پمپئو با این حرف اعتراف کرده #ایران سود بزرگی در رابطه با کشورهایی مثل ونزوئلا دارد همانطور که ادعا کرده بود سوریه کمکهای بزرگی از ایران گرفته.
عصبانیت او دقیقا از همین است که ایران و سوریه و ونزوئلا و عراق اگر به هم کمک کنند آمریکا حتی با تحریم و تروریسم هم کاری از پیش نمیبرد.
دانشطلب
@maktubaat
عصبانیت او دقیقا از همین است که ایران و سوریه و ونزوئلا و عراق اگر به هم کمک کنند آمریکا حتی با تحریم و تروریسم هم کاری از پیش نمیبرد.
دانشطلب
@maktubaat
Forwarded from د
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ اگر از سرمایه غیرمولد دو دهک بالای جامعه فقط نفری سالانه ۱۰ میلیون مالیات بگیریم از نفت بی نیاز می شویم!
🔸 محمدرضا یزدی، عضو کمیسیون اصلاح نظام مالیاتی:
🦷 ۱۷ میلیون نفر جمعیت ۲ دهک بالای جامعه است. اگر از این افراد سالانه ۱۰ میلیون تومان از سرمایههای غیرمولدشان نظیر ملک و خودرو، مالیات گرفته شود، میشود ۱۷۰ هزار میلیارد تومان... میشود ۱/۴ برابر درآمد مالیاتی فعلی!
🔹 در این صورت درآمدهای مالیاتی کشور به ۳۵۰ هزار میلیارد تومان خواهد رسید و بودجه از نفت مستقل خواهد شد.
🔺 به فرض که ۱۷ میلیون نفر عضو دو دهک بالای جامعه با درآمد ماهانه بالای ۱۰ میلیون تومان باشند (تعریف دو دهک نهم و دهم) آیا فرزندان این خانواده ها هم عضو این ۱۷ میلیون هستند و از آنها هم قرار است مالیات ده میلیونی گرفته شود؟ آیا واقعا این ایده عملیاتی است؟
@maktubmedia
🔸 محمدرضا یزدی، عضو کمیسیون اصلاح نظام مالیاتی:
🦷 ۱۷ میلیون نفر جمعیت ۲ دهک بالای جامعه است. اگر از این افراد سالانه ۱۰ میلیون تومان از سرمایههای غیرمولدشان نظیر ملک و خودرو، مالیات گرفته شود، میشود ۱۷۰ هزار میلیارد تومان... میشود ۱/۴ برابر درآمد مالیاتی فعلی!
🔹 در این صورت درآمدهای مالیاتی کشور به ۳۵۰ هزار میلیارد تومان خواهد رسید و بودجه از نفت مستقل خواهد شد.
🔺 به فرض که ۱۷ میلیون نفر عضو دو دهک بالای جامعه با درآمد ماهانه بالای ۱۰ میلیون تومان باشند (تعریف دو دهک نهم و دهم) آیا فرزندان این خانواده ها هم عضو این ۱۷ میلیون هستند و از آنها هم قرار است مالیات ده میلیونی گرفته شود؟ آیا واقعا این ایده عملیاتی است؟
@maktubmedia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصاویر از شورش و اعتراض مردم برای بسته شدن یک ساحل در کالیفرنیا به خاطر کروناست.
روز بسته شدن حرم حضرت معصومه(س) را به یاد دارید؟ به یاد دارید که جوانکی خرد همراه قلیلی انگشت شمار جلوی حرم حضرت معصومه(س) تجمع کردند و شبکه های فارسی لندن و سعودی و آمریکا برای چندین روز متوالی چه گزارش ها و هیاهوهایی به پا کردند؟
حالا آنها کجا هستند که تصاویر حماقت آمیز تجمع برای بستن یک ساحل در مهد بلاهت جهان را با آب و تاب پوشش دهند؟
@maktubaat
@maktubmedia
روز بسته شدن حرم حضرت معصومه(س) را به یاد دارید؟ به یاد دارید که جوانکی خرد همراه قلیلی انگشت شمار جلوی حرم حضرت معصومه(س) تجمع کردند و شبکه های فارسی لندن و سعودی و آمریکا برای چندین روز متوالی چه گزارش ها و هیاهوهایی به پا کردند؟
حالا آنها کجا هستند که تصاویر حماقت آمیز تجمع برای بستن یک ساحل در مهد بلاهت جهان را با آب و تاب پوشش دهند؟
@maktubaat
@maktubmedia
🔸آقازاده ها اينطور بدون كنكور پزشک میشوند!
🔹 آقازادگی اينطور در ايران قانوني است.
🔸لازم است دو سه ميليارد تومان پول داشته باشی؛ ٢٦ واحد در لهستان و چک و ... بگذرانی و بعد با مصوبه شورای انتقال، مستقيم بيايی كنار آنها كه پدرشان در كنكور درآمده است، بنشينی و نصف آن پول را بدهی به دانشگاه داخلی..
مجید حسینی
@maktubaat
@maktubmedia
🔹 آقازادگی اينطور در ايران قانوني است.
🔸لازم است دو سه ميليارد تومان پول داشته باشی؛ ٢٦ واحد در لهستان و چک و ... بگذرانی و بعد با مصوبه شورای انتقال، مستقيم بيايی كنار آنها كه پدرشان در كنكور درآمده است، بنشينی و نصف آن پول را بدهی به دانشگاه داخلی..
مجید حسینی
@maktubaat
@maktubmedia
🔸درست مانند پدرش نهایت آمال و آرزوهایش ساخت و ساز تهاجمی به طبیعت است. آرزویش این است که البرز را بشکافد و فاصله میان تهران تا شمال را به کمتر از ۱۵ دقیقه برساند.
🔹که چه شود؟ که ۱۵ میلیون تهران نشین با هجومی مغول وار بیش از پیش پهنه رو به نابودی شمال کشور را به انقراض بکشانند. که جنگل ها بیشتر از پیش تخریب شوند، فاضلاب ها بیشتر به رودخانه ها بریزند، کوههای زباله بلندتر از همیشه شوند و دریا سیاه تر و آلوده تر از همه این سالها شود.
🔸همان شمال کشور سالهاست از نداشتن بازیافت پسماند رنج میبرد و مردمانش در انبوه زباله و کثافت بیمار و ملول گشته اند، اما استاد بساز و بکوب ما به دنبال رفاه و تفریح بیشتر پایتخت نشینان است.
🔹در ویرانی و نابودی طبیعت، تکنوکراتهای اصلاح طلب و اصولگرا با هم مو نمی زنند.
#رفسنجانی #قالیباف
@maktubaat
🔹که چه شود؟ که ۱۵ میلیون تهران نشین با هجومی مغول وار بیش از پیش پهنه رو به نابودی شمال کشور را به انقراض بکشانند. که جنگل ها بیشتر از پیش تخریب شوند، فاضلاب ها بیشتر به رودخانه ها بریزند، کوههای زباله بلندتر از همیشه شوند و دریا سیاه تر و آلوده تر از همه این سالها شود.
🔸همان شمال کشور سالهاست از نداشتن بازیافت پسماند رنج میبرد و مردمانش در انبوه زباله و کثافت بیمار و ملول گشته اند، اما استاد بساز و بکوب ما به دنبال رفاه و تفریح بیشتر پایتخت نشینان است.
🔹در ویرانی و نابودی طبیعت، تکنوکراتهای اصلاح طلب و اصولگرا با هم مو نمی زنند.
#رفسنجانی #قالیباف
@maktubaat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸این فیلم آموزشی است. محیط بانان و حافظان منابع طبیعی بارها به مردم گفته اند که به فرزندان حیوانات در طبیعت دست نزنید. به هیچ بچه آهو، بز، کل، میش و هیچ حیوان دیگری دست نزنید.
🔹مادر این حیوانات بعد از لمس فرزند، به خاطر اینکه بوی انسان گرفته اند او را رها میکنند و کودک به خاطر بی غذایی به احتمال زیاد تلف می شود. این رفتار بعضا در گربه ها هم دیده شده است.
🔸فصل بهار به هنگام رویت حیوان در طبیعت به او دست نزنید.
@maktubaat
🔹مادر این حیوانات بعد از لمس فرزند، به خاطر اینکه بوی انسان گرفته اند او را رها میکنند و کودک به خاطر بی غذایی به احتمال زیاد تلف می شود. این رفتار بعضا در گربه ها هم دیده شده است.
🔸فصل بهار به هنگام رویت حیوان در طبیعت به او دست نزنید.
@maktubaat
📝 معمولی بودن در زندگی کارمندی | تجربهای از کار در شرکتهای بزرگ
#برادر_فکسنی
🔸 با کارمندی می توان زندگی معمولی داشت. حتی می شود خیلی بهتر از بقیه ی آدم ها زندگی کرد. می توان با خرج شرکت سفر رفت و مدرک آموزشی گرفت و گاهی هم بازنشسته شد. اما بدترین قسمت داستان، اجبار به معمولی بودن است.
🔹 پرده اول: ارتقا - لیسانس را در آمریکا گرفتم. فارغ التحصیلان دوره ی ما سریع (ماه آخر دوره ی دانشجویی) به صنعت می پیوستند. برای همین رقابت بیشتر سر محل کار بود تا کار پیدا کردن. برای همین من تصمیم گرفتم فوق لیسانس بخوانم در دانشگاه خوب دیگری تا رقابت را ببرم.
🔸 بعد از آن که وارد کار شدم، چون دقیقا به کار دو سال دانشگاه مربوط می شد، خیلی در تیم فنی درخشیدم. همه من را تحسین می کردند و برای همین انتظار می کشیدم تا ارتقا بگیرم. یک هفته، یک ماه، یک سال، ارتقا در کار نبود. از دست شرکت عصبانی بودم. برای همین رفتم جای دیگری.
🔹 جنس کار کلا فرق داشت و من هم از الکترونیک به نرم افزار مهاجرت کرده بودم، اما خیلی زود جایم را پیدا کردم و پروژه ها را سریع جلو می بردم. اما بعد از دوسال و نیم باز هم ارتقایی در کار نبود.
🔸برای همین به شرکت سوم پیوستم که در آن موقع شرکت شماره ی یک در حوزه ی نرم افزار بود. این بار اما با یک عنوان شغلی بالاتر. بعدها فهمیدم که راه ارتقا این نیست. کسی که توان اجرایی ارتقا دادن دارد باید "فکر کند" که وقت ارتقا توست، صرف نظر از این که واقعا شایستگی داشته باشی یا نه.
🔹 پرده دوم: پول - در طی زمان حقوقم بعد از عوض کردن کار مرتب بالا و بالاتر می رفت، اما سطح زندگی عوض نمی شد. نه این که آن درآمد غیب شود، اما بعد از مالیات و قسط خانه و ... عملا می شد فقط دلخوشی های کوچک مثل یک سفر یا یک وسیله ی خانه خرید، نمی شد بزرگ تر فکر کرد.
حتی نمی شد به اندازه ی یک کسب و کار خانگی پول ذخیره کرد.
🔸با وجود درآمد بیشتر از سایرین در سال های آخر کار، باز تفریحات همه ی ما یکی بود کم و بیش، خود در یک چیز مشترک بودیم، کارمندی. اختلاف کمینه و بیشینه ی حقوقمان زیاد نبود.
🔹 پرده سوم: یادگیری - به عنوان کارمند یاد میگیری که این قدر یاد بگیری که فقط کار را راه بیاندازی تا اخراج یا تعدیل نشوی. میل به یادگیری تکنولوژی جدید کم است چون همیشه سبک سنگین می کنی که آیا یادگیری اش منجر به حقوق بالاتر می شود یا نه.
🔸 این مشکل کم کم در تمام زندگی ریشه می کند و شاید میل به یادگیری را در همه ی جنبه ها کم کند. در نتیجه مشتی کارمند در شرکت ها می بینی که هر کدام در یک چیز تخصص دارند و حاضر به بیرون آمدن از لاک شان هم نیستند. همه مثل هم و مشترک در یک چیز، کارمندی.
🔹 پرده چهارم: ملعبه شدن - گاهی به عنوان کارمند حس می کنی که رئیس ها با تو "بازی" می کنند. وقتی بین کارمندان مسابقه با جایزه های مسخره برگزار می کنند و یا وقتی از تو فیدبک صادقانه می خواهند اما می دانی ترتیب اثر نمی دهند و شاید ناراحت هم بشوند.
🔸 یا وقتی بعد مدت کوتاهی کار خوب و یا طولانی تو روی یک پروژه فراموش می شود و میشوی مثل، یک کارمند معمولی.
@maktubaat
#برادر_فکسنی
🔸 با کارمندی می توان زندگی معمولی داشت. حتی می شود خیلی بهتر از بقیه ی آدم ها زندگی کرد. می توان با خرج شرکت سفر رفت و مدرک آموزشی گرفت و گاهی هم بازنشسته شد. اما بدترین قسمت داستان، اجبار به معمولی بودن است.
🔹 پرده اول: ارتقا - لیسانس را در آمریکا گرفتم. فارغ التحصیلان دوره ی ما سریع (ماه آخر دوره ی دانشجویی) به صنعت می پیوستند. برای همین رقابت بیشتر سر محل کار بود تا کار پیدا کردن. برای همین من تصمیم گرفتم فوق لیسانس بخوانم در دانشگاه خوب دیگری تا رقابت را ببرم.
🔸 بعد از آن که وارد کار شدم، چون دقیقا به کار دو سال دانشگاه مربوط می شد، خیلی در تیم فنی درخشیدم. همه من را تحسین می کردند و برای همین انتظار می کشیدم تا ارتقا بگیرم. یک هفته، یک ماه، یک سال، ارتقا در کار نبود. از دست شرکت عصبانی بودم. برای همین رفتم جای دیگری.
🔹 جنس کار کلا فرق داشت و من هم از الکترونیک به نرم افزار مهاجرت کرده بودم، اما خیلی زود جایم را پیدا کردم و پروژه ها را سریع جلو می بردم. اما بعد از دوسال و نیم باز هم ارتقایی در کار نبود.
🔸برای همین به شرکت سوم پیوستم که در آن موقع شرکت شماره ی یک در حوزه ی نرم افزار بود. این بار اما با یک عنوان شغلی بالاتر. بعدها فهمیدم که راه ارتقا این نیست. کسی که توان اجرایی ارتقا دادن دارد باید "فکر کند" که وقت ارتقا توست، صرف نظر از این که واقعا شایستگی داشته باشی یا نه.
🔹 پرده دوم: پول - در طی زمان حقوقم بعد از عوض کردن کار مرتب بالا و بالاتر می رفت، اما سطح زندگی عوض نمی شد. نه این که آن درآمد غیب شود، اما بعد از مالیات و قسط خانه و ... عملا می شد فقط دلخوشی های کوچک مثل یک سفر یا یک وسیله ی خانه خرید، نمی شد بزرگ تر فکر کرد.
حتی نمی شد به اندازه ی یک کسب و کار خانگی پول ذخیره کرد.
🔸با وجود درآمد بیشتر از سایرین در سال های آخر کار، باز تفریحات همه ی ما یکی بود کم و بیش، خود در یک چیز مشترک بودیم، کارمندی. اختلاف کمینه و بیشینه ی حقوقمان زیاد نبود.
🔹 پرده سوم: یادگیری - به عنوان کارمند یاد میگیری که این قدر یاد بگیری که فقط کار را راه بیاندازی تا اخراج یا تعدیل نشوی. میل به یادگیری تکنولوژی جدید کم است چون همیشه سبک سنگین می کنی که آیا یادگیری اش منجر به حقوق بالاتر می شود یا نه.
🔸 این مشکل کم کم در تمام زندگی ریشه می کند و شاید میل به یادگیری را در همه ی جنبه ها کم کند. در نتیجه مشتی کارمند در شرکت ها می بینی که هر کدام در یک چیز تخصص دارند و حاضر به بیرون آمدن از لاک شان هم نیستند. همه مثل هم و مشترک در یک چیز، کارمندی.
🔹 پرده چهارم: ملعبه شدن - گاهی به عنوان کارمند حس می کنی که رئیس ها با تو "بازی" می کنند. وقتی بین کارمندان مسابقه با جایزه های مسخره برگزار می کنند و یا وقتی از تو فیدبک صادقانه می خواهند اما می دانی ترتیب اثر نمی دهند و شاید ناراحت هم بشوند.
🔸 یا وقتی بعد مدت کوتاهی کار خوب و یا طولانی تو روی یک پروژه فراموش می شود و میشوی مثل، یک کارمند معمولی.
@maktubaat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 در بر همان پاشنه بی عدالتی می چرخد..
💬 «این مادرها را نگاه کن. این خانمش است. هفت تا بچه دارد. ما نون نداریم بخوریم به قرآن مجید. بگذارید حرفم را بزنم. من درد دارم. همه شان مردند. ۴۰ نفر مردند. یک ماه دیگه هم نمی تونیم اینها را بیاریم بیرون. همه بو گرفتند این داخل. آقای رییس جمهور تا حالا کجا بودید. شما اصلا می دونید معدنکار یعنی چی؟»
🔸این سه دقیقه از سخنان کارگر زخم خورده معدن یورت، ۴ روز پس از انفجار در ۱۳ اردیبهشت ۹۶ در برابر روحانی و آن هجوم خشمگین کارگران به ماشین رییس جمهور یکی از پرشکوه ترین تصاویر مبارزات طبقاتی در تاریخ این کشور است. تن های سیاه و حنجره های دوده خورده، تنگ در تنگ هم، با بغض های در گلو و مشتان گره کرده، در ماتم برادران مدفون خود در معدن، به یکباره ار خشم و اندوه لبریز می شوند و روزی چنین تاریخی را رقم می زنند.
🔹سه سال از آن روز غمگین گذشته است. بر اساس گزارش کمیته حقیقت یاب کارفرما مقصر حادثه شناخته می شود. تا به امروز تغییری در وضعیت #بیمه_کارگران معدن ها ایجاد نشده و #بودجه_ایمنی معادن زغال سنگ هم پرداخت نشده است. در هنوز بر همان پاشنه بی عدالتی می چرخد..
@maktubaat
💬 «این مادرها را نگاه کن. این خانمش است. هفت تا بچه دارد. ما نون نداریم بخوریم به قرآن مجید. بگذارید حرفم را بزنم. من درد دارم. همه شان مردند. ۴۰ نفر مردند. یک ماه دیگه هم نمی تونیم اینها را بیاریم بیرون. همه بو گرفتند این داخل. آقای رییس جمهور تا حالا کجا بودید. شما اصلا می دونید معدنکار یعنی چی؟»
🔸این سه دقیقه از سخنان کارگر زخم خورده معدن یورت، ۴ روز پس از انفجار در ۱۳ اردیبهشت ۹۶ در برابر روحانی و آن هجوم خشمگین کارگران به ماشین رییس جمهور یکی از پرشکوه ترین تصاویر مبارزات طبقاتی در تاریخ این کشور است. تن های سیاه و حنجره های دوده خورده، تنگ در تنگ هم، با بغض های در گلو و مشتان گره کرده، در ماتم برادران مدفون خود در معدن، به یکباره ار خشم و اندوه لبریز می شوند و روزی چنین تاریخی را رقم می زنند.
🔹سه سال از آن روز غمگین گذشته است. بر اساس گزارش کمیته حقیقت یاب کارفرما مقصر حادثه شناخته می شود. تا به امروز تغییری در وضعیت #بیمه_کارگران معدن ها ایجاد نشده و #بودجه_ایمنی معادن زغال سنگ هم پرداخت نشده است. در هنوز بر همان پاشنه بی عدالتی می چرخد..
@maktubaat
📝 نگاهی به فلسفه وجودی مدارس سمپاد: جداسازی مخرب!| #بامداد_لاجوردی
🔹ایده تیزهوشان از سال ۱۳۵۵ شکل گرفت، اما گسترش آن به مدارسی در سطح کشور از سال ۱۳۶۷ کلید خورد. به تعبیری میتوان گفت: ظهور مداس سمپاد محصول دورهای است که علم و تکنیک بر امور تربیتی غلبه پیدا کرد و به دلیل شرایط پس از جنگ کشور به نیروهای فنی و علمی نیازمند شد، تا با کمک آنها بتواند عقب ماندگی و تخریب ناشی از جنگ را جبران کند.
🔸یوسف اباذری در سال ۹۲ در مقالهای با عنوان «مدرسه، از تشکیل امور تربیتی تا جداسازی» به کارکرد سیستمهای جداسازی برای ورود به مدارس اشاره و میآورد: «یکی از مهمترین ضرورتهای پیشگیری در حوزه آموزش و پرورش ایران بعد از انقلاب، جداسازی بود که با توسعه این نگاه فنسالار، شکلی از نظام طبقاتی و فرهنگ «رقابت» بی پایان را در قلمروهای آموزشی ایجاد نمود.
🔸 «رقابت» کلید واژهای است که معاون وزارت آموزش و پرورش هم از آن استفاده میکند و او تصمیم اخیر دولت را مهر بطلانی بر فضای رقابتی در دبستانها برای ورود بهسمپاد دانسته است. اباذری در ادامه به نکته ظریفی اشاره میکند که تاکید بر مقوله «بهرهوری» است، این استاد جامعهشناسی مینویسد: «ضرورت مهارت اندوزی برای آینده، فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد نمود و تاکید بر متغیر بهرهوری را به عنوان محور توسعه نظام آموزش و پرورش نهادینه کرد.
🔹بهرهوری به واسطه یا از طریق جداسازی محقق میشد» این جامعهشناس در ادامه مقاله خود از واقعیت «آزمونهای ورودی مدارس خاص» رمزگشایی میکند و هدف آن را دستیابی به بهرهوری بالاتر از سرمایهگذاری میداند. او در همین رابطه میآورد: «انواع گوناگونی از مدارس مانند تیزهوشان، نمونه دولتی، غیرانتفاعی ایجاد شدند تا از طریق گزینش دانشآموزان، به ارتقای بهرهوری سرمایهگذاری در حوزه آموزش و پرورش کمک کنند. [..]موسسات کنکوری، مدارس تیزهوشان و... همگی از یک ویژگی مشترک بهرهمند هستند: جداسازی. » تاکید او بر رابطه آزمونهای ورودی به عنوان ابزار منطق جداسازی و بهرهوری سرمایهگذاری دولت در مدارس تیزهوشان یا بخش خصوصی در مدارس غیرانتفاعی و نظایر آن جالب توجه و تامل است.
🔹آنطور که این جامعهشناس میگوید هدف دولت یا بخش خصوصی از طراحی آزمونهای ورودی چیزی جز ممانعت از اتلاف سرمایه نیست. بر طبق این ایده، کارکرد آزمونهای ورودی این است که از ورود غیرمعمولها جلوگیری شود تا سیستم آموزشی (مثلا مدرسه) هزینههای غیرمعمول نداشته باشد و بیشترین بازدهی را بدست بیاورد و به تبعیری سرمایه گذاری اش تلف نشود؛ مثلا معلم وقتش را برای مباحث ابتدایی صرف نکند و دانشآموزانی بر سر کلاس حاضر شوند که هرچه سریعتر بتوانند مفاهیم را بیاموزند و آنها را به خدمت بگیرند، چرا اگر نیاز به کلاس اضافه برای تعلیم مباحث اضافی باشد آنگاه هزینههای سیستم بالا خواهد رفتاباذری در بخش دیگری از مقاله خود به پیامدهای جداسازی اشاره میکند و میآورد: «همین تفاوتگذاریهای داخلی موجود و محصول نابرابریهای اجتماعی است که توسط این مدارس بازتولید میشود.
🔸اما در صورت تعطیلی مدارس سمپاد و حضور افراد با توان ذهنی بالاتر در کنار سایر دانشآموزان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پژوهشی که درسال ۹۰ توسط محسن گل پرور انجام شده تا حدی به این سوال پاسخ میدهد. او و همکارانش در مقالهای با عنوان «مقایسه بهزیستی روانشناختی دانشآموزان تیزهوش دختر مدارس تیزهوشان با دختران تیزهوش مدارس عادی» به نتایج حضور دانشآموزان تیزهوش در کنار سایر دانشآموزان و مقایسه آن با فضای مدارس تیزهوشان پرداخته است. یافتههای او و همکارانش نشان میدهند که، بهزیستی روانشناختی کلی دانشآموزان تیزهوش حاضر در مدارس عادی، از دانشآموزان تیزهوش حاضر در مدارس تیزهوشان به صورت معناداری بیشتر است و رشد شخصی، خودمختاری، زندگی هدفمند، تسلط بر محیط و پذیرش خود دانشآموزان تیزهوش مدارس عادی از دانشآموزان حاضر در مدارس تیزهوشان به صورت معناداری بیشتر است.
https://b2n.ir/642130
@maktubaat
🔹ایده تیزهوشان از سال ۱۳۵۵ شکل گرفت، اما گسترش آن به مدارسی در سطح کشور از سال ۱۳۶۷ کلید خورد. به تعبیری میتوان گفت: ظهور مداس سمپاد محصول دورهای است که علم و تکنیک بر امور تربیتی غلبه پیدا کرد و به دلیل شرایط پس از جنگ کشور به نیروهای فنی و علمی نیازمند شد، تا با کمک آنها بتواند عقب ماندگی و تخریب ناشی از جنگ را جبران کند.
🔸یوسف اباذری در سال ۹۲ در مقالهای با عنوان «مدرسه، از تشکیل امور تربیتی تا جداسازی» به کارکرد سیستمهای جداسازی برای ورود به مدارس اشاره و میآورد: «یکی از مهمترین ضرورتهای پیشگیری در حوزه آموزش و پرورش ایران بعد از انقلاب، جداسازی بود که با توسعه این نگاه فنسالار، شکلی از نظام طبقاتی و فرهنگ «رقابت» بی پایان را در قلمروهای آموزشی ایجاد نمود.
🔸 «رقابت» کلید واژهای است که معاون وزارت آموزش و پرورش هم از آن استفاده میکند و او تصمیم اخیر دولت را مهر بطلانی بر فضای رقابتی در دبستانها برای ورود بهسمپاد دانسته است. اباذری در ادامه به نکته ظریفی اشاره میکند که تاکید بر مقوله «بهرهوری» است، این استاد جامعهشناسی مینویسد: «ضرورت مهارت اندوزی برای آینده، فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد نمود و تاکید بر متغیر بهرهوری را به عنوان محور توسعه نظام آموزش و پرورش نهادینه کرد.
🔹بهرهوری به واسطه یا از طریق جداسازی محقق میشد» این جامعهشناس در ادامه مقاله خود از واقعیت «آزمونهای ورودی مدارس خاص» رمزگشایی میکند و هدف آن را دستیابی به بهرهوری بالاتر از سرمایهگذاری میداند. او در همین رابطه میآورد: «انواع گوناگونی از مدارس مانند تیزهوشان، نمونه دولتی، غیرانتفاعی ایجاد شدند تا از طریق گزینش دانشآموزان، به ارتقای بهرهوری سرمایهگذاری در حوزه آموزش و پرورش کمک کنند. [..]موسسات کنکوری، مدارس تیزهوشان و... همگی از یک ویژگی مشترک بهرهمند هستند: جداسازی. » تاکید او بر رابطه آزمونهای ورودی به عنوان ابزار منطق جداسازی و بهرهوری سرمایهگذاری دولت در مدارس تیزهوشان یا بخش خصوصی در مدارس غیرانتفاعی و نظایر آن جالب توجه و تامل است.
🔹آنطور که این جامعهشناس میگوید هدف دولت یا بخش خصوصی از طراحی آزمونهای ورودی چیزی جز ممانعت از اتلاف سرمایه نیست. بر طبق این ایده، کارکرد آزمونهای ورودی این است که از ورود غیرمعمولها جلوگیری شود تا سیستم آموزشی (مثلا مدرسه) هزینههای غیرمعمول نداشته باشد و بیشترین بازدهی را بدست بیاورد و به تبعیری سرمایه گذاری اش تلف نشود؛ مثلا معلم وقتش را برای مباحث ابتدایی صرف نکند و دانشآموزانی بر سر کلاس حاضر شوند که هرچه سریعتر بتوانند مفاهیم را بیاموزند و آنها را به خدمت بگیرند، چرا اگر نیاز به کلاس اضافه برای تعلیم مباحث اضافی باشد آنگاه هزینههای سیستم بالا خواهد رفتاباذری در بخش دیگری از مقاله خود به پیامدهای جداسازی اشاره میکند و میآورد: «همین تفاوتگذاریهای داخلی موجود و محصول نابرابریهای اجتماعی است که توسط این مدارس بازتولید میشود.
🔸اما در صورت تعطیلی مدارس سمپاد و حضور افراد با توان ذهنی بالاتر در کنار سایر دانشآموزان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پژوهشی که درسال ۹۰ توسط محسن گل پرور انجام شده تا حدی به این سوال پاسخ میدهد. او و همکارانش در مقالهای با عنوان «مقایسه بهزیستی روانشناختی دانشآموزان تیزهوش دختر مدارس تیزهوشان با دختران تیزهوش مدارس عادی» به نتایج حضور دانشآموزان تیزهوش در کنار سایر دانشآموزان و مقایسه آن با فضای مدارس تیزهوشان پرداخته است. یافتههای او و همکارانش نشان میدهند که، بهزیستی روانشناختی کلی دانشآموزان تیزهوش حاضر در مدارس عادی، از دانشآموزان تیزهوش حاضر در مدارس تیزهوشان به صورت معناداری بیشتر است و رشد شخصی، خودمختاری، زندگی هدفمند، تسلط بر محیط و پذیرش خود دانشآموزان تیزهوش مدارس عادی از دانشآموزان حاضر در مدارس تیزهوشان به صورت معناداری بیشتر است.
https://b2n.ir/642130
@maktubaat
Forwarded from د
🔸این شعر بی قافیه و بی وزن را، محمود کریمی درست در ماه رمضان نه سال قبل و در حمایت از فحاشی سعید حدادیان علیه رییس جمهور وقت و در تمسخر خدماتی مثل #سهام_عدالت و #مسکن_مهر سرود.
🔹 حالا که تکلیف خدماتی مثل یارانه، مسکن مهر و #سهام_عدالت مشخص شده، خوب است تکلیف خانه وثیقهای کریمی و همپیالگی او با بدهکاران بانکی هم مشخص شود.
رضا ز| @maktubmedia
🔹 حالا که تکلیف خدماتی مثل یارانه، مسکن مهر و #سهام_عدالت مشخص شده، خوب است تکلیف خانه وثیقهای کریمی و همپیالگی او با بدهکاران بانکی هم مشخص شود.
رضا ز| @maktubmedia
⛔️دروغ ممنوع!
خبرگزاری دولتی ایسنا چه نفعی از دروغپراکنی در مورد ونزوئلا میبرد؟
🔸همزمان با تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی امپریالیستها بر مردم ونزوئلا، و درحالیکه تحرکات گروهکهای مسلح تروریستی اوج گرفته، خبرگزاری ایسنا وابسته به جهاد دانشگاهی همنوا و همصدا با وزارت خارجهٔ ایالات متحده دربارهٔ اوضاع معیشتی مردم ونزوئلا اقدام به دروغپراکنی میکند.
🔹مردم ونزوئلا مشکلات متعددی دارند، ازجمله مشکلات معیشتی، اما علیرغم همهٔ این مشکلات، حقوق و مزایای کارگران و کارمندان و کشاورزان در ونزوئلا در دوران کرونا بهتر از همتایان ایرانی و کلمبیاییشان است.
🔸درمان و تحصیل در ونزوئلا رایگان است و اقشار کمدرآمد از مسکن رایگان و کمکهای معیشتی و بستههای مواد غذایی رایگان برخوردارند که بهصورت هفتگی توزیع میشود.
🔹دولت در شرایط قرنطینه پرداخت دستمزد کامل کارکنان بخش دولتی و بخش عمدهٔ دستمزد کارکنان بخش خصوصی را تقبل کرده و پرداخت قبوض خدمات عمومی را به حال تعلیق درآورده.
🔸 تکرار تبلیغات جعلی رسانههای آمریکایی در بحبوحه همکاری های ایران و ونزوئلا بسیار مشکوکست.
اخبار امریکای جنوبی از کانال زیر:
@bolivari
خبرگزاری دولتی ایسنا چه نفعی از دروغپراکنی در مورد ونزوئلا میبرد؟
🔸همزمان با تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی امپریالیستها بر مردم ونزوئلا، و درحالیکه تحرکات گروهکهای مسلح تروریستی اوج گرفته، خبرگزاری ایسنا وابسته به جهاد دانشگاهی همنوا و همصدا با وزارت خارجهٔ ایالات متحده دربارهٔ اوضاع معیشتی مردم ونزوئلا اقدام به دروغپراکنی میکند.
🔹مردم ونزوئلا مشکلات متعددی دارند، ازجمله مشکلات معیشتی، اما علیرغم همهٔ این مشکلات، حقوق و مزایای کارگران و کارمندان و کشاورزان در ونزوئلا در دوران کرونا بهتر از همتایان ایرانی و کلمبیاییشان است.
🔸درمان و تحصیل در ونزوئلا رایگان است و اقشار کمدرآمد از مسکن رایگان و کمکهای معیشتی و بستههای مواد غذایی رایگان برخوردارند که بهصورت هفتگی توزیع میشود.
🔹دولت در شرایط قرنطینه پرداخت دستمزد کامل کارکنان بخش دولتی و بخش عمدهٔ دستمزد کارکنان بخش خصوصی را تقبل کرده و پرداخت قبوض خدمات عمومی را به حال تعلیق درآورده.
🔸 تکرار تبلیغات جعلی رسانههای آمریکایی در بحبوحه همکاری های ایران و ونزوئلا بسیار مشکوکست.
اخبار امریکای جنوبی از کانال زیر:
@bolivari
🔸رفقای عزیز پس از سرقت معنوی کانال اصلی مکتوبات و بازگشت تیم سابق به کانال کوچکتر فعلی و با توجه به فیلتر بودن تلگرام و نیاز به رشد کانال، بر خلاف میل ادمینها، میخواهیم برای جذب عضو با کانالهای دیگر تبادل داشته باشیم. سعی میکنیم محتوای کانالهای تبادل شده فرهنگی و مفید باشند. از اینکه متوجه شرایط هستید ممنونیم.
🔹کانالداران عزیز میتوانند برای تبادل با مکتوبات با @Rmaktubat تماس بگیرند. مکتوبات فالوور فیک ندارد و بازدید متوسط روزانهاش بین ۴ تا ۵ هزار است. دنبال کنندگان مکتوبات از قشر فرهنگی جامعه با گرایشهای عدالتخواهانه هستند. ترجیحمان این است که با کانالهای هم وزن اجتماعی تبادل داشته باشیم.
🔸تبادل با کانال دوم رسانه مکتوبات @maktubmedia هم ممکن است.
با ما تماس بگیرید و این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
@maktubaat
🔹کانالداران عزیز میتوانند برای تبادل با مکتوبات با @Rmaktubat تماس بگیرند. مکتوبات فالوور فیک ندارد و بازدید متوسط روزانهاش بین ۴ تا ۵ هزار است. دنبال کنندگان مکتوبات از قشر فرهنگی جامعه با گرایشهای عدالتخواهانه هستند. ترجیحمان این است که با کانالهای هم وزن اجتماعی تبادل داشته باشیم.
🔸تبادل با کانال دوم رسانه مکتوبات @maktubmedia هم ممکن است.
با ما تماس بگیرید و این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
@maktubaat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 تبلیغات صداسیما حال ما را بهم می زنند| #محمد_فخرا
🔹بنده نه زاده مناطق کوخ نشین هستم و نه نسبتی با کاخ های بالانشین دارم. هم مزهی بیف استراگانوف را چشیده ام و هم اشکنه جز وعده های غذایی ام بوده.
اینها را از این بابت میگویم که توان همزاد پنداری با شمال و جنوب شهر را در هر حال دارم. این درک متقابل برای هر فردی در جامعه لازم است؛ مخصوصا برای مسئولین و سیاستگذاران صداسیما.
🔸تلویزیون باید ویترین تمام مردم جامعه باشد. سفرههای رنگین با مرغ بریون و انواع دسر، ساختمان های شکیل و پنت هاوس مرتفع، ماشینهای شاسی بلند و سانروف دار، تلویزیون های سه بعدی و نوشیدنی با طعمهای ناشناخته... اینها تبلیغاتی است که حتی من هم توان ارتباط گیری با آن را ندارم.
🔹اینها گویی برای جامعه دیگری صحبت میکنند و لابد بقیه هم باید در زمان پخش این تبلیغها چشم و گوش خود و فرزندانشان را بگیرند تا یک وقت دچار سرخوردگی نشوند.
🔸من نمی دانم فرزند یک کارگر بعد از دیدن این تبلیغ چه حالی پیدا می کند. اما این عشوه ها و پشت چشم نازک کردن های مرد برای کارگری که زیر آفتاب دارد با وسیله ای گوشخراش جان می کند، حال من را بهم می زند!
@maktubaat
🔹بنده نه زاده مناطق کوخ نشین هستم و نه نسبتی با کاخ های بالانشین دارم. هم مزهی بیف استراگانوف را چشیده ام و هم اشکنه جز وعده های غذایی ام بوده.
اینها را از این بابت میگویم که توان همزاد پنداری با شمال و جنوب شهر را در هر حال دارم. این درک متقابل برای هر فردی در جامعه لازم است؛ مخصوصا برای مسئولین و سیاستگذاران صداسیما.
🔸تلویزیون باید ویترین تمام مردم جامعه باشد. سفرههای رنگین با مرغ بریون و انواع دسر، ساختمان های شکیل و پنت هاوس مرتفع، ماشینهای شاسی بلند و سانروف دار، تلویزیون های سه بعدی و نوشیدنی با طعمهای ناشناخته... اینها تبلیغاتی است که حتی من هم توان ارتباط گیری با آن را ندارم.
🔹اینها گویی برای جامعه دیگری صحبت میکنند و لابد بقیه هم باید در زمان پخش این تبلیغها چشم و گوش خود و فرزندانشان را بگیرند تا یک وقت دچار سرخوردگی نشوند.
🔸من نمی دانم فرزند یک کارگر بعد از دیدن این تبلیغ چه حالی پیدا می کند. اما این عشوه ها و پشت چشم نازک کردن های مرد برای کارگری که زیر آفتاب دارد با وسیله ای گوشخراش جان می کند، حال من را بهم می زند!
@maktubaat
❤2
🔸فاصله عکس اول با عکس های بعد تنها سه سال است.
🔹فردی که در تصویر می بینید هادی محمد زاده مدیر تبلیغات "گسترده کاج" است که در طول ۳ سال گذشته با کسب درآمد نامشروع از راه تبلیغ سایت های قمار و شرط بندی نقش مهمی در گسترش این سایت ها داشته و
کماکان دارد.
🔸 برای ردگیری سایت های قمار و شرط بندی لازم نیست تا ترکیه برویم. هادی محمدزاده از خانه ای در حاشیه اسلامشهر، به مدد همین تبلیغات ره صد ساله را رفته است، با پول هزاران مالباخته فریب خورده، با پول قمار و شرط بندی..
آقایان را اما انگار خواب برده..
@maktubaat
🔹فردی که در تصویر می بینید هادی محمد زاده مدیر تبلیغات "گسترده کاج" است که در طول ۳ سال گذشته با کسب درآمد نامشروع از راه تبلیغ سایت های قمار و شرط بندی نقش مهمی در گسترش این سایت ها داشته و
کماکان دارد.
🔸 برای ردگیری سایت های قمار و شرط بندی لازم نیست تا ترکیه برویم. هادی محمدزاده از خانه ای در حاشیه اسلامشهر، به مدد همین تبلیغات ره صد ساله را رفته است، با پول هزاران مالباخته فریب خورده، با پول قمار و شرط بندی..
آقایان را اما انگار خواب برده..
@maktubaat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸این فیلم برای بیست و دو سال پیش است. تماشاچیان از سالن سینما بیرون می آیند و درباره فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی نظر می دهند.
🔹این همان فیلمی است که یکی از بزرگترین جایزه های سینمایی ایران را برده است. جایزه کن ۱۹۹۷ که از قضا شبیه این جوایز اسکار امروز سیاسی نبود.
🔸این فیلم برای بیست و دو سال قبل است. درست مثل همین امروز، جایی که ذائقه مخاطب فیلم هایی مانند طعم گیلاس را «مزخرف» می خواند و برای «مطرب» و «هزارپا» کیلومترها صف می بندد.
🔹جهان تشنه ابتذال است. حقیقتی تلخ..
@maktubaat
🔹این همان فیلمی است که یکی از بزرگترین جایزه های سینمایی ایران را برده است. جایزه کن ۱۹۹۷ که از قضا شبیه این جوایز اسکار امروز سیاسی نبود.
🔸این فیلم برای بیست و دو سال قبل است. درست مثل همین امروز، جایی که ذائقه مخاطب فیلم هایی مانند طعم گیلاس را «مزخرف» می خواند و برای «مطرب» و «هزارپا» کیلومترها صف می بندد.
🔹جهان تشنه ابتذال است. حقیقتی تلخ..
@maktubaat
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبور دلهره آور دانش آموزان روستای "نساءکوه" شهرستان لردگان در چهارمحال و بختیاری از رودخانه با سیم بکسل
@maktubmed
@maktubmed