من خدا هستم
19.5K subscribers
8K photos
10.2K videos
214 files
2.73K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
🔘 «معامله مخفی» بلینکن: کالبدشکافی یک ادعا و سوءاستفاده تبلیغاتی از آن

▪️ ویدیوی جدیدی از مصاحبه کریستین امانپور با آنتونی بلینکن در حال دست به دست شدن است که در آن، وزیر خارجه پیشین آمریکا ادعا می‌کند ایران در آستانه ارائه یک «توافق طلایی» بوده است که شامل امتیازاتی بی‌سابقه می‌شده است؛ کاهش غنی‌سازی اورانیوم به زیر یک درصد و حتی ورود به گفتگو در مورد موشک‌های بالستیک. این ادعا به ابزاری در دست حامیان جمهوری اسلامی تبدیل شده تا یک روایت خطرناک را ترویج دهند: «شما با اعتراضات خود غرب را به طمع «تغییر رژیم» انداختید و باعث شدید آنها این توافق را رد کنند.»

▪️ وظیفه ما کالبدشکافی این ادعا و باطل کردن این سوءاستفاده تبلیغاتی است. اول، بلینکن این را به عنوان یک «شنیده» از همکاران اروپایی مطرح می‌کند، نه یک فکت اطلاعاتی. دوم و مهم‌تر، اگر این پیشنهاد یک برگ برنده واقعی بود، چرا جمهوری اسلامی آن را علنی نکرد تا تمام بازی را به نفع خود برگرداند و طرف مقابل را به عنوان جنگ‌طلب معرفی کند؟

▫️چرا این روایت یک مغالطه است؟

۱. «معامله» به مثابه ابزار وقت‌کشی

بر خلاف تصور، یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز لزوماً در تضاد با سیاست «وقت‌کشی» نیست؛ بلکه می‌تواند بهترین ابزار برای اجرای آن باشد. ارائه چنین پیشنهادهایی در کانال‌های غیررسمی به اروپایی‌ها، یک تاکتیک شناخته‌شده برای داغ نگه داشتن مذاکرات، ایجاد امیدواری کاذب، و جلوگیری از اجماع غرب برای یک اقدام قاطع است. ایران می‌توانست ماه‌ها غرب را با این «شبح توافق» سرگرم کند و بعد در لحظه آخر، زیر همه چیز بزند. این فرصت‌سوزی نیست؛ این خودِ استراتژی فرصت‌سوزی است.

۲. قیاس منطقی با رفتار حماس

سکوت ایران در مورد این پیشنهاد ادعایی، دقیقاً مشابه رفتار حماس است. حماس مدعی است هدف اسرائیل نسل‌کشی است. اگر اینطور بود، می‌توانست با آزاد کردن یک‌طرفه گروگان‌ها، مشروعیت جنگ را از اسرائیل بگیرد. به همین ترتیب، اگر ایران واقعاً آماده تسلیم هسته‌ای بود یا هست، می‌توانست/ می‌تواند با اعلام علنی آن، ترامپ و نتانیاهو را در یک بازی سیاسی گرفتار کند. وقتی یک طرف، برگ برنده دیپلماتیک دارد که می‌تواند حریف را خلع سلاح کند اما از آن استفاده نمی‌کند، به احتمال قریب به یقین، چنین برگ برنده‌ای از ابتدا وجود خارجی نداشته است.

۳. سوءاستفاده از یک «ادعا» برای سرکوب داخلی

خطرناک‌ترین بخش ماجرا اینجاست. اکنون حامیان رژیم، با استناد به یک «شنیده دیپلماتیک»، در حال ساختن یک پرونده خیانت علیه معترضان داخلی هستند. آنها می‌خواهند این ایده را جا بیندازند که هرگونه صدای مخالف در داخل، منافع ملی را به خطر می‌اندازد و منجر به جنگ و تحریم می‌شود. این یک مغالطه بی‌شرمانه برای ساکت کردن جامعه مدنی و مقصر جلوه دادن قربانیان به جای عاملان بحران است.

۴. تکرار پروپاگاندای رژیم برای اهداف سیاسی

بلینکن در بخشی از مصاحبه ادعا می‌کند که برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی یک موضوع «غرور ملی» است که حتی مخالفان رژیم را هم متحد می‌کند و شاید «نیمی از جامعه» حامی آن باشند. این ادعا که با واقعیت‌های میدانی ایران و اعتراضاتی که معیشت مردم را هدف گرفته در تضاد است، یک هدف سیاسی مشخص دارد. بلینکن با «ملی و مردمی» جلوه دادن پروژه هسته‌ای، تلاش می‌کند استدلال کند که راه حل، نه تغییر رژیم، بلکه یک «معامله دیپلماتیک» با همین ساختار است. این تکرار پروپاگاندای رژیم، ابزاری برای دفاع از میراث دولت بایدن / اوباما (برجام) و فشار بر ترامپ برای یک توافق است.

🔸 معامله شرودینگر (Schrödinger's Deal): این بهترین توصیف برای پیشنهاد ادعایی ایران است. این توافق همزمان هم «وجود داشت» (به عنوان یک ابزار وقت‌کشی در گفتگوهای غیررسمی) و هم «وجود نداشت» (به عنوان یک پیشنهاد رسمی و قطعی). کارکرد اصلی این «شبح دیپلماتیک» دقیقاً در همین ابهام است: به ایران اجازه می‌دهد زمان بخرد، به سیاستمداران غربی مانند بلینکن اجازه می‌دهد علیه رقبای خود پرونده‌سازی کنند، و به حامیان رژیم اجازه می‌دهد از آن به عنوان چماقی علیه مخالفان داخلی استفاده کنند.


@khod2
16👍10
🔘چرا اسرائیل به جولانی اعتماد نمیکند؟

💢سیاست خارجی اسرائیل در قبال تحولات سیاسی-نظامی سوریه، به‌ویژه پس از سقوط دولت بشار اسد و ظهور گروه‌های اسلام‌گرای سلفی-جهادی مانند جبهه النصره (که بعداً به هیئة تحریر الشام تغییر نام داد) تحت رهبری احمد الشرا (ابومحمد الجولانی)، از منظر راهبرد بلندمدت و درک عمیق از پویایی‌های منطقه‌ای قابل برسی است
این سیاست مبتنی بر ارزیابی اسرائیل از تهدیدات ناشی از ایدئولوژی سلفی-جهادی، رقابت‌های منطقه‌ای با بازیگرانی مانند ترکیه و عربستان سعودی، و تلاش برای حفظ برتری استراتژیک در منطقه است.

💢اسرائیل از زمان تأسیس در سال 1948، به‌طور مداوم با تهدیدات ناشی از گروه‌های غیردولتی و ایدئولوژی‌های افراطی در منطقه مواجه بوده است. تجربه تاریخی اسرائیل در مواجهه با گروه‌هایی مانند حزب‌الله در لبنان و حماس در غزه، این کشور را نسبت به خطرات ناشی از گروه‌های مسلح با ایدئولوژی‌های ضدصهیونیستی حساس کرده است (Pape, 2005). جبهه النصره و بعدها هیئة تحریر الشام، با وجود تلاش‌های الجولانی برای بازسازی تصویر گروه به‌عنوان نیرویی میانه‌روتر در مقایسه با داعش، همچنان ریشه در ایدئولوژی سلفی-جهادی دارند که به‌طور ذاتی با موجودیت اسرائیل دشمنی دارد
این ایدئولوژی، به‌ویژه در شکل سنی آن، نه‌تنها یهودیان را به‌عنوان دشمن تاریخی تلقی می‌کند، بلکه به دلیل پیوندهایش با بازیگران منطقه‌ای مانند ترکیه و عربستان، تهدیدی چندلایه برای اسرائیل محسوب می‌شود.

💢ترکیه و عربستان سعودی، به‌عنوان دو بازیگر کلیدی حامی گروه‌های سلفی در سوریه، از منظر اسرائیل نه‌تنها رقبای منطقه‌ای، بلکه تهدیداتی بالقوه برای امنیت ملی این کشور هستند. ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان، از سال 2011 با حمایت از گروه‌های اسلام‌گرا در سوریه، به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه بوده است
این حمایت شامل کمک‌های مالی، لجستیکی و سیاسی به گروه‌هایی مانند هیئة تحریر الشام بوده که الجولانی را به یکی از مهره‌های کلیدی آنکارا در سوریه تبدیل کرده است
از سوی دیگر، عربستان سعودی نیز با هدف تضعیف نفوذ ایران در منطقه، از گروه‌های سلفی حمایت کرده است، هرچند این حمایت در مقایسه با ترکیه کمتر مستقیم بوده است .

💢اسرائیل، این دو کشور را به‌عنوان رقبایی می‌بیند که می‌توانند از طریق حمایت از گروه‌های سلفی، توازن قدرت منطقه‌ای را به زیان این کشور تغییر دهند. به‌ویژه ترکیه، با تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای با ادعاهای نئو-عثمانی، به دنبال بازسازی نفوذ تاریخی خود در شامات است که این امر مستقیماً با منافع اسرائیل در تضاد است
حملات اسرائیل به مواضع تحت کنترل الجولانی در سوریه، مانند حملات هوایی مکرر به اهداف نظامی در مناطق تحت کنترل هیئة تحریر الشام، نه‌تنها به‌عنوان اقدامی پیشگیرانه علیه تهدیدات فوری، بلکه به‌عنوان بخشی از استراتژی بلندمدت برای تضعیف ساختارهایی تلقی می‌شود که می‌توانند به پایگاه‌های قدرت ترکیه و عربستان تبدیل شوند.

💢اسرائیل برخلاف بسیاری از بازیگران بین‌المللی، مانند ایالات متحده و کشورهای اروپایی که ممکن است در کوتاه‌مدت به دنبال تعامل با الجولانی به‌عنوان یک “شر کمتر” در مقایسه با داعش یا دیگر گروه‌های افراطی باشند، رویکردی بلندمدت را در پیش گرفته است. تجربه تاریخی اسرائیل در مواجهه با گروه‌های مسلح، مانند جنگ 2006 با حزب‌الله، نشان داده است که تعامل با گروه‌های ایدئولوژیک به‌منظور مصالحه کوتاه‌مدت، می‌تواند به تقویت دشمنان در بلندمدت منجر شود
از این‌رو، اسرائیل معتقد است که یک دولت سلفی-جهادی در سوریه، حتی اگر در ظاهر میانه‌رو به نظر برسد، به دلیل ماهیت ایدئولوژیک خود و پیوندهایش با ترکیه و عربستان، در آینده به تهدیدی جدی تبدیل خواهد شد.
این دیدگاه با تحلیل اسرائیل از تاریخچه سلفی-جهادی تقویت می‌شود. گروه‌هایی مانند القاعده و داعش نشان داده‌اند که حتی در صورت تضعیف موقت، قابلیت بازسازی و احیای خود را دارند
بنابراین، اسرائیل با انجام حملات هدفمند به زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی گروه‌های سلفی در سوریه، به دنبال جلوگیری از شکل‌گیری یک دولت پایدار سلفی است که بتواند به‌عنوان پایگاهی برای عملیات علیه اسرائیل یا متحدانش در منطقه عمل کند.

💢یکی از پیچیدگی‌های سیاست اسرائیل در قبال سوریه، تأثیر غیرمستقیم اقدامات این کشور بر نفوذ ایران است. حملات اسرائیل به مواضع هیئة تحریر الشام، به‌طور غیرمستقیم می‌تواند به تضعیف دشمنان ایران در سوریه منجر شود، زیرا گروه‌های سلفی مانند النصره از مخالفان اصلی محور مقاومت تحت رهبری ایران هستند
با این حال، اسرائیل این ریسک را به جان می‌خرد، زیرا معتقد است که تهدید ناشی از یک دولت سلفی مورد حمایت ترکیه و عربستان، به دلیل نزدیکی جغرافیایی و پتانسیل بی‌ثباتی در مرزهای شمالی اسرائیل، از تهدید ایران در بلندمدت خطرناک‌تر است.

@khod2
20👍19
🔘 شمشیر دولبه‌ی حکومت در تاریخ ایران: چرا ما همواره منتظر یک ناجی هستیم؟

▪️ برای درک معمای رفتار امروز جامعه ایران، باید از سیاست روزمره فراتر رفت و به تاریخ نگریست. یک نظریه رادیکال اما قابل تأمل می‌گوید که جامعه ایران دچار «فرهنگ پذیرش جبری قدرت» است: این باور ناخودآگاه که «حکومت، حکومت است»، صرف‌نظر از اینکه عادل، لایق، یا سرکوبگر باشد. این یک اعتماد بی‌چون و چرا نیست، بلکه یک «پذیرش جبری» است که از دل یک تاریخ پرآشوب و خونین زاده شده است.

▪️ تاریخ ایران، داستان چرخه‌های بی‌پایان است. این چرخه، یک الگوی تکرارشونده و بی‌رحمانه است:
۱. فروپاشی و هرج‌ومرج: یک سلسله به اوج فساد و بی‌کفایتی می‌رسد (مانند اواخر صفویه) و کشور در آشوب و تجزیه غرق می‌شود.
۲. ظهور ناجی مستبد: از دل این آشوب، یک ناجی قدرتمند و بی‌رحم برمی‌خیزد (مانند نادرشاه یا آقامحمدخان قاجار) که با خشونت تمام، کشور را دوباره یکپارچه و امنیت را برقرار می‌کند.
۳. تثبیت و سپس انحطاط: سلسله‌ای که آن ناجی تأسیس کرده، پس از مدتی خود دچار فساد و ضعف شده و کشور را به لبه یک فروپاشی جدید می‌برد و این چرخه دوباره تکرار می‌شود.

▫️ حکاکی تاریخ بر روان جمعی

۱. حکومت: هم بیماری، هم درمان

این چرخه معیوب، این پیام را در ناخودآگاه تاریخی ما حک کرده است که حکومت، هم منشأ درد و هرج‌ومرج است و هم تنها درمان ممکن برای آن. مردم آموخته‌اند که در دوران ضعف حکومت، باید آشوب و ناامنی را تحمل کنند و منتظر ظهور یک «پدر قدرتمند» جدید باشند تا با مشت آهنین، نظم را بازگرداند. در این نگاه، مردم نه «مشارکت‌کننده» در ساختن نظم، که «منتظران» برقراری نظم هستند.

۲. اسکیزوفرنی سیاسی مدرن: دو روح در یک بدن

این میراث تاریخی، امروز یک «اسکیزوفرنی سیاسی» در جامعه ایران ایجاد کرده است. دو روح در کالبد ایرانی امروز در حال جنگ است:

روح تاریخی: روحی محافظه‌کار، فردگرا و بدبین به اقدام جمعی. این روح آموخته است که برای بقا باید با قدرت حاکم ساخت و سرنوشت را به دست «بزرگان» سپرد. این روح، مسئول همان انفعال و «تلاش برای تغییر رایگان» است.

روح مدرن: روحی که متأثر از جهان مدرن است، خواهان کرامت انسانی، حق تعیین سرنوشت و دموکراسی است. این روح، ایرانیان را به خیابان‌ها می‌کشاند، آنها را وادار به اعتراض می‌کند و رویای جامعه‌ای مانند ژاپن یا کره جنوبی را در سر می‌پروراند؛ جوامعی که سرنوشت خود را به دست گرفتند.

این جنگ داخلی روانی، توضیح می‌دهد که چرا جنبش‌های اجتماعی در ایران اغلب «شروعی طوفانی» و «پایانی زودهنگام» دارند. «روح مدرن» قیام می‌کند، اما با اولین سرکوب‌های جدی و بالا رفتن «هزینه تغییر»، «روح تاریخی» زمزمه می‌کند که «تقابل فایده ندارد، باید سوخت و ساخت» و جامعه به لاک دفاعی خود بازمی‌گردد.

🔸 انقلاب علیه تاریخ: گذار از «ناجی‌گرایی» به «شهروندی»
شاید بزرگترین و سخت‌ترین انقلاب برای ایران، نه در خیابان‌ها، که در ذهن‌ها باید رخ دهد: انقلابی علیه این جبر تاریخی. گذار از یک ملتِ چشم‌انتظارِ «ناجی» به یک ملت متشکل از «شهروندان مسئول». شهروندی که می‌داند نظم و امنیت و آزادی، دادنی نیست، بلکه ساختنی است و هزینه دارد. تا زمانی که جامعه ایران به این بلوغ فکری نرسد که خودش باید ناجی خودش باشد، خطر تکرار چرخه «آشوب-ناجی مستبد-انحطاط» همچنان تاریخ آینده این سرزمین را تهدید خواهد کرد.

