⬛️خواستیم با چند خط از «تأخیر پیشآمده پوزش بطلبیم». اما پیش از آن تسلیتمان را بپذیرید. متأسفیم که در این هوای عفن نفس میکشیم.
شمارۀ دوم کوبه به خاطرۀ همۀ رفتگان حوادث اخیر پیشکش میشود. پیشکشی که البته برای التیام این زخم پشیزی نمیارزد.
@Koubeh
www.koubeh.com
شمارۀ دوم کوبه به خاطرۀ همۀ رفتگان حوادث اخیر پیشکش میشود. پیشکشی که البته برای التیام این زخم پشیزی نمیارزد.
@Koubeh
www.koubeh.com
🔹شمارۀ دوم کوبه با موضوع «معماری و انقلاب» منتشر شد.
📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.
@Koubeh
www.koubeh.com
📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.
@Koubeh
www.koubeh.com
کوبه
🔹شمارۀ دوم کوبه با موضوع «معماری و انقلاب» منتشر شد. 📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید. @Koubeh www.koubeh.com
کوبه_شمارۀ_۲_پاییز_۹۸_معماری_و_انقلاب.pdf
5.8 MB
کوبه - شمارۀ دوم- ویژهنامۀ «معماری و انقلاب»- پائیز ۱۳۹۸.
📣 اطلاعیه
🔹انجمن علمی معماری دانشگاه مازندران برگزار میکند: «همایش آشنایی با گرایش های معماری در مقطع کارشناسی ارشد»
🔸مکان: بابلسر، دانشگاه مازندران، سالن کنفرانس و دفاع دانشکده هنر و معماری
🔹زمان: سه شنبه،۱۹ آذر،ساعت ۱۱ تا ۱۳
@Koubeh
🔹انجمن علمی معماری دانشگاه مازندران برگزار میکند: «همایش آشنایی با گرایش های معماری در مقطع کارشناسی ارشد»
🔸مکان: بابلسر، دانشگاه مازندران، سالن کنفرانس و دفاع دانشکده هنر و معماری
🔹زمان: سه شنبه،۱۹ آذر،ساعت ۱۱ تا ۱۳
@Koubeh
◾️مکان اعتراضات و معنای اعتراضات
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
انقلابها، اعتراضات و شورشهای شهری رابطهای دو سویه با مکانهای شهری دارند. از آنها معنا میگیرند و به آنها معنا میدهند. هر اعتراضی به تناظرش مکانی را به ذهن متبادر میسازد. جنبش مشروطه متناظر است با مسجد سپهسالار و میدان بهارستان، انقلاب اسلامی با میدان آزادی و خیابان آزادی و انقلاب، جنبش دانشجویی ۷۸ با کوی دانشگاه و میدان انقلاب، جنبش سبز با خیابان انقلاب و میدان آزادی، اعتراضات بهار عربی در مصر با میدان تحریر و اعتراضات ترکیه با میدان تقسیم متناظر است.
وقوع این جنبشها در خیابانها لایههایی از معانی به این خیابانها اضافه میکنند و مکانها دیگر ظرفهای خالی از معنا نیستند که فقط جمعیت معترضین را در خود جای دهند بلکه ظرفهایی هستند که خود دارای معنا هستند و به جمعیت درون خود معنا میدهند درست مانند ظرفهای نوشیدنی و غذا که رطل و سطل و جام و پیاله و کاسه فقط یک فضای خالی نیستند که چیزی را دربر بگیرند بلکه خود به آن چه در برگرفتهاند معنا میدهند و از آن معنا میگیرند.
محور انقلاب-آزادی محل وقوع انقلاب ۵۷ است و در طول این چهل ساله مدعیان میراثداری انقلاب ۵۷ همواره در تلاش برای تسخیر «انقلاب» بودهاند گویی هر آن کس که توان تسخیر خیابان انقلاب را داشته باشد صاحب قدرت انقلابی نیز خواهد بود. از این رو هم حاکمان برآمده از انقلاب ۵۷ راهپیماییهای حکومتی خود را در «انقلاب» برگزار میکنند و هم مخالفانشان تاکنون چنین میکردند و سعی در قرق کردن «انقلاب» را داشتند. خیابان انقلاب تبدیل به کالبد انقلاب ۵۷ شده است و کسی که توان قدرتنمایی در «انقلاب» را داشته باشد دست بالا را در جمهوری اسلامی نیز خواهد داشت.
از این روست که همۀ جنبشهای چهل سال اخیر تلاش میکردند بر ارابۀ انقلاب در مسیر خیابان انقلاب سوار شوند و اعتراضات خود را در این مسیر سامان دهند. از اعتراضات اوایل انقلاب ۵۷ گرفته تا اعتراضات علیه بسته شدن روزنامهها در ۷۸ و سالگردهای این اعتراض تا اعتراض علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸. اما در نتیجهٔ سرکوبهای پیاپی و اعتراضات بینتیجه دیر نیست که «انقلاب» دیگر خیابانی اعتراضی و انقلابی نباشد و از آن چیزی نمانَد جز خاطره ای از اعتراضات و مردهریگی از انقلاب ۵۷ که به شکل نمایشی تکراری هرساله در این خیابان به روی صحنه می رود.
ناظران اعتراضات ۹۸ در شگفتی بودند که چرا «انقلاب»، این مسیر نمادین در همۀ اعتراضات چهل سال اخیر، سوت و کور بود و نهایتاً جایی شد برای راهپیمایی حکومتی به نشانۀ قدرتنمایی و سرکوب اعتراضات. چگونه میتوان این اتفاق را تفسیر کرد؟ آیا این امر فقط یک تصمیم تاکتیکی برای فرار از سرکوبهای احتمالی بود؟ آیا نشان از تغییر خاستگاه اجتماعی معترضین داشت؟ آیا نشانۀ بیاهمیت شدن دانشگاه در جنبش اعتراضی اخیر بود؟ یا میتوان معنای دیگری جز اینها هم برای آن یافت؟
اگر «خیابان انقلاب» را کالبد انقلاب ۵۷ بدانیم و تسخیرش را تلاش برای سوار شدن بر ارابۀ انقلاب ۵۷ تفسیر کنیم خروج از آن را میتوان نشانهای دانست از پایان خواست سوار شدن بر ارابۀ انقلاب اسلامی در مسیر خیابان انقلاب و این خروج را میتوان آغاز تلاش برای ساخت مسیری جدید برای معترضینی دانست که دیگر خیابان انقلاب را مسیر اعتراض خود نمیدانند و میخواهند مسیری جدید برای اعتراضات خود بگشایند و به نام خویش بزنند و ارابۀ خود را در آن به راه بیاندازند.
مکان اعتراضات آبان ۹۸ کجا بود؟ هیچ کس نمیتواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد اما میتوان گفت جایش هرجا که بود «انقلاب» نبود. همانطور که گفتمانهای سیاسی فعال در ایران کنونی در پی سرکوبهای متوالی توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و جنبش کنونی بیشتر بر اساس شعارهای سلبیاش شناخته میشود، شهرهای کنونی ایران هم دیگر توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و اعتراضات اخیر همچنان مکانی را از آن خود نکرده است. اما فقط در حالت سلبی میتوان گفت اعتراضات از کانال «انقلاب» خارج شده است.
@Koubeh
http://koubeh.com/ap12/
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
انقلابها، اعتراضات و شورشهای شهری رابطهای دو سویه با مکانهای شهری دارند. از آنها معنا میگیرند و به آنها معنا میدهند. هر اعتراضی به تناظرش مکانی را به ذهن متبادر میسازد. جنبش مشروطه متناظر است با مسجد سپهسالار و میدان بهارستان، انقلاب اسلامی با میدان آزادی و خیابان آزادی و انقلاب، جنبش دانشجویی ۷۸ با کوی دانشگاه و میدان انقلاب، جنبش سبز با خیابان انقلاب و میدان آزادی، اعتراضات بهار عربی در مصر با میدان تحریر و اعتراضات ترکیه با میدان تقسیم متناظر است.
