آگهی کرده بود، مردی ۷۵ ساله ده روز است از خانه بیرون رفته و بازنگشته، سه روز بعد جسد پدر را برایش آوردند، نمیدانست برادرش یک روز صبح دست پدر را گرفت اول به بانک رفت حساب بازنشستگیاش را خالی کرد و بعد در همهمه بازار تجریش رهایش کرد به امان خدا. پدرحافظه نداشت، چشم نداشت و اصلا باور نداشت که چه شده. عابران گفته بودند همانطور که داد میزد: «محسن جان»، «محسن جان» تصادف کرد.
براساس آمارهای غیررسمی ۸۷ درصد سالمندان در طول عمر خود برای یکبار هم که شده آزار و اذیت را تجربه میکنند.
سال گذشته فرید براتی سده، رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان در روزنامه اعتماد نوشت، بررسی ۶۱ مورد پرونده سالمند آزاری در پزشکی قانونی یکی از استانهای ایران نشان میدهد که، کمترین موارد سالمند آزاری، جسمی و بیشترین آنها آزار و بهرهکشیهای مالی بوده است. به گفته براتی، یکی از اصلیترین سالمند آزاریها در کشور که از دیر باز هم در ایران وجود داشته و به نظر میرسد بسیاری، اصولا آن را در زمره آزار رساندن به سالمندان نمیدانند، بهرهکشی و استثمار مالی از این قشر است.
هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را
آنها زود میمیرند، در طول دوران سالمندیشان دستشان حتی به جیب خودشان هم نمی رسد، پول همه عمرشان را به خودشان نمیدهند، هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را.
پژوهشگران در یک مطالعه دریافتهاند که تنها ۹ درصد سالمندانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، زنده میمانند، در حالی که این عدد در سالمندانی که در شرایط مناسب نگهداری میشوند به ۴۰ درصد میرسد.
بنا به این تحقیقات، ۹۱ درصد از سالمندانی که مورد آزار قرار میگیرند فوت میکنند و تنها ۹ درصد آنها زنده میمانند.
انواع خشونت مالی از سالمندان
محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری ساکن کانادا سواستفاده مالی از سالمندان را اینگونه تقسیمبندی میکند.
او می گوید، در مضیقه مالی قرار دادن سالمندان و یا سلب استقلال اقتصادی آنها، بعد از خشونت روانی، ازعمومیت بیشتری در مورد سالمندان برخوردار است.
به گفته او، سالمندانی که تحت این نوع از خشنونت قرار میگیرند به سه گروه قابل تقسیم هستند.
گروهی که اندوخته مالی ندارند و یا به جهت قرار نداشتن درپوشش بیمههای تامین اجتماعی و یا نداشتن حقوق بازنشستگی دچار فقر و وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران شده و دقیقا به جهت همین وابستگی اقتصادی، قربانی خشونت هستند.
گروه دیگر ازسالمندان، اموال و اندوخته مالی دارند، اما اموال و دارایی نقدی و غیرنقدی خود را به هر دلیل از جمله به عنوان تقسیم ارث در زمان حیات، به فرزندان و نزدیکان خود میبخشند و در نتیجه مانند سالمندان گروه اول به دلیل عدم دارایی دچار وابستگی اقتصادی به خانواده شده و مورد خشنونت اقتصادی یا در معرض مضیقه مالی از سوی خانواده میگیرند.
و گروه دیگر که علیرغم اینکه در دوران سالخوردگی دارای اموال و دارایی هستند و اندوخته مالی خود را نیز رسما بین اعضای خانواده یا افراد دیگر تقسیم یا نبخشیده اند ولی تسلط و استیلائی بر اموال و دارایی خود ندارند تا حدی که حتی حق دسترسی به حساب بانکی و یا حق تصمیم گیری واداره یا حق مالکیت بر اموال از آنها از سوی اعضای خانواده یا افراد دیگر سلب شده است.
خشونت را چطور میتوان محدود کرد؟
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/23359
@KhanehAmnTelegram
براساس آمارهای غیررسمی ۸۷ درصد سالمندان در طول عمر خود برای یکبار هم که شده آزار و اذیت را تجربه میکنند.
سال گذشته فرید براتی سده، رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان در روزنامه اعتماد نوشت، بررسی ۶۱ مورد پرونده سالمند آزاری در پزشکی قانونی یکی از استانهای ایران نشان میدهد که، کمترین موارد سالمند آزاری، جسمی و بیشترین آنها آزار و بهرهکشیهای مالی بوده است. به گفته براتی، یکی از اصلیترین سالمند آزاریها در کشور که از دیر باز هم در ایران وجود داشته و به نظر میرسد بسیاری، اصولا آن را در زمره آزار رساندن به سالمندان نمیدانند، بهرهکشی و استثمار مالی از این قشر است.
هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را
آنها زود میمیرند، در طول دوران سالمندیشان دستشان حتی به جیب خودشان هم نمی رسد، پول همه عمرشان را به خودشان نمیدهند، هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را.
پژوهشگران در یک مطالعه دریافتهاند که تنها ۹ درصد سالمندانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، زنده میمانند، در حالی که این عدد در سالمندانی که در شرایط مناسب نگهداری میشوند به ۴۰ درصد میرسد.
بنا به این تحقیقات، ۹۱ درصد از سالمندانی که مورد آزار قرار میگیرند فوت میکنند و تنها ۹ درصد آنها زنده میمانند.
انواع خشونت مالی از سالمندان
محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری ساکن کانادا سواستفاده مالی از سالمندان را اینگونه تقسیمبندی میکند.
او می گوید، در مضیقه مالی قرار دادن سالمندان و یا سلب استقلال اقتصادی آنها، بعد از خشونت روانی، ازعمومیت بیشتری در مورد سالمندان برخوردار است.
به گفته او، سالمندانی که تحت این نوع از خشنونت قرار میگیرند به سه گروه قابل تقسیم هستند.
گروهی که اندوخته مالی ندارند و یا به جهت قرار نداشتن درپوشش بیمههای تامین اجتماعی و یا نداشتن حقوق بازنشستگی دچار فقر و وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران شده و دقیقا به جهت همین وابستگی اقتصادی، قربانی خشونت هستند.
گروه دیگر ازسالمندان، اموال و اندوخته مالی دارند، اما اموال و دارایی نقدی و غیرنقدی خود را به هر دلیل از جمله به عنوان تقسیم ارث در زمان حیات، به فرزندان و نزدیکان خود میبخشند و در نتیجه مانند سالمندان گروه اول به دلیل عدم دارایی دچار وابستگی اقتصادی به خانواده شده و مورد خشنونت اقتصادی یا در معرض مضیقه مالی از سوی خانواده میگیرند.
و گروه دیگر که علیرغم اینکه در دوران سالخوردگی دارای اموال و دارایی هستند و اندوخته مالی خود را نیز رسما بین اعضای خانواده یا افراد دیگر تقسیم یا نبخشیده اند ولی تسلط و استیلائی بر اموال و دارایی خود ندارند تا حدی که حتی حق دسترسی به حساب بانکی و یا حق تصمیم گیری واداره یا حق مالکیت بر اموال از آنها از سوی اعضای خانواده یا افراد دیگر سلب شده است.
خشونت را چطور میتوان محدود کرد؟
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/23359
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
به مناسب روز جهانی سالمند: آنها پدر و مادرهایشان را میکشند | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
Forwarded from خانه امن
کودکانی که به دنیا نیامده قربانیاند
نعیمه دوستدار
برای مریم- ز، ماما و فعال اجتماعی، همه چیز از آن روزی شروع شد که برای زیارت و گشت و گذار به شاهعبدالعظیم شهر ری رفت؛ جایی که در صحن حرم با یک زن بچه به بغل روبهروشد.
«زن کنار دیوار نشسته بود و رنگ به صورت نداشت. خیلی لاغر بود و نوزاد چندروزهای را در بغل داشت. از حال و هوایش فهمیدم معتاد و مریض است.»
مریم ماماست؛ در حوالی میدان راهآهن تهران یک مطب شخصی دارد: «اولین بار نبود که یک زن معتاد میدیدم. خیلی از زنهایی که به مطبم میآمدند اعتیاد داشتند. پدر و برادر و شوهرشان معتاد بودند و آنها را هم معتاد کرده بودند. آن زنان برای موارد اورژانسی ممکن بود به مطب من بیایند و خیلیهایشان تقاضای سقط داشتند. اما داستان آن زن فرق داشت. آن زن میخواست در حرم بچهاش را سر راه بگذارد.»
مریم زن را زیرنظر گرفته بود و وقتی بچه را در یک حرکت ناگهانی نزدیک یک حجره گذاشت و به سرعت از صحن بیرون رفت، نمی دانست دنبال زن بدود یا بچه را بردارد: «دویدم دنبال زن. چون حالش خوب نبود نتوانسته بود خیلی دور شود. با هم رفتیم دفتر حرم و آنجا قضیه را گفتم. تا مدتی داستان آن زن را پیگیری کردم. فهمدیم بچه دیگری را هم سر راه گذاشته. اما بچه دوم را دادند به بهزیستی. خودش هم مدتی بعد مرد.»
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TLS6DX
ادامه در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23309
@KhanehAmnTelegram
نعیمه دوستدار
برای مریم- ز، ماما و فعال اجتماعی، همه چیز از آن روزی شروع شد که برای زیارت و گشت و گذار به شاهعبدالعظیم شهر ری رفت؛ جایی که در صحن حرم با یک زن بچه به بغل روبهروشد.
«زن کنار دیوار نشسته بود و رنگ به صورت نداشت. خیلی لاغر بود و نوزاد چندروزهای را در بغل داشت. از حال و هوایش فهمیدم معتاد و مریض است.»
مریم ماماست؛ در حوالی میدان راهآهن تهران یک مطب شخصی دارد: «اولین بار نبود که یک زن معتاد میدیدم. خیلی از زنهایی که به مطبم میآمدند اعتیاد داشتند. پدر و برادر و شوهرشان معتاد بودند و آنها را هم معتاد کرده بودند. آن زنان برای موارد اورژانسی ممکن بود به مطب من بیایند و خیلیهایشان تقاضای سقط داشتند. اما داستان آن زن فرق داشت. آن زن میخواست در حرم بچهاش را سر راه بگذارد.»
مریم زن را زیرنظر گرفته بود و وقتی بچه را در یک حرکت ناگهانی نزدیک یک حجره گذاشت و به سرعت از صحن بیرون رفت، نمی دانست دنبال زن بدود یا بچه را بردارد: «دویدم دنبال زن. چون حالش خوب نبود نتوانسته بود خیلی دور شود. با هم رفتیم دفتر حرم و آنجا قضیه را گفتم. تا مدتی داستان آن زن را پیگیری کردم. فهمدیم بچه دیگری را هم سر راه گذاشته. اما بچه دوم را دادند به بهزیستی. خودش هم مدتی بعد مرد.»
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TLS6DX
ادامه در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23309
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
کودکانی که به دنیا نیامده قربانیاند
نعیمه دوستدار برای مریم- ز، ماما و فعال اجتماعی، همه چیز از آن روزی شروع شد که برای زیارت و گشت و گذار به شاهعبدالعظیم شهر ری رفت؛ جایی که در صحن حرم با یک زن بچه به بغل روبهروشد. «زن کنار دیوار نشسته بود و رنگ به صورت نداشت. خیلی لاغر بود و نوزاد چندروزهای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سالمندآزاری؛ خشونت پنهان
بسیاری از سالمندان در خانههای خود یا خویشاوندانشان یا مراکز نگهداری از سالمندان مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، در سال ۲۰۱۸:
- به ازای هر شش فرد با سن شصت سال یا بیشتر، یک نفر در سال ۲۰۱۷ یکی از اشکالِ آزار را در جامعه تجربه کرده است.
- میزان آزار سالمندان در موسسات خانههای پرستاری یا مراکز مراقبتهای طولانیمدت، بالاست.
- سوءاستفاده از سالمندان منجر به آسیبهای شدید جسمی و پیامدهای روانشناختی بلندمدت میشود.
- با توجه به افزایش جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورها، سالمندآزاری رو به افزایش است.
اما سوءاستفاده و غفلت از سالمند چیست؟
منبع ویدئو : کانال تلگرام آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
بسیاری از سالمندان در خانههای خود یا خویشاوندانشان یا مراکز نگهداری از سالمندان مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، در سال ۲۰۱۸:
- به ازای هر شش فرد با سن شصت سال یا بیشتر، یک نفر در سال ۲۰۱۷ یکی از اشکالِ آزار را در جامعه تجربه کرده است.
- میزان آزار سالمندان در موسسات خانههای پرستاری یا مراکز مراقبتهای طولانیمدت، بالاست.
- سوءاستفاده از سالمندان منجر به آسیبهای شدید جسمی و پیامدهای روانشناختی بلندمدت میشود.
- با توجه به افزایش جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورها، سالمندآزاری رو به افزایش است.
اما سوءاستفاده و غفلت از سالمند چیست؟
منبع ویدئو : کانال تلگرام آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
اقلیت جنسی و جنسیتی ایران؛ فراموششدگان «آزار خیابانی»
مهدیس صادقی پویا(پژوهشگر حوزه جنسیت)
آغاز صحبت با عبارت «شاید زمان آن رسیده باشد که»، پیرامون حقوق اولیه اقلیت جنسی و جنسیتی ایرانی، غیرمنصفانه و تهی از عدالت خواهد بود، چرا که نگاه و نگرش ما را به تردید در مطالبه، گفتگو و اصرار بر این حقوق، آلوده خواهد ساخت. آن چه با نگاهی نه چندان هم جزئی به پژوهشها، آمارها، روایتهای شخصی، متن قوانین و منازعات داخلی و بینالمللی و حقوق بشری و سیاسی مشهود به نظر میرسد، این است که این گروه اجتماعی، دهههاست در تلاش برای دستیابی حقوقی است که به سبب تفاوتهای به رسمیت شناخته نشده، هنجارهای اجتماعی التزامآور و قوانین سختگیرانه و جرمانگارانه، پایمال شده است. در این میان، تمرکز بر محتوای قانونی، متون فقهی، و بعضاً، ساختار فرهنگی جامعه گذاشته شده و فضای خانه و خانواده و قوانین پیرامون سکشوالیتی این گروه، سیبل هدف پژوهشگران و فعالان مدنی بوده است. اما، حقوق این افراد در فضای عمومی جامعه، همچون خیابانها و آزاری که در این محیطها متحمل میشوند، -برای مثال نسبت به سوژه آزار خیابانی زنان-، بیشتر مورد غفلت واقع شده است. چگونه میتوان این نوع آزار را مشاهدهپذیر کرد، به رسمیت شناخت و در مقابله با آن گام برداشت؟
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2LenP6q
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27827
#آزار_خیابانی #خشونت_علیه_دگرباشان
@KhanehAmnTelegram
مهدیس صادقی پویا(پژوهشگر حوزه جنسیت)
آغاز صحبت با عبارت «شاید زمان آن رسیده باشد که»، پیرامون حقوق اولیه اقلیت جنسی و جنسیتی ایرانی، غیرمنصفانه و تهی از عدالت خواهد بود، چرا که نگاه و نگرش ما را به تردید در مطالبه، گفتگو و اصرار بر این حقوق، آلوده خواهد ساخت. آن چه با نگاهی نه چندان هم جزئی به پژوهشها، آمارها، روایتهای شخصی، متن قوانین و منازعات داخلی و بینالمللی و حقوق بشری و سیاسی مشهود به نظر میرسد، این است که این گروه اجتماعی، دهههاست در تلاش برای دستیابی حقوقی است که به سبب تفاوتهای به رسمیت شناخته نشده، هنجارهای اجتماعی التزامآور و قوانین سختگیرانه و جرمانگارانه، پایمال شده است. در این میان، تمرکز بر محتوای قانونی، متون فقهی، و بعضاً، ساختار فرهنگی جامعه گذاشته شده و فضای خانه و خانواده و قوانین پیرامون سکشوالیتی این گروه، سیبل هدف پژوهشگران و فعالان مدنی بوده است. اما، حقوق این افراد در فضای عمومی جامعه، همچون خیابانها و آزاری که در این محیطها متحمل میشوند، -برای مثال نسبت به سوژه آزار خیابانی زنان-، بیشتر مورد غفلت واقع شده است. چگونه میتوان این نوع آزار را مشاهدهپذیر کرد، به رسمیت شناخت و در مقابله با آن گام برداشت؟
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2LenP6q
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27827
#آزار_خیابانی #خشونت_علیه_دگرباشان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
اقلیت جنسی و جنسیتی ایران؛ فراموششدگان «آزار خیابانی»
مهدیس صادقی پویا(پژوهشگر حوزه جنسیت) آغاز صحبت با عبارت «شاید زمان آن رسیده باشد که»، پیرامون حقوق اولیه اقلیت جنسی و جنسیتی ایرانی، غیرمنصفانه و تهی از عدالت خواهد بود، چرا که نگاه و نگرش ما را به تردید در مطالبه، گفتگو و اصرار بر این حقوق، آلوده خواهد ساخت.…
برای دختر دوازده ساله خواستگار آمده است
سوال: سلام. من دانشجوی لیسانس روانشناسی هستم و چند سوال دارم از خدمتتان. چند روز پیش در یک گزارشی خواندم که لایحه ای در مورد ممنوعیت ازدواج کودکان به مجلس رفته است اما مثل اینکه این طرح رد شده است. واقعیتش دایی من در روستا زندگی می کند و یک دختر ۱۲ ساله دارد که برایش خواستگار آمده. این دختر تمایلی به ازدواج ندارد و اصلا نمی داند ازدواج یعنی چه اما چون در یک محیط سنتی هستند دختر دایی ام نمی تواند اظهار نظر کند. البته زن دایی ام مخالف است اما دایی ام می گوید دختر هر چه زودتر شوهر کند بهتر است. به هر حال من کمی در مورد این مساله تحقیق کردم و به لایحه ای که در مجلس رد شده برخورد کردم اما دقیقا هم متوجه نشدم مساله چیست. من چند سوال از شما دارم. اول اینکه می خواهم بدانم دختران زیر چه سنی نمی توانند ازدواج کنند؟ و اینکه آیا خود دختر دوازده ساله می تواند رضایت به ازدواج ندهد؟ در قانون خواندم که ازدواج زیر ۱۳ سال با صلاحدید قاضی و پدر امکان پذیر است پس آیا رضایت خود دختر شرط نیست؟
پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.
https://soundcloud.com/khanehamn/wxhwc0u0oamp
@KhanehAmnTelegram
سوال: سلام. من دانشجوی لیسانس روانشناسی هستم و چند سوال دارم از خدمتتان. چند روز پیش در یک گزارشی خواندم که لایحه ای در مورد ممنوعیت ازدواج کودکان به مجلس رفته است اما مثل اینکه این طرح رد شده است. واقعیتش دایی من در روستا زندگی می کند و یک دختر ۱۲ ساله دارد که برایش خواستگار آمده. این دختر تمایلی به ازدواج ندارد و اصلا نمی داند ازدواج یعنی چه اما چون در یک محیط سنتی هستند دختر دایی ام نمی تواند اظهار نظر کند. البته زن دایی ام مخالف است اما دایی ام می گوید دختر هر چه زودتر شوهر کند بهتر است. به هر حال من کمی در مورد این مساله تحقیق کردم و به لایحه ای که در مجلس رد شده برخورد کردم اما دقیقا هم متوجه نشدم مساله چیست. من چند سوال از شما دارم. اول اینکه می خواهم بدانم دختران زیر چه سنی نمی توانند ازدواج کنند؟ و اینکه آیا خود دختر دوازده ساله می تواند رضایت به ازدواج ندهد؟ در قانون خواندم که ازدواج زیر ۱۳ سال با صلاحدید قاضی و پدر امکان پذیر است پس آیا رضایت خود دختر شرط نیست؟
پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.
https://soundcloud.com/khanehamn/wxhwc0u0oamp
@KhanehAmnTelegram
SoundCloud
برای دختر دوازده ساله خواستگار آمده است
سوال: سلام. من دانشجوی لیسانس روانشناسی هستم و چند سوال دارم از خدمتتان. چند روز پیش در یک گزارشی خواندم که لایحه ای در مورد ممنوعیت ازدواج کودکان به مجلس رفته است اما مثل اینکه این طرح رد شده است. وا
خانه امن از شما همراهان گرامی دعوت میکند:
اگر در محیط خانه به دلیل اجبار به انجام فرایض مذهبی مورد آزار و اذیت قرارگرفتهاید،روایت صوتی خود را در یک دقیقه برای ما به ایدی ادمین تلگرام ما @KhanehAmn1 ارسال کنید.
توجه کنید که فایل صوتی شما به منظور تهیه یک انیمیشن استفاده میشود.
@KhanehAmnTelegram
اگر در محیط خانه به دلیل اجبار به انجام فرایض مذهبی مورد آزار و اذیت قرارگرفتهاید،روایت صوتی خود را در یک دقیقه برای ما به ایدی ادمین تلگرام ما @KhanehAmn1 ارسال کنید.
توجه کنید که فایل صوتی شما به منظور تهیه یک انیمیشن استفاده میشود.
@KhanehAmnTelegram
چرا قتلهای ناموسی در قلب کشورهای توسعه یافته هم رخ میدهند؟
ماهرخ غلامحسینپور
یکی از احتمالاتی که سایت تلویزیون کشور نروژ به نقل از تیم رسیدگی کننده به پرونده «سهیلا گوگانی»، زن ایرانی کشته شده به دست همسرش مطرح کرده، احتمال قتل ناموسی است. آنها به این نکته اشاره کردهاند که با توجه به خاستگاه زیستی این زوج (یعنی شهر نقده) و آمار بالای قتلهای ناموسی در این منطقه، این احتمال برای پلیس دور از نظر نبوده و در حال بررسی ماجراست.
در سال ۲۰۰۰ سازمان ملل متحد تخمین زد که هر ساله قریب به پنج هزار قتل ناموسی در دنیا اتفاق میافتد. آماری که توسط بسیاری از محققان از جمله «فیلیس چسلر»، استاد مطالعات زنان در دانشگاه مریلند که از دهه ۱۹۶۰ تا کنون در این مورد تحقیق میکند، مورد پذیرش نیست.
او این رقم را تنها نوک یک کوه یخ میداند که از منظر عمومی بیرون زده است.
فیلیس چسلر در مورد تعریف قتل ناموسی میگوید: «قتل ناموسی کشتن سنگدلانه زنان و دختران به دلیل زن بودنشان است. زن زاده شدن در فرهنگی مبتنی بر ننگ و ناموس، یک جرمِ بالقوه بزرگ است. هر دختری باید اثبات کند که خانواده خود را سرشکسته نمیکند، دختر بیگناه میتواند حتی به اشتباه متهم و کشته شود. مالکیت باروری و فرزندآوریِ یک دختر متعلق به خانواده اوست نه خودش. اگر دختری کالای آسیبدیده محسوب شود، خانوادهاش تا آخر عمر او مسئول نگهداری او خواهند بود. بکارت او متعلق به خانوادهاش و ناموس آنهاست. اگر دختری باکره نباشد باعث ننگ خانواده میشود و راه زدودن این ننگ، ریختن خون است، خون دختر.»
ادامهی مطلب را بخوانید:
http://bit.ly/2LjPRgT
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27857
#قتل_ناموسی #نروژ
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
یکی از احتمالاتی که سایت تلویزیون کشور نروژ به نقل از تیم رسیدگی کننده به پرونده «سهیلا گوگانی»، زن ایرانی کشته شده به دست همسرش مطرح کرده، احتمال قتل ناموسی است. آنها به این نکته اشاره کردهاند که با توجه به خاستگاه زیستی این زوج (یعنی شهر نقده) و آمار بالای قتلهای ناموسی در این منطقه، این احتمال برای پلیس دور از نظر نبوده و در حال بررسی ماجراست.
در سال ۲۰۰۰ سازمان ملل متحد تخمین زد که هر ساله قریب به پنج هزار قتل ناموسی در دنیا اتفاق میافتد. آماری که توسط بسیاری از محققان از جمله «فیلیس چسلر»، استاد مطالعات زنان در دانشگاه مریلند که از دهه ۱۹۶۰ تا کنون در این مورد تحقیق میکند، مورد پذیرش نیست.
او این رقم را تنها نوک یک کوه یخ میداند که از منظر عمومی بیرون زده است.
فیلیس چسلر در مورد تعریف قتل ناموسی میگوید: «قتل ناموسی کشتن سنگدلانه زنان و دختران به دلیل زن بودنشان است. زن زاده شدن در فرهنگی مبتنی بر ننگ و ناموس، یک جرمِ بالقوه بزرگ است. هر دختری باید اثبات کند که خانواده خود را سرشکسته نمیکند، دختر بیگناه میتواند حتی به اشتباه متهم و کشته شود. مالکیت باروری و فرزندآوریِ یک دختر متعلق به خانواده اوست نه خودش. اگر دختری کالای آسیبدیده محسوب شود، خانوادهاش تا آخر عمر او مسئول نگهداری او خواهند بود. بکارت او متعلق به خانوادهاش و ناموس آنهاست. اگر دختری باکره نباشد باعث ننگ خانواده میشود و راه زدودن این ننگ، ریختن خون است، خون دختر.»
ادامهی مطلب را بخوانید:
http://bit.ly/2LjPRgT
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27857
#قتل_ناموسی #نروژ
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
چرا قتلهای ناموسی در قلب کشورهای توسعه یافته هم رخ میدهند؟
ماهرخ غلامحسینپور یکی از احتمالاتی که سایت تلویزیون کشور نروژ به نقل از تیم رسیدگی کننده به پرونده «سهیلا گوگانی»، زن ایرانی کشته شده به دست همسرش مطرح کرده، احتمال قتل ناموسی است. آنها به این نکته اشاره کردهاند که با توجه به خاستگاه زیستی این زوج (یعنی…
هیس آرومتر ناله کن!
کاری از مانا نیستانی
#خشونت_خانگی
#مسئولیت_شاهد #شاهد_خشونت_خانگی
http://bit.ly/2IODyYa
@KhanehAmnTelegram
کاری از مانا نیستانی
#خشونت_خانگی
#مسئولیت_شاهد #شاهد_خشونت_خانگی
http://bit.ly/2IODyYa
@KhanehAmnTelegram
هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استانهای هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسیشان را با تیغ تیز نادانی از دست میدهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روحشان حس میکنند.
میتوان گفت در طول سالهای اخیر با فعالیت و روشنگری تعداد اندکی از محققان و کنشگران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونتبار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان میدهد که دخترکان تازه متولدشده در برخی از استانهای ایران در معرض خطر ناقصسازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنهکننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمیتوان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شدهاند.
رایحه مظفریان یکی از پژوهشگرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استانهای درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانیاش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24614
@KhanehAmnTelegram
میتوان گفت در طول سالهای اخیر با فعالیت و روشنگری تعداد اندکی از محققان و کنشگران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونتبار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان میدهد که دخترکان تازه متولدشده در برخی از استانهای ایران در معرض خطر ناقصسازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنهکننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمیتوان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شدهاند.
رایحه مظفریان یکی از پژوهشگرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استانهای درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانیاش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24614
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
چند نکته درباه ختنه زنان در ایران | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفتهی گذشته جمعی از فعالان مدنی در توئیتر با هشتگ #DVinIRAN درباره خشونت خانگی و لزوم جرمانگاری انواع خشونت خانگی نوشتند.
آنها متن قانون پیشنهادی مبارزه با خشونت خانگی را که توسط تعدادی حقوقدان و با الهامگرفتن از قوانین سایر کشورها نوشته شده را به اشتراک گذاشتند و خواستار حمایت از آن شدند.
این فعالیت یکی از فعالیتهای کمپینسازی جهت طرح موضوع خشونت خانگی و لزوم تدوین قانونی جامع در مورد آن است.
هشتگ استفاده شده، طی چند ساعت ترند شد و این موضوع مورد توجه سایر کاربران قرار گرفت.
چنین کمپینهایی میتوانند به طرح مطالبات و آگاهسازی افکار عمومی و جلب توجه افراد تاثیرگذار کمک کنند و رفته رفته زمینه را برای تغییر و یا ایجاد قوانین فراهم نمایند.
بسیاری از انواع خشونتهای خانگی در قوانین ایران جرمانگاری نشده و یا ماده قانونی مشخصی ندارد.
دوره "حمایتگری و چالشهای حقوقی خشونت خانگی"
bit.ly/2qWpSRP
پادکست:
bit.ly/2JnfLw6
حمایتگران چگونه قانون را به نفع زنان عوض میکنند؟
bit.ly/2Ls2VkB
خشونت خانگی و الزام وجود قانون کیفری مستقل
bit.ly/2Lo3Mmi
رایزنی با نمایندگان
bit.ly/2LjwbJY
@KhanehAmnTelegram
آنها متن قانون پیشنهادی مبارزه با خشونت خانگی را که توسط تعدادی حقوقدان و با الهامگرفتن از قوانین سایر کشورها نوشته شده را به اشتراک گذاشتند و خواستار حمایت از آن شدند.
این فعالیت یکی از فعالیتهای کمپینسازی جهت طرح موضوع خشونت خانگی و لزوم تدوین قانونی جامع در مورد آن است.
هشتگ استفاده شده، طی چند ساعت ترند شد و این موضوع مورد توجه سایر کاربران قرار گرفت.
چنین کمپینهایی میتوانند به طرح مطالبات و آگاهسازی افکار عمومی و جلب توجه افراد تاثیرگذار کمک کنند و رفته رفته زمینه را برای تغییر و یا ایجاد قوانین فراهم نمایند.
بسیاری از انواع خشونتهای خانگی در قوانین ایران جرمانگاری نشده و یا ماده قانونی مشخصی ندارد.
دوره "حمایتگری و چالشهای حقوقی خشونت خانگی"
bit.ly/2qWpSRP
پادکست:
bit.ly/2JnfLw6
حمایتگران چگونه قانون را به نفع زنان عوض میکنند؟
bit.ly/2Ls2VkB
خشونت خانگی و الزام وجود قانون کیفری مستقل
bit.ly/2Lo3Mmi
رایزنی با نمایندگان
bit.ly/2LjwbJY
@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتهایی از اولین تجربه پریود
ما از بیان ساز و کار طبیعی بدنمان شرمی نداریم و به سلامت و بهداشتمان در دوران قائدگی اهمیت میدهیم.
در این ویدیو روایتهایی از اولین تجربه پریود توسط مخاطبهای خانه امن را بیینید و بشنوید.
http://www.khanehamn.org/archives/27877
ویدئو در یوتیوب:
http://bit.ly/2IRjynS
#پریود #قاعدگی #عادت_ماهیانه
@KhanehAmnTelegram
ما از بیان ساز و کار طبیعی بدنمان شرمی نداریم و به سلامت و بهداشتمان در دوران قائدگی اهمیت میدهیم.
در این ویدیو روایتهایی از اولین تجربه پریود توسط مخاطبهای خانه امن را بیینید و بشنوید.
http://www.khanehamn.org/archives/27877
ویدئو در یوتیوب:
http://bit.ly/2IRjynS
#پریود #قاعدگی #عادت_ماهیانه
@KhanehAmnTelegram
بدون حمایت قانونی آزار«ستایشها» تمام نمیشود
ماهرخ غلامحسینپور
تصاویر دخترک شکنجه شده ایی به نام «ستایش»، که توسط ناپدری و مادر معتادش تحت خشونت شدید خانگی قرار گرفته بود، نخستین بار روز سه شنبه چهارم آبانماه در روزنامه شهروند منتشر شد.
تصاویر منتشر شده از ستایش دو سال و ده ماهه در شهر رفسنجان به شدت تکان دهنده و ویرانگر بودند و عکس و گزارش شهروند در کمتر از بیست و چهار ساعت، توسط اغلب رسانههای داخلی ایران بازنشر شد و مورد توجه قرار گرفت.
روز یکم آبان ماه یک تلفن ناشناس از سوی یکی از همسایگان خانه ستایش که از گریه های بی امان کودک به ستوه آمده بود، جان این دخترک را از مرگ نجات داد. ماموران اداره بهزیستی رفسنجان او را خزیده زیر یک پتو، ترس خورده و وحشت زده پیدا کردند، کودکی که جسم نحیفش، به علت استعمال شیشه توسط مادر و ناپدری، و احساس جنون و توهم این دو، به وسیله شعف و شادی و هیجان بیمارگونه شان تبدیل شده بود.
بهانه آزار دوباره
کودک معصومی که حتی پای شکسته اش را هم مداوا نکرده بودند و او چه بسا از درد جانکاه استخوان پا، چه شب ها بی تابی و گریه کرده بودو همین گریه ها دستاویزی برای آزار دوبارهاش بوده است.
اما ستایش فقط یکی از هزاران هزار کودکی است که توسط والدین یا وابستگان معتادشان شکنجه می شوند؛ شکنجه های شدید روانی و فیزیکی .
آنها گاهی تا آستانه مرگ میروند و هیچ حمایت موثر قانونی هم پشت سرشان احساس نمیکنند چرا که حداکثر مجازات قانونی برای این قبیل کودک آزاریها توسط والدین یا سرپرستان کودک، دو سال حبس است.
حسین احمدی نیاز، وکیل دادگستری، در مورد حداکثر مجازاتی که مراجع قانونی برای سرپرستان ستایش در نظر خواهند گرفت، بهشهروند گفته است: دوسال حبس سنگینترین حکمی است که قاضی میتواند برای این دو نفر صادر کند، ولی معضل کودکآزاری با این مجازاتها حل نمیشود.
به گفته این وکیل دادگستری: «مادامی که برخورد با کودکآزاری به خواست عمومی تبدیل نشود همچنان این بزه زشت و آزاردهنده در کشور ما رخ میدهد و بسیاری از موارد آن از چشم رسانهها دور میماند.»
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/23697
این مطلب مربوط به سال ۱۳۹۵ است، ولی آزار و شکنجهی کودکان همچنان ادامه دارد و قربانی میگیرد...
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
تصاویر دخترک شکنجه شده ایی به نام «ستایش»، که توسط ناپدری و مادر معتادش تحت خشونت شدید خانگی قرار گرفته بود، نخستین بار روز سه شنبه چهارم آبانماه در روزنامه شهروند منتشر شد.
تصاویر منتشر شده از ستایش دو سال و ده ماهه در شهر رفسنجان به شدت تکان دهنده و ویرانگر بودند و عکس و گزارش شهروند در کمتر از بیست و چهار ساعت، توسط اغلب رسانههای داخلی ایران بازنشر شد و مورد توجه قرار گرفت.
روز یکم آبان ماه یک تلفن ناشناس از سوی یکی از همسایگان خانه ستایش که از گریه های بی امان کودک به ستوه آمده بود، جان این دخترک را از مرگ نجات داد. ماموران اداره بهزیستی رفسنجان او را خزیده زیر یک پتو، ترس خورده و وحشت زده پیدا کردند، کودکی که جسم نحیفش، به علت استعمال شیشه توسط مادر و ناپدری، و احساس جنون و توهم این دو، به وسیله شعف و شادی و هیجان بیمارگونه شان تبدیل شده بود.
بهانه آزار دوباره
کودک معصومی که حتی پای شکسته اش را هم مداوا نکرده بودند و او چه بسا از درد جانکاه استخوان پا، چه شب ها بی تابی و گریه کرده بودو همین گریه ها دستاویزی برای آزار دوبارهاش بوده است.
اما ستایش فقط یکی از هزاران هزار کودکی است که توسط والدین یا وابستگان معتادشان شکنجه می شوند؛ شکنجه های شدید روانی و فیزیکی .
آنها گاهی تا آستانه مرگ میروند و هیچ حمایت موثر قانونی هم پشت سرشان احساس نمیکنند چرا که حداکثر مجازات قانونی برای این قبیل کودک آزاریها توسط والدین یا سرپرستان کودک، دو سال حبس است.
حسین احمدی نیاز، وکیل دادگستری، در مورد حداکثر مجازاتی که مراجع قانونی برای سرپرستان ستایش در نظر خواهند گرفت، بهشهروند گفته است: دوسال حبس سنگینترین حکمی است که قاضی میتواند برای این دو نفر صادر کند، ولی معضل کودکآزاری با این مجازاتها حل نمیشود.
به گفته این وکیل دادگستری: «مادامی که برخورد با کودکآزاری به خواست عمومی تبدیل نشود همچنان این بزه زشت و آزاردهنده در کشور ما رخ میدهد و بسیاری از موارد آن از چشم رسانهها دور میماند.»
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/23697
این مطلب مربوط به سال ۱۳۹۵ است، ولی آزار و شکنجهی کودکان همچنان ادامه دارد و قربانی میگیرد...
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
بدون حمایت قانونی آزار«ستایشها» تمام نمیشود | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
آیا صرف حمایت از خشونتدیده کافیست؟ (بخش دوم)
معین خزائلی
همانطور که در بخش اول این مطلب آمد، با وجود تلاش شماری از قانونگذاران ایرانی در جرمانگاری مستقل و جداگانه خشونت خانگی (لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت) و به دنبال آن، تعیین مجازات برای متخلفان، دستگاه قضایی ایران به عنوان یکی از مخالفان اصلی این لایحه همچنان صراحتا با پیشبینی هر گونه مجازات برای مرتکبان این نوع از خشونت مخالفت میکند.
این مخالفتها تا جاییست که از نظر قوه قضاییه ایران تعیین مجازات برای مرتکبان خشونت خانگی و اجرای مجازات مقرر شده، به عنوان اقدامی در راستای «تحدید آزادیهای افراد»(۱) و به ویژه «تحدید نقش ریاستی مرد در خانواده»(۲) دانسته میشود. حال آنکه به تجربه و در عمل ثابت شده است مبارزه با پدیده خشونت خانگی بدون ضمانتهای قانونی لازم، به ویژه بدون تعیین مجازات برای متخلفان، امری ناممکن است.
در این میان جدای از اهمیت نقش خشونتدیده در مجازات مجرم و همچنین عمومیانگاری جرم خشونت خانگی، دو عامل دیگر نیز نقشی به سزا در لزوم جرمانگاری مستقل و تعیین مجازات در مورد جرایم مربوط به خشونت خانگی ایفا میکنند. عواملی که اساسا با توجه به فلسفه حقوق کیفری لزومشان امری بدیهی و پذیرفته شده برای تمامی نظامهای حقوقی است.
قانون به عنوان عاملی هنجارساز
به طور کلی و به باور بسیاری از اندیشمندان علم حقوق، اولین و در حقیقت اصلیترین کارکرد قوانین در تمامی جوامع، ایجاد هنجارهایی است که اساسا یا از سوی جامعه مورد بیتوجهی و غفلت قرار گرفتهاند یا به دلایلی رعایت نمیشوند.
این نقش که در عمل برآمده از روح قوانین و فلسفه کارکرد اجتماعی آن است، سبب میشود تا آنچه از سوی جامعه به عنوان موضوعی بی اهمیت یا کم اهمیت تلقی شده و در نتیجه الزام به رعایت آن دستکم گرفته میشود، در موارد مشخص به صورت هنجاری لازمالاجرا درآمده که عدم توجه به آن مستوجب عقوبت کیفری خواهد بود.
روشنترین نمونه این مساله در علم حقوق عدم جرمانگاری عمومی و کلی «دروغ» است. بدین معنی که اگرچه دروغگویی ماهیتا عملی غیراخلاقی است، اما با صرف غیر اخلاقی انگاری آن در مواردی مشخص (مانند دروغگویی در ادای شهادت، دروغگویی در ارائه گزارشهای نادرست به مقامات یا پنهانسازی حقیقت در برابر دادگاه) نمیتوان از نظم و امنیت در جامعه محافظت کرد.
از این رو امروزه در قریب به اتفاق اکثریت کشورها، دروغگویی در موارد خاص به طور مستقل مورد جرمانگاری قرار گرفته و مرتکبان آن با مجازات روبهرو خواهند شد.
در عین حال این رویکرد هنجارساز در عمل موجب میشود آنچه که برای مدتها در بوته بیتوجهی عمومی قرار گرفته، به عنوان موضوعی قابل تامل مطرح شده، صرفا از یک هنجار عمومی-اخلاقی تبدیل به قانونی اجباری برای همگان شود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2IWmzDy
ادامهی مطلب را در سایت خانه امن بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/27872
#لایحه_منع_خشونت_علیه_زنان #لایحه_تامین_امنیت_زنان #خشونت_خانگی #جرم_انگاری_خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
همانطور که در بخش اول این مطلب آمد، با وجود تلاش شماری از قانونگذاران ایرانی در جرمانگاری مستقل و جداگانه خشونت خانگی (لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت) و به دنبال آن، تعیین مجازات برای متخلفان، دستگاه قضایی ایران به عنوان یکی از مخالفان اصلی این لایحه همچنان صراحتا با پیشبینی هر گونه مجازات برای مرتکبان این نوع از خشونت مخالفت میکند.
این مخالفتها تا جاییست که از نظر قوه قضاییه ایران تعیین مجازات برای مرتکبان خشونت خانگی و اجرای مجازات مقرر شده، به عنوان اقدامی در راستای «تحدید آزادیهای افراد»(۱) و به ویژه «تحدید نقش ریاستی مرد در خانواده»(۲) دانسته میشود. حال آنکه به تجربه و در عمل ثابت شده است مبارزه با پدیده خشونت خانگی بدون ضمانتهای قانونی لازم، به ویژه بدون تعیین مجازات برای متخلفان، امری ناممکن است.
در این میان جدای از اهمیت نقش خشونتدیده در مجازات مجرم و همچنین عمومیانگاری جرم خشونت خانگی، دو عامل دیگر نیز نقشی به سزا در لزوم جرمانگاری مستقل و تعیین مجازات در مورد جرایم مربوط به خشونت خانگی ایفا میکنند. عواملی که اساسا با توجه به فلسفه حقوق کیفری لزومشان امری بدیهی و پذیرفته شده برای تمامی نظامهای حقوقی است.
قانون به عنوان عاملی هنجارساز
به طور کلی و به باور بسیاری از اندیشمندان علم حقوق، اولین و در حقیقت اصلیترین کارکرد قوانین در تمامی جوامع، ایجاد هنجارهایی است که اساسا یا از سوی جامعه مورد بیتوجهی و غفلت قرار گرفتهاند یا به دلایلی رعایت نمیشوند.
این نقش که در عمل برآمده از روح قوانین و فلسفه کارکرد اجتماعی آن است، سبب میشود تا آنچه از سوی جامعه به عنوان موضوعی بی اهمیت یا کم اهمیت تلقی شده و در نتیجه الزام به رعایت آن دستکم گرفته میشود، در موارد مشخص به صورت هنجاری لازمالاجرا درآمده که عدم توجه به آن مستوجب عقوبت کیفری خواهد بود.
روشنترین نمونه این مساله در علم حقوق عدم جرمانگاری عمومی و کلی «دروغ» است. بدین معنی که اگرچه دروغگویی ماهیتا عملی غیراخلاقی است، اما با صرف غیر اخلاقی انگاری آن در مواردی مشخص (مانند دروغگویی در ادای شهادت، دروغگویی در ارائه گزارشهای نادرست به مقامات یا پنهانسازی حقیقت در برابر دادگاه) نمیتوان از نظم و امنیت در جامعه محافظت کرد.
از این رو امروزه در قریب به اتفاق اکثریت کشورها، دروغگویی در موارد خاص به طور مستقل مورد جرمانگاری قرار گرفته و مرتکبان آن با مجازات روبهرو خواهند شد.
در عین حال این رویکرد هنجارساز در عمل موجب میشود آنچه که برای مدتها در بوته بیتوجهی عمومی قرار گرفته، به عنوان موضوعی قابل تامل مطرح شده، صرفا از یک هنجار عمومی-اخلاقی تبدیل به قانونی اجباری برای همگان شود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2IWmzDy
ادامهی مطلب را در سایت خانه امن بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/27872
#لایحه_منع_خشونت_علیه_زنان #لایحه_تامین_امنیت_زنان #خشونت_خانگی #جرم_انگاری_خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
آیا صرف حمایت از خشونتدیده کافیست؟ (بخش دوم)
معین خزائلی* همانطور که در بخش اول این مطلب آمد، با وجود تلاش شماری از قانونگذاران ایرانی در جرمانگاری مستقل و جداگانه خشونت خانگی (لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت) و به دنبال آن، تعیین مجازات برای متخلفان، دستگاه قضایی ایران به عنوان یکی از مخالفان…
این دستان دختری۱۳ساله است!
مهتاب مجبوربه عقدشده و راهی برای خروج از این قرارداد(!) بین دوخانواده ندارد
صحبتهای متعدد اعضا جمعیت امام علی کرج باخانواده هم کارسازنبود
درنبود قانون منع #ازدواج_كودكان،درمقابل چنين ازدواج هاى اجباری كودكان درمحلات حاشيه چه میتوان کرد؟
تورم، سوزش، التهاب و حساسیت به خاک که ناشی از ساعتها کار در مزرعه است.
دستهای مهتاب با پماد و دارو درمان میشود؛ ولی زخمی دارد که درمانش خیلی سختتر است!
افسردگی شدید و ناامیدی تمام وجود این بچه را فرا گرفته. ای کاش برای فرونشاندن این درد هم دارو و پمادی بود. مهتاب حتی نتوانست کلاس اول را در خانه علم تمام کند تا حداقل قبل از عقد بتواند بخواند و بنویسد!
چشمان شاد مهتاب، ديگر فروغ گذشته رو ندارد!
#کودک_همسری
#ازدواج_کودکان
@KhanehAmnTelegram
مهتاب مجبوربه عقدشده و راهی برای خروج از این قرارداد(!) بین دوخانواده ندارد
صحبتهای متعدد اعضا جمعیت امام علی کرج باخانواده هم کارسازنبود
درنبود قانون منع #ازدواج_كودكان،درمقابل چنين ازدواج هاى اجباری كودكان درمحلات حاشيه چه میتوان کرد؟
تورم، سوزش، التهاب و حساسیت به خاک که ناشی از ساعتها کار در مزرعه است.
دستهای مهتاب با پماد و دارو درمان میشود؛ ولی زخمی دارد که درمانش خیلی سختتر است!
افسردگی شدید و ناامیدی تمام وجود این بچه را فرا گرفته. ای کاش برای فرونشاندن این درد هم دارو و پمادی بود. مهتاب حتی نتوانست کلاس اول را در خانه علم تمام کند تا حداقل قبل از عقد بتواند بخواند و بنویسد!
چشمان شاد مهتاب، ديگر فروغ گذشته رو ندارد!
#کودک_همسری
#ازدواج_کودکان
@KhanehAmnTelegram
روشهای جدید فقیهان برای اجبار به تمکین زنان
مهری قاسمی*
قوانین حاکم بر احوال شخصیه در ایران بر مبنای فقه امامیه تدوین شده و حتی در جایی که این قوانین صراحت نداشته باشد، قضات دادگاه به فتواهای فقهی مراجع مذهبی استناد میکنند. به این ترتیب تمامی قوانین و احکام نافذ در ایران، سویهای در برابر حقوق ابتدایی زنان دارند.
از نحوه پوشش و محدودیت در تحصیلات دانشگاهی و محدودیت شغلی گرفته تا زندگی زناشویی، زنان ذیل اقتدار احکام فقهی قرار گرفته و جنس دوم تلقی میشوند. با این حال همین قوانین قرون وسطایی نیز رضایت کامل جامعه مردسالار و نهادهای سنتی-مذهبی را فراهم نمیکنند و گاه به آن قوانین هم دستاندازی میشود.
از جمله مواردی که در سالهای اخیر بارها محلی برای تعدیل و تغییر شده است، قوانین مربوط به «مهریه» زنان است.
توجه به این نکته ضروری است که اهمیت یافتن مهریه برای زنان و استفاده گاه و بیگاه از آن برای مقابله با مردان، بعد از اسقاط تمامی حقوق انسانی زنان ذیل قوانین فقهی اتفاق افتاده است. با برقراری اقتدار احکام فقهی در مناسبات زناشویی و احوال شخصیه، زنان ایرانی که حقوق ابتدایی و اولیه خود از جمله حق طلاق یا حق سفر، حق تحصیل و حتی حق داشتن رابطه جنسی دلخواه را در اختیار مردان دیده و میبینند، به تنها چیزی که در فقه سنتی برای آنان به رسمیت شناخته شده، یعنی مهریه آویختهاند.
به این ترتیب به مرور هم مبلغ مهریه افزایش یافته و هم ابزاری برای مقابله با سلطه مردان شده است.
در واقع مهریه ابزاری جایگزین برای دفاع از حقوق بدیهی شخص شده اما در مقابل، به جای اینکه حقوق از دست رفته زنان به آنها بازگردانده شود، حکومت فقهی کوشیده است قدرت مهریه را کاهش دهد.
در سالهای اخیر اما اقدام حکومت علیه تنها ابزار قدرت زنان در زندگی زناشویی ابعاد گستردهای یافته است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XeDzbY
در وبسایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27879
#ازدواج_برابر #مهریه #خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
مهری قاسمی*
قوانین حاکم بر احوال شخصیه در ایران بر مبنای فقه امامیه تدوین شده و حتی در جایی که این قوانین صراحت نداشته باشد، قضات دادگاه به فتواهای فقهی مراجع مذهبی استناد میکنند. به این ترتیب تمامی قوانین و احکام نافذ در ایران، سویهای در برابر حقوق ابتدایی زنان دارند.
از نحوه پوشش و محدودیت در تحصیلات دانشگاهی و محدودیت شغلی گرفته تا زندگی زناشویی، زنان ذیل اقتدار احکام فقهی قرار گرفته و جنس دوم تلقی میشوند. با این حال همین قوانین قرون وسطایی نیز رضایت کامل جامعه مردسالار و نهادهای سنتی-مذهبی را فراهم نمیکنند و گاه به آن قوانین هم دستاندازی میشود.
از جمله مواردی که در سالهای اخیر بارها محلی برای تعدیل و تغییر شده است، قوانین مربوط به «مهریه» زنان است.
توجه به این نکته ضروری است که اهمیت یافتن مهریه برای زنان و استفاده گاه و بیگاه از آن برای مقابله با مردان، بعد از اسقاط تمامی حقوق انسانی زنان ذیل قوانین فقهی اتفاق افتاده است. با برقراری اقتدار احکام فقهی در مناسبات زناشویی و احوال شخصیه، زنان ایرانی که حقوق ابتدایی و اولیه خود از جمله حق طلاق یا حق سفر، حق تحصیل و حتی حق داشتن رابطه جنسی دلخواه را در اختیار مردان دیده و میبینند، به تنها چیزی که در فقه سنتی برای آنان به رسمیت شناخته شده، یعنی مهریه آویختهاند.
به این ترتیب به مرور هم مبلغ مهریه افزایش یافته و هم ابزاری برای مقابله با سلطه مردان شده است.
در واقع مهریه ابزاری جایگزین برای دفاع از حقوق بدیهی شخص شده اما در مقابل، به جای اینکه حقوق از دست رفته زنان به آنها بازگردانده شود، حکومت فقهی کوشیده است قدرت مهریه را کاهش دهد.
در سالهای اخیر اما اقدام حکومت علیه تنها ابزار قدرت زنان در زندگی زناشویی ابعاد گستردهای یافته است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XeDzbY
در وبسایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27879
#ازدواج_برابر #مهریه #خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
روشهای جدید فقیهان برای اجبار به تمکین زنان
مهری قاسمی* قوانین حاکم بر احوال شخصیه در ایران بر مبنای فقه امامیه تدوین شده و حتی در جایی که این قوانین صراحت نداشته باشد، قضات دادگاه به فتواهای فقهی مراجع مذهبی استناد میکنند. به این ترتیب تمامی قوانین و احکام نافذ در ایران، سویهای در برابر حقوق ابتدایی…
حق انتخاب مسکن: زن یا مرد؟
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: با سلام! خانم ۲۸ سالهای هستم که سه سال پیش ازدواج کردم. به هنگام ازدواج با شوهرم توافق کردیم که حق انتخاب مسکن با من باشد و این شرط را در قباله ازدواج آوردیم با این وجود به دلیل اینکه شروع زندگیمان بود و وضعیت مالی چندان مناسبی هم نداشتیم، من از این حق خود استفاده نکردم و در خانهای که شوهرم اجاره کرده بود ساکن شدم. این در حالی بود که من این خانه را نمیپسندیدم زیرا در محله خوبی قرار نداشت و خانه هم قدیمی بود. به هر حال در این مورد سختگیری نکردم. تا اینکه یک سال قبل پدر شوهرم فوت کرد و قسمتی از اموال وی به شوهرم به ارث رسید. علاوه بر آن شوهرم یک کار خوبی پیدا کرد و درآمد نسبتا خوبی به دست آورد. به همین دلیل من به شوهرم گفتم که از این خانه برویم و در محله بهتری خانه تهیه کنیم اما شوهرم مخالفت کرد و گفت که میخواهد با پول پس انداز کرده یک تولیدی پوشاک راه بیاندازد. به هر حال پس از چندین بار صحبت با شوهرم دراین مورد به نتیجه نرسیدیم و من به او گفتم که حق تعیین مسکن با من است. شوهرم در جواب من میگوید که اینها همه روی کاغذ هستند و هیچ ارزشی ندارد. شوهرم میگوید که وقتی به این خانه آمدیم اعتراضی نکردهام بنابراین دیگر حقی برای انتخاب مسکن ندارم. از طرف دیگر میگوید محلههایی که من انتخاب میکنم بسیار گران هستند و نمیتواند در آنجا خانه اجاره کند. بعضی وقتها هم میگوید که قصد دارد در حاشیه شهر خانهای بخرد اما من به هیچ وجه راضی نیستم که در آنجا زندگی کنم. شوهرم آدم لجبازی است و فکر نمیکنم که به حرف من گوش بدهد. میخواستم در این مورد مرا راهنمایی کنید. چه کار باید بکنم؟ چه طور میتوانم شوهرم را مجبور کنم که به شرطش عمل کند؟
پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/22476
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: با سلام! خانم ۲۸ سالهای هستم که سه سال پیش ازدواج کردم. به هنگام ازدواج با شوهرم توافق کردیم که حق انتخاب مسکن با من باشد و این شرط را در قباله ازدواج آوردیم با این وجود به دلیل اینکه شروع زندگیمان بود و وضعیت مالی چندان مناسبی هم نداشتیم، من از این حق خود استفاده نکردم و در خانهای که شوهرم اجاره کرده بود ساکن شدم. این در حالی بود که من این خانه را نمیپسندیدم زیرا در محله خوبی قرار نداشت و خانه هم قدیمی بود. به هر حال در این مورد سختگیری نکردم. تا اینکه یک سال قبل پدر شوهرم فوت کرد و قسمتی از اموال وی به شوهرم به ارث رسید. علاوه بر آن شوهرم یک کار خوبی پیدا کرد و درآمد نسبتا خوبی به دست آورد. به همین دلیل من به شوهرم گفتم که از این خانه برویم و در محله بهتری خانه تهیه کنیم اما شوهرم مخالفت کرد و گفت که میخواهد با پول پس انداز کرده یک تولیدی پوشاک راه بیاندازد. به هر حال پس از چندین بار صحبت با شوهرم دراین مورد به نتیجه نرسیدیم و من به او گفتم که حق تعیین مسکن با من است. شوهرم در جواب من میگوید که اینها همه روی کاغذ هستند و هیچ ارزشی ندارد. شوهرم میگوید که وقتی به این خانه آمدیم اعتراضی نکردهام بنابراین دیگر حقی برای انتخاب مسکن ندارم. از طرف دیگر میگوید محلههایی که من انتخاب میکنم بسیار گران هستند و نمیتواند در آنجا خانه اجاره کند. بعضی وقتها هم میگوید که قصد دارد در حاشیه شهر خانهای بخرد اما من به هیچ وجه راضی نیستم که در آنجا زندگی کنم. شوهرم آدم لجبازی است و فکر نمیکنم که به حرف من گوش بدهد. میخواستم در این مورد مرا راهنمایی کنید. چه کار باید بکنم؟ چه طور میتوانم شوهرم را مجبور کنم که به شرطش عمل کند؟
پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/22476
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
حق انتخاب مسکن: زن یا مرد؟ | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
معصومه را شوهر ندهید: بررسی سن ازدواج دختر از منظر قانونی
محمد اولیاییفرد – زهرا به اجبار پدر در سن پایین ازدواج کردهاست. پدرش خواهران او را هم به همین شکل شوهر داده است. حالا نوبت به معصومه، کوچکترین خواهر، رسیده است، اما او فقط ۱۱ سال دارد. قانون در این زمینه چه میگوید؟ در قوانین ایران چه سنی به عنوان سن قانونی ازدواج برای دختران تعیین شده است؟ چه مانع قانونی میتواند از ازدواج دختران در زیر سن قانونی حتی در صورت اذن پدر، جلوگیری کند؟ ضمن شرح پرونده معصومه به این سوالات پاسخ میدهیم.
داستان زهرا و معصومه
در این پرونده زهرا در مورد مشکل ازدواج اجباری خواهر کوچک خود چنین میگوید: از خانوادهای پرجمعیت هستم. دو برادر و چهار خواهر دارم و در روستایی اطراف شهرستان اراک زندگی میکنیم. همگی ما کم سواد هستیم چون ازدواج زودهنگام ما با اجبار پدرم مانع از ادامه تحصیل ما شد، پدرم فردی به شدت مذهبی و سنتی است و معتقد است ازدواج به حکم شریعت در سنین پایین فایدههای زیادی دارد و مانع فساد اخلاقی میشود. او با همین اعتقادات، من، و سه خواهرم و برادرانم را خیلی زود به خانه بخت فرستاد اما زندگی مشترک همه ما به جهت ازدواج زودهنگام، با مشکلاتی روبه رو شد.
اما نگرانی من در حال حاضر وضعیت معصومه، کوچکترین خواهرم است که ۱۱ سال سن دارد و پدرم تصمیم دارد او را حتی زودتر از من و دیگر خواهرانم به خانه بخت بفرستد. معصومه بچه است و نمیتواند به این موضوع اعتراض کند. او به درس و مدرسه علاقه دارد و از ازدواج میترسد. من به همراه خواهران و برادرانم که تجربه چنین ازدواجهایی را داشتیم، در مورد ازدواج معصومه به پدرم اعتراض کردیم ولی نمیتوانیم مانع او شویم. از مادرم هم کاری ساخته نیست. در مورد وضعیت قانونی چنین ازدواجهایی اطلاعی ندارم و نمیدانم ایا ازدواج دختر بچه ۱۱ ساله حتی با اجازه پدر قانونی است یا خیر؟
سن قانونی ازدواج دختران در قوانین قبل از انقلاب
در ﻣﺎده ۲۳ «ﻗﺎﻧﻮن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮاده» ﻣﺼﻮب ۱۳۵۳ در خصوص سن قانونی ازدواج دختران مقرر شده بود «ازدواج زن ﻗﺒﻞ از رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺳﻦ ۱۸ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم و ﻣﺮد ﻗﺒﻞ از رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ۲۰ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم ﻣﻤﻨﻮع اﺳﺖ. با این وجود، در ﻣﻮاردی ﮐﻪ ﻣﺼﺎﻟﺢ اﻗﺘﻀﺎ ﮐﻨﺪ، اﺳﺘﺜﻨﺎﺋﺎً در ﻣﻮرد زﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﻦ او از ۱۵ﺳﺎل ﺗﻤﺎم کمتر ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮیی اﺳﺘﻌﺪاد ﺟﺴﻤﯽ و رواﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﭘﯿﺸنهاد دادﺳﺘﺎن و ﺗﺼﻮﯾﺐ دادﮔﺎه شهرﺳﺘﺎن، ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﻌﺎﻓﯿﺖ از ﺷﺮط ﺳﻦ اﻋﻄﺎ ﺷﻮد. زن ﯾﺎ ﻣﺮدی ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻣﻘﺮرات اﯾﻦ ﻣﺎده ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ھﻨﻮز ﺑﻪ ﺳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﺮای ازدواج ﻧﺮﺳﯿﺪه ﻣﺰاوﺟﺖ ﮐﻨﺪ، ﺣﺴﺐ ﻣﻮرد ﺑﻪ ﻣﺠﺎزاتھﺎی ﻣﻘﺮر در ﻣﺎده ۳ «ﻗﺎﻧﻮن ازدواج» ﻣﺼﻮب ﺳﺎل ۱۳۱۶ ﻣﺤﮑﻮم ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ.»
بنابراین طبق ﻗﺎﻧﻮن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺼﻮب ۱۳۵۳ سن قانونی ازدواج دختران قبل از انقلاب، ۱۸ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم بود و ازدواج دختر بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال در ﻣﻮاردی ﮐﻪ ﻣﺼﺎﻟﺢ اﻗﺘﻀﺎ میکرد و دختر ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮیی اﺳﺘﻌﺪاد ﺟﺴﻤﯽ و رواﻧﯽ داﺷت تنها ﺑﻪ ﭘﯿﺸنهاد دادﺳﺘﺎن و ﺗﺼﻮﯾﺐ دادﮔﺎه شهرﺳﺘﺎن، امکانپذیر بود اما بهر ترتیب ازدواج دختران زیر سن ۱۵ سال طبق قوانین قبل از انقلاب مطلقا ممنوع بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XenO4X
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/21736
@KhanehAmnTelegram
محمد اولیاییفرد – زهرا به اجبار پدر در سن پایین ازدواج کردهاست. پدرش خواهران او را هم به همین شکل شوهر داده است. حالا نوبت به معصومه، کوچکترین خواهر، رسیده است، اما او فقط ۱۱ سال دارد. قانون در این زمینه چه میگوید؟ در قوانین ایران چه سنی به عنوان سن قانونی ازدواج برای دختران تعیین شده است؟ چه مانع قانونی میتواند از ازدواج دختران در زیر سن قانونی حتی در صورت اذن پدر، جلوگیری کند؟ ضمن شرح پرونده معصومه به این سوالات پاسخ میدهیم.
داستان زهرا و معصومه
در این پرونده زهرا در مورد مشکل ازدواج اجباری خواهر کوچک خود چنین میگوید: از خانوادهای پرجمعیت هستم. دو برادر و چهار خواهر دارم و در روستایی اطراف شهرستان اراک زندگی میکنیم. همگی ما کم سواد هستیم چون ازدواج زودهنگام ما با اجبار پدرم مانع از ادامه تحصیل ما شد، پدرم فردی به شدت مذهبی و سنتی است و معتقد است ازدواج به حکم شریعت در سنین پایین فایدههای زیادی دارد و مانع فساد اخلاقی میشود. او با همین اعتقادات، من، و سه خواهرم و برادرانم را خیلی زود به خانه بخت فرستاد اما زندگی مشترک همه ما به جهت ازدواج زودهنگام، با مشکلاتی روبه رو شد.
اما نگرانی من در حال حاضر وضعیت معصومه، کوچکترین خواهرم است که ۱۱ سال سن دارد و پدرم تصمیم دارد او را حتی زودتر از من و دیگر خواهرانم به خانه بخت بفرستد. معصومه بچه است و نمیتواند به این موضوع اعتراض کند. او به درس و مدرسه علاقه دارد و از ازدواج میترسد. من به همراه خواهران و برادرانم که تجربه چنین ازدواجهایی را داشتیم، در مورد ازدواج معصومه به پدرم اعتراض کردیم ولی نمیتوانیم مانع او شویم. از مادرم هم کاری ساخته نیست. در مورد وضعیت قانونی چنین ازدواجهایی اطلاعی ندارم و نمیدانم ایا ازدواج دختر بچه ۱۱ ساله حتی با اجازه پدر قانونی است یا خیر؟
سن قانونی ازدواج دختران در قوانین قبل از انقلاب
در ﻣﺎده ۲۳ «ﻗﺎﻧﻮن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮاده» ﻣﺼﻮب ۱۳۵۳ در خصوص سن قانونی ازدواج دختران مقرر شده بود «ازدواج زن ﻗﺒﻞ از رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺳﻦ ۱۸ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم و ﻣﺮد ﻗﺒﻞ از رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ۲۰ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم ﻣﻤﻨﻮع اﺳﺖ. با این وجود، در ﻣﻮاردی ﮐﻪ ﻣﺼﺎﻟﺢ اﻗﺘﻀﺎ ﮐﻨﺪ، اﺳﺘﺜﻨﺎﺋﺎً در ﻣﻮرد زﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﻦ او از ۱۵ﺳﺎل ﺗﻤﺎم کمتر ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮیی اﺳﺘﻌﺪاد ﺟﺴﻤﯽ و رواﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﭘﯿﺸنهاد دادﺳﺘﺎن و ﺗﺼﻮﯾﺐ دادﮔﺎه شهرﺳﺘﺎن، ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﻌﺎﻓﯿﺖ از ﺷﺮط ﺳﻦ اﻋﻄﺎ ﺷﻮد. زن ﯾﺎ ﻣﺮدی ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻣﻘﺮرات اﯾﻦ ﻣﺎده ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ھﻨﻮز ﺑﻪ ﺳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﺮای ازدواج ﻧﺮﺳﯿﺪه ﻣﺰاوﺟﺖ ﮐﻨﺪ، ﺣﺴﺐ ﻣﻮرد ﺑﻪ ﻣﺠﺎزاتھﺎی ﻣﻘﺮر در ﻣﺎده ۳ «ﻗﺎﻧﻮن ازدواج» ﻣﺼﻮب ﺳﺎل ۱۳۱۶ ﻣﺤﮑﻮم ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ.»
بنابراین طبق ﻗﺎﻧﻮن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺼﻮب ۱۳۵۳ سن قانونی ازدواج دختران قبل از انقلاب، ۱۸ ﺳﺎل ﺗﻤﺎم بود و ازدواج دختر بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال در ﻣﻮاردی ﮐﻪ ﻣﺼﺎﻟﺢ اﻗﺘﻀﺎ میکرد و دختر ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮیی اﺳﺘﻌﺪاد ﺟﺴﻤﯽ و رواﻧﯽ داﺷت تنها ﺑﻪ ﭘﯿﺸنهاد دادﺳﺘﺎن و ﺗﺼﻮﯾﺐ دادﮔﺎه شهرﺳﺘﺎن، امکانپذیر بود اما بهر ترتیب ازدواج دختران زیر سن ۱۵ سال طبق قوانین قبل از انقلاب مطلقا ممنوع بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XenO4X
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/21736
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
معصومه را شوهر ندهید: بررسی سن ازدواج دختر از منظر قانونی
طرح: مانا نیستانی – آموزشکده توانا محمد اولیاییفرد – زهرا به اجبار پدر در سن پایین ازدواج کردهاست. پدرش خواهران او را هم به همین شکل شوهر داده است. حالا نوبت به معصومه، کوچکترین خواهر، رسیده است، اما او فقط ۱۱ سال دارد. قانون در این زمینه چه میگوید؟ در…
بعد از امضای عقدنامه، زن چه حقوقی را از دست میدهد؟
بسیاری از جوانان، بندهای مختلف عقدنامه را مطالعه نکرده و «بله» را میگویند. اما بعد از امضای این سند، زنان و مردان وارد مرحلهی جدیدی از زندگی خود میشوند که از قبل و صرفا به واسطهی جنس آنها، نقشها و وظایف مشخصی برایشان در نظر گرفته شده است. اکثر این قوانین به شکلی نوشته و تنظیم شدهاند که حقوق زنان را تضییع میکند و در بسیاری موارد آنها را با محدودیتها وممنوعیتهای جدی روبرو میسازد.
بعد از امضای عقدنامه؛ ریاست خانواده بر عهدهی مرد گذاشته میشود، حتی اگر در آن زمان مرد بیکار و زن شاغل باشد. مصلحتها و تصمیمهای اصلی را مرد میگیرد و بر اساس قوانین، زن مطیع مرد میشود. زن برای خروج از کشور نیاز به اجازهنامهی کتبی از همسر دارد و این اجازه نامه باید در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود، حتی اگر این سفر برای یک امر مهم و ضروری علمی، ورزشی، فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی باشد.
شوهر طبق قوانین رایج، میتواند زن را از اشتغال منع کند و بر اساسِ همین قوانین زن باید در مکانی که شوهر اقامت دارد یا تعیین میکند زندگی کند و حق انتخاب و اولویت در این مورد به عهدهی مرد گذاشته شده است. مرد با پرداخت مهریه و در هر زمانی که اراده کند میتوند زن را طلاق دهد. در نقطهی مقابل وقتی یک زن درخواست طلاق دهد، قوانین بسیار سختگیرانهای سد راهِ او گذاشته میشود. این قوانین و شرایط تا آن اندازه سخت و زیاد هستند، که زنان زیادی را منصرف میکند و آنها مجبور به تحملِ شرایط پرخشونت و مشکلِ در خانه برای سالیانِ سال میشوند و یا در بهترین حالت، طلاق عاطفی میان طرفین به وجود میآید. با توجه به مشکلات و مسیر سخت و طاقتفرسای طلاق برای زنان، این روزها شاهد افزایش آنچه که به طلاق عاطفی شهرت پیدا کرده است هستیم. زوجین به همان سان که با هم زندگی مشترک دارند، اما بسیاری از پیوندهای میان آنها از جمله روابط جنسی و عاطفی و یا اشتراکات اقتصادی دیگر وجود ندارد. سرپرستی فرزند یا فرزندان بعد از سن هفت سالگی به مرد داده شده است. اضافه بر قوانینی که حاکم هستند، فرهنگ عمومی نیز زمینهساز و محرکی برای تقویتِ کلیشههای جنسیتزده میشود و ستم علیه زنان را تشدید میکند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Xckmrm
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22153
@KhanehAmnTelegram
بسیاری از جوانان، بندهای مختلف عقدنامه را مطالعه نکرده و «بله» را میگویند. اما بعد از امضای این سند، زنان و مردان وارد مرحلهی جدیدی از زندگی خود میشوند که از قبل و صرفا به واسطهی جنس آنها، نقشها و وظایف مشخصی برایشان در نظر گرفته شده است. اکثر این قوانین به شکلی نوشته و تنظیم شدهاند که حقوق زنان را تضییع میکند و در بسیاری موارد آنها را با محدودیتها وممنوعیتهای جدی روبرو میسازد.
بعد از امضای عقدنامه؛ ریاست خانواده بر عهدهی مرد گذاشته میشود، حتی اگر در آن زمان مرد بیکار و زن شاغل باشد. مصلحتها و تصمیمهای اصلی را مرد میگیرد و بر اساس قوانین، زن مطیع مرد میشود. زن برای خروج از کشور نیاز به اجازهنامهی کتبی از همسر دارد و این اجازه نامه باید در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود، حتی اگر این سفر برای یک امر مهم و ضروری علمی، ورزشی، فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی باشد.
شوهر طبق قوانین رایج، میتواند زن را از اشتغال منع کند و بر اساسِ همین قوانین زن باید در مکانی که شوهر اقامت دارد یا تعیین میکند زندگی کند و حق انتخاب و اولویت در این مورد به عهدهی مرد گذاشته شده است. مرد با پرداخت مهریه و در هر زمانی که اراده کند میتوند زن را طلاق دهد. در نقطهی مقابل وقتی یک زن درخواست طلاق دهد، قوانین بسیار سختگیرانهای سد راهِ او گذاشته میشود. این قوانین و شرایط تا آن اندازه سخت و زیاد هستند، که زنان زیادی را منصرف میکند و آنها مجبور به تحملِ شرایط پرخشونت و مشکلِ در خانه برای سالیانِ سال میشوند و یا در بهترین حالت، طلاق عاطفی میان طرفین به وجود میآید. با توجه به مشکلات و مسیر سخت و طاقتفرسای طلاق برای زنان، این روزها شاهد افزایش آنچه که به طلاق عاطفی شهرت پیدا کرده است هستیم. زوجین به همان سان که با هم زندگی مشترک دارند، اما بسیاری از پیوندهای میان آنها از جمله روابط جنسی و عاطفی و یا اشتراکات اقتصادی دیگر وجود ندارد. سرپرستی فرزند یا فرزندان بعد از سن هفت سالگی به مرد داده شده است. اضافه بر قوانینی که حاکم هستند، فرهنگ عمومی نیز زمینهساز و محرکی برای تقویتِ کلیشههای جنسیتزده میشود و ستم علیه زنان را تشدید میکند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Xckmrm
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22153
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
از پدرسالاری تا مردسالاری: راهی که بسیاری از زنان نمیروند
محسن فرشیدی آنچه که امروز در ایران خانواده نامیده میشود، حاصلِ ازدواج یک زن و مرد است، که باید به ثبت رسمی برسد. اما امروز در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، ازدواج محدود به پیوند میان یک زن و مرد نمیشود و شکلهای دیگری از آن نیز به رسمیت شناخته میشود.…
برای ارتباط با خانوادهام تحقیر و کنترل میشوم، چه کنم؟
پرسش: امیر هستم ۳۵ ساله که به دلیل ماموریت شغلی به تهران مهاجرت کردهام. مشکل من همسرم است که هیچ رابطه خوبی با خانواده من ندارد .
همسرم خانواده من را تحقیر میکند و در طول زندگی همواره با کلام تند و به خصوص این که شما «دهاتی» هستید و من «تهرانی» با خانواده من برخورد میکند. در تمام سالهایی که در تهران زندگی کردم نه جرات دارم خانوادهام را دعوت کنم. نه جرات دارم به شهرم سفر کنم، و اگر بفهمد تلفن زدهام قیامت میکند.
ما اختلاف طبقاتی نداریم پدر من لوازم اتاق عقد و عروس میفروشد و پدر او لوازم خانه اما او مرتب سرکوفت خانواده را به من میزند. دو فرزند از او دارم و قصد جدایی ندارم ولی از خانوادهام خجالت میکشم، و از شما راهنمایی میخواهم.
پاسخ: دوست عزیز آقای امیر، شما در وضعیت بدی گرفتار شدهاید. خیلی سخت است که کسی میان والدین و همسر خود گیر کند. به نظر میرسد چیزی که بیشتر از همه شما را آزار میدهد این است که همسرتان شما و خانوادهتان را تحقیر میکند. تحقیر حقیقتا یکی از بدترین انواع خشونت خانگی است و معمولا یکی از ابزارهای اصلی کنترل به شمار میرود. فردی که تحقیر میشود بااحساس ضعف و کمبود اعتماد بنفس بدون اینکه خود دریابد تحت کنترل فرد تحقیر کننده قرار میگیرد.
در مشاورههای پیش از ازدواج آنچه من بیش از هر چیز دیگر به آن دقت میکنم، شباهت خانوادهها به یکدیگر است. در فرهنگهای جمعگرا مثل ایران، خانواده نقش بسیار مهمی در ازدواج فرزند یا فرزندان خود ایفا میکنند.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
http://www.khanehamn.org/archives/23616
@KhanehAmnTelegram
پرسش: امیر هستم ۳۵ ساله که به دلیل ماموریت شغلی به تهران مهاجرت کردهام. مشکل من همسرم است که هیچ رابطه خوبی با خانواده من ندارد .
همسرم خانواده من را تحقیر میکند و در طول زندگی همواره با کلام تند و به خصوص این که شما «دهاتی» هستید و من «تهرانی» با خانواده من برخورد میکند. در تمام سالهایی که در تهران زندگی کردم نه جرات دارم خانوادهام را دعوت کنم. نه جرات دارم به شهرم سفر کنم، و اگر بفهمد تلفن زدهام قیامت میکند.
ما اختلاف طبقاتی نداریم پدر من لوازم اتاق عقد و عروس میفروشد و پدر او لوازم خانه اما او مرتب سرکوفت خانواده را به من میزند. دو فرزند از او دارم و قصد جدایی ندارم ولی از خانوادهام خجالت میکشم، و از شما راهنمایی میخواهم.
پاسخ: دوست عزیز آقای امیر، شما در وضعیت بدی گرفتار شدهاید. خیلی سخت است که کسی میان والدین و همسر خود گیر کند. به نظر میرسد چیزی که بیشتر از همه شما را آزار میدهد این است که همسرتان شما و خانوادهتان را تحقیر میکند. تحقیر حقیقتا یکی از بدترین انواع خشونت خانگی است و معمولا یکی از ابزارهای اصلی کنترل به شمار میرود. فردی که تحقیر میشود بااحساس ضعف و کمبود اعتماد بنفس بدون اینکه خود دریابد تحت کنترل فرد تحقیر کننده قرار میگیرد.
در مشاورههای پیش از ازدواج آنچه من بیش از هر چیز دیگر به آن دقت میکنم، شباهت خانوادهها به یکدیگر است. در فرهنگهای جمعگرا مثل ایران، خانواده نقش بسیار مهمی در ازدواج فرزند یا فرزندان خود ایفا میکنند.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
http://www.khanehamn.org/archives/23616
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
برای ارتباط با خانوادهام تحقیر و کنترل میشوم، چه کنم؟ | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.