کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
کوبه
سخنرانی «کرِسوِل و معماری متقدم مسلمانان» مهدی گلچین‌عارفی دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکدهٔ هنرهای تجسمی، سالن نگارخانه. ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶؛ ساعت ۱۰:۳۰ ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.
دوشنبه ۱۸اردیبهشت‌۱۳۹۶، در نگارخانۀ دانشکدۀ تجسمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، «مهدی گلچین‌عارفی» دربارۀ «کرسول و معماری متقدم مسلمانان» سخن خواهد گفت. گلچین‌عارفی هیئت‌علمی دانشنامۀ جهان اسلام است و بعضی مدخل‌های مربوط‌به معماری این دانشنامه به قلم اوست و نیز کتاب «حکایت خرگرد و مدرسه: در نسبت مدرسۀ غیاثیه و بستر ظهورش» را تألیف کرده است. همچنین او کتاب‌های مهمی دربارۀ معماری اسلامی را به زبان فارسی برگردانده است؛ ازجمله «شکل‌گیری هنر اسلامی» (نوشتۀ الگ گرابار)، «گذری بر معماری متقدم مسلمانان» (نوشتۀ کرسول)، «معماری و آبادانی بیابان» (نوشتۀ الیزابت بیزلی) و «نخستین کتیبه‌ها در معماری دوران اسلامی ایران‌زمین» (نوشته شیلا بلیر).

مهدی گلچین‌عارفی یادداشت زیر را دربارۀ جلسۀ فردا برای کوبه نوشته است:

«کرسول و معماری متقدمِ مسلمانان: کرسول را پایه‌گذار مطالعۀ علمی و روشمندِ معماریِ جهانِ اسلام دانسته‌اند. پیش از او، آثارِ ناظر بر این عرصه بیشتر رنگ‌و‌بوی اکتشافی داشت و گاه محصولِ کارِ سیاحان و کسانی بود که مأموریتی جز بررسیِ معماریِ سرزمین‌های دارالاسلام داشتند. در واقع کسانی چون گرترود بل و الویس موسیل و آلفونس گابریل مردمانِ سخت‌کوش و کنجکاو و تیزبینی بودند که همچون پیامبرانی برای غربیان از عالمی دیگر خبر می‌آوردند. بخشی از این اخبار البته گزارشِ بناها و ویرانه‌های باستانی بود؛ از الاقصر و جیزه در مصر تا نینوا و کلده و بابل در میانرودان و شوش و پارسه در ایران. آن‌ها که بر محوطه‌های باستانی تمرکز داشتند، گاهی در حاشیۀ کارهایشان به بناهای دورانِ اسلامیِ سرزمین‌های حوزۀ مأموریتِ خود نیز می‌پرداختند. اما مطالعۀ معماریِ دورانِ اسلامی هرگز به استقلال در کار نبود. در فاصلۀ دو جنگِ جهانی بود که بابی تازه در عرصۀ مطالعۀ تاریخِ سرزمین‌های اسلامی گشوده شد. از مجموعِ کسانی که در گشودنِ این بابِ تازه نقش داشته‌اند شاید نامِ سه تن درخشان‌تر از دیگران باشد: ارنست دیتس، ارنست هرتسفلد و آرچیبالد کمرون کرسول. کرسول معماری خودآموخته بود و همچون هرتسفلد استادِ بررسی‌های موشکافانه بر بناها و ترسیم‌های دقیق. از چند مقاله دربارۀ گنبدهای ایران آغاز کرد و علاقه‌اش به معماریِ مسلمانان او را به مصر کشاند. عکس‌ها را خود گرفت و همۀ نقشه‌‌ها را خود ترسیم کرد و متن‌های کهنِ تاریخی را با وجودِ دشواریِ زبان خواند. حاصلِ این مطالعه در قالبِ دو کتاب منتشر شد: معماریِ متقدمِ مسلمانان و معماریِ مسلمانان در مصر؛ دو کتاب به عظمتِ آثارِ معماری.»

سمینار «کرسول و معماری متقدم مسلمانان» به‌همت انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران برگزار می‌شود و ورود عموم علاقه‌مندان به این جلسه آزاد و رایگان است.

@Koubeh
کوچه‌های بی‌حریمِ اطراف حرم؛ گزارش کوتاه میدانی

فاطمه ‌حاجی‌قاسمی

حرم حضرت شاه‌چراغ، برادر امام‌رضا علیه‌السلام، در شهر شیراز و خیابان‌ها و محله‌های اطراف آن، بافت قدیمی شهر شیراز را شکل داده‌اند. در زمانی که تولیت حرم و شهرداری به فکر گسترش و توسعۀ هرچه بیشترِ ساختمان‌ها و صحن‌های اطراف حرم هستند، محله‌های قدیمی اطراف حرم گویا کاملاً به فراموشی سپرده‌ شده‌اند. مرکز فرهنگی-گردشگری-مذهبی شهر دقیقاً در نقطه‌ای قرار دارد که مردمِ خود آن نقطه در پسِ کوچه‌های تاریک و خانه‌های مخروبه یا بعضاً تاریخیِ رسیدگی‌نشده در لاک خود خزیده‌اند و اگر به آن کوچه‌ها وارد شوی، هیچ فکر نمی‌کنی که این‌جا بیست قدمی همان ارگ یا مسجد یا باغِ تروتمیز و توریست‌پذیر است. امسال وقتی برای بازدید و گونه‌شناسی برخی مساجد به این شهر سفر کردم، برای پیدا کردن مساجد مورد نظر نقشۀ درستی در دسترس نداشتم. گویا وارد جهان ناشناختۀ تودرتویی می‌شدم که ذهن مردمش از همۀ اتفاقات این «بیست‌قدم آن‌ورتر» خالی بود! مردم محلی چندبار به من گوشزد کردند که تَک‌وتنها در کوچه‌ها گشت نزنم و زمان‌های خلوت، حواسم را بیشتر جمع کنم. همین حالا که دو ماهی از سفرم می‌گذرد، پنج نفر را به خاطر می‌آورم که از من خواستند هرچه زودتر از این محله‌ها خارج شوم. شخصاً در محلۀ سنگ‌سیاه در جنوب‌غربی شاه‌چراغ و در مجاورت دیوار مسجد بغدادی، معتادی را در حال مصرف مواد مخدر دیدم. کمی بالا‌تر و پس از یک دقیقه بالاتر از مسجد حاج‌باقر، مغازه داری به چند کودک مواد می‌داد تا به خانواده‌های مصرف‌کنندۀشان برسانند.

در محلۀ (به‌گفتۀ خودِ اهالی) «خطرناک» بیات، پیرزن گاری‌به‌دستی گفت که تا مسجد حاج میرزاکریم همراهی‌‌ام خواهد کرد. برای بازدید از مساجد این محله‌ها مدام با درِ بسته مواجه می‌شدم و این ازین‌رو بود که نمی‌دانستم برای وارد نشدن معتادان و افراد ناباب! ناچار فقط در وقت اذان در خانۀ خدا را باز می‌کنند. بعضی مساجد فقط یک وعده در هفته نماز برگزار می‌کردند و آن هم برای خالی نماندن این خانه از نمازگزار. گویا مردم این محله‌ها همگی در ترسی از یکدیگر یا از افراد ناشناخته، با احتیاطی مفرط زندگی می‌کردند. مغازه‌دارها با احتیاط و از گوشه چشم نگاهت می‌کردند و گاه عابران دلسوزی تو را به خروج از این شهرک مخفی دعوت می‌کردند. درست در همسایگی این محله‌های غریب، توسعۀ شیک و مرتب حرم، با دیوارهایی سرتاسری یا فنس‌های فلزی موقت، در جریان بود.

حرم به توسعه نیاز دارد، درست! اما بافت کهن‌سال و خستۀ اطراف این حرم که حریم فرهنگی و انسانی آن است، دیر زمانی است بیمار شده؛ من به‌تازگی آن را دیده و لازم‌ دانسته‌ام از آن بنویسم. نگه داشتن و توسعۀ حریم انسان‌های این نقطۀ کور شاید واجب‌تر از توسعۀ ساختمان‌ این حرم‌ باشد. چراکه صاحب این حرم، خود بر پاسداری از آن حریم بیشتر تأکید دارد.

@Koubeh
اهمیت فضاهای شهری جنسیتی برای عرصه‌ی عمومی
دافنه اسپین
هیلدا طهرانی، آتنا کامل
«در مجموع تحقیق من نشان می­‌دهد تفکیک جنسیتی اجباری در مکان­‌های منفرد، دسترسی زنان به عرصه‌ی عمومی را کاهش می‌­دهد، در حالی که تفکیک داوطلبانه موجب افزایش دسترسی زنان می­‌شود. هدف این مقاله کشف شرایطی است که زنان موفق به خلق فضاهای شهریِ جنسیتی برای خودشان می‌­شوند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/importance-urban-gendered-spaces/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
Forwarded from آسمانه
📘 کتاب تازه: ترجمه‌ای تازه از کتاب شکل‌گیری هنر اسلامی منتشر شد:
الگ گرابار. شکل‌گیری هنر اسلامی. ترجمۀ مهدی گلچین عارفی. تهران: حکمت.
#کتاب_تازه #مهدی_گلچین_عارفی
Forwarded from آسمانه
در این بررسیِ موشکافانه، اُلِگ گرابار، مورخِ بزرگِ هنرِ اسلامی، عصارۀ یافته‌های خود دربارۀ پیدایشِ این هنر را یک‌جا گرد آورده است. خواننده در سفری حیرت‌آور، از راهِ آشنایی با مهم‌ترین آثارِ هنرِ متقدمِ مسلمانان، با ریشه‌های جغرافیایی و تاریخی و اجتماعیِ شکل‌گیریِ این سنتِ هنری آشنا می‌شود. کتاب با طرحِ پرسش‌هایی اساسی، باورهای پذیرفته دربارۀ هنرِ اسلامی را سست می‌کند؛ پرسش‌هایی که دایرۀ شمولِ آن صرفاً به جهانِ اسلام محدود نمی‌ماند و به تأمل در اصلِ معنای هنر و فرهنگ می‌انجامد. چیره‌دستیِ نویسنده در استخراجِ معنا از صورت‌های هنری و تلاش برای رسیدن به لایه‌های فرهنگی و روانشناختیِ پنهان در پسِ صورت‌ها تصویری تازه و بدیع از نخستین گام‌های پیدایشِ یکی از مهم‌ترین سنت‌های هنریِ جهان پدید آورده است.
#کتاب_تازه #مهدی_گلچین_عارفی
کوبه
Photo
دکتر پرویز پیران دارای مدرک لیسانس جامعه‌شناسی از دانشگاه ملّی (شهید بهشتی امروز)، فوق‌لیسانس روان‌شناسی اجتماعی از دانشگاه ایالتی مورهد و جامعه‌شناسی از دانشگاه کانزاس است. او دارای مدرک دکتری در رشتهٔ جامعه‌شناسی از دانشگاه کانزاس است. پرویز پیران هم‌چنین نمایندهٔ بانک جهانی در ایران، عضو آکادمی توسعهٔ سوییس و مشاور ارشد سازمان ملل است.

تخصص پرویز پیران جامعه‌شناسی شهری است. از پروژه‌هایی که پرویز پیران در آن‌ها مشارکت داشته است می‌توان به پروژهٔ شورایاری‌های تهران و توسعهٔ شهر بم اشاره کرد. هم‌چنین طرح او برای کاهش فقر در شیرآباد زاهدان مورد استقبال سازمان یونسکو قرار گرفته است. نیز او مولف مقالات و کتاب‌های بسیاری در حوزهٔ جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی شهری است.

نشست «روایت‌هایی دربارهٔ شهر و دیالکتیک عام و خاص در ایران» به‌همت انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران در روز دوشنبه ۲۵ اردیبهشت از ساعت ۱۰:۳۰ در سالن قضاوت دانشکدهٔ شهرسازی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار خواهد شد و حضور علاقه‌مندان در این جلسه آزاد و رایگان است.

@Koubeh
Forwarded from کوبه
کوبه
Photo
⭕️ فردا: ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۰ ⭕️

سخنرانی «روایت‌هایی دربارهٔ شهر و دیالکتیک عام و خاص در ایران»

سخنران: پرویز پیران

دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکدهٔ شهرسازی، سالن قضاوت

حضور علاقه‌مندان در این جلسه آزاد و رایگان است.
Forwarded from آسمانه
هم‌اندیشی‌های آسمانه- ۷۲
#سخنرانی
@asmaaneh
Forwarded from آسمانه
📢هم‌اندیشی‌های آسمانه - ۷۲

🔸مهندس احسان طهماسبی، «بررسی انتقادی قدمت و کارکرد بناهای منسوب به دوره ساسانیان»

🔹دوشنبه ۱ خردادماه ‍۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۳۰
دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده معماری و شهرسازی، تالار بخش دکتری


در مطالعات تاریخ معماری ایران بناهایی را می‌شناسیم که به دورۀ ساسانیان منسوب و معمولاً به کاخ و آتشکده و چهارطاق مشهورند. کاوش و معرفی اغلبِ این آثار به دست پژوهشگران غربی انجام شده که برخی از آنان خود از نظرات نخستین جهانگردان و شرق‌شناسانی که در سده‌های نوزدهم و بیستم به ایران آمده بودند، پیروی کرده‌اند. در نتایج این پژوهش‌ها کاستی‌ها و غفلت‌هایی دیده می‌شود، هم در تاریخ‌گذاری و هم در نام‌گذاری آثار. این عناوین، در بیشترِ موارد بدون آنکه دوباره بررسی شوند، بر بسیاری از آثار ساسانیان باقی مانده و اکثر مورخان و محققان ایرانی نیز از نوشته‌ها و ترسیمات آنان برای تشریح معماری آن دوره استفاده کرده‌اند. در چند دهۀ اخیر، برخی محققان شماری از بناهای منسوب به آن روزگار را دوباره مطالعه کرده و به نتایج تازه‌ای رسیده‌اند که در بعضی موارد قدمت، کارکرد، و حتی طرح ترسیمیِ آثارِ توصیفی در پژوهش‌های پیشین را به چالش کشیده‌اند. بنا بر این، در این هم‌اندیشی قصد داریم با نگاهی نقادانه و بر پایۀ یافته‌های جدید و همچنین متون تاریخی، آثار منسوب به ساسانیان را بهتر بشناسیم.

#سخنرانی #احسان_طهماسبی
@asmaaneh
کوبه
Photo
🔸بخشی از گفته‌های حمید نوحی در سمینار «فلسفۀ ساخت»:

در معماری دو نوعِ فلسفۀ فضا و آثار معماری داریم؛ یکی مستقیم است و یکی پنهان. در واقع هر فضای معماری و هر اثر معماری، چیزهایی را خودش می‌گوید، چیزهایی را هم اهل علم یا اهل هنر از درونش استخراج می‌کنند و می‌بینند. همیشه با این کارکردِ فلسفه سروکار داریم؛ مثلا فرض کنید دیکانستراکشن، فلسفۀ شالوده‌شکنی، فلسفۀ دریدا، نفی روایت اعظم: بخشی از این فلسفه ارادی و خودآگاه و بلافصل است. ارادی است، منظورم چیست؟ یعنی طراحان و شهرسازان و معماران، طراحی کرده‌اند و می‌دانند از طریق این ساختار چه چیزی را می‌خواهند اشاعه دهند یا تبلیغ کنند. به‌خصوص امروزه که معماری تبدیل به رسانه شده است؛ بدین‌معنا رسانه شده است که مایل است پیامی را به مخاطبش برساند. شما که نمی‌توانید با انرژی هسته‌ای پیامی را منتقل کنید، مگر اینکه سیاسی باشد، با شیمی و با الکترونیک و با متالورژی که پیامی منتقل نمی‌کنید؛ اگر هم این‌ها پیامی داشته باشد، آن پیام را باید با ساختارها و با محصولاتش کشف کرد. اما در معماری و هنر بخشی از این فلسفه مستقیماً مستفاد و مستقیماً فهم می‌شود.

گاهی هم حضور فلسفه، غیرارادی و ناخودآگاه و غیرمستقیم است. اینجا، هم با بحث‌های هرمنوتیکی سروکار داریم و هم با پارادایم‌ها. غیرارادی و ناخودآگاه آن چیزی است که ما می‌توانیم در پسِ آثار معماری کشف کنیم. برای مثال، ویتگنشتاین فیلسوف مشهور و تأثیرگذار قرن بیستم که مهندس هواپیما بوده، خانه‌ای برای خواهرش ساخته است. شما در کار او آنچه را غیرآشکار است کشف می‌کنید؛ وقتی خانۀ ساختۀ ویتگنشتاین را نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که دقت میلی‌متری دارد، دقتی بسیار زیاد؛ گفته می‌شود یکی از سقف‌ها را برای یکی‌دو سانتی‌متر خراب کرد و دوباره ساخت. یعنی منطق ریاضی آن فیلسوف را در این اثر می‌بینید.

یونگ هم به همین ترتیب است؛ یونگ هم به‌جز مطبی که برای کار روان‌کاوی در وین داشته، خانه‌ای برای خودش ساخته است؛ ویتگنشتاین فیلسوف بود و یونگ روان‌کاو. یونگ با ابزارهای خودش و با دست خودش این ساختمان را ساخته است؛ جایی که نه آب و برق داشته و نه هیچ تسهیلات و تجهیزات دیگری، در جایی که کس دیگری هم نبوده این خانه را ساخته است. از خانۀ یونگ تفسیرهای زیادی کرده‌اند؛ خودش هم دربارۀ آن خانه صحبت کرده است.

همین‌طور رایشتاگ: ساختمان رایشتاگ. برای پی‌بردن به روح این فضا، باید آن گنبد شیشه‌ای را مدنظر قرار دهید که بازدیدکنندگان دور آن می‌چرخند و سالن مجلس را می‌بینند. رایشتاگ ساختمان فوق‌العاده‎ای است. در چه چیزی؟ در نماد دموکراسی؛ در اینکه چگونه مردم بر مجلس نظارت می‌کنند یا حق نظارت بر آن را دارند.
این سه نمونه نشان می‌دهند که چگونه از یک بنا می‌شود به ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی زمانه پی برد.

🔸متنِ کاملِ سمینار «فلسفۀ ساخت» را در فایل زیر بخوانید:
کوبه
Photo
فلسفۀ ساخت؛ حمید نوحی.pdf
877.3 KB
متن سخنرانی حمید نوحی در سمینار «فلسفۀ ساخت»؛ برگردان گفتار به نوشتار: احمد علاالدین و یاسمین نعمت‌اللهی
کوبه
Photo
🔸دوشنبه ۱خرداد۱۳۹۶؛ از ساعت ۱۰:۳۰

🔹سخنرانی «روش‌شناسی مزارشناسان در تعیین شخصیت‌های مدفون در بناهای آرامگاهی»

🔸سخنران: حجت‌الاسلام دکتر محمدمهدی فقیه جلالی

🔹دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قضاوت دانشکدۀ شهرسازی

🔸حضور برای علاقه‌مندان آزاد است.
کوبه
🔸دوشنبه ۱خرداد۱۳۹۶؛ از ساعت ۱۰:۳۰ 🔹سخنرانی «روش‌شناسی مزارشناسان در تعیین شخصیت‌های مدفون در بناهای آرامگاهی» 🔸سخنران: حجت‌الاسلام دکتر محمدمهدی فقیه جلالی 🔹دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قضاوت دانشکدۀ شهرسازی 🔸حضور برای علاقه‌مندان آزاد است.
حجت‌الاسلام دکتر محمدمهدی فقیه محمدی جلالی (بحرالعلوم) زادۀ ۱۳۵۱ است و از تابستان ۱۳۷۳ پژوهش دربارۀ بقاع متبرکه و مزارها را آغاز کرده است. آنچه در ادامه می‌آید بخشی از تألیف‌های او دربارۀ مزارهای ایران است:

۱. مزارات قم
۲. تاریخ تشیع و مزارات شهرستان ساری
۳. مزارات یزد
۴. مزارات کرمان
۵. هزار مزار ایران (در ۳۱ جلد)
۶. مشاهیر مزارات ایران (در ۶ جلد)
۷. مزارات زنان ایران
۸. مزارات تویسرکان
۹. مزارات فاروج
۱۰. مزارات قزوین
۱۱. مزارات تهران


تعداد تألیفات ایشان دربارۀ مزارها بسیار بیش از این چند نمونۀ مزبور است. کتاب «مشاهیر مزارات ایران» به بررسی تاریخ و معماری و شرحِ‌حال مشاهیر زیارتگاه‌های ایران معطوف است و «مزارات زنان ایران» پژوهشی است در معماری و شرحِ‌حال زیارتگاه‌های زنان صاحب‌نام در ایران. کتاب «مزارات تویسرکان» نیز به معماری مزارهای تویسرکان و زندگی دفن‌شدگانِ در آن‌ها اختصاص دارد.


از دیگر تألیفات او نیز می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد:
۱. مشاهیر زنان خراسان
۲. نقش علویان در تشیع گیلانیان و نگاهی به دو قیام بزرگ در کوچان و کیسم
۳. تاریخچۀ آستانۀ اشرفیه و معرفی بانیان و واقفان آن‌ها
۴. دانشنامۀ جامع بقاع و اماکن متبرکه


به‌صورتِ‌کلی شمار تألیف‌ها و تصحیح‌ها و ترجمه‌های حجت‌الاسلام بحرالعلوم، در مجموع، عدد دویست را رد کرده است؛ تخصص او در علم رجال و انساب و تاریخ امامزادگان و شرحِ‌حال آن‌ها است و در سال ۱۳۸۶، از شورای عالی مدیریت حوزه در رشتۀ «رجال و انساب» مدرک دکتری‌اش را دریافت کرد.

دکتر بحرالعلوم متنِ زیر را دربارۀ نشست فردا برای مخاطبان کوبه نوشته‌اند:

«علم مزارشناسی، زیرمجموعۀ علم نسب‌شناسی است و دانشمندان انساب و مزارشناسان برای تشخیص خفته‌گان در مزارات پنج قاعدۀ کلی دارند که به‌وسیلۀ آن‌ها هویت شخص مدفون را معرفی می‌کنند:
۱. تصریح به نام ونسب؛ ۲. تطبیق موقعیت جغرافیای مهاجرت ۳. اشارۀ سیاحان و تواریخ محلی به مزار؛ ۴. کتیبه‌های تاریخی و سنگ مزار؛ ۵. اسناد موقوفات و هدایا و نذورات.
ازآنجایی‌که اکثر بناهای آرامگاهی در جهان اسلام متعلق به سادات یا همان امامزادگان است لذا هجرت علویان و دلایل آن مدنظر مزارشناسان است تا دربارۀ شخص مدفون در بقاع گمانه‌زنی کنند. این در حالی است که در برخی از شهرها چند مزار به یک نام و نسب قرار دارد که در اینجا دقت مزارشناسان و تخصص آن‌ها راه‌گشا خواهد بود و سره از ناسره را معلوم خواهد نمود. اینکه علم مزارشناسی از چه تاریخی به وجود آمده از دیگر مباحث این نشست می‌باشد.»