وقوع این جنبشها در خیابانها لایههایی از معانی به این خیابانها اضافه میکنند و مکانها دیگر ظرفهای خالی از معنا نیستند که فقط جمعیت معترضین را در خود جای دهند بلکه ظرفهایی هستند که خود دارای معنا هستند و به جمعیت درون خود معنا میدهند درست مانند ظرفهای نوشیدنی و غذا که رطل و سطل و جام و پیاله و کاسه فقط یک فضای خالی نیستند که چیزی را دربر بگیرند بلکه خود به آن چه در برگرفتهاند معنا میدهند و از آن معنا میگیرند.
محور انقلاب-آزادی محل وقوع انقلاب ۵۷ است و در طول این چهل ساله مدعیان میراثداری انقلاب ۵۷ همواره در تلاش برای تسخیر «انقلاب» بودهاند گویی هر آن کس که توان تسخیر خیابان انقلاب را داشته باشد صاحب قدرت انقلابی نیز خواهد بود. از این رو هم حاکمان برآمده از انقلاب ۵۷ راهپیماییهای حکومتی خود را در «انقلاب» برگزار میکنند و هم مخالفانشان تاکنون چنین میکردند و سعی در قرق کردن «انقلاب» را داشتند. خیابان انقلاب تبدیل به کالبد انقلاب ۵۷ شده است و کسی که توان قدرتنمایی در «انقلاب» را داشته باشد دست بالا را در جمهوری اسلامی نیز خواهد داشت.
از این روست که همۀ جنبشهای چهل سال اخیر تلاش میکردند بر ارابۀ انقلاب در مسیر خیابان انقلاب سوار شوند و اعتراضات خود را در این مسیر سامان دهند. از اعتراضات اوایل انقلاب ۵۷ گرفته تا اعتراضات علیه بسته شدن روزنامهها در ۷۸ و سالگردهای این اعتراض تا اعتراض علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸. اما در نتیجهٔ سرکوبهای پیاپی و اعتراضات بینتیجه دیر نیست که «انقلاب» دیگر خیابانی اعتراضی و انقلابی نباشد و از آن چیزی نمانَد جز خاطره ای از اعتراضات و مردهریگی از انقلاب ۵۷ که به شکل نمایشی تکراری هرساله در این خیابان به روی صحنه می رود.
ناظران اعتراضات ۹۸ در شگفتی بودند که چرا «انقلاب»، این مسیر نمادین در همۀ اعتراضات چهل سال اخیر، سوت و کور بود و نهایتاً جایی شد برای راهپیمایی حکومتی به نشانۀ قدرتنمایی و سرکوب اعتراضات. چگونه میتوان این اتفاق را تفسیر کرد؟ آیا این امر فقط یک تصمیم تاکتیکی برای فرار از سرکوبهای احتمالی بود؟ آیا نشان از تغییر خاستگاه اجتماعی معترضین داشت؟ آیا نشانۀ بیاهمیت شدن دانشگاه در جنبش اعتراضی اخیر بود؟ یا میتوان معنای دیگری جز اینها هم برای آن یافت؟
اگر «خیابان انقلاب» را کالبد انقلاب ۵۷ بدانیم و تسخیرش را تلاش برای سوار شدن بر ارابۀ انقلاب ۵۷ تفسیر کنیم خروج از آن را میتوان نشانهای دانست از پایان خواست سوار شدن بر ارابۀ انقلاب اسلامی در مسیر خیابان انقلاب و این خروج را میتوان آغاز تلاش برای ساخت مسیری جدید برای معترضینی دانست که دیگر خیابان انقلاب را مسیر اعتراض خود نمیدانند و میخواهند مسیری جدید برای اعتراضات خود بگشایند و به نام خویش بزنند و ارابۀ خود را در آن به راه بیاندازند.
مکان اعتراضات آبان ۹۸ کجا بود؟ هیچ کس نمیتواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد اما میتوان گفت جایش هرجا که بود «انقلاب» نبود. همانطور که گفتمانهای سیاسی فعال در ایران کنونی در پی سرکوبهای متوالی توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و جنبش کنونی بیشتر بر اساس شعارهای سلبیاش شناخته میشود، شهرهای کنونی ایران هم دیگر توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و اعتراضات اخیر همچنان مکانی را از آن خود نکرده است. اما فقط در حالت سلبی میتوان گفت اعتراضات از کانال «انقلاب» خارج شده است.
@Koubeh
http://koubeh.com/ap12/
▪️ خیابان جمهوری، پاساژهای متروکه و ناویترینها
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست که فاصلۀ کارکردیِ قابلتوجهی دارند با کسبوکاری که در آن واقع شدهاند. ناویترینها حدیث ویترینهایی هستند که کالبدشان باقی ولی تهی از محتوا است یا روح ویترینیشان را از دست دادهاند. پیدایش ناویترینها میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از بیحوصلگی صاحب آن گرفته تا ویترینپذیرنبودن کسبوکار آنها. موقعیت مکانیِ کسبوکار نیز در این امر بسیار تأثیرگذار است. اگر فروشگاه، فروشگاهی باسابقه و بیرقیب در محدودۀ خود باشد، طبعاً از ضرورت ویترین برای آن کاسته میشود یا اگر در جایی متروک و ازرونقافتاده باشد ویترینداشتن برایش جذابیتی ندارد. پاساژهای متعددی در خیابان جمهوری وجود دارند که روزگاری پررونق بوده و امروزه مکانهایی خلوت و کمفروغاند. این پاساژها فضایی برای پدیدآمدن ناویترینها هستند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-3-01-14
http://koubeh.com/am2-3/
@koubeh
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست که فاصلۀ کارکردیِ قابلتوجهی دارند با کسبوکاری که در آن واقع شدهاند. ناویترینها حدیث ویترینهایی هستند که کالبدشان باقی ولی تهی از محتوا است یا روح ویترینیشان را از دست دادهاند. پیدایش ناویترینها میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از بیحوصلگی صاحب آن گرفته تا ویترینپذیرنبودن کسبوکار آنها. موقعیت مکانیِ کسبوکار نیز در این امر بسیار تأثیرگذار است. اگر فروشگاه، فروشگاهی باسابقه و بیرقیب در محدودۀ خود باشد، طبعاً از ضرورت ویترین برای آن کاسته میشود یا اگر در جایی متروک و ازرونقافتاده باشد ویترینداشتن برایش جذابیتی ندارد. پاساژهای متعددی در خیابان جمهوری وجود دارند که روزگاری پررونق بوده و امروزه مکانهایی خلوت و کمفروغاند. این پاساژها فضایی برای پدیدآمدن ناویترینها هستند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-3-01-14
http://koubeh.com/am2-3/
@koubeh
Telegraph
خیابان جمهوری، پاساژهای متروکه و ناویترینها
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست…
▪️قصۀ ما به سر رسید؛
گزارشی از دشواریهای زیستن در جوار دانشگاه تهران
🖋نیلوفر رسولی| بازنشر از روزنامۀ اعتماد
[روزنامۀ اعتماد در پروندهای به طرح توسعۀ دانشگاه تهران و مناقشات اخیری که منجر به صدور رای معاونت حقوقی ریاست جمهوری شد پرداخته است. گزارش پیش رو از وضعیت ساکنان محدودۀ مصوب طرح و معضلات آنان در تاریخ بیستسالۀ این طرح میگوید]
۲۰ سال سرگردانی، دو سال تلاش و اميدواری، ۸ ماه شادی و حالا نامهای قصه همسايگان دانشگاه تهران را به نقطه اول ماجرا بازگردانده است. ارديبهشت سال ۹۸ كه شورای عالی معماری دستور خروج خانههاي مردم را از طرح توسعه دانشگاه تهران داد، مالكان خانهها خود آستين بالا زدند و بنرهايي در كوچه و محل نصب كردند و از دانشجويان و مسوولانی كه در روال اين جدال دست ياري رسانده بودند، تقدير كردند. نامه لعيا جنيدي، معاونت حقوقی رياستجمهوری خطاب به رييسجمهور، فارغ از تمام مسائل حقوقی، جوانههای اميد را در دل مردم خشكاند، مردمي كه در اين ۲۰ سال از همسايگان با دانشگاه تهران جز مصيبت چيزی نديدند. همسايگان دانشگاه تهران طی دو سال به هر جا كه توانستند نامه زدند، جلسه برگزار كردند، با نمايندگان مجلس و شوراي شهر صحبت كردند تا توانستهاند صدايشان را از لحاف ضخيم رسانهها به گوش شورای عالی معماری و شهرسازی برسانند اما حالا كه نامهای توانسته تمام تلاشهايشان را به زير سايه ببرد، باز همان لحاف ضخيم چندان مجالی به شنيده شدن صدايشان نمیدهد. اين گزارش روايتی است از زندگي ۴ خانه، ۴ مالك، ۴ خانواده كه پيش از شروع اين طرح همسايه دانشگاه تهران بودند، همسايگانی كه روزی در جوار دانشگاه تهران خانه خريدند زيرا آرزوی زيستن در همسايگی اين دانشگاه را داشتند اما حالا از اين آرزو چيزی جز افسوس باقی نمانده است.
