کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
184 videos
6 files
278 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
«لطفن بیشتر لخت نشو...»

عکسی از آقای آقامیری با شلوارک و در کنار یک سگ منتشر شد که مورد توجه کاربران مجازی قرار گرفت. در همین رابطه خانومی در توئیتر تعریضی به این عکس داشت که از جهت سواد رسانه قابل تامل است. آن خانوم خطاب به جناب آقامیری نوشته بود "فهمیدیم مثل مائید لطفا بیشتر لخت نشو"
آدم ها را همیشه از جهت رفتار ملون شان تحلیل کرده ایم. اینکه رفتار فلانی برای محبوبیت و منبرش ممبرسازی است. مثلا همین آقای آقامیری عزیز مدتی پیش با خانومی رقاصه به لایو نشست و برایش تصنیف روحوضی می خواند. نمی دانم شاید به این دلیل که بعد محبوبیت بیشتر روی طرفدارها اثر اخلاقی و چه و چه بگذارد.
اما اینبار به سبک دیگری به موضوع توجه کنیم. اینبار از زاویه مخاطب به مساله نگاه کنید. اینکه چه اتفاقی می افتد که من و شما بازیگرهای عرصه رسانه و سیاست را باور می کنیم؟ دقیقا امثال ایشان با لخت شدن چه می کنند؟ چه فرآیندی در ذهن من و شما می گذرد که پروسه فریب کامل می شود و ما این افراد را فالو و به سمت شان کشش پیدا می کنیم؟
سواد رسانه ی اینجاست.
لطفا نگوئید لخت شدن روی شما بی تاثیر است. بله درست است؛ احتمالا بخش قابل اعتنایی از مخاطبان این متن از شومن ها تاثیر نمی گیرند. اما از بازیگران دیگری با ژانرهای عدالت خواهی و آرمان خواهی هم تاثیر نمی گیرند؟ مثلا از خود رابین هود پندارها؟
این تاثیر چه نوع اثری است؟
ماجرا ساده است. شما چون خودتان را دوست دارید، هرکس که شما را تائید کند رهبرتان می شود. نمی شود؟ لطفا صادق باشید.
من وشما در رسانه ها و لابه لای این همه انبوه مطالب دنبال چه می گردیم؟ حقیقت؟ شوخی نکنید. اجازه دهید از ناخوداگاه تان خبر دهم. شما دنبال حقیقت نیستید. شما دنبال هرآنچه هستید که تائیدتان کند. بگوید شما درست فکر می کنید. درست زندگی می کنید. اصلا تحلیلی می خوانید که شما را تائید کند. کمکتان بکنم؟ به حلقه کسانی که در توئیتر و اینستاگرام فالو کردید و به ترکیب گروه های مشترک تلگرامی تان مراجعه کنید. نکته مشترک همه آنها چیست؟ مثل هم بودن. شبیه هم هستید. همدیگر را تائید می کنید. همین.
این گارد رسانه ای من و شماست که عده ای را به هوس می اندازد، خریدار هیجان و کاسب لایک های تان شوند. این افراد چه بسا خلوت شان با جلوت شان متفاوت باشد. از هویت شان هم می گذرند تا باتائیدتان، کاسب توجهات شما باشند. بنابراین حرفی نمی زنند که حق باشد، حرفی می زنند که شما دوست داشته باشید. اما بیائید یک بار از این افراد عبور کنیم. چه شد که اجازه دادیم فریب مان دهند؟
حالا صادقانه نظرتان چیست؟ بهتر نبود بجای نقد خودمان، آقای آقامیری را نقد می کردم؟
@mahdian_mohsen
عقلانیت انقلابی و آرمانخواهی حقیقی را امروز در جای جای سخنان رهبرانقلاب بخوانید
@mahdian_mohsen
⭕️آخرین منبر آیت الله امجد...

آقای امجد گردن خیلی از ما حق دارند. چه شب هایی که پای منبرکوی دانشگاه ایشان مقدرات شب قدرمان رقم خورد. استاد اخلاق و عرفان و زندگی. اما سالهاست که روزگار تلخی پشت سر می گذرانند. روزهایی که البته باز هم برای همه ما درس است و آموزنده.
آقای امجد عزیز سالهاست تحت تاثیر آقازاده و غیره بارها و بارها ناروا و ناسزا و ناحق علیه انقلاب موضع گرفتند و ناشایست و نامعقول بر رهبری نظام تاختند؛ اما اخیرا کار بدانجا رسیده است که از یک تروریست رسانه ای دفاع می کنند.
دفاع از روح الله زم با کدام حجت؟ کسی که حتا قبل دستگیری اش معترف بود برای تحریم اقتصادی مردم به دشمن گرا داده و برای موشک های دشمن آدرس و برای ترور سردار دل ها نقشه و مسیر راه شده است. کسی که برای تخریب اموال مردم و آدم کشتن در تجمعات دستورالعمل آموزشی منتشر می کرد تاآنجا که آش آنقدر شور شد که رسانه اش را نهادهای غیرایرانی مسدود کردند.
کسی که خودش معترف بود رهبر آشوب دی ماه است. همان آشوبی که دهها تن در آتشش سوختند و به اعتراف استکبار بهانه تحریم بیشتر مردم می شود.
دفاع از یک تروریست رسانه ای که علیه مردم ایران شرارت داشت دارای چه منطقی است؟
این روزهای جناب امجد هم برای ما آموزنده است. چه آنکه حقیقتا اگر شناخت و چارچوب سیاسی نباشد، استاد کامل اخلاق و عرفان هم به خدمت اهریمن می رود.
جناب امجد این چند روز تیتر یک رسانه های خناسی است که کمترین خواسته شان خفت ملت ایران است. اگر به حقانیت جمهوری اسلامی تردید دارند، آیا سوت وکف شیاطین رسانه ای و ناخن تیز کردن دیوهای خبیث و آب ریختن از دهان عفریته های خبری را هم نمی بینند؟
این روزها خواهد گذشت. اما در روز افتادن پرده ها و به وعده موعود با کدام ادب اخلاقی و داشته عرفانی شان، تاب پاسخ به این ظلم ها را خواهند داشت؟
فارغ از تعیین مصداق، رهبرانقلاب خوش فرمود: « خاک بر سرِ آن عالم اعلم و افقه! خاک بر سرِ آن عالِمی که قلباً خوشحال شود از این‌که ببیند رادیوهای دشمنان اسلام، در مقابل نظام اسلامی، از او تمجید و تعریف میکنند! باید گریه کند! حالا گیرم از لحاظ فقاهت و علم هم خیلی بالا باشد، که آن هم علم نیست، جهل است. نور نیست، ظلمت است»
آخرین منبر جناب امجد انذار از عاقبت به شری است، هرچند دعا می کنیم واپسین منبرشان را حق، خیر و توبه و انابه قرار دهند.

@mahdian_mohsen
🔴درباره سحرتبر و نوجوان 14 ساله

یکم. سحر تبر با قید وثیقه آزاد شد. پیشتر گفته شد قاضی 10 سال برای او زندان بریده است. منتقدان معتقدند روا نیست چنین حکمی. سحر تبر باید درمان شود نه زندان.
دوم. وقتی اعترافات مائده هژبر یک رقصنده اینستاگرامی از رسانه ملی پخش شد، نقدمان این بود که موضوعات فرهنگی جنسش اعتراف نیست. اعتراف به چه؟ مشکلات فرهنگی در این سن و سال ناشی از جهل است. جهل را اعتراف نمی گیرند، بلکه آگاهی می دهند.
سوم. چند روزی است لایو یک خانوم مبتذل در اینستا با یک نوجوان 14 ساله در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.دردناک است. هرکس ببیند از این اباحه گری رایج غمین می شود. خاصه وقتی پای قربانی شدن یک نوجوان در میان باشد.
فرض کنید روش مواجه قضایی با سحر تبر را نرویم. روش امنیتی در برخورد با مائده هژبر نیز. سوال ایسنت: اگر جای پدر یا مادر این نوجوان باشید چه می کنید؟
سوال دقیق است. حتا اگر ازدواج نکردید یا فرزندی ندارید به این سوال توجه کنیم. راه مواجهه چیست؟ اهل تساهل با اباحه گری مخاطب این متن نیست. مخاطب من خانواده ایمانی است که با هرگرایشی سلامت روحی و روانی فرزندش برایش اهمیت دارد و البته در اکثریت اند.
ماجرای این نوجوان 14 ساله نه غریب است و نه بعید. این روزها خیلی از پدرومادر ها با آن مواجه اند؛ نه در این سطح، اما درگیرند. چه باید کرد؟
برخورد قهرآمیز یا مدارا؟ به چه روشی؟ با کدام مهارت ارتباطی؟ اساسا چطور باید نظارت کنند؟ اگر علم پیدا کردند چطور مواجهه کنند؟ چطور بر خشم خود مسلط شوند؟ چطور مانع شوند؟ چطور آگاهی دهند؟ محدودیت تا کجا؟ همراهی تا کجا؟ خط قرمزها چیست؟ فرق مدارا با تسامح چیست؟
مسائل نظام تربیتی ما تغییر کرده است. نیازمند فهم مسائل جدید هستیم. چالش "اکنون گریزی" در نظام تربیتی ما دردآور است. حوزه های علمیه ما نیز احتمالا درگیر مسائل مهمترند. بماند.
پیشنهاد می کنم از همین امروز خانواده ها خود را مجهز کنند. مجهز به مهارت های ارتباطی با کودک و نوجوان. مجهز به سواد رسانه ای و مجهز به آشنائی های تکنولوژیکی. از هرچه دم دستمان است. کتاب و مقاله و استاد و معلم و غیره.
از گناه کمکاری های دولت ها و غیره مطلعم. آنهم بجای خود. اما منتظر و متوقف این و آن نباید شد. آینده فرزندان ما شبیه اقتصاد و سیاست نیست که درست و نادرست به دیگران حواله دهیم و وجدانمان را برای نشستن آسوده کنیم. نوجوان 14ساله و مائده ها وسحرها اول از همه محصول جهل خانواده ها هستند.
هم خودمان بلند شویم و هم مدد دهیم به دیگران.
@mahdian_mohsen
⭕️دلم برای پدر زم سوخت

گفت: در مراسم شب هفتم روح الله زم پدر ایستاده و عکس فرزند در آغوش و نوحه محمود کریمی گذاشتند: "غریب گیر آوردنت"
عکسی که چند روز است بین رسانه های اهریمنی دست به دست می شود. این عکس ها ادامه همان بیانیه اولیه آقای زم است. همان بیانیه ای که قدیس سازی از طریق خلجان احساسات بود.
دلم برای پدر زم سوخت.
در بهترین حالت و با تسامح درگیر عواطف است و نمی بیند با خود چه می کند؛ انقلاب و مردم بماند. اما ضرب دست وارونه نمایی عاطفی همین یکی دو روز است؛ آنگاه او می ماند و تاریخ.
دلم سوخت که پدر خواسته یا ناخواسته واپسین پازل فرزند جنایتکارش را با تحریف تاریخ و جابجایی جلاد و شهید تکمیل کرد.
تحریف تنها برای امروز نیست.سالهاست که رسانه ها را به خدمت تحریف کشانده اند. چه انکه در روزگار بی رسانه ای مگر تلاش نشد یزید را بی گناه کربلا جا بزنند؟ شد؟
یعنی تاریخ فراموش کند که زم چطور آموزش آدم کشی به اوباش می داد؟ فراموش کند چطور مسیر راه نقطه زنی تحریم ملت ایران شد؟ فراموش کند چطور اجیر جلادترین دشمنان مردم بود؟ ممکن نیست. همه خون هایی که با تحریک و تحریض آمدنیوز ریخته شده به گردن فرزند جناب زم است. تاریخ این را هم فراموش نمی کند که پدری دلش از مرگ فرزند افسرده بود، اما وجدانش در مقابل خون های ریخته شد آرامش داشت.
ثبت ماند بر جریده تاریخ رسانه، که تروریستی با لباس خبرنگاری آدم کشت و بدان فخر کرد. لباس رسانه ای زم نه از سر نفاق او که به گفته خودش ابزار رزمش بود. با این حال عده ای به خونخواهی جاهلانه فریاد می کنند که او تنها یک خبرنگار بود.
دلم برای پدر زم سوخت. او همراه با جنازه پاره تنش، همه هویتش را در خاک گذاشت؛ هویت اخلاقی و دینی و انقلابی.
اما هنوز راه هست. ای کاش بعد از این دلسوزان انقلاب دورش حلقه کنند و اجازه ندهند به نام و نشان روح الله ش تمام شود. باید به او توجه داد که مرهم زخم ها، تنها نام انقلاب روح الله است.
حرف تمام است؛ اما خدا اینچنین آزمون برزخی را نصیب احدی نکند.
@mahdian_mohsen
⛔️ "آقای جمهوری اسلامی" و سندرم گُندِگی

فکر می‌کنید منشأ بسیاری از تحلیل‌های شاذ و هیجانی در توئیتر چیست؟ یا علّت بسیاری از داد و فریادهای رسانه‌ای؟ یا ناسزاهای سیاسی؟ مثلاً طعنه‌های رایج و به هر بهانه‌ای به "آقای جمهوری اسلامی"؟

واقعاً فکر می‌کنید اغلب، مبنای اعتقادی و گرایشی دارند؟! من این‌طور فکر نمی‌کنم.

توئیتر کجاست؟
جائی که باید به اختصار حرف بزنید.
همین؟!
خیر؛ باید حرف جدید هم بزنید.
دیگه؟
باید خوب دست‌به‌دست شوید؛
چرا؟
تا بازدید و لایک ممبر بگیرید.

هیچ‌کدام از این موارد بد نیست. اتفاقاً رعایتش هنر است، اگر در خدمت محتوای عالمانه قرار بگیرد.

ماجرا کجا تبدیل به آسیب می‌شود؟
وقتی برخی در رعایت این موارد دچار بدفهمی و بدسلیقگی شده و توان جمع‌کردن همه را با هم ندارند. در نتیجه گرفتار 4 نقش توهمی می‌شوند: ⟨حکیم‌باش‌ها⟩ - ⟨پهلوان‌باش‌ها⟩ - ⟨هَوارکِش‌ها⟩ - ⟨هُوراکِش‌ها⟩

1⃣ یکم: حکیم‌باش‌ها
🔺 برخی بعد از مدتی موجزنویسی جدّی‌جدّی احساس می‌کنند حکمت می‌نویسند. قَبای حکیم‌باشی به تن می‌کنند و هر روز صبح، خود را موظّف می‌دانند که حکمت بگویند. این حس توهّمی باعث می‌شود متن‌ها دچار تصلّب و تعصّب شود. «همین است و جز این نیست»ها، ناشی از همین قبای تنگ است. «منیت»ها نیز.

2⃣ دوم: پهلوان‌باش‌ها
🔺 برخی «تازگی» را به‌غلط، «متفاوت‌بودن» برداشت کردند. تصور می.کنند به‌جای زاویهٔ دیدِ جدید، باید متفاوت بود. متفاوت‌نمایی را هم در دوقطبی‌سازی دیدند. این‌که حتماً باید یک غیریّت، ساخته شود، تا «من» دیده شوم. لُغُزخوانی‌های استقلال-پرسپولیسی در سیاست (تحلیل‌های صفر و یکی)، برای همین پهلوان‌بازی‌هاست.

3⃣ سوم: هَوارکِش‌ها
🔺 برخی، دست‌به‌دست‌شدن را، تنها در هیجانی‌نوشتن می‌دانند. هیجانی‌نویسی را هم، در داد زدن. یک‌وقت‌هایی هم که همه داد می‌زنند، برای یک پرده بالاتر، به فحش و ناسزا می‌رسند تا در بازار مِسگرها شنیده شوند.

4⃣ چهارم: هُوراکِش‌ها
🔺 خیلی‌ها برای دیده‌شدن سعی می‌کنند همیشه در تیم برنده‌ها باشند. تیم برنده‌ها چه تیمی است؟ تیم اکثریت. لذا به ذائقهٔ اکثریت می‌نویسند. این افراد عمدتاً در بیان حق، لکنت دارند.

