تبعیض جنسیتی
در آینهٔ سینمای فجر ۳۹
✍️ محمدرضا جلائیپور
✅کمال خالق پناه و مرضیه رضایی در مطالعهشان دربارهٔ زنانگی در سینمای رخشان بنیاعتماد نشان داده بودند که در فیلمهای او زنانگی حامل مصالحه است و تا حدی زیاد غیرجنسی تصویر میشود و مبتنی بر عشق رمانتیک انسجام اجتماعی را بیشتر میکند. در فجر ۳۹ گویی این «زن مصالحهسازِ» بنیاعتماد تبدیل به تصویر غالب اکثر کارگرادانان از زنان فیلمهایشان شده بود. اگر در سالهای اول انقلاب چهرهٔ زن در سینمای ایران کمرنگ است و از اواسط دهه شصت و دوران جنگ در نقشهای مادری، همسری و منفعل در سینما مرئیتر میشود و از اواخر دههٔ شصت در فیلمهایی مثل «رعنا» (میرباقری) و «باشو، غریبه کوچک» (بیضایی) زن انقلابی و غیرمنفعل ظهور میکند و در دههٔ هفتاد و هشتاد به زن شاغل و کنشگر و سنتشکن و عصیانگر تبدیل میشود، سینمای امسال به این بلوغ رسیده است که هم ساختارهای زنستیز جامعهٔ مردسالار و چالشهایش برای زنان را به تصویر بکشد و هم عاملیت و کنشگری زنان در این محیط ساختاری و اصلاحش را. هم نسبت به تبعیض جنسیتی حساس است و هم روند کاهش نابرابری جنسیتی را میبیند.
✅مثلا شخصیت تیتی با بازی عالی الناز شاکردوست در فیلم خوشترکیب «تیتی» زنی است که هم قربانی انواع نابرابری جنسیتی و اقتصادی است و هم فاقد عاملیت نیست. هم متعلق به حاشیهترین گروه اجتماعی فرودست است و نامزدش مجبورش میکند رحمش را اجاره بدهد و هم چنان عاشق خدمت به بشر است که یک استاد فیزیک را عاشق خودش میکند و شخصیت قدرتمندی دارد. لیلی با بازی هدیه تهرانی در فیلم «بیهمهچیز» نیز هم قربانی سکوت و اتهامزنی همروستاییهای مردسالارش است و هم چنان عاملیتی دارد که گمان میکند میتواند عدالت را بخرد. نقش مادرِ سنتیِ آبادانی با بازی ستاره پسیانی در فیلم «یدو» هم قدرتمند تصویر میشود. همینطور نقش همسر منصور ستاری در فیلم منصور که هم زن خانه است و هم شوهرش که فرمانده نیروی هوایی ارتش است از او حساب میبرد.
✅از همهٔ این شخصیتها پرداختهشدهتر، نقش مامان با بازی درخشان رویا افشار در فیلم «مامان»ِ آرش انیسی است. در این فیلمِ پخته و کمهزینهٔ سینمای آلترناتیو مامان هم محور و مدیر مقتدر خانواده است و هم قربانی مردسالاری فرزندان پسرش و تبعیضِ محیط کار مردانهٔ رانندگان تاکسی. تصویری تاثیرگذار از گروه بزرگی از مادران جامعهٔ ما که علیرغم همهٔ تبعیضهای ساختاری و فرهنگی علیه زنان، قدرتمند میمانند، چیزی برای خودشان نمیخواهند و در موارد اندکی که میخواهند هم بعضا مردهای زندگیشان به این خواسته توجه نمیکنند.
✅فیلم ابلق هم راوی این است که حتی در زورآبادهای محروم فقرزده هم نوعی جنبش «Me too» و افزایش همبستگی زنان در اعتراض به تعرض و آزار جنسی مردان قابل شکلگیری است و حتی زنان مذهبیِ چنین بافتی هم در این زمینه میتوانند عاملیت داشته باشند. در این فیلم راحله با بازی الناز شاکردوست رنجور از آزار جنسی و سکوت دیگران و خشونت خانگی است و در عین حال شخصیتی قوی دارد، تا جاییکه باورپذیر میبود اگر کارگردان به جای پایانبندی کنونی که در آن راحله مجبور به مصلحتسنجی و تداوم سکوت میشود، اسیر جبر محیط نمیماند، حاضر به کتمان حقیقت نمیشد، نوعی #منهمِ کامیابِ زورآبادی را آغاز و زنان دیگر را هم به شکستن سکوت تشویق میکرد.
✅در سایر فیلمهای امسال هم انواع تبعیض علیه زنان حتی اگر محور اصلی نبود، بیشتر از قبل به تصویر کشیده شده بود. مثلا در فیلم «روزی روزگاری آبادان» فرزند پسر با اطلاع خواهرش دوست دختر دارد، ولی فرزند دختر برای ارتباط با دوست پسرش از همان برادرش میترسد. یا در فیلم «خط فرضی» معلم زن نمیتواند بدون اجازه و اطلاع همسر روشنفکرش به سفر برود و شاگرد دخترش به خاطر ارتباط با دوست پسرش ناچار به فرار از خانه و خودکشی میشود. حساسیت فیلمهای امسال به تبعیض جنسیتی و محوریت زنانی که هم فعال و کنشگر اند و هم تحت تبعیض در حدی بود که میتوان سینمای امسال را «فمینیستی» توصیف کرد.
متن کامل
https://t.me/jalaeipour/8885
@Kherad_jensi
در آینهٔ سینمای فجر ۳۹
✍️ محمدرضا جلائیپور
✅کمال خالق پناه و مرضیه رضایی در مطالعهشان دربارهٔ زنانگی در سینمای رخشان بنیاعتماد نشان داده بودند که در فیلمهای او زنانگی حامل مصالحه است و تا حدی زیاد غیرجنسی تصویر میشود و مبتنی بر عشق رمانتیک انسجام اجتماعی را بیشتر میکند. در فجر ۳۹ گویی این «زن مصالحهسازِ» بنیاعتماد تبدیل به تصویر غالب اکثر کارگرادانان از زنان فیلمهایشان شده بود. اگر در سالهای اول انقلاب چهرهٔ زن در سینمای ایران کمرنگ است و از اواسط دهه شصت و دوران جنگ در نقشهای مادری، همسری و منفعل در سینما مرئیتر میشود و از اواخر دههٔ شصت در فیلمهایی مثل «رعنا» (میرباقری) و «باشو، غریبه کوچک» (بیضایی) زن انقلابی و غیرمنفعل ظهور میکند و در دههٔ هفتاد و هشتاد به زن شاغل و کنشگر و سنتشکن و عصیانگر تبدیل میشود، سینمای امسال به این بلوغ رسیده است که هم ساختارهای زنستیز جامعهٔ مردسالار و چالشهایش برای زنان را به تصویر بکشد و هم عاملیت و کنشگری زنان در این محیط ساختاری و اصلاحش را. هم نسبت به تبعیض جنسیتی حساس است و هم روند کاهش نابرابری جنسیتی را میبیند.
✅مثلا شخصیت تیتی با بازی عالی الناز شاکردوست در فیلم خوشترکیب «تیتی» زنی است که هم قربانی انواع نابرابری جنسیتی و اقتصادی است و هم فاقد عاملیت نیست. هم متعلق به حاشیهترین گروه اجتماعی فرودست است و نامزدش مجبورش میکند رحمش را اجاره بدهد و هم چنان عاشق خدمت به بشر است که یک استاد فیزیک را عاشق خودش میکند و شخصیت قدرتمندی دارد. لیلی با بازی هدیه تهرانی در فیلم «بیهمهچیز» نیز هم قربانی سکوت و اتهامزنی همروستاییهای مردسالارش است و هم چنان عاملیتی دارد که گمان میکند میتواند عدالت را بخرد. نقش مادرِ سنتیِ آبادانی با بازی ستاره پسیانی در فیلم «یدو» هم قدرتمند تصویر میشود. همینطور نقش همسر منصور ستاری در فیلم منصور که هم زن خانه است و هم شوهرش که فرمانده نیروی هوایی ارتش است از او حساب میبرد.
✅از همهٔ این شخصیتها پرداختهشدهتر، نقش مامان با بازی درخشان رویا افشار در فیلم «مامان»ِ آرش انیسی است. در این فیلمِ پخته و کمهزینهٔ سینمای آلترناتیو مامان هم محور و مدیر مقتدر خانواده است و هم قربانی مردسالاری فرزندان پسرش و تبعیضِ محیط کار مردانهٔ رانندگان تاکسی. تصویری تاثیرگذار از گروه بزرگی از مادران جامعهٔ ما که علیرغم همهٔ تبعیضهای ساختاری و فرهنگی علیه زنان، قدرتمند میمانند، چیزی برای خودشان نمیخواهند و در موارد اندکی که میخواهند هم بعضا مردهای زندگیشان به این خواسته توجه نمیکنند.
✅فیلم ابلق هم راوی این است که حتی در زورآبادهای محروم فقرزده هم نوعی جنبش «Me too» و افزایش همبستگی زنان در اعتراض به تعرض و آزار جنسی مردان قابل شکلگیری است و حتی زنان مذهبیِ چنین بافتی هم در این زمینه میتوانند عاملیت داشته باشند. در این فیلم راحله با بازی الناز شاکردوست رنجور از آزار جنسی و سکوت دیگران و خشونت خانگی است و در عین حال شخصیتی قوی دارد، تا جاییکه باورپذیر میبود اگر کارگردان به جای پایانبندی کنونی که در آن راحله مجبور به مصلحتسنجی و تداوم سکوت میشود، اسیر جبر محیط نمیماند، حاضر به کتمان حقیقت نمیشد، نوعی #منهمِ کامیابِ زورآبادی را آغاز و زنان دیگر را هم به شکستن سکوت تشویق میکرد.
✅در سایر فیلمهای امسال هم انواع تبعیض علیه زنان حتی اگر محور اصلی نبود، بیشتر از قبل به تصویر کشیده شده بود. مثلا در فیلم «روزی روزگاری آبادان» فرزند پسر با اطلاع خواهرش دوست دختر دارد، ولی فرزند دختر برای ارتباط با دوست پسرش از همان برادرش میترسد. یا در فیلم «خط فرضی» معلم زن نمیتواند بدون اجازه و اطلاع همسر روشنفکرش به سفر برود و شاگرد دخترش به خاطر ارتباط با دوست پسرش ناچار به فرار از خانه و خودکشی میشود. حساسیت فیلمهای امسال به تبعیض جنسیتی و محوریت زنانی که هم فعال و کنشگر اند و هم تحت تبعیض در حدی بود که میتوان سینمای امسال را «فمینیستی» توصیف کرد.
متن کامل
https://t.me/jalaeipour/8885
@Kherad_jensi
Telegram
محمدرضا جلائیپور🍀Jalaeipour
⭕️ تبعیض جنسیتی
در آینهٔ سینمای فجر ۳۹
✍️ محمدرضا جلائیپور
کمال خالق پناه و مرضیه رضایی در مطالعهشان دربارهٔ زنانگی در سینمای رخشان بنیاعتماد نشان داده بودند که در فیلمهای او زنانگی حامل مصالحه است و تا حدی زیاد غیرجنسی تصویر میشود و مبتنی بر عشق…
در آینهٔ سینمای فجر ۳۹
✍️ محمدرضا جلائیپور
کمال خالق پناه و مرضیه رضایی در مطالعهشان دربارهٔ زنانگی در سینمای رخشان بنیاعتماد نشان داده بودند که در فیلمهای او زنانگی حامل مصالحه است و تا حدی زیاد غیرجنسی تصویر میشود و مبتنی بر عشق…