⭕️ ادامۀ یادداشت را در Instant View بخوانید:
https://plink.ir/KXffV
@koubeh
گزارشی از دشواریهای زیستن در جوار دانشگاه تهران
🖋نیلوفر رسولی| بازنشر از روزنامۀ اعتماد
[روزنامۀ اعتماد در پروندهای به طرح توسعۀ دانشگاه تهران و مناقشات اخیری که منجر به صدور رای معاونت حقوقی ریاست جمهوری شد پرداخته است. گزارش پیش رو از وضعیت ساکنان محدودۀ مصوب طرح و معضلات آنان در تاریخ بیستسالۀ این طرح میگوید]
۲۰ سال سرگردانی، دو سال تلاش و اميدواری، ۸ ماه شادی و حالا نامهای قصه همسايگان دانشگاه تهران را به نقطه اول ماجرا بازگردانده است. ارديبهشت سال ۹۸ كه شورای عالی معماری دستور خروج خانههاي مردم را از طرح توسعه دانشگاه تهران داد، مالكان خانهها خود آستين بالا زدند و بنرهايي در كوچه و محل نصب كردند و از دانشجويان و مسوولانی كه در روال اين جدال دست ياري رسانده بودند، تقدير كردند. نامه لعيا جنيدي، معاونت حقوقی رياستجمهوری خطاب به رييسجمهور، فارغ از تمام مسائل حقوقی، جوانههای اميد را در دل مردم خشكاند، مردمي كه در اين ۲۰ سال از همسايگان با دانشگاه تهران جز مصيبت چيزی نديدند. همسايگان دانشگاه تهران طی دو سال به هر جا كه توانستند نامه زدند، جلسه برگزار كردند، با نمايندگان مجلس و شوراي شهر صحبت كردند تا توانستهاند صدايشان را از لحاف ضخيم رسانهها به گوش شورای عالی معماری و شهرسازی برسانند اما حالا كه نامهای توانسته تمام تلاشهايشان را به زير سايه ببرد، باز همان لحاف ضخيم چندان مجالی به شنيده شدن صدايشان نمیدهد. اين گزارش روايتی است از زندگي ۴ خانه، ۴ مالك، ۴ خانواده كه پيش از شروع اين طرح همسايه دانشگاه تهران بودند، همسايگانی كه روزی در جوار دانشگاه تهران خانه خريدند زيرا آرزوی زيستن در همسايگی اين دانشگاه را داشتند اما حالا از اين آرزو چيزی جز افسوس باقی نمانده است.
⭕️ ادامۀ یادداشت را در Instant View بخوانید:
https://plink.ir/KXffV
@koubeh
Telegraph
قصهی ما به سر رسید؛ گزارشی از دشواریهای زیستن در جوار دانشگاه تهران
۲۰ سال سرگرداني، دو سال تلاش و اميدواري، ۸ ماه شادي و حالا نامهاي قصه همسايگان دانشگاه تهران را به نقطه اول ماجرا بازگردانده است. ارديبهشت سال ۹۸ كه شوراي عالي معماري دستور خروج خانههاي مردم را از طرح توسعه دانشگاه تهران داد، مالكان خانهها خود آستين بالا…
▪️ معنا در معماری مدرن
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
چه هنگام میگوییم چیزی معنا دارد؟ هنگامی که در یک رابطه دلالت، بهواسطۀ یک دال به یک مدلول برسیم؛ در واقع رسیدن به یک مفهوم جدید توسط یک روش آموختهشده. تلاش برای درک مفهومی که در لایههای زیرین قرار دارد. به بیان دیگر، معنا مفاهیمی است که فرستندهای قصد انتقال آنها را دارد. برای انتقال معنا، به یک بستر نیاز داریم. اهمیت این بستر تا حدی است که اگر فرستندههای معنا در بستر مربوط به خود نباشند، معنا به درستی و به صورت کامل منتقل نمیشود. در این بستر مشترک است که واحدهای اولیۀ معنا شکل میگیرد. این واحدها گسترش پیدا میکنند و تبدیل به واحدهای پیچیدهتر میشوند. باید توجه داشت که معنا در محیط ایزوله رشد پیدا نمیکند. پس به منظور پیچیدهتر شدن معنا نیاز به حضور افراد داریم. در معماری مدرن، قلمرو این افراد «جهان» است. پس حضور معنا در چنین قلمروی وسیعی در معماری مدرن چگونه است؟
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh2-01-31
http://koubeh.com/fkh2/
@koubeh
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
چه هنگام میگوییم چیزی معنا دارد؟ هنگامی که در یک رابطه دلالت، بهواسطۀ یک دال به یک مدلول برسیم؛ در واقع رسیدن به یک مفهوم جدید توسط یک روش آموختهشده. تلاش برای درک مفهومی که در لایههای زیرین قرار دارد. به بیان دیگر، معنا مفاهیمی است که فرستندهای قصد انتقال آنها را دارد. برای انتقال معنا، به یک بستر نیاز داریم. اهمیت این بستر تا حدی است که اگر فرستندههای معنا در بستر مربوط به خود نباشند، معنا به درستی و به صورت کامل منتقل نمیشود. در این بستر مشترک است که واحدهای اولیۀ معنا شکل میگیرد. این واحدها گسترش پیدا میکنند و تبدیل به واحدهای پیچیدهتر میشوند. باید توجه داشت که معنا در محیط ایزوله رشد پیدا نمیکند. پس به منظور پیچیدهتر شدن معنا نیاز به حضور افراد داریم. در معماری مدرن، قلمرو این افراد «جهان» است. پس حضور معنا در چنین قلمروی وسیعی در معماری مدرن چگونه است؟
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh2-01-31
http://koubeh.com/fkh2/
@koubeh
Telegraph
معنا در معماری مدرن
چه هنگام میگوییم چیزی معنا دارد؟ هنگامی که در یک رابطه دلالت، بهواسطۀ یک دال به یک مدلول برسیم؛ در واقع رسیدن به یک مفهوم جدید توسط یک روش آموختهشده. تلاش برای درک مفهومی که در لایههای زیرین قرار دارد. به بیان دیگر، معنا مفاهیمی است که فرستندهای قصد…
▪️ آرشیتکت لرزاده
🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
حسین لرزاده فرزند محمد ابن اسماعیل معمار، فردی است که به واسطهی ساخت مساجد گوناگون و شرکت در ساخت بناهایی چون کاخ مرمر و آرامگاه فردوسی به عنوان استادکار هنرهای تزیینی و معماری سنتی شناخته میشود. لرزاده را از جملهی آخرین نسل معماران سنتی میدانند که در نهایت با گسترش آموزش عالی به شیوه نوین در ایران به دست فراموشی سپرده شدند. میزان شهرت لرزاده به عنوان سازنده مسجد باعث شده کمتر به دیگر آثار او پرداخته شود. آثاری درخور توجه که میتواند روایتی متفاوت را از آنچه تاکنون دربارهی لرزاده گفته شده شکل بدهد. خانهی لرزاده و چند اثر دیگر چهرهی متفاوتی از این معمار را نشان میدهند.
