📝 امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین
#شاکری
باسمه تعالی
🔹 امروز به خبری برخورد کردم که درباره امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین، در سفر اخیر ظریف به چین بود.[1] این خبر، البته با جزئیات کمتر، در رسانههای ایران هم بازتاب داشت.[2]
🔸قبلاً در مقاله دیگری با عنوان «چند خبر درباره استعمار آفریقا توسط چین» درباره روش استعماری چین، توضیح داده بودم. [3] بطور خلاصه روش چین این است که برای یک پروژه وام میدهد، و جزء شرایط آن این است که شرکتهای چینی در قراردادهای توسعه آن پروژه اولویت داشته باشند. یکی از شرایط وام این است که در صورتی که زمان سررسید وام فرارسید و توان پرداخت وام وجود نداشت، بندر و یا بخشی از سرزمین یا به تملک چین درآید و یا برای طولانی مدت به این کشور اجاره داده شود. از این به بعد وظیفه شرکتهای چینی دخیل در پروژه این است که تمام تلاش خود را بکنند که وام قابل پرداخت نباشد، تا بتوان بنادر و سرزمین را مالک شد.
🔹 چین همین نسخه را برای تصرف بندر مومباسا در کنیا و بندر Hambantota سریلانکا، و مناطق متعدد دیگر، با موفقیت بکار گرفت.
🔹 یکی از مفاد توافق استراتژیک جدید این است که چین ۲۸۰ میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، و ۱۲۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای تولید و حمل و نقل ایران، سرمایهگذاری کند. حفاظت از تجهیزات فنی چین را نیروهای نظامی این کشور به عهده خواهند گرفت، و در مرحله اول ۵ هزار نفر نیروی چینی برای حفاظت از منافع چین وارد کشور میشوند. در مجموع چین تا ۳۲ درصد تخفیف روی قیمت همه محصولات نفتی و پتروشیمی ایران نیز دریافت میکند.
🔸 این قرارداد همه مشخصات قراردادهای استعماری با کشورهای درجه ۳ و ۴ را دارد، و همان نتایجی که دیگران از آن گرفتهاند، را باید انتظار داشت: از دست دادن کنترل منابع طبیعی و بنادر.
🔹 سرمایهگذاری چین روی بنادر و جادهها، به معنی حفاظت از آنها توسط نیروهای نظامی چین است. براساس اصل ۱۴۶ قانون اساسی ایران «استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفادههای صلحآمیز باشد ممنوع است.» هرچند چینیها در مرحله اول پایگاه نظامی تاسیس نخواهند کرد، اما وقتی برای شروع کار خود اجازه حضور ۵ هزار نیروی نظامی را میگیرند، قطعا در مراحل بعدی تعداد این نیروها به حدی خواهد بود که بتوانند سلطه خود بر بنادر را حفظ کنند.
🔴 سیاست «نه شرقی و نه غربی»
🔹 شاید بعضی مردم عوامی فکر کنند که این سیاست به معنی انزواطلبی و ارتجاع بود. اما واقعیت این است که سیاست «نه شرقی و نه غربی» برای این طراحی شد که ایران صحنه درگیری قدرتهای جهانی نباشد و از منافع ملی خود برای غلبه یک طرف بر طرف دیگر، هزینه نکند. قرارداد استراتژیک ۲۵ ساله با چین، دقیقا برخلاف این مطلب است. زمانی که آمریکا و چین پنجه در پنجه انداخته، و جنگ را تا جایی که یک طرف دیگری را از پای درآورد ادامه میدهند، قرار گرفتن ایران در جبهه چین به معنی این است که فرصتی به این دو کشور داده میشود تا دعواهای خود را در زمین ایران حل و فصل کنند.
[1] China and Iran flesh out strategic partnership
https://www.petroleum-economist.com/articles/politics-economics/middle-east/2019/china-and-iran-flesh-out-strategic-partnership
[2] یک رسانه انگلیسی: سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چینیها در ایران
https://www.entekhab.ir/fa/news/499519
[3] چند خبر درباره استعمار آفریقا توسط چین
https://shakeri.net/4215
@zadolmosafer
@maktubaat
#شاکری
باسمه تعالی
🔹 امروز به خبری برخورد کردم که درباره امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین، در سفر اخیر ظریف به چین بود.[1] این خبر، البته با جزئیات کمتر، در رسانههای ایران هم بازتاب داشت.[2]
🔸قبلاً در مقاله دیگری با عنوان «چند خبر درباره استعمار آفریقا توسط چین» درباره روش استعماری چین، توضیح داده بودم. [3] بطور خلاصه روش چین این است که برای یک پروژه وام میدهد، و جزء شرایط آن این است که شرکتهای چینی در قراردادهای توسعه آن پروژه اولویت داشته باشند. یکی از شرایط وام این است که در صورتی که زمان سررسید وام فرارسید و توان پرداخت وام وجود نداشت، بندر و یا بخشی از سرزمین یا به تملک چین درآید و یا برای طولانی مدت به این کشور اجاره داده شود. از این به بعد وظیفه شرکتهای چینی دخیل در پروژه این است که تمام تلاش خود را بکنند که وام قابل پرداخت نباشد، تا بتوان بنادر و سرزمین را مالک شد.
🔹 چین همین نسخه را برای تصرف بندر مومباسا در کنیا و بندر Hambantota سریلانکا، و مناطق متعدد دیگر، با موفقیت بکار گرفت.
🔹 یکی از مفاد توافق استراتژیک جدید این است که چین ۲۸۰ میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، و ۱۲۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای تولید و حمل و نقل ایران، سرمایهگذاری کند. حفاظت از تجهیزات فنی چین را نیروهای نظامی این کشور به عهده خواهند گرفت، و در مرحله اول ۵ هزار نفر نیروی چینی برای حفاظت از منافع چین وارد کشور میشوند. در مجموع چین تا ۳۲ درصد تخفیف روی قیمت همه محصولات نفتی و پتروشیمی ایران نیز دریافت میکند.
🔸 این قرارداد همه مشخصات قراردادهای استعماری با کشورهای درجه ۳ و ۴ را دارد، و همان نتایجی که دیگران از آن گرفتهاند، را باید انتظار داشت: از دست دادن کنترل منابع طبیعی و بنادر.
🔹 سرمایهگذاری چین روی بنادر و جادهها، به معنی حفاظت از آنها توسط نیروهای نظامی چین است. براساس اصل ۱۴۶ قانون اساسی ایران «استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفادههای صلحآمیز باشد ممنوع است.» هرچند چینیها در مرحله اول پایگاه نظامی تاسیس نخواهند کرد، اما وقتی برای شروع کار خود اجازه حضور ۵ هزار نیروی نظامی را میگیرند، قطعا در مراحل بعدی تعداد این نیروها به حدی خواهد بود که بتوانند سلطه خود بر بنادر را حفظ کنند.
🔴 سیاست «نه شرقی و نه غربی»
🔹 شاید بعضی مردم عوامی فکر کنند که این سیاست به معنی انزواطلبی و ارتجاع بود. اما واقعیت این است که سیاست «نه شرقی و نه غربی» برای این طراحی شد که ایران صحنه درگیری قدرتهای جهانی نباشد و از منافع ملی خود برای غلبه یک طرف بر طرف دیگر، هزینه نکند. قرارداد استراتژیک ۲۵ ساله با چین، دقیقا برخلاف این مطلب است. زمانی که آمریکا و چین پنجه در پنجه انداخته، و جنگ را تا جایی که یک طرف دیگری را از پای درآورد ادامه میدهند، قرار گرفتن ایران در جبهه چین به معنی این است که فرصتی به این دو کشور داده میشود تا دعواهای خود را در زمین ایران حل و فصل کنند.
[1] China and Iran flesh out strategic partnership
https://www.petroleum-economist.com/articles/politics-economics/middle-east/2019/china-and-iran-flesh-out-strategic-partnership
[2] یک رسانه انگلیسی: سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چینیها در ایران
https://www.entekhab.ir/fa/news/499519
[3] چند خبر درباره استعمار آفریقا توسط چین
https://shakeri.net/4215
@zadolmosafer
@maktubaat
📝 طبیعت فساد مخفی نیست و افشاگری نیاز ندارد | #شاکری
🔹 بعضی سایتهای اینترنتی و کانالهای تلگرام را دیدهام که تمام همّ و غمّ آنها افشای اسناد دله دزدی آقازادهها و وابستگان به نظام است. طبعا مخاطبین این مطالب هم زیاد هستند، و مردم چنین اخباری را پیگیری میکنند.
