کوبه
2.24K subscribers
545 photos
5 videos
51 files
450 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
کوبه
▪️ فقر بو می‌دهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل 🖋 فائزه خطیب‌زاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران پنجره‌ای که از کف خیابان نور می‌گیرد. جوراب‌هایی که از سقف آویزان شده‌اند و توسط نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق می‌آید خشک می‌شوند. منظره‌ای که…
▪️نقدی بر یک نقد

🖊 ماردین امینی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

«نور آفتاب مثل یک آبشار به داخل سرازیر می‌شود.» جمله‌ای که بونگ جون هو کارگردان فیلم سینمایی انگل، برای توصیف فضای خانۀ خانوادۀ پارک (خانوادۀ ثروتمند فیلم) در مصاحبه با سی‌جی اینترتیمنت به کار برده است. تأکید اصلی کارگردان برای نشان‌دادن میزان ثروت و فقر نه‌فقط بر وسایل موجود در میزانسن، بلکه بر نور آفتاب و پنجره‌هاست. برای درک درست از اختلاف طبقاتی موجود در فیلم، کلید اصلی ببیننده می‌تواند نور آفتاب باشد. موضوعی که از چشم فائزه خطیب‌زاده، نگارندهٔ یادداشت «فقر بو می‌دهد»، تا حدی دور مانده است.
شبه‌پناهگاهی که برای آپارتمان‌های ساخته‌شده در دهۀ هفتاد میلادی، در سئولِ پایتخت جزئی از الزامات طراحی ساختمان بوده است و اجاره‌دادن و سکونت در آن‌ها تا سال‌ها ممنوع بود، با افزایش جمعیت این شهر در دهه‌های بعد به مأمنی برای بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد کره‌ای تبدیل شده است. فیلم با سکانسی از خانۀ خانوادۀ کیم (خانواده‌ٔ فقیر فیلم) که در یکی از این زیرزمین‌ها زندگی می‌کنند آغاز می‌شود. پنجره‌ٔ ابتدای فیلم تمام سهم خانواده‌ٔ کیم از سعادت در این خانه است. در فیلم انگل شما هرچقدر طبقۀ اجتماعی بالاتری داشته باشید، نور بیشتری دریافت می‌کنید. هرچند که این فیلم بیانگر تفاوت در طبقات اجتماعی است، اما نقدی از سرمایه‌داری به‌وضوح در آن دیده نمی‌شود.
همان‌طور که نگارنده به‌درستی در متنش اشاره می‌کند، انگل‌بودن با جست‌وجو برای استفاده از wi-fi اینترنت دیگران آغاز می‌شود. به‌خاطر سیستم فاضلاب‌کشی، کاسه توالت روی یک سکو قرار می‌گیرد تا ارتفاع بالاتری نسبت‌به کف کوچه داشته باشد؛ جایی که پنجره‌ای کوچک شانس استفاده از آنتن wi-fi همسایه را به آن‌ها می‌دهد. سعادتی به‌اندازۀ پنجره‌ای که دو فرزند خانواده کنار کاسه دستشویی برای دریافت آن می‌نشینند. برخلاف تقلیل‌دادنِ تمامِ خانه توسط نگارنده به قسمتی که پنجرۀ اصلی در آن قرار دارد و اعضای خانواده در آن به کار مشغول می‌شوند، باید گفت که این زیرزمین دارای پلان پیچیده‌تری است که از چشم بیننده دور می‌ماند. پیچیدگی‌ای که نمایانگر پیچیدگی موجود در خانوادۀ کیم است. به‌دلیل نبود آفتاب، اعضای خانواده ترجیح می‌دهند تا از فضای دارای نور طبیعی استفاده کنند. هرچند که فضای زیرزمین بسیار بزرگ هم نیست، اما تمام فضا فقط قسمت دارای پنجره نبوده و فقط برای همان فرار از بوی کهنگی و نبود آفتاب به آن پناه برده می‌شود. در قسمت‌های مختلفی از معماری این فضاها برای نشان‌دادن ضعف انگل استفاده شده است که مهم‌ترین آن هنگام بارش شدید باران و زیرآب‌رفتن زیرزمین خانوادۀ کیم است. اما حتی با این ضعف انگل‌ها خطرناک هستند.
آنگونه که نگارنده در متنش می‌گوید همه‌چیز در خانۀ کیم متفاوت نیست. این ادعا را تحلیل خواهیم کرد؛ اما ابتدا به بیان کارگردان در به‌تصویرکشیدنِ سعادت در خانۀ کیم بپردازیم. خانه‌ای مدرن با پنجره‌های گستره و آبشاری از نور که در تمام نقاط خانه حضور دارد. تمام چیزی که خانواده‌ی کیم حسرت آن را داشتند در خانۀ پارک به‌وفور دیده می‌شود. انگل داستان تمام ظرفیت‌های موجود در میزبان را مشاهده می‌کند و از آن لذت می‌برد. اوج لذت را می‌توان در استفادۀ دو فرزند خانواده مشاهده کرد. پسر خانوادهٔ کیم زیر نور آفتاب حیاط مشغول کتاب‌خواندن است و دختر خانواده در داخل وانی که در کنار پنجره‌ای بزرگ‌تر از پنجرۀ زیرزمینشان مشغول تماشای تلویزیون است. اما شباهت خانۀ کیم و خانهٔ پارک چیست؟ در داخل خانۀ پارک یک پناهگاه وجود دارد که انگل دیگری مشابه با خانوادهٔ کیم در آن زندگی می‌کند و آن همسر مستخدم قبلی خانۀ پارک است. این پناهگاه نهایت انگل‌بودن است؛ چراکه بدون هیچ پنجره و نوری انگلِ خانهٔ دیگری شده است. حتی در این جا هم کارگردان به نشان‌دادن ضعف انگل می‌پردازد: بعداز چند روز از اینکه مستخدم قبلی اخراج شده است، او برمی‌گردد تا به شوهرش که بدون غذا در پناهگاه مانده غذا برساند. بدن میزبان اما با تمام بزرگ‌بودنش برای دو انگل کافی نیست. درنهایت مبارزۀ انگل‌ها زیر نورآفتابی که از داشتن آن محروم‌اند به مرگ میزبان ختم می‌شود و پایان داستان رقم می‌خورد.

#پرونده #نقد_فیلم

@Koubeh
▪️ آسمان‌خراش؛ نقدی معمارانه بر فیلم آسمان‌خراش

🖋 سعید خاقانی| استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران

شخصیت اول فیلم آسمان‌خراشْ برجی یک‌کیلومترواندی بر فراز هنگ‌کنگ است که آتش زده می‌شود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانواده‌اش آن را مهار می‌کند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلی‌ها واقعی تصور شد، «مروارید» است. ظاهرش هم تن تاب‌ خورده‌ای با گویی شیشه‌ای در دهان است که طراحش می‌گوید آن را از اسطوره‌ای چینی گرفته که اژدهایی با دم تاب‌خورده بر زمین و سری در آسمان است. برج آتش می‌گیرد، اما این سوختن رُویهٔ داستان است. همه‌جای فیلم حکایت به‌رخ‌کشیدن تکنولوژی است، گوی جادویی بنا، کنترل هوشمند ساختمان، سیستم‌های امنیتی بالا، دیوار زیبای شیشه‌ای که آتش را جلوه‌ای جادویی می‌بخشد. دم آخر هم خودِ برج به طرفةالعینی خود را نجات می‌دهد. تصویری از آینده‌ای زیباست که دلهره‌ای در خود دارد، اما از سر جان‌فشانیِ یک قهرمان _که خیلی به‌‌طور اتفاقی نظامی است‌ــ سرپا می‌ماند. آنقدر این روایت‌های کلیشه‌ای تکرار می‌شوند که این بحران‌ها و گذر از آن‌ها اسطورهٔ زمانهٔ ما شده‌‌اند.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/sk1-03-31
http://koubeh.com/kh20

@Koubeh
▪️ معماریِ نه چندان آرمانی؛ نقدی معمارانه بر فیلم اهداکننده

🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

فیلم‌های آرمانشهری، علمی-تخلیلی و هر اثری سینمایی که مربوط به آینده و ناکجا باشد، محمل مناسبی برای ایده‌پردازی مشاوران معماری آن پروژه سینمایی خواهد بود، تا بتوانند تصویری ملموس‌تر از فضای داستان را ارائه دهند. فیلم سینمایی اهداکننده (The Giver) از آن دست فیلم‌های پادآرمانشهری است که معماری در ساخت فضاهای آن نقش قابل توجهی دارد.


#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/am5-04-01
http://koubeh.com/am5

@koubeh
▪️ استاکر؛ معماری فرسودگی‌، خیال بدنمند

🖋 حمید طوری کرمی| دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه تهران

بدون هیچ‌گونه اغراقی، می‌توان درمورد این فیلم چندین جلد کتاب نوشت. کافی است نام این فیلم را گوگل کنید تا با هزاران نقد از برترین منتقدان سینمایی گرفته تا افراد صرفاً سینمادوست مواجه شوید. متن‌هایی که فارغ از خوب یا بدبودنشان، از موضوعات روان‌کاوانه و فلسفی تا مباحث سیاسی و اجتماعی و… را شامل می‌شوند. فیلم استاکر اقتباسی است از رمان پیک‌نیک در کنار جاده اثر براداران استروگادسکی. داستان فیلم، که مشخص نیست در چه زمان و مکانی اتفاق می‌افتد، درمورد سه مرد با نام‌های استاکر (الکساندر کایدونوفسکی) نویسنده (آناتولی سولونیتسین) و پروفسور (نیکولای گرینکو) است که در تلاش‌اند به منطقه‌ای ممنوعه به‌نام زون سفر کنند. منطقه‌ای که گویا بیست سال پیش، از برخورد سنگی آسمانی به وجود آمده است. در این منطقه که قوانین معمول زمان و فضا کارآمد نیست، اتاقی وجود دارد که نهانی‌ترین آرزوهای انسان در آن به واقعیت بدل می‌شوند. مسئولان از آن زمان از منطقه محافظت می‌کنند و اجازهٔ ورود کسی را به آن نمی‌دهند.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/hk1-04-03
http://koubeh.com/hk1

@koubeh
▪️ مدرسۀ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز؛ نقدی معمارانه بر فیلم‌های هری‌ پاتر

🖋 علی‌رضا محمدی| دانشجوی کارشناسی ارشد معماری بایونیک دانشگاه پارس

روزی روزگاری، قلعه‌ای بزرگ،‌ پشت جنگل‌های انبوه،‌ قدبرافراشته با عظمت و شکوه، با تاریخی به قدمت کهن‌ترین افسانه‌ها. درون آن سرسرایی بزرگ، میزهایی طویل برای چهار گروه چیده‌شده در نظام پلانیِ کشیده‌ٔ کلیساهای گوتیک، منتهی به محرابی که بزرگترین اثر هنری اهدایی به کلیسا در آن با مخاطبان نشسته بر روی نیمکت‌ها سخن می‌‌گوید، یعنی دامبلدور کبیر.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/alm1-04-03
http://koubeh.com/alm1/

@koubeh
▪️ هراس از نگاه خیرهٔ زنان

🖋 نیلوفر رسولی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

مروری بر انگاره‌های جنسیتی و فضایی در شهر زنان فدریکو فلینی

دو مرد، یکی جا خوش کرده روی یک صندلی، خیره به پنجره‌هایی که هیچ رازی را از او پنهان نمی‌دارند، دیگری گرفتار هزارتویی بی‌پایان از رؤیاهایی که هیچ به واقعیت نمی‌مانند. دو مرد، دو پرسپکتیو، دو فضا، دو نگاه. مرد اول، شادمان و غره، سلطان بی‌رقیب همه‌چیز است. سلطنتش بر پایهٔ نگاه‌هایش می‌چرخد و در این حکم‌فرمایی او رقیب بلامنازعی است که نه‌تنها تسلسل رویدادها یا عواطف شخصیت‌ها، بلکه به‌یمن معماری تک‌پرسپکتیوی، فضا و زمان و حتی اخلاقیات زمانه نیز به تعیین او می‌چرخد. از آن سو، مردی دیگر است، مردی که حالا در ابتدای زمانه‌ای است که آجرهای آن سلطنت بلامانع در حال فروریختن هستند. مردی که دیگر نه با نگاه و نه با دانش حاکم نیست. او سرگردان است. آگاه بر سقوط سوژۀ مسلط، در دنیایی از نگاه‌های «خشمگین» زنان سرگردان است. دنیایی که برای ترسیم آن در سینما چاره‌ای جز شکستن معماری‌تک‌پرسپکتیوی نیست. دنیایی که هذیان‌هایش را به زبان «هزارتوهایی بی‌پنجره» واگویی می‌کند.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/nil2-04-04
http://koubeh.com/nil2/

@koubeh
▪ نقدی معمارانه بر فیلم‌ یک روز به‌خصوص

🖋 امیرمهدی بصیری خردمند طهرانی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

آدولف هیتلر، پیشوای آلمان نازی، در ماه می سال ۱۹۳۸ برای دومین بار به ایتالیا سفر می‌کند. در روز اول سفرش پس‌از دیدار با پادشاه و موسولینی، بنیان‌گذار فاشیسم در ایتالیا، از محله‌هایی دیدار می‌کند که هنوز هم آثاری از امپراتوری رم در خود دارند. یک روز به‌خصوص قرار است در روز دوم این سفر شکل بگیرد. در این روز، هیتلر در مقابل رژهٔ نظامیان با تمام مردم رم دیدار خواهد کرد، آن هم در خیابان «ویا دی فوری» که بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۲ ساخته شده و توسط موسولینی افتتاح شده است. این خیابان کلوسئوم را به میدان ونیز متصل کرده و به‌واسطهٔ نزدیکی به تاق کنستانتین، فروم رومن و تپهٔ پالاتین اهمیت دارد.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/amb-04-05
http://koubeh.com/amb1/

@koubeh
▪️ از سوررئالیسم فضا تا واقعیت خاطرات در هتل گرند بوداپست

🖋 هدیه برومند| دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر

عنصر اصلی فیلم هتل گرند بوداپست، خود بنا است. این فیلم روایت سرگذشتِ یک معماری است و داستان سربلندی‌ها، شکوهمندی و در نهایت تنهایی و انزوای آن را تعریف می‌کند. گرند بوداپست میراث معماری معاصر است. تاریخ ساختش مشخص نیست؛ اما از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۸۵ وقایع مختلفی را به‌خود دیده است. ساختمانی که روزی هتلی زیبا و بی‌نقص بود و به گونه‌ای که فقط در خیال قابل تصور بود، به ساختمانی متروک مبدل شده است. قصۀ سرگذشت هتل گرند بوداپست از جایی شروع می‌شود که نویسنده یا همان راوی داستان، در سال ۱۹۶۸ با آقای زیرو مصطفی مالکِ هتل در آنجا دیدار می‌کند. ماجرای اصلی همین‌جاست. آقای مصطفی داستان را به سال ۱۹۳۲ می‌برد. زمانی که شعلۀ جنگ جهانی دوم در حال روشن شدن است و هتل گرند بوداپست مثل یک جوان خوش‌قدوقامت، بهترین دوران عمر خود را سپری می‌کند. تلاش‌های فراوان مهماندارِ هتل و شاگردش، آن را به یکی از بهترین اقامتگاه‌های زمستانی اروپا تبدیل کرده بود. کارگردان به خوبی وقار و عظمت بنا را به نمایش می‌گذارد. برهم‌کنش شدید رنگ‌های اشرافی، فانتزی بودن فضای فیلم و المان‌های خاص معماری به‌همراه مبلمان سلطنتی، از نکات بارز هتل گرند بوداپست در سال‌های قبل از جنگ است.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/hb1-04-07
http://koubeh.com/hb1/

@Koubeh
▪️ فضای وجودی در سینما و معماری

🖋 حمید طوری کرمی| دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه تهران

می‌خواهم این بحث را با یک سؤال اساسی آغاز کنم: «اگر فیلمی را ببینید که لوکیشن آن در‌ یک بیابان کاملاً دورافتاده است،‌ بدون هیچ‌گونه اثری از شهر یا معماری (مانند آنچه در فیلم گری اثر گاس ون سنت مشاهده می‌کنیم)، می‌گویید این فیلم هیچ ربطی به معماری دارد؟» این سؤال را همین جا نگه دارید، در ادامه به آن بازخواهم گشت. در نقد معمارانۀ فیلم‌ها ما با خوانش‌های متفاوتی مواجهیم، از مسائل سیاسی و اقتصادی گرفته تا مسائل اجتماعی و فرهنگی یا حتی موضوعات فانتزی از معماری موجود در آن‌ها. این متن، اگرچه کوتاه و خلاصه‌وار، تلاشی است در راستای تشریح فضایِ وجودیِ مشترک در سینما و معماری، تلاشی برای پاسخ به این سؤال که اساساً سینما و معماری، چطور و چگونه به هم مرتبط‌اند؟ چراکه معتقدم ریشه‌های این ارتباط حتی برای بسیاری از افرادِ علاقه‌مند گنگ است و به درکی سطحی متشکل از تعدادی تصویر فریبنده و پرزرق‌وبرق از معماری در فیلم‌ها تقلیل یافته است و باید بدانیم هنگام سخن‌راندن از ارتباط سینما و معماری‌ اساساً با مفاهیم بنیادینی سروکار داریم که بدون توجه به این مفاهیم، تصور این فضای مشترک نیز غیرممکن است.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/hk2-04-11
http://koubeh.com/hk2

@koubeh
شما در حال مشاهدۀ «پروندۀ نوروزی ‌ آنلاین» کوبه با موضوع «معماری و سینما» هستید. پرونده‌های آنلاین پایانی ندارند و شما می‌توانید مطالبی را با همین موضوع برای کوبه ارسال کنید تا در این صفحه منتشر گردد:

koubeh.com/issue1
@koubeh
▪️ روایتی از معمار ایرانی در سفرنامه مادام دیولافوآ

🖋 فریده کلهر| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

مادام دیولافوا و همسرش سه بار به ایران سفر کرده‌اند. حاصل این سفرها دو سفرنامۀ خواندنی «ایران، کلده و شوش» و «خاطرات کاوش‌های باستان‌شناسی شوش، ۱۸۸۶-۱۸۸۴» است. دیولافوآ در این دو کتاب روایت‌هایی ناب و دست اول از اوضاع اجتماعی ایران دورۀ ناصری پیش چشم قرار می‌دهد. وی در این دو کتاب نه مانند یک گزارشگر صرف که اطلاعاتی سرد و بی‌روح در اختیار می‌گذارد، بلکه چون نویسنده‌ای زبردست خواننده را همراه خود به هزارتوی ایران دورۀ ناصری می‌کشاند.

کتاب‌های مادام دیولافوآ مرجع خوبی برای آشنایی با نحوۀ سفر در ایران دورۀ ناصری، مشکلات اقامت بین‌راهی، وضع جاده‌ها، وضعیت چاروادارها و وسایل سفرند. دیولافوآ به دلیل سفر به شهرهای مختلف ایران توانسته به خوبی تفاوت زندگی شهری، روستایی و عشایری و همچنین معماری آن‌ها را نشان دهد و جزییاتی از وضع معماری ساختمان‌ها و حتی چادرهای عشایری به دست دهد. او در این سفرها توصیف‌های زیادی از وضع غیربهداشتی شهرها ارائه می‌کند. از آنجا که او زن است صاحب این امتیاز بوده که به اندرون و حرم‌سرای اعیان وارد شده و با زنان ایرانی معاشرت کند.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fk5-04-22
http://koubeh.com/fk5

@Koubeh
▪️ بیشترِ ما هرگز معمار نشدیم

🖋 سیده‌شیرین حجازی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

بیشتر از ده سال است که سوم اردیبهشت، به مبارکیِ پذیرفته‌شدن در رشتۀ معماری چندین پیام تبریک از خویش و دوست و همکار دریافت می‌کنم. برای نزدیکترها توضیح می‌دهم که من معمار نیستم و از بقیه با عذاب وجدان از اینکه حقیقت را نگفته‌ام، تشکر می‌کنم.

من بیشترین سال‌های آگاهی‌ام را در دانشکده‌های معماری سپری کرده‌ام، معاشرانی از این جنس داشته‌ام، واحدهای طراحی معماری گذرانده‌ام، دستم را با تیغ‌های کاتر بریده‌ام و بارها انگشتانم را با چسب به هم چسبانده‌ام. دربارۀ فرایندهای طراحی معماری خوانده و شنیده‌ام، یاد گرفتم واژگان یک معمار چه چیزهایی هستند و توصیف بنا چگونه «نباید» باشد، تاریخ معماری خوانده‌ام و نقل‌قول‌هایی از عاملان و معماران دوره‌های مختلف تاریخی دربارۀ ساخت بنا دارم، اما باور کنید تا امروز حتی دستم به یک آجر نخورده است. از استحکام و ایستاییِ بنا سر در نمی‌آورم، دربارۀ سیمان، جز بوی آن چیزی نمی‌دانم، چندین طرح فضایی کشیده‌ام با رمپ‌های زیاد و سقف‌های مقعر و محدب، اما تا‌به‌حال حتی یک دیوار مستراح برای اجرا در جهان واقعی طراحی نکرده‌ام. من معمار نیستم.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/sh10-04-25
http://koubeh.com/sh11

@Koubeh
▪️ نقدی بر فیلم Apocalypto؛ معماریْ فروپاشی تمدن را ندا می‌دهد!

🖋 سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

در پوستر فیلم، شخصی را با خنجری در دست و لباسی بدوی بر تن می‌بینیم که بناهایی به‌شکل هرم پشت‌سر او قرار دارند. مل گیبسون با این فیلم ما را وارد تمدن باستانی و بزرگ «مایا» می‌کند، سبک زندگی و بعضی از وجوهات مهم این تمدن را به تصویر می‌کشد و انتهای فیلم را به موضوعی گره می‌زند که اگر برای اولین بار بینندۀ این فیلم باشیم، هرگز انتظار چنین سکانس میخکوب‌کننده‌ای نخواهیم داشت. با همۀ این اوصاف، آپوکالیپتو قصد ندارد تمدن مایا را دقیق و موبه‌مو روایت کند. معتقدم موضوع اصلی فیلم آپوکالیپتو به افت‌وخیز تمدن‌ها اشاره دارد. واضح است که معماری یا شهرسازی یکی از وجوه تمدن به حساب می‌آیند. حال، معماری یا شهرسازی تمدن هرچه فاخرتر باشند، آن تمدن را قوی‌تر و پررونق‌تر می‌دانیم؛ اما گویا در فیلم آپوکالیپتو عکس این قضیه ارائه شده است. من که فکر می‌کنم این‌طور است. امیدوارم مل گیبسون نیز با من هم‌عقیده باشد!

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/sz3-05-04
http://koubeh.com/sz3

@koubeh
▪️ اگر شفیعی کدکنی معمار بود…

🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

این یادداشت با نگاهی به کتاب رستاخیز کلمات از دکتر شفیعی کدکنی نوشته شده؛ به این امید که با خواندن آن از دریچه‌ای دیگر به نقد معماری نظر بیفکنیم. نخستین مواجهۀ من با این کتاب در کلاس نقد معماری دکتر حمیدرضا خوئی بود. از خودم می‌پرسیدم که نسبت این کتاب با نقد معماری چیست و چرا باید برای درک بهتر نقد معماری به نقد ادبی رجوع کنیم؟ دو پاسخ یافتم که متقاعدم کرد تا این کتاب را بخوانم: نخست اینکه تاریخ و قدمت نقد در حوزۀ ادب بسیار طولانی‌تر از معماری است؛ دوم اینکه بر کسی پوشیده نیست که شعر و ادب مهم‌ترین هنر در فرهنگ ایرانی است و در طول تاریخ، بیش‌ترین نقدها متوجه نقد ادبی بوده است.

