خانه امن
771 subscribers
668 photos
316 videos
29 files
1.53K links
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.
Download Telegram
Forwarded from خانه امن
کدام بدتر است وحشت جسمی یا ترس روحی

 خانه امن: اگر از کسی که تجربه خشونت روانی را نداشته است بپرسید کدام بدتر است خشونت روانی یا خشونت فیزیکی؟ معمولا” پاسخ او دومی (خشونت فیزیکی)خواهد بود .
ما به خشونت جسمی بیشتر مایل هستیم چون برخی مواقع صدمات جسمی مانند کبودی و بریدگی بصورت گذرا بوده و درمان می شوند اما از نظر روحی ممکن است تا آخر عمر شکلی از وحشت و زخم دائمی بر جای گذارند و هرگز درمان نشوند.

از طرف دیگر کسی که متحمل خشونت روحی شده است هم در حقیقت نوعی جراحت برداشته است. خشونت روحی یا خشونت روانی یا عاطفی شامل رفتارهایی می شوند که آسیب روانی بوجود آورند. این نوع رفتار ممکن است به شکل کلامی، رفتارهای کنترل کننده، یا رفتارهای حسادت آمیز باشد علاوه بر آن ارعاب، تهدید و منزوی کردن فرد از دوستان و خانواده اش را نیزشامل می شود.

خشونت روحی- روانی که به این صورت رخ دهد موجب آسیب های طولانی مدت می شود و می تواند بیماری ها اختلالات و آسیب هایی از قبیل: جسمی، روانی، اختلال حواس، اضطراب و یا افسردگی را موجب شود. این مشکلات حتی ممکن است بعد از پایان یک رابطه آسیب زننده همچنان ادامه پیدا کند. پس این سوال مطرح می شود آیا خشونت روانی به اندازه خشونت فیزیکی مخرب است؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که خشونت روحی- روانی نیز به همان اندازه خشونت فیزیکی مخرب و در برخی موارد بدتر از آن هستند. نتیجه تحقیقی که بر روی کودکانی که در معرض خشونت خانگی بودند نشان داد که تاثیر خشونت فیزیکی بر این کودکان با تاثیر خشونت روانی که آنها دیده اند تفاوتی نداشته است. در حقیقت درصد اضطرب، افسردگی، و اختلالاتی از قبیل استرس در این کودکان بیشتر بوده است.(انگلیس و همکاران ۲۰۰۸)

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2C2UebC

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19692

@KhanehAmnTelegram
خشونت کلامی و روانی، شایع‌ترین نوع خشونت خانگی علیه زنان (۱)

خشونت کلامی-روانی از شایع‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین انواع خشونت خانگی علیه زنان بوده و اثرات مخرب آن گاه حتی از خشونت‌های فیزیکی نیز بیشتر و پایدارتر است.
ماهیت فوق پنهان و مخفی این نوع خشونت، همراه با تکرار مداوم و هر روزه آن به دلیل کوچک و عادی‌انگاری آن از سوی خشونت‌دیده و خشونت‌گر و همچنین گسترده بودن مصادیق آن، سبب می‌شود اثرات این نوع خشونت تا سال‌ها پس از توقف آن، همواره همراه خشونت‌دیده باقی مانده و تا مدت‌ها روح و روان او را آزار دهد.

از آنجا که در این نوع از خشونت، این شخصیت، کرامت و ذات انسانی خشونت‌دیده است که هدف حمله قرار می‌گیرد، آسیب‌های اِعمال آن نیز می‌تواند از یک ناراحتی ساده چند ساعته آغاز شده و تا مرز میل مفرط به مازوخیسم یا خودآزاری، ترس‌های افراطی، اختلالات دو یا چند قطبی، اسکیزوفرنی و در نهایت میل به خودکشی پیش رود.


در ایران نیز آمارهای رسمی و غیر رسمی حکایت از شیوع ۶۰ درصدی این نوع خشونت در میان زنان خشونت‌دیده در خشونت خانگی دارد.

در همین زمینه، پژوهشی که در سال ۱۳۸۲ بر روی ۸۱۵ زن متاهل در استان اصفهان انجام شده نشان می‌دهد دست‌کم ۵۲ درصد از آنها در طول زندگی مشترکشان به طور منظم شاهد نوعی از خشونت کلامی-روانی علیه خود بوده‌اند.(۲)

با وجود شیوع فراوان اما خشونت کلامی-روانی محروم‌ترین نوع خشونت خانگی از منظر حمایت‌های قانونی-حقوقی است؛ به ویژه اینکه طبیعت فوق پنهان آن مخصوصا در جوامع سنتی و مذهبی، سبب اِعمال راحت‌تر و در نتیجه تکرار مداوم آن از سوی فرد خشونت‌گر می‌شود.

