کوبه
معماری ازدسترفته مصطفا مرادیان تنها یک سفر به هر نقط از خاک ایران که روزگاری در آن آب و زندگی جاری بوده کافی است تا آگاه شویم که معماری از دست رفته است. معماری با آب و طبیعت و زندگی بشر آغاز میشود و با تاریخ و تکامل به پایان میرسد. در بهار ٩٦ برای یک…
نمای بیرونی مسجد جامع روستای کوشک قاضی فسا
کوبه
معماری ازدسترفته مصطفا مرادیان تنها یک سفر به هر نقط از خاک ایران که روزگاری در آن آب و زندگی جاری بوده کافی است تا آگاه شویم که معماری از دست رفته است. معماری با آب و طبیعت و زندگی بشر آغاز میشود و با تاریخ و تکامل به پایان میرسد. در بهار ٩٦ برای یک…
رواق اطراف مسجد جامع داراب (حال این مسجد خوب است)
صومعۀ مطالعات معماری ایران
شهابالدین تصدیقی
به چه دلیل در دانشگاه تحصیل میکنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه میشوند، یا پاسخهایی سرسری میدهند که تنها نقابی است بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد علاقهٔ خود را برگزیند. احتمالاً قرار بوده دانشگاه محل تلاقی «اندیشه» و «تولید» باشد؛ تا مبنای فکری، فلسفی یا تکنیکیِ تولید، تأمین شود. حداقل منطق اقتصادی امروز چنین حکم میکند!
این منطق در اقتصادی رانتیر و نفتی، تا حدودی کمرنگ میشود و از همین روست که امروز در دانشگاه رشتههایی وجود دارند که بسیاری مسئولان بالادستی حتی دلیل وجودشان را هم نمیدانند. البته مزایایی در این اقتصاد نفتی هست: دوپینگ پول نفت، خلوتگاهی در دانشگاهها (همچون بسیاری محیطهای دولتی دیگر) برای کسانی ایجاد میکند تا بدون دغدغهٔ نان و تولید، به مطالعهٔ «علایق» خود بپردازند. چنین محیطی، بستری میشود برای رشد «صومعههای آکادمیک»؛ با این تفاوت که در گذشته صومعهها خودکفا بودند و اینک از پول رایگانِ نفتِ دولتی بهره میبرند. البته یک جای کار میلنگد: این بستر ابدی نخواهد بود. امروز دولت نفتی ایران، بر اثر نوسانات قیمت نفت و فساد ناشی از اقتصاد غیرشفاف و نفتی، بیش از هر زمانی به ناکارآمدی این سیستم پی برده است و کمحجمشدن دولت و خدمات آن، امری گریزناپذیر خواهد بود. چه بر سر صومعهنشینان دانشگاه خواهد آمد که با پول نفت اداره میشدند؟
پاسخ اولیه روشن است: یا صومعهها خود را با منطق تولید اقتصادی هماهنگ کنند (توجیه اقتصادی دانشگاه برای تولید) یا خودکفا شوند (بهعبارتی دانشجویان شهریه بپردازند!). دستهٔ اول که احتمالاً به کار ادامه خواهند داد ولی مشکل دستهٔ دوم اینجاست که تا چه زمان در منطق جدید، چنین صومعهای میتواند نام «دانشگاه» بر خود بنهد؟ در اقتصاد غیردوپینگی با منطق تولید، تولیدکنندگان اعتبار دانشگاه را تعیین خواهند کرد: آنها هستند که تعیین میکنند یک دانشگاه تا چه اندازه مبنای فکری، فلسفی و تکنیکی چرخهٔ تولید را فراهم کرده. با این حساب، خطر سقوط بیشک راهبان عزلتنشین را تهدید میکند.
