حماس و« جهت گیری درست » در دیپلماسی
ترامپ عصبانی است؛
از دست حماس عصبانی است.
و حق هم دارد.
چون حماس نشان داد که «جهتگیری درست در دیپلماسی» چه میکند.
میز مذاکره را به میز مبارزه تبدیل کرد،
و گفتوگوی آتشبس را به میدان مقاومت بیشتر کشاند.
صبر زیر آتش صهیونی را به باتلاق بیآبرویی برای رژیم بدل ساخت.
و اسراییلی که با شعار حذف حماس، هزاران زن و کودک را سلاخی کردند،
اکنون ناچارند بعد از دو سال با همان گروه چریکی مذاکره کنند؛
و همان گروه، امروز برای استکبار جهانی شرط میگذارد و او را تحقیر میکند.
اکنون نهتنها امتها، بلکه ملتها و حتی دولتهایی در قلب اروپا از رژیم جلاد فاصله گرفتهاند.
و این همه، ثمرهٔ «جهتگیری درست» در میدان و در دیپلماسی و در مذاکره است.
این خشم ترامپ، خود نشانهای روشن از پیروزی حماس است.
@mahdian_mohsen
ترامپ عصبانی است؛
از دست حماس عصبانی است.
و حق هم دارد.
چون حماس نشان داد که «جهتگیری درست در دیپلماسی» چه میکند.
میز مذاکره را به میز مبارزه تبدیل کرد،
و گفتوگوی آتشبس را به میدان مقاومت بیشتر کشاند.
صبر زیر آتش صهیونی را به باتلاق بیآبرویی برای رژیم بدل ساخت.
و اسراییلی که با شعار حذف حماس، هزاران زن و کودک را سلاخی کردند،
اکنون ناچارند بعد از دو سال با همان گروه چریکی مذاکره کنند؛
و همان گروه، امروز برای استکبار جهانی شرط میگذارد و او را تحقیر میکند.
اکنون نهتنها امتها، بلکه ملتها و حتی دولتهایی در قلب اروپا از رژیم جلاد فاصله گرفتهاند.
و این همه، ثمرهٔ «جهتگیری درست» در میدان و در دیپلماسی و در مذاکره است.
این خشم ترامپ، خود نشانهای روشن از پیروزی حماس است.
@mahdian_mohsen
👍9❤5
🔻و حالا وظیفه هرکس معلوم است
1⃣یکم.
در روزهای جنگ، یک سؤال بر لبها بود:
«در این جنگ، وظیفه من چیست؟»
و حالا، رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، پاسخ این پرسش را روشن و صریح دادند.
این پیام، برای سه گروه از مخاطبان تازگی دارد:
۱. آنان که با صداقت پرسیدهاند: «سهم ما چیست؟»
۲. آنان که در این جنگ، ساکت ماندهاند و سهمی برای خود نمیبینند.
۳. و آنان که در میدانند اما شاید عظمت کاری را که میکنند، درک نکردهاند.
و حالا متوجه شدند مامور به تکلیفی اند که نائب امام زمان برای شان تعیین کرده و سراسر مبارزه است و عبادت.
2⃣دوم.
این پیام، صرفاً توصیهای اخلاقی یا احساسی یا سیاسی نیست؛ بلکه بیانیهای راهبردی است.
رهبر انقلاب با تقسیمبندی دقیق، نظام مسائل کشور را صورتبندی کردند.
در مقابل هر مسئله، یک مأموریت تعیین شد، و برای هر مأموریت، یک مخاطب مشخص.
این همان نقشه مهندسی فرهنگی–تمدنی برای ایران قوی است.
هفت مساله اصلی کشور چیست؟
وحدت-پیشرفت-روایت عزت- امنیت-کارآمدی-معنویت-شور و شعور انقلابی
3⃣سوم.
و حالا رهبر انقلاب فرمودند:
اگر ملت بیوحدت بماند، همه شکست میخورند.
اگر نخبگان بیحرکت بمانند، آینده دفن میشود.
اگر قلمها بیغیرت شوند، عزت ملی سقوط میکند.
اگر ارتش و سپاه ضعیف شوند، امنیت نابود میشود.
اگر دولت کار را به نتیجه نرساند، امید خاک میخورد.
اگر روحانیت خاموش شود، دلها تاریک میماند.
و اگر شور و شعور انقلابی جوانان خاموش شود، انقلاب خاموش میشود.
4⃣چهارم.
رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، فقط از گذشته نگفتند.
یاد شهدا را گرامی داشتند، اما نگاهشان به آینده بود.
انگار بر سر مزار شهدا، نقشه راه آینده را نوشتند.
برای همین فرمودند:
سهم تو چیست؟ وظیفه تو کجاست؟
و برای این پرسش، هفت پاسخ دادند:
هفت مأموریت،
هفت مسئله اولویتدار،
یعنی هفت جبهه نبرد برای ساخت ایران قوی.
همشهری
@mahdian_mohsen
1⃣یکم.
در روزهای جنگ، یک سؤال بر لبها بود:
«در این جنگ، وظیفه من چیست؟»
و حالا، رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، پاسخ این پرسش را روشن و صریح دادند.
این پیام، برای سه گروه از مخاطبان تازگی دارد:
۱. آنان که با صداقت پرسیدهاند: «سهم ما چیست؟»
۲. آنان که در این جنگ، ساکت ماندهاند و سهمی برای خود نمیبینند.
۳. و آنان که در میدانند اما شاید عظمت کاری را که میکنند، درک نکردهاند.
و حالا متوجه شدند مامور به تکلیفی اند که نائب امام زمان برای شان تعیین کرده و سراسر مبارزه است و عبادت.
2⃣دوم.
این پیام، صرفاً توصیهای اخلاقی یا احساسی یا سیاسی نیست؛ بلکه بیانیهای راهبردی است.
رهبر انقلاب با تقسیمبندی دقیق، نظام مسائل کشور را صورتبندی کردند.
در مقابل هر مسئله، یک مأموریت تعیین شد، و برای هر مأموریت، یک مخاطب مشخص.
این همان نقشه مهندسی فرهنگی–تمدنی برای ایران قوی است.
هفت مساله اصلی کشور چیست؟
وحدت-پیشرفت-روایت عزت- امنیت-کارآمدی-معنویت-شور و شعور انقلابی
3⃣سوم.
و حالا رهبر انقلاب فرمودند:
اگر ملت بیوحدت بماند، همه شکست میخورند.
اگر نخبگان بیحرکت بمانند، آینده دفن میشود.
اگر قلمها بیغیرت شوند، عزت ملی سقوط میکند.
اگر ارتش و سپاه ضعیف شوند، امنیت نابود میشود.
اگر دولت کار را به نتیجه نرساند، امید خاک میخورد.
اگر روحانیت خاموش شود، دلها تاریک میماند.
و اگر شور و شعور انقلابی جوانان خاموش شود، انقلاب خاموش میشود.
4⃣چهارم.
رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، فقط از گذشته نگفتند.
یاد شهدا را گرامی داشتند، اما نگاهشان به آینده بود.
انگار بر سر مزار شهدا، نقشه راه آینده را نوشتند.
برای همین فرمودند:
سهم تو چیست؟ وظیفه تو کجاست؟
و برای این پرسش، هفت پاسخ دادند:
هفت مأموریت،
هفت مسئله اولویتدار،
یعنی هفت جبهه نبرد برای ساخت ایران قوی.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤9👏6
🔻چند«برداشت» از «روایت» عراقچی
🔻مصاحبه اخیر عراقچی، فرازهایی مهم از نحوه تصمیمگیری در کشور را روشن می کند؛ پیشنهاد می کنم حتما بخوانید.
1⃣یکم.
🔻روایت:
در نخستین بخش مشخص میشود که در زمان وعده صادق 3 هیچکس با اصل پاسخ مخالف نبوده و اختلاف بر سر زمان و روش پاسخ بوده است. نکته جالب اینکه این تردید، بیش از همه از سوی فرماندهان نظامی مطرح می شود.
🔻برداشت:
این یعنی حتی در اوج فشار افکار عمومی، تصمیمگیری نظامی نیز تابع تحلیل و محاسبه است، نه شتاب یا شعار.
2⃣دوم.
🔻روایت:
عراقچی به جلسهای اشاره میکند که در آن، یکی از حاضران، رئیسجمهور را به مخالفت با عملیات «وعده صادق ۳» متهم میکرد. در همان جلسه، شهید باقری با قاطعیت پاسخ میدهد که تصمیم به عملیات، در اختیار اوست و هنوز به آن مرحله نرسیدهایم. او حتی تصریح میکند که تاکنون نظر رئیسجمهور را نپرسیده است.
🔻برداشت:
این روایت، تصویری شفاف از انسجام درونی نظام بهدست میدهد؛ اینکه فرمانده نظامی از جایگاه رئیسجمهور دفاع میکند. این سطح از هماهنگی و مسئولیتپذیری، دقیقاً نقطه مقابل تصویری است که برخی از حاکمیت دوگانه میسازند.
3⃣سوم.
🔻روایت:
در مورد آتشبس نیز عراقچی می گوید که صرفاً اعلامکننده آتشبس بود، نه تصمیمگیر آن. چراکه اگر آتشبس واقعاً بدون هماهنگی بود، چرا نیروهای مسلح آن را اجرا کردند؟ بدیهی است که تصمیم از جایی دیگر گرفته شده بود و فقط ابلاغ آن بر عهده دیپلماسی گذاشته شده بود.
🔻برداشت:
این یعنی نهادسازی در بالاترین سطح، یعنی تصمیمسازی مبتنی بر خرد جمعی. اینجا روشن میشود که حتی حساسترین تصمیمها، در یک مسیر نهادی و حقوقی با تأیید رهبری پیش میرود. این یعنی آتشبس محصول «روند»، نه «فرد»
4⃣چهارم.
🔻روایت:
بخش مهمتر ماجرا اما به مصوبه شورای عالی امنیت ملی بازمیگردد: آتشبس بدون پیششرط از قبل مصوب شده و به تأیید مقام معظم رهبری نیز رسیده بود.
🔻برداشت:
این یعنی، تصمیمهای حساس جنگی هم در مسیر رسمی، نهادینه و زیر نظر عالیترین مرجع نظامی–سیاسی کشور گرفته میشوند.
5⃣پنجم:
🔻روایت:
در ادامه مصاحبه، عراقچی به موضوع مذاکرات نیز میپردازد. او تصریح میکند که مذاکره تصمیم «کشور» بوده، نه فقط وزارت خارجه، و اینکه گفته شود «دیپلماسی فریب خورد» توهینی به کل ساختار تصمیمگیری کشور است.
🔻برداشت:
دیپلماسی در جمهوری اسلامی، صرفاً یک ابزار است، نه یک بازیگر مستقل. مذاکره در شرایط امروز از اراده حاکمیتی برمیخیزد و اجرای آن در اختیار وزارت خارجه است؛ این یعنی دولت، نظام، میدان و دستگاه دیپلماسی در هماهنگی هستند، نه رقابت.
6⃣ششم.
🔻روایت:
در نهایت، عراقچی از منطق راهبردی مذاکرات دفاع میکند؛ اینکه حتی اگر توافق نهایی حاصل نشود، باز هم مذاکره میتواند به نفع کشور باشد، مشروعیتآفرین باشد، بازدارنده باشد، و فرصتی برای مانور در عرصه بینالملل بسازد.
🔻برداشت:
این نگاه، نشاندهنده درک عمیقتری از مفهوم برد سیاسی است. عقلانیت، فقط در توافق فوری نیست؛ گاهی اثبات حقانیت، حفظ زمان، یا خنثیکردن دشمن، بزرگتر از هر امتیاز ملموس است.
🔻در نهایت اینکه؛
در روزگاری که برخی سعی در دوپارهسازی نظام دارند، یک بخش متمایل به جنگ و میدان، و بخشی دیگر متمایل به صلح و گفتگو، سخنان عراقچی یادآور یک حقیقت کلیدی است و آن اینکه در تصمیمات حساس:
نظام جمهوری اسلامی در یک "ساختار واحد" ، "عقلانی" و "هماهنگ" پیش میرود.
هر نهاد، هر مسئول، و هر تصمیمگیر، بخشی از این پازل هوشمندانه است. و آنچه این پازل را کامل میکند، عقلانیتی است که نه شخصی، نه جناحی، بلکه جمعی است.
🔻اما آیا همین نیز قابل نقد نیست؟ حتما هست.
نقد کنیم. مطالبه کنیم. گلایه کنیم. تذکر دهیم. اما مراقبت کنیم اصل این عقلانیت جمعی را نادیده نگیریم.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻مصاحبه اخیر عراقچی، فرازهایی مهم از نحوه تصمیمگیری در کشور را روشن می کند؛ پیشنهاد می کنم حتما بخوانید.
1⃣یکم.
🔻روایت:
در نخستین بخش مشخص میشود که در زمان وعده صادق 3 هیچکس با اصل پاسخ مخالف نبوده و اختلاف بر سر زمان و روش پاسخ بوده است. نکته جالب اینکه این تردید، بیش از همه از سوی فرماندهان نظامی مطرح می شود.
🔻برداشت:
این یعنی حتی در اوج فشار افکار عمومی، تصمیمگیری نظامی نیز تابع تحلیل و محاسبه است، نه شتاب یا شعار.
2⃣دوم.
🔻روایت:
عراقچی به جلسهای اشاره میکند که در آن، یکی از حاضران، رئیسجمهور را به مخالفت با عملیات «وعده صادق ۳» متهم میکرد. در همان جلسه، شهید باقری با قاطعیت پاسخ میدهد که تصمیم به عملیات، در اختیار اوست و هنوز به آن مرحله نرسیدهایم. او حتی تصریح میکند که تاکنون نظر رئیسجمهور را نپرسیده است.
🔻برداشت:
این روایت، تصویری شفاف از انسجام درونی نظام بهدست میدهد؛ اینکه فرمانده نظامی از جایگاه رئیسجمهور دفاع میکند. این سطح از هماهنگی و مسئولیتپذیری، دقیقاً نقطه مقابل تصویری است که برخی از حاکمیت دوگانه میسازند.
3⃣سوم.
🔻روایت:
در مورد آتشبس نیز عراقچی می گوید که صرفاً اعلامکننده آتشبس بود، نه تصمیمگیر آن. چراکه اگر آتشبس واقعاً بدون هماهنگی بود، چرا نیروهای مسلح آن را اجرا کردند؟ بدیهی است که تصمیم از جایی دیگر گرفته شده بود و فقط ابلاغ آن بر عهده دیپلماسی گذاشته شده بود.
🔻برداشت:
این یعنی نهادسازی در بالاترین سطح، یعنی تصمیمسازی مبتنی بر خرد جمعی. اینجا روشن میشود که حتی حساسترین تصمیمها، در یک مسیر نهادی و حقوقی با تأیید رهبری پیش میرود. این یعنی آتشبس محصول «روند»، نه «فرد»
4⃣چهارم.
🔻روایت:
بخش مهمتر ماجرا اما به مصوبه شورای عالی امنیت ملی بازمیگردد: آتشبس بدون پیششرط از قبل مصوب شده و به تأیید مقام معظم رهبری نیز رسیده بود.
🔻برداشت:
این یعنی، تصمیمهای حساس جنگی هم در مسیر رسمی، نهادینه و زیر نظر عالیترین مرجع نظامی–سیاسی کشور گرفته میشوند.
5⃣پنجم:
🔻روایت:
در ادامه مصاحبه، عراقچی به موضوع مذاکرات نیز میپردازد. او تصریح میکند که مذاکره تصمیم «کشور» بوده، نه فقط وزارت خارجه، و اینکه گفته شود «دیپلماسی فریب خورد» توهینی به کل ساختار تصمیمگیری کشور است.
🔻برداشت:
دیپلماسی در جمهوری اسلامی، صرفاً یک ابزار است، نه یک بازیگر مستقل. مذاکره در شرایط امروز از اراده حاکمیتی برمیخیزد و اجرای آن در اختیار وزارت خارجه است؛ این یعنی دولت، نظام، میدان و دستگاه دیپلماسی در هماهنگی هستند، نه رقابت.
6⃣ششم.
🔻روایت:
در نهایت، عراقچی از منطق راهبردی مذاکرات دفاع میکند؛ اینکه حتی اگر توافق نهایی حاصل نشود، باز هم مذاکره میتواند به نفع کشور باشد، مشروعیتآفرین باشد، بازدارنده باشد، و فرصتی برای مانور در عرصه بینالملل بسازد.
🔻برداشت:
این نگاه، نشاندهنده درک عمیقتری از مفهوم برد سیاسی است. عقلانیت، فقط در توافق فوری نیست؛ گاهی اثبات حقانیت، حفظ زمان، یا خنثیکردن دشمن، بزرگتر از هر امتیاز ملموس است.
🔻در نهایت اینکه؛
در روزگاری که برخی سعی در دوپارهسازی نظام دارند، یک بخش متمایل به جنگ و میدان، و بخشی دیگر متمایل به صلح و گفتگو، سخنان عراقچی یادآور یک حقیقت کلیدی است و آن اینکه در تصمیمات حساس:
نظام جمهوری اسلامی در یک "ساختار واحد" ، "عقلانی" و "هماهنگ" پیش میرود.
هر نهاد، هر مسئول، و هر تصمیمگیر، بخشی از این پازل هوشمندانه است. و آنچه این پازل را کامل میکند، عقلانیتی است که نه شخصی، نه جناحی، بلکه جمعی است.
🔻اما آیا همین نیز قابل نقد نیست؟ حتما هست.
نقد کنیم. مطالبه کنیم. گلایه کنیم. تذکر دهیم. اما مراقبت کنیم اصل این عقلانیت جمعی را نادیده نگیریم.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍22👏4👎2❤1🤔1
🔻سه کلیدواژه مهم بیانیه واجا
از آنجایی که احتمال میدهم بیانیهی تبیینی وزارت اطلاعات را بهدلیل حجم بالا نخوانده باشید، در این یادداشت نگاهی خلاصه و تحلیلی به محتوای آن داریم.
🔻اولین تذکر بیانیه چیست؟
در حالیکه بسیاری نگاهشان به موشکها و میدان نظامی دوخته شده، بیانیه تأکید میکند که جنگ ۱۲روزه، فقط یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه یک جنگ ترکیبی تمامعیار بود با ابعاد نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، شناختی، تروریستی، خرابکارانه و آشوبساز داخلی.
🔻دو کلیدواژهی مهم بیانیه:
🔻"جنگ کثیف" و "ناتوی اطلاعاتی"
بیانیه میگوید ما در برابر ناتوی اطلاعاتی–امنیتی قرار داشتیم که یک جنگ کثیف علیه ما بهراه انداخت.
🔻اجازه دهید مختصری از بیانیه فاصله بگیریم و این دو واژه را توضیح دهیم و دوباره برگردیم تا برسیم به کلید واژه سوم.
1⃣جنگ کثیف چیست و چرا این جنگ، کثیف شد؟
جنگ کثیف یعنی شکستن تمام خطوط قرمز انسانی، اخلاقی و حقوقی؛ جنگی به سبک مافیا، نه ارتشهای منظم.
دشمن در این جنگ با ترکیبی از شبیخون نظامی، فریب دیپلماتیک، ترور، عملیات روانی و رسانهای، و تحریک اجتماعی، تلاش کرد ایران را از درون فروبپاشاند.
2⃣ناتوی اطلاعاتی–امنیتی چیست؟
همانطور که ناتو یک ائتلاف نظامی است، ناتوی اطلاعاتی نیز ائتلافی است از آمریکا، رژیم صهیونیستی و چند کشور غربی که در کنار لشکرکشی، با ابزارهای پنهان اطلاعاتی، رسانهای و سایبری وارد میدان میشوند.
هدف این ناتو، براندازی یا بیثباتسازی کشورها در قالب جنگ ترکیبی است؛ با بهکارگیری اوباش سایبری و میدانی و مافیای اطلاعاتی–امنیتی، برای بهراه انداختن یک جنگ کثیف تمامعیار.
🔻تا اینجا تصویر صحنهی جنگ روشن شد.
🔻اما وزارت اطلاعات چه کرد؟
این بخش را خوب است با دقت دنبال کنیم، چون ما معمولاً کمتر به این ابعاد جنگ توجه میکنیم.
3⃣بیانیه با تعبیر «یورش اطلاعاتی ترکیبی و بیسابقه» از عملکرد خود یاد میکند که همان سومین کلید واژه در بیانیه است.
🔻از میان مجموعهای از دستاوردها، دو نکته مهم را انتخاب کردم که بیش از سایر بخشها قابل اعتناست.
🔻نخست، نفوذ در درونیترین لایههای امنیتی رژیم صهیونیستی است.
🔻ثمرهاش چه بود؟
ایران توانست با استخدام عوامل اطلاعاتی از داخل ساختارهای امنیتی و نظامی اسرائیل، به مأموریتهای دقیق دست یابد.
🔻این بخش بسیار مهم است،
مخصوصاً برای کسانی که دائم از «نفوذی در داخل ایران» سخن میگویند. باید توجه داشت که در میدان جنگ، نفوذ ابزاری طبیعی و متقابل است.
همانطور که دشمن ممکن است نفوذ داشته باشد، وزارت اطلاعات ایران نیز در قلب اسرائیل جاسوس داشت؛ جاسوسانی که نقشی کلیدی در نقطهزنیهای دقیق ایفا کردند.
🔻کارکرد این نفوذ چه بود؟
اصل ماجرا، استخراج اطلاعات فوقسرّی از دهها مرکز امنیتی، پدافندی، صنعتی، نیروگاهی، بیولوژیکی و... بود.
اما نکتهی جذابتر، انتقال این اطلاعات به نیروهای مسلح ایران در مراحل قبل، حین و بعد از جنگ بود.
🔻در ادامه، ماجرای پروژهی دولت جایگزین را ببینید
این پروژه، در عین بیان خباثت دشمن، از نظر بلاهت و حماقت نیز بامزه است!
بیانیه از کشف طرحی خبر میدهد که دشمن تلاش داشت با هدف تشکیل «دولت دستنشانده» به رهبری رضا پهلوی، همزمان با تجزیهی ایران، آن را در خاک کشور رقم بزند.
🔻این طرح مضحک و بیشرمانه نیز با اقدامات ترکیبی دستگاه امنیتی خنثی شد؛ از جمله دستگیری ۲۰ جاسوس موساد، خنثیسازی طرح ترور ۳۵ مسئول، و دستگیری فرماندهان داعش و ۵۰ تروریست تکفیری و مقدار قابل اعتنایی سلاح.
جالب اینکه، ۹۸ عامل شبکهی اینترنشنال نیز دستگیر شدند که این هم در جای خود قابل تأمل است. فراموش نکنید که اینترنشنال در این ایام، دقیقاً بهعنوان عضو اتاق جنگ رژیم عمل میکرد.
🔻و دو نکتهی نهایی اینکه:
وزارت اطلاعات در این راه، ۶ شهید تقدیم کرد.
و البته همهی این مسیر، با مشارکت معنادار و قابل تحسین مردم در همکاری با دستگاههای امنیتی طی شد؛ نکتهای که در بیانیه نیز بهصورت ویژه مورد توجه قرار گرفته است.
همشهری
@mahdian_mohsen
از آنجایی که احتمال میدهم بیانیهی تبیینی وزارت اطلاعات را بهدلیل حجم بالا نخوانده باشید، در این یادداشت نگاهی خلاصه و تحلیلی به محتوای آن داریم.
🔻اولین تذکر بیانیه چیست؟
در حالیکه بسیاری نگاهشان به موشکها و میدان نظامی دوخته شده، بیانیه تأکید میکند که جنگ ۱۲روزه، فقط یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه یک جنگ ترکیبی تمامعیار بود با ابعاد نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، شناختی، تروریستی، خرابکارانه و آشوبساز داخلی.
🔻دو کلیدواژهی مهم بیانیه:
🔻"جنگ کثیف" و "ناتوی اطلاعاتی"
بیانیه میگوید ما در برابر ناتوی اطلاعاتی–امنیتی قرار داشتیم که یک جنگ کثیف علیه ما بهراه انداخت.
🔻اجازه دهید مختصری از بیانیه فاصله بگیریم و این دو واژه را توضیح دهیم و دوباره برگردیم تا برسیم به کلید واژه سوم.
1⃣جنگ کثیف چیست و چرا این جنگ، کثیف شد؟
جنگ کثیف یعنی شکستن تمام خطوط قرمز انسانی، اخلاقی و حقوقی؛ جنگی به سبک مافیا، نه ارتشهای منظم.
دشمن در این جنگ با ترکیبی از شبیخون نظامی، فریب دیپلماتیک، ترور، عملیات روانی و رسانهای، و تحریک اجتماعی، تلاش کرد ایران را از درون فروبپاشاند.
2⃣ناتوی اطلاعاتی–امنیتی چیست؟
همانطور که ناتو یک ائتلاف نظامی است، ناتوی اطلاعاتی نیز ائتلافی است از آمریکا، رژیم صهیونیستی و چند کشور غربی که در کنار لشکرکشی، با ابزارهای پنهان اطلاعاتی، رسانهای و سایبری وارد میدان میشوند.
هدف این ناتو، براندازی یا بیثباتسازی کشورها در قالب جنگ ترکیبی است؛ با بهکارگیری اوباش سایبری و میدانی و مافیای اطلاعاتی–امنیتی، برای بهراه انداختن یک جنگ کثیف تمامعیار.
🔻تا اینجا تصویر صحنهی جنگ روشن شد.
🔻اما وزارت اطلاعات چه کرد؟
این بخش را خوب است با دقت دنبال کنیم، چون ما معمولاً کمتر به این ابعاد جنگ توجه میکنیم.
3⃣بیانیه با تعبیر «یورش اطلاعاتی ترکیبی و بیسابقه» از عملکرد خود یاد میکند که همان سومین کلید واژه در بیانیه است.
🔻از میان مجموعهای از دستاوردها، دو نکته مهم را انتخاب کردم که بیش از سایر بخشها قابل اعتناست.
🔻نخست، نفوذ در درونیترین لایههای امنیتی رژیم صهیونیستی است.
🔻ثمرهاش چه بود؟
ایران توانست با استخدام عوامل اطلاعاتی از داخل ساختارهای امنیتی و نظامی اسرائیل، به مأموریتهای دقیق دست یابد.
🔻این بخش بسیار مهم است،
مخصوصاً برای کسانی که دائم از «نفوذی در داخل ایران» سخن میگویند. باید توجه داشت که در میدان جنگ، نفوذ ابزاری طبیعی و متقابل است.
همانطور که دشمن ممکن است نفوذ داشته باشد، وزارت اطلاعات ایران نیز در قلب اسرائیل جاسوس داشت؛ جاسوسانی که نقشی کلیدی در نقطهزنیهای دقیق ایفا کردند.
🔻کارکرد این نفوذ چه بود؟
اصل ماجرا، استخراج اطلاعات فوقسرّی از دهها مرکز امنیتی، پدافندی، صنعتی، نیروگاهی، بیولوژیکی و... بود.
اما نکتهی جذابتر، انتقال این اطلاعات به نیروهای مسلح ایران در مراحل قبل، حین و بعد از جنگ بود.
🔻در ادامه، ماجرای پروژهی دولت جایگزین را ببینید
این پروژه، در عین بیان خباثت دشمن، از نظر بلاهت و حماقت نیز بامزه است!