در ایران، رویکرد قوانین موضوعه نسبت به موضوع خشونت خانگی به طور کلی و خشونت کلامی-روانی به طور خاص، اساسا رویکردی منفعلانه و همراه با تساهل و تسامح بوده و این اَعمال به عنوان نوعی از رفتار مجرمانه مورد شناسایی قرار نگرفته‌اند.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2V3KHXu

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27584


#خشونت_خانگی #خشونت_کلامی

@KhanehAmnTelegram
طبق بررسی جمعیت شناسان در سازمان ملل تا سال ۲۰۵۰؛ ۳۳درصد جمعیت کشور سالمند خواهند بود که معادل ۲۸ میلیون نفر از جمعیت آن زمان است و این رقم برای ایران در سال ۲۰۵۰ در حالیست که کشورهای دنیا در همان سال نرخ ۲۱درصدی جمعیت سالمند را خواهند داشت. البته این رقم بالای نرخ سالمندی در سال‌های آینده به دلیل انفجار جمعیتی ما در سال‌های پس از انقلاب و پس از افزایش امید به زندگی در ایران است.
بنا به آمار سازمان بهزیستی ایران در حال حاضر ۶ میلیون سالمند دارد .

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/15633

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
مراحل شکل گیری خشونت علیه خود


دکتر نسترن ادیب راد، مشاوره و روان درمان

در مطلبی پیشتر عنوان شد که خودتخریبی یعنی آسیب رسانی داوطلبانه به خود. در افرادی که این اختلال وجود دارد به دلیل عدم توانایی در کنترل و مدیریت خود، رفتار خودتخریبانه به صورت الگوی غالب دیده می‌شود. شدید‌ترین حالت خودتخریبی، خودکشی است ولی رفتار خودتخریبانه و خشونت علیه خود بسیار گسترده‌تر از خودکشی است. به طوری که می‌تواند طیف وسیعی از خود ایثار‌گری بیش از حد، تحمل رنج و آسیب، عدم مراقبت کردن و غفلت از خود تا صدمه جسمی به خود را در برگیرد.

مراحل شکل گیری خشونت علیه خود

۱- تجارب اولیه دوران کودکی

این تجربه‌ها به زمانی برمی گردد که کودک خردسال در معرض سوء استفاده یا بد رفتاری قرار گرفته است. زمانی که هیچ کنترلی روی زندگی خود نداشته است. شاید او پدری الکلی داشته که به شدت پرخاشگر و عصبی بوده است و یا مادری داشته غیر قابل پیش بینی و بی‌ثبات. مادری که کودک را مورد تنبیه و آزار قرار می‌داده. یا شاید معلم مدرسه‌اش بسیارسخت گیر بوده است. عامل اساسی که کودک در بزرگسالی به سمت الگوی رفتارهای خودتخریبی کشیده می‌شود عدم توانایی کنترل صدمات در دوران کودکی است. همچنین ممکن است یک یا هر دو والد قادر نبوده باشند که کودک را مورد عشق و مراقبت قرار دهند. در این صورت کودک در دنیایی پر از ترس و وحشت، تنهایی و درماندگی بزرگ شده است.

ادامه‌ی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2CFOUMA

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/20067

@KhanehAmnTelegram
.
وقتی اختلال روحی به جنایت ختم می‌شود

ماهرخ غلامحسین‌پور

رسانه‌ها نوشتند پسر عصبانی و بیمار با استفاده از یک شی فلزی، مادر و دو خواهرش را در دبیران فارس به قتل رساند.
سرهنگ کاووس محمدی، معاون اجتماعی نیروی انتظامی‌ استان فارس روز ۱۵ بهمن ۹۷ به رسانه‌های محلی گفت که آنها پس از بررسی صحنه جرم و آثار و علائم موجود، پسر ۲۲ ساله خانواده را که به قتل مادر و دو خواهرش با یک چاقو اعتراف کرده بود، دستگیر کرده و برای بررسی  بیماری احتمالی روحی و روانی به پزشکی قانونی ارجاع دادند و در نهایت مشخص شد او سابقه بیماری روحی دارد.

دبیران در جنوب شرقی استان فارس و در ۲۷۰ کیلومتری شهر شیراز واقع شده است. این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۵ هزار نفر، فاقد خانه امن یا بخش تخصصی بیماران روانی یا هر گونه امکانات استاندارد دیگری در زمینه حمایت از قربانیان خشونت خانگی و این قبیل جنایت‌هاست.
چون هیچ خبر تکمیلی‌ای در مورد این جنایت هولناک در رسانه‌های رسمی‌ وجود نداشت، من پیگیر ماجرا شدم و در اینستاگرام به کاربری برخوردم که درباره این خبر در صفحه شخصی‌اش نوشته بود.

من شاهد همیشگی خشونت او بودم

او نوشته بود همسایه خانواده مذکور است و پسر جوان این خانواده دارای سابقه بیماری روانی و اعمال خشونت‌های فیزیکی علیه مادر و دو خواهرش بوده است.
علی. ف،  بارها صحنه خشونت و آزار مادر و دو دختر خانواده از سوی این فرد بیمار را دیده بوده. پسر جوانی که عملا به حال خودش رها بوده، در مقابل چشم سایر همسایگان، مادر و دو خواهرش را مورد خشونت و ضرب و جرح قرار می‌داده و مادر خانواده بارها به زن‌های همسایه گفته بوده که با دو دخترش در آن خانه احساس  امنیت نمی‌کنند، اما راه چاره‌ای هم ندارند.
به گفته علی. ف، به علت نزدیکی به محل وقوع قتل، پس از دستگیری قاتل او توانسته محل جنایت را مشاهده کند و آنچه دیده، به شدت فجیع و دردناک بوده و نشانه‌ای از تقلا و دفاع آن زن و دو دختر بی‌دفاعش در لحظه حادثه بوده است.

.....
قریب به ۳۰ درصد افراد جامعه به درجاتی از اختلالات روانی مبتلا هستند و بر این اساس باید یک سوم بیمارستان‌های کشور به بیماری‌های روانی اختصاص یابد.

سوال اساسی اما این است که چرا جنون فرد مبتلا نه از سوی خانواده و نه از سوی جامعه پیرامون، تا زمان وقوع یک حادثه خونین جدی گرفته نمی‌شود؟

مرضیه شبان‌زاده، روان‌شناس بالینی، می‌گوید دو عامل مهم در این میان وجود دارد: تابو بودن بیماری‌های روان و فقر اقتصادی و فرهنگی.


بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2H31FS7

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27590

#سلامت_روان #جنایت #آزار_روانی

@KhanehAmnTelegram
ترک طولانی مدت خانه و اثر آن بر حقوق زن

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:
سلام!
من خانمی هستم ۳۷ ساله و دو فرزند دختر هم دارم که یکی ۱۳ سال دارد و دیگری هشت سال. شوهر من تقریبا هشت سال است که در خانه نیست. یعنی مدتی به دبی رفت و در آنجا کار کرد، پس از آن مدتی در تهران بود و بعدش هم رفت مشهد و آخر سر رفت ترکیه. یعنی در این هشت سال آخر روی هم رفته دو، سه ماهی بیشتر خانه نبوده است. من مجبور شده‌ام در خانه مادر شوهرم زندگی کنم چون توان پرداخت اجاره خانه را نداشتم.

شوهرم هر از چند گاهی مقداری پول برای ما می‌فرستد که آن هم کفاف هزینه‌ها را نمی‌کند. هر موقع هم به او اعتراض می‌کنم می‌گوید چه کار کنم؟ مجبورم بروم دنبال کار.

این رفتار ایشان مرا از خیلی نظرها دچار مشکل کرده است. من مجبور هستم کارهای مادر شوهرم را هم انجام بدهم چون در خانه او هستم. بچه‌هایم مرتب سراغ پدرشان را می‌گیرند و هر کسی در مدرسه و جاهای دیگر در مورد پدرشان می‌پرسد، چند روز ناراحت می‌شوند. خودم هم نمی‌دانم شغل او دقیقا چیست. بعضی وقت‌ها می‌گوید در کار فرش است، بعضی وقت‌ها می‌گوید کارهای توریستی می‌کند ….
خلاصه من در بد وضعیتی قرار گرفته‌ام.

خانواده خودم هم هیچ اهمیتی نمی‌دهند و می‌گویند باید بسوزی و بسازی. فقط برادرم به ما پول می‌دهد. از لحاظ روحی و جسمی هم خیلی به هم ریخته‌ام. حتی خود مادر شوهرم می‌گوید پسر من به درد زندگی نمی‌خورد. واقعیتش مانده‌ام چه کار کنم. با مشورت با برخی دوستان فکر طلاق به ذهنم رسیده است چون دیگر بیشتر از این نمی‌توانم تحمل کنم. می‌خواستم در این مورد از شما راهنمایی بگیرم.

آیا اینکه شوهرم به خانه نمی‌آید دلیلی برای طلاق می‌شود؟

پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://bit.ly/2H3iaOg

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27595

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
افزایش آگاهی عمومی در پیش‌گیری از خودسوزی زنان

این روزها خبرهای تلخی از خودسوزی زنان در برخی مناطق میهن‌مان می‌شنویم.
اینکه زنی تن به خودسوزی می‌دهد، نشان از نهایت استیصال اوست، ولی چرا چنین می‌شود و برای پیشگیری از این رویداد تلخ و دردناک چه باید کرد؟

در این برنامه مسئله خودسوزی زنان از دو دید روان‌شناسی و حقوقی بررسی می‌شود؛ دکتر فریبا مرادی از جنبه روان‌شناسی و سارا محمدی از جنبه حقوقی به این مسئله می‌پردازند

این پادکست را گوش کنید:
https://soundcloud.com/khanehamn/hpgubsllrsrx

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!

مشاوره رایگان

چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانه‌ی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.

اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj

@KhanehAmnTelegram
بوی مواد مخدر از این خانه می‌آید

پرسش: سلام. خسته نباشید. یک سال پیش خانواده‌ای به محله ما آمدند که باعث مشکلات بسیاری شدند. این خانواده یک زن وشوهر هستند که سه بچه کمتر از ۱۵ سال دارند. بعد از مدتی متوجه شدیم که  رفت و آمدهای مشکوکی دارند. متاسفانه خانه را تبدیل به مرکز فحشا کرده‌اند. تحقیق کردیم دیدیم واقعا زن و شوهرند و  بچه‌ها هم فرزندان خودشان هستند. مشخص است که شوهر اعتیاد دارد و خانم هم احتمالا مواد مصرف می‌کند. ظاهرا قبلا چند کوچه بالاتر از ما می‌نشسته‌اند که به علت اعتراض همسایه‌ها  مجبور شدند جا عوض کنند. مرتب زنان و مردان مختلف به خانه رفت و آمد می‌کنند. بوی مواد مخدر هم از خانه می‌آید. یک بار به پلیس زنگ زدیم اما نتیجه‌ای نداد. نگرانی ما بیشتر از وضعیت بچه‌ها است. شخصی می‌گفت که یکی از اتاق‌ها را به زنان و مردانی که برای فحشا می‌آیند اختصاص داده‌اند. این بچه‌ها با این وضعیت آینده‌شان در خطر است. دو تا از بچه‌ها در مدرسه پسرم هستند. درس‌شان هم اصلا خوب نیست و ظاهرا اکثر معلم‌ها خیلی از آن‌ها ناراضی هستند. پدر و مادرشان هم اصلا پیگیری نمی‌کنند. با یکی از پسرهایشان صحبت کردم که می‌گفت پدرش جلوی آن‌ها مواد می‌کشد و گاهی آن‌ها را کتک می‌زند و فحش می‌دهد. مثل اینکه پدر سابقه زندان هم دارد.  سوال من این است که ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ آیا راهی هست حداقل به وضعیت بچه‌ها رسیدگی شود؟ به کجا زنگ بزنیم؟ آیا به دادسرا یا کلانتری برویم؟


پاسخ‌های وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://bit.ly/303YHEp

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27604

#اعتیاد #کودک_آزاری

@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزار جنسی

سکوت را بشکنید
برای جلوگیری از آزار جنسی باید حرف زد.

http://bit.ly/304GJlb
ویدئو در یوتیوب:
http://bit.ly/306GQwH

@KhanehAmnTelegram
عورت نمایی،انحراف یا خشونت جنسی؟

ماهرخ غلامحسین پور

خانه امن: می‌شود گفت همهٔ ما زن‌های ایرانی این صحنه را تجربه کرده‌ایم. وقتی به تنهایی و غرق در افکارمان می‌خواسته‌ایم از یک کوچه عبور کنیم یا همراه با دوستانمان گرم و شاد و خوش خوشان از لباس تازه خریده شده‌مان یا فلان گالری عکسی که دیده‌ایم یا قصه‌های شب امتحان می‌گفته‌ایم و یکباره مرد دیلاقی جلومان پیچیده و شلوارش را تا روی ران‌هایش پایین کشیده و آلتش را گرفته دستش و با خنده‌ای زشت و ترسناک رو کرده طرفمان و خندیده، جوری که می‌توانسته‌ایم حتی دندان‌هایش را هم بشماریم. لابد همه‌مان جیغ زده‌ایم و بهم پناه آورده‌ایم و مرد هم خوش خوشان یک دل سیر خندیده و دور شده و همه‌مان آن شب تا صبح کابوس دیده‌ایم.

اولین باری که این صحنه را دیدم دانشجو بودم. با دوستانم از مسیر خوابگاه فاطمیه اهواز به سمت دانشگاه ادبیات یا‌‌ همان سه گوش معروف می‌رفتیم. که یک مرد سبزه رو و قد بلند با لباس‌های نامرتب و دندان‌های کثیف و زرد جلویمان پیچید، روبرومان ایستاد و دستش را برد توی لیفه شلوارش و آلتش را کشید بیرون و رو به ما گرفت . دچار وحشت شدیم آنقدر مغزمان کار نمی‌کرد که متوجه باشیم توی آن خیابان راه در رو داریم و اصلا ما سه نفریم کافی است هر کداممان یک سیلی به مرد بزنیم تا نقش زمین شود.

از آن مهلکه رد شدیم اما کابوسش همیشه با من یکی ماند. دیگران را نمی‌دانم. شاید دوستان قدیمم هم سرنوشت مشابهی داشته‌اند. به هر حال هیچ وقت آن خنده‌های کریه و آن دندان‌های زرد کرم خورده را از خاطر نمی‌برم. تصویرش بعد از بیست سال روشن و آشکار روبرویم نشسته و به من می‌خندد.

ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Mahrokh-09-07

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/15429

@KhanehAmnTelegram
تکلیف جنین حاصل از رابطه خارج از ازدواج

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:
با سلام خدمت شما.
من از طرف دختر خاله‌ام سوال داشتم. دختر خاله من الان ۲۷ سال دارد. ایشان در ۲۰ سالگی با فشار و اصرار پدر و مادرش ازدواج کرد اما به دلیل مشکلات زیادی که داشتند، طلاق گرفت. به دلیل اینکه ما در یک شهرستان کوچک زندگی می‌کردیم و خیلی حرف و حدیث پشت سر دختر خاله‌ام در می‌آمد، ایشان به تهران رفت و در آنجا ساکن شد و در یک کارگاه خیاطی هم مشغول کار شد.
یک سال پیش او با یک آقایی آشنا شد و این آقا به ایشان قول ازدواج داد اما عقد را به بهانه‌های مختلف به تعویق انداخت.
حالا دختر خاله‌ام از این آقا باردار شده اما این آقا باز حاضر به عقد کردن او نیست و می‌گوید مشکلی نیست و بعد از متولد شدن بچه هم امکان عقد کردن وجود دارد. البته بعضی وقت‌ها هم می‌گوید که جنین را سقط کنیم.
من خودم هم با این آقا صحبت کرده‌ام و احساس می‌کنم تعادل روانی ندارد. الان چهار ماه است دخترخاله‌ام باردار است و به خاطر اینکه کسی متوجه نشود، کارش را هم رها کرده و از خانه بیرون نمی‌‌رود. من در تهران دانشجو هستم و فقط من از این موضوع باخبرم. یعنی اگر خانواده بفهمند حتی ممکن است دخترخاله‌ام را بکشند. من از شما راهنمایی می‌خواهم. سوالم این است که آیا می‌شود این آقا را طوری به عقد کردن مجبور کرد؟

پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/27613

#بارداری #سقط_جنین

@KhanehAmnTelegram
مردانی که خشونت می‌کنند، زنانی که عشق می‌ورزند

سکانس اول: مرد اشک‌ریزان و درحالی‌که دارد از میزان علاقه و عشقش به زن حرف میزند، گالن اسید را باز می‌کند. مرد مثلاً عاشق، زن را سرزنش می‌کند که چرا او را به اینجا رسانده و چرا با اینکه عاشق زن بوده اما زن او را پس زده است. مرد قدم به قدم برای زن توضیح می‌دهد که اسید قرار است چه بلایی سر او بیاورد. دستان زن با طنابی به نرده‌های چوبی بسته شده است و با چهره وحشت‌زده به مرد دیوانه نگاه می‌کند که برایش از مورفین خالصی می‌گوید که برای کم کردن درد به زن تزریق کرده است. مرد به زن می‌گوید: «این اسید را روی صورتت می‌ریزم چون دوستت دارم. چون می‌خواهم فقط مال خودم باشی. چون عاشقت هستم!»
.
سکانس دوم: مرد طلبکار، رو به زن بی‌خبر از کارهای شوهرش که بدهی سنگینی بالا آورده و متواری شده است می‌گوید: «اگر چک را تا ماه دیگر پاس نکنی، یک گالن اسید می‌پاشم روی صورتت تا از فردا کسی حتی نگاهت هم نکند!»
.
این‌ها دو سکانس به نمایش درآمده از دو سریال پر مخاطب ممنوعه و رقص روی شیشه هستند که این روزها در شبکه نمایش خانگی درحال پخش‌اند. در هر دو سریال، مخاطب با مردانی به‌شدت خشونت‌گر و کنترل‌گر رو به روست؛ مردانی که با توجیه عاشق بودن، زنان را کتک می‌زنند، از کار کردنشان جلوگیری می‌کنند و با افتخار گوشی تلفن همراه همسرانشان را چک می‌کنند. زنان در این سریال‌ها زنانی منفعل و بیچاره به تصویر کشیده شده‌اند. عروسکانی زیبا که گویا از خشونتی که می‌بینند لذت می‌برند و هرروز بیشتر عاشق و دلباخته صاحبانشان می‌شوند.
.
رعنا در سریال رقص روی شیشه، با بازی مهتاب کرامتی، زنی هنرپیشه است که بعد از ازدواج به خاطر بدبینی شوهرش دست از بازیگری کشیده است و بعد از ده سال می‌خواهد مخفیانه به دنیای بازیگری برگردد. مرد کنترل‌گر، که دلباخته زن به تصویر کشیده شده است، به محل کار همسرش می‌آید. او را جلوی چشمان همکارانش کتک می‌زند و زن را مجبور می‌کند به خانه برگردد. زن اما مقاومت نمی‌کند. زن تحصیلکرده و پوشیده در لباس‌های پرزرق و برق در همان شب کتک خوردن برای همسرش کادوی تولد می‌خرد و در نامه‌ای عاشقانه برایش می‌نویسد که هرروز عاشق‌تر از روز قبل است و مرد را می‌پرستد!
.
این الگوی زیبا نشان دادن خشونت خانگی در سریال ممنوعه هم تکرار می‌شود. پسر بددهن و پرخاش‌گر مدام درحال تحقیر دختر قصه است. دختر را کنترل می‌کند. گوشی تلفنش را چک می‌کند. دختر در مقابل این تحقیر و بددهنی‌های مداوم پسر اما منفعل است عاشقانه چشم به پسر می‌دوزد و برای رسیدن به مرد رویا‌هایش و پوشیدن لباس سفید عروسی تن به هر خفت و خواری می‌دهد.
سریال ممنوعه و رقص روی شیشه شاید مثال‌های کوچکی باشند از آنچه که این روزها در بسیاری از سریال‌ها به نمایش در می‌آیند. در دوره‌ای که جامعه به‌شدت نسبت به خشونت خانگی، اسیدپاشی و کودک‌همسری حساس شده است و جامعه مدنی به دنبال ایجاد فشار برای تصویب قوانینی برای مبارزه با خشونت‌های خانگی، خشونت علیه زنان و کودک همسری است، گویی عزمی جدی در بدنه حاکمیت بخصوص بخش فرهنگی آن وجود دارد تا با خرج بودجه‌های آن‌چنانی و در قالب پروژه‌های چشم‌نواز و با خریدن بازیگرانی که گویی غیر از پول، هیچ متر و معیاری ندارند، به ترویج این‌گونه خشونت‌ها بپردازند و با رنگ و لعاب دادن به این خشونت‌ها، آن‌ها را امری عادی و طبیعی در هر رابطه عاشقانه‌ای جلوه دهند.

منبع: بیدارزنی
.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2VfHrZl
.
#خشونت_خانگی

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
چرا از روابط خشونت‌آمیز جدا نمی‌شویم؟

آیدا قجر

الهه ۶۵ ساله‌ است و در یکی از شهرستان‌های شرقی ایران زندگی می‌کند. دو فرزندش از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌، و دنبال زندگی خود رفته‌اند. اما او همچنان در رابطه‌ی زناشویی باقی مانده که جز «یک مشت خاطره قدیمی» و «کتک‌های جدید» برایش چیزی ندارد. مدتی به طلاق فکر می‌کرد اما در نهایت پس از بیماری و زمین‌گیر شدن همسرش، تصمیم گرفت باز هم ادامه دهد.

زمین‌گیر شدن همسر الهه باعث شد خشونت‌های فیزیکی از زندگی‌اش برود، ولی خشونت‌های رفتاری و کلامی جایگزین آن‌ شد: «فکر می‌کردم حالا که مریض شده بیشتر قدر من را می‌داند. فکر می‌کردم زندگی در سال‌های پایانی خود روی دیگری به من نشان خواهد داد. اما همسرم بداخلاق‌‌تر شد. دیگر کتک نمی‌زند ولی فحاشی و بی‌مهری‌اش شدیدتر شده است.»

حتی به فکرش هم نرسیده بود

الهه هیچ‌وقت به فکر مشاوره با وکیل نیفتاد. حتی وقتی با این پیشنهاد روبه‌رو می‌شود به گفته خودش می‌لرزد. پیش‌تر که فرزندانش کوچک بودند می‌ترسید که به خاطر قوانین حاکم بر ایران آن‌ها را از دست بدهد. اما حالا که بچه‌ها بزرگ شده‌اند، دلیل یا بهانه‌ای ندارد. فقط می‌ترسد. وقتی از او پرسیدم بزرگ‌ترین ترسش برای ترک این محیط پر از خشونت چیست، پاسخ داد: «تنهایی.»

البته دلایل دیگر الهه در لابه‌لای درد و دل‌هایش خودنمایی می‌کرد: بیکاری و نداشتن توانایی تامین معیشت یا امید به تغییر روزگار و برخورداری از «حمایت» همسرش که این روزها به ۷۰ سالگی نزدیک می‌شود.

اما چه می‌شود که زنان یا حتی مردان در روابطی باقی می‌مانند که خشونت خانگی محور روایت‌های آن‌ها از زندگی‌شان است؟

دکتر فواد صابران، روان‌پزشک ساکن پاریس که با قربانیان خشونت خانگی ایرانی و غیرایرانی بسیار برخورد داشته تحلیل می‌کند: که اگرچه ترس از تنهایی، بی‌پولی یا از دست دادن فرزندان می‌تواند از جمله عوامل تن دادن به زندگی پر از خشونت باشد اما «لهجه روانی همه افراد، لهجه‌ خانواده‌شان و محیطی‌ست که در آن رشد کرده‌اند. بروز یا تحمل خشونت به محیط زندگی افراد هم برمی‌گردد. بسیاری زبانی غیر از آن نیاموخته‌ و نمی‌شناسند.»

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2A9G72P

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22974

@KhanehAmnTelegram
اجبار به تمکین = تجاوز سفید

رویا تاجی- روزنامه نگار

شوهرته اگه تو تمکین نکنی کجا بره؟
این را قاضی به زنی گفت که شکایتش را از خواسته جنسی غیرمتعارف همسرش به دادگاه برده بود .
زن نگاهش را زمین انداخت لنگ کفشش را برداشت ، گوشه چادرش را به دندان گرفت و رفت .
روزنامه های صبح نوشتند: زنی که شوهرش را تمکین نمی کرد با ضربات میله کشته شد.

کفش های برعکس زنانه در دادگاه

حجب و حیای زنان نمی گذارد زنان از درخواست غیر متعارف همسرشان در بستر چیزی به زبان آورند. آنها  برای این که به قاضی از رابطه جنسی غیر معمول همسرشان بگویند فقط کفش هایشان را برعکس روی میز قاضی می گذارند. اینها را نعمت احمدی وکیل دادگستری می گوید.
احمدی کفش های برعکس را زبان ایمای زنان در دادگاه ها می داند.

این وکیل دادگستری می گوید: زنانی که از رفتار جنسی غیر معمول از سوی همسرشان شکایت دارند اول باید در دادگاه آنرا اثبات کنند. اما شرم شرقی و ترس از آبرو مانع از این کار می شود و در نهایت نگاه سنتی حاکم شرع که می گوید:”شوهرته اگر تو تمکین نکنی کجا بره؟”
از این حقوقدان پرسیدم پس قانون کجای کار کمک می کند؟احمدی گفت: زن در بحث تمکین در قانون حامی ندارد.

مواد قانونی می گویند: هرگاه زنی بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود (ماده‌ ۱۱۰۸ قانون مدنی) و اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن دربازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود. (ماده‌ ۱۱۱۵)
مطابق همین مواد قانونی، از نعمت احمدی پرسیدم مگر خواست رابطه جنسی نامتعارف “ضرر بدنی  یا شرافتی “برای زن نیست.

احمدی گفت: برابر اصل ۷۳ قانون، تفسیر و تطبیق قانون در مقام احقاق حق بر عهده قاضی است .در این ماده قانون قاضی باید تشخیص دهد که ضرر بدنی یا شرافتی زن را تهدید می کند یا نه؟ او باید تفسیر کند که آیا بودن در یک منزل با آن مرد خوف دارد یاخیر؟ در نهایت او با تاکید بر دیدگاه “اسلام” می گوید شوهرت است و باید تمکین کنی.

این حقوقدان می گوید: اگر قاضی منصف باشد می تواند از این ماده قانونی این تفاسیر را کند که زن در خطر است، اما در نهایت این ماده تاکید بر طلاق ندارد و اشاره می کند در شرایطی که خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، می‌تواند مسکن جدا اختیار کند و نفقه برعهده شوهر خواهد بود.

به گفته احمدی اما در بحث تمکین، نفقه و نشوز (نافرمانی) جبر و فشار جایی ندارد.

این وکیل دادگستری با اشاره به قوانین سوئد می گوید: اگر زن برای برقراری رابطه جنسی حتی آمادگی روحی نداشته باشد، درخواست مکرر مرد “تجاوز به عنف” محسوب می شود. تجاوزی که سوئدی ها آن را “تجاوز سفید” نامیده اند و احکامی همچون حبس خانگی برای مرد به همراه دارد.

ولی در قوانین ایران در صورت عدم تمکین از سوی زن، مرد می‌تواند نفقه نپردازد و حتی می‌تواند همسر دوم اختیار کند. در این قوانین زن در هر شرایطی جز در مواردی که دچار بیماری مسری است، باید به خواسته همسرش تن دهد و هیچ بندی از قانون به شرایط روحی و عاطفی زن توجهی ندارد.

بیشتر بخوانید:
http://telegra.ph/Tamkin-03-16

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19171

@KhanehAmnTelegram
رسانه ملی، مروج خشونت خانگی؟

ماهرخ غلامحسین‌پور

یک قسمت جنجالی در سری برنامه «فرمول یک» در ماه‌های گذشته، بخشی از روال معمول تولید محتوای تحقیرآمیز صدا و سیمای ملی برای عادی سازی خشونت علیه زنان و کودکان را به نمایش گذاشت.

در این نوبت از برنامه فرمول یک، خانواده‌ای حاضر بودند که مرد خانواده ۲۷ بار با درخواست طلاق همسرش مواجه شده بود: مردی که در کمال آرامش و وقار و در برابر میلیون‌ها بیننده، گفت همسرش را به طور مداوم و از سن ۱۶ سالگی کتک می‌زده و از همه عجیب‌تر، زنی که در حضور دختران خردسالش از تحمل مکرر خشونت خانگی گفت.
این اظهارات، این بار علاوه بر واکنش فعالان مدنی و مدافعان حقوق زنان، صدای دولتی‌ها را هم درآورد.

معصومه ابتکار، معاون امور زنان نهاد ریاست جمهوری و همچنین فاطمه حسینی، فاطمه سعیدی، پروانه مافی و سید فرید موسوی، از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بخشی از معترضان به این برنامه بودند.

پیش از آن هم جنجال ترویج «کودک همسری» در سریال بچه مهندس با حضور بهاره رهنما توسط بسیاری از کاربران فضای مجازی، تبلیغی آشکار در حمایت از ازدواج کودکان تلقی شد: تبلیغ آنچه در کشورهای توسعه یافته می‌تواند با مجازات‌هایی سنگین همراه باشد.

ترویج کلیشه‌ها در صدا و سیما

ادبیات سکسیستی در اغلب فیلم‌ها، مصاحبه‌ها و سریال‌های ایرانی، جمله‌های کلیشه‌ای همچون:
«او که زن نیست … برای خودش یک پا مرد است» (سریال سر دلبران از زبان کاراکتر بهمن در مورد همسرش ژاله) که عمدتا زمانی به کار می‌رود که مردی می‌خواهد از شهامت و شجاعت همسرش تعریف کند، یا تقسیم وظایف شخصیت‌های سریال که به شکلی هدف‌مند انجام می‌شود -به شکلی که عمدتا مشاغل موثر و با قابلیت بالا را مردان و کار خانه‌داری یا حداکثر، مشاغلی که چندان هم نیاز به تخصص یا معاشرت اجتماعی و قابلیت علمی ندارند- برای زنان در نظر گرفته می‌شود، بخشی از معمول‌ترین مولفه‌ها در برنامه‌های تولیدی صدا و سیما هستند.

یک وکیل دادگستری به خانه امن می‌گوید اگر در یک مملکت قانون‌مند زندگی می‌کردیم، زنان به راحتی می‌توانستند علیه برنامه فرمول یک اقامه دعوا کنند.

بیش‌تر بخوانید:
http://bit.ly/2Vkadbk

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27618

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
۴۳ هزار زن در جهان توسط اعضای خانواده‌شان به قتل رسیدند

خانه امن:در سال ۲۰۱۲، حداقل ۴۳ هزار زن در جهان توسط همسران، شرکای جنسی و یا یکی از اعضای خانواده‌شان به قتل رسیدند.

این آمار را اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل‌متحد،ماه گذشته اعلام کرده است .

گزارشی که تاکید دارد کشتار شمار زیادی از زنان و دختران در سراسر جهان هم‌چنان ادامه دارد.

