من خدا هستم
18.7K subscribers
8.18K photos
10.3K videos
214 files
2.91K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
🔘 محاصره استراتژیک جمهوری اسلامی: آخرین دست و پا زدن‌های رژیم در گوشه رینگ
(بررسی گزارش مرکز مطالعات جنگ روزهای ۱۵ و ۱۶ ژوئیه)

▪️ در حالی که اولتیماتوم غرب برای توافق تا پایان ماه اوت، حلقه فشار را بر تهران تنگ‌تر می‌کند، گزارش‌های جدید نشان‌دهنده استیصال و آشفتگی عمیق در استراتژی بقای جمهوری اسلامی است. رژیم که از حمایت «محتاطانه» روسیه در جنگ اخیر سرخورده شده، نومیدانه به سمت چین چرخیده تا شاید یک حامی جدید پیدا کند؛ تلاشی که با توجه به عمل‌گرایی پکن، بعید است به نتیجه‌ای جز وابستگی بیشتر ختم شود.

▪️ همزمان، با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل فعال‌سازی مکانیسم ماشه، سپاه پاسداران به سیاست «بلوف هسته‌ای» روی آورده است. رسانه‌های وابسته به سپاه تهدید کرده‌اند که در صورت بازگشت تحریم‌ها، ایران غنی‌سازی را تا سطح ۹۰ درصد (سطح تسلیحاتی) افزایش خواهد داد. این تهدید، در حالی که توانایی عملی ایران برای اجرای آن پس از حملات اخیر به شدت زیر سوال است، یک تلاش مذبوحانه برای ترساندن غرب و جلوگیری از اجماع جهانی است.

▪️ در داخل نیز، نشانه‌های فروپاشی و ترس آشکار است. علی خامنه‌ای در یک سخنرانی، همه را به «وحدت ملی» برای دفاع از نظام دعوت کرده و از مسئولان خواسته از «طرح انتقادهای غیرضروری» پرهیز کنند. این فراخوان برای سکوت، آن هم در بحبوحه اختلافات جناحی و بالا گرفتن صدای منتقدانی چون میرحسین موسوی، نه نشانه قدرت، که اعتراف به وجود شکاف‌های عمیق و ترس از فروپاشی درونی است. انتصاب مجدد فقهای تندرو در شورای نگهبان نیز تلاشی برای خالص‌سازی و کنترل کامل فضای سیاسی در روزهای سخت آینده است.

▫️سه ضلع یک محاصره مرگبار

۱. پایان توهم «نگاه به شرق»: از سرخوردگی از روسیه تا آویزان شدن به چین
ایران دریافته است که روسیه یک شریک تاکتیکی است، نه یک متحد استراتژیک. مسکو حاضر نیست برای ایران با غرب وارد یک تقابل جدی شود. اکنون تهران دست به دامان پکن شده، اما چین نیز نشان داده که منافع اقتصادی جهانی خود را فدای یک رژیم در حال سقوط نخواهد کرد. این چرخش‌های دیپلماتیک، بیش از آنکه نشان از یک استراتژی جدید داشته باشد، بیانگر «انزوای استراتژیک» و از دست دادن تمام حامیان قدرتمند است.

مطلب مرتبط:
🔘 بررسی رسانه‌های چینی زبان: امپراتور لباس بر تن ندارد، کالبدشکافی بی‌رحمانه چینی‌ها از شکست ایران؛ «بازیگری، حماقت و توهم»


۲. بلوف هسته‌ای با دست خالی
تهدید به غنی‌سازی ۹۰ درصد، یک قمار خطرناک با دستانی خالی است. گزارش‌های اطلاعاتی غرب حاکی از آن است که زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران به شدت آسیب دیده و توانایی بازسازی سریع آن وجود ندارد. بنابراین، این تهدید یک بلوف است که غرب به سادگی آن را خواهد خواند. اینگونه تهدیدات، به جای ترساندن غرب، تنها عزم آنها را برای فعال کردن مکانیسم ماشه و پایان دادن به بازی برای همیشه، جدی‌تر می‌کند.

۳. از حملات نیابتی تا سرکوب مالی: آخرین نفس‌های محور مقاومت
در حالی که ایران تلاش می‌کند با حملات پهپادی در عراق و تداوم شرارت حوثی‌ها قدرت‌نمایی کند، پایه‌های اقتصادی نیروهای نیابتی‌اش در حال فروریختن است. اقدام اخیر بانک مرکزی لبنان در ممنوعیت همکاری با موسسه مالی «قرض‌الحسنه» حزب‌الله، یک ضربه کاری به شریان مالی این گروه است. این یعنی محور مقاومت نه تنها در میدان نظامی ضربه خورده، بلکه اکنون درگیر یک جنگ فرسایشی اقتصادی و مالی نیز شده است.

🔸 وحدت یا سرکوب؟ رمزگشایی از سخنان خامنه‌ای
وقتی یک رهبر در اوج بحران، همه را به «وحدت» دعوت می‌کند، این یک پیام دوگانه دارد. برای حامیان، این یک فراخوان برای انسجام است. اما برای منتقدان و مخالفان، این یک تهدید صریح است: هرگونه صدای مخالفی در این شرایط، «تضعیف نظام» تلقی شده و با آن برخورد خواهد شد. سخنان خامنه‌ای، بیش از آنکه یک درخواست برای وحدت باشد، یک دستور برای سکوت و آماده‌سازی فضا برای یک دوره جدید از سرکوب در آستانه تحولات سرنوشت‌ساز آینده است.

مطلب مرتبط:
🔘 «معامله مخفی» بلینکن: کالبدشکافی یک ادعا و سوءاستفاده تبلیغاتی از آن


@khod2
👍2320👎1
در صورت وقوع تغییرات بنیادین سیاسی و اجتماعی در ایران آینده، شما از کدام مدل اقتصادی برای توسعه پایدار، و رشد همه‌جانبه کشور حمایت می‌کنید؟
Anonymous Poll
7%
1.اقتصاد سوسیالیستی
55%
2.اقتصاد بازار آزاد (کاپیتالیسم)
11%
3.اقتصاد مختلط
21%
4.اقتصاد سبز/پایدار
5%
5.اقتصاد مشارکتی/تعاونی
💔5
🔘رویکرد اسلام به غیرمسلمانان: از
تعالیم تا اقدامات محمد
✍️نویسنده:آرش
#بخش_پنجم
💢نظری مهم درباره تسلیم مسیحیان و یهودیان از کتاب «اعتماد مسافر» آمده است. این کتاب راهنمای فقه شافعی است

«خلیفه علیه یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان جنگ می‌کند، مشروط بر اینکه ابتدا آن‌ها را به پذیرش ایمان و عمل به اسلام دعوت کرده باشد، و اگر نپذیرند، آن‌ها را به ورود به نظم اجتماعی اسلام با پرداخت جزیه، مالیات غیرمسلمانان، دعوت کند… مطابق با کلام الله :
«با کسانی که به الله و روز آخرت ایمان ندارند و آنچه الله و پیامبرش حرام کرده‌اند را حرام نمی‌دانند و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود جزیه بپردازند و خوار شوند.» (سوره توبه، آیه ۲۹)
خلیفه با همه مردم دیگر می‌جنگد تا مسلمان شوند…
در حالی که قرآن برخی ستایش‌ها را برای مسیحیان ارائه می‌دهد، لحن کلی آن منفی است.

🔘نتیجه‌گیری درباره تعالیم منابع اسلامی در مورد جهان‌بینی نهایی اسلام نسبت به غیرمسلمانان

💢قرآن مقدار قابل‌توجهی از مطالب را ارائه می‌دهد که نفرت الله از غیرمؤمنان را نشان می‌دهد. آیات نقل‌شده در بالا به‌صورت زمانی با «دستور به جنگ» هم‌راستا هستند، یعنی همه آن‌ها در دوره مدینه رخ داده‌اند و پس از «دستور به جنگ» آمده‌اند. بذرهای رد، محکومیت و جدایی از «دیگری» از همان ابتدا در مکه وجود داشت. سپس «دستور به جنگ» الهیات اسلامی را به‌طور قابل‌توجهی درست پیش از هجرت محمد به مدینه تغییر داد. این بذرها در مدینه به رشد خود پایان دادند و میوه خشونت را به بار آوردند، زمانی که محمد قدرت بیشتری کسب کرد. در مدینه بود که اسلام واقعی، اسلام محمد، ماهیت واقعی خود را نشان داد.
این موضوع «دیگری» که باید به اسلام تسلیم شود، اصل زیربنایی رویکرد اسلام نسبت به غیرمسلمانان است. مسلمانان باید با پیشنهاد پذیرش اسلام به غیرمسلمانان نزدیک شوند. اگرمسلمین از نظر نظامی ضعیف باشند، باید صلح‌جو و پایدار در تبلیغ اسلام باقی بمانند. اگر مسلمین از نظر نظامی قوی باشند، باید از زور برای وادار کردن غیرمسلمانان به تسلیم استفاده کنند.
اسلام شناسان این دو نوع متضاد اسلام را به‌عنوان «اسلام مکی یا مدنی» شناسایی می‌کنند. در طول صدها سال از زمان محمد، این موضوع و این رویکرد بارها و بارها در تعاملات مسلمانان با غیرمسلمانان تکرار شده است. این را امروز در سراسر جهان اسلام در نحوه سوءاستفاده مسلمانان از اقلیت‌های غیرمسلمان می‌بینید. هرچه یک ملت یا منطقه اسلامی‌تر باشد، یعنی هرچه مسلمانان بیشتر اسلام محمد را اجرا کنند، سوءاستفاده از «دیگری» بیشتر است.

💢اقدامات محمد در تأیید سخنانش
پیش‌تر گفتیم: «اگر رویکرد استانداردی در اسلام نسبت به غیرمسلمانان وجود داشته باشد، باید همبستگی بین سخنان محمد (تعالیم اسلام) و اقدامات او وجود داشته باشد.» ضرب‌المثل «عمل بلندتر از کلام سخن می‌گوید» در اینجا مناسب است. اکنون فهرستی کوتاه از اقدامات محمد و مسلمین اولیه را مرور می‌کنیم تا ببینیم چگونه با سخنان او هم‌خوانی دارند.
محمد رویکردی یکسان داشت: رویارویی و استفاده از خشونت در صورت لزوم.
من به جزئیات سلسله حملات مداوم از زمان ورود محمد به مدینه تا مرگ او نمی‌پردازم، اما در اینجا یک طرح کلی کوتاه و زمانی ارائه می‌شود. تمامی این موارد در تاریخ طبری، جلدهای ۷، ۸، ۹ و ۱۰ یافت می‌شوند:
1️⃣• سال اول هجری: اولین حملات به کاروان‌ها و قبایل غیرمسلمان عرب.
2️⃣• سال دوم هجری: محمد جنگ با قریش را آغاز کرد، حمله به یهودیان بنی‌قینقاع.
3️⃣• سال سوم هجری: قتل کعب اشرف، ادامه حملات به اقوام مختلف.
4️⃣• سال چهارم هجری: حمله به یهودیان بنی‌نضیر، ادامه حملات به قبایل.
5️⃣• سال پنجم هجری: ادامه حملات به بت‌پرستان عرب، قتل‌عام یهودیان بنی‌قریظه.
6️⃣• سال ششم هجری: ادامه حملات به قبایل بت‌پرست عرب، اجازه تجاوز به بردگان زن.
7️⃣• سال هفتم هجری: حمله و به بردگی گرفتن یهودیان خیبر، شکنجه کِنانه.
8️⃣• سال هشتم هجری: حملات به قبایل بت‌پرست عرب، لشکرکشی به موته، فتح مکه.
9️⃣• سال نهم هجری: لشکرکشی به تبوک، تسلیم مسیحیان .

ادامه دارد …

@islie
👍98
🔘 کالبدشکافی یک نفرت: چرا مغز شما برای بیگانه‌ستیزی برنامه‌ریزی شده است؟
(خلاصه مقاله‌های رادیو زمانه ۱ ۲ ۳)

📌یادداشت ضروری: این تحلیل، توضیح «مکانیسم نفرت» و «ریشه‌های روان‌شناختی تعصب» با استفاده از پدیده افغان‌ستیزی به عنوان یک نمونه است و به هیچ وجه یک بیانیه سیاسی در مورد سیاست‌های مهاجرتی نیست. بحث بر سر این نیست که مرزها باید باز باشند یا بسته، یا اینکه وضعیت حقوقی مهاجران چه باید باشد. هدف این تحلیل، صرفاً نشان دادن این است که چگونه ذهن انسان، فارغ از درستی یا نادرستی موضع، می‌تواند در دام کلیشه و تفکر قبیله‌ای بیفتد.

▪️ چرا افغان‌ستیزی در ایران تا این حد فراگیر و ریشه‌دار است؟ چرا حتی افراد تحصیل‌کرده نیز گاهی در دام کلیشه‌های نژادپرستانه می‌افتند؟ پاسخ، فراتر از اقتصاد و سیاست، در معماری و سازوکار مغز ما نهفته است. برای درک این پدیده، باید از تحلیل‌های سطحی عبور کرده و با عینک دانیل کانمن، روانشناس برنده جایزه نوبل، به درون «ماشین ذهن» خود نگاه کنیم.

▪️ کانمن در کتاب «تفکر، سریع و آهسته» توضیح می‌دهد که ذهن ما دارای دو سیستم عامل است: سیستم ۱ (سریع و خودکار) که بر اساس شهود، احساسات و کلیشه‌ها عمل می‌کند و مسئول اکثر تصمیمات روزمره ماست. و سیستم ۲ (کند و تحلیلی) که منطقی، پرزحمت و نیازمند تمرکز است. مشکل اینجاست که سیستم ۲ ذاتاً «تنبل» است و مغز ما بر اساس «قانون حداقل تلاش»، ترجیح می‌دهد تا جای ممکن از سیستم ۱ استفاده کند. افغان‌ستیزی، محصول پیروزی این سیستم سریع و خطاکار بر سیستم کند و منطقی ماست.

▫️ مرحله اول: کلیشه‌سازی؛ راحت‌ترین مسیر برای مغز
وقتی با یک پدیده پیچیده مانند «بحران اقتصادی» یا «ناامنی» روبرو می‌شویم، سیستم ۲ برای تحلیل آن نیازمند صرف انرژی زیادی است. در مقابل، سیستم ۱ یک راه‌حل ساده و کم‌هزینه ارائه می‌دهد: پیدا کردن یک مقصر در دسترس. کلیشه‌هایی مانند «افغان‌ها کار ما را دزدیده‌اند» یا «مهاجران عامل جرم هستند»، پاسخ‌های آماده‌ای هستند که مغز را از زحمت تحلیل عمیق خلاص می‌کنند. این دقیقاً مانند «توهم مولر-لیر» است؛ حتی وقتی با خط‌کش اندازه می‌گیرید و می‌فهمید که دو خط برابرند (دانش سیستم ۲)، چشم شما (سیستم ۱) همچنان آنها را نابرابر می‌بیند. حتی اگر بدانید آمار جرائم مهاجران پایین است، مغز شما با دیدن یک خبر جنجالی، همان کلیشه را بازتولید می‌کند.

▫️ مرحله دوم: کاشتن نفرت در ناخودآگاه با «آماده‌سازی ذهنی» (Priming)
رسانه‌ها و گفتمان سیاسی، با تکرار مداوم کلماتی مانند «اتباع غیرمجاز»، «جاسوس» و «تهدید امنیتی» در کنار کلمه «افغانستانی»، به‌صورت ناخودآگاه شبکه‌ای از تداعی‌های منفی را در ذهن ما می‌کارند. این فرآیند «آماده‌سازی ذهنی» نام دارد. پس از مدتی، مغز شما بدون آنکه خودتان آگاه باشید، با شنیدن نام افغانستان، به‌صورت خودکار احساس ناامنی یا انزجار را فعال می‌کند. این مانند آزمایشی است که در آن، افرادی که با کلمات مرتبط با پیری (مثل خاکستری، فراموشی) آماده‌سازی شدند، ناخودآگاه آهسته‌تر راه می‌رفتند. به همین ترتیب، آماده‌سازی جامعه با اخبار منفی، واکنش‌های منفی را خودکار می‌سازد.

▫️ مرحله سوم: تله تهاجم کلامی؛ وقتی حامیان مهاجران هم در دام می‌افتند
در آن سوی ماجرا نیز سیستم ۱ در حال فعالیت است. وقتی حامیان حقوق مهاجران، هر منتقدی را بلافاصله با برچسب‌هایی مانند «فاشیست» یا «نژادپرست» خطاب می‌کنند، آنها نیز در حال استفاده از یک کلیشه سریع و کم‌هزینه هستند. این برچسب‌زنی، در طرف مقابل یک واکنش دفاعی شدید (Backfire Effect) ایجاد می‌کند و باعث می‌شود نه تنها حرف شما را نپذیرد، بلکه در موضع خود سرسخت‌تر شود. در واقع، هر دو طرف مناقشه، با تسلیم شدن به سیستم ۱ خود، امکان هرگونه گفتگوی منطقی و تحلیلی (که وظیفه سیستم ۲ است) را از بین می‌برند و چرخه نفرت را تقویت می‌کنند.

🔸 راه خروج چیست؟ فعال‌سازی سیستمِ تنبل
غلبه بر تعصبات ریشه‌دار، یک وظیفه شناختی سخت و پرهزینه است. این کار نیازمند فعال‌سازی آگاهانه سیستم ۲ است:
۱. شناسایی موقعیت‌های پرخطر: بدانیم که در زمان بحران اقتصادی یا پس از انتشار یک خبر جنجالی، سیستم ۱ ما آماده فریب خوردن است.
۲. مقاومت در برابر پاسخ‌های فوری: در مقابل وسوسه برچسب زدن یا پذیرش کلیشه‌ها مقاومت کنیم و از خود بپرسیم: «شواهد واقعی چه می‌گویند؟»
۳. تغییر تداعی‌ها: به جای تمرکز بر اخبار منفی، به دنبال روایت‌های انسانی و تعاملات مثبت با مهاجران باشیم تا به‌مرور، پیوندهای ذهنی جدیدی در مغزمان ایجاد کنیم.
در نهایت، باید بپذیریم که مبارزه با افغان‌ستیزی و هر نوع تعصب و نفرت‌پراکنی دیگری، مبارزه‌ای دائمی با تمایلات طبیعی مغز خودمان است. مسیر خردگرایی، یک سربالایی پرزحمت است، در حالی که لغزیدن به دره تعصب، آسان و بی‌دردسر. انتخاب میان این دو مسیر، انسانیت ما را تعریف می‌کند.

@khod2
👍146👎3🤣3
🔘 بازگشت به واقعیت: ۴۵ سال درجا زدن ایران در هیچ‌کجا

▪️ در یک مقاله تحلیلی قابل تامل در وبسایت هندی NDTV، سید زبیر احمد، روزنامه‌نگار کهنه‌کار، به کالبدشکافی ۴۵ سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی پرداخته و آن را یک «حرکت پرزحمت به سوی هیچ‌کجا» توصیف می‌کند. او استدلال می‌کند که پس از چهار دهه، شعارهای انقلابی ثابت مانده، اما نتیجه آن چیزی جز انزوا و شکست نبوده است؛ در حالی که آمریکا همچنان قدرتمندترین کشور جهان است و ایران به بمب هسته‌ای نرسیده است.

▪️ احمد می‌نویسد که ایران در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است. اولتیماتوم غرب برای توافق تا پایان ماه اوت و تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه، یک بلوف نیست؛ بلکه آخرین «مسیر فرار» است که در مقابل جمهوری‌اسلامی قرار داده شده. اما سوال اصلی این است: آیا رژیمی که تمام هویت خود را بر اساس دشمنی با غرب تعریف کرده، قادر به پذیرش یک راه‌حل عمل‌گرایانه است؟

▫️ چرا ایران در گذشته گیر کرده است؟

۱. تعریف هویت بر اساس «نفرت»

به گفته نویسنده، تراژدی بزرگ ایران این است که هویت خود را نه بر اساس آنچه «هست» (یک تمدن کهن، یک ملت بزرگ)، بلکه بر اساس آنچه از آن «متنفر» است (آمریکا، اسرائیل، غرب، سکولاریسم) بنا کرده است. این سیاست خارجی مبتنی بر نفرت، جز یک اقتصاد در حال کوچک شدن، تورم ۵۰ درصدی، فرار سرمایه و انزوای بین‌المللی، هیچ دستاوردی برای مردم ایران نداشته است. این یک «برهوت استریل» است که در آن، «هیچ، تنها به هیچ متصل می‌شود.»

۲. دو درسی که تهران هرگز نیاموخته است: ویتنام و چین

نویسنده دو نمونه تاریخی تکان‌دهنده را به عنوان مسیرهای جایگزین به ایران یادآوری می‌کند:

چین مائو: یک کشور ایدئولوژیک و کاملاً ضدغربی که در دهه ۷۰ میلادی، با یک چرخش عمل‌گرایانه، ضرورت تعامل با آمریکا را درک کرد. دیدار نیکسون از پکن، پایه‌های تبدیل چین به یک ابرقدرت جهانی را بنا نهاد.

ویتنام: کشوری که به وحشیانه‌ترین شکل ممکن توسط آمریکا بمباران شد. اما همین کشور، به جای انتقام، «صلح و آشتی» را انتخاب کرد. نویسنده با اشاره به موزه جنگ در ویتنا‌م می‌گوید: «آنها به جای بمب، دو کبوتر سفید را در قلب موزه جنگ خود قرار دادند.» امروز، آمریکا و ویتنام شرکای استراتژیک هستند.

۳. آینده ایران: کره شمالی یا ویتنام؟

مقاله نتیجه می‌گیرد که غرب به دنبال «تغییر رژیم» در ایران نیست؛ آنها از عواقب فاجعه‌بار آن در لیبی و عراق درس گرفته‌اند. آنها تنها می‌خواهند ایران شعارهای بی‌معنی خود را که به موزه جنگ سرد تعلق دارد، کنار بگذارد. منطقه در حال تغییر است، اسرائیل با همسایگان ایران روابط دیپلماتیک برقرار کرده و ایران در این میان تنها مانده است. انتخاب امروز تهران، میان «یک‌دندگی» و «بقا» است. آیا می‌خواهد ویتنام بعدی باشد یا کره شمالی بعدی؟

🔸 پراگماتیسم در برابر ایدئولوژی (Pragmatism vs. Ideology): این دوگانه، هسته اصلی مقاله و تراژدی ۴۵ ساله ایران است. پراگماتیسم یعنی انتخاب یک مسیر بر اساس نتایج عملی و منافع ملموس برای ملت، حتی اگر با شعارهای گذشته در تضاد باشد (مانند چین و ویتنام). در مقابل، ایدئولوژی یعنی پایبندی به یک سری اصول ثابت و تغییرناپذیر، حتی اگر به قیمت نابودی منافع ملی و فلاکت مردم تمام شود. نویسنده معتقد است جمهوری اسلامی در تله ایدئولوژی خود گرفتار شده و تنها راه نجات آن، یک چرخش بزرگ به سمت پراگماتیسم است. زمان به سرعت در حال گذر است.

@khod2
👍268🔥1
🔘نمونه کلیدی از عملکرد محمد در سال نهم هجری
✍️نویسنده:آرش

#بخش_ششم
و پایانی.

💢در نزدیکی تبوک، دهکده کوچک ماهیگیری مسیحی عیله در سرخلیج قرار داشت. مورخان مسلمان مختلف جزئیات مشابهی درباره ارتباط بین محمد و رهبران عیله ثبت کرده‌اند. به‌طور خلاصه، محمد فرمانی علیه این دهکده مسیحی صادر کرد. آن را با دقت بخوانید و توجه کنید که چگونه با سوره توبه، آیه ۲۹ هم‌خوانی دارد:
«به یوحنا بن رباح و سران عیله. درود بر شما! من خدا را برای شما ستایش می‌کنم، خدایی که جز او پروردگاری نیست. تا زمانی که به شما این‌گونه ننوشته‌ام، با شما نخواهم جنگید. ایمان بیاورید یا جزیه بپردازید. از پروردگار و محمد و فرستادگان محمد اطاعت کنید.
به آن‌ها احترام بگذارید و لباس‌های فاخر به آن‌ها بپوشانید، نه لباس‌های پست. به‌ویژه به زید لباس‌های فاخر بپوشانید. تا زمانی که فرستادگان من راضی باشند، من نیز راضی‌ام. شما میزان جزیه را می‌دانید. اگر امنیت در دریا و خشکی می‌خواهید، از پروردگار و محمد اطاعت کنید، و او شما را از هر ادعایی، چه از عرب و چه از خارجی، جز ادعای پروردگار و محمد، محافظت خواهد کرد. اما اگر مخالفت کنید و آن‌ها را ناراضی کنید، من هیچ‌چیز از شما نخواهم پذیرفت تا زمانی که با شما بجنگم، کودکانتان را اسیر کنم و بزرگسالان را بکشم. زیرا من به‌راستی رسول پروردگارم. به پروردگار و پیامبرانش و مسیح، پسر مریم، ایمان بیاورید؛ به‌راستی او کلمه خداست: من به او ایمان دارم که فرستاده خدا بود. پس پیش از آنکه مصیبت به شما برسد، بیایید. من فرستادگانم را به شما توصیه می‌کنم. به حرملة سه پیمانه جو بدهید. و به‌راستی حرملة برای شما شفاعت کرده است. برای من، اگر به خاطر پروردگار و این شفاعت نبود، هیچ پیامی برایتان نمی‌فرستادم تا زمانی که ارتش را ببینید. اما اکنون، اگر از فرستادگان من اطاعت کنید، خدا و محمد و هر که به او تعلق دارد | حامی شما خواهند بود. اکنون فرستادگان من شرحبیل، عبید، حرملة و حریث بن زید هستند. تضمین خدا و محمد، رسول او، با شماست، و اگر تسلیم شوید، درود بر شما. و مردم مکین را به سرزمینشان بازگردانید.»

💢آیا می‌بینید که سخنان محمد به عیله چگونه با سوره توبه، آیه ۲۹ هم‌خوانی دارد؟ به‌طور مسالمت‌آمیز حاکمیت اسلام را بپذیرید، یا کشته شوید و زنان و کودکانتان به بردگی گرفته شوند.
(ادامه فهرست خشونت‌های محمد و خلفا):
• سال دهم هجری: حمله به یمن.
• سال یازدهم هجری: مرگ محمد، ابوبکر به مرتدان حمله کرد تا آن‌ها را به اسلام بازگرداند.
• سال دوازدهم هجری: ابوبکر جنگ علیه مرتدان و حملات به سرزمین‌های غیرمسلمان را ادامه داد.
• سال سیزدهم هجری: مرگ ابوبکر، عمر به سوریه حمله کرد و آن را فتح کرد.
• سال چهاردهم هجری: عمر برای گسترش پادشاهی الله، حاکمیت اسلام، به حملات ادامه داد و کشتار ایرانیان و…..
آیا مفهوم اسلام را درک کردید؟
اسرائیل، پارسیان، عراق و مصر به‌سرعت زیر حملات ارتش‌های مسلمان که به غیرمسلمانان می‌گفتند «اسلام را بپذیرید تا در امان باشید» سقوط کردند.
تاریخ اسلام به ما می‌گوید که خشونت، جنگ، حملات و غارت، بردگی، تجاوز و ترورها هنجار جامعه محمد بودند.

💢نتیجه‌گیری: جهان‌بینی اسلامی: اسلام از شما متنفر است
دستورات و تعالیم محمد در قرآن، حدیث و سیره با اقدامات او که در این منابع شرح داده شده‌اند، تأیید می‌شوند. سخنان و اقدامات او دست در دست هم پیش می‌روند. به‌طور جداگانه یا با هم، جهان‌بینی اسلامی می‌گوید که شما «دیگری» هستید و اگر تسلیم شدن به محمد/الله را رد کنید، دشمن الله هستید و باید با شما جنگید تا بمیرید یا به اسلام تسلیم شوید.
امروزه در سراسر جهان، مسلمانان واقعی و متعهد به روش‌های مختلفی اسلام را بر غیرمسلمانان تحمیل می‌کنند. خشونت ویژگی برجسته کار آن‌هاست. الله مقرر کرده که اسلام باید برتری یابد، پادشاهی او باید بر زمین برقرار شود، و کسانی که در زمین مقاومت می‌کنند باید به‌صورت فیزیکی مجازات شوند.
سخنان و اقدامات محمد اقدامات مردی متمرکز بر صلح نیستند، بلکه اقدامات مردی متمرکز بر فتح‌اند. اسلام از شما متنفر است. وضعیت غیرمسلمانان در کشورهای با اکثریت مسلمان را مشاهده کنید تا جهان‌بینی واقعی اسلام را ببینید و بشنوید.

@islie
👍1913
🔘 صدایی از قلب آمریکا: چرا مماشات با بنیادگرایی دینی شکست خورده است؟

▪️ برای درک سیاست آینده آمریکا در قبال ایران، تحلیل گزارش‌های استراتژیک کافی نیست؛ باید به صدای مردم و روشنفکران محلی در قلب آمریکا نیز گوش داد. مقاله‌ای از کارل فاولر، استاد بازنشسته، در یک روزنامه محلی در تگزاس، پنجره‌ای به این ذهنیت باز می‌کند. این مقاله، نماینده تفکری است که سیاست را نه پیچیده، که یک نبرد اخلاقی ساده می‌بیند.

▪️ از دیدگاه فاولر، دلارهای اوباما نشانه «ضعف» بود و درست مانند دادن چکسلواکی به هیتلر، تنها به جسورتر شدن طرف مقابل منجر شد. در مقابل، بمب‌های ترامپ، تنها زبانی بود که «حاکمان مستبد» و «بنیادگرایان مذهبی» آن را می‌فهمند. او می‌نویسد: «بنیادگرایی مذهبی برای زندگی ارزشی قائل نیست - نه برای دیگران و نه برای خود.»

▫️چرا این صدا مهم است؟


۱. قدرت «وضوح اخلاقی» در برابر پیچیدگی‌های ژئوپولیتیک

تحلیل فاولر شاید فاقد پیچیدگی‌های دیپلماتیک باشد، اما قدرت آن در «وضوح اخلاقی» آن نهفته است. برای میلیون‌ها نفر در غرب، این یک بازی شطرنج پیچیده نیست؛ بلکه یک تقابل ساده میان ارزش‌های جهان‌شمول و یک ایدئولوژی مبتنی بر نفرت است. وقتی آنها شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را می‌شنوند، آن را با حافظه تاریخی خود از هولوکاست و دیگر فجایع قرن بیستم مقایسه می‌کنند و هرگونه مماشات را غیرقابل درک و غیرقابل دفاع می‌دانند.

۲. شکست «نظریه بازیگر عقلانی»

این مقاله به طور ناخودآگاه، ضعف یک نظریه مهم در روابط بین‌الملل را نشان می‌دهد: «نظریه بازیگر عقلانی» (Rational Actor Theory). این نظریه فرض می‌کند که دولت‌ها بر اساس محاسبه هزینه و فایده مادی عمل می‌کنند. ارسال پول (یک انگیزه مادی) طبق این نظریه باید ایران را به سمت همکاری سوق می‌داد، اما نداد. چرا؟ چون جمهوری اسلامی یک «بازیگر ایدئولوژیک» است، نه یک بازیگر عقلانی. منطق آن نه بر اساس منافع ملی، که بر اساس یک رسالت انقلابی و بنیادگرایانه استوار است؛ منطقی که برای یک استاد بازنشسته در تگزاس، قابل درک نیست.

۳. صدایی که سیاست را شکل می‌دهد

صدای فاولر، صدای یک فرد نیست؛ پژواک صدای بخش بزرگی از جامعه غربی است که سیاستمداران نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. همین «خشم اخلاقی» عمومی است که به رهبرانی مانند ترامپ، فضای سیاسی لازم برای اتخاذ اقدامات سخت‌گیرانه را می‌دهد و دست حامیان مذاکره و مماشات را می‌بندد. این افکار عمومی، در نهایت به یک نیروی سیاسی قدرتمند تبدیل می‌شود که می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.

🔸 شفافیت اخلاقی (Moral Clarity): این مفهوم، کلید درک این ذهنیت است. در دنیای پیچیده سیاست، جایی که اغلب مرز بین خیر و شر مشخص نیست، روایت‌هایی که یک «شفافیت اخلاقی» مطلق ارائه می‌دهند (ما خوبیم، آنها شیطانند)، قدرت بسیج‌کنندگی فوق‌العاده‌ای دارند. دونالد ترامپ این قدرت را به خوبی درک می‌کند. جمهوری اسلامی با رفتار خود به ترامپ و حامیانش این مجوز را می‌دهد که با وجدانی آسوده، هر اقدام قاطعی را علیه آن توجیه کنند.

🔸 نظریه بازیگر عقلانی (Rational Actor Theory): یکی از نظریه‌های کلیدی در روابط بین‌الملل که فرض می‌کند دولت‌ها به عنوان یک واحد یکپارچه و عقلانی عمل می‌کنند. بر این اساس، یک دولت همیشه گزینه‌ای را انتخاب می‌کند که با کمترین هزینه، بیشترین سود و منفعت (معمولاً امنیت و قدرت) را برایش به ارمغان بیاورد. مشکل این نظریه زمانی آشکار می‌شود که با دولت‌های ایدئولوژیک یا انقلابی روبرو می‌شود. این دولت‌ها ممکن است بر اساس باورهای بنیادین خود، دست به اقداماتی بزنند که از نظر یک ناظر خارجی، کاملاً غیرعقلانی و حتی خودویرانگر به نظر می‌رسد، زیرا «منفعت» را نه به صورت مادی، که به صورت ایدئولوژیک تعریف می‌کنند.

@khod2
👍1412
Forwarded from حافظه تاریخی
میرحسین موسوی، ۱۷ تیر ۱۳۶۰:
سیاست ضدصهیونیستی را تا آزاد کردن تمام سرزمین‌های اشغال‌شده در فلسطین و قدس ادامه خواهیم داد
ما می‌خواهیم سیاست‌ خارجی‌مان یک ارتباط ناگسستنی با مبارزه با صهیونیسم در منطقه داشته باشد
@hafezeye_tarikhi
😁16🤣8🤬3👎2
Forwarded from حافظه تاریخی
میرحسین موسوی، اسفند ۱۳۶۱:
اینکه حکومت اسلامی کودکان و زنان را می‌کشد شایعه و کذب محض و ساخته رسانه‌های گروهی امپریالیستی است

نامه حسینعلی منتظری به روح‌الله خمینی، مهر ۱۳۶۰:
دختران ۱۳، ۱۴ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند اعدام شده‌اند
@hafezeye_tarikhi
🤬30🤯1
🔘 معمار امنیت ملی بایدن سکوت را شکست: چرا جیک سالیوان نگران سیاست ترامپ در قبال ایران است؟

▪️ جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت بایدن، در مصاحبه‌ای که به بهانه انتشار کتابی جدید در مورد افول ذهنی جو بایدن انجام شد، ضمن دفاع از عملکرد رئیس‌جمهور سابق، تلاش کرد تا روایتی متفاوت از آشفتگی‌های سال پایانی دولت بایدن ارائه دهد.

▪️ سالیوان، نماینده آن بخش از تشکیلات سیاست خارجی واشنگتن است که معتقد است «مدیریت» جمهوری اسلامی از طریق دیپلماسی، هرچقدر هم که سخت و فرسایشی باشد، به مراتب کم‌هزینه‌تر از «رویارویی» با آن است. صحبت او در رابطه با این موضوع در شرایط فعلی، نشان‌دهنده نگرانی عمیق این طیف از حرکت سریع ترامپ به سمت یک نقطه بی‌بازگشت و تلاش برای ایجاد یک ترمز در برابر این سیاست است.

▪️ این جریان فکری، از سوی سالیوان و بلینکن، استدلال می‌کند که فشار نظامی حداکثری و تهدید به جنگ، نه تنها جمهوری‌اسلامی را به تسلیم وادار نمی‌کند، بلکه با به قدرت رساندن تندروها و تحریک آنها به اقدامات رادیکال، منطقه را به سمت یک فاجعه سوق می‌دهد. آنها معتقدند ترامپ در حال نابود کردن آخرین روزنه‌های دیپلماسی است.

مطلب مرتبط:
🔘 «معامله مخفی» بلینکن: کالبدشکافی یک ادعا و سوءاستفاده تبلیغاتی از آن


▫️ سه ریشه نگرانی سالیوان

۱. ترس از یک جنگ غیرقابل‌کنترل

هسته اصلی تفکر سالیوان، ترس از یک «خطای محاسباتی» است. او و همفکرانش نگرانند که فشار بیش از حد از سوی ترامپ و اسرائیل، جمهوری اسلامی را به سمت یک اقدام انتحاری (مانند اعلام خروج از NPT یا یک حمله بزرگ نیابتی) سوق دهد که یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار را کلید بزند. از دید آنها، ترامپ با آتش بازی می‌کند و عواقب آن را نمی‌سنجد.

۲. باور به پروپاگاندای «ایران قدرتمند»

این جریان، تحت تأثیر سال‌ها پروپاگاندای جمهوری اسلامی، تصویری اغراق‌آمیز از قدرت نظامی و نفوذ منطقه‌ای ایران در ذهن دارد. آنها صدای بلند اقلیت حاکم را با صدای اکثریت خاموش جامعه ایران اشتباه می‌گیرند و معتقدند پروژه هسته‌ای و نظامی ایران یک «پشتوانه ملی» دارد. این تحلیل غلط، آنها را به این نتیجه می‌رساند که هرگونه تلاش برای حذف این برنامه‌ها با زور، به یک جنگ طولانی و پرهزینه با «ملت» ایران منجر خواهد شد، نه فقط با رژیم.

۳. دفاع از یک میراث در حال نابودی

در نهایت، این یک نبرد برای دفاع از «میراث» است. سیاست خارجی دولت اوباما و بایدن بر پایه این اصل بنا شده بود که می‌توان ایران را از طریق توافقات بین‌المللی کنترل و «عادی‌سازی» کرد. رویکرد تهاجمی ترامپ، که به دنبال تسلیم یا نابودی رژیم است، بطلان کامل این دکترین است. صحبت سالیوان، تلاشی است برای دفاع از اعتبار آن میراث و جلوگیری از پاک شدن کامل آن از تاریخ سیاست خارجی آمریکا.

🔸 معماران نظم پیشین در برابر بولدوزر نظم جدید: این بهترین توصیف برای تقابل فعلی در واشنگتن است. جیک سالیوان و تیم او، «معماران» یک نظم مبتنی بر دیپلماسی، موازنه قوا و توافقات چندجانبه هستند. در مقابل، دونالد ترامپ مانند یک «بولدوزر» عمل می‌کند که به دنبال تخریب ساختارهای قدیمی و ایجاد یک نظم جدید بر اساس قدرت عریان، معاملات دوجانبه و نتایج سریع و ملموس است. نبرد بر سر ایران، در واقع صحنه اصلی این برخورد دو جهان‌بینی متفاوت در مورد نحوه اداره جهان است.


@khod2
👍16👎65🤔2
🔘 توهم قدرت در تهران: رژیم همزمان با ارسال سلاح برای حوثی‌ها، با واقعیت شکست روبروست

▪️ در حالی که وزیر دفاع آمریکا، پیت هگزت، در پنتاگون میزبان همتای اسرائیلی خود، یسرائیل کاتس، بود و با افتخار از «نابودی» سه سایت هسته‌ای ایران در عملیات مشترک «چکش نیمه‌شب» سخن می‌گفت، جمهوری اسلامی در حال تکرار همان خطاهایی بود که این فاجعه را رقم زد. وزیر دفاع آمریکا تأکید کرد که این عملیات، «منطقه و جهان را تغییر داد» و پیامی روشن برای همه بود.

▪️ اما به نظر می‌رسد این پیام به تهران نرسیده است. بر اساس گزارش تحقیقی CNN، جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، با ارسال یک محموله عظیم ۷۵۰ تنی سلاح برای حوثی‌ها در یمن و افزایش حملات پهپادی به میادین نفتی در کردستان عراق، تلاش می‌کند نشان دهد که «هیچ چیز تغییر نکرده» و محور مقاومت همچنان پابرجاست.

▪️ این رفتار دوگانه، یک «کوری استراتژیک» عمیق را به نمایش می‌گذارد. در حالی که تحلیلگران بین‌المللی از فروپاشی دکترین امنیتی و انزوای دیپلماتیک بی‌سابقه جمهوری‌اسلامی سخن می‌گویند، بخش تندرو در حاکمیت همچنان بر طبل جنگ نیابتی و بی‌ثبات‌سازی منطقه می‌کوبد.

@khod2
👍145👎1👌1💯1
🔘 ورشکستگی حکمرانی: ایران در آتش بی‌کفایتی، از قطع آب تا پارانویای امنیتی

▪️ در حالی که مقامات جمهوری اسلامی درگیر رجزخوانی‌های خارجی و تهدید هستند، ایران در داخل، در حال تجربه یک «فروپاشی آبشاری» تمام‌عیار است. از قطع سراسری آب و برق در اوج گرمای بی‌سابقه گرفته تا آتش‌سوزی در بزرگترین پالایشگاه کشور، اختلال در شبکه بانکی، و قتل شهروندان به دست نیروهای نظامی؛ به نظر می‌رسد رژیم کنترل خود را بر ابتدایی‌ترین امور کشور نیز از دست داده است.

▪️ این یک بحران مدیریت نیست؛ این یک «ورشکستگی حکمرانی» است. وضعیتی که در آن یک حکومت، نه تنها توانایی حل مشکلات را ندارد، بلکه با اولویت‌های ایدئولوژیک خود، فعالانه در حال نابودی منابع و امنیت شهروندانش است. در حالی که مردم برای یک قطره آب و ساعتی برق له له می‌زنند، تمرکز حاکمیت بر ارسال سلاح برای نیروهای نیابتی، برگزاری ایست‌های بازرسی برای شکار «جاسوس»، و لجبازی با افکار عمومی با بازگرداندن چهره‌های فاسد است.

▫️ کالبدشکافی یک فروپاشی چندلایه

۱. فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی: بازگشت به عصر ماقبل مدرن
بحران آب و برق دیگر یک «تنش» فصلی نیست؛ یک واقعیت دائمی است. با رسیدن ذخایر سدهای تهران به پایین‌ترین سطح در یک قرن اخیر (تنها ۱۴٪ ظرفیت)، مقامات آبفا به جای پذیرش مسئولیت، رسماً به مردم می‌گویند: «تانکر بخرید، ما مسئول آب طبقه دوم به بالای شما نیستیم!» این سلب مسئولیت آشکار، در کنار قطع گسترده برق در گرمای ۵۰ درجه و خاموشی پالایشگاه آبادان، نشان می‌دهد که زیربنای تمدنی کشور در حال فروریختن است و شهروندان برای بقا، باید به ابزارهای فردی و ابتدایی پناه ببرند.

۲. فروپاشی امنیت اجتماعی: وقتی حکومت، دشمن شهروند می‌شود

در پی شکست نظامی، پارانویای امنیتی رژیم اکنون به داخل مرزها معطوف شده است. ایست‌های بازرسی که برای شکار «جاسوسان موساد» برپا شده‌اند، به ماشین کشتار شهروندان بی‌گناه تبدیل شده‌اند. قتل هولناک اعضای یک خانواده، از جمله یک کودک سه‌ساله، در خمین به دست نیروهای بسیج، تنها به ظن واهی، نشان می‌دهد که جان شهروند دیگر هیچ ارزشی ندارد. این در کنار بازگشت وقیحانه کاظم صدیقی به تریبون نماز جمعه، پیام روشنی دارد: رژیم نه تنها از مردم محافظت نمی‌کند، بلکه عمداً با احساسات و امنیت روانی آنها لجبازی می‌کند.

۳. فروپاشی اقتصاد و انزوای جهانی: قطع آخرین شریان‌ها

اختلال گسترده در شبکه کارتخوان‌ها و عابربانک‌ها، در کنار محدودیت‌های فلج‌کننده اینترنت که به نابودی ۴۰۰ هزار کسب‌وکار آنلاین منجر شده، نشان‌دهنده جنگ حکومت با اقتصاد دیجیتال است. همزمان، صنعت هوانوردی کشور با لغو پروازهای بین‌المللی و تبدیل شدن آسمان ایران به یک «منطقه ممنوعه» برای ایرلاین‌های معتبر، عملاً در انزوای کامل قرار گرفته است. این یعنی قطع آخرین پل‌های ارتباطی و اقتصادی ایران با جهان خارج.

🔸 راه سوم؛ محکوم به شکست در برابر استبداد اصلاح‌ناپذیر
در میانه این فروپاشی، صدای جامعه مدنی با طرح «راه سوم» و درخواست رفراندوم بلند شده است. اما تاریخ جمهوری اسلامی یک درس بی‌رحمانه به ما می‌آموزد: این رژیم هرگز با مخالفان خود گفتگو نمی‌کند؛ آنها را سرکوب می‌کند. از نگاه یک سیستم امنیتی-ایدئولوژیک که در پارانویای بقا غرق شده، درخواست رفراندوم نه یک «راه‌حل سیاسی»، که یک «تهدید امنیتی» و تلاشی برای «براندازی نرم» است. پاسخ حاکمیت به چنین درخواستی، نه باز کردن درهای گفتگو، که زندان، افزایش فشار بر فعالان مدنی، و استفاده از گلوله خواهد بود. بنابراین، «راه سوم»، با تمام منطقی که در خود دارد، به احتمال قریب به یقین به سرنوشت تمام تلاش‌های اصلاحی پیشین دچار شده و در برابر دیوار بتنی استبداد اصلاح‌ناپذیر، محکوم به شکست است.

@khod2
👍2410
ایران ویران
ایران بی آب
ایران گرسنه
تجزیه میشود و هر تکه اش را یک گرگ می درد

ایران با جمهوری اسلامی تمام میشود

بماند به یادگار
@khod2
👎45👍15💯12😢93😁2💔1
با این روند و اراده ما ملت ایران
یقینا سقوط و رژیم چنج دور از دسترس است
اصلاحات و پوست اندازی بنظر در دسترس تر است.


@khod2
👍35👎15😁2🤣2😱1
🔘 کالبدشکافی یک «ضدانقلاب»: شاه چگونه «هویت مبتنی بر نفرت» را ۴۵ سال پیش تشخیص داد؟

▪️ چندی پیش، تحلیلی از سید زبیر احمد را بیان کردیم که استدلال می‌کرد تراژدی بزرگ ایران این است که هویت خود را نه بر اساس آنچه «هست»، بلکه بر اساس آنچه از آن «متنفر» است (آمریکا، اسرائیل، غرب) بنا کرده است. اما تکان‌دهنده‌تر این است که این تحلیل، کشف جدیدی نیست. محمدرضا شاه پهلوی، ۴۵ سال پیش، در آخرین مصاحبه خود، دقیقاً همین منطق را در ذهن بنیان‌گذار جمهوری اسلامی کالبدشکافی کرده بود.

▪️ شاه در آن مصاحبه تاریخی، ریشه رفتار روح‌الله خمینی را نه یک برنامه سیاسی برای آینده، که یک عقده روانی برای گذشته می‌داند. او می‌گوید:
«او [خمینی] نه به فکر کشور و آینده‌اش، که تنها اسیر «نفرت از من» است... او فقط می‌خواهد من را نابود کند... او فکر می‌کند تاریخ ایران با شخص خودش آغاز می‌شود... او می‌خواهد تاریخ ایران محو شود».


▪️ این تشخیص، فراتر از یک تحلیل شخصی، یک پیش‌بینی دقیق از سرنوشت یک انقلاب بود. شاه فهمیده بود که با یک «انقلاب» که به دنبال ساختن آینده است روبرو نیست؛ بلکه با یک «ضدانقلاب» طرف است که برای نابودی گذشته آمده است.

▫️ از نفرت شخصی تا ایدئولوژی حکومتی

۱. تبدیل «نفرت» به «هویت»

شاه به درستی تشخیص داد که موتور محرکه خمینی، یک «نفرت» عمیق و شخصی از او و نمادهای دوران اوست. پس از پیروزی انقلاب، این نفرت شخصی، به «موتور محرکه یک ایدئولوژی حکومتی» تبدیل شد. «شاه» به عنوان نماد، جای خود را به مفاهیم کلی‌تری مانند «طاغوت»، «استکبار جهانی»، «غرب‌زدگی» و «صهیونیسم» داد. جمهوری اسلامی برای بقای خود، نیاز داشت که این «دشمن» را زنده و فعال نگه دارد، زیرا هویتش نه بر اساس یک برنامه سازنده، که بر اساس نفی و انهدام این دشمنان تعریف شده بود.

۲. انقلابی برای نابودی تاریخ

سخن شاه مبنی بر اینکه خمینی می‌خواهد «تاریخ ایران را محو کند» و معتقد است «در تاریخ ایران حتی یک پادشاه خوب وجود نداشته»، دقیقاً همان سیاستی است که در ۴۵ سال گذشته اجرا شد. این یک پروژه سیستماتیک برای گسست کامل از گذشته و بازنویسی تاریخ بر اساس ایدئولوژی جدید بود. این یک انقلاب نبود که گذشته را نقد کند و از آن بیاموزد؛ یک ضدانقلاب بود که گذشته را به طور کامل انکار می‌کرد تا بتواند خود را تنها حقیقت موجود معرفی کند.

۳. تله «سیاست مبتنی بر نفرت»

رژیمی که هویتش بر پایه نفرت از یک دشمن خارجی بنا شده، هرگز نمی‌تواند با آن دشمن صلح کند. صلح، به معنای یک بحران هویتی و فروپاشی دلیل وجودی رژیم است. به همین دلیل است که امروز، حتی در ضعیف‌ترین موضع خود، جمهوری اسلامی قادر به یک چرخش عمل‌گرایانه (مانند چین یا ویتنام) نیست. پذیرش «غنی‌سازی صفر» یا یک توافق پایدار، نه یک شکست سیاسی، که یک خودکشی هویتی برای آنهاست. آنها در تله نفرتی که خودشان خلق کرده‌اند، گرفتار شده‌اند.

🔸 هویت مبتنی بر نفی (Identity Based on Negation): یک مفهوم کلیدی در علوم سیاسی و روانشناسی اجتماعی که وضعیت یک فرد یا یک سیستم را توصیف می‌کند که خود را نه بر اساس ویژگی‌های مثبت و سازنده (آنچه هست)، بلکه بر اساس آنچه با آن مخالف است و از آن نفرت دارد (آنچه نیست) تعریف می‌کند. چنین هویتی برای بقای خود، به طور دائم به یک «دشمن» نیاز دارد. این دشمن، دلیل وجودی آن سیستم است و بدون آن، هویت از هم می‌پاشد. این دقیقاً همان تله‌ای است که شاه ۴۵ سال پیش به آن اشاره کرد و جمهوری اسلامی امروز در آن دست و پا می‌زند.


@khod2
👍4217🔥3👏2👎1
فرمود که: تو یه لحظه نه برق داریم نه آب نه اینترنت، گاز رو هم خودم بستم چون وقتی همه این‌ها قطعه اون وصل باشه خطرناکه...
@khod2
😁30👌2👍1🔥1
🔘 بهای پیروزی: اولتیماتوم اروپا به ایران و باتلاق اسرائیل در سوریه
(بررسی گزارش‌های مرکز مطالعات جنگ ۱۷، ۱۸ و ۱۹ ژوئیه + بروزرسانی)

▪️ در حالی که فرماندهان جدید و بی‌تجربه سپاه و ارتش، درمانده از عملکرد سامانه‌های داخلی، با برگزاری جلسات اضطراری به دنبال خرید پدافندهای پیشرفته خارجی برای ترمیم سپر هوایی ویران‌شده خود هستند، جهان خارج منتظر بازسازی ایران نمانده و بازی وارد مرحله‌ای جدید و آشوبناک شده است. اکنون بهای سنگین «پیروزی ناقص» اسرائیل و «شکست» ایران، در دو جبهه کلیدی نمایان شده است: در جبهه دیپلماتیک، اروپا با تعیین ضرب‌الاجل «پایان آگوست» برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، آخرین میخ را بر تابوت مذاکره می‌کوبد و در جبهه منطقه‌ای، خلأ قدرت ناشی از عقب‌نشینی سوریه در استان سویدا، به یک باتلاق فرقه‌ای خونین و یک شکست استراتژیک برای اسرائیل و منطقه تبدیل شده است.

▪️ تروئیکای اروپایی (E3) و ایران برای برگزاری مذاکرات هسته‌ای در هفته آینده به توافق رسیده‌اند، اما این یک گفتگوی دیپلماتیک نیست؛ یک اولتیماتوم است. اروپا صراحتاً هشدار داده که اگر «نتایج ملموس» حاصل نشود، مکانیسم ماشه را فعال می‌کند. ایران با برگزاری دور جدید مذاکرات هسته‌ای با تروئیکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) «در هفته آینده» موافقت کرده است. این مذاکرات، در واقع یک «دادگاه دیپلماتیک» است که در آن حکم از پیش صادر شده و تنها فرصتی برای تسلیم داده می‌شود.

▪️ اما فاجعه‌بارترین پیامد، در جنوب سوریه در حال وقوع است. اسرائیل که با حملات هوایی سنگین، نیروهای دولت انتقالی سوریه را برای «حفاظت از دروزی‌ها» از استان سویدا بیرون راند، اکنون با یک خلأ امنیتی و جنگ تمام‌عیار داخلی میان قبایل دروزی و بادیه‌نشینان سنی روبروست. این هرج‌ومرج به حدی است که اسرائیل پس از چند روز، در یک عقب‌نشینی آشکار، مجبور به پذیرش آتش‌بس و «اجازه» بازگشت محدود نیروهای سوری برای کنترل اوضاع شده ولی آتش‌بس هم به شکلی خشونت‌بار فروپاشیده است و گزارش‌ها از بیش از ۱۰۰۰ کشته و اعدام‌های خیابانی حکایت دارد.

▫️سه پرده از یک تراژدی

۱. باتلاق سوریه: پیروزی تاکتیکی، شکست استراتژیک

آنچه در سویدا رخ داد، یک نمونه کلاسیک از «پیامدهای ناخواسته» است. اسرائیل با هدف حذف نفوذ ایران و دولت مرکزی سوریه، یک پیروزی نظامی به دست آورد، اما در عمل یک «دولت ناکام» کوچک و یک منطقه جنگی جدید در مرزهای خود ایجاد کرد. این وضعیت، که اکنون با ورود شبه‌نظامیان قبیله‌ای از سراسر سوریه در حال تشدید است، نشان می‌دهد که حذف یک دشمن، لزوماً به معنای ایجاد ثبات نیست و گاهی به هرج‌ومرجی خطرناک‌تر منجر می‌شود.

۲. عراق: تلاش ناکام ایران برای تثبیت نفوذ

در عراق، فشارهای آمریکا باعث شد نخست‌وزیر این کشور، قانون جنجالی «سازمان حشد الشعبی» را (حداقل به طور موقت) از دستور کار مجلس خارج کند. این قانون به دنبال ادغام شبه‌نظامیان وفادار به ایران در ساختار رسمی نیروهای مسلح عراق بود تا نفوذ تهران را نهادینه کند. همزمان، حملات پهپادی به میادین نفتی کردستان عراق، که احتمالاً توسط گروه‌های نیابتی ایران انجام شده، تلاشی برای فشار اقتصادی و به هم زدن توافقات انرژی میان کردستان و بغداد است. این نشان می‌دهد نبرد برای کنترل عراق میان تهران و واشنگتن همچنان ادامه دارد.

۳. دیپلماسی اولتیماتوم: آخرین شانس ایران

اولتیماتوم اروپا برای فعال‌سازی ماشه، جدی‌ترین تهدید دیپلماتیک علیه ایران است. با توجه به اینکه ایران هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی در مورد «حق غنی‌سازی» نشان نمی‌دهد، به نظر می‌رسد که این مذاکرات از پیش شکست‌خورده است. اروپایی‌ها با این کار، در حال ساختن یک پرونده حقوقی و سیاسی برای توجیه انزوای کامل ایران هستند. اگر تهران به بازی اتلاف وقت ادامه دهد، فعال‌سازی ماشه و بازگشت تمام تحریم‌های سازمان ملل، محتمل‌ترین گزینه در ماه سپتامبر خواهد بود.

🔸 بالکانیزاسیون (Balkanization): این اصطلاح در علوم سیاسی و ژئوپولیتیک، به فرآیند تجزیه خشونت‌آمیز یک منطقه یا کشور به واحدهای کوچکتر، متخاصم و اغلب مبتنی بر قومیت یا دین اطلاق می‌شود. این نام از جنگ‌های بالکان در دهه ۱۹۹۰ گرفته شده که منجر به فروپاشی یوگسلاوی شد. وضعیت فعلی استان سویدا در سوریه، که در آن گروه‌های دروزی و بادیه‌نشینان سنی در یک جنگ داخلی خونین گرفتار شده‌اند، نمونه کوچکی از خطر بالکانیزاسیون است که می‌تواند پس از فروپاشی یک قدرت مرکزی، کل منطقه را در بر بگیرد.


@khod2
👍218👎4😁1
🔘مقدمه
📜 تاریخ خلافت اسلامی پس از مرگ محمد
✍️ نویسنده: آرش
💢درود بر دوستداران تاریخ اسلام.
در این مجموعه، قصد داریم با کمک ادمین های مجموعه دروغ‌ها و خرافات اسلام ،تاریخ پرفرازونشیب خلافت اسلامی را برای شما روایت کنیم.
این روایت بر پایه منابع معتبر تاریخی شکل گرفته که از پیشگفتار کتاب ارزشمند «خلافت» نوشته سر ویلیام مویر استخراج شده‌اند.
برای نگارش این تاریخ از منابع اصلی و کهن عربی مانند «تاریخ» طبری، «سالنامه‌های» ابن اثیر، و همچنین آثار مکمل مانند «تاریخ خلفا»ی ویل، پاپیروس‌های عربی مجموعه آرشیدوک راینر (ویرایش ی. کاراباچک)، پاپیروس‌های یونانی موزه بریتانیا (ویرایش اچ. آی. بل)، و «یادداشت درباره فتح شام» نوشته ام. ژ. دو گوی استفاده کرده‌ام. همچنین، برای تحلیل‌های عمیق‌تر، از کتاب «امپراتوری عربی و سقوط آن» نوشته ولهاوزن بهره برده‌ام. این منابع، که در ادامه فهرست شده‌اند، به من امکان داده‌اند تا نگاهی دقیق و منصفانه به این دوره تاریخی ارائه کنم. همراه من باشید تا سفری به گذشته داشته باشیم و داستان خلافت را با هم مرور کنیم!
✍️منابع استفاده‌شده:
• «تاریخ» طبری (وفات ۹۲۳ م)
• «سالنامه‌ها»ی ابن اثیر (وفات ۶۳۰ هـ.ق)
• «تاریخ خلفا» نوشته گوستاو ویل (جلدهای I-III، مانهایم، ۱۸۶۴-۱۸۵۱؛ جلدهای IV-V، اشتوتگارت،(۱۸۶۰_۱۸۶۲)
• پاپیروس‌های عربی از مجموعه آرشیدوک راینر، ویرایش ی. کاراباچک
• پاپیروس‌های یونانی موزه بریتانیا، ویرایش اچ. آی. بل
• «یادداشت درباره فتح شام» نوشته ام. ژ. دو گوی
• «امپراتوری عربی و سقوط آن» نوشته یوهان ولهاوزن
• «بغداد» نوشته لو استرنج (برای نقشه بغداد)

💢پیشگفتار
سر ویلیام مویر در پیشگفتار ویرایش دوم (1891) می‌نویسد:
این کتاب ابتدا قرار بود خلاصه‌ای از «سالنامه‌های خلافت اولیه»¹، با ادامه تا سقوط عباسیان باشد. اما هرچه پیش رفتم، فهمیدم مطالب کمتر از آنچه فکر می‌کردم قابل‌فشرده‌سازی است. نتیجه، کتابی بسیار مفصل‌تر از انتظارم شد. بااین‌حال، امیدوارم این روایت، با وجود طولانی بودن، جذاب باشد و به‌عنوان سهمی در تاریخ دوره‌ای که منابع انگلیسی درباره آن هنوز اندک است، ارائه شود.
📚 منابع:
منابع، به‌جز بخش‌های پایانی، کاملاً عربی هستند؛ برای دوره اولیه، هیچ منبع دیگری وجود ندارد. پس از طبری (وفات ۳۱۰ هـ.ق)، ابن اثیر (وفات ۶۳۰ هـ.ق)، مورخی بی‌طرف که از تمام منابع موجود استفاده کردم، راهنمای اصلی این مجموعه مقالات بوده است. در بخش‌های پایانی، به‌ویژه برای فصل کوتاه درباره خلافت در دوره ممالیک، به‌طور گسترده از «تاریخ خلفا»ی² ویل استفاده کرده‌ام که همیشه همراهم بوده است. از دکتر ویل فقید بسیار سپاسگزارم. هرچه بیشتر این تاریخ بزرگ را با منابع اصلی مطالعه کنید، بیشتر تحت تأثیر پژوهش عظیم، دقت بی‌نقص و قضاوت بی‌طرفانه نویسنده قرار می‌گیرید.
📝 باید بگویم که مواد این داستان کاملاً با مواد زندگی‌نامه محمد متفاوت است. زندگی محمد با هزاران حدیث در درجات مختلف اعتبار - معتبر، نامطمئن، افسانه‌ای - روشن شده است که هر حدیث معمولاً کوتاه و مستقل است. اما با مرگ او، پرده ناگهان بر این صحنه زنده فرو می‌افتد. احادیث فرومی‌ریزند و آنچه باقی می‌ماند، کوتاه و مختصر است. درباره «اصحاب» اصلی، به دلیل ارتباطشان با پیامبر، اطلاعات کافی داریم و زندگی چهار خلیفه اول برجسته است. اما حدیث، به‌جای مجموعه‌ای از گزارش‌های جداگانه، حالا به‌صورت روایت پیوسته و در نهایت به سبک سالنامه‌های معمولی درمی‌آید. هرچند گاهی استثناهایی مانند توصیف مفصل نبردهایی مثل قادسیه، شتر و صفین وجود دارد، اما روایت معمولاً ساده و بی‌تکلف می‌شود. این سالنامه‌ها به‌شدت بر اساس سال تقسیم شده‌اند، هر فصل شامل همه‌چیز مربوط به آن سال است و معمولاً چیز دیگری ندارد. این تقسیم‌بندی، پیوستگی موضوعاتی که گاهی سال‌ها ادامه دارند را قطع می‌کند و تشکیل روایت پیوسته را دشوار می‌سازد. اما در کل، مواد برای هدف مورخ کاملاً کافی است…
🗓 تقویم اسلامی:
خواننده باید بداند که سال اسلامی، که کاملاً قمری است، ۱۱ روز کوتاه‌تر از سال خورشیدی است و در هر چرخه صدساله حدود سه سال عقب می‌ماند. ماه قمری نیز این ویژگی را دارد که، مانند تقویم یهودی، تاریخ نشان‌دهنده سن ماه است، اما ماه خود هیچ نشانه‌ای از فصل سال نمی‌دهد. تاریخ‌ها معمولاً به هر دو تقویم اسلامی و مسیحی ذکر شده‌اند.
📅 ماه‌های اسلامی، که برای خواننده انگلیسی ناآشنا هستند، به‌صورت قابل‌فهم‌تر با اعداد رومی در حاشیه نشان داده شده‌اند:
• محرم: i
• صفر: ii
• ربیع‌الاول: iii
• ربیع‌الثانی: iv
• جمادی‌الاول: v
• جمادی‌الثانی: vi
• رجب: vii
• شعبان: viii
• رمضان: ix
• شوال: x
• ذوالقعده: xi
• ذوالحجه: xii

@islie
16👍4😁3👎2🤯1
🔘 مسابقه همسایگان برای آینده، در حالی که ایران در خاموشی گذشته خود می‌سوزد

▪️ در حالی که ایران با کسری بی‌سابقه ۲۵ هزار مگاواتی برق دست و پنجه نرم می‌کند و مقامات به مردم توصیه خرید «بادبزن و آفتابه» می‌کنند، در آن سوی مرزها، یک مسابقه خیره‌کننده برای ساختن آینده در جریان است. ترکیه از سرمایه‌گذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری در انرژی‌های تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۵ خبر می‌دهد. عربستان سعودی با قراردادهای چند میلیارد دلاری، به دنبال رسیدن به ۱۳۰ گیگاوات ظرفیت انرژی پاک تا ۲۰۳۰ است. امارات، بزرگترین پروژه انرژی تجدیدپذیر ۲۴ ساعته جهان را راه‌اندازی می‌کند و حتی بحرین در حال ورود به عرصه انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز با کمک آمریکاست.

▪️ این یک تصویر تکان‌دهنده از یک واگرایی تاریخی است. همسایگان ایران، قدرت ملی را در «توسعه اقتصادی»، «امنیت انرژی» و «آینده‌نگری فناورانه» تعریف می‌کنند. آنها در حال سرمایه‌گذاری بر روی زیرساخت‌هایی هستند که رفاه و قدرت نسل‌های آینده‌شان را تضمین کند. در مقابل، جمهوری اسلامی بیشتر سرمایه مادی و معنوی کشور را وقف یک نبرد ایدئولوژیک بی‌پایان با «دشمنان فرضی» کرده است. پولی که باید صرف ساخت نیروگاه‌های مدرن می‌شد، هزینه ساخت موشک و تأمین مالی نیروهای نیابتی شده و مغزهایی که باید شبکه برق را هوشمند می‌کردند، صرف طراحی حملات سایبری شده‌اند.

▫️ کالبدشکافی یک عقب‌ماندگی خودخواسته

۱. مسابقه برای امنیت انرژی: همسایگان چه می‌کنند؟

کشورهای منطقه، از ترکیه و عربستان تا قطر و عمان، در یک رقابت استراتژیک برای تنوع‌بخشی به سبد انرژی خود هستند. آنها با سرمایه‌گذاری‌های عظیم در انرژی خورشیدی، بادی و حتی هسته‌ای، نه تنها در حال کاهش وابستگی به نفت و گاز هستند، بلکه خود را به عنوان قطب‌های انرژی پاک در آینده تثبیت می‌کنند. عربستان ۷۲۰ میلیون دلار فقط برای «هوشمندسازی شبکه توزیع» خود هزینه می‌کند؛ در حالی که ۱۳ درصد برق ایران در شبکه فرسوده‌اش هدر می‌رود.

۲. از هاب انرژی تا واردکننده برق: تحقیر ملی

ایران، که روزی سودای تبدیل شدن به «هاب انرژی منطقه» را در سر داشت، امروز به یک واردکننده برق از همسایگان کوچکتر خود مانند ارمنستان و ترکمنستان تبدیل شده است. آمارها نشان می‌دهد که واردات برق ایران از ارمنستان در سال‌های اخیر ۲۵۰ درصد افزایش یافته است. این یک تحقیر استراتژیک است و نشان می‌دهد که حتی با داشتن عظیم‌ترین منابع گاز جهان، وقتی حکمرانی مبتنی بر ایدئولوژی و فساد باشد، نتیجه‌ای جز وابستگی و عقب‌ماندگی نخواهد داشت.

۳. مدل چین: کیفرخواستی علیه جمهوری اسلامی

برای درک عمق فاجعه، کافی است به چین، نگاه کنیم. چین به بزرگترین سرمایه‌گذار، تولیدکننده و مصرف‌کننده انرژی‌های تجدیدپذیر در جهان تبدیل شده و ظرفیت انرژی پاک آن از ظرفیت سوخت‌های فسیلی‌اش پیشی گرفته است. چین می‌داند که قدرت واقعی در قرن ۲۱، از امنیت انرژی و برتری فناورانه نشأت می‌گیرد، نه از شعارهای ایدئولوژیک. رفتار چین، یک کیفرخواست تمام‌عیار علیه ۴۷ سال سوءمدیریت و اولویت‌های وارونه در جمهوری اسلامی است.

🔸 امنیت انرژی (Energy Security): این مفهوم در دنیای مدرن، صرفاً به معنای داشتن منابع نفت و گاز نیست. امنیت انرژی، به معنای «دسترسی پایدار، قابل اعتماد و مقرون‌به‌صرفه به منابع متنوع انرژی» است. این شامل چهار بعد کلیدی است: تنوع سبد انرژی (ترکیبی از فسیلی، تجدیدپذیر و هسته‌ای)، کارآمدی زیرساخت‌ها (راندمان بالا و هدررفت پایین)، استقلال فناورانه (توانایی ساخت و نگهداری تجهیزات)، و ثبات اقتصادی (قیمت‌گذاری منطقی برای جذب سرمایه‌گذاری). جمهوری اسلامی در هر چهار بعد، به طور کامل شکست خورده و در نتیجه، یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر منابع، به یکی از فقیرترین‌ها از نظر امنیت انرژی تبدیل شده است.


@khod2
👍258🔥1💯1