کوبه
چند پاره از روزنامهٔ خاطرات حاج باقر معمار؛ نوشته شده در ۱۳۲۵ هجریقمری (بخش اوّل) کامیار صلواتی چندی پیش در یکی از کتابفروشیهای انقلاب، یکنفر داد میزد «پایاننامه، آیاسآی، کتابهای قدیمی». منتظر دوستی بودم و او هم دیر کرده بود و فکر کردم اگر به این…
چند پاره از روزنامهٔ خاطرات حاج باقر معمار؛ بخش دوم
کامیار صلواتی
-۲۶ رجب: خبر دادند جعفر بنا دارد جریدهای برپا کند دربارهٔ فنّ معماری. مهدی میگفت نمرهٔ اوّلش اختصاص به مسابقه دارد. گفتیم مسابقه دیگر چه کوفتی است؟ اصلاً چه دخلی با آجر و کاشی و بنایی دارد؟ گفتند جایزه گذاشته هر معماری ساختمانش عالیتر باشد به او بدهند. گفتم اینها همه بازارگرمی است. میخواهد حالا که کارش کساد است کاسبی دستوپا کند. یقین کن هیچکس نمیرود.
-۲ شعبان: جریدهٔ جعفر خوب میفروشد. زیاده از بیست بنّا نشانی عمارتشان را فرستادهاند به جریدهٔ آن مفنگی. احمد قُرُمساق هم چشم ما را دور دیده از خانهٔ ناصرالدوله که تازه عمارت کرده فتوگراف فرستاده به جریدهٔ جعفر. نباید به او اجازهٔ بنّایی میدادیم، هنوز باید شاگردی میکرد. آن مفنگی پیش من هم آمد که جزو «هیئت ژولی» [ژوری] جایزهاش بشوم. میگفت در هر ژولی باید یک نفر باشد که معنویت و اسلامیت و عرفان بداند، اگر شما نیایید میرزا نادر خان اردلان را از سنندج به طهران میآورم. میگفت خودم هم ژولی متجددش میشوم، ژولی متجدد هم لازم است. علیاصغرخان هم که زیاده از چهل سال است همیشه همهجا هست همین یک فقره را کم دارد او را هم ژولی میکنم. گفتم کار دارم نمیآیم.
-۵ شعبان: خبر رسید که جایزه را دادهاند به «مجدالنساء». آخرالزمان شده. ضعیفهها هم داخل صنعت شدهاند. گفتند اوّل علیاصغرخان نطقی کرده [و] حکایت طوطی و بازرگان را گفته. جعفر وامانده هم مرتبهٔ آخر مسابقه نمرهٔ همه را صفر داده نمرهٔ مجدالنساء را بیست [داده و] مجدالنساء جایزه را برده. غوغایی شده؛ معماران و بنّایان در بهارستان چادر زدهاند از مهندسالممالک تأسیس «انجمن ملّی نظارت بر جایزه» را طالبند.
-۸ شعبان: بلدیه هم جریدهٔ معماری تأسیس کرده. موتمنالملک رییس بلدیه میخواهد رییسالوزرا بشود. مدیر جریدهشان شبنامه پخش میکند علیه اتابک امینالسلطان، رویش مینویسد «#اتابکـبرو».
-۹ شعبان: کاروبار هنوز کساد است. من هم میخواهم جریده تأسیس کنم. نان توی جریدهنگاری است. زحمتی هم ندارد. چند فتوگراف درج میکنیم، اسم معمار و بنّاها را آن بالا میزنیم چهل صفحه پُر میشود. صد صفحهٔ بقیهاش را هم اعلان چاپ میکنیم. یک کمپانی فرنگی آهنآلات هم آمده خوب پول اعلان میدهد. جریده را میفروشیم به خلقالله، آنها هم جریدهٔ فتوگرافدار را طالبند. خوشرنگولعاب است. خواندنش سواد نمیخواهد.
-۱۱ شعبان: آن «پژوهشگر» که «مطالعهٔ ابنیه» تحصیل کرده بود باز آمد. اسباب مزاحمت است. سوالهای غریب میپرسید. میگفت «آداب معماری شما چیست؟» گفتم به زبان آدمیزاد حرف بزن. گفت یعنی چه عادات و اصولی در کارتان دارید؟ گفتم بستگی به صاحبکار دارد. یکی گشادهدست است باید اجرت را زیاد بگویی؛ یکی خساست دارد باید زمان ابتیاع مصالح به هوش باشی. پاسخ گفت که البته این یعنی «همهٔ معماران ایرانی قانع و زاهد نیستند». گفتم آری جعفرمفنگی نمیدانم چطور سرشان را شیره میمالد که کار را شروع نکرده کلّ اجرت را به او میدهند.
http://koubeh.com/p7/
@Koubeh
کامیار صلواتی
-۲۶ رجب: خبر دادند جعفر بنا دارد جریدهای برپا کند دربارهٔ فنّ معماری. مهدی میگفت نمرهٔ اوّلش اختصاص به مسابقه دارد. گفتیم مسابقه دیگر چه کوفتی است؟ اصلاً چه دخلی با آجر و کاشی و بنایی دارد؟ گفتند جایزه گذاشته هر معماری ساختمانش عالیتر باشد به او بدهند. گفتم اینها همه بازارگرمی است. میخواهد حالا که کارش کساد است کاسبی دستوپا کند. یقین کن هیچکس نمیرود.
-۲ شعبان: جریدهٔ جعفر خوب میفروشد. زیاده از بیست بنّا نشانی عمارتشان را فرستادهاند به جریدهٔ آن مفنگی. احمد قُرُمساق هم چشم ما را دور دیده از خانهٔ ناصرالدوله که تازه عمارت کرده فتوگراف فرستاده به جریدهٔ جعفر. نباید به او اجازهٔ بنّایی میدادیم، هنوز باید شاگردی میکرد. آن مفنگی پیش من هم آمد که جزو «هیئت ژولی» [ژوری] جایزهاش بشوم. میگفت در هر ژولی باید یک نفر باشد که معنویت و اسلامیت و عرفان بداند، اگر شما نیایید میرزا نادر خان اردلان را از سنندج به طهران میآورم. میگفت خودم هم ژولی متجددش میشوم، ژولی متجدد هم لازم است. علیاصغرخان هم که زیاده از چهل سال است همیشه همهجا هست همین یک فقره را کم دارد او را هم ژولی میکنم. گفتم کار دارم نمیآیم.
-۵ شعبان: خبر رسید که جایزه را دادهاند به «مجدالنساء». آخرالزمان شده. ضعیفهها هم داخل صنعت شدهاند. گفتند اوّل علیاصغرخان نطقی کرده [و] حکایت طوطی و بازرگان را گفته. جعفر وامانده هم مرتبهٔ آخر مسابقه نمرهٔ همه را صفر داده نمرهٔ مجدالنساء را بیست [داده و] مجدالنساء جایزه را برده. غوغایی شده؛ معماران و بنّایان در بهارستان چادر زدهاند از مهندسالممالک تأسیس «انجمن ملّی نظارت بر جایزه» را طالبند.
-۸ شعبان: بلدیه هم جریدهٔ معماری تأسیس کرده. موتمنالملک رییس بلدیه میخواهد رییسالوزرا بشود. مدیر جریدهشان شبنامه پخش میکند علیه اتابک امینالسلطان، رویش مینویسد «#اتابکـبرو».
-۹ شعبان: کاروبار هنوز کساد است. من هم میخواهم جریده تأسیس کنم. نان توی جریدهنگاری است. زحمتی هم ندارد. چند فتوگراف درج میکنیم، اسم معمار و بنّاها را آن بالا میزنیم چهل صفحه پُر میشود. صد صفحهٔ بقیهاش را هم اعلان چاپ میکنیم. یک کمپانی فرنگی آهنآلات هم آمده خوب پول اعلان میدهد. جریده را میفروشیم به خلقالله، آنها هم جریدهٔ فتوگرافدار را طالبند. خوشرنگولعاب است. خواندنش سواد نمیخواهد.
-۱۱ شعبان: آن «پژوهشگر» که «مطالعهٔ ابنیه» تحصیل کرده بود باز آمد. اسباب مزاحمت است. سوالهای غریب میپرسید. میگفت «آداب معماری شما چیست؟» گفتم به زبان آدمیزاد حرف بزن. گفت یعنی چه عادات و اصولی در کارتان دارید؟ گفتم بستگی به صاحبکار دارد. یکی گشادهدست است باید اجرت را زیاد بگویی؛ یکی خساست دارد باید زمان ابتیاع مصالح به هوش باشی. پاسخ گفت که البته این یعنی «همهٔ معماران ایرانی قانع و زاهد نیستند». گفتم آری جعفرمفنگی نمیدانم چطور سرشان را شیره میمالد که کار را شروع نکرده کلّ اجرت را به او میدهند.
http://koubeh.com/p7/
@Koubeh
کوبه
چند پاره از روزنامهٔ خاطرات حاج باقر معمار؛ بخش دوم
۲۶ رجب: خبر دادند جعفر بنا دارد جریدهای برپا کند دربارهٔ فنّ معماری. مهدی میگفت نمرهٔ اوّلش اختصاص به مسابقه دارد. گفتیم مسابقه دیگر چه کوفتی است؟ اصلاً چه دخلی با آجر و کاشی و بنایی دارد؟ گفتند جایزه گذاشته هر معماری ساختمانش عالیتر باشد به او بدهند.…