بیانیه از کشف طرحی خبر میدهد که دشمن تلاش داشت با هدف تشکیل «دولت دستنشانده» به رهبری رضا پهلوی، همزمان با تجزیهی ایران، آن را در خاک کشور رقم بزند.
🔻این طرح مضحک و بیشرمانه نیز با اقدامات ترکیبی دستگاه امنیتی خنثی شد؛ از جمله دستگیری ۲۰ جاسوس موساد، خنثیسازی طرح ترور ۳۵ مسئول، و دستگیری فرماندهان داعش و ۵۰ تروریست تکفیری و مقدار قابل اعتنایی سلاح.
جالب اینکه، ۹۸ عامل شبکهی اینترنشنال نیز دستگیر شدند که این هم در جای خود قابل تأمل است. فراموش نکنید که اینترنشنال در این ایام، دقیقاً بهعنوان عضو اتاق جنگ رژیم عمل میکرد.
🔻و دو نکتهی نهایی اینکه:
وزارت اطلاعات در این راه، ۶ شهید تقدیم کرد.
و البته همهی این مسیر، با مشارکت معنادار و قابل تحسین مردم در همکاری با دستگاههای امنیتی طی شد؛ نکتهای که در بیانیه نیز بهصورت ویژه مورد توجه قرار گرفته است.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤14👏8👎2
🔻یک ابرروایت از سه خط روایی در پنج سخنرانی رهبرانقلاب
سه سخنرانی تلویزیونی رهبرانقلاب در ایام جنگ، یک دیدار با مسئولان قضایی و یک پیام به مناسبت چهلم شهدای نظامی، و یک سخنرانی کوتاه در مجلس ختم شهدا، همه بر یک خط روایی عمیق و هدفمند استوارند؛ خطی که اگر درست فهم شود، ما را از سطح رخدادها عبور میدهد و به ابرروایت در این روزها می رساند.
1⃣روایت اول
مردم ایران در کلام رهبر انقلاب خط روایی اول در این چندسخنرانی و پیام است.
در سخنرانی دوم تلویزیونی تصریح میکنند که «مردم نه جنگ تحمیلی را میپذیرند و نه صلح تحمیلی»، و در سخنرانی سوم میفرمایند «این ملت اهل تسلیم نیست». و در نهایت می فرمایند این استقامت و ایستادگی برخاسته از "عقلانیت" و "معنویت" مردم است.
در دیدار با مسوولین قضایی می فرمایند مهمتر از موشک و میدان "اراده مردم" است. اراده ای که انسجام را هم شکل داده است. اراده ای که قدرت نظامی هم برآمده از آنست.
پس خط روایی اول معرفی مردم است. مردمی که اراده شان را به رخ کشیدند و این اراده برآمده از عقلانیت و معنویت است.
ایندو واژه را داشته باشید.
2⃣روایت دوم
خط روایت دوم مربوط به معرفی ایران است. رهبر انقلاب در دیدار با مسوولین قضایی تأکید میکنند «ما هرجا وارد شدیم، با دست پر وارد شدیم، چه در میدان چه در دیپلماسی»، و در سخنرانی دهدقیقهای مجلس ختم میفرمایند «دشمن آنچه شنیده بود را در این جنک به چشم دید». در پیام چهلم شهدا، ایشان تصریح میکنند که این جنگ، نمایش بنیان های استوار کشور را نشان داد و دشمن اهن سرد می کوبد. اما فراز نمادین روایت دوم، در شب عاشورا شکل میگیرد، آنگاه که خطاب به حاج محمود کریمی میفرمایند: «ای ایران بخوان». این جمله، ایران را از یک جغرافیای سیاسی، به نماد امتداد کربلا و وطن پرستی را تا ظهور و بروز دین روی زمین ارتقا داد.توضیحش بماند.
دین و وطن. ایندو کلید واژه را هم داشته باشید و البته ایران قوی.
3⃣روایت سوم
خط روایی سوم چهره واقعی دشمن را توضیح می دهد. رهبر انقلاب در سخنرانی سوم تلویزیونی میفرمایند اصل ماجرای این جنگ اینست که ملت ایران تسلیم شود. و در سخنرانی کوتاه مجلس ختم شهدا تأکید میکنند که هسته ای و غنی سازی و حقوق بشر و غیره بهانه است، دشمن می خواهد "دین" و "دانش" را ازین مردم بگیرد.
رهبر انقلاب در سخنرانی اخیر یک تذکر ساده را هم داشتند و ان اینکه ما در این ۴۵ سال بارها با این حوادث روبهرو بوده ایم و از همه عبور کردهایم. این جمله، دعوت به یک تغییر نگاه است: ما با یک رخداد موضعی از سوی دشمن مواجه نیستیم.
🔻ابر روایت نهایی
یکم. اصل ماجرا اراده ملت ایران است که برپایه عقلانیت و معنویت است.
دوم. ایران امروز، ایران قوی است. جمع وطن پرستی و بروز دین. امتداد کربلا. همان ای ایران خدایی در شب عاشورا که سراسر نماد و پیام است.
سوم. دشمن می خواهد دین و دانش ملت ایران را بگیرد. باقی ماجرا بهانه است.
🔻و حالا ابر روایت چیست؟ ازین ظواهر و حوادث عبور کنید که جنگ ما یک جنگ تمدنی است. این سه نقطه کانونی نشانه یک جنگ تمدنی است. یک تمدنی که جمهوری اسلامی نمایندگی آنرا می کند و لب کلامش اینست که رشد و رفاه و قدرت در جمع عقلانیت و معنویت است. جمع وطن و دین. جمع دین و دانش. و خلاصه جمع دنیا و عقبی.
جمهوری اسلامی از آغاز، متهم به ساختن نظمی نوین بوده است؛ نظمی که در آن، دین و دنیا، عقل و معنویت، سیاست و ایمان، همزیستاند. اگر این پروژه موفق شود، تمدنی زنده برپا خواهد شد. نام این پروژه در بیانات اخیر رهبر انقلاب، ایران قوی است؛ و دشمن، نه صرفاً با ایران، که با ایرانِ قوی میجنگد.
همشهری
@mahdian_mohsen
سه سخنرانی تلویزیونی رهبرانقلاب در ایام جنگ، یک دیدار با مسئولان قضایی و یک پیام به مناسبت چهلم شهدای نظامی، و یک سخنرانی کوتاه در مجلس ختم شهدا، همه بر یک خط روایی عمیق و هدفمند استوارند؛ خطی که اگر درست فهم شود، ما را از سطح رخدادها عبور میدهد و به ابرروایت در این روزها می رساند.
1⃣روایت اول
مردم ایران در کلام رهبر انقلاب خط روایی اول در این چندسخنرانی و پیام است.
در سخنرانی دوم تلویزیونی تصریح میکنند که «مردم نه جنگ تحمیلی را میپذیرند و نه صلح تحمیلی»، و در سخنرانی سوم میفرمایند «این ملت اهل تسلیم نیست». و در نهایت می فرمایند این استقامت و ایستادگی برخاسته از "عقلانیت" و "معنویت" مردم است.
در دیدار با مسوولین قضایی می فرمایند مهمتر از موشک و میدان "اراده مردم" است. اراده ای که انسجام را هم شکل داده است. اراده ای که قدرت نظامی هم برآمده از آنست.
پس خط روایی اول معرفی مردم است. مردمی که اراده شان را به رخ کشیدند و این اراده برآمده از عقلانیت و معنویت است.
ایندو واژه را داشته باشید.
2⃣روایت دوم
خط روایت دوم مربوط به معرفی ایران است. رهبر انقلاب در دیدار با مسوولین قضایی تأکید میکنند «ما هرجا وارد شدیم، با دست پر وارد شدیم، چه در میدان چه در دیپلماسی»، و در سخنرانی دهدقیقهای مجلس ختم میفرمایند «دشمن آنچه شنیده بود را در این جنک به چشم دید». در پیام چهلم شهدا، ایشان تصریح میکنند که این جنگ، نمایش بنیان های استوار کشور را نشان داد و دشمن اهن سرد می کوبد. اما فراز نمادین روایت دوم، در شب عاشورا شکل میگیرد، آنگاه که خطاب به حاج محمود کریمی میفرمایند: «ای ایران بخوان». این جمله، ایران را از یک جغرافیای سیاسی، به نماد امتداد کربلا و وطن پرستی را تا ظهور و بروز دین روی زمین ارتقا داد.توضیحش بماند.
دین و وطن. ایندو کلید واژه را هم داشته باشید و البته ایران قوی.
3⃣روایت سوم
خط روایی سوم چهره واقعی دشمن را توضیح می دهد. رهبر انقلاب در سخنرانی سوم تلویزیونی میفرمایند اصل ماجرای این جنگ اینست که ملت ایران تسلیم شود. و در سخنرانی کوتاه مجلس ختم شهدا تأکید میکنند که هسته ای و غنی سازی و حقوق بشر و غیره بهانه است، دشمن می خواهد "دین" و "دانش" را ازین مردم بگیرد.
رهبر انقلاب در سخنرانی اخیر یک تذکر ساده را هم داشتند و ان اینکه ما در این ۴۵ سال بارها با این حوادث روبهرو بوده ایم و از همه عبور کردهایم. این جمله، دعوت به یک تغییر نگاه است: ما با یک رخداد موضعی از سوی دشمن مواجه نیستیم.
🔻ابر روایت نهایی
یکم. اصل ماجرا اراده ملت ایران است که برپایه عقلانیت و معنویت است.
دوم. ایران امروز، ایران قوی است. جمع وطن پرستی و بروز دین. امتداد کربلا. همان ای ایران خدایی در شب عاشورا که سراسر نماد و پیام است.
سوم. دشمن می خواهد دین و دانش ملت ایران را بگیرد. باقی ماجرا بهانه است.
🔻و حالا ابر روایت چیست؟ ازین ظواهر و حوادث عبور کنید که جنگ ما یک جنگ تمدنی است. این سه نقطه کانونی نشانه یک جنگ تمدنی است. یک تمدنی که جمهوری اسلامی نمایندگی آنرا می کند و لب کلامش اینست که رشد و رفاه و قدرت در جمع عقلانیت و معنویت است. جمع وطن و دین. جمع دین و دانش. و خلاصه جمع دنیا و عقبی.
جمهوری اسلامی از آغاز، متهم به ساختن نظمی نوین بوده است؛ نظمی که در آن، دین و دنیا، عقل و معنویت، سیاست و ایمان، همزیستاند. اگر این پروژه موفق شود، تمدنی زنده برپا خواهد شد. نام این پروژه در بیانات اخیر رهبر انقلاب، ایران قوی است؛ و دشمن، نه صرفاً با ایران، که با ایرانِ قوی میجنگد.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍6❤4👎1
🔹 جعفر، ول کن!
🔹یکم. معاون رئیسجمهور مشغول تعریف و تمجید است و رئیسجمهور با لحنی تلخ میگوید: «جعفر، ول کن؛ حرفت را بزن»
🔹دوم. دولت لایحه ضروری مربوط به فضای مجازی را بعد از موج انتقادها از مجلس پس گرفت.
لایحهای که دوستان، همراهان و حتی مدیران ارشد دولت، حاضر نشدند در رسانه ها از آن حمایت کنند.
🔹من از این دو تصویر مظلومیت مسعود پزشکیان را می فهمم.
او دولتی را اداره میکند که اطرافیان مجیزش را می گویند، اما برایش هزینه نمی دهند.
🔹و البته شاید خودِ رئیس جمهور هم این را میداند: که توفیقش نه در حامیان خاموش، بلکه در منتقدان صادق است؛ منتقدانی که به نام انقلاب، برای دولت نیز هزینه می دهند.
@mahdian_mohsen
🔹یکم. معاون رئیسجمهور مشغول تعریف و تمجید است و رئیسجمهور با لحنی تلخ میگوید: «جعفر، ول کن؛ حرفت را بزن»
🔹دوم. دولت لایحه ضروری مربوط به فضای مجازی را بعد از موج انتقادها از مجلس پس گرفت.
لایحهای که دوستان، همراهان و حتی مدیران ارشد دولت، حاضر نشدند در رسانه ها از آن حمایت کنند.
🔹من از این دو تصویر مظلومیت مسعود پزشکیان را می فهمم.
او دولتی را اداره میکند که اطرافیان مجیزش را می گویند، اما برایش هزینه نمی دهند.
🔹و البته شاید خودِ رئیس جمهور هم این را میداند: که توفیقش نه در حامیان خاموش، بلکه در منتقدان صادق است؛ منتقدانی که به نام انقلاب، برای دولت نیز هزینه می دهند.
@mahdian_mohsen
👍27👎6👏5❤3
🔻پهلوانی
1️⃣ دختر نوجوان ایرانی روی سکوی قهرمانی آسیا ایستاد و پرچم ایران را بالا برد؛ پرچمی که عکس شهدای کودک ایرانی در جنگ ۱۲روزه بر خود داشت.
او پیشتر همه پاداشهای قهرمانیاش را داد تا برای پدر رانندهاش خودروی سنگین بخرد. گفته بود: پدرم آرام باشد، من بهتر نفس میکشم.
در توییتی هم نوشت: «زیر پرچمی ایستادم که فقط سه رنگ ندارد؛ نقش خون دارد.»
وطندوستی از همینجا شروع میشود: از قدرشناسی پدر، خانواده، و شهدا.
2️⃣ در طرف مقابل، علی کریمی قرار دارد؛ کسی که از اعتماد خواهرش سوءاستفاده کرد و با چکهای او، ۷۷۰ میلیارد تومان بدهی روی دستش گذاشت. حالا آن زن، با دو فرزند، در زندان است.
کسی که حرمت خانوادهاش را نگه نمیدارد، حرمت خاکش را هم نمیشناسد.
کریمی امروز ساقدوش کسانی است که کشتن کودک گرسنه و تشنه، کمترین جنایت شان است.
3️⃣سوم.فاصلهٔ قهرمان تا پهلوان، همین وطندوستی است. همین هویت. همین تربیت.
وطندوستی، ژست و شعار نیست. مرام است.
و اگر ملت ایران در جنگ ۱۲روزه چون کوه ایستاد، بهخاطر این است که برای دفاع از وطن، تربیت شده است.
روح امام شاد.
@mahdian_mohsen
1️⃣ دختر نوجوان ایرانی روی سکوی قهرمانی آسیا ایستاد و پرچم ایران را بالا برد؛ پرچمی که عکس شهدای کودک ایرانی در جنگ ۱۲روزه بر خود داشت.
او پیشتر همه پاداشهای قهرمانیاش را داد تا برای پدر رانندهاش خودروی سنگین بخرد. گفته بود: پدرم آرام باشد، من بهتر نفس میکشم.
در توییتی هم نوشت: «زیر پرچمی ایستادم که فقط سه رنگ ندارد؛ نقش خون دارد.»
وطندوستی از همینجا شروع میشود: از قدرشناسی پدر، خانواده، و شهدا.
2️⃣ در طرف مقابل، علی کریمی قرار دارد؛ کسی که از اعتماد خواهرش سوءاستفاده کرد و با چکهای او، ۷۷۰ میلیارد تومان بدهی روی دستش گذاشت. حالا آن زن، با دو فرزند، در زندان است.
کسی که حرمت خانوادهاش را نگه نمیدارد، حرمت خاکش را هم نمیشناسد.
کریمی امروز ساقدوش کسانی است که کشتن کودک گرسنه و تشنه، کمترین جنایت شان است.
3️⃣سوم.فاصلهٔ قهرمان تا پهلوان، همین وطندوستی است. همین هویت. همین تربیت.
وطندوستی، ژست و شعار نیست. مرام است.
و اگر ملت ایران در جنگ ۱۲روزه چون کوه ایستاد، بهخاطر این است که برای دفاع از وطن، تربیت شده است.
روح امام شاد.
@mahdian_mohsen
❤20👏5👍4👎1
🔻دو نکته در استعفای آقای صدیقی
حجتالاسلام صدیقی از سمت امامت جمعه تهران استعفا دادند و رهبر انقلاب نیز این استعفا را پذیرفتند. در اینباره، دو نکته کوتاه و بااهمیت وجود دارد:
1⃣یکم.
اینکه ستاد نماز جمعه تهران، کسی را که نه متهم است و نه مجرم، صرفاً بهدلیل حواشی مربوط به خانوادهاش کنار نگذاشت، نشانهای روشن از پختگی ساختاری است. اگر این دعوت صورت نمیگرفت، حق بود که پرسیده شود: چرا باید فردی که گناهی برایش ثابت نشده، از حقوق دینی و انقلابی خود محروم شود؟ عدالت، یعنی عمل بر مبنای معیار، نه بر اساس هیجانات جمعی. حتی اگر بسیاری مخالف باشند، نمیتوان بهصرف احساسات، حکمی ناعادلانه صادر کرد.
2⃣دوم.
وجه دیگر ماجرا به تصمیم خود آقای صدیقی بازمیگردد. ایشان با تشخیص اینکه ممکن است حضورشان بهانهای برای خدشه به شأن نماز جمعه شود، داوطلبانه از خطبهها کنار رفتند. این کنارهگیری نه از سر ضعف، بلکه نشانهای از بلوغ انقلابی بود؛ یعنی ترجیح مصلحت عمومی بر حیثیت فردی.
🔻این ماجرا یک پیام روشن دارد:
آنجا که ساختار، عدالت را بر غوغا ترجیح میدهد و آنجا که فرد، مصلحت جمع را بر حق شخصی مقدم میدارد، بلوغ یک جامعه دینی نمایان میشود.
@mahdian_mohsen
حجتالاسلام صدیقی از سمت امامت جمعه تهران استعفا دادند و رهبر انقلاب نیز این استعفا را پذیرفتند. در اینباره، دو نکته کوتاه و بااهمیت وجود دارد:
1⃣یکم.
اینکه ستاد نماز جمعه تهران، کسی را که نه متهم است و نه مجرم، صرفاً بهدلیل حواشی مربوط به خانوادهاش کنار نگذاشت، نشانهای روشن از پختگی ساختاری است. اگر این دعوت صورت نمیگرفت، حق بود که پرسیده شود: چرا باید فردی که گناهی برایش ثابت نشده، از حقوق دینی و انقلابی خود محروم شود؟ عدالت، یعنی عمل بر مبنای معیار، نه بر اساس هیجانات جمعی. حتی اگر بسیاری مخالف باشند، نمیتوان بهصرف احساسات، حکمی ناعادلانه صادر کرد.
2⃣دوم.
وجه دیگر ماجرا به تصمیم خود آقای صدیقی بازمیگردد. ایشان با تشخیص اینکه ممکن است حضورشان بهانهای برای خدشه به شأن نماز جمعه شود، داوطلبانه از خطبهها کنار رفتند. این کنارهگیری نه از سر ضعف، بلکه نشانهای از بلوغ انقلابی بود؛ یعنی ترجیح مصلحت عمومی بر حیثیت فردی.
🔻این ماجرا یک پیام روشن دارد:
آنجا که ساختار، عدالت را بر غوغا ترجیح میدهد و آنجا که فرد، مصلحت جمع را بر حق شخصی مقدم میدارد، بلوغ یک جامعه دینی نمایان میشود.
@mahdian_mohsen
👍25👎20👏5
🔻۱۰ نکته درباره انتخاب لاریجانی
برخی به انتصاب علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی پس از ردصلاحیت انتخاباتی انتقاد دارند؛
🔻اما نکاتی دیگری هم هست:
1⃣1. ردصلاحیت برای ریاستجمهوری به معنای بیصلاحیتی در سایر مسئولیتها نیست.
2⃣۲. نگاه فرشته یا اهریمن به افراد، مانع دیدن توانمندیهای واقعی آنهاست؛ لاریجانی در کنار نقدها، نقاط قوت مهمی دارد.
3⃣۳. تصمیمهای شورای نگهبان مطلق و بیخطا نیستند؛ در گذشته مواردی اصلاح یا جبران شدهاند.
4⃣۴. رهبر انقلاب پیشتر هم از چهرههای ردصلاحیتشده در مجمع تشخیص بهره گرفتهاند؛ مانند مرحوم هاشمی، احمدینژاد و مجید انصاری.
5⃣۵. لاریجانی از همان زمان ردصلاحیت، مشاور رهبری و نماینده ایشان در نشستهای راهبردی بوده است.
6⃣۶. در جریان جنگ اخیر، رویکرد انقلابی و راهبردی او، باعث بازنگری بسیاری از منتقدان در قضاوتهای پیشین شد. بازگشت به قضاوتهای هیجانی گذشته نادرست است.
7⃣۷. دولت امروز به تجربه تقنینی و اجرایی او نیاز دارد؛ این انتخاب عقلانی و کاربردی است.
8⃣۸. در شرایط جنگی، حضور فردی که هم انقلابی باشد، هم باتجربه و هم در شورا سابقه داشته باشد، بسیار مهم است.
9⃣۹. لاریجانی در توافقهای بلندمدت با چین و روسیه نقشآفرین بوده است و این انتخاب میتواند مسیر دیپلماتیک راهبردی گذشته را تقویت کند.
🔟۱۰. در شعام تصمیمات حساسی مانند فیلترینگ و حکمرانی سایبری و حجاب اتخاذ میشود وحضور افرادی که هم عاقل باشند و هم حوزه اجرا را بشناسند و هم نگاه مردمی داشته باشند و هم دین و نظام را بفهمند و هم بر قوانین مسلط باشند ضروری است.
🔻در عین حال راه نقد بسته نیست. اما دنبال حذف آدم ها نباشیم. یک ویژگی کلیدی رهبرانقلاب که برای همه ما آموزنده است اینست که با همین ساختار و آدم های موجود با سلایق و در طیف های مختلف کار انقلاب را جلو می برند.
@mahdian_mohsen
برخی به انتصاب علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی پس از ردصلاحیت انتخاباتی انتقاد دارند؛
🔻اما نکاتی دیگری هم هست:
1⃣1. ردصلاحیت برای ریاستجمهوری به معنای بیصلاحیتی در سایر مسئولیتها نیست.
2⃣۲. نگاه فرشته یا اهریمن به افراد، مانع دیدن توانمندیهای واقعی آنهاست؛ لاریجانی در کنار نقدها، نقاط قوت مهمی دارد.
3⃣۳. تصمیمهای شورای نگهبان مطلق و بیخطا نیستند؛ در گذشته مواردی اصلاح یا جبران شدهاند.
4⃣۴. رهبر انقلاب پیشتر هم از چهرههای ردصلاحیتشده در مجمع تشخیص بهره گرفتهاند؛ مانند مرحوم هاشمی، احمدینژاد و مجید انصاری.
5⃣۵. لاریجانی از همان زمان ردصلاحیت، مشاور رهبری و نماینده ایشان در نشستهای راهبردی بوده است.
6⃣۶. در جریان جنگ اخیر، رویکرد انقلابی و راهبردی او، باعث بازنگری بسیاری از منتقدان در قضاوتهای پیشین شد. بازگشت به قضاوتهای هیجانی گذشته نادرست است.
7⃣۷. دولت امروز به تجربه تقنینی و اجرایی او نیاز دارد؛ این انتخاب عقلانی و کاربردی است.
8⃣۸. در شرایط جنگی، حضور فردی که هم انقلابی باشد، هم باتجربه و هم در شورا سابقه داشته باشد، بسیار مهم است.
9⃣۹. لاریجانی در توافقهای بلندمدت با چین و روسیه نقشآفرین بوده است و این انتخاب میتواند مسیر دیپلماتیک راهبردی گذشته را تقویت کند.
🔟۱۰. در شعام تصمیمات حساسی مانند فیلترینگ و حکمرانی سایبری و حجاب اتخاذ میشود وحضور افرادی که هم عاقل باشند و هم حوزه اجرا را بشناسند و هم نگاه مردمی داشته باشند و هم دین و نظام را بفهمند و هم بر قوانین مسلط باشند ضروری است.
🔻در عین حال راه نقد بسته نیست. اما دنبال حذف آدم ها نباشیم. یک ویژگی کلیدی رهبرانقلاب که برای همه ما آموزنده است اینست که با همین ساختار و آدم های موجود با سلایق و در طیف های مختلف کار انقلاب را جلو می برند.
@mahdian_mohsen
👏17👍10👎10
رادیو نگار ۳۰: رهبری و راهبری
KHAMENEI.IR
📱 رهبری و راهبری
👈 پادپخش رادیو نگار؛ قسمت ۳۰
🎧 حضرت آیتالله خامنهای بر مبنای چه دستگاه محاسباتی صحنه وقایع منطقه از جمله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را تحلیل میکنند؟
🎧 این دستگاه تحلیلی چه مختصاتی دارد و بر مبنای این تحلیل، جایگاه رهبری انقلاب چه نقشی در راهبری جنگ پیدا میکند؟
🎧 رادیو نگار در این قسمت با حضور آقای محسن مهدیان به بررسی نقش رهبر انقلاب در جنگ پرداخته است. بهدلیل اقتضائات ماجرا دستگاه تحلیلی رهبر انقلاب و متغیرهای راهبردی تصمیمساز آن را هم مورد بررسی قرار داده است.
👈 با قسمت جدید رادیو نگار همراه باشید.
▫️رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژۀ رسانۀ KHAMENEI.IR است که با هدف ارائۀ تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت میکند.
👈 #رادیو_نگار را دنبال کنید...
💻 Farsi.Khamenei.ir
👈 پادپخش رادیو نگار؛ قسمت ۳۰
🎧 حضرت آیتالله خامنهای بر مبنای چه دستگاه محاسباتی صحنه وقایع منطقه از جمله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را تحلیل میکنند؟
🎧 این دستگاه تحلیلی چه مختصاتی دارد و بر مبنای این تحلیل، جایگاه رهبری انقلاب چه نقشی در راهبری جنگ پیدا میکند؟
🎧 رادیو نگار در این قسمت با حضور آقای محسن مهدیان به بررسی نقش رهبر انقلاب در جنگ پرداخته است. بهدلیل اقتضائات ماجرا دستگاه تحلیلی رهبر انقلاب و متغیرهای راهبردی تصمیمساز آن را هم مورد بررسی قرار داده است.
👈 با قسمت جدید رادیو نگار همراه باشید.
▫️رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژۀ رسانۀ KHAMENEI.IR است که با هدف ارائۀ تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت میکند.
👈 #رادیو_نگار را دنبال کنید...
💻 Farsi.Khamenei.ir
❤5
کشکول|محسن مهدیان
KHAMENEI.IR – رادیو نگار ۳۰: رهبری و راهبری
6 متغیر کلیدی در نظام تصمیم گیری رهبرانقلاب در جنگ
🔻ماجرای قمار بر برند ترامپ در زنگزور
🔻ابتدا خلاصه ماجرا را مرور کنیم:
🔸کریدور زنگزور چیست؟
مسیری ترانزیتی از آذربایجان، از طریق جنوب ارمنستان، به ترکیه و اروپا.
🔸چرا مهم است؟
مسیر انرژی، تجارت و حملونقل بین دریای خزر و اروپاست.
🔸اختلاف آذربایجان و ارمنستان بر سر چه بود؟
ماجرا به پیش از این کریدور برمیگردد. دعوای اول بر سر قرهباغ بود، اما آذربایجان در این نزاع پیروز شد و حالا موضوع اصلی، مسیر زنگزور و دسترسی مستقیم آذربایجان به نخجوان و اروپاست.
🔸چطور به کریدور رسیدند؟
با حلوفصل نظامی قرهباغ به نفع آذربایجان، تمرکز اختلافات به مسیرهای ترانزیتی رفت. آذربایجان به بندی از توافق قرهباغ استناد کرد و آن را به معنای ایجاد کریدور زنگزور تفسیر کرد. ارمنستان اما مخالف بود و آن را به معنای واگذاری حاکمیت تلقی میکرد.
🔸موضع ایران چه بود؟
پیشنهاد «کریدور ارس» بهجای زنگزور؛ که البته باید برای پیشبرد این طرح سریعتر و جدیتر ورود میکرد و دیپلماسی چندجانبه با ارمنستان، روسیه و دیگران را برای مسدود کردن نفوذ آمریکا فعال میساخت، که در هر صورت نشد.
حالا این دو کشور با میزبانی آمریکا به توافق رسیدند. اما این توافق یک نکته کلیدی دارد که اصل متن بر آن متمرکز است: تغییر نام کریدور.
نام «زنگزور» که یک عنوان تاریخی و هویتی است، به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» تغییر میکند.
🔸اصل ماجرا همین عنوان است.
اصل داستان را در این جمله از بیانیه مشترک دو کشور ببینید: «ما اطمینان داریم که این اجلاس پایهای محکم برای احترام متقابل و پیشبرد صلح در منطقه است.»
هر دو کشور به این برند نیاز داشتند.
🔻حالا ابعاد توافق را مرور کنیم:
🔸آثار این نام برای آمریکا چیست؟
تا حدی روشن است: مدیریت مسیر برای ۹۹ سال، کاهش نفوذ روسیه و ایران، و برند «صلحساز» برای ترامپ.
این پروژه، فارغ از آورده اقتصادی و نقش امنیتی در نزدیکی ایران، به دلیل برچسب صلحآمیز، در حافظه جمعی به نام ترامپ ثبت میشود و مانع مخالفت دیگران خواهد شد.
🔸آذربایجان چرا نیاز به این برند داشت؟
برای تثبیت دستاورد نظامیاش در قرهباغ و بهرهگیری از مزیت اقتصادی اتصال به ترکیه و اروپا. این دستاورد، از نگاه باکو، با حضور نام آمریکا در پروژه تثبیت میشود.
🔸اما ارمنستان چرا موافقت کرد؟ اینها که پیشتر مخالف بودند؟
پاسخ را باز هم باید در نام آمریکا جست.
ارمنستان پس از از دست دادن کامل قرهباغ و آوارگی دهها هزار ارمنی، به دنبال ضامن امنیتی جدید میگردد. این شکست، هم روحیه عمومی را از بین برد و هم اعتماد مردم به روسیه را بهعنوان «ضامن امنیت» فرو ریخت.
ایروان به دنبال راه تنفس میگردد، حتی اگر پرهزینه باشد؛ و این بار بهجای احیای سرمایه اقتصادی و مردمی داخلی، استراتژی خود را سپردن به آمریکا قرار داده است.
🔸آذربایجان و ارمنستان برای دستیابی به این برند و پروژه تثبیت و تضمین چه هزینه ای باید دهند؟
برای ارمنستان، این توافق میتواند به از دست رفتن کنترل مرز و حاکمیت بخشی از خاکش بینجامد و وابستگی امنیتیاش به آمریکا را به نقطه بازگشتناپذیر برساند.
برای آذربایجان، خطر اصلی واگذاری بخشی از کنترل مسیر به آمریکا، محدود شدن توان سیاست خارجی مستقل و در دست نگرفتن کامل مدیریت اقتصاد و منافع ترانزیتی این مسیر است.
🔻و حالا حرف آخر:
وقتی کشوری قدرت داخلی نداشته باشد و از حمایت و مشروعیت مردمی برخوردار نباشد، ناچار است روی برند آمریکایی قمار کند؛ چه آذربایجان برای تثبیت پیروزیاش و چه ارمنستان برای بقای امنیت و جبران شکستش.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻ابتدا خلاصه ماجرا را مرور کنیم:
🔸کریدور زنگزور چیست؟
مسیری ترانزیتی از آذربایجان، از طریق جنوب ارمنستان، به ترکیه و اروپا.
🔸چرا مهم است؟
مسیر انرژی، تجارت و حملونقل بین دریای خزر و اروپاست.
🔸اختلاف آذربایجان و ارمنستان بر سر چه بود؟
ماجرا به پیش از این کریدور برمیگردد. دعوای اول بر سر قرهباغ بود، اما آذربایجان در این نزاع پیروز شد و حالا موضوع اصلی، مسیر زنگزور و دسترسی مستقیم آذربایجان به نخجوان و اروپاست.
🔸چطور به کریدور رسیدند؟
با حلوفصل نظامی قرهباغ به نفع آذربایجان، تمرکز اختلافات به مسیرهای ترانزیتی رفت. آذربایجان به بندی از توافق قرهباغ استناد کرد و آن را به معنای ایجاد کریدور زنگزور تفسیر کرد. ارمنستان اما مخالف بود و آن را به معنای واگذاری حاکمیت تلقی میکرد.
🔸موضع ایران چه بود؟
پیشنهاد «کریدور ارس» بهجای زنگزور؛ که البته باید برای پیشبرد این طرح سریعتر و جدیتر ورود میکرد و دیپلماسی چندجانبه با ارمنستان، روسیه و دیگران را برای مسدود کردن نفوذ آمریکا فعال میساخت، که در هر صورت نشد.
حالا این دو کشور با میزبانی آمریکا به توافق رسیدند. اما این توافق یک نکته کلیدی دارد که اصل متن بر آن متمرکز است: تغییر نام کریدور.
نام «زنگزور» که یک عنوان تاریخی و هویتی است، به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» تغییر میکند.
🔸اصل ماجرا همین عنوان است.
اصل داستان را در این جمله از بیانیه مشترک دو کشور ببینید: «ما اطمینان داریم که این اجلاس پایهای محکم برای احترام متقابل و پیشبرد صلح در منطقه است.»
هر دو کشور به این برند نیاز داشتند.
🔻حالا ابعاد توافق را مرور کنیم:
🔸آثار این نام برای آمریکا چیست؟
تا حدی روشن است: مدیریت مسیر برای ۹۹ سال، کاهش نفوذ روسیه و ایران، و برند «صلحساز» برای ترامپ.
این پروژه، فارغ از آورده اقتصادی و نقش امنیتی در نزدیکی ایران، به دلیل برچسب صلحآمیز، در حافظه جمعی به نام ترامپ ثبت میشود و مانع مخالفت دیگران خواهد شد.
🔸آذربایجان چرا نیاز به این برند داشت؟
برای تثبیت دستاورد نظامیاش در قرهباغ و بهرهگیری از مزیت اقتصادی اتصال به ترکیه و اروپا. این دستاورد، از نگاه باکو، با حضور نام آمریکا در پروژه تثبیت میشود.
🔸اما ارمنستان چرا موافقت کرد؟ اینها که پیشتر مخالف بودند؟
پاسخ را باز هم باید در نام آمریکا جست.
ارمنستان پس از از دست دادن کامل قرهباغ و آوارگی دهها هزار ارمنی، به دنبال ضامن امنیتی جدید میگردد. این شکست، هم روحیه عمومی را از بین برد و هم اعتماد مردم به روسیه را بهعنوان «ضامن امنیت» فرو ریخت.
ایروان به دنبال راه تنفس میگردد، حتی اگر پرهزینه باشد؛ و این بار بهجای احیای سرمایه اقتصادی و مردمی داخلی، استراتژی خود را سپردن به آمریکا قرار داده است.
🔸آذربایجان و ارمنستان برای دستیابی به این برند و پروژه تثبیت و تضمین چه هزینه ای باید دهند؟
برای ارمنستان، این توافق میتواند به از دست رفتن کنترل مرز و حاکمیت بخشی از خاکش بینجامد و وابستگی امنیتیاش به آمریکا را به نقطه بازگشتناپذیر برساند.
برای آذربایجان، خطر اصلی واگذاری بخشی از کنترل مسیر به آمریکا، محدود شدن توان سیاست خارجی مستقل و در دست نگرفتن کامل مدیریت اقتصاد و منافع ترانزیتی این مسیر است.
🔻و حالا حرف آخر:
وقتی کشوری قدرت داخلی نداشته باشد و از حمایت و مشروعیت مردمی برخوردار نباشد، ناچار است روی برند آمریکایی قمار کند؛ چه آذربایجان برای تثبیت پیروزیاش و چه ارمنستان برای بقای امنیت و جبران شکستش.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏10❤6👎3👍2
🔻روایتی از آنچه به رئیسجمهور گفتم و شنیدم
در دیدار مدیران رسانهها با رئیسجمهور محترم، نکاتی را مطرح کردم و در پایان، پاسخی از ایشان شنیدم که در ادامه آمده است.
🔻آنچه خدمتشان عرض کردم:
ما هم به شعار وفاق این دولت اعتقاد داریم و هم به صداقت حضرتعالی باور داریم، اما نگرانیم که از این شعار برداشتهای انحرافی صورت گیرد.
موضوع وفاق و وحدت همواره مورد توجه رهبر انقلاب بوده است. ایشان سالها پیش درباره وحدت فرمودند که این کار نیازمند تنازل سلیقهها برای رسیدن به اصول مشترک است، اما برخی این تنازل را تا حد تعطیل کردن اصول پیش بردهاند.
کمااینکه درباره همین انسجام در جنگ مقدس دوازدهروزه نیز برخی دچار سوءتفاهم شدند؛ در حالیکه این انسجام برآمده از هویت اصیل ملی و اسلامی مردم ما بوده است.
با این توضیح، مسئله من مواردی است که به بهانه وفاق، مورد بیاعتنایی قرار گرفته و تعطیل شده است. از جمله این موارد، قانون حجاب است.
مستحضرید که بر اساس مجموع نظرسنجیها و پیمایشهای ملی، بیش از ۷۰ درصد مردم به ضرورت حجاب در کشور اعتقاد دارند. البته حضرتعالی اشکالاتی به قانون حجاب دارید که طبیعی است؛ حتی برخی از نقدهای شما به این قانون هم منطقی است. ایرادی ندارد، اما چرا قانون را اصلاح و اجرا نمیکنید؟
این مطالبه جامعه است و اتفاقاً ضرورت وفاق ایجاب میکند که مطالبه این بخش از جامعه مورد توجه و اعتنا قرار گیرد.
🔻آنچه رئیسجمهور محترم فرمودند:
۱. من و خانوادهام معتقد به حجاب هستیم و خود من در دوران مسئولیت در دانشگاه، در موارد مربوط به رفتارهای خلاف شئون، تذکر داده و با جدیت و قاطعیت پیگیری میکردم.
۲. با این حال، حتی خانواده خودم که حاضرند در کنار من جان دهند را نمیتوانم مجبور کنم چه لباسی بپوشند یا نپوشند. با اجبار نمیتوان مردم را باحجاب کرد.
۳. برای اصلاح وضعیت حجاب، کارهای انجامنشدهای داریم که باید هماکنون از طریق مساجد، محلهها و مدارس، بهصورت فرهنگی پیگیری کنیم.
۴. البته برهنگی و افرادی که آن را ترویج میکنند را باید مانع شد، همانگونه که در همه جای دنیا نیز چنین میشود.
🔻حرفهای باقیمانده:
در ادامه، بهطور طبیعی فرصت برای گفتوگو فراهم نشد. با این حال، نکاتی داشتم که اگر هم فرصت بود ترجیح می دادم عبور کنم. اما تمایل داشتم دو جمله را خدمت رئیسجمهور عرض کنم.
🔻آنچه ترجیح دادم از آن عبور کنم:
مستحضرید که میان «اجبار» و «الزام قانونی» تفاوت است؛ و این موضوع منحصر به حجاب نیست، بلکه ما در همه عرصهها الزام قانونی داریم. البته الزام، مربوط به امور اجتماعی است نه مسائل فردی؛ و حجاب امری اجتماعی است.
🔻و اما آنچه تمایل داشتم طرح کنم:
آقای رئیس جمهور همان دو نکتهای را که در پایان فرمودید، دقیق است. همانها را عمل کنید.
یکم ـ کار فرهنگی: دولت محترم تصمیم بگیرد ـ حسب فرمایش رئیسجمهور ـ در این حوزه نقشآفرینی کند.
دوم ـ باز همان سخن بهجای رئیسجمهور: هر کسی که بهدنبال برهنگی است، باید مانع شد. همانگونه که در همه جای دنیا چنین میشود.
با هر روشی که صلاح میدانید، و بر اساس همان سطح پوششی که خود بهعنوان رئیسجمهور متدین قبول دارید، قانون را اجرا کنید؛ یا آن را اصلاح نمایید، یا لایحه جدید ارائه دهید، یا ....
خلاصه همان که فرمودید... .
@mahdian_mohsen
در دیدار مدیران رسانهها با رئیسجمهور محترم، نکاتی را مطرح کردم و در پایان، پاسخی از ایشان شنیدم که در ادامه آمده است.
🔻آنچه خدمتشان عرض کردم:
ما هم به شعار وفاق این دولت اعتقاد داریم و هم به صداقت حضرتعالی باور داریم، اما نگرانیم که از این شعار برداشتهای انحرافی صورت گیرد.
موضوع وفاق و وحدت همواره مورد توجه رهبر انقلاب بوده است. ایشان سالها پیش درباره وحدت فرمودند که این کار نیازمند تنازل سلیقهها برای رسیدن به اصول مشترک است، اما برخی این تنازل را تا حد تعطیل کردن اصول پیش بردهاند.
کمااینکه درباره همین انسجام در جنگ مقدس دوازدهروزه نیز برخی دچار سوءتفاهم شدند؛ در حالیکه این انسجام برآمده از هویت اصیل ملی و اسلامی مردم ما بوده است.
با این توضیح، مسئله من مواردی است که به بهانه وفاق، مورد بیاعتنایی قرار گرفته و تعطیل شده است. از جمله این موارد، قانون حجاب است.
مستحضرید که بر اساس مجموع نظرسنجیها و پیمایشهای ملی، بیش از ۷۰ درصد مردم به ضرورت حجاب در کشور اعتقاد دارند. البته حضرتعالی اشکالاتی به قانون حجاب دارید که طبیعی است؛ حتی برخی از نقدهای شما به این قانون هم منطقی است. ایرادی ندارد، اما چرا قانون را اصلاح و اجرا نمیکنید؟
این مطالبه جامعه است و اتفاقاً ضرورت وفاق ایجاب میکند که مطالبه این بخش از جامعه مورد توجه و اعتنا قرار گیرد.
🔻آنچه رئیسجمهور محترم فرمودند:
۱. من و خانوادهام معتقد به حجاب هستیم و خود من در دوران مسئولیت در دانشگاه، در موارد مربوط به رفتارهای خلاف شئون، تذکر داده و با جدیت و قاطعیت پیگیری میکردم.
۲. با این حال، حتی خانواده خودم که حاضرند در کنار من جان دهند را نمیتوانم مجبور کنم چه لباسی بپوشند یا نپوشند. با اجبار نمیتوان مردم را باحجاب کرد.
۳. برای اصلاح وضعیت حجاب، کارهای انجامنشدهای داریم که باید هماکنون از طریق مساجد، محلهها و مدارس، بهصورت فرهنگی پیگیری کنیم.
۴. البته برهنگی و افرادی که آن را ترویج میکنند را باید مانع شد، همانگونه که در همه جای دنیا نیز چنین میشود.
🔻حرفهای باقیمانده:
در ادامه، بهطور طبیعی فرصت برای گفتوگو فراهم نشد. با این حال، نکاتی داشتم که اگر هم فرصت بود ترجیح می دادم عبور کنم. اما تمایل داشتم دو جمله را خدمت رئیسجمهور عرض کنم.
🔻آنچه ترجیح دادم از آن عبور کنم:
مستحضرید که میان «اجبار» و «الزام قانونی» تفاوت است؛ و این موضوع منحصر به حجاب نیست، بلکه ما در همه عرصهها الزام قانونی داریم. البته الزام، مربوط به امور اجتماعی است نه مسائل فردی؛ و حجاب امری اجتماعی است.
🔻و اما آنچه تمایل داشتم طرح کنم:
آقای رئیس جمهور همان دو نکتهای را که در پایان فرمودید، دقیق است. همانها را عمل کنید.
یکم ـ کار فرهنگی: دولت محترم تصمیم بگیرد ـ حسب فرمایش رئیسجمهور ـ در این حوزه نقشآفرینی کند.
دوم ـ باز همان سخن بهجای رئیسجمهور: هر کسی که بهدنبال برهنگی است، باید مانع شد. همانگونه که در همه جای دنیا چنین میشود.
با هر روشی که صلاح میدانید، و بر اساس همان سطح پوششی که خود بهعنوان رئیسجمهور متدین قبول دارید، قانون را اجرا کنید؛ یا آن را اصلاح نمایید، یا لایحه جدید ارائه دهید، یا ....
خلاصه همان که فرمودید... .
@mahdian_mohsen
👏20👎4❤3👍2
🔻نقد بیانیه جبهه اصلاحات به سبک علامه مصباح
🔻بیانیه جبهه اصلاحات را اگر نخواندهاید، خلاصه اش چنین است: غنیسازی را کنار بگذارید، با آمریکا مستقیم و جامع مذاکره کنید و به بازرسان آژانس هستهای اجازه نظارت گسترده دهید.
🔻این بیانیه از زوایای مختلف قابل نقد است، اما ترجیح میدهم روش انتقادی علامه مصباح یزدی در ماجرای فتنه ۸۸ را یادآوری کنم؛ روشی که بسیار آموزنده بود.
در آن سالها تحلیلهای گوناگونی درباره فتنه ارائه میشد: امنیتی، اعتقادی و .... اما نگاه آیتالله مصباح بیش از همه بر پایه روانشناسی و شخصیتشناسی افراد استوار بود و صرفا به دنبال ضوابط منطقی و برهانهای پیچیده نمیرفتند. اینکه دقیقاً چه گفتند بماند؛ رجوع کنید که شیرین است.
🔻این روش تحلیلی قابل تأمل است، چراکه بسیاری از مباحث امروز فضای رسانهای بیش از آنکه تحلیل باشند، روایتاند. تفاوت روشن است: روایت، بازتاب احساس و تلقی افراد است نه حقیقت میدان. این احساس نیز ریشه در شاکله و خصلت انسان دارد؛ همانطور که برداشت آدم ترسو با آدم شجاع از یک واقعه یکسان نیست.
🔻خدا رحمت کند شهید مطهری را؛ میگفت گاهی انسان آنقدر میترسد که به بیماری «استسباع» دچار میشود و مثال حیوانی را در جنگل میزد که از ترس شیر، به سمت شیر فرار میکند. بسیاری از تحلیلهای سیاسی امروز هم چنیناند؛ آنقدر رنگ اضطراب و انفعال دارند که آدم نگران میشود مبادا زندگی شخصی گویندگان هم آسیب ببیند.
🔻مرحوم مصباح یادآور میشد که فتنه را باید بیش از هر چیز با تحلیل شخصیتی فهمید، نه صرفاً با ضوابط فکری. البته نقد استدلالها نیز لازم است، بهویژه برای کسانی که ممکن است این سخنان را باور کنند. اما پرسش اینجاست: به کسانی که پس از حمله نظامی آمریکا ـ آنهم در بحبوحه مذاکره، آنهم با هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و ترور مردم، دانشمندان و نظامیان ما ـ باز هم از مذاکره مستقیم و جامع با آمریکا سخن میگویند، چه باید گفت که حق مطلب ادا شود؟
🔻مرحوم مصباح یزدی در ادامه همین مباحث، تمثیلی شنیدنی از مرحوم شیخ غلامرضا یزدی نقل میکرد. او میگفت:
«شبی بارانی در یزد، به مهمانی دعوت داشتم. بر الاغی سوار شدم و در کوچهای به جوی آبی رسیدم. پوشش روی آن سست بود، پای الاغ فرو رفت و من هم به زمین افتادم. همه لباسهایم گلآلود شد. همسایهها مرا به خانه بردند، لباسم را عوض کردند و سر و صورتم را شستند. منصرف شدم و به خانه بازگشتم.
یک سال بعد، دوباره به همان خانه دعوت شدم. باز هم با همان الاغ رفتم. وقتی به همان کوچه رسیدیم، الاغ ایستاد. هرچه کوشیدم حرکت نکرد. پیاده شدم تا علت را بفهمم. ناگهان یادم آمد سال گذشته در همین نقطه پای الاغ در گل فرو رفته بود و ما هر دو زمین خورده بودیم. به همین دلیل دیگر حاضر نبود از آن مسیر عبور کند.»
شیخ غلامرضا یزدی این ماجرا را بر منبر نقل میکرد و در پایان میگفت: «عزیزان من، سعی کنید از این الاغ کمتر نباشید.»
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻بیانیه جبهه اصلاحات را اگر نخواندهاید، خلاصه اش چنین است: غنیسازی را کنار بگذارید، با آمریکا مستقیم و جامع مذاکره کنید و به بازرسان آژانس هستهای اجازه نظارت گسترده دهید.
🔻این بیانیه از زوایای مختلف قابل نقد است، اما ترجیح میدهم روش انتقادی علامه مصباح یزدی در ماجرای فتنه ۸۸ را یادآوری کنم؛ روشی که بسیار آموزنده بود.
در آن سالها تحلیلهای گوناگونی درباره فتنه ارائه میشد: امنیتی، اعتقادی و .... اما نگاه آیتالله مصباح بیش از همه بر پایه روانشناسی و شخصیتشناسی افراد استوار بود و صرفا به دنبال ضوابط منطقی و برهانهای پیچیده نمیرفتند. اینکه دقیقاً چه گفتند بماند؛ رجوع کنید که شیرین است.
🔻این روش تحلیلی قابل تأمل است، چراکه بسیاری از مباحث امروز فضای رسانهای بیش از آنکه تحلیل باشند، روایتاند. تفاوت روشن است: روایت، بازتاب احساس و تلقی افراد است نه حقیقت میدان. این احساس نیز ریشه در شاکله و خصلت انسان دارد؛ همانطور که برداشت آدم ترسو با آدم شجاع از یک واقعه یکسان نیست.
🔻خدا رحمت کند شهید مطهری را؛ میگفت گاهی انسان آنقدر میترسد که به بیماری «استسباع» دچار میشود و مثال حیوانی را در جنگل میزد که از ترس شیر، به سمت شیر فرار میکند. بسیاری از تحلیلهای سیاسی امروز هم چنیناند؛ آنقدر رنگ اضطراب و انفعال دارند که آدم نگران میشود مبادا زندگی شخصی گویندگان هم آسیب ببیند.
🔻مرحوم مصباح یادآور میشد که فتنه را باید بیش از هر چیز با تحلیل شخصیتی فهمید، نه صرفاً با ضوابط فکری. البته نقد استدلالها نیز لازم است، بهویژه برای کسانی که ممکن است این سخنان را باور کنند. اما پرسش اینجاست: به کسانی که پس از حمله نظامی آمریکا ـ آنهم در بحبوحه مذاکره، آنهم با هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و ترور مردم، دانشمندان و نظامیان ما ـ باز هم از مذاکره مستقیم و جامع با آمریکا سخن میگویند، چه باید گفت که حق مطلب ادا شود؟
🔻مرحوم مصباح یزدی در ادامه همین مباحث، تمثیلی شنیدنی از مرحوم شیخ غلامرضا یزدی نقل میکرد. او میگفت:
«شبی بارانی در یزد، به مهمانی دعوت داشتم. بر الاغی سوار شدم و در کوچهای به جوی آبی رسیدم. پوشش روی آن سست بود، پای الاغ فرو رفت و من هم به زمین افتادم. همه لباسهایم گلآلود شد. همسایهها مرا به خانه بردند، لباسم را عوض کردند و سر و صورتم را شستند. منصرف شدم و به خانه بازگشتم.
یک سال بعد، دوباره به همان خانه دعوت شدم. باز هم با همان الاغ رفتم. وقتی به همان کوچه رسیدیم، الاغ ایستاد. هرچه کوشیدم حرکت نکرد. پیاده شدم تا علت را بفهمم. ناگهان یادم آمد سال گذشته در همین نقطه پای الاغ در گل فرو رفته بود و ما هر دو زمین خورده بودیم. به همین دلیل دیگر حاضر نبود از آن مسیر عبور کند.»
شیخ غلامرضا یزدی این ماجرا را بر منبر نقل میکرد و در پایان میگفت: «عزیزان من، سعی کنید از این الاغ کمتر نباشید.»
همشهری
@mahdian_mohsen
👍27❤8👏5👎4🔥2
🔻آیا دوباره جنگ میشود؟
این پرسش هر روز در ذهنها تکرار میشود. پاسخ روشن است: اگر خطری از بیرون بر ما بتازد، ملت ایران بارها نشان دادهاند که زیر آتش هم یکپارچهتر میشوند. دشمن هم اینرا می داند. پس چرا باید مجدد دست به خطا بزند؟
ولی واقعیت اینست که سایه جنگ همچنان هست... اما چرا و به چه معنا؟
🔻در جنگ گذشته، صهیونیستها گمان کردند با زدن نمادهای علمی و نظامی ما کشور از درون فرو میپاشد. حال آنکه محاسبهشان غلط بود. خون شهید نه تنها شکاف نیاورد، که ملت را چون فولاد یکدستتر ساخت. حملهها به جای آشوب، انسجام آفرید. امروز تلآویو به تجربه فهمیده است تکرار آن سیاست شکستخورده است: زیر بار موشکهای ایران له شد، هزینه انسانی و زیرساختی داد و در دنیا بی آبرو و تحقیر شد و اعتماد به نفس مقاومت بیشتر شد و در نهایت زبون و با دست خالی برگشت.
🔻پس اگر روزی دوباره به فکر حمله بیفتد، مسیر را معکوس میکند: اول آشوب اجتماعی، بعد حمله نظامی.
حالا اینجاست که باید پرسید چه کسانی ناخواسته یا آگاهانه این بستر را در داخل آماده میکنند؟
1⃣یک.
هر پیامی که بوی ضعف بدهد و دل مردم را بلرزاند، خنجری است در دست دشمن. فرقی هم نمی کند سخنان یک مسوول باشد یا بیانیههایی شبیه مواضع اخیر جبهه اصلاحات.
پیامی که موجب خالی شدن دل مردم شود و احساس ضعف و بیپناهی را منتقل کند، بستر حاکمیت اشرار و آشوب را آماده میسازد.
2⃣دو.
هر شایعه و محتوای بیسند که به تحقیر نظام سیاسی بینجامد، دیواری از بیاعتمادی میسازد.
هر محتوای رسانهای که بیسند و شایعهمحور باشد یا حتی درست باشد اما با لحن تحقیر و منکوب کردن نظام سیاسی منتشر شود، اعتماد عمومی را فرسوده و فضا را برای آشوب باز میکند.
3⃣سه.
هر اظهار نظر یا تصمیمی که دوقطبیسازی و چنددستگی ایجاد کند، اختلاف را عمیق میسازد. یک جمله نسنجیده میتواند واکنش تند جریان مقابل را برانگیزد و آتش اختلاف را شعلهور کند.
4⃣چهار.
اختلاف علنی میان مسئولان و دستگاهها نیز پیام آشفتگی سیاسی میدهد. وقتی به جای پرداختن به مسائل اصلی، موضوعاتی مثل عدم کفایت رئیسجمهور برجسته شود، نتیجهاش تزلزل حکمرانی و پررنگتر شدن سایه جنگ است.
🔻پس پاسخ پرسش آغازین روشن است: سایه جنگ امروز نه از آسمان اسرائیل، بلکه از زبان و رفتار کسانی برمیخیزد که ناخواسته یا عامدانه ترس، دودستگی و بیاعتمادی می سازند و مقدمه آشوب و بهم ریختگی اجتماعی فراهم می کنند.
همشهری
@mahdian_mohsen
این پرسش هر روز در ذهنها تکرار میشود. پاسخ روشن است: اگر خطری از بیرون بر ما بتازد، ملت ایران بارها نشان دادهاند که زیر آتش هم یکپارچهتر میشوند. دشمن هم اینرا می داند. پس چرا باید مجدد دست به خطا بزند؟
ولی واقعیت اینست که سایه جنگ همچنان هست... اما چرا و به چه معنا؟
🔻در جنگ گذشته، صهیونیستها گمان کردند با زدن نمادهای علمی و نظامی ما کشور از درون فرو میپاشد. حال آنکه محاسبهشان غلط بود. خون شهید نه تنها شکاف نیاورد، که ملت را چون فولاد یکدستتر ساخت. حملهها به جای آشوب، انسجام آفرید. امروز تلآویو به تجربه فهمیده است تکرار آن سیاست شکستخورده است: زیر بار موشکهای ایران له شد، هزینه انسانی و زیرساختی داد و در دنیا بی آبرو و تحقیر شد و اعتماد به نفس مقاومت بیشتر شد و در نهایت زبون و با دست خالی برگشت.
🔻پس اگر روزی دوباره به فکر حمله بیفتد، مسیر را معکوس میکند: اول آشوب اجتماعی، بعد حمله نظامی.
حالا اینجاست که باید پرسید چه کسانی ناخواسته یا آگاهانه این بستر را در داخل آماده میکنند؟
1⃣یک.
هر پیامی که بوی ضعف بدهد و دل مردم را بلرزاند، خنجری است در دست دشمن. فرقی هم نمی کند سخنان یک مسوول باشد یا بیانیههایی شبیه مواضع اخیر جبهه اصلاحات.
پیامی که موجب خالی شدن دل مردم شود و احساس ضعف و بیپناهی را منتقل کند، بستر حاکمیت اشرار و آشوب را آماده میسازد.
2⃣دو.
هر شایعه و محتوای بیسند که به تحقیر نظام سیاسی بینجامد، دیواری از بیاعتمادی میسازد.
هر محتوای رسانهای که بیسند و شایعهمحور باشد یا حتی درست باشد اما با لحن تحقیر و منکوب کردن نظام سیاسی منتشر شود، اعتماد عمومی را فرسوده و فضا را برای آشوب باز میکند.
3⃣سه.
هر اظهار نظر یا تصمیمی که دوقطبیسازی و چنددستگی ایجاد کند، اختلاف را عمیق میسازد. یک جمله نسنجیده میتواند واکنش تند جریان مقابل را برانگیزد و آتش اختلاف را شعلهور کند.
4⃣چهار.
اختلاف علنی میان مسئولان و دستگاهها نیز پیام آشفتگی سیاسی میدهد. وقتی به جای پرداختن به مسائل اصلی، موضوعاتی مثل عدم کفایت رئیسجمهور برجسته شود، نتیجهاش تزلزل حکمرانی و پررنگتر شدن سایه جنگ است.
🔻پس پاسخ پرسش آغازین روشن است: سایه جنگ امروز نه از آسمان اسرائیل، بلکه از زبان و رفتار کسانی برمیخیزد که ناخواسته یا عامدانه ترس، دودستگی و بیاعتمادی می سازند و مقدمه آشوب و بهم ریختگی اجتماعی فراهم می کنند.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤14👏9👍3👎2
🔻جامانده از عکس خاتمی و پزشکیان
1⃣یکم.
وفاق نیازمند تقوای جمعی است.
وفاق طریقیت دارد برای مصلحت برتر و آن هم خاک پاک این مردم است. تا دین مان آسیب نبیند.
وفاق برای مصلحت این وآن نیست که آن نقاب است.
وفاق راه عافیت اندیشی نیست که تقوای ساخت سرمایه های نمادین و اجتماعی است.
2⃣ دوم.
دیدار رئیس جمهور با خاتمی عجیب نیست. چه بسا انتظاری هم غیر این نیست. بگذاریم به حکم اخلاق و رفاقت قدیمی و یا سنت تیمار از بیمار؛ فارغ از چندوچون سیاسی.
اما انتشار عکس و خبر به رخ کشیدن سیاسی مقابل غیر است و غیر از وفاق.
کمااینکه انتشار حرف های مگوی رئیس جمهور در دیدار با اهل رسانه نیز خلاف انسجام است.
3⃣سوم.
وفاق، فناوری تنازل از سلایق سیاسی در راه مصالح ملی است
هم عقیده میخواهد تا روشن شود چرا ضرورت دارد
هم صداقت میخواهد تا در هر شرایطی تعهدآور باشد
و هم تقوا میخواهد تا با ممارست و تمرین به خلق و خوی سیاسی برسد؛ تا برسیم به عادت جمعی.
4⃣چهارم.
از عکس خاتمی و پزشکیان این را میفهمم که اعتقاد صادق به وفاق بهتنهایی کافی نیست. ما اخلاق وفاق میخواهیم؛ چیزی که نیازمند تمرین و ممارست است. تقوای وفاق غیر از اصل وفاق است.
حرف تمام است.
@mahdian_mohsen
1⃣یکم.
وفاق نیازمند تقوای جمعی است.
وفاق طریقیت دارد برای مصلحت برتر و آن هم خاک پاک این مردم است. تا دین مان آسیب نبیند.
وفاق برای مصلحت این وآن نیست که آن نقاب است.
وفاق راه عافیت اندیشی نیست که تقوای ساخت سرمایه های نمادین و اجتماعی است.
2⃣ دوم.
دیدار رئیس جمهور با خاتمی عجیب نیست. چه بسا انتظاری هم غیر این نیست. بگذاریم به حکم اخلاق و رفاقت قدیمی و یا سنت تیمار از بیمار؛ فارغ از چندوچون سیاسی.
اما انتشار عکس و خبر به رخ کشیدن سیاسی مقابل غیر است و غیر از وفاق.
کمااینکه انتشار حرف های مگوی رئیس جمهور در دیدار با اهل رسانه نیز خلاف انسجام است.
3⃣سوم.
وفاق، فناوری تنازل از سلایق سیاسی در راه مصالح ملی است
هم عقیده میخواهد تا روشن شود چرا ضرورت دارد
هم صداقت میخواهد تا در هر شرایطی تعهدآور باشد
و هم تقوا میخواهد تا با ممارست و تمرین به خلق و خوی سیاسی برسد؛ تا برسیم به عادت جمعی.
4⃣چهارم.
از عکس خاتمی و پزشکیان این را میفهمم که اعتقاد صادق به وفاق بهتنهایی کافی نیست. ما اخلاق وفاق میخواهیم؛ چیزی که نیازمند تمرین و ممارست است. تقوای وفاق غیر از اصل وفاق است.
حرف تمام است.
@mahdian_mohsen
👏18👎4❤3👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا امروز هرچه بود گذشت
از حالا به بعد مواضع اعلامی مان را با سخنان امروز آقا تطبیق دهیم.
هنر امروز ما اینست که نقد ومطالبه مان را با رعایت این اصل طرح کنیم
و اگر نمی توانیم حتما سکوت به صواب نزدیک تر است که حداقل حرف امام جامعه روی زمین نماند.
@mahdian_mohsen
از حالا به بعد مواضع اعلامی مان را با سخنان امروز آقا تطبیق دهیم.
هنر امروز ما اینست که نقد ومطالبه مان را با رعایت این اصل طرح کنیم
و اگر نمی توانیم حتما سکوت به صواب نزدیک تر است که حداقل حرف امام جامعه روی زمین نماند.
@mahdian_mohsen
👏19❤5👍5👎4
🔻چطور حمایت و نقد دولت را جمع کنیم؟
🔻ده مهارت برای نقد دلسوزانه دولت
🔻سخنان رهبر انقلاب، انشاءالله فصلالخطاب است. باید از دولت پرتلاش حمایت کرد. از امروز خط قرمز و مرز انقلابی و غیرانقلابی در عمل به این توصیه قطعی است.
🔻اما یک سؤال جدی پیش روی ماست: با اشکالات دولت چه باید کرد؟ چه کنیم که نقدمان حمایتآمیز باشد؟
چون قطعاً رهبر انقلاب نقد و مطالبه را نفی نکردند، رئیسجمهور محترم هم چنین انتظاری ندارند.
🔻این متن چند مهارت را برای جمع توأمان نقد و حمایت اشاره میکند. اما پیش از آن،
دو مقدمه لازم است:
🔹مقدمه اول: عبور از نگاه قطبی
فرهنگ سیاسی ما گرفتار بیماری قدیمی قطبینگری است. عادت کردهایم همه چیز را صفر و یکی ببینیم؛ افراد یا فرشتهاند یا اهریمن، یا باید یکسره تأیید شوند یا یکسره حذف. نتیجه این است که نقد مساوی میشود با دشمنی و حمایت مساوی میشود با مداحی.
اگر این بیماری درمان شود، آنوقت با هر نقد و مطالبهای به تکفیر و حذف دیگران نمیرسیم.
🔹مقدمه دوم: چرا باید دولت را حمایت کرد؟
سه دلیل روشن وجود دارد:
🔸1. دلیل معرفتی: احترام به رأی مردم و پاسداشت مردمسالاری دینی؛ رأی مردم حرمت دارد.
🔸2. دلیل سیاسی و منطقی: تضعیف دولت اجرایی، تضعیف کل کشور است. همه با هم سوار یک کشتی هستیم؛ نباید خودزنی کنیم.
🔸3. دلیل اقتضایی: ما در شرایط جنگ ترکیبی هستیم و هر اختلاف داخلی، نقش ستون پنجم دشمن را ایفا میکند.
🔻مهارتهای نقد دلسوزانه
1⃣۱. دیدن نکات مثبت در کنار نقد: چشم خود را تربیت کنیم تا زحمات و موفقیتها را ببینیم و بگوییم. نقد بدون ذکر مثبتها، ناقص است.
2⃣۲. نقد همراه با راهکار: هر نقدی باید پیشنهاد اصلاحی داشته باشد. راهکار، امیدآفرین است.
3⃣۳. پرهیز از تعمیم خطاها: خطای یک بخش یا یک مسئول را به کل دولت تعمیم ندهیم.
4⃣۴. رعایت اولویتها: بر مسائل اصلی تمرکز کنیم، نه حاشیهها.
5⃣۵. پذیرش تدریجی بودن حل مسائل: مشکلات کشور یکشبه حل نمیشوند. صبوری لازم است.
6⃣۶. تکیه بر اطلاعات دقیق: نقد بر پایه دادههای مستند باشد، نه شایعات شبکههای اجتماعی.
7⃣۷. پرهیز از تکبعدینگری: هر مسأله ابعاد مختلف دارد. جامع ببینیم و تکمتغیره قضاوت نکنیم.
8⃣۸. اعتماد به ساختارهای نظام: نقد نباید مشروعیت ساختارها را زیر سؤال ببرد.
9⃣۹. زبان نقد منصفانه: لحن ما باید اخلاقی و دلسوزانه باشد، نه تخریبی.
🔟۱۰. پرهیز از ایجاد مخرج مشترک با دشمن: نقدی که پازل دشمن را کامل کند، دیگر نقد دلسوزانه نیست.
🔻حرف آخر
🔻وقتی نقطه نقد را گذاشتیم،
🔸دولت باید—حتا اگر نقد را نپذیرد—احساس کند منتقد خیرخواه و صادق است.
🔸مردم باید احساس کنند دولت حرکت میکند و مشکلات رو به حل شدن است.
این یعنی تقویت امید به آینده.
🔻پینوشت
وظیفه نهایی ما اجتماعیسازی مطالبه است. باید کاری کنیم مردم هم آن مطالبه را بخواهند و پیگیری کنند. در بلندمدت، همین اجتماعیشدن مطالبه مسیر انتخاب و تصمیمگیری در جمهوری اسلامی را جهت میدهد. این یعنی صبر، امید و وفاداری به تنها راه پایدار کشور:
مردمسالاری دینی.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻ده مهارت برای نقد دلسوزانه دولت
🔻سخنان رهبر انقلاب، انشاءالله فصلالخطاب است. باید از دولت پرتلاش حمایت کرد. از امروز خط قرمز و مرز انقلابی و غیرانقلابی در عمل به این توصیه قطعی است.
🔻اما یک سؤال جدی پیش روی ماست: با اشکالات دولت چه باید کرد؟ چه کنیم که نقدمان حمایتآمیز باشد؟
چون قطعاً رهبر انقلاب نقد و مطالبه را نفی نکردند، رئیسجمهور محترم هم چنین انتظاری ندارند.
🔻این متن چند مهارت را برای جمع توأمان نقد و حمایت اشاره میکند. اما پیش از آن،
دو مقدمه لازم است:
🔹مقدمه اول: عبور از نگاه قطبی
فرهنگ سیاسی ما گرفتار بیماری قدیمی قطبینگری است. عادت کردهایم همه چیز را صفر و یکی ببینیم؛ افراد یا فرشتهاند یا اهریمن، یا باید یکسره تأیید شوند یا یکسره حذف. نتیجه این است که نقد مساوی میشود با دشمنی و حمایت مساوی میشود با مداحی.
اگر این بیماری درمان شود، آنوقت با هر نقد و مطالبهای به تکفیر و حذف دیگران نمیرسیم.
🔹مقدمه دوم: چرا باید دولت را حمایت کرد؟
سه دلیل روشن وجود دارد:
🔸1. دلیل معرفتی: احترام به رأی مردم و پاسداشت مردمسالاری دینی؛ رأی مردم حرمت دارد.