@khod2
👍344🔥3👌3
رهبر حقیر دوباره روی زمین آمد
جفنگ گفت ، گند گوزی کرد
و دوباره به فاضلاب برگشت .
برادران موسی هم صبح و شب مشغول عبادت
و پاکسازی هستند .
اما حکایت ما ملت هم عجیب است
بجای تمام کردن کار
کنسرو و روغن و برنج ذخیره کردیم .
گویی انگار ن انگار وسط برزخ زندگی میکنیم .
انگار نه انگار ثروت و آب و خاکمان به یغما میرود.
انگار ن انگار‌ فرزندانمان آینده ای دارند
انگار فقط زنده ایم

@khod2
👍477👎3🤬2👌1
اسراییل برایتان آزادی نمی آورد
نقطه اشتراک ما با اسراییل دشمن مشترک است.
کاری که ما با هزاران کشته نمیتوانستیم انجام دهیم او انجام داد .
او پاس گل میدهد ولی گل زدن وظیفه ماست

@khod2
👍856👎5
🔘 اسرائیل، طرح صلح آمریکا در سوریه را به آتش کشید: نتانیاهو به دنبال «منطقه حائل» است، نه «پیمان ابراهیم»

▪️ در یک اقدام بی‌سابقه که تمام معادلات دیپلماتیک را به هم ریخته، اسرائیل با بمباران سنگین قلب دمشق، از جمله ساختمان وزارت دفاع سوریه، رسماً وارد درگیری‌های داخلی این کشور شد. بهانه این دخالت نظامی، «حفاظت از اقلیت دروزی‌ها» در برابر نیروهای دولت جدید سوریه است. اما این اقدام، در واقع یک پیام مستقیم و سرکشانه به واشنگتن است و طرح دونالد ترامپ برای ایجاد یک نظم نوین منطقه‌ای را به چالش می‌کشد.

▪️ این حمله در حالی صورت می‌گیرد که دولت ترامپ به تازگی تحریم‌ها علیه دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع را لغو کرده و تلاش داشت این کشور را به سمت «پیمان ابراهیم» و صلح با اسرائیل سوق دهد. اکنون، اسرائیل با بمباران پایتخت همین دولت، عملاً به متحد اصلی خود نشان می‌دهد که به این «صلح» اعتقادی ندارد و امنیت خود را به روش‌های نظامی تعریف می‌کند.

▪️ واکنش آمریکا سردرگمی کامل بود. وزیر خارجه، مارکو روبیو، با ابراز «نگرانی شدید»، خواستار توقف درگیری‌ها از «همه طرف‌ها» شد و حتی سخنگوی وزارت خارجه از «لزوم عقب‌نشینی اسرائیل» نیز سخن گفت. این نشان می‌دهد که اسرائیل این عملیات را بدون هماهنگی کامل با آمریکا و بر اساس منافع یک‌جانبه خود پیش می‌برد و واشنگتن را در یک عمل انجام‌شده قرار داده است.

▫️سه هدف پنهان اسرائیل در بمباران دمشق

۱. هدف واقعی: ایجاد «منطقه حائل»، نه صلح با دمشق

نتانیاهو هیچ اعتمادی به دولت جدید و اسلام‌گرای سوریه ندارد، حتی اگر این دولت ضد-اسد و مورد حمایت آمریکا باشد. هدف اصلی او، نه ادغام سوریه در یک نظم منطقه‌ای، بلکه ایجاد یک «منطقه حائل» عمیق و غیرنظامی‌شده در جنوب سوریه با هر قیمتی است. او می‌خواهد اطمینان حاصل کند که هیچ نیروی نظامی سازمان‌یافته‌ای، چه ارتش سوریه و چه گروه‌های دیگر، در نزدیکی مرزهای اسرائیل حضور نخواهد داشت. درگیری‌های دروزی‌ها، بهترین بهانه برای تحقق این هدف استراتژیک است.

۲. پیامی به ترامپ: «طرح شما ساده‌لوحانه است»

این حملات، یک پیام مستقیم به کاخ سفید است. نتانیاهو عملاً به ترامپ می‌گوید: «خاورمیانه واقعی این است، نه آنچه در اتاق‌های فکر واشنگتن طراحی می‌شود.» او با به آتش کشیدن سوریه، نشان می‌دهد که منطقه پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از آن است که بتوان با یک «معامله بزرگ» آن را آرام کرد. این اقدام، استراتژی نتانیاهو مبنی بر «اولویت قدرت نظامی بر دیپلماسی» را به کرسی می‌نشاند و تلاش ترامپ برای یک پیروزی دیپلماتیک سریع را تضعیف می‌کند.

۳. استفاده از «کارت دروزی‌ها»؛ یک اهرم فشار هوشمندانه

موضوع حفاظت از دروزی‌ها، یک ابزار ژئوپولیتیک قدرتمند است. اسرائیل با این بهانه، حمایت جامعه دروزی‌های داخل اسرائیل را (که بخش مهمی از ارتش هستند) جلب می‌کند، مشروعیت اخلاقی برای عملیات خود می‌سازد و دولت جدید سوریه را در یک وضعیت غیرممکن قرار می‌دهد. این یک بازی برد-برد برای تل‌آویو است که به آن اجازه می‌دهد اهداف امنیتی خود را در پوشش یک مأموریت انسان‌دوستانه پیش ببرد.

@khod2
👍4012👎2
🔘نفرت و جنگ در اسلام: دستورات محمد برای تسخیر غیرمسلمانان
✍️نویسنده:آرش
#بخش_چهارم
سوره آل‌عمران، آیات ۳۱ و ۳۲: «بگو: اگر الله را دوست دارید، از من پیروی کنید، الله شما را دوست خواهد داشت و گناهانتان را خواهد بخشید، و الله آمرزنده و
مهربان است.بگو:از الله و رسولش اطاعت کنید؛ اما اگر روی برگردانند، به‌راستی الله کافران را دوست ندارد.»

سوره توبه، آیات ۷۳ و ۷۴: ای محمد! علیه کافران و منافقان سخت بجنگ و با آن‌ها قاطع باش؛ و جایگاهشان جهنم است، و چه بد مقصدی است. الله به مردان و زنان منافق و کافران آتش جهنم را وعده داده که در آن جاودانه باشند؛ این برایشان کافی است؛ و الله آن‌ها را لعنت کرده وعذابی پایدار خواهند داشت… بنابراین اگر توبه کنند، برایشان بهتر است؛ و اگر روی برگردانند، الله آن‌ها را در این جهان و آخرت با عذابی دردناک مجازات خواهد کرد، و در زمین هیچ نگهبان یا یاوری نخواهند داشت.»

سوره توبه، آیه ۱۲۳: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با کافرانی که به شما نزدیک‌اند بجنگید و بگذارید در شما سختی ببینند؛ و بدانید که الله با پرهیزگاران است.»

یکی از قوی‌ترین آیات درباره برخورد با غیرمسلمانان سوره توبه، آیه ۵ است. برای درک زمینه قصد محمد باید کل آیه را خواند:
«پس هنگامی که ماه‌های حرام سپری شد، بت‌پرستان را هر کجا یافتید بکشید، آن‌ها را اسیر کنید، محاصره کنید و در هر کمین‌گاه به انتظارشان بنشینید، سپس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راهشان را آزاد کنید؛به‌راستی الله آمرزنده و مهربان است.»

این آیات دستور الله/محمد برای برخورد با غیرمسلمانان بت‌پرست در حجاز (منطقه محل زندگی محمد) است. مسلمانان باید اسلام را به بت‌پرستان پیشنهاد کنند. اگر آن‌ها از تسلیم شدن و پذیرش محمد به‌عنوان پیامبرشان امتناع کنند، پس از پایان ماه‌های حرام، مسلمانان باید جنگ همه‌جانبه‌ای علیه آن‌ها آغاز کنند. هیچ رحمی نباید نشان داده شود.
نقل‌قولی از «تفسیر ابن کثیر» درباره این آیه:
«اما اگر توبه کنند و نماز بخوانند و زکات بدهند، راهشان را آزاد کنید. به‌راستی الله آمرزنده و بسیار مهربان است.»
ابوبکر صدیق از این آیه و دیگر آیات شریف به‌عنوان دلیلی برای جنگ با کسانی که از پرداخت زکات خودداری می‌کردند استفاده کرد. این آیات اجازه جنگ با مردم را می‌دادند، مگر اینکه و تا زمانی که اسلام را بپذیرند و احکام و تعهدات آن را اجرا کنند.
این آیات و نظرات عالمان نفرت الله و محمد از غیرمؤمنان، مرتدان و منافقان مسلمانان را برجسته می‌کنند. محمد قصد داشت آن‌ها را تحقیر کند و به حاکمیت خود وادارد.
زمینه دستورات محمد جنگ علیه همه غیرمسلمانان را گسترش می‌دهد.
محکومیت اسلام شامل مسیحیان نیز می‌شود
تعریف اسلام از «دیگری» شامل مسیحیت و یهودیت نیز می‌شود. اگرچه متون مختلف اسلامی از مسیحیان و یهودیان به نیکی یاد می‌کنند، اما دیگر متون آن‌ها را تحقیر و سرزنش می‌کنند. در نهایت، آن‌ها «دیگری» بودند و باید به حاکمیت اسلام تسلیم می‌شدند و توسط مسلمانان تحقیر می‌شدند. این به این دلیل است که این ادیان ناقص، ناکافی و خطاکار تلقی می‌شدند. در اینجا آیاتی از قرآن آورده شده است:
سوره صف، آیه ۹:او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان غالب کند، هرچند بت‌پرستان اکراه داشته باشند.»

سوره مائده، آیه ۷۲:کسانی که می‌گویند: الله، مسیح پسر مریم است، کفر ورزیده‌اند. اما مسیح گفت: ای بنی‌اسرائیل! الله، پروردگار من و پروردگار شما را بپرستید. هر کس خدایان دیگری را با الله شریک کند، الله بهشت را بر او حرام می‌کند و آتش جایگاه او خواهد بود. برای ستمگران هیچ یاوری نخواهد بود.»

سوره توبه، آیات ۲۹ و ۳۰:با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز آخرت ایمان ندارند، و آنچه خدا و رسولش حرام کرده‌اند را حرام نمی‌دانند، و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود جزیه بپردازند و خوار شوند. یهودیان می‌گویند:عزیر پسر خداست، و مسیحیان می‌گویند:مسیح پسر خداست. این سخنان از دهانشان بیرون می‌آید! شبیه سخنان کافران پیشین است! خدا با آن‌ها بجنگد! چگونه گمراه شده‌اند!»

سوره مائده، آیه ۷۳: «به‌یقین کسانی که می‌گویند: الله سومین (شخص) از سه است، کفر ورزیده‌اند؛ و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست،و اگر از آنچه می‌گویند دست نکشند، عذابی دردناک به کافرانشان خواهد رسید.»

اسلام مایل نیست دینی صلح‌جو باشد. هدف آن تسخیرهمه ادیان برای پذیرش یا تسلیم است. به همین دلیل خشونت در اسلام بسیار است.سنی‌ها شیعیان را می‌کشند و شیعیان سنی‌ها را می‌کشند. هر دو گروه دیگر گروه‌های مسلمان بدعت‌گذاررا می‌کشند. کشتار قبطی‌ها درمصر نیزنتیجه انگیزه فتح است.
کشتار مسیحیان درآفریقا،کشتار ایرانیان و دیگر کشورها با هدف ریشه‌کن کردن مسیحیان و زرتشتی ها یا وادار کردن آن‌ها به گرویدن به اسلام است

ادامه دارد…

@islie
17👍14👎1💯1
من خدا هستم pinned «🔘 شمشیر دولبه‌ی حکومت در تاریخ ایران: چرا ما همواره منتظر یک ناجی هستیم؟ ▪️ برای درک معمای رفتار امروز جامعه ایران، باید از سیاست روزمره فراتر رفت و به تاریخ نگریست. یک نظریه رادیکال اما قابل تأمل می‌گوید که جامعه ایران دچار «فرهنگ پذیرش جبری قدرت» است: این…»
🔘 محاصره استراتژیک جمهوری اسلامی: آخرین دست و پا زدن‌های رژیم در گوشه رینگ
(بررسی گزارش مرکز مطالعات جنگ روزهای ۱۵ و ۱۶ ژوئیه)

▪️ در حالی که اولتیماتوم غرب برای توافق تا پایان ماه اوت، حلقه فشار را بر تهران تنگ‌تر می‌کند، گزارش‌های جدید نشان‌دهنده استیصال و آشفتگی عمیق در استراتژی بقای جمهوری اسلامی است. رژیم که از حمایت «محتاطانه» روسیه در جنگ اخیر سرخورده شده، نومیدانه به سمت چین چرخیده تا شاید یک حامی جدید پیدا کند؛ تلاشی که با توجه به عمل‌گرایی پکن، بعید است به نتیجه‌ای جز وابستگی بیشتر ختم شود.

▪️ همزمان، با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل فعال‌سازی مکانیسم ماشه، سپاه پاسداران به سیاست «بلوف هسته‌ای» روی آورده است. رسانه‌های وابسته به سپاه تهدید کرده‌اند که در صورت بازگشت تحریم‌ها، ایران غنی‌سازی را تا سطح ۹۰ درصد (سطح تسلیحاتی) افزایش خواهد داد. این تهدید، در حالی که توانایی عملی ایران برای اجرای آن پس از حملات اخیر به شدت زیر سوال است، یک تلاش مذبوحانه برای ترساندن غرب و جلوگیری از اجماع جهانی است.

▪️ در داخل نیز، نشانه‌های فروپاشی و ترس آشکار است. علی خامنه‌ای در یک سخنرانی، همه را به «وحدت ملی» برای دفاع از نظام دعوت کرده و از مسئولان خواسته از «طرح انتقادهای غیرضروری» پرهیز کنند. این فراخوان برای سکوت، آن هم در بحبوحه اختلافات جناحی و بالا گرفتن صدای منتقدانی چون میرحسین موسوی، نه نشانه قدرت، که اعتراف به وجود شکاف‌های عمیق و ترس از فروپاشی درونی است. انتصاب مجدد فقهای تندرو در شورای نگهبان نیز تلاشی برای خالص‌سازی و کنترل کامل فضای سیاسی در روزهای سخت آینده است.

▫️سه ضلع یک محاصره مرگبار

۱. پایان توهم «نگاه به شرق»: از سرخوردگی از روسیه تا آویزان شدن به چین
ایران دریافته است که روسیه یک شریک تاکتیکی است، نه یک متحد استراتژیک. مسکو حاضر نیست برای ایران با غرب وارد یک تقابل جدی شود. اکنون تهران دست به دامان پکن شده، اما چین نیز نشان داده که منافع اقتصادی جهانی خود را فدای یک رژیم در حال سقوط نخواهد کرد. این چرخش‌های دیپلماتیک، بیش از آنکه نشان از یک استراتژی جدید داشته باشد، بیانگر «انزوای استراتژیک» و از دست دادن تمام حامیان قدرتمند است.

مطلب مرتبط:
🔘 بررسی رسانه‌های چینی زبان: امپراتور لباس بر تن ندارد، کالبدشکافی بی‌رحمانه چینی‌ها از شکست ایران؛ «بازیگری، حماقت و توهم»


۲. بلوف هسته‌ای با دست خالی
تهدید به غنی‌سازی ۹۰ درصد، یک قمار خطرناک با دستانی خالی است. گزارش‌های اطلاعاتی غرب حاکی از آن است که زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران به شدت آسیب دیده و توانایی بازسازی سریع آن وجود ندارد. بنابراین، این تهدید یک بلوف است که غرب به سادگی آن را خواهد خواند. اینگونه تهدیدات، به جای ترساندن غرب، تنها عزم آنها را برای فعال کردن مکانیسم ماشه و پایان دادن به بازی برای همیشه، جدی‌تر می‌کند.

۳. از حملات نیابتی تا سرکوب مالی: آخرین نفس‌های محور مقاومت
در حالی که ایران تلاش می‌کند با حملات پهپادی در عراق و تداوم شرارت حوثی‌ها قدرت‌نمایی کند، پایه‌های اقتصادی نیروهای نیابتی‌اش در حال فروریختن است. اقدام اخیر بانک مرکزی لبنان در ممنوعیت همکاری با موسسه مالی «قرض‌الحسنه» حزب‌الله، یک ضربه کاری به شریان مالی این گروه است. این یعنی محور مقاومت نه تنها در میدان نظامی ضربه خورده، بلکه اکنون درگیر یک جنگ فرسایشی اقتصادی و مالی نیز شده است.

🔸 وحدت یا سرکوب؟ رمزگشایی از سخنان خامنه‌ای
وقتی یک رهبر در اوج بحران، همه را به «وحدت» دعوت می‌کند، این یک پیام دوگانه دارد. برای حامیان، این یک فراخوان برای انسجام است. اما برای منتقدان و مخالفان، این یک تهدید صریح است: هرگونه صدای مخالفی در این شرایط، «تضعیف نظام» تلقی شده و با آن برخورد خواهد شد. سخنان خامنه‌ای، بیش از آنکه یک درخواست برای وحدت باشد، یک دستور برای سکوت و آماده‌سازی فضا برای یک دوره جدید از سرکوب در آستانه تحولات سرنوشت‌ساز آینده است.

مطلب مرتبط:
🔘 «معامله مخفی» بلینکن: کالبدشکافی یک ادعا و سوءاستفاده تبلیغاتی از آن


@khod2
👍2320👎1
در صورت وقوع تغییرات بنیادین سیاسی و اجتماعی در ایران آینده، شما از کدام مدل اقتصادی برای توسعه پایدار، و رشد همه‌جانبه کشور حمایت می‌کنید؟
Anonymous Poll
7%
1.اقتصاد سوسیالیستی
55%
2.اقتصاد بازار آزاد (کاپیتالیسم)
11%
3.اقتصاد مختلط
21%
4.اقتصاد سبز/پایدار
5%
5.اقتصاد مشارکتی/تعاونی
💔5
🔘رویکرد اسلام به غیرمسلمانان: از
تعالیم تا اقدامات محمد
✍️نویسنده:آرش
#بخش_پنجم
💢نظری مهم درباره تسلیم مسیحیان و یهودیان از کتاب «اعتماد مسافر» آمده است. این کتاب راهنمای فقه شافعی است

«خلیفه علیه یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان جنگ می‌کند، مشروط بر اینکه ابتدا آن‌ها را به پذیرش ایمان و عمل به اسلام دعوت کرده باشد، و اگر نپذیرند، آن‌ها را به ورود به نظم اجتماعی اسلام با پرداخت جزیه، مالیات غیرمسلمانان، دعوت کند… مطابق با کلام الله :
«با کسانی که به الله و روز آخرت ایمان ندارند و آنچه الله و پیامبرش حرام کرده‌اند را حرام نمی‌دانند و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود جزیه بپردازند و خوار شوند.» (سوره توبه، آیه ۲۹)
خلیفه با همه مردم دیگر می‌جنگد تا مسلمان شوند…
در حالی که قرآن برخی ستایش‌ها را برای مسیحیان ارائه می‌دهد، لحن کلی آن منفی است.

🔘نتیجه‌گیری درباره تعالیم منابع اسلامی در مورد جهان‌بینی نهایی اسلام نسبت به غیرمسلمانان

💢قرآن مقدار قابل‌توجهی از مطالب را ارائه می‌دهد که نفرت الله از غیرمؤمنان را نشان می‌دهد. آیات نقل‌شده در بالا به‌صورت زمانی با «دستور به جنگ» هم‌راستا هستند، یعنی همه آن‌ها در دوره مدینه رخ داده‌اند و پس از «دستور به جنگ» آمده‌اند. بذرهای رد، محکومیت و جدایی از «دیگری» از همان ابتدا در مکه وجود داشت. سپس «دستور به جنگ» الهیات اسلامی را به‌طور قابل‌توجهی درست پیش از هجرت محمد به مدینه تغییر داد. این بذرها در مدینه به رشد خود پایان دادند و میوه خشونت را به بار آوردند، زمانی که محمد قدرت بیشتری کسب کرد. در مدینه بود که اسلام واقعی، اسلام محمد، ماهیت واقعی خود را نشان داد.
این موضوع «دیگری» که باید به اسلام تسلیم شود، اصل زیربنایی رویکرد اسلام نسبت به غیرمسلمانان است. مسلمانان باید با پیشنهاد پذیرش اسلام به غیرمسلمانان نزدیک شوند. اگرمسلمین از نظر نظامی ضعیف باشند، باید صلح‌جو و پایدار در تبلیغ اسلام باقی بمانند. اگر مسلمین از نظر نظامی قوی باشند، باید از زور برای وادار کردن غیرمسلمانان به تسلیم استفاده کنند.
اسلام شناسان این دو نوع متضاد اسلام را به‌عنوان «اسلام مکی یا مدنی» شناسایی می‌کنند. در طول صدها سال از زمان محمد، این موضوع و این رویکرد بارها و بارها در تعاملات مسلمانان با غیرمسلمانان تکرار شده است. این را امروز در سراسر جهان اسلام در نحوه سوءاستفاده مسلمانان از اقلیت‌های غیرمسلمان می‌بینید. هرچه یک ملت یا منطقه اسلامی‌تر باشد، یعنی هرچه مسلمانان بیشتر اسلام محمد را اجرا کنند، سوءاستفاده از «دیگری» بیشتر است.

💢اقدامات محمد در تأیید سخنانش
پیش‌تر گفتیم: «اگر رویکرد استانداردی در اسلام نسبت به غیرمسلمانان وجود داشته باشد، باید همبستگی بین سخنان محمد (تعالیم اسلام) و اقدامات او وجود داشته باشد.» ضرب‌المثل «عمل بلندتر از کلام سخن می‌گوید» در اینجا مناسب است. اکنون فهرستی کوتاه از اقدامات محمد و مسلمین اولیه را مرور می‌کنیم تا ببینیم چگونه با سخنان او هم‌خوانی دارند.
محمد رویکردی یکسان داشت: رویارویی و استفاده از خشونت در صورت لزوم.
من به جزئیات سلسله حملات مداوم از زمان ورود محمد به مدینه تا مرگ او نمی‌پردازم، اما در اینجا یک طرح کلی کوتاه و زمانی ارائه می‌شود. تمامی این موارد در تاریخ طبری، جلدهای ۷، ۸، ۹ و ۱۰ یافت می‌شوند:
1️⃣• سال اول هجری: اولین حملات به کاروان‌ها و قبایل غیرمسلمان عرب.
2️⃣• سال دوم هجری: محمد جنگ با قریش را آغاز کرد، حمله به یهودیان بنی‌قینقاع.
3️⃣• سال سوم هجری: قتل کعب اشرف، ادامه حملات به اقوام مختلف.
4️⃣• سال چهارم هجری: حمله به یهودیان بنی‌نضیر، ادامه حملات به قبایل.
5️⃣• سال پنجم هجری: ادامه حملات به بت‌پرستان عرب، قتل‌عام یهودیان بنی‌قریظه.
6️⃣• سال ششم هجری: ادامه حملات به قبایل بت‌پرست عرب، اجازه تجاوز به بردگان زن.
7️⃣• سال هفتم هجری: حمله و به بردگی گرفتن یهودیان خیبر، شکنجه کِنانه.
8️⃣• سال هشتم هجری: حملات به قبایل بت‌پرست عرب، لشکرکشی به موته، فتح مکه.
9️⃣• سال نهم هجری: لشکرکشی به تبوک، تسلیم مسیحیان .

ادامه دارد …

@islie
👍98
🔘 کالبدشکافی یک نفرت: چرا مغز شما برای بیگانه‌ستیزی برنامه‌ریزی شده است؟
(خلاصه مقاله‌های رادیو زمانه ۱ ۲ ۳)

📌یادداشت ضروری: این تحلیل، توضیح «مکانیسم نفرت» و «ریشه‌های روان‌شناختی تعصب» با استفاده از پدیده افغان‌ستیزی به عنوان یک نمونه است و به هیچ وجه یک بیانیه سیاسی در مورد سیاست‌های مهاجرتی نیست. بحث بر سر این نیست که مرزها باید باز باشند یا بسته، یا اینکه وضعیت حقوقی مهاجران چه باید باشد. هدف این تحلیل، صرفاً نشان دادن این است که چگونه ذهن انسان، فارغ از درستی یا نادرستی موضع، می‌تواند در دام کلیشه و تفکر قبیله‌ای بیفتد.

▪️ چرا افغان‌ستیزی در ایران تا این حد فراگیر و ریشه‌دار است؟ چرا حتی افراد تحصیل‌کرده نیز گاهی در دام کلیشه‌های نژادپرستانه می‌افتند؟ پاسخ، فراتر از اقتصاد و سیاست، در معماری و سازوکار مغز ما نهفته است. برای درک این پدیده، باید از تحلیل‌های سطحی عبور کرده و با عینک دانیل کانمن، روانشناس برنده جایزه نوبل، به درون «ماشین ذهن» خود نگاه کنیم.

▪️ کانمن در کتاب «تفکر، سریع و آهسته» توضیح می‌دهد که ذهن ما دارای دو سیستم عامل است: سیستم ۱ (سریع و خودکار) که بر اساس شهود، احساسات و کلیشه‌ها عمل می‌کند و مسئول اکثر تصمیمات روزمره ماست. و سیستم ۲ (کند و تحلیلی) که منطقی، پرزحمت و نیازمند تمرکز است. مشکل اینجاست که سیستم ۲ ذاتاً «تنبل» است و مغز ما بر اساس «قانون حداقل تلاش»، ترجیح می‌دهد تا جای ممکن از سیستم ۱ استفاده کند. افغان‌ستیزی، محصول پیروزی این سیستم سریع و خطاکار بر سیستم کند و منطقی ماست.

▫️ مرحله اول: کلیشه‌سازی؛ راحت‌ترین مسیر برای مغز
وقتی با یک پدیده پیچیده مانند «بحران اقتصادی» یا «ناامنی» روبرو می‌شویم، سیستم ۲ برای تحلیل آن نیازمند صرف انرژی زیادی است. در مقابل، سیستم ۱ یک راه‌حل ساده و کم‌هزینه ارائه می‌دهد: پیدا کردن یک مقصر در دسترس. کلیشه‌هایی مانند «افغان‌ها کار ما را دزدیده‌اند» یا «مهاجران عامل جرم هستند»، پاسخ‌های آماده‌ای هستند که مغز را از زحمت تحلیل عمیق خلاص می‌کنند. این دقیقاً مانند «توهم مولر-لیر» است؛ حتی وقتی با خط‌کش اندازه می‌گیرید و می‌فهمید که دو خط برابرند (دانش سیستم ۲)، چشم شما (سیستم ۱) همچنان آنها را نابرابر می‌بیند. حتی اگر بدانید آمار جرائم مهاجران پایین است، مغز شما با دیدن یک خبر جنجالی، همان کلیشه را بازتولید می‌کند.

▫️ مرحله دوم: کاشتن نفرت در ناخودآگاه با «آماده‌سازی ذهنی» (Priming)
رسانه‌ها و گفتمان سیاسی، با تکرار مداوم کلماتی مانند «اتباع غیرمجاز»، «جاسوس» و «تهدید امنیتی» در کنار کلمه «افغانستانی»، به‌صورت ناخودآگاه شبکه‌ای از تداعی‌های منفی را در ذهن ما می‌کارند. این فرآیند «آماده‌سازی ذهنی» نام دارد. پس از مدتی، مغز شما بدون آنکه خودتان آگاه باشید، با شنیدن نام افغانستان، به‌صورت خودکار احساس ناامنی یا انزجار را فعال می‌کند. این مانند آزمایشی است که در آن، افرادی که با کلمات مرتبط با پیری (مثل خاکستری، فراموشی) آماده‌سازی شدند، ناخودآگاه آهسته‌تر راه می‌رفتند. به همین ترتیب، آماده‌سازی جامعه با اخبار منفی، واکنش‌های منفی را خودکار می‌سازد.

▫️ مرحله سوم: تله تهاجم کلامی؛ وقتی حامیان مهاجران هم در دام می‌افتند
در آن سوی ماجرا نیز سیستم ۱ در حال فعالیت است. وقتی حامیان حقوق مهاجران، هر منتقدی را بلافاصله با برچسب‌هایی مانند «فاشیست» یا «نژادپرست» خطاب می‌کنند، آنها نیز در حال استفاده از یک کلیشه سریع و کم‌هزینه هستند. این برچسب‌زنی، در طرف مقابل یک واکنش دفاعی شدید (Backfire Effect) ایجاد می‌کند و باعث می‌شود نه تنها حرف شما را نپذیرد، بلکه در موضع خود سرسخت‌تر شود. در واقع، هر دو طرف مناقشه، با تسلیم شدن به سیستم ۱ خود، امکان هرگونه گفتگوی منطقی و تحلیلی (که وظیفه سیستم ۲ است) را از بین می‌برند و چرخه نفرت را تقویت می‌کنند.

🔸 راه خروج چیست؟ فعال‌سازی سیستمِ تنبل
غلبه بر تعصبات ریشه‌دار، یک وظیفه شناختی سخت و پرهزینه است. این کار نیازمند فعال‌سازی آگاهانه سیستم ۲ است:
۱. شناسایی موقعیت‌های پرخطر: بدانیم که در زمان بحران اقتصادی یا پس از انتشار یک خبر جنجالی، سیستم ۱ ما آماده فریب خوردن است.
۲. مقاومت در برابر پاسخ‌های فوری: در مقابل وسوسه برچسب زدن یا پذیرش کلیشه‌ها مقاومت کنیم و از خود بپرسیم: «شواهد واقعی چه می‌گویند؟»
۳. تغییر تداعی‌ها: به جای تمرکز بر اخبار منفی، به دنبال روایت‌های انسانی و تعاملات مثبت با مهاجران باشیم تا به‌مرور، پیوندهای ذهنی جدیدی در مغزمان ایجاد کنیم.
در نهایت، باید بپذیریم که مبارزه با افغان‌ستیزی و هر نوع تعصب و نفرت‌پراکنی دیگری، مبارزه‌ای دائمی با تمایلات طبیعی مغز خودمان است. مسیر خردگرایی، یک سربالایی پرزحمت است، در حالی که لغزیدن به دره تعصب، آسان و بی‌دردسر. انتخاب میان این دو مسیر، انسانیت ما را تعریف می‌کند.

@khod2
👍146👎3🤣3
🔘 بازگشت به واقعیت: ۴۵ سال درجا زدن ایران در هیچ‌کجا

▪️ در یک مقاله تحلیلی قابل تامل در وبسایت هندی NDTV، سید زبیر احمد، روزنامه‌نگار کهنه‌کار، به کالبدشکافی ۴۵ سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی پرداخته و آن را یک «حرکت پرزحمت به سوی هیچ‌کجا» توصیف می‌کند. او استدلال می‌کند که پس از چهار دهه، شعارهای انقلابی ثابت مانده، اما نتیجه آن چیزی جز انزوا و شکست نبوده است؛ در حالی که آمریکا همچنان قدرتمندترین کشور جهان است و ایران به بمب هسته‌ای نرسیده است.

▪️ احمد می‌نویسد که ایران در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است. اولتیماتوم غرب برای توافق تا پایان ماه اوت و تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه، یک بلوف نیست؛ بلکه آخرین «مسیر فرار» است که در مقابل جمهوری‌اسلامی قرار داده شده. اما سوال اصلی این است: آیا رژیمی که تمام هویت خود را بر اساس دشمنی با غرب تعریف کرده، قادر به پذیرش یک راه‌حل عمل‌گرایانه است؟

▫️ چرا ایران در گذشته گیر کرده است؟

۱. تعریف هویت بر اساس «نفرت»

به گفته نویسنده، تراژدی بزرگ ایران این است که هویت خود را نه بر اساس آنچه «هست» (یک تمدن کهن، یک ملت بزرگ)، بلکه بر اساس آنچه از آن «متنفر» است (آمریکا، اسرائیل، غرب، سکولاریسم) بنا کرده است. این سیاست خارجی مبتنی بر نفرت، جز یک اقتصاد در حال کوچک شدن، تورم ۵۰ درصدی، فرار سرمایه و انزوای بین‌المللی، هیچ دستاوردی برای مردم ایران نداشته است. این یک «برهوت استریل» است که در آن، «هیچ، تنها به هیچ متصل می‌شود.»

۲. دو درسی که تهران هرگز نیاموخته است: ویتنام و چین

نویسنده دو نمونه تاریخی تکان‌دهنده را به عنوان مسیرهای جایگزین به ایران یادآوری می‌کند:

چین مائو: یک کشور ایدئولوژیک و کاملاً ضدغربی که در دهه ۷۰ میلادی، با یک چرخش عمل‌گرایانه، ضرورت تعامل با آمریکا را درک کرد. دیدار نیکسون از پکن، پایه‌های تبدیل چین به یک ابرقدرت جهانی را بنا نهاد.

ویتنام: کشوری که به وحشیانه‌ترین شکل ممکن توسط آمریکا بمباران شد. اما همین کشور، به جای انتقام، «صلح و آشتی» را انتخاب کرد. نویسنده با اشاره به موزه جنگ در ویتنا‌م می‌گوید: «آنها به جای بمب، دو کبوتر سفید را در قلب موزه جنگ خود قرار دادند.» امروز، آمریکا و ویتنام شرکای استراتژیک هستند.

۳. آینده ایران: کره شمالی یا ویتنام؟

مقاله نتیجه می‌گیرد که غرب به دنبال «تغییر رژیم» در ایران نیست؛ آنها از عواقب فاجعه‌بار آن در لیبی و عراق درس گرفته‌اند. آنها تنها می‌خواهند ایران شعارهای بی‌معنی خود را که به موزه جنگ سرد تعلق دارد، کنار بگذارد. منطقه در حال تغییر است، اسرائیل با همسایگان ایران روابط دیپلماتیک برقرار کرده و ایران در این میان تنها مانده است. انتخاب امروز تهران، میان «یک‌دندگی» و «بقا» است. آیا می‌خواهد ویتنام بعدی باشد یا کره شمالی بعدی؟

🔸 پراگماتیسم در برابر ایدئولوژی (Pragmatism vs. Ideology): این دوگانه، هسته اصلی مقاله و تراژدی ۴۵ ساله ایران است. پراگماتیسم یعنی انتخاب یک مسیر بر اساس نتایج عملی و منافع ملموس برای ملت، حتی اگر با شعارهای گذشته در تضاد باشد (مانند چین و ویتنام). در مقابل، ایدئولوژی یعنی پایبندی به یک سری اصول ثابت و تغییرناپذیر، حتی اگر به قیمت نابودی منافع ملی و فلاکت مردم تمام شود. نویسنده معتقد است جمهوری اسلامی در تله ایدئولوژی خود گرفتار شده و تنها راه نجات آن، یک چرخش بزرگ به سمت پراگماتیسم است. زمان به سرعت در حال گذر است.

@khod2
👍268🔥1
🔘نمونه کلیدی از عملکرد محمد در سال نهم هجری
✍️نویسنده:آرش

#بخش_ششم
و پایانی.

💢در نزدیکی تبوک، دهکده کوچک ماهیگیری مسیحی عیله در سرخلیج قرار داشت. مورخان مسلمان مختلف جزئیات مشابهی درباره ارتباط بین محمد و رهبران عیله ثبت کرده‌اند. به‌طور خلاصه، محمد فرمانی علیه این دهکده مسیحی صادر کرد. آن را با دقت بخوانید و توجه کنید که چگونه با سوره توبه، آیه ۲۹ هم‌خوانی دارد:
«به یوحنا بن رباح و سران عیله. درود بر شما! من خدا را برای شما ستایش می‌کنم، خدایی که جز او پروردگاری نیست. تا زمانی که به شما این‌گونه ننوشته‌ام، با شما نخواهم جنگید. ایمان بیاورید یا جزیه بپردازید. از پروردگار و محمد و فرستادگان محمد اطاعت کنید.
به آن‌ها احترام بگذارید و لباس‌های فاخر به آن‌ها بپوشانید، نه لباس‌های پست. به‌ویژه به زید لباس‌های فاخر بپوشانید. تا زمانی که فرستادگان من راضی باشند، من نیز راضی‌ام. شما میزان جزیه را می‌دانید. اگر امنیت در دریا و خشکی می‌خواهید، از پروردگار و محمد اطاعت کنید، و او شما را از هر ادعایی، چه از عرب و چه از خارجی، جز ادعای پروردگار و محمد، محافظت خواهد کرد. اما اگر مخالفت کنید و آن‌ها را ناراضی کنید، من هیچ‌چیز از شما نخواهم پذیرفت تا زمانی که با شما بجنگم، کودکانتان را اسیر کنم و بزرگسالان را بکشم. زیرا من به‌راستی رسول پروردگارم. به پروردگار و پیامبرانش و مسیح، پسر مریم، ایمان بیاورید؛ به‌راستی او کلمه خداست: من به او ایمان دارم که فرستاده خدا بود. پس پیش از آنکه مصیبت به شما برسد، بیایید. من فرستادگانم را به شما توصیه می‌کنم. به حرملة سه پیمانه جو بدهید. و به‌راستی حرملة برای شما شفاعت کرده است. برای من، اگر به خاطر پروردگار و این شفاعت نبود، هیچ پیامی برایتان نمی‌فرستادم تا زمانی که ارتش را ببینید. اما اکنون، اگر از فرستادگان من اطاعت کنید، خدا و محمد و هر که به او تعلق دارد | حامی شما خواهند بود. اکنون فرستادگان من شرحبیل، عبید، حرملة و حریث بن زید هستند. تضمین خدا و محمد، رسول او، با شماست، و اگر تسلیم شوید، درود بر شما. و مردم مکین را به سرزمینشان بازگردانید.»

💢آیا می‌بینید که سخنان محمد به عیله چگونه با سوره توبه، آیه ۲۹ هم‌خوانی دارد؟ به‌طور مسالمت‌آمیز حاکمیت اسلام را بپذیرید، یا کشته شوید و زنان و کودکانتان به بردگی گرفته شوند.
(ادامه فهرست خشونت‌های محمد و خلفا):
• سال دهم هجری: حمله به یمن.
• سال یازدهم هجری: مرگ محمد، ابوبکر به مرتدان حمله کرد تا آن‌ها را به اسلام بازگرداند.
• سال دوازدهم هجری: ابوبکر جنگ علیه مرتدان و حملات به سرزمین‌های غیرمسلمان را ادامه داد.
• سال سیزدهم هجری: مرگ ابوبکر، عمر به سوریه حمله کرد و آن را فتح کرد.
• سال چهاردهم هجری: عمر برای گسترش پادشاهی الله، حاکمیت اسلام، به حملات ادامه داد و کشتار ایرانیان و…..
آیا مفهوم اسلام را درک کردید؟
اسرائیل، پارسیان، عراق و مصر به‌سرعت زیر حملات ارتش‌های مسلمان که به غیرمسلمانان می‌گفتند «اسلام را بپذیرید تا در امان باشید» سقوط کردند.
تاریخ اسلام به ما می‌گوید که خشونت، جنگ، حملات و غارت، بردگی، تجاوز و ترورها هنجار جامعه محمد بودند.

💢نتیجه‌گیری: جهان‌بینی اسلامی: اسلام از شما متنفر است
دستورات و تعالیم محمد در قرآن، حدیث و سیره با اقدامات او که در این منابع شرح داده شده‌اند، تأیید می‌شوند. سخنان و اقدامات او دست در دست هم پیش می‌روند. به‌طور جداگانه یا با هم، جهان‌بینی اسلامی می‌گوید که شما «دیگری» هستید و اگر تسلیم شدن به محمد/الله را رد کنید، دشمن الله هستید و باید با شما جنگید تا بمیرید یا به اسلام تسلیم شوید.
امروزه در سراسر جهان، مسلمانان واقعی و متعهد به روش‌های مختلفی اسلام را بر غیرمسلمانان تحمیل می‌کنند. خشونت ویژگی برجسته کار آن‌هاست. الله مقرر کرده که اسلام باید برتری یابد، پادشاهی او باید بر زمین برقرار شود، و کسانی که در زمین مقاومت می‌کنند باید به‌صورت فیزیکی مجازات شوند.
سخنان و اقدامات محمد اقدامات مردی متمرکز بر صلح نیستند، بلکه اقدامات مردی متمرکز بر فتح‌اند. اسلام از شما متنفر است. وضعیت غیرمسلمانان در کشورهای با اکثریت مسلمان را مشاهده کنید تا جهان‌بینی واقعی اسلام را ببینید و بشنوید.

@islie
👍1913
🔘 صدایی از قلب آمریکا: چرا مماشات با بنیادگرایی دینی شکست خورده است؟

▪️ برای درک سیاست آینده آمریکا در قبال ایران، تحلیل گزارش‌های استراتژیک کافی نیست؛ باید به صدای مردم و روشنفکران محلی در قلب آمریکا نیز گوش داد. مقاله‌ای از کارل فاولر، استاد بازنشسته، در یک روزنامه محلی در تگزاس، پنجره‌ای به این ذهنیت باز می‌کند. این مقاله، نماینده تفکری است که سیاست را نه پیچیده، که یک نبرد اخلاقی ساده می‌بیند.

▪️ از دیدگاه فاولر، دلارهای اوباما نشانه «ضعف» بود و درست مانند دادن چکسلواکی به هیتلر، تنها به جسورتر شدن طرف مقابل منجر شد. در مقابل، بمب‌های ترامپ، تنها زبانی بود که «حاکمان مستبد» و «بنیادگرایان مذهبی» آن را می‌فهمند. او می‌نویسد: «بنیادگرایی مذهبی برای زندگی ارزشی قائل نیست - نه برای دیگران و نه برای خود.»

▫️چرا این صدا مهم است؟


۱. قدرت «وضوح اخلاقی» در برابر پیچیدگی‌های ژئوپولیتیک

تحلیل فاولر شاید فاقد پیچیدگی‌های دیپلماتیک باشد، اما قدرت آن در «وضوح اخلاقی» آن نهفته است. برای میلیون‌ها نفر در غرب، این یک بازی شطرنج پیچیده نیست؛ بلکه یک تقابل ساده میان ارزش‌های جهان‌شمول و یک ایدئولوژی مبتنی بر نفرت است. وقتی آنها شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را می‌شنوند، آن را با حافظه تاریخی خود از هولوکاست و دیگر فجایع قرن بیستم مقایسه می‌کنند و هرگونه مماشات را غیرقابل درک و غیرقابل دفاع می‌دانند.

۲. شکست «نظریه بازیگر عقلانی»

این مقاله به طور ناخودآگاه، ضعف یک نظریه مهم در روابط بین‌الملل را نشان می‌دهد: «نظریه بازیگر عقلانی» (Rational Actor Theory). این نظریه فرض می‌کند که دولت‌ها بر اساس محاسبه هزینه و فایده مادی عمل می‌کنند. ارسال پول (یک انگیزه مادی) طبق این نظریه باید ایران را به سمت همکاری سوق می‌داد، اما نداد. چرا؟ چون جمهوری اسلامی یک «بازیگر ایدئولوژیک» است، نه یک بازیگر عقلانی. منطق آن نه بر اساس منافع ملی، که بر اساس یک رسالت انقلابی و بنیادگرایانه استوار است؛ منطقی که برای یک استاد بازنشسته در تگزاس، قابل درک نیست.

۳. صدایی که سیاست را شکل می‌دهد

صدای فاولر، صدای یک فرد نیست؛ پژواک صدای بخش بزرگی از جامعه غربی است که سیاستمداران نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. همین «خشم اخلاقی» عمومی است که به رهبرانی مانند ترامپ، فضای سیاسی لازم برای اتخاذ اقدامات سخت‌گیرانه را می‌دهد و دست حامیان مذاکره و مماشات را می‌بندد. این افکار عمومی، در نهایت به یک نیروی سیاسی قدرتمند تبدیل می‌شود که می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.

🔸 شفافیت اخلاقی (Moral Clarity): این مفهوم، کلید درک این ذهنیت است. در دنیای پیچیده سیاست، جایی که اغلب مرز بین خیر و شر مشخص نیست، روایت‌هایی که یک «شفافیت اخلاقی» مطلق ارائه می‌دهند (ما خوبیم، آنها شیطانند)، قدرت بسیج‌کنندگی فوق‌العاده‌ای دارند. دونالد ترامپ این قدرت را به خوبی درک می‌کند. جمهوری اسلامی با رفتار خود به ترامپ و حامیانش این مجوز را می‌دهد که با وجدانی آسوده، هر اقدام قاطعی را علیه آن توجیه کنند.

🔸 نظریه بازیگر عقلانی (Rational Actor Theory): یکی از نظریه‌های کلیدی در روابط بین‌الملل که فرض می‌کند دولت‌ها به عنوان یک واحد یکپارچه و عقلانی عمل می‌کنند. بر این اساس، یک دولت همیشه گزینه‌ای را انتخاب می‌کند که با کمترین هزینه، بیشترین سود و منفعت (معمولاً امنیت و قدرت) را برایش به ارمغان بیاورد. مشکل این نظریه زمانی آشکار می‌شود که با دولت‌های ایدئولوژیک یا انقلابی روبرو می‌شود. این دولت‌ها ممکن است بر اساس باورهای بنیادین خود، دست به اقداماتی بزنند که از نظر یک ناظر خارجی، کاملاً غیرعقلانی و حتی خودویرانگر به نظر می‌رسد، زیرا «منفعت» را نه به صورت مادی، که به صورت ایدئولوژیک تعریف می‌کنند.

@khod2
👍1412
Forwarded from حافظه تاریخی
میرحسین موسوی، ۱۷ تیر ۱۳۶۰:
سیاست ضدصهیونیستی را تا آزاد کردن تمام سرزمین‌های اشغال‌شده در فلسطین و قدس ادامه خواهیم داد
ما می‌خواهیم سیاست‌ خارجی‌مان یک ارتباط ناگسستنی با مبارزه با صهیونیسم در منطقه داشته باشد
@hafezeye_tarikhi
😁16🤣8🤬3👎2
Forwarded from حافظه تاریخی
میرحسین موسوی، اسفند ۱۳۶۱:
اینکه حکومت اسلامی کودکان و زنان را می‌کشد شایعه و کذب محض و ساخته رسانه‌های گروهی امپریالیستی است

نامه حسینعلی منتظری به روح‌الله خمینی، مهر ۱۳۶۰:
دختران ۱۳، ۱۴ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند اعدام شده‌اند
@hafezeye_tarikhi
🤬30🤯1
🔘 معمار امنیت ملی بایدن سکوت را شکست: چرا جیک سالیوان نگران سیاست ترامپ در قبال ایران است؟

▪️ جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت بایدن، در مصاحبه‌ای که به بهانه انتشار کتابی جدید در مورد افول ذهنی جو بایدن انجام شد، ضمن دفاع از عملکرد رئیس‌جمهور سابق، تلاش کرد تا روایتی متفاوت از آشفتگی‌های سال پایانی دولت بایدن ارائه دهد.

▪️ سالیوان، نماینده آن بخش از تشکیلات سیاست خارجی واشنگتن است که معتقد است «مدیریت» جمهوری اسلامی از طریق دیپلماسی، هرچقدر هم که سخت و فرسایشی باشد، به مراتب کم‌هزینه‌تر از «رویارویی» با آن است. صحبت او در رابطه با این موضوع در شرایط فعلی، نشان‌دهنده نگرانی عمیق این طیف از حرکت سریع ترامپ به سمت یک نقطه بی‌بازگشت و تلاش برای ایجاد یک ترمز در برابر این سیاست است.

▪️ این جریان فکری، از سوی سالیوان و بلینکن، استدلال می‌کند که فشار نظامی حداکثری و تهدید به جنگ، نه تنها جمهوری‌اسلامی را به تسلیم وادار نمی‌کند، بلکه با به قدرت رساندن تندروها و تحریک آنها به اقدامات رادیکال، منطقه را به سمت یک فاجعه سوق می‌دهد. آنها معتقدند ترامپ در حال نابود کردن آخرین روزنه‌های دیپلماسی است.

مطلب مرتبط:
🔘 «معامله مخفی» بلینکن: کالبدشکافی یک ادعا و سوءاستفاده تبلیغاتی از آن


▫️ سه ریشه نگرانی سالیوان

۱. ترس از یک جنگ غیرقابل‌کنترل

هسته اصلی تفکر سالیوان، ترس از یک «خطای محاسباتی» است. او و همفکرانش نگرانند که فشار بیش از حد از سوی ترامپ و اسرائیل، جمهوری اسلامی را به سمت یک اقدام انتحاری (مانند اعلام خروج از NPT یا یک حمله بزرگ نیابتی) سوق دهد که یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار را کلید بزند. از دید آنها، ترامپ با آتش بازی می‌کند و عواقب آن را نمی‌سنجد.

۲. باور به پروپاگاندای «ایران قدرتمند»

این جریان، تحت تأثیر سال‌ها پروپاگاندای جمهوری اسلامی، تصویری اغراق‌آمیز از قدرت نظامی و نفوذ منطقه‌ای ایران در ذهن دارد. آنها صدای بلند اقلیت حاکم را با صدای اکثریت خاموش جامعه ایران اشتباه می‌گیرند و معتقدند پروژه هسته‌ای و نظامی ایران یک «پشتوانه ملی» دارد. این تحلیل غلط، آنها را به این نتیجه می‌رساند که هرگونه تلاش برای حذف این برنامه‌ها با زور، به یک جنگ طولانی و پرهزینه با «ملت» ایران منجر خواهد شد، نه فقط با رژیم.

۳. دفاع از یک میراث در حال نابودی

در نهایت، این یک نبرد برای دفاع از «میراث» است. سیاست خارجی دولت اوباما و بایدن بر پایه این اصل بنا شده بود که می‌توان ایران را از طریق توافقات بین‌المللی کنترل و «عادی‌سازی» کرد. رویکرد تهاجمی ترامپ، که به دنبال تسلیم یا نابودی رژیم است، بطلان کامل این دکترین است. صحبت سالیوان، تلاشی است برای دفاع از اعتبار آن میراث و جلوگیری از پاک شدن کامل آن از تاریخ سیاست خارجی آمریکا.

🔸 معماران نظم پیشین در برابر بولدوزر نظم جدید: این بهترین توصیف برای تقابل فعلی در واشنگتن است. جیک سالیوان و تیم او، «معماران» یک نظم مبتنی بر دیپلماسی، موازنه قوا و توافقات چندجانبه هستند. در مقابل، دونالد ترامپ مانند یک «بولدوزر» عمل می‌کند که به دنبال تخریب ساختارهای قدیمی و ایجاد یک نظم جدید بر اساس قدرت عریان، معاملات دوجانبه و نتایج سریع و ملموس است. نبرد بر سر ایران، در واقع صحنه اصلی این برخورد دو جهان‌بینی متفاوت در مورد نحوه اداره جهان است.


@khod2
👍16👎65🤔2
🔘 توهم قدرت در تهران: رژیم همزمان با ارسال سلاح برای حوثی‌ها، با واقعیت شکست روبروست

▪️ در حالی که وزیر دفاع آمریکا، پیت هگزت، در پنتاگون میزبان همتای اسرائیلی خود، یسرائیل کاتس، بود و با افتخار از «نابودی» سه سایت هسته‌ای ایران در عملیات مشترک «چکش نیمه‌شب» سخن می‌گفت، جمهوری اسلامی در حال تکرار همان خطاهایی بود که این فاجعه را رقم زد. وزیر دفاع آمریکا تأکید کرد که این عملیات، «منطقه و جهان را تغییر داد» و پیامی روشن برای همه بود.

▪️ اما به نظر می‌رسد این پیام به تهران نرسیده است. بر اساس گزارش تحقیقی CNN، جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، با ارسال یک محموله عظیم ۷۵۰ تنی سلاح برای حوثی‌ها در یمن و افزایش حملات پهپادی به میادین نفتی در کردستان عراق، تلاش می‌کند نشان دهد که «هیچ چیز تغییر نکرده» و محور مقاومت همچنان پابرجاست.

▪️ این رفتار دوگانه، یک «کوری استراتژیک» عمیق را به نمایش می‌گذارد. در حالی که تحلیلگران بین‌المللی از فروپاشی دکترین امنیتی و انزوای دیپلماتیک بی‌سابقه جمهوری‌اسلامی سخن می‌گویند، بخش تندرو در حاکمیت همچنان بر طبل جنگ نیابتی و بی‌ثبات‌سازی منطقه می‌کوبد.

@khod2
👍145👎1👌1💯1