اگر بپذیریم خانهی شخصی و خانوادگی یک معمار میتواند بازتابی از سلیقه و اعتقاد شخصی وی در معماری باشد و ساختن خانه ای برای خود و نزدیکانش همچون کاری که ونتوری در خانهی مادرش میکند، بیانگر مانیفست طراح در معماری باشد، خانهی لرزاده نشانگر وجه دیگری از نگاه او به معماری است.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-4-02-09
http://koubeh.com/am2-4/
@Koubeh
🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
حسین لرزاده فرزند محمد ابن اسماعیل معمار، فردی است که به واسطهی ساخت مساجد گوناگون و شرکت در ساخت بناهایی چون کاخ مرمر و آرامگاه فردوسی به عنوان استادکار هنرهای تزیینی و معماری سنتی شناخته میشود. لرزاده را از جملهی آخرین نسل معماران سنتی میدانند که در نهایت با گسترش آموزش عالی به شیوه نوین در ایران به دست فراموشی سپرده شدند. میزان شهرت لرزاده به عنوان سازنده مسجد باعث شده کمتر به دیگر آثار او پرداخته شود. آثاری درخور توجه که میتواند روایتی متفاوت را از آنچه تاکنون دربارهی لرزاده گفته شده شکل بدهد. خانهی لرزاده و چند اثر دیگر چهرهی متفاوتی از این معمار را نشان میدهند.
اگر بپذیریم خانهی شخصی و خانوادگی یک معمار میتواند بازتابی از سلیقه و اعتقاد شخصی وی در معماری باشد و ساختن خانه ای برای خود و نزدیکانش همچون کاری که ونتوری در خانهی مادرش میکند، بیانگر مانیفست طراح در معماری باشد، خانهی لرزاده نشانگر وجه دیگری از نگاه او به معماری است.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-4-02-09
http://koubeh.com/am2-4/
@Koubeh
Telegraph
آرشیتکت لرزاده
خانهی لرزاده، معماریِ مدرن به روایت معماری سنتی حسین لرزاده فرزند محمد ابن اسماعیل معمار، فردی است که به واسطهی ساخت مساجد گوناگون و شرکت در ساخت بناهایی چون کاخ مرمر و آرامگاه فردوسی به عنوان استادکار هنرهای تزیینی و معماری سنتی شناخته میشود. لرزاده را…
▪️ رئیس جمهوری که حامی زیبایی میشود؛ نقدی بر فرمان اجرایی ترامپ
🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
در ۱۵ بهمن ۹۸ پیشنویس فرمان اجرایی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خبرگزاریها فاش شد. عنوان فرمان این بود: «ساختمانهای فدرالی را دوباره زیبا کن»؛ مشابه با شعار انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶: «آمریکا را دوباره عالی کن». بر اساس این فرمان اصلاحاتی در ضوابط طراحی ساختمانهای فدرالی آمریکا صورت میگیرد تا زیبایی از دسترفتۀ آنها احیا شود. اما «زیبا کردن» مفهومی مبهم و شعاری است و برای روشن شدن این مفهوم باید متن پیشنویس را مرور کرد: امروزه دیگر ساختمانی مثل کاخ سفید، مجلس نمایندگان و یا دادگاه عالی آمریکا ساخته نمیشود که زیبا باشد. دلیلش مصلحتاندیشی معمارانش است. بر اساس این فرمان، دولتْ آزادی بیحد و حصر معماران را سلب میکند؛ به این امید که ساختمانهای فدرالی آمریکا با سبکی که مردم دوست دارند، یعنی سبک کلاسیک، ساخته شود. در ادامه به مرور متن این فرمان اجرایی میپردازیم:
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fm4-03-12
http://koubeh.com/fm4/
@Koubeh
🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
در ۱۵ بهمن ۹۸ پیشنویس فرمان اجرایی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خبرگزاریها فاش شد. عنوان فرمان این بود: «ساختمانهای فدرالی را دوباره زیبا کن»؛ مشابه با شعار انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶: «آمریکا را دوباره عالی کن». بر اساس این فرمان اصلاحاتی در ضوابط طراحی ساختمانهای فدرالی آمریکا صورت میگیرد تا زیبایی از دسترفتۀ آنها احیا شود. اما «زیبا کردن» مفهومی مبهم و شعاری است و برای روشن شدن این مفهوم باید متن پیشنویس را مرور کرد: امروزه دیگر ساختمانی مثل کاخ سفید، مجلس نمایندگان و یا دادگاه عالی آمریکا ساخته نمیشود که زیبا باشد. دلیلش مصلحتاندیشی معمارانش است. بر اساس این فرمان، دولتْ آزادی بیحد و حصر معماران را سلب میکند؛ به این امید که ساختمانهای فدرالی آمریکا با سبکی که مردم دوست دارند، یعنی سبک کلاسیک، ساخته شود. در ادامه به مرور متن این فرمان اجرایی میپردازیم:
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fm4-03-12
http://koubeh.com/fm4/
@Koubeh
Telegraph
رئیس جمهوری که حامی زیبایی میشود؛ نقدی بر فرمان اجرایی ترامپ
در ۱۵ بهمن ۹۸ پیشنویس فرمان اجرایی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خبرگزاریها فاش شد. عنوان فرمان این بود: «ساختمانهای فدرالی را دوباره زیبا کن»[1]؛ مشابه با شعار انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶: «آمریکا را دوباره عالی کن.»[2] بر اساس این فرمان اصلاحاتی در…
▪️ سقّانِفار؛ چیرگیِ معنا بر کالبد
🖋 سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
📑 [بازنشر از گاهنامه کمیته علمی معماری بومی ایکوموس]
در بین معماری بومیِ فرهنگها و قومیتهای مختلف، میتوان معناها و مفاهیم پیچیدهای یافت که ورای صورت و ظاهرِ بناها نشستهاند. در این نوشتار، چگونگی روند شکلگیری و چراییِ ظهور گونهای از معماری را بهصورت اجمالی معرفی خواهم کرد که نگاه به آن نیازمندِ زدودنِ صورتهای ظاهری است؛ روایتی را خواهید خواند که معطوف است به معماری شیعیان شمال البرزکوه. ساکنان بومیِ شیعهمذهب مازندران، صاحب اثری معمارانهاند که معنا و مفهوم عمیقی را در بطنش جا داده است و آن را «سقّانِفار» مینامند. سّقانفار اثری بومی، مفهومی و نمادین است. پیش از روایت سقّانِفار، بهتر است ابتدا با «نِفار یا نِپار» آشنا شوید که ظاهر و کالبدش با ظاهر و کالبد سقّانِفار مشابه است و در سیر ظهورش نقشی اساسی دارد.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/sz2-03-15
http://koubeh.com/sz2
@Koubeh
🖋 سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
📑 [بازنشر از گاهنامه کمیته علمی معماری بومی ایکوموس]
در بین معماری بومیِ فرهنگها و قومیتهای مختلف، میتوان معناها و مفاهیم پیچیدهای یافت که ورای صورت و ظاهرِ بناها نشستهاند. در این نوشتار، چگونگی روند شکلگیری و چراییِ ظهور گونهای از معماری را بهصورت اجمالی معرفی خواهم کرد که نگاه به آن نیازمندِ زدودنِ صورتهای ظاهری است؛ روایتی را خواهید خواند که معطوف است به معماری شیعیان شمال البرزکوه. ساکنان بومیِ شیعهمذهب مازندران، صاحب اثری معمارانهاند که معنا و مفهوم عمیقی را در بطنش جا داده است و آن را «سقّانِفار» مینامند. سّقانفار اثری بومی، مفهومی و نمادین است. پیش از روایت سقّانِفار، بهتر است ابتدا با «نِفار یا نِپار» آشنا شوید که ظاهر و کالبدش با ظاهر و کالبد سقّانِفار مشابه است و در سیر ظهورش نقشی اساسی دارد.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/sz2-03-15
http://koubeh.com/sz2
@Koubeh
Telegraph
سقّانِفار؛ چیرگیِ معنا بر کالبد
سرآغاز در بین معماری بومیِ فرهنگها و قومیتهای مختلف، میتوان معناها و مفاهیم پیچیدهای یافت که ورای صورت و ظاهرِ بناها نشستهاند. در این نوشتار، چگونگی روند شکلگیری و چراییِ ظهور گونهای از معماری را بهصورت اجمالی معرفی خواهم کرد که نگاه به آن نیازمندِ…
⭕️ سینما یکی از قویترین رسانههای امروز است. رسانهای که مفاهیم، احساسات و پیامهای گوناگونی را مخابره میکند. به این منظور از «فضا» برای تحقق خواستههایش استفاده میکند. فضایی که در کنار بازیگران نقشی حیاتی برای رساندن آنچه در ذهن سازندگان است، بازی میکند. در این پرونده، کوبه در جستوجویی به بازنمایی سینما از منظر معماری میپردازد، و اینگونه اهمیت داشتن دیدی معمارانه را آشکار میکند.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ علاقهمندان به حوزهی سینما و معماری میتوانند نقدهای خود را از فیلمهای منتخبشان برای غنیتر شدن این پرونده به آیدی یا ایمیل کوبه ارسال کنند:
@koubeh1
Contact.koubeh@gmail.com
سال نو مبارک
هیئت تحریریه کوبه
@Koubeh
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ علاقهمندان به حوزهی سینما و معماری میتوانند نقدهای خود را از فیلمهای منتخبشان برای غنیتر شدن این پرونده به آیدی یا ایمیل کوبه ارسال کنند:
@koubeh1
Contact.koubeh@gmail.com
سال نو مبارک
هیئت تحریریه کوبه
@Koubeh
▪️ فقر بو میدهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
پنجرهای که از کف خیابان نور میگیرد. جورابهایی که از سقف آویزان شدهاند و توسط نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق میآید خشک میشوند. منظرهای که از پنجره دیده میشود محلهای پلشت و نامرتب است. پلاستیکهای زباله اینجا و آنجا قرار گرفتهاند. ذهنها با این صحنه آماده میشود برای شروع یک جنگ نابرابر. جنگی که پیروزی ندارد و طرفین جنگ هر کدام یک "انگل" هستند. انگل فقیر، خانوادهی کیم است. خانوادهای که در خانهای که تعریف پنجرهاش گفته شد زندگی میکند. از خانهی این خانواده شروع میکنیم. میخواهیم بدانیم که معماری در بازنمایی فقر در یک فیلم سینمایی که در تلاش برای نقد یک نظام سرمایهداری است چگونه به تصویر کشیده میشود. در واقع تلاشی برای فهم چگونگی استفاده از فضاهای معماری به منظور رساندن یک پیام یا، چگونگی قرار گرفتن یک پیام در چینش فضاهای معماری.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh1-03-24
http://koubeh.com/fk4-2/
@Koubeh
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
پنجرهای که از کف خیابان نور میگیرد. جورابهایی که از سقف آویزان شدهاند و توسط نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق میآید خشک میشوند. منظرهای که از پنجره دیده میشود محلهای پلشت و نامرتب است. پلاستیکهای زباله اینجا و آنجا قرار گرفتهاند. ذهنها با این صحنه آماده میشود برای شروع یک جنگ نابرابر. جنگی که پیروزی ندارد و طرفین جنگ هر کدام یک "انگل" هستند. انگل فقیر، خانوادهی کیم است. خانوادهای که در خانهای که تعریف پنجرهاش گفته شد زندگی میکند. از خانهی این خانواده شروع میکنیم. میخواهیم بدانیم که معماری در بازنمایی فقر در یک فیلم سینمایی که در تلاش برای نقد یک نظام سرمایهداری است چگونه به تصویر کشیده میشود. در واقع تلاشی برای فهم چگونگی استفاده از فضاهای معماری به منظور رساندن یک پیام یا، چگونگی قرار گرفتن یک پیام در چینش فضاهای معماری.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh1-03-24
http://koubeh.com/fk4-2/
@Koubeh
Telegraph
فقر بو میدهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل
پنجرهای که از کف خیابان نور میگیرد. جورابهایی که از سقف آویزان شدهاند و نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق میآید آنها را خشک میکند. محلهای پلشت و نامرتب منظرهای است که از پنجره دیده میشود. پلاستیکهای زباله، اینجا و آنجا قرار گرفتهاند. ذهن مخاطب…
▪️ معماری تهی از معنا؛ نقدی معمارانه بر فیلم فریدا
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
چه چیزی یک هنرمند را هنرمند میکند؟ آیا ممکن است فکر کنیم که یک فرد در یک محیط ایزوله هنرمند میشود؟ اگر فریدا در ایران به دنیا آمده بود باز هم فریدا بود؟ نمیتوان منکر تاثیر محیط بر رشد یک هنرمند بود. تاثیری که فرهنگ و سنت بر یک هنرمند دارد تا پرورش یابد و شخصیتش شکل پیدا کند. و این موضوعی است که در فیلم فریدا به خوبی به تصویر کشیده شده است. شروع فیلم با نگاهی مخفیانه به داخل خانۀ پدری فریدا است. نگاهی که برای آغاز داستان و آشنایی با آنچه که قرار است رخ دهد، از محیط ساخته شده یعنی همان معماری خانه، استفاده میکند. خانهای که مقدمهای بر شکلگیری شخصیت فریدا است. و سپس نگاه خیرۀ فریدا به آسمان. گویی آسمان مکزیک چیزی دارد که آسمان جایی دیگر ندارد. آسمانی که منبع الهام است. این فقط شخص فریدا نیست که فریدای نقاش را شکل میدهد، بلکه هر اتفاقی که برای او و در اطراف او رخ میدهد در این مسیر نقش دارند. از جملۀ این حوادث تصادف اتوبوس، سقط جنین و خیانت دیهگو ریورا، همسر فریداست. در این میان اهمیت معماری و فضا و محیط پیرامون او غیر قابل انکار است.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh5-03-28
http://koubeh.com/fkh5/
@Koubeh
🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
چه چیزی یک هنرمند را هنرمند میکند؟ آیا ممکن است فکر کنیم که یک فرد در یک محیط ایزوله هنرمند میشود؟ اگر فریدا در ایران به دنیا آمده بود باز هم فریدا بود؟ نمیتوان منکر تاثیر محیط بر رشد یک هنرمند بود. تاثیری که فرهنگ و سنت بر یک هنرمند دارد تا پرورش یابد و شخصیتش شکل پیدا کند. و این موضوعی است که در فیلم فریدا به خوبی به تصویر کشیده شده است. شروع فیلم با نگاهی مخفیانه به داخل خانۀ پدری فریدا است. نگاهی که برای آغاز داستان و آشنایی با آنچه که قرار است رخ دهد، از محیط ساخته شده یعنی همان معماری خانه، استفاده میکند. خانهای که مقدمهای بر شکلگیری شخصیت فریدا است. و سپس نگاه خیرۀ فریدا به آسمان. گویی آسمان مکزیک چیزی دارد که آسمان جایی دیگر ندارد. آسمانی که منبع الهام است. این فقط شخص فریدا نیست که فریدای نقاش را شکل میدهد، بلکه هر اتفاقی که برای او و در اطراف او رخ میدهد در این مسیر نقش دارند. از جملۀ این حوادث تصادف اتوبوس، سقط جنین و خیانت دیهگو ریورا، همسر فریداست. در این میان اهمیت معماری و فضا و محیط پیرامون او غیر قابل انکار است.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fkh5-03-28
http://koubeh.com/fkh5/
@Koubeh
Telegraph
معماری تهی از معنا؛ نقدی معمارانه بر فیلم فریدا
چه چیزی یک هنرمند را هنرمند میکند؟ آیا ممکن است فکر کنیم که یک فرد در یک محیط ایزوله هنرمند میشود؟ اگر فریدا در ایران به دنیا آمده بود باز هم فریدا بود؟ نمیتوان منکر تاثیر محیط بر رشد یک هنرمند بود. تاثیری که فرهنگ و سنت بر یک هنرمند دارد تا پرورش یابد…
▪️ متروپولیس: معماریِ فریتز لانگ
🖋 مهدی شادکار
📑 [بازنشر از وبسایت هنرنگار]
اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماریای که ما تنها میتوانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرحهایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمانگرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحیهای خیالی خویش ترسیم میکردند. همچون فوتوریستهای ایتالیایی و پُل سیتروئن [در اوایل قرن بیستم]، یونا فریدمن، کُنستانت، جنبش متابولیسم ژاپنی، پیتر کوک و آرشیگرام در دههی پنجاه و شصت میلادی. فریتز لانگ را هم میتوان در زمرهی یکی از این معماران نام برد. چرا که او نیز چنین کرده است. او از اسکیسهای آیندهگرا بر روی کاغذ و یا ماکتهای کوچک فراتر رفته، و یک شهر آینده را به صورت فیلم درآورده است. شهری و فیلمی به نام «متروپولیس»، از درخشانترین فیلمهای دورهی سینمای وایمار آلمان.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/msh1-03-29
http://koubeh.com/msh1/
http://honarnegaar.com/2020/03/18/hn01archi108/
@Koubeh
🖋 مهدی شادکار
📑 [بازنشر از وبسایت هنرنگار]
اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماریای که ما تنها میتوانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرحهایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمانگرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحیهای خیالی خویش ترسیم میکردند. همچون فوتوریستهای ایتالیایی و پُل سیتروئن [در اوایل قرن بیستم]، یونا فریدمن، کُنستانت، جنبش متابولیسم ژاپنی، پیتر کوک و آرشیگرام در دههی پنجاه و شصت میلادی. فریتز لانگ را هم میتوان در زمرهی یکی از این معماران نام برد. چرا که او نیز چنین کرده است. او از اسکیسهای آیندهگرا بر روی کاغذ و یا ماکتهای کوچک فراتر رفته، و یک شهر آینده را به صورت فیلم درآورده است. شهری و فیلمی به نام «متروپولیس»، از درخشانترین فیلمهای دورهی سینمای وایمار آلمان.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/msh1-03-29
http://koubeh.com/msh1/
http://honarnegaar.com/2020/03/18/hn01archi108/
@Koubeh
Telegraph
متروپولیس: معماریِ فریتز لانگ
اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماریای که ما تنها میتوانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرحهایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمانگرایی که چنین…
کوبه
▪️ فقر بو میدهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل 🖋 فائزه خطیبزاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران پنجرهای که از کف خیابان نور میگیرد. جورابهایی که از سقف آویزان شدهاند و توسط نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق میآید خشک میشوند. منظرهای که…
▪️نقدی بر یک نقد
🖊 ماردین امینی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«نور آفتاب مثل یک آبشار به داخل سرازیر میشود.» جملهای که بونگ جون هو کارگردان فیلم سینمایی انگل، برای توصیف فضای خانۀ خانوادۀ پارک (خانوادۀ ثروتمند فیلم) در مصاحبه با سیجی اینترتیمنت به کار برده است. تأکید اصلی کارگردان برای نشاندادن میزان ثروت و فقر نهفقط بر وسایل موجود در میزانسن، بلکه بر نور آفتاب و پنجرههاست. برای درک درست از اختلاف طبقاتی موجود در فیلم، کلید اصلی ببیننده میتواند نور آفتاب باشد. موضوعی که از چشم فائزه خطیبزاده، نگارندهٔ یادداشت «فقر بو میدهد»، تا حدی دور مانده است.
شبهپناهگاهی که برای آپارتمانهای ساختهشده در دهۀ هفتاد میلادی، در سئولِ پایتخت جزئی از الزامات طراحی ساختمان بوده است و اجارهدادن و سکونت در آنها تا سالها ممنوع بود، با افزایش جمعیت این شهر در دهههای بعد به مأمنی برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد کرهای تبدیل شده است. فیلم با سکانسی از خانۀ خانوادۀ کیم (خانوادهٔ فقیر فیلم) که در یکی از این زیرزمینها زندگی میکنند آغاز میشود. پنجرهٔ ابتدای فیلم تمام سهم خانوادهٔ کیم از سعادت در این خانه است. در فیلم انگل شما هرچقدر طبقۀ اجتماعی بالاتری داشته باشید، نور بیشتری دریافت میکنید. هرچند که این فیلم بیانگر تفاوت در طبقات اجتماعی است، اما نقدی از سرمایهداری بهوضوح در آن دیده نمیشود.
همانطور که نگارنده بهدرستی در متنش اشاره میکند، انگلبودن با جستوجو برای استفاده از wi-fi اینترنت دیگران آغاز میشود. بهخاطر سیستم فاضلابکشی، کاسه توالت روی یک سکو قرار میگیرد تا ارتفاع بالاتری نسبتبه کف کوچه داشته باشد؛ جایی که پنجرهای کوچک شانس استفاده از آنتن wi-fi همسایه را به آنها میدهد. سعادتی بهاندازۀ پنجرهای که دو فرزند خانواده کنار کاسه دستشویی برای دریافت آن مینشینند. برخلاف تقلیلدادنِ تمامِ خانه توسط نگارنده به قسمتی که پنجرۀ اصلی در آن قرار دارد و اعضای خانواده در آن به کار مشغول میشوند، باید گفت که این زیرزمین دارای پلان پیچیدهتری است که از چشم بیننده دور میماند. پیچیدگیای که نمایانگر پیچیدگی موجود در خانوادۀ کیم است. بهدلیل نبود آفتاب، اعضای خانواده ترجیح میدهند تا از فضای دارای نور طبیعی استفاده کنند. هرچند که فضای زیرزمین بسیار بزرگ هم نیست، اما تمام فضا فقط قسمت دارای پنجره نبوده و فقط برای همان فرار از بوی کهنگی و نبود آفتاب به آن پناه برده میشود. در قسمتهای مختلفی از معماری این فضاها برای نشاندادن ضعف انگل استفاده شده است که مهمترین آن هنگام بارش شدید باران و زیرآبرفتن زیرزمین خانوادۀ کیم است. اما حتی با این ضعف انگلها خطرناک هستند.
آنگونه که نگارنده در متنش میگوید همهچیز در خانۀ کیم متفاوت نیست. این ادعا را تحلیل خواهیم کرد؛ اما ابتدا به بیان کارگردان در بهتصویرکشیدنِ سعادت در خانۀ کیم بپردازیم. خانهای مدرن با پنجرههای گستره و آبشاری از نور که در تمام نقاط خانه حضور دارد. تمام چیزی که خانوادهی کیم حسرت آن را داشتند در خانۀ پارک بهوفور دیده میشود. انگل داستان تمام ظرفیتهای موجود در میزبان را مشاهده میکند و از آن لذت میبرد. اوج لذت را میتوان در استفادۀ دو فرزند خانواده مشاهده کرد. پسر خانوادهٔ کیم زیر نور آفتاب حیاط مشغول کتابخواندن است و دختر خانواده در داخل وانی که در کنار پنجرهای بزرگتر از پنجرۀ زیرزمینشان مشغول تماشای تلویزیون است. اما شباهت خانۀ کیم و خانهٔ پارک چیست؟ در داخل خانۀ پارک یک پناهگاه وجود دارد که انگل دیگری مشابه با خانوادهٔ کیم در آن زندگی میکند و آن همسر مستخدم قبلی خانۀ پارک است. این پناهگاه نهایت انگلبودن است؛ چراکه بدون هیچ پنجره و نوری انگلِ خانهٔ دیگری شده است. حتی در این جا هم کارگردان به نشاندادن ضعف انگل میپردازد: بعداز چند روز از اینکه مستخدم قبلی اخراج شده است، او برمیگردد تا به شوهرش که بدون غذا در پناهگاه مانده غذا برساند. بدن میزبان اما با تمام بزرگبودنش برای دو انگل کافی نیست. درنهایت مبارزۀ انگلها زیر نورآفتابی که از داشتن آن محروماند به مرگ میزبان ختم میشود و پایان داستان رقم میخورد.
#پرونده #نقد_فیلم
@Koubeh
🖊 ماردین امینی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«نور آفتاب مثل یک آبشار به داخل سرازیر میشود.» جملهای که بونگ جون هو کارگردان فیلم سینمایی انگل، برای توصیف فضای خانۀ خانوادۀ پارک (خانوادۀ ثروتمند فیلم) در مصاحبه با سیجی اینترتیمنت به کار برده است. تأکید اصلی کارگردان برای نشاندادن میزان ثروت و فقر نهفقط بر وسایل موجود در میزانسن، بلکه بر نور آفتاب و پنجرههاست. برای درک درست از اختلاف طبقاتی موجود در فیلم، کلید اصلی ببیننده میتواند نور آفتاب باشد. موضوعی که از چشم فائزه خطیبزاده، نگارندهٔ یادداشت «فقر بو میدهد»، تا حدی دور مانده است.
شبهپناهگاهی که برای آپارتمانهای ساختهشده در دهۀ هفتاد میلادی، در سئولِ پایتخت جزئی از الزامات طراحی ساختمان بوده است و اجارهدادن و سکونت در آنها تا سالها ممنوع بود، با افزایش جمعیت این شهر در دهههای بعد به مأمنی برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد کرهای تبدیل شده است. فیلم با سکانسی از خانۀ خانوادۀ کیم (خانوادهٔ فقیر فیلم) که در یکی از این زیرزمینها زندگی میکنند آغاز میشود. پنجرهٔ ابتدای فیلم تمام سهم خانوادهٔ کیم از سعادت در این خانه است. در فیلم انگل شما هرچقدر طبقۀ اجتماعی بالاتری داشته باشید، نور بیشتری دریافت میکنید. هرچند که این فیلم بیانگر تفاوت در طبقات اجتماعی است، اما نقدی از سرمایهداری بهوضوح در آن دیده نمیشود.
همانطور که نگارنده بهدرستی در متنش اشاره میکند، انگلبودن با جستوجو برای استفاده از wi-fi اینترنت دیگران آغاز میشود. بهخاطر سیستم فاضلابکشی، کاسه توالت روی یک سکو قرار میگیرد تا ارتفاع بالاتری نسبتبه کف کوچه داشته باشد؛ جایی که پنجرهای کوچک شانس استفاده از آنتن wi-fi همسایه را به آنها میدهد. سعادتی بهاندازۀ پنجرهای که دو فرزند خانواده کنار کاسه دستشویی برای دریافت آن مینشینند. برخلاف تقلیلدادنِ تمامِ خانه توسط نگارنده به قسمتی که پنجرۀ اصلی در آن قرار دارد و اعضای خانواده در آن به کار مشغول میشوند، باید گفت که این زیرزمین دارای پلان پیچیدهتری است که از چشم بیننده دور میماند. پیچیدگیای که نمایانگر پیچیدگی موجود در خانوادۀ کیم است. بهدلیل نبود آفتاب، اعضای خانواده ترجیح میدهند تا از فضای دارای نور طبیعی استفاده کنند. هرچند که فضای زیرزمین بسیار بزرگ هم نیست، اما تمام فضا فقط قسمت دارای پنجره نبوده و فقط برای همان فرار از بوی کهنگی و نبود آفتاب به آن پناه برده میشود. در قسمتهای مختلفی از معماری این فضاها برای نشاندادن ضعف انگل استفاده شده است که مهمترین آن هنگام بارش شدید باران و زیرآبرفتن زیرزمین خانوادۀ کیم است. اما حتی با این ضعف انگلها خطرناک هستند.
آنگونه که نگارنده در متنش میگوید همهچیز در خانۀ کیم متفاوت نیست. این ادعا را تحلیل خواهیم کرد؛ اما ابتدا به بیان کارگردان در بهتصویرکشیدنِ سعادت در خانۀ کیم بپردازیم. خانهای مدرن با پنجرههای گستره و آبشاری از نور که در تمام نقاط خانه حضور دارد. تمام چیزی که خانوادهی کیم حسرت آن را داشتند در خانۀ پارک بهوفور دیده میشود. انگل داستان تمام ظرفیتهای موجود در میزبان را مشاهده میکند و از آن لذت میبرد. اوج لذت را میتوان در استفادۀ دو فرزند خانواده مشاهده کرد. پسر خانوادهٔ کیم زیر نور آفتاب حیاط مشغول کتابخواندن است و دختر خانواده در داخل وانی که در کنار پنجرهای بزرگتر از پنجرۀ زیرزمینشان مشغول تماشای تلویزیون است. اما شباهت خانۀ کیم و خانهٔ پارک چیست؟ در داخل خانۀ پارک یک پناهگاه وجود دارد که انگل دیگری مشابه با خانوادهٔ کیم در آن زندگی میکند و آن همسر مستخدم قبلی خانۀ پارک است. این پناهگاه نهایت انگلبودن است؛ چراکه بدون هیچ پنجره و نوری انگلِ خانهٔ دیگری شده است. حتی در این جا هم کارگردان به نشاندادن ضعف انگل میپردازد: بعداز چند روز از اینکه مستخدم قبلی اخراج شده است، او برمیگردد تا به شوهرش که بدون غذا در پناهگاه مانده غذا برساند. بدن میزبان اما با تمام بزرگبودنش برای دو انگل کافی نیست. درنهایت مبارزۀ انگلها زیر نورآفتابی که از داشتن آن محروماند به مرگ میزبان ختم میشود و پایان داستان رقم میخورد.
#پرونده #نقد_فیلم
@Koubeh
▪️ آسمانخراش؛ نقدی معمارانه بر فیلم آسمانخراش
🖋 سعید خاقانی| استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران
شخصیت اول فیلم آسمانخراشْ برجی یککیلومترواندی بر فراز هنگکنگ است که آتش زده میشود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانوادهاش آن را مهار میکند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلیها واقعی تصور شد، «مروارید» است. ظاهرش هم تن تاب خوردهای با گویی شیشهای در دهان است که طراحش میگوید آن را از اسطورهای چینی گرفته که اژدهایی با دم تابخورده بر زمین و سری در آسمان است. برج آتش میگیرد، اما این سوختن رُویهٔ داستان است. همهجای فیلم حکایت بهرخکشیدن تکنولوژی است، گوی جادویی بنا، کنترل هوشمند ساختمان، سیستمهای امنیتی بالا، دیوار زیبای شیشهای که آتش را جلوهای جادویی میبخشد. دم آخر هم خودِ برج به طرفةالعینی خود را نجات میدهد. تصویری از آیندهای زیباست که دلهرهای در خود دارد، اما از سر جانفشانیِ یک قهرمان _که خیلی بهطور اتفاقی نظامی استــ سرپا میماند. آنقدر این روایتهای کلیشهای تکرار میشوند که این بحرانها و گذر از آنها اسطورهٔ زمانهٔ ما شدهاند.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/sk1-03-31
http://koubeh.com/kh20
@Koubeh
🖋 سعید خاقانی| استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران
شخصیت اول فیلم آسمانخراشْ برجی یککیلومترواندی بر فراز هنگکنگ است که آتش زده میشود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانوادهاش آن را مهار میکند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلیها واقعی تصور شد، «مروارید» است. ظاهرش هم تن تاب خوردهای با گویی شیشهای در دهان است که طراحش میگوید آن را از اسطورهای چینی گرفته که اژدهایی با دم تابخورده بر زمین و سری در آسمان است. برج آتش میگیرد، اما این سوختن رُویهٔ داستان است. همهجای فیلم حکایت بهرخکشیدن تکنولوژی است، گوی جادویی بنا، کنترل هوشمند ساختمان، سیستمهای امنیتی بالا، دیوار زیبای شیشهای که آتش را جلوهای جادویی میبخشد. دم آخر هم خودِ برج به طرفةالعینی خود را نجات میدهد. تصویری از آیندهای زیباست که دلهرهای در خود دارد، اما از سر جانفشانیِ یک قهرمان _که خیلی بهطور اتفاقی نظامی استــ سرپا میماند. آنقدر این روایتهای کلیشهای تکرار میشوند که این بحرانها و گذر از آنها اسطورهٔ زمانهٔ ما شدهاند.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/sk1-03-31
http://koubeh.com/kh20
@Koubeh
Telegraph
آسمانخراش
شخصیت اول فیلم آسمانخراشْ[1] برجی یککیلومترواندی بر فراز هنگکنگ است که آتش زده میشود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانوادهاش آن را مهار میکند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلیها واقعی تصور شد، «مروارید»[2] است. ظاهرش…
▪️ معماریِ نه چندان آرمانی؛ نقدی معمارانه بر فیلم اهداکننده
🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
فیلمهای آرمانشهری، علمی-تخلیلی و هر اثری سینمایی که مربوط به آینده و ناکجا باشد، محمل مناسبی برای ایدهپردازی مشاوران معماری آن پروژه سینمایی خواهد بود، تا بتوانند تصویری ملموستر از فضای داستان را ارائه دهند. فیلم سینمایی اهداکننده (The Giver) از آن دست فیلمهای پادآرمانشهری است که معماری در ساخت فضاهای آن نقش قابل توجهی دارد.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am5-04-01
http://koubeh.com/am5
@koubeh
🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
فیلمهای آرمانشهری، علمی-تخلیلی و هر اثری سینمایی که مربوط به آینده و ناکجا باشد، محمل مناسبی برای ایدهپردازی مشاوران معماری آن پروژه سینمایی خواهد بود، تا بتوانند تصویری ملموستر از فضای داستان را ارائه دهند. فیلم سینمایی اهداکننده (The Giver) از آن دست فیلمهای پادآرمانشهری است که معماری در ساخت فضاهای آن نقش قابل توجهی دارد.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am5-04-01
http://koubeh.com/am5
@koubeh
Telegraph
معماری نه چندان آرمانی؛ نقدی معمارانه بر فیلم اهداکننده
فیلمهای آرمانشهری، علمی-تخلیلی و هر اثری سینمایی که مربوط به آینده و ناکجا باشد، محمل مناسبی برای ایدهپردازی مشاوران معماری آن پروژه سینمایی خواهد بود، تا بتوانند تصویری ملموستر از فضای داستان را ارائه دهند. فیلم سینمایی اهداکننده (The Giver) از آن دست…
▪️ استاکر؛ معماری فرسودگی، خیال بدنمند
🖋 حمید طوری کرمی| دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه تهران
بدون هیچگونه اغراقی، میتوان درمورد این فیلم چندین جلد کتاب نوشت. کافی است نام این فیلم را گوگل کنید تا با هزاران نقد از برترین منتقدان سینمایی گرفته تا افراد صرفاً سینمادوست مواجه شوید. متنهایی که فارغ از خوب یا بدبودنشان، از موضوعات روانکاوانه و فلسفی تا مباحث سیاسی و اجتماعی و… را شامل میشوند. فیلم استاکر اقتباسی است از رمان پیکنیک در کنار جاده اثر براداران استروگادسکی. داستان فیلم، که مشخص نیست در چه زمان و مکانی اتفاق میافتد، درمورد سه مرد با نامهای استاکر (الکساندر کایدونوفسکی) نویسنده (آناتولی سولونیتسین) و پروفسور (نیکولای گرینکو) است که در تلاشاند به منطقهای ممنوعه بهنام زون سفر کنند. منطقهای که گویا بیست سال پیش، از برخورد سنگی آسمانی به وجود آمده است. در این منطقه که قوانین معمول زمان و فضا کارآمد نیست، اتاقی وجود دارد که نهانیترین آرزوهای انسان در آن به واقعیت بدل میشوند. مسئولان از آن زمان از منطقه محافظت میکنند و اجازهٔ ورود کسی را به آن نمیدهند.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/hk1-04-03
http://koubeh.com/hk1
@koubeh
🖋 حمید طوری کرمی| دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه تهران
بدون هیچگونه اغراقی، میتوان درمورد این فیلم چندین جلد کتاب نوشت. کافی است نام این فیلم را گوگل کنید تا با هزاران نقد از برترین منتقدان سینمایی گرفته تا افراد صرفاً سینمادوست مواجه شوید. متنهایی که فارغ از خوب یا بدبودنشان، از موضوعات روانکاوانه و فلسفی تا مباحث سیاسی و اجتماعی و… را شامل میشوند. فیلم استاکر اقتباسی است از رمان پیکنیک در کنار جاده اثر براداران استروگادسکی. داستان فیلم، که مشخص نیست در چه زمان و مکانی اتفاق میافتد، درمورد سه مرد با نامهای استاکر (الکساندر کایدونوفسکی) نویسنده (آناتولی سولونیتسین) و پروفسور (نیکولای گرینکو) است که در تلاشاند به منطقهای ممنوعه بهنام زون سفر کنند. منطقهای که گویا بیست سال پیش، از برخورد سنگی آسمانی به وجود آمده است. در این منطقه که قوانین معمول زمان و فضا کارآمد نیست، اتاقی وجود دارد که نهانیترین آرزوهای انسان در آن به واقعیت بدل میشوند. مسئولان از آن زمان از منطقه محافظت میکنند و اجازهٔ ورود کسی را به آن نمیدهند.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/hk1-04-03
http://koubeh.com/hk1
@koubeh
Telegraph
استاکر؛ معماری فرسودگی، خیال بدنمند
مقدمه و خلاصهای از داستان بدون هیچگونه اغراقی، میتوان درمورد این فیلم چندین جلد کتاب نوشت. کافی است نام این فیلم را گوگل کنید تا با هزاران نقد از برترین منتقدان سینمایی گرفته تا افراد صرفاً سینمادوست مواجه شوید. متنهایی که فارغ از خوب یا بدبودنشان، از…
▪️ مدرسۀ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز؛ نقدی معمارانه بر فیلمهای هری پاتر
🖋 علیرضا محمدی| دانشجوی کارشناسی ارشد معماری بایونیک دانشگاه پارس
روزی روزگاری، قلعهای بزرگ، پشت جنگلهای انبوه، قدبرافراشته با عظمت و شکوه، با تاریخی به قدمت کهنترین افسانهها. درون آن سرسرایی بزرگ، میزهایی طویل برای چهار گروه چیدهشده در نظام پلانیِ کشیدهٔ کلیساهای گوتیک، منتهی به محرابی که بزرگترین اثر هنری اهدایی به کلیسا در آن با مخاطبان نشسته بر روی نیمکتها سخن میگوید، یعنی دامبلدور کبیر.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/alm1-04-03
http://koubeh.com/alm1/
@koubeh
🖋 علیرضا محمدی| دانشجوی کارشناسی ارشد معماری بایونیک دانشگاه پارس
روزی روزگاری، قلعهای بزرگ، پشت جنگلهای انبوه، قدبرافراشته با عظمت و شکوه، با تاریخی به قدمت کهنترین افسانهها. درون آن سرسرایی بزرگ، میزهایی طویل برای چهار گروه چیدهشده در نظام پلانیِ کشیدهٔ کلیساهای گوتیک، منتهی به محرابی که بزرگترین اثر هنری اهدایی به کلیسا در آن با مخاطبان نشسته بر روی نیمکتها سخن میگوید، یعنی دامبلدور کبیر.
#پرونده #نقد_فیلم
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/alm1-04-03
http://koubeh.com/alm1/
@koubeh
Telegraph
مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز؛ نقدی معمارانه بر فیلمهای هری پاتر
روزی روزگاری، قلعهای بزرگ، پشت جنگلهای انبوه، قدبرافراشته با عظمت و شکوه، با تاریخی به قدمت کهنترین افسانهها. درون آن سرسرایی بزرگ، میزهایی طویل برای چهارگروه چیدهشده در نظام پلانیِ کشیدهٔ کلیساهای گوتیک، منتهی به محرابی که بزرگترین اثر هنری اهدایی…