این صومعه و راهبان، تمثیلی از ماجرایی است که احتمالاً بر «مطالعات معماری ایران» برود. امروز در سایهسار دوپینگ نفتی، گفتمانهای متعددی از این رشته در حال بحث و جدل با هم هستند و بسیاری دانشجویان، همچون راهبان قرون وسطی دل به این خوش میکنند که سر در کتابی فرو کرده، سخنان شیرین استادی را بشنوند (گویا دیگر حتی تحمل کارهای تحقیقاتی هم ندارند و استادی را ترجیح میدهند که قصهای بخواند و بگذارد بخوابند!).
@Koubeh
http://koubeh.com/st4/
شهابالدین تصدیقی
به چه دلیل در دانشگاه تحصیل میکنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه میشوند، یا پاسخهایی سرسری میدهند که تنها نقابی است بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد علاقهٔ خود را برگزیند. احتمالاً قرار بوده دانشگاه محل تلاقی «اندیشه» و «تولید» باشد؛ تا مبنای فکری، فلسفی یا تکنیکیِ تولید، تأمین شود. حداقل منطق اقتصادی امروز چنین حکم میکند!
این منطق در اقتصادی رانتیر و نفتی، تا حدودی کمرنگ میشود و از همین روست که امروز در دانشگاه رشتههایی وجود دارند که بسیاری مسئولان بالادستی حتی دلیل وجودشان را هم نمیدانند. البته مزایایی در این اقتصاد نفتی هست: دوپینگ پول نفت، خلوتگاهی در دانشگاهها (همچون بسیاری محیطهای دولتی دیگر) برای کسانی ایجاد میکند تا بدون دغدغهٔ نان و تولید، به مطالعهٔ «علایق» خود بپردازند. چنین محیطی، بستری میشود برای رشد «صومعههای آکادمیک»؛ با این تفاوت که در گذشته صومعهها خودکفا بودند و اینک از پول رایگانِ نفتِ دولتی بهره میبرند. البته یک جای کار میلنگد: این بستر ابدی نخواهد بود. امروز دولت نفتی ایران، بر اثر نوسانات قیمت نفت و فساد ناشی از اقتصاد غیرشفاف و نفتی، بیش از هر زمانی به ناکارآمدی این سیستم پی برده است و کمحجمشدن دولت و خدمات آن، امری گریزناپذیر خواهد بود. چه بر سر صومعهنشینان دانشگاه خواهد آمد که با پول نفت اداره میشدند؟
پاسخ اولیه روشن است: یا صومعهها خود را با منطق تولید اقتصادی هماهنگ کنند (توجیه اقتصادی دانشگاه برای تولید) یا خودکفا شوند (بهعبارتی دانشجویان شهریه بپردازند!). دستهٔ اول که احتمالاً به کار ادامه خواهند داد ولی مشکل دستهٔ دوم اینجاست که تا چه زمان در منطق جدید، چنین صومعهای میتواند نام «دانشگاه» بر خود بنهد؟ در اقتصاد غیردوپینگی با منطق تولید، تولیدکنندگان اعتبار دانشگاه را تعیین خواهند کرد: آنها هستند که تعیین میکنند یک دانشگاه تا چه اندازه مبنای فکری، فلسفی و تکنیکی چرخهٔ تولید را فراهم کرده. با این حساب، خطر سقوط بیشک راهبان عزلتنشین را تهدید میکند.
این صومعه و راهبان، تمثیلی از ماجرایی است که احتمالاً بر «مطالعات معماری ایران» برود. امروز در سایهسار دوپینگ نفتی، گفتمانهای متعددی از این رشته در حال بحث و جدل با هم هستند و بسیاری دانشجویان، همچون راهبان قرون وسطی دل به این خوش میکنند که سر در کتابی فرو کرده، سخنان شیرین استادی را بشنوند (گویا دیگر حتی تحمل کارهای تحقیقاتی هم ندارند و استادی را ترجیح میدهند که قصهای بخواند و بگذارد بخوابند!).
@Koubeh
http://koubeh.com/st4/
کوبه
صومعۀ مطالعات معماری ایران شهابالدین تصدیقی به چه دلیل در دانشگاه تحصیل میکنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه میشوند، یا پاسخهایی سرسری میدهند که تنها نقابی است بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد…
انزوای رشتهٔ مطالعات معماری ایران و تبدیل آن به یک «صومعهٔ آکادمیک» در فضای کنونی، میتواند به تهدیدی علیه آن و محصلانش تبدیل شود.
کوبه
درباب صدق، درباب معماری گفتوگوی «کوبه» با «ایرج کلانتری» را در وبسایت کوبه یا در فایل پیدیاف پیوستشده بخوانید:
🔸مصاحبۀ «کوبه» با «ایرج کلانتری»
🔸مصاحبهکنندگان: سیدهشیرین حجازی، یاسمین نعمتاللهی، پوریا محمودی اصل همدانی
این گفتوگو سه محور کلی دارد که پرسشهای کوبه و پاسخهای ایرج کلانتری مرتبط با این سه محور هستند. پرسشها در سه دستۀ مبانینظری معماری (بخش اول)، طراحی مسکن در دورۀ پهلوی دوم (بخش دوم) و حدود و شکل ایفای نقش ارگانها و سِمتهای اجرایی در معماری (بخش سوم) پرسیده شدهاند. این گفتوگو در مرداد ۱۳۹۶ در دفتر مشاور باوند انجام شده است.
🔹🔹 http://koubeh.com/iraj-kalantari
🔸مصاحبهکنندگان: سیدهشیرین حجازی، یاسمین نعمتاللهی، پوریا محمودی اصل همدانی
این گفتوگو سه محور کلی دارد که پرسشهای کوبه و پاسخهای ایرج کلانتری مرتبط با این سه محور هستند. پرسشها در سه دستۀ مبانینظری معماری (بخش اول)، طراحی مسکن در دورۀ پهلوی دوم (بخش دوم) و حدود و شکل ایفای نقش ارگانها و سِمتهای اجرایی در معماری (بخش سوم) پرسیده شدهاند. این گفتوگو در مرداد ۱۳۹۶ در دفتر مشاور باوند انجام شده است.
🔹🔹 http://koubeh.com/iraj-kalantari
کوبه
درباب صدق، درباب معماری گفتوگوی «کوبه» با «ایرج کلانتری» را در وبسایت کوبه یا در فایل پیدیاف پیوستشده بخوانید:
Koubeh-IrajKalantari.pdf
607.8 KB
🔸مصاحبۀ «کوبه» با «ایرج کلانتری»
🔸مصاحبهکنندگان: سیدهشیرین حجازی، یاسمین نعمتاللهی، پوریا محمودی اصل همدانی
🔸مصاحبهکنندگان: سیدهشیرین حجازی، یاسمین نعمتاللهی، پوریا محمودی اصل همدانی
من مسجد نیستم
مصطفا مرادیان
در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ اصلی و در دامن رشتهکوههای تاریخی شهر ایج به ثبت آثار ملی رسیده است؛ اما کافیست که راه بازدید این بنا را از سر بگیرید، در همان قدمهای نخست با خود میگویید مسجد؟! آنهم در این دره که تنها راه عبوری آن در تمامی دوران تاریخش بیش از مالرو نبوده است؟! پیش که میروی درۀ بدره (بن دره) تنگتر هم میشود و این تنگنای طبیعی با درختان شاداب انار و بادام و انگور دستهای یکدیگر را بیشازپیش فشار میدهند. در آغاز این مسیر علاوه بر صدای پرندگان خوشخوان، صدای آب نیز پیوسته از جوی روانی که به آب بدره معروف است به گوش میرسد. پس از پیمودن مسیر، به انتهای دره و سرچشمۀ آب بدره میرسیم، بر روی سرچشمه، چهارطاقی استوار و زندهای نشسته است و با پینههای بستهشدۀ سنگ و ساروجی بر بدن، به میهمان خود خوشامد میگوید. درون این چهارطاقی حوضی ششضلعی قرار دارد که از ضلع شمالی آن آب وارد میشود و از ضلع مقابل خارج و درنهایت راهی جوی و پسازآن زمینهای زراعی شهر ایج میشود.
دست و صورتمان را با آب تپندۀ قلب رشتهکوه زاگرس تازه میکنیم و بیرون میآییم. چسبیده به همین بنا، دیوارهای سنگی وجود دارد که ایوانی تراشیده در آن خودنمایی میکند. این ایوان را مسجد سنگی ایج مینامند!
از چند پلۀ تراشیدهشده بالا میرویم و وارد ایوان میشویم. خیز قوس و حجاری این بنا بیننده را به یاد حجاریهای ساسانی میاندازد، که البته صحت این موضوع نیازمند مطالعه و بررسیهای دقیق است. انتهای ایوان محرابی تراشیده شده است با ستونچههای تزئینی و خط نوشتهای بدین شرح:
«بسعی الامیر الحاجب و کان بلومه سنه سبعه و اربعماء» (به کوشش امیر دربان که سرزنش شده است سنه ۴۰۷)
بهنقل از گزارش ثبتی این اثر، خطنوشتۀ محراب، برای تحقیر و تضعیف دین زرتشت توسط حکام شبانکاره در سنۀ ۴۰۷ هجری قمری نوشته شده است و این بنا را درواقع از آتشکده یا مهرکده یا... به مسجد تغییر دادهاند.
در تاریخ، تغییر کاربری و نام بناها توسط مسلمانان فراوان به چشم میخورد؛ اما در این بنا تنها تغییر نام اتفاق افتاده است؛ چراکه موقعیت طبیعی بنا شرایط مسجدبودن را دارا نیست. در تمام طول تاریخ، مسجد برای مسلمانان تعریف مشخص دارد؛ مسجد قلب شهر و نماد یکتاپرستی است. حال چگونه این ایوان، که تنها وجه مشترکش با مسجد محرابی افزودهشده است، را میتواند مسجد نام گذاشت؟ مگر نه مسجد را آن بنایی مینامند که در مرکز شهر قرارداد و مردم قبل، حین و بعد از کار روزانه خود میتوانند در آن نیایش کنند؟ پس چگونه میتوان چنین بنایی را که هیچ نشانی از تجمع انسانی ندارد و نخواهد داشت مسجد نامید؟ یا چگونه میتوان بنایی را که هیچ محلی برای برگزاری نماز جماعت ندارد، مسجد خطاب كرد؟ اگر قرار باشد که بناها را بر اساس نامهای محلی دستهبندی و ثبت و بعضاً معرفی کرد حرفی نیست، اما کافیست به تصاویر بنا نگاهی بیندازیم؛ آنوقت خودِ بنا با ما سخن میگوید که «من مسجد نیستم».
@Koubeh
🔸«کوبه»: عکسها را مصطفا مرادیان گرفته و نقشهها را هم او ترسیم کرده است.
www.koubeh.com/mm22
مصطفا مرادیان
در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ اصلی و در دامن رشتهکوههای تاریخی شهر ایج به ثبت آثار ملی رسیده است؛ اما کافیست که راه بازدید این بنا را از سر بگیرید، در همان قدمهای نخست با خود میگویید مسجد؟! آنهم در این دره که تنها راه عبوری آن در تمامی دوران تاریخش بیش از مالرو نبوده است؟! پیش که میروی درۀ بدره (بن دره) تنگتر هم میشود و این تنگنای طبیعی با درختان شاداب انار و بادام و انگور دستهای یکدیگر را بیشازپیش فشار میدهند. در آغاز این مسیر علاوه بر صدای پرندگان خوشخوان، صدای آب نیز پیوسته از جوی روانی که به آب بدره معروف است به گوش میرسد. پس از پیمودن مسیر، به انتهای دره و سرچشمۀ آب بدره میرسیم، بر روی سرچشمه، چهارطاقی استوار و زندهای نشسته است و با پینههای بستهشدۀ سنگ و ساروجی بر بدن، به میهمان خود خوشامد میگوید. درون این چهارطاقی حوضی ششضلعی قرار دارد که از ضلع شمالی آن آب وارد میشود و از ضلع مقابل خارج و درنهایت راهی جوی و پسازآن زمینهای زراعی شهر ایج میشود.
دست و صورتمان را با آب تپندۀ قلب رشتهکوه زاگرس تازه میکنیم و بیرون میآییم. چسبیده به همین بنا، دیوارهای سنگی وجود دارد که ایوانی تراشیده در آن خودنمایی میکند. این ایوان را مسجد سنگی ایج مینامند!
از چند پلۀ تراشیدهشده بالا میرویم و وارد ایوان میشویم. خیز قوس و حجاری این بنا بیننده را به یاد حجاریهای ساسانی میاندازد، که البته صحت این موضوع نیازمند مطالعه و بررسیهای دقیق است. انتهای ایوان محرابی تراشیده شده است با ستونچههای تزئینی و خط نوشتهای بدین شرح:
«بسعی الامیر الحاجب و کان بلومه سنه سبعه و اربعماء» (به کوشش امیر دربان که سرزنش شده است سنه ۴۰۷)
بهنقل از گزارش ثبتی این اثر، خطنوشتۀ محراب، برای تحقیر و تضعیف دین زرتشت توسط حکام شبانکاره در سنۀ ۴۰۷ هجری قمری نوشته شده است و این بنا را درواقع از آتشکده یا مهرکده یا... به مسجد تغییر دادهاند.
در تاریخ، تغییر کاربری و نام بناها توسط مسلمانان فراوان به چشم میخورد؛ اما در این بنا تنها تغییر نام اتفاق افتاده است؛ چراکه موقعیت طبیعی بنا شرایط مسجدبودن را دارا نیست. در تمام طول تاریخ، مسجد برای مسلمانان تعریف مشخص دارد؛ مسجد قلب شهر و نماد یکتاپرستی است. حال چگونه این ایوان، که تنها وجه مشترکش با مسجد محرابی افزودهشده است، را میتواند مسجد نام گذاشت؟ مگر نه مسجد را آن بنایی مینامند که در مرکز شهر قرارداد و مردم قبل، حین و بعد از کار روزانه خود میتوانند در آن نیایش کنند؟ پس چگونه میتوان چنین بنایی را که هیچ نشانی از تجمع انسانی ندارد و نخواهد داشت مسجد نامید؟ یا چگونه میتوان بنایی را که هیچ محلی برای برگزاری نماز جماعت ندارد، مسجد خطاب كرد؟ اگر قرار باشد که بناها را بر اساس نامهای محلی دستهبندی و ثبت و بعضاً معرفی کرد حرفی نیست، اما کافیست به تصاویر بنا نگاهی بیندازیم؛ آنوقت خودِ بنا با ما سخن میگوید که «من مسجد نیستم».
@Koubeh
🔸«کوبه»: عکسها را مصطفا مرادیان گرفته و نقشهها را هم او ترسیم کرده است.
www.koubeh.com/mm22
کوبه
من مسجد نیستم مصطفا مرادیان در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ…
چهارطاقی نشسته بر سرچشمه آببدره، شهر تاریخی ایج
کوبه
من مسجد نیستم مصطفا مرادیان در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ…
ایوان سنگی ایج، محراب در دیوار انتهای ایوان حجاری شده است.
کوبه
من مسجد نیستم مصطفا مرادیان در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ…
ایوان حجاریشده با خطنوشته مربوط به سنۀ ۴۰۷ هجریقمری
کوبه
من مسجد نیستم مصطفا مرادیان در ۳۰ کیلومتری جادۀ استهبان (فارس) بهسمت داراب، بنایی بهعنوان مسجد و چهارطاقی ایج در تاریخ ۲۸خرداد۱۳۵۱ توسط آقای اللهقلی اسلامی به ثبت آثار ملی رسیده است. در ابتدا باید بگویم که مایۀ مباهات است که چنین بنای دورافتاده از جادۀ…
نقشۀ تهیهشده از چهارطاقی و ایوان سنگی ایج