🔸 در حالی که فساد اصلی همان چیزی است که در جلوی چشم همه هست، و بقدری گسترده و واضح است که کسی نسبت به آن حساسیت نداشته، و عکسالعمل نشان نمیدهد. برای مقابله با فساد کافی است که توجه مردم به همان چیزهایی که در جلوی چشم آنها هست، و فقط بخاطر زیاد دیدن، برایشان عادی جلوه میکند، جلب شود.
🔹 نکته مهم این است که فساد سیستمی واضحتر از آن است که کسی بخواهد درباره آن افشاگری کند. افشاگری درباره فساد، با مدارک مخدوش و ادعاهای غیرقابل اثبات در دادگاه، نتیجهای جز ناامیدی و سرخوردگی ندارد.
🔸 تصور عموم این است که اختلاس چند میلیاردی از بانک نشانه فساد است. در حالی که چنین فسادهایی در قبال اصل وجود بانک، ارقام قابل صرفنظر به حساب میآیند.
🔹 ارز بدون پشتوانه و سیستم بانکی موجود، برای دزدی اموال مردم و زیاد کردن فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی طراحی شده است. بانکهای ربوی با بهره بالا، سالانه صدها هزار میلیارد تومان از ثروت مردم را از جیب مردم در میآورند و به جیب صاحبان بانکها میریزند. اگر همین خبر را در کانالهای افشاگری بنویسند، همه مخاطبین با تمسخر از آن عبور میکنند؛ در حالی که اصل فساد همین است. گشتن دنبال یک آقازاده آفتابهدزد که چند میلیارد اختلاس کرده، حواس مردم را از امالفساد اصلی پرت میکند و به آنها آدرس غلط میدهد.
🔹 نمونه دیگری که میتوانم به عنوان شاهد برای این مدعا بیاورم، داستان رئیس قبلی دستگاه قضایی، صادق لاریجانی، است. ایشان در نامه خود به آقای یزدی چنین گفته بود:
« بنده سینهام خزانه الاسرار اتهامات مجموعهای از معاونان، قائم مقامان و آقازادههای مسئولان و شخصیت هاست»
🔸 آنچه که گفته همان چیزی است که در اصطلاح سیاسی به آن Insurance Policy میگویند. این کلمه به معنی مدارک و شواهدی است که یک نفر پیش خود نگه میدارد، تا دشمنانش هوس آزار او را نداشته باشند؛ و با این کار خود را بیمه کند.
🔹 چنین کاری را از هر کسی میشود انتظار داشت، بجز قاضی. چون وظیفه قاضی این است که بر اساس مدارک فساد، دادگاه تشکیل دهد و متهمین را عادلانه محاکمه و مجازات کند. عدم انجام این کار به معنی شراکت در جرم توسط رئیس قضا است.
🔸 بنابراین اگر فرض کنیم در سینه مخزنالاسرار صادق لاریجانی ۳۰۰ مدرک جرم از مسئولین و افراد مرتبط به آنها نگهداری شده، باید حداقل ۳۰۰ حکم اعدام برای او صادر شود.
🔹 فساد اصلی این است که ایشان علنی اعلام میکند که مدارکی را برای بیمه کردن خود نگه داشته تا کسی با او کاری نداشته باشد. اثبات جرم این فرد هم ساده است و خود او علنا به جرم خود اعتراف دارد. او چند سال پیش هم چنین حرفی را زده بود؛ و اگر قرار بود که بخاطر این جرم علنی محاکمه شود، سالها پیش باید این اتفاق میافتاد.
🔸 پرت کردن حواس مردم از فسادهای اصلی و مشغول کردن ذهن آنها به جرائمی که بعضا در دادگاه قابل اثبات و محاکمه نیست، یکی از شگردهای خود اهل فساد است.
