کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
حمام 400 ساله دولاب و گورخواب ها
محسن مهدیان

🔹قدیم ترها اجر و قرب آدم ها به توفیقات شخصی آنها نبود. آدمها دو دسته بودند. "شخصیت های مرجع" و گروه دیگه "آدم های مشهور". هرکس "#شهرت" داشت الزما "#مرجع" نبود. مثل این روزهای ما نبود که در یک "#چرخه_معیوب" شهرت سازی، مراجع اجتماعی، آدم هایی شوند که شهرت بیشتری پیدا کنند. حالا یا #بازیگر و یا #بازیکن. فرقی هم نمی کند #بازیگر_سینما باشد یا #بازیگر_سیاست.

🔹اما قدیم ترها ماجرا متفاوت بود. اگر کسی قدرت یا پول بیشتر داشت الزاما مرجعیت نداشت. حداکثر از مشهورات زمانه اش بود.
اما چه چیز مرجع می ساخت؟ مراجع اجتماعی چه کسانی بودند؟ مراجع ما یا #نهاد_اجتماعی بودند و یا #قهرمان_اجتماعی. نهادها مثل #مسجد و #هیات و #خیریه و #پاتوق و #زورخانه و #قهوه_خانه و #بازار و غیره. آدم ها نیز مثل #پهلوان_ها و #پاتوق_دارها و #روحانیت و #بازاری ها و غیره.

🔹اما #فصل_مشترک این دو چه بود؟ چه چیز ایندو را مرجع می کرد؟
مرجعیت نهادها و آدم ها، به توفیقات فردی و شغلی شان نبود. اعتبار آنها به میزان توجه آنها به جامعه بود. هرچقدر اجتماعی تر بودند مرجع تر. هرمیزان به مردم و در و همسایه توجه بیشتری داشتند اعتباری بیشتری کسب می کردند و #ریش_سفیدتر و #کدخداتر.

اساسا به همین دلیل بود که پاتوق ها اعتبار داشتند. پاتوق در اصل پای طوق نشستن بود. جایی بود که پهلوان های شهر و بزرگان محل جمع می شدند و مشکلات مردم را حل و فصل می کردند. مساجد هم چنین نقشی داشتند.
اتفاقا قهوه خانه ها نیز. جالب اینکه هرمحلی چنین نقشی پیدا می کرد جزو این گروه به حساب می آمد و اعتبار داشت.

🔸آدم ها نیز با همین معیار و شاخص اعتبار می یافتند. از حضرت #آیت_الله_شاه_آبادی گرفته که اعتبارش بین مردم تهران، بیش از آنکه به #استاد_عرفان حضرت #امام باشد، به راه اندازی صندوق های #قرض_الحسنه بود، تا مرحوم تختی که در سالگردش قرار داریم.

🔷یکی از این محل های متفاوت #حمام_دولاب بود. این حمام که گفته می شود سابقه 400 ساله دارد روزگاری پاتوق بزرگانی بود که روش و منش آنها حل و فصل مشکلات مردم بود.
از همین حمام دولاب پهلوانی بود بنام #حاج_محمود_غلامی. حاج محمود با اینکه پهلوان شهر بود اما شهرتش به دستگیری از فقرا بود. نقل شده در زمان رضاخان او و چند تن از ورزشکاران را دعوت می کنند تا تقدیر شوند. رضاخان می گوید چه پاداشی از من می خواهید؟ هر ورزشکاری یک درخواست شخصی مطرح می کند تا می رسد به حاج محمود. درخواست پهلوان غلامی این بود که خیابانی که امروز به نام شهید سعیدی شناخته می شود را آسفالت کند که مردم آسانتر عبور و مرور کنند.

🔹همین الان هم اگر به این حمام قدیمی سری بزنید عکس های سیاه و سفید حداقل 50 شخصیت فرهنگی و اجتماعی و ورزشی را می بینید که فصل مشترک همه شان خدمت به مردم و محرومین بوده است. از همین "#پهلوان_غلامی" گرفته تا "#درویش_محمود" و "#قنبر_هیات دار" و "#حاج کاظم" همراه همیشگی شهید عراقی و تا "#شهید_مرتضی_زارع" و "#شهید_دولابی" و "#شیخ_مهدی_حق_پناه" و "#شیخ_رضا_نیکنام" و غیره.

🔸برای کمک به مردم نیز نه دفتری می خواست و نه دستک و دم و دستگاهی. یک حمام قدیمی می شد پاتوق خیریه. چه وقتی حمام بود و چه بعدها که زورخانه شد.

🔸غرض اینکه حرمت آدمها و مرجعیت آنها به شهرت شان نبود. به سهم شان در فعالیت های اجتماعی و مردمی بود.

این روزها اما داستان عوض شده است. مرجعیت آدم ها به شهرت است. طبیعی است که آدم شهرت یافته از رسانه، نیازی به مردم ندارد و شهرتش در گرو فعالیت اجتماعی نیست که به جامعه فکر کند. اگر روزی هم نگران جامعه شود تا زمانی است که چرخه شهرت اش حفظ شود .

در چنین سیکل معیوبی نقطه اوج فعالیت های اجتماعی آدم ها می شود نقد کردن. بیرون گود نشستن و بد وبیراه گفتن. ژست های روشنفکری گرفتن و مدعی مطالبه شدن. خلاصه ته تهش می شود کمپین مطالبه از کمیته امداد و فعالیت های کمیته امدادی حاکمیتی.

🔷نمونه روشن این روزهای ما داستان "رنج نامه نوشتن برای #گورخواب ها"ست. شاید صدها نفر بعد از افشاگری گورخواب ها ناله زدن و نامه نوشتند و انتقاد کردند. اما آیا کسی از گورخواب ها، کارتن خواب ها، کانال خواب ها و خیابان خواب های شهر تهران بی اطلاع بود؟
آیا مشکل "آسمان جل های زمین زیلو" در تهران با "یقه حاکمیت گرفتن" حل می شود؟ اهل میدان کجاست؟ چه کسی است که فارغ از این "چرخه بیمار شهرت طلبی" حاضر باشد دررفع این گرفتاری اجتماعی نقش ایفا کند؟

🔹مشکل هزاران آسیب تهران و جامعه ما این است که حمام دولاب های شهر، در بهترین حالت محلی است صرفا برای لیف زدن و کیسه کشیدن. کمتر پاتوقی مانده و کمتر پاتوق داری میدان دارست. میدان دار ها گرفتار شهرتند و مراجع ما بی اعتبارند چون شهرت ندارند.
#همشهری_محله
#طهرونی
@mahaleman
💠اشتباه فاحش اصولگراها درباره محرومین

اصولگراها معتقدند #رای_محرومین، "رای سازمانی" آنهاست. در هر انتخاباتی هم حساب ویژه ای روی آن‌ها باز می کنند. اما بعد از شکست انتخاباتی اخیر، از "اراده محرومین" ناامید شدند.چرا؟ می گویند نظام در حال رسیدگی به محرومین است و مناطق توسعه نیافته هر روز پیشرفت می کند، بنابراین محرومین کمتر شده و در نهایت رای اصولگراها ریزش می کند.

💠این تحلیل دارای #خطای_مفهومی_فاحش است. متاسفانه اصولگراها تحلیل درستی از واژه #محرومین و #کوخ‌نشین‌ها و #مستضعفین و #پابرهنه‌ها ندارند.

اشتباه محاسباتی اینجاست که تصور می کنند آنچه مایه "فخر امام و انقلاب" بوده ست "محرومیت مادی" روستاهاست که با توسعه یافتگی تغییر می کند.

💠محرومیت به معنای "عقب ماندگی اقتصادی" الزما به معنای "جامعه ارزشی مستضعفین" نیست. چه بسا محرومینی که "عطش کاخ نشینی" داشته و از "جنگ فقر و غنا"، رقابت "فقیر" و "غنی" را فهمیده باشند. چه بسا کوخ نشینی که #گورخواب و جزء #مطرودین_اجتماعی است. "حاشیه نشین بینوا"، قربانی نظام اجتماعی است نه فخر آن.
از طرفی محرومین هم تحت تاثیر موج رسانه های جدید قرار دارند و نیازهایشان تغییر کرده است. بنابراین "محرومین" را "مستضعفین" گرفتن خطاست.

💠اشتباه ماکجاست؟
آنچه مایه فخر و مباهات است و رایش در سبد جبهه انقلاب است، "آرای مستضعفین" است. مستضعف ممکن است از طبقه متوسط شهری باشد. مستضعف الزاما "محرومیت اجباری" ندارد. آنچه مورد تاکید حضرت امام بوده است و به میراث‌دار انقلاب شهره است، " #خوی_محرومیت" است نه "خود محرومیت". خود محرومیت اساسا مذموم است و باید تغییر یابد.

حضرت امام درباره روستایی محروم می فرماید "کسی که تمام توجهش به دامداری است او نمی‌تواند آدم بشود."
سپس درباره کوخ نشین هایی که اتفاقا دچار محرومیت اقتصادی نیستند می فرماید: در جامعه اهل علم و مدرسه نشینها، اینها که زحمت می‌کشند و کار برای این جمهوری اسلامی می‌کنند، اینها همین کوخ نشینهایند.... آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. "

💠بنابراین توسعه مناطق محروم و فربه شدن طبقه متوسط شهری، الزاما خوی کوخ نشینی را از بین نمی برد.
اما اصولگراها به جهت تحلیل غلطشان از محرومیت، تصور می کنند توجه به سبد رای محرومین یعنی صرفا سرزدن به بی خانمان ها و مدام از فقرو نداری گفتن. این هم هست و صدالبته "محرومیت اقتصادی" به "خوی محرومیت" نزدیکترست. اما همه ماجرا اینجا نیست.

💠طبقه متوسطی که دارای خوی محرومیت است، الزاما ندار و نیازمند نیست. اما نیازهای جدیدی دارد که اصولگرایی برای ان فکری نکرده است. مثل اینکه چطور میشود شعار استکبارستیزی را با آزادی خواهی و پیشرفت جمع کرد؟! چطور می شود دفاع از مظلوم را با کنسرت موسیقی فاخر جمع کرد؟ چطور می شود رفاه داشت و خوی کوخ نشینی را از دست نداد؟

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw