🚘🚙از "رولز رویس" #اشرف_پهلوی تا "پیکان" #ایدئولوژیک
🔷مدتی پیش در جریان یک #تهران_گردی فرصتی شد تا بازدیدی از موزه خودروهای دربار در کاخ سعدآباد داشته باشیم. یکی از موضوعاتی که توجه ام را جلب کرد نسبت این خودروهای لوکس و سفارشی با شخصیت مالکان خودرو بود. به عنوان مثال خودروی اشرف کاملا متناسب با شخصیت وی انتخاب شده بود؛ غول پیکر و مافیایی و بدون هرگونه ظرافت هنری؛ خودروی فرح نیز متناسب با وی.
✅اساسا مصرف بی ارتباط با هویت و جایگاه افراد نیست. آدم ها بطور طبیعی مصرف را بخشی از سبک زندگی می دانند و در نهایت متناسب با ویژگی های هویتی و اقتصادی و ایدئولوژیکی مصرف شان را شکل می دهند. این موضوع تنها منحصر با زندگی اشرافی دربار پهلوی ندارد. پیکان نیز از این هویت فرامادی مستثنی نبود. یکی از بهترین نمونه های تبدیل یک خودروی مصرفی به یک خودروی ایدئولوژیک همین پیکان است.
🚙🚕پیکان در جامعه ما نمونه بارز یک خودروی ایدئولوژیک بود. پیکان برای بسیاری از ما حس نوستالژیک دارد و این به جهت جایگاه فرهنگی این خودرو در زندگی ماست؛ تاجاییکه پیکان را به یک خودروی انقلابی می شناسیم.
🔸یکی از ویژگی های اصلی پیکان در سالهای اولیه، جهت نمادین و توده ای این خودرو بود. پیکان نشانه روشنی از یک توده بی رنگ و وحدت یافته داشت.
🔹طبقه متوسط بسیار فربه بود و پیکان نیز به جهت قیمت مناسب متعلق به این طبقه بود. لذا شهر کاملن پیکانیزه شده بود. بنابراین برخلاف خودروهای امروزی که بیشتر تمایز را نشان می دهد، پیکان وحدت نما و نشانه بی رنگی جامعه بود.
🔹پیکان بعد از مدتی توانست هویت ایرانی پیدا کند. با بیرون آوردن لباس انگلیسی اش و ایرانی شدن لوازم یدکی آن، توانست بیشتر به فرهنگ ایرانی نزدیک شود.
🔹از طرفی قیمت ارزان آن باعث شد پرمشتری باشد. سادگی و بی آلایشی و فقدان زرق و برق هم باعث شد به خودروی نیروهای انقلابی تبدیل شود؛ چه آنکه تا سالها معیار یک فرد انقلابی و مدیرساده زیست بود.
🔸پیکان حتا به جهت جنسیت نیز جهت گیری داشت. نوع صورت و ظاهر و فرمان سفت و دنده های خشن، این خودرو را کاملا مردانه کرده بود.
🔹پیکان همچنین نمادی از همراهی و همدلی و صمیمت بود. بسیاری از ما پیکان را با 8 یا 9 نفر مسافر می شناسیم که با زحمت کنار هم می نشستند و در شهر جابجا می شدند. از طرفی به جهت خراب شدن های مستمر، هل دادن پیکان و همراهی و همیاری مردم با راننده نیز خاطره انگیز است و نشانه ای از رابطه همدلانه مردم.
بنابراین پیکان ناخواسته در ذهن ما کالایی است که نمادی از فضای ایدئولوژیک سالهای بعد انقلاب است.
✅برخلاف تصور رایج، ابزار به جهت فرهنگی خنثی نیستند و سطح تاثیر آن فراتر از مصرف صرف مادی است. کالا در دنیای امروز به جهت نسبت هویتی و ایدئولوژیک آن مورد توجه قرار می گیرند. حال ممکن است خاصیت تمایز طلبی و خودنمایی و اشراف نمایی داشته باشد و یا در درون یک فرهنگ متعالی و دینی و بومی هضم و جذب شود. اگر نگاه اینچنینی به مصرف داشته باشیم، نسبت به ورود و تولید و مصرف هرنوع کالایی بی تفاوت نخواهیم بود و مهمتر اینکه ساخت یک سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در دسترس می دانیم.
#همشهری_محله
#محسن_مهدیان
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷مدتی پیش در جریان یک #تهران_گردی فرصتی شد تا بازدیدی از موزه خودروهای دربار در کاخ سعدآباد داشته باشیم. یکی از موضوعاتی که توجه ام را جلب کرد نسبت این خودروهای لوکس و سفارشی با شخصیت مالکان خودرو بود. به عنوان مثال خودروی اشرف کاملا متناسب با شخصیت وی انتخاب شده بود؛ غول پیکر و مافیایی و بدون هرگونه ظرافت هنری؛ خودروی فرح نیز متناسب با وی.
✅اساسا مصرف بی ارتباط با هویت و جایگاه افراد نیست. آدم ها بطور طبیعی مصرف را بخشی از سبک زندگی می دانند و در نهایت متناسب با ویژگی های هویتی و اقتصادی و ایدئولوژیکی مصرف شان را شکل می دهند. این موضوع تنها منحصر با زندگی اشرافی دربار پهلوی ندارد. پیکان نیز از این هویت فرامادی مستثنی نبود. یکی از بهترین نمونه های تبدیل یک خودروی مصرفی به یک خودروی ایدئولوژیک همین پیکان است.
🚙🚕پیکان در جامعه ما نمونه بارز یک خودروی ایدئولوژیک بود. پیکان برای بسیاری از ما حس نوستالژیک دارد و این به جهت جایگاه فرهنگی این خودرو در زندگی ماست؛ تاجاییکه پیکان را به یک خودروی انقلابی می شناسیم.
🔸یکی از ویژگی های اصلی پیکان در سالهای اولیه، جهت نمادین و توده ای این خودرو بود. پیکان نشانه روشنی از یک توده بی رنگ و وحدت یافته داشت.
🔹طبقه متوسط بسیار فربه بود و پیکان نیز به جهت قیمت مناسب متعلق به این طبقه بود. لذا شهر کاملن پیکانیزه شده بود. بنابراین برخلاف خودروهای امروزی که بیشتر تمایز را نشان می دهد، پیکان وحدت نما و نشانه بی رنگی جامعه بود.
🔹پیکان بعد از مدتی توانست هویت ایرانی پیدا کند. با بیرون آوردن لباس انگلیسی اش و ایرانی شدن لوازم یدکی آن، توانست بیشتر به فرهنگ ایرانی نزدیک شود.
🔹از طرفی قیمت ارزان آن باعث شد پرمشتری باشد. سادگی و بی آلایشی و فقدان زرق و برق هم باعث شد به خودروی نیروهای انقلابی تبدیل شود؛ چه آنکه تا سالها معیار یک فرد انقلابی و مدیرساده زیست بود.
🔸پیکان حتا به جهت جنسیت نیز جهت گیری داشت. نوع صورت و ظاهر و فرمان سفت و دنده های خشن، این خودرو را کاملا مردانه کرده بود.
🔹پیکان همچنین نمادی از همراهی و همدلی و صمیمت بود. بسیاری از ما پیکان را با 8 یا 9 نفر مسافر می شناسیم که با زحمت کنار هم می نشستند و در شهر جابجا می شدند. از طرفی به جهت خراب شدن های مستمر، هل دادن پیکان و همراهی و همیاری مردم با راننده نیز خاطره انگیز است و نشانه ای از رابطه همدلانه مردم.
بنابراین پیکان ناخواسته در ذهن ما کالایی است که نمادی از فضای ایدئولوژیک سالهای بعد انقلاب است.
✅برخلاف تصور رایج، ابزار به جهت فرهنگی خنثی نیستند و سطح تاثیر آن فراتر از مصرف صرف مادی است. کالا در دنیای امروز به جهت نسبت هویتی و ایدئولوژیک آن مورد توجه قرار می گیرند. حال ممکن است خاصیت تمایز طلبی و خودنمایی و اشراف نمایی داشته باشد و یا در درون یک فرهنگ متعالی و دینی و بومی هضم و جذب شود. اگر نگاه اینچنینی به مصرف داشته باشیم، نسبت به ورود و تولید و مصرف هرنوع کالایی بی تفاوت نخواهیم بود و مهمتر اینکه ساخت یک سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در دسترس می دانیم.
#همشهری_محله
#محسن_مهدیان
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚡️خطای برآورد جدی ستادهای انتخاباتی
👈دو گروه رای داریم؛ آرای #باثبات و آرای #شناور. آرای باثبات همان رای اعتقادی و #ایدئولوژیک است و آرای شناور آرای #خاکستری است.
برآورد تخمینی نشان می دهد 60 درصد آرا در هر انتخاباتی خاکستری است و تعیین تکلیف نهایی انتخابات نیز با همین آراست.
آرای باثبات از چند ماه مانده به انتخابات به "جمع بندی" رسیده اند اما آرای خاکستری در واپسین روزهای منتهی به انتخابات "تصمیم" می گیرند.
با این مقدمه طبیعی است که ستادهای انتخاباتی، بیشترین همت شان جذب آرای شناور است.
📍اما در این دوره ستادهای انتخاباتی دچار #اشتباه_برآورد اساسی شدند. همه همت ستادهای انتخاباتی معطوف به شبکه های اجتماعی شده است.
💠اما واقعا قشرخاکستری اینجا هستند؟
شبکه های اجتماعی #هیجان دارد اما اثر #کمپین های تبلیغاتی #کف_خیابان را ندارد.
👈به چند دلیل؛
1⃣اولا همه کسانی که عضو تلگرام هستند اهل سیاست نیستند و علاقه ای هم ندارند در تلگرام موضوعات سیاسی را دنبال کنند. بسیاری پیگیر موضوعات فان و سرگرمی و تعاملات دوستانه و فامیلی و غیره اند.
2⃣دوم اینکه بازدید ها در شبکه های اجتماعی غلط انداز است و تعداد بازدید یک پست به معنای خوانده شدن آن نیست.
3⃣سوم اینکه چرخش محتوای پست های انتخاباتی اغلب بین طرفداران متعصب و مخالفان و رقبا صورت می گیرد. این "چرخش هیجانی" در #غیاب آرای خاکستری است و بدست آرای شناور نمی رسد. ضمن اینکه "هیجان مباحثه با رقبا" یا "لایک طرفداران" باعث "غفلت از آرای شناور" می شود.
4⃣چهارم اینکه به جهت "تولید انبوه محتوا" در شبکه های اجتماعی، میزان و مدت اثرگذاری مطالب بسیار پایین است و افراد فرصت توقف روی یک پست را ندارند.
5⃣پنجم و از همه مهمتر اینکه پست های #بیروح تلگرامی و تویتری نسبت به تبلیغ چهره به چهره، کم اثر و قدرت انتقال دغدغه و انگیزه های نویسنده را ندارند. انتخابات تنها عرصه استدلال و منطق نیست. استدلال باید همراه با قدرت انگیزه و رگه های تعصبی باشد که قدرت #اقناعی داشته باشد.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
👈دو گروه رای داریم؛ آرای #باثبات و آرای #شناور. آرای باثبات همان رای اعتقادی و #ایدئولوژیک است و آرای شناور آرای #خاکستری است.
برآورد تخمینی نشان می دهد 60 درصد آرا در هر انتخاباتی خاکستری است و تعیین تکلیف نهایی انتخابات نیز با همین آراست.
آرای باثبات از چند ماه مانده به انتخابات به "جمع بندی" رسیده اند اما آرای خاکستری در واپسین روزهای منتهی به انتخابات "تصمیم" می گیرند.
با این مقدمه طبیعی است که ستادهای انتخاباتی، بیشترین همت شان جذب آرای شناور است.
📍اما در این دوره ستادهای انتخاباتی دچار #اشتباه_برآورد اساسی شدند. همه همت ستادهای انتخاباتی معطوف به شبکه های اجتماعی شده است.
💠اما واقعا قشرخاکستری اینجا هستند؟
شبکه های اجتماعی #هیجان دارد اما اثر #کمپین های تبلیغاتی #کف_خیابان را ندارد.
👈به چند دلیل؛
1⃣اولا همه کسانی که عضو تلگرام هستند اهل سیاست نیستند و علاقه ای هم ندارند در تلگرام موضوعات سیاسی را دنبال کنند. بسیاری پیگیر موضوعات فان و سرگرمی و تعاملات دوستانه و فامیلی و غیره اند.
2⃣دوم اینکه بازدید ها در شبکه های اجتماعی غلط انداز است و تعداد بازدید یک پست به معنای خوانده شدن آن نیست.
3⃣سوم اینکه چرخش محتوای پست های انتخاباتی اغلب بین طرفداران متعصب و مخالفان و رقبا صورت می گیرد. این "چرخش هیجانی" در #غیاب آرای خاکستری است و بدست آرای شناور نمی رسد. ضمن اینکه "هیجان مباحثه با رقبا" یا "لایک طرفداران" باعث "غفلت از آرای شناور" می شود.
4⃣چهارم اینکه به جهت "تولید انبوه محتوا" در شبکه های اجتماعی، میزان و مدت اثرگذاری مطالب بسیار پایین است و افراد فرصت توقف روی یک پست را ندارند.
5⃣پنجم و از همه مهمتر اینکه پست های #بیروح تلگرامی و تویتری نسبت به تبلیغ چهره به چهره، کم اثر و قدرت انتقال دغدغه و انگیزه های نویسنده را ندارند. انتخابات تنها عرصه استدلال و منطق نیست. استدلال باید همراه با قدرت انگیزه و رگه های تعصبی باشد که قدرت #اقناعی داشته باشد.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw