خانه امن
772 subscribers
668 photos
316 videos
29 files
1.53K links
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.
Download Telegram
«قتل ناموسی»، تلاش برای دادخواهی و مجازات مرتکب (بخش دوم)

معین خزائلی(۱)

با وجود تصریح قانون‌گذار بر قانونی دانستن قتل ناموسی و معافیت مرتکب از مجازات قضایی و تعقیب کیفری در قوانین موضوعه ایران(۲)، واکنش دستگاه قضایی، وکیلان دادگستری و فعالان حقوق زنان در هنگام مواجهه با خشونت ناموسی و به ویژه قتل ناموسی، تاثیری به سزا در تغییر نگرش عرفی جامعه و همچنین دیدگاه قانون نسبت به این موضوع ایفا می‌کند، چرا که در عمل تا پیش از تغییر قانون فعلی، رویه عملی دادگاه‌ها و محاکم قضایی، به طور حتم پیروی از این قانون خواهد بود.

اما جدای از نقش دلایل فرهنگی-اجتماعی در وقوع این نوع از خشونت، آگاهی نبودن از قانون و وجود تصویر و تصور توجیه‌گر و محق که در آن قتل ناموسی همواره توجیه‌پذیر است، سبب می‌شود وقوع این نوع از خشونت همواره از سوی خشونت‌گر و جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و از این رو تلاشی برای مجازات مرتکب و احقاق حق قربانی یا خانواده او صورت نگیرد.

در چنین شرایطی است که هدف اصلی در موارد وقوع یک قتل ناموسی باید در وهله اول و تا حد امکان متمرکز بر احقاق حق قربانی خشونت ناموسی و مجازات مرتکب خشونت باشد.

تلاش برای ترغیب اولیای دم مقتول به منظور دادخواهی و مجازات مجرم از طریق آگاهی بخشی و یادآوری حقوق آنان در دادخواهی، دفاع از حقوق خشونت‌دیده یا قربانی برای اعاده حیثیت او و همچنین جلوگیری از تبدیل شدن مجرم به یک قهرمان اجتماعی «غیرت‌مند» از جمله اقداماتی هستند که در زمان وقوع یک قتل ناموسی می‌توانند کمک فراوانی داشته باشند به اجرای عدالت، تغییر وضعیت و اصلاح نگاه اجتماعی به موضوع.

حمایت از اولیای دم در راستای دادخواهی عادلانه
.
بررسی گزارش‌های منتشر شده از موارد رسیدگی به پرونده‌های قتل‌های ناموسی در ایران نشان می‌دهد موضوعی که همواره نقشی عمده‌ در بی نتیجه بودن و بی نتیجه ماندن تلاش‌ها برای مجازات قاتل ایفا می‌کند، گذشت خانواده مقتول و عدم خواست آنها برای دادخواهی و پیگیری پرونده و مجازات مجرم است.

البته که بر اساس قوانین موضوعه در ایران این حق اولیای دم است که قاتل را بخشیده و از مجازات او که ممکن است مجازات مرگ (اعدام) باشد، صرف نظر کنند؛ اما شواهد نشان می‌دهند یکی از علل اصلی گذشت خانواده قربانیِ یک قتل ناموسی، عدم اطلاع دقیق از قوانین و همچنین خجالت و شرمی است که ممکن است بر اساس نگاه عرفی حاکم ایجاد شود. خجالت و شرمی که به غلط سبب ایجاد این تصور می‌شود: این حق قربانی بوده که کشته شود.
.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Y3ahBL

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://bit.ly/2XPrtX6

#قتل_ناموسی #جنایت_ناموسی #خشونت_خانگی

@KhanehAmnTelegram
چطور از شوهر خوشگذرانم طلاق بگیرم؟

پرسشگر: سلام خسته نباشید! من ۶ سال پیش با یک مردی که به طور اتفاقی با ایشان آشنا شده بودم ازدواج کردم. صاحب یک فرزند ۳ ساله هستم. شوهرم آدم خوشگذرانی است و من چند ماه بعد از ازدواج این مساله را متوجه شدم. سعی کردم که به طوری اصلاحش کنم. البته فکر می کردم ایشان فقط تمایل به صحبت و شوخی با خانمها دارد تا اینکه سال پیش متوجه صحبتهای نامتعارف شوهرم با یک خانم شدم. شوهرم مرتبا در تلفن با ایشان صحبت می کرد و به یکدیگر اس ام اس می‌فرستادند. گوشی اش را کنترل کردم و متوجه رابطه اشان شدم. یک بار که شوهرم برای خرید بیرون رفته بود و تلفنش را در خانه جا گذاشته بود آن خانم اس ام اس زد و من هم از طرف شوهرم جواب دادم. کاملا مطمئن شدم که باهم رابطه نامشروع دارند. خیلی عصبانی شدم وقتی شوهرم برگشت گفتم که این چه کاری است و از او جواب خواستم. به هر حال نهایتا پس از چند روز طلب بخشش کرد و گفت که اشتباه کرده و دیگر تکرار نمی‌کند. ۲ هفته به خانه پدرم رفتم و قصد طلاق داشتم اما شوهرم خیلی اصرار و اظهار پشیمانی کرد من هم به خاطر بچه‌ام گذشت کردم و برگشتم. اما باز متوجه شدم که ایشان رفتار خودش را اصلاح نکرده و رابطه‌های نامتعارفی با یکی از همکاران خانمش دارد. می خواستم در این مورد راهنمایی کنید؟ چطور باید اقدام کنم؟ می خواهم بخاطر ارتباطش شکایت کنم و بعد طلاق بگیرم.