🔸2. دلیل سیاسی و منطقی: تضعیف دولت اجرایی، تضعیف کل کشور است. همه با هم سوار یک کشتی هستیم؛ نباید خودزنی کنیم.
🔸3. دلیل اقتضایی: ما در شرایط جنگ ترکیبی هستیم و هر اختلاف داخلی، نقش ستون پنجم دشمن را ایفا میکند.
🔻مهارتهای نقد دلسوزانه
1⃣۱. دیدن نکات مثبت در کنار نقد: چشم خود را تربیت کنیم تا زحمات و موفقیتها را ببینیم و بگوییم. نقد بدون ذکر مثبتها، ناقص است.
2⃣۲. نقد همراه با راهکار: هر نقدی باید پیشنهاد اصلاحی داشته باشد. راهکار، امیدآفرین است.
3⃣۳. پرهیز از تعمیم خطاها: خطای یک بخش یا یک مسئول را به کل دولت تعمیم ندهیم.
4⃣۴. رعایت اولویتها: بر مسائل اصلی تمرکز کنیم، نه حاشیهها.
5⃣۵. پذیرش تدریجی بودن حل مسائل: مشکلات کشور یکشبه حل نمیشوند. صبوری لازم است.
6⃣۶. تکیه بر اطلاعات دقیق: نقد بر پایه دادههای مستند باشد، نه شایعات شبکههای اجتماعی.
7⃣۷. پرهیز از تکبعدینگری: هر مسأله ابعاد مختلف دارد. جامع ببینیم و تکمتغیره قضاوت نکنیم.
8⃣۸. اعتماد به ساختارهای نظام: نقد نباید مشروعیت ساختارها را زیر سؤال ببرد.
9⃣۹. زبان نقد منصفانه: لحن ما باید اخلاقی و دلسوزانه باشد، نه تخریبی.
🔟۱۰. پرهیز از ایجاد مخرج مشترک با دشمن: نقدی که پازل دشمن را کامل کند، دیگر نقد دلسوزانه نیست.
🔻حرف آخر
🔻وقتی نقطه نقد را گذاشتیم،
🔸دولت باید—حتا اگر نقد را نپذیرد—احساس کند منتقد خیرخواه و صادق است.
🔸مردم باید احساس کنند دولت حرکت میکند و مشکلات رو به حل شدن است.
این یعنی تقویت امید به آینده.
🔻پینوشت
وظیفه نهایی ما اجتماعیسازی مطالبه است. باید کاری کنیم مردم هم آن مطالبه را بخواهند و پیگیری کنند. در بلندمدت، همین اجتماعیشدن مطالبه مسیر انتخاب و تصمیمگیری در جمهوری اسلامی را جهت میدهد. این یعنی صبر، امید و وفاداری به تنها راه پایدار کشور:
مردمسالاری دینی.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤13👏4👎3
🔻جائی که صهیونیست ها زمینگیر شدند
اگر رسانه نبود، هفتم اکتبر هرگز به ثمر نمینشست. این یک واقعیت است.
نگاه کنید: آن روز نه فقط یک عملیات نظامی، بلکه نقطه پایان رژیم صهیونیستی در ذهن ملتهای جهان بود. امروز حتی دولتها هم به دنبال ملتها افتادهاند. سهم رسانه در این معادله، سهمی سرنوشتساز است.
طوفان الاقصی با رسانه تکمیل شد. ظلم چند ده ساله رژیم در حال فراموشی بود، اما حماسه حماس آن را به پیشانی تاریخ کوبید. سنوار و مجاهدان غزه، با خون خود، رژیم را در افکار عمومی دنیا تمام کردند. و حقیقت این است: آنچه در ذهنها تمام شود، در واقعیت نیز به سرعت فرو خواهد ریخت.
به همین دلیل است که رژیم صهیونیستی از آغاز این جنگ، دستکم ۲۴۶ خبرنگار را شهید کرده است؛ آماری که در تاریخ رسانه بیسابقه است. به همین دلیل است که نتانیاهو فریاد میزند: «ما در هفت جبهه میجنگیم و رسانه، جبهه هشتم ماست.»
او به فاکسنیوز و دیگر رسانهها حمله میکند: «شما خبرنگاران باید خجالت بکشید! مجریهای استودیو دروغ میگویند، پروپاگاندای حماس را تکرار میکنند، عکسهای گرسنگی کودکان غزه جعلی است!» و در جنگ دوازدهروزه نیز از ترس حقیقت، رسانه ملی ما را هدف گرفت.
اما این اولین بار نبود. انتفاضه پنجساله (۲۰۰۰–۲۰۰۵) با خون شهید مظلوم محمد الدوره و تصویر تاریخیاش در آغوش پدر، وجدان جهانیان را لرزاند و به رسانه بدل شد.
امروز هم حماس نشان داده که تنها در میدان نبرد پیروز نیست؛ بلکه در جبهه رسانه و ذهن نیز دست برتر را دارد.
اصل سخن این است: رسانه در این جنگ فقط گزارش میدان نیست. حتی جبهه هشتم هم نیست. رسانه، خود همه میدان است. امروز رژیم صهیونیستی در جنگ رسانهای، زبون و درمانده است و همین جنگ رسانهای است که نابودیاش را سرعت میبخشد.
این جنگ، جنگ اطلاعرسانی صرف نیست؛ جنگی است در ساحت انسانی. ذهنها در حال دریافت حقیقتاند، دلها در حال بیدار شدناند. به همین دلیل است که صدای مقاومت از غزه تا سانتیاگو و از لندن تا جاکارتا پیچیده است؛ میلیونها نفر در خیابانها فریاد میزنند: «فلسطین آزاد باید گردد».
در الهیات ما، ثمره جنگ بر دلها و ذهنهاست. سیدالشهدا در کربلا، طفل ششماههاش را بر دست گرفت تا در تاریخ رسانهای شود؛ رسانهای که دنیا را میخکوب مظلومیت کرد و خونش تا امروز در رگهای آزادگان جاری است. همان خون است که در رگهای مجاهدان غزه و جوانان جبهه مقاومت میجوشد.
امروز رسانه، تمامکننده حماسه حماس است. طبیعی است اگر رژیم برای کشتن حقیقت، تقلا کند و خبرنگاران را هدف بگیرد. هرچند جائی که خون های پاک روایت می کنند، رسانه مثل رود خروشان جاری است.
همشهری
@mahdian_mohsen
اگر رسانه نبود، هفتم اکتبر هرگز به ثمر نمینشست. این یک واقعیت است.
نگاه کنید: آن روز نه فقط یک عملیات نظامی، بلکه نقطه پایان رژیم صهیونیستی در ذهن ملتهای جهان بود. امروز حتی دولتها هم به دنبال ملتها افتادهاند. سهم رسانه در این معادله، سهمی سرنوشتساز است.
طوفان الاقصی با رسانه تکمیل شد. ظلم چند ده ساله رژیم در حال فراموشی بود، اما حماسه حماس آن را به پیشانی تاریخ کوبید. سنوار و مجاهدان غزه، با خون خود، رژیم را در افکار عمومی دنیا تمام کردند. و حقیقت این است: آنچه در ذهنها تمام شود، در واقعیت نیز به سرعت فرو خواهد ریخت.
به همین دلیل است که رژیم صهیونیستی از آغاز این جنگ، دستکم ۲۴۶ خبرنگار را شهید کرده است؛ آماری که در تاریخ رسانه بیسابقه است. به همین دلیل است که نتانیاهو فریاد میزند: «ما در هفت جبهه میجنگیم و رسانه، جبهه هشتم ماست.»
او به فاکسنیوز و دیگر رسانهها حمله میکند: «شما خبرنگاران باید خجالت بکشید! مجریهای استودیو دروغ میگویند، پروپاگاندای حماس را تکرار میکنند، عکسهای گرسنگی کودکان غزه جعلی است!» و در جنگ دوازدهروزه نیز از ترس حقیقت، رسانه ملی ما را هدف گرفت.
اما این اولین بار نبود. انتفاضه پنجساله (۲۰۰۰–۲۰۰۵) با خون شهید مظلوم محمد الدوره و تصویر تاریخیاش در آغوش پدر، وجدان جهانیان را لرزاند و به رسانه بدل شد.
امروز هم حماس نشان داده که تنها در میدان نبرد پیروز نیست؛ بلکه در جبهه رسانه و ذهن نیز دست برتر را دارد.
اصل سخن این است: رسانه در این جنگ فقط گزارش میدان نیست. حتی جبهه هشتم هم نیست. رسانه، خود همه میدان است. امروز رژیم صهیونیستی در جنگ رسانهای، زبون و درمانده است و همین جنگ رسانهای است که نابودیاش را سرعت میبخشد.
این جنگ، جنگ اطلاعرسانی صرف نیست؛ جنگی است در ساحت انسانی. ذهنها در حال دریافت حقیقتاند، دلها در حال بیدار شدناند. به همین دلیل است که صدای مقاومت از غزه تا سانتیاگو و از لندن تا جاکارتا پیچیده است؛ میلیونها نفر در خیابانها فریاد میزنند: «فلسطین آزاد باید گردد».
در الهیات ما، ثمره جنگ بر دلها و ذهنهاست. سیدالشهدا در کربلا، طفل ششماههاش را بر دست گرفت تا در تاریخ رسانهای شود؛ رسانهای که دنیا را میخکوب مظلومیت کرد و خونش تا امروز در رگهای آزادگان جاری است. همان خون است که در رگهای مجاهدان غزه و جوانان جبهه مقاومت میجوشد.
امروز رسانه، تمامکننده حماسه حماس است. طبیعی است اگر رژیم برای کشتن حقیقت، تقلا کند و خبرنگاران را هدف بگیرد. هرچند جائی که خون های پاک روایت می کنند، رسانه مثل رود خروشان جاری است.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤10👍3👎3
🔻خاک بر سر آن ایرانی
رهبر انقلاب در سخنرانی اخیرشان گفتند: دشمنان نشستی داشتند برای تعیین جانشین جمهوری اسلامی. و میان آنها یک ایرانی هم بود. فرمودند: «خاک بر سر آن ایرانی!»
مهم نیست نامش چه بود. رضا پهلوی یا دیگری. مهم این است: چه کسی آنقدر ذلیل است که این لقب برازندهاش شود.
بیاییم مفهوم اپوزیسیون را روشن کنیم. دو نوع اپوزیسیون داریم: خوب و بد.
اپوزیسیون خوب؟ مثل سروش، کدیور، گنجی. دعوای آنها با حکومت است، نه با ایران. حتی گنجی وقتی دید نتانیاهو کتابش را تبلیغ کرده، نوشت: کاش میتوانستم خودکشی کنم و این خفت را نبینم. اینها با ایران دشمن نیستند.
به اینها گفته می شود ضدانقلاب. عمده اپوزیسیون های دنیا از این دست اند.
اما اپوزیسیون بد؟ آنکه با مردم دشمنی دارد. با خاک ایران. این دیگر اپوزیسیون نیست؛ وطنفروشی است.
خاندان پهلوی نمونه روشن آن است. پدر و پدربزرگ تا توانستند دزدیدند. فروختند. تسلیم شدند. و در نهایت فرار کردند. امروز فرزندشان همپیمان جلادترین رژیم تاریخ شده؛ برای ریختن بمب بر سر مردم خودش. برای دفاع از فروپاشی خاک ایران.
این دیگر «ضدانقلاب» نیست. این بیناموسِ وطن است. وطنفروش.
و امروز دوقطبی اصلی روشنتر از همیشه است: انقلابی یا ضدانقلابی؟ نه! وطنپرست یا وطنفروش. تنها دوقطبی فطری و وجدانی تاریخ. امتداد این دوقطبی به همان دوقطبی اصیل انقلابی و ضدانقلابی می رسد. روشن است.
همشهری
@mahdian_mohsen
رهبر انقلاب در سخنرانی اخیرشان گفتند: دشمنان نشستی داشتند برای تعیین جانشین جمهوری اسلامی. و میان آنها یک ایرانی هم بود. فرمودند: «خاک بر سر آن ایرانی!»
مهم نیست نامش چه بود. رضا پهلوی یا دیگری. مهم این است: چه کسی آنقدر ذلیل است که این لقب برازندهاش شود.
بیاییم مفهوم اپوزیسیون را روشن کنیم. دو نوع اپوزیسیون داریم: خوب و بد.
اپوزیسیون خوب؟ مثل سروش، کدیور، گنجی. دعوای آنها با حکومت است، نه با ایران. حتی گنجی وقتی دید نتانیاهو کتابش را تبلیغ کرده، نوشت: کاش میتوانستم خودکشی کنم و این خفت را نبینم. اینها با ایران دشمن نیستند.
به اینها گفته می شود ضدانقلاب. عمده اپوزیسیون های دنیا از این دست اند.
اما اپوزیسیون بد؟ آنکه با مردم دشمنی دارد. با خاک ایران. این دیگر اپوزیسیون نیست؛ وطنفروشی است.
خاندان پهلوی نمونه روشن آن است. پدر و پدربزرگ تا توانستند دزدیدند. فروختند. تسلیم شدند. و در نهایت فرار کردند. امروز فرزندشان همپیمان جلادترین رژیم تاریخ شده؛ برای ریختن بمب بر سر مردم خودش. برای دفاع از فروپاشی خاک ایران.
این دیگر «ضدانقلاب» نیست. این بیناموسِ وطن است. وطنفروش.
و امروز دوقطبی اصلی روشنتر از همیشه است: انقلابی یا ضدانقلابی؟ نه! وطنپرست یا وطنفروش. تنها دوقطبی فطری و وجدانی تاریخ. امتداد این دوقطبی به همان دوقطبی اصیل انقلابی و ضدانقلابی می رسد. روشن است.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤15👎3👏3