#پاسخ_به_نقد
🔻عدالتخواهی انقلابی یا غیرانقلابی
بعد از انتشار یادداشت "چالش عدالتخواهی/ از علیزاده تا صدرالساداتی" نقدی منتشر شد با عنوان : عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی" که در اینجا (https://t.me/K1inUSA/5861) می توانید بخوانید.
نویسنده در نقدشان تلاش کردند نشان دهند که آقای علیزاده به عدالتخواهی داخلی هم پرداخته اند و اینطور نبوده که فقط استکبارستیزی کنند.
بعد هم نتیجه گرفته اند که نویسنده جاده صاف کن این نظریه است که امنیت و مصلحت مهمتر از عدالت و آزادی است.
و اما پاسخ.
عنوان نقد اینست: "عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی؟". همین عنوان یعنی مساله و غرض متنی که نقد کرده اند برایشان روشن نیست. اساسن هیچ اشاره ای به دوگانه عدالتخواهی و استکبارستزی نشده است، بلکه دوگانه اصلی، دوگانه عدالتخواهی انقلابی و عدالتخواهی غیرانقلابی است. بگذریم که احدی تا امروز دوگانه عدالتخواهی و استکبارستیزی را مطرح نکرده است و این تعبیر عجیب است چون اساسن چنین دوگانه ای وجود ندارد و ایندو یکی است.
ظاهرن منتقد محترم با دقت یادداشت را مطالعه نکرده اند؛ تا جائیکه اگر اسم مهدیان را در نقدشان نمی آوردند احتمال می دادم متن دیگری را نقد کردند. برین اساس فراتر از ذکر مجدد جملاتی از یادداشت اول، هیچ نکته دیگری لازم نیست اضافه شود.
در همان ابتدای یادداشت اول تصریح کردم عدالتخواهی در داخل، خودش بلند کردن عدالتخواهی در مقابل ظلم جهانی است: "یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟ خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است."
در جای دیگر یادداشت اول دقیق تر آمده است: "از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود. یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. "
❗️حالا شما بگوئید از کجای متن اینطور فهمیدند که مبارزه با ظلم جهانی یعنی رها کردن داخل؟
کل حرف در همین یک جمله پایانی یادداشت اول آمده است: " رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله."
در انتها نیز ظاهرن خیلی عصبانی شدند و نوشته اند: مهدیان جاده صاف کن برای این تئوری است که امنیت و مصلحت مقدم است بر عدالت و آزادی.
باز به یادداشت اول رجوع می کنیم : "ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو."
بگذریم ازینکه اساسن مصلحت به معنای دینی اش عین عقلانیت است و خود عدالت.
کفایت می کند و مساله روشن است.
بااین توضیح به نظرشما منتقد محترم همین یادداشت را نقد کردند یا یک یادداشت ذهنی؟ یاچی؟
در نهایت اینکه عدالتخواهی انقلابی یعنی اولن، فهم اهم و مهم و دوم همراستا کردن ایندو. اهم، مبارزه با ظلم جهانی است که پرچمدارش انقلاب اسلامی است. لازم به تذکر نیست که اهم به معنی رها کردن مهم نیست. اولویت نیز به معنای اوّلیت نیست. چه آنکه نماز بر وضو اولویت دارد ولی وضو بر نماز اوّلیت. یکی مقدمه است و یکی مقصد.
یادداشت اول را می توانید اینجا بخوانید
https://t.me/mahdian_mohsen/657
@mahdian_mohsen
🔻عدالتخواهی انقلابی یا غیرانقلابی
بعد از انتشار یادداشت "چالش عدالتخواهی/ از علیزاده تا صدرالساداتی" نقدی منتشر شد با عنوان : عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی" که در اینجا (https://t.me/K1inUSA/5861) می توانید بخوانید.
نویسنده در نقدشان تلاش کردند نشان دهند که آقای علیزاده به عدالتخواهی داخلی هم پرداخته اند و اینطور نبوده که فقط استکبارستیزی کنند.
بعد هم نتیجه گرفته اند که نویسنده جاده صاف کن این نظریه است که امنیت و مصلحت مهمتر از عدالت و آزادی است.
و اما پاسخ.
عنوان نقد اینست: "عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی؟". همین عنوان یعنی مساله و غرض متنی که نقد کرده اند برایشان روشن نیست. اساسن هیچ اشاره ای به دوگانه عدالتخواهی و استکبارستزی نشده است، بلکه دوگانه اصلی، دوگانه عدالتخواهی انقلابی و عدالتخواهی غیرانقلابی است. بگذریم که احدی تا امروز دوگانه عدالتخواهی و استکبارستیزی را مطرح نکرده است و این تعبیر عجیب است چون اساسن چنین دوگانه ای وجود ندارد و ایندو یکی است.
ظاهرن منتقد محترم با دقت یادداشت را مطالعه نکرده اند؛ تا جائیکه اگر اسم مهدیان را در نقدشان نمی آوردند احتمال می دادم متن دیگری را نقد کردند. برین اساس فراتر از ذکر مجدد جملاتی از یادداشت اول، هیچ نکته دیگری لازم نیست اضافه شود.
در همان ابتدای یادداشت اول تصریح کردم عدالتخواهی در داخل، خودش بلند کردن عدالتخواهی در مقابل ظلم جهانی است: "یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟ خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است."
در جای دیگر یادداشت اول دقیق تر آمده است: "از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود. یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. "
❗️حالا شما بگوئید از کجای متن اینطور فهمیدند که مبارزه با ظلم جهانی یعنی رها کردن داخل؟
کل حرف در همین یک جمله پایانی یادداشت اول آمده است: " رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله."
در انتها نیز ظاهرن خیلی عصبانی شدند و نوشته اند: مهدیان جاده صاف کن برای این تئوری است که امنیت و مصلحت مقدم است بر عدالت و آزادی.
باز به یادداشت اول رجوع می کنیم : "ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو."
بگذریم ازینکه اساسن مصلحت به معنای دینی اش عین عقلانیت است و خود عدالت.
کفایت می کند و مساله روشن است.
بااین توضیح به نظرشما منتقد محترم همین یادداشت را نقد کردند یا یک یادداشت ذهنی؟ یاچی؟
در نهایت اینکه عدالتخواهی انقلابی یعنی اولن، فهم اهم و مهم و دوم همراستا کردن ایندو. اهم، مبارزه با ظلم جهانی است که پرچمدارش انقلاب اسلامی است. لازم به تذکر نیست که اهم به معنی رها کردن مهم نیست. اولویت نیز به معنای اوّلیت نیست. چه آنکه نماز بر وضو اولویت دارد ولی وضو بر نماز اوّلیت. یکی مقدمه است و یکی مقصد.
یادداشت اول را می توانید اینجا بخوانید
https://t.me/mahdian_mohsen/657
@mahdian_mohsen