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید:

https://soundcloud.com/khanehamn/r97tuhdmwwt9

#خیانت #طلاق

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
مسئولیت اجتماعی در برابر خشونت خانگی چیست؟
صبا امیدوار

سکوت، بی اعتنایی، بی تفاوتی یا توجیه گاه بیگاه خشونت مردان علیه زنان توسط افکار عمومی یا مسئولین و ارگان های دولتی در ایران، مسئله مسئولیت اجتماعی در برخورد به خشونت خانگی را به پرسش مهمی در رویارویی با این مسئله بدل ساخته است.

مسئولیت اجتماعی بی اعتنایی نهادها را پس می‌زند

مهرداد درویش‌پور جامعه شناس جنسیت و فعال حقوق زنان از مسئولیت اجتماعی در خشونت خانگی می‌گوید.

به گفته او، مسئولیت اجتماعی در برابر خشونت اجتماعی در جامعه مدرن از جمله در قانون بازتاب می‌یابد. به رسمیت شناختن این که خشونت خانگی و در روابط نزدیک نه امر شخصی به شمار می‌رود و نه نیازمند شاکی خصوصی است. حتما لازم نیست زنی از شوهر خود شکایت کند که مورد خشونت قرار گرفته تا به پرونده آن رسیدگی شود.

به گفته او خشونت خانگی باید طوری باید که حتی اگر شاکی خصوصی نداشته باشد، جرمی عمومی تلقی شود.

این جامعه شناس می گوید :

ادامه در لینک زیر:
http://telegra.ph/Saba-11-20

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/2

@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد درگذشت خسرو شکیبایی است.
یکی از فیلم‌های ماندگاری که خسرو شکیبایی بازی کرده بود فیلم هامون بود.

یکی از موضوعات مطرح شده در این فیلم موضوع خشونت خانگی و موضوع طلاق و شروط ضمن عقد بود.

سکانسی ماندگار از این فیلم را ببینید.

همه چیز درباره شروط ضمن عقد
http://www.khanehamn.org/archives/19565

@KhanehAmnTelegram
نسبت حاشیه‌نشینی با خشونت خانگی علیه کودکان

راضیه امیری

حاشیه‌نشینی را شاید بتوان بلای بزرگ دانست. بلایی ویرانگر که با خود هزاران آسیب و بحران همراه می‌آورد. آسیب‌های جدی اجتماعی در مناطق حاشیه‌ای بیش از جاهای دیگر بروز پیدا می‌کنند. از جمله آن آسیب‌ها خشونت خانگی علیه کودکان است. این گزارش بر آن است تا تاملی در نسبت حاشیه‌نشینی با خشونت خانگی علیه کودکان داشته باشد.

بهتر است در ابتدا تعریفی از حاشیه‌نشینی ارائه شود تا روشن شود که اساسا در اینجا درباره چه سخن گفته می‌شود.

«اسکان غیررسمی» و «زاغه‌نشینی» از جمله مختصات بارز حاشیه‌نشینی‌ست. در تعریف کمتر مورد مناقشه‌ای از این پدیده، درباره آن گفته می‌شود: «حاشیه‌نشـینان به کسانی گویند که در محدوده اقتصادی شهر زندگی می‌کنند و جذب نظام اجتماعی و اقتصادی شهر نشده و خود، شیوه جدیدی از زندگی را پدید آورده‌اند. این نوع زندگی، با سه شیوه رایج زندگی یعنی شهری، روستایی و ایلی متفاوت است و با ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود، بافت فیزیکی معینی را به وجود می‌آورد.»
.
سید حسین حسینی، جامعه شناس، بر این باور است که هر اندازه از طبقات مرفه اقتصادی به سمت طبقات پایین جامعه برویم، میزان خشونت خانگی افزایش پیدا می‌کند.

او بر این اساس و با استناد به مطالعات صورت‌ گرفته، می‌گوید: «زنان و کودکان در خانواده‌های حاشیه‌نشین و خانواده‌هایی که سطح سواد آکادمیک آنها پایین است و از درآمدهای پایین‌تری برخوردار هستند، بیشتر در معرض این آسیب‌ها و خشونت‌ها قرار دارند.»
.
در حاشیه، کودک‌آزاری عادی جلوه می‌کند
.
در واقع، خشونت جزیی گریزناپذیر از زندگی در حاشیه است. از خشونت‌های عریان همچون درگیری‌های فیزیکی گرفته تا خشونت‌های پنهان همچون غفلت از کودکان و بلکه بدتر، بهره‌گیری و بهره‌برداری از آنها.
نکته این است: زمانی که خشونت گسترش یابد و ریشه‌دار شود، مشروع و موجه جلوه می‌کند؛ این اتفاقی‌ست که در زندگی حاشیه‌نشینانه در ایران رخ داده است.

بر این اساس است که محمودی جانکی، رئیس موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم‌شناسی دانشگاه تهران، در اظهارنظری بی‌پرده می‌گوید: «خشونت علیه کودکان در برخی مناطق حاشیه‌نشین به حدی گسترش یافته که دیگر سطوح پایین کودک‌آزاری دیده نمی‌شود و بخشی از زندگی عادی آنها به شمار می‌رود.»
.
بر اساس برخی آمارهای ارائه شده در ایران، حدود شش درصد از خانواده‌ها دچار عادی‌انگاری کودک‌آزاری شده‌اند.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Y0TDP8

ادامه در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27950

#حاشیه_نشینی #خشونت_خانگی #کودک_آزاری

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
پشیمانی پس از بخشش مهریه

پرسشگر: ۴ سال قبل با مردی از آشنایان پدرم ازدواج کردم. از شوهرم بسیار راضی بودم و او را دوست داشتم. به همین دلیل پس از گذشت یک سال از ازدواج‌مان  تمام مهریه‌ام را بخشیدم. شوهرم هم برای تشکر یک خودرو پراید برایم خرید. گرچه مقدار مهریه خیلی بیش‌تر از قیمت یک پراید بود. در آن زمان بسیاری از دوستانم و هم‌چنین خواهرم معتقد بودند که من اشتباه کرده‌ام اما من فکر می‌کردم نیازی به وجود مهریه در زندگی نیست چون خودم را خوشبخت حس می‌کردم و فکر می‌کردم تا آخر عمرم همین حس را خواهم داشت. اما متاسفانه این‌چنین نشد. از یک سال و نیم قبل مشکلات‌مان شروع شد. من قصد ادامه تحصیل داشتم و در کنکور دانشگاه نیز قبول شدم اما شوهرم تمایلی به ادامه تحصیل من نداشت. می‌گفت: «چه احتیاجی به درس خواندن داری. خانه‌داری بهترین و راحت‌ترین کار است. وقتی من مخارج تو را می‌دهم و تمام احتیاجاتت را برطرف می‌کنم دیگر چه نیازی به ادامه تحصیل و کار کردن است…» به هر حال شوهرم با دعوا و مشاجره بسیار قبول کرد که در دانشگاه ثبت نام کنم. در همان ماهه‌ای اول دانشگاه شروع کرد به کنترل کردن بیش از حد من. هر لحظه به من زنگ می‌زد. مرتبا به دانشگاه می‌آمد. این رفتارش من را خیلی ناراحت می‌کرد. مشکل دیگرمان این بود که بسیار اصرار داشت بچه‌دار شویم حال آن‌که من فکر می‌کردم فعلا زود است. در مورد ارتباط با اقوام و دوستان نیز اختلاف پیدا کرده‌ایم. چند بارهم مرا تهدید به طلاق کرده است. به هر حال هم اکنون در وضعیت روحی خوبی نیستم. الان فکر می‌کنم که نباید مهریه‌ام را می‌بخشیدم و پشیمان هستم. سوالم این است که آیا می‌توانم بخشیدن مهریه‌ام را ابطال کنم؟ آیا شوهرم باید در این مورد موافقت کند؟ لطفا راهنمایی کنید.

http://bit.ly/2WSNep1

پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/21167

@KhanehAmnTelegram
قربانیان خشم و ناموس

فهیه خضرحیدری

واژه زن‌کشی یا femicide  سال‌هاست وارد ادبیات سازمان ملل و فعالان حقوق زنان و حقوق بشر شده است. همه موارد زن‌کشی الزاما با قتل‌های ناموسی یکی نیستند؛ اگرچه محور این قتل‌ها جنسیت است اما آنچه قتل‌های موسوم به ناموسی را از سایر انواع زن‌کشی متمایز می‌کند، هسته مرکزی تفکری است که زن را ناموس مرد و مرد را موجودی غیرتمند به حساب می‌آورد.

ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی به مرد اجازه می‌دهد در صورت مشاهده همسر خود در حال «زنا» با مردی دیگر او را بکشد و مطمئن باشد که قصاص هم نمی‌شود. به این ترتیب مرد مجوز خشونت خانگی و قتل همسر خود را می‌گیرد و مجازات هم نمی‌شود.

البته اگر تراژدی همسرکشی برعکس باشد، مجازات قصاص قطعی است. بر این اساس اگر زنی شوهر خود را بکشد، قطعا قصاص خواهد شد.
زن بر اساس این قوانین در صورت خیانت یا آنچه در عرف اسلامی «زنا» خوانده می‌شود، مهدورالدم است.

با این حال حتا چنین قانون نابرابر و ای بسا زن‌ستیزی هم که رسما مجوز اعمال خشونت خانگی را به مرد می‌دهد، همچنان مرد را مرجع صالح تشخیص مهدورالدم بودن زن قرار نداده است. بسیاری از وکلای پرونده‌های جنایی خانوادگی بر این نکته تاکید می‌کنند که مرجع تشخیص مهدورالدم بودن زن در این موارد قاضی دادگاه است نه مرد!

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Y2O9Dn

ادامه را در سایت خانه امن بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/27955

#زن_کشی #قتل_ناموسی

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
به دوستش گفت من باغبان خانه‌شان هستم

فریده موسوی

تابه‌حال چند‌بار به هر دلیلی صدایتان را روی پدر و مادر و یا مادربزرگ و پدربزرگتان بلند کرده‌اید؟ چندبار با آن‌ها قهر کرده و یا با بی‌توجهی و بی‌میلی جواب آن‌ها را داده‌اید‌؟ صدای‌تان کرده‌اند جواب نداده‌اید و خودتان را به آن راه زده‌اید و یا برای تلفظ نادرست یک کلمه آن‌ها مسخره کرده‌اید؟

ما درباره خشونت فیزیکی علیه سالمندان حرف نمی‌زنیم هر چند که متاسفانه در موارد مختلفی اتفاق می‌افتد و سالمندان از ترس از دست دادن محبت فرزندان و یا قضاوت مردم نسبت به اولادشان سکوت می‌کنند و حرف نمی‌زنند. ما با شما درباره نگاه‌ها، نیشخند‌ها، غفلت و کم‌توجهی و محدودیت مالی و انواع و اقسام رفتار‌هایی حرف می‌زنیم که جایش کبود نمی‌شود اما در دل‌ می‌ماند.

پای صحبت مرضیه خانم می‌نشینم که ۸۴ ساله است و در پنجاه سالگی همسرش را از دست داد و به‌قول خودش از‌‌ همان زمان شده «سالمند.»
بعد از چله آن خدا بیامرز پسر‌ها و دختر‌ها جمع شدند و تصمیم گرفتند خانه پدری‌شان را بفروشند و خانه کوچک‌تری برای من اجاره کنند و هر کدام سهم‌الارث خود را بردارند. من پنج فرزند دارم که وقتی پدرشان عمرش را داد به شما فکر کردند من عقلم به هیچ چیز نمی‌رسد، از من یک سوال نکردند که مادر ما سهم‌مان را می‌خواهیم حالا نظر شما چیست. آن‌ها جمع شدند و به جای گفتن واقعیت هر کدام یک جور دل برای من سوزاندند ولی من خوب می‌دانستم آن‌ها مال پدری‌شان را می‌خواهند و حق‌شان هم بود ولی من را خر فرض کردند. نامه‌های جوراجور دادند تا من امضا کنم و من هم رویم نمی‌شد نه بگویم و امضا می‌کردم.

با سهم‌الارث من یک خانه رهن کردند و قالی و قالیچه‌هایی را که در طول سال‌ها زندگی جمع کرده بودم بردند و چند تکه‌ای هم برای من گذاشتند. یک جفت چراغ‌شاه عباسی و چند تابلو فرش و پشتی کرک و پشم داشتم که گفتم این‌ها را نمی‌دهم و این‌ها مال خود من است. هر کدام‌شان یک جور پشت چشم نازک کردند ولی وقتی دختر بزرگم گفت وا مادر بابا این‌ها را برای خانواده خریده بوده و ما باید از پدرمان یادگاری داشته باشیم انگار یکی جگرم را آتش زد.

در تمام این سال‌ها حقوق بازنشستگی پدرشان را حساب‌کتاب می‌کنند. ماهی یک‌بار تلفن نمی‌زنند. چشم‌شان فقط به دو تا تیکه‌پاره ارث پدرشان بود. خودشان را عقل کل می‌دانند و من را هیچ به حساب نمی‌آورند. عروس و داماد هم که می‌گیرند من را هم مثل غریبه‌ها دعوت می‌کنند و خوش‌شان نمی‌آید آن‌ها را به خانه من بیاورند.

خشونت روانی علیه سالمندان رواج دارد

خشونت علیه سالمند طیف وسیعی دارد ولی خشونت روانی بیش از دیگر اشکال خشونت علیه آن‌ها رواج دارد. جالب این است تا دهه ۸۰ میلادی به این موضوع توجه نشده و تحقیقاتی صورت نگرفته بود. در این دهه بود که دانشمندان پی بردند در بعضی خانواده‌ها، سالمندان مورد خشونت فرزندان خود قرار می‌گیرند. خشونت علیه سالمندان شامل مواردی از قبیل بدرفتاری‌های جنسی، بدرفتاری‌های‌ جسمی، بی‌توجهی به احتیاجات عاطفی، بی‌توجهی به تغذیه، بهداشت و از بین بردن وسایل مورد علاقه و مورد نیاز آنان است. هر چند که در بسیاری از موارد سالمندان به خاطر دارایی و یا موارد دیگر مورد ضرب و جرح و قتل قرار می‌گیرند.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2WKDv3K

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22116

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
اجبار به انجام امورات مذهبی توسط شوهر

پرسشگر: زن ۳۰ ساله ای هستم. سه سال قبل با یکی از آشنایان ازدواج کرده ام. همسرم یک فرد فوق العاده مذهبی است. به همین دلیل پس از ازدواجمان مشکلاتمان شروع شد. در ابتدای زندگی، همسرم از من خواست که چادر به سر کنم. این خواسته او مرا شگفت زده کرد زیرا او می دانست که من هیچ وقت چادر سر نکرده و مایل به این کار نیستم.
چندین روز با هم مشاجره داشتیم. بالاخره مجبور شدم خواسته ایشان را بپذیرم. همسرم مرا مجبور می کرد که فرایض دینی را کاملا به جا آورم. مثلا هر صبح مرا برای نماز بیدار می کرد حال آنکه این کار برای من سخت بود. ارتباط مرا با دوستان و آشنایان بسیار محدود کرد. به طوری که حتی با اقوام نزدیک مرد نمی توانستم مکالمه ای داشته باشم زیرا معتقد بود آنها نامحرم هستند.
تمام این رفتارها را تحمل کردم تا اینکه فرزندمان متولد شد. بر سر انتخاب اسم اختلاف پیدا کردیم. همسرم اسم زینب السادات را برای دخترمان انتخاب کرده بود اما من مخالف بودم. در نهایت این اسم برای دخترمان در شناسنامه درج شد. اختلافهایمان روز به روز گسترده تر شد. فکر می کنم دیگر توان ادامه زندگی با همسرم را ندارم. درمانده شده ام و نمی دانم چه کار باید بکنم. از شما راهنمایی می خواهم.


بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/18242

@KhanehAmnTelegram
به زنجیر کشیده شدن مادری سالخورده در ارومیه

سعید فریور، مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی در واکنش به انتشار تصاویری از زنی سالخورده که توسط پسرش به زنجیر کشیده شده بود، گفت: به محض اطلاع از وضعیت مادری که تصویر به زنجیر کشیدنش منتشر شده، به همراه تیم اورژانس اجتماعی در محل حاضر شدیم. این مادر سالخورده به بیمارستان منتقل شد و در حال حاضر تحت مراقبت های پزشکی است.

وی افزود: این فرد یک بیمار ذهنی است که توسط پسرش به زنجیر کشیده شده بود. فردی نیز در آن جا حضور داشت که از رسیدگی به وضعیت این خانم توسط بهزیستی ممانعت می کرد.

لازم به ذکر است که سالمند آزاری، پس از کودک آزاری و همسر آزاری در میان خشونت های خانگی در ایران در رتبه سوم است.

این ویدئو را هم ببینید:
سالمندان قربانیان خشونت خانگی
http://bit.ly/2HA9ltI

@KhanehAmnTelegram
هشدار مسئولان انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی: هر روز یک قربانی جدید اسیدپاشی شناسایی می‌شود

کمال فروتن جراح پلاستیک و موسس انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی:
🔹 باور نکردنی است هر روز قربانی تازه ای با ما تماس می گیرد طوری که خودمان هم شوکه می شویم از گوشه و کنار کشور از شهرها و روستاهای دور افتاده

🔹می گویند در اینترنت جستجو کردیم و به نام انجمن شما برخوردیم و بعد تماس گرفتیم

🔹بارها گفتیم اسید اسلحه بی صدا شده و دائم قربانی می گیرد/روزنامه ایران

ریشه‌های روانی اسیدپاشی
http://www.khanehamn.org/archives/23803

@KhanehAmnTelegram
بهره‌کشی والدین از کودکان: دولت چه می‌کند؟

راضیه امیری

– داشتیم سر چهارراه کار می‌کردیم که مامورای بهزیستی اومدن و گفتن باید بریم مرکز افسریه. ما رو پدر و مادرمون مجبور می‌کردن بریم خیابون اما خب … از مادرمون که نمی‌تونیم دل بکنیم …. من دوست دارم معلم بشم اما می‌دونم اگه تو خیابون کار کنم شاید هیچ وقت به آرزوم نرسم.

جمله‌های بالا حرف‌های گلپری، یکی از کودکان کار است که در طرح ساماندهی کودکان کار به «مرکز دخترانه افسریه» منتقل شده است.

صغری، یکی دیگر از کودکان کار می‌گوید: «در چهارراه روزی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان درآمد داشتم که شب به شب آن را به پدر و مادرم می دادم.»

به طور کلی کودک‌آزاری را می‌توان به چهار دسته جنسی، جسمی، عاطفی و بر اثر غفلت تقسیم کرد اما هر گونه غفلت و سهل‌انگاری، آسیب جسمی یا روحی و روانی، سوء‌استفاده جنسی یا بهره‌کشی و عدم رسیدگی به نیازهای اساسی کودک از سوی افراد دیگر، کودک آزاری محسوب می‌شود.

بر این اساس، اجبار کودکان به کار و کسب درآمد برای والدین مصداق بارز کودک‌آزاری است.

سال ۱۳۷۳ ایران پیمان‌نامه‌ جهانی حقوق کودک را امضا کرد و تعهدات مربوط به کودکان کار و خیابانی را به صراحت پذیرفت، اما با گذشت ۲۵ سال، هنوز این کودکان به رسمیت شناخته نشده‌اند و جمهوری اسلامی حتی از ارائه آمارهای مربوط به کودکان کار ابا دارد.

از سوی دیگر ماده‏‌ ۷۹ قانون کار تدوین‌ شده در ایران، اشتغال به کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع دانسته است، اما قانون برای کودکانی که مجبور به کار برای والدین خود هستند چه کرده است؟ کودکانی که محل کارشان خیابان است.

سوسن مازیارفر، فعال حقوق کودک، درباره کودک‌آزاری در یکی از خانواده‌ها می گوید: «پدری تمام همسران و بچه‌هایش را به واسطه اعتیادی که دارد مجبور می‌کند هر روز کار کنند و گاهی در محل کارشان یا حتی دم در خانه می‌ایستد و هر کدام که حداقل ۵۰ هزار تومان کار نکرده باشند، اجازه‌ ورود به خانه را ندارند؛ یعنی باید روزی ۵۰ هزار تومان کار کنند و اصلا مهم نیست که این پول از چه طریقی به دست بیاید. مهم این است که در انتهای روز این پول برای پدر کسب شده باشد. چهارراه‌هایی که این بچه‌ها در آن‌ها کار می‌کنند به شدت ناامن هستند.»
.
نوزادانی که به دنیا می‌آیند تا فروخته شوند

نوع دیگری از بهره‌کشی از کودکان، فروش و حتی پیش‌فروش آن‌هاست. والدینی که تنها برای کسب درآمد کودکانی را به دنیا می‌آورند.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Y4ExYW

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27960

#کار_کودک #خشونت_علیه_کودکان #کودک_آزاری

@KhanehAmnTelegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پدوفیلیا و محافظت از کودکان

آزار جنسی کودکان، کابوس والدین است. چگونه از کودکان محافظت کنیم، زمانی که شناسایی پدوفیل آسان نیست و او اغلب در حلقه افراد مورد اعتماد و نزدیک به خانواده است؟ این امر محافظت از کودکان را دشوارتر می‌کند؛ اما دانستن و رعایت بعضی نکات می‌تواند کمک کند از کودک خود محافظت کنید:
- هر فردی ممکن است پدوفیل باشد
- پدوفیل اغلب آشنا ست
- شاخصه‌های رفتاری
- برنامه‌ریزی برای جلب اعتماد
و ...

#پدوفیلیا #آزار_جنسی_کودکان #کودک_آزاری_جنسی

منبع ویدئو: آموزشکده توانا

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
چرا بیشتر زنان از زندگی خود ناراضی‌اند؟

زنان و دختران علی‌رغم رشد تحصیلات‌شان بعضاً یا وارد زندگی تأهلی نشده‌اند که در این صورت از وضعیت‌شان ناراضی‌اند و یا به خاطر توانمندشدن بعد از ورود در زندگی، فقط زندگی خانوادگی آن‌ها را اقناع نمی‌کند و در بسیاری موارد از گران‌باری نقش رنج می برند و یا همسران‌شان را در حد و قواره خود نمی‌دانند. به این مسایل رو به رشد اعتیاد و خیانت هم اگر اضافه شود، نارضایتی صدچندان خواهد شد.

پایین‌بودن سطح سلامت روان زنان و نارضایتی عمومی از زندگی در زنان با هویت‌های گوناگون، بیش از هر چیز می‌تواند نشانه این موضوع باشد که هر یک از زنان نگاهی بالادست به زنان در دیگر اشکال هویتی داشته و بعضاً این انگاره ذهنی در آن‌ها وجود دارد که مثلاً به‌عنوان یک زن متأهل، افرادی را که تجرد گزیده‌اند یا جدا شده‌اند، خوشبخت‌تر می‌دانند؛ یا بالعکس دختران مجردی که به نظرشان زنان متأهل از زندگی راضی‌ترند و یا زنانی‌که از درد خیانت یا ناباروری رنجیده و منتهی‌الیه آروزهای‌شان برای رسیدن به خوشبختی حل این مسائل است؛ همگی بدون درک موقعیت دیگری تنها به دلایل نارضایتی خود از زندگی می‌اندیشند؛ نارضایتی که چاره‌اش لزوماً قرارگرفتن در جایگاه دیگری نیست و پس از آن هم‌ گویی تنها شکل و نوع مشکلات‌شان تغییر می‌یابد.

در دهه‌های اخیر در اثر گسترش نوگرایی و نوسازی در عرصه جهانی، تحولاتی در زمینه‌های فرهنگی و ساختاری روی داده که سبب دگرگونی نقش‌های اجتماعی و آگاهی‌های زنان شده است. افزایش تحصیلات و اشتغال در میان زنان از سویی سبب کاهش مطلوبیت الگوی زن سنتی می‌شود و از سوی دیگر موجب دشواری در هماهنگ‌کردن نقش‌های سنتی با نقش‌های جدید، شده و به بحران هویت زنان منتهی می‌گردد.
در عین حال اصلی‌ترین مسئله‌ای که در جمیع زندگی زنان با هر نوع هویت خانوادگی و در سطوح مختلف سنی، تحصیلی و شغلی دریافت می‌شود، موضوع سطح بالای نارضایتی در آن‌ها است. در واقع این حجم نارضایتی ناشی از بحران هویتی در زنان، منجر به سطح پایین سلامت روان و میزان بالای افسردگی ۲۰ تا ۴۰ درصدی در زنان شده است.

به همین دلیل طی بررسی‌های انجام‌شده احساس تنهایی و سرخوردگی معضلاتی هستند که در بین زنان و دختران ما روند افزایشی را طی کرده و در آن‌ها عوامل سبب‌سازی مانند اختلافات خانوادگی و زناشویی، بیکاری و اختلالات روانشناختی که در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شوند، نقش اساسی دارند.

ادامه‌ی مقاله:
http://www.khanehamn.org/archives/16001

@KhanehAmnTelegram
نگاهی به جنون ﭘﺲ ﺍﺯ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺍﻳﺮﺍﻥ

رضا مرد جوانی که به تازگی پدر شده بود می‌گفت: از نوجوانی عاشق پریسا دختر همسایه‌مان بودم تا این‌که دیپلم گرفتم و به خواستگاری او رفتم اما چون سربازی نرفته بودم و شغل مناسبی هم نداشتم، خانواده پریسا جواب رد دادند اما چون می‌دانستند که پریسا هم من را دوست دارد، قول دادند تا سربازی من تمام شود و شغل مناسبی پیدا کنم پریسا را شوهر نمی‌دهند. همین‌طور هم شد، به محض اتمام دوره سربازی و استخدام من در اداره برق، ازدواج من و پریسا سرگرفت و زندگی مشترک را آغاز کردیم و چون هر دوی ما علاقه شدیدی به بچه داشتیم تصمیم گرفتیم که خیلی زود بچه‌دار شویم اما امید ما به بچه‌دار شدن خیلی زود کم‌رنگ شد چون بعد از دو سال فهمیدیم که پریسا بچه‌دار نمی‌شود با این حال ناامید هم نشدیم زیرا پزشک معالج گفته بود که با ادامه درمان امکان باردار شدن پریسا وجود دارد. به همین جهت روند درمان پریسا را ادامه ‌دادیم. اما با مرور زمان و عدم نتیجه در درمان پریسا و از طرفی نگاه‌های سنگین خانواده من و گوشه و کنایه‌های آن‌ها به پریسا و حتی پیشنهاد طلاق او موجب گردید که پریسا بعد از مدتی دچار افسردگی شدید شود. اما من که عاشق پریسا بودم در این روزهای سخت او را تنها نگذاشتم و تمام سعی خودم را کردم تا او را درمان کنم. تا این‌که بعد از ده سال پریسا باردار شد. اتفاقی که روزهای سیاه زندگی ما را به رنگ خوشی و خوشبختی در آورد، دوران بارداری پریسا با ذوق و شوق ما به سرعت سپری می‌‌شد هر چند که در این دوران پریسا گاهی دچار افسردگی می‌شد اما از نظر پزشک معالج موضوع مهمی نبود تا این‌که با اتمام دوره بارداری پریسا، پسرمان صحیح و سالم بدنیا آمد و ما سرشار از خوشحالی و خوشبختی شدیم.
اما این خوشحالی و خوشبختی دوام چندی نیافت، هفته گذشته هنگامی که سرکار بودم پریسا به من زنگ زد و در حالی که صدایش می‌لرزید گفت: رضا، پسرمان را کشتم و تلفن را قطع کرد. تصور کردم پریسا دوباره دچار افسردگی شده و حال خوشی ندارد برای همین با سرعت خودم را به منزل رساندم، اما حضور نیروهای پلیس در منزل حکایت از واقعه‌ای تلخ داشت. پریسا نوزاد یک ماهه را کشته بود و بلافاصله به پلیس هم اطلاع داد بود. او به پلیس گفته بود هنگامی که داشتم نوزادم را شیر می‌دادم به چشمان او خیره شدم و به یاد ده سال سختی‌هایی که برای بچه‌دار شدن کشیدم، افتادم. در این لحظه آرام گلوی فرزندم را فشردم که دیدم صورت او کبود شده و دیگر نفس نمی‌کشد. اکنون پریسا در زندان در انتظار محاکمه است، هم نگران او هستم و هم غم از دست دادن فرزندم را دارم. با روان‌پزشک معالج پریسا صحبت کردم. او گفت که جنایت پریسا بر اثر عارضه‌ای به‌نام جنون بعد از زایمان است، من نمی‌دانم آیا جنون بعد از زایمان در قوانین ایران پیش‌بینی شده است؟ و اساسا مجازات پریسا به‌عنوان مادری که نوزاد خود را کشته است چیست؟

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Y5ugvA
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/21528

@KhanehAmnTelegram
شبکه‌سازی کلید طلایی مقابله با خشونت خانگی

کمپین‌ها ضعیف و بی‌رمق می‌شوند اگر نتوانیم شبکه‌سازی کنیم. شبکه‌ها حامی کمپین‌ها هستند. بنابراین چنانچه به دنبال کارزاری برای مقابله با خشونت خانگی هستیم باید آستین‌ها را بالا بزنیم. هر حرکتی برای رسیدن به هدف با قلب و ذهن مخاطب درگیر می‌شود و باید بدانیم که شبکه‌های کوچک برای رساندن پیام، به بهترین روش و زبان ارتباط با مخاطب نیاز دارند، و این هنر کمپین سازی است. زبانی که هر کمپین و حرکت برای خود انتخاب می‌کنند در رسیدن به هدف آن کمپین بسیار مهم است.
یکی از مهمترین عناصر قدرت برای کمپینی چون مقابله با خشونت، ارتباط است. ارتباط امکان موفقیت را بالا می برد. ارتباط سفره کمپین را پهن می کند تا روز به روز گسترده شود و به یک موضوع عمومی برای مردم و دولت تبدیل شود.
فراموش نکنیم که باید روی هدف متمرکز شویم و از شاخه به شاخه شدن پرهیز کنیم. یکی از آسیب‌هایی که هر کمپینی را تهدید می کند انحراف از هدف اصلی است. تمرکز بر هدف، قدرت کمپین را به صورت تصاعدی افزایش می‌دهد.
درگیر کنید و درگیر شوید تا موج‌های مختلف برای دست‌یابی به مطالبات را ایجاد کنید. کمپینی که نتواند موج درست کند نه از درون تغذیه می شود و نه می تواند نیروهایش را تغذیه کند. موج‌ها هستند که توان چانه‌زنی و گفت‌وگو با مسوولان را برای تغییر و اصلاح به ما می‌دهند و اگر نه ضرورتی ندارد که تصمیم‌گیران سیاسی به مطالبات شما برای مقابله با خشونت خانگی اهمیت دهند.
اطمینان داشته باشید که هر کمپینی ولو کمپین مقابله با خشونت که دغدغه همه افراد جامعه برای بهره‌مندشدن از زندگی امن است، همواره مخالفانی دارد. همواره عده‌ای جلوی آن می‌ایستند، بنابراین مخالفت‌ها طبیعی است و اتفاقا به مرور زمان به ظرفیت و تجربه کارزار شما کمک می‌کند. اشتباه است اگر فکر کنیم فوری به اهداف‌مان دست پیدا می‌کنیم و یا در مخاطبان خود چنین انتظاری را به وجود آوریم .داستان تجربه‌های موفق را به طور مستمر و با روایت‌های مختلف تکرار و بازتقویت کنید.
لحظاتی را بسازید که مردم را از روال روزمره زندگی عبور دهد و به بیداری وادار کند . برای مردم سرمشق باشید تا به کارتان خوش‌بین شوند و باور کنند که موفقیت کمپین ممکن و حتی ناگزیراست.
http://www.khanehamn.org/archives/24245

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!

مشاوره رایگان

چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانه‌ی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.

اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj

@KhanehAmnTelegram
مرز‌ یا پوسته روانی چه رابطه‌ای با تحمل خشونت دارد؟

دکتر نسترن ادیب‌راد، مشاور و روان‌درمان

مرز به واقع حس خود بودن است. آن ادراکی است که چگونگی تفاوت فیزیکی، عقلی، عاطفی و معنوی ما از دیگران را مشخص می‌سازد. مرز‌ها برای حفاظت از ما است. مرز‌ها ثابت نیستند و به واسطه وضعیت عاطفی ما و نوع افرادی که با آن‌ها‌ در ارتباط هستیم تغییر می‌کنند. وقتی مرزهای ما سالم است ما می‌فهمیم که احساس، افکار و واقعیت‌های جدایی داریم. مرزهای ما به ما اجازه می‌دهند که بفهمیم در ارتباط با دیگران کی هستیم و چه می‌خواهیم. ما برای نزدیک شدن به دیگران هم احتیاج به مرز داریم در غیر این صورت خودمان را گم می‌کنیم.

مرز‌ها میزان تناسب رفتار ما را با موقعیت‌ها مشخص می‌کنند و همچنین ما را از آسیب دیگران محافظت می‌کنند. وقتی ما مرزهای سالمی داریم می‌فهمیم که چه موقع داریم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیریم. فرد بدون مرز متوجه نمی‌شود که چه موقع از نظر عاطفی یا عقلانی مورد خشونت قرار گرفته است. نشانه عدم وجود مرزهای روشن در فرزندان خانواده‌های الکلی‌، و بزرگسالانی که در رابطه‌های بیمارگونه گیر افتاده‌اند این است که تشخیص نمی‌دهند چه موقع از آن‌ها سوءاستفاده شده و یا حق آن‌ها چیست؟ به همین دلیل است که این افراد مدت طولانی در رابطه‌های ناسالم باقی می‌مانند.

مرز‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟

در هشت ماه اول زندگی کودکان هیچ مرز مشخصی با مادر ندارند چون برای نیازهای اساسی خود وابسته هستند. در طی دو «سالگی وحشتناک» یعنی زمان «نه» گفتن و لجبازی، کودک فاصله گرفتن از والدین را شروع می‌کند.
یادگیری تفکر علت و معلول و تاثیر گفتن نه در این مرحله اهمیت ویژه‌ای دارد. با کاربرد کلمه «نه»، «نمی‌خوام»، «نمی‌توانی وادارم کنی» در این مرحله از رشد، کودک افراد دور و بر خود را می‌آزماید و به‌تدریج در می‌یابد که چه چیزی در کنترل او هست و چه چیزی نیست؟ آیا اگر خودش فکر کند و تصمیم بگیرد، دیگران هنوز هم از او مراقبت می‌کنند؟ کجا شروع می‌شود و کجا تمام می‌شود؟ پاسخ به این سوالات آغاز شکل‌گیری مرزهای کودک است.

روان‌شناسان معتقدند اگر کودکان نه نگویند هرگز خود را تأیید نخواهند کرد. و اگر نتوانند مرزهای خود را مشخص کنند و با حفظ مرز‌ها ادامه دهند، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. اغلب اوقات گفتن نه و نمی‌خوام قوی‌ترین واژه‌های تأییدی و به رسمیت شناختن «خود» است که کودک به‌کار می‌گیرد. این ابراز وجود کمک می‌کند که کودک نشان دهد که از والدین جدا است. مادر و پدر سالم به این مرحله رشد احترام می‌گذارند. در خانواده‌های وابسته و ناسالم، بچه‌ها باید خود را با والدین سازگار کنند. در چنین خانواده‌هایی تحمیل تطبیق بچه‌ها با والدین، باعث شکل‌گیری تمرکز روی بیرون است. در این خانواده‌ها حریم شخصی مورد حمله قرار می‌گیرد و وضعیت عاطفی افراد نه شناخته می‌شود و نه پذیرفته. در این صورت تمرکز به جای کودکان روی والدین است. والدینی که به بچه‌ها آموزش می‌دهند که خود را با تغییر حال و هوای والدین تطبیق دهند. یعنی اگر مادر خوشحال است کودکان خوشحال باشند و وقتی مادر افسرده است کودکان ناراحت باشند، کودکان از حال خود غافل شده و هرگز منبع درونی برای کمک به خود پیدا نمی‌کنند. در این صورت نمی‌توانند بفهمند که چه احساسی دارند، چه فکر می‌کنند و چگونه رفتار می‌کنند. این وضعیت هسته اصلی وابستگی متقابل یا روابط بیمارگونه است که همگی نتیجه سیستم مرز‌های صدمه‌دیده است.

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/20726

@KhanehAmnTelegram
حمایت از قانون پیشنهادی مبارزه با خشونت خانگی

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
نیک می‌دانید که ریشه بسیاری از خشونت‌های موجود در جامعه را باید در درون خانه و خانواده‌ها جستجو کرد. همچنین مستحضرید که مهار و کاهش خشونت خانگی می‌تواند بستری جهت کاهش سایر جرایم باشد و جامعه‌ای امن و ایمن را برای شهروندان به ارمغان بیاورد.
ما امضاکنندگان این نامه حمایت خود را از "قانون پیشنهادی مبارزه با خشونت خانگی" اعلام کرده و ضمن برشمردن امتیازات و ویژگی‌های منحصر به فرد این پیشنهادات تقاضامندیم با عنایت به ضرورت و اهمیت موضوع خشونت خانگی نسبت به تصویب قانون مبارزه با خشونت خانگی اقدامات لازم صورت گیرد.

ادامه را در لینک زیر بخوانید و در صورت تمایل امضاء کنید:
http://bit.ly/2YczG7Y

@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به من کمک کنید

تجربه مشترک ما خشونت خانگی است
من صبر نکردم تا اوضاع وخیم شود
به یک نفر اطمینان کردم و کمک خواستم

http://bit.ly/2YkNSjw
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2YuxlJX

@KhanehAmnTelegram