البته کتاب رستاخیز کلمات کتاب جامعی دربارۀ نقد ادبی نیست، بلکه به تشریح اندیشه‌های ادبی صورت‌گرایان (فرمالیست‌های) روسی می‌پردازد؛ جریانی که به فرم اثر ادبی اولویت می‌دهند. آنچه این کتاب را خواندنی‌تر می‌کند، حرف‌های قیاسی کدکنی است. او گاهی وضعیت ما را با اندیشه‌های این جریان مقایسه و خواننده را شگفت‌زده یا اندوهگین می‌کند. پرسش دیگر این است که چرا کدکنی از بین تمام نحله‌های نقد ادبی به صورت‌گرایان روس توجه کرده؟ به‌نظر من کدکنی گمشده‌ای در اندیشه‌های این جریان یافته. گویا رویکرد صورت‌گرایان روس می‌تواند گره‌ای از مسائل فرهنگی ما را باز کند.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fm5-05-09
http://koubeh.com/fm5

@Koubeh
▪️خبر: دسترسی رایگان به نسخۀ دیجیتال کتاب «فضانوردی در فرنگ»، نوشتۀ وحید وحدت، مدرس دانشگاه ایالتی واشنگتن، به مدت یک هفته

نام لاتین کتاب:

Occidentalist Perceptions of European Architecture in Nineteenth-Century Persian Travel Diaries
by Vahid Vahdat
Taylor & Francis, 2017

⭕️ علاقه‌مندان می‌توانند از طریق لینک زیر به این کتاب دسترسی پیدا کنند:

https://tfstore.kortext.com/occidentalist-perceptions-of-european-architecture-in-nineteenthcentury-persian-travel-diaries-213759

@Koubeh
▪️به‌دنبال شهر آزاد، با نگاهی به مفهوم شهر در اندیشه فارابی

🖋 پردیس زنجیریان| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

در دنیای امروز، مشارکت مردم در امور کشور به طرق مختلف، از ارکان مهم سیاست بسیاری از کشورها است. می‌توان اهمیت این موضوع را در روزهای منتهی به انتخابات به‌خوبی دید. در چنین ایامی، از گوشه‌وکنار، کلماتی چون دموکراسی، مردم‌سالاری و موارد این‌چنینی به گوش می‌رسد و حاکمیت در تلاش است تا مردم را برای مشارکت حداکثری متقاعد کند. اما به‌راستی چه کسی شایستگی به‌دست‌گرفتن زمام امور را دارد و نقش مردم در این میان چه باید باشد؟
یکی از پژوهش‌هایی که در طول ترم یک دورهٔ مطالعات معماری ایران به آن پرداختم، بررسی مفهوم و ساختار شهر در اندیشهٔ فارابی بود. مطالعهٔ آثار این فیلسوف بیش‌از پیش من را به تفکر در مفهوم آزادی، نقش مردم و ریاست جامعه در ادارهٔ امور و روابط بین این دو واداشت. در این نوشته، از دیدگاه فارابی به این مسائل می‌پردازم تا درنهایت به تعریفی از شهر آزاد دست یابم.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/pz1-05-21
http://koubeh.com/pz1

@koubeh
▪️ خبر: به‌دنبال تخریب بناهایی در شهرک شوشترِنو و درخواست افکار عمومی برای جلوگیری از آن، سرانجام این بافت در روز سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۹ به ثبت ملی رسید. شهرک شوشترنو مجموعه‌ای است که کامران دیبا برای اسکان کارگران طراحی کرد و گرچه جایزه‌ی آقاخان را دریافت نمود، اما هیچگاه آنچنان که باید مورد بهره‌برداری قرار نگرفت. به همین بهانه یادداشت‌هایی که پیش‌تر در کوبه به نقد شهرک شوشترنو پرداخته بود، بازنشر می‌شود.

@koubeh