کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
⚡️فاز نهایی کلید خورد

از روز گذشته #ادبیات روحانی کاملا تغییر کرده است و سیاست مظلوم نمایی کنار گذاشته شد.

دیروز رئیسی را متهم کرد که مجموعه تحت مدیریتش مالیات نمی دهند.
ماجرای معدن کاران را گردن بسیج انداخت، با این مضمون که پاسخگو نیستند.
اصولگرا ها را متهم کرد به اینکه زبانها را بریدند و مردم را ممنوع التصویر و ممنوع القلم کردند و حق ندارند شعار آزادی دهند. به قالیباف با طعنه گفت ما دولت خالیباف نیستیم.
امروز هم گفته است که اینا می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند. و اینکه مردم کسانی که 38 سال فقط زندان و اعدام را بلد بودند نمی خواهند.

⚡️این در حالی است که اخبار و پیش بینی ها حاکی از آن است که در مناظره سوم کاملا متفاوت از دو مناظره گذشته حاضر می شود و با تند کردن فضا و ادبیات هیجانی تصمیم دارد آرای مردد و حتا آرای ناامید را پای صندوق بکشد.

روحانی وضعیت کاهش آرایش در نظرسنجی ها را رصد کرده و تنها راه نجات را تند کردن جامعه می داند. این خط نیز تا پای صندوق ادامه خواهد داشت.
رسانه های این جریان نیز به خط شدند و شدت حملات طی روزهای آینده بیشتر می شود.
در همین راستا باید مراقب بود نامزدهای اصولگرا و ستادها و طرفداران آرامش را حفظ کرده و اجازه ندهند موضوعات اصلی و نقدهای کلیدی در حوزه اقتصاد فراموش شود.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠تناقض مشارکت

#آرای_سیاه
#آرای_خاکستری

🔹 در چند انتخابات اخیر دچار #تناقض_مشارکت شدیم. از یک طرف استحکام نظام به مشارکت بیشتر مردم در انتخابات است و از سوی دیگر مشارکت بیشتر ظاهرا به شکست جریان انقلابی تر منجر شده است.

مساله این است که سیاست جریان مخالف از مدتها پیش تغییر کرده است و بجای #تحریم انتخابات، به #مشارکت در انتخابات دعوت می کنند. هدفشان نیز حضور حداکثری مخالفان و ساخت #دوقطبی‌های_نمادین است تا قدرت شان را به رخ بکشند. از سوی دیگر محرومین و حاشیه نشین های شهر ناامید از مسئولین اجرایی اند و با صندوق انتخابات قهرند و حاضر نیستند مشارکت کنند. نحوه مواجهه و انتقاد ما از دولت نیز به این ناامیدی ها از حاکمیت(و نه دولت) دامن زده است.
🔸این یعنی مشارکت آرای سیاه زیاد و آرای خاکستری کم شده است.

🔹این تناقض را باید چه کسی حل کند؟ فارغ از نقش دولت ها، به نظر میرسد کلید حل این تناقض در دست انقلابی ترهاست. نباید نگران بود.

1⃣اولن باید از تغییر سیاست مخالفین برای عبور از تحریم انتخابات استقبال کرد. سرجمع این اتفاق فارغ از برد و باخت، نفع نظام است.
👈انقلابی واقعی کسی است که حاضر باشد یک نفر تحریمی را به انتخابات دعوت کند حال آنکه در نهایت به نامزد رقیب رای دهد.
2⃣اما مساله مهمتر تلاش برای امیدواری به صندوق رای است. آنچه برای اصولگراها رای می سازد توجه به حاشیه نشین ها و آرای مستضعفین است. این توجه منجر به امید و روشنی است. البته که حل مشکل این طبقه از جامعه با مدیران اجرایی است اما توجه کردن به این اقشار و خدمت به آنها خودش احساس کرامت و عزت می دهد و این یعنی امیدواری به صندوق.
💟از حالا باید برای آشتی دادن خاکستری ها با صندوق رای تلاش کنیم.
⚡️اگر در 4 سال پیشرو، #گروه‌های_جهادی شهری و روستایی چندین برابر شد، یعنی به خودآگاهی در این شکست رسیدیم.
⚡️اگر توانستیم با #ادبیات رایج و مسلط طبقه متوسط، ارزش های انقلابی را دنبال کنیم یعنی حرکت بسمت پیروزی.
⚡️اگر نحوه افشاگری ها و انتقادمان از قدرت به ناامیدی از حاکمیت و صندوق منجر نشد یعنی رشد گفتمانی.
#آسیب‌شناسی_شکست. یازدهم

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠بازهم دلواپسی برای هیاتی ها

عمده ترین گرفتاری ما کج سلیقگی و بی هنری است. یک نمونه اش نهضت انتقاد از هیات و هیات داری است که هر سال محرم باب می شود و امسال مختصری هم پیشواز رفته ایم.

💠یکی می گوید سینه زنی رشد فکری نمی دهد، آن بزرگوار دیگر می گوید در اسلام استقبال از محرم نداریم، آن دیگری واژه "پیرغلام" را نپسندیده است و آن یکی می گوید که نام عبدالحسین و عبدالعلی خطاست و آن یک هم به نحوه گفتن یازهرا و یاعلی انتقاد کرده است.

💠غرض پاسخ دادن به این نقدها نیست. برخی شان درست و برخی شان از اساس باطل است و بارها بزرگان و اهل فن پاسخ داده اند. اما با فرض صحت، حرف مهمتری در میان است. در 3 بند اشاره می کنم.

1⃣یکم. #زمان‌شناسی نقدهاست .
منکر آسیب در هیات ها نیستیم. مخالف نقد کردن هم نیستیم. اما با کدام منطق هرسال اول محرم یادمان می افتد که باید به آسیب هیات و هیات داری رسیدگی کرد؟ چرا بقیه سال ساکتیم؟
واقعن فکر می کنیم نقد این روزها باعث می شود آسیبی برطرف شود؟

مثال می زنم تا ماجرا روشنتر شود. شخصاً به دسته گل هائی که برای مجالس ختم خریده می شود، از حیث اسراف و اتراف انتقاد دارم. اما بدون تردید اگر روزی پدر یکی از دوستانم به رحمت خدا رود در مجلس ختم پدرش نسبت به اسراف گل های مقابل مسجد انتقاد نخواهم کرد.

و یا اگر به برخی کسری ها در کشور انتقاد داشته باشم، در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از تعداد روستاهائی که هنوز برق ندارند و یا مدارس کپرنشین نخواهم نوشت.

اگر کسی چنین کرد کج سلیقه است. کج سلیقگی اثر حرف را کم یا معکوس می کند.

2⃣دوم. نقد دوم سبک #ادبیات ماست. نقدهیات ظرافت های بسیاری می طلبد. هر نقدی هم نیاز به منبر عمومی ندارد. مثلا یکی از مهمترین روش ها برای اصلاح برخی آسیب ها کمک گرفتن از هیات دارها و مادحین است. تقابل با جوانی که در آستانه محرم همه هوش و حواسش عزاداری است کاملا بی اثر است.

💠از طرفی این روزها بهترین زمان برای استفاده از پتانسیل هیات است. این سبک نقدها بهره برداری از این ظرفیت را تحت الشعاع قرار می دهد. هیات از تنها نهادهای مردمی انسان ساز و خروش آفرین است که قدرت انقلاب سازی دارد. زمان نشناسی و این ادبیات بی محابا و غیرهنرماندانه تنها یک پیام دارد و ان اینکه به اهمیت این دستگاه انسان سازی واقف نیستیم.

3⃣سوم. مهمتر از همه #اهمیت نقدهائی است که صورت می گیرد. وقتی در آستانه محرم چنین نقدهائی روی منبرهای رسمی گفته می شود، یعنی از نگاه ما مهمترین آسیب هیات ها همین است. واقعن هیچ موضوع مهمتری جز تعبیر "پیرغلام" و نحوه عزاداری و سینه زدن ندیدیم؟ مثلا هیچ وقت فکر کردیم که چرا هیات های ما به سمت فاصله گرفتن از سیاست -به معنای غیر جناحی اش- پیش می رود؟ آسیبی به نام هیات سکولار را چطور فهمیدیم؟

💠بیائید اجازه ندهیم جوان ما احساس کند که عده ای مسئولیت سازمانی شان تقابل با آنهاست؛ حداقل درباره هیات و هیاتداری بیشتر به ظرائف آن توجه کنیم.

چیزی بذهنم برسد اینجا مینویسم. دوست داشتید همراهی کنید👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
درسی از روزنامه نگاری "نصیری" و "توکلی"
#ادبیات_انقلابیگری

یک سوال؛ ادبیات انقلابی گری به چه نحوی باید باشد؟ صدای بلند؟ اعتراضی؟ مطالبه گرایانه؟ استدلالی؟ اقناعی؟ مردمی یا چی؟
این سوال احتمالن برای شما هم مطرح است. خیلی وقت ها دچار تردید می شویم و واقعن ابهام داریم که این راه طی شده؛ سزاست یا خطا؟
این سوال وقتی به ساحت رسانه می رسد جدی تر می شود چون در کنار پاسخ به این سوال و حجیت آن، جذابیت کلام هم مطرح می شود.
بالاخره ادبیاتی کارگر است که موثر افتد. خیلی وقت ها انتخاب ادبیات ما ناشی از آثار آنست؛ مثلن نگاه می کنیم کدام روش موثرترست یا مخاطب بیشتری جلب می کند. همین مبنای ساده باعث می شود خیلی از آدم ها مواضع شان در محافل خصوصی متفاوت از محافل رسانه ای باشد.

واقعیت این است که ما شناخت دقیقی از اثر کلام نداریم. اشتباه رایج اینست که تفکیکی میان "جلوه کلام" با "حجت کلام" نداریم. هرانچه خوشتر جلوه کرد، الزامن حجیت قوی تری ندارد. "هیجان کلام"، "استدلال کلام" نیست و بالاتر اینکه "ارضای احساساتی" منجر به "اقناع استدلالی" نمی شود.

این خطای تاکتیکی باعث می شود برخی تصور کنند "صدای بلند" بخشی از استدلال است؛ حال آنکه تناژ صدا تنها تضمین جلب توجه است و نه بیشتر؛ مخاطب تنها روی اش راسمت شما برمی گرداند نه دل و ذهن اش.
نتیجه این می شود که در بسیاری از موارد صدای بلند "همراهی اجتماعی" ایجاد نمی کند. بدتر اینکه گوش مخاطب به این صدا عادت می کند و هرکس بخواهد حرف مهمی بزند بعد ازین باید بیشتر فریاد کند.

اما نقطه مقابل این نگاه چیست؟ "شل کلامی". برخی تصور می کنند اگر کلام آرام باشد، مستدل است. حتا استدلال هم به تنهایی کفایت نمی کند. استدلال تنها ذهن مخاطب را درگیر می کند، حال آنکه مخاطب تنها ذهنی تصمیم نمی گیرد. دهها متغیر دیگر و موثری وجود دارد که در تصمیم مخاطب تعیین کننده است. متن مستدلی که صراحت ندارد، ممکن است مخاطب را "قانع" کند اما به "حرکت" نمی کشد. بین ایندو فرسنگ ها فاصله است
عبور کنیم....

پس چه باید کرد؟
برای "چه باید کرد"، مناسب است به دو الگوی روزنامه نگاری در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 مراجعه کنیم. سبک روزنامه نگاری "احمد توکلی" در روزنامه های "رسالت" و "فردا" و سبک ادبیات "مهدی نصیری" در روزنامه "کیهان" و ماهنامه "صبح" ازین جهت قابل اعتناست. ممکن است این الگوها از جهات مختلف کامل نباشند اما از زاویه این متن قابل رجوع اند.
ویژگی مشترک ایندو روزنامه نگار قدیمی در "تحکم" است؛ امتیاز شان در "هیبت کلام" است نه "فریاد کلام". ادبیات جوان متدین و انقلابی باید مستحکم و باقوت باشد. اما این ادبیات چطور شکل می گیرد؟ "ادبیات پرطنین" برآمده از "صراحت کلام" است و ضرب آهنگ ش از "قوه فکر"ست نه "قدرت حنجره". مخاطب "تخته بند استدلال" می شود نه "میخکوب صدا".

سبک نوشتاری نصیری و توکلی در فعالیت رسانه ای شان چنین بود. مستدل می نوشتند اما صریح و محکم. صراحت لهجه کمک می کرد استدلال شان نیز اثرگذار باشد و به متن، عمق اعتقادی و انگیزشی ببخشد. نویسنده بااعتقاد، کلامش روشن است و دونبشی و "شل کلامی" بدان راه ندارد. پس صراحت بیانگر 2 امر ست؛ هم "اعتقاد نویسنده" و هم "استحکام استدلال". حرف گوشه دار و طعنه دار و پرکنایه در این ادبیات هیچ جایی ندارد؛ کلام بی ادبانه که حاشا...
هیبت کلام در صراحت لهجه، مخاطب را به جهت ذهنی و قلبی همراه می کند. چون بغیر استدلال، بوی صداقت و اخلاص می دهد و از همه مهمتر اینکه دارای جان مایه های اعتقادی و معرفتی است. آدم مستحکم دارای "تعصب ممدوح" است و اعتقادش را با حجیت علم و عقل و دین تقویت کرده است.

و در نهایت یک جمله؛
کلام مستدل و مستحکم؛ هم بیانگر "عقلانیت متن" است و هم "تقوای نویسنده". حال آنکه "فریاد کلام" یا روی دیگرش "شل کلامی" ، یا ناشی از ضعف منطق است یا تقوای صاحب منطق.
روشنست که بحث نسبی است.

@mahdian_mohsen