حجت‌الاسلام بحرالعلوم در روز دوشنبه ۱خرداد۱۳۹۶، از ساعت ۱۰:۳۰ در سالن قضاوت دانشکدۀ شهرسازی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دربارۀ «روش‌شناسی مزارشناسان در تعیین شخصیت‌های مدفون در بناهای آرامگاهی» سخن خواهد گفت.

@Koubeh
سنت‌گرایی، بی‌خانمانِ تاریخ است:
تناقضِ سنت‌گرایی در قبال‌ِ «روایت» و «حقیقت» تاریخی

پوریا محمودی اصل همدانی

فارغ از تمامی مباحثی که حول محورِ ویژگی‌های ذاتی، فراتاریخی، فرازمانی و فرامکانی بودنِ آموزه‌های سنت‌گرایی به‌طور کل، و به‌طور خاص در هنر و معماری تقریر شده، سعی دارم در این نوشتار به تناقضِ دوگانۀ «روایتِ‌ تاریخی» و «حقیقتِ‌تاریخی» در جریانِ سنت‌گرایی اشاره کنم.

همان‌طور که سنت‌گرایان بیان می‌کنند، مفاهیمی وجود دارند که نه انسانی، بلکه الهی و قدسی‌اند. این مفاهیم نه تاریخی، که ازلی و ابدی هستند یا به‌عبارتی مبدأ تاریخی برای آن‌ها وجود ندارد. مفاهیمِ مختلف در نظر سنت‌گرایان نه در عالم محسوس و جهانِ مادی، که در عالم معقول شکل می‌گیرد. از طرفی این مفاهیم نه به‌دستِ انسانِ عامی؛ که به‌واسطۀ فیضانِ الهی در وجودِ انسانی الهی به‌عنوانِ راهنمای عملِ جهان محسوس، قرار داده می‌شود. لذا عجیب نیست که جوهرۀ گفته‌های انسانِ الهی همواره در غیب و نهان است و برای انسانِ عادی نامفهوم باشد. برای دست‌یابی به جهانِ سنت و مفاهیم ازلی و ابدی، همچون هندسۀ مقدس در عالمِ هنر و معماری، تنها باید اهلی از اهالیِ آنانی باشیم که «معنای» آموزۀ جهانِ معقول را درمی‌یابند. از این نظر‌گاه است که سنت‌گرایان به‌ناچار، می‌بایست معمارِ سنتی را فردی با طهارتی قدسی در نظر آورند که کرامات و کمالاتی دارد؛ تا اثبات کنند که انسانِ سنتی که مسجدی را بر پا داشته یا کتیبه‌ای از قرآن نوشته، فهم قدسیِ خود را بر بنای معماری تابانده و خبری از «معنایِ راستین» دارد: معنایی که فهم‌پذیر هست اما بیان‌شدنی نیست.

مفاهیمِ سنت‌گرایان صدق و کذب پذیر نیست، چرا که «روایت‌»پذیر نیست. «معنای» حقیقیِ مفهومِ هندسۀ مقدس همچون فنون ساختمان و نحوۀ کار با ابزار هنری نیست که آموزشی متعارف داشته و روایت‌پذیر باشد؛ همان‌طور که آموزه‌های عرفان روایت‌پذیر نیستند. «معنا»ی حقیقی چیزی است نهان و در پسِ پرده که هر کسی را راه به آن نیست. معناي آموزۀ مقدس از آن روی که الهی است، فراعقلی، فراحسی و فرازبانی است. بنابراین روایتی از «معنای حقیقیِ» آموزۀ مقدس که برای همگان قابلِ‌فهم باشد در هیچ نوشتارِ تاریخی در کار نیست.

تاریخ محملِ گفتارها و نوشتارهای ثبت‌شده است. در مباحثِ نظریِ تاریخ و تاریخ‌نگاری، جدلِ مورخ بر سرِ دفاع از روایتِ خود از گذشته است؛ چرا که آن را واجد حقیقتی می‌داند. مورخ ادعا می‌کند که گزارشِ او واقعیت را می‌نمایاند. بنابراین «روایتِ تاریخی» در ذاتِ خود واجدِ نوعی «حقیقت» است. حال زمانی‌که «حقیقت» یا به عبارتی همان «معنایِ حقیقی» نمی‌تواند جز به دامانِ اهالیِ‌ الهی نمایانده شود، چگونه حقیقتی برای دیگرانِ خارج از حلقۀ الهیّون مکشوف می‌شود؟ هرجا و هرگاه در متونِ سنتی نظیر متونِ سنتیِ هندو یا متونِ مقدسِ یهود و نصارا و اسلام سخنی از مفاهیمِ الهی و ازلی آمده، از سویِ مفسرین به‌تأکید بیان شده که این بیان «نمادی» از «معنای حقیقی» است؛ چرا که خودِ معنا روایت‌پذیر نیست. ⬇️
⬆️ تاریخ به‌عنوانِ پژوهشِ گذشته به‌مدد روایت است که هویت می‌یابد. آن زمان که روایتی از واقعیت/حقیقتِ تاریخی حضور نداشته باشد، فهمی از تاریخ میسر نیست. ادعاهای سنت‌گرایان، بیانی خودمتناقض است؛ چرا که مفاهیم و آموزه های سنت‌گرایان روایت‌پذیر نیستند و به‌تبع آن واجدِ حقیقتی نیستند. نظریه‌پردازانِ مبانیِ نظریِ سنت‌گرایی همواره با این تناقض دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سنت‌گرا از آن روی که فهمِ معنای حقیقی مفاهیمِ عالمِ معقول را نه تنها برای دیگران که برای خود نیز میسر نمی‌داند، ناگزیر است به تفسیری سلیقه‌ای و بی‌بنیاد روی بیاورد. تفاسیرِ شخصی از آن روی که مرجعی از روایتِ تاریخی نمی‌یابند، کذب و صدقی هم ندارند. به‌عبارتی هیچ مرجعِ تاریخی برای سنجشِ صحتِ سخنانِ سنت‌گرایان نیست تا پژوهشگر به آن رجوع کند.

بی‌خانمانی تاریخی این جریان، نه از سرِ تقصیرِ مورخِ تاریخ، بلکه همان‌طور که نشان داده شد از سرِ تناقضِ درونی آن است. «معنا» یا حقیقتِ سنت‌گرایان، همچون آموزه‌های عرفان، همواره مهروموم و سربسته است. تاریخ به عنوانِ منبعِ شناخت، در بازگوییِ حقیقتِ آموزه‌های عرفان سترون است؛ چرا که معنایِ آموزۀ عرفانی به زبان نمی‌آید -اشراقی است- و همان‌طور در بازگویی حقیقتِ مفاهیم سنت‌گرایی نظیرِ آموزه‌ای مقدس که اصول اولیۀ آن تنها از وحی آمده، ناتوان است؛ زیرا روایتی از معنایِ حقیقیِ آموزۀ مقدس در «تاریخ» جایی ندارد. شاید همین قلمروِ مشترکِ عرفان و سنت‌گرایان در منظرِ تاریخ است که از این دو، چنان که در متونِ سنت‌گرایان خوانده‌ایم، برادرانی با عهد اخوت ساخته است. بهتر است سنت‌گرایی همچون عرفان، به گوشه‌ای خزیده و جهانِ محسوس را به اهلش واگذارد. چرا که سنت‌گرایی «روایتِ تاریخی» ندارد تا با تکیه بر آن، «حقیقتِ تاریخی» را دریابد.

به‌گمانم سنت‌گرایی -به‌طور خاص جریانِ سنت‌گرا در تاریخ‌نگاری معماری ایران- همچون دستانی است که دست در گور‌های خالی‌ِ گورستانِ تاریخِ ایران می‌برند، تا شاید مردگان را برای انقلابی دوباره علیه جهانِ مدرنِ رذل بشورانند؛ دریغ که برای سنت‌گرایان، گورهای تاریخِ ایران حتی جنازه‌ هم ندارند.

@Koubeh
محراب بر آب: مرثیه‌ای برای محراب یگانهٔ مسجد پالنگان

کامیار صلواتی

بهار ۱۳۹۱
نفسمان بند آمده بود. زیر آفتاب آن‌قدر کوچه‌های شیب‌دار روستا را بالاو‌پایین کرده بودیم که دیگر نای کوفتنِ بر درِ خانهٔ این‌و‌آن را نداشتیم. هیچ‌کس راهمان نداده بود و ما باید لااقل سه خانه را برای پروژهٔ روستا برداشت می‌کردیم. از کنار ساختمان در حال ساخت «منظر فرهنگی پالنگان» که گذشتیم به علی گفتم نترسد؛ اوّلی که راهمان بدهد بعدی‌ها هم درشان را بر ما می‌گشایند. نمی‌دانم چرا این را گفتم؛ احتمالاً خودم هم باورش نداشتم. برای اینکه هجوم یأس را پشت گوش بیندازیم و کار مفیدی انجام بدهیم، تصمیم گرفتیم ساختمان بغل «منظر فرهنگی پالنگان»، یعنی مسجد را ببینیم. در خانهٔ خدا را که بر کسی نمی‌بندند.

به مسجد رفتیم. در سمت راست ورودی‌اش چند مبال قدیمی وجود داشت و وضوخانه‌ای با ستون‌های چوبی هم کنار هم مبال‌ها دیده می‌شد. روی دیوار شرقی مسجد نصفِ یک کتیبهٔ‌ کوفی باقی مانده بود. جلوی مسجد کفش‌کنی (۱) کوچک و سنگی جلوی در مسجد قرار داشت. دیوارهای درون مسجد همه کاه‌گلی بودند و «الله اکبر» سفیدرنگی بر دیوارهای آن نقش بسته بود. لولهٔ پیچ‌درپیچ بخاری قدیمی مسجد شبیه مجسمه‌ای عجیب وسط شبستان به‌چشم می‌خوردند و ستون‌های چوبی مسجد زیر بغل تیرها را گرفته بودند. برای ما امّا این‌ها در مقابل آن‌چیزی که در ضلع قِبلی می‌دیدیم چندان جذابیتی نداشتند.

در تاریکی قهوه‌ای مسجد، نوری ضعیف و رقصان از سمت قبله چشممان را گرفت. حجمی چوبی از دیوار جنوبی مسجد بیرون زده بود. روی کف این حجم بیرون‌زده پارچه‌ای بود و روی آن پارچه مُهری. نیمی از این حجم بیرون زده شیشه‌ای بود و می‌توانست مانند یک در از کف به‌سمت بیرون باز شود. محراب مسجد پالنگان نه کتیبهٔ ثلث و نستعلیق داشت، نه گچ‌بری و نه کاشی‌های عشوه‌فروش. محراب مسجد خودِ رود خروشان روستا بود.
***
بهار ۱۳۹۶
ساختمان «منظر فرهنگی پالنگان» کامل شده بود. نمایی کاذب از سنگ لاشه روی اسکلتش سوار کرده بودند. ایوانی هم داشت؛ امّا نرده‌هایش رونوشتی از گره‌چینی‌های یزد و کاشان بودند. انگار میراث و تاریخ معماری که حضور عینی‌اش نوعی مقاومت دربرابر یکدستی بود، خود بدل به ابزاری شده بود تا تاریخ پالنگان و فهادان را یکی کند. پالنگان شلوغ شده بود؛ آن‌قدر که روی مسیر سیمانی کانالش نمی‌شد راه رفت. مثل تمام شهرها و روستاهایی که توریست‌زده می‌شوند، احساسی دوگانه دربارهٔ روستا داشتم: خرسندی از اینکه بالاخره به آن توجه شده و لااقل ساختمان‌های خاکستری و آبی‌اش به‌راحتی از کف نمی‌رود، و غم اینکه احتمالاً در آینده‌ای نه‌چندان دور جز پوسته‌ای کالبدی و توریستی از پالنگان باقی نمی‌ماند. به‌هزار امید به دیدن مسجد رفتم که باز آن محراب سحرآمیز را ببینم؛ دلخوش به اینکه «منظر فرهنگی پالنگان»، اگرچه ملغمه‌ای‌ست از بتن و سنگ لاشهٔ تزیینی و گره‌چینی یزدی، لااقل چشم بینایی است که نگران ساختمان کنار خود است. به‌‌هزار ذوق دوستانم را بردم تا آن محراب شاعرانه را به‌چشم خود ببینند.

آنچه دیدیم امّا بُهت‌آور بود. حالا فهمیده بودم که آن در و پنجرهٔ چوبی سبزِ روی زمین، در و پنجرهٔ همین مسجد بودند. اثری از آن محراب نبود و به‌جایش نیم‌دایره‌ای فلزی، سبز با نرده‌های نزدیک به‌هم جاخوش کرده بود. جای کفش‌کن سنگی قبلی هم نواری فلزی جلوی در مسجد نشانده بودند. مضحک بود: در مسجد را قفل زده بودند و مسجدی جدید در آن‌طرف رودخانه ساخته بودند؛ امّا مسجد قبلی را هم ناقص کرده بودند. محرابی که نمونه‌اش را در هیچ مسجد دیگری ندیده بودم، جای خود را به بدقوارگی محض داده بود و هیچ اثری از آن حجم چوبی ظریف پیشین نبود. به‌همین‌سادگی محراب یگانهٔ مسجد پالنگان از دست رفته بود؛ محرابی که بر آب بود و به باد رفت.

(۱) نمی‌دانم آنچه دیدیم کفش‌کن بود یا نه. این را با توجّه به آنچه بعدها به‌جایش ساخته‌اند حدس زده‌ام؛ امّا اطمینانی هم به آن ندارم.


@Koubeh