان فرزند خود را به هیچ وجه فراموش نکنید
http://bit.ly/2YuQnM3
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YrPeVr
@KhanehAmnTelegram
اختلافات بین والدین میتواند باعث استرس و اضطراب برای کودکان شود. شرایط کودکانی که والدینشان به فکر طلاق هستند، ممکن است بسیار سخت و پر از استرس شود. از این رو توجه به بعضی نکات از سوی والدین بسیار ضروری است.
جدایی حق شماست و گاهی میتواند تصمیم درستی برای خانواده و فرزندتان باشد. در این دوران توجه به سلامت روان فرزند خود را به هیچ وجه فراموش نکنید
http://bit.ly/2YuQnM3
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YrPeVr
@KhanehAmnTelegram
زمینههای فقهی ازدواج کودکان
مهری قاسمی
چالش بر سر ازدواج کودکان از سالهای پیش از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در جریان بوده است.
از آنجا که فقه امامیه حتی پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ه.ش نیز مهمترین منبع تدوین قوانین مدنی بوده، زمینه ازدواج کودکان در ایران به صورت قانون درآمده بود و با وجود محدود شدن آن به کسب برخی اجازههای رسمی همچنان وجود داشت. به این ترتیب که بعد از تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۵۳ ه.ش که سن ازدواج دختران را به ۱۸ سال و پسران را به ۲۰ سال محدود کرده بود، باز هم در متن قانون مزبور تاکید شده بود که:
.
«در مواردی که مصالحی اقتضا کند، استثنائا در مورد زنی که سن او از ۱۵ سال کمتر نباشد و برای زندگی زناشویی استعداد جسمی و روانی داشته باشد، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه شهرستان ممکن است معافیت از شرط سن اعطا شود.»
.
به این ترتیب در پیشروترین قانون مصوب تاریخ ایران درباره سن ازدواج هم همچنان زمینه برای استثنا قائل شدن پیشبینی شده بود.
اما تدوین قانون مدنی ایران از ابتدا بر اساس مشهور احکام فقه شیعه و جهت تکوین نوعی از قانون «احوال شخصیه برای شیعیان» صورت گرفته است.
بر همین اساس، قوانین تدوین شده در سال ۱۳۱۳ ه.ش هم به گونهای بودند که یا از فقه شیعه استنباط شده بودند یا اینکه حداقل در تعارض با آن نبودند.
از جمله مهمترین بخشهای این قانون که زمینهای تاریخی برای نفوذ احکام فقهی شده است، قوانین مربوط به نکاح است؛ چنانچه مطابق با احکام فقه شیعه، اختیار مطلق طلاق به مردان واگذار شده.
همچنین با الهام از این احکام، نکاح با محارم نسبی و محارم رضاعی ممنوع شده و نیز تاکید شده است که «عقد در حال احرام باطل است» یا «زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام میشود، مگر این که به عقد دائم به زوجیت مردی دیگری درآمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.»
.
این قوانین چنان بودهاند و بعضا هستند که گویی رسالهای فقهی را در حوزه علمیهای گشوده و قوانین را مطابق با آن تدوین کردهاند.
البته نفوذ فقه نه تنها در بخش نکاح، بلکه در تمامی قوانین مربوط به احوال شخصیه در قانون مدنی ایران دیده میشود.
در این میان، موارد مربوط به سن ازدواج اهمیتی اساسی داشته و با وجود افزایش نسبی سن ازدواج برای دختران نسبت به آنچه در فقه مطرح است، زمینه ازدواج کودکان در این قانون از بین نرفت.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Yxfq0O
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27994
#ازدواج_کودکان #فقه_شیعه #کودک_همسری
@KhanehAmnTelegram
مهری قاسمی
چالش بر سر ازدواج کودکان از سالهای پیش از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در جریان بوده است.
از آنجا که فقه امامیه حتی پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ه.ش نیز مهمترین منبع تدوین قوانین مدنی بوده، زمینه ازدواج کودکان در ایران به صورت قانون درآمده بود و با وجود محدود شدن آن به کسب برخی اجازههای رسمی همچنان وجود داشت. به این ترتیب که بعد از تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۵۳ ه.ش که سن ازدواج دختران را به ۱۸ سال و پسران را به ۲۰ سال محدود کرده بود، باز هم در متن قانون مزبور تاکید شده بود که:
.
«در مواردی که مصالحی اقتضا کند، استثنائا در مورد زنی که سن او از ۱۵ سال کمتر نباشد و برای زندگی زناشویی استعداد جسمی و روانی داشته باشد، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه شهرستان ممکن است معافیت از شرط سن اعطا شود.»
.
به این ترتیب در پیشروترین قانون مصوب تاریخ ایران درباره سن ازدواج هم همچنان زمینه برای استثنا قائل شدن پیشبینی شده بود.
اما تدوین قانون مدنی ایران از ابتدا بر اساس مشهور احکام فقه شیعه و جهت تکوین نوعی از قانون «احوال شخصیه برای شیعیان» صورت گرفته است.
بر همین اساس، قوانین تدوین شده در سال ۱۳۱۳ ه.ش هم به گونهای بودند که یا از فقه شیعه استنباط شده بودند یا اینکه حداقل در تعارض با آن نبودند.
از جمله مهمترین بخشهای این قانون که زمینهای تاریخی برای نفوذ احکام فقهی شده است، قوانین مربوط به نکاح است؛ چنانچه مطابق با احکام فقه شیعه، اختیار مطلق طلاق به مردان واگذار شده.
همچنین با الهام از این احکام، نکاح با محارم نسبی و محارم رضاعی ممنوع شده و نیز تاکید شده است که «عقد در حال احرام باطل است» یا «زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام میشود، مگر این که به عقد دائم به زوجیت مردی دیگری درآمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.»
.
این قوانین چنان بودهاند و بعضا هستند که گویی رسالهای فقهی را در حوزه علمیهای گشوده و قوانین را مطابق با آن تدوین کردهاند.
البته نفوذ فقه نه تنها در بخش نکاح، بلکه در تمامی قوانین مربوط به احوال شخصیه در قانون مدنی ایران دیده میشود.
در این میان، موارد مربوط به سن ازدواج اهمیتی اساسی داشته و با وجود افزایش نسبی سن ازدواج برای دختران نسبت به آنچه در فقه مطرح است، زمینه ازدواج کودکان در این قانون از بین نرفت.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Yxfq0O
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27994
#ازدواج_کودکان #فقه_شیعه #کودک_همسری
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
زمینههای فقهی ازدواج کودکان
مهری قاسمی چالش بر سر ازدواج کودکان از سالهای پیش از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در جریان بوده است. از آنجا که فقه امامیه حتی پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ه.ش نیز مهمترین منبع تدوین قوانین مدنی بوده، زمینه ازدواج کودکان در ایران به صورت قانون درآمده بود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنها به کمک نیاز دارند
اگر گمان میکنید دوست یا عضو خانوادهای در معرض خشونت خانگی قرار دارد، غیرمستقیم با او صحبت کنید.
مثلاً بگویید: «بهنظر میرسد مشکلی در زندگی داری.»
اگر قربانی آمادگی صحبت دربارهٔ این موضوع را نداشت، اصرار نکنید.
اما اگر تصمیم گرفت که حرف بزند، زمان مناسب و مکانی آرام برای صحبت پیدا کنید.
http://bit.ly/2YqlCYA
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YzubR7
@KhanehAmnTelegram
اگر گمان میکنید دوست یا عضو خانوادهای در معرض خشونت خانگی قرار دارد، غیرمستقیم با او صحبت کنید.
مثلاً بگویید: «بهنظر میرسد مشکلی در زندگی داری.»
اگر قربانی آمادگی صحبت دربارهٔ این موضوع را نداشت، اصرار نکنید.
اما اگر تصمیم گرفت که حرف بزند، زمان مناسب و مکانی آرام برای صحبت پیدا کنید.
http://bit.ly/2YqlCYA
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YzubR7
@KhanehAmnTelegram
زنان برای زنان (بخش دوم)
معین خزائلی
همانطور که پیشتر و در بخش اول مطلب «زنان برای زنان» (نقش افسران پلیس زن در حمایت از آسیبدیدگان خشونت خانگی) اشاره شد، عدم مناسبسازی جنسیتی فضاها، شرایط و کارکنان دستگاههای مرتبط با موضوع خشونت خانگی، به ویژه در جوامعی مانند ایران که در آن تفکیک جنسیتی مذهبی و سنتی ریشه دار است، از جمله دلایلی است که سبب میشود خشونت دیدگان در خشونت خانگی از گزارش و پیگیری خشونت واقع شده علیه خود صرفنظر کنند.
در این جوامع ترکیب ساختار مردسالارانه دستگاههای انتظامی-قضایی با قوانین معارض با حقوق زنان، فضا را برای شنیده شدن صدای زنان تنگ کرده و خود به عاملی سرکوب کننده تبدیل میشود. از این رو استفاده از زنان در چنین موقعیتهایی، فضای مطلق مردانه را تا حدودی تلطیف کرده و آن را برای پذیرایی از زنان خشونت دیده در خشونت خانگی مناسبتر میسازد.
در این میان علاوه بر استفاده از زنان در جایگاه افسران پلیس و بهرهگیری از نقش حمایتگری اجتماعی آنان، نهاد قضایی هم میتواند از زنان و خدماتشان بهرهمند شود، به این ترتیب که حضور زنان در این نهاد نقشی اساسی در مناسبسازی دادگاهها و دادسراها برای زنان خشونت دیده، به ویژه در خشونت خانگی خواهد داشت.
ماهیت پنهان و خصوصی خشونت خانگی به ویژه در جوامعی مانند ایران که در آن مشکلات بین زوجین موضوعاتی ناموسی و بسیار شخصی محسوب میشوند، سبب شده گزارش و پیگیری آن برای زنان بزه دیده امری عمدتا طاقتفرسا و همراه با مشکلات و معضلات فراوان باشد.
اما جدای از جرمانگاری نشدن خشونت خانگی و در نتیجه خلاء قانونی ناشی از آن، آنچه که این روند را برای زنان خشونت دیده سختتر میکند، الزام آنان به بیان جزییات زندگی شخصیشان نزد مقامهای قضایی مرد است. کاری که برای زنان بزه دیده قطعا آسان نخواهد بود.
در همین زمینه عدم درک شرایط و اوضاع روحی خشونت دیده، نگرش عمدتا منفی نسبت به دادخواهی زنان، عدم تمایل خشونت دیدگان زن برای صحبت با مسئولان مرد و همچنین عدم توانایی مردان در فراهم آوردن حمایت روحی مورد نیاز خشونت دیدگان زن در عمل سبب میشود که صدای دادخواهی زنان خاموش شود.
از سوی دیگر با توجه به نقش مسائل جنسی در دعاوی مربوط به خشونت خانگی، روشن است که بیان جزییات خشونتهای جنسی از سوی زنان نزد قضات و مقامهای قضایی مرد تا چه حد میتواند برای آنان سخت جلوه کند. از این رو حضور زنان به عنوان قاضی یا مشاور در دادگاههای رسیدگی کننده به دعاوی مربوط به خشونت خانگی میتواند کمک شایانی به ترغیب خشونت دیدگان برای بیان واقعه و پیگیری موضوع کند: نقشی که در ایران با توجه به جرم انگاری نشدن خشونت خانگی از سوی قانونگذار همچنان مغفول مانده است.
http://bit.ly/2LS87iy
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28004
لینک قسمت اول:
http://www.khanehamn.org/archives/27987
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
همانطور که پیشتر و در بخش اول مطلب «زنان برای زنان» (نقش افسران پلیس زن در حمایت از آسیبدیدگان خشونت خانگی) اشاره شد، عدم مناسبسازی جنسیتی فضاها، شرایط و کارکنان دستگاههای مرتبط با موضوع خشونت خانگی، به ویژه در جوامعی مانند ایران که در آن تفکیک جنسیتی مذهبی و سنتی ریشه دار است، از جمله دلایلی است که سبب میشود خشونت دیدگان در خشونت خانگی از گزارش و پیگیری خشونت واقع شده علیه خود صرفنظر کنند.
در این جوامع ترکیب ساختار مردسالارانه دستگاههای انتظامی-قضایی با قوانین معارض با حقوق زنان، فضا را برای شنیده شدن صدای زنان تنگ کرده و خود به عاملی سرکوب کننده تبدیل میشود. از این رو استفاده از زنان در چنین موقعیتهایی، فضای مطلق مردانه را تا حدودی تلطیف کرده و آن را برای پذیرایی از زنان خشونت دیده در خشونت خانگی مناسبتر میسازد.
در این میان علاوه بر استفاده از زنان در جایگاه افسران پلیس و بهرهگیری از نقش حمایتگری اجتماعی آنان، نهاد قضایی هم میتواند از زنان و خدماتشان بهرهمند شود، به این ترتیب که حضور زنان در این نهاد نقشی اساسی در مناسبسازی دادگاهها و دادسراها برای زنان خشونت دیده، به ویژه در خشونت خانگی خواهد داشت.
ماهیت پنهان و خصوصی خشونت خانگی به ویژه در جوامعی مانند ایران که در آن مشکلات بین زوجین موضوعاتی ناموسی و بسیار شخصی محسوب میشوند، سبب شده گزارش و پیگیری آن برای زنان بزه دیده امری عمدتا طاقتفرسا و همراه با مشکلات و معضلات فراوان باشد.
اما جدای از جرمانگاری نشدن خشونت خانگی و در نتیجه خلاء قانونی ناشی از آن، آنچه که این روند را برای زنان خشونت دیده سختتر میکند، الزام آنان به بیان جزییات زندگی شخصیشان نزد مقامهای قضایی مرد است. کاری که برای زنان بزه دیده قطعا آسان نخواهد بود.
در همین زمینه عدم درک شرایط و اوضاع روحی خشونت دیده، نگرش عمدتا منفی نسبت به دادخواهی زنان، عدم تمایل خشونت دیدگان زن برای صحبت با مسئولان مرد و همچنین عدم توانایی مردان در فراهم آوردن حمایت روحی مورد نیاز خشونت دیدگان زن در عمل سبب میشود که صدای دادخواهی زنان خاموش شود.
از سوی دیگر با توجه به نقش مسائل جنسی در دعاوی مربوط به خشونت خانگی، روشن است که بیان جزییات خشونتهای جنسی از سوی زنان نزد قضات و مقامهای قضایی مرد تا چه حد میتواند برای آنان سخت جلوه کند. از این رو حضور زنان به عنوان قاضی یا مشاور در دادگاههای رسیدگی کننده به دعاوی مربوط به خشونت خانگی میتواند کمک شایانی به ترغیب خشونت دیدگان برای بیان واقعه و پیگیری موضوع کند: نقشی که در ایران با توجه به جرم انگاری نشدن خشونت خانگی از سوی قانونگذار همچنان مغفول مانده است.
http://bit.ly/2LS87iy
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28004
لینک قسمت اول:
http://www.khanehamn.org/archives/27987
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
زنان برای زنان (بخش دوم)
معین خزائلی همانطور که پیشتر و در بخش اول مطلب «زنان برای زنان» (نقش افسران پلیس زن در حمایت از آسیبدیدگان خشونت خانگی) اشاره شد، عدم مناسبسازی جنسیتی فضاها، شرایط و کارکنان دستگاههای مرتبط با موضوع خشونت خانگی، به ویژه در جوامعی مانند ایران که در آن…
ازدواج به مثابه امر مقدس و فشار مضاعف بر همجنسخواهان ایرانی
مهدیس صادقی پویا
جامعه ایران به عنوان یک جامعه مذهبی با سلطه دینی که ازدواج در آن قویاً توصیه شده و فرهنگ آن نیز بر ارکان سنتی ریشهدار و دارای عقبه طولانیمدت استوار است، همواره روابط میانفردی خصوصی را در چارچوبهای مشخص قرار داده و در قالبهای محدود قانونی تعریف کرده است.
این بدان معناست که شهروندان چنین جامعهای نه تنها برای به رسمیت شناخته شدن روابط شخصیشان میباید بر اساس همین قوانین رسمی (قوانین خانواده) و قوانین غیررسمی (سنن و آداب و رسوم) رفتار کنند، بلکه در صورت سر باز زدن از این هنجارها، رفتارشان جرمانگاری شده و میتواند منجر به صدور و اجرای مجازاتهای قانونی شود.
در چنین شرایطی، بالطبع نه تنها زنان و مردان به عنوان جنسیتهای به رسمیت شناخته شده با گرایش جنسی دگرجنسخواهانه در قانون ایران متحمل محدودیت و فشار خواهند شد، بلکه گروههای دیگر اجتماعی از جمله همجنسخواهان نیز فشاری چند برابرتر متحمل خواهند شد.
بر همین اساس تعریف «ازدواج» به عنوان قالبی که روابط شخصی افراد با شریک زندگیشان باید در آن تعریف شود، همجنسخواهان ایرانی را از جوانب مختلف مورد تبعیض و آزار قرار میدهد.
ازدواج، حربه، اهرم فشار یا درمان؟
.
تغییرات فرهنگی در جامعه ایران در دهههای اخیر گویای تغییر سلیقه و رفتار شهروندان این جامعه، چه در حریم شخصی و چه در زندگی عمومی است. در این میان جوانان ایرانی از محل تبلیغات رسمی و غیررسمی (خانوادگی و …) درباره ازدواج و ضرورت آن متحمل فشارهای جدی میشوند. این در حالی است که افراد با گرایش جنسی همجنسخواهانه به عنوان گرایش جنسیای که از «نرمال» و عرف جامعه متفاوت و «منحرف» تلقی میشود، از فشاری مضاعف رنج میبرند.
این فشار مضاعف نه تنها از در معرض این پرسش قرار گرفتن این افراد ناشی میشود که «چرا تن به ازدواج نمیدهند»، بلکه در سطحی دیگر و ناآشکارتر، از این مقوله ناشی میشود که از ازدواج با غیر همجنس به عنوان اهرم فشار برای تنبیه و به عبارتی «درمان» گرایش جنسی این افراد استفاده میشود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YADDn0
ادامه مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28013
#ازدواج_اجباری #دگرباشان_جنسی
@KhanehAmnTelegram
مهدیس صادقی پویا
جامعه ایران به عنوان یک جامعه مذهبی با سلطه دینی که ازدواج در آن قویاً توصیه شده و فرهنگ آن نیز بر ارکان سنتی ریشهدار و دارای عقبه طولانیمدت استوار است، همواره روابط میانفردی خصوصی را در چارچوبهای مشخص قرار داده و در قالبهای محدود قانونی تعریف کرده است.
این بدان معناست که شهروندان چنین جامعهای نه تنها برای به رسمیت شناخته شدن روابط شخصیشان میباید بر اساس همین قوانین رسمی (قوانین خانواده) و قوانین غیررسمی (سنن و آداب و رسوم) رفتار کنند، بلکه در صورت سر باز زدن از این هنجارها، رفتارشان جرمانگاری شده و میتواند منجر به صدور و اجرای مجازاتهای قانونی شود.
در چنین شرایطی، بالطبع نه تنها زنان و مردان به عنوان جنسیتهای به رسمیت شناخته شده با گرایش جنسی دگرجنسخواهانه در قانون ایران متحمل محدودیت و فشار خواهند شد، بلکه گروههای دیگر اجتماعی از جمله همجنسخواهان نیز فشاری چند برابرتر متحمل خواهند شد.
بر همین اساس تعریف «ازدواج» به عنوان قالبی که روابط شخصی افراد با شریک زندگیشان باید در آن تعریف شود، همجنسخواهان ایرانی را از جوانب مختلف مورد تبعیض و آزار قرار میدهد.
ازدواج، حربه، اهرم فشار یا درمان؟
.
تغییرات فرهنگی در جامعه ایران در دهههای اخیر گویای تغییر سلیقه و رفتار شهروندان این جامعه، چه در حریم شخصی و چه در زندگی عمومی است. در این میان جوانان ایرانی از محل تبلیغات رسمی و غیررسمی (خانوادگی و …) درباره ازدواج و ضرورت آن متحمل فشارهای جدی میشوند. این در حالی است که افراد با گرایش جنسی همجنسخواهانه به عنوان گرایش جنسیای که از «نرمال» و عرف جامعه متفاوت و «منحرف» تلقی میشود، از فشاری مضاعف رنج میبرند.
این فشار مضاعف نه تنها از در معرض این پرسش قرار گرفتن این افراد ناشی میشود که «چرا تن به ازدواج نمیدهند»، بلکه در سطحی دیگر و ناآشکارتر، از این مقوله ناشی میشود که از ازدواج با غیر همجنس به عنوان اهرم فشار برای تنبیه و به عبارتی «درمان» گرایش جنسی این افراد استفاده میشود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2YADDn0
ادامه مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28013
#ازدواج_اجباری #دگرباشان_جنسی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
ازدواج به مثابه امر مقدس و فشار مضاعف بر همجنسخواهان ایرانی
مهدیس صادقی پویا جامعه ایران به عنوان یک جامعه مذهبی با سلطه دینی که ازدواج در آن قویاً توصیه شده و فرهنگ آن نیز بر ارکان سنتی ریشهدار و دارای عقبه طولانیمدت استوار است، همواره روابط میانفردی خصوصی را در چارچوبهای مشخص قرار داده و در قالبهای محدود قانونی…