@maktubaat
🔹 بعضی سایتهای اینترنتی و کانالهای تلگرام را دیدهام که تمام همّ و غمّ آنها افشای اسناد دله دزدی آقازادهها و وابستگان به نظام است. طبعا مخاطبین این مطالب هم زیاد هستند، و مردم چنین اخباری را پیگیری میکنند.
🔸 در حالی که فساد اصلی همان چیزی است که در جلوی چشم همه هست، و بقدری گسترده و واضح است که کسی نسبت به آن حساسیت نداشته، و عکسالعمل نشان نمیدهد. برای مقابله با فساد کافی است که توجه مردم به همان چیزهایی که در جلوی چشم آنها هست، و فقط بخاطر زیاد دیدن، برایشان عادی جلوه میکند، جلب شود.
🔹 نکته مهم این است که فساد سیستمی واضحتر از آن است که کسی بخواهد درباره آن افشاگری کند. افشاگری درباره فساد، با مدارک مخدوش و ادعاهای غیرقابل اثبات در دادگاه، نتیجهای جز ناامیدی و سرخوردگی ندارد.
🔸 تصور عموم این است که اختلاس چند میلیاردی از بانک نشانه فساد است. در حالی که چنین فسادهایی در قبال اصل وجود بانک، ارقام قابل صرفنظر به حساب میآیند.
🔹 ارز بدون پشتوانه و سیستم بانکی موجود، برای دزدی اموال مردم و زیاد کردن فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی طراحی شده است. بانکهای ربوی با بهره بالا، سالانه صدها هزار میلیارد تومان از ثروت مردم را از جیب مردم در میآورند و به جیب صاحبان بانکها میریزند. اگر همین خبر را در کانالهای افشاگری بنویسند، همه مخاطبین با تمسخر از آن عبور میکنند؛ در حالی که اصل فساد همین است. گشتن دنبال یک آقازاده آفتابهدزد که چند میلیارد اختلاس کرده، حواس مردم را از امالفساد اصلی پرت میکند و به آنها آدرس غلط میدهد.
🔹 نمونه دیگری که میتوانم به عنوان شاهد برای این مدعا بیاورم، داستان رئیس قبلی دستگاه قضایی، صادق لاریجانی، است. ایشان در نامه خود به آقای یزدی چنین گفته بود:
« بنده سینهام خزانه الاسرار اتهامات مجموعهای از معاونان، قائم مقامان و آقازادههای مسئولان و شخصیت هاست»
🔸 آنچه که گفته همان چیزی است که در اصطلاح سیاسی به آن Insurance Policy میگویند. این کلمه به معنی مدارک و شواهدی است که یک نفر پیش خود نگه میدارد، تا دشمنانش هوس آزار او را نداشته باشند؛ و با این کار خود را بیمه کند.
🔹 چنین کاری را از هر کسی میشود انتظار داشت، بجز قاضی. چون وظیفه قاضی این است که بر اساس مدارک فساد، دادگاه تشکیل دهد و متهمین را عادلانه محاکمه و مجازات کند. عدم انجام این کار به معنی شراکت در جرم توسط رئیس قضا است.
🔸 بنابراین اگر فرض کنیم در سینه مخزنالاسرار صادق لاریجانی ۳۰۰ مدرک جرم از مسئولین و افراد مرتبط به آنها نگهداری شده، باید حداقل ۳۰۰ حکم اعدام برای او صادر شود.
🔹 فساد اصلی این است که ایشان علنی اعلام میکند که مدارکی را برای بیمه کردن خود نگه داشته تا کسی با او کاری نداشته باشد. اثبات جرم این فرد هم ساده است و خود او علنا به جرم خود اعتراف دارد. او چند سال پیش هم چنین حرفی را زده بود؛ و اگر قرار بود که بخاطر این جرم علنی محاکمه شود، سالها پیش باید این اتفاق میافتاد.
🔸 پرت کردن حواس مردم از فسادهای اصلی و مشغول کردن ذهن آنها به جرائمی که بعضا در دادگاه قابل اثبات و محاکمه نیست، یکی از شگردهای خود اهل فساد است.
@maktubaat
Telegram
رسانه مکتوبات
طبیعت فساد مخفی نیست و افشاگری نیاز ندارد
@maktubmedia
@maktubmedia