🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
24.3K subscribers
34.8K photos
18K videos
134 files
7.89K links
این کانال توسط جمعی از نسل وبلاگنویسان عدالتخواه و انقلابی در سالهای دهه هشتاد اداره می شود

تبلیغات: @kabradabra
نظرات زیر پستها آزاد است و این کانال مسولیتی در قبال آنها ندارد.

ادمین: یوسفعلی میرمطمئن
Download Telegram
الان که دارم می‌نویسم، روز هفتمیه که وارد جنگ تحمیلی با اسرائیل شدیم، نماز صبحم رو خوندم و اومدم که بخوابم که سرو صدای کوچه توجهم رو جلب کرد، از کوچه نگاه کردم چیزی نبود، همسایه داشت ماشینش رو جا به جا میکرد، اونقدر این چند روز به صداها دقت کردم که حالا میتونم از پشت پنجره اطاق صدای وانت با پهپاد یا هرچیزی رو تشخیص بدم، میتونم تشخیص بدم پهپاده یا انفجار یا پدافند خودمون که البته خدا رو شکر بیشترش پدافنده، امشب آروم ترین شب این چند روز بود، شاید یکی دوبار خیلی محدود صدای پدافند اومد، از سر شب اینترنت بین المللی شده نمی‌دونم به این ربط داره یا نه اما خیلی همه چیز ساکته، طوری که یادم رفته بود همیشه شب ها همینقدر ساکت بود همه چیز، شب اولی که پدافند کار میکرد وحشتناک ترین شب بود چون صدای ممتد پهپاد همزمان با انفجار و پدافند قطع نمیشد، رفتم دم پنجره، موشک های چند تایی پدافند رو دیدم که شلیک میشد، خواستم در رو ببندم که توی کوچه دیدم یک وانت نیسان آبی با کابین سر پوشیده بزرگ و عجیب وایساده و جلوش هم یک موتورسیکلت با یکنفر که کلت تو دستش هست، پارک شده، دقیقا وسط کوچه مون بودند و ساعت یک نیمه شب بود، داشتم فیلم برداری میکردم اون لحظه و با خودم گفتم از اینا هم فیلم بگیرم ولی کلت رو که دیدم گفتم حتما مامور های امنیتی اند و ضبط رو قطع کردم ....
چند ساعت بعد پیام اومد که اگر وانت مشکوک دیدید خبر بدید چون لانچر پهپاد هست، یکباره یاد وانت نیسانی افتادم که دیدم، سریع تو کانال پیام هشدار ارسال کردم و تاکید چند باره کردم که مهمه و زنگ زدم ۱۱۴ اونقدر شلوغ بود که فایده نداشت و آخر زنگ زدم ۱۱۰ تا موفق شدم..

از اون شب دیگه صدای پهپاد رو به وضوح نشنیدم.
شب بعدش به طرز عجیبی دیگه پهپاد نبود فقط صدای پدافند می اومد، هرچی تجزیه تحلیل میکنم سخته برام فهمیدن اینکه چطور در مملکت اینقدر خائن داشتیم و نمی‌دونستیم ... وقتی لبنان بودم یکی از بچه های لبنانی میگفت : خائن و جاسوس اسرائیل زیاده! با خودم گفتم: واقعا که ! چرا باید در حزب الله هم خائن باشه؟
باورش سخت بود برام اون زمان و فکر میکردم چطور ممکنه؟

حالا روز هفتمه و من امید دارم به اینکه از همه این اتفاقات بیرون میایم، برای فردا برنامه ریزی کردم و کلی کار نوشتم که انجام بدم.

به امید دیدن صبح پیروزی ـ حریر عادلی ـ ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ـ تهران
#زندگی_جاریست

@hariradeli
21👍2