عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
✍ روح الله طالبی توتی
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@kherad_jensi
@tadaeat
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
✍ روح الله طالبی توتی
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@kherad_jensi
@tadaeat
👍73😢13❤10😁1