🔻جنگ رمضان: نوشته هفدهم: درباره آقاکمال و گوهری به نام خوشتربیتی
۲۱ فرودین ۱۴۰۵
🔸 دیشب خبر آمد که دکتر سید کمال خرازی وزیر اسبق خارجه نهایتا به همسر شهیدهشان پیوسته و سفر ابدی خویش را آغاز کرده است. طوبی له.
شناخت من و نسل من از او به دولت نخست اصلاحات و تنشهای آن روزها برمیگردد. به ویژه با پرونده ۱۱ سپتامبر و حملات امریکا به عراق و افغانستان و مهمتر از همه پرونده جنجالی عادیسازی روابط با امریکا در ازای دستکشیدن از حمایت از مقاومت لبنان. (داستانی که البته مانند بسیاری از پروندههای مشابه سیاسی دستمایه منازعات داخلی شده و هیچگاه صحت و سقمش مشخص نشد.) بگذریم.
🔹 از آن سالها بسیار گذشت تا در سفری به سرپرستی دکتر خرازی (در مقام ریاست شورای روابط خارجی) در قالب هیئتی ایرانی برای نشستی چندروزه با چهرههای عربی مخالف و منتقد ایران عازم دوحه قطر شدیم. در آن سفر چیز زیادی از شخصیت دکتر دستگیرم نشد جز تواضع، حجب و حیای ذاتی و گیرایی و نفوذ کلام.
چند روز بعد و در بازگشت به وطن و به دعوت دکتر عراقچی دبیر وقت شورا برای جلسهای در خصوص یکی از کشورهای بحرانزده همسایه برای اولین و آخرین بار به شورا رفتم.
جلسه با حضور دکتر خرازی و دکتر عراقچی و سفیر وقت ایران در آن کشور و جمعی از کارشناسان نهادهای حاکمیتی برگزار شد.
ارائه سفیر محترم وقت که از قضا دستپرورده شخص آقای دکتر خرازی در #واخ بود آکنده از حمله به نهاد رقیب و طعنه و نیش زبان به ایشان بود.
از خدا چه پنهان من خود با برخی از حرفهای سفیر همدل بودم و آن را درست میدانستم.
برداشتم این بود که با توجه به اردوگاه سیاسی و عقبه صنفی مشترک و عدمحضور نمایندهای از آن نهاد، دکتر خرازی نیز حرفهای سفیر را تایید کرده یا لااقل با تساهل از کنار قضیه عبور خواهد کرد.
برعکس آنچه تصور میکردم، هرچه سفیر حملاتش را تشدید میکرد صورت دکتر خرازی برافروختهتر و سرختر میشد اما این باعث نشد سخنان سفیر را قطع کند.
ارائه که تمام شد، دکتر خرازی با صراحت تمام و البته متانت همیشگی رو به سفیر کرده و با عتاب گفت آقای فلانی کانه شما در این مملکت مسئولیت نداشتهاید. مگر شما در جلسات شعام حاضر نبودید و ندیدید که اینها تصمیمات کلیت نظام است و نه یک نهاد خاص. اصلا مگر در ایران میشود یک نهاد خودش تصمیم بگیرد و یک تنه اجرا کند؟ از شما عجیب است برادر! حرفهایی نزنید که وهن خودتان و مجموعه وزارت خارجه باشد.
🔸 الغرض چیزی که از این رفتوبرگشت کلامی دست من را گرفت این بود که دکتر خرازی میتوانست سکوت کند. نهاد مربوطه هم خود غیبت کرده و در جلسه حاضر نبود تا لازم باشد ایشان نانی قرض بدهد یا بخواهد با ریشسفیدی مرافعه را رتق و فتق کند. اما قوه انصاف و وجدان مانع از سکوت این پیرمرد هشتادساله شد. وارد جدل با همصنفی خود شد تا حقی از کسی (و لو نهاد رقیب) تضییع نشود.
🔹 من پس از آن دیگر دکتر خرازی را هرگز ندیدم. اما آن مواجهه، نقشی مهم در خلق و تثبیت مفهوم #خوش_تربیتی در ذهن این کمترین داشت.
خوشتربیتی میتواند از آدمی حتی با باوری غیرصواب نیز حُر و زهیر بسازد. و #بدتربیتی میتواند از شخصیتی با صائبترین باورها، هیولایی هفتسر چون شمر . (خرازی که سمبل خوشتربیتی و صائبالفکری بود)
باور نمیکنید؟ به سرنوشت متفاوت برخی از چهرههای ایرانی در این چندساله و به ویژه این یکساله نگاهی کنیم.
آنکس که سمبل تفکر انقلابی بود حالیه بوق تبلیغاتی ارزانقیمت پهلوی و اسرائیل شده است. و آنکه روزگاری نماد وادادگی و خیانت تلقی میشد، حالیه تا پای جان در کنار وطنش ایستاده است. این چرخشها و برونریختن گوهرهای شخصیتی یا چرکآبههای روحی بیش از هر چیز به تربیت فرد بازمیگردد.
مصادیقی از سقوط سیاسی و فکری که این سالهای اخیر دیدهایم نه آن روز که سوپرانقلابی بودند، خوشتربیت بودند نه امروز که بوی سقوط به مشامشان خورده و اردوگاه عوض کردهاند. روی دیوار اینها نمیشود یادگاری نوشت.
برعکس آنها که برای سالها هزینه داده و فحش خوردند و حتی در جاا زندان رفتند اما در بزنگاه انتخاب، میان آنچه بر خودشان رفت و وطن دومی را انتخاب کردند، هم آن زمان خوشتربیت بودند و هم این زمان.
🔸 میتوان به خرازیها و شمخانیها و لاریجانیها نقدهای زیادی داشت. شهادتشان هم باعث نمیشود مقدس و غیرقابل نقد شوند.
سخن از عصمتتراشی نیست. اما در اینکه نجابت و خوشتربیتی از بنیادهای رفتاری مشترک میان تمام ایشان بود نباید تردید کرد. و انصاف و توان تفکیک ناراحتی شخصی از مصلحت عامه یکی از شاخصههای مهم این خوشتربیتی بود.
🔹 چندسالی است که ملاک اول من برای قبول ارتباط با هر فردی، تربیت اوست و نه ضرورتا عقیدهاش. امروز بر این باورم که در تعیین سرنوشت یک فرد مهمتر از باور امروزیاش، میزان #خوشتربیتی یا #بدتربیتی ریشهدار وی است.
🖌️دکتر هادی معصومی زارع
@makshufat
۲۱ فرودین ۱۴۰۵
🔸 دیشب خبر آمد که دکتر سید کمال خرازی وزیر اسبق خارجه نهایتا به همسر شهیدهشان پیوسته و سفر ابدی خویش را آغاز کرده است. طوبی له.
شناخت من و نسل من از او به دولت نخست اصلاحات و تنشهای آن روزها برمیگردد. به ویژه با پرونده ۱۱ سپتامبر و حملات امریکا به عراق و افغانستان و مهمتر از همه پرونده جنجالی عادیسازی روابط با امریکا در ازای دستکشیدن از حمایت از مقاومت لبنان. (داستانی که البته مانند بسیاری از پروندههای مشابه سیاسی دستمایه منازعات داخلی شده و هیچگاه صحت و سقمش مشخص نشد.) بگذریم.
🔹 از آن سالها بسیار گذشت تا در سفری به سرپرستی دکتر خرازی (در مقام ریاست شورای روابط خارجی) در قالب هیئتی ایرانی برای نشستی چندروزه با چهرههای عربی مخالف و منتقد ایران عازم دوحه قطر شدیم. در آن سفر چیز زیادی از شخصیت دکتر دستگیرم نشد جز تواضع، حجب و حیای ذاتی و گیرایی و نفوذ کلام.
چند روز بعد و در بازگشت به وطن و به دعوت دکتر عراقچی دبیر وقت شورا برای جلسهای در خصوص یکی از کشورهای بحرانزده همسایه برای اولین و آخرین بار به شورا رفتم.
جلسه با حضور دکتر خرازی و دکتر عراقچی و سفیر وقت ایران در آن کشور و جمعی از کارشناسان نهادهای حاکمیتی برگزار شد.
ارائه سفیر محترم وقت که از قضا دستپرورده شخص آقای دکتر خرازی در #واخ بود آکنده از حمله به نهاد رقیب و طعنه و نیش زبان به ایشان بود.
از خدا چه پنهان من خود با برخی از حرفهای سفیر همدل بودم و آن را درست میدانستم.
برداشتم این بود که با توجه به اردوگاه سیاسی و عقبه صنفی مشترک و عدمحضور نمایندهای از آن نهاد، دکتر خرازی نیز حرفهای سفیر را تایید کرده یا لااقل با تساهل از کنار قضیه عبور خواهد کرد.
برعکس آنچه تصور میکردم، هرچه سفیر حملاتش را تشدید میکرد صورت دکتر خرازی برافروختهتر و سرختر میشد اما این باعث نشد سخنان سفیر را قطع کند.
ارائه که تمام شد، دکتر خرازی با صراحت تمام و البته متانت همیشگی رو به سفیر کرده و با عتاب گفت آقای فلانی کانه شما در این مملکت مسئولیت نداشتهاید. مگر شما در جلسات شعام حاضر نبودید و ندیدید که اینها تصمیمات کلیت نظام است و نه یک نهاد خاص. اصلا مگر در ایران میشود یک نهاد خودش تصمیم بگیرد و یک تنه اجرا کند؟ از شما عجیب است برادر! حرفهایی نزنید که وهن خودتان و مجموعه وزارت خارجه باشد.
🔸 الغرض چیزی که از این رفتوبرگشت کلامی دست من را گرفت این بود که دکتر خرازی میتوانست سکوت کند. نهاد مربوطه هم خود غیبت کرده و در جلسه حاضر نبود تا لازم باشد ایشان نانی قرض بدهد یا بخواهد با ریشسفیدی مرافعه را رتق و فتق کند. اما قوه انصاف و وجدان مانع از سکوت این پیرمرد هشتادساله شد. وارد جدل با همصنفی خود شد تا حقی از کسی (و لو نهاد رقیب) تضییع نشود.
🔹 من پس از آن دیگر دکتر خرازی را هرگز ندیدم. اما آن مواجهه، نقشی مهم در خلق و تثبیت مفهوم #خوش_تربیتی در ذهن این کمترین داشت.
خوشتربیتی میتواند از آدمی حتی با باوری غیرصواب نیز حُر و زهیر بسازد. و #بدتربیتی میتواند از شخصیتی با صائبترین باورها، هیولایی هفتسر چون شمر . (خرازی که سمبل خوشتربیتی و صائبالفکری بود)
باور نمیکنید؟ به سرنوشت متفاوت برخی از چهرههای ایرانی در این چندساله و به ویژه این یکساله نگاهی کنیم.
آنکس که سمبل تفکر انقلابی بود حالیه بوق تبلیغاتی ارزانقیمت پهلوی و اسرائیل شده است. و آنکه روزگاری نماد وادادگی و خیانت تلقی میشد، حالیه تا پای جان در کنار وطنش ایستاده است. این چرخشها و برونریختن گوهرهای شخصیتی یا چرکآبههای روحی بیش از هر چیز به تربیت فرد بازمیگردد.
مصادیقی از سقوط سیاسی و فکری که این سالهای اخیر دیدهایم نه آن روز که سوپرانقلابی بودند، خوشتربیت بودند نه امروز که بوی سقوط به مشامشان خورده و اردوگاه عوض کردهاند. روی دیوار اینها نمیشود یادگاری نوشت.
برعکس آنها که برای سالها هزینه داده و فحش خوردند و حتی در جاا زندان رفتند اما در بزنگاه انتخاب، میان آنچه بر خودشان رفت و وطن دومی را انتخاب کردند، هم آن زمان خوشتربیت بودند و هم این زمان.
🔸 میتوان به خرازیها و شمخانیها و لاریجانیها نقدهای زیادی داشت. شهادتشان هم باعث نمیشود مقدس و غیرقابل نقد شوند.
سخن از عصمتتراشی نیست. اما در اینکه نجابت و خوشتربیتی از بنیادهای رفتاری مشترک میان تمام ایشان بود نباید تردید کرد. و انصاف و توان تفکیک ناراحتی شخصی از مصلحت عامه یکی از شاخصههای مهم این خوشتربیتی بود.
🔹 چندسالی است که ملاک اول من برای قبول ارتباط با هر فردی، تربیت اوست و نه ضرورتا عقیدهاش. امروز بر این باورم که در تعیین سرنوشت یک فرد مهمتر از باور امروزیاش، میزان #خوشتربیتی یا #بدتربیتی ریشهدار وی است.
🖌️دکتر هادی معصومی زارع
@makshufat
❤9