🌷بهترین لحظه عمر
خاطراتی از #امامـوـمردم در دهه فجر، سنگ نشانی است از رابطه مسئولین و مردم که بفهمیم چند چندیم:
🔸امام بعد از ۱۵ سال آمد، عظیم ترین استقبال تاریخ ایران، همه دوست داشتند او را در آغوش بکشند، خیلی ها عزیزترین کسانشون رو برای او و در راه او قربانی کرده بودند.
☑️عمامه امام از سرشان افتاد، برای لحظاتی زیر دست و پای مردم افتادند.
🔔وقتی امام پس ازاتمام سخنرانی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند درتعریف این صحنه گفتند: بعد ازاینکه عمامه از سرم افتاد ومن بر اثر فشار مردم زمین خوردم ومردم برای لحظاتی از روی من رد شدند احساس کردم دارم قبض روح می شوم وادامه دادند بهترین لحظه عمرمن زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم ازبین می روم.
بنقل از برداشتهایی از سیره امام خمینی، غلامعلی رجایی
#مردمـسالاری
#امامـوـمردم
@tamardom
خاطراتی از #امامـوـمردم در دهه فجر، سنگ نشانی است از رابطه مسئولین و مردم که بفهمیم چند چندیم:
🔸امام بعد از ۱۵ سال آمد، عظیم ترین استقبال تاریخ ایران، همه دوست داشتند او را در آغوش بکشند، خیلی ها عزیزترین کسانشون رو برای او و در راه او قربانی کرده بودند.
☑️عمامه امام از سرشان افتاد، برای لحظاتی زیر دست و پای مردم افتادند.
🔔وقتی امام پس ازاتمام سخنرانی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند درتعریف این صحنه گفتند: بعد ازاینکه عمامه از سرم افتاد ومن بر اثر فشار مردم زمین خوردم ومردم برای لحظاتی از روی من رد شدند احساس کردم دارم قبض روح می شوم وادامه دادند بهترین لحظه عمرمن زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم ازبین می روم.
بنقل از برداشتهایی از سیره امام خمینی، غلامعلی رجایی
#مردمـسالاری
#امامـوـمردم
@tamardom
Telegram
attach 📎
🔹یک سفر به یاد آقای زیباکلام
این سفر به #سرپلذهاب خیلی یاد آقای زیباکلام کردم. حقیقتا هر جا بین مردم رفتم همراه با آقای زیباکلام بودم.
این شب ها اگر سر پل ذهاب روید، خانم هائی را خواهید دید که کنار آب سرد پارک ها و کمپ ها در حال لباس و ظرف شستن هستند. احتمالا تعجب می کنید و سوال می پرسید مگر روز را از اینها گرفته اند؟ ساعت 12 شب لباس شستن؟ بله. علتش روشن است. اینجا برای ظرف شستن باید نوبت گرفت. وقتی برای 500 نفر 5 دستشویی و حمام تعبیه می شود ظرف و لباس شستن تکلیفش روشن است.
با دیدن این خانم ها و این مشقت از خودم می پرسیدم یعنی انقدر فهم این موضوع سخت است که نیاز اولیه مردم مهمتر از سالن تاتر و کتابخانه است؟
اما مختصری دقت فرمائید.
به نظرم در این نقطه نباید متوقف ماند. اشکال تصمیم آقای زیباکلام جای مهمتری است.
صادق زیباکلام همان روزهای اول ادعایی مطرح کرد که بعدها مجبور شد عذرخواهی کند. وقتی گفت جمهوری اسلامی در توزیع امکانات بین شیعه و سنی تفاوت قائل است.
این ماجرای دهکده سازی را در امتدادهمان پروژه ببینید. پروژه بی اعتماد سازی. نتیجه نهایی تصمیم زیباکلام اینست که نه تنها این نظام در امانت داری و پول جمع کردن قابل اعتماد نیست، بلکه در فهم ضرورت و تشخیص مشکل و راه حل برای رفع نیاز زلزله زده ها نیز قابل اعتماد نیست.
کاش آقای زیباکلام حداقل تا وقتی در کشتی این دولت نشسته است، زیرش را سوراخ نمی کرد.
@mahdian_mohsen
این سفر به #سرپلذهاب خیلی یاد آقای زیباکلام کردم. حقیقتا هر جا بین مردم رفتم همراه با آقای زیباکلام بودم.
این شب ها اگر سر پل ذهاب روید، خانم هائی را خواهید دید که کنار آب سرد پارک ها و کمپ ها در حال لباس و ظرف شستن هستند. احتمالا تعجب می کنید و سوال می پرسید مگر روز را از اینها گرفته اند؟ ساعت 12 شب لباس شستن؟ بله. علتش روشن است. اینجا برای ظرف شستن باید نوبت گرفت. وقتی برای 500 نفر 5 دستشویی و حمام تعبیه می شود ظرف و لباس شستن تکلیفش روشن است.
با دیدن این خانم ها و این مشقت از خودم می پرسیدم یعنی انقدر فهم این موضوع سخت است که نیاز اولیه مردم مهمتر از سالن تاتر و کتابخانه است؟
اما مختصری دقت فرمائید.
به نظرم در این نقطه نباید متوقف ماند. اشکال تصمیم آقای زیباکلام جای مهمتری است.
صادق زیباکلام همان روزهای اول ادعایی مطرح کرد که بعدها مجبور شد عذرخواهی کند. وقتی گفت جمهوری اسلامی در توزیع امکانات بین شیعه و سنی تفاوت قائل است.
این ماجرای دهکده سازی را در امتدادهمان پروژه ببینید. پروژه بی اعتماد سازی. نتیجه نهایی تصمیم زیباکلام اینست که نه تنها این نظام در امانت داری و پول جمع کردن قابل اعتماد نیست، بلکه در فهم ضرورت و تشخیص مشکل و راه حل برای رفع نیاز زلزله زده ها نیز قابل اعتماد نیست.
کاش آقای زیباکلام حداقل تا وقتی در کشتی این دولت نشسته است، زیرش را سوراخ نمی کرد.
@mahdian_mohsen
من حجت الاسلام زائری رو خیلی دوست دارم. ولی استدلال شون درباره حجاب خیلی عجیبه.
جدی اینطور فکر می کنه یا داره ما رو امتحان می کنه؟
@mahdian_mohsen
جدی اینطور فکر می کنه یا داره ما رو امتحان می کنه؟
@mahdian_mohsen
به فرمانده ناجا می گفت آب گرم کن هم درجه داره؛ دیگه تحمل نمی کنیم. فرمانده هم می خندید.
فک کردم قداره کشی تلکه بندهای جاهلی دیگه دورانش گذشته :)
@mahdian_mohsen
فک کردم قداره کشی تلکه بندهای جاهلی دیگه دورانش گذشته :)
@mahdian_mohsen
↔️همه گونه های حجاب و بدحجابی
🔄آیا جامعه ما بی حجاب است؟
سعی می کنممختصر بنویسم. ابهامی وجود داشت خصوصی در خدمتم.
@mohsen_mahdian
۴ گروه در نسبت باحجاب وجود دارند.
➕درست تفکیک نکنیم دچار خطای تحلیل می شویم.
1⃣گروه اول؛ دختران خیابان انقلاب
این گروه معترض نیستند اغتشاش گرند؛ چرا؟ در جنگلی ترین حکومت ها نیز برای اعتراض به قانون، قانون شکنی نمی کنند . برداشتن حجاب یعنی قانون شکنی نه اعتراض به قانون.
مگر اعتراض شان به فراتر از قانون باشد که نامش براندازیست. رد شویم.
2⃣گروه دوم
کسانی هستند که با یک دیدگاه شاذ فقهی معتقدند اساسا حجاب الزام شرعی ندارد. حجاب را در حد کفش پاکیزه می دانند. چیزی شبیه یک فضیلت اخلاقی.
این گروه فرقی بین جایگاه فردی و اجتماعی حجاب نیز قائل نیستند. با قرائتی نادر معتقدند زمان پیامبر هم الزام حجاب نداشتیم. این افراد تصور می کنند حکومت تنها به اموری مجازست که نعل به نعل آنرا در زمان حکومت نبوی داشته باشیم. به این افراد بگویید مالیات بر ارزش افزوده و کمربند ایمنی و سربازی و مواردی شبیه به این در کجای حکومت نبوی بوده است احتمالا فرصتی برای فکر کردن طلب کنند.
3⃣گروه سوم
معتقدند حجاب واجب شرعیست. و از حجاب واجب تر هم نداریم. ضمننمملکت را بی حجابی برده است.
4⃣و اما گروه چهارم
این گروه معتقدست حجاب واجب شرعیست. ضمنن گرچه در حجاب یا بی حجابی افراد مختارند اما چون امر حجاب اجتماعیست دولتها می توانند از قوه قهریه استفاده کنند. مثل اینکه فرد در خوردن شراب در پستوخانه ها مخیرست اما در خیابان منع دارد.
این گروه بی حجابی را نقص می دانند اما معتقدست برخلاف تصور رایججامعه ما گرفتار بی حجابی گسترده نیست.
مطابق این نظر برای تحلیل وضعیت حجاب باید دیگر تغییرات جامعه امروز را هم در نظر گرفت.
ضمن اینکه مغز حجاب حیاست که مردم ما ولو شل حجاب ها حیا دارند. حجاب در جامعه بیشتر از هر چیز مربوط به ظاهر و مد و زیبایی است و نشانه بی حیایی و بی عفتی نیست. ایننکته بسیار کلیدیست.
برای همین همان بدحجاب نیز متعلق به جبهه حق است، هرچند نقص داشته باشد. نقصی که خیلی های دیگر به شکل های دیگر دارند و البته باید برطرف شود.
بله؛ والبته معلولست و نباید صرفا در قهریه متوقف شد اما ضرورت قهریه به روشنایی روزست.
@mahdian_mohsen
🔄آیا جامعه ما بی حجاب است؟
سعی می کنممختصر بنویسم. ابهامی وجود داشت خصوصی در خدمتم.
@mohsen_mahdian
۴ گروه در نسبت باحجاب وجود دارند.
➕درست تفکیک نکنیم دچار خطای تحلیل می شویم.
1⃣گروه اول؛ دختران خیابان انقلاب
این گروه معترض نیستند اغتشاش گرند؛ چرا؟ در جنگلی ترین حکومت ها نیز برای اعتراض به قانون، قانون شکنی نمی کنند . برداشتن حجاب یعنی قانون شکنی نه اعتراض به قانون.
مگر اعتراض شان به فراتر از قانون باشد که نامش براندازیست. رد شویم.
2⃣گروه دوم
کسانی هستند که با یک دیدگاه شاذ فقهی معتقدند اساسا حجاب الزام شرعی ندارد. حجاب را در حد کفش پاکیزه می دانند. چیزی شبیه یک فضیلت اخلاقی.
این گروه فرقی بین جایگاه فردی و اجتماعی حجاب نیز قائل نیستند. با قرائتی نادر معتقدند زمان پیامبر هم الزام حجاب نداشتیم. این افراد تصور می کنند حکومت تنها به اموری مجازست که نعل به نعل آنرا در زمان حکومت نبوی داشته باشیم. به این افراد بگویید مالیات بر ارزش افزوده و کمربند ایمنی و سربازی و مواردی شبیه به این در کجای حکومت نبوی بوده است احتمالا فرصتی برای فکر کردن طلب کنند.
3⃣گروه سوم
معتقدند حجاب واجب شرعیست. و از حجاب واجب تر هم نداریم. ضمننمملکت را بی حجابی برده است.
4⃣و اما گروه چهارم
این گروه معتقدست حجاب واجب شرعیست. ضمنن گرچه در حجاب یا بی حجابی افراد مختارند اما چون امر حجاب اجتماعیست دولتها می توانند از قوه قهریه استفاده کنند. مثل اینکه فرد در خوردن شراب در پستوخانه ها مخیرست اما در خیابان منع دارد.
این گروه بی حجابی را نقص می دانند اما معتقدست برخلاف تصور رایججامعه ما گرفتار بی حجابی گسترده نیست.
مطابق این نظر برای تحلیل وضعیت حجاب باید دیگر تغییرات جامعه امروز را هم در نظر گرفت.
ضمن اینکه مغز حجاب حیاست که مردم ما ولو شل حجاب ها حیا دارند. حجاب در جامعه بیشتر از هر چیز مربوط به ظاهر و مد و زیبایی است و نشانه بی حیایی و بی عفتی نیست. ایننکته بسیار کلیدیست.
برای همین همان بدحجاب نیز متعلق به جبهه حق است، هرچند نقص داشته باشد. نقصی که خیلی های دیگر به شکل های دیگر دارند و البته باید برطرف شود.
بله؛ والبته معلولست و نباید صرفا در قهریه متوقف شد اما ضرورت قهریه به روشنایی روزست.
@mahdian_mohsen
🔴رنج #زلزلهزدهها و فهم نادرست از #عدالت و #آزادی
فهم نادرست از مسائل مبنائی باعث می شود تصمیماتی غلط بگیریم که هزینه آنرا مردم می دهند. نمونه این تصمیمات غلط ناشی از بدفهمی از "آزادی و عدالت" را در مناطق زلزله زده دیدم. دو نمونه را مرور می کنم.
🔴فهم نادرست از عدالت
مستاجرین شهر سرپل ذهاب تا امروز بلاتکلیف اند. از هر مسوولی سوال کردم بالاخره تصمیم دولت چیست سکوت کرد. مردم هم در این بلاتکلیفی گرفتار مشقت و تالم اند.
اما مشکل کجاست؟
تلقی دولت محترم چنین است که چون مستاجرین پیش از زلزله مالک نبودند، پس نباید به آنها تسهیلات پرداخت.
این برداشت ناصواب از عدالت، بی توجه به شرایط بحرانی مثل زلزله است. زلزله همه دار و ندار مردم را گرفته است. نیازهای اولیه مردم هنوز رفع نشده است. نیاز اولیه ربطی به دارائی قبلی فرد ندارد. میلیاردر هم باشند امروز به سرپناه ساده نیاز دارند؛ چه انکه بی خانمان قبلی نیز نیازش همین است و وظیفه حاکمیت رفع این نیاز اولیه است.
🔴فهم نادرست از آزادی.
تصمیم غلط دولت در مخیر گذاشتن مردم در نحوه رفع نیاز اولیه شان امروز به یک معضل تبدیل شده است.
وظیفه دولت برطرف کردن نیازاساسی مردم است نه اینکه مردم را در حیرت و استرس "انتخاب" قرار دهند.
دولت مردم را آزاد گذاشته است که بین پول و کانکس یکی را انتخاب کنند. این درحالی است که این آزادی نیازمند اطلاعات کافی از شرایط پیش روست. مردم نمی دانند چه در انتظار آنهاست. برخی تصور کردند می توانند هم پول را بگیرند و هم از خیرین کانکس دریافت کنند و همین باعث شده است که انتخاب درستی نداشته باشند. در نتیجه امروز بسیاری از کسانی که بی خوانمان هستند و در سرما در چادر بسر میبرد، 5 میلیون تومان پول گرفتند و الان بی سرپناه هستند.
آیا دولت می تواند بگوید من پول دادم و باقی ماجرا به من مربوط نیست؟ از وظایف ذاتی حاکمیت چنین برداشتی داریم؟
@mahdian_mohsen
فهم نادرست از مسائل مبنائی باعث می شود تصمیماتی غلط بگیریم که هزینه آنرا مردم می دهند. نمونه این تصمیمات غلط ناشی از بدفهمی از "آزادی و عدالت" را در مناطق زلزله زده دیدم. دو نمونه را مرور می کنم.
🔴فهم نادرست از عدالت
مستاجرین شهر سرپل ذهاب تا امروز بلاتکلیف اند. از هر مسوولی سوال کردم بالاخره تصمیم دولت چیست سکوت کرد. مردم هم در این بلاتکلیفی گرفتار مشقت و تالم اند.
اما مشکل کجاست؟
تلقی دولت محترم چنین است که چون مستاجرین پیش از زلزله مالک نبودند، پس نباید به آنها تسهیلات پرداخت.
این برداشت ناصواب از عدالت، بی توجه به شرایط بحرانی مثل زلزله است. زلزله همه دار و ندار مردم را گرفته است. نیازهای اولیه مردم هنوز رفع نشده است. نیاز اولیه ربطی به دارائی قبلی فرد ندارد. میلیاردر هم باشند امروز به سرپناه ساده نیاز دارند؛ چه انکه بی خانمان قبلی نیز نیازش همین است و وظیفه حاکمیت رفع این نیاز اولیه است.
🔴فهم نادرست از آزادی.
تصمیم غلط دولت در مخیر گذاشتن مردم در نحوه رفع نیاز اولیه شان امروز به یک معضل تبدیل شده است.
وظیفه دولت برطرف کردن نیازاساسی مردم است نه اینکه مردم را در حیرت و استرس "انتخاب" قرار دهند.
دولت مردم را آزاد گذاشته است که بین پول و کانکس یکی را انتخاب کنند. این درحالی است که این آزادی نیازمند اطلاعات کافی از شرایط پیش روست. مردم نمی دانند چه در انتظار آنهاست. برخی تصور کردند می توانند هم پول را بگیرند و هم از خیرین کانکس دریافت کنند و همین باعث شده است که انتخاب درستی نداشته باشند. در نتیجه امروز بسیاری از کسانی که بی خوانمان هستند و در سرما در چادر بسر میبرد، 5 میلیون تومان پول گرفتند و الان بی سرپناه هستند.
آیا دولت می تواند بگوید من پول دادم و باقی ماجرا به من مربوط نیست؟ از وظایف ذاتی حاکمیت چنین برداشتی داریم؟
@mahdian_mohsen
⚡️از ابتدا تا انتها احساس بیقدری داشتم؛
فاصله #مردان_انقلابی تا #ژست_انقلابی ما همین #موزه_عبرت است.
⚡️پ.ن؛ تصویری که #احمد_توکلی از عکس دوران بازداشتش روی دیوار زندان برداشت.
@mahdian_mohsen
فاصله #مردان_انقلابی تا #ژست_انقلابی ما همین #موزه_عبرت است.
⚡️پ.ن؛ تصویری که #احمد_توکلی از عکس دوران بازداشتش روی دیوار زندان برداشت.
@mahdian_mohsen
🔞ماجرای جالب ارزانی ها پیش از انقلاب
نقل معروفی از امیر عباس هویدا بین مردم وجود دارد که گفته که در دوران نخست وزیری من، قيمت خودکار بیک 5 ريال بود و تا پايان آن که 13 سال طول کشيد 5 ريال باقي ماند. این نقل را درباره یک قران ماندن قوطی کبریت هم به نقل از هویدا می گویند.
برخی اهل فن مثل عبدالله شهبازی، خسرو معتضد و مسعود رضایی معتقدند این حرف ها شایعه است.
اما مرحومجعفر شهری در کتاب طهران قدیم نشانه هایی دارد که اثبات می کند خیلی هم شایعه نیست.
🔞خودتان بخوانید؛
هر حاکم در محل حکومت خود همان دستگاهی را داشت که شاه در ارک سلطنتی. ...از کارهای حاکم این بود که دستور جلب چند تن نانوا و قصاب و بقال صادر میشد تا آنها را آورده بزیر چوب اندازند که تا این حاکم بر سر کار میباشد نان باید باین قیمت و گوشت باین قیمت و ماست و پنیر و کشک و پشم باین نرخ بمردم فروخته شود، نرخی که بمراتب از قیمت خرید آنها نازلتر بود و رؤسای اصناف را وادار کند که پول هائی فراهم کرده بنام «خرج نمک آشپزخانه» یا «نعل بندی اسبها» تقدیم حضور کرده استدعای عاجزانه نمایند تا در اوامر خود تجدید نظر فرموده چاکران را دعاگو و قرین امتنان نمایند.
🔞در این میان ماجرای ظل سلطان نیز جالب است:
در اصفهان نان تنگ شده بود و ظل سلطان انجا می رود و به محض رسیدن جارچی ها را صدا می کند و کدخدایان اصناف را دعوت به ناهار می کند و سفره گشوده و دیگی بزرگ میان مجلس قرار می دهد و از وسط آن(دیگ جوشان) کدخدای پخته شده نانوایان را بیرون می کشد و میان مجمعه قرار می دهد .... ساعتی بعد نان روی منبر دسته می شود.
@mahdian_mohsen
نقل معروفی از امیر عباس هویدا بین مردم وجود دارد که گفته که در دوران نخست وزیری من، قيمت خودکار بیک 5 ريال بود و تا پايان آن که 13 سال طول کشيد 5 ريال باقي ماند. این نقل را درباره یک قران ماندن قوطی کبریت هم به نقل از هویدا می گویند.
برخی اهل فن مثل عبدالله شهبازی، خسرو معتضد و مسعود رضایی معتقدند این حرف ها شایعه است.
اما مرحومجعفر شهری در کتاب طهران قدیم نشانه هایی دارد که اثبات می کند خیلی هم شایعه نیست.
🔞خودتان بخوانید؛
هر حاکم در محل حکومت خود همان دستگاهی را داشت که شاه در ارک سلطنتی. ...از کارهای حاکم این بود که دستور جلب چند تن نانوا و قصاب و بقال صادر میشد تا آنها را آورده بزیر چوب اندازند که تا این حاکم بر سر کار میباشد نان باید باین قیمت و گوشت باین قیمت و ماست و پنیر و کشک و پشم باین نرخ بمردم فروخته شود، نرخی که بمراتب از قیمت خرید آنها نازلتر بود و رؤسای اصناف را وادار کند که پول هائی فراهم کرده بنام «خرج نمک آشپزخانه» یا «نعل بندی اسبها» تقدیم حضور کرده استدعای عاجزانه نمایند تا در اوامر خود تجدید نظر فرموده چاکران را دعاگو و قرین امتنان نمایند.
🔞در این میان ماجرای ظل سلطان نیز جالب است:
در اصفهان نان تنگ شده بود و ظل سلطان انجا می رود و به محض رسیدن جارچی ها را صدا می کند و کدخدایان اصناف را دعوت به ناهار می کند و سفره گشوده و دیگی بزرگ میان مجلس قرار می دهد و از وسط آن(دیگ جوشان) کدخدای پخته شده نانوایان را بیرون می کشد و میان مجمعه قرار می دهد .... ساعتی بعد نان روی منبر دسته می شود.
@mahdian_mohsen
✅چرا "پشیمان های انقلاب" کریه اند؟
#برای_بعد_از_راهپیمائی
بیانیه تعدادی از پشیمان های انقلاب برای برگزاری رفراندوم بهانه ایست برای طرح یک سوال؛ سوالی که احتمالن برای شما هم مطرح باشد. چرا پشیمان های انقلاب روز به روز بدتر می شوند؟
چرا توبه نکرده و نمی کنند؟
چرا از ضدانقلاب ها ضدانقلاب ترند؟
چرا کریه اند؟ چرا وقتی حرف می زنند برای من و شما احساس ضجرت و تنفر ایجاد می شود؟
اسامی را خودتان لیست کنید؛ طبرزدی، نوری زاده، کدیور، مخملباف و گنجی و....
✅قدیم ترها بین مردم نقل آموزنده ای وجود داشت که می گفتند هر کس هیئت نیامد ممکن است روزی عاقبت بخیر شود و هیاتی شود. اما هرکس از هیات رفت حتمن عاقبت به شر می شود و دیگر برنمی گردد.
این گزاره قطعی، بیان ساده از یک معرفت دینی است. کسی که حق را دید و کنار گذاشت با کسی که جاهل به حق است متفاوت است.
جوان نسل سومی در توئیتر خودش از ضرورت رفراندوم بنویسد و یا در خیابان حجابش را بردارد، این احساس اشمئزاز به شما دست نمی دهد که انقلابیون پشیمان چنین کنند. چرا؟
✅این احساس بیزاری و تنفر، حجت دینی دارد وکارکرد فسق است. بقره آیه 27 و 120 توضیح می دهد که کسی که حق را دید و عهد بست و پیمان شکست، فاسق است و چنین فردی را خدا گمراه می کند. اینان هدایت نمی شوند.
از ضدانقلاب ها ضدانقلابترند چون فرمود: اِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرارُ الْعُلَماءِ. عالم فقط آخوند نیست. هرکس که حق بر او روشن باشد وقتی روی برگرداند شرارتش به تعبیر حضرت امام، بوی تعفن می دهد. این بوی عفونت و رمیدگی، مردم را در همین دنیا نیز آزار می دهد. کراهت ما از اینان به همین جهت است.
✅اما این حرف ها تنها برای انقلابیون پشیمان نیست؛ نگرانی برای خودمان است. عالمان بر این انقلاب، علم شان وبال است اگر عمل انقلابی نکنند و عاقبت شان به شرِّ شِرار است اگر خطا کنند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#برای_بعد_از_راهپیمائی
بیانیه تعدادی از پشیمان های انقلاب برای برگزاری رفراندوم بهانه ایست برای طرح یک سوال؛ سوالی که احتمالن برای شما هم مطرح باشد. چرا پشیمان های انقلاب روز به روز بدتر می شوند؟
چرا توبه نکرده و نمی کنند؟
چرا از ضدانقلاب ها ضدانقلاب ترند؟
چرا کریه اند؟ چرا وقتی حرف می زنند برای من و شما احساس ضجرت و تنفر ایجاد می شود؟
اسامی را خودتان لیست کنید؛ طبرزدی، نوری زاده، کدیور، مخملباف و گنجی و....
✅قدیم ترها بین مردم نقل آموزنده ای وجود داشت که می گفتند هر کس هیئت نیامد ممکن است روزی عاقبت بخیر شود و هیاتی شود. اما هرکس از هیات رفت حتمن عاقبت به شر می شود و دیگر برنمی گردد.
این گزاره قطعی، بیان ساده از یک معرفت دینی است. کسی که حق را دید و کنار گذاشت با کسی که جاهل به حق است متفاوت است.
جوان نسل سومی در توئیتر خودش از ضرورت رفراندوم بنویسد و یا در خیابان حجابش را بردارد، این احساس اشمئزاز به شما دست نمی دهد که انقلابیون پشیمان چنین کنند. چرا؟
✅این احساس بیزاری و تنفر، حجت دینی دارد وکارکرد فسق است. بقره آیه 27 و 120 توضیح می دهد که کسی که حق را دید و عهد بست و پیمان شکست، فاسق است و چنین فردی را خدا گمراه می کند. اینان هدایت نمی شوند.
از ضدانقلاب ها ضدانقلابترند چون فرمود: اِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرارُ الْعُلَماءِ. عالم فقط آخوند نیست. هرکس که حق بر او روشن باشد وقتی روی برگرداند شرارتش به تعبیر حضرت امام، بوی تعفن می دهد. این بوی عفونت و رمیدگی، مردم را در همین دنیا نیز آزار می دهد. کراهت ما از اینان به همین جهت است.
✅اما این حرف ها تنها برای انقلابیون پشیمان نیست؛ نگرانی برای خودمان است. عالمان بر این انقلاب، علم شان وبال است اگر عمل انقلابی نکنند و عاقبت شان به شرِّ شِرار است اگر خطا کنند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
☑️استقبال از رفراندوم...
آقای روحانی از رفراندوم گفتند؛ رفراندوم جزء اصول قانون اساسی است. هرآنچه مورد اجماع مردم است سرنوشت خودآنهاست و بهترین راه است. راه درست موجب پیشرفت است و انتخاب نادرست، تجربه است و موجب رشد و تعالی.
☑️اما موضوع در رفراندوم اهمیت دارد. مساله جدیدی که نیازمند رای مردم است چیست؟ از رفراندوم استقبال می کنیم؛ اما انتظار ندارید موضوعاتی که یکبار مردم انتخاب کردند را برایش مجدد پای صندوق روند؟ مردم فروردین 58 به جمهوری اسلامی رای دادند. یکبار اسلام و الله را به عنوان حاکم انتخاب کردند. انتظار ندارید که برای حاکمیت کدخدای آمریکائی و موضوعاتی با این محور و محتوا، یکبار دیگر پای صندوق بروند؟
همان ایام یکبار قانون اساسی به همه پرسی گذاشته شد. سال 68 نیز برای اصلاح قانون اساسی رای شان را تکرار کردند. توقع ندارید که برای جبران کم کاری ها در اقتصاد مقاومتی اصل 43 قانون اساسی را مجدد به رای بگذاریم و استقلال اقتصادی را محک بزنیم؟
این ماجرا وقتی نگران کننده می شود که تاریخ طرح رفراندوم را در بیان آقای روحانی مرور کنیم. پیشتر در سال 93 وقتی از رفراندوم گفتند به دغدغه شان برای رفراندوم نیز اشاره کردند: "چند دهه اقتصاد به سیاست داخلی و خارجی یارانه داده است و شاید لازم باشد برای مدتی هم سیاست به اقتصاد یارانه دهد". ابعاد این گزاره را متوجه هستیم؟
قرارست قانون اساسی و جمهوری اسلامی و اسلام را مجدد به رفراندوم بگذاریم؟
خلاصه از رفراندوم استقبال می کنیم.
☑️یک نکته ساده هم باقی ماند. باید به انتخاب مردم احترام گذاشت. سرنوشت این انتخاب ها چه می شود؟ ضمانت اجرائی انتخاب مردم چیست؟ در آخرین انتخاب مردم، که شعبه ای از رفراندوم بود، رئیس جمهور انتخاب شد. چه میزان مطالبات مردم در آن انتخابات عمل شده است؟ لطفا از میزان تحقق خواست مردمدر همه پرسی قبلی هم گزارش دهید.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
آقای روحانی از رفراندوم گفتند؛ رفراندوم جزء اصول قانون اساسی است. هرآنچه مورد اجماع مردم است سرنوشت خودآنهاست و بهترین راه است. راه درست موجب پیشرفت است و انتخاب نادرست، تجربه است و موجب رشد و تعالی.
☑️اما موضوع در رفراندوم اهمیت دارد. مساله جدیدی که نیازمند رای مردم است چیست؟ از رفراندوم استقبال می کنیم؛ اما انتظار ندارید موضوعاتی که یکبار مردم انتخاب کردند را برایش مجدد پای صندوق روند؟ مردم فروردین 58 به جمهوری اسلامی رای دادند. یکبار اسلام و الله را به عنوان حاکم انتخاب کردند. انتظار ندارید که برای حاکمیت کدخدای آمریکائی و موضوعاتی با این محور و محتوا، یکبار دیگر پای صندوق بروند؟
همان ایام یکبار قانون اساسی به همه پرسی گذاشته شد. سال 68 نیز برای اصلاح قانون اساسی رای شان را تکرار کردند. توقع ندارید که برای جبران کم کاری ها در اقتصاد مقاومتی اصل 43 قانون اساسی را مجدد به رای بگذاریم و استقلال اقتصادی را محک بزنیم؟
این ماجرا وقتی نگران کننده می شود که تاریخ طرح رفراندوم را در بیان آقای روحانی مرور کنیم. پیشتر در سال 93 وقتی از رفراندوم گفتند به دغدغه شان برای رفراندوم نیز اشاره کردند: "چند دهه اقتصاد به سیاست داخلی و خارجی یارانه داده است و شاید لازم باشد برای مدتی هم سیاست به اقتصاد یارانه دهد". ابعاد این گزاره را متوجه هستیم؟
قرارست قانون اساسی و جمهوری اسلامی و اسلام را مجدد به رفراندوم بگذاریم؟
خلاصه از رفراندوم استقبال می کنیم.
☑️یک نکته ساده هم باقی ماند. باید به انتخاب مردم احترام گذاشت. سرنوشت این انتخاب ها چه می شود؟ ضمانت اجرائی انتخاب مردم چیست؟ در آخرین انتخاب مردم، که شعبه ای از رفراندوم بود، رئیس جمهور انتخاب شد. چه میزان مطالبات مردم در آن انتخابات عمل شده است؟ لطفا از میزان تحقق خواست مردمدر همه پرسی قبلی هم گزارش دهید.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅شفافیت وپاسخگویی در هنگامه بلا
امروز #دکتر_احمد_توکلی (رئیس انجمن دیدبان شفافیت و عدالت) در مراسم تدفین فرزندش میکروفون رو گرفتند و ضمن دادن برخی تنبهات درباره مرگ و اعمال و سرنوشت انسانها به این نکته اشاره کردند که وقتی توی خانواده صحبت شد که فرزندشون رو کجا دفن کنند، امام زاده عینعلی پیشنهاد شد ولی من عرض کردم که قبر توی این امام زاده گران است و ما نمیتونیم هزینهاش رو بپردازیم. بعد یکی از آشنایان که پدر شهید هم هستند تماس گرفتند و گفتند من توی امام زاده مذکور دو تا قبر دارم که نیت دارم یکیاش رو برای ایشون اختصاص بدم.
این روحیه #شفاف_سازی و #پاسخگویی درباره خصوصیترین مساله خانوادگی آن هم در چنین موقعیتی، یعنی بالای سر قبر و جنازه فرزند جوان حاکی از سعه روحی و باورمندی ایشان نسبت به تعالیم اسلامی است و مرا یاد فرازی از عهدنامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر انداخت:
{وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِکَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَاعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ رِيَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِکَ، وَإِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ.}
اگر رعيت بر تو به حیف و میل گمان برد، عذر خود را به آشكارا با آنان در ميان نه و با اين كار از بدگمانيشان بكاه، كه چون چنين كنى، خود را به عدالت پرودهاى و با رعيت مدارا نمودهاى. عذرى كه مىآورى سبب مىشود كه تو به مقصود خود رسى و آنان نيز به حق راه يابند.
✍ #مرتضی_کیا
@mahdian_mohsen
امروز #دکتر_احمد_توکلی (رئیس انجمن دیدبان شفافیت و عدالت) در مراسم تدفین فرزندش میکروفون رو گرفتند و ضمن دادن برخی تنبهات درباره مرگ و اعمال و سرنوشت انسانها به این نکته اشاره کردند که وقتی توی خانواده صحبت شد که فرزندشون رو کجا دفن کنند، امام زاده عینعلی پیشنهاد شد ولی من عرض کردم که قبر توی این امام زاده گران است و ما نمیتونیم هزینهاش رو بپردازیم. بعد یکی از آشنایان که پدر شهید هم هستند تماس گرفتند و گفتند من توی امام زاده مذکور دو تا قبر دارم که نیت دارم یکیاش رو برای ایشون اختصاص بدم.
این روحیه #شفاف_سازی و #پاسخگویی درباره خصوصیترین مساله خانوادگی آن هم در چنین موقعیتی، یعنی بالای سر قبر و جنازه فرزند جوان حاکی از سعه روحی و باورمندی ایشان نسبت به تعالیم اسلامی است و مرا یاد فرازی از عهدنامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر انداخت:
{وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِکَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَاعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ رِيَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِکَ، وَإِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ.}
اگر رعيت بر تو به حیف و میل گمان برد، عذر خود را به آشكارا با آنان در ميان نه و با اين كار از بدگمانيشان بكاه، كه چون چنين كنى، خود را به عدالت پرودهاى و با رعيت مدارا نمودهاى. عذرى كه مىآورى سبب مىشود كه تو به مقصود خود رسى و آنان نيز به حق راه يابند.
✍ #مرتضی_کیا
@mahdian_mohsen
🔄درباره انتقاد از رهبری
روز گذشته رهبرانقلاب صریحا فرمودند که "ممکن است کسی از این حقیر هم انتقاد داشته باشد این منافاتی با دفاع از نظام اسلامی ندارد." الحمدالله این جمله پاسخ به کسانی بود که هرگونه انتقاد از رهبری را مقابله با نظام و انقلاب می دانستند. البته این سخن رهبری جدید نبود و اما شاید حافظه برخی یاری نمی کرد.
اما یک سوال وجود دارد. این حرف در حالت کلی حرف خوبی است؛ "انتقاد از رهبری پشت کردن به انقلاب نیست" اما از کجا متوجه شویم منتقد رهبری خواسته و یا ناخواسته به تقابل نرسیده است؟ این سوال درباره خودمان هم مطرح است. ممکن است نسبت به عملکردی ابهام داشته باشیم. از کجا متوجه شویم که این نقدها و گلایه ها انحراف از نظام "امت و امامت" نیست؟
☑️4 #شاخص در این رابطه کلیدی است که تراز نقد و شکوه است. انتقاد از رهبری را باید با این 4 شاخص محک بزنیم.
1⃣یکم. نقد رهبری باید با محک عدالت و شعارهای انقلاب باشد. اگر برای نقد رهبری از شعارهای اصیل انقلاب مثل مردمسالاری و عدالت و آزادی و اسلام و غیره عبور کردیم یعنی این نقدها اشکال دارد. با تراز لیبرال ها سراغ نقد رهبری رفتن خارج از بحث ماست. نقد باید منتهی به انقلابی گری در همان شعارهای راستین باشد. اگر چنین نیست باید شک کنیم.
2⃣دوم. عقل حکم می کند که در نقد یک کارشناس در حوزه تخصص خودش، به علم او توجه کنیم. این ملاحظه متفاوت از ادب و احترام است. ادب که جای خود، اما به حکم عقلانیت در نقد، فردی که علم و تجربه و اطلاعاتش در اداره و رهبری انقلاب بیش از هرکسی است، اظهارات و عملکرد او یک متغیر موثر در تحلیل است.
3⃣سوم. اگر در نقد رهبری به موارد متعدد رسیدیم، احتمالا بجهت گفتمانی اختلاف داریم نه مصادیق. اینجا باید نگران شد. فارغ از اینکه کدام گفتمان حق و کدام ناحق است، باید سطح اختلاف را جای دیگر و در سطح دیگری از اعتقادات حل و فصل کرد.
4⃣چهارم و از همه مهمتر؛ نقد باید موجب تقویت نظام اسلامی شود. نقدی که نقشه گفتمانی و انقلابی رهبری را در ابعاد کلانتر بهم بریزد، ناحق است ولو اینکه در ظاهر حق بنماید. گرچه شاخص ولایت، عدالت است؛ اما راه رسیدن به عدالت با ولایت است. نقدی که هیمنه ولایت و نقشه راهبردی اورا تضعیف کند ولو اینکه با شعار عدالت باشد، بی عدالتی محض است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
روز گذشته رهبرانقلاب صریحا فرمودند که "ممکن است کسی از این حقیر هم انتقاد داشته باشد این منافاتی با دفاع از نظام اسلامی ندارد." الحمدالله این جمله پاسخ به کسانی بود که هرگونه انتقاد از رهبری را مقابله با نظام و انقلاب می دانستند. البته این سخن رهبری جدید نبود و اما شاید حافظه برخی یاری نمی کرد.
اما یک سوال وجود دارد. این حرف در حالت کلی حرف خوبی است؛ "انتقاد از رهبری پشت کردن به انقلاب نیست" اما از کجا متوجه شویم منتقد رهبری خواسته و یا ناخواسته به تقابل نرسیده است؟ این سوال درباره خودمان هم مطرح است. ممکن است نسبت به عملکردی ابهام داشته باشیم. از کجا متوجه شویم که این نقدها و گلایه ها انحراف از نظام "امت و امامت" نیست؟
☑️4 #شاخص در این رابطه کلیدی است که تراز نقد و شکوه است. انتقاد از رهبری را باید با این 4 شاخص محک بزنیم.
1⃣یکم. نقد رهبری باید با محک عدالت و شعارهای انقلاب باشد. اگر برای نقد رهبری از شعارهای اصیل انقلاب مثل مردمسالاری و عدالت و آزادی و اسلام و غیره عبور کردیم یعنی این نقدها اشکال دارد. با تراز لیبرال ها سراغ نقد رهبری رفتن خارج از بحث ماست. نقد باید منتهی به انقلابی گری در همان شعارهای راستین باشد. اگر چنین نیست باید شک کنیم.
2⃣دوم. عقل حکم می کند که در نقد یک کارشناس در حوزه تخصص خودش، به علم او توجه کنیم. این ملاحظه متفاوت از ادب و احترام است. ادب که جای خود، اما به حکم عقلانیت در نقد، فردی که علم و تجربه و اطلاعاتش در اداره و رهبری انقلاب بیش از هرکسی است، اظهارات و عملکرد او یک متغیر موثر در تحلیل است.
3⃣سوم. اگر در نقد رهبری به موارد متعدد رسیدیم، احتمالا بجهت گفتمانی اختلاف داریم نه مصادیق. اینجا باید نگران شد. فارغ از اینکه کدام گفتمان حق و کدام ناحق است، باید سطح اختلاف را جای دیگر و در سطح دیگری از اعتقادات حل و فصل کرد.
4⃣چهارم و از همه مهمتر؛ نقد باید موجب تقویت نظام اسلامی شود. نقدی که نقشه گفتمانی و انقلابی رهبری را در ابعاد کلانتر بهم بریزد، ناحق است ولو اینکه در ظاهر حق بنماید. گرچه شاخص ولایت، عدالت است؛ اما راه رسیدن به عدالت با ولایت است. نقدی که هیمنه ولایت و نقشه راهبردی اورا تضعیف کند ولو اینکه با شعار عدالت باشد، بی عدالتی محض است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌫بد وخوب امیرخانیِ جدید
🌫ر ه ش زیباست؛ اما برای من متفاوت از آثار قبلی امیرخانی. این تفاوت در دانش او نیست؛ به نگرش اوست، به نگاه اوست.
🌫ر ه ش، شهر وارونه و منقطع است. اما از نگاهی دیگر ره ش، رها شدن و آزادشدن است. همه ماجرا در نسبت و رابطه این تعبیرست. از شهر وارونه و منقطع چطور می شود به رها شدن رسید. محل نقد اینجاست.
🌫داستان از زبان خانمی است معمار، که توسعه نامتوازن و ناشکل شهری را بحق پس می زند. تا اینجای داستان هم خواندنی است و هم آموزنده. زیبائی های خاص داستان های امیرخانی، رج به رج و خط به خط درش نهفته است که عبور می کنم. هم حیا و مومنه هایش و هم روحیه انتقادی ضدقدرت و هم پرهیزش از ژست های روشنفکرمآبانه ضدبسیج و ضدآخوندی.
🌫اشکال این بخش تنها در یک جمله است؛ مخاطب با این حجم از عصبانیت با روای داستان همراه نمی شود. آخرین باری که امیرخانی را دیدم 4 سال پیش بود که گفت مشغول تحقیق درباره تهران است. انتظار داشتم نتیجه تحقیقات را در سطر به سطر این نقدها ببینم.
🌫مخاطب با اصل نقد همراه است اما با برانگیختگی و آشوب روحی راوی نه. در دل داستان زشتی شهر و عمق ماهیت این دگرگونی روشن نیست. ترافیک و آسمان خراش ها و آلودگی جلوی چشم است اما این سطح از خشم و تندمزاجی نیازمند بیان عمیق تر و دقیق تری از روح مدرنیته کج و معوج شهری است نه صرفا جسمش. چه آنکه به همین دلیل مخاطب عصبانیت راوی از همسرش که در شهرداری کار می کند را نیز متوجه نمی شود.
🌫🌫با این حال نقدم اینجا نیست.
🌫بند آخر کتاب اما "امیرخانی نامه" است. همان امیرخانی، با همان قلم و محتوای گذشته. بند آخر را نمی توان جرعه جرعه نوشید، تا پایان یک نفس خواهید رفت. از تاکسی که پیاده شدم ناخواسته باقی فصل را کنار خیابان ایستادم و متوجه نشدم وسط پیاده راه مشغول کتاب خواندن هستم. امیرخانی در فصل آخر، به "قیدار" و "من او" بازگشته است و اینبار درس نامه های فتوت نامه را به عنوان نسخه های بی بدیل شهرسازی سردست می گیرد.
چوپانی که در دل کوه و بدوراز وارونگی و آشفتگی شهر زیست می کند پیام بر روایتی اخلاقی مدارانه از شهرست. بند آخر کتاب مشحون از هیجان های حکیمانه است. رگه های فتوت نامه وقتی جلوی چشم می آید که چوپان برای هر کارش به سلسله آن کارها نزد انبیا اشاره می دهد.
🌫امیرخانی در صفحات ما قبل آخر داستان، راه گریز از ر ه ش را در توجه اخلاقی و معنویت گرا و عارفانه به معماری می داند. چه انکه پیرمرد نیز بیگانه از اسباب و اثاثیه های مدرن نیست، اما توانسته است آنرا به خدمت اخلاق بگیرد و این خدمت بزرگ معماری معنویت گراست.
🌫اما آنچه بر دلم ماند یکی دو صفحه پایانی متن است. آنجا که پیرمرد اصلاح وضع موجود را به یک اتفاق بزرگ و روزی که زمین دهان باز کند حواله می دهد و امید را در دل مخاطب می کشد. چه انکه راوی داستان که از ابتدا ناامیدانه از شهر فراری بوده است، اعتراض می کند که نه؛ باید همین شهر را ساخت؛ هرچند او نیز در انتها ادرار شماره یک کودکش را بر سر این شهر می ریزد که نشان می دهد امیدش منقطع از حکیمانه های پیرمرد است.
🌫وارونگی شهر در رمان جدید امیرخانی تلخ تر از واقعیت تصویر شده است و یا به تعبیر دقیق تر تلخی اش بدرستی تصویر نشده است، اما فصل آخر می توانست سرنوشت داستان را جوری دیگری رقم بزند که آن نیز نشد. کاش فتوت گویه های پیرمرد به عنوان نشانه های معماری اخلاق گرا حواله به زلزله ظهور نمی شد و مخاطب را به حرکت می کشاند نه نشستن.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌫ر ه ش زیباست؛ اما برای من متفاوت از آثار قبلی امیرخانی. این تفاوت در دانش او نیست؛ به نگرش اوست، به نگاه اوست.
🌫ر ه ش، شهر وارونه و منقطع است. اما از نگاهی دیگر ره ش، رها شدن و آزادشدن است. همه ماجرا در نسبت و رابطه این تعبیرست. از شهر وارونه و منقطع چطور می شود به رها شدن رسید. محل نقد اینجاست.
🌫داستان از زبان خانمی است معمار، که توسعه نامتوازن و ناشکل شهری را بحق پس می زند. تا اینجای داستان هم خواندنی است و هم آموزنده. زیبائی های خاص داستان های امیرخانی، رج به رج و خط به خط درش نهفته است که عبور می کنم. هم حیا و مومنه هایش و هم روحیه انتقادی ضدقدرت و هم پرهیزش از ژست های روشنفکرمآبانه ضدبسیج و ضدآخوندی.
🌫اشکال این بخش تنها در یک جمله است؛ مخاطب با این حجم از عصبانیت با روای داستان همراه نمی شود. آخرین باری که امیرخانی را دیدم 4 سال پیش بود که گفت مشغول تحقیق درباره تهران است. انتظار داشتم نتیجه تحقیقات را در سطر به سطر این نقدها ببینم.
🌫مخاطب با اصل نقد همراه است اما با برانگیختگی و آشوب روحی راوی نه. در دل داستان زشتی شهر و عمق ماهیت این دگرگونی روشن نیست. ترافیک و آسمان خراش ها و آلودگی جلوی چشم است اما این سطح از خشم و تندمزاجی نیازمند بیان عمیق تر و دقیق تری از روح مدرنیته کج و معوج شهری است نه صرفا جسمش. چه آنکه به همین دلیل مخاطب عصبانیت راوی از همسرش که در شهرداری کار می کند را نیز متوجه نمی شود.
🌫🌫با این حال نقدم اینجا نیست.
🌫بند آخر کتاب اما "امیرخانی نامه" است. همان امیرخانی، با همان قلم و محتوای گذشته. بند آخر را نمی توان جرعه جرعه نوشید، تا پایان یک نفس خواهید رفت. از تاکسی که پیاده شدم ناخواسته باقی فصل را کنار خیابان ایستادم و متوجه نشدم وسط پیاده راه مشغول کتاب خواندن هستم. امیرخانی در فصل آخر، به "قیدار" و "من او" بازگشته است و اینبار درس نامه های فتوت نامه را به عنوان نسخه های بی بدیل شهرسازی سردست می گیرد.
چوپانی که در دل کوه و بدوراز وارونگی و آشفتگی شهر زیست می کند پیام بر روایتی اخلاقی مدارانه از شهرست. بند آخر کتاب مشحون از هیجان های حکیمانه است. رگه های فتوت نامه وقتی جلوی چشم می آید که چوپان برای هر کارش به سلسله آن کارها نزد انبیا اشاره می دهد.
🌫امیرخانی در صفحات ما قبل آخر داستان، راه گریز از ر ه ش را در توجه اخلاقی و معنویت گرا و عارفانه به معماری می داند. چه انکه پیرمرد نیز بیگانه از اسباب و اثاثیه های مدرن نیست، اما توانسته است آنرا به خدمت اخلاق بگیرد و این خدمت بزرگ معماری معنویت گراست.
🌫اما آنچه بر دلم ماند یکی دو صفحه پایانی متن است. آنجا که پیرمرد اصلاح وضع موجود را به یک اتفاق بزرگ و روزی که زمین دهان باز کند حواله می دهد و امید را در دل مخاطب می کشد. چه انکه راوی داستان که از ابتدا ناامیدانه از شهر فراری بوده است، اعتراض می کند که نه؛ باید همین شهر را ساخت؛ هرچند او نیز در انتها ادرار شماره یک کودکش را بر سر این شهر می ریزد که نشان می دهد امیدش منقطع از حکیمانه های پیرمرد است.
🌫وارونگی شهر در رمان جدید امیرخانی تلخ تر از واقعیت تصویر شده است و یا به تعبیر دقیق تر تلخی اش بدرستی تصویر نشده است، اما فصل آخر می توانست سرنوشت داستان را جوری دیگری رقم بزند که آن نیز نشد. کاش فتوت گویه های پیرمرد به عنوان نشانه های معماری اخلاق گرا حواله به زلزله ظهور نمی شد و مخاطب را به حرکت می کشاند نه نشستن.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
با طلبه های #جهادی_محبین رفتیم #تکریم عمو حسن.
عمو حسن در محله #تیردوقلو قهوه خونه داره و همینجا آخر هر هفته جوان های محل رو جمع می کنه و می بره #کهریزک تا سالمندان این مرکز را حموم کنن و لباس هاشونو بشورند.
خیلی مشتی بود.
پایین قهوه خونه هم #حسینیه زده. خیلی از جوونای این محل را با همین حسینیه براه کهریزک و خدمت کرده.
پ.ن: حضور این طلبه ها که با صمیمیت آمده بودند حرف های #عمو_حسن را بشنوند و تکریمش کنند؛ در قهوه خانه دیدنی بود.
@mahdian_mohsen
عمو حسن در محله #تیردوقلو قهوه خونه داره و همینجا آخر هر هفته جوان های محل رو جمع می کنه و می بره #کهریزک تا سالمندان این مرکز را حموم کنن و لباس هاشونو بشورند.
خیلی مشتی بود.
پایین قهوه خونه هم #حسینیه زده. خیلی از جوونای این محل را با همین حسینیه براه کهریزک و خدمت کرده.
پ.ن: حضور این طلبه ها که با صمیمیت آمده بودند حرف های #عمو_حسن را بشنوند و تکریمش کنند؛ در قهوه خانه دیدنی بود.
@mahdian_mohsen
Telegram
▫️برای انقلابی ترها...
▪️چرا هنگام بحث عصبانی می شویم؟
مخاطب این یادداشت خودم هم هستم. اصلن از تجربه خودم می گویم. حالا با هم وارد جزئیات شویم.
شما هم بارها مشاهده کردید؛ وقتی در یک گروه تلگرامی یا در یک جمع فامیلی مباحثه ای سیاسی شکل می گیرد خیلی وقت ها به مجادله کشیده می شود.
علت چیست؟
بخشی از علت اخلاقی است. اخلاقی را باید اخلاقی اصلاح کرد؛ پس عبور کنیم. اما بخشی دیگر مربوط به رابطه ذهن و واقعیت است.
یعنی چی؟
ما اغلب در مواجهه با یک بحث سیاسی به یک دوگانه در ذهن می رسیم؛ حق و باطل. این دوگانه ای که در ذهن ماست می تواند در تشخیص مصداق درست یا غلط باشد. با درستی و نادرستی آن کار نداریم. طبیعی است که وقتی نسبت به موضوعی موضع می گیریم یک بار در ذهنمان ماجرا را در یک چارچوب ایدئولوژیک تحلیل کرده ایم و به یک دوگانه حق و باطل رسیدیم. هرمیزان ایدئولوژیک تر باشیم این فرآیند طبیعی تر شکل می گیرد.
حالا اشکال کجاست و چه ربطی به عصبانیت دارد؟
اشکال اینست که آنچه در ذهن ما دوگانه حق و باطل است در بیرون مصداق واقعی ندارد. در ذهن با "مفاهیم" کار داریم و در بیرون با "آدم" ها. این مفاهیم در بیرون از ذهن مصداق اتم ندارد.
در بیرون ما با مصادیق مطلق حق و باطل مواجه نیستیم و با طیف ها مواجهیم.
آدم ها سهمی از حق و باطل را دارند. بنابراین آنچه در ذهن ما برای ساده سازی تحلیل ها، در دوگانه حق و باطل قرار می گیرد و جا دارد بابت آن "عصبیت عالمانه" و "تعصب عاقلانه" هم ایجاد شود در بیرون از ذهن وجود ندارد.
خلاصه اینکه آنچه در ذهن سیاه و سفید است در بیرون خاکستری است.
یکبار با این موضع وارد مباحثه شوید؛ خواهید دید که ماجرا خیلی متفاوت می شود.
روشنست که حرفم در مواجهه با مردمست نه نامردم.
پ.ن: حالا #دوقطبی_انقلابی_ضدانقلابی رهبری را یکبار با تحلیل بالا مجدد مرور کنید.
@mahdian_mohsen
▪️چرا هنگام بحث عصبانی می شویم؟
مخاطب این یادداشت خودم هم هستم. اصلن از تجربه خودم می گویم. حالا با هم وارد جزئیات شویم.
شما هم بارها مشاهده کردید؛ وقتی در یک گروه تلگرامی یا در یک جمع فامیلی مباحثه ای سیاسی شکل می گیرد خیلی وقت ها به مجادله کشیده می شود.
علت چیست؟
بخشی از علت اخلاقی است. اخلاقی را باید اخلاقی اصلاح کرد؛ پس عبور کنیم. اما بخشی دیگر مربوط به رابطه ذهن و واقعیت است.
یعنی چی؟
ما اغلب در مواجهه با یک بحث سیاسی به یک دوگانه در ذهن می رسیم؛ حق و باطل. این دوگانه ای که در ذهن ماست می تواند در تشخیص مصداق درست یا غلط باشد. با درستی و نادرستی آن کار نداریم. طبیعی است که وقتی نسبت به موضوعی موضع می گیریم یک بار در ذهنمان ماجرا را در یک چارچوب ایدئولوژیک تحلیل کرده ایم و به یک دوگانه حق و باطل رسیدیم. هرمیزان ایدئولوژیک تر باشیم این فرآیند طبیعی تر شکل می گیرد.
حالا اشکال کجاست و چه ربطی به عصبانیت دارد؟
اشکال اینست که آنچه در ذهن ما دوگانه حق و باطل است در بیرون مصداق واقعی ندارد. در ذهن با "مفاهیم" کار داریم و در بیرون با "آدم" ها. این مفاهیم در بیرون از ذهن مصداق اتم ندارد.
در بیرون ما با مصادیق مطلق حق و باطل مواجه نیستیم و با طیف ها مواجهیم.
آدم ها سهمی از حق و باطل را دارند. بنابراین آنچه در ذهن ما برای ساده سازی تحلیل ها، در دوگانه حق و باطل قرار می گیرد و جا دارد بابت آن "عصبیت عالمانه" و "تعصب عاقلانه" هم ایجاد شود در بیرون از ذهن وجود ندارد.
خلاصه اینکه آنچه در ذهن سیاه و سفید است در بیرون خاکستری است.
یکبار با این موضع وارد مباحثه شوید؛ خواهید دید که ماجرا خیلی متفاوت می شود.
روشنست که حرفم در مواجهه با مردمست نه نامردم.
پ.ن: حالا #دوقطبی_انقلابی_ضدانقلابی رهبری را یکبار با تحلیل بالا مجدد مرور کنید.
@mahdian_mohsen
امام جمعه ایلام در پاسخ به منتقدین: نماز جمعه منطقه مین گذاری شده است. نزدیک شوید هلاک می شوید
@mahdian_mohsen
@mahdian_mohsen