Forwarded from کانال انجمن دانش آموختگان مدارس خوانسار
🖊📩 #یادداشت_وارده 📖📝
#همیارتان_محیط_زیست_خوانسار
#محیط_زیست_خوانسار قسمت1
نوشته آموزگار گرامی استاد #محمد_صانعی
باسلام به جوانان تحصیلکرده ی عاشق و همیار بی مواجب محیط زیست خوانسار. می دانم وقتی جلو چشمانتان اینگونه محیط زیست و به قول بسیاری از علاقه مندان خوانسار(گوشه ای ازبهشت) را اینگونه بیرحمانه شخم میکنند و به همین دلیل سالهاست که روزهای تعطیل به گردش نمیروم، زیرا مرتب با افراد سنین مختلف حتی کار به درگیری فیزیکی میرسید چون به محض دیدن کندن گیاهی به هم میریختم. درمیان سالی اصطلاحا با آقام، جانم و نصیحت (ناگفته نماندکه بسیارموثرتربود) سعی در توجیه قضیه داشتم دوستان برای اینکه بحث طولانی نشود به قول شما کلیپی ارسال میکنم وعقیده دارم که این مسئله ملی است و بایدراهکار قانونی برای آن پیدا کردیا قانون گذاران ما برای حفظ محیط زیست درکل کشور و درسطح کلان چاره ای بیندیشند.
🍀🍀🍀
@khansaralumni
💢 کانال انجمن: کانال فرهنگ💢
#همیارتان_محیط_زیست_خوانسار
#محیط_زیست_خوانسار قسمت1
نوشته آموزگار گرامی استاد #محمد_صانعی
باسلام به جوانان تحصیلکرده ی عاشق و همیار بی مواجب محیط زیست خوانسار. می دانم وقتی جلو چشمانتان اینگونه محیط زیست و به قول بسیاری از علاقه مندان خوانسار(گوشه ای ازبهشت) را اینگونه بیرحمانه شخم میکنند و به همین دلیل سالهاست که روزهای تعطیل به گردش نمیروم، زیرا مرتب با افراد سنین مختلف حتی کار به درگیری فیزیکی میرسید چون به محض دیدن کندن گیاهی به هم میریختم. درمیان سالی اصطلاحا با آقام، جانم و نصیحت (ناگفته نماندکه بسیارموثرتربود) سعی در توجیه قضیه داشتم دوستان برای اینکه بحث طولانی نشود به قول شما کلیپی ارسال میکنم وعقیده دارم که این مسئله ملی است و بایدراهکار قانونی برای آن پیدا کردیا قانون گذاران ما برای حفظ محیط زیست درکل کشور و درسطح کلان چاره ای بیندیشند.
🍀🍀🍀
@khansaralumni
💢 کانال انجمن: کانال فرهنگ💢
Forwarded from کانال انجمن دانش آموختگان مدارس خوانسار
🖊📩 #یادداشت_وارده 📖📝
#همیارتان_محیط_زیست_خوانسار
#محیط_زیست_خوانسار قسمت2
نوشته آموزگار گرامی استاد #محمد_صانعی
🍎 اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی 🍎
🌳 برآورند غلامان اودرخت از بیخ 🌳
ما در ادبیات غنی خود هزاران حکایت، ضرب المثل و... درجمیع مسائل اجتماعی، مذهبی، حکومتی و ... داریم که در هر دوره ای این احساس به ما دست می دهدکه انگار کلیله و دمنه ، مرزبان نامه، گلستان و و و اوضاع ما را گوشزد میکنند. ولی دوستان قبل از دهه ی50 چنین شتاب وحشتناکی نداشت. چطور انسانی که تیکه ای نان در مسیر خود میدید ابتدا آن رابوسیده درسوراخی میگذاشت چگونه به نان و نمک قسم میخوردند و اصلا چراکره ی زمین (مادر)لقب گرفته. چرا زنها صبح بعد از نماز علاوه برخانه کوچه را آب و جارو کرده درخانه را باز میگذاشت. چرا کشاورزان و باغداران موقع برداشت به هر رهگذری میوه میدادند(من به یاددارم وقنی ازمزعه ی نابره انگور را با لوده و الاغ به خانه می آوردیم پدرم یک سبدانگور وسط لوده ها میگذاشت و دراین مسیر3کیلومتری به هر عابری میرسید خوشه ای تعارف میکرد). نه ما بلکه عموم اینکار را میکردند و معتقدبودندخدابرکت می دهد. به یاددارم اولین باری که بوته ی زرین گیاه را مرحوم ماشا ا... سپید دشتی نشانم داد و من از ذوق نوجوانی به سمت آن حمله کردم مچ دستم را گرفت گفت صبر کن این تره و شویدنیست. زرین گیاه چیدن آدابی دارد وقتی به قیافه ی جدی او نگاه کردم چون از اوبسیار تجربه کسب کرده بودم تمکین کردم گفت اولا روی زمین ننشین(نیم خیز)، دوما ساقه های بلند را نرسیده به بوته و خلاصه دیدیم بابا این گیاه مثل اینکه خیلی حرمت دارد. البته دوستی ظاهرا به تکثیر آن اقدام کرده ضمن تقدیر از ایشان (هدف از آسمون قرنبه.قارچه) این گیاه هم مثل شکار بهانه ای برای صخره نوردی بود اما غرض از این مقدمه یک مقایسه و بعد ارائه ی راهکار میباشدکه بایدچندنمونه ازنحوه ی حفظ محیط زیست رایادآوری کنم:
1-زمینهای بالاده که تکلیفش مشخص بودوهرقطعه سندی همراه بامیزان آبی که ازقنات کیده وقنات خان مشروب میشد وپاکاری داشت(شخصی که صاحب همه ی زمینهارامیشناخت ودرغیاب آنها درمقابل گاووگوسفندغیروحتی اشخاص مراقبت میکردوکشاورزان هم درمقابل وقت خرمن سهمی به او میدادند)بعدبه مراتع ازچشمه ونگ تا گلسنانکوه میرسیم که چند فرد شاخص داشت.
بعدازاصلاحات ارضی سازمان مراتع وجنگلهایرای هر مزرعه ای حوزه ی آبریزتعریف میکرد یعنی یک جوری روستاییان ومرتع داران خودوالبته باحمایت قانون ازقلمرو خودحراست میکردندازجمله
1-کلاعبدل(کربلایی عبدا...شاهوردی در چشمه ونگ)فقط ازپشتکارش همین بس که تارنده بود احدی حق بردن چلفته ای ازباغ که نه از لب جاده خاکی که به سمت تیزاب میرفت تاکمرکش دره شیر. یک موتوردنده اتوماتیک داشت بفول بچه ها ازجعده سره که رامی افتاد هر آشنایی میفهمیدکلاعبدل واردمیشود تاپیاده میشد دوربینی داشت که اول درآورده دور مرتع نگاهی میکرد وای به حال جاروچین کمپرسی سنگ و یا هرمورد مشکوکی رابه بچه ها اطلاع میداد و خلاصه به هر قیتی قلقلی مانع میشدازتلاش این مرد طبیعت دوست همین بس که پس از فوتش بدون اغراق هزارکمپرسی سنگ بردند.
🍀🍀🍀
@khansaralumni
💢 کانال انجمن: کانال فرهنگ💢
#همیارتان_محیط_زیست_خوانسار
#محیط_زیست_خوانسار قسمت2
نوشته آموزگار گرامی استاد #محمد_صانعی
🍎 اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی 🍎
🌳 برآورند غلامان اودرخت از بیخ 🌳
ما در ادبیات غنی خود هزاران حکایت، ضرب المثل و... درجمیع مسائل اجتماعی، مذهبی، حکومتی و ... داریم که در هر دوره ای این احساس به ما دست می دهدکه انگار کلیله و دمنه ، مرزبان نامه، گلستان و و و اوضاع ما را گوشزد میکنند. ولی دوستان قبل از دهه ی50 چنین شتاب وحشتناکی نداشت. چطور انسانی که تیکه ای نان در مسیر خود میدید ابتدا آن رابوسیده درسوراخی میگذاشت چگونه به نان و نمک قسم میخوردند و اصلا چراکره ی زمین (مادر)لقب گرفته. چرا زنها صبح بعد از نماز علاوه برخانه کوچه را آب و جارو کرده درخانه را باز میگذاشت. چرا کشاورزان و باغداران موقع برداشت به هر رهگذری میوه میدادند(من به یاددارم وقنی ازمزعه ی نابره انگور را با لوده و الاغ به خانه می آوردیم پدرم یک سبدانگور وسط لوده ها میگذاشت و دراین مسیر3کیلومتری به هر عابری میرسید خوشه ای تعارف میکرد). نه ما بلکه عموم اینکار را میکردند و معتقدبودندخدابرکت می دهد. به یاددارم اولین باری که بوته ی زرین گیاه را مرحوم ماشا ا... سپید دشتی نشانم داد و من از ذوق نوجوانی به سمت آن حمله کردم مچ دستم را گرفت گفت صبر کن این تره و شویدنیست. زرین گیاه چیدن آدابی دارد وقتی به قیافه ی جدی او نگاه کردم چون از اوبسیار تجربه کسب کرده بودم تمکین کردم گفت اولا روی زمین ننشین(نیم خیز)، دوما ساقه های بلند را نرسیده به بوته و خلاصه دیدیم بابا این گیاه مثل اینکه خیلی حرمت دارد. البته دوستی ظاهرا به تکثیر آن اقدام کرده ضمن تقدیر از ایشان (هدف از آسمون قرنبه.قارچه) این گیاه هم مثل شکار بهانه ای برای صخره نوردی بود اما غرض از این مقدمه یک مقایسه و بعد ارائه ی راهکار میباشدکه بایدچندنمونه ازنحوه ی حفظ محیط زیست رایادآوری کنم:
1-زمینهای بالاده که تکلیفش مشخص بودوهرقطعه سندی همراه بامیزان آبی که ازقنات کیده وقنات خان مشروب میشد وپاکاری داشت(شخصی که صاحب همه ی زمینهارامیشناخت ودرغیاب آنها درمقابل گاووگوسفندغیروحتی اشخاص مراقبت میکردوکشاورزان هم درمقابل وقت خرمن سهمی به او میدادند)بعدبه مراتع ازچشمه ونگ تا گلسنانکوه میرسیم که چند فرد شاخص داشت.
بعدازاصلاحات ارضی سازمان مراتع وجنگلهایرای هر مزرعه ای حوزه ی آبریزتعریف میکرد یعنی یک جوری روستاییان ومرتع داران خودوالبته باحمایت قانون ازقلمرو خودحراست میکردندازجمله
1-کلاعبدل(کربلایی عبدا...شاهوردی در چشمه ونگ)فقط ازپشتکارش همین بس که تارنده بود احدی حق بردن چلفته ای ازباغ که نه از لب جاده خاکی که به سمت تیزاب میرفت تاکمرکش دره شیر. یک موتوردنده اتوماتیک داشت بفول بچه ها ازجعده سره که رامی افتاد هر آشنایی میفهمیدکلاعبدل واردمیشود تاپیاده میشد دوربینی داشت که اول درآورده دور مرتع نگاهی میکرد وای به حال جاروچین کمپرسی سنگ و یا هرمورد مشکوکی رابه بچه ها اطلاع میداد و خلاصه به هر قیتی قلقلی مانع میشدازتلاش این مرد طبیعت دوست همین بس که پس از فوتش بدون اغراق هزارکمپرسی سنگ بردند.
🍀🍀🍀
@khansaralumni
💢 کانال انجمن: کانال فرهنگ💢