👆 این 4 آسیب، سَندرم گُندِگی می‌سازد.

طعنه به "آقای جمهوری اسلامی" یکی از عوارض این بیماری است. هم حسّ حکیم‌باشی به فرد می‌دهد؛ بالاخره تعبیر آقای جمهوری اسلامی، خودش معرکه‌ساز است. هم پهلوانی است در کوچهٔ بن‌بست؛ چون کسی نیست یقه‌ای بگیرد. هم در بازار مِسگرها صدایی است پُرطنین و در نهایت بابِ‌میلِ جماعتی که با "ما بی‌شماریم" زنده‌اند.

#سواد_رسانه
@mahdian_mohsen
‏تعریف داغ در نظرت جور دیگری ست
ای کربلا به چشم تو زیباتر از همه...
.
سلام و صلوات بر "پیام بر" و "خبرنگار" حقیقی کربلا،
که
"کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود..."
@mahdian_mohsen
💀اگر این علائم را دارید؛ گرفتار مازوخیسم اید

🌒آیا خبرهای خوب تان را در مقابل خبرهای دیگران دست کم می گیرید؟
مثلا چشمتان با خبرواکسن آمریکایی و انگلیسی برق زد و خبر واکسن ایرانی را جدی نگرفتید؟
🌓آیا در کنار هر خبر مثبتی دنبال یک خبر منفی هستید؟
مثلا رونمایی از تولید خودروی ایرانی تارا را ندیدید و روشن نشدن خودرو توجه تان را جلب کرد؟ احتمالا بعدا هم پی گیری نکردید که اصل خبر دروغ بوده است.
🌓آیا هر خبر مثبتی را با یک برداشت تلخ و منفی بازنمایی می کنید؟
مثلا وقتی عدلیه عده ای را مورد رافت قرار داده و از زندان آزاد می کند پیش بینی افزایش فساد کردید؟ یا دادگاه های مبارزه با فساد را صوری و فرمایشی تحلیل کردید؟
🌓آیا شما از آن دسته افرادی هستیدکه اخبار منفی را از هرجا برسد می پذیرید و برایش ندبه و آنرا دست به دست می کنید؟
مثلا خبر فلفل دادن به دختر بچه فقیر به ازای پول را دیدید و باور کردید که این ماجرا برای ایران است؟
🌓آیا شما از آن دسته اید که خبر منفی را چندین برابر بزرگنمایی می کنید؟
مثلا خبر ترور شهید هسته ای را می شنوید و به دنبال آن گزارش هالیوودی اینکه دهها نفر تروریست در صحنه بودند و زدند و رفتند و یک تیر هم نخوردند؟
🌓آیا گرفتار تعمیم وبزرگنمایی اخبار منفی هستید؟
مثلا یک خبر از فساد اقتصادی بشنوید میگویید کشور ما دچار فساد سیستمی است؟ یا یک خانه در بندرعباس خراب شود میگوئید پس فرق ما با اسرائیلی هاچیست؟
🌓آیا اصلا میتوایند خبرهای مثبت را ببینید؟ یا جلوی چشم تان هم بگذارند از کنارش رد می شوید؟
مثلا خبر برق رایگان را شنیدید؟ افزایش سرمایه گذاری در دوران تحریم چه؟ رشد اشتغال در بنگاه های بزرگ سال قبل چی؟ رشد فرزندخواندگی در بهزیستی چی؟ و ....
🌓بدتر اینکه نعمت ها و داشته های تان را به تمسخر می گیرید؟
مثالش بماند
🌓سوال آخر؛ آیا به شنیدن اشکالات و ضعف های دشمنان تان بی تمایلید؟
مثلا اگر از شمابخواهند درباره بی حیثیتی تاریخی آمریکا در هک شدن اطلاعاتش سه خط بنویسید، برای تان میسر است؟ چقدر اطلاعات دارید؟
🌑 اگر این نشانه ها را در خودتان دارید حتما به بیماری خودحقیرپنداری و مازوخیسم سیاسی گرفتارید. مهم نیست بیماری تان را چه صدا می زنید. مثلا ممکن است اسم خود را آرمانخواه بگذارید اما این آرمانخواهی که بی اعتنا به واقع و دارایی های یک ملت است افسانه ای توهمی وخیال انگیز بیش نیست.

متاسفانه باید بگویم رسانه های سادیسمی ضدانقلاب که از تحقیر ملت ایران لذت می برند روی مازوخیست های داخلی که از تحقیرشدن لذت می برند حساب ویژه باز کردند.
#سوادرسانه
@mahdian_mohsen
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹در مناظره با زیدآبادی مطرح شد

⭕️۴ دلیل کلیدی در شکل گیری آمدنیوزها و زم ها
1⃣یکم. رابطه #تکبر_ساختاری با عطش #خبر_پنهان در جامعه
2⃣دوم. رابطه #فساد_سیستمی با باورپذیری اخبار فساد مسوولین
3⃣سوم. رابطه #سوادرسانه ای در عصرشبکه با #تحمیق رسانه ای
4⃣چهارم. ویژگی های شخصیتی #زم
@mahdian_mohsen
چه کسانی با خبرواکسن ایرانی اذیت شدند؟

1⃣دسته اول مازوخیست ها
کسانی که به غربزدگی خو کرده اند.
اینها وقتی وزیر بهداشت گفت این اولین بار نیست که واکسن می سازیم احتمالا گوششان را گرفتند. گفت: ما صدسال است واکسن می سازیم و به همه جای دنیا صادر می کنیم و بزودی 70 درصد مردم واکسینه می شوند.
2⃣دسته دوم ترسوها
کسانی که از سر ترس توان رفتار عقلانی نداشتند. اینها می گفتند ما می ترسیم بمیریم پس بهتر اینکه به گرگ ها دل ببندیم. واکسن که هیچ، وقتی ماسک و موادضدعفونی کننده و ونتیلاتور و حتا داروی آنفلوآنزا را هم بخاطر تحریم بما ندادند بازهم در در داخل تولید کردیم و البته عده ای نخواستند ببینند.
3⃣دسته سوم مسخ شده ها
کسانی که همه داشته های خبری شان را از پای رسانه های سعودی و انگلیسی گرفتند. ساده لوحانه می گفتد واکسن ایرانی را می خواهند سر مردم امتحان کنند و واکسن خارجی برای از ما بهتران هاست. حالا دیدند نفر اولی که واکسن دریافت کرد دختر عالی ترین مسوول ساخت واکسن است. این یعنی هم اعتماد علمی و هم ایثار اجتماعی.
4⃣دسته چهارم/ کاسبان مذاکره
عده ای که با هشتگ واکسن بخرید دنبال فشار اجتماعی برای اف ای تی اف و مذاکره بودند هم دست شان را بالا بردند.
@mahdian_mohsen
مقصد چمدان 22 میلیون دلاری

ماجرای چمدان 22 میلیون دلاری و نامه دختر حاج قاسم را چطور باید روایت کرد؟
اول ببینیم نقطه اشتراک ایندو چیست؟ چرا ایندو خبر که یکی کاملا کذب است و دیگری تکراری است برای رسانه های اهریمنی مهم تلقی می شود؟
مقصد هردو روایت، شکن در پایگاه اجتماعی سردار است. خناسان می دانند که قدرت سردار در هیبت وحدت اجتماعی است. روایت وارونه از هردو خبر، پایگاه حاج قاسم را دوقطبی می کند. یکی با دوقطبی حجاب و بدحجاب و دیگری با دوقطبی معیشت و مقاومت.
نامه دختر حاج قاسم که تکلیفش روشن است. تکذیب شد. اما چمدان 22 میلیون دلاری.
آیا این خبر جدید است؟ خبر. بارها صریحتر از این را از بالاترین مقامات کشور شنیدیم. رهبری فرمود کمک ما به محور مقاومت از اوجب واجبات است. فرمود "کمک می‌کنیم و هیچ ابائی هم از گفتن آن نداریم"
سیدحسن نصرالله هم:"بی پرده می گوییم! هزینه و خرج و خورد و خوراک و سلاح و موشک های حزب الله از جمهوری اسلامی ایران می رسد! تمام"
پس جدید نیست. اما چرا این پول را می دهیم؟ به دو دلیل روشن.
اول اینکه ماهیت و وجود جمهوری اسلامی، مبارزه با ظلم و عدالتخواهی است. فرمود:"هرجا مظلوم هست ما همان جائیم"
همین؟ خیر.
نفع مادی و امنیتی مردم نیز همین جاست. کجا؟ در عمق استراتژیک کشور. در این عمق راهبردی هزینه نکینم، دهها برابر بیشتر باید در داخل هزینه کنیم . فرمود:آنجا نجنگیم باید در همدان و کرمانشاه بجنگیم"
فقط ما عمق استراتژیک داریم؟ خبر . هر دولت عاقلی دنبال عمق استراتژک است. حالا یا به غصب یا با تعامل. فرمود: "ما هرجا می رویم به درخواست دولت هاست. "
آمریکا هم در منطقه برای همین هست؛ البته به غصب. همین الان مهمترین نقطه ضعف اسرائیل در نداشتن عمق استراتژیک است. نقشش در ماجرای قره باغ نیز برای جبران همین نقص بود.
ممکن است بگوئید الان که وضع مالی کشور خراب است چی؟ مثل اینست که بگوئیم اگر پول نداریم هوا تنفس نکنیم. خب هوا تنفس نکنیم باید باز هم پول دهیم. اینبار در بیمارستان. بلکه بیشتر خرج کنیم.
این پول از کجاست؟ اولا توجه کنیم بخشی کمی از این پول ماهیت مردمی دارد. آمار کمک های مردمی در روز قدس و ماه رمضان و غیره را خودتان در آمار کمیته امداد سرچ کنید. البته بخش مهم دیگر بودجه دفاعی است که در اختیار دولت و رهبری است.
حالا چرا با چمدان؟ چون تحت وحشیانه ترین تحریم ها قرار داریم.
و اما؛
هدف اصلی روایت اهریمنی را فراموش نکنید. شکن اجتماعی در پایگاه 80 میلیونی سردار. هرچند دست و پا می زنند؛ مقابل خروش و شورش فطرت اجتماعی باز هم ذلیل خواهند شد.

پ.ن:نقل قول ها همه از رهبری است.
منبع. رسالت
@mahdian_mohsen
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
1⃣سه سطح انتقام سخت....
2⃣مهمترین اشتباه در انتقام سخت
3⃣و اگر انتقام نگیریم.
@mahdian_mohsen
🔴ترسوها بیشتر ایستگاه می شوند!

یک عده هشتگ زدند ما جنگ طلب نیستیم. بله. اما حالا چرا این هشتگ؟ چون ناو آمریکایی برگشت.
خیلی دنبال استدلال شان نباشید. بعضی ها اول استرس می گیرند بعد استدلال می نویسند. روانی قلم شان از سر لکنت زبان شان است.  
اجازه دهید ماجرا را سوادرسانه ای ببینیم.
این 5 گزاره را مرور کنید:
۱/ یک تناقض بامزه؛ نتایج یک نظرسنجی درباره میزان بی‌اعتمادی مردم به آمریکا بیانگر نفرت ۸۵ درصدی است. جالب اینکه یک نظرسنجی دیگر نشان می‌داد که ۴۵ درصد مردم با مذاکره ولو با ترامپ موافقند. چرا؟
۲/ هشتگ میزد: واکسن بخرید.گفتم چرا؟ گفت من نان‌آور خانه‌ام. اگر کرونا بگیرم از بیماری نمیرم، از فقر می‌میرم.  
۳/ به نظرشما چرا تاج‌زاده با انتقام جمهوری اسلامی بعد از ترور سردارها و دانشمندها مخالف است؟
۴/نفر جلویی من در بقالی یکباره تصمیمش عوض شد و بجای یک لیتر روغن، 5 لیتر خرید؛ او از فروشنده شنید که روغن هفته آینده گران می شود. 
۵/همه دار و ندارش را فروخت و بدون کمترین اطلاعی از سهامداری رفت بورس. واقعا برخی چطور دست به چنین ریسک خیره کننده‌ای می زنند؟
نخ تسبیح این مثال هاچیست؟ 
ما یک خرده روایت داریم و یک ابرروایت. خرده روایت بازنمایی رویدادها است. اینکه شما چطور یک رویداد را فهم میکنید. ابرروایت چیست؟ مهمترین متغیر موثر برای فهمیدن خرده روایت. مثلا وقتی شما سر شوک بنزین به دولت بی‌اعتماد شدید، اگر بگوید قیمت گازوئیل هیچ وقت افزایش نمی‌یابد، می‌گویید خبر دروغ ست. 
اما ابرروایت فقط یک خبر پیشینی نیست. خیلی وقت‌ها ابرروایت به ویژگی‌های شخصیتی شمامرتبط است. مثلا آدم غیرتی با آدم بی‌رگ توئیت‌های ضدایرانی ترامپ را متفاوت می‌فهمد. شخصیت شما در روایت شما از رویداد موثر است. مثلا اگر ترسو باشید، صحنه را از سرترس روایت می‌کنید. 
در ماجرای تعارض نفرت از آمریکا با تمایل به مذاکره، کلید این تناقض در ترس است. وقتی جامعه به جهت بی‌کفایتی دولت در دوگانه مرگ و زندگی قرار می گیرد به ترامپ دیوانه هم ممکن است دل ببندد.
در ماجرای هشتگ واکسن بخرید هم ماجرا ترس است. در موضوع خرید روغن نیز ترس از کمیابی. اقدام متهورانه برای ورود به بورس هم؛ ترس از دست دادن ارزش دارایی. 
تحلیل رفتار تاج زاده چطور؟ 
شهید مطهری به نقل از حکمای قدیم، تعبیری دارد بنام استسباع. می‌گوید برخی حیوانات وقتی مقابل یک حیوان درنده قرار می گیرند، مستسبع می‌شوند یعنی اراده و همه چیز خود را از دست می‌دهند و از ترس بلعیده‌شدن، بدتر به سمت حیوان وحشی حرکت می‌کنند.
آدم ها در ژرفای وجودشان ترس دارند. ترس از فقر، محرومیت، از دست‌دادن عشق‌شان، پیری، از دست‌دادن زیبایی و ... 
حالا اگر با عقلانیت، این ترس درونی را کنترل نکنید، جریان مکر رسانه ای به اسم صیانت از شما بر شما سوار می‌شود. به قول شما طنازها ایستگاه تان می کنند.
ترس از دیوار کشیدن در پیاده رو را خاطرتان هست؟
#سوادرسانه
@mahdian_mohsen
🔴پنج مغالطه بامزه در دفاع از بی حجابی

1⃣یکم. میگه بدحجابی امروز نتیجه الزام حجاب است.
مثل اینکه کسی بگوید عبور از چراغ قرمز بخاطر قوانین پلیس است.

2⃣دوم.میگه کشف حجاب بیشتر شده است.
یعنی اگر معتاد به تریاک، حشیش کشید، معتاد بیشتر شده؟ نکنه فکر می کنید کسی که امروز روسری برمیداره قبلا چادری بوده؟

3⃣سوم.میگه این همه دزد چرا گیر دادین به حجاب؟
مثل این می مونه که پلیس به کسی که خونه اش رو دزد زده بگه درگیراختلاسیم، بماند بعد.

4⃣چهارم.میگه این وضع بیحجابی نشون میده مردم به اصل حجاب بی اعتقاد شدن.
یعنی اگر کسی غیبت کرد به اصل غیبت بی اعتقاد شده؟ کلا همه معصومند و هرکس گناه کرد از سرکافری است؟

5⃣پنجم. میگه حجاب اولویت نیست.
بله اولویت ما نیست. ولی ظاهرا اولویت ضدانقلاب هست. نمی بینید؟ حالا چه کنیم؟ بی خیال باشیم؟
@mahdian_mohsen