Forwarded from کتابخانهٔ خرد و اندیشه
#با_هم_بخوانیم
آفریدی خود تو این شیطان ملعون را
عاصیش کردی او را سوی ما راندی
این تو بودی، این تو بودی کز یکی شعله
دیوی اینسان ساختی، در راه بنشاندی
مهلتش دادی که تا دنیا به جا باشد
با سرانگشتان شومش آتش افروزد
لذتی وحشی شود در بستری خاموش
بوسه گردد بر لبانی کز عطش سوزد
هر چه زیبا بود بی رحمانه بخشیدیش
شعر شد، فریاد شد، عشق و جوانی شد
عطر گلها شد به روی دشتها پاشید
رنگ دنیا شد فریب زندگانی شد
موج شد بر دامن مواج رقاصان
آتش میشد درون خم به جوش آمد
آن چنان در جان میخواران خروش افکند
تا ز هر ویرانه بانگ نوش نوش آمد
نغمه شد در پنجه چنگی به خود پیچید
لرزه شد بر سینههای سیمگون افتاد
خنده شد دندان مه رویان نمایان کرد
عکس ساقی شد به جام واژگون افتاد
سحر آوازش در این شبهای ظلمانی
هادی گم کرده راهان در بیابان شد
بانگ پایش در دل محرابها رقصید
برق چشمانش چراغ رهنورردان شد
هر چه زیبا بود بی رحمانه بخشیدیش
در ره زیبا پرستانش رها کردی
آن گه از فریادهای خشم و قهر خویش
گنبد مینای ما را پر صدا کردی
چشم ما لبریز از آن تصویر افسونی
ما به پای افتاده در راه سجود تو
رنگ خون گیرد دمادم در نظرهامان
سرگذشت تیرهی قوم «ثمود» تو
خود نشستی تا بر آنها چیره شد آنگاه
چون گیاهی خشک کردیشان ز طوفانی
تندباد خشم تو بر قوم لوط آمد
سوختیشان، سوختی با برق سوزانی
وای از این بازی، از این بازی درد آلود
از چه ما را این چنین بازیچه میسازی؟
رشتهی تسبیح و در دست تو میچرخیم
گرم میچرخانی و بیهوده میتازی
چشم ما تا در دو چشم زندگی افتاد
با «خطا»، این لفظ مبهم، آشنا گشتیم
تو خطا را آفریدی، او به خود جنبید
تاخت بر ما، عاقبت نفس خطا گشتیم
گر تو با ما بودی و لطف تو با ما بود
هیچ شیطان را به ما مهری و راهی بود ؟
هیچ در این روح طغیان کردهء عاصی
زو نشانی بود یا آوای پایی بود ؟
تو من و ما را پیاپی می کشی در گود
تا بگویی می توانی این چنین باشی
تا من و ما جلوه گاه قدرتت باشیم
بر سر ما پتک سرد آهنین باشی
چیست این شیطان از درگاهها رانده ؟
در سرای خامش ما میهمان مانده
بر اثیر پیکر سوزنده اش دستی
عطر لذت های دنیا را بیافشانده
چیست او، جز آن چه تو می خواستی باشد ؟
تیره روحی، تیره جانی، تیره بینایی
تیره لبخندی بر آن لب های بی لبخند
تیره آغازی، خدایا، تیره پایانی
میل او کی مایهء این هستی تلخست ؟
رأی او را کی از او در کار پرسیدی ؟
گر رهایش کرده بودی تا بخود باشد
هرگز از او در جهان نقشی نمی دیدی
ای بسا شب ها که در خواب من آمد او
چشمهایش چشمه های اشک و خون بودند
سخت می نالیدند و می دیدم که بر لبهاش
ناله هایش خالی از رنگ و فسون بودند
شرمگین زین نام ننگ آلودهء رسوا
گوشه یی می جست تا از خود رها گردد
پیکرش رنگ پلیدی بود و او گریان
قدرتی می خواست تا از خود جدا گردد
ای بسا شب ها که با من گفتگو می کرد
گوش من گویی هنوز از ناله لبریز است :
شیطان : تف بر این هستی، بر این هستی دردآلود
تف بر این هستی که اینسان نفرت انگیزست
خالق من او، و او هر دم به گوش خلق
از چه می گوید چنان بودم، چنین باشم ؟
من اگر شیطان مکارم گناهم چیست ؟
او نمی خواهد که من چیزی جز این باشم
دوزخش در آرزوی طعمه یی می سوخت
دام صیادی به دستم داد و رامم کرد
تا هزاران طعمه در دام افکنم، ناگاه
عالمی را پرخروش از بانگ نامم کرد
دوزخش در آرزوی طعمه یی می سوخت
منتظر، برپا، ملک های عذاب او
نیزه های آتشین و خیمه های دود
تشنه قربانیان بی حساب او
میوۀ تلخ درخت وحشی زقوم
همچنان بر شاخه ها افتاده بی حاصل
آن شراب از حمیم دوزخ آغشته
ناز ده کس را شرار تازه ای در دل
✍️ فروغ فرخزاد
📖 برشی از عصیان بندگی
@ktyab
آفریدی خود تو این شیطان ملعون را
عاصیش کردی او را سوی ما راندی
این تو بودی، این تو بودی کز یکی شعله
دیوی اینسان ساختی، در راه بنشاندی
مهلتش دادی که تا دنیا به جا باشد
با سرانگشتان شومش آتش افروزد
لذتی وحشی شود در بستری خاموش
بوسه گردد بر لبانی کز عطش سوزد
هر چه زیبا بود بی رحمانه بخشیدیش
شعر شد، فریاد شد، عشق و جوانی شد
عطر گلها شد به روی دشتها پاشید
رنگ دنیا شد فریب زندگانی شد
موج شد بر دامن مواج رقاصان
آتش میشد درون خم به جوش آمد
آن چنان در جان میخواران خروش افکند
تا ز هر ویرانه بانگ نوش نوش آمد
نغمه شد در پنجه چنگی به خود پیچید
لرزه شد بر سینههای سیمگون افتاد
خنده شد دندان مه رویان نمایان کرد
عکس ساقی شد به جام واژگون افتاد
سحر آوازش در این شبهای ظلمانی
هادی گم کرده راهان در بیابان شد
بانگ پایش در دل محرابها رقصید
برق چشمانش چراغ رهنورردان شد
هر چه زیبا بود بی رحمانه بخشیدیش
در ره زیبا پرستانش رها کردی
آن گه از فریادهای خشم و قهر خویش
گنبد مینای ما را پر صدا کردی
چشم ما لبریز از آن تصویر افسونی
ما به پای افتاده در راه سجود تو
رنگ خون گیرد دمادم در نظرهامان
سرگذشت تیرهی قوم «ثمود» تو
خود نشستی تا بر آنها چیره شد آنگاه
چون گیاهی خشک کردیشان ز طوفانی
تندباد خشم تو بر قوم لوط آمد
سوختیشان، سوختی با برق سوزانی
وای از این بازی، از این بازی درد آلود
از چه ما را این چنین بازیچه میسازی؟
رشتهی تسبیح و در دست تو میچرخیم
گرم میچرخانی و بیهوده میتازی
چشم ما تا در دو چشم زندگی افتاد
با «خطا»، این لفظ مبهم، آشنا گشتیم
تو خطا را آفریدی، او به خود جنبید
تاخت بر ما، عاقبت نفس خطا گشتیم
گر تو با ما بودی و لطف تو با ما بود
هیچ شیطان را به ما مهری و راهی بود ؟
هیچ در این روح طغیان کردهء عاصی
زو نشانی بود یا آوای پایی بود ؟
تو من و ما را پیاپی می کشی در گود
تا بگویی می توانی این چنین باشی
تا من و ما جلوه گاه قدرتت باشیم
بر سر ما پتک سرد آهنین باشی
چیست این شیطان از درگاهها رانده ؟
در سرای خامش ما میهمان مانده
بر اثیر پیکر سوزنده اش دستی
عطر لذت های دنیا را بیافشانده
چیست او، جز آن چه تو می خواستی باشد ؟
تیره روحی، تیره جانی، تیره بینایی
تیره لبخندی بر آن لب های بی لبخند
تیره آغازی، خدایا، تیره پایانی
میل او کی مایهء این هستی تلخست ؟
رأی او را کی از او در کار پرسیدی ؟
گر رهایش کرده بودی تا بخود باشد
هرگز از او در جهان نقشی نمی دیدی
ای بسا شب ها که در خواب من آمد او
چشمهایش چشمه های اشک و خون بودند
سخت می نالیدند و می دیدم که بر لبهاش
ناله هایش خالی از رنگ و فسون بودند
شرمگین زین نام ننگ آلودهء رسوا
گوشه یی می جست تا از خود رها گردد
پیکرش رنگ پلیدی بود و او گریان
قدرتی می خواست تا از خود جدا گردد
ای بسا شب ها که با من گفتگو می کرد
گوش من گویی هنوز از ناله لبریز است :
شیطان : تف بر این هستی، بر این هستی دردآلود
تف بر این هستی که اینسان نفرت انگیزست
خالق من او، و او هر دم به گوش خلق
از چه می گوید چنان بودم، چنین باشم ؟
من اگر شیطان مکارم گناهم چیست ؟
او نمی خواهد که من چیزی جز این باشم
دوزخش در آرزوی طعمه یی می سوخت
دام صیادی به دستم داد و رامم کرد
تا هزاران طعمه در دام افکنم، ناگاه
عالمی را پرخروش از بانگ نامم کرد
دوزخش در آرزوی طعمه یی می سوخت
منتظر، برپا، ملک های عذاب او
نیزه های آتشین و خیمه های دود
تشنه قربانیان بی حساب او
میوۀ تلخ درخت وحشی زقوم
همچنان بر شاخه ها افتاده بی حاصل
آن شراب از حمیم دوزخ آغشته
ناز ده کس را شرار تازه ای در دل
✍️ فروغ فرخزاد
📖 برشی از عصیان بندگی
@ktyab
👍38❤16👎1
Forwarded from ■__■
بسیاری از زنان مسلمان در زمان خلافت عمر بن خطاب مشغول به چه کاری بودند؟
Anonymous Quiz
3%
کتابت و مطالعه
2%
گلدوزی و خیاطی
5%
جنگیدن و قتال با کفار
82%
همبستری با صاحبان مناصب
9%
نمیدانم
👍20😁18🤬2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 خشکاندن دریاچه مهارلو
💢 برد و باخت تیم ملی مهمتر است یا نابودی طبیعت کشورمان؟
💢 باید اولویتهای خودمان را مشخص کنیم.
@khod2
💢 برد و باخت تیم ملی مهمتر است یا نابودی طبیعت کشورمان؟
💢 باید اولویتهای خودمان را مشخص کنیم.
@khod2
👍50😢16🤬4❤1
Forwarded from ■__■
کدام یک از نگاره های تخت جمشید،به نقش های نجوم و اخترشناسی اشاره دارد؟
Anonymous Quiz
11%
نگاره عقاب
26%
نگاره سرو و مهر
36%
نگاره پیروزی شیر بر گاو
15%
نگاره گل نیلوفر آبی
12%
نمیدانم
👍19
■__■
کدام یک از نگاره های تخت جمشید،به نقش های نجوم و اخترشناسی اشاره دارد؟
گزینه سوم(گزینه صحیح)
پیروزی شیر بر گاو در نگاره های تخت جمشید
توضیحات مرتبط در پست بعد👇
پیروزی شیر بر گاو در نگاره های تخت جمشید
توضیحات مرتبط در پست بعد👇
👍10
من خدا هستم
Photo
گزینه سوم
شیر و گاو در نگاره های تخت جمشید
برخی پژوهشگران نقش معروف حمله شیر به گاو در تخت جمشید را که بر دیواره بیرونی کاخ آپادانا دیده میشود نقش نجومی نمادی از صورتهای فلکی اسد یا شیر و ثور یا گاو میدانند (Hartner ۷۳۷-۷۳۸ .p ,1985 )
منبع:(تاریخ نجوم در ایران حمیدرضا گیاهی یزدی،ص ۱۸)
نقش برجستههایی مانند نبرد شیر و گاو در مکانهای مهم پارسه (تخت جمشید) ترسیم شده، نشان دهنده آیین ایرانی آغاز بهار و نوروز است. برداشتهای اختر شناسی و پیوند این نقش با نوروز بسیار قابل توجه است چرا که یادآور پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو میباشد. گزارشهای بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانکه میدانیم کارهای اخترشناسی و گاهشماری در دست روحانیون بوده است. گویی نقش پیروزی شیر بر گاو از نظر گاهشماری اشاره به زمان یک رویداد اسطورهای (احتمالا پیروزی جمشید بر یخبندان اهریمنی) داشته است…
بررسی نقش برجستههای «نبرد شیر و گاو» و پیوند آن با آغاز بهار و نوروز
در نقش برجستههای پارسه(تخت جمشید)به نقش نبرد شیر با گاو بر میخوریم که در جایهای درخور و مهم قرار دارند. در صورتی که در تمدنهای پیشین این نقش تا این حد مورد توجه نبوده است. تا کنون برداشتهای بسیاری از این نقش شده که معقول ترین آنها برداشتهای اختر شناسی و پیوند آنها با نوروز هستند؛ همانطور که میدانید پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو بسیار مشهور هستند.
به طور کلی پدیدار شدن پیکر آسمانی گاو در آسمان هنگام صبح نشانه آمدن بهار بود. از طرفی در نیمه زمستان صورت فلکی شیر در کنار نصف النهار قرار میگیرد و این در حالی است که گاو در غرب غروب کرده و نا پدید میشود. بنابراین شیر به عنوان طالع و غلبه کننده بر گاو نمودار شده که گویای آمدن بهار است (ن.ک: رزمجو ۱۳۷۵: ص ۲۸؛ رزمجو، ۱۳۷۹: ص ۱۸۴).
گاو نماد ماه و شیر نماد خورشید است. شاید فائق آمدن شیر بر گاو، فائق آمدن خورشید بر ماه و روز بر شب و روشنایی بر تاریکی است. اما بهترین تعبیری که از نقش شیر گاو شکن وجود دارد به شرح زیر است:
گاو و شیر (ثور و اسد) هر دو از صورتهای فلکی هستند. در نزدیکیهای اعتدال بهاری، (نوروز) برج اسد بر برج ثور تفوق مییابد و بهار میشود و حاصلخیزی و تجدید حیات آغاز میشود.
شیر و گاو در نگاره های تخت جمشید
برخی پژوهشگران نقش معروف حمله شیر به گاو در تخت جمشید را که بر دیواره بیرونی کاخ آپادانا دیده میشود نقش نجومی نمادی از صورتهای فلکی اسد یا شیر و ثور یا گاو میدانند (Hartner ۷۳۷-۷۳۸ .p ,1985 )
منبع:(تاریخ نجوم در ایران حمیدرضا گیاهی یزدی،ص ۱۸)
نقش برجستههایی مانند نبرد شیر و گاو در مکانهای مهم پارسه (تخت جمشید) ترسیم شده، نشان دهنده آیین ایرانی آغاز بهار و نوروز است. برداشتهای اختر شناسی و پیوند این نقش با نوروز بسیار قابل توجه است چرا که یادآور پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو میباشد. گزارشهای بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانکه میدانیم کارهای اخترشناسی و گاهشماری در دست روحانیون بوده است. گویی نقش پیروزی شیر بر گاو از نظر گاهشماری اشاره به زمان یک رویداد اسطورهای (احتمالا پیروزی جمشید بر یخبندان اهریمنی) داشته است…
بررسی نقش برجستههای «نبرد شیر و گاو» و پیوند آن با آغاز بهار و نوروز
در نقش برجستههای پارسه(تخت جمشید)به نقش نبرد شیر با گاو بر میخوریم که در جایهای درخور و مهم قرار دارند. در صورتی که در تمدنهای پیشین این نقش تا این حد مورد توجه نبوده است. تا کنون برداشتهای بسیاری از این نقش شده که معقول ترین آنها برداشتهای اختر شناسی و پیوند آنها با نوروز هستند؛ همانطور که میدانید پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو بسیار مشهور هستند.
به طور کلی پدیدار شدن پیکر آسمانی گاو در آسمان هنگام صبح نشانه آمدن بهار بود. از طرفی در نیمه زمستان صورت فلکی شیر در کنار نصف النهار قرار میگیرد و این در حالی است که گاو در غرب غروب کرده و نا پدید میشود. بنابراین شیر به عنوان طالع و غلبه کننده بر گاو نمودار شده که گویای آمدن بهار است (ن.ک: رزمجو ۱۳۷۵: ص ۲۸؛ رزمجو، ۱۳۷۹: ص ۱۸۴).
گاو نماد ماه و شیر نماد خورشید است. شاید فائق آمدن شیر بر گاو، فائق آمدن خورشید بر ماه و روز بر شب و روشنایی بر تاریکی است. اما بهترین تعبیری که از نقش شیر گاو شکن وجود دارد به شرح زیر است:
گاو و شیر (ثور و اسد) هر دو از صورتهای فلکی هستند. در نزدیکیهای اعتدال بهاری، (نوروز) برج اسد بر برج ثور تفوق مییابد و بهار میشود و حاصلخیزی و تجدید حیات آغاز میشود.
👍18❤3
■__■
کدام یک از نگاره های تخت جمشید،به نقش های نجوم و اخترشناسی اشاره دارد؟
گزینه اول
نماد عقاب در تخت جمشید
عقاب زرین نشان پرچم ایران باستان بوده است. نقش شاهین بر درفش هخامنشی، نشانهای از پیروزی و نمادی از اهورامزدا در پرندگان میباشد که در بخشی از تخت جمشید دیده میشود. البته این نقش در نماد پرسپولیس تخت جمشید نیز دیده میشود.
نماد عقاب در تخت جمشید
عقاب زرین نشان پرچم ایران باستان بوده است. نقش شاهین بر درفش هخامنشی، نشانهای از پیروزی و نمادی از اهورامزدا در پرندگان میباشد که در بخشی از تخت جمشید دیده میشود. البته این نقش در نماد پرسپولیس تخت جمشید نیز دیده میشود.
👍19
■__■
کدام یک از نگاره های تخت جمشید،به نقش های نجوم و اخترشناسی اشاره دارد؟
گزینه دوم
نماد سرو و مهر در تخت جمشید
آیین مهر که در گذشته ایران جز آیینهای محبوب و پرطرفدار بوده است، پیام سرو مهر است.در مهماری تخت جمشید از این نماد استفاده شده است. در این آیین تمامی صفات خوب را به خداوند نسبت داده و از طبیعت الهام میگرفتهاند. جشن یلدا که جشن زایش مهر است نیز از این آیین باستانی باقی مانده است.
نماد سرو و مهر در تخت جمشید
آیین مهر که در گذشته ایران جز آیینهای محبوب و پرطرفدار بوده است، پیام سرو مهر است.در مهماری تخت جمشید از این نماد استفاده شده است. در این آیین تمامی صفات خوب را به خداوند نسبت داده و از طبیعت الهام میگرفتهاند. جشن یلدا که جشن زایش مهر است نیز از این آیین باستانی باقی مانده است.
👍19❤2
■__■
کدام یک از نگاره های تخت جمشید،به نقش های نجوم و اخترشناسی اشاره دارد؟
گزینه چهارم
نماد گل نیلوفر آبی
گل نیلوفر آبی نمادی است که شما در کتیبههای گوناگون کشورهایی مانند یونان و مصر میتوانید بشناسید که نماد گل به شکوفایی غنچههای آن مربوط میشود و به عنوان نماد شادی از آن یاد میکنند. در بین نمادهای تخت جمشید هم در پلههای ورودی کاخ شما با نماد گل نیلوفر آبی روبرو میشوید که نماد شادی و صلح است؛ البته میتوان لقب رشد در آب را به گل نیلوفر آبی اختصاص داد و این خود یکی از نمادهای بسیار مهم در معماری تخت جمشید به شمار میآید.
نماد گل نیلوفر آبی
گل نیلوفر آبی نمادی است که شما در کتیبههای گوناگون کشورهایی مانند یونان و مصر میتوانید بشناسید که نماد گل به شکوفایی غنچههای آن مربوط میشود و به عنوان نماد شادی از آن یاد میکنند. در بین نمادهای تخت جمشید هم در پلههای ورودی کاخ شما با نماد گل نیلوفر آبی روبرو میشوید که نماد شادی و صلح است؛ البته میتوان لقب رشد در آب را به گل نیلوفر آبی اختصاص داد و این خود یکی از نمادهای بسیار مهم در معماری تخت جمشید به شمار میآید.
👍25❤2
Forwarded from ■__■
👍13👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 فقط در زمان انتخابات میتوانید شاهد همچین برنامههایی باشید
💢 فقط چرا فکر میکنند تا پای چوبه دار میرسند؟
@khod2
💢 فقط چرا فکر میکنند تا پای چوبه دار میرسند؟
@khod2
👍41🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ممنون میشم نظراتتون رو در زیر پست بفرمایید 🗣
💢 آیا این وضعیت تقصیر خود مردم است⁉️
💢 وظیفه حکومتها در فرهنگسازی چیست؟⁉️وظیفه مردم چیست⁉️
💢 آیا وضعیت اقتصادی در این مساله نقش دارد⁉️
@khod2
💢 آیا این وضعیت تقصیر خود مردم است⁉️
💢 وظیفه حکومتها در فرهنگسازی چیست؟⁉️وظیفه مردم چیست⁉️
💢 آیا وضعیت اقتصادی در این مساله نقش دارد⁉️
@khod2
👍31
💢 حازم اسماعیل هنیه، پسر اسماعیل هنیه، در حمله هواپیماهای اسرائیل کشته شد
💢 انگار ۲۲ بهمن امسال را متفاوت تجربه خواهیم کرد
@khod2
💢 انگار ۲۲ بهمن امسال را متفاوت تجربه خواهیم کرد
@khod2
👍114😁23
Forwarded from ■__■
یحیی بن اکثم، قاضی القضات مامون و از علمای بزرگ اهلسنت مشهور به چه کاری بود؟
Anonymous Quiz
14%
مناظره با مخالفین
3%
نوشتن کتابهای زیاد
4%
طرح نظریات علمی جدید
64%
لواط
16%
نمیدانم
😁30👍8❤2🤬2
۴۵ سال پیش در چنین روزهایی
عزت ، توسعه و میهن دوستی را دادند
جایش
فقر و فلاکت و عقب ماندگی را گرفتند
آنان که نکبت ۵۷ را رقم زدند
یا به قبرستان تاریک تاریخ پیوستند
یا امروز برایمان نسخه جدید فلاکت میپیچند.
تا از تبار تاریک ۵۷ رها نشویم
ایران ایران نمیشود
@khod2
عزت ، توسعه و میهن دوستی را دادند
جایش
فقر و فلاکت و عقب ماندگی را گرفتند
آنان که نکبت ۵۷ را رقم زدند
یا به قبرستان تاریک تاریخ پیوستند
یا امروز برایمان نسخه جدید فلاکت میپیچند.
تا از تبار تاریک ۵۷ رها نشویم
ایران ایران نمیشود
@khod2
👍99😢12
افسران را سلاخی کردند
با جنازه هایشان سیگار کشیدند و یادگاری گرفتند
۴۵ سال بعد دختران و پسران را کشتند و کور کردند
جناره هایشان دزدیدند و در خفا خاک کردند
این قبیله آدم خوار و ایران خوار
با خون آمد و با خون میرود
@khod2
با جنازه هایشان سیگار کشیدند و یادگاری گرفتند
۴۵ سال بعد دختران و پسران را کشتند و کور کردند
جناره هایشان دزدیدند و در خفا خاک کردند
این قبیله آدم خوار و ایران خوار
با خون آمد و با خون میرود
@khod2
🤬103👍32😢5
نه فتوشاپ است
نه جلوه های ویژه
کثافت متعفنی ست بنام مجاهدین خلق
تا وقتی از تبار تاریک ۵۷ رها نشوی
ایران ایران نمیشود
@khod2
نه جلوه های ویژه
کثافت متعفنی ست بنام مجاهدین خلق
تا وقتی از تبار تاریک ۵۷ رها نشوی
ایران ایران نمیشود
@khod2
👍94🤬30❤3😢1