👤برای انقلابی های افسرده
جریانی از انقلابیون سابق وجود دارد که این روزها بجهت سیاسی بسیار افسرده اند. افسردگی شان نیز در دو حالت کاملا مشهود است؛ یا خانه نشین شدند و به کسب و کارشان مشغولند و یا نان اصولگرائی می خورند و حلیم اصلاح طلبی و غیرانقلابی ها را هم می زنند.
👤اما ریشه این افسردگی که بعد از انتخابات حالت مزمن به خود گرفته است کجاست؟
برخی ممکن است عامل اصلی افسردگی را شکست انتخاباتی بدانند، ولی واقعیت ها به جهت تاریخی فراتر از پیروزی این و آن است. اساسن افسرده های سیاسی مساله را تحلیل و تهدیم انقلاب می دانند.
👤اما علت این افسردگی در دو عامل کلیدی است. اگر نسبت به این دو عامل خوداگاهی صورت نگیرد این ویروس خطرناک که روح و روان فرد را مغشوش می کند و اولین اثرش، زائل شدن انقلابی گری است، به سرعت دامنگیر می شود.
1⃣عامل اول انفعال در برابر رشد سرطانی اخبار فساد است. این جریان به شدت مقهور و منهزم این اخبار است. معتقد است این حجم از اخبار فساد، نمایشی از خاک گرفتن جمهوری اسلامی است. اعتقاد دارند جامعه مشحون از فساد اخلاقی تا فساد سیاسی و اقتصادی است. کشور تا گردن در اخبار قتل و غارت و فقر و تباهی و حوادث فرو رفته است و حرفی از ارزش و آرمان خریدار ندارد.
2⃣عامل دوم نیز تصویری است که از مردم دارند. معتقدند غربزدگی جان و روح مردم را تسخیر کرده است و گرایش های سیاسی و انتخاباتی مردم برآمده از شل حجابی و مصرف گرائی و تجددخواهی و رفاه طلبی است و حرف از انقلاب و امام و شهدا گوش شنوا ندارد.
👤اما این طائفه دچار یک اشتباه تودرتو و عمیق هستند که به اختصار توضیح می دهم.
1⃣اشتباه اول شان ناشی از عدم شناخت رسانه جدید و منکوب شدن مقابل قدرت اسحاری و افسونی شبکه های اجتماعی است. اینکه اخبار تلخ و تباهی از پلشتی های سیاسی و اجتماعی در حال گسترش است بیش از آنکه ناشی از تغییر وضعیت جامعه باشد "خروجی ذاتی رسانه جدید" و "بی هنری رسانه چی" هاست. این فساد ها پیشتر هم کم وزیاد وجود داشته اما قدرت به رخ نمائی اش با شکل گیری رسانه های جدید فزونی یافته است. از سوئی بی هنری رسانه ای باعث شده است جذابیت و مشتری گرفتن تنها در ساده ترین حالت آن یعنی بیان استثناها و موارد نادر متوقف شود.
مهمترین عامل شکست انتخاباتی اصولگراها نشستن و فرو رفتن در شبکه های اجتماعی بود؛ همان خطای فاحش هنوز هم قربانی می گیرد. هجوم سرسام آور تولیدات شبکه های اجتماعی در کنار بی هنری رسانه چی ها، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه می کند و این یک حقیقت است.
2⃣و اما اشتباه دوم این جریان، ناشی از سطحی نگری و ظاهربینی است. این افراد برخلاف ادعایشان، دینداری مردم را در سطح دینداری عربستان تقلیل داده اند و تصور می کنند تدین تنها در پوسته ظاهری مناسک و حجاب و غیره است و تراز تقوا سنجی شان فراتر از ظاهر مردم فهم نمی کند. حال آنکه دین این مردم در لایه های پنهان وجودی شان نهفته است که در بزنگاه های تاریخی مثل "ظلم ستیزی" و "دادخواهی برای مظلوم" و "معنویت گرائی" و "خدمت رسانی به هم نوع" و غیره "ظهور انقلابی" دارد. ظاهر بخشی از مردم درگیر مظاهر دنیای تجدد است اما دلشان در جبهه حق است و کشش توحیدی دارد.
👤این افراد را این روزها از مواضع شان بشناسید. در جبهه انقلاب نشسته اند و برای "شُل انقلابی ها" تحلیل می کنند و دلشان از ستودن و مرحبا و حبذاهای سیاسی رقیب غنج می زند. حال آنکه خیال باطلی دارند؛ مردم پای صندوق به "صاحبان اصلی این گرایش ها" رای می دهند نه رونوشت هایِ "مذبذبین افسرده".
روزنامه صبح نو
#کشکول_رسانهای👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
جریانی از انقلابیون سابق وجود دارد که این روزها بجهت سیاسی بسیار افسرده اند. افسردگی شان نیز در دو حالت کاملا مشهود است؛ یا خانه نشین شدند و به کسب و کارشان مشغولند و یا نان اصولگرائی می خورند و حلیم اصلاح طلبی و غیرانقلابی ها را هم می زنند.
👤اما ریشه این افسردگی که بعد از انتخابات حالت مزمن به خود گرفته است کجاست؟
برخی ممکن است عامل اصلی افسردگی را شکست انتخاباتی بدانند، ولی واقعیت ها به جهت تاریخی فراتر از پیروزی این و آن است. اساسن افسرده های سیاسی مساله را تحلیل و تهدیم انقلاب می دانند.
👤اما علت این افسردگی در دو عامل کلیدی است. اگر نسبت به این دو عامل خوداگاهی صورت نگیرد این ویروس خطرناک که روح و روان فرد را مغشوش می کند و اولین اثرش، زائل شدن انقلابی گری است، به سرعت دامنگیر می شود.
1⃣عامل اول انفعال در برابر رشد سرطانی اخبار فساد است. این جریان به شدت مقهور و منهزم این اخبار است. معتقد است این حجم از اخبار فساد، نمایشی از خاک گرفتن جمهوری اسلامی است. اعتقاد دارند جامعه مشحون از فساد اخلاقی تا فساد سیاسی و اقتصادی است. کشور تا گردن در اخبار قتل و غارت و فقر و تباهی و حوادث فرو رفته است و حرفی از ارزش و آرمان خریدار ندارد.
2⃣عامل دوم نیز تصویری است که از مردم دارند. معتقدند غربزدگی جان و روح مردم را تسخیر کرده است و گرایش های سیاسی و انتخاباتی مردم برآمده از شل حجابی و مصرف گرائی و تجددخواهی و رفاه طلبی است و حرف از انقلاب و امام و شهدا گوش شنوا ندارد.
👤اما این طائفه دچار یک اشتباه تودرتو و عمیق هستند که به اختصار توضیح می دهم.
1⃣اشتباه اول شان ناشی از عدم شناخت رسانه جدید و منکوب شدن مقابل قدرت اسحاری و افسونی شبکه های اجتماعی است. اینکه اخبار تلخ و تباهی از پلشتی های سیاسی و اجتماعی در حال گسترش است بیش از آنکه ناشی از تغییر وضعیت جامعه باشد "خروجی ذاتی رسانه جدید" و "بی هنری رسانه چی" هاست. این فساد ها پیشتر هم کم وزیاد وجود داشته اما قدرت به رخ نمائی اش با شکل گیری رسانه های جدید فزونی یافته است. از سوئی بی هنری رسانه ای باعث شده است جذابیت و مشتری گرفتن تنها در ساده ترین حالت آن یعنی بیان استثناها و موارد نادر متوقف شود.
مهمترین عامل شکست انتخاباتی اصولگراها نشستن و فرو رفتن در شبکه های اجتماعی بود؛ همان خطای فاحش هنوز هم قربانی می گیرد. هجوم سرسام آور تولیدات شبکه های اجتماعی در کنار بی هنری رسانه چی ها، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه می کند و این یک حقیقت است.
2⃣و اما اشتباه دوم این جریان، ناشی از سطحی نگری و ظاهربینی است. این افراد برخلاف ادعایشان، دینداری مردم را در سطح دینداری عربستان تقلیل داده اند و تصور می کنند تدین تنها در پوسته ظاهری مناسک و حجاب و غیره است و تراز تقوا سنجی شان فراتر از ظاهر مردم فهم نمی کند. حال آنکه دین این مردم در لایه های پنهان وجودی شان نهفته است که در بزنگاه های تاریخی مثل "ظلم ستیزی" و "دادخواهی برای مظلوم" و "معنویت گرائی" و "خدمت رسانی به هم نوع" و غیره "ظهور انقلابی" دارد. ظاهر بخشی از مردم درگیر مظاهر دنیای تجدد است اما دلشان در جبهه حق است و کشش توحیدی دارد.
👤این افراد را این روزها از مواضع شان بشناسید. در جبهه انقلاب نشسته اند و برای "شُل انقلابی ها" تحلیل می کنند و دلشان از ستودن و مرحبا و حبذاهای سیاسی رقیب غنج می زند. حال آنکه خیال باطلی دارند؛ مردم پای صندوق به "صاحبان اصلی این گرایش ها" رای می دهند نه رونوشت هایِ "مذبذبین افسرده".
روزنامه صبح نو
#کشکول_رسانهای👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🐈درباره گربه خانم توسلی
دلنوشته خانم توسلی برای مرگ گربه اش بازتاب فراوانی در شبکه های اجتماعی داشته است. این دلنوشته از دو "وجه عاطفی" و "وجه سیاسی" قابل توجه است.
🐈یکم. وجه عاطفی ماجرا
برخلاف واکنش های صورت گرفته به این سوگواره محزون که بعضا با طنز و تمسخر همراه بوده است، دلنوشته خانم توسلی طبیعی و واکنش عاطفی اش قابل فهم است. این تالم ناشی از فقدان یک موجود زنده است که مدتها دلبستگی بدان وجود داشته است. او حقیقتن نسبت به از دست دادن گربه اش تنگدل و غمین است. این ماجرا با شدت و حدت متفاوت برای همه ما نیز صادق است. اما او یک بازیگر سینماست که شهرت یافته و دلیلی ندارد واکنش یک عالم عارف را انتظار داشته باشیم.
🐈و اما وجه سیاسی داستان مهمترست.
بجای خانم توسلی هر سلبریتی دیگری بود تحلیل ما در بند اول متوقف می ماند. اما وی بازیگری است که به یک چهره سیاسی هم شهرت دارد. مثلا نام خانم توسلی بجز سینما به جشن تولد آقای خاتمی هم مطرح است. به همایش تقدیر از عارف و حمایت از روحانی هم نامدارست.
خانم توسلی در حمایت از آقای روحانی نوشت: " همه ما به امید زنده ایم و روحانی را تَکرار می کنیم."
اما خانم توسلی که به امید اصلاحات زنده بود، بعد از مرگ گربه اش از "تکرار می کنم" نیز ناامید می شود: " دیگه هیچی از خدا نمی خوام...فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت..."
یعنی مرز امید و ناامیدی اش، مرگ یک گربه است. "امید به روحانی اش" فراتر از مرگ یک گربه امتداد نمی یابد.
این ویژگی شبکه های اجتماعی بسیار راهگشا است. مواضع سیاسی افراد را باید همراه با سبک زندگی شان تحلیل کرد؛ همراه با ویژگی های شخصیتی شان فهمید. افراد در شبکه های اجتماعی تنها از مواضع سیاسی شان نمی گویند، از زندگی شخصی و روحیات و خلقیات شان هم روایت می کنند. مواضع سیاسی افراد را باید در کنار همین خلقیات تحلیل کرد و وزن داد.
ابعاد ماجرا را تامل فرمائید؛ پروژه "تکرار می کنم" بر گرده چه افرادی نشسته است و سرنوشت یک کشور به چه اوزان شخصیتی متصل است!... انشاالله برای مردم روشنگر خواهد بود.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
دلنوشته خانم توسلی برای مرگ گربه اش بازتاب فراوانی در شبکه های اجتماعی داشته است. این دلنوشته از دو "وجه عاطفی" و "وجه سیاسی" قابل توجه است.
🐈یکم. وجه عاطفی ماجرا
برخلاف واکنش های صورت گرفته به این سوگواره محزون که بعضا با طنز و تمسخر همراه بوده است، دلنوشته خانم توسلی طبیعی و واکنش عاطفی اش قابل فهم است. این تالم ناشی از فقدان یک موجود زنده است که مدتها دلبستگی بدان وجود داشته است. او حقیقتن نسبت به از دست دادن گربه اش تنگدل و غمین است. این ماجرا با شدت و حدت متفاوت برای همه ما نیز صادق است. اما او یک بازیگر سینماست که شهرت یافته و دلیلی ندارد واکنش یک عالم عارف را انتظار داشته باشیم.
🐈و اما وجه سیاسی داستان مهمترست.
بجای خانم توسلی هر سلبریتی دیگری بود تحلیل ما در بند اول متوقف می ماند. اما وی بازیگری است که به یک چهره سیاسی هم شهرت دارد. مثلا نام خانم توسلی بجز سینما به جشن تولد آقای خاتمی هم مطرح است. به همایش تقدیر از عارف و حمایت از روحانی هم نامدارست.
خانم توسلی در حمایت از آقای روحانی نوشت: " همه ما به امید زنده ایم و روحانی را تَکرار می کنیم."
اما خانم توسلی که به امید اصلاحات زنده بود، بعد از مرگ گربه اش از "تکرار می کنم" نیز ناامید می شود: " دیگه هیچی از خدا نمی خوام...فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت..."
یعنی مرز امید و ناامیدی اش، مرگ یک گربه است. "امید به روحانی اش" فراتر از مرگ یک گربه امتداد نمی یابد.
این ویژگی شبکه های اجتماعی بسیار راهگشا است. مواضع سیاسی افراد را باید همراه با سبک زندگی شان تحلیل کرد؛ همراه با ویژگی های شخصیتی شان فهمید. افراد در شبکه های اجتماعی تنها از مواضع سیاسی شان نمی گویند، از زندگی شخصی و روحیات و خلقیات شان هم روایت می کنند. مواضع سیاسی افراد را باید در کنار همین خلقیات تحلیل کرد و وزن داد.
ابعاد ماجرا را تامل فرمائید؛ پروژه "تکرار می کنم" بر گرده چه افرادی نشسته است و سرنوشت یک کشور به چه اوزان شخصیتی متصل است!... انشاالله برای مردم روشنگر خواهد بود.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️آیا وظیفه شورای نگهبان رعایت مصلحت است؟
♦️پاسخ #امام: #بله
سوال رایج این روزها این است که آیا شورای نگهبان باید #مصلحتسنجی کند یا باید به وظیفه خودش در بیان احکام شرعی مشغول باشد؟ پاسخ این سوال ظاهرا خیلی روشن است.
تصور رایج ما چنین است که وظیفه شورای نگهبان بیان احکام شرع و وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رعایت مصلحت است.
♦️اما نگاه #حضرت_امام خلاف این برداشت است. امام معتقد است رعایت مصلحت چیزی خارج از حکم شرعی نیست. رعایت مصلحت درون احکام شرع است. به تعبیر دیگر صدور یک حکم شرعی نمی تواند بدون توجه به اقتضای زمان و مصالح مهمتری مثل حاکمیت اسلامی صادر شود. این مصلحت سنجی خودش حکم دین است نه اینکه نهادی دیگر مصلحت را به حکم شرعی ضمیمه کند.
♦️جالبتر اینکه حضرت امام این بحث را در درس فقهی شان مطرح نکردند بلکه در خطاب به اعضای شورای نگهبان این اصل کلیدی را تذکر دادند و مهمتر اینکه رعایت آنرا در پیام شان به اعضای مجمع تشخیص مصلحت بیان کردند.
♦️"تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایى مىکشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد."
۸/۱۰/۶۷، پیام به اعضای مجلس تشخیص مصلحت نظام، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۱۷ و ۲۱۸
♦️ممکن است سوال شود چه فرقی می کند؛ شورای نگهبان مصلحت سنجی کند یا مجمع تشخیص مصلحت؟
واقع ماجرا اینست که بسیار متفاوت است. رعایت مصلحت در بیان احکام شرعی شورای نگهبان، نشانه کارآمدی دین و اجتهادست و حال آنکه تعدد حضور مجمع تشخیص مصلحت، خلاف چنین تصویری در جامعه است.
در نهایت اینکه تطبیق این بحث با حوادث این روزها با مخاطب.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️پاسخ #امام: #بله
سوال رایج این روزها این است که آیا شورای نگهبان باید #مصلحتسنجی کند یا باید به وظیفه خودش در بیان احکام شرعی مشغول باشد؟ پاسخ این سوال ظاهرا خیلی روشن است.
تصور رایج ما چنین است که وظیفه شورای نگهبان بیان احکام شرع و وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رعایت مصلحت است.
♦️اما نگاه #حضرت_امام خلاف این برداشت است. امام معتقد است رعایت مصلحت چیزی خارج از حکم شرعی نیست. رعایت مصلحت درون احکام شرع است. به تعبیر دیگر صدور یک حکم شرعی نمی تواند بدون توجه به اقتضای زمان و مصالح مهمتری مثل حاکمیت اسلامی صادر شود. این مصلحت سنجی خودش حکم دین است نه اینکه نهادی دیگر مصلحت را به حکم شرعی ضمیمه کند.
♦️جالبتر اینکه حضرت امام این بحث را در درس فقهی شان مطرح نکردند بلکه در خطاب به اعضای شورای نگهبان این اصل کلیدی را تذکر دادند و مهمتر اینکه رعایت آنرا در پیام شان به اعضای مجمع تشخیص مصلحت بیان کردند.
♦️"تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایى مىکشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد."
۸/۱۰/۶۷، پیام به اعضای مجلس تشخیص مصلحت نظام، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۱۷ و ۲۱۸
♦️ممکن است سوال شود چه فرقی می کند؛ شورای نگهبان مصلحت سنجی کند یا مجمع تشخیص مصلحت؟
واقع ماجرا اینست که بسیار متفاوت است. رعایت مصلحت در بیان احکام شرعی شورای نگهبان، نشانه کارآمدی دین و اجتهادست و حال آنکه تعدد حضور مجمع تشخیص مصلحت، خلاف چنین تصویری در جامعه است.
در نهایت اینکه تطبیق این بحث با حوادث این روزها با مخاطب.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📵حیرت عمیق از فیلم دو دختر نوجوان
فیلم دو دختر نوجوان قبل خودکشی شان، یک هشدار جدی برای ماست. مساله تا پیش از این فراتر از خودکشی نبود. خودکشی یک آسیب جدی است اما امر جدیدی نیست. خودکشی رشته ای از افسردگی است. اما این فیلم نشان می دهد که ماجرا متفاوت از تلقی رایج ما از خودکشی است.
