«ظهر روز هیجدهم باهم قرار گذاشته بودیم که دوتایی بریم اعتراضات. ساعت که نزدیکای هفت و نیم غروب شد، از خونه زدم بیرون و رفتم دنبالش. خلاصه همدیگه رو دیدیم و راه افتادیم که بریم سمت خیابون اصلی.
انداختیم از این کوچه پس کوچهها بریم. داخل کوچه که داشتیم راه میرفتیم سرود لری دایه، دایه، وقته جنگه رو با یه شور و ذوق خاصی میخوندش. تو همین حین یه دفعه گفتش داداش یه دقیقه وایسا بشینیم بند کفشامونو محکم کنیم اینطوری نمیشه.
همین که بغلش نشستم گفت:
«داداش من از هیچی نمیترسم، از هیچی! فقط الان که داریم میریم اونجا اگه یه وقت دختریو گرفتن نباید بذاریم ببرنشون. بیشرفا سر دخترا بلا میارن.»
آخرین لحظات زندگی جاویدنام #علیرضا_سوری
🔗 ـــه (@HeKasrehCrisis)
پیام:«جاویدنام علیرضا سوری
۱۷ ساله. کشته شده در ۱۸ دی محمدشهر کرج. مامورای کلانتری محمدشهر با تیر جنگی زدنش. لطفا نامشو زنده نگه دارین. اون شب جلوی کلانتری خیلیارو به قتل رسوندن.»
#علیرضا_سوری
@khod2
انداختیم از این کوچه پس کوچهها بریم. داخل کوچه که داشتیم راه میرفتیم سرود لری دایه، دایه، وقته جنگه رو با یه شور و ذوق خاصی میخوندش. تو همین حین یه دفعه گفتش داداش یه دقیقه وایسا بشینیم بند کفشامونو محکم کنیم اینطوری نمیشه.
همین که بغلش نشستم گفت:
«داداش من از هیچی نمیترسم، از هیچی! فقط الان که داریم میریم اونجا اگه یه وقت دختریو گرفتن نباید بذاریم ببرنشون. بیشرفا سر دخترا بلا میارن.»
آخرین لحظات زندگی جاویدنام #علیرضا_سوری
🔗 ـــه (@HeKasrehCrisis)
پیام:«جاویدنام علیرضا سوری
۱۷ ساله. کشته شده در ۱۸ دی محمدشهر کرج. مامورای کلانتری محمدشهر با تیر جنگی زدنش. لطفا نامشو زنده نگه دارین. اون شب جلوی کلانتری خیلیارو به قتل رسوندن.»
#علیرضا_سوری
@khod2
💔36❤3🔥1