خشونت جنسی علیه زنان و دختران در اماکن مختلف از جمله مداس، اداره‌ها، خانه‌ها و محیط کار، همواره آن‌ها را تهدید می‌کند.

ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Women-09-01
Forwarded from خانه امن
ناخواسته عروس شد، مادرشد، مطلقه شد

صبا امیدوار

طلاقش دادم تا عروسک‌بازی کند، هر شب توی رختخواب عروسک می‌خواست، از خواب که بیدار می شد به دنبال عروسک‌هایش می‌گشت، بیرون که می‌رفتیم پفک می خواست. من شوهرش بودم نه پدرش.
حالا او یک عروس ۱۱ ساله مطلقه است‌. مثل او ۳۶ هزار کودک دیگر در ایران مطلقه‌اند.
این آمار را انجمن حمایت از حقوق کودک به تازگی در یک گزارش و با اشاره به افزایش تعداد کودکان ازدواج کرده و طلاق گرفته در ایران اعلام کرده است.
مهدی بیاتی، از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودک گفته که ازدواج در سن کودکی خود نوعی خشونت است و دختر به گونه‌ای به کار اجباری در خانه محکوم می شود و «شاهد افسردگی در بسیاری از این دختران هستیم.»
آنها روزی یکبار عروس می‌شوند
عاشق لباس عروسی هستند، از این که کفش های پاشنه بلند بپوشند خوشحالند روزی ده بار برای بچه های نداشته و شوهر ندیده، آشپزی می کنند، آنها کودکند و در دنیای کودکی روزی یکبار عروس می شوند.
اما آمارها نشان می دهد که در دنیای حقیقی هم تعدادشان کم نیست فرشید یزدانی، مشاور و دبیر شورای عالی برنامه ریزی راهبردی سازمان تأمین اجتماعی با ارایه آماری در مورد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله اعلام کرد: «آمار ۲۰ هزار نفری ازدواج دختران در این سن در سال ۹۳ به بیش از ۴۰ هزار نفر رسیده است. در همین حال نسبت طلاق کودکان به ازدواج آنها در یک دهه اخیر دو برابر شده است. به طوری که هر سال ۱۱۰۰ کودک دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال مطلقه می شوند.»

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2tWhiDX

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23426

@Khanehamntelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکات مهمی درباره ی اثبات تجاوز در کشورمون که باید بدونید .
این ویدیو رو ببینید و منتشر کنید تا اگر شخصی قربانی تجاوز شد بتونه متجاوز رو در دادگاه محکوم کنه.

مرتبط:

تجاوز به عنف، در سیستم قضائی ایران قابل اثبات نیست
http://www.khanehamn.org/archives/15963

@KhanehAmnTelegram
لب خط که می‌روی انگاری آخر خط رسیده‌ای. همان‌جایی که پدر و مادر منصوره  او را از فقر، و یاسین را برای تامین خرج اعتیاد عمویش به رحمان چارشاخ اجاره داده‌اند و بچه‌های کم‌سن‌و‌سال دیگری که هر کدام به یک دلیل زیر سبیل رحمان، انواع و اقسام کارها را می‌کنند. آن‌هایی که گدایی یا فروشندگی می‌کنند خوشبختند. آن‌هایی که سازی می‌زنند و آوازی می‌خوانند نهایتش چک و لگدی است که از رحمان می‌خورند ولی بچه‌هایی که برای درآمد بیش‌تر مجبور به تن‌فروشی می‌شوند اوضاع بدتری دارند که به قول محلی‌ها رحمان چارشاخ تو کارش نیست و آدم های دیگه‌ای تو این خط هستند.

شهر شلوغ است. پر دود، و نفست به جانت می‌رسد. هیچ‌کدام از این بچه‌ها لابلای شلوغی خیابان‌ها به چشم نمی‌آیند. انگار روحی هستند میان آن همه هیاهو که شاید ره‌گذری پولی کف دست‌شان بگذارد تا گوشه‌ای از خرج ننه‌بابای‌شان را به کول بکشند.

لب خط حوالی میدان شوش است، برای خودش درد بی‌پایانی دارد. درد بچه‌های لب خط با مواد و تجاوز و بیماری و گرسنگی داستان عجیب و غریبی ساخته که گه‌گاهی دست‌مایه گزارش ما روزنامه‌نگارها می‌شود تا کک هیچ‌کس در این شهر سردرگم نگزد.
کریم ۱۱ ساله، معتاد است و نوچه یک دلالی اطراف محله «اوراق‌چی‌ها» است. مواد پخش می‌کند و بچه‌های چهارراه لب خط می‌گویند که دلال با سروگوشش ور می‌رود و سوگلی طرف است.
سعیده تو راسته اوراق‌چی‌ها زباله جمع می‌کند. از ترک‌های دستش خون می‌آید و گاهی سر کوچه بن‌بست نزدیک دم چهارراه بساط پهن می‌کند. پدر و مادر سعیده معتادند و هر سه تا بچه‌های‌شان را برای همین کارها اجاره می‌دهند. هیچ‌کدام‌شان رنگ مدرسه را ندیده‌اند و سعیده قرار است چند ماه دیگر که دوازده سالش می‌شود با یکی عقد کند که نمی‌داند کیست ولی به قول خودش شاید بعد عروسی آن‌قدر گرسنه نماند.

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/22087

@KhanehAmnTelegram