🔻پیام ورزشی رهبر انقلاب و درسی برای سیاست
«با بازی خوب خود دل ملت ایران را شاد کردید. از همه شما متشکرم.»
این پیام کوتاه و ساده، یک درس بزرگ در دل خود دارد.
بیایید پیام ورزشی رهبر انقلاب را معیاری برای اهالی سیاست قرار دهیم. تشکر ایشان برای شادکردن مردم، نشان میدهد که معیار ارزشمندی هر کار، خروجی و اثر اجتماعی آن است: شادی و امید مردم.
اما تنها شادکردن مهم نیست. شادیای که رهبری به آن اشاره کردند، شادیِ برآمده از «قله» بود. قله یعنی جایی که از اعتمادبهنفس، قدرت، حرکت و امید ساخته میشود. چنین شادیای تصادفی یا نمایشی نیست، بلکه ثمره زحمت، اتحاد و کار جمعی است. تیم ملی والیبال با غیرت و مقاومت توانست به قله برسد و دل مردم را شاد کند. شادی در همین نقطه معنا پیدا میکند.
این پیام ترجمه مستقیمی برای سیاست نیز دارد. سیاستمدار موفق باید بتواند همین حس را به جامعه منتقل کند: اعتمادبهنفس ملی، امید به آینده، باور به جوانان و نفی بنبست. سیاستی ارزشمند است که مردم در پرتو آن باور کنند «راه هست و بنبست نداریم». مردم زمانی شاد میشوند که ببینند سیاست با ایستادگی و مقاومت، قلهای واقعی ساخته است.
شادی از جنس قله، نه تنها لبخند بر لبان مردم مینشاند، بلکه انسجام و اعتماد اجتماعی میآفریند.
همشهری
@mahdian_mohsen
«با بازی خوب خود دل ملت ایران را شاد کردید. از همه شما متشکرم.»
این پیام کوتاه و ساده، یک درس بزرگ در دل خود دارد.
بیایید پیام ورزشی رهبر انقلاب را معیاری برای اهالی سیاست قرار دهیم. تشکر ایشان برای شادکردن مردم، نشان میدهد که معیار ارزشمندی هر کار، خروجی و اثر اجتماعی آن است: شادی و امید مردم.
اما تنها شادکردن مهم نیست. شادیای که رهبری به آن اشاره کردند، شادیِ برآمده از «قله» بود. قله یعنی جایی که از اعتمادبهنفس، قدرت، حرکت و امید ساخته میشود. چنین شادیای تصادفی یا نمایشی نیست، بلکه ثمره زحمت، اتحاد و کار جمعی است. تیم ملی والیبال با غیرت و مقاومت توانست به قله برسد و دل مردم را شاد کند. شادی در همین نقطه معنا پیدا میکند.
این پیام ترجمه مستقیمی برای سیاست نیز دارد. سیاستمدار موفق باید بتواند همین حس را به جامعه منتقل کند: اعتمادبهنفس ملی، امید به آینده، باور به جوانان و نفی بنبست. سیاستی ارزشمند است که مردم در پرتو آن باور کنند «راه هست و بنبست نداریم». مردم زمانی شاد میشوند که ببینند سیاست با ایستادگی و مقاومت، قلهای واقعی ساخته است.
شادی از جنس قله، نه تنها لبخند بر لبان مردم مینشاند، بلکه انسجام و اعتماد اجتماعی میآفریند.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤15👏5👍3👎1
🔻درباره همایون شجریان
خدا رحمت کند امام را؛ معیاری ساده و جاودانه به ما داد: نگاه کنید دشمن کجا آتش میریزد، همانجا حق است. همین قاعده هم راه است و هم محک صداقت.
امروز ماجرای همایون شجریان پیش روی ماست. دیروز آتش دشمن بر او بود؛ بر خوانندهای که از وطن گفت و بیپروا ایستاد. هرکس صدایش را دوست داشت یا حتی منتقدش بود، شجاعتش را ستود. اما امروز، با تصمیم دولت برای جابهجایی کنسرت از میدان آزادی به ورزشگاه آزادی، صحنه تغییر کرد. تیرها حالا سوی شهرداری است. همانهایی که دیروز مخالف برگزاری بودند، امروز اشک تمساح میریزند و میگویند: «نظام صدای شجریان را خفه میکند.» بدتر آنکه عدهای در داخل پژواک همان خناسان شدهاند.
اما چرا باید شهرداری مخالف باشد؟ واقعا پیش خودمان چه فکر میکنیم؟ این توانایی عجیب در تبدیل فرصت به تهدید از کجا آمده است؟ فرض کنیم شهرداری یا هر نهاد دیگری گفته باشد: برای شکوه بیشتر برنامه، تدبیر لازم است. آیا این یعنی مخالفت با موسیقی؟ با شجریان؟
مگر میشود چنین برنامه حساسی را بیقاعده برگزار کرد؟ مگر نه اینکه برای راهپیماییهای غدیر یا مراسم امامرضاییها از ماهها پیش کار جمعی میکنیم؟ چرا اینجا غفلت شد؟ وفاق اجرایی در همین همافزایی هاست.
دولت تصمیم درستی گرفت و مکان را تغییر داد. حالا این وسط دیگر نهادها چه گناهی دارند؟ ظاهرا گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری.
از دشمن انتظار دیگری نیست؛ اما در داخل چرا؟ این چه وفاقی است که تنها وقتی به نفع گروهی شد، فریاد میشود و وقتی به ضررشان بود، خاموش؟
🔻بیایید این قاعده ساده را از یاد نبریم: ببینید دشمن کجا آتش میریزد. همانجا بایستید، همانجا صف ببندید. آنگاه وفاق نه شعار، که حقیقتی جاری در میدان خواهد بود.
@mahdian_mohsen
خدا رحمت کند امام را؛ معیاری ساده و جاودانه به ما داد: نگاه کنید دشمن کجا آتش میریزد، همانجا حق است. همین قاعده هم راه است و هم محک صداقت.
امروز ماجرای همایون شجریان پیش روی ماست. دیروز آتش دشمن بر او بود؛ بر خوانندهای که از وطن گفت و بیپروا ایستاد. هرکس صدایش را دوست داشت یا حتی منتقدش بود، شجاعتش را ستود. اما امروز، با تصمیم دولت برای جابهجایی کنسرت از میدان آزادی به ورزشگاه آزادی، صحنه تغییر کرد. تیرها حالا سوی شهرداری است. همانهایی که دیروز مخالف برگزاری بودند، امروز اشک تمساح میریزند و میگویند: «نظام صدای شجریان را خفه میکند.» بدتر آنکه عدهای در داخل پژواک همان خناسان شدهاند.
اما چرا باید شهرداری مخالف باشد؟ واقعا پیش خودمان چه فکر میکنیم؟ این توانایی عجیب در تبدیل فرصت به تهدید از کجا آمده است؟ فرض کنیم شهرداری یا هر نهاد دیگری گفته باشد: برای شکوه بیشتر برنامه، تدبیر لازم است. آیا این یعنی مخالفت با موسیقی؟ با شجریان؟
مگر میشود چنین برنامه حساسی را بیقاعده برگزار کرد؟ مگر نه اینکه برای راهپیماییهای غدیر یا مراسم امامرضاییها از ماهها پیش کار جمعی میکنیم؟ چرا اینجا غفلت شد؟ وفاق اجرایی در همین همافزایی هاست.
دولت تصمیم درستی گرفت و مکان را تغییر داد. حالا این وسط دیگر نهادها چه گناهی دارند؟ ظاهرا گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری.
از دشمن انتظار دیگری نیست؛ اما در داخل چرا؟ این چه وفاقی است که تنها وقتی به نفع گروهی شد، فریاد میشود و وقتی به ضررشان بود، خاموش؟
🔻بیایید این قاعده ساده را از یاد نبریم: ببینید دشمن کجا آتش میریزد. همانجا بایستید، همانجا صف ببندید. آنگاه وفاق نه شعار، که حقیقتی جاری در میدان خواهد بود.
@mahdian_mohsen
👏16❤9👎5👍4
🔻پیشنهادی به دولت برای روایت قدرت
رهبر انقلاب در دیدار با رئیسجمهور و مسئولان دولت بر دو نکته کلیدی تأکید کردند: نخست «راوی قدرت باشید، نه ضعف»؛ و دوم، «تقویت مؤلفههای قدرت و عزت ملی» بهویژه روحیه امید و یکپارچگی در جامعه. این توصیه اگرچه ناظر بر رسانهها نیز بود، اما بیش از همه متوجه مسئولان اجرایی کشور است.
🔻ضرورت روایت قدرت روشن است. اگر نگاهها عادت به دیدن کاستیها و ضعفها پیدا کند، جامعه دچار رخوت و یأس میشود. بنابراین باید چشمها را تربیت کرد تا داراییها و قوتها را دید و روایت کرد. این وظیفهای همگانی است؛ از رسانهها و فعالان اجتماعی گرفته تا مدیران و سیاستگذاران.
🔻با این حال، هدف این نوشتار ارائه پیشنهادی به دولت در مرز این دو تأکید رهبر انقلاب است.
اگر دولت بخواهد هم «راوی قدرت» باشد و هم «تقویتکننده انسجام ملی»، یک مسیر راهبردی وجود دارد: روایت قلهها.
🔻قدرت ملی در عرصههای گوناگون متجلی میشود، اما سرچشمه اصلی آن «مردم» هستند. در میان مردم نیز کسانی هستند که جلوتر رفتهاند، هزینه دادهاند و پرچمدار مسیر شدهاند. آنان که در اقتصاد مجاهدت میکنند، دانشمندانی که در علم مرزهای تازه میگشایند، خدمتگزارانی که در محرومترین نقاط کشور گرهگشایی میکنند، هنرمندانی که اثر ماندگار خلق میکنند و رزمندگانی که جان خود را برای دفاع از این سرزمین فدا کردهاند؛ اینان قلههای پیشرفتاند.
🔻اگر دولت به روایت این قلهها بپردازد، نخستین ثمرهاش «صیانت از قلهها»ست: شنیدن حرف آنان، رفع موانع مسیرشان و حمایت عملی از تداوم و تکثیر موفقیتهایشان. این همان معنای واقعی روایت قدرت است؛ روایتی از مردم پیشرو که کشور را به نقطه پیشرفت رساندهاند یا در این مسیر گام برمیدارند.
🔻اما این رویکرد ثمره دیگری نیز دارد که به توصیه دوم رهبر انقلاب بازمیگردد: تقویت امید و انسجام ملی. وقتی مردم ببینند از میان خودشان کسانی برخاستهاند که با تلاش و ایثار به قله رسیدهاند و اثرگذار شدهاند، ایمانشان به آینده کشور و به امکان پیشرفت افزون میشود. از این بالاتر، برجستهسازی قلهها خود عاملی برای انسجام است. قلهها بهمثابه پرچمهایی واحد، دلها را گرد هم میآورند و ملت را در مسیر حرکت جمعی سامان میدهند.
🔻خلاصه اینکه با روایت قلهها:
1⃣دولت عملاً به «راوی قدرت» تبدیل میشود و گفتمان عمومی را از ضعف به قوت سوق میدهد.
2⃣با برجستهسازی الگوهای موفق، امید و انسجام ملی تقویت میشود و مردم باور میکنند که حرکت به سوی قلهها شدنی است.
3⃣دولت با روایت این قلهها، زمینه حمایت عملی از آنان و رفع موانع مسیرشان را فراهم میآورد.
همشهری
@mahdian_mohsen
رهبر انقلاب در دیدار با رئیسجمهور و مسئولان دولت بر دو نکته کلیدی تأکید کردند: نخست «راوی قدرت باشید، نه ضعف»؛ و دوم، «تقویت مؤلفههای قدرت و عزت ملی» بهویژه روحیه امید و یکپارچگی در جامعه. این توصیه اگرچه ناظر بر رسانهها نیز بود، اما بیش از همه متوجه مسئولان اجرایی کشور است.
🔻ضرورت روایت قدرت روشن است. اگر نگاهها عادت به دیدن کاستیها و ضعفها پیدا کند، جامعه دچار رخوت و یأس میشود. بنابراین باید چشمها را تربیت کرد تا داراییها و قوتها را دید و روایت کرد. این وظیفهای همگانی است؛ از رسانهها و فعالان اجتماعی گرفته تا مدیران و سیاستگذاران.
🔻با این حال، هدف این نوشتار ارائه پیشنهادی به دولت در مرز این دو تأکید رهبر انقلاب است.
اگر دولت بخواهد هم «راوی قدرت» باشد و هم «تقویتکننده انسجام ملی»، یک مسیر راهبردی وجود دارد: روایت قلهها.
🔻قدرت ملی در عرصههای گوناگون متجلی میشود، اما سرچشمه اصلی آن «مردم» هستند. در میان مردم نیز کسانی هستند که جلوتر رفتهاند، هزینه دادهاند و پرچمدار مسیر شدهاند. آنان که در اقتصاد مجاهدت میکنند، دانشمندانی که در علم مرزهای تازه میگشایند، خدمتگزارانی که در محرومترین نقاط کشور گرهگشایی میکنند، هنرمندانی که اثر ماندگار خلق میکنند و رزمندگانی که جان خود را برای دفاع از این سرزمین فدا کردهاند؛ اینان قلههای پیشرفتاند.
🔻اگر دولت به روایت این قلهها بپردازد، نخستین ثمرهاش «صیانت از قلهها»ست: شنیدن حرف آنان، رفع موانع مسیرشان و حمایت عملی از تداوم و تکثیر موفقیتهایشان. این همان معنای واقعی روایت قدرت است؛ روایتی از مردم پیشرو که کشور را به نقطه پیشرفت رساندهاند یا در این مسیر گام برمیدارند.
🔻اما این رویکرد ثمره دیگری نیز دارد که به توصیه دوم رهبر انقلاب بازمیگردد: تقویت امید و انسجام ملی. وقتی مردم ببینند از میان خودشان کسانی برخاستهاند که با تلاش و ایثار به قله رسیدهاند و اثرگذار شدهاند، ایمانشان به آینده کشور و به امکان پیشرفت افزون میشود. از این بالاتر، برجستهسازی قلهها خود عاملی برای انسجام است. قلهها بهمثابه پرچمهایی واحد، دلها را گرد هم میآورند و ملت را در مسیر حرکت جمعی سامان میدهند.
🔻خلاصه اینکه با روایت قلهها:
1⃣دولت عملاً به «راوی قدرت» تبدیل میشود و گفتمان عمومی را از ضعف به قوت سوق میدهد.
2⃣با برجستهسازی الگوهای موفق، امید و انسجام ملی تقویت میشود و مردم باور میکنند که حرکت به سوی قلهها شدنی است.
3⃣دولت با روایت این قلهها، زمینه حمایت عملی از آنان و رفع موانع مسیرشان را فراهم میآورد.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍7👏2👎1
🔻 ده آسیب برزخ صلح و جنگ
🔻رهبرانقلاب در دیدار با هیأت دولت فرمودند: «یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت نه جنگ، نه صلح است»؛ و بلافاصله تأکید کردند: «با روحیهی کار و تلاش بر آن غلبه کنید».
🔻اما چرا این برزخ خطرناک است؟ چون دهها آفت دارد؛ از جمله:
1⃣جابجایی اولویتها و فوری شدن مسائل حاشیهای
2⃣لکنت در تصمیمگیری یا حتی تعلیق تصمیمها
3⃣بیپیشبینی بودن اقتصاد برای فعالان اقتصادی
4⃣وابسته شدن مسائل کشور به تحولات بیرونی
5⃣ذوب شدن خردهروایتها ذیل روایت کلان جنگ
6⃣دوگانهسازیهای کاذب میان جنگ و صلح
7⃣غلبه فضای امنیتی بر عرصههای فرهنگی و اجتماعی،
8⃣افزایش شایعه و خبرهای غیرموثق و شنیده نشدن تحلیل های عمیق
9⃣تأخیر در اصلاحات ساختاری به بهانه سایه جنگ،
🔟و در نهایت خستگی روانی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی.
🔻اینها همه نشان میدهد «سایه جنگ» بیشتر یک وضعیت روانی و ادراکی است تا نظامی. جامعه را در حالت تعلیق، ترس و بلاتکلیفی نگه میدارد.
🔻اما کار و تلاش میتواند این فضا را بشکند:
🔸مرکز ثقل روایت را از جنگ و صلح به پیشرفت تغییر میدهد
🔸با دستاوردهای ملموس نشان میدهد زندگی جاری است
🔸و دشمن را از استمرار فشار و تهدید ناامید میسازد.
راه عبور از برزخ، ساختن و حرکت است؛ همان کلیدواژهای که رهبرانقلاب بر آن تأکید کردند: کار و تلاش.
@mahdian_mohsen
🔻رهبرانقلاب در دیدار با هیأت دولت فرمودند: «یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت نه جنگ، نه صلح است»؛ و بلافاصله تأکید کردند: «با روحیهی کار و تلاش بر آن غلبه کنید».
🔻اما چرا این برزخ خطرناک است؟ چون دهها آفت دارد؛ از جمله:
1⃣جابجایی اولویتها و فوری شدن مسائل حاشیهای
2⃣لکنت در تصمیمگیری یا حتی تعلیق تصمیمها
3⃣بیپیشبینی بودن اقتصاد برای فعالان اقتصادی
4⃣وابسته شدن مسائل کشور به تحولات بیرونی
5⃣ذوب شدن خردهروایتها ذیل روایت کلان جنگ
6⃣دوگانهسازیهای کاذب میان جنگ و صلح
7⃣غلبه فضای امنیتی بر عرصههای فرهنگی و اجتماعی،
8⃣افزایش شایعه و خبرهای غیرموثق و شنیده نشدن تحلیل های عمیق
9⃣تأخیر در اصلاحات ساختاری به بهانه سایه جنگ،
🔟و در نهایت خستگی روانی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی.
🔻اینها همه نشان میدهد «سایه جنگ» بیشتر یک وضعیت روانی و ادراکی است تا نظامی. جامعه را در حالت تعلیق، ترس و بلاتکلیفی نگه میدارد.
🔻اما کار و تلاش میتواند این فضا را بشکند:
🔸مرکز ثقل روایت را از جنگ و صلح به پیشرفت تغییر میدهد
🔸با دستاوردهای ملموس نشان میدهد زندگی جاری است
🔸و دشمن را از استمرار فشار و تهدید ناامید میسازد.
راه عبور از برزخ، ساختن و حرکت است؛ همان کلیدواژهای که رهبرانقلاب بر آن تأکید کردند: کار و تلاش.
@mahdian_mohsen
👍11❤2👎2
🔻درس مدیریتی رهبرانقلاب به دولت
رهبرانقلاب در دیدار با هیأت دولت چند توصیه کلیدی داشتند؛ توصیههایی که فقط مخصوص دولت نیست، هرکس در هر سطحی مدیر است باید آن را به گوش و به دل بسپارد.
واقعیت این است که مهمترین نیاز کشوری پر از امکانات و سرمایه، تنها یک چیز است: توان مدیریتی.
🔻اما این درس مدیریتی چه بود؟
1⃣یکم ـ تعیین اولویتها
هر کار خوبی اولویت نیست؛ کارهای بیپایه که هیچ.
فرمودند: کارهای فوری و زیرساختی در اولویت است.
2⃣دوم ـ پیگیری
بهترین تصمیمها اگر پیگیری نشوند، روی زمین میمانند.
فرمودند: «بین مغز تا سرانگشتان فاصله است»؛ یعنی کار را تا اجرا دنبال کنید.
3⃣سوم ـ اجماعسازی
تصمیم خوب بدون اجماع و همراهی، بیثمر میماند.
حتی در یک سازمان هم باید برای تحقق تصمیم، اقناع و همدلی ایجاد کرد.
فرمودند: «امروز اجماعسازی آسانتر از گذشته است».
🔻و در نهایت یک توصیه اخلاقی:
اینکه فرصت خدمت را نه به همه میدهند و نه همیشه میدهند.
فرمودند: «ساعت ساعتِ آن را استفاده کنید».
اگر این چند توصیه جدی گرفته شود، یک انقلاب مدیریتی رخ می دهد؛ و مردم طعم واقعی اثربخشی را خواهند چشید.
@mahdian_mohsen
رهبرانقلاب در دیدار با هیأت دولت چند توصیه کلیدی داشتند؛ توصیههایی که فقط مخصوص دولت نیست، هرکس در هر سطحی مدیر است باید آن را به گوش و به دل بسپارد.
واقعیت این است که مهمترین نیاز کشوری پر از امکانات و سرمایه، تنها یک چیز است: توان مدیریتی.
🔻اما این درس مدیریتی چه بود؟
1⃣یکم ـ تعیین اولویتها
هر کار خوبی اولویت نیست؛ کارهای بیپایه که هیچ.
فرمودند: کارهای فوری و زیرساختی در اولویت است.
2⃣دوم ـ پیگیری
بهترین تصمیمها اگر پیگیری نشوند، روی زمین میمانند.
فرمودند: «بین مغز تا سرانگشتان فاصله است»؛ یعنی کار را تا اجرا دنبال کنید.
3⃣سوم ـ اجماعسازی
تصمیم خوب بدون اجماع و همراهی، بیثمر میماند.
حتی در یک سازمان هم باید برای تحقق تصمیم، اقناع و همدلی ایجاد کرد.
فرمودند: «امروز اجماعسازی آسانتر از گذشته است».
🔻و در نهایت یک توصیه اخلاقی:
اینکه فرصت خدمت را نه به همه میدهند و نه همیشه میدهند.
فرمودند: «ساعت ساعتِ آن را استفاده کنید».
اگر این چند توصیه جدی گرفته شود، یک انقلاب مدیریتی رخ می دهد؛ و مردم طعم واقعی اثربخشی را خواهند چشید.
@mahdian_mohsen
❤7👏3👍2👎2
🔻لبه آستین رهبر انقلاب
بعد از آخرین دیدار، عکسی از رهبر انقلاب منتشر شد که نشان میدهد لبه آستین ایشان نخنماست. همین تصویر موجی مثبت در شبکههای اجتماعی به راه انداخت: «رهبر انقلاب سادهزیست است». و حق هم همین است؛ در سادهزیستی، دوست و دشمن معترفاند. این هم نشانهای دیگر.
🔻اما یک واقعیت تلخ هم هست؛ آیا ما کسری از زمانی که برای ایندست محتواها میگذاریم، برای اصل سخنان رهبر انقلاب وقت صرف میکنیم؟
🔻با خود خلوت کنیم؛ واقعاً بعد از هر سخنرانی، متن کامل آن را میخوانیم؟ یادداشت برمیداریم؟ به ذهن میسپاریم و در فرازهای آن تأمل میکنیم؟ یا تنها به چند پیامک، تیتر روزنامه و عکسنوشت بسنده میکنیم؟
🔻دو سخنرانی اخیر رهبر انقلاب درباره دولت بود؛ هم نقد داشت، هم مطالبه، هم توصیه و تأیید. آیا دقت کردیم مدل رفتاری ایشان با دولت چگونه است؟ چه درسی برای ما دارد؟ کدام بخش از سیاستورزی و تفکر سیاسی ما باید اصلاح شود و کدام بخش تثبیت و تقویت؟
این پرسش فقط برای مخاطب عمومی نیست؛ مسئولان و نمایندگان مجلس هم باید خود را در آینه این سخنان ببینند. آیا بعد از بیانات رهبری، با خود میگویند باید در مواضع و رفتارشان تجدیدنظر کنند؟ یا خود را بینیاز میدانند؟
🔻حقیقتاً مرجع فکری و سیاسیمان را چه کسی میدانیم؛ رهبر انقلاب یا فلان شخصیت و رسانه مجازی؟
🔻تا به حال نگاه کردهایم که هر سخنرانی رهبر انقلاب برای «منِ مخاطب» چه تکلیفی دارد؟ اگر واقعاً خود را مخاطب بدانم، باید چه کنم؟ حتی فراتر از مخاطب بودن؛ چه کمکی از دست من ساخته است تا یک قدم کلام رهبر انقلاب را پیش ببرم؟ چه کنم که بتوانم نائب امام زمان را یاری کنم؟
🔻عکسهای سادهزیستی رهبر انقلاب ارزشمند و الهامبخشاند؛ اما مراقب باشیم رهبر انقلاب را در همین نشانهها متوقف نکنیم. تکتک کلمات ایشان برای ما تکلیف است.
@mahdian_mohsen
بعد از آخرین دیدار، عکسی از رهبر انقلاب منتشر شد که نشان میدهد لبه آستین ایشان نخنماست. همین تصویر موجی مثبت در شبکههای اجتماعی به راه انداخت: «رهبر انقلاب سادهزیست است». و حق هم همین است؛ در سادهزیستی، دوست و دشمن معترفاند. این هم نشانهای دیگر.
🔻اما یک واقعیت تلخ هم هست؛ آیا ما کسری از زمانی که برای ایندست محتواها میگذاریم، برای اصل سخنان رهبر انقلاب وقت صرف میکنیم؟
🔻با خود خلوت کنیم؛ واقعاً بعد از هر سخنرانی، متن کامل آن را میخوانیم؟ یادداشت برمیداریم؟ به ذهن میسپاریم و در فرازهای آن تأمل میکنیم؟ یا تنها به چند پیامک، تیتر روزنامه و عکسنوشت بسنده میکنیم؟
🔻دو سخنرانی اخیر رهبر انقلاب درباره دولت بود؛ هم نقد داشت، هم مطالبه، هم توصیه و تأیید. آیا دقت کردیم مدل رفتاری ایشان با دولت چگونه است؟ چه درسی برای ما دارد؟ کدام بخش از سیاستورزی و تفکر سیاسی ما باید اصلاح شود و کدام بخش تثبیت و تقویت؟
این پرسش فقط برای مخاطب عمومی نیست؛ مسئولان و نمایندگان مجلس هم باید خود را در آینه این سخنان ببینند. آیا بعد از بیانات رهبری، با خود میگویند باید در مواضع و رفتارشان تجدیدنظر کنند؟ یا خود را بینیاز میدانند؟
🔻حقیقتاً مرجع فکری و سیاسیمان را چه کسی میدانیم؛ رهبر انقلاب یا فلان شخصیت و رسانه مجازی؟
🔻تا به حال نگاه کردهایم که هر سخنرانی رهبر انقلاب برای «منِ مخاطب» چه تکلیفی دارد؟ اگر واقعاً خود را مخاطب بدانم، باید چه کنم؟ حتی فراتر از مخاطب بودن؛ چه کمکی از دست من ساخته است تا یک قدم کلام رهبر انقلاب را پیش ببرم؟ چه کنم که بتوانم نائب امام زمان را یاری کنم؟
🔻عکسهای سادهزیستی رهبر انقلاب ارزشمند و الهامبخشاند؛ اما مراقب باشیم رهبر انقلاب را در همین نشانهها متوقف نکنیم. تکتک کلمات ایشان برای ما تکلیف است.
@mahdian_mohsen
❤11👏6👎1
🔻پنج درس حمله به قطر برای ما
حمله اخیر صهیونیستها با چراغ سبز ترامپ به قطر، حقایقی روشن برای ما دارد.
1⃣نخست، آمریکا بار دیگر ثابت کرد که مذاکره برای او روی دیگر جنگ است. صهیونی–آمریکاییها با زبان صلح لبخند میزنند تا با دست موشک بپاشند. همانها که در غزه کودکان گرسنه را به بهانه صف غذا به خاک و خون کشیدند، رهبران حماس را نیز زیر نام صلح هدف گرفتند. همانها که در حین مذاکره با ایران، بیپروا به خاک ما تجاوز کردند.
2⃣دوم، به قطر بنگرید! این کشور در آمریکایی شدن چیزی کم نگذاشت: بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه را تقدیم کرد، میلیاردها دلار خرج توسعهاش نمود، در عملیاتهای آمریکا پشتیبانی شد، تسلیحات مدرن خرید و حتی «کاخ پرنده» چندصد میلیون دلاری به ترامپ هدیه کرد. اما چه شد؟ باز هم آماج حمله شد.
3⃣سوم، تجربه قطر فریاد میزند که مشروعیت ملی و پشتوانه مردمی سپر واقعی امنیت است. کشوری که به مردم و منطقهاش تکیه کند، استوار میماند؛ نه کشوری که امنیت و توسعه اش در گروگان آمریکایی هاست. خلاصه اینکه ظاهرگراها و خودحقیرپندارها ببینند که ملاک پیشرفت آسمانخراشهای شیشهای نیست، بلکه ریشههای عمیق در دل مردم و خوداتکایی راهبردی است.
4⃣چهارم، این حمله پرده از بیاعتباری ضمانتهای بینالمللی برداشت. قطر با آن همه قرارداد و رابطه، در لحظه خطر هیچ حمایتی ندید. این یعنی امضاهای آمریکا و غرب جز کاغذی بیارزش چیزی نیست.
5⃣پنجم، اگر کشوری توان بازدارندگی و قدرت پاسخ نداشته باشد، در لحظه تجاوز تنها تماشاگر است. قطر نه توانست پیشبینی کند، نه توانست مانع شود و نه توانست پاسخ دهد. نداشتن قدرت واقعی یعنی محکوم شدن به سکوت و نظارهگری؛ تجاوز را میبینی، اما دستت بسته است.
🔻اینها همه یک پیام روشن دارد: تنها راه ما اقتدار بومی، استقلال راهبردی و تکیه بر مردم است. هرچه جز این، سرابی بیش نیست.
همشهری
@mahdian_mohsen
حمله اخیر صهیونیستها با چراغ سبز ترامپ به قطر، حقایقی روشن برای ما دارد.
1⃣نخست، آمریکا بار دیگر ثابت کرد که مذاکره برای او روی دیگر جنگ است. صهیونی–آمریکاییها با زبان صلح لبخند میزنند تا با دست موشک بپاشند. همانها که در غزه کودکان گرسنه را به بهانه صف غذا به خاک و خون کشیدند، رهبران حماس را نیز زیر نام صلح هدف گرفتند. همانها که در حین مذاکره با ایران، بیپروا به خاک ما تجاوز کردند.
2⃣دوم، به قطر بنگرید! این کشور در آمریکایی شدن چیزی کم نگذاشت: بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه را تقدیم کرد، میلیاردها دلار خرج توسعهاش نمود، در عملیاتهای آمریکا پشتیبانی شد، تسلیحات مدرن خرید و حتی «کاخ پرنده» چندصد میلیون دلاری به ترامپ هدیه کرد. اما چه شد؟ باز هم آماج حمله شد.
3⃣سوم، تجربه قطر فریاد میزند که مشروعیت ملی و پشتوانه مردمی سپر واقعی امنیت است. کشوری که به مردم و منطقهاش تکیه کند، استوار میماند؛ نه کشوری که امنیت و توسعه اش در گروگان آمریکایی هاست. خلاصه اینکه ظاهرگراها و خودحقیرپندارها ببینند که ملاک پیشرفت آسمانخراشهای شیشهای نیست، بلکه ریشههای عمیق در دل مردم و خوداتکایی راهبردی است.
4⃣چهارم، این حمله پرده از بیاعتباری ضمانتهای بینالمللی برداشت. قطر با آن همه قرارداد و رابطه، در لحظه خطر هیچ حمایتی ندید. این یعنی امضاهای آمریکا و غرب جز کاغذی بیارزش چیزی نیست.
5⃣پنجم، اگر کشوری توان بازدارندگی و قدرت پاسخ نداشته باشد، در لحظه تجاوز تنها تماشاگر است. قطر نه توانست پیشبینی کند، نه توانست مانع شود و نه توانست پاسخ دهد. نداشتن قدرت واقعی یعنی محکوم شدن به سکوت و نظارهگری؛ تجاوز را میبینی، اما دستت بسته است.
🔻اینها همه یک پیام روشن دارد: تنها راه ما اقتدار بومی، استقلال راهبردی و تکیه بر مردم است. هرچه جز این، سرابی بیش نیست.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍11❤4👎1
🔻کوتاه و ساده درباره جشنواره شیراز
ماجرای جشنواره شیراز و رقص و غیره یک نمونه است.
حقا بیایید استدلال هایمان را رودر رو کنیم.
🔻اگر از منظر شرع نگاه کنیم، خلاف شرع آشکار است.
🔻از منظر قانون هم خلاف صریح مقررات است.
🔻از منظر اخلاق، بیحیایی اجتماعی و شکستن حریم عفت عمومی است.
🔻از منظر حقوق بشر، تعرض به حریم دیگران است؛ کسانی که نمیخواهند شاهد چنین ولنگاری باشند.
🔻از منظر دموکراسی، توهین به حق اکثریت است؛ اکثریتی که مسلماناند.
از منظر امنیتی، گناهی سیاسی و کمک به رسانه های مزدور است.
🔻از منظر فرهنگی، تقلید کورکورانه از غرب و توهین به هویت اصیل ایرانی است.
🔻از منظر تربیتی الگوسازی غلط برای نسل جدید و عادیسازی ولنگاری است
🔻از منظر سیاسی حاکمیتی ضربه به اعتماد عمومی نسبت به نظم و قانون است.
🔻دست آخر از منظر وفاق اجتماعی هم ببینید، دو قطبیساز و اختلافافکن است.
🔻حالا نوبت شماست. شما مسوول محترم بگویید؛ از کدام منظر می بینید که به رهاسازي این ولنگاری و اباحهگری می رسید و آنرا نادیده می گیرید؟
@mahdian_mohsen
ماجرای جشنواره شیراز و رقص و غیره یک نمونه است.
حقا بیایید استدلال هایمان را رودر رو کنیم.
🔻اگر از منظر شرع نگاه کنیم، خلاف شرع آشکار است.
🔻از منظر قانون هم خلاف صریح مقررات است.
🔻از منظر اخلاق، بیحیایی اجتماعی و شکستن حریم عفت عمومی است.
🔻از منظر حقوق بشر، تعرض به حریم دیگران است؛ کسانی که نمیخواهند شاهد چنین ولنگاری باشند.
🔻از منظر دموکراسی، توهین به حق اکثریت است؛ اکثریتی که مسلماناند.
از منظر امنیتی، گناهی سیاسی و کمک به رسانه های مزدور است.
🔻از منظر فرهنگی، تقلید کورکورانه از غرب و توهین به هویت اصیل ایرانی است.
🔻از منظر تربیتی الگوسازی غلط برای نسل جدید و عادیسازی ولنگاری است
🔻از منظر سیاسی حاکمیتی ضربه به اعتماد عمومی نسبت به نظم و قانون است.
🔻دست آخر از منظر وفاق اجتماعی هم ببینید، دو قطبیساز و اختلافافکن است.
🔻حالا نوبت شماست. شما مسوول محترم بگویید؛ از کدام منظر می بینید که به رهاسازي این ولنگاری و اباحهگری می رسید و آنرا نادیده می گیرید؟
@mahdian_mohsen
👏18❤6👎6
🔻آفرین بر شما
آمیزهی قدرت و معنویت، آفرینندهی ارزشهای والاست. این جمله رهبر انقلاب تنها یک تبریک ورزشی نیست؛ رمز ماندگاری انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی از قیام مردمی برخاست که ایمانشان سرچشمه قدرت شد. از دل همین پیوند، جمهوری اسلامی پدید آمد؛ جمع جمهوریت و دین. در دفاع مقدس، بازوی رزمندگان با ایمانشان درآمیخت و حماسهای آفرید که جهان را شگفتزده کرد.
این حقیقت هنوز زنده است. در گام دوم انقلاب، در دفاع مقدس دوازدهروزه، در موشکی که بر سر دشمن آتش میریزد اما در خدمت دین و وطن است، جلوههای روشن قدرت و معنویت دیده میشود. سلاح وقتی در مسیر ایمان قرار گیرد، فقط ابزار جنگ نیست؛ نشانه قدرت و معنویت یک ملت است.
اما این حقیقت تنها در میدان جنگ و سیاست نیست. همه جای این سرزمین نشانههای آن پیداست.
دختری محجبه که در المپیاد میدرخشد، علم را با ایمان میآمیزد.
دانشمندی که جان بر سر پیشرفت کشور میگذارد، تجسم قدرت معنوی است.
کارآفرینی که اقتصاد را به خدمت ایران میگیرد، چهره دیگر همین حقیقت است.
و ورزشکاری که دل ملت را شاد میکند، آیتی روشن از قدرت معنوی است.
این است ثمره آمیزه قدرت و معنویت؛ حقیقتی که انقلاب اسلامی به جهان عرضه کرد و تا امروز درخشان مانده است.
الحق که آفرین بر شما.
همشهری
@mahdian_mohsen
آمیزهی قدرت و معنویت، آفرینندهی ارزشهای والاست. این جمله رهبر انقلاب تنها یک تبریک ورزشی نیست؛ رمز ماندگاری انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی از قیام مردمی برخاست که ایمانشان سرچشمه قدرت شد. از دل همین پیوند، جمهوری اسلامی پدید آمد؛ جمع جمهوریت و دین. در دفاع مقدس، بازوی رزمندگان با ایمانشان درآمیخت و حماسهای آفرید که جهان را شگفتزده کرد.
این حقیقت هنوز زنده است. در گام دوم انقلاب، در دفاع مقدس دوازدهروزه، در موشکی که بر سر دشمن آتش میریزد اما در خدمت دین و وطن است، جلوههای روشن قدرت و معنویت دیده میشود. سلاح وقتی در مسیر ایمان قرار گیرد، فقط ابزار جنگ نیست؛ نشانه قدرت و معنویت یک ملت است.
اما این حقیقت تنها در میدان جنگ و سیاست نیست. همه جای این سرزمین نشانههای آن پیداست.
دختری محجبه که در المپیاد میدرخشد، علم را با ایمان میآمیزد.
دانشمندی که جان بر سر پیشرفت کشور میگذارد، تجسم قدرت معنوی است.
کارآفرینی که اقتصاد را به خدمت ایران میگیرد، چهره دیگر همین حقیقت است.
و ورزشکاری که دل ملت را شاد میکند، آیتی روشن از قدرت معنوی است.
این است ثمره آمیزه قدرت و معنویت؛ حقیقتی که انقلاب اسلامی به جهان عرضه کرد و تا امروز درخشان مانده است.
الحق که آفرین بر شما.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤13👎1
🔻دعوت به آشوب چطور هو شد؟
این روزها رسانههای ضدانقلاب تمام قوای خود را بسیج کردند تا مردم ایران را به خیابان بکشانند. مبتذلتر از این نمیشود که بعد از دفاع دوازدهروزه، باز هم مردم ایران را نشناختند!
اما شکست آنها عجیب نیست. مدتهاست رسانههای دشمن برای عملیات روانی خود تا نتانیاهو و سفارتهای غربی را به خط میکنند، اما باز هم دست خالی میمانند. یکی از وطنفروشان که رسماً مأموریتش ترویج فحشاست، در نهایت نوشت: تنها راه مقابله با ایران، ورود کشورهای خارجی است! درماندگی از این بیشتر؟
اما چرا موفق نشدند؟ کافی است به اخبار همین روزها نگاه کنیم. درست همان روزی که این تقلای مذبوحانه جریان داشت، با مجوز رهبر انقلاب بیش از ۷۰ هزار نفر مشمول عفو شدند و به آغوش خانواده بازگشتند. در همان روز، تیم ملی کشتی قهرمان شد و با بوسه بر پرچم ایران و سجده در میدان و توسل به اهل بیت تیری بر چشم خائنان نشاند. والیبال، المپیاد علمی و دستاوردهای دیگر نیز پیدرپی موج شادی و افتخار آفریدند.
حال ضدانقلاب را میتوان حدس زد؛ آنها مردم را به ترس و خشم از آینده فرا میخوانند، اما ملت ایران غرق در شادی پیروزی است.
رمز این رسوایی چیست؟ همان که عامل پیروزی در جنگ دوازدهروزه شد: قدرت و معنویت. موشکها با سوخت ایمان و انسجام مردم جان گرفتند. امروز هم قلههای علمی و ورزشی با همان روحیه ایمانی به میدان میآیند و صحنه تلاش خود را سنگر مبارزه با دشمن میدانند.
این همان حقیقتی است که رهبر انقلاب در پیامشان به قهرمانان کشتی تکرار کردند: آمیزهی قدرت و معنویت، راز پیروزی ملت ایران است.
@mahdian_mohsen
این روزها رسانههای ضدانقلاب تمام قوای خود را بسیج کردند تا مردم ایران را به خیابان بکشانند. مبتذلتر از این نمیشود که بعد از دفاع دوازدهروزه، باز هم مردم ایران را نشناختند!
اما شکست آنها عجیب نیست. مدتهاست رسانههای دشمن برای عملیات روانی خود تا نتانیاهو و سفارتهای غربی را به خط میکنند، اما باز هم دست خالی میمانند. یکی از وطنفروشان که رسماً مأموریتش ترویج فحشاست، در نهایت نوشت: تنها راه مقابله با ایران، ورود کشورهای خارجی است! درماندگی از این بیشتر؟
اما چرا موفق نشدند؟ کافی است به اخبار همین روزها نگاه کنیم. درست همان روزی که این تقلای مذبوحانه جریان داشت، با مجوز رهبر انقلاب بیش از ۷۰ هزار نفر مشمول عفو شدند و به آغوش خانواده بازگشتند. در همان روز، تیم ملی کشتی قهرمان شد و با بوسه بر پرچم ایران و سجده در میدان و توسل به اهل بیت تیری بر چشم خائنان نشاند. والیبال، المپیاد علمی و دستاوردهای دیگر نیز پیدرپی موج شادی و افتخار آفریدند.
حال ضدانقلاب را میتوان حدس زد؛ آنها مردم را به ترس و خشم از آینده فرا میخوانند، اما ملت ایران غرق در شادی پیروزی است.
رمز این رسوایی چیست؟ همان که عامل پیروزی در جنگ دوازدهروزه شد: قدرت و معنویت. موشکها با سوخت ایمان و انسجام مردم جان گرفتند. امروز هم قلههای علمی و ورزشی با همان روحیه ایمانی به میدان میآیند و صحنه تلاش خود را سنگر مبارزه با دشمن میدانند.
این همان حقیقتی است که رهبر انقلاب در پیامشان به قهرمانان کشتی تکرار کردند: آمیزهی قدرت و معنویت، راز پیروزی ملت ایران است.
@mahdian_mohsen
❤15👏4👍2
🔻بیاعتنایی به قانون حجاب وبالتان میشود
🔻دختر خانم محجبه ای میگفت که به کافه رفته است و صاحب کافه اجازه نداده جای مناسب و دلخواهش را انتخاب کند. گویا این بخش در معرض دید است و منتظر کسانی است که برایش مشتری بیشتری جلب کنند.
خلاصه اینکه، بیحرمتی به دختر محجبه یک طرف و کاسبی عدهای با بیحجابی و استفاده ابزاری از دختران شهر، سوی دیگر قصه است.
🔻قانون حجابی که بدون هیچگونه تنش میتوانست اجرا شود، به بهانههای واهی کنار گذاشته شد و حالا پای آنها که اهل حریم و حیا و خانوادهاند، از برخی نقاط شهر بریده شده است.
🔻هر روز الگوهای نادرست پوششی ایجاد میشود و برای بسیاری برهنگی عرف و عادیسازی میشود.
🔻 از نگرانی برای پوشش سر، به نگرانی برای برهنگی رسیده اید.
🔻استفاده ابزاری از حجاب زنان به یک دغدغه جدی فرهنگی تبدیل شده است.
🔻حالا باید دلواپس تربیت نوجوانها و امنیت فرهنگی جوان ها شوید.
🔻خواهشاً برای بهانه تراشی نگویید «جنگ ۱۲ روزه نشان داد این دختران هم انقلابیاند». حتمن همین است اما این گزارهها برای شما جدید است. سالها پیش وقتی میگفتیم بیحجابی به معنی تقابل با نظام نیست، اتفاقاً شما بودید که فکر میکردید کسانی که شلحجاب هستند مقابل نظام قرار دارند و میشود از آنها برای رأیآوری استفاده ابزاری کرد.
🔻خواهشاً اسم «کار فرهنگی» را نیاورید؛ چون برای این کم کاری هم باید پاسخو باشید. بگذریم که کار فرهنگی جای نظم و انضباط اجتماعی را نمیگیرد.
🔻خواهشاً نگویید «حجاب اجباری نداریم»؛ خودتان بهتر میدانید الزام قانونی، اجبار نیست و قاعده برای پوشش حکم عقلی و جهان شمول است. حداقل خودتان را گول نزنید.
🔻خواهشاً با اسم گشت ارشاد مردم را نترسانید و آدرس غلط ندهید که قانون حجاب از هرگونه تنش بری است.
🔻اما این مقدمه را برای این تذکر خیرخواهانه آخر نوشتم.
آقای مسئول محترم،
کار با جماعت بیاعتقاد یا جاهل اطرافتان ندارم؛ حکم آنها چیز دیگری است. خطابم خود شماست، شما که خانوادهای مذهبی دارید و اهمیت احکام الهی را میدانید و خبر دارید بیاعتنایی به ضرورت دین چه پیامدهای ناگواری برای جامعه و مردم دارد؛ سخنم با خود شماست.
🔻رهاسازی و تساهل در احکام الهی ظلم است و در هر دو دنیا گرفتار میشوید. چوب خداوند سخت است و وبالتان خواهد شد. اگر نگران جامعه و کشور نیستید، لااقل برای عاقبت بخیری خودتان فکر کنید. دلسوزانه گفتم. خود دانید.
@mahdian_mohsen
🔻دختر خانم محجبه ای میگفت که به کافه رفته است و صاحب کافه اجازه نداده جای مناسب و دلخواهش را انتخاب کند. گویا این بخش در معرض دید است و منتظر کسانی است که برایش مشتری بیشتری جلب کنند.
خلاصه اینکه، بیحرمتی به دختر محجبه یک طرف و کاسبی عدهای با بیحجابی و استفاده ابزاری از دختران شهر، سوی دیگر قصه است.
🔻قانون حجابی که بدون هیچگونه تنش میتوانست اجرا شود، به بهانههای واهی کنار گذاشته شد و حالا پای آنها که اهل حریم و حیا و خانوادهاند، از برخی نقاط شهر بریده شده است.
🔻هر روز الگوهای نادرست پوششی ایجاد میشود و برای بسیاری برهنگی عرف و عادیسازی میشود.
🔻 از نگرانی برای پوشش سر، به نگرانی برای برهنگی رسیده اید.
🔻استفاده ابزاری از حجاب زنان به یک دغدغه جدی فرهنگی تبدیل شده است.
🔻حالا باید دلواپس تربیت نوجوانها و امنیت فرهنگی جوان ها شوید.
🔻خواهشاً برای بهانه تراشی نگویید «جنگ ۱۲ روزه نشان داد این دختران هم انقلابیاند». حتمن همین است اما این گزارهها برای شما جدید است. سالها پیش وقتی میگفتیم بیحجابی به معنی تقابل با نظام نیست، اتفاقاً شما بودید که فکر میکردید کسانی که شلحجاب هستند مقابل نظام قرار دارند و میشود از آنها برای رأیآوری استفاده ابزاری کرد.
🔻خواهشاً اسم «کار فرهنگی» را نیاورید؛ چون برای این کم کاری هم باید پاسخو باشید. بگذریم که کار فرهنگی جای نظم و انضباط اجتماعی را نمیگیرد.
🔻خواهشاً نگویید «حجاب اجباری نداریم»؛ خودتان بهتر میدانید الزام قانونی، اجبار نیست و قاعده برای پوشش حکم عقلی و جهان شمول است. حداقل خودتان را گول نزنید.
🔻خواهشاً با اسم گشت ارشاد مردم را نترسانید و آدرس غلط ندهید که قانون حجاب از هرگونه تنش بری است.
🔻اما این مقدمه را برای این تذکر خیرخواهانه آخر نوشتم.
آقای مسئول محترم،
کار با جماعت بیاعتقاد یا جاهل اطرافتان ندارم؛ حکم آنها چیز دیگری است. خطابم خود شماست، شما که خانوادهای مذهبی دارید و اهمیت احکام الهی را میدانید و خبر دارید بیاعتنایی به ضرورت دین چه پیامدهای ناگواری برای جامعه و مردم دارد؛ سخنم با خود شماست.
🔻رهاسازی و تساهل در احکام الهی ظلم است و در هر دو دنیا گرفتار میشوید. چوب خداوند سخت است و وبالتان خواهد شد. اگر نگران جامعه و کشور نیستید، لااقل برای عاقبت بخیری خودتان فکر کنید. دلسوزانه گفتم. خود دانید.
@mahdian_mohsen
👏15👍12❤4👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻سندروم گسست از واقعیت بعد از اسنپ بک
بعد از اسنپبک، عدهای راه افتادند که «آقای پزشکیان! فرصت نشست سازمان ملل را از دست نده، با ترامپ ببند.»
حقیقتاً باید این افراد را در آزمایشگاه تحلیل کرد! چرا؟
اینها دچار «سندرم گسست از واقعیت» هستند. واقعیت را میبینند اما از آن فرار میکنند.
حقیقتا این گزاره ها را چطور توضیح می دهند؟
• برجام را با مذاکره امضا کردیم، ما عمل کردیم، آمریکا خارج شد، اروپا هم محل نگذاشت؛ آخرش هم ما را جریمه کردند.
• در حال مذاکره با آمریکا بودیم، اسرائیل با چراغ سبز آمریکا حمله کرد.
• در حال مذاکره با اروپا بودیم، خودِ آمریکا حمله کرد.
• قطر میزبان صلح شد، همان روز تیم مذاکره را زدند.
• سوریه صبح و شب مجیز آمریکا را میگوید و برده همه جائی شده است و اما باز هم اسرائیل بمبارانش میکند.
• عراقچی پیشنهاد دیپلماتیک داد، مکرون گفت معقول است، اما میز مذاکره را برهم زدند و دوباره تحریم کردند.
حتی یک بچه هم وقتی گرگ را در جنگل ببیند، غریزی فرار میکند. اینها که بارها دیدند گرگ خونخواه است، چرا گرگ خواه اند؟
حقا شما توضیح دهید
@mahdian_mohsen
بعد از اسنپبک، عدهای راه افتادند که «آقای پزشکیان! فرصت نشست سازمان ملل را از دست نده، با ترامپ ببند.»
حقیقتاً باید این افراد را در آزمایشگاه تحلیل کرد! چرا؟
اینها دچار «سندرم گسست از واقعیت» هستند. واقعیت را میبینند اما از آن فرار میکنند.
حقیقتا این گزاره ها را چطور توضیح می دهند؟
• برجام را با مذاکره امضا کردیم، ما عمل کردیم، آمریکا خارج شد، اروپا هم محل نگذاشت؛ آخرش هم ما را جریمه کردند.
• در حال مذاکره با آمریکا بودیم، اسرائیل با چراغ سبز آمریکا حمله کرد.
• در حال مذاکره با اروپا بودیم، خودِ آمریکا حمله کرد.
• قطر میزبان صلح شد، همان روز تیم مذاکره را زدند.
• سوریه صبح و شب مجیز آمریکا را میگوید و برده همه جائی شده است و اما باز هم اسرائیل بمبارانش میکند.
• عراقچی پیشنهاد دیپلماتیک داد، مکرون گفت معقول است، اما میز مذاکره را برهم زدند و دوباره تحریم کردند.
حتی یک بچه هم وقتی گرگ را در جنگل ببیند، غریزی فرار میکند. اینها که بارها دیدند گرگ خونخواه است، چرا گرگ خواه اند؟
حقا شما توضیح دهید
@mahdian_mohsen
👏7❤6👍6
🔻علت عصبانیت این روزهای رسانه های ضدانقلاب از رهبر انقلاب
🔻رسانههای ضدانقلاب و عوامل شبکهایشان در رسانههای اجتماعی این روزها حسابی از دست رهبر انقلاب عصبانیاند. با خودم فکر کردم چرا؟ پاسخ را با شما به اشتراک میگذارم.
1⃣یکم. واکنش رسانههای ضدایرانی به موفقیتهای اخیر را دیدهاید؟ جالب است. فقط هم ورزشی نیست؛ موفقیت المپیادهای علمی و دستاوردهای دیگر هم همینطور. یک فرآیند مشترک طی کردند:
مرحله اول نادیده گرفتن.
مرحله دوم تحقیر.
مرحله سوم گفتن اینکه «اینها حکومتیاند».
مرحله چهارم، وقتی دیدند از همهجا ماندهاند و حتی از مخاطب خودشان هم فحش میخورند، گفتند: «این موفقیتها به حکومت چه ربطی دارد؟»
🔻همین جا بمانید.. .
2⃣دوم. یادتان هست شب عاشورا؟ رهبر انقلاب وارد حسینیه شدند و به حاج محمود کریمی گفتند: «ای ایران» بخوان. حاج محمود خواند و مردم همخوانی کردند. چه اتفاقی افتاد؟ رهبر انقلاب نشان دادند که ایران همان اسلام است و اسلام همان ایران. نه اینکه ما عین اسلام شدهایم، بلکه در حرکت به سوی آن قلهایم. برخی گفتند این حرفها محصول جمهوری اسلامی جدید است؛ در حالیکه ایشان همین حرفها را دهه شصت هم زده بودند، همان روزها که بعضی به اسم ملیگرایی مقابل اسلامگرایی دکان باز کرده بودند.
🔻و اما حالا؛
3⃣سوم. پیامهای تبریک رهبر انقلاب به تیم کشتی را ببینید؛ هم پیام اول و هم دوم. در اولی گفتند: «قدرت و معنویت را به هم آمیختید». در دومی گفتند: «آبروی ایران شدید». حقاً باید به حال دبیر و کشتیگیران غبطه خورد؛ مدال گرفتن از رهبر انقلاب، آنهم با چنین تعابیری فخر است. اما نکته چیست؟ جمع قدرت و معنویت، همان آبروی ایران است. پیوند این دو پیام را ببینید.
🔻اجازه دهید یک قدم جلوتر رویم...
4⃣چهارم. ایشان قهرمانی ورزشی را «جمع قدرت و معنویت» دانستند که میشود «آبروی ایران». این یعنی چه؟ اینجا بحث ورزش سیاسی نیست. اینکه سیاست ما عین دیانت ما و برعکس، سرجای خودش درست است. اما ماجرا فراتر است. ورزش را سیاسی نکردند. بلکه حقیقت ورزش را نشان دادند. روایت جمهوری اسلامی از حقیقت ورزش قهرمانی، جمع قدرت و معنویت است. و این را در عمل هم نشان داده است. سجده بر پرچم، نادعلی خواندن وسط رقابت، ذکر اهلبیت هنگام پیروزی، و سلام نظامی هنگام سرود ملی محصول تربیت ورزشی در جمهوری اسلامی است.
این حقیقت ورزش ماست. حقیقت هستهای و علمی و پیشرفتهای دیگر ما هم همین است. همان حقیقتی که شب عاشورا شنیدیم: «ای ایران خدایی». همان.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻رسانههای ضدانقلاب و عوامل شبکهایشان در رسانههای اجتماعی این روزها حسابی از دست رهبر انقلاب عصبانیاند. با خودم فکر کردم چرا؟ پاسخ را با شما به اشتراک میگذارم.
1⃣یکم. واکنش رسانههای ضدایرانی به موفقیتهای اخیر را دیدهاید؟ جالب است. فقط هم ورزشی نیست؛ موفقیت المپیادهای علمی و دستاوردهای دیگر هم همینطور. یک فرآیند مشترک طی کردند:
مرحله اول نادیده گرفتن.
مرحله دوم تحقیر.
مرحله سوم گفتن اینکه «اینها حکومتیاند».
مرحله چهارم، وقتی دیدند از همهجا ماندهاند و حتی از مخاطب خودشان هم فحش میخورند، گفتند: «این موفقیتها به حکومت چه ربطی دارد؟»
🔻همین جا بمانید.. .
2⃣دوم. یادتان هست شب عاشورا؟ رهبر انقلاب وارد حسینیه شدند و به حاج محمود کریمی گفتند: «ای ایران» بخوان. حاج محمود خواند و مردم همخوانی کردند. چه اتفاقی افتاد؟ رهبر انقلاب نشان دادند که ایران همان اسلام است و اسلام همان ایران. نه اینکه ما عین اسلام شدهایم، بلکه در حرکت به سوی آن قلهایم. برخی گفتند این حرفها محصول جمهوری اسلامی جدید است؛ در حالیکه ایشان همین حرفها را دهه شصت هم زده بودند، همان روزها که بعضی به اسم ملیگرایی مقابل اسلامگرایی دکان باز کرده بودند.
🔻و اما حالا؛
3⃣سوم. پیامهای تبریک رهبر انقلاب به تیم کشتی را ببینید؛ هم پیام اول و هم دوم. در اولی گفتند: «قدرت و معنویت را به هم آمیختید». در دومی گفتند: «آبروی ایران شدید». حقاً باید به حال دبیر و کشتیگیران غبطه خورد؛ مدال گرفتن از رهبر انقلاب، آنهم با چنین تعابیری فخر است. اما نکته چیست؟ جمع قدرت و معنویت، همان آبروی ایران است. پیوند این دو پیام را ببینید.
🔻اجازه دهید یک قدم جلوتر رویم...
4⃣چهارم. ایشان قهرمانی ورزشی را «جمع قدرت و معنویت» دانستند که میشود «آبروی ایران». این یعنی چه؟ اینجا بحث ورزش سیاسی نیست. اینکه سیاست ما عین دیانت ما و برعکس، سرجای خودش درست است. اما ماجرا فراتر است. ورزش را سیاسی نکردند. بلکه حقیقت ورزش را نشان دادند. روایت جمهوری اسلامی از حقیقت ورزش قهرمانی، جمع قدرت و معنویت است. و این را در عمل هم نشان داده است. سجده بر پرچم، نادعلی خواندن وسط رقابت، ذکر اهلبیت هنگام پیروزی، و سلام نظامی هنگام سرود ملی محصول تربیت ورزشی در جمهوری اسلامی است.
این حقیقت ورزش ماست. حقیقت هستهای و علمی و پیشرفتهای دیگر ما هم همین است. همان حقیقتی که شب عاشورا شنیدیم: «ای ایران خدایی». همان.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤20
🔻قصه ی امشب رهبرانقلاب برای غیرت ایرانی
🔻گاهی آدمها نیت اصلیشان را پشت استدلالهای پیچیده پنهان میکنند. بعضیها هم ناجوانمردانه مردم را میترسانند تا مقصودشان رو نشود. اما سخنان رهبری انقلاب برعکس این جریان است؛ ساده، روشن، و خطابش مستقیم با غیرت مردم.
🔻اجازه دهید این سخنان تلویزیونی را در قالب یک قصه مرور کنیم. بعد ببینیم کدام انسان غیرتمندی است که نپذیرد.
🔻این روایت تماما از جملات رهبری است و بیشتر و کمتر ندارد:
ماجرا از یک کلمه شروع میشود: «غنیسازی». یک کلمه، اما در دلش یک کتاب حرف نهفته است.
روزگاری بود که ما غنیسازی نداشتیم. غربیها هم نمیخواستند داشته باشیم. نه میدادند، نه اجازه میدادند. اما چند مدیر و دانشمند باهمت، برخلاف همه سدها و فشارها، این دستاورد بزرگ را به ملت هدیه کردند.
اما این غنیسازی به چه کار میآید؟
برای رفاه امروز و پیشرفت پایدار نسلهای آینده. از کشاورزی تا صنعت، از محیط زیست و منابع طبیعی تا تولید برق و پژوهش.
ایران شد یکی از ده کشور صاحب غنیسازی. اما با یک تفاوت بزرگ: دیگران سلاح هستهای هم دارند، ایران نه. ایران غنی سازی بالای شصت درصد را نمیخواهد، چون نیاز به سلاح هستهای ندارد.
در این میان آمریکاییها چه کردند؟
یک روز گفتند غنی سازی فلان درصد را نداشته باشید. روزی دیگر گفتند باید در جای دیگری انجام شود. اما امروز نقاب را کنار زدند و میگویند اصلاً نباید غنی سازی داشته باشید. تازه به این هم بسنده نکردند؛ میگویند موشک حتی میانبرد و کوتاهبرد هم نداشته باشید. که اگر ما زدیم شما نتوانید بزنید.
و همه میدانند این پایان کار نیست؛ باز هم جلوتر خواهند آمد.
جالب اینکه دم از مذاکره هم میزنند. آنهم با زبان تهدید. مذاکره برای چه؟ برای تعطیلی و دود کردن هستهای. یعنی از قبل مذاکره نتیجه را تعیین می کنند. این اگر دیکته نیست، پس چیست؟
روشن است که چنین مذاکرهای بنبست است. نه سودی دارد، نه مانعی را برطرف میکند، و جز زیان محض چیزی ندارد.
جالب اینکه تجربه هم داریم. نمونهاش هم برجام.
ما به وعدهمان عمل کردیم. طرف مقابل نه تحریم را برداشت، نه به قولش وفا کرد. آخر سر هم یکطرفه خارج شد.
دستشان برسد، ترور هم میکنند. مثل جنگ دوازدهروزه؛ فرماندهان نظامی ما را زدند، به خیال اینکه مردم به خیابانها بیایند. مردم آمدند، اما علیه دشمن.
طبیعی است. مردم غیرتمند ایران همیشه توی دهن گوینده چنین حرف هایی میزنند. چون ـ به قول مشهدیها ـ این حرف ها از دهن گوینده بزرگتر است.
🔻تمام.
🔻حالا این روایت کافی نیست؟
هر کس هر نظری دارد؛ قبول. اصلا موافق مذاکره. اما اول باید تکلیف خودش و وجدانش و مخاطبش را با این قصه تاریخی روشن کند.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻گاهی آدمها نیت اصلیشان را پشت استدلالهای پیچیده پنهان میکنند. بعضیها هم ناجوانمردانه مردم را میترسانند تا مقصودشان رو نشود. اما سخنان رهبری انقلاب برعکس این جریان است؛ ساده، روشن، و خطابش مستقیم با غیرت مردم.
🔻اجازه دهید این سخنان تلویزیونی را در قالب یک قصه مرور کنیم. بعد ببینیم کدام انسان غیرتمندی است که نپذیرد.
🔻این روایت تماما از جملات رهبری است و بیشتر و کمتر ندارد:
ماجرا از یک کلمه شروع میشود: «غنیسازی». یک کلمه، اما در دلش یک کتاب حرف نهفته است.
روزگاری بود که ما غنیسازی نداشتیم. غربیها هم نمیخواستند داشته باشیم. نه میدادند، نه اجازه میدادند. اما چند مدیر و دانشمند باهمت، برخلاف همه سدها و فشارها، این دستاورد بزرگ را به ملت هدیه کردند.
اما این غنیسازی به چه کار میآید؟
برای رفاه امروز و پیشرفت پایدار نسلهای آینده. از کشاورزی تا صنعت، از محیط زیست و منابع طبیعی تا تولید برق و پژوهش.
ایران شد یکی از ده کشور صاحب غنیسازی. اما با یک تفاوت بزرگ: دیگران سلاح هستهای هم دارند، ایران نه. ایران غنی سازی بالای شصت درصد را نمیخواهد، چون نیاز به سلاح هستهای ندارد.
در این میان آمریکاییها چه کردند؟
یک روز گفتند غنی سازی فلان درصد را نداشته باشید. روزی دیگر گفتند باید در جای دیگری انجام شود. اما امروز نقاب را کنار زدند و میگویند اصلاً نباید غنی سازی داشته باشید. تازه به این هم بسنده نکردند؛ میگویند موشک حتی میانبرد و کوتاهبرد هم نداشته باشید. که اگر ما زدیم شما نتوانید بزنید.
و همه میدانند این پایان کار نیست؛ باز هم جلوتر خواهند آمد.
جالب اینکه دم از مذاکره هم میزنند. آنهم با زبان تهدید. مذاکره برای چه؟ برای تعطیلی و دود کردن هستهای. یعنی از قبل مذاکره نتیجه را تعیین می کنند. این اگر دیکته نیست، پس چیست؟
روشن است که چنین مذاکرهای بنبست است. نه سودی دارد، نه مانعی را برطرف میکند، و جز زیان محض چیزی ندارد.
جالب اینکه تجربه هم داریم. نمونهاش هم برجام.
ما به وعدهمان عمل کردیم. طرف مقابل نه تحریم را برداشت، نه به قولش وفا کرد. آخر سر هم یکطرفه خارج شد.
دستشان برسد، ترور هم میکنند. مثل جنگ دوازدهروزه؛ فرماندهان نظامی ما را زدند، به خیال اینکه مردم به خیابانها بیایند. مردم آمدند، اما علیه دشمن.
طبیعی است. مردم غیرتمند ایران همیشه توی دهن گوینده چنین حرف هایی میزنند. چون ـ به قول مشهدیها ـ این حرف ها از دهن گوینده بزرگتر است.
🔻تمام.
🔻حالا این روایت کافی نیست؟
هر کس هر نظری دارد؛ قبول. اصلا موافق مذاکره. اما اول باید تکلیف خودش و وجدانش و مخاطبش را با این قصه تاریخی روشن کند.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤8👏8
🔻آیا رهبر انقلاب تحت فشار تصمیم میگیرند؟
گاهی برخی سخنان بدون توجه به عواقب مطرح میشود. این روزها هم عدهای میخواهند چنین القا کنند که رهبر انقلاب در مواردی تحت فشار دیگران تصمیم میگیرند. نتیجه چنین حرفی، خدای نکرده، تصویر رهبری مسلوبالاراده است؛ تصویری نادرست و بیپایه.
🔻اما این شبهه از کجا آغاز شد؟ شب گذشته رهبر انقلاب فرمودند که به مذاکرهکنندگان درباره «مشروط نشدن ۱۰ ساله» در برجام تذکر داده بودند، اما آن تذکر مورد توجه قرار نگرفت. برخی با شنیدن این نکته نتیجه گرفتند که پس لابد گروهی با فشار، رهبر انقلاب را مجبور کردند علیرغم شکسته شدن خط قرمز، برجام را بپذیرند.
🔻این ادعا چرا امروز پررنگتر شده است؟ دلیلش سخنان اخیر آقای فضائلی، از چهرههای نزدیک به دفتر رهبری است که تصریح کرد ادعای تحت فشار قراردادن رهبری حرف بیحسابی است. همین همزمانی موجب شد برخی دوباره به این ادعای ناجنس دامن بزنند.
🔻حال پرسش اصلی این است: سخنان رهبری درباره «رعایت نشدن خط قرمزها» چگونه با توضیح آقای فضائلی قابل جمع است؟ برای پاسخ به سخنان خود رهبر انقلاب رجوع کنیم. ایشان بارها گفتهاند: برخی خط قرمزها رعایت نشد. اما این «رعایت نشدن» یعنی چه؟ آیا به معنای خیانت یا دسیسه بود؟ خیر. پاسخ این است: «نتوانستند.» چنانکه فرمودند: «وزیر خارجه محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما اینجا را، یا این خط قرمز را، دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.»
این سخن روشن میکند که مسئله خیانت نبود، بلکه ناتوانی بود. البته این ناتوانی بدون مسئولیت نیست. دو خطای اصلی در کار مذاکرهکنندگان وجود داشت:
یک، خطای نگاه؛ آنها واقعاً فکر میکردند میتوان به آمریکاییها و اروپاییها اعتماد کرد.
دو، خطای فنی؛ در مسیر مذاکره ناتوان عمل کردند. خلاصه باخت دادند. چنانکه رهبر انقلاب درباره این خط قرمزها فرمودند: «وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت میکنیم.»
🔻اکنون پرسش دیگری پیش میآید: اگر مذاکرهکنندگان نتوانستند، چرا رهبر انقلاب پذیرفتند؟ آیا این یعنی تحت فشار بودند؟ قطعاً خیر. رهبر انقلاب چارچوبهای کلان را تعیین میکنند، خط و مرزها را مشخص میسازند، اما اجرای جزئیات بر عهده مسئولان است. بنابراین وقتی مسئولی نمیتواند امری را محقق کند، طبیعی است رهبر انقلاب متناسب با شرایط تصمیم بگیرند. اگر منطق مخالفان را بپذیریم، باید بگوییم هر مدیری که نقصی در کار دارد، رهبر انقلاب را تحت فشار گذاشته است. روشن است که غلط است. نقد عملکرد مدیران بهجای خود محفوظ است، اما هیچکدام به معنای فشار بر رهبری نیست. رهبر انقلاب نقشه کلان را ترسیم میکنند، مدیران متناسب با توان خود آن را جلو میبرند و ایشان هم بر اساس نتایج، تصمیمهای بعدی را اتخاذ میکنند. این همان منطق عقلانی کشورداری است.
🔻اما چرا برجام پذیرفته شد؟ پاسخ روشن است: محاسبه هزینه و فایده. رهبر انقلاب فرمودند: «در قضیه برجام دشمن مجبور شد؛ همین مقداری که عقبنشینی کرد به خاطر این بود که ملت ایران اقتدار نشان داد؛ دولت جمهوری اسلامی عزت نشان داد. البته من شخصاً معتقدم میشد از این بهتر هم انجام بدهیم، اما بالاخره توان و فرصت همین اندازه را اقتضا کرد. همین مقدار پیشرفت هم کار مهمی بود.»
از نگاه ایشان، آن روز پذیرش برجام منافعی داشت که بر مضراتش غلبه میکرد. مهمترین منفعت چه بود؟ تجربهای بزرگ برای ملت ایران. ایشان توضیح دادند: «این تجربه ظرفیت فکری ملت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه سال ۸۲ و ۸۳ در تعلیق غنیسازی. دو سال عقب افتادیم، اما به نفع ما تمام شد، چون فهمیدیم امید همکاری از غربیها مطلقاً وجود ندارد.»
🔻پس اصل ماجرا روشن است: پذیرش برجام نه ناشی از فشار، بلکه نتیجه محاسبه دقیق و اشراف کامل رهبر انقلاب بود.
🔻اما فارغ از این نسبت غلط به رهبری، یک آسیب مهم دیگر هم هست: نگاه تکفیری به افراد. برخی میگویند عدهای خائن خیانت کردند و بعد هم رهبر را تحت فشار قرار دادند تا برجام را بپذیرد. اگر این روایت درست باشد، ملت چه خواهند گفت؟ آن خائنها را اعدام کنید و یک تیم غیرخائن برای مذاکره بفرستید. این روایت ثمره اصلی برجام را از بین می برد.
روایت واقعی اما چنین است: برخی که از بن دندان به غرب اعتماد داشتند رفتند برای مذاکره. آنهم نه برای خیانت. برای حل مشکلات. بخاطر اعتقاد غلط فکر کردند راه حل در مذاکره است و به غرب اعتماد کردند. خطاهای شان هم از سر همین اعتماد نابجا بود و نتیجه آن شد که نباید می شد. مساله اینست که دشمن نیامده برای مذاکره؛ آمده است برای "دیکته" کردن.
اساساً ارزش تجربه برجام در همین است که ملت ایران آموختند به غرب و آمریکا نمیتوان دل بست. مشکل، ماهیت اعتماد به غرب است، نه صرفاً افراد مذاکرهکننده.
همشهری
@mahdian_mohsen
گاهی برخی سخنان بدون توجه به عواقب مطرح میشود. این روزها هم عدهای میخواهند چنین القا کنند که رهبر انقلاب در مواردی تحت فشار دیگران تصمیم میگیرند. نتیجه چنین حرفی، خدای نکرده، تصویر رهبری مسلوبالاراده است؛ تصویری نادرست و بیپایه.
🔻اما این شبهه از کجا آغاز شد؟ شب گذشته رهبر انقلاب فرمودند که به مذاکرهکنندگان درباره «مشروط نشدن ۱۰ ساله» در برجام تذکر داده بودند، اما آن تذکر مورد توجه قرار نگرفت. برخی با شنیدن این نکته نتیجه گرفتند که پس لابد گروهی با فشار، رهبر انقلاب را مجبور کردند علیرغم شکسته شدن خط قرمز، برجام را بپذیرند.
🔻این ادعا چرا امروز پررنگتر شده است؟ دلیلش سخنان اخیر آقای فضائلی، از چهرههای نزدیک به دفتر رهبری است که تصریح کرد ادعای تحت فشار قراردادن رهبری حرف بیحسابی است. همین همزمانی موجب شد برخی دوباره به این ادعای ناجنس دامن بزنند.
🔻حال پرسش اصلی این است: سخنان رهبری درباره «رعایت نشدن خط قرمزها» چگونه با توضیح آقای فضائلی قابل جمع است؟ برای پاسخ به سخنان خود رهبر انقلاب رجوع کنیم. ایشان بارها گفتهاند: برخی خط قرمزها رعایت نشد. اما این «رعایت نشدن» یعنی چه؟ آیا به معنای خیانت یا دسیسه بود؟ خیر. پاسخ این است: «نتوانستند.» چنانکه فرمودند: «وزیر خارجه محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما اینجا را، یا این خط قرمز را، دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.»
این سخن روشن میکند که مسئله خیانت نبود، بلکه ناتوانی بود. البته این ناتوانی بدون مسئولیت نیست. دو خطای اصلی در کار مذاکرهکنندگان وجود داشت:
یک، خطای نگاه؛ آنها واقعاً فکر میکردند میتوان به آمریکاییها و اروپاییها اعتماد کرد.
دو، خطای فنی؛ در مسیر مذاکره ناتوان عمل کردند. خلاصه باخت دادند. چنانکه رهبر انقلاب درباره این خط قرمزها فرمودند: «وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت میکنیم.»
🔻اکنون پرسش دیگری پیش میآید: اگر مذاکرهکنندگان نتوانستند، چرا رهبر انقلاب پذیرفتند؟ آیا این یعنی تحت فشار بودند؟ قطعاً خیر. رهبر انقلاب چارچوبهای کلان را تعیین میکنند، خط و مرزها را مشخص میسازند، اما اجرای جزئیات بر عهده مسئولان است. بنابراین وقتی مسئولی نمیتواند امری را محقق کند، طبیعی است رهبر انقلاب متناسب با شرایط تصمیم بگیرند. اگر منطق مخالفان را بپذیریم، باید بگوییم هر مدیری که نقصی در کار دارد، رهبر انقلاب را تحت فشار گذاشته است. روشن است که غلط است. نقد عملکرد مدیران بهجای خود محفوظ است، اما هیچکدام به معنای فشار بر رهبری نیست. رهبر انقلاب نقشه کلان را ترسیم میکنند، مدیران متناسب با توان خود آن را جلو میبرند و ایشان هم بر اساس نتایج، تصمیمهای بعدی را اتخاذ میکنند. این همان منطق عقلانی کشورداری است.
🔻اما چرا برجام پذیرفته شد؟ پاسخ روشن است: محاسبه هزینه و فایده. رهبر انقلاب فرمودند: «در قضیه برجام دشمن مجبور شد؛ همین مقداری که عقبنشینی کرد به خاطر این بود که ملت ایران اقتدار نشان داد؛ دولت جمهوری اسلامی عزت نشان داد. البته من شخصاً معتقدم میشد از این بهتر هم انجام بدهیم، اما بالاخره توان و فرصت همین اندازه را اقتضا کرد. همین مقدار پیشرفت هم کار مهمی بود.»
از نگاه ایشان، آن روز پذیرش برجام منافعی داشت که بر مضراتش غلبه میکرد. مهمترین منفعت چه بود؟ تجربهای بزرگ برای ملت ایران. ایشان توضیح دادند: «این تجربه ظرفیت فکری ملت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه سال ۸۲ و ۸۳ در تعلیق غنیسازی. دو سال عقب افتادیم، اما به نفع ما تمام شد، چون فهمیدیم امید همکاری از غربیها مطلقاً وجود ندارد.»
🔻پس اصل ماجرا روشن است: پذیرش برجام نه ناشی از فشار، بلکه نتیجه محاسبه دقیق و اشراف کامل رهبر انقلاب بود.
🔻اما فارغ از این نسبت غلط به رهبری، یک آسیب مهم دیگر هم هست: نگاه تکفیری به افراد. برخی میگویند عدهای خائن خیانت کردند و بعد هم رهبر را تحت فشار قرار دادند تا برجام را بپذیرد. اگر این روایت درست باشد، ملت چه خواهند گفت؟ آن خائنها را اعدام کنید و یک تیم غیرخائن برای مذاکره بفرستید. این روایت ثمره اصلی برجام را از بین می برد.
روایت واقعی اما چنین است: برخی که از بن دندان به غرب اعتماد داشتند رفتند برای مذاکره. آنهم نه برای خیانت. برای حل مشکلات. بخاطر اعتقاد غلط فکر کردند راه حل در مذاکره است و به غرب اعتماد کردند. خطاهای شان هم از سر همین اعتماد نابجا بود و نتیجه آن شد که نباید می شد. مساله اینست که دشمن نیامده برای مذاکره؛ آمده است برای "دیکته" کردن.
اساساً ارزش تجربه برجام در همین است که ملت ایران آموختند به غرب و آمریکا نمیتوان دل بست. مشکل، ماهیت اعتماد به غرب است، نه صرفاً افراد مذاکرهکننده.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏10❤4👎4👍2
Forwarded from همشهری TV
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏8👍2👎2
🔻بعد از مکانیزم ماشه؛ مراقب این ۱۰ گروه باشید
دشمن با فعال کردن مکانیزم ماشه بیش از آنکه به دنبال «فشار واقعی» باشد، روی «جنگ روانی» حساب باز کرده است. چرا؟ چون ساختار اصلی تحریمها همین حالا هم برقرار بوده و اقتصاد ایران خود را با آن تطبیق داده است. مکانیزم ماشه چیز تازهای نمیآورد، اما دشمن میخواهد همان تحریمهای قدیمی را دوباره در قالب تبلیغ بازآفرینی کند تا در ذهن مردم بزرگتر از واقعیت جلوه کند.
🔻مکانیزم ماشه به قلب ایران خواهد نشست اگر مراقب این ده گروه نباشیم:
1⃣۱. کسانی که بیاطلاع یا مغرضانه بزرگنمایی میکنند؛ تحریمها هزینه دارد، اما فراتر از گذشته نیست.
2⃣۲. کسانی که با ترساندن از جنگ، مردم را مضطرب میکنند؛ در حالیکه مکانیزم ماشه هیچ مشروعیت نظامی ندارد.
3⃣۳. کسانی که جمهوری اسلامی را متهم به کمکاری دیپلماتیک میسازند؛ در حالیکه همه راهها طی شد، اما غرب جز تسلیم چیزی نمیخواست.
4⃣۴. کسانی که بهجای عبرت گرفتن از تجربه اعتماد به غرب، دوباره نسخه مذاکره میپیچند.
5⃣۵. کسانی که قدرت کشور را کتمان میکنند و پیام ضعف میفرستند و توفیقات کشور را نمی بینند.
6⃣۶. کسانی که خواسته یا ناخواسته با بازنشر محتوای رسانههای دشمن، به جنگ روانی او خدمت میکنند.
7⃣۷. کسانی که به جای تلاش برای قویتر شدن، همچنان دل به وعدههای دروغین «گشایش فوری» میبندند و مردم را سرگرم سراب میکنند.
8⃣۸. کسانی که همه مشکلات اقتصادی را به تحریم وصل میکنند و ناکارآمدیها را پشت آن پنهان میسازند.
9⃣۹. کسانی که با دامنزدن به نگرانیهای روانی، بر رشد حبابی دلار و طلا میدمند.
🔟۱۰. کسانی که مشکلات کشور را چنان تصویر میکنند که گویا هیچ راه عبوری وجود ندارد و بنبست است؛ چه مسئولان سیاسی، چه فعالان رسانهای و شبکههای اجتماعی.
🔻مکانیزم ماشه بیش از آنکه اثر واقعی داشته باشد، ابزار روانی است. دشمن میخواهد با خبرسازی، تهدید و تبلیغ، مردم را نگران کند و اعتمادشان به آینده را بگیرد. اما اگر جامعه مراقب این ده جریان باشد، بخش بزرگی از جنگ روانی خنثی خواهد شد.
🔻جمهوری اسلامی مظلومانه همه راهها را رفت تا با دیپلماسی مانع این تصمیم و خسارت مانده از برجام شود، اما زیادهخواهی غرب اجازه نداد. امروز این تجربه باید به سرمایه ملی تبدیل شود: اعتماد به غرب رفاه نمیآورد؛ غرب آمده تا راه ملت را ببندد، نه اینکه گرهی بگشاید.
همشهری
@mahdian_mohsen
دشمن با فعال کردن مکانیزم ماشه بیش از آنکه به دنبال «فشار واقعی» باشد، روی «جنگ روانی» حساب باز کرده است. چرا؟ چون ساختار اصلی تحریمها همین حالا هم برقرار بوده و اقتصاد ایران خود را با آن تطبیق داده است. مکانیزم ماشه چیز تازهای نمیآورد، اما دشمن میخواهد همان تحریمهای قدیمی را دوباره در قالب تبلیغ بازآفرینی کند تا در ذهن مردم بزرگتر از واقعیت جلوه کند.
🔻مکانیزم ماشه به قلب ایران خواهد نشست اگر مراقب این ده گروه نباشیم:
1⃣۱. کسانی که بیاطلاع یا مغرضانه بزرگنمایی میکنند؛ تحریمها هزینه دارد، اما فراتر از گذشته نیست.
2⃣۲. کسانی که با ترساندن از جنگ، مردم را مضطرب میکنند؛ در حالیکه مکانیزم ماشه هیچ مشروعیت نظامی ندارد.
3⃣۳. کسانی که جمهوری اسلامی را متهم به کمکاری دیپلماتیک میسازند؛ در حالیکه همه راهها طی شد، اما غرب جز تسلیم چیزی نمیخواست.
4⃣۴. کسانی که بهجای عبرت گرفتن از تجربه اعتماد به غرب، دوباره نسخه مذاکره میپیچند.
5⃣۵. کسانی که قدرت کشور را کتمان میکنند و پیام ضعف میفرستند و توفیقات کشور را نمی بینند.
6⃣۶. کسانی که خواسته یا ناخواسته با بازنشر محتوای رسانههای دشمن، به جنگ روانی او خدمت میکنند.
7⃣۷. کسانی که به جای تلاش برای قویتر شدن، همچنان دل به وعدههای دروغین «گشایش فوری» میبندند و مردم را سرگرم سراب میکنند.
8⃣۸. کسانی که همه مشکلات اقتصادی را به تحریم وصل میکنند و ناکارآمدیها را پشت آن پنهان میسازند.
9⃣۹. کسانی که با دامنزدن به نگرانیهای روانی، بر رشد حبابی دلار و طلا میدمند.
🔟۱۰. کسانی که مشکلات کشور را چنان تصویر میکنند که گویا هیچ راه عبوری وجود ندارد و بنبست است؛ چه مسئولان سیاسی، چه فعالان رسانهای و شبکههای اجتماعی.
🔻مکانیزم ماشه بیش از آنکه اثر واقعی داشته باشد، ابزار روانی است. دشمن میخواهد با خبرسازی، تهدید و تبلیغ، مردم را نگران کند و اعتمادشان به آینده را بگیرد. اما اگر جامعه مراقب این ده جریان باشد، بخش بزرگی از جنگ روانی خنثی خواهد شد.
🔻جمهوری اسلامی مظلومانه همه راهها را رفت تا با دیپلماسی مانع این تصمیم و خسارت مانده از برجام شود، اما زیادهخواهی غرب اجازه نداد. امروز این تجربه باید به سرمایه ملی تبدیل شود: اعتماد به غرب رفاه نمیآورد؛ غرب آمده تا راه ملت را ببندد، نه اینکه گرهی بگشاید.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤10👍5
🔻پیشنهاد بیشرمانه
در تاریخ باید ثبت شود که در مذاکرات ایران و غرب چه حرفهایی ردوبدل شد. این چند خط را بخوانید تا اوج مظلومیت جمهوری اسلامی روشن شود.
🔻چند روز پیش با جمعی از مدیران رسانه ها با دکتر لاریجانی دیدار داشتیم. یکی از مدیران رسانه پرسید: «تهِ حرف غربیها برای اینکه اسنپبک را اجرا نکنند چه بود؟» لاریجانی با همان لحن فیلسوفمآبانهاش و کمی طنز گفت: «یک خط؛ میگفتند ۶۰ درصد غنیسازی را بدهید و صلوات بفرستید.» جلسه خندید والسلام.
🔻فردای آنروز عراقچی بیشتر توضیح داد: اروپاییها توقع داشتند همه مواد هستهای را تحویل بدهیم و در مقابل فقط ۳ تا ۶ ماه اسنپبک تمدید شود. و روز بعد قالیباف پرده دیگری برداشت: شرط تمدید ۶ماهه، مذاکره با آمریکا و محدودیت موشکی بود.
🔻حالا این را مقایسه کنید با پیشنهاد طرف ایرانی.
🔻اولین پیشنهاد عراقچی به مکرون بود. اینکه دیدار با نماینده آمریکا در برابر تضمین عدم حمله، و تعویق ماشه همراه با لغو بخشی از تحریمها. مکرون گفت معقول است اما توجه نکردند.
🔻دقیقه 90 هم به اروپا پیشنهاد دادیم قطعنامه ۲۲۳۱، در برابر همکاری بیشتر با آژانس تمدید شود که این را هم رد کردند.
🔻وقتی نتیجه نگرفتیم با چین و روسیه نامهای به سازمان ملل نوشتیم که بازگشت تحریمها مبنای حقوقی ندارد. اینهم هیچ.
🔻روسیه و چین جداگانه پیشنویس تعویق ۶ماهه تحریم ها را دادند که ما هم استقبال کردیم و اروپا نگذاشت تصویب شود.
🔻دست آخر عراقچی به گوترش نامه نوشت که هر محدودیت غیرقانونی با پاسخ ایران روبهرو خواهد شد. نامه ای که بعد از چکاندن ماشه بود.
🔻تلاش دیپلماتیک تحسین برانگیز است و مهمترین دستاوردش اینست که در تاریخ ثبت شود کم نگذاشتیم. ولی طرف غربی-آمریکایی آمده است برای "دیکته تسلیم" و وقتی از مذاکره حرف می زند منظورش همین پیشنهاد های بیشرمانه است.
🔻اینکه رهبرانقلاب غیرت ایرانی را خطاب قرار می دهند برای همین است که این مردم زیر بار حرف زور نخواهند رفت.
و پرسش پایانی؛ آنها که هنوز سودای مذاکره دارند، خط قرمزشان کجاست؟ غرب تا کجا برود، غیرت شان می گوید «نه»؟
همشهری
@mahdian_mohsen
در تاریخ باید ثبت شود که در مذاکرات ایران و غرب چه حرفهایی ردوبدل شد. این چند خط را بخوانید تا اوج مظلومیت جمهوری اسلامی روشن شود.
🔻چند روز پیش با جمعی از مدیران رسانه ها با دکتر لاریجانی دیدار داشتیم. یکی از مدیران رسانه پرسید: «تهِ حرف غربیها برای اینکه اسنپبک را اجرا نکنند چه بود؟» لاریجانی با همان لحن فیلسوفمآبانهاش و کمی طنز گفت: «یک خط؛ میگفتند ۶۰ درصد غنیسازی را بدهید و صلوات بفرستید.» جلسه خندید والسلام.
🔻فردای آنروز عراقچی بیشتر توضیح داد: اروپاییها توقع داشتند همه مواد هستهای را تحویل بدهیم و در مقابل فقط ۳ تا ۶ ماه اسنپبک تمدید شود. و روز بعد قالیباف پرده دیگری برداشت: شرط تمدید ۶ماهه، مذاکره با آمریکا و محدودیت موشکی بود.
🔻حالا این را مقایسه کنید با پیشنهاد طرف ایرانی.
🔻اولین پیشنهاد عراقچی به مکرون بود. اینکه دیدار با نماینده آمریکا در برابر تضمین عدم حمله، و تعویق ماشه همراه با لغو بخشی از تحریمها. مکرون گفت معقول است اما توجه نکردند.
🔻دقیقه 90 هم به اروپا پیشنهاد دادیم قطعنامه ۲۲۳۱، در برابر همکاری بیشتر با آژانس تمدید شود که این را هم رد کردند.
🔻وقتی نتیجه نگرفتیم با چین و روسیه نامهای به سازمان ملل نوشتیم که بازگشت تحریمها مبنای حقوقی ندارد. اینهم هیچ.
🔻روسیه و چین جداگانه پیشنویس تعویق ۶ماهه تحریم ها را دادند که ما هم استقبال کردیم و اروپا نگذاشت تصویب شود.
🔻دست آخر عراقچی به گوترش نامه نوشت که هر محدودیت غیرقانونی با پاسخ ایران روبهرو خواهد شد. نامه ای که بعد از چکاندن ماشه بود.
🔻تلاش دیپلماتیک تحسین برانگیز است و مهمترین دستاوردش اینست که در تاریخ ثبت شود کم نگذاشتیم. ولی طرف غربی-آمریکایی آمده است برای "دیکته تسلیم" و وقتی از مذاکره حرف می زند منظورش همین پیشنهاد های بیشرمانه است.
🔻اینکه رهبرانقلاب غیرت ایرانی را خطاب قرار می دهند برای همین است که این مردم زیر بار حرف زور نخواهند رفت.
و پرسش پایانی؛ آنها که هنوز سودای مذاکره دارند، خط قرمزشان کجاست؟ غرب تا کجا برود، غیرت شان می گوید «نه»؟
همشهری
@mahdian_mohsen
👏20👍9👎1
🔻پاسخ هوشمندانه حماس
حماس به طرح ترامپ پاسخ داد؛ پاسخی که در واقع یک موافقت مشروط بود تا توپ را به زمین ترامپ بیندازد. برای درک بهتر این پاسخ، باید خود طرح ترامپ را مرور کرد.
فراموش نکنیم طرح اولیه ترامپ، کوچدادن مردم غزه و تبدیل این سرزمین به منطقهای توریستی بود؛ پیشنهادی که طبیعتاً رژیم صهیونیستی از آن حمایت میکرد. اما در طرح ۲۰ بندی جدید، ترامپ عقبنشینی کرد و مسائلی مثل حق مردم غزه، بازسازی و تشکیل دولت انتقالی را پذیرفت؛ طرحی که حتی رسانههای آمریکایی و اسرائیلی نوشتند نتانیاهو بهسختی آن را پذیرفت. بااینحال، مهمترین ایراد این طرح نادیده گرفتن نقش کلیدی حماس بود.
ترامپ تلاش داشت با حمایت غرب و اعراب سازشکار، پس از فشار افکار عمومی، یک «صلح نمایشی» برای نجات نتانیاهو بهراه اندازد. اما ماجرای کشتی صمود نقشه او را برملا کرد و مجدد رژیم را در نقطه جوش نفرت جهانی قرار داد. از این جهت پاسخ حماس به جهت زمانی نیز اهمیت بالایی دارد که نشان از هوش سیاسی و رسانه ای حماس است.
و اما بیانیه حماس چند نکته کلیدی داشت:
۱. پذیرش اصل آتشبس برای نشاندادن مخالفت با جنگ.
۲. موکول کردن جزئیات به مذاکرات، یعنی تصمیم نهایی با ترامپ نیست.
۳. رد صریح خلع سلاح.
۴. تأکید بر جایگاه حماس در دولت آینده فلسطین.
این موضع، اوج هوشمندی حماس را آشکار میکند.
@mahdian_mohsen
حماس به طرح ترامپ پاسخ داد؛ پاسخی که در واقع یک موافقت مشروط بود تا توپ را به زمین ترامپ بیندازد. برای درک بهتر این پاسخ، باید خود طرح ترامپ را مرور کرد.
فراموش نکنیم طرح اولیه ترامپ، کوچدادن مردم غزه و تبدیل این سرزمین به منطقهای توریستی بود؛ پیشنهادی که طبیعتاً رژیم صهیونیستی از آن حمایت میکرد. اما در طرح ۲۰ بندی جدید، ترامپ عقبنشینی کرد و مسائلی مثل حق مردم غزه، بازسازی و تشکیل دولت انتقالی را پذیرفت؛ طرحی که حتی رسانههای آمریکایی و اسرائیلی نوشتند نتانیاهو بهسختی آن را پذیرفت. بااینحال، مهمترین ایراد این طرح نادیده گرفتن نقش کلیدی حماس بود.
ترامپ تلاش داشت با حمایت غرب و اعراب سازشکار، پس از فشار افکار عمومی، یک «صلح نمایشی» برای نجات نتانیاهو بهراه اندازد. اما ماجرای کشتی صمود نقشه او را برملا کرد و مجدد رژیم را در نقطه جوش نفرت جهانی قرار داد. از این جهت پاسخ حماس به جهت زمانی نیز اهمیت بالایی دارد که نشان از هوش سیاسی و رسانه ای حماس است.
و اما بیانیه حماس چند نکته کلیدی داشت:
۱. پذیرش اصل آتشبس برای نشاندادن مخالفت با جنگ.
۲. موکول کردن جزئیات به مذاکرات، یعنی تصمیم نهایی با ترامپ نیست.
۳. رد صریح خلع سلاح.
۴. تأکید بر جایگاه حماس در دولت آینده فلسطین.
این موضع، اوج هوشمندی حماس را آشکار میکند.
@mahdian_mohsen
👏15❤9👍3👎3
🔻درسی از مهمترین ویژگی حماس
🔻واکنش هوشمندانه و حسابشدهی حماس به طرح فریبندهی صلح ترامپ، بهانهای است برای مرور مهمترین ویژگی این جنبش؛ ویژگیای که پس از هفتم اکتبر بیش از هر زمان دیگری آشکار شد و میتواند برای ما نیز درس بزرگی باشد.
بیایید با دقت ببینیم حماس از آغاز تا امروز بر چه اصلی پافشاری کرده است:
1⃣یکم. هفتم اکتبر
بسیاری تصور میکنند ماجرا از ۷ اکتبر آغاز شد، اما در واقع حماس در آن روز، دههها ظلم پنهان را آشکار کرد؛ ظلمهایی مانند آوارگی، بازداشتهای بیپایان، شکنجه و نسلکشی. عملیات ۷ اکتبر در حقیقت پرده را کنار زد تا جهان جنایتی را ببیند که بیش از نیم قرن در غزه جریان داشت و فقط دیده نمیشد.
2⃣دوم. قدرت تصویرگری
بیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه شهید شدند، چون روایتگر حقیقت بودند. صدای مردم محاصرهشده، وجدان جهان را بیدار کرد؛ تصاویری از قتلعام زنان و کودکان، از بستن آب و غذا بر مردم، از ایستادگی در میان ویرانی. اوج این تصویرگری، صحنهی پرتاب چوبدستی مجاهد کبیر، یحیی سنوار بود؛ تصویری که ایمان و ارادهی مردم غزه را نشان می داد.
3⃣سوم. تبادل اسرا
در آتشبس نخست، شیوهی تبادل اسرا نشان داد حماس تا چه اندازه انسانی و اخلاقی عمل میکند. در کنار آن، طراحیهای رسانهای هوشمندانه ـ مانند گردنبندها و دستبندهای پرچم فلسطین بر دستان و گردن اسرای صهیونیست ــ صحنهای از عزت و پیروزی را به نمایش گذاشت؛ تصویری که سراسر تحقیر رژیم بود و همین رفتار کافی بود تا رژیم بهسرعت بساط تبادل را جمع کند.
4⃣چهارم. مذاکرات صلح
حماس از آغاز گفتوگو را رد نکرد، اما در همهی نشستها نشان داد که به دنبال صلحی از سر اقتدار است، نه از سر ضعف. حضور او در مذاکرات، بیش از هر چیز، بیمنطقی و سفاکی رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت.
5⃣پنجم. طرح صلح ترامپ
در ماجرای طرح ترامپ، حماس با درایت کامل عمل کرد. در ظاهر با طرح همراه شد، اما مطالبات واقعی خود را مطرح کرد و کاری کرد که ترامپ و نتانیاهو در تلهی خودشان گرفتار شوند. رسانههای صهیونیستی نوشتند نتانیاهو از واکنش سرد و منفعلانهی ترامپ، که ناچار شد در گام نخست با حماس همراهی کند، گیج شده است.
🔻نتیجهی نهایی
شاخص اصلی عملکرد حماس این است که میدان نبرد را از خاک و سلاح به افکار عمومی جهان کشاند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی سالها با سه دروغ بزرگ «مظلومیت، قدرت و امنیت» حکومت میکرد.
ادعای مظلومیت تاریخی صهیون و قدرت نظامی و دفاعی و امنیت در اسرائیل، سه افسانه ای بود که با 7 اکتبر فروپاشید. حماس این سه دروغ را برملا کرد و فهمید و فهماند که قدرت نهایی نه صرفا در بمب و تانک، بلکه در آگاهی ملتهاست؛ همان درسی که خمینی کبیر در انقلاب ۵۷ به جهان آموخت:... بیداری مردم.... و امروز با تدبیر حماس، ملت ها بیدار شدند و دولت ها را به دنبال خود می کشند.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻واکنش هوشمندانه و حسابشدهی حماس به طرح فریبندهی صلح ترامپ، بهانهای است برای مرور مهمترین ویژگی این جنبش؛ ویژگیای که پس از هفتم اکتبر بیش از هر زمان دیگری آشکار شد و میتواند برای ما نیز درس بزرگی باشد.
بیایید با دقت ببینیم حماس از آغاز تا امروز بر چه اصلی پافشاری کرده است:
1⃣یکم. هفتم اکتبر
بسیاری تصور میکنند ماجرا از ۷ اکتبر آغاز شد، اما در واقع حماس در آن روز، دههها ظلم پنهان را آشکار کرد؛ ظلمهایی مانند آوارگی، بازداشتهای بیپایان، شکنجه و نسلکشی. عملیات ۷ اکتبر در حقیقت پرده را کنار زد تا جهان جنایتی را ببیند که بیش از نیم قرن در غزه جریان داشت و فقط دیده نمیشد.
2⃣دوم. قدرت تصویرگری
بیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه شهید شدند، چون روایتگر حقیقت بودند. صدای مردم محاصرهشده، وجدان جهان را بیدار کرد؛ تصاویری از قتلعام زنان و کودکان، از بستن آب و غذا بر مردم، از ایستادگی در میان ویرانی. اوج این تصویرگری، صحنهی پرتاب چوبدستی مجاهد کبیر، یحیی سنوار بود؛ تصویری که ایمان و ارادهی مردم غزه را نشان می داد.
3⃣سوم. تبادل اسرا
در آتشبس نخست، شیوهی تبادل اسرا نشان داد حماس تا چه اندازه انسانی و اخلاقی عمل میکند. در کنار آن، طراحیهای رسانهای هوشمندانه ـ مانند گردنبندها و دستبندهای پرچم فلسطین بر دستان و گردن اسرای صهیونیست ــ صحنهای از عزت و پیروزی را به نمایش گذاشت؛ تصویری که سراسر تحقیر رژیم بود و همین رفتار کافی بود تا رژیم بهسرعت بساط تبادل را جمع کند.
4⃣چهارم. مذاکرات صلح
حماس از آغاز گفتوگو را رد نکرد، اما در همهی نشستها نشان داد که به دنبال صلحی از سر اقتدار است، نه از سر ضعف. حضور او در مذاکرات، بیش از هر چیز، بیمنطقی و سفاکی رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت.
5⃣پنجم. طرح صلح ترامپ
در ماجرای طرح ترامپ، حماس با درایت کامل عمل کرد. در ظاهر با طرح همراه شد، اما مطالبات واقعی خود را مطرح کرد و کاری کرد که ترامپ و نتانیاهو در تلهی خودشان گرفتار شوند. رسانههای صهیونیستی نوشتند نتانیاهو از واکنش سرد و منفعلانهی ترامپ، که ناچار شد در گام نخست با حماس همراهی کند، گیج شده است.
🔻نتیجهی نهایی
شاخص اصلی عملکرد حماس این است که میدان نبرد را از خاک و سلاح به افکار عمومی جهان کشاند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی سالها با سه دروغ بزرگ «مظلومیت، قدرت و امنیت» حکومت میکرد.
ادعای مظلومیت تاریخی صهیون و قدرت نظامی و دفاعی و امنیت در اسرائیل، سه افسانه ای بود که با 7 اکتبر فروپاشید. حماس این سه دروغ را برملا کرد و فهمید و فهماند که قدرت نهایی نه صرفا در بمب و تانک، بلکه در آگاهی ملتهاست؛ همان درسی که خمینی کبیر در انقلاب ۵۷ به جهان آموخت:... بیداری مردم.... و امروز با تدبیر حماس، ملت ها بیدار شدند و دولت ها را به دنبال خود می کشند.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤21👍5👎1👏1