این فیلم مملو از سوال ها و ابهامات است. هرکه این فیلم را دیده دچار حیرتی سهمگین شده است. حقیقتا ماجرا چیست؟ چطور ممکن است دو دختر نوجوان اینطور مرگ را به بازی بگیرند؟
📵آنچه بعد از تماشای این فیلم کوتاه ذهن ها را درگیر می کند، فاصله ایست که از این نسل پیدا کرده ایم. با نسلی ناشناخته مواجهیم. جامعه ما این نسل را نمی فهمد. ادبیاتش را مطلع نیست. دغدغه ها و آرزوهایش را نمی شناسد. روابط شان مبهم است.
دقت بفرمائید؛ ماجرا کم توجهی نیست. ماجرا کم کاری برای یک نسل نیست. رهاسازی و فراموش کردن آنها نیست. ضعف نظام آموزشی و فرهنگی و غیره هم نیست. مساله فراتر از این حرفهاست. هنوز به این سطح از سوالات نرسیدیم.
مساله این است که اصلن این نسل چه می گوید؟ چه می فهمد؟ در ذهنش چه می گذرد؟ کجا می رود؟ ادبیاتش چیست؟ آرمان ها و آرزوهایش تا کجاهاست؟ اساسا نسل های بزرگتر از خودش را چطور تحلیل می کند؟
📵فضای مجازی برای سنینی که دارای بلوغ فکری هستند، صرفا یک دنیای متفاوت است. شخصیت آدم ها در دنیای مجازی از دنیای حقیقی شان متمایز است. این دنیای خیالی در شبکه های اجتماعی برای آدم بالغ و رشد یافته بیش از سرگرمی نیست. اما برای فرزندان نوجوان ما سبک زندگی غالب است. او میان دنیای فریب انگیز مجازی و دنیای واقعی تفکیکی قائل نیست. هنوز به این سطح از افسونگری و تقلب نرسیده است که دو نقش بازی کند. برای او جهان واقعی همین جهان مجازی خیال انگیزست که پر از توهمات است.
طبیعی است که این انسان متوهم، اگر در دنیای واقعیت ها قدم بگذرد همینطور عجیب وفضائی و ناشناخته است. تا دیر نشده فکری کنیم. با دست فرمان قبلی سراغ این نسل نمی شود رفت. ولو اینکه نقص هایمان را جبران و تلاش مان را مضاعف کنیم. گام اول شناخت است؛ شناخت توهم ناشی از دنیای مجازی.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
فیلم دو دختر نوجوان قبل خودکشی شان، یک هشدار جدی برای ماست. مساله تا پیش از این فراتر از خودکشی نبود. خودکشی یک آسیب جدی است اما امر جدیدی نیست. خودکشی رشته ای از افسردگی است. اما این فیلم نشان می دهد که ماجرا متفاوت از تلقی رایج ما از خودکشی است.
این فیلم مملو از سوال ها و ابهامات است. هرکه این فیلم را دیده دچار حیرتی سهمگین شده است. حقیقتا ماجرا چیست؟ چطور ممکن است دو دختر نوجوان اینطور مرگ را به بازی بگیرند؟
📵آنچه بعد از تماشای این فیلم کوتاه ذهن ها را درگیر می کند، فاصله ایست که از این نسل پیدا کرده ایم. با نسلی ناشناخته مواجهیم. جامعه ما این نسل را نمی فهمد. ادبیاتش را مطلع نیست. دغدغه ها و آرزوهایش را نمی شناسد. روابط شان مبهم است.
دقت بفرمائید؛ ماجرا کم توجهی نیست. ماجرا کم کاری برای یک نسل نیست. رهاسازی و فراموش کردن آنها نیست. ضعف نظام آموزشی و فرهنگی و غیره هم نیست. مساله فراتر از این حرفهاست. هنوز به این سطح از سوالات نرسیدیم.
مساله این است که اصلن این نسل چه می گوید؟ چه می فهمد؟ در ذهنش چه می گذرد؟ کجا می رود؟ ادبیاتش چیست؟ آرمان ها و آرزوهایش تا کجاهاست؟ اساسا نسل های بزرگتر از خودش را چطور تحلیل می کند؟
📵فضای مجازی برای سنینی که دارای بلوغ فکری هستند، صرفا یک دنیای متفاوت است. شخصیت آدم ها در دنیای مجازی از دنیای حقیقی شان متمایز است. این دنیای خیالی در شبکه های اجتماعی برای آدم بالغ و رشد یافته بیش از سرگرمی نیست. اما برای فرزندان نوجوان ما سبک زندگی غالب است. او میان دنیای فریب انگیز مجازی و دنیای واقعی تفکیکی قائل نیست. هنوز به این سطح از افسونگری و تقلب نرسیده است که دو نقش بازی کند. برای او جهان واقعی همین جهان مجازی خیال انگیزست که پر از توهمات است.
طبیعی است که این انسان متوهم، اگر در دنیای واقعیت ها قدم بگذرد همینطور عجیب وفضائی و ناشناخته است. تا دیر نشده فکری کنیم. با دست فرمان قبلی سراغ این نسل نمی شود رفت. ولو اینکه نقص هایمان را جبران و تلاش مان را مضاعف کنیم. گام اول شناخت است؛ شناخت توهم ناشی از دنیای مجازی.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✍دادگاهی علیه اظهارنظر مخاطبین
#درحاشیه_دادگاه_توکلی
✍امروز دادگاه سایت خبری الف برگزار شد. اتهام احمد توکلی به عنوان مدیرمسوول سایت الف انتشار مطالب کذب و دفاع از سران فتنه بود که بعد از دفاعیه، هیات منصفه حکم تبرئه را صادر کرد.
اما فارغ از این اتهام و دادگاه برگزار شده، یک نکته قابل توجه وجود دارد که باید نسبت بدان تامل بیشتری داشت.
اتهام الف، اظهارنظرها و کامنت های مخاطبین بود نه اخبار یا مقالاتی که منتشر شده است. پیشتر نیز بسیاری از مدیران رسانه ای به همین بهانه در دادگاه حاضر شدند و یا عطای کامنت را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل اعتنا، تعریف نادرستی است که از رسانه داریم.
✍احمدتوکلی در دادگاه امروز تلاش کرد از "حق اظهارنظر مخاطب" دفاع کند تا محتوای کامنت ها.
او تاکید داشت مخاطب الف حق دارد اظهارنظر کند ولو اینکه نظرش خلاف واقع باشد.
✍واقعیت این است که رسانه امروز، رسانه ای کاربر محورست. نمی شود کاربر را از رسانه حذف کرد. حذف کاربر از یک رسانه در دنیای امروز، مثل حذف جزئی از بدن است؛ رسانه از کارکرد خودش خارج می شود. اصرار بر حذف بخش کلیدی رسانه، در نهایت به تضعیف رسانه ها منجر می شود، آنهم رسانه ای که قرار است در جنگ فرهنگی دنیای امروز پیشگام باشد.
✍نظام حقوقی ما باید بین دو "عنوان" تفاوت قائل شود؛ یکی سهم رسانه و دیگری سهم مخاطب. نمی شود همان روش ارزیابی محتوای رسانه ها را در قبال محتوای اظهار نظر مخاطبین نیز پیاده کرد. رسانه ها در قبال صدق و کذب محتوای شان تکلیف دارند اما این حکم نمی تواند برای مخاطب نیز صادق باشد.
✍ آنچه درباره اظهارنظر مخاطبین حکم می کند، صدق و کذب محتوا نیست، اصل اظهارنظر اهمیت دارد. مخاطب نظرش را می گوید و البته این اظهارنظر می تواند خلاف واقع باشد.
مثلا ممکن است یک رسانه از وقوع یک فساد در جامعه بگوید و مخاطبی ذیل آن بنویسند: " همه کشور شده است دزدی" طبیعی است که این حرف غلط است ولی احساس یک مخاطب از وضعیت فساد در کشورست. یا مخاطبی دیگر ذیل مطلبی در ضرورت حصر، از سران فتنه دفاع کند.
✍مخاطب نیاز دارد اظهار نظر کند ولو خلاف واقع. اگر انعکاس حرف هایش را نتواند در رسانه های رسمی ببینید به رسانه های غیررسمی پناه می برد و آنجا مدیریت محتوا میسر نیست. اگر اجازه ندهیم مردم نظرات شان را در رسانه های قابل مدیریت بیان کنند، جائی می برند که تدبیرش دست کسی نخواهد بود، بدتر اینکه قدرت اثرگذاری رسانه های رسمی نیز از بین می رود.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#درحاشیه_دادگاه_توکلی
✍امروز دادگاه سایت خبری الف برگزار شد. اتهام احمد توکلی به عنوان مدیرمسوول سایت الف انتشار مطالب کذب و دفاع از سران فتنه بود که بعد از دفاعیه، هیات منصفه حکم تبرئه را صادر کرد.
اما فارغ از این اتهام و دادگاه برگزار شده، یک نکته قابل توجه وجود دارد که باید نسبت بدان تامل بیشتری داشت.
اتهام الف، اظهارنظرها و کامنت های مخاطبین بود نه اخبار یا مقالاتی که منتشر شده است. پیشتر نیز بسیاری از مدیران رسانه ای به همین بهانه در دادگاه حاضر شدند و یا عطای کامنت را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل اعتنا، تعریف نادرستی است که از رسانه داریم.
✍احمدتوکلی در دادگاه امروز تلاش کرد از "حق اظهارنظر مخاطب" دفاع کند تا محتوای کامنت ها.
او تاکید داشت مخاطب الف حق دارد اظهارنظر کند ولو اینکه نظرش خلاف واقع باشد.
✍واقعیت این است که رسانه امروز، رسانه ای کاربر محورست. نمی شود کاربر را از رسانه حذف کرد. حذف کاربر از یک رسانه در دنیای امروز، مثل حذف جزئی از بدن است؛ رسانه از کارکرد خودش خارج می شود. اصرار بر حذف بخش کلیدی رسانه، در نهایت به تضعیف رسانه ها منجر می شود، آنهم رسانه ای که قرار است در جنگ فرهنگی دنیای امروز پیشگام باشد.
✍نظام حقوقی ما باید بین دو "عنوان" تفاوت قائل شود؛ یکی سهم رسانه و دیگری سهم مخاطب. نمی شود همان روش ارزیابی محتوای رسانه ها را در قبال محتوای اظهار نظر مخاطبین نیز پیاده کرد. رسانه ها در قبال صدق و کذب محتوای شان تکلیف دارند اما این حکم نمی تواند برای مخاطب نیز صادق باشد.
✍ آنچه درباره اظهارنظر مخاطبین حکم می کند، صدق و کذب محتوا نیست، اصل اظهارنظر اهمیت دارد. مخاطب نظرش را می گوید و البته این اظهارنظر می تواند خلاف واقع باشد.
مثلا ممکن است یک رسانه از وقوع یک فساد در جامعه بگوید و مخاطبی ذیل آن بنویسند: " همه کشور شده است دزدی" طبیعی است که این حرف غلط است ولی احساس یک مخاطب از وضعیت فساد در کشورست. یا مخاطبی دیگر ذیل مطلبی در ضرورت حصر، از سران فتنه دفاع کند.
✍مخاطب نیاز دارد اظهار نظر کند ولو خلاف واقع. اگر انعکاس حرف هایش را نتواند در رسانه های رسمی ببینید به رسانه های غیررسمی پناه می برد و آنجا مدیریت محتوا میسر نیست. اگر اجازه ندهیم مردم نظرات شان را در رسانه های قابل مدیریت بیان کنند، جائی می برند که تدبیرش دست کسی نخواهد بود، بدتر اینکه قدرت اثرگذاری رسانه های رسمی